جديدترين مقالات مرتبط با مدیریت فناوری اطلاعات
ارسال شده توسط احمد محمدی | 25 12, 2016 | بازدید‌ها (92)

BPM مخفف یا سر واژه عبارت  Business Process Management و به معنی مدیرت فرآیندهای کسب و کار و مفهومی مدیریتی و حتی شاید دیگر بتوان گفت مفهومی گسترده و میان رشته ای است.
BPMS مخفف یا سر واژه عبارت Business Process Management System و به معنی سیستم های مدیرت فرآیندهای کسب و کار است. BPMS ها، بعنوان مجموعه ای از ابزارهای مدیریتی سعی دارند تا به سازمان ها کمک کنند تا مفاهیم و نگاه مطرح در نظریات BPM را پیاده سازی نمایند.
BPMN نیز همانگونه که در مطلبی دیگر توضیح داده شد مخفف یا سر واژه عبارت Business Process Model & Notation می باشد که به مجموعه ای از علائم، نشانه ها و شیوه ای استاندارد برای مدل سازی فرآیندهای کسب و کار اطلاق می شود که با استفاده از این زبان نمادین مدلسازی می توانیم فرآیندهای کسب و کار خود را مدلسازی کنیم. حال این فرایندهای مدلسازی شده می توانند توسط ابزارهای BPMS به منظور تحلیل، شبیه سازی، اجرا و ... بکارگرفته شوند.
با توجه با آنچه در بالا به آن اشاره شد هر چه پیشتر می آییم، نگاه جزء تر و ابزاری تر می شود و جامعیت مفهوم BPM نسبت به BPMS و همچنین BPMS نسبت به BPMN به خوبی قابل درک است.

نویسنده : حجت جوادی
ارسال شده توسط احمد محمدی | 25 12, 2016 | بازدید‌ها (34)

   

 

ERP and best of breed  :  a comparative analysis

http://www.emerald-library.com/ft

 

چکیده:

نرم‌افزار برنامه‌ریزی منابع سازمان(ERP)‌ پلت‌فرم راهبردی برتر برای حمایت از فرایندهای تجاری بنگاه‌ بشمارمیرود. با این حال به دلیل عدم انعطاف‌پذیری و عدم تامین نیازهای خاص سازمان و صنایع مورد انتقاد قرار گرفته است. (Best of Breed( BoB (بهترین نوع تولید)، مولفه‌های یک بسته‌ استاندارد و/یا نرم‌افزار سفارشی را ترکیب می‌کند. هدف، ایجاد یک سیستم سازمانی است که فرایند‌های کسب و کار یک سازمان ، همراستایی بیشتری داشته باشند. موردکاوی پیاده‌سازی BoB ، تحلیل طبیقی مسائل مرتبط با این راهبرد و گزینه فروشنده ERP را تسهیل می‌کند. این مقاله، تفاوت پیچیدگی پیاده‌سازی، سطح عاملیت، پتانسیل همراستایی فرایند کسب و کار و نگهداری مرتبط با آن را آسان می سازد.

 

کلیدواژه: سیستم مدیریت منابع، سیستم‌های اطلاعاتی، پیاده‌سازی BPR


مقدمه

فروشندگان تشکیلات سیستم‌های برنامه‌ریزی براساس منابع بر چشم‌انداز IT تسلط دارند اما آنها در برخی از سازمان‌ها مشکل‌آفرین بوده‌اند. سیستم‌های ERP‌ عموماً برای غلبه بر دشواری‌های مرتبط با  پیاده‌سازی و توسعه سفارشی پیاده‌سازی روبرو میشوند چرا که آنها با داده های مشترک و مجموعه برنامه‌های یکپارچه، بنیان مناسبی را فراهم می‌آورند. با این حال اگر سازمان‌ها یک سیستم ERP را پیاده‌سازی کنند اما مدل کسب و کار ضمنی را با تغییر کد منبع تغییر دهند آنگاه ERP مشکلات کهنگی را بوجود آورده و معایب راهبرد IT مبتنی بر بسته استاندارد را از بین می‌برد. به عنوان مثال بسته‌های استاندارد می‌توانند سرعت توسعه را افزایش دهند، الزامات توسعه کارکنان را کاهش دهند و قابلیت مدرن پیوسته IT را از طریق بروزرسانی‌ها عرضه کنند. در حالی که مزایای مذکور قابل بحث و بررسی هستند اما تغییر اساسی نرم‌افزاری استاندارد :

  • مدت زمان توسعه را افزایش می‌دهد.
  • الزامات کارکنان در خلال و پس از پیاده‌سازی را افزایش می‌دهند.
  • قابلیت قبول بروزرسانی‌ها را کاهش می‌دهند.
  • استانداردسازی و یکپارچگی موردنیاز را خنثی می‌کنند.

از این گذشته فرایندهای کسب و کار در سیستم ERP متضمن نمایش بهترین رویه و یک مدل کسب و کار رقابتی‌تر به عنوان یکی از گزینه‌های ممکن مطرح می‌باشند. گرچه مسائل جاری، از سازمان‌ها در جریان مهندسی مجدد کار بصورت همزمان به نرم‌افزارهای استاندارد کمک می‌کنند، اما این کار پیچیدگی پیاده‌سازی را بیشتر خواهد ساخت. سازمان‌ها استدلال می‌کنند که عاملیت نرم‌افزار ERP غالباً وجود ندارد. مدل کسب و کار ضمنی به منزله خود فرایندهای کسب و کار و در نتیجه مهندسی مجدد آنها نیست. به عنوان مثال ریبوک با SAP کار کرده است تا بتواند بر مشکلات مذکور غلبه کند اما هنوز نمی‌تواند وارد وضعیت راهکار تک‌فروشنده شود. مدیران فناوری اطلاعات و کسب وکار استدلال می‌دارند که بسته های ERP تنها در یک کلاس از برنامه‌ها، عالی عمل می‌کنند. Peoplesoft با ماژول منابع انسانی خوبی همراه است و Oracle یک ماژول مالی خوب دارد. از این گذشته زمانی که سازمان‌ها به عاملیت بیشتر نیاز دارند، منتظر بروزرسانی نرم‌افزار ERP خواهند بود. مدیریت رابطه مشتری و مفاهیم تجارت مجازی یکی از دغدغه‌های مهم سالهای اخیر بوده‌اند و فروشندگان ERP باید با این ایده‌ها دست و پنجه نرم‌ کنند. طبیعتاً برخی از سازمان‌ها مجموعه برنامه‌های تشکیلاتی سفارشی خود را معروف به راهبرد فناوری اطلاعات BoB ابداع کرده‌اند. وعده آنها، انعطاف‌پذیری بیشتر و همراستایی نزدیک‌تر نرم‌افزارها با فرایندهای کسب و کار سازمان است. مورد آخر می‌تواند پیاده‌سازی سیستم IT و BPR‌ مرتبط با آنرا تسهیل کند. این مقاله از این پیشینه، مروری بر راهبرد BoB IT و یک موردکاوی پیاده‌سازی BoB برای انجام تحلیل تطبیقی دلالت‌های BPR استفاده می‌کند. قبول داریم که مسائل دیگر مانند هزینه فناوری مهم هستند اما در این مقاله نمی‌توانیم عمیقاً به آنها بپردازیم.

راهبرد BoB IT

 BoB و راهبرد نوظهور استفاده از برنامه‌ها و پلت‌‌فرم‌های مختلف در کل سازمان، موارد متفاوتی هستند. BoB اعلام یک راهبرد است؛ هدف آن یکپارچه‌سازی تشکیلات و جهت‌گیری فرایند می‌باشد. در مقابل این راهبرد نوظهور غالباً از بعد فنی و سازمانی پراکنده است و این باعث تقویت زمینه‌های کارکردی خواهد شد. BoB بر یکپارچه‌سازی نرم‌افزارهای استاندارد برای چندین فروشنده مبتنی است. جنرال‌موتورز برنامه‌های منابع انسانی PeopleSoft و برنامه مالی SAP را ترکیب کرده است. برخی از شرکت‌ها مانند مورد گزارش شده در این مقاله، به دلیل نبود بهترین نرم‌افزار استاندارد به ایجاد مولفه‌های اختیاری پرداخته‌اند. نقاط قوت BoB بر توانایی سازمان برای بهره‌گیری از کارکرد بهترین نرم‌افزار مبتنی می‌باشند. همچنین این رویکرد زیرساختاری را فراهم می‌آورد که پیاده‌سازی برنامه‌های جدید و بهبود‌یافته و فرایندهای کسب و کار را در خود جای می‌‌دهد و بدین وسیله قابلیت مدرن پایداری را در اختیار شرکت‌ها قرار خواهد داد. مزیت آخر BoB، میزان آسان‌سازی BPR است. بارها عنوان شده است که BPR مفهومی است که تحت تاثیر ساختار قرار می‌گیرد. بسیاری از مشکلات مرتبط با پروژه‌های ERP تک‌فروشنده، از بازگشت به ایده‌های شروع دوباره BPR نشأت می‌گیرند. در مقابل BoB، ساختار را به عنوان کلید موفقیت‌آمیز BPR‌ شناسایی می‌کند. زیرا اعضای سازمان می‌توانند مولفه‌های IT را براساس تفکرشان درباره میزان حمایت از فرایندهای سازمانی، انتخاب کنند. اعضای سازمان می‌توانند با انجام گزینش مناسب، از سیستم‌های جدید BPR اجرا شده مبتنی بر آن، به مقصود خود دست یابند.

روش پژوهش

این پژوهش براساس دو مصاحبه شخصی با دو نفر از پرسنل مهم پروژه BoB ، در یک سازمان محصولات فرهنگی جهانی تدوین شده است. مصاحبه‌ها دو تا سه ساعت طول کشیدند و هر شش ماه یکبار در مدت دو سال برگزار گردیدند. داده‌های مصاحبه با شواهد مکمل شامل برنامه‌های IT و طرح‌های کسب‌وکار و حساب‌های سالیانه تکمیل شدند. گردآوری داده‌ها از منابع مختلف، به مانند روش مثلثی عمل کرد که اعتبار درونی داده‌ها را ارتقا بخشید. با این حال این مورد به عنوان نتایج یک مطالعه طولی ارائه نشده است. هدف نویسنده، ارائه داده‌های قضیه انتخاب‌شده در سطح کلان برای تایید این نظریه است که سیستم ERP جایگزین دارند. مسائل مرتبط با سیستم‌های ERP از ادبیات دانشگاهی و تجاری و تحقیقات قبلی دو نویسنده یعنی هولاند و لایت اقتباس گردیده‌اند. این رویکرد امکان مقایسه سیستم‌های ERP و رویکرد BoB بخصوص از لحاظ تاثیر وارده بر فرایندهای کسب و کار و پیاده‌سازی BPR را فراهم می‌آورد.

موردکاوی یک تشکیلات جهانی

این موردکاوی، زمینه آشنایی با وضعیت را فراهم می‌آورد اما بر ابعاد راهبرد و پیاده‌سازی پروژه تاکید دارد. این تمرکز، بزرگترین پتانسیل را برای آزمایش تفاوت بین راهبردهای ERP و BoB فراهم می‌آورد؛ بخصوص زمانی که تاثیرگذاری بر BPR‌مدنظر باشد.

پیشینه

این مورد درباره تقسیم عملیات ضبط شرکت فرهنگی جهانی یعنی Global Entertainment است. گردش حساب این شرکت نزدیک به ۳ میلیارد دلار است و بیش از ۱۰۰۰۰واحد نگهداری کالا دارد. رقابت در این صنعت بر ظواهر هنرمندانه شرکت مبتنی است. خرده‌فروشان محصولات این شرکت در دهه گذشته میزان پیچیدگی مدیریت موجودی را افزایش داده‌اند بطوری که غالباً به موجودی کمتری نیاز دارند. چرخه حیات محصول نیز کاهش یافته است و بازارهای متنوعی مانند بازار موسیقی و رقص هندوستان نیز ظاهر گردیده‌اند.

دو بخش در شرکت وجود دارد. بخش بازاریابی رکوردها(ضبط شده ها)، آهنگ‌خوانی خوانندگان و بازاریابی محصولات فیزیکی نهایی مانند سی‌دی‌ها را مدیریت می‌کند. بخش عملیات، محصولات فیزیکی را به مصرف‌کننده تحول می‌دهد. بخش عملیات در گذشته یکی از قابلیت‌های هسته‌ای نبوده است و هنوز نیست؛ گرچه مدیریت شرکت متوجه شده است که این گزینه یکی از مسائل مهم است. بخش عملیات، کارکرد ‌مدار بوده است تا سرویس‌مدار و تیم‌ها در گروه‌های سازمانی فعالیت کرده‌اند. اولویت‌ها و نیازهای برتر قبلی بر کارکردهای متناظر آن دلالت دارند که برنامه‌های نرم‌افزاری مختلف و پلت‌فرم‌های متعددی وجود داشته‌اند. همچنین عدم وجود استانداردهای مدیریت پروژه و توسعه سیستم‌ها در کل بخش IT احساس می‌شود. نتیجه پنج واحد و راهبرد پراکنده  IT‌است.

مدیریت درک کرد که مهندسی مجدد عملیات زیرساخت IT ،تنها بخش کار موردنیاز است. این شرکت می‌خواست کارگروهی را تشویق کرده و بر تمایل به فردگرایی غلبه کند. این کار سطح اثربخشی خدمات و هزینه‌ها را ارتقا می‌دهد. این شرکت تصمیم گرفت تا سیستم موجود، سیستم جدید را پشتیبانی کند. هدف شرکت کاهش پلت‌فرم‌های متعدد سخت‌افزاری به دو یا سه مورد، رفتن به سمت نرم‌افزارهای استاندارد و پیاده‌سازی توسعه‌های سفارشی موردنیاز بود. به دلیل الزامات عاملیت عملکردهای کسب و کار، یک راهبرد BoB انتخاب گردید. سیستم‌های تک‌فروشنده در اولویت بودند اما آنها عاملیت و الزامات فرایند کسب و کار را پشتیبانی نمی‌کنند. بسته‌های ERP به عنوان عملکردهای متمرکز خاصی قلمداد می‌گردد که به سیستم‌های تشکیلاتی توسعه داده شده‌‌اند و در نتیجه بسیار ضعیف بودند. مدیر IT عنوان داشت که شرکت باید با سیستم ERP کار کند تا تقاضاهای عاملیتی را برآورده سازد. همچنین وی احساس کرد که ایجاد همرایی برای مهاجرت به سمت بسته‌های خاص را آسان‌تر سازد.

راهبرد مدیریت پروژه

 مدیر IT استفاده از تخصص خارجی و داخلی را متعادل ساخت. مدیر IT برای حفظ هزینه‌ها در سطح معقول و تضمین اینکه بنیان مهارت‌ مدیریت و پیاده‌سازی پروژه‌ها را می‌توان بصورت داخلی تولید کرد، تصمیم گرفت از مشاوران شرکت‌های بزرگ حسابداری استفاده کند. مهارت‌های فنی بیشتر از فروشندگان بخش‌های متناظر گرفته شدند. این کار باعث تضمین آشنایی با نرم‌افزار‌ها شد و مشکلات پیاده‌سازی ERP تک‌فروشنده را برطرف کرد؛ در این موارد مشاوران غالباً تجربه اندکی را در رابطه با محصول دارا بودند. از تعداد معدودی تدوین‌کننده به حالت قراردادی استفاده شد. پرسنل داخلی توانستند تحول سازمانی را مدیریت کنند چرا که آنها با فرهنگ داخلی آشنا بودند.

راهبرد مهندسی مجدد فرایند کسب و کار

هدف Global Entertainment تدوین یک جهت‌گیری فرایندی براساس فرایند کسب و کار عادی و بهبود یافته در یک کسب و کار جهانی بود. مبنای این کار این شده است که شرکت، فرایندهای خود را همگام با بسته‌‌های نرم‌افزاری تهیه شده، بازمهندسی(BPR) می‌کند. به دلیل پیچیدگی پروژه BoB، شرکت تصمیم گرفت که تحولات را بصورت تدریجی اجرا کنند تا بصورت یکباره(بیگ بنگ). تحولات داخلی بر مبنای مورد به مورد اجرا شدند تا بصورت همزمان در کل سازمان . همزمان با دستیابی به شتاب و اعتماد، پیاده‌سازی همزمان نیز در پیش گرفته شد.

راهبرد IT

 مدیر IT با رویکرد اصل ۲۰/۸۰ با مدیران ارشد کسب و کار موافقت کرد تا در پروژه‌ها حق رای داشته باشد و تحول خوب کسب و کار با زیرساخت نهایی IT را تضمین کند. بدین معنی که بسته‌ها در صورت امکان پیاده‌سازی می‌شوند و اینکه در این شرایط نرم‌افزار ۸۰% عاملیت‌های مطلوب را برآورده خواهد کرد. ۲۰ درصد باقیمانده با پیشرفت‌های دیگر MIS در خارج از بسته محقق می‌گردد. مدیر IT معتقد بود که اصلاحات کد منبع بسته‌ها باید در کمترین حد بماند. مولفه‌های تشکیل‌دهنده سیستم BoB با استفاده از سری‌های MQ  از IBM  یکپارچه‌سازی شدند.

فرایند پیاده‌سازی

پیاده‌سازی در ژانویه ۱۹۹۵ با اجرای تحلیل سازمانی با هدف ساخت یک نقشه فرایند کسب و کار آغاز شد که امکان ارزیابی برنامه‌‌های آتی نسبت به آن وجود داشت. این کار تضمین می‌کرد که مولفه‌های برنامه با نیازهای کسب‌ و کار همخوانی داشتند. فرایندهای کسب و کار براساس حوزه‌های کارکردی مستند‌سازی می‌شدند. تحلیل سازمانی توانست حوزه‌های پیچیده و منحصربفرد مانند داده‌های محصول و مدیریت انتشار، کپی‌رایت و حقوق ناظر و صورت‌حساب را شناسایی کند. تامین‌کنندگان نرم‌افزاری به مزایده دعوت شدند و می‌بایست عاملیت‌های الزامی متفاوت را عرضه کنند. آزمایش‌های مرجع برای آزمایش نرم‌افزار براساس فرایندهای کسب و کار اجرا گردیدند و بایسته‌های متداخل شناسایی شدند. حوزه‌های پیچیده و منحصربفرد می‌بایست بواسطه مولفه‌های مشتری پشتیبانی می‌شدند.چندین نرم‌افزار حضور داشتند، چندین رابط گرافیکی ارائه شدند و این کار مستلزم آموزش سنگین کارکنان بود. کارکنان IT نیز نمودار یادگیری شیبداری را تجربه کردند. با این حال انتظار می‌رود که الزامات وارده بر کارکنان IT، برنامه‌نویسان را به تحلیل‌گر کسب و کار تبدیل خواهد کند. مدیر IT عنوان داشت که تحلیل‌گران کسب و کار در حال درک چگونگی کارکرد چرخه فرایند کسب و کار هستند. همچنین وی عنوان داشت که این کار آنها را قادر می‌سازد تا ارزش افزوده قابل‌توجهی را به پروژه‌ها اضافه کنند. شرکت Global Entertainment تضمین کرد امروزه اصلاحاتی که اکنون بر بسته‌های نرم‌افزاری اعمال می‌شوند، بخش عمده ساختار سیستم‌ها را تشکیل می‌‌دهند.

مولفه‌های سیستم BoB

با فروشندگان‌ بسته‌های نرم‌افزاری قرارداد منعقد گردید تا سیستم‌ها را بنا به ضرورت، نگهداری و بروزرسانی کنند و گروه کوچکی از برنامه‌نویسان برای سرویس‌دهی به توسعه سفارشی حفظ گردیدند. تحول موثر بیش از ۸۰% در رابطه با هر مولفه محقق گردید و چون از چندین مولفه استفاده شده بود در نتیجه شرکت به یک تامین‌کننده وابسته نشد. این کار باعث تغییرات چشمگیری شد که به دلیل ماهیت تدریجی فرایند است و همچنین به دلیل اینکه کاربران مطمئن بودند که برنامه‌ای را دریافت می‌کنند که نیازهای آنها را بطور کامل تامین می‌کنند. شرکت احساس کند انجام کارها در حوزه‌هایی که فرایندهای آنها تغییر کرده است، نسبت به شرایطی که فرایندهای کسب و کار همراه با بخشی از نرم‌افزار ERP تغییر می‌کرد که عاملیت موردنیاز را دارا نبود، آسانتر شده است.

بکارگیری و پیاده‌سازی برنامه‌ها از ۱۹۹۶ آغاز گردید. هر حوزه کارکردی به عنوان یک پروژه قلمداد گردید و پیاده‌سازی برنامه‌ها براساس موردی مرحله‌بندی شد. کل پروژه سه سال طول کشید اما راهبرد آن امکان ثبت توسعه را فراهم می‌آورد و در نتیجه مجموعه ای متشکل از چندین پروژه است تا اینکه یک تلاش بزرگ کلی باشد. کسب‌ وکار و فناوری پیوسته در حال تکامل هستند و از این رو تاریخ مصرف مشخصی ندارند.

بحث

بزرگترین تفاوت بین دو راهبرد نشان داده شده است و در ادامه مفصلاً بررسی خواهد شد.

سیستم‌های ERP تک‌فروشنده، هم‌نیروزایی‌های متعددی را وعده می‌دهند. سطح بالای یکپارچگی فنی پدید آمده و مهندسی مجدد گسترده که غالباً با پیاده‌سازی همراه است، انسجام سازمانی را بهبود می‌بخشد. علاوه بر این فروشندگان نرم‌افزار ERP عنوان می‌دارند که شرکت‌ها از طریق فناوری‌ها از بروزرسانی‌ها برخوردار می‌شوند و در نتیجه اتکای کمتری بر بخش IT داخلی خواهند داشت. با این حال همراه با بلوغ بازار ERP، مشکلات فرایند و سیستم پیاده‌سازی نیز ظاهر شده‌اند. سیستم‌های ERP عموماً بیش از انتظارات هزینه دارند و سطح مشکلات سازمانی مربوط به آنها باعث دشواری‌های پیچیده‌ای می‌شود. یکی از عوامل مهم، نیاز به پیاده‌سازی  BPR‌است که معمولاً بصورت جابجایی مرحله به مرحله انجام می‌گیرد. سازمان‌ها نمی‌دانند که آیا سیستم‌های ERP تک‌فروشنده بهترین رویه در حوزه‌های کارکردی هستند یا نه و مهمتر از آن کم کم برایندهای راهبردی آنها را درک می‌کنند. پیاده‌سازی سیستم‌های تک‌فروشنده باعث ایجاد فرایند‌های مشابه کسب و کار و زیرساختارهای IT یکسان خواهد شد. این وضعیت دلالت‌های مهمی برای مزیت رقابتی خواهد داشت ؛ مشروط به آنکه این دیدگاه نظری که قابلیت رقابتی از تفاوت سازمان‌ها نشات می‌گیرد، اتخاذ شود. طبیعتاً برخی از سازمان‌ها، راهبردهای «فراتر از ERP» را پیاده‌سازی می‌کنند مانند سیستم‌های مدیریت رابطه با مشتری و توسعه‌های وب‌بنیان ؛ هدف‌ این سیستم‌ها، پشتیبانی از نوآوری و تسهیل متمایز‌سازی است. سازمان‌ها در این مرحله باید تصمیم بگیرند که ایا با رویکرد تک‌فروشنده ادامه می‌دهند یا نه. اگر فروشنده، محصول را عرضه کند آنگاه سازمان‌ها باید قدرت انرا ارزیابی کنند. اگر محصول وجود ندارد آنگاه آیا سازمان‌‌ها منتظر راه‌اندازی می‌مانند یا اینکه آنرا از منبع دیگری تامین خواهند کرد؟ BoB می‌خواهد سیستم‌های ERP تک‌فروشنده‌ را مولفه‌ای کند تا امکان تلفیق آنها با این راهبرد فراهم گردد. Global Entertainment با در نظر گرفتن مسائل پرسنل و قابلیت تکامل، معماری خاصی را پدید آورده است .BoB مزایای متعددی نسبت به سیستم‌های تک‌فروشنده دارد. می‌توان هر مولفه BoB را به عنوان یک برنامه مستقل اجرا کرد. عرضه سریع عاملیت به معنای بازپرداخت از خود پروژه در کل دوران پیاده‌سازی خواهد بود تا پس از پایان آن.رویکرد تدریجی، سازمان را با تحولات کوچکتری روبرو می‌کند و بدین وسیله معضلات سازمانی را کاهش می‌دهد. همچنین BoB انعطاف‌پذیری فرایند طراحی کسب و کار را کاهش می‌دهد. چنانکه در مورد Global Entertainment نشان داده شد، شرکت‌ها باید برنامه‌های متعددی را با نقشه فرایند کسب و کار موجود یا بهبود‌یافته خود همراستا سازند. این روند در Global Entertainment بر تسهیل فرایند پیاده‌سازی تاثیر گذاشت. از این گذشته رویکرد چندفروشنده به پشتیبانی توزیع ریسک بلندمدت کمک می‌کرد. یعنی اینکه اگر یکی از فروشندگان از بازار خارج می‌شد آنگاه کل سیستم تحت تاثیر قرار نخواهد گرفت. Global Entertainment باید بین ادامه پشتیبانی داخلی برنامه یا تامین خارجی مولفه‌های جدید، انتخاب کند.دشواری‌های اصلی BoB به دلیل پیچیدگی پیاده‌سازی و هزینه‌های احتمالی مالکیت در آینده، در ابعاد نگهداری ارتباط های نرم‌افزاری بوجود خواهند آمد. مورد Global Entertainment بر دشواری‌های پیاده‌سازی در رابطه با آموزش گسترده موردنیاز و توسعه رابطه ‌‌های لازم میان مجموعه‌ برنامه‌ها تاکید می‌کند. یکی از مشکلات بالقوه که در مورد فوق عنوان نشد ، تلاش برای ایجاد اصلاحات متعدد است که به دلیل ساختارگرایی روی می‌‌دهد. این مسئله در مورد پیاده‌سازی تک‌فروشنده جهانی مانند مواردی که هولاند و لایت معرفی کرده‌اند، مشکل آفرین بوده است. یکی از نکات مهم در رابطه با قضیه Global Entertainment این است که آنها از اصل ۲۰/۸۰ برای مقابله با چنین مشکلاتی استفاده کرده‌‌اند.

نتیجه‌گیری

راهبردهای ERP تک‌فروشنده و سیستم تشکیلات BoB بنیان، در زمره چالش‌های پیاده‌سازی قرار دارند. هر دو رویکرد بدون شک به دلیل مقیاس، دورنما و الزامات BPR پیچیده هستند. ERP مستلزم یک رویکرد تازه تر است که BoB طی آن، شانس شناسایی روش‌های اثربخشی کنونی و روابط پرزحمت با ذینفعان، را به سازمان می‌دهد. مسئله فوق یک تفاوت حیاتی است چرا که BPR مرتبط با BoB می‌تواند پیاده‌سازی و مدیریت پیچیدگی را تسهیل کند. تفاوت مهم دیگر این است که سیستم‌های ERP همان سطح پیچیدگی و پاسخگویی مرتبط با BoB را عرضه نمی‌کنند. با این حال رابطه پرزحمت به احتمال زیاد با الزامات آتی نگهداری ارتباط دارد. رویکردهای BoB به نگهداری بیشتری نیاز دارند که این به دلیل ارتباطات پیچیده بین مولفه‌های مختلف است؛ در حالی که نگهداری مولفه‌ها و ارتباط‌ بین مولفه‌ها در یک سیستم ERP تک‌فروشنده، به یک فروشنده خارجی برون‌سپاری می‌شود. این مقاله بر توسعه زیرساختIT تاکید می‌کند. تفاوت بین BoB و رویکردهای ERP تک‌فروشنده بررسی شده است؛ و مسائلی که سازمان‌ها باید در جریان تصمیم‌گیری در مورد راهبرد مدنظر قرار دهند، حول پیچیدگی پیاده‌سازی، میزان همراستایی و نگهداری فرایند کسب و کار می‌چرخد. به دلیل حیاتی بودن تشکیلات سیستم‌ها برای سازمان‌ها و محدودیت‌های آنچه که می‌توان در اینجا ارائه کرد، به تحقیقات بیشتری در این حوزه نیاز است. دلالت‌های راهبردهای مختلف برای رویکردهای توسعه سیستم‌ها، کارکرد IT و مزیت‌های رقابتی نقاط شروع بسیار خوبی هستند.

منبع : http://shiraziali.ir

ترجمه : علی شیرازی ، اردیبهشت ۹۳

ارسال شده توسط احمد محمدی | 6 11, 2016 | بازدید‌ها (126)

تحقیقات حاکی از آن است که سه نوآوری فناوری ; شبکه اجتماعی (Social Networking)، ارتباطات راه دور (Telematics) و معماری سرویس‌گرا‌ (Service-Oriented Architecture) برای شرکت‌هایی که می‌خواهند پیشرو در صنعت باشند حیاتی است .

در صنعت بیمه هم شرکت‏ها به دنبال استراتژی‏هایی برای رشد و موفقیت هستند که بسیاری از این راهبردها در جهت بهبود و تقویت رابطه موثر با مشتریان/ بیمه گذاران به کار می‏روند مانند حضور در شبکه‏های اجتماعی، استفاده از سرویس‏های مخابراتی و معماری سرویس‏گرا . برای نمونه شبکه های اجتماعی مانند فیس‌بوک (Facebook) دارای این قابلیتند که تعاملات با مشتریان را بهبود دهند و به فروش بیشتر منجر شوند. اخیرا موسسه A.T.Kearney مطالعاتی را در خصوص ظهور فناوری‌هایی که باعث کسب امتیازات راهبردی می‌شوند انجام داده است. این تحقیقات که حاصل گفت‌وگو با بیش از ۱۵۰ متخصص و مدیر فناوری در سراسر جهان است چنین نتیجه‌گیری می‌کند که شبکه‌های اجتماعی، ارتباطات راه دور و معماری سرویس‌گرا برای دستیابی به پیشرفت و مزیت رقابتی حیاتی هستند.

*شبکه‌های اجتماعی و کاهش هزینه‏ها

در چند سال اخیر، شبکه‌های اجتماعی و فناوری‌های مرتبط، باعث رشد آشکاری شده‌اند و مردمان زیادی با علایق فراوان را به خود جذب کرده‌اند ، بطور مثال فیس‌بوک بیش از یک میلیارد نفر کاربر دارد که جمعیت سنی بالای 30 سال آن به صورت دو رقمی در حال رشد است. مردم در هر سن، مذهب، سطح درآمد و گرایشات سیاسی از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند.
این شبکه های اجتماعی، انتظارات مشتریان را تغییر داده‌اند، همان‌طور که امروزه عموما مردم از سازمان‌ها انتظار دارند که به‌صورت برخط (
Online) پاسخگوی سوالات باشند، برای آنها راه حل ارائه دهند و بازخورد محصولات و خدمات را فراهم کنند.
بیشتر شرکت‌های بیمه دنیا از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند. برای مثال
Allstate و Traveler از «فیس‌بوک» برای آگاهی دادن و تاثیر بر تصمیم مشتریان که در حال انتخاب یک شرکت بیمه هستند استفاده می‌کنند. همچنین شرکت «State Fram» برای تماس با مشتریان و ارتقای خدمات خود از فیس‌بوک بهره می‌گیرد.
همچنین، شبکه‌های اجتماعی موجب کاهش هزینه‏ها هم می‏شوند. برای مثال بعضی بانک‌ها از شبکه‏های اجتماعی برای شناسایی وام‏گیرندگان پرخطر استفاده می‏کنند. یک سیستم نرم‏افزاری به نام
SAS رابطه متقاضیان با جرائم را شناسایی و با پیشنهادهایی از زمینه بروز تقلب جلوگیری ‏می‏کند. بیمه‏گران از بانک‏هایی که از این روش‏ها استفاده می‏کنند حق بیمه‏کمتری دریافت می‏کنند. اگرچه هنوز ارزش مالی استفاده از شبکه‌های اجتماعی در کسب و کارها کاملا شفاف نیست، اما پتانسیل بهبود محصولات و خدمات، کاملا روشن است.


*تکنولوژی‏های ارتباطی (نسل‏های جدید موبایل و ردیابی رفتار رانندگان)

تکنولوژی‏های ارتباطات باعث یکپارچگی سیستم‏های نظارت خودرو و فناوری‏های موقعیت‏یابی شده است. به عنوان مثال برنامه اسنپ شات (Snapshot) مبتنی بر فناوری پیشرفته نسل سوم موبایل است که حق بیمه را به رفتار رانندگی و دیگر شاخص‌های مرتبط با راننده مرتبط می‏کند. در ۵ سال گذشته استفاده از این وسیله از ۱۵ هزار نسخه به بیش از ۱۵۰ هزار نسخه افزایش یافته است.
با استفاده از چنین سیستم‏هایی اطلاعات در لحظه رانندگی به بیمه‏گر ارسال شده و از طریق آن کیفیت و اندازه ریسک رانندگان محاسبه می‏شود. حالا به لطف فناوری ردیابی وسیله نقلیه از طریق سیستم ماهواره‏ای موقعیت‌یابی جهانی (
GPS) صورت می‏گیرد.سخت نیست که تصور کنیم چقدر این روش ما را به جهان آینده بیمه خودرو پیوند می‌دهد.
راننده‌ها می‌توانند بیمه خودرو را در لحظه با اشاره بر صفحه نمایش خودروی خود خریداری کنند و پس از چند ثانیه، بعد از وقوع تصادف، اورژانس و خدمات جاده‌ای به‌صورت خودکار فراخوانی می‌شوند، خسارت خودرو برآورد می‌شود و با نزدیک‌ترین تعمیرگاه تماس حاصل می‌شود. در واقع تجربه مشتری از حالت سنتی بیمه به سیستم ناوبری در لحظه می‏رسد.
همچنین ارتباطات راه دور روش‏هایی جدید در کسب درآمدی پرسود و مدل‏های دقیق قیمت‏گذاری را به بیمه‏گر پیشنهاد می‏کند که می‏توانند به بهبود دارایی‏ها و کاهش مصرف هزینه ها و افزایش ایمنی منجر شوند.
به عنوان مثال در کالیفرنیا، مقررات «پرداخت حق بیمه با توجه به نحوه رانندگی» (
Pay-As-You-Drive) وضع شده است که به بیمه‌گران این امکان را می‌دهد که نرخ‌ها را با توجه به مسافت واقعی طی شده تعیین کنند و این می‌تواند یک انگیزه مالی برای رانندگی کمتر باشد.

*
معماری سرویس گرا، یک فناوری پنهان

معماری سرویس‌گرا (SOA) به شرکت‌ها این امکان را می‌دهد که برنامه‌های کاربردی و منابع محاسباتی (مثل پایگاه داده مشتریان و کاتالوگ تامین‌کنندگان) را در دسترس کاربران قرار دهند.
تعجب برانگیز نیست که صنعت بیمه به معماری سرویس‌گرا کشش پیدا کرده است، یک دلیل آن است ، که این روش  ، راهی جهت یکپارچگی سیستم‌های بزرگ و مستقل قدیمی و استفاده از آنها در روشی جدید است، مثل تجارت الکترونیک.
شرکت های  بیمه گر  می توانند از معماری سرویس‌گرا برای توزیع اطلاعات مشتریان در میان واحدهای کسب‌و‌کار خود بهره می‌گیرد، در حالی که از هزینه‌های اضافی و توسعه نرم‌افزارهای جدید، جلوگیری می‌شود.
به عنوان مثال شرکت بیمه هلوتیا (
Helvetia) یک نمونه عالی از امتیازات معماری سرویس‌گرا به‌دست آورده است. این شرکت سوئیسی به‌خاطر ناکارآمدی سیستم‌های رایانه‌ای، جوابگوی درخواست‌ها نبود. امروزه، استراتژی رشد این شرکت با توجه به استقرار معماری سرویس‌گرا و یکپارچگی سیستم‌های قدیمی و برنامه‌های کاربردی جدید، محقق شده است.
انتظار می‏رود که معماری سرویس‌گرا بیشتر در میان شرکت‌های بیمه که به ساختار فناوری اطلاعات خود به‌عنوان یک دارایی استراتژیک توجه می‌کنند، محبوب شود.

نوآوری‌های عرصه فناوری، از قبیل شبکه‌های اجتماعی، ارتباطات راه دور، معماری سرویس‌گرا و فراتر از آن، نقش اصلی در موفقیت یا شکست در صنعت بیمه ایفا می‌کنند.
شرکت‌هایی که از همگامی با آخرین فناوری‌ها خودداری کنند، با خطر کنار رفتن و از دست دادن موقعیت خود مواجه هستند.

منبع: A.T Kearney

 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA
ارسال شده توسط احمد محمدی | 15 10, 2016 | بازدید‌ها (112)
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4

چرا node.js اینقدر طرفدار داره

 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4

به جرأت میتونم بگم node.js انقلابی‌ترین حرکت در زمینه توسعه وب توی یکی دو سال گذشته بوده. node در github سومین پروژه از لحاظ محبوبیته و همین الان که من دارم این مطلب رو می‌نویسم این پروژه بیش از 4000 تماشاچی داره و بیش از 400 بار fork خورده و 100 ها ماژول براش نوشته شده و همه این اتفاقات در کمتر از یک سال و اندی که از شروع این پروژه می‌گذره افتاده.

اگر اخبار و تحولات توسعه وب رو دنبال کرده باشید حتما تا به حال مطالبی در موردش شنیدید اما ممکنه به اهمیت موضوع پی نبرده باشید. به عبارت دیگه اکثر افراد در وهله اول متوجه نمیشن که node چه چیز جدیدی برای ارائه داره و چی باعث محبوبیت اون شده.

اگر می‌خواهید در مورد node بیشتر بدونید در ادامه این مطلب با من همراه باشید.

حالا این node.js چی هست؟ یک فریم ورک جدید مثل jquery؟

نه اشتباه نکنید. node.js هیچ ربطی به مرورگر نداره و کدی که برای node نوشته میشه قرار نیست روی مرورگر اجرا بشه.

پس لابد یک زبان برنامه نویسی جدیده!

زبان جدید هم نیست. برنامه‌های node به زبان جاوا اسکریپت نوشته میشن. جاوا اسکریپتی که سمت سرور اجرا میشه. البته از node میشه برای نوشتن برنامه‌های غیر سروری هم استفاده کرد ولی بیشتر کاربردش برای نوشتن برنامه‌های سروری مخصوصا وبسرورهاست.

پس node رو میشه مثل php و python روی وبسرور نصب کرد.

نه. node مستقله. در واقع node خودش وبسرور داره و از وبسرور فعلی شما (مثلا آپاچی) استفاده نمیکنه.

میشه دقیقتر توضیح بدی یک برنامه تحت وب با node چه جوری اجرا میشه؟

node از طریق خط دستور (command line) اجرا میشه و برنامه شما رو اجرا میکنه. حالا برنامه شما میتونه از ماژول وبسرور node استفاده کنه و یک وبسرور راه بندازه.

ولی من هر کاری که بخوام با php و python و ruby ومیتونم انجام بدم.

خوب آره. node هم قرار نیست کار جدیدی که قبلا غیر ممکن بوده رو انجام بده. قرار هم نیست جای php و python و … رو بگیره. حداقل هنوز نه.

خوب پس چی باعث شده اینقدر طرفدار پیدا کنه؟

دلایل مختلفی داره. اگر ایده و هدف اصلی node و نحوه کارش رو بدونید خیلی از دلایلش مشخص میشه.

هدف node ایجاد راهکاری آسان برای نوشتن برنامه‌های مرتبط با شبکه با سرعت، کیفیت و مقیاس پذیری بالاست. پس دلیل اول محبوبیت node رو میشه این جوری نوشت که با node حتی برنامه‌نویس‌های غیرحرفه‌ای هم می‌تونن برنامه‌های حرفه‌ای برای شبکه بنویسند.

مگه node چه جوری کار میکنه؟

سوال خیلی خوبیه. برای اینکه به این سوال جواب بدیم اول باید ببینیم که بقیه وبسرورها چه جوری کار می‌کنند.

معمولا وبسرورها اینجوری کار می‌کنند که به ازای هر کانکشن یک thread جدید می سازند و این thread تا زمانی که کانکشن مربوطه باز باشه باقی می‌مونه. این کار بار پردازشی و مصرف مموری اضافی برای هر کانکشن ایجاد میکنه و به عبارتی باعث میشه تعداد کلاینت هایی که یک وبسرور همزمان میتونه پاسخگو باشه محدود باشه، عددی که به 10 هزار نمیرسه. برای همین این مشکل با نام «مسئله 10 هزار کانکشن همزمان» یا C10K معروفه. البته این مسئله‌ی جدیدی نیست. بحث سر این مسئله و راهکارهای موجود از حدود 11 سال پیش وجود داشته. وبسرورهای جدید نظیر nginx و lighttpd و cherokee این مشکل رو حل کردند. و البته node.js هم با توجه به هدف اولیه ای که داشته جزو اون دسته از وبسروهایی محسوب میشه که این مشکل رو ندارند.

و این مشکل چطور حل شده؟

قبل از اینکه به راه حل مشکل بپردازیم باید ببینیم مشکل از کجا ناشی میشه.

مشکل از اونجایی ناشی میشه که دریافت، پردازش و پاسخ دادن به یک درخواست از یک کلاینت اونقدر طول میکشه که نمیشه برای دریافت کانکشن بعدی منتظر اتمام کار کانکشن قبلی موند. بنابراین وبسرورها برای پاسخ به کلاینت جدید یک thread جدید ایجاد می‌کردند.

خوب پس مشکل اصلی در واقع کند بودن روند دریافت، پردازش و پاسخ  هست.

دقیقا. اما مسئله اینجاست که پردازنده ها به اندازه کافی سریع هستند و اون چیزی که باعث کند شدن این روند میشه I/O هست. یعنی عملیات ورودی و خروجی، چه از شبکه و چه از سیستم فایل.

اونوقت مشکل IO رو چطور حل کردند؟

برای رفع این مشکل به جای اینکه عملیات ورودی/خروجی مستقیما انجام بشه از معماری رویداد گرا برای پیاده سازی IO استفاده میشه. به عبارتی به جای اینکه منتظر نتیجه IO بمونیم یک رویداد برای دریافت نتیجه تعریف می‌کنیم و اجرای برنامه ادامه پیدا میکنه. به این ترتیب عملیات های ورودی/خروجی باعث بلاک شدن اجرای برنامه نمیشه. و node هم با همین معماری نوشته شده برای همین اولین جمله ای که در توصیف node در سایتش نوشته شده اینه: «Evented I/O for V8 JavaScript»

اگر وبسرورهایی مثل nginx قبلا این مشکل رو حل کردند پس node چه حرفی واسه گفتن داره؟

درسته که این مشکل قبلا حل شده ولی این مشکل فقط در سطح وب سرور حل شده. منظورم اینه که مثلا وقتی میخوای یک برنامه php رو روی این وبسرور اجرا کنی با اینکه وبسرور برای هر درخواست thread ایجاد نمیکنه ولی php این کار رو میکنه.

پس با این حساب node راهکاری برای برنامه نویسی رویداد گرای IO سمت سرور فراهم کرده.

درسته. البته node اولین نیست. قبل از node این سبک برنامه نویسی با Twisted در python و EventMachine در ruby هم امکان پذیر بوده. خود برنامه نویس node هم گفته که توی طراحی node از این دو پروژه ایده گرفته.

پس چرا اونها به اندازه node معروف نشدند؟

دلایل مختلفی داره.

یکی اینکه برنامه های node به زبان جاوا اسکریپت نوشته میشن. و اکثر کسانی که تو کار توسعه وب هستند کم و بیش با این زبان آشنایی دارند. علاوه بر این زبان جاوا اسکریپت زبان فوق العاده ای برای معماری رویداد گراست و اکثر کسانی که قبلا با جاوا اسکریپت برای مرورگر کد نوشتند برنامه نویسی رویداد گرا با جاوا اسکریپت رو تجربه کردند.
یک مزیت دیگه جاوا اسکریپتی بودن اینه که برای برنامه نویسی سرور و کلاینت از یک syntax استفاده میشه که قطعا راحت تره و حتی بخش‌هایی از کد رو برای هر دو طرف میشه استفاده کرد (مثل اعتبار سنجی فرمها).
دیگه اینکه node برای موتور جاوا اسکریپت از V8 استفاده میکنه که جزو سریعترین مفسرهای اسکریپتی محسوب میشه و حتی از پایتون هم سریعتره.
دلیل دیگه اینه که node از اول با این ایده یعنی رویداد گرا طراحی شده نه به صورت یک library جداگانه، بنابراین کار باهاش خیلی راحت تره.

ولی به درد من نمی‌خوره. من هیچ وقت 10 هزار تا بازدیدکننده همزمان ندارم. مشکلی هم با سرعت برنامه هام ندارم.

مسئله فقط سرعت و مقیاس پذیری نیست.

برای مقایسه یک برنامه php رو در نظر بگیرید. هر بار که یک درخواست به سرور ارسال میشه برنامه php اجرا میشه و یک نتیجه ای رو بر میگردونه و تموم میشه. ولی برنامه ای که با node نوشته شده یکبار اجرا میشه و تو حافظه می‌مونه. اینجا به جای اینکه وب‌سرور برنامه رو اجرا کنه این برنامه هست که وب‌سرور رو اجرا می‌کنه. بنابراین برنامه به همه کانکشن‌های سرور دسترسی داره و مثلا میتونه اطلاعاتی رو از یک کلاینت بگیره و به یک کلاینت دیگه بفرسته بدون اینکه از دیتابیس یا shared memory استفاده کنه. برای مثال با این ویژگی میشه بدون استفاده از دیتابیس و یا هیچ ابزار جانبی دیگه ای یک چت روم نوشت.
یک مثال دیگه از قابلیت‌های node حالتیه که برای همه درخواست ها احتیاج به یکسری اطلاعات مشترک داریم که باید از دیتابیس خونده بشه. با php یا باید همه اطلاعات هر بار از دیتابیس خونده بشه و یا اینکه یکبار کش بشه و دفعات بعد از کش خونده بشه. ولی با node میشه این اطلاعات رو یکبار خوند و برای همه کانکشن ها ازش استفاده کرد.

در ضمن امروزه با فراگیر شدن وب 2 استفاده از comet هم رایج تر شده. برای پیاده سازی comet در واقع یک کانکشن به سرور برقرار میشه و باز نگه داشته میشه. که با وبسروری مثل آپاچی با زیاد شدن تعداد کانکشن‌ها عملا این کار غیر ممکن میشه. ولی node برای این کار فوق العادست.

نکته دیگه ای که در مورد node وجود داره تعدد ماژول هاشه. تقریبا توی هر زمینه ای که بخواهید برای node ماژول پیدا میشه.

برای نمونه socket.io ماژولی برای پیاده سازی ارتباط دو طرفه بین سرور و مرورگر هست. این ماژول برای پیاده سازی comet تقریبا از همه روش‌های موجود نظیر Ajax long pulling و Flash Socket و WebSocket پشتیبانی می‌کنه و بسته به اینکه مرورگر شما با کدامیک از این روش‌ها سازگار باشه خودش بهترین روش ممکن رو انتخاب می‌کنه. و تقریبا همه مرورگرهای رایج رو پشتیبانی می‌کنه.
با این ماژول به راحتی میشه ارتباطات دوطرفه و بلادرنگ بین سرور و کلاینت برقرار کرد.

خلاصه اینکه ابزارها و ماژول های فوق العاده ای برای node نوشته شده نظیر express و hummingbird و vows و ماژولهای مختلفی برای کار با دیتابیس‌های مختلف. حتی به خاطر تعدد ماژولها برای node ابزار مدیریت بسته ها (node package manager) هم نوشته شده تا نصب و بروزرسانی ماژول‌ها راحت تر باشه.

خوب دیگه فکر کنم همینقدر برای شروع کافی باشه.

برای حسن ختام چند تا لینک مرتبط هم معرفی میکنم:

 

  منبع : وبلاگ شخصی علی فرهادی

 

ارسال شده توسط احمد محمدی | 29 08, 2016 | بازدید‌ها (207)

چكيده

مديران ارشد سازمان تأثير قابل توجهي را که فناوري اطلاعات مي‌تواند روي موفقيت سازمان داشته باشد، درک کرده‌اند. مديران اميدوارند که درک و شناخت خود را از روشهاي مبتني بر فناوري اطلاعات که به کار برده شده است و نيز احتمال به کار بردن موفقيت‌آميز آن را براي کسب مزيت رقابتي افزايش دهند.
بنابراين هيئت مديره و مديران اجرايي نياز دارند که مديريت و نظارت روي IT را افزايش دهند، براي اينکه اطمينان يابند که IT سازمان، استراتژيها و هدفهاي سازمان را دنبال مي‌کند و برآورده مي‌سازد. از اينرو راهبري فناوري اطلاعات (IT Governance = ITG) به عنوان بخش جدايي ناپذير مديريت سازمان در نظر گرفته مي‌شود. اين مقاله با هدف معرفي راهبري فناوري اطلاعات و دلايل اهميت آن و آشنايي با چگونگي پياده‌سازي آن تهيه شده است تا مديران را در جهت به کارگيري راهبري فناوري اطلاعات در سازمانها ياري كند.
راهبري فناوري اطلاعات عبارتي است که براي توصيف اينکه چطور افراد براي مديريت يک نهاد، فناوري اطلاعات را درسرپرستي، نظارت،کنترل و رهبري مورد توجه قرار مي‌دهند، به کار برده مي‌شود.

مقدمه
در اين مقاله سعي بر آن شده است كه رهبري فناوري اطلاعات معرفي شود و دلايل نياز به آن در سازمانها براي نظارت و سرپرستي فعاليتهاي مرتبط با فناوري اطلاعات شرح داده شود.
سازمانها نياز دارند که به سمت فرايندگرايي حرکت کنند و آنچه که به سازمانها در اين راه کمک كرده، آنها را پشتيباني مي‌كند فناوري اطلاعات است. فناوري اطلاعات ستون فقرات مهمي براي فرايندها است. براي اينکه فناوري اطلاعات در سازمانها وارد شود و همينطور براي ايجاد يکپارچگي و بهبود در سازمانها لازم است براي کنترل و نظارت روي آن ، راهبري فناوري اطلاعات پياده‌سازي شود.

وضعيت ساختار IT در سازمانهاي سده بيست و يکم
در سده بيست و يکم، سازمانها به سمت فرايندگرايي حرکت مي‌کنند و توجه مديران روي فرايندهاي شرکت متمرکز شده است، در نتيجه فناوري اطلاعات، يک عامل توانمند براي اين اطلاعات است. سازمانها براي افزايش يکپارچگي و استاندارد کردن فرايندها، افزايش سرعت روند جهاني شدن، بازسازي و تغييرات مکرر تجارت به فناوري اطلاعات نيازمندند. فناوري اطلاعات به فرايندگرا بودن سازمان کمک مي‌کند. در اين مسير چهار فرايند و شش اصل مربوط به فناوري اطلاعات ، سازمان را پشتيباني مي‌كنند. چندين سال پيش، مديران اجرايي IT روي سه فرايند اصلي IT، شامل برنامه‌ريزي، انتقال و عمليات، براي دستيابي به هماهنگيIT با تجارت متمرکز شدند اما تحليل و آناليز امروزه، چهار فرايند اصلي را براي سازمانهاي IT مشخص کرده است که عبارتند از:
- توانايي ايجاد تغييرات سازماني: قابليتهاي متداول فناوري اطلاعات، تکنولوژيهاي وب، بسته‌هاي نرم‌افزاري و ... ،
- ارائه راه‌حل براي الزامات استراتژيک: سفارشي کردن، درون سپاري، برون‌سپاري و ... ،
- اطمينان يافتن از خدمات زير ساختي که از نظر هزينه‌اي کارآمد مي‌باشند: وجود پايگاه‌هاي داده‌اي متمرکزو... ،
- مديريت سرمايه‌هاي فکري: به کارگيري دانشهاي تخصصي.
شش اصل فناوري اطلاعات که براي عملکرد مؤثر چهار فرايند ياد شده مهم هستند عبارتند از:
- طراحي معماري: معماري IT مشخص مي‌کند که زير ساخت چگونه ايجاد و نگهداري خواهد شد.
- مديريت برنامه: شامل مديريت راه‌حلهاي کاربردي پويا و راه‌حلهايي که باعث افزايش هم افزايي مي‌شود.
- مديريت قراردادها و منابع: واحدهاي فناوري اطلاعات مسئول مذاکره و مديريت قراردادهاي بسته شده با واحدهاي تجاري داخلي و قراردادهاي خارجي هستند.
- تحليل و طراحي فرايند: شرکتها براي فرايندگرا شدن به مکانيزمهايي براي شناسايي، تحليل، ذخيره و ارتباط برقرار کردن فرايندهاي تجاري نياز دارند.
- مديريت تغيير: براي بهبود مستمر فرايندها و پياده‌سازي راه‌حلهاي نرم‌افزاري جديد.
- توسعه منابع انساني ماهر در فناوري اطلاعات: اطمينان يافتن از وجود متخصصين فناوري اطلاعات با مهارتهاي مورد نياز.
با توجه به ساختارهاي پيچيده‌اي که سازمانهاي IT در به کارگيري فناوري اطلاعات داشتند و نيز با توجه به نياز آنها براي به کارگيري استانداردهاي جديد يعني استفاده از استانداردهايي جامع و پيوسته براي فرايندگراتر بودن سازمانها و همچنين براي ايجاد هماهنگي و يکپارچگي بين فرايندها و هم با توجه به نياز به تخصصهاي سيستمهاي اطلاعاتي و آموزش کارکنان، نياز به کنترل و نظارت اقدامات مربوط به فناوري اطلاعات در سازمــان احساس مي‌شد که به اين منــظور راهبري فناوري اطلاعات معرفي شد.



راهبري فناوري اطلاعات چيست؟

راهبري فناوري اطلاعات (ITG) مسئوليت هيئت مديره اجرايي است. راهبري فناوري اطلاعات يک بخش جدايي‌ناپذير مديريت سازمان، شامل راهبري و سازماندهي ساختارها و فرايندها است؛ تا اطمينان حاصل شود که فناوري اطلاعات سازمان، هدفها و استراتژي سازمان را پشتيباني مي‌کند و توسعه مي‌دهد يا نه؟
تجربه‌هاي منفي مديران از به کارگيري اين فناوري، شامل از بين رفتن اعتبار، تأخير در ارائه خدمات، عدم کارايي فرايندهاي اصلي فناوري اطلاعات سازمان و شکست اوليه آن، سازمان را برآن داشت که راهبري فناوري اطلاعات را به کار گيرند و بنا به اين دلايل بود که راهبري فناوري اطلاعات اهميت پيدا کرد و در سازمانها به کار گرفته شد.
راهبري فناوري اطلاعات براي اطمينان يافتن از دستيابي عملکرد فناوري اطلاعات به هدفهاي زير به کار گرفته مي‌شود:
- هماهنگي فناوري اطلاعات با سازمان و تحقق مزاياي وعده داده شده.
- به کارگيري فناوري اطلاعات براي توانمند کردن سازمان براي استفاده از فرصتها و حداکثر کردن مزايا.
- به کارگيري منابع مربوط به فناوري اطلاعات به گونه‌اي مؤثر.
- مديريت مناسب ريسکهاي مرتبط با فناوري اطلاعات.
راهبري فناوري اطلاعات معمولا در لايه‌هاي مختلف، با گزارش‌دهي سرپرستان به مديران و مديران به مديران اجرايي و آنها نيز به هيئت مديره، انحراف از هدفها را مشخص مي‌کنند و در جهت رفع آنها اقدامات و دستوركارهاي لازم با تأييد مديريت انجام مي‌شود. تعاملات هدفها و فعاليتهاي مرتبط با فناوري اطلاعات از ديد راهبري آنها در شكل 1 نمايش داده شده است و مي‌توانند در لايه‌هاي مختلف در سراسر سازمان به کار برده شوند.



چرا راهبري فناوري اطلاعات اهميت دارد؟

علت اينکه راهبري فناوري اطلاعات بسيار اهميت دارد اين است که اغلب، انتظارات با آنچه که در واقعيت رخ مي‌دهد، منطبق نيستند، در نتيجه مديريت روي موارد زير بايد انجام شود:
- به کارگيري امكانات فناوري اطلاعات با کيفيت مناسب و به موقع و با بودجه مناسب.
- کنترل و استفاده از فناوري اطلاعات براي بازگشت ارزشهاي تجاري.
- به کارگيري فناوري اطلاعات براي افزايش بهره‌وري و کارايي در حالي که ريسکهاي فناوري اطلاعات هم کنترل مي‌شوند.

چه کساني در سازمان درگير راهبري فناوري اطلاعات هستند؟
مسئوليت راهبري فناوري اطلاعات در سازمانها در درجه اول به عهده مديران اجرايي و هيأت مديره است و سپس مديران عامل بايد ساختارهاي سازماني را براي پشتيباني از اجرا و پياده‌سازي استراتژي فناوري اطلاعات، تهيه كنند و مديران اطلاعات براي ايجاد پلي بين فناوري اطلاعات و تجارت و نيز کميته‌هاي راهبري فناوري اطلاعات و ساير کميته‌هاي مشابه نيز درگير هستند.

راهبري فناوري اطلاعات چه فعاليتهايي را پوشش مي‌دهد؟
راهبري روي پنج سطح اصلي در سازمان تمرکز دارد که در شکل 2 نشان داده شده است.
دو مورد از پنج سطح اصلي خروجي هستند که عبارتند از:
- انتقال ارزش: تمرکز روي بهينه‌سازي مخارج و ايجاد ارزش فناوري اطلاعات. منظور از انتقال ارزش اعتباري است که سازمان از به کارگيري فناوري اطلاعات کسب مي‌کند.
- مديريت ريسک: حفاظت از دارايي‌هاي مربوط به فناوري اطلاعات، بهبود اشتباهها و عدم انطباقها و پيوستگي و دوام عمليات و استمرار آنها.
سه مورد از پنج سطح اصلي، محرکهايي هستند که براي دستيابي به خروجيها لازمندکه عبارتند از:
- تعيين و تنظيم استراتژي: با تمرکز روي هماهنگي استراتژي فناوري اطلاعات با راه‌حلهاي تجاري.
- مديريت منابع: بهبود دانش و زيرساختهاي فناوري.
- ارزيابي و سنجش عملکرد: پيگيري خروجي پروژه (آنچه که تحويل داده مي‌شود) و نظارت بر خدمات فناوري اطلاعات.
هيچ يک از چهار عامل اول، بدون وجود عامل ارزيابي و سنجش عملکرد نمي‌تواند به خوبي مديريت شود.
پس از معرفي راهبري فناوري اطلاعات به سازمان، براي شروع اجرا و پياده‌سازي راهبري فناوري اطلاعات، براي اينکه مشخص شود که سازمان در چه وضعيتي قرار دارد، استفاده از چک ليستهاي مربوطه که پنج عامل ياد شده را در نظر مي‌گيرد، روش مؤثري است.
براي اجراي کامل راهبري فناوري اطلاعات، استانداردهاي مختلفي مثل: (
COBIT= Control Objective For Information & Related Technology)i) ,Cadbury وTurnbull وجود دارد که از ميان آنها، COBIT که توسط مؤسسه IT Governance تهيه شده است و به گونه بين المللي به عنوان يک مدل خوب براي کنترل اطلاعات، IT و ريسکهاي مرتبط پذيرفته شده و براي پياده‌سازي و مميزي راهبري فناوري اطلاعات انتخاب شده است.

چارچوب
COBIT
در سالهاي اخير بديهي است که به يک چارچوب مرجع براي کنترل و امنيت در خبرهاي فناوري اطلاعات نياز است، همچنين نياز بيشتري وجود دارد براي اينکه کاربران از ارائه خدمات فناوري اطلاعات، از راه مميزي خدمات ارائه شده توسط گروه‌هاي داخلي و شخص ثالث، اطمينان حاصل كنند. همچنين براي دستيابي به مزيت رقابتي و کارآمد بودن از نظر هزينه با تکيه بر تکنولوژي، براي دستيابي به موفقيت در مديريت سازمان و مديريت فناوري اطلاعات و نظارت و ارزيابي بر عملکرد سازمان، براي برآورده کردن هدفها و الزامات تجاري در جهت پاسخگويي به نيازها، از چارچوب مرجع به نام
COBIT استفاده مي‌شود.
تعاريفي که در چارچوب
COBIT بايد در نظر گرفته شود، عبارتند از:
- کنترل: خط مشي‌ها، روشهاي اجرايي، فعاليتها و ساختارهاي سازماني که طراحي شده‌اند، براي ايجاد اطمينان از اينکه هدفهاي تجاري برآورده خواهند شد و از حوادث نامطلوب جلوگيري كرده، يا کاهش و يا اصلاح خواهند شد.
- هدفهاي کنترل فناوري اطلاعات: بيان نتايج يا طرح مطلوبي که از راه پياده‌سازي روشهاي اجرايي، کنترل يک فعاليت خاص، به دست خواهد آمد.
- راهبري فناوري اطلاعات: ايجاد ارتباطات و فرايندها براي هدايت و کنترل سازمان براي دستيابي به هدفهاي سازمان براي ايجاد ارزش افزوده يا ايجاد تعادل و توازن ريسکهاي حاصل از به كارگيري فناوري اطلاعات و فرايندهاي آن.
هدف اصلي پروژه
COBIT، توسعه خط مشيهاي واضح و مدلهاي مناسب براي امنيت و کنترل فناوري اطلاعات، براي تأييد جهاني توسط سازمانهاي تخصصي، دولتي و تجاري است. هدف COBIT برآورده کردن هدفهاي تجاري است.

اصول چارچوب
COBIT
COBIT مدلي است براي راهبري فناوري اطلاعات. مفهوم اساسي چارچوب COBIT آن است که کنترل روي فناوري اطلاعات از راه توجه به اينکه اطلاعات بايد هدفها يا الزامات تجاري را پشتيباني كند، ايجاد مي‌شود.
چارچوب
COBIT در سه سطح در نظر گرفته شده است: در سطح پايين، فعاليتها و وظايفي وجود دارند که براي دستيابي به نتايج قابل اندازه‌گيري مورد نياز هستند. فعاليتها يک چرخه عمر دارند در حالي که وظايف بيشتر گسسته هستند




سپس فرايندها در يک لايه بالاتـر به عنوان مجموعه‌اي از فعاليتها و وظايف تعريف شده‌اند. در بالاترين سطح که بيشتر مورد توجه COBIT است، فرايندها در يک حوزه جمع‌آوري شده‌اند.
بنابراين چارچوب
COBIT از نظر مفهومي مي‌تواند از سه بعد در نظر گرفته شود: 1- معيارهاي اطلاعات؛ 2- منابع فناوري اطلاعات؛ 3- فرايندهاي مربوط به فناوري اطلاعات. اين سه بعد در مکعب COBIT به صورت شكل 4 نشان داده شده است.
چهار حوزه گسترده‌اي که در
COBIT در نظر گرفته شده‌اند عبارتند از: برنامه‌ريزي و سازماندهي، ايجاد و پياده‌سازي، تحويل و پشتيباني، نظارت.
بدين‌گونه که در حوزه برنامه‌ريزي و سازماندهي، استراتژي و تاکتيکها و نگراني‌هاي مربوط به شناسايي
IT را مي‌توان براي دستيابي به هدفهاي تجاري به بهترين شکل جمع‌آوري کرد. در حوزه ايجاد و پياده‌سازي براي شناخت و ايجاد استراتژي فناوري اطلاعات، امكانات بايد شناسايي، توسعه يافته و يا ايجاد شوند. در حوزه تحويل و پشتيباني، تحويل به موقع و ارائه خدمات مورد نياز، مورد توجه قرار مي‌گيرد و فرايندهاي پشتيباني مورد نياز بايد راه‌اندازي شوند. در حوزه نظارت، تمامي فرايندهاي IT لازم است که به طور منظم از نظر کيفيت و مطابقت با الزامات کنترل، مورد ارزيابي قرار گيرند.

چگونه
COBIT را به سازمان معرفي مي‌کنيد؟
COBIT معمولا فعاليتهاي تأييد شده‌اي را براي مديريت و کنترل منابع اطلاعاتي و فناوري اطلاعات، ايجاد مي‌کند. COBIT براي سه گروه طراحي شده است:
- براي مديران:
COBIT کمک مي‌کند که تعادل را بين ريسكهاي سرمايه گذاري و کنترل آنها در اغلب محيطهاي غير قابل پيش‌بيني برقرار مي‌کند.
- براي کاربران:
COBIT کمک مي‌کند که اطمينان يافتن از امنيت و کنترل خدمات IT ارائه شده، توسط گروه‌هاي داخلي و شخص ثالث.
- براي مميزان:
COBIT کمک مي‌کند که مستند کردن و ارائه نظرات و عقايدشان در مورد کنترلهاي داخلي فناوري اطلاعات براي اطلاع و آگاهي مديران، مؤثر باشد.
در نتيجه براي معرفي
COBIT در يک سازمان بايد آن را به سه گروه افراد ياد شده در سازمان معرفي كنيم و آنها را از فوايد COBIT آگاه سازيم.

براي پذيرش
COBIT چه کساني بايد تحت تاثير قرار گيرند؟
COBIT در اصل، يک چارچوب براي مديران فناوري اطلاعات و ارتباطات يک سازمان است. بنابراين، مديران به ويژه ايجادکنندگان خط مشي فناوري اطلاعات نقش مهمي را در پذيرش و ايجاد COBIT در سازمان ايفا مي‌کنند.
علاوه بر مديران عامل، مديران اطلاعات و كميته‌هاي راهبردي، افراد کليدي ديگري شامل مديران اجرايي، صاحبان فرايندهاي تجاري و مديران اصلي نيز بايد
COBIT را بپذيرند.




چرا يک سازمان بايد COBIT را بپذيرد؟
دلايلي که مديران و تصميم‌گيرندگان اصلي را به پذيرش
COBIT تشويق مي‌کند، عبارتند از:
1. به دليل مشکلات تجربه شده توسط سازمانها.
2. نياز مديران به نظارت بر منابع سازمان.
3. با کنترل منابع فناوري اطلاعات، هزينه کل ارائه خدمات آن ممکن است کاهش يابد.
4.
COBIT ترس و نگراني و عدم اطمينان مديران را نسبت به برآورده نشدن هدفهاي تجاري کاهش خواهد داد.
5. اطمينان يافتن از اينکه سازمان مطابق با قوانين کاربردي و قابل اجرا است.
6. ايجاد و برقراري ارتباطات بهبود يافته بين مديران، کاربران و مميزان با به کارگيري
COBIT.
7.
COBIT چارچوبي را براي شناسايي ريسکهاي مرتبط با فناوري اطلاعات و ارزيابي و کنترل آنها ارائه مي‌نمايد.
8. برخي سازمانها با به کارگيري
COBIT، مميزيهاي يکپارچه و سراسري، خود را بهبود داده‌اند منبع شماره 4 .

حوزه و محدوديتهاي
COBIT چه هستند؟
براي اينکه
COBIT به طور موفق اجرا شود، هر کسي بايد بداند که COBIT چيست، براي چه به کار برده مي‌شود و چه کاري مي‌تواند انجام دهد؟ در اين زمينه چندين نکته وجود دارد:
1.
COBIT روشي جديد براي تفکر است.
2.
COBIT چارچوبي است که بايد متناسب با سازمان باشد.
3.
COBIT بايد به عنوان يک منبع مديريت، کنترل و مميزي به کار برده شود.
4. کارکنان اصلي بايد براي دستيابي به يک پياده‌سازي موفق، از
COBIT آگاه باشند و آموزش ببينند.

چگونه
COBIT را در سازمانتان اجرا کنيد؟
پذيرش موفق
COBIT به آموزش احتياج دارد. پس از معرفي COBIT در سازمان، براي اجراي آن، ابتدا مسئولان اصلي بايد آشنايي کامل نسبت به آن داشته باشند و آن را بپذيرند. پس از تأييد، لازم است که COBIT در نظامنامه، خط مشي و روشهاي اجرايي به عنوان يک مدل مناسب مشخص شود و سپس از راه فرمهاي نام برده شده در زير، ارزيابي ريسک و برنامه‌ريزي مميزي انجام گيرد.
فرمها عبارتند از:
- فرم فعاليتهاي پيش مميزي: شناسايي اينکه آيا فعاليتهاي مميزي مرتبط با فرايند فناوري اطلاعات در حوزه پيش از مميزي قرار مي‌گيرد؟ اين فرم توسط تيم مميزي تکميل مي‌شود.
- فرم خلاصه گزارش بخش: شناسايي فرايندهاي مربوط به فناوري اطلاعات که با اهميت بيشتري مورد توجه قرار گيرند. اين فرم توسط مديران بخشها تکميل مي‌شود.
- فرم ارزيابي ريسک: کمک به تيم مميزي در شناسايي فرايندهاي مربوط به فناوري اطلاعات در جايي که ريسک وجود خواهد داشت. اين فرم توسط تيم مميزي يا مديران يا به طور مشترک تکميل مي‌شود.
- فرم گروه‌هاي مسئول: براي شناسايي کساني که هر فرايند مربوط به فناوري اطلاعات را انجام مي‌دهند و کساني که مسئول نهايي هر فرايند هستند. اين فرم توسط تيم مميزي با مشارکت مديران بخش مميزي شونده تکميل مي‌شود.

انجام مميزي با استفاده از
COBIT
پس از برنامه‌ريزي، فرايند مميزي براساس گامهاي زير انجام مي‌گيرد:

1. تعيين نوع مميزي: نوع مميزي مورد نياز براي بخشي که بايد مميزي شود را انتخاب کنيد. انواع مميزيهايي که ممکن است انجام شوند، عبارتند از: مالي، عملکرد، مطلوبيت و ... .

2. تعيين هدفهاي مميزي: بعد از انتخاب نوع مميزي، زمان آن است که هدفهاي کنترل
COBIT براي دستيابي به بينش و آگاهي بيشتر فرايندهاي مربوط به فناوري اطلاعات انتخاب شده براي اين مميزي به کار گرفته شود.

3. توسعه و برنامه‌ريزي مميزي: در صورتي که يک برنامه مميزي وجود داشته باشد، آن برنامه با راهنماي مميزي
COBIT مقايسه مي‌شود و اگر برنامه مميزي وجود نداشته باشد، از راه راهنماي مميزي COBIT يک برنامه مميزي تهيه مي‌شود. در اين گام فعاليتهاي زير انجام مي‌شود: مقايسه هدفهاي مميزي با هدفهاي کنترل COBIT، مقايسه برنامه مميزي با برنامه مميزي COBIT، افزودن فعاليتهاي مميزي پيشنهاد شده از راه نظامنامه‌ها و راهنماهاي سازماني و قانوني.
4. انجام مميزي: مميزي مطابق راهنماي مميزي
COBIT انجام مي‌گيرد.

5. نوشتن گزارش مميزي: نوشتن نتايج با تمرکز روي هدفهايي که برآورده شده‌اند و هدفهايي که برآورده نشده‌اند (منبع شماره‌4).

نتيجه‌گيري
فناوري اطلاعات يک بخش جدايي ناپذير از تجارت است و راهبري آن يک بخش جدايي ناپذير از مديريت سازمان است. در راهبري فناوري اطلاعات نقشها و مسئوليتها بايد به طور واضح مشخص شوند و کميته‌هايي مثل کميته راهبري (در سطح اجرايي) و کميته استراتژي (در سطح مديريتي) تشکيل شده، سپس يک طرح براي اجرا و پياده‌سازي راهبري، مثل
COBIT لازم است. براي انجام راهبري كارهاي زير بايد انجام گيرد:
- تهيه چارچوب سازماني مديران
- هماهنگي استراتژي فناوري اطلاعات با هدفهاي تجاري،
- شناخت ريسکها،
- تعريف و شناسايي سطوح فرايند،
- شناسايي عدم انطباقها و مغايرتها،
- توسعه استراتژيهاي بهبود،
- ارزيابي نتايج.
اين كارها تا بهبود کامل تکرار مي‌شود.‌

منابع:

.1 Brown, Carol and Jeanne W.Ross, 1999, The IT organization of the 21th century: Moving to a Process-Based orientation.
2. Board Briefing on IT Governance
IT Governance Institute – 2003
3. COBIT 3rd Edition- Audit Guidelines, IT Governance Institute – July 2000
4. COBIT 3rd Edition- Implementation Tool Set , IT Governance Institute – July 2000
 
عنوان مقاله: راهبری فناوری اطلاعات در سازمان
مولف/مترجم: آیدا حقیقی
سال انتشار(میلادی): 2008
منبع: ماهنامه تدبیر-سال نوزدهم-شماره 199
ارسال شده توسط احمد محمدی | 21 02, 2016 | بازدید‌ها (313)

فاکتورهای دامنه

1. سن دامنه: در حقیقت تفاوتی بین دامنه ای که 6 ماه سن دارد با آن که 1 سال، اصلا زیاد نیست. به عبارت دیگر گوگل از سن دامنه استفاده می کند اما چندان مهم نیست.

 2. کلمات کلیدی در دامنه های سطح بالا ظاهر می شود: استفاده از کلمه کلیدی در دامنه باعث ترقی نمی شود اما نشانه مرتبط بودن است. در آخر اینکه آنها کلمات کلیدی را که در دامنه ظاهر می شود بولد ( bold ) می کنند.

 200 فاکتور رتبه بندی گوگل

3. کلمه کلیدی به عنوان اولین کلمه در دامنه: اعضای انجمن فاکتورهای رتبه بندی موتورهای جستجو در سال 2011 توافق کردند، دامنه ای که با کلمه کلیدی هدف خود شروع می شود، نسبت به دامنه ای که در خود کلمه کلیدی ندارد یا کلمه کلیدی در وسط یا انتهای دامنه قرار دارد،سرتر است.

4. ثبت طول دامنه: دامنه های ارزشمند)مشروع( اغلب جلوتر برای چند سال آینده پرداخت شده اند در حالی که دامنه های( نامشروع) به ندرت برای 1 سال استفاده می شوند. بنابراین زمان انقضای دامنه می تواند به عنوان یک فاکتور برای پیش بینی مشروعیت آن مورد استفاده قرار گیرد.

5. کلمه کلیدی در اسم زیردامنه ( Subdomain ): هیئت Moz توافق کردند که وجود کلمه کلیدی در زیردامنه موجب بهبود رتبه شود.

6. تاریخچه دامنه: یک سایت با مالکیت بی ثبات ممکن است از گوگل بخواهد که تاریخچه سایت را مجددا تنظیم کند ( reset ) یا لینک هایی که به دامنه ارجاع می شود را خنثی کند.

7. دامنه دقیقا همتا ( Exact Match Domain ) : اگر سایت باکیفیتی داشته باشید، EMDs می تواند به شما برتری دهد. اما اگر EMDs در یک سایت بی کیفیت اتفاق بیفتد، به آپدیت EMDs آسیب می رساند.

8. دامنه عمومی در برابر دامنه خصوصی: دامنه خصوصی می تواند نشانه یک چیز مخفی باشد. فعال کردن خصوصی سازی بالقوه چیزی بدی نیست، اما اگر خیلی زیاد و در همه چیز اتفاق بیفتد، اندکی غیرعادی به نظر خواهد آمد.

9. جریمه مالک دامنه: اگر گوگل شخصی را به عنوان spammer تشخیص دهد، سایر سایت هایی که متعلق به این شخص است را با موشکافی بیشتر نگاه می کند.

فاکتورهای صفحه

10. گسترش مرز TLD : با داشتن کد کشور برای دامنه به رتبه بندی سایت در آن کشور خاص کمک می کند، اما سایت را در رتبه بندی جهانی محدود می کند.

11. کلمه کلیدی در تگ عنوان: تگ عنوان دومین بخش مهم محتوای صفحه است، در نتیجه سیگنال قوی در سئو on-page ارسال می کند.

12. شروع تگ عنوان با کلمه کلیدی: بر مبنای اطلاعات Moz ، تگ عنوانی که با کلمه کلیدی شروع می شود در مقایسه با تگ عنوانی که کلمه کلیدی در انتهای آن قرار دارد، از کارایی بهتری برخوردار است.

13. کلمه کلیدی در تگ توضیحات:این هم نشانه دیگر مرتبط بودن است و شما را متمایز می سازد.

14. وجود کلمه کلیدی در تگ H1 : تگ H1 دومین تگ عنوان است که سیگنال مرتبط بودن را به گوگل ارسال می کند.

15. کلمه کلیدی عبارتی است که بیشترین استفاده از آن در متن شده: انتخاب کلمه کلیدی که بیشتر از سایر کلمات مورد استفاده قرار گرفته، نشانه مرتبط بودن است.

16. طول محتوا: محتوایی که کلمات بیشتری دارد می تواند سطح گسترده تری را پوشش دهد و به مقالات سطحی و کوتاه ارجحیت دارد.

17. تراکم کلمه کلیدی: تراکم کلمه کلیدی مبنایی است که گوگل از آن برای انتخاب عنوان صفحه استفاده می کند. اما استفاده بیش از حد می تواند به شما آسیب برساند.

18. پنهان سازی معنایی کلمه کلیدی در محتوا: LSI کلمات کلیدی به موتورهای جستجو کمک می کند معنی کلماتی که بیش از یک معنی دارند را بتواند استخراج کند. وجود یا عدم وجود LSI نشانه کیفیت محتوا است.

19. کلمات کلیدی LSI در عنوان و تگ توضیحات: به عنوان محتوای صفحه، کلمات کلیدی LSI در صفحه تگ متا به گوگل در تشخیص بین مترادف ها کمک می کند. همچنین به عنوان یک نشانه مرتبط بودن هم هست.

20. سرعت بارگذاری صفحه از طریق HTML : هم گوگل و هم بینگ از سرعت بارگذاری صفحه به عنوان یک فاکتور رتبه بندی استفاده می کنند. عنکبوت های موتورهای جستجو به راحتی می توانند سرعت سایت شما را بر اساس کدهای صفحه و حجم فایل ها تخمین بزنند.

21. محتوای تکراری: محتوای یکسان در همان سایت می تواند روی دید موتورهای جستجو نسبت به آن سایت تاثیر منفی داشته باشد.

22. نگارش = متعارف: استفاده از این تگ مانع از این می شود که گوگل صفحاتتان را محتوای تکراری محسوب کند.

23. سرعت بارگذاری صفحه از طریق کروم: ممکن است گوگل از داده های کاربران کروم برای کنترل بهتر سرعت صفحه استفاده کند و بهتر است شما برای افزایش سرعت سایت از CDN استفاده کنید.

24. بهینه سازی تصاویر: تصاویر on-page سیگنال مرتبط بودن مهمی از طریق نام فایلش، متن Alt ، عنوان، توضیحات و تیتر به موتورهای جستجو ارسال می کند.

25. تاخیر در به روزرسانی محتوا: در آپدیت های اخیر گوگل ریتم قرار دادن محتوا مخصوصا برای جستجوهایی که حساس به زمان است، اهمیت پیدا کرده. این فاکتور بسیار حائز اهمیت است و گوگل تاریخ آخرین به روزرسانی را برای صفحات خاص نشان می دهد.

26. مقدار به روزرسانی محتوا: مقدار ویرایش و تغییر یک فاکتور تازگی است. افزودن یا حذف کامل یک بخش، نسبت به تغییر مفهوم چندتا از کلمات به روزرسانی چشمگیرتری است.

27. پیشینه به روزرسانی صفحه: در طول زمان، صفحه هر چند وقت یکبار به روزرسانی شده؟ روزانه، هفتگی، هر 5سال یکبار. تناوب به روزرسانی صفحه در تازگی آن تاثیرگذار است.

28. مشهود بودن کلید واژه: داشتن کلید واژه ای که در 100 کلمه اول محتوا ظاهر شود، یک نشانه مرتبط بودن مهم است.

29. کلمه کلیدی در تگ H2, H3 : وجود کلمه کلیدی در زیرعنوان H2, H3 می تواند نشانه کوچکی از مرتبط بودن باشد. هیئت Moz هم با این موضوع موافق است.

30. چیدمان کلمات کلمه کلیدی: تقدم و تاخر در کلمات کلیدی می تواند موجب کسب رتبه بهتر و یا رتبه ضعیف تر شود. بهترین کار این است که از keyword researchاستفاده کنید.

31. کیفیت لینک های خروجی: بسیاری از سئودان ها فکر می کنند که لینک فرستادن به سایت های خوشنام می تواند سیگنال اطمینان به گوگل بفرستد.

32. تم لینک های خروجی: بر اساس Moz ، موتورهای جستجو محتوای صفحه ای که شما به آن لینک کردید را به عنوان نشانه مرتبط بودن مورد استفاده قرار می دهند. به عنوان مثال اگر صفحه شما راجع به ماشین باشد و به صفحه ای که راجع به فیلم است لینک کنید، این کار به گوگل می گوید که صفحه شما راجع به فیلم ماشین ها است نه خودرو.

33. گرامر و املا: گرامر و املای مناسب و صحیح نشانه کیفیت است و حائز اهمیت می باشد.

34. محتوای همزمان: آیا محتوایی که در صفحه تان است اصل می باشد؟ اگر یک بخش یا کپی از کل محتوای یک صفحه ایندکس شده باشد، نمی توانید مانند صفحه اصلی رتبه کسب کنید.

35. محتوای تکمیلی مفید: محتوای تکمیلی مفید شاخصی است برای کیفیت سایت. برای مثال شامل مبدل ارز، ماشین حساب بهره وام و دستورالعمل های تعاملی.

36. تعداد لینک های خروجی: تعداد زیاد لینک های خروجی می تواند به رتبه بندی صفحه تان آسیب بزند.

37. عناصر چندرسانه ای: عکس ها، ویدئوها و سایر عناصر چندرسانه ای می تواند نشانه کیفیت محتوا باشد.

38. تعداد لینک های داخلی صفحه: تعداد لینک های داخلی صفحه نشان دهنده اهمیت مرتبط بودن سایر صفحات سایت است.

39. کیفیت لینک های داخلی صفحه: لینک های داخلی از صفحات معتبر در دامنه، نسبت به صفحاتی که PR ندارند یا ضعیف است، تاثیر بیشتری دارد.

40. لینک های خراب)شکسته(: داشتن تعداد زیادی لینک شکسته در صفحه می تواند نشانه ای از نادیده گرفته شده یا رها شده باشد. ارزیاب اطلاعات گوگل از لینک های خراب برای ارزیابی کیفیت صفحه اصلی استفاده می کند.

41. سطح خواندن: هیچ شکی نیست که گوگل سطح خواندن صفحات وب را تخمین می زند و یک سطح اولیه خوانده می تواند به رتبه صفحه تان کمک کند. سطح خواندن یک فاکتور است که کیفیت سایت را از تولید محتوای آن جدا می کند.

42. لینک های وابسته: لینک های وابسته به خودی خود باعث خراب کردن رتبه شما نمی شوند. اما اگر تعداد آنها خیلی زیاد باشد، ممکن است الگوریتم های گوگل توجه بیشتری به سایر نشانه های کیفیت سایت شما بکند تا اطمینان حاصل نماید که شما یک سایت وابسته نیستید.

43. خطاهای HTML / اعتبار W3C : تعداد زیاد خطاهای HTML یا برنامه نویسی نامرتب می تواند نشانه پایین بودن کیفیت سایت باشد. موضوع بحث برانگیز این است که خیلی ها در سئو فکر می کنند اعتبار W3C ، یک نشانه کیفیت ضعیف است.

44. اعتبار یا قدرت دامنه میزبان صفحه: همه چیز برابر است، یک صفحه در دامنه معتبر، بالاتر از یک صفحه در دامنه کم اعتبار است.

45. رتبه بندی صفحه: کاملا مرتبط نیست اما به طور کلی PR بالاتر صفحه در مقایسه با PR پایین تر منجر به رتبه بهتر می شود.

46. طول URL : طولانی بودن بیش از حد URL ممکن است به دیده شدگی شما در جستجو صدمه وارد کند.

47. راه URL : صفحه ای که به صفحه اصلی نزدیک تر است ممکن است اعتبار بالاتری کسب کند.

48. ویراستاران انسانی: اگرچه هرگز تایید نشده اما گوگل حق انحصاری اختراع یک سیستم را دارد که به ویراستاران انسانی امکان می دهد در SERPs نفوذ پیدا کنند.

49. طبقه بندی صفحه: طبقه ای که صفحه در آن ظاهر می شود یک نشانه مرتبط بودن است. صفحه ای که در یک طبقه مرتبط قرار می گیرد نسبت به صفحه ای که در طبقه ای غیرمرتبط است، امتیاز مرتبط بودن بیشتری کسب می کند.

50. تگ های وردپرس: تگ های خاص وردپرس نشانه مرتبط بودن است. تنها روشی که سئوتان را بهبود می بخشد، مرتبط بودن بخش های مختلف محتوا و همچنین مجموعه ای از پست ها است.

51. کلمه کلیدی در URL : این نشانه دیگر و مهم مرتبط بودن است.

52. رشته URL : طبقه داخل در رشته URL توسط گوگل خوانده می شود و یک سیگنال موضوعی راجع به اینکه صفحه در چه مورد است، ارائه می کند.

53. مراجع و منابع: با استناد به مراجع و منابع، مانند آنچه مقالات پژوهشی انجام می دهد، می تواند نشانه ای از کیفیت باشد. دستورالعمل های کیفیت گوگل می گوید که بازبین ها باید نگاه کردن به یک صفحه چشم شان به منابع باشد: موضوع باید تخصصی و منابع آن معتبر باشد.

54. فهرست های شماره و نشانه دار: فهرست های شماره و نشانه دار کمک می کند تا محتوایتان برای خواننده تفکیک شده باشد. گوگل هم با این کار موافق است و محتواهایی که شماره و نشانه دارد را تعرجیح می دهد.

55. الویت صفحه در نقشه سایت: الویتی که به یک صفحه از طریق فایل sitemap.xml داده می شود می تواند روی رتبه بندی تاثیر بگذارد.

56. تعداد بیش از حد لینک های خروجی: بعضی از صفحات راه به تعداد بسیار زیادی لینک دارند که موجب مبهم شدن صفحه و پرت شدن حواس از محتوای اصلی می شود.

57. مقدار سایر کلمات کلیدی برای رتبه بندی صفحه: اگر صفحه برای چندین کلمه کلیدی رتبه داشته باشد، این امر نشانه داخلی کیفیت برای گوگل است.

58. سن صفحه: اگرچه گوگل محتواهای جدید و صفحات قدیمی که محتوایشان را به طور منظم به روز می کنند ترجیح می دهد اما صفحات جدیدی که کارایی خوبی داشته باشند هم مورد قبول خواهند بود.

59. چیدمان کاربر پسند: وقتی طرح بندی صفحه در بالاترین کیفیت باشد موجب می شود که محتوا بلافاصله قابل مشاهده شود.

60. دامنه های رها شده ( Parked Domains  ) : برمبنای به روزرسانی دسامبر 2011گوگل، دیده شدگی در جستجو برای دامنه های رها شده کاهش یافت.

61. محتوای مفید: گوگل بین محتوای با کیفیت و مفید تمایز قائل می شود.

62. محتوایی که دارای ارزش و بینش منحصر به فرد است: گوگل شروع کرده است به از دور خارج کردن سایت هایی که محتوای جدید و مفید ارائه نمی کنند خصوصا سایت های وابسته.

63. صفحه ارتباط با ما: گوگل سایت هایی که اطلاعات تماس با ما مناسبی دارند را ترجیح می دهد و اگر اطلاعات تماس تان منطبق با اطلاعات دامنه تان باشد، پاداش در نظر می گیرد.

64. اعتماد دامنه / رتبه اعتماد: اعتماد سایت توسط لینک هایی که از سایت های معتبر به آن داده می شود مورد سنجش قرار می گیرد. این فاکتور رتبه بندی بسیار حائز اهمیت است.

65. معماری سایت: سایتی که اجزای آن به خوبی در کنار هم قرار گرفته اند و معماری مناسبی دارد به گوگل کمک می کند تا محتوای آن را از نظر موضوعی سازماندهی کند.

66. به روزرسانی سایت: ااینکه هر چند وقت سایت به روزرسانی و محتوای جدید به آن افزوده می شود، فاکتور تازگی سایت است.

67. تعداد صفحات: تعداد صفحات سایت نشانه ضعیفی از اعتبار است. این موضوع به گوگل کمک می کند تا یک سایت بزرگ را از یک سایت وابسته تشخیص دهد.

68. وجود نقشه سایت: نقشه سایت به موتورهای جستجو کمک می کند تا صفحات شما را راحت تر، کامل تر و با قابلیت دیده شدگی بهتر ایندکس کنند.

69. زمان کار سایت ( Uptime ) : زمان خرابی ( downtime ) زیاد سایت به دلیل مسائل مربوط به سرور یا تعمیرات باعث صدمه زدن به رتبه سایت می شود.

70. محل سرور: محل سرور ممکن است محل کسب رتبه سایت را در مناطق جغرافیایی مختلف تحت تاثیر قرار دهد. خصوصا برای جستجوهای جغرافیایی خاص خیلی مهم
است.

71. گواهی SSL : گوگل گواهی SSL را ایندکس می کند و از HTTPS به عنوان نشانه رتبه بندی استفاده می نماید.

72. شرایط استفاده از خدمات و صفحات حفاظت: این دو صفحه به گوگل کمک می کنند تا تشخیص دهد این سایت از اعضای قابل اعتماد اینترنت هست یا نه.

73. اطلاعات متا تکراری در سایت( Duplicate Meta Information On-Site ) وجود اطلاعات متا تکراری در سایت می تواند موجب افت قابلیت دیده شدگی سایت تان شود.

74. راهنمای اطلاعات: این شیوه چیدمان کاربر پسند به کاربر کمک تا بداند در کجای سایت قرار دارد و همچنین از فاکتورهای رتبه بندی است.

75. بهینه سازی سایت برای موبایل: این احتمال وجود دارد که سایت های ریسپانسیو در جستجوهای با گوشی در رتبه بالاتر قرار گیرند. همچنین تگ “ Mobile friendly ” به سایت هایی که در موبایل به درستی نشان داده می شوند افزوده شده است. علاوه بر این گوگل شروع به جریمه سایت هایی که در جستجوی موبایل، mobile friendlyنیستند، نموده است.

76. یوتیوب: بدون شک ویدیوهای یوتیوب در SERPs ترجیح دارد. زیرا موتورهای جستجو دریافتند که بعد از Google Panda سایت YouTube.com بیشترین ترافیک را دارد.

77. قابلیت استفاده سایت: سایتی که استفاده از آن یا مسیریابی در آن سخت است امکان دارد به دلیل کاهش زمان ماندن در سایت، مشاهده صفحات و افزایش نرخ خروج، رتبه بندی آن آسیب ببیند.

78. استفاده از :Google Analytics and Google Webmaster Toolsبرخی فکر می کنند تنها نصب این دو برنامه روی سایت می تواند ایندکس شدن آن را بهبود بخشد. همچنین موجب می شود با دادن اطلاعات بیشتر به گوگل برای کار کردن، رتبه سایت مستقیما تحت تاثیر قرار گیرد.

79. عقیده کاربران / شهرت سایت: عقیده و نظر کاربران در مورد سایت شما کمک بسیاری زیادی می کند تا موتورهای جستجو شهرت و اعتبار شما را افزایش دهند . درج نظر در سایت و فعالیت در آن توسط کاربران باعث افزایش شهرت آن نزد موتورهای جستجو می شود.

فاکتورهای backlink
 
80. لینک کردن سن دامنه: Backlink از دامنه های قدیمی تر در مقایسه با دامنه های جدید بهتر است.

81. تعداد دامنه های لینک شده: تعداد دامنه هایی که به آنها ارجاع داده می شود یکی از فاکتورهای رتبه بندی در الگوریتم گوگل است.

82. تعداد صفحات لینک شده: مجموع تعداد صفحات لینک کرده (حتی اگر برخی از آنها روی یک دامنه قرار داشته باشند) یک فاکتور رتبه بندی است.

83. تگ Alt (برای لینک های تصویری(: متن Alt ورژن تصویری متن anchorاست.

84. اعتبار صفحه لینک شده: اعتبار صفحه ای که به آن ارجاع شده یک فاکتور بسیار مهم در رتبه بندی است.

 85. اعتبار دامنه لینک: اعتبار دامنه ای که به آن ارجاع می شود می تواند نقش مستقلی در اهمیت لینک ایفا کند.

86. لینک از رقبا: لینک از سایر صفحاتی که رتبه بندی شان در SERP برابر است برای رتبه صفحه در یک کلمه کلیدی خاص ارزشمندتر می باشد.

 87. به اشتراک گذاری صفحه ای که به آن ارجاع شده در شبکه های اجتماعی: هرچه صفحه بیشتر به اشتراک گذاشته شود روی ارزش آن موثر است.

88. لینک از Neighborhoods بد(همسایه) : این امر می تواند به سایت شما صدمه وارد کند.

89. پست های مهمان: هرچند پست های مهمان می تواند بخشی از یک کمپین سئو کلاه سفید باشد اما لینک هایی که از پست های مهمان می آید به اندازه لینک های متنی ارزشمند نیست.

90. لینک به دامنه صفحه اصلی که صفحه روی آن نشسته: لینک به صفحه اصلی که به آن ارجاع شده می تواند نقش مهمی در ارزیابی سایت ایفا کند.

91. لینک های یک طرفه: این امر یک بحث مهم در سئو استو عبارت است از اینکه به طور کلی ما از آنها پیروی نمی کنیم.

92. تنوع نوع لینک ها: داشتن درصد بالای غیرمعمول لینک از یک منبع می تواند نشانه webspam باشد.

93. لینک های حمایت شده یا سایر کلمات اطراف لینک: کلماتی مانند اسپانسر، شرکای لینک و لینک های حمایت شده، می تواند ارزش لینک شما را کم کند.

94. لینک های متنی: لینک هایی که داخل محتوای یک صفحه جاسازی شده اند در مقایسه با لینک هایی که در یک صفحه خالی یا هرجایی از صفحه قرار دارند، قدرتمندتراند. یک مثال خوب از لینک متنی، بکلینک از گستوگرافیک است.

95. تعداد بیش از حد تغییر مسیر 301 به صفحه: لینک هایی که از تغییر مسیر 301می آید باعث ضعیف شده برخی یا تمام PR می شود.

96. متن Anchor بکلینک: Anchor معمولا توضیح دقیق تری از صفحه وب ارائه می دهد نسبت به خود صفحه.

97. متن لینک Anchor داخلی: این متن نشانه دیگر مرتبط بودن است، اگرچه متفاوت از متن Anchor بکلینک است. متن Anchor در مقایسه با قبل از اهمیت کمتری برخوردار است اما همچنان نشانه ضعیفی از مرتبط بودن است.

98. اختصاص دادن عنوان لینک: عنوان لینک به عنوان یک نشانه ضعیف مرتبط بودن استفاده می شود.

99. TLD کشوری که دامنه به آن ارجاع شده: لینک گرفتن از کشورهایی که پسوند دامنه شان سطح بالا است. de, .cn, .co.uk به شما در کسب رتبه بهتر در آن کشور کمک می کند.

100. محل لینک در محتوا: بهتر است لینک را در ابتدای محتوا بیاورید تا در انتهای آن.

101. محل لینک در صفحه: این که لینک در کجای صفحه ظاهر می شود مهم است. عموما لینک هایی که در محتوا جاسازی می شود قدرتمندتر از لینک هایی است که در حاشیه بالایی، پایینی یا کناری صفحه قرار می گیرد.

102. مرتبط بودن دامنه لینک: لینک از سایتی که فعالیت مشابه شما دارد خیلی موثرتر از سایت غیرمرتبط است.

103. میزان مرتبط بودن صفحه: لینک از صفحه ای که خیلی به محتوای صفحه شما نزدیک است بسیار قدرتمندتر از یک صفحه غیرمرتبط است.

104. متن اطراف دیدگاه لینک: گوگل تشخیص می دهد لینکی که به سایت تان فرستاده شده یک پیشنهاد است یا یک بررسی منفی. لینک هایی که در اطراف شان دیدگاه مثبت وجود دارد قدرتمندتر هستند.

105. کلمه کلیدی در عنوان: گوگل علاقه مضاعف به لینک هایی دارد که در عنوان شان کلمه کلیدی آن صفحه را دارند.

106. سرعت لینک مثبت: سایتی که سرعت لینک مثبت دارد معمولا افزایش SERP به دست می آورد.

107. سرعت لینک منفی: سرعت لینک منفی می تواند به طور چشمگیری رتبه تان را کاهش دهد زیرا نشانه کاهش محبوبیت است.

108. لینک از صفحات “ Hub ”: گرفتن لینک از صفحاتی که در مورد یک موضوع خاص منابع تاپ (or hubs) محسوب می شوند، به شما یک treatment خاص می دهد.

109. لینک از سایت های معتبر: لینک از سایت هایی که معتبر محسوب می شوند نسبت به سایت های کوچک و با فعالیت اندک، موجب محبوبیت بیشتری برایتان می شود.

110. لینک کردن به عنوان منبع ویکیپدیا: اگرچه لینک ها یک طرفه اند اما بسیاری فکر می کنند گرفتن لینک از ویکیپدیا باعش افزایش اطمینان و اعتبار از دید موتورهای جستجو می شود.

111. همکاری ظهور: کلماتی که اطراف بکلینک ظاهر می شوند به گوگل کمک می کنند تا بداند این صفحه راجع به چیست.

112. سن بکلینک: بر اساس یک Google patent لینک های قدیمی تر در مقایسه با لینک های جدید از قدرت بیشتری در رتبه بندی برخوردار هستند.

113. لینک از سایت های واقعی در مقایسه با صفحات ساختگی: گوگل امتیاز بیشتری به لینک هایی که از سایت های واقعی است در مقایسه با وبلاگ های ساختگی می دهد. گوگل از نام تجاری و تعامل کاربران به عنوان نشانه ای برای تشخیص این دو نوع سایت استفاده می کند.

114. مشخصات لینک طبیعی: یک سایت با مشخصات لینک طبیعی رتبه بالاتری خواهد گرفت و برای به روزرسانی هم ماندگارتر است.

115. لینک های متقابل: Google’s Link Schemes صفحاتی که تبادل لینک بیش از حد دارند به عنوان یک طرح لینک برای جلوگیری لیست کرده است.

116. لینک های محتوایی تولیدشده توسط کاربران: گوگل می تواند لینک هایی که توسط UGC یا صاحب یک سایت واقعی تولید شده را تشخیص دهد و بین این دو تفاوت زیادی وجود دارد.

117. لینک از 301 : لینک از تغییر مسیر 301 در مقایسه با لینک مستقیم ممکن است اندکی به خوشنامی تان خدشه وارد کنند هر چند که هر دو لینک شبیه هم هستند.

118. میکروفرمت Schema.org : صفحاتی که میکروفرمت را پشتیبانی می کنند نسبت به آنهایی که نمی کنند، رتبه بالاتری خواهند گرفت. این امر منجر به افزایش مستقیم یا SERP CTR بالاتر می شود.

119. لیست DMOZ : بسیاری بر این باورند که گوگل لیست سایت های DMOZ را برای اطمینان بیشتر ارائه می کند.

120. رتبه اطمینان سایت لینک دهنده: سطح اعتماد سایتی که به شما لینک می کند، مشخص می نماید که چقدر رتبه اطمینان به سایت شما منتقل می کند.

121. تعداد لینک های خروجی در صفحه: رتبه صفحه محدود است. یک لینک در صفحه با 100 ها OBLs، PR کمتری را در مقایسه با صفحه ای که تنها تعداد کمی OBLs دارد، قبول می کند.

122. بازارهای نمایش لینک: به دلیل سطح spamming ممکن است گوگل به شکل قابل توجهی لینک های از بازارهای نمایش را بی ارزش کند.

123. تعداد کلمات محتوای لینک: لینک از پستی که 1000 کلمه دارد ارزشمندتر از لینکی است که در یک متن 25 کلمه ای قرار دارد.

124. کیفیت محتوای لینک دهنده: لینک از یک نوشته بی کیفیت یا تکراری از نظر ارزش با یک محتوای چندرسانه ای و با کیفیت برابر نیست.

125. لینک های صفحات ویژه ( Sitewide ) : لینک های صفحات ویژه “فشرده شده” هستند و تنها یک لینک محسوب می شوند.

126. کلیک طبیعی از طریق میزان برای یک کلمه کلیدی: صفحاتی که کلیک بیشتری در CTR می گیرند ممکن است برای یک کلمه کلیدی خاص افزایش SERP داشته باشند.

127. CTR طبیعی برای تمامی کلمات کلیدی: CTR طبیعی صفحه برای تمامی کلمات کلیدی موجب کسب رتبه می شود برای نشانه تعامل با کاربر.


فاکتورهای تعامل با کاربر
 
128. نرخ خروج: نرخ خروج روشی است که گوگل از آن برای تست کیفیت صفحه استفاده می کند. بی شک وقتی افراد سریعا از صفحه خارج می شوند آن صفحه خوب نیست.

129. ترافیک مستقیم: گوگل از اطلاعات کروم برای تشخیص اینکه آیا افراد از سایت بازدید می کنند و هر چند وقت یکبار، استفاده می کند. سایت هایی که ترافیک مستقیم زیادی دارند کیفیت بالاتری نسبت به سایت هایی ترافیک مستقیم شان کمتر است، دارند.

130. ترافیک بازگشتی: گوگل برسی می کند که آیا افراد پس از مشاهده سایت یا صفحه مجددا به آن باز می گردند یا خیر. سایت هایی که بازدیدکننده ها مکررا از آن بازدید می کنند رتبه بهتری دریافت خواهند کرد.

131. سایت های بلاک شده: گوگل استفاده از این ویژگی را در کروم متوقف کرده اما Panda همچنان از آن به عنوان نشانه کیفیت استفاده می کند.

132. Bookmarks کروم : گوگل اطلاعات کروم را جمع آوری می کند. صفحاتی که در کروم Bookmarks دریافت می کنند افزایش رتبه خواهند داشت.

133. اطلاعات نوار ابزار ( Toolbar ) گوگل: گوگل از اطلاعات نوار ابزار به عنوان نشانه ای برای رتبه بندی استفاده می کند. علاوه بر سرعت بارگذاری صفحه و نرم افزارهای مخرب مشخص نیست که گوگل چه اطلاعاتی از نوار ابزار استفاده می کند.

134. تعداد نظرات: صفحه ای که تعداد زیادی کامنت در آن وجود دارد نشانه تعامل با کاربر و کیفیت سایت است.

135. زمان سکون ( Dwell Time ) : گوگل توجه زیادی به Dwell Time می کند یعنی میزان زمانی که افراد بعد از آمدن از جستجوی گوگل به صفحه شما در آن سپری می کنند. هرچه افراد زمان بیشتری سپری کنند نشانه کیفیت بالاتر سایت شماست.

136. تازگی سزاوار پرسش: گوگل به صفحات جدید برای جستجوهای خاص یک بهبود رتبه می دهد.

137. تنوع سزاوار پرسش: ممکن است گوگل برای کلمات کلیدی مبهم تنوعی به SERP اضافه کند، مانند : Ted WWF یا ruby قوانین الگوریتم های خاص

138. تاریخچه جستجوی افراد: سایت هایی که موقع ورود به گوگل اغلب آنها را بازدید می کنید SERP bump برای جستجوی شما دریافت می کنند.

139. تاریخچه جستجوی کاربران: زنجیره جستجو، نتایج را برای جستجوهای بعدی تحت تاثیر قرار می دهد.

140. هدف قرار دادن ژئو: گوگل به سایت هایی که IP سرور منطقه ای و نام دامنه خاص یک کشور دارد، گوگل به آنها ترجیح می دهد.

141. جستجوی ایمن: نتایج جستجو با کلمات دشنام یا محتواهای مربوط به بزرگسالان برای افرادی که جستجوی ایمن را فعال می کنند، نشان داده نمی شود.

142. گوگل پلاس سیرکل: گوگل نتایج بیشتری را برای نویسندگان و سایت هایی که شما به گوگل پلاس سیرکل افزوده اید، نشان می دهد.

143. شکایات DMCA : گوگل صفحاتی که شکایات DMCA دارد را کاهش رتبه ( downranks ) می دهد.

144. تنوع دامنه: به روزرسانی به اصطلاح Bigfoot دامنه های بیشتری را به هر صفحه SERP می افزاید.

145. جستجوهای معامله ای: گاهی گوگل نتایج متفاوتی برای کلمات کلیدی مربوط به خرید مانند پرواز، نمایش می دهد.

146. جستجوی منطقه ای: گوگل معمولا جستجوی منطقه ای گوگل پلاس را در بالایSERP طبیعی قرار می دهد.

147. باکس اخبار گوگل: کلمات کلیدی مشخص باعث یک باکس اخبار گوگل می شود.

148. ارجحیت برندهای بزرگ: گوگل برای جستجوهای مشخص و کوتاه به برندهای بزرگ کمک می کند.

149. نتایج خرید: گوگل گاهی نتایج خرید گوگل را در SERPs طبیعی نمایش می دهد.

150. نتایج یک سایت برای برندها: دامنه یا کلمات کلیدی برند منجر به چندین نتیجه برای یک سایت می شود.

سیگنالهای شبکه های اجتماعی

151. تعداد تویت ها ( Tweets ) : لایک کردن لینک و تویت کردن صفحه بر رتبه آن در گوگل هم تاثیر می گذارد.

152. اعتبار حساب کاربری کاربران تویتر: تویت شدن توسط یک صفحه معتبر و قدیمی که میلیون ها دنبال کننده دارد در مقایسه با یک صفحه جدید و کم تاثیر، خیلی تاثیرگذارتر است.

153. تعداد لایک های فیسبوک: اگرچه گوگل بسیاری از اکانت های فیسبوک را نمی بیند اما تعداد لایک هایی که یک صفحه در فیسبوک می گیرد را به عنوان نشانه ضعیفی برای رتبه بندی محسوب می کند.

154. به اشتراک گذاری در فیسبوک: به اشتراک گذاری در فیسبوک به دلیل آنکه بیشتر شبیه بکلینک است نسبت به لایک تاثیر بیشتری دارد.

155. اعتبار حساب کاربری کاربران فیسبوک: همانند تویتر لایک ها و به اشتراک گذاشتن هایی که توسط یک صفحه محبوب باشد تاثیرگذارتر است.

156. پین های Pinterest: Pinterest یک اکانت رسانه های اجتماعی محبوب با اطلاعات عمومی زیاد است. گوگل پین های Pinterest را یک سیگنال اجتماعی به حساب می آورد.

157. رای های سایت های به اشتراک گذاری شبکه های اجتماعی: گوگل از به اشتراک گذاری در سایت های Reddit, Stumbleupon, Digg به عنوان یک سیگنال اجتماعی استفاده می کند.

158. تعداد گوگل پلاس: اگرچه اظهار داشتند که گوگل پلاس تاثیر مستقیمی ندارد اما باورش سخت است که آنها شبکه اجتماعی خودشان را رد کنند.

159. اعتبار حساب کاربری کاربران گوگل پلاس: منطقی است که گوگل تاثیر بیشتری به اکانت های معتبر نسبت به اکانت های کم فالور بدهد.

160. اصل شناخته شده: در نتایج جستجو اطلاعاتی که مربوط به پروفایل های آنلاین تایید شده است نسبت به محتواهای بدون تایید رتبه بالاتری خواهد داشت.

161. نشانه های اجتماعی مرتبط بودن: گوگل از اکانتی که محتوا را به اشتراک گذاشته و متنهای اطراف لینک به عنوان اطلاعات مرتبط بودن استفاده می کند.

162. سطح سیگنال های اجتماعی سایت: گسترش نشانه های اجتماعی سایت موجب افزایش اعتبار کلی سایت و در نتیجه دیده شدگی بیشتر در جستجوها می شود. نشانه های برند

163. متن Anchor اسم برند: متن Anchor بسیا ساده است اما یک سیگنال برند بسیار قوی است.

164. جستجوهای برند: خیلی ساده است، افراد برندها را جستجو می کنند. اگر افراد سایت شما را در گوگل جستجو کنند، گوگل به این موضوع در تعیین یک برند توجه می کند.

165. سایت باید صفحه فیسبوک و لایک داشته باشد: برندها باید صفحه فیسبوک با تعداد لایک زیاد داشته باشند.

166. سایت باید پروفایل تویتر با فالورهای زیاد داشته باشد: پروفایل تویتر با فالورهای زیاد نشانه محبوبیت یک برند است.

167. صفحه رسمی لینکدین: اغلب کسب و کارهای واقعی صفحه لینکدین دارند.

168. لیست کارمندان در لینکدین: داشتن پروفایل لینکدینی که نشان دهد این افراد برای کمپانی شما کار می کنند یک نشانه برند بودن است.

169. قانونی بودن اکانت شبکه اجتماعی: یک شبکه اجتماعی با 10000 فالور و 2 تا پست متفاوت است با یک اکانت 10000 فالوری قدرتمند با تعاملات بسیار.

170. اشاره کردن ( Mention ) به برند در سایت های خبری: برندهای واقعا بزرگ در سایت های خبری گوگل همیشه منشن می شوند. حتی برخی از برندها فید خبری گوگل خودشان را دارند.

171. اشاره متقابل: برندها منشن می شوند بدون اینک به آنها لینک داده شود.

172. تعداد مشترکین RSS : با توجه به اینکه گوگل صاحب سرویس محبوب – Feedburner RSS است، از اطلاعات مشترکین RSS به عنوان نشانه برند بودن و محبوبیت استفاده می کند.

173. محل سکونت با فهرست منطقه ای گوگل پلاس: یک کسب و کار واقعی دارای دفتر است. گوگل از اطلاعات محل سکونت برای تشخیص اینکه یک سایت برند است یا خیر استفاده می کند.

174. وبسایت جزو کسب و کارهای پرداخت کننده مالیات است: گوگل نگاه می کند که آیا سایت جزو کسب و کارهای پرداخت کننده مالیات است یا نه.

فاکتورهای On-Page (Web Spam)
 
175. مجازات پاندا: سایت هایی که کیفیت محتوای آن پایین است بعد از مجازات پاندا در جستجو کمتر دیده می شود.

176. لینک به Neighborhoods بد: لینک کردن به سایت های غیرمرتبط به دیده شدگی شما در جستجو آسیب می زند.

177. تغییر مسیر: تغییر مسیر اصلا نباید اتفاق بیفتد. زیرا نتنهاموجب جریمه بلکه باعث ایندکس شدن مجدد هم می شود.

178. پاپ آپ یا تبلیغات پرت کننده حواس: پاپ آپ یا تبلیغات پرت کننده حواس نشان دهنده پایین بودن کیفیت سایت است.

179. بهینه سازی بیش از حد سایت: شامل فاکتور های on-page مانند انباشتن کلمات کلیدی و تگ عنوان و چیدمان افراطی کلمات کلیدی.

180. بهینه سازی بیش از حد صفحه: بسیاری از افراد گزارش کردند که پاندا را دوست ندارند در نتیجه پنگوئن صفحه را به شکل تکی مدنظر قرار داد.

181. تبلیغات بالای فلد ( Fold ) : الگوریتم طرح بندی صفحه سایت هایی را که تبلیغات زیاد و محتوای کم در بالای Fold )حاشیه( دارند را جریمه می کند.

182. پنهان کردن لینک های وابسته: تلاش زیاد برای پنهان کردن لینک های وابسته می تواند منجر به یک جریمه شود.

183. سایت های وابسته: واضح است که گوگل طرفدار سایت های وابسته نیست و سایت هایی که با لینک های وابسته پول در می آورند بیشتر تحت نظر هستند.

184. تولید خودکار محتوا: گوگل طرفدار تولید خودکار محتوا نیست و اگر شک کند که سایت شما محتوای تولید شده کامپیوتری منتشر می کند، این امر منجر به جریمه و ایندکس شدن مجدد می شود.

185. آدرس IP به عنوان اسپم علامت زده شود: اگر آدرس IP سرور اسپم شود ممکن است به کل سایت روی سرور آسیب بزند.

186. اسپم شدن تگ متا: انباشته شدن کلمه کلیدی در تگ متا هم می تواند اتفاق بیفتد. اگر گوگل فکر کند که شما کلمه کلیدی را به تگ متا افزوده اید تا با الگوریتم گوگل بازی کنید ممکن است سایت تان را جریمه کند.

فاکتورهای Off-Page (Web Spam)

187. هجوم غیر طبیعی لینک ها: هجوم ناگهانی لینک ها نشانه مطمئنی از لینک های ساختگی است.

188. مجازات پنگوئن: سایت هایی که مورد مجازات پنگوئن قرار گرفته اند به طور قابل توجهی در جستجو کمتر دیده می شوند.

189. مشخصات لینک با درصد بالای کیفیت پایین: بسیاری از لینک های از منابع، معمولا با استفاده از سئو کلاه سیاه است و نشانه بازی کردن با سیستم است.

190. ارتباط دامنه لینک کننده: سایت هایی که تعداد خیلی غیرعادی زیادی لینک از سایت های غیرمرتبط دارند برای پنگوئن حساسیت برانگیزند.

191. هشدار لینک های غیرطبیعی: گوگل هزاران اخطار Google WebmasterTools و پیام کشف لینک های غیرطبیعی ارسال کرد. این معمولا پیش از افت رتبه اتفاق می افتد)البته نه % 100 مواقع)

192. لینک از C IP کلاس یکسان: گرفتن حجم غیرطبیعی لینک از سایت هایی با IPسرور یکسان می تواند نشانه ساخت لینک شبکه وبلاگ باشد.

193. متن Anchor سمی: داشتن متن Anchor سمی می تواند نشانه اسپم یا سایت هک شده باشد. همچنین می تواند به رتبه سایت هم آسیب برساند.

194. راهنمای مجازات: گوگل راهنمای مجازات هایش را منتشر کرده، مانند مجازات علنی Interflora

195. فروش لینک: فروش لینک قطعا می تواند روی رتبه نوار ابزارتان تاثیر بگذارد و به دیده شدگی تان در جستجو آسیب بزند.

196. Sandbox گوگل : سایت های جدیدی که یکدفعه حجم زیادی از لینک دریافت می کنند گاهی در Sandbox گوگل قرار می گیرند که موجب می شود دیده شدگی آنها در جستجو به طور موقت محدود شود.

 197. رقص گوگل: رقص گوگل به طور موقت رتبه بندی ها را تکان می دهد. این روشی است برای تشخیص اینکه آیا یک سایت سعی دارد با الگوریتم های گوگل بازی کند یا نه.

198. ابزار Disavow : استفاده از ابزار Disavow می تواند باعث حذف جریمه دستی یا الگوریتمی سایت هایی که قربانی سئو منفی بودند، شود.
 
199. درخواست تجدید نظر :درخواست تجدید نظر موفق می تواند باعث برداشته شدن جریمه شود.
 
200. طرح های لینک موقت: گوگل لینک های غیر معتبر و ساخته شده توسط خود افراد را شناسایی و به سرعت حذف می کند.
ارسال شده توسط احمد محمدی | 9 02, 2016 | بازدید‌ها (340)

مایکروسافت قبل از معرفی  Entity Framework   ، تکنولوژیهای ado , rdo  و سرانجام ado.net  را ارایه کرده بود و برای اکثر این تکنولوژیها زمان زیادی گذاشته بود ، هر کدام از اینها در زمان خود یک تکنولوژی نوینی و حرکت عظیمی بود . اما با گسترش مفاهیم شی گرایی و نیاز مبرم برنامه نویسان به ایجاد اشیا از داده ها و جداول بانکهای اطلاعاتی مایکروسافت اقدام به توسعه تکنولوژی  ado.net کرد و ابتدا امکانات linq  و سپس  Entity Framework  را برای تعامل بهتر با شی گرایی مطرح کرد .

تا قبل از آن برنامه نویسان زمان زیادی را برای برنامه نویسی اشیا جدولهای بانکهای اطلاعاتی و ارتباطات آن صرف می کردند و هر گونه تغییر در جداول بانکها مستلزم تغییرات فراوانی در کد نویسی است .

ابتدا فهرستی از ابزارهای مدل سازی را معرفی می کنم :

 

1-ERM 
یا  Entity Relationship Model ابزاری برای مدل سازی پایگاههای داده ای رابطه ای .

2- UML 
یا Unified Modeling Language زبان استاندار ماژول سازی اشیا و کلاسها

3-ORM 
یا  Object-Relational Mappingروشی و ابزاری برای ایجاد تعامل ماژولار میان اشیا بانکهای اطلاعاتی رابطه ای و زبانهای برنامه نویسی شی گرا

4-DFD
یا Data Flow Diagram  ابزاری برای نمایش نموداری از جریان داده ها و فرآیند سیستم

 

البته چند ORM  دیگر هم وجود دارد یکی NHibernate و SPRINT.net هر دوتای آنها از جاوا مشتق شده اند و توانمنیدهای فراوانی دارند اما بحث ما Entity  Framework.Net4       است .

البته لیست بالا لیست کاملی نیست و از حوصله این بحث خارج است .

 

قبل از ورود به بحث Entity Framework  مقدمه ای در مورد Entity Data Model یا مختصرا EDM  باید بیان شود .EDM  در حقیقت پایه و پیش نیاز Entity Framework است و شامل سه model  است

1-
مدل مفهومی 2-مدل منطقی 3-مدل ذخیره سازی یا فیزیکی

ما می توانیم بگوییم که EDM  یک نسخه تکامل یافته ERM  است .ما در مدل EDM  در مورد ساختار شی گرای business objects داده ها بحث می کنیم در حالی که در مدل ERM  ما در مورد طرح بانک اطلاعاتی بحث می کنیم .که باید تفاوت میان مدل داده و مدل شی را متوجه شویم ، شکل زیر یک مدل داده را نشان می دهد در حالی که شکل بعدی مدل شی گرا از بانک اطلاعاتی ما را نشان می دهد.







Entity 
چیست ؟

ما برای فهم Entity Framework  باید ابتدا مفهوم Entity  را متوجه شویم ، البته بعدا در مورد این مفصلا خواهم نوشت ولی فعلا برای فهم بیشتر مقایسه ای با object  و relational data  انجام می دهم

تشابه Entity  با شی یا object

1-   Entity
مانند شی دارای انواع تعریف شده برای داده ها و فیلدها است

2-  Entity 
مانند شی دارای خصوصیت یا properties است

3-   
هر    Entity  یک هویت متمایزی دارد

4-   
یک خصوصیت   Entity  می تواند ارجاعی به Entity  دیگر باشد

 

تفاوت Entity  با شی یا object

1 -Entity 
می تواند یک فیلد اصلی یا primary keys داشته باشد

2-Entity 
می تواند دارای ارتباطی با Entity  دیگر باشدمانند ارتباطات موجود در بانک اطلاعاتی

 

تشابه Entity  با داده رابطه ای relational data

1-Entity 
یک ارتباط چند گانه مانند داده ها با دیگر entity  می تواند داشته باشد

2-Entity   
مانند داده ها می تواند کلید اصلی یا primary key داشته باشد

 

تفاوت Entity  با داده رابطه ای relational data

1-Entity 
از داده ها با نوع پیچیده  complex typesپشتیبانی می کند

2-Entity 
از وراثت موجود در کلاسها پشتیبانی می کند

3-Entity 
داده های فیزیکی را ذخیره نمی کند .

 

پس Entity  Framework   چیست ؟

درواقع Entity Framework   تکنولوژی توسعه یافته ADO.Net  است که فاصله بین برنامه نویسی شی گرایی و بانک اطلاعاتی رابطه ای را پر می کند .این فاصله معمولا تحت عنوان عدم تطابق شناخته می شود. و یک تکنیک برنامه نویسی برای تبدیل ارتباطات در Database به مفاهیم Object Oriented در برنامه نویسی است. در واقع می‌توان گفت که کلا‌س ها را به Table ها map می‌کند. وقتی که شما می‌خواهید به Database دسترسی پیدا کنید، یا اطلاعاتی را ذخیره کنید، این کارها را مستقیما بر‌ روی اشیاء ( Object تان ) انجام می‌دهید. Entity  Framework مدل داده ها را به سه بخش تقسیم می کند 1-مدل مفهومی یا ادراکی 2-مدل منطقی 3- مدل فیزیکی

 

در نسخه های قبلی Entity Framework ما فقط می توانستیم برای بانک اطلاعاتی موجود از قبل یک مدل طراحی کنیم .که ما می توانستیم برای آن یک مدل مفهومی ایجاد کنیم .درواقع ما از بانک اطلاعاتی به مدل می رسیدیم ، اما حالا می خواهیم برعکس از مدل به بانک اطلاعاتی برسیم .

از مهمترین امکانات اضافه شده به Entity Framework 4 بصورت 2 مورد زیر است :

1-Model-first : به شما اجازه می دهد که ابتدا یک empty model ایجاد کنید ، و ابتدا model خودتان را تعریف کنید و سپس بانک اطلاعاتی و mapping و کلاسها را  بر اساس model تعریف شده ایجاد کنید .

2-Code-only: به شما اجازه می دهد که برای استفاده از Entity Framework  با استفاده از Plain Old CLR Objects یا مختصرا

POCO  درواقع Entity  خود را بدون استفاده از فایل EDMX ایجاد کنید .

اکنون برای یادگیری ابتدایی سعی می کنم ابتدا بر اساس اینکه بانک اطلاعاتی موجود است یک مدل طراحی می کنیم و بعدا با مدلی سرو کار خواهیم داشت که بر عکس یعنی اول مدل بعد بانک اطلاعاتی

آموزش حالت database-first approach

ما در اینجا با بانک اطلاعاتی northwind آموزش را ارایه می دهم با sql-server 2008 R2  و Visual Studio 2010  و دانت نت 4

شما می توانید از لینک زیر بانک اطلاعاتی را دانلود کنید .

خوب اکنون پس از نصب بانک اطلاعاتی سراغ vs  برویم و یک پروژه Windows Forms Application ایجاد می کنیم مطمن باشید که  .Net Framework 4  انتخاب شده باشد.

اکنون در پروژه ، سراغ منوی Project   بروید و گزینه  Add New Item را انتخاب کنید  مانند شکل زیر
Entity_Framework3 - Entity Framework 4  part 1 - متا

در شکل بالا دقت کنید که از قسمت سمت راست گزینه data  را انتخاب کنید و سپس گزینه ADO.NET Entity Data Model

را انتخاب کنید .با انتخاب این گزینه و وارد کردن نام مناسب ( در اینجا ما همان نام Model1.edmx را بصورت پیش فرض قبول می کنیم ) و دکمه Add را می زنیم .پس از آن وارد ویزارد Entity Data Model Wizard می شویم در این ویزارد ما گزینه

    Generates from database را انتخاب می کنیم و به مرحله بعدی می رویم .در این صفحه مطابق شکل زیر :
Entity_Framework4 - Entity Framework 4  part 1 - متا

ما ابتدا باید مقدار connections را مشخص کنیم پس بر روی دکمه New Connection  کلیک کنید تا وارد صفحه Connection Properties بشوید در این صفحه ابتدا از قسمت نام سرور server name  نام سرور بانک اطلاعاتی را انتخاب کنید و برحسب تنظیمات دستگاه شما از لیست بانکهای اطلاعاتی نام بانکnorthwind  را انتخاب کنید .صفحه ویزارد شما مشابه شکل زیر خواهد شد .در این صفحه تیک مقابل جمله save entity connection ….. باعث می شود که رشته اتصال به بانک اطلاعاتی با همان نام مشخص شده در زیر آن در فایلی تحت عنوان App.config  ذخیره شود .اکنون به مرحله بعد می رویم مطابق شکل زیر

Entity_Framework5 - Entity Framework 4  part 1 - متا

خوب اکنون در صفحه بالا جدولهای و view  ها و stored Procedure های بانک اطلاعاتی شما لیست می شوند.

در اینجا ما جدول Category  و جدول products را انتخاب می کنیم و از قسمت view ها Products by Category را انتخاب می کنیم همچنین از stored procedure هم SalesByCategory را انتخاب می کنیم . و سپس دکمه finish  را کلیک می کنیم .

نکته : حتما قبل از زدن دکمه finish دو تیک Pluralize  و include foreign…  را دیدید

Pluralize or singularize از مهمترین بهبودها در نسخه 4 EF است .در نسخه های قبلی EF  خاصیت

Entity Set Name and Entity Name properties  با یک نام بودند که این مساله باعث گیجی برنامه نویس می شد که خوشبختانه در این نسخه 4 امکان تفکیک براحتی فراهم شده است مثلا برای

category به شکل زیر دفت کنید

Entity_Framework6 - Entity Framework 4  part 1 - متا

و در نهایت شما فایل module1.edmx  را باز کنید که مطابق شکل زیر نمای جداول بانک اطلاعاتی رادر فضای ماژولار EDM نمایش می دهد ،

Entity_Framework7 - Entity Framework 4  part 1 - متا
Model-First Approach
در مطالب قبلی در مورد Entity  و نحوه استفاده از ویزارد برای تولید کلاس در صورت وجود بانک صحبت کردم ، اما امروز می خواهم در مورد حالتی صحبت کنم که ما مدل کلاسها را ترسیم می کنیم و از این مدل می خواهیم بانک اطلاعاتی را ایجاد کنیم ، این ویژگی از جالبترین و مهمترین ویژگیهای اضافه شده در EF4 است که مایکروسافت آن را اضافه کرده است .

مانند مقاله بخش 2 ، یک پروژه تحت ویندوز باز کنید ،از منوی Project  کزینه Add New Item  و سپس گزینه ADO.NET Entity Data Model را انتخاب کنید اما از پنجره ظاهر شده در زیر گزینه empty model را انتخاب کنید
Entity_Framework8 - Entity Framework 4  part 1 - متا

ماژول خالی برای شما ایجاد می شود ، اکنون جعبه ابزار   را باز کنید و ابزار زیر را مشاهده کنید .Entity_Framework9 - Entity Framework 4  part 1 - متا

ابزارهایی را مشاهده می کنید که مختصرا آنها را توضیح می دهم.

Entity  : به شما اجازه می دهد که یک  Entity  را ایجاد و طراحی کنید

Association : برای تعریف و ایجاد روابط میان دو عنصر Entity

Inheritance  : برای ایجاد رابطه وراثت بین عناصر و کلاسهای Entity

 زیاد نگران نباشید در ادامه مفصلا در مورد سه عنصر بالا توضیح خواهم داد. فعلا هدف آشنایی کلی با مفاهیم است .پس اکنون دست به کار می شویم و اولین entity  را با استفاده از جعبه ابزار ایجاد می کنیم .یک Entity  را از جعبه ابزار انتخاب کنید و آن را با کشیدن و رها کردن بر روی صفحه خالی ماژول بیاورید .

Entity_Framework10 - Entity Framework 4  part 1 - متا

اکنون به اولین Entity  ایجاد شده دقت کنید .

. یک properties  دارد با نام Id است علاوه بر آن این خصوصیت یک primary Key  برای این Entity  ایجاد شده است .شما می توانید با انتخاب آن از شکل خصوصیات و پارامترهای آن را عوض کنید .پس از تنظیم پارامترهای دلخواه ، شما می توانید بر حسب نیازتون عناصر دیگری  به Entity   اضافه کنید . برای اینکار کافیست برروی Entity کلیک راست کنید و گزینه Add  را انتخاب کنید .

Entity_Framework11 - Entity Framework 4  part 1 - متا

اگر دقت کنید با دو گزینه scalar property , complex property  مواجه می شویم ، شما نگران نباشید از بخش بعدی یعنی بخش چهارم وارد جزییات خواهیم شد و موارد را به تفصیل شرح خواهم داد .

اکنون شما گزینه scalar property  را انتخاب کنید نام آن را  CustomerFirstName قرار دهید و نوع آن یعنی Type  را از نوع کارکتری یعنی  string  انتخاب کنید و بقیه را مطابق شکل زیر


Entity_Framework12 - Entity Framework 4  part 1 - متا

و سپس خصوصیات دیگری را مطابق لیست زیر با نوعهای مشخص شده مانند حالت بالا اضافه کنید

 CustomerLastName (String)

 CustomerAddress (String)

 CustomerCity (String)

 CustomerState (String)

 CustomerZipCode (String)

 CustomerPhone (String)

 ModifyDateTime (DateTime)

سپس یک Entity دیگر ایجاد کنید و عناصر زیر را به آن اضافه کنید

OrderID (int32)

 CustomerID (int32)

 ItemID (int32)

 ModifyDateTime (DateTime)

اکنون ما 2 Entity  داریم ، حالا می خواهیم یک ارتباط بین این 2 برقرار کنیم برای اینکار  از جعبه ابزار Associtation  را انتخاب کنید و سپس از Entity1  فیلد Id  را انتخاب کنید و از Entity2   فیلد customerId  را انتخاب کنید رابطه شما بین این دو فیلد مانند شکل زیر خواهد شد .


Entity_Framework13 - Entity Framework 4  part 1 - متا

اکنون نوبت ایجاد بانک اطلاعاتی از مدول و کلاسهای بالا است . اکنون بر روی فضای خالی از صفحه مازول کلیک راست بزنید و گزینه Generate Database From Model  را انتخاب کنید صفحه زیر نمایش داده می شود .


Entity_Framework14 - Entity Framework 4  part 1 - متا

در اینجا شما باید بانک اطلاعاتی و رشته اتصال را مشخص کنید .دکمه next  را بزنید و به مرحله بعد بروید صفحه ای برای شما نمایش داده می شود که مجموعه دستورات DDl را برای ایجاد این جدولها در بانک اطلاعاتی را بصورت فایلی ذخیره می کند .

Entity_Framework15 - Entity Framework 4  part 1 - متا

دکمه Finish  را کلیک کنید تا فایل مورد نظر شما ایجاد شود که حاوی کدهایی برای ایجاد بانک اطلاعاتی است .یک فایلی با فرمت .sql  خواهد بود ، همانطور که در شکل بالا می بینید .اکنون برای اجرای اسکریپت بالا در فضای خالی از کد اسکریپت کلیک راست کرده و گزینه Execute Sql  را مطابق شکل زیر انتخاب کنید ، اسکریپت شما در بانک اطلاعاتی مشخص شده ایجاد خواهد شد

Entity_Framework16 - Entity Framework 4  part 1 - متا


نگاهی عمیق تر به Entity Data model

ابتدا از محیط کاری و پنجره های طراحی EDM  صحبت می کنیم . در کار با EDM  4 پنجره از محیط طراحی برای شما بسیار مفید است

1-Designer surface : سطح بصری طراحی می باشد که شما می توانید به کمک آن ساختار و مدل EDM  را ایجاد و یا تغییر دهید.

2-Mapping Detail windows  : پنجره ای برای map  کردن و تغییر در این پنجره شما یک ساختار فیزیکی از عناصر Entity را مشاهده می کنید

3-Toolbox  : جعبه ابزار که برای همه مشخص است و در مقاله قبل با آن بیشتر آشنا شدیم

4-Model Browser Window  : این پنجره ساختاری درختی از مدل مفهومی و منطقی مدل نمایش می دهد .
در شکل زیر این چهار پنجره به تفکیک نمایش داده شده است .


Entity_Framework17 - Entity Framework 4  part 1 - متا

Entities

برای فهم بهتر entity  باید با چند مفهوم آشنا شویم

Entity Type  : نشان دهنده نوع خاصی از داده ها است مثلا داده ای از نوع سطرهای جدول کارمند Emplyee ، در واقع می توان گفت رکوردهای جدول را نشان می دهند..

Entity Set : یک در برگیرنده یا مجموعه ای از Entity  های واحد .بنابر این Entity  ها را می توان بصورت Entity Set  گروه بندی کرد .در هر Entity set  ما می توانیم چند Entity type  داشته باشیم و هر گروه Entity Set نیز می تواند با یک Entity Set دیگر در ارتباط باشد .
فرض کنیدما 3 نوع Entity Type  به نامهای Salesperson ,SalesOrderHeader,SalesOrderDetail  داریم و دو تا Entity Set داریم که به صورت شکل زیر هستند


Entity_Framework18 - Entity Framework 4  part 1 - متا

دراینجا Entity Set  اول شامل دوتا Entity Type  است .

Scalar Properties  : اگر مقاله های قبلی را مطالعه کرده باشید متوجه شدید که هر Entity Type  دارای مجموعه ای از خصوصیات (Properties  ) می باشد که یکی از آنها Scalar Properties  است . اگر بخواهیم آن را به زبان ساده بیان کنیم باید بگویم که این آیتم در واقع خصوصیتهایی را تعریف می کند که مقادیر رایج متغیرها یعنی عدد ، رشته ، کارکتر و تاریخ و غیره را می پذیرد .به تعبیری دیگر همان فیلدها بانک اطلاعاتی هستند که هر کدام دارای نوع هستند اگر شما یک Entity Type  از مثالهای قبل ایجاد کرده باشید کافیست یکی از خصوصیات را انتخاب کنید و به پنجره Properties  دقت کنید


Entity_Framework19 - Entity Framework 4  part 1 - متا


می بینید هر کدام از فیلدها یا همان خصوصیتهای Entity  ما دارای ویژگیهایی است مانند زیر

 Name  : نام خصوصیت مورد نظر را نمایش می دهد که می توان آن را تغییر داد

Nullable : آیا فیلد مشخص شده مقدار Null  را می پذیرید

Setter : همان خاصیت Set  در تعریف خصوصیات کلاسها که ما در اینجا سطح دسترسی آن را تعریف می کنیم

Getter : همان خاصیت Get  در تعریف خصوصیت فیلد کلاسها که ما در اینجا سطح دسترسی آن را تعریف می کنیم

StoredGenerationPattern : معادل Auto –generated  در بانکهای اطلاعاتی یعنی مقادیر یک فیلد اتوماتیک اضافه می شوند

Type : نوع فید

Default Value: مقدار پیش فرض

Complex Types

حتما تا کنون با ساختارها (structure) سروکار داشته اید . ما ساختاری  تعریف می کردیم که می توانست مجموعه ای از داده های متفاوت را با هم در یک متغیر ساختاری جمع آوری می کرد . مفهموم Complex Types  چیزی شبیه به همان مغیرهای ساختاری است . در وواقع یک متغیر مرکب است .مثلا اگر بخواهید آدرس فردی را با ساختار تلفن – آدرس منزل_ایمیل _شماره موبایل ، ذخیره کنید .باید از یک متغیر مرکب یا همان complex  استفاده کرد . اکنون با مثال نحوه تعریف آن را نشان می دهم .ما در بخش قبل گفتیم که یک Entity  می تواند شامل خصوصیاتی باشد که از نوع متغیرهای متعارف باشد مثلا عددی یا کارکتری و غیره ، اما اگر بخواهیم خصوصیتی پیچیده تر و با نوع مرکب داشته باشیم ، مثلا یک خصوصیت داشته باشیم که از نوع ساختاری یا یک نوع مرکب و پیچیده ، چکار بایدکرد . جواب همان Complex Types

شما باید ابتدا یک آیتم و متغیر از نوع Complex Types  تعریف کنید و پس از آن در Entity  مورد نظرتان یک خصوصیت از نوع Complex Property تعریف کنید که این خصوصیت مرکب بعدا از نوع Complex Types خواهد بود.

فرض کنید پروژه ای که قبلا ایجاد کرده ایم را باز کرده ایم ، به پنجره Model Browser  دقت کنید
Entity_Framework20 - Entity Framework 4  part 1 - متا

همانور که می بینید گزینه Complex Types  را مشاهده می کنید . برای ایجاد آن بر روی Complex Types  کلیک راست کرده و گزینه Create Complex Types را انتخاب کنید .یک آیتم Complex Types  ایجاد می شودنام آن را AddressInfo  می نامیم اکنون بر روی همان آیتم مجددا کلیک راست کنید و گزینه Add  را انتخاب کنید و سپس گزینه Scalar Property را انتخاب کنید .لیستی از انواع برای شما باز می شود


Entity_Framework21 - Entity Framework 4  part 1 - متا

فرض کنید می خواهیم آیتمی تعریف کنیم که آدرس را بصورت شماره تلفن و آدرس ذخیره کند پس 2 قسمت داریم یکی Phone , و دیگری Address است فرض کنیم اولی از نوع عددی و دومی کارکتری پس اولی را بصورت زیر تعریف کنید

Add  ----à Scalar Property --à Int32

و سپس نام آن را phone  وارد کنید برای دومی هم به همان ترتیب با این تفاوت که نوع آن String  است .

Entity_Framework22 - Entity Framework 4  part 1 - متا


اکنون ما یک آیتم complex Types  تعریف کردیم اما ما مشخص نکردیم که این آیتم باید به کدام Entity  ارتباط داشته باشد برای اینکار بر روی یکی از Entity  های مدل فرضا Entity2  کلیک راست کرده و گزینه Complex Types  را انتخاب می کنیم مانند شکل زیر خواهد شد

Entity_Framework23 - Entity Framework 4  part 1 - متا

اکنون به پنجره

propertie مرتبط به این Complexproperty بروید و از قسمت Type  مربوطه آیتم AddressInfo را انتخاب کنید در حقیقت ما اینجا خصوصیتی تعریف کردیم از نوع AddressInfo  که در واقع یک نوع مرکب جدید تعریف شده توسط کاربر است .

وقتی شما به مدل نگاه می کنید تنها نمایی جزیی از کار را می بینید ، اکنون شما باید بدانید که در پشت پرده مدل شما چه فایلها و کدهایی ایجاد شده است .برای این کار مطابق مثالهای قبل یک پروژه جدید ایجاد کنید و از بانک اطلاعاتی Northwind  یک مدل از جداول categories  و  products ایجاد می کنیم . مطابق شکل زیر

Entity_Framework25 - Entity Framework 4  part 1 - متا

خوب اگر خاطرتان باشد گفتیم که هر مدل که ایجاد می کنیم محتویات آن در یک فایل .edmx  است .ما اکنون می خواهیم ساختار دقیقتر و جزیی تری از این فایل را بدانیم برای اینکار بر روی فایل مدل خود فرضا فایل Model1.edmx  کلیک راست کنید و از گزینه های باز شده گزینه open with  را انتخاب کنید از پنجره زیر گزینه xml Editor  را انتخاب کنید .

Entity_Framework26 - Entity Framework 4  part 1 - متا

دکمه ok  را کلیک کنید . فایلی در ساختار XML  برای شما باز می شود.

Entity_Framework27 - Entity Framework 4  part 1 - متا

در واقع ساختار بالا یک ساختار فراداده metadata از فایل model1.edmx است . فایل و ساختار Metadata  معمولا یک ساختار معنایی ، تشریح کننده محتوا ، محل نگه داری ، خصوصیات فیزیکی ، نوع و شکل منبع است . در واقع ما اینجا هم چنین فایلی برای مدل داریم .فایل .edmx دارای سه بخش Metadata  است .

1-Store schema definition language  مخفف آن ssdl  : معمولا ما به آن مدل فیزیکی و ذخیره ای از داده های مدل می گوییم

2-Conceptual Schema definition language   مخفف آن csdl  : معمولا ما با آن مدل مفهومی یا ادراکی مدل می گوییم

3-Mapping specification language   مخفف آن MSL  : معمولا مدل Map از ساختار مدل و داده ها است .

اکنون اگر به تصویر بالا دقت کنید تمام عناصر ذکر شده را به ترتیب دربخشهای SSDl content  و CSDL content  و Mapping content  مشاهده می کنید .

 

1-SSDL    مدل فیزیکی :ما  در اینجا ساختار ذخیره ای و فیزیکی مدل را با فرمت Xml  داریم . اگر به این فرمت دقت کنید مهمترین عناصر آن به ترتیب زیر هستند :

1-1-Schema  : اگر دقت کنید در سطر اول ظاهر می شود از فیلدهای اجباری است که مهمترین عنصر آن NameSpace  است که اجباری است و باید باشد و باید به فضای نام Entity  ما اشاره کند .در واقع مفهومی شبیه به همان مفهوم فضای نام Name Space  در کلاسها و کد نویسی دارد.


2-1- EntityType : نشان دهنده اشیا Object  موجود در مدل است . نام هرEntity Type  در آن فضای نام باید منحصر به فرد باشد و تکرار مجاز نیست هر کدام از EntityType  ها نشان دهنده مدلی از جدول در بانک اطلاعاتی است مثلا در این مثال products  نمایش دهنده مجموعه رکوردهای جدول product  از بانک اطلاعاتی است .


property-3-1 : هر کدام از EntitType  های مدل ما یکسری عناصر دارند ، که این عناصر دارای نام و نوع و طول و مقدار کارکتر یا محدوه عددی و مقیاس و تهی پذیر یا خیر می باشد .در واقع اگر بخواهیم تشبیه کنیم ، می توان گفت ما در اینجا با فیلدهای جدول سرو کار داریم .

4-1 - key :

1-4-1  PropertyRef : ما در اینجا فیلدی را مشخص می کنیم که کلید اصلی جدول داده ها یا مدل داده های ما است مثلا اگر در بانک اطلاعاتی Product  فیلد اصلی ProductId  باشد پس مقدار این آیتم هم productId خواهد بود.


Association  -6-1

-1-6-1    End : همانطور که می دانید بانک اطلاعاتی از ارتباطات بین عناصر برخوردار هستند ارتباطاتی مانند ارتباط یک به یک و یک به چند یا چند به چند و.. در آمزشهای قبلی ذکر کردم که عناصر مدل می توانند مانند بانکهای اطلاعاتی باهم ارتباط داشته باشند که از طریق این خصوصیت امکان پذیر است

Associationset  نشان دهنده ارتباط و نام و مشخصات آن و گره End   نشان دهنده راسهای ارتباط بین عناصر است.

referential constraint   : این قسمت در واقع نشان دهنده قیدهای ارتباط است ما می دانیم در هر ارتباط بین عناصر 2 جدول یک کلید اصلی است و کلید دیگر باید کلید خارجی یا ثانویه باشد .


                  principal : نشان دهنده منشا و کلید اصلی ارتباط

                 Dependent      : نشان دهنده کلید ثانویه یک ارتباط بین عناصر است .

 

8-1- EntityContainer     : به طور کلی در این قسمت ما دو گره Entityset  و Associatioset را داریم .و درواقع ساختاری کلی از منبع داده را برای ما نمایش می دهد


9-1-   EntitySet   : گروهی از EntityType  های منبع داده را نمایش می دهد.


10-1- Associationset  : مجموعه و ساختار کلی ارتباطات را نمایش می دهد

 

بطور کلی بحث در مورد ساختار SSDL بسیار مفصل است اما در این مطلب مختصری برای آشنایی   بیان کردم .

2-CSDL مدل مفهومی یا ادراکی : ما در اینجا می توانیم ادعا کنیم که با یک الگو و ساختاری نمونه برای مدل داده ها سرو کار داریم . ساختار آن بسیار شبیه به ساختار SSDl  است . البته با تغییراتی بیشتر .

تفاوت این دو قسمت بالا زمانی نمایان می شود که ما حالت مدل را انتخاب کنیم ، یعنی اگر ما از بانک اطلاعاتی، مدل را بسازیم در این حالت ما SSDL  را خواهیم داشت . اما اگر یادتان باشد ما حالتی داشتیم که اول مدل را طراحی می کردیم و سپس بر اساس مدل بانک اطلاعاتی را می ساختیم در این حالت ما  فقط محتویات مفهومی و معنایی مدل  CSDL  را خواهیم داشت.


3-MSL  : در واقع حلقه وصل بین SSDL  و CSDL است . به شکل زیر دقت کنید :


Entity_Framework28 - Entity Framework 4  part 1 - متا


    در شکل بالا می بینید که چگونه عمل Map  انجام می شود . مهمترین عناصر  MSL  به شرح زیر است :

1-Mapping  : عنصر ریشه ای می باشد که در برگیرنده تمام آیتمهای MSL  است .

2-EntiyContainerMapping  : در این قسمت نام هر Entitycontainer  موجود در دو بخش SSDL  و CSDL  را شامل می شود در واقع ظرفی ایجاد می کند برای ایجاد ارتباط بین   SSDL EntityContainer  و بخش

CSDL Entitycontainer

3-EntitySetMapping : این بخش نیز ارتباطی ایجاد می کند بین هر بخش Entityset موجود در SSDL  و CSDl

4-   ٍEntityTypeMapping  :  این بخش نیز ارتباطی ایجاد می کند بین EntityType های دو بخش SSDL و CSDL

بحث در مورد SSDL  و CSDL  و MSL  بسیار مفصل است ، تا اینجا بحث را در این بخش خاتمه می دهم اما در این مقاله فهمیدیم که وقتی یک مدل از بانک اطلاعاتی ایجاد می کنیم در پشت صحنه ایجاد یک فایل Metadata  چگونه اطلاعات ساختار بندی می شود.

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4

اکنون نوبت به نوشتن دستورات است و چگونه با داده های بوسیله مدلها در تعامل باشیم ، بازیابی اطلاعات و حذف و تغییر چگونه خواهد بود . ما تا قبل از آمدن مفاهیم ORM  ها و غیره برای انجام کویری برروی داده ها مستقیما با بانکهای اطلاعاتی سرو کار داشتیم در واقع با دستورات T-SQL  سرو کار داشتیم . اما از اینجا به بعد با دستورات LINQ to Entities  و Entity Sql  سروکار خواهیم داشت .این دستورات با EDM  سروکار دارند . اما لازم دانستم قبل از وارد شدن به این مبحث ابتدا در مورد Logical Query Processing  در  sql server کمی صحبت کنم . حتما تا حالا با انواع و اقسام دستورات پرس و جو با بانکهای اطلاعاتی سرو کار داشته اید ، آیا تا حالا از خود پرسیده اید که فرایند و تسلسل این دستورات چگونه است ، کلا در یک عبارت پرس و جو از چند جدول بانک اطلاعاتی ابتدا کدام دستور اجرا می شود .

ما می دانیم که هر عبارت پرس و جو دارای عناصر زیر است .

From ,select,where,on , join,group by , having ,order by,top , 
است . ترتیب اجرای آنها در یک عبارت جستجو بصورت زیر است .

 

نقل قول

1. FROM
2. ON
3. OUTER
4. WHERE
5. GROUP BY
6. CUBE | ROLLUP
7. HAVING
8. SELECT
9. DISTINCT
10 ORDER BY
11. TOP


1-
عبارت from  در واقع اول از همه اجرا می شود به این دلیل که ابتدا باید جدوال منبع جستجوی ما مشخص شوند

2-
عبارت on ,outer ,…. در واقع عبارتهای الحاقی ، همان عبارتهایی که بعد از مشخص شدن جدولهای مورد نظر ، حالا باید مشخص شود که ترکیب این جدولهای چگونه است .

 

3-
از میان ترکیب چند جدول حالا بر اساس عبارت where  مجموعه ای از داده ها انتخاب می شوند

 

4-
در ادامه از میان این داده های انتخاب شده ، داده ها بر اساس فیلدهایی گروه بندی می شوند.

 

5-
وباز در ادامه از میان گروهها ممکن است مجموعه ای از عناصر بر اساس دستور having  فی_لتر شوند

 

6-select 
اینجا با این دستور در واقع داده ها برای نمایش و نتیجه برگزیده می شوند .

 

7-
از میان داده ها برگزیده شده ممکن است سورت خاصی مد نظر شما باشد که با استفاده از order by  عمل سورت برای شما انجام می شود

 

  Querying with the Entity Framework
قبل از آنکه در مورد کویری با مدل بحث کنیم بد نیست بدانیم که کویری های ما با کلاس مدل سروکار دارند لذا نیم نگاهی به کلاس سازنده مدل می اندازیم.

اگر کلاس مدل را باز کنید متوجه دو بخش عمده Context , entity  می شوید . در واقع کلاس اصلی سازنده مدل ما از کلاس objectcontext  ارث بری می کند .در شکل زیر نموداری کلی از کلاس را نشان می دهد .
Entity_Framework30 - Entity Framework 4  part 1 - متا

به طور خلاصه می توان گفت که هر کلاس مدل دارای ساختار مشابه شکل فوق است . ما وقتی مدل خود را ایجاد می کنیم ، کلاس تشکیل شده بصورت عمده دارای دو object  است . 1- شی object context  و 2- شی Entity Type

ما در اجرای کویری عمدتا با این دو شی سر و کار خواهیم داشت .

 

Object Context   : اصلی ترین و مهمترین کلاسی که ما از آن استفاده می کنیم ، با ایجاد مشتقی از این کلاس ما کلاسی خواهیم داشت که رشته اتصال به بانک اطلاعاتی و سازنده های کلاس و حالت کلاس برای انجام اعمال تغییر و حذف و ثبت استفاده می شود .

 

Entity Type  : قسمت مهم دیگر است که از کلاس Entityobject  مشتق می شوند .از مهمترین کارهایی که این کلاس برای ما ارایه می دهد تعریف عناصر موجودیت و خصوصیتهای آنها و ارتباطات بین عناصر موجودیت و ...

 

اکنون که بطور خلاصه با دو کلاس آشنا شدیم ، چگونه می توانیم کویری برای مدل ایجاد کنیم ، کلا برای نوشتن کویری بر یک مدل ما سه نوع روش کویری داریم .

 

1-LINQ to Entities  : در این روش ما از دستورات زبان LINQ  استفاده می کنیم .

 

2-Entity Sql  : یک زبانی که با اشیا سرو کار دارد و به شما امکان می دهد که کویری خود را ب روی اشیا بدون نیاز به زبان  Tsql  انجام دهید .

 

3-Querying with Method  : متدهایی از شی objectquery  هستند که به شما اجازه می دهند با ترکیبی از عبارتهای لامبدا  Lambdas   کویری خود را بنویسید .

شاید این پرسش برای خیلی ها مطرح شود که چرا برای نوشتن کوئری باید از چند روش استفاده کرد و کلا چرا این روشها معرفی شده است و تفاوت بین این روشها چیست ؟

من ترجیح دادم قبل از وارد شدن به مبحث کوئری کمی در مورد ساختار و نحوه انجام کوئریها صحبت کنم .

با توجه به پیشینه زبان  لازم دانستم مفاهیمی دیگر را نیز بیان کنم .

شاید این پرسش برای خیلی ها مطرح شود که چرا برای نوشتن کوئری باید از چند روش استفاده کرد و کلا چرا این روشها معرفی شده است و تفاوت بین این روشها چیست ؟

من ترجیح دادم قبل از وارد شدن به مبحث کوئری کمی در مورد ساختار و نحوه انجام کوئریها صحبت کنم .

با توجه به پیشینه زبان LINQ  برای مایرکروسافت ;  می توان نتیجه گرفت که هدف اصلی از ارایه LINQ TO Entities   در واقع توسعه ای برای این زبان است و امکانی برای برنامه نویسانی است که با این زبان سر و کار دارند.علاوه بر این استفاده از LINQ  مقادیر برگشتی کوئری بصورت جدولها و ردیف و ستون نیست .بلکه بصورت object  است .محدودیت زبان LINQ  در این است که فقط در زبانهای سی شارپ و vb.net  پشتیبانی می شود و برای سایر زبانهای دات نت قابل استفاده نیست . علاوه بر این به هنگام کامپایل باید به زبان متدی Query method  تبدیل شود تا برای CLR  قابل فهم باشد .

زبان Entity SQL  : این زبان بسیار شبیه به زبان T_SQL  است . با این تفاوت که این زبان می تواند با کلاسها و اشیا سروکار داشته باشد و به تبع آن از وراثت و ارتباطات بین کلاسها به خوبی پشتیبانی می کند. . در واقع ما به کمک Entity SQL  می توانیم همه به صورت شی گرا و هم بصورت داده ها رکوردی سطر و ستون ;  با بانک اطلاعاتی سروکار داشته باشیم .و این مهمترین دلیل برتری Entity Sql  بر زبان LINQ to Entity است .

 

در نهایت زبان Query Method  لایه ای پایینتر است ، چرا که فقط می تواند با با زبانهای بالا ترکیب شود و کویریهای بسیار قدرتمندتری را تولید کند . از مهمترین خصوصیت این روش خلاصه نویسی و استفاده از عبارتهای لامبدا است . .

اکنون به شکل زیر دقت کنید تا متوجه شوید که   وLINQ to Entities Entity Sql  چگونه با داده ها تعامل می کنند
IC314061 - Entity Framework 4  part 1 - متا

همانطور که در شکل بالا می بینید . اگر بخواهیم با داده ها بصورت شی یا object  سر و کار داشته باشیم . با استفاده از زبان LINQ to Entities   و Entity SQL  ما می توانیم با شی object service  در تعامل باشیم . در این تعامل ما کاملا با کلاسها از جمله کلاس objectcontext  و کلاسها داده  data class  سر و کار داریم .

حال اگر به شکل بالا دقت کنید می بینید که  LINQ to Entites برای انجام کویری چه فرایندی را طی می کند . علاوه بر این   نمی تواند مستقیما به لایه EntityClientLINQ to Entites  دسترسی داشته باشد در حالی که  Entity SQL می تواند مستقیما با لایه  EntityClient دسترسی داشته باشید و داده ها را بصورت رکوردی و ستون و ردیف داشته باشد


EntityClient  چیست ؟ همانطور که در شکل بالا و در شکل پایین می بینید ، این لایه بسیار شبیه به لایه های Sqlclient ,OracleClient ,…. است. این لایه مدیریت رشته اتصال و command ها و غیره را کنترل و پردازش می کند .سرو کار کوئری در این لایه با داده ها بصورت شی و Object  نیست بلکه بصورت داده های ستونی و ردیفی است ، علاوه بر این این لایه با EDM  در ارتباط مستقیم است .

ArticleImage - Entity Framework 4  part 1 - متا

امیدوارم توانسته باشم فرق و ساختار کویریها را به خوبی بیان کنم

Entity SQL  part 1
در بخش قبل در مورد LINQ to Entities  صحبت کردیم . همچنین در بخشهای قبلی اگر خاطرتان باشد گفتم که Entity SQL  هم می تواند از طریق ObjectService  و هم مستقیما می تواند از طریق EntityClient  با بانک اطلاعاتی ارتباط برقرار کند . علاوه بر اینها ذکر کردیم که به دستورات T_SQL  شبیه است . بنابراین باید مطالب را در 3 بخش توضیح دهم . بخش اول در مورد شباهتها و تفاوتهای Entity SQL  و بخش دوم در مورد تعامل Entity SQL  با ObjectService    و بخش سوم در مورد تعامل Entity SQL  با EntityClient  خواهد بود .

 

بخش اول : تفاوتهای Entity SQL  با دستورات T-SQL

 

1-وراثت و ارتباطات

همانطور که می دانید در مدل ما به دلیل وجود کلاسها .، از مفهوم وراثت و ارتباط بین عناصر پشتیبانی می کند در حالی که T-SQL  فقط از ارتباطات بین عناصر پشتیبانی می کند . علاوه بر این Entity SQL  در واقع با مدل مفهومی Conceptual entity  سرو کار دارد .

 

2-Collections

Entity SQL  همانند یک کلکسیونی از اشیا رفتار می کند در واقع داده های حاصل از آن براحتی در مجموعه Collection  ها قابل جایگزاری است .

 

3-پشتیبانی از عبارتها

شما در دستورات T-SQl  فقط با جدولها و ستونهای آن جدولها سروکار دارید در حالی که در Entity SQL علاوه بر اینها شما می توانید در کویری خود عبارتهای مختلفی را نیز داشته باشید .

 

4-select Value

این عبارت زمانی به کار می رود که ما بخواهیم آیتم مشخصی را بصورت آبجکت یا کلکسیون و یا یک مقدار اسکالر داشته باشیم . به شکل زیر دقت کنید .


Entity_Framework37 - Entity Framework 4  part 1 - متا

در شکل بالا یک ساختاری کلی از عبارت select value  در Entity SQL  نمایش می دهد . همانطور که می بینید . در دستور بالا ما یک Object  بر می گردانیم یعنی حاصل کویری ما یک Object  است .با همین فرم بالا ما می توانیم یک ابجکت و یا مقدار مشخص یا کلکسیونی از داده ها داشته باشیم .به شکل زیر دقت کنید .


Entity_Framework38 - Entity Framework 4  part 1 - متا

در کویری اول ما یک شی و در کویری دوم ما یک فیلد و در نهایت در کویری سوم ما یک ستونی بر می گردانیم که از نوع ارجاع Refrence  می باشد . مبحث این مطلب بعدها توضیح خواهم داد .

خوب اکنون متوجه شدیم که عبارتهای کویری در Entity SQL  تا چه حد می توانند انعطاف پذیر باشند .

اما اگر بخواهیم چندین آیتم انتخاب کنیم دیگر نیازی به عبارت value  نخواهیم داشت بلکه ذکر نام آن فیلدها کافی است .


5-Referencing Columns 

در دستورات زبان T-SQl  به هنگام انتخاب ستونهای جدول نیازی نیست که قبل از نام هر ستون ، نام جدول ذکر شود اما در Entity SQL  این امر ضروری است شما باید در مقابل نام هر ستون ، ابتدا نام مرجع آن را هم ذکر کنید .دستور پایین اولی یک دستور T-SQl  است و دومی یک دستور Entity SQL  است .

 

select a from T

 

select t.a as A from T as t

 

6- عدم پشتیبانی از *

حتما می دانید که در زبان T-SQL هر گاه بخواهیم تمام ستونهای یک جدول را انتخاب کنیم از عبارت * استفاده می کردیم اما در Entity SQL  این کار امکان پذیر نیست .

 

7-عدم پشتیبانی از دستورات DDL  و DML  در Entity SQL

 

8-پشتیانی از گروه بندی مستعار

خیلی وقتها شما نیاز دارید برای کویری خود یک گروه بندی تعریف کنید . در زبان T-SQL  شما باید نام گروهها را به صراحت و مطابق نام ستونها تعریف کنید در حالی که در زبان Entity SQL  شما می توانید از عبارتها مستعار هم استفاده کنید . در عبارت زیر یک دستور T-SQL  است .

select b + c, count(*), sum(a)

from T

group by b + c

 

حال عبارت بالا در Entity SQl مشاهده کنید که چگونه برای گروه نام مستعار انتخاب کرده است .

 

select k1, count(t.a), sum(t.a)

from T as t

group by t.b + t.c as k1

 

 

 

 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4
ارسال شده توسط احمد محمدی | 6 02, 2016 | بازدید‌ها (454)

راهكارهای افزایش سرعت بانك‌ اطلاعاتی SQL Server



چکیده :


اگر شما تجربه كار در محیط‌های متوسط (مثلاً با یكصد كاربر) یا بزرگ‌ را نیز داشته باشید، قطعاً با مسائل و مشكلات مربوط به كاهش سرعت ناشی از افزایش تعداد كاربران یا حجم پردازشی آن‌ها مواجه شده‌اید. در این مقاله با استناد به منابع مایكروسافتی، راهكارهایی را برای بهبود سرعت و كارایی سیستم در بانك‌های اطلاعاتی با تعداد كاربر و حجم پردازش زیاد مورد بررسی قرار می دهیم. طبق بررسی‌هایی كه كارشناسان مایكروسافت انجام داده‌اند، كارایی یك سیستم بانك اطلاعاتی به پنج عامل مختلف بستگی دارد كه به ترتیب اهمیت عبارتند از: برنامه نوشته شده، پایگاه داده موردنظر، سخت‌افزار سرور یا كلاینت، تنظیمات و نسخه مورد استفاده
SQL Server و سیستم‌عامل ویندوز. همان‌طور كه حتماً می‌بینید، ساختار پایگاه داده، برای كارایی سیستم، در رتبه دوم اهمیت قرار‌دارد. بنابراین ایجاب می‌كند كه در زمان تحلیل و طراحی سیستم، به‌صورت ویژه‌ به بانك اطلاعاتی در‌حال ساخت توجه شود و رابطه بین این بانك و برنامه‌های كاربردی و همچنین رابطه بین اجزای مختلف درون بانك، به بهترین شكل ممكن طراحی و پیاده‌سازی شود.

https://i-msdn.sec.s-msft.com/dynimg/IC42074.gif

توسعه 
به‌طور كلی برای افزایش سرعت یك بانك اطلاعاتی می‌توان به دو روش اقدام كرد. در واقع پنج عامل مورد اشاره در بالا‌، به دو دسته طولی و عرضی تقسیم‌بندی می‌شوند. در توسعه طولی كه در اصطلاح انگلیسی به Scalp up نیز شناخته می‌شود، مدیر سیستم با صرف هزینه‌، به ارتقای سخت‌افزار (مثل پردازنده‌ها یا هارددیسك‌ها) یا به‌طوركلی ایجاد شبكه‌ای سریع‌تر اقدام می‌نماید یا مثلاً سیستم‌عامل خود را به نسخه‌ای جدیدتر و پایدارتر ارتقا می‌دهد. اما در روش عرضی (Scale out) تقریباً با حفظ همان سخت‌افزار و ساختار شبكه، به بهینه‌سازی روابط موجود میان عناصر دخیل در سرعت مثل برنامه‌های كاربردی، بانك اطلاعاتی و سرور اقدام می‌كند.

توسعه طولی (Scale up) 
هدف این مقاله پرداختن به توسعه عرضی برای بهره‌برداری بهینه از امكانات موجود است. اما قبل از آن، جادارد به‌صورت خلا‌صه و فهرست‌وار به توسعه طولی و راه‌حل‌های آن نیز پرداخته شود تا زمینه برای بررسی‌های بیشتر در آینده فراهم گردد.

راه‌حل یكم: افزایش حافظه مورد استفاده
SQL Server ، برای اطلاع از چگونگی انجام‌دادن این كار، به سایت پشتیبانی مایكروسافت رجوع كنید نشانی(http://support.microsoft.com) و در آنجا عبارت AWE SQLServer را جستجو كنید تا مقالاتی كه در این زمینه وجود دارد، در دسترس شما قرار گیرد.

یا استفاده از SQL Server 2014 که جهت توضیحات بیشتر به نشانی
http://fumblog.um.ac.ir/fumindex.php?op=ViewArticle&articleId=12041&blogId=569


راه‌حل دوم: ارتقای سیستم‌عامل ویندوز سرور 2008 به بالا كه در فرایند
caching، سیستم‌عاملی پایدارتر و هوشمندتر قلمداد می‌شود.

راه‌حل سوم: استفاده از پردازنده‌های قویتر در سرور. این پردازنده‌ها به دلیل ویژگی
hyper threading، می‌توانند سرعت پردازش اطلاعات در سمت سرور را به دو برابر افزایش دهند.

راه‌حل چهارم: ارتقاء هارددیسك‌ سرور
 راه‌حل پنجم: جداسازی محل ذخیره فایل‌های داده‌ای بانك اطلاعاتی (
mdf) و فایل‌های لاگ (ldf) برروی دو هارددیسك مختلف یا دو دیسك مختلف از یك RAID

با جداسازی این فایل‌ها از یكدیگر، عمل ایجاد لاگ، وقفه‌ای در خواندن و نوشتن اطلاعات بر روی هارددیسكی كه حاوی فایل‌های داده‌ای
mdf است، ایجاد نمی‌كند.

راه‌حل ششم: راه‌حل آخر و در واقع مشكل‌ترین راه، تقسیم بانك اطلاعاتی (در صورت لزوم) به دو یا چند  بانك جدا از هم و بر روی دو سرور مختلف است.  


توسعه عرضی (Scale out) 

نام خانوادگی

نام

شماره تامین اجتماعی بیمه شده

شماره سریال بیمه شده

ب

الف

ایندكس خوشه‌ای یا خاصیت منحصر به فرد

كلید اولیه ایندكس غیرخوشه‌ای

راه‌های موجود در توسعه عرضی در واقع سریع‌ترین راه‌حل‌های افزایش سرعت در بانك‌های اطلاعاتی را تشكیل می‌دهند. برخی از این راه‌ها فقط با یك بار استفاده، اثر دایمی خود را روی سیستم به جا می‌گذارند. اما برخی دیگر باید به عنوان یك الگوی دوره‌ای در مراحل زمانی مناسب ازسوی مدیر سیستم اجرا شود. این راه‌ها در واقع جزئی از دستورالعمل‌های نگهداری و پشتیبانی سیستم محسوب می‌شوند. در ادامه  به بررسی آن‌ها می‌پردازیم:

1 - از ساخت جداولی كه فاقد كلید اولیه (
Primary key) باشند، خودداری كنید. كلید اولیه علاوه بر جلوگیری از  ورود اشتباه اطلاعات از سوی كاربر، به دلیل داشتن خاصیت منحصر به‌فرد بودن (Unique) به سریع‌تر پیدا‌شدن ركورد موردنظر از همان جدول كمك شایانی می‌كند. تا آنجا كه برای سیستم امكان دارد برای كلید اولیه از فیلدهای عددی استفاده كنید.

استفاده از فیلدهای رشته‌ای (
string) مثلchar یاvarchar به‌عنوان كلید اولیه، كمی كندتر از فیلدهای عددی است. از انتخاب فیلدهای رشته‌ای با طول زیاد و یا فیلدهایی مثل Memo ،Text و Picture به عنوان كلید اولیه نیز اجتناب كنید.

2 - تمام كلیدهای خارجی (
Foreign key) قابل تعریف در بانك را تعریف كنید. وجود كلیدهای خارجی نیز علاوه بر جلوگیری از اشتباه كاربر در واردكردن یا حذف اطلاعات، موجب می‌شود هنگام لینك شدن (join) جداول مادر و فرزند از طریق كلیدهای خارجی، سیستم سرعت بیشتری را در انجام دستورات Select شما از خود نشان دهند.

3 - همان‌طور كه می‌دانید ایندكس‌ها در دو نوع خوشه‌ای (
cluster) و غیرخوشه‌ای (Non cluster) قابل ساخت هستند. ایندكس‌ها باعث افزایش سرعت خواندن اطلاعات به‌وسیله دستور Select می‌شوند.
ما تعریف بی‌رویه آن‌ها در سیستم نیز باعث كاهش سرعت اجرای دستورات فرایندی مثل
Insert ،Update و Delete  می‌شود. بنابراین سعی كنید ایندكس‌های ضروری را در سیستم تعریف كنید. اما در این راه دست و دلبازی بی‌مورد از خود نشان ندهید. به عنوان مثال، فرض كنید در یك شعبه اداره تأمین اجتماعی، جدولی ویژه تعریف بیمه‌شدگان به شكل زیر وجود دارد.  

مبلغ

تاریخ

شماره سریال

1

جزء دوم كلید اولیه

جزء اول كلید اولیه

1

 

كلید خارجی از جدول قبل

1

جزئی از ایندكس خوشه ای

جزئی از ایندكس خوشه ای

جدولی نیز برای نگهداری وجه حق بیمه از بیمه‌شدگان نیز تعریف شده است.

همان‌طور كه مشاهده می‌كنید، ایندكس نوع خوشه‌ای به فیلدی داده شده كه نسبت به بقیه فیلدها در یك جدول كاربرد بیشتری دارد. چرا كه این نوع ایندكس نسبت به نوع غیرخوشه‌ای سرعت بیشتری دارد. در ضمن در هر جدول از بانك اطلاعاتی شما فقط قادر به تعریف یك ایندكس خوشه‌ای هستید كه انتخاب فیلد آن اهمیت زیادی دارد. بنابراین لزومی ندارد فیلدی كه كلید اولیه است، حتماً به عنوان ایندكس خوشه‌ای انتخاب شود.

نكته مهم دیگر این است كه لا‌زم است تمام كلیدهای اولیه جداول ایندكس دارای باشند (خوشه‌ای یا غیرخوشه‌ای) نكته دیگر در زمان ساخت ایندكس‌ها فاكتور پرشدن (
Fill Factor) آن‌ها است. این فاكتور در واقع بیانگر میزان فضای میانی است كه باید برای ركوردهایی كه در آینده درج یا حذف می‌شوند، خالی نگه داشته شود. بنابراین اگر احساس می‌كنید جدول شما به‌طور مداوم مورد عملیات حذف و درج (Insert،‌Delete) قرار می‌گیرد، این فاكتور را پایین (مثلاً 30 درصد) انتخاب كنید. اما اگر صرفاً عملیات درج بر روی یك جدول انجام می‌گیرد و میزان حذف اطلاعات از آن بسیار كم است، می‌توانید این میزان را به ارقام بالاتر مثلاً 90 درصد افزایش دهید. زیرا این نوع جداول نیازی به داشتن فضای خالی میانی برای ركوردهایی كه در آینده جانشین ركوردهای حذف شده می‌شوند، ندارد.

این مسئله برای ایندكس‌هایی كه برروی دیدها (
Indexed Views) ساخته می‌شوند نیز صادق است. به‌طوركلی گذاشتن ایندكس برروی دیدها به افزایش سرعت آن‌ها كمك می‌كند. در این حالت، كلیه مطالب مذكور از جمله سیاست استفاده از ایندكس‌های خوشه‌ای و غیرخوشه‌ای و همچنینFill Factor در جداول، در مورد دیدها نیز عیناً باید رعایت گردد.

4 - در هنگام نوشتن دستورات
Select یا در هنگام ساختن دیدها، از استفاده بی‌مورد از پارامترهای پردازش مثلDistinct و LIKE order by و لینك‌های خارجی (Outer join) اجتناب كنید. در صورت استفاده از این پارامترها، مطمئن باشید كه گذاشتن آن‌ها كاملاً ضروری است و چاره دیگری ندارید.

5 - از واگذاری پردازش‌های ریاضی یا آماری سنگین و مداوم به سرور بانك اطلاعاتی بپرهیزید. مثلا‌ً به دستور زیر نگاهی بیندازید.

SELECT( a*( b+c ;)) +( d* E+F))  %G/H From ... WHERE ...


به‌جای این‌كار، می‌توانید ابتدا با استفاده از یك
Select معمولی مثل Select a ,b ,c ,d ,E ,F ,G ,h  فیلدهای موردنظر را در حافظه كلاینت لود كنید و سپس عملیات ریاضی مذكور را در همان جا انجام دهید. با این كار پردازشی كه سرور باید مثلاً برای 50 كلاینت در عرض چند دقیقه انجام دهد، بین آن 50 كلاینت تقسیم می‌شود و در واقع هر كلاینت فقط سهم پردازشی مربوط به خود را انجام می‌دهد.

6 - گاهی عمل اجتماع بین دو
Select  توسط دستور Union به شدت بر عملكرد و سرعت سیستم اثر منفی می‌گذارد. بنابراین در صورت امكان به جای استفاده از روش مذكور، از روش‌های دیگری كه هدفتان را برآورده نماید، استفاده كنید.

7 - سعی نمایید فیلدهایی كه از نظر مقدار و ارزش با یكدیگر مقایسه می‌شوند، از یك جنس (
type) باشند. در غیر این‌صورت سیستم‌مجبور می‌شود به طور ضمنی، عمل تبدیل داده را انجام دهد كه كمی برایش وقت‌گیر است. به مثال زیر توجه كنید و فرض بگیرید فیلد customer ID در جدول customers از جنس nchar تعریف شده است. 

Declare@custID char (5)
Set @ CustID =" FDLKO"
Select * From Customers where customerID=@custID


8 - تاحد ممكن از به كار بردن توابع (چه پیش ساخته توسط
SQL Server و چه ساخته شده توسط كاربر) در قسمت WHERE یا order by اجتناب كنید. مثال زیر نمونه‌ای از این مورد است:

Select * Form orders Where DateAdd (Day, 15, orderdata) = "2005/23/07"


9 - در زمان نوشتن تریگر (
trigger) بر روی جداول یك بانك اطلاعاتی، از نوشتن تعداد زیادی دستورالعمل در آن‌ها خودداری كنید. به عبارت دیگر تریگرها را تا حد امكان كوتاه كنید و دستورالعمل‌ پیاد‌ه‌سازی آن‌ها را كم نمایید.
10 - در زمان ساخت كرسر (
cursor) درون توابع، روال‌ها و تریگرها از پارامترهای Forward only یا read only و همچنین local استفاده كنید تا SQL Server با دانستن این نكته كه شما قصد تغییر داده‌ها در كرسر موردنظر را ندارید، تغییر یافتنی بودن آن‌ها را درنظر نگیرد و آن را برای شما سریع‌تر بسازد.

11 - در صورتی كه تكه‌ای از برنامه شما به ساخت یك جدول موقت (
temporary table) نیاز دارد، این كار باید با ظرافت خاصی صورت بگیرد. اصولا SQL Server برای اجتناب برنامه‌نویسان از ساخت جداول موقت، از یك نوع داده(Data type) خاص به نام Table پشتیبانی می‌كند كه مزیت استفاده از آن این است كه به‌جای هارددیسك، در حافظه رم قرارگرفته است و در نتیجه نسبت به جداول موقت سرعت بیشتری دارد.

اما به یاد داشته باشید كه استفاده بی‌رویه از این نوع داده، حافظه زیادی را صرف می‌كند كه می‌تواند باعث كاهش كارایی سیستم شود. بنابراین اگر احساس می‌كنید تعداد جداول موقت، ركوردهای آن‌ها و زمان استفاده از آن‌ها كم است، از این نوع داده استفاده كنید. در غیر این‌صورت، راه‌حل جدول موقت را انتخاب كنید.
 
12-  قفل‌گذاری بر روی ركوردهایی كه در حال خواندن، درج شدن، حذف شدن یا تغییر كردن هستند، همیشه از مباحث مهم بانك‌های اطلاعاتی بوده‌است. همان‌طور‌كه می‌دانید یك فرایند (
Transaction) شامل یك یا چند دستورالعمل SQL است كه یا باید همگی به صورت موفقیت‌آمیز اجرا شوند (committed) یا در صورت ایجاد خطا در زمان اجراشدن یكی، اجرای بقیه نیز منتفی شود (Rollbacked).
 

ایندكس گذاری برروی دیده ها(Indexed Views) یكی از بهترین راههای فوری جهت افزایش سرعت جستجو بر روی دیدهااست. در حالت عادی گزینه Manage Indexes بر روی دیدها قابل انتخاب نیست مگر آنكه اولا كلیه جداول یا دیدهای موجود در آن، خود دارای ایندكس باشد و دوم اینكه كلیه دیدهای موجود در آن و هم خود دید مورد نظر با دستور زیر ساخته شده باشند.
Create View....Whit Schema Binding AS.......
 

فرایند به دو صورت قابل پیاده‌سازی است. این كار یا با استفاده از دستورات Begin trans و Committrans انجام می‌شود كه به آن حالت صریح (Explicit) می‌گویند یا به صورت ضمنی (Implicit) صورت می‌گیرد كه در آن اثری از دو دستور مذكور دیده نمی‌شود و هر دستور SQL یك فرایند مجزا به حساب می‌آید. در هر دو روش ركوردهایی كه تحت‌تأثیر دامنه فرایند قرار می‌گیرند، توسط سیستم قفل می‌گردند و برای دیگر كاربران نیز غیرقابل استفاده می‌شوند و در نتیجه باعث كاهش سرعت كار آن‌ها به دلیل ایجاد انتظار برای آزاد شدن ركوردها می‌شود.
 
بنابراین برای رسیدن به حداكثر كارایی سیستم، باید از ایجاد قفل‌های بی‌مورد بر روی ركوردهای جداول بانك اطلاعاتی جلوگیری كرد. این كار با استفاده از دستور
SET Transaction Isolation Level Read Uncommitted برای فرایندهای صریح (قبل از شروع فرایند، یعنی قبل از دستور (begin Trans  و یا استفاده از دستور WITH NOLOCK  برای فرایندهای ضمنی (پس از قسمت From هر دستور SQL) قابل انجام است. در مورد مسئله فرایندها و انواع قفل‌گذاری مطالب خواندنی زیادی در سایت مایكروسافت وجود دارد كه درصورت تمایل می‌توانید به آن‌ها نیز مراجعه كنید.

13 - روال‌های ذخیره شده (
stored Procedures) پس از هر اجرا، به ازای هر دستورالعملی كه اجرا می‌كنند،  جهت اطلاع برنامه فراخوان (كلاینت) از موفقیت‌آمیز بودن اجرای آن دستور SQL، پیغامی را به سمت آن برنامه می‌فرستند. این مسئله باعث افزایش ترافیك شبكه در اثر فرستادن مداوم پیغام ازSP به سمت كاربر می‌شود. با تایپ دستور زیر در ابتدای یكSP، می‌توانید آن را از انجام این كار منع كنید:
SET NOCOUNT ON

نتیجه‌گیری‌
مطالب فوق تنها قسمتی از راهكارهای قابل انجام برای رسیدن به‌سرعت و بازدهی مناسب در بانك‌های اطلا‌عاتی مبتنی بر
SQL Server است. در ضمن‌ باید این نكته را هم درنظر داشت كه اصولا‌ً در سیستم‌های بزرگ اطلا‌عاتی تحت شبكه، توپولوژی و نوع اجزای موجود در شبكه از اهمیت بسیار زیادی در تعیین سطح كارایی یك بانك اطلا‌عاتی برخورداراست. گاهی حتی در حالی‌كه بهترین طراحی و پیكربندی SQL Server برای یك بانك اطلا‌عاتی انجام شده، یك اشتباه كوچك در سطح شبكه می‌تواند تمام زحمات را بر ‌باد دهد یا مثلا‌ً یك سهل‌انگاری در نوشتن روال‌های ذخیره شده یا تریگرها می‌تواند سیستم را به‌یك لوپ (Loop) پردازشی بی‌نهایت ببرد و باعث افت شدید سرعت اجرای برنامه‌ها شود. بنابراین در این‌گونه سیستم‌ها، استفاده بجا و مناسب از منابع سیستم و شبكه و دقت در طراحی و پیاده‌سازی جداول، دیدها، روال‌های ذخیره‌شده و تریگرها بسیار مهم  و حیاتی است.

 

ارسال شده توسط احمد محمدی | 6 02, 2016 | بازدید‌ها (302)

بررسی تکنولوژي In-Memory OLTP در SQL Server 2014


بدون شک، مهم‌ترين ويژگي‌هاي جديد در SQL Server 2014 موتور جديد پردازش تراکنش برخط در-حافظه است. در سال 2007 با توجه به اينکه سرعت پردازش CPU ها به حداکثر خود رسيده‌بود، مايکروسافت بر روي افزايش کارايي از طريق بهينه‌سازي حافظه، کار مي‌کرد. اين روند با تکنولوژي VertiPaq شروع شد که در ابتدا مايکروسافت آن را با انتشار SQL Server 2008 تحت عنوان Power Pivot معرفي نمود.Power Pivot از تکنولوژي حافظه فشرده استفاده مي‌کرد و اجازه مي‌داد محيط مايکروسافت اکسل، تحليلهاي هوش تجاري (BI) را بر روي مجموعه‌داده‌هايي با بيش از چندين ميليون سطر انجام دهد. اين فن‌آوري در-حافظه بعدها به فن‌آوري ايندکس ستوني ارتقاء پيدا کرد که مايکروسافت آن را با SQL Server 2012 منتشر نمود.برخلاف فن‌آوري اصلي VertiPaq که در محيط اکسل معرفي شد، شاخص ستوتي که در محيط SQL Server 2012 قرار داده شده بود، يک موتور پردازش جداگانه‌اي بود که به منظور پياده‌سازي بهتر انبار داده‌ها بر روي SQL Server پياده‌سازي شده بود.

ايندکس ستوني از طريق فشرده‌سازي داده‌هاي ستوني، جابجا نمودن آنها به داخل حافظه، و اجراي پرس و جوهاي ستوني بر روي داده‌ها، کارايي انبار داده‌ها را بهبود بخشيده بود. البته قابليت ايندکس ستوني به صورت فقط خواندني قابل استفاده بود و در عمليات حذف، اضافه و به‌روزرساني قابل استفاده نبود و بنابراين کاربرد اين تکنولوژي به عنوان يک موتور فقط بر روي انبار داده‌ها قرار گرفته بود.در SQL Server 2014 مايکروسافت نسخه تکامل‌يافته تکنولوژي در-حافظه را ارائه داد و موتور کاملاً جديد پردازش تراکنش برخط در-حافظه را ارائه داد که به طراحان اجازه مي‌دهد جداول را به طور کامل انتخاب و براي کارايي بيشتر و دسترسي به داده‌ها با زمان تاخير کمتر، در حافظه قرار دهند.در اينجا معماري اوليه موتور پردازش تراکنش برخط در-حافظه مورد بررسي قرار خواهد گرفت. بعلاوه نيازها و محدوديتهاي استفاده از موتور پردازش تراکنش برخط در-حافظه بيان خواهد شد.


ديد کلي معماري In Memory Database

 

موتور پردازش تراکنش برخط در-حافظه SQL Server 2014 ، در ابتدا با نام Hekaton معرفي شد. اين کلمه معادل واژه يوناني 100 است و دليل اين نامگذاري اين بود که هدف مايکروسافت از اين تکنولوژي بهبود کارايي به ميزان 100 برابر (100x) بود. مايکروسافت اين موتور پردازش پرس و جو را از ابتدا با استفاده از يک مدل بدون قفل طراحي کرد. هيچ قفل داخلي براي حفظ تماميت داده تراکنشي استفاده نشده است.طراحي بدون قفل، يکي از نقاط کليدي است که موتور پردازش تراکنش برخط در-حافظه را از جداول pinning با DBCC PINTABLE يا از putting-database روي SSD ها متمايز مي‌کند.DBCC PINTABLE يک جدول را در buffer pool SQL Server نگهداري مي‌کند، اما در اين روش موتور رابطه‌اي يکساني را براي نگهداري خود جدول و قفلهاي آن استفاده مي‌کند، بنابراين اين روش مقياس‌پذيري موجود در موتور OLTP در حافظه را ارائه نمي‌دهد. همين مسئله براي SSD ها هم صدق مي‌کند، اين روش هم مي‌تواند I/O سريعتري را فراهم کند، اما استفاده از موتور رابطه‌اي يکسان استفاده مي‌کند.در مقابل، موتور OLTP در-حافظه از يک مکانيسم جديد بهينه براي کنترل همزمان چند نسخه‌ با الگوريتمهايي که براي داده مقيم در حافظه بهينه‌شده‌اند، استفاده مي‌کند. وقتيکه يک سطر در يک بافر مشترک اصلاح مي‌شود، موتور OLTP در-حافظه يک نسخه جديد کامل از آن سطر و برچسب زماني آن را ايجاد مي‌کند.

اين فرآيند بسيار سريع است به دليل اينکه اين مسئله به طور کامل در حافظه انجام مي‌شود. موتور سپس هر سطر به‌روز شده‌اي را قبل از انجام آن تحليل و اعتبار سنجي مي‌کند. اين طراحي، سريعتر و مقياس‌پذيرتر از مکانيسم قفل‌گذاري سنتي است که در موتور بانک اطلاعاتي رابطه‌اي SQL Server استفاده مي‌شد، به دليل اينکه هيچ قفل و وضعيت انتظاري وجود ندارد که جلوي اجراي سريع پردازنده را بگيرد.از آنجا که اين پردازش بهينه تعداد زيادي نسخه‌هاي مختلف از يک سطر را ايجاد مي‌کند، تعدادي سطر دورانداختي در حافظه باقي مي‌گذارد. براي رسيدگي به نسخه‌هاي سطرهاي دورانداختني، مايکروسافت يک فرآيند جديد جمع‌آوري زباله با قفل آزاد را به عنوان قسمتي از موتور OLTP در-حافظه، پياده‌سازي نموده است. فرآيند جمع‌آوري زباله به صورت تناوبي همه سطرهاي غيرضروري را پاک مي‌کند.در رابطه با طراحي قفل آزاد جديد، مايکروسافت يک فرآيند کامپايل رويه‌هاي ذخيره‌شده را معرفي مي‌کد که کد T-SQL را تفسير نموده و آن را به کد Win64 پايه کامپايل مي‌کند. هدف از آن کاهش تعداد دستورالعمل‌هاي CPU است که بايد براي پردازش هر پرس و جو اجرا گردد. يک مسير کد کوتاهتر معادل است با اجراي کد سريعتر. ترکيب موتور پردازش پرس و جوي جديد و رويه‌هاي ذخيره شده کامپايل شده، فاکتورهاي اصلي هستند که باعث ايجاد کارايي بهترمي‌شوند


همانطور که در شکل مي‌بينيد، موتور OLTP بر-خط به صورت جداگانه کار نمي‌کند، بلکه با موتور SQL Server رابطه‌اي در تعامل است و به شما اجازه مي‌دهد تا اشياء حافظه بهينه‌سازي شده و اشياء بانک اطلاعاتي استاندارد را در يک پرس و جوها استفاده کنيد.


جداول، رويه‌هاي ذخيره شده و ايندکس‌ها

 

براي پياده‌سازي موتور OLTP در حافظه، مايکروسافت روش رسيدگي به جداول، رويه‌هاي ذخيره‌شده و ايندکسها رااصلاح نموده است. جداول به طور کامل در حافظ کپي مي‌شوند و با نوشته شدن وقايع تراکنش بر روي ديسک، پايا مي‌شوند. موتور قفل آزاد، تراکنشها را براي جداول مقيم در حافظه پردازش مي‌کند. کارايي رويه‌هاي ذخيره‌شده بوسيله کامپايل شدن رويه‌هاي ذخيره شده در کد اصلي، بهبود يافته است. به طور معمول، وقتي رويه‌هاي ذخيره شده T-SQL تفسير مي‌شوند، سرباري را به فرآيند اجرا تحميل مي‌کنند. وقتي که داده مقيم در حافظه است، اين مي‌تواند مانعي براي کارايي باشد. کامپايل شدن رويه‌هاي ذخيره شده در کد Win64 اصلي، باعث اجراي مستقيم آن مي‌شود، بنابراين به بيشترين حد کارايي و کمترين زمان اجرا دست‌خواهيم يافت.همانطور که انتظار داريد، ايندکسها براي جداول مقيم در حافظه، متفاوت مي‌باشد. آنها ساختار B-tree را که براي ايندکسهاي بر روي ديسک استفاده مي‌شود، استفاده نمي‌کنند. SQL Server 20014 يک hash index جديد يا ايندکس بهينه‌شده در حافظه بدون کلاستر را براي جداول بهينه‌سازي شده در حافظه استفاده مي‌کند. Hash index در عمليات جستجو بسيار موثر است، اما براي مقادير دامنه بهترين عملکرد را ندارد. ايندکسهاي بهينه شده در حافظه بدون کلاستر در بازيابي مقادير دامنه بسيار مناسب عمل مي‌کند. آنها بازيابي سطوح جداول با همان نظمي که در هنگام ايجاد ايندکس مشخص شده بود را به خوبي پشتيباني مي‌کنند.

هر جدول بهينه شده در حافظه بايد حداقل يک ايندکس داشته باشد. ايندکسهاي بهينه شده در حافظه بايد به عنوان يک جزئي از دستور Create Table استفاده گردد. شما نمي‌توانيد دستور Create Index را براي ايجاد يک ايندکس براي يک جدول بهينه شده در حافظه، بعد از اينکه جدول ايجاد شد، استفاده کنيد. ساختارهاي ايندکس بر روي ديسک وجود ندارد، و عمليات ايندکس در وقايع تراکنش ثبت نمي‌شود. در اصل همه ايندکس‌هاي بهينه‌شده در حافظه، همه ستونها و ايندکسها را پوشش مي‌دهند و شامل مي‌شوند. نکته مهمي که بايد مورد توجه قرار گيرد، اين است که جداول بهينه شده در حافظه در بيشترين حالت فقط هشت ايندکس را مي‌توانند پشتيباني کنند.


نيازمنديهای In Memory Database

 

از نظر سخت‌افزاري براي پياده‌سازي موتور OLTP در-حافظه، يک سرور 64 بيتي مورد نياز است که دستورات cmpxchg16b را پشتيباني کند. همه پردازنده‌هاي مدرن 64 بيتي اين دستورات را پشتيباني مي‌کنند. فقط زماني ممکن است با مشکل مواجه شويد که موتور OLTP در-حافظه را در ماشين مجازي 64 بيتي پياده‌سازي نماييد که يک پردازنده مجازي قديمي‌تر را استفاده نمايد. اگر با اين مورد مواجه شديد، شما نياز به به‌روز رساني پردازنده مجازي VM را داريد. به‌علاوه SQL Server به حافظه کافي براي ذخيره همه جداول و ايندکسهاي بهينه شده در حافظه، نياز دارد. براي اينکه مطمئين شويد که حافظه کافي داريد، مايکروسافت پيشنهاد مي‌دهد که دو برابر سايز روي ديسک جداول و ايندکس‌هاي بهينه شده در حافظه، حافظه فراهم نماييد. بيشترين حجم پيشنهادي توصيه شده براي جداول بهينه شده در حافظه GB 256 مي‌باشد.موتور OLTP در حافظه بر روي Windows Server 2012 R2 ، Windows Server 2012 و Windows Server 2008 R2 SP2 پشتيباني مي‌شود. البته همانطور که بيان شد، سيستم عامل 64 بيتي مورد نياز است. به‌علاوه بايد از نسخه Enterprise ، Developer يا Evaluation SQL Server 20014 استفاده شود. SQL Server 2014 نسخه Standard ، موتور OLTP در-حافظه را پشتيباني نمي‌کند.وقتيکه يک نسخه از SQL Server 2014 با پشتيباني از OLTP در-حافظه نصب مي‌کنيد، مطمئن شويد که Database Engine Services to install support for In-Memory OLTP engine را انتخاب نموده‌ايد. توجه داشته باشيد که موتور OLTP در-حافظه از چندين فن‌آوري دسترسي‌پذيري بالا شامل failover clustering ، Alwayson Availability Groups و log shipping پشتيباني مي‌کند.


محدوديتهای In Memory Database

 

همانطور که شما هم انتظار داريد، طبيعت حافظه فشرده به گونه‌اي است که محدوديتهايي را براي استفاده از موتور OLTP در-حافظه ايجااد مي‌کند. اولين مورد اينکه همه انواع داده تعريف شده در SQL Server 2014 پشتيباني نمي‌گردد. انواع داده‌هاي زير در جداول بهينه شده در حافظه پشتيباني نمي‌شود :

  • Datetimeoffset
  • Geography
  • Hierarchyid
  • Image
  • Ntext
  • Sql_variant
  • Text
  • (Varchar(max
  • Xml
  • (User data types (UDTs


به‌علاوه، بعضي از ويژگيهاي بانک اطلاعاتي پشتيباني نمي‌گردد. در زير، بعضي از مهمترين محدوديتهاي بانک اطلاعاتي و جداول آمده است:

  • مانيتورينگ بانک اطلاعاتي پشتيباني نمي‌شود.
  • گزينه Auto-Closed براي بانک اطلاعاتي پشتيباني نمي‌شود.
  • تصاوير لحظه‌اي بانک اطلاعاتي پشتيباني نمي‌شود.
  • DBCC CHECKDB و DBCC CHECKTABLE کار نمي‌کند.
  • ستونهاي محاسبه شده ، پشتيباني نمي‌شد.
  • Trigger ها پشتيباني نمي‌شود.
  • قيدهاي Foreign Key، Check و Uniqe پشتيباني نمي‌شود.
  • ستونهاي IDENTITY پشتيباني نمي‌شود.
  • ذخيره‌سازي FILESTREAM پشتيباني نمي‌شود.
  • RowGuidcol پشتيباني نمي‌شود.
  • Clusterd Index ها پشتيباني نمي‌شود.
  • جداول بهينه شده در حافظه، در بيشترين حالت، هشت ايندکس را پشتيباني مي‌کند.
  • ColumnStore Index ها پشتيباني نمي‌شود.
  • Alter Table پشتيباني نمي‌شود. جداول OLTP در-حافظه بايد حذف شده و دوباره ايجاد شوند.
  • فشرده‌سازي داده پشتيباني نمي‌شود.
  • مجموعه‌هاي Multiple Active Result پشتيباني نمي‌شود.
  • (Change Data Capter(CDC پشتيباني نمي‌شود.


شما نبايد به صورت دستي هيچ فايل Checkpoint اي را در اشياء بانک اطلاعاتي OLTP در-حافظه حذف کنيد. SQL Server همه فايلهاي Checkpoint بلااستفاده را وقتي که از بانک اطلاعاتي يا از log ، پشتيبان تهيه مي‌کنيد، حذف مي‌کند. اگر شما فايل پشتيبان تهيه نکنيد، فضاي در دسترس روي ديسک کاهش خواهد يافت.اگر از OLTP بر-خط استفاده مي‌کنيد، مايکروسافت به شما پيشنهاد مي‌دهدد که يکي از policy هاي ويندوز سرور با عنوان Instance File Initialization را فعال نماييد. براي فعال کردن آن، شما بايد به حساب کاربري SQL Server Service حق دسترسي SE_MANAGE_VOLUM_NAME را اضافه نماييد. توجه داشته باشيد که تنها راه حذف کردن فايل گروه بهينه شده در حافظه، از يک بانک اطلاعاتي، حذف کردن بانک اطلاعاتي مي‌باشد.


موارد استفاده از پردازش تراکنش برخط در-حافظه

 

در چه مواقعي استفاده از OLTP در-حافظه کارايي بانک اطلاعاتي شما را افزايش خواهد داد. مايکروسافت يک ابزار جديدي براي تحليل، مهاجرت و گزارش‌گيري(AMR) ارائه داده است. همانگونه که نام اين ابزار نشان مي‌دهد، ابزار AMR مي‌تواند در تشخيص اينکه جابه‌جا کردن کدام جداول و رويه‌هاي ذخيره شده به حافظه، مفيد است، کمک نمايد.به‌علاوه، اين ابزار مي‌تواند در جابه‌جا کردن اشياء بانک اطلاعاتي به داخل حافظه کمک کند. ابزار AMR وقتيکه ابزار مديريت را در هنگام نصب SQL Server 2014 انتخاب مي‌کنيد، نصب مي‌شود. شما مي‌توانيد به ابزار AMR از طريق SQL Server Management Studio (SSMS) دسترسي پيدا کنيد.

 

Normal 0 false false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4
ارسال شده توسط احمد محمدی | 10 10, 2015 | بازدید‌ها (622)

نقش فن آوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) در توسعه بیمه های عمر

 

مقدمه

زمانی که فن آوری اطلاعات برای نخستین بار در بیمه کاربرد پیدا کرد برای هر کدام از وظایف اصلی بیمه ای نظام های متفاوتی وجود داشت. پیدایش نرم افزارهای بانک اطلاعاتی و رشد در پردازش و ظرفیت ذخیره سازی رایانه ها بدین معنا بوده است که بسیاری از شرکت های بیمه از نظام های یکپارچه استفاده می کنند به گونه ای که در این نظام ها داده ها بین حوزه های مختلف سازمان به اشتراک گذاشته می شوند و تکرار نمی شوند. فن آوری اطلاعات باید کاربرد مناسبی برای پشتیبانی از تمام عملیات بازرگانی علاوه بر تأمین زیرساخت های زیربنائی فن آوری اطلاعات پشتیبانی کند. پیشرفت های حاصله در فن آوری اطلاعات و رشد در سازگاری مشتری با فنون جدید رایانه ای و ارتباطات به شرکت های بیمه این امکان را فراهم کرده است که کانال های توزیع جایگزین برای مشتریان خود فراهم کنند. برای مدیریت صحیح کانال های توزیع به سیاست راهبردی صحیحی نیاز داریم. کانال های توزیع شامل ساز و کار های سنتی نمابر، مراکز تماس، نیروی فروش سیار، تلفن همراه، کیوسک های عمومی، تلویزیون دیجیتال، دفاتر خدمات دولت الکترونیک، دستگاه خودکار گویا (ATM) و اینترنت است. ارزش بعضی از این کانال های توزیع با حرکت بیمه گران در بعضی موارد به سمت دیگر نواحی خدمات مالی بیشتر شده است
در این مقاله تلاش شده است وضعیت موجود کانال های توزیع در شرکت های بیمه بررسی شوند و سپس با توجه به گسترش فن آوری ICT به تحلیل، بررسی و معرفی کانال های توزیع جدید و راهکارهای عملی برای توسعه بازار بیمه عمر ارائه شوند. بسیاری از کانال های توزیع ممکن است در دیگر رشته های بیمه نیز کاربرد داشته باشند ولی بررسی دیگر رشته های بیمه از حوزه بررسی این پژوهش خارج است. در این پژوهش تجربه کشورهای دیگر مانند هند نیز بررسی شده اند. این تجربیات قابلیت محلی سازی و استفاده در ایران را به صورت بالقوه دارند. کانال های معرفی شده دارای ویژگی هائی هستند که با حفظ بازار موجود، با افزایش فرصت های تهیه پوشش بیمه توسط بیمه گذار، کاهش زمان صدور بیمه نامه با رفع موانع بوروکراتیک و افزایش دانش فنی کادر فروش با استفاده از فن آوری ICT بازارهای جدیدی برای برای شرکت های بیمه به ارمغان می آورند. استفاده از فن آوری ICT امکان ارائه محصولات را در بازه زمانی شبانه روز فراهم می کند، هزینه های صدور بیمه نامه را کاهش می دهد و فواصل مکانی را از بین می برد. در این پژوهش به عوامل روانی و مشوق نیروی انسانی شاغل در کانال های فروش پرداخته نشده است ولی مؤلف در کاری جداگانه نسبت به معرفی چند نمونه از مشوق های اعطائی به نمایندگان توسط شرکت های معتبر منطقه دست یافته و این مشوق ها را معرفی کرده است.


مفاهیم:


در این پژوهش واژگان و مفاهیم به ترتیب زیر به کار رفته اند:
فن آوری اطلاعات : فن آوری اطلاعات به عنوان زیرمجموعه ای از فن آوری اطلاعات و ارتباطات در نظر گرفته شده است. این مفهموم شامل فن آوری مربوط به رایانه می شود.
فن آوری اطلاعات و ارتباطات : این مفهوم شامل فن آوری مروبط به ارتباطات اعم از رایانه ای، تلفن و دیگر وسایل ارتباطی است.
کانال های توزیع : کانال های توزیع شامل هر نوع ساختار و یا ساز و کاری که نسبت به ارائه محصولات و خدمات ارائه شده یک واحد بازرگانی می شود. در این پژوهش کانال توزیع عبارت است از هر نوع واحد و یا ساز و کاری که امکان فروش بیمه های عمر انفرادی توسط یک شرکت بیمه را فراهم می آورد. با توجه به گسترش فن آوری اطلاعات و ارتباطات کانال های توزیع محدود به کانال های انسانی (کارگزاران، نمایندگان و بازاریابان مستقیم و غیر مستقیم) نمی شود، ولی آنان و امکانات در اختیار آنان را در بر می گیرد.


تقسیم بندی بیمه عمر در ایران به شرح زیر است :
1.
بیمه عمر و پس انداز؛
2.
بیمه عمر زمانی (به شرط فوت، به شرط حیات)؛
3.
بیمه عمر گروهی؛
4.
بیمه عمر کارکنان دولت؛



طرح مسأله:


گسترش فن آوری اطلاعات و ارتباطات ظرفیت های بالفعل و بالقوه ای را برای صنعت بیمه در ایران و جهان فراهم کرده است. سرعت این پیشرفت ها به حدی است که در طول تاریخ بشر سابقه ندشاته است و امکانات روزافزونی را در اختیار قرار می دهد. صنعت بیمه در جهان متأثر از همین پیشرفت های شگرف قرار گرفته است. اساس کار بیمه داده و بانک های اطلاعاتی است که فن آوری اطلاعات و ارتباطات فرصت های طلائی را در اختیار صنعت بیمه قرار می دهد. این امکانات بسیار گسترده و غیر قابل چشم پوشی هستند و هزینه های بیمه گران را بسیار کاهش می دهند. تجربه کشورهای دیگر نیز در این زمینه بازارهای جدیدی را برای بیمه گران گشوده است.
از سوی دیگر زمان فرآیند صدور بیمه نامه ممکن است برای بعضی از مشتریان طولانی باشد. به عبارت دیگر فن آوری اطلاعات و ارتباطات باعث کاهش زمان فرآیند صدور بیمه نامه ها می شود که گونه ای که انتظار می رود بخشی از بازار را که به خاطر طولانی بودن فرآیند صدور بیمه نامه به خصوص بیمه عمر و معاینات پزشکی مرتبط از خرید صرف نظر می کنند به شرکت های بیمه باز میگرداند.
به کارگیری فن آوری اطلاعات و ارتباطات بخش هائی از بازار را که تا کنون تحت پوشش قرار نگرفته اند، تحت پوشش قرار می دهد. ممکن است با به کارگیری فن آوری اطلاعات و ارتباطات بخشی از بازار جذب شده توسط فن آوری جدید با بازار سنتی فعلی همپوشانی داشته باشد لیکن در بخش مربوطه توضیح داده خواهد شد که شبکه فروش سیار نیز خود از دانش فنی شرکت مادر و فن آوری اطلاعات و ارتباطات تا چه حد بهرهمند خواهد شد.
به طور خلاصه، مسأله مورد بررسی شناسائی ظرفیت بالقوه بازار است که با فن آوری اطلاعات و ارتباطات پوشش داده می شود که تا کنون پوشش داده نشده است. همچنین اثرات جنبی مثبت و امکان سنجی به کارگیری هر کانال توزیع به تفکیک بررسی می شود.


کانال های توزیع:

  1. مراکز تماس: یک مرکز تماس خدمتی جامع است که شرکت برای تأمین منافع مشتریان خود ایجاد می کند. ارتباط با مراکز تماس به طور عمده از طریق تلفن انجام می شود. اخیراً پست الکترونیک نیز بدان افزوده شده است. فن آوری هائی که در این زمینه کاربرد دارند صدای پاسخ دهنده هم کنشی، تشخیص صدای هوشمند و تشخیص نوری حروف است. صدای پاسخ هم کنشی برای فیلتر کردن تماس های ورودی مراکز تماس است. به عبارت دیگر یک مرکز تماس ضمن کاهش زیاد تلفن های غیر ضروری و غیر مرتبط، این امکان را فراهم می کند که با توجه به تنوع محصولات بیمه عمر و سایر انواع بیمه، مشتری در حداقل زمان ممکن با کارشناس فروش ذیربط تماس حاصل نماید.
  2. نیروی فروش متحرک: نیروی فروش سیار برای بعضی از بیمه گران و کسانی که باید بازدید در محل انجام دهند، در بلند مدت ضروری است. یک رایانه قابل حمل و اطلاعات ذخیره شده روی آن امکان ارائه مطالب در محل را فراهم می کند. طرح های چه_اگر را می توان آزمود. رایانه های قابل حمل موسوم به لپ تاپ و یا همیار همراه برای نیروی فروش سیار پیشنهاد می شود. همینطور مودم یا دسترسی بیسیم به پایگاه داده های مرکزی و فن آوری های دیگر تلفن همراه از جمله فن آوری های ضروری برای نیروی فروش متحرک است. نرم افزار های مورد استفاده اینترنت، اینترانت، مدیریت روابط مشتری (CRM)، نظام های نیاز مشتری (برنامه ریزی مالی و پیشنهاد) نرم افزار صدور بیمه نامه، الگوی چه-اگر مدیریت پورتفوی و ارزیابی خطر را شامل می شود. با استفاده از شبکه اینترنت بیسیم شبکه فروش سیار نه تنها امکان دسترسی به بانک اطلاعاتی مرکزی را در هر نقطه دارند، می توانند از آخرین اطلاعات، بخش نامه ها، آئین نامه ها و مقررات آگاه شوند. بدین ترتیب بار منفی ضعف اطلاع رسانی از دوش شرکت ها برداشته می شود، ضمن این که امکان پشتیبانی شبکه فروش در هر نقطه ای امکان پذیر خواهد بود. می توان امکان صدور بیمه نامه را در هر نقطه ای به امتیاز مزبور افزود. بحث پرداخت خسارت به طور مستقیم از موضوع این پژوهش خارج است لیکن فن آوری اطلاعات و ارتباطات فرآیند پرداخت خسارت را نیز کاهش می دهد و کارشناسان خسارت نیز همانند شبکه های توزیع از تسهیلات این بخش استفاده می کنند. بدین ترتیب موضوع «نقش فن آوری اطلاعات و ارتباطات در پرداخت خسارت» به عنوان یک موضوع مستقل به پژوهشگرانی که در این حوزه فعالیت دارند، پیشنهاد می شود.
  3. موبایل: تلفن همراه بر مبنای شاخص های جهانی برای تلفن همراه (GSM) کار می کند. این شاخص ها در بیش از هشتاد کشور دنیا به کار گرفته می شود و میلیون ها مشترک را به خود جذب کرده است. نفوذ تلفن همراهدر بریتانیا به حدود 85% در ژوئن سال 2006 رسید. کارکرد اصلی GSM ارائه خدمات تلفن است و می توان از آن برای ارسال و دریافت داده ها و همچنین پیامک برای تحویل پیام های کوتاه متنی استفاده کرد. استفاده از پیام متنی در ژوئن 2006، 62% بوده است. سیستم های بیسیم این امکان را فراهم می کنند که تلفیق قدرتمند یکسان ظرفیت صدا و انتقال داده ها در یک وسیله فراهم آید. سیستم بیسیم امکان میزبانی کلی تمام کارکرد های موبایل را بر مبنای Html، فراهم کند. سیستم بیسیم امکان دسترسی به اینترنت، پست الکترونیکو حتی ایجاد صفحات وب را همانند ارتباط تلفنی فراهم می کند.
    فن آوری های جدیدی برای افزایش عرض باند در راهند. (GPRS) وسیله های را در اختیار قرار می دهد که همیشه متصل است و پست الکترونیک می تواند به داخل آن وارد شود. (UMTS) یا شاخص های جهانی تلفن همراه یا (GPRS2) عرض باند بیشتری را در اختیار قرار می دهد و سرعت دسترسی 384 کیلوبایت را ارئه می دهد. در این صورت به کاربران امکان تماشای ویدئو و تلویزیون از طریق تلفن همراه را می دهد
    مشترکین موبایل دارای پرونده و نشانی در مراکز مخابراتی هستند. در صورتی که شرکت های بیمه ساز و کار مناسب را فراهم کنند امکان خرید بیمه نامه از طریق ارسال پیامک و یا روش های مشابه وجود خواهد داشت. ایجاب از طرف شرکت با اعلام شماره تلفن مشخص اعلام می شود و قصد، اختیار و قبول بیمه گذار از طریق ارسال پیامک اعلام می شود. امکان اخد حق بیمه از طریق صورتحساب تلفن همراه و تلفن ثابت وجود دارد و در صورت عدم پرداخت ساز و کار فسخ قرارداد پیش بینی می شود. در صورت نیاز به معاینات پزشکی کافی است شماره تأمین اجتماعی فرد از طریق پیامک ارسال شود. در این صورت بیمه گر به طور خودکار از سوابق پزشکی بیمه گذار آگاه خواهد بود و امکان تقلب احتمالی نیز از بین می رود.
    در صورتی که امکان ارسال پیامک توسط تلفن ثابت نیز فراهم شود، همان ساز و کاری که برای ارسال پیامک از طریق تلفن همراه وجود دارد برای تلفن ثابت نیز قابل استفاده خواهد بود.
    «
    در فیلیپین بیمه گران هزین های عملیاتی را با جمع آوری حق بیمه های کوچک و با ایجاد امکان پرداخت این هزینه ها توسط مردم به وسیله تلفن همراه کاهش داده اند. »
  4. اینترنت: «اخیراً اکثریت جمعیت بریتانیا به طور مؤثر به نوعی از اینترنت دسترسی پیدا کرده اند. امکان برقراری این ارتباط از خانه، ساختمان های عمومی مانند کتابخانه ها و محل کار یا از طرق تلفن همراه فراهم شده است. با این وجود همه مایل به در دسترس قرار گرفتن نیستند. سایت ها را می توان به چهار دسته تقسیم کرد:
    1.
    سایت های دسته اول اطلاعات جزئی از شرکت و محصولات خود ارائه می دهند.
    2.
    سایت های نسل دوم عملیات بازرگانی جزئی انجام می دهند.
    3.
    سایت های نسل سوم تعامل واقعی همراه با پذیرش ریسک انجام می دهند و در سرمایه گذاری های مرتبط سرمایه گذاری می کنند.
    4.
    سایت های نسل چهارم با استفاده از CRM کاملاً سفارشی شده اند
  5. کیوسک های عمومی: کیوسک ها در اماکن عمومی نصب شده اند. مراکز خرید و حمل و نقل نمونه هائی از این دشت هستند. کیوسک ها امکان اجرای درخواست هائی در باب موضوعات مشخص را می دهد. اغلب این کیوسک ها از پویشگری شبیه به اینترنت استفاده می کند. کانال کیوسک عمومی در حال حاضر استفاده کمی دارد.
  6. تلویزیون های دیجیتال: تلویزیون دیجیتال، پیوندهائی را با آگهی های تلویزیونی، برنامه ها، خریدهای برخط و جزئیات محصولات و خدمات ایجاد می کند. این روش این امکان را برای ما فراهم می کند که آن دسته از افرادی که دسترسی به اینترنت یا دیگر وسائل ندارند، دسترسی پیدا کنیم. این کانال توزیع نسبت به اینترنت از خود سازگاری کمتری نشان می دهد ولی آینده ممکن است این فاصله را کم کند.
  7. ATM:یک بیمه گر به سمت صنعت بانکداری حرکت می کند. دستگاه های ATM به طور افزاینده ای مفید واقع خواهند شد. آنها ممکن است شرکت های بیمه را در پوشش های بیمه ای ساده و روزمره و همچنین عملیات مالی یاری کنند. دستگاه های ATM به عنوان مراکز نقدی و دستگاه -های دیواری شناخته می شوند. این دستگاه ها از تجهیزات ورودی، خروجی، ذخیره سازی و پردازش پایه هستند. یک دستگاه کارت خوان که از روی تراشه نام، شماره حساب، شاخص ردیف کارت را می خواند تشکیل می شوند. این امکان وجود دارد که از روی کارت های هوشمند دارای تراشه داده ها از طریق دستگاه کارت خوان خوانده شوند. یک صفحه کلید برای وارد کردن داده های دیگر مانند PIN در دستگاه تعبیه شده است. این دستگاه ها دستگاه هائی هستند که به نظام رایانه مرکزی بانک وصل می شوند و اطلاعات را بلافاصله روزآمد می کنند و می توانند با بانک از طریق شبکه ATM به تعامل برسند
  8. دفاتر خدمات دولت الکترونیک: اخیراً دفاتر خدمات دولت الکترونیک خدماتی از قبیل خدمات مربوط به نیروی انتظامی ارائه می دهند. با اتخاذ ساز و کار مناسب این امکان وجود دارد که فروش بیمه عمر با رعایت توضیحات مرتبط توسط دفاتر خدمات دولت الکترونیک انجام شود. به تعبیر دیگر دفاتر خدمات دولت الکترونیک می توانند در کنار نمایندگی های فروش قرار گیرند و در صورت اقتضا جایگزین نمایندگی های فروش شوند. در صورتی که دفاتر خدمات دولت الکترونیک عرضه محصولات بیمه ای را نیز بر عهده گیرند به صورت بالقوه این امکان وجود دارد که بخشی از بازار که به صورت پنهان وجود دارد جذب بازار بیمه عمر شود. دفاتر خدمات دولت الکترونیک به صورت نقاط پایانی بسیاری از سازمان های دولتی برای ارائه خدمات ظرفیت های فراوانی دارند. سیاستگذاری در این زمینه دارای الگوهای متفاوتی است که هر کدام مزایای و معایب خود را دارد و در مقاله ای جداگانه مورد بررسی قرار گرفته است.
  9. کارتهای هوشمند: «در اوگاندا و مالاوی بعضی از بیمه گران برای خانوارهای کم درآمد کارتهای هوشمند صادر کرده اند تا صحت اظهارات خانوارها تأئید شود. آنها همچنین می توانند بی درنگ اطلاعات لازم در مورد سطح پوشش و حتی حق بیمه پرداخت شده را به دست آورند.» در این روش امکان ثبت داده های پزشکی نیز در صورت ضرورت به استفاده بر روی تراشه امکان پذیر است. بدین ترتیب فرآیند آزمایش پزشکی به حداقل ممکن کاهش می یابد.
  10. برچسب بارکد: «در هند نظام بارکد به عنوان راهی برای مدیریت اطلاعات مشتری آزمایش شده است. برچسب های بارکدبه طور اخص برای مشتری های بیسواد مفید هستند که می توانند به منظور شناسائی خود این برچسب ها را به یک پاکت آدرس دار ضمیمه کنند

انتخاب کانال توزیع:


با تعدد کانال های توزیع یک سازملن به تعدادی پرسش راهبردی روبرو خواهد بود:

  1. مشتریان ما مایلند چگونه به ما دسترسی داشته باشند و محصولات ما را بخرند؟
  2. رفتار مشتری و پیچیدگی استفاده از کانال توزیع در طول زمان تغییر می کند؟
  3. آیا می توانیم توانمندی ارائه محصولات خود را از طریق تمام کانال های توزیع ایجاد کنیم و اگر بله آیا به تمام مشتریان؟
  4. چگونه باید یک سیستم اداری متمرکز برای پشتیبانی از کانال های متفاوت ایجاد کنیم؟
  5. چگونه با رقبائی که دارای یک کانال توزیع و چند محصول هستند رقابت کنیم؟
    پاسخ به این پرسش ها به سازمان کمک خواهد کرد که بهترین ترکیب از کانال ها را برای پشتیبانی از راهبرد خود طراحی کند. سپس سازمان نیاز خواهد داشت چگونگی ترکیب این روش ها را بشناسد

نتیجه
با بررسی های انجام شده به نظر می رسد گسترش فن آوری اطلاعات و ارتباطات ده راه مختلف برای گسترش بازار بیمه به خصوص بیمه های عمر پیش پای بیمه گران و صنعت بیمه در جمهوری اسلامی ایران قرار داده است. هر کدام از کانال های توزیع بخشی از بازار را تحت پوشش خود قرار می دهد . استفاده از هر کانال توزیع دلایل خاص خود را دارد که بر مبنای بازار هدف آن تعیین می شود. بدیهی است استفاده از این ظرفیت های بالقوه و یا بالفعل نیاز به تعیین راهبرد استفاده شرکت از کانال های توزیع دارد.

کلمات کلیدی


فن آوری اطلاعات، فن آوری اطلاعات و ارتباطات، کانال های توزیع، انتخاب کانال توزیع.


مراجع
1_ CITIP Course Book
، Chartered Insurance Institute، Michael Kennedy، 2006
2_
تازه های بیمه، ماهنامه خبری آموزشی، صاحب امتیاز: بیمه مرکزی ایران، حمایت از اقشار کم درآمد؛دفن آوری اطلاعات به کمک بیمه های خرد می آید؛ مرجه سایت سازمان جهانی کار، مترجم: بهمن کبیری پرویزی، شماره 108، خرداد 1386؛
3_
پیک بیمه، روابط عمومی بیمه مرکزی ایران،فهرست رشته های بیمه ای موجود در بازار بیمه، شماره 266، شهریور 1386؛

مؤلف و مترجم: بهمن کبیری پرویزی
عضو عادی مؤسسه بیمه چارتر لندن

 

 

ارسال شده توسط احمد محمدی | 3 02, 2015 | بازدید‌ها (935)

مقایسه  BPMS با ERP

امروزه استفاده از سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان (یا همان ERP) در صنعت و خدمات رواج یافته است و این سیستم ها از جمله ابزارهای پررونق فناوری اطلاعات محسوب می شود.
سیستم های BPM نیز هر چند در بین اهالی کسب و کار کمتر شناخته شده است ولی چند دهه پیشینه تکامل دارد.
به گزارش فراگستر به نقل از ماهنامه فناوری اطلاعات، هر دوی این سیستم ها ادعای اتوماسیون و مدیریت فرآیندهای سطح عملیاتی سازمان را دارند و البته هر کدام راهکار ویژه ای را برای نیل به این هدف عرضه می نماید.
در این قسمت، ما تفاوت ها و شباهت های سیستم های ERP و BPM را بررسی می کنیم.
سیستم های ERP و BPMS با قابلیت های فنی متفاوتی توسعه یافته اند. این تفاوت ها را می توان در کاربردهای هر کدام مشاهده کرد.
در اصل فناوری فرآیندی از سه نوع کاربرد پشتیبانی می کند:
  1. گردش کارهای دربردارنده انسان ها؛
  2. گردش کارهای دربردارنده سیستم ها و کاربردها، و
  3. گردش کارهای تراکنشی.

این سه نوع کاربرد برای نشان دادن تفاوت بین سیستم های ERP و BPMS مفید هستند.
سیستم های BPMS برای مدل سازی گردش کارهای شامل انسان و سیستم های نرم افزاری (نوع 1 و 2) به خصوص در مواردی که سیستم ها خودکار و ناهمگن هستند، مناسب ترند.
در مقابل، سیستم های ERP برای مدل سازی گردش کارهای تراکنشی مناسب تر هستند؛ البته اگر گردش کارهای تراکنشی سیستم های ناهمگن را در بر داشته باشد، باز هم BPMS بهتر است.
سازمان ها ممکن است به سیستم های ERP و BPMS یا هر دو نیاز داشته باشند.
سیستم های مدیریت کار بیشتر برای مدیریت فرآیند، شامل یکپارچه سازی نرم افزارها و داده های ناهمگن، خودکار و سیستم های توزیع شده به کار می آیند.
بیشتر BPMS ها مستقل از حوزه کاری هستند و بنابراین می توان آنها را در هر بخش از کسب و کار، پیاده سازی و استفاده کرد.
سیستم های ERP داده محورند و از این لحاظ بیشتر روی مدیریت اطلاعات و یکپارچه سازی داده ها متمرکزند.
همچنین این نوع سیستم ها به حوزه کاری خاصی وابسته اند.
قالب های کسب و کار عرضه شده در ERP برای بخش خاصی از تولید می شود (مانند مالی، نیروی انسانی، تولید و...).
سیستم های ERP برای یک واحد سازمانی، کل سیستم یا سیستم های بین سازمانی که در مقیاس ملی یا بین المللی فعالیت می کنند، بسیار مناسب اند به شرطی که تطابق خوبی بین فرآیندهای سازمان مورد نظر و نرم افزارهای تعبیه شده در ERP وجود داشته باشد.
در گذشته مشتریان ERP به دلیل اختصاصی بودن اینترفیس ها، به فروشنده خاصی وابسته می شدند ولی در روند جاری که فروشندگان ERP در پیش گرفته اند، منطق گردش کار از منطق وظیفه ای جدا می شود و این مزیت در اختیار مشتریان قرار می گیرد که بتوانند از این ابزارهای ERP در شکل وب سرویس استفاده کنند.
ERP استانداردسازی فرایندهای سازمانی است. یعنی ERPها فرایندهای سازمانی را بر اساس بهترین تجربیاتی که ازسازمانهای مختلف به دست آورده‌اند، ارائه می نمایند.

ERP لباسی است از پیش دوخته شده که بر تن سازمان پوشانده می­شود یعنی سفارشی­سازی و اعمال تغییرات در ERP به سختی و با صرف زمان و هزینه بالایی صورت خواهد گرفت پس از این مثال استفاده می­کنیم که فردی اقدام به خرید یک دست کت و شلوار آماده می­نماید. حال امکان اعمال تغییرات در این کت و شلوار در حد نه چندان زیادی خواهد بود و اصولاً اعمال تغییرات اساسی در آن احتمالاً اصلاً مقرون به صرفه نخواهد بود.
یعنی بجای لباس ابزاری مثل چرخ خیاطی داشته باشیم تا بتوانیم متناسب با نیازمندیمان لباس بدوزیم.

نقش BPMS، نقش چرخ خیاطی است. پس از طریق BPMS می­توانیم متناسب با شرایط خود عمل نماییم.
راه حلی که فروشندگان معتبر ERP خود پیشنهاد می­دهند، استفاده از سیستم­هایی با قابلیت انعطاف بالاتر و سرعت اعمال تغییرات بیشتر یعنی BPMS است. به این ترتیب که بخش­هایی از سازمان را که ERP پوشش نخواهد داد، می­توان از طریق BPMS مکانیزه نمود.
نقش مکملی دارند

 یعنی سازمان­ها بایستی فرایندهای خود را از طریق BPMS اجرا و مرحله به مرحله و بر اساس الگوی بهبود مستمر ارتقاء داده تا به بلوغ حداقلی برای ERP برسند.

در نتیجه نقش اول BPMS در مواجه با ERP تضاد با آن نیست بلکه پلی است بین وضعیت نه چندان بالغ موجود سازمان­ها با وضعیت مطلوب حداقلی.
تاکید این نکته ضروری است که طراحي و راه‌اندازي نرم‌افزاري‌هاي ERP نيازمند سرمايه‌گذاري در حد كلان است و شرکت­های حوزه فناوری اطلاعات داخل كشورمان، متاسفانه توان ساخت ERP را متاسفانه ندارد

آنچه امروزه به نام ERP توسط شرکت­های داخل کشور ما عرضه مي‌شود واقعا ERP نيستند و ماهيت MIS دارند. بزرگ‌ترين خاصيت ERP برنامه‌ريزي منابع در سطح سازماني است كه در محصولات ايراني هنوز ديده نشده است. البته شاید اختراع مجدد چرخ امری بیهوده باشد.

 
 
 
- BPMS ERP
حوزه کاری فرآیند سفارشی فرآیندهای جاسازی شده با مقداری سفارشی سازی
  مستقل از حوزه کاری برای حوزه های کاری خاصی طراحی شده است.
  حوزه های پویا و متغیر حوزه های ساکن
  فاقد تنظیمات بین المللی دارای تنظیمات بین المللی
حوزه فنی فرآیندگرا داده گرا
  پشتیبانی از گردش کارهایی که انسان، ماشین و تراکنش ها را در بر دارند. بگردش کارهای تراکنشی
  محیط های ناهمگن و خودکنترل محیط های همگن با زیرساخت داده ای مشترک
پیاده سازی سیستم گردش کارها به صورت دستی طراحی می شود و کد مربوطه، به صورت خودکار تولید می گردد. مبتنی بر اجزای از پیش طراحی شده
  ممکن است به تبدیل داده ها نیاز داشته باشد. تبدیل داده ها لازم است.

ارسال شده توسط احمد محمدی | 6 05, 2014 | بازدید‌ها (2778)
سیستم پایگاه داده سیار چیست؟
سیستم پایگاه داده سیار یا به اختصار MDS به سیستمی گفته می شود که قابلیتهای یک پایگاه داده کامل را به صورت کاملا متحرک داشته باشد.همانطور که از اسم سیستم پیدا است این نوع از پایگاه داده،یک سیستم سیار است که به دو صورت کابلی و بی سیم می تواند ارتباط برقرار کند . کارکرد اصلی این سیستم در ارتباط بیسیم آن می باشد که می تواند به دو صورت GSM یا PCS باشد.

    
ارتباط PCS و GSM
سیستمهای سلولی در ابتدا بر اساس انتقال آنالوگ کار می کردند . این سیستم ها رشد سریعی را در اروپا و آمریکای شمالی تجربه کرد اما به خاطر محدودیت های ذاتی که داشت و با رشد سریع مشترکین ، نتوانست به سرعت آنان رشد کند. این مسئله باعث شد تا دو سیستم ارتباطی سیار به نام های PCS و GSM رشد کنند . PCS در آمریکای شمالی و GSM در اروپا که هر دو دیجیتالی بودند جایگزین تکنولوژی قبلی که آنالوگ بود شد. PCS برای سرویس دادن به مشترکین قبلی ، ارسال آنالوگ را نیز پشتیبانی می کرد اما GSM فقط دیجیتالی بود.محاسبات سیار نتیجه ی پیشرفتهای صورت گرفته در دو فناوری زیر است :
•    ظهور کامپیوترهای قابل حمل قدرتمند
•    شبکه های سریع قابل اطمینان
    
1.    واحد سیار( MU ) : این کامپوننت به نام های Mobile Host و Mobile Station نیز خوانده می شود. آن( MU ) یک دستگاه بی سیم است که شامل 1.آنتن 2.فرستنده/گیرنده [3. رابط کاربر . آنتن سیگنالها را به دام می اندازد و فرستنده/گیرنده مسئول دریافت و ارسال سیگنال است. رابط کاربر مسئول تعامل با کاربر از طریق نمایش دادن گرافیک و متن و دریافت ورودی کاربر است. هر یونیت داراری حافظه دائمی است که شامل اطلاعاتی از قبیل : شماره شناسایی سیار( Mobile Identification Number ) ، شماره سریال الکترونیکی ( Electronic Serial Number ) ، نوع کلاس ایستگاه ( Station Class Mark ) .شماره شناسایی سیار یک شماره 10رقمی مشترک است ، زمانیکه واحد سیار درخواست مکالمه می کند شماره مقصد توسط MSC به تمام ایستگاهها فرستاده می شود ، اگر ایستگاه با شماره مورد نظر در ارتباط باشد بلافاصله ارتباط برقرار می گردد. شماره سریال الکترونیکی یک شماره منحصر به فرد 32 بیتی است که برای شناسایی یونیت توسط سلول به کار می رود لازم به ذکر است که این شماره سخت افزاری است و قابل تغییر نیست.
2.    ایستگاه اصلی( BS ): ایستگاه اصلی شامل یک جفت فرستنده و گیرنده است. هر سلول فقط توسط یک BS اداره می شود و اندازه سلول نیز به قدرت BS بستگی دارد. در معماری PCS فعالیتهای BS شامل : برقرای ارتباط ، مکان یابی یک کانال ارتباطی ، و... می شود که مستقیما توسط MSC مدیریت می گردد. زمانیکه یک مشترک سیار شماره ای را می گیرد BS آن سلول کانالی را MSC اش می گیرد تا تماس برقرار کند و وقتی که تماس تمام شد کانال را به MSC بر میگرداند.
3.    کنترل کنندۀ ایستگاه اصلی ( BSC ): این قطعه باری مدیریت BS ها است که بیشتر در GSM کاربرد دارد.
4.    مرکز سوئیچ سیار ( MSC ): این کامپوننت با نام های MTSO (MobileTelephone Switching Office) mobile switch (MS) نیز خوانده می شود . همانطور که از نامش پیداست وظیفه ی سوئیچ در شبکه را بر عهده دارد . ممکن است در شبکه های بزرگ از چند MSC که باسیم به هم متصل ان استفاده شود.
5.    ثبت کننده مکان خانگی ( HLR ): یک دیتابیس بسیار بزرگ است اطلاعات مشترکین را نگهداری می کند
6.    ثبت کنندۀ مکان ویزیتور( VLR ): VLR یک زیر مجموعه از HLR برای یک سلول خاص است.هر موقع که مشترکی بخواهد تماسی بگیرد اطلاعات آن در VLR قرار میگیرد و پس از مکالمه در HLR بایگانی می گرددو VLR خالی می شود.
7.    شبکه تلفن عمومی( PSTN ): این کامپوننت همان شبکه تلفن سیمی است که عموما از طریق خط تلفن به آن دستیابی دارند.
8.    شبکه دیجیتالی یکپارچه( ISDN ): یک شبکه سیمی است که توانایی فرستادن صدا و داده ها را با سرعتی بالا دارد.

        
معماری پایگاه داده سیار
در پایگاه داده سیار اولین عضو واحد سیار( MU ) است که ممکن است تلفن همراه ، PDA MP3 player ، و یا حتی سیستم های ناوبری ماشینها باشد. هر واحد سیار با یک ایستگاه اصلی (BS) در ارتباط است که با هم یک سلول (Cell) را تشکیل می دهند. یک سلول از طریق کنترل کنندۀ ایستگاه های اصلی (BSC) به میزبانهای ثابت یا همان شبکه های ثابت متصل می شود. در سیستم پایگاه داده سیار یک پایگاه داده HLR است که شامل اطلاعاتی از قبیل شماره شناسایی (ID) ، آخرین مکان دیده شده ، نوع ارتباط و ...می شود و یک پایگاه داده VLR که خود زیر مجموعه ای از HLR است وجود دارد .زمانیکه یک سلول جدید ایجاد یا دیده می شود مقعیت جاری آن در VLR ذخیره می شود که در نهایت این اطلاعات در HLR بایگانی می شود . هر HLR با AC که یک پردازنده برای اعتبار دادن به شاخص ها(مانند کانال های دستیابی)است، در ارتباط است.و در نهایت MSC با شبکه سوئیچ تلفن های عمومی (PSTN) در ارتباط است. EIR نیز یک دیتابیسی شامل شماره سریال های منحصر به فرد برای اختصاص دادن به MU های جدید است.


    
ویژگی های سیستم پایگاه داده سیار
اگرچه یک شبکه بی سیم با مشتری های سیار اساسا یک سیستک نامتمرکز است اما ویژگی های خاص آن( MDS ) این محیط را منحر به فرد کرده است برخی از مهمترین ویژگی های محیط سیار عبارتند از :
• کم بودن پهنای باند
• نامطمئن بودن کانالهای بی سیم برای انتقال داده
• آسیب پزیری با شرایط فیزیکی
• نامتقارن بودن ارتباطات : پهنای باند در جهت رو به پایین جریان (از سرویس دهنده به مشتری ) بسیار بیشتر از جهت معکوس آن است.اگرچه مشتری ها می توانند داده ها را با نرخ بالایی دریافت نمایند ، اما در برخی سیستم ها مشتری قادر به ارسال پیام های زیادی به سرویس دهنده نمی باشد.
• قطع شدن متناوب : مشتری های سیار (برخلاف میزبان های ثابت ) به طور پیوسته و مداوم به شبکه متصل نمی مانند بلکه کاربران ، واحدهای سیار خود را به طور منظم خاموش روشن می کنند.
• انرژی محدود : برخی از واحدهای قابل حمل از لحاظ میزان انرژی باتری (تا قبل از شارژ مجدد) به شدت محدودیت دارند.

    
       
دسته بندی داده ها در MDS
 
داده ها در MDS به دو دسته ی داده های وابسته به مکان و داده های مستقل از مکان  تقسیم میشوند.داده های نوع اول ارزششان به مکانشان بستگی دارد مانند: مایات شهری ، منطقه شهری و... ، اما دسته ی دوم ارزششان به مکان بستگی ندارد و از اینرو آنها را مستقل از مکان می نامند.مانند نام شخص ، شماره حساب بانکی و...
داده های LDD باید توسط همان منطقه پردازش شود که اصطلاحا Location binding می گویند.
 
 

    
مدیریت تراکنش در پایگاه داده سیار
تمام اصول مدیریت تراکنش ها که برای پایگاه داده های متمرکز و نامتمرکز وجود دارد در پایگاه داده های سیار نیز لحاظ می شود اما ویژگی ها و محدودیت های محیط سیار سبب می شود که تراکنش و مدیریت آن تا حدودی متفاوت باشد .
یک تراکنش سیار ، تراکنشی است که حداقل از یک میزبان سیار استفاده می کند ، پس در مدیریت تراکنش های بانک اطلاعات سیار باید تغییر مکان میزبان های سیار را نیز در نظر گرفت.
اجرای یک تراکنش سیار که در میزبان های ثابت و سیار انجام می گیرد را می توان به صورت زیر تقسیم کرد:
اجرا به طور کامل در شبکه غیر بی سیم.
اجرای به طور کامل روی یک میزبان سیار
اجرا به طور نامتمرکز روی شبکه غیر بی سیم و میزبان سیار
اجرا به طور نامتمرکز روی چند میزبان سیار
اجرا به طور نامتمرکز بین میزبان های سیار و ثابت
نکته ی مهم این است که در MDS رعایت قانون ACID یعنی یکپارچگی، همخوانی ، انزوا و پایایی بسیار گران و هزینه بر است

ارسال شده توسط احمد محمدی | 2 05, 2014 | بازدید‌ها (959)
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

معرفی كسب و كار هوشمند ( BI) و انباره داده تحلیلی (DW) 

انباره‌سازی داده فرآیندی است که طی آن داده‌های جدا از هم موجود در منابع متعدد داده‌ای در سازمان كه با ابزار و فرمت‌های مختلف ذخیره‌سازی شده‌اند، . بصورت یكپارچه و در یك قالب گردهم جمع‌آوری می‌گردند. از ویژگی‌های انباره تحلیلی داده که باعث برتری آن نسبت به پایگاه‌های داده شده است, استفاده از مدل‌های چند بعدی داده است. این ویژگی مخزن داده، ضمن تسریع در روند تهیه گزارشات، امكان تهیه گزارشات سطح بالا، راهبردی و چندبعدی را برای سازمان فراهم می‌نماید. می‌توان از انباره تحلیلی داده با این ویژگی‌ها در داده‌کاوی (Data Mining) نیز استفاده نمود.

برخی از دلایل نیاز سازمان‌ها به انباره تحلیلی داده

- كثرت منابع داده‌ای در سازمان‌ها‌ كه منجر به استفاده از ابزارها، روش‌ها و قالب‌های مختلف در ذخیره‌سازی داده‌ها شده است كه این امر سازمان‌دهی داده‌های مختلف به منظور تولید اطلاعات و دانش را، دچار مشكل اساسی كرده است.
-
ناهمگونی در ذخیره‌سازی اطلاعات، تكرار در ذخیره‌سازی اطلاعات، یكپارچه‌نبودن اطلاعات در سیستم‌های اطلاعاتی سازمان، عدم وجود تاریخچه داده‌ای و نبود داده‌های خلاصه‌بندی شده.
-
بالا بودن حجم اطلاعات در سازمان‌های بزرگ كه منجر به توسعه سیستم‌های اطلاعاتی متعدد و جزیره‌ای شده است.
-
خودكارسازی فرایندهای اجرایی در سازمان‌ها در قالب سیستم‌های اطلاعاتی غیریكپارچه و نامرتبط كه هر كدام از این سیستم‌ها وظیفه خودكارسازی تنها یك بخشی از كسب و كار سازمان را بر عهده دارند.
-
تغییر رویكرد سازمان‌ها در تولید محصولات و ارائه خدمات از رویكرد تولید انبوه به رویكرد بومی‌سازی انبوه كه این امر تنها از طریق شناسایی رفتار مشتریان و پیش‌بینی رفتار آتی آنها امكان‌پذیر خواهد بود. دستیابی به این مهم مستلزم كسب دانش در مورد روند حاكم بر رفتار مشتریان -از طریق یكپارچه‌سازی و سازماندهی داده‌های موجود در سیستم‌های متعدد عملیاتی سازمان- است.

مزایای كلی استفاده از انباره تحلیلی داده

- بهره‌مندی از یك منبع یكپارچه و منسجم از داده‌های تولیدشده توسط سیستم‌های اطلاعاتی و منابع داده‌ای متعدد در سازمان
-
ارتقای سطح كیفی تصمیمات راهبردی در سازمان با اتكا با گزارشات تولیدشده توسط یك انباره تحلیلی داده‌ای یكپارچه
-
ایجاد مزیت رقابتی پایدار برای سازمان و افزایش شانس موفقیت در رقابتهای تجاری
-
ارتقای سطح كارایی و اثربخشی فعالیت‌های سطوح تاكتیكی و راهبردی سازمان
-
برقراری ارتباط قویتر با سایر اجزای موجود در زنجیره تامین سازمان از جمله مشتریان و فروشندگان

علاوه بر انباره تحلیلی داده، سیستم‌های هوشمندی كسب و كار نیز یكی از مهمترین فناوری‌های نوین اطلاعاتی در استفاده از داده‌ها به منظور تولید اطلاعات و دانش مورد نیاز جهت ارتقای سطح كیفیت تصمیمات راهبردی در سازمان می‌باشد.

معرفی هوشمندی كسب و كار( BI) و ضرورت بكارگیری آن

هوشمندی كسب و كار عبارتست از ارائه اطلاعات مناسب، در زمان مناسب، در قالبی مناسب به کاربر مورد نظر برای پشتیبانی از فرایند تصمیم گیری. هوشمندی كسب و كار ابزاری جهت تولید دانش در میان انبوهی از داده‌ها و اطلاعات می‌باشد. BI مجموعه وسیعی از فناوری‌ها برای جمع آوری اطلاعات و دانش در سطح یک سازمان و کمک به فرایند تصمیم گیری از طریق تجزیه و تحلیل این اطلاعات و دانشها با ایجاد پرس و جو می‌باشد. نکته مهمی که باید مد نظر قرار گیرد این است که وظیفه هوشمندی كسب و كار، تمهید اقدامات مقتضی از روی اطلاعات به منظور ارتقای سطح كارایی و اثربخشی در سازمان هاست. سیستم هوشمندی كسب و كار یکی از نیازهای مبرم در بازار رقابتی کنونی می‌باشد. این راه حل مشتمل بر یكسری ابزار است كه این ابزارها بر روی داده‌های موجود در مخازن داده، پردازش‌های لازم را انجام داده و اقدام به تولید گزارش برای کاربران می‌نماید. این اطلاعات در بهتر کردن خدمات رسانی به كاربران(كه عمدتا مدیران ارشد سازمان هستند) نقش بسیار مؤثری را ایفا می‌نمایند. سازمان‌ها با استفاده از این ابزارها قادر خواهند بود وضعیت خود و رقیبان را به راحتی شناسائی کنند. سیستم‌های هوشمندی كسب و كار، امكان استخراج انواع روندها از داده‌های موجود در مخازن داده را فراهم می‌نمایند. كه این روندها در اتخاذ تصمیمات راهبردی و برنامه‌ریزی برای آینده به مدیران کمک شایان توجهی می‌نمایند. همچنین سیستم‌های هوشمندی كسب و كار، امكان تولید گزارشات راهبردی پیچیده جهت استفاده در لایه‌های تصمیم‌گیر سازمان را فراهم می‌نماید. برخی از کارکردهای سیستم‌های هوشمندی كسب و كار عبارتست از:

- استخراج داده ها از منابع متعدد نظیر سیستم‌های مدیریت ارتباط با مشتری (CRM)، مدیریت زنجیره تامین (SCM)، برنامه ریزی منابع سازمان (ERP) و یا از سایر برنامه های کاربردی.

- ارائه ابزار تحلیل که به طیف وسیعی از متخصصان فنی و تجاری امكان ارائه پرس و جو هایی برای کشف الگوها و تشخیص مسائل را می‌دهد.

در فضای هوشمندی كسب و كار، تحلیلگرهای فنی و تجاری از ابزار متنوعی برای دسترسی به داده ها، تحلیل اطلاعات و مشاهده نتایج بهره می‌گیرند که شامل موارد ذیل می‌باشد:
-
ابزار پرس و جو و گزارش گیری: بسیاری از سیستمهای BI به کاربران اجازه می‌دهند که تحلیل‌های Slice-and-Dice (شکستن اطلاعات به قطعات کوچکتر برای بررسی آنها از دیدگاه های مختلف برای فهم بهتر آنها) بر روی اطلاعات ذخیره شده بر روی پایگاه داده رابطه ای انجام دهند. اغلب کاربران از پرس و جو ها و گزارشهای پیش‌ساخته بهره میبرند.
- OLAP
و داده کاوی: ابزارهای تحلیل OLAP و ابزارهای داده کاوی به کاربران اجازه میدهد تحلیلهای پیشگویانه و چند بعدی (تحلیلهای Drill-down) -تحلیلی که بر اساس جستجو در میان اطلاعات بر اساس یک سلسله مراتب مشخص است- انجام دهند.
-
مدیریت کارایی کسب و کار(BPM): این رویکرد، مدل توسعه یافته رویکرد قدیمیتر Business Scoreboards (یک تکنیک تحلیل برای تبدیل استراتژیهای کلی سازمان به اهداف مشخص و قابل اندازه گیری برای نظارت بر کارایی سازمان) می‌باشد و میتواند شامل مدیریت مالی، سازمانی، خدمات مشتری و زنجیره تامین باشد.
-
نمایش اطلاعات: نمایش نتایج پرس و جو ها و گزارش‌ها میتواند از طریق برنامه های کاربردی اختصاصی، Dashboard ها (برنامه های کاربردی که اطلاعات را از مولفه های مختلف بصورت یکپارچه و واحد نمایش می‌دهند)، و یا درگاه‌های اینترانت و یا اکسترانت صورت پذیرد.

با عنایت به موارد فوق‌الذكر، انباره تحلیلی داده و سیستم‌های هوشمندی كسب و كار در صنایعی چون بانكداری و بیمه، خدمات مالی و سرمایه‌گذاری، نفت و گاز،‌ تولیدی، نیرو، وزارت‌خانه و سازمان‌های خدمات دولتی و ... دارای بیشترین كاربرد می‌باشد.

تاریخچه و تعاریف انباره داده

بعد از رشد استفاده از TPSها بعنوان سیستم‌های پردازش تراكنش در بخش‌های عملیاتی سازمان، نیاز جدی به سیستم‌های اطلاعاتی كه بتوانند عملیات گزارش‌گیری را علی‌الخصوص در رده گزارش‌های مدیریتی ساماندهی كنند احساس می‌شد. علی‌الخصوص بوجود آمدن جزایر فناوری، سیستم‌هایی كه بصورت جدا از هم فعالیت می‌كردند و امكان تهیه گزارشات تركیبی از اطلاعات سیستم‌های مختلف و انجام پرس و جوها را مشكل و یا غیرممكن می‌نمود. بنابراین حركت فناوری به سمت استفاده از سیستم‌های اطلاعات مدیریت (MIS:Management Information Systems) و بویژه سیستم‌های گزارش‌گیری مدیریتی (MRS: Management Reporting Systems) آغاز شد. اما مشكل آنجا بود كه این سیستم‌ها به شدت به TPSها وابسته بودند و داده‌هاشان اغلب یكی بود. این باعث می‌شد كه تغییر یكی باعث انتشار تغییرات در همه سیستم‌ها شود. از سوی دیگر ساختار داده‌ای مشابه، امكان تهیه گزارشات زمانی و موضوعی را مشكل می‌ساخت. از اینرو مدل جدیدی از تفكر به انباره تحلیلی ‌داده ایجاد شد.

تاریخچه
انباره‌های‌ تحلیلی داده در اواخر دهه 1980 و اوایل دهد 1990 بعنوان نوع متمایزی از پایگاه‌های داده مطرح شدند. انباره‌های تحلیلی داده برای رفع نیازهای روزافزون تحلیلی و اطلاعات مدیریتی كه توسط سیستم‌های رابطه‌ای قابل برطرف ساختن نبودند، گسترش یافتند. سیستم‌های رابطه‌ای به دلایل زیر قابلیت پاسخگویی به این نیازها را ندارند:
-
باری كه بخاطر پردازش‌های گزارش‌گیری بر روی این سیستم‌ها ایجاد می‌شود، زمان پاسخ‌گویی را بسیار كاهش می‌دهد.
-
طراحی سیستم‌های رابطه‌ای برای گزارش‌گیری و تحلیل اطلاعات بهینه نمی‌باشد.
-
از آنجاكه بسیاری از شركت‌ها و سازمان‌ها تعداد بیش از یك سیستم رابطه‌ای دارند، گزارش‌گیری‌های در سطح سازمانی كه وابسته به اطلاعات كلیه سیستم‌های رابطه‌ای سازمان هستند، به سادگی به دست نمی‌آیند.
-
ایجاد گزارش در سیستم‌های رابطه‌ای اغلب نیازمند نوشتن برنامه‌های خاص كامپیوتری كه معمولا كند و گران‌قیمت هستند بوده است.
از اینرو، پایگاه‌های داده مجزایی طراحی شدند كه بصورت اختصاصی برای پشتیبانی از اطلاعات و تحلیل‌های مدیریتی بكار روند. این انباره‌های داده قادر به جمع‌آوری داده‌ها از منابع داده‌ای مختلف و ناهمگون مانند كامپیوترهای پردازنده مركزی ، مینی كامپیوترها و كامپیوترهای شخصی ، همچنین نرم‌افزارهایی مثل spreadsheetها بوده و تمامی این اطلاعات را در یك مكان مشترك ذخیره می‌كنند. این قابلیت به همراه استفاده از ابزارهای گزارش‌گیری آسان و خلاصی از مشكلات رابطه‌ای موجب رشد این نوع از سیستم‌ها گردید.
با پیشرفت فناوری و درنتیجه پایین آمدن هزینه‌ها، بالا رفتن كارائی و افزایش نیازهای كاربران مثل زمان كوتاه‌تر برای بارگذاری داده‌ها، انباره‌های تحلیلی داده به چهارگروه اصلی تقسیم بندی شدند:
۱- پایگاه‌های داده رابطه‌ای برون‌خطی : در ساده‌ترین سطح، یك انباره‌داده با كپی كردن اطلاعات یك پایگاه‌داده رابطه‌ای به یك سرور برون‌خطی ایجاد می‌شود. بدین ترتیب، بار گزارش‌گیری بر روی كارائی سیستم رابطه‌ای اثر منفی نخواهد داشت.
۲- انباره‌های داده برون‌خطی : در این حالت انباره‌داده در یك دوره زمانی ثابت (بصورت روزانه، هفتگی یا ماهانه) از روی سیستم‌های رابطه‌ای منبع به‌روز شده و داده‌های مربوطه بر روی یك ساختمان داده گزارش گرا ذخیره می‌شوند.
۳- انباره‌های داده بلادرنگ : این نوع انباره‌های داده بر اساس یك تراكنش یا رویداد عمل می‌كنند؛ بدین ترتیب كه هربار كه سیستم رابطه‌ای تراكنشی (مثل عملیات سفارش یا رزرو) را صورت می‌دهد، انباره‌داده به روز می‌گردد.
۴- انباره‌های داده مجتمع : در این حالت انباره داده فعالیت‌ها یا تراكنش‌هایی را ایجاد می‌كند كه جهت استفاده روزانه سازمان به سیستم‌های رابطه‌ای برگردانده می‌شوند.

طبق تعریفی كه در سال 1992 توسط Bill Inmon برای انباره تحلیلی داده آورده شده است : یك انباره تحلیلی داده مجموعه‌ای موضوع گرا ، یکپارچه ، متغیر با زمان و بدون تغییرحالت ناگهانی از داده هاست كه در فرآیند تصمیم گیری مدیریت را یاری می كند. این چهار خاصیت اصلی، انباره داده را از دیگر مخازن نگهداری داده ها متمایز می كند.

دلایل نیاز سازمان‌ها به فناوری‌های EDW و BI

میتوان از مهمترین دلایل نیاز به انباره‌های دادهای به موارد زیر اشاره نمود:
-
امروزه اكتسابات و ادغامات سبب تولید سیستمهای كامپیوتری گوناگونی در شركتهای بزرگ شدهاند. به عنوان مثال، بانكهای بزرگ، غالبا چند نوع سیستم برای انجام كارهای مشابه دارند.
-
خودكارسازی تمام قسمتهای یك تجارت به صورت ادغام نشده و یكپارچه نشده با تعداد مختلفی سیستم كه هركدام گوشهای از كار را دربر میگیرند، اجرا میشود. (همانند داستان آن مرد نابینایی كه به فیلی برخورد میكرد و با لمس هر قسمت از بدن فیل استنباط خاصی داشت.)
-
انعطاف پذیری در زمینه بازار سبب به وجود آمدن محصولات بسیاری شده است، و در واقع تولید انبوه بهتنهایی مد نظر نمیباشد، بلكه سفارش‌گیری انبوه و سپس بازاریابی هدف واقعی است. روند كار به سوی جمعآوری و استفاده از اطلاعات میباشد. به خصوص دانش در رابطه با مشتریان، محصولات، بازار و رقیبان، و به طور كلی دادههای موجود درون سیستمهای عملیاتی كم هزینهترین راه جمع‎‎آوری دانش در مورد مشتریان میباشد.
-
تمركز رو به رشد بر روی خدمات به جای محصولات سبب به وجود آمدن فضاهای خالی ارتباطی گردیده است. این فضاهای خالی براساس دیدگاههای مختلفی كه از تجارت نتیجه میشود وجود دارد و تا زمانی كه اصلاح نشود میتواند به اهداف راهبردی و حساس صدمه وارد كند.
هر فردی درون سازمان میتواند راجع به اینكه چند واحد و در چه زمان فروخته شود نظر دهد ولی مثلا بخش بازاریابی درون بانك ممكن است تعریفی متفاوت از « وام مشتریان» (نحوه استفاده از وام) نسبت به مدیریت ریسك (شرایط وام دادن) داشته باشد. بنابراین گزارشاتی كه توصیف كننده وام مشتریان است، نسبت به گزارشی كه جزئیات ریسك را بر روی محصولاتی مشابه عرضه میكند، متفاوت می‌باشد.
-
فن آوری میتواند از انباره دادهای پشتیبانی كند. رقابت درون بازارهای عمده و میانی نیازمند محاسبات و ذخیرهسازی كم هزینهای است. چرا كه در زمانی مشابه، فن آوریهای موازی جدید سازنده پایگاه‌های دادهای چند ترابایتی میباشند
بنابراین دلایل استفاده از انباره داده را می توان در موارد زیر خلاصه نمود:

مشکلات محیطهای قدیمی
-
سطح عملیاتی مختلف
-
نمایش داده ای مختلف
-
اطلاعا ت ذخیره شده ناسازگار و ناهمگن و دو بار ذخیره شده
-
یکپارچه نبودن اطلاعات در سیستمها
-
كمبود تاریخچه داده ای
-
نبود داده خلاصه بندی شده

نیاز مدیران امروز
-
از دید اطلاعاتی بتوانند تصویر واضح و کاملی نسبت به کار و تجارت خود داشته باشند.
-
داده های یکپارچه در سطح کارکردی داشته باشند.
-
تاریخچه داده ای مختصر و با جزئیات کافی داشته باشند.
-
نهایتا برای رفع مشکلات مذکور و بر آوردن نیازهای مدیران در تصمیم گیریها ایده انباره داده مطرح گردید.

مزایای استفاده از فناوری‌های EDW و BI در سازمان‌‌ها

بهره‌گیری از انباره‌های تحلیلی داده دارای مزایای بسیاری است. از جمله مزیت‌های آن عبارتند از:
-
بالابردن امكان دسترسی كاربران به حجم زیادی از داده‌ها.
-
امكان ارائه گزارش‌های خاص سیستم‌های تصمیم یار
-
تقویت برنامه‌های كاربردی تجاری مثل مدیریت ارتباط با مشتری
-
بهتر کردن کیفیت تصمیم گیری
-
افزایش شانس موفقیت در رقابتهای تجاری
-
برقراری ارتباط قویتر با مشتریان
-
بهتر کردن سطح عملیاتی
-
بهتر کردن رابطه فروشندگان و مشتریان
امروزه موسسات غالبا دارای دو نوع بانک اطلاعاتی مستقل هستند که یکی از این بانک‌ها حاوی داده های عملیاتی و بانک دیگر انباره داده می باشد که حاوی داده‌های مبتنی برتصمیم‌گیری است.

فرآیند پیاده‌سازی این پروژه در یك سازمان

معماری انباره تحلیلی داده از سه لایه تشكیل شده است:
-
در اولین لایه این معماری، سرویس دهنده انباره تحلیلی داده‌ای است که یک سیستم پایگاه داده رابطه‌ای می باشد . این لایه داده های مورد نیاز خود را از داده های عملیاتی و منا بع خارجی و فایلهای مسطح و غیره برای ایجاد انباره داده استخراج می کند.
-
در لایه میانی یک سرویس دهنده پردازش تحلیلی برخط می‌باشد که بوسیله آن می‌توان مکعب های چند بعدی ساخت . پردازش تحلیلی برخط یک ابزار قدرتمند، سریع و مناسب برای گزارشگیری می‌باشد.
-
در آخرین لایه ما ابزارهای گزارش گیری و تحلیل و داده کاوی را داریم.
برای پیاده‌سازی یك انباره داده باید هریك از این لایه‌ها به درستی پیاده‌سازی شوند.
اخذ داده
اخذ داده از منابع مربوطه (پایگاه داده منبع) انجام می‌گردد. این مرحله بخش استخراج اطلاعات (Extract) از سری عملیات ETL است. برای انجام عملیات اخذ داده، باید منبع اخذ داده، نحوه اخذ داده، فرمت داده‌های اخذ شده و مقاطع زمانی اخذ داده‌ها، همچنین نحوه دسترسی به این داده‌ها معلوم و مشخص باشد.

بررسی و پاكسازی داده ها

این مرحله بخش تغییر شكل (Transform) از عملیات ETL است. بررسی و پاكسازی داده های استخراج شده جهت ورود به انباره تحلیلی داده در این مرحله انجام می‌گیرد. پس از بررسی جداول موجود، فیلدهای موجود در جداول و محتویات فیلدهای مذکور، كلیه مشكلات داده‌ای در قالب لیستی ارائه می‌گردند. سپس عملیات پاكسازی برای آنها انجام می‌گیرد. این عملیات غالبا در زمره یكی از موارد زیر هستند:
-
حذف مقادیر null
-
هم مقدار سازی فیلدهای مشابه از نظر معنا
-
ایجاد فیلدهای كمی جدید قابل بدست آمدن از روی داده‌های جدول و مورد نیاز
-
یكی كردن داده‌ها از منابع مختلف
-
خلاصه سازی سطرهای هم معنی كه ایجاد افزونگی می‌كنند.
-
ایجاد كلید جانشین برای جداول
- Pivoting (
تبدیل چند ستون به چند سطر یا بالعكس)
-
تقسیم یك ستون جدول به چند ستون

طراحی انباره تحلیلی داده موضوعی

انباره تحلیلی داده موضوعی: از آنجا كه كاربران مختلف با نیازهای متفاوتی وجود دارند كه می‌توانند از داده‌های درون انباره استفاده كنند، برآوردن نیازهای تمام كاربران به وسیله یك سیستم مركزی همیشه امكان پذیر نیست. از طرفی یك سیستم مركزی، متمركز بر روی داده و سیستم می‌باشد و كاربر نهایی ممكن است كه بخواهد كنترل بیشتری روی محیط اطلاعاتی خود داشته باشد. راه حل این مشكلات مرکز داده ای است، كه به آن انباره داده‌ای سازمانی نیز گفته می‌شود. مرکز‌داده ای، انباره داده خاصی است كه داده‌های مورد نیاز برای یك بخش از سازمان یا كاربرهای مرتبط به آن را جمع آوری می‌كند. طراحی مراكز داده‌ای مربوطه بنا به صلاحدید فرد خبره در قالب مدل ستاره‌ای یا دانه‌برفی و یا طرح منظومه حقایق صورت می‌گیرد.
طرح ستاره‌ای: عمومی‌ترین نمونه برای مدلسازی مدل چند بعدی، طرح ستاره است. در این طرح انباره داده شامل یک جدول بزرگ مرکزی به نام جدول حقایق و یک سری جدول کوچکتر به نام جدول بعد یا جدول بعد که وابسته به جدول حقایق هستند می‌باشد.
طرح دانه برفی: این طرح، تغییریافته طرح ستاره‌ای است بطوریکه بعضی از جداول بعد، نرمال شده‌اند. تفاوت اصلی بین طرح ستاره‌ای و طرح دانه برفی این است که جدول بعد در طرح دانه‌برفی به فرم نرمال نگهداری می‌شود تا میزان افزونگی کاهش پیدا کند. این کار باعث کاهش میزان حافظه مورد نیاز خواهد شد. البته صرفه‌جویی در فضای ذخیره‌سازی جدول بعد در مقایسه با حجم جدول حقایق ناچیز است چون تعداد اتصالاتی که برای پردازش یک گزارش باید گذارده شود در این حالت افزایش می‌یابد و مدت زمان پاسخ‌دادن به گزارش در مدل دانه برفی بیشتر از مدت زمان لازم در مدل ستاره‌ای است بنابراین غالبا طرح دانه برفی در طراحی انباره داده عمومیت طرح ستاره‌ای را ندارد مگر آنكه بنا بر صلاحدید فرد خبره بر طرح ستاره‌ای ترجیح داده شود.
طرح منظومه حقایق: هنگامی كه نیاز به چندین جدول حقایق وجود دارد که دارای جداول بعدهای مشترک هستند، طرحی ایجاد می‌شود که به آن طرح کهکشان یا منــظومه حقایق می‌گویند. یک طرح منظومه حقایق به جداول ابعاد اجازه می‌دهد که بین جداول حقایق مشترک باشند.

تحلیل داده با ابزار پردازش تحلیلی برخط و داده‌كاوی

عملیات پردازش تحلیلی برخط بر انباره‌داده‌های موضوعی اعمال می‌گردد. بسیاری فکر می کنند که داده کاوی و OLAP دو چیز مشابه هستند در این بخش سعی می کنیم این مسئله را بررسی کنیم و همانطور که خواهیم دید این دو ابزار های کاملا متفاوت می باشند که می توانند همدیگر را تکمیل کنند.
OLAP
جزیی از تكنیك‌های تصمیم گیری می باشد. سیستم های سنتی گزارش گیری و پایگاه داده ای آنچه را که در پایگاه داده بود توضیح می دادند حال آنکه در OLAP هدف بررسی دلیل صحت یک فرضیه است.بدین معنی که کاربر فرضیه ای در مورد داده ها و روابط بین آنها ارائه می کند و سپس به وسیله ابزار OLAP با انجام چند Query صحت آن فرضیه را بررسی می کند. اما این روش برای هنگامی که داده ها بسیار حجیم بوده و تعداد پارامترها زیاد باشد نمیتواند مفید باشد چون حدس روابط بین داده ها کار سخت و بررسی صحت آن بسیار زمانبر خواهد بود. تفاوت داده کاوی با OLAP در این است که داده کاوی برخلاف OLAP برای بررسی صحت یک الگوی فرضی استفاده نمی شود بلکه خود سعی می کند این الگوها را کشف کند. درنتیجه داده کاوی و OLAP می توانند همدیگر را تکمیل کنند و تحلیل گر می تواند به وسیله ابزار OLAP یک سری اطلاعات کسب کند که در مرحله داده کاوی می تواند مفید باشد و همچنین الگوها و روابط کشف شده در مرحله داده کاوی می تواند درست نباشد که با اعمال تغییرات در آنها می توان به وسیله OLAP بیشتر بررسی شوند.

ارسال شده توسط احمد محمدی | 21 01, 2014 | بازدید‌ها (2099)

مديريت ارزش كسب شده( EVM)

مقدمه

با افزايش پروژه هاي صنعتي و خدماتي در تمام دنيا، مديريت ارزش كسب شده( EVM) به عنوان روشي جديد و كارآمد، نقش مهمي را در كنترل يكپارچه پروژه ايفا مي كند. یکی از دغدغه های اصلی مدیران و ذینفعان پروژه اطلاع دقیق از پیشرفت و مقایسه میزان کار انجام شده با میزان کار پیش بینی شده و محاسبه مغایرت های هزینه ای و زمانی با عملکرد واقعی می باشد. همیشه در ارزیابی دقیق مقدار کار انجام شده پروژه محدودیت هایی وجود دارد اما بدون اندازه گیری و سنجش پیشرفت آنچه انجام شده است نمی توان پروژه را کنترل نمود متداولترین روش اندازه گیری و پیشرفت پروژه از طریق تجزیه و تحلیل مغایرت یا ارزش افزوده می باشد "EARNED VALUE ANALYSIS" تجزیه و تحلیل انحراف از برنامه زمانبندی به مدیر پروژه امکان می دهد تا مشکلات و موانع پروژه را شناسائی و اقدامات لازم را جهت رفع موانع بعمل آورد سه محور اصلی در هر پروژه وجود دارد که مدیر پروژه باید آنرا تحت کنترل و نظارت داشته باشد.  

جهت دستیابی به اهداف کیفی بایستی مکانیزم های خاصی جهت دستیابی به اهداف کیفی را اعمال نمایند تا نسبت به دستیابی به این اهداف اطمینان حاصل نمایند ولی در مورد اهداف زود بودن و ارزان بودن (کنترل مغایرت های زمانی و هزینه ای) بایستی مغایرت بین زمان پیش بینی شده و زمان انجام شده و همچنین هزینه پیش بینی شده شده در مقاطع زمانی تعریف شده از قبل شناسائی و مورد ارزیابی قرار گیرد و اثر آن نیز بر کل پروژه کاملا مشخص گردد . مدیر پروژه برای اقتصادی نگه داشتن پروژه و استفاده کارآمد از بودجه تخصیص یافته باید هزینه های واقعی فعالیتها را مرتباً تحت نظارت داشته باشد و علل انحراف از مقادیر پیش بینی شده را شناسائی کند و جهت دستیابی به این اهداف عمل نماید.

مسير توسعه در سازمان ها را مي توان به واسطه خطوط استراتژيك منقوش در نقشه هاي راهبردي سازمان جستجو نمود. مسيري كه از ماموريت هاي سازماني، چشم اندازها، استراتژي ها و اهداف راهبردي به طرح ها و پروژه هاي قابل اجرا ختم مي شود. فرآيند برنامه ريزي استراتژي هاي سازمان به هيچ عناون نبايد از فرآيند پياده سازي استراتژي هاي سازمان جدا شود كه البته حركت جزيره اي اين دو فرآيند در كشور ما مخصوصا در صنايع بزرگ مشهود است. نحوه اجراي پروژه ها كه وضعيت تحقق اهداف استراتژيك سازمان را نمايش مي دهد يكي از بازخوردهاي اصلي فرآيند برنامه ريزي استراتژيك سازماني است، بنابراین كيفيت داده هايي كه بعنوان بازخوردي از محيط اجرايي استراتژي ها به محيط كلان برنامه ريزي استراتژي ها وارد مي شود اهميت فراواني دارد. در اين مطالعه تلفيق ابزارهاي حاصل از دو روش مديريت پرتفوليويي پروژه ها و مديريت ارزش حاصله پروژه به عنوان يك راه مناسب براي رسيدن به اين هدف مورد تحليل و بررسي قرار مي گيرد. نحوه تلفيق اين دو روش به همراه داده هاي ورودي مورد نياز، بستر سازي مناسب و خروجي هاي آن نيز شالوده اين مطالعه خواهد بود.

تاریخچه

مفهوم ارزش ایجادی در اواخر قرن بیستم  میلادی (دهه١٩٦٠) ظهور نموده است. مدیریت ارزش کسب شده(EVPM) از معیارهای سیستم کنترل زمانبندی/ هزینه (C/SCSC) نشات گرفته است که این معیار برای اولین بار توسط وزارت دفاع ایالات متحده (DOD) در سال 1967 میلادی به عنوان متدهای قابل قبول جهت مدیریت هزینه و تدارکات سیستم های جدید بزرگ مورد استفاده قرار می گرفتند. اين قانون در سال ١٩٦٧ به تمامي شرکت هاي صنايع (DOD) Department Of Defense وزارت دفاع آمريكا خصوصي که طرف قرارداد با اين وزارتخانه بودند ابلاغ گرديد اعلام نمود که تمام پرداخت های Cost /Schedule Control System) ( خود را بر اساس سيستم جديدي که به نام ناميده شده انجام خواهد داد.اين دستور العمل مشتمل بر ٣٥ معيار C/SCSC (Criteria در انجام تعهدات (DOD) کنترل زمان – هزينه بود که مي بايست شرکت هاي طرف قرارداد با خود آنرا به کار مي بستند . از آن پس مقامات وزارت دفاع به منظور غير تجهيزات عمده و اصلي که در تدارك آن از سوي پيمانكاران احتمال بروز هزينه ها غيرقابل پيش بيني وجود داشت، بكارگيري اين سيستم را اجباري نمودند تا بدين وسيله ريسك هزينه هاي پروژه هاي اعمال مديريت (C/SCSC)، خود را کاهش دهند. مهمترين نتيجه بكارگيري اجباري سيستم موثر بر هزينه و برنامه (زمانبندي) پروژه هاي واگذار شده (تدارکات تجهيزات دفاعي) به پيمانكاران بود، که اين مفهوم همان تفسير تفصيلي ارزش کسب شده و يا بهتر بگوئيم تكنيك ارزش بدست آمده بود. در اين سيستم پيمانكاران ملزم بودند تا در ابتدا يك برنامه که شامل کمترين زمان و هزينه لازم براي اجراي قراردادهاي تدارکاتي بود را به کارفرما ( وزارت دفاع ) بدين (C/SCSC) ارائه نمايند. بمدت ٣٠ سال بعنوان يك استاندارد و مبناي کنترل پروژه هاي ترتيب معيار مفروض بكار گرفته شد و به تبع آن جريان و دست اندرکاران پروژه ها در کشورهاي ديگر نظير کانادا، استراليا وسوئد نيز از آن اقتباس نمودند. امروزه پيش بيني مي شود که ٩٩% از پروژه ها در جهان از بكارگيري تكنيك ارزش کسب شده در مديريت هزينه هاي پروژه ها امتناع مي ورزند و براي ارزيابي وضعيت هزينه پروژه هايشان صرفا به مقايسه هزينه هاي واقعي انجام شده با بودجه مصوب طرح مي پردازند. بنظر مي رسد براي رفع اين مشكل لازم است تا نهادهايي حرفه اي با ارائه الگوهايي فراگير و ساده از ارزش کسب شده براي پروژه هاي مختلف اعم از عمراني ، تجاري و نظامي و يا بزرگ وکوچك به اين مهم بپردازند.

كاربرد متد EV در توليد شاخص هاي كارايي پروژه

جهت برنامه ريزي و كنترل موثّرتر پروژه ها، بكارگيري شاخص هاي پيشنهادي متد EV در كنار شاخص هاي سنتي (درصد پيشرفت فيزيكي پروژه، درصد جذب بودجه...) مي تواند بسيار اثر بخش باشد. اين شاخص ها مي توانند در يك سازمان پروژه محور به خروجي هاي مداوم سيستم برنامه ريزي و كنترل پروژه هاي سازمان تبديل شده و بازخوردهاي مناسبي جهت دپارتمان هاي ديگر بوجود آورند . فرآيندهاي بودجه اي و زماني پروژه را نمي توان از يكديگر مستقل در نظر گرفت و تاثير هر يك بر ديگري را مورد توجه قرار نداد. اين موضوعي است كه در روش هاي سنتي كنترل پروژه ناديده گرفته مي شود.

فرآيند توليد شاخص هاي مذكور كه مي بايد در دفتر مديريت پروژه سازمان (Project Management Office; PMO) صورت پذيرد در عمل به ايجاد ارزش افزوده اطلاعاتي بر روي Data Pool پروژه هاي سازمان مي انجامد.

متدلوژي محاسبه درصد پيشرفت پروژه در EVM اصلي ترين مفهومي است كه صحت نتايج اين قبيل تحليل ها را تضمين مي نمايد. روش هاي سنتي متداولي كه جهت محاسبات پيشرفت فيزيكي فعاليتهاي پروژه و بالتبع پرداخت هاي قراردادي استفاده مي شود در اينجا كاربردي نخواهد داشت فلذا جهت استفاده از متد ارزش حاصله پروژه در سازمان، مي بايد رويه هاي محاسباتي و كنترلي پروژه ها بر مبناي اين روش مهندسي مجدد گردند.

جريان اطلاعاتي اكثر سازمان ها در خصوص پروسه هاي مالي، بالاخص امور مالي پروژه ها معمولا Real Time نيست بدين معنا كه تراكنش هاي مالي انجام شده با تاخير زماني قابل ملاحظه اي به واحد هاي كنترلي پروژه ها اطلاع رساني مي گردد . فلذا جمع آوري اطلاعات در اين زمينه از معضلات فرآيند برنامه ريزي و كنترل پروژه در شركت ها است.

اين مسئله باعث مي شود تا كارايي داده هاي ورودي تحليل EV بر روي وضعيت پروژه تنزيل يافته و خروجي تحليل از صحت و سقم پايين تري برخوردار گردد. فرآيند كنترلي پروژه اي به دليل برخورداري از محدوديت هاي ويژه(از جمله محدوديت هاي زماني) معمولا در برقراري ارتباط پويا با فرآيند هاي كنترلي جاري سازمان(مانند فرآيندهاي كنترل مالي) تا حدي كه بايد موفق نيستند . البته روش هاي يكپارچه سازي جريان هاي

اطلاعاتي سازماني مانند ERP و ابزارهاي آن (به طور مثال نرم افزار SAP) اين قابليت را بوجود آورده اند تا تراكنش اطلاعات در سازمان از كارايي لازم برخوردار گردد. (2)

تعریف ارزش كسب شده ( (EV

(Earned Value Project Management  (EVPM؛ يكي اساسي ترين تكنيك هاي كنترل هزينه است و روشي براي اندازه‌گيري و ارزيابي پيشرفت واقعي پروژه بر اساس كار انجام شده، زمان سپري شده و هزينه‌ها است. اين روش كمك مي‌كند كه تا با مقايسه برنامه اوليه و پيشرفت واقعي ميزان بهره‌وري پروژه مورد ارزيابي قرار گيرد. با تهيه تصويري گويا از وضعيت پروژه و محاسبه‌ي مقدار ارزش بدست‌آمده، مي‌توان برنامه اوليه را با وضعيت واقعي انجام امور مقايسه كرد و به ارزيابي روشن‌تري از روند پيشرفت پروژه دست‌يافت. نام ارزش کسب شده ناشي از اين تفکر است که هر قلم قابل تحويلي از پروژه يک گويند و زمانيکه آن قلم مورد نظر (value) هزينه بر نامه ريزي شده اي دارد که به آن ارزش تکميل شده و به وقوع بپيوندد، ارزش آن در پروژه حاصل خواهد شدکه به آن "ارزش کسب شده" گويند .

ویژگی های اساسی از اجرای هر EVM

تحلیل متدولوژی EV راه استاندارد صنعتی است برای :

1-   اندازه گیری پیشرفت پروژه

2-   نشان دادن تکامل زمانی و هزینه ی پروژه

3-    راهی است برای ثابت نگه داشتن انحراف معیارهای هزینه و  پروژه

 پیاده سازی EVM برای پروژه های بزرگ و پیچیده شامل بسیاری از ویژگی های بیشتر، از جمله شاخص ها و پیش بینی از عملکرد هزینه (بیش از بودجه و یا در بودجه) و عملکرد برنامه (در پشت برنامه و یا جلوتر از برنامه) مفید می باشد.  با این حال، اساسی ترین شرط سیستم EVM بررسی پیشرفت آن  با استفاده از PV و EV است.(3)

محدودیت های EVM

1. سبک وزنی و هزینه زیاد برخی از پروژه ها حاکی از عدم سازگاری با استانداردها می باشد.

2. EVM هیچ گونه پیش بینی برای اندازه گیری کیفیت پروژه ندارد.

3. چالش در ایجاد یا کشف محور پیاده سازی چالاک از اصلEVM .

4. دسترسی به مجموعه ای از اطلاعات درست و به موقع هزینه های واقعی را می توان سخت ترین جنبه از EVM دانست.

اصول EVMP

EVMP سه نوع اطلاعات را با هم مقايسه مي‏كند:

PV: مقدار كاري كه برنامه­ريزي شدهPlanned Value

AC: مقدار پولي كه هزینه شده (به دلار يا ساعت) - هزينه ي واقعي یا Actual Cost

EV: ارزش كار انجام شده (بر حسب بودجه مرجع به دلار يا ساعت) - ارزش افزوده یا Earned Value

در این متدولوژی همواره در طول پروژه PV و AC با ارزش افزوده مقايسه مي­شوند. يعني با كم كردن آنها از ارزش افزوده يا پيدا كردن نسبت آنها شاخص هاي عملكرد واريانس ها را بدست آوريم. این شاخص ها از مهمترین فاکتورهای تکنیک EVMP هستند و استفاده از آن ها برای تحلیل وضعیت پروژه و پیش بینی آن ضروری است. با استفاده از اين دو شاخص اصلي و ديگر شاخص ها ميتوان در هر لحظه وضعيت پروژه را از نظر زمان بندي و هزينه كنترل و يا پيش بيني كرد.

يكي از مشكلات اجراي EVMP اين است كه گفته ميشود هزينه ي اجراي آن زياد است و فقط براي سازمان هاي دولتي مثل وزارت دفاع مناسب است. اما با اجراي درست آن و اصلاحاتي كه در آن صورت مي گيرد، سود حاصل از آن بيشتر از هزينه آن مي‏شود.

مزایای پیاده سازی EVM

1.      استفاده از يك واحد ثابت اندازه گيري در تجزيه وتحليل ارزش کسب شده: در اين تكنيك براي محاسبه ميزان پيشرفت پروژه از نظر هزينه و زمانبندي از يك واحد ثابت مالي( ريالي/دلاري ) استفاده مي شود که محاسبات را تسهيل بخشيده و کار کنترل را راحت مي نمايد و براي کنترل زمان و هزينه به يك زبان مشترك دست خواهيم يافت.

2.      ارزش کسب شده بعنوان يك تكنيك و ابزار يكسان جهت اندازه گيري پيشرفت: اين تكنيك بعنوان يك تكنيك يكسان در اندازه گيري پيشرفت پروژه هاي مرکب مورد استفاده قرار مي گيرد ، بعنوان مثال اگر دو پروژه اي همزمان شروع شده باشند ولي ماهيت تعريف شده براي دو پروژه متفاوت باشد ، مي توان با اين تكنيك دو پروژه را بطور يكسان مورد ارزيابي قرار داده و پيشرفت هرکدام را نسبت به ديگري سنجيد.

3.      ارزش کسب شده تكنيكي چند منظوره: اين تكنيك مي تواند ميزان پيشرفت پروژه را از جهات مختلف يعني هزينه ، زمان و محدوده پروژه بطور همزمان و تلفيقي نشان دهد که اين قضيه در منحني ها و جداول مقايسه اي برنامه اي و وا قعي بخوبي مشهود خواهد بود .

4.     ارزش کسب شده تكنيكي بسيار دقيق در محاسبات پيشرفت: با استفاده از اين تكنيك در هرزماني از اجراي پروژه ميتوان مغايرت هاي زمان و هزينه را نسبت به برنامه از پيش تعيين شده با واحدهاي بسيار کوچك محاسبه و گزارش نمود .

5.   اختصاص CCNs های مختلف برای تیم پروژه می تواند به مدیر پروژه یک نگاه سریع در عملکرد از هر تیم را بدهد. تیم های مجازی را می توان از نزدیک موفق و پاسخگو برای اقدامات اصلاحی به عنوان ابزاری برای بهبود ارتباطات دانست و این امر منجر به روابط محکم تری با حامیان و همکاران می باشد.

6.    با استفاده از پیش بینی نتایج نهایی پروژه ارزش به دست آمده ، EVM هشدار دهنده اولیه است برای پروژه هایی که نیاز به اقدام اصلاحی دارند.

7.   با استفاده از EVM برای حمایت از مدیریت موثر و کارآمد می توان از نتایج EVM پروژه های متعدد برای راحتی در تصمیم گیری مدیریت بالا استفاده کرد.

8.  با استفاده از EVM به مدیران اجازه می دهد تا درس هایی راجع به زمان محلی در بسته شدن یک پروژه به مدیران تیم خود بدهند تا این مدیران در پروژه های مشابه در آینده ساعت و بودجه کمتری در منطقه ای خاص بکار برده و از آن ساعت در جای دیگری از برنامه استفاده کنند.

9.   سريعترين نمايانگر روند، مسائل و مشكلات پروژه.

10.  تصويري دقيق از وضعيت پروژه را نشان مي دهد.

11.  پايه و اساس اقدامات اصلاحي است.

12.  هزينه هاي نهائي پروژه را پيش بيني مي نمايد.

 

13.  ا هداف مشترك و دو جانبه تأمين کنندگان و مشتريان پروژه را برآورد مي سازد. (4)

بررسی شاخص های EV

 :(BCWS) Budgeted Cost of Work Scheduled مجموع بودجه های لازم برای کل پکیج های کاری برنامه ریزی شده، جهت اتمام کار  در یک دوره زمانی  معین.

 :(ACWP) Actual Cost of Work Performedهزینه های واقعی صرف شده جهت تکمیل  کارهای اجرایی در یک دوره زمانی معین؛ برای مقایسه متعادل، ACWP فقط برای کار انجام شده ثبت می شود تا در برابر کارهایی که BCWP آنها نیز گزارش شده، موجود باشد.

(BCWP) Budgeted Cost of Work Performed: مجموع بودجه های لازم برای پکیج های کاری تکمیل شده و اجزای کامل شده پکیج (بسته) های کاری ناتمام.

گزارش کلی: :(SV) Schedule Variance =(BCWP – BCWS) انحراف زمانبندی، با ارزش دلار بیان شده و از تفاضل "مقدار کاری که باید در دوره زمانی داده شده، تکمیل شود" و " کاری که واقعاً با همان بودجه تعیین شده به انجام رسیده"، حاصل می گردد.

اصطلاحات تکمیلی: ((CV) Cost Variance = (BCWP–ACWP: CV ارزش حقیقی(به واحد دلار)، هزینه های بالاسری(overrunning) و غیر بالاسری (under running)(در صورت وجود) را نسبت به هزینه برآورد شده اولیه، نشان می دهد. 

بكارگيري شاخص هاي EV در Lifecycle پروژه ها

شاخص هاي EV در چرخه عمر پروژهاي سازمان مي توانند با پردازش داده هاي پروژه اي در هر مرحله و ايجاد ارزش افزوده اطلاعاتي، بهره وري قابل توجهي در جريان اطلاعاتي سيستم اجرايي پروژه هاي سازمان بوجود آورند.

آنچه مهم است، ارتباط متقابل حوزه هاي عمده درگير در پروژه هاي يك سازمان پروژه محور مي باشد . اما جهت درك بهتر آنچه كه مي توان از تحليل ارزش حاصله در پروژه ها بدست آورد، چند پروژه در حال اجرا به عنوان نمونه بررسي و برخي از خروجي هاي اين قبيل گزارشات مورد تحليل قرار مي گيرد. (2)

مفاهيم اوليه روش ارزش بدست‌آمده با ترسيم نمودار S بخوبي روشن مي‌شوند. با مقايسه پارامترهاي فوق در نمودار  S به نحو موثري مي‌توان روند پيشرفت پروژه را بررسي كرد. در اين روش يك بودجه براي پروژه در نظر گرفته مي شود، سپس هزينه هاي آن كنترل مي شود. يا اين كه بودجه به هفته، ماه و یا سال شكسته مي شود و هربار مقدار واقعي هزينه با بودجه ي در نظر گرفته شده مقايسه شود. بدین ترتیب يك منحني بودجه بدست مي آيد. اگر پروژه مطابق با زمانبندي جلو رفته باشد، منحني هزینه ها، اطلاعات لازم در مورد وضعيت بودجه را نشان می دهد. اما اگر پروژه از زمانبندي عقبتر باشد, مدير پروژه نمي‏تواند وضعيت پروژه را از نمودار درك كند و بيان وضعيت واقعي با اعداد غير ممكن خواهد بود.

وقتي پروژه اي بسيار بزرگ يا پيچيده باشد، نمي‏ توان فهميد كه كدام يك از اجزاي پروژه در انحراف منحني سهم داشته اند. EVPM  يكي از راه هايي است كه زمانبندي و هزينه را به هم ربط مي دهد وآنها را به صورتي ارائه مي كند كه تحليل مديريت روي آن آسان باشد. در واقع EVPM  يك تصوير يكپارچه از عملكرد و كارايي هزينه و زمان بندي را مي‏دهد.

منبع:http://rahimy.blogfa.com

ارسال شده توسط احمد محمدی | 18 01, 2014 | بازدید‌ها (1133)

ABC؟

 معماري چندلايه

انواع فرايندهاي سازماني

يک سوال از گردش کار فرايند

فرايند بازمهندسي

Mrpبا اجزا و مثال و نمودار

ماژول مالي با رسم شکل

راههاي موفقيت erp

فرايند crm

يک سوال مشابه مساله دستگاه کپي

اثر شلاق چرمين

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA
ارسال شده توسط احمد محمدی | 18 01, 2014 | بازدید‌ها (4667)

مفاهيم: ABC و ABB و ABM

 

مقدمه

رشته حسابداري به مديران ﺁموزش هايي در سطح  عالي مي دهد، زيرا اين رشته با بسياري از جنبه هاي مختلف سازمان گره خورده است. وظايف حسابدار با برنامه ريزي، كنترل و تصميم گيري مديريت پیوند تنگاتنگ دارد. مطالعه حسابداري صنعتي پیشرفته بينش هاي فراواني درباره ي نقش مدیر و حسابدار در سازمان ارا ئه مي كند. مدير ﭼه تصميماتي مي گيرد؟ حسابداري چگونه مي تواند به مدير كمك كند؟ تحولات سريع در صنايع توليدی جهان، شامل رقابت سنگين در بازارهای جهانی، نوآوري های تکنولوژی و پيشرفت سيستم های کامپیوتری بوده است. اين تحولات موجب شده است که شرکت هايي که توان هماهنگ کردن عمليات خود را با شرايط جديد داشته اند به صورت شرکت هايی موفق جهانی درآيند و شرکت هایی که چنين توانی را نداشته اند از بازار رقابت خارج شوند .در شرايط جديد، حسابداران مديريت نيز ناچار از ابداع و بکارگيری روش ها و سيستم هايی بوده اند که جوابگوی نيازهای روز شرکت ها باشد و از جمله اين روش ها

1-   هزینه یابی بر مبنای فعالیت (ABC)

2-   بودجه بندی بر مبنای فعالیت (ABB)

3- مدیریت بر مبنای فعالیت (ABM)

 

 

 

هزينه يابي بر مبناي فعاليت (  Activity Based Costing)

تعريف ABC :

هزينه يابی بر مبناي عمليات، از روش های نوين هزينه يابی است. اين روش با بررسي فعاليتهايي که مستقيما در فرايند عملياتی دخالت دارند، به ارائه اطلاعات دقيق بهای تمام شده مي پردازد.

تاريخچه ABC :

از اوايل دهه 80 سازمان ها به اين نتيجه رسيدند که برای بقای خود و ارائه خدمات برتر به مشتريانشان بايستی شيوه و فرايندهای خود را بهبود بخشند و ضمن افزايش مستمر کيفيت، هزينه ها را به نحو قابل قبولی پايين آورند.

تفکر ايجاد ارتباط بين هزينه ها و فعاليت ها در اواخر دهه 60 و اوايل 70 در آثار سالومنز و استاباس ديده شده است اما به صورت آکادميک در دهه 80 مطرح شده است.

مفاهيم ABC

ABC چيست؟

هزينه يابی بر مبنای فعاليت كه داخل ساختار سيستم حسابداری هزينه قرار می گيرد.

آيا ABC  يک روش ارزيابی موجودی کالا است؟

•    اين روش می تواند همانند روش های سنتی برای ارزيابی موجودی کالا استفاده گردد. يا با کمک سيستم های کامپيوتری فقط برای بدست آوردن اطلاعات بيش تر و دقيق تر برای تصميمات مديران استفاده شود.

•    اگر ABC به عنوان يک مدل حمايتی برای تصميم گيری، فقط يکبار در سال انجام شود ديگر نمی تواند يک روش ارزيابی موجودی کالا محسوب گردد.

•        اگر ABC کاملا جايگزين سيستم هزينه يابی سنتی گردد، به يک روش ارزيابی موجودی کالا تبديل می گردد.

آيا  ABC يک روش تجميع هزينه است؟

روش های تجميع هزينه :

•        هزينه يابی سفارش کار

•        هزينه يابی فرايند

هزينه يابی بر مبنای فعاليت يک روش تجميع هزينه نمی باشد بنابراين جايگزين اين روش ها نمی شود. اما ABC برای افزايش دقت هزينه های محصول که هم در هزينه های سفارش کار و هم هزينه يابی فرايند مشخص شده اند مورد استفاده قرار می گيرد.

هزينه هاي ثابت و متغير در ABC چگونه هستند؟

ABC به هزینه ها بر اساس یک چشم انداز بلند مدت می نگرد در حاليكه در نگرش بلند مدت هزينه ثابت وجود ندارد و همه هزينه ها متغير هستند.

ABC چگونه هزينه هاي ثابت و متغير را در بر مي گيرد؟

هزينه هاي فعاليت هاي ثابت و متغير مي توانند شناسايي و با استفاده از نرخ هاي مبتني بر فعاليت به محصولات و خدمات مرتبط شوند. (نرخ هاي جداگانه براي هزينه هاي ثابت و متغير در نظر گرفته شود)

ABC و تخصيص هزينه سربار

 در بحث و گفتگوهاي مديران به منظور تصميم گيري همواره بر اهميت ارقام صحيح در مورد هزينه هاي توليد و بازاريابي تاكيد مي شود. ارقام مربوط به بهاي تمام شده با توجه به نحوه تخصيص هزينه هاي سربار به محصولات و خدمات به نحو چشمگيري متفاوت مي باشد.

يكي از وظايف و مشكلات مهم حسابداري در محاسبه بهاي تمام شده مربوط به تخصيص هزينه هاي سربار مي باشد.

 روشهاي تخصيص هزينه سربار در روش سنتی :

•        تخصيص كلي سربار

•        گردآوري و تخصيص هزينه ها برحسب دواير

روشهاي تخصيص هزينه سربار در روش ABC :

•        برخی معتقدند ABC تکامل يافته روش تخصيص هزينه برحسب دواير است.

•        ABC بر فعاليت هايی تاکيد دارد که موجد هزينه هستند هزينه آن ها بالاست و بايستی کارأمد شده يا تغيير يابند.

•    درABC نرخ هزينه برای هر واحد موجد هزينه (محرک هزينه) محاسبه شده و هزينه ها از طريق ضرب نرخ موجد هزينه در حجم موجد هزينه بدست می آيد.

•     در ABC به جای تخصيص نرخ سربار به هر دايره نرخ موجد هزينه برای هر مرکز فعاليت به طور جداگانه محاسبه می شود. به عبارتی هر فعاليت دارای مخزن هزينه مربوط به خود است.

اصول و مباني ABC :

1.    هزينه هاي سربار اختصاص يافته به محصولات و خدمات، بايستي هزينه سرباري كه واقعا براي آن محصولات صرف شده را منعكس نمايد.

2.       اين هدف از طريق يك تجزيه و تحليل از فعاليت ها و علل به وجود آمدن فعاليت ها محقق مي شود.

3.       فعاليت ها آنچه كه شركت انجام مي دهد مي باشند.

4.       فعاليت ها را مي توان در سطوح مختلفي از جزئيات تعريف نمود.

5.       فعاليت ها منابع را مصرف مي نمايند و بايد براي كسب و كار ارزش ايجاد نمايند.

6.       مصرف منابع موجب مي شود كه هزينه ها اتفاق بيفتد.

7.       بنابراين فعاليت ها هزينه ها را به وجود مي آورند.

8.       مديران در گذشته مي كوشيدند تا هزينه ها را به طور مستقيم مديريت نمايند.

9.    ABC بيان مي كند كه بهتر است فعاليت هايي كه موجب به وجود آمدن هزينه ها مي شوند مديريت شوند. (مديريت علل بوجود آمدن هزينه ها)

1- تعريف فعاليت ها و هزينه هاي آنان

تعريف فعاليت :

هر عملي كه به منظور توليد، توزيع و ارائه خدمات انجام شود و ماهيت تكراري داشته باشد فعاليت يا كار ناميده مي شود.

روش هاي شناسايي و طبقه بندي فعاليت ها :

n     توجه به نمودار سازماني و نمودار فرايندها

n     شناسايي و طبقه بندي فعاليت هاي همگن

n     توجه به سلسله مراتب ABC

سلسله مراتب ABC :

1.   هزينه مربوط به سطح واحد محصول (منابعي كه صرفا بر روي هر واحد از محصول انجام مي گيرد مثل : انرژي، استهلاك ماشين و تعميرات)

2.     هزينه مربوط به گروه محصول (هزينه هايي كه بر روي گروهي از محصولات انجام مي شود)

3.     هزينه هاي پشتيباني محصولات ( طراحي، 1 مهندسي و ...)

4.       هزينه هاي امكانات پشتيباني ( هزينه ساختمان، اجاره و ...)

2- تعيين محرك هزينه ها

تعريف محرك هزينه :

در روش سنتي محرك هاي هزينه مرتبط با حجم، نظير: مقدار توليد، ساعت كار مستقيم و ساعت كار ماشين آلات تنها عواملي كه موجب ايجاد هزينه مي شوند دانسته مي شدند.

 اما در روش ABC كليه رويدادها يا فعاليت هايي كه منجر به وقوع هزينه مي شوند محرك هاي هزينه هستند. در ABC فعاليت ها به عنوان منابع هزينه شناسايي مي شوند و هزينه هاي سربار براساس مباني منطقي تعيين شده يا همان محرك هاي هزينه به محصولات تخصيص داده مي شوند.

موارد مهم در انتخاب محرك هاي هزينه :

1.       ميزان همبستگي

2.       هزينه اندازه گيري

3.       ﺁثار رفتاري

در سيستم ABC هرچه تعداد محرك هاي هزينه متنوع تر و ضريب همبستگي ميان محرك و فعاليت بيشتر باشد تخصيص هزينه سربار با دقت بيشتري انجام مي شود. اما امكان دارد هزينه اندازه گيري محرك هزينه بالا رود.

پيش فرض های اجرای ABC :

1.       محصولات تفاوت زيادی با هم داشته باشند.

2.       تنوع محصولات توليد شده بالا باشد

3.       هزينه های سربار , مبالغ قابل توجهی را تشکيل دهد و اين مبالغ سير صعودی داشته باشد.

4.       قيمت فروش بر اساس بازار تعيين می شود.

5.     دانش فنی توليد بالا باشد.

چهار گام در طراحی ABC :

1.       تشخيص و معرفی فعاليت های اصلی يک شرکت

2.       تعيين محرک های اوليه و ثانويه برای اين فعاليت ها

3.       ادغام فعاليت ها در يک مخزن هزينه مشابه

4.       گزينش محرک های فعاليت برای نشان دادن هر هزينه

مدل هاي سيستم ABC :

1.       مدل اوليه

2.       مدل دو بعدي

مدل اوليه :

جهت فراهم آوردن اطلاعات براي تصميم گيري هاي استراتژيك مطرح گرديد. خصوصا تهيه اطلاعات بهاي تمام شده خدمات.

كاربرد و مزاياي مدل اوليه ABC :

1.       كاربرد در تصميم گيري هاي استراتژيك

2.       تجزيه و تحليل هزينه ها

3.       سودآوري خدمات

4.       بهبود فعاليت هاي سازماني

5.       مديريت و اداره كردن فعاليت ها

6.       تعيين اولويت براي كاهش هزينه ها

نارسايي هاي مدل اوليه ABC :

1.       تك كاربردي بودن آن

2.       عدم ارائه اطلاعات مستقيم در مورد هزينه ها و فعاليت ها خصوