درباره من

sajedi

کارمند و کارشناس دانشگاه
علاقه مند به اصلاح اوضاع این دانشگاه ، این کشور ، و نظام اسلامی آن

علاقه مند به تلاش با همه توان .

Menu:

آخرين مطالب بروز شده

موضوعات

کلی [2]


پيوندها

کلی


نظرسنجی


اتحاديه

RSS 0.90
RSS 1.0
RSS 2.0
Atom 0.3


costomized

fumblog

ننویسیم، نگوییم، نخوانیم، نشنویم،

ساجدی محمد | 23 June, 2016 18:51

بسمه  تعالی

ننویسیم، نگوییم، نخوانیم، نشنویم، نبینیم، پس چگونه به سمت اصلاح و رفع ایرادات گام برداریم؟

موضوع اخراج 50 نفر از کارکنان بخش خدمات دانشگاه به ضرورت محدودیت های مالی موجود را که شنیده اید؟

ماه رمضان، خانواده ای که ممر درآمد خویش را از دست می دهد، کودکی که بدلیل بیکاری پدر، پدر و مادر نمی توانند برای درمان بیماری او را به بیمارستان یا پزشک برسانند، اجاره خانه ای که پرداخت نخواهد شد، غصه هایی که در این خانواده ها حاکم خواهد شد، و   و   و

اینها قصه نیست؛ غصه هایی است در همین دانشگاه؛ حقایقی جلوی چشم ما؛ و نمی دانم چگونه می توان از این حقایق عبور کرد؟

نقش ما و قصور ما در این قصه کجاست؟ ما که از حقوقی ثابت و (به لطف الهی ) نسبتاً خوب برخورداریم، آیا می فهمیم که کسانی که اخراج شده اند همان هایی بوده اند که حداقل حقوق را دریافت می کرده اند؟

من کاری ندارم به الزاماتی که دانشگاه و مدیران محترم آن با آن روبرو هستند، و نمی خواهم در خصوص عملکرد مدیران قضاوت کنم؛ و کاری ندارم به قوانینی که در جایی بسیار دور از این افراد نوشته و خوانده می شود، ولی می خواهم توجه خود و شما را به تأثیر و نقش ما در این داستان غم انگیزی که برای این اعضای مظلوم دانشگاه اتفاق افتاده است، جلب نمایم.

مظلوم، چون دستشان و زبانشان به هیچ جا نمی رسد.

این دانشگاه  با این همه عظمت چرا در تأمین حقوق این 50 نفر که جمعاً شاید به 80 میلیون تومان در ماه هم نرسد، باید درمانده شده و درنتیجه پایین دست ترین افراد خود را (که البته بصورت شرکتی هستند،) اخراج نماید.

می خواهم به خودم و به شما یادآوری نمایم، هنگامی که ما و شما در اسراف امکانات دانشگاه گوی سبقت می ربودیم، و هنگامی که برخی از ما و شما هیچ ارزشی برای انرژی و هزینه های گزاف آن قایل نیستیم بلکه راحتی خود را بر هر چیز ترجیح می دهیم، و هنگامی که ما و شما از امکانات متنوع دانشگاه برای اهداف شخصی خود بهره می بریم، و نیز درصدد تلاش برای اصلاح این دانشگاه نیستیم،

مطمئناً شریک در ناتوانمند شدن دانشگاه می شویم.

تصور و عادت کرده ایم که دانشگاه چاه نفت بی پایانی است که هرکس زرنگ تر و باهوش تر است، دست پر تری از دانشگاه  با خود می برد.

آیا ما شریک در بدبختی های آن گروه قلیل اخراج شده، نخواهیم بود؟

می ترسم و باید بترسیم از روزی که پرونده گناهان ما را بگشایند و گناه آسیب های متعدد و مختلفی که به آن گروه اخراج شده و نیز همه بیکاران و ناتوانان جامعه را در پرونده خود ببینیم؛ که آن روز نه جای بازگشت دارد و نه جای توبه و عذر.

اگر خداوند بهره ای از هوش سرشار و شرایطی برای بهره برداری از این هوش سرشار، در دستان ما قرار داد، و اگر امروزه اغلب ما (در این شرایط بیکاری و تورم و رکود جامعه،) از حقوق خوب و یا عالی برخوردار بوده و از این جهت خیالمان راحت است، آیا بندگان ویژه پروردگار بوده ایم و یا بده و بستان خاصی با او داشته ایم؟ و یا اینکه همه اینها امانت و امتحان الهی است؟

از این امکانات متنوع دانشگاه آیا برای پرکردن جیب ها بهره برده ایم و یا به عنوان عضوی از گروه دانشمندان جامعه در صدد برطرف ساختن مشکلات ضعفا و مستضعفین جامعه خویش بوده ایم؟

نمی دانم مای دانشگاهی چگونه می توانیم گناه تساهل و تسامح در مقابل اخراج این 50 نفر و گناه تساهل و تسامح در مقابل همه مشکلات کشور را توجیه نماییم؟ و چگونه خواهیم توانست جواب پروردگار را بدهیم؟

اما این را می دانم که من کارمند دانشگاه، استاد محترم دانشگاه، مدیران محترم دانشگاه، دانشجویان دانشگاه، پرسنل شرکتی و خدماتی و همه اعضای دانشگاه، باید همه همت خود را صادقانه و خالصانه در راه اصلاح این دانشگاه قرار دهیم؛ که به فرموده حضرت امام (ره) اگر دانشگاه اصلاح شود همه کشور اصلاح می شود.

باید تلاش کنیم چنان دانشگاه آبادی بسازیم که ناچار به اخراج اعضای خود نشود.

اعضایی که چون نام شرکتی بر آنها نهاده شده است؛ از همه امکانات محروم بوده و باید با حداقلهای حقوق زندگی کنند و اگر دانشگاه نیز دچار بحران مالی شود، اولین کسانی که اخراج می شوند همانها هستند.

آنها امتحان ما در این دنیا هستند؛ پس بنگریم که چگونه از این امتحان عبور خواهیم کرد.

آنکه می تواند با قلمی، یا قدمی، یا اقدامی هرچند اندک، در جهت رفع مشکلات این قشر زحمت کش ضعیف، گامی بردارد.

خدا می داند که هیچ کدام این افراد هیچ نسبتی و یا حتی دوستی با اینجانب ندارد؛ و این را گفتم که تصور نشود بخاطر خواسته های شخصی این حرفها گفته شد.

و حتی به جز یک نفر که سه ماه بود کار آبدارخانه و چایی حوزه ما را برعهده داشت، حتی بقیه اخراج شده ها را هم نمی شناسم.

تقاضا می کنم که  برای درک این مسئله، خود را و یا فرزندان خود را به جای این افراد قرار دهیم؛

و تقاضا می کنم که از همین امروز برای ساختن این دانشگاه به کمک هم بشتابیم.

سکوت، سکون، توقف تساهل و تسامح در این خصوص، مطمئناً ما را شریک در گناه این قصه پر غصه خواهد ساخت.

قبول نداریم؟ منتظر باشیم تا آن دنیا؛ که البته زمان زیادی هم باقی نمانده است.

 

همچنین از دوستان و بزرگوارانی که مدام این نوشته ها و نویسنده را سرزنش می کنند، و چه بسا شاید جلوی آن را بگیرند، تقاضا دارم به این بیندیشند که : نگوییم، نخوانیم، ننویسیم، نبینیم، گامی برنداریم، پس چگونه برای اصلاح این دانشگاه و این کشور تلاش کنیم.

چگونه پاسخ الهی را بدهیم.

 

 

با احترام

محمد ساجدی

تیرماه 95

9155161524

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

موضوع کلی . نظر دهيد: (3). بازتاب:(0). لینک همیشگی

سلام و آغاز

ساجدی محمد | 17 June, 2016 13:00

با سلام به همه خوانندگان محترم و بازدید کنندگان این وبلاگ

سؤالات زیادی در ذهن من و شما هست

اینکه  چرا وضعیت کشور ما با داشتن این همه منابع غنی  مادی و معنوی ، برخورداری از بهترین و شایسته ترین انسانها ، با هوش ترین افراد ، بیشترین درصد منابع معدنی و امکانات فیزیکی ، و.... همچنان با شدید ترین مشکلات معیشتی دست و پنجه نرم می کند ؟

چرا هنوز در این شهر مقدس مشهد بیش از 10 هزار خانواده زیر زیر خط فقر هستند ؟

چرا در حداقل های پیشرفت و تعالی متوقف مانده ایم ؟

 

جواب این سؤالات را روزی که برای بازدید پژوهشکده زعفران تربت حیدریه رفته بودیم ، یافتم . ادامه مطلب

موضوع کلی . نظر دهيد: (0). بازتاب:(0). لینک همیشگی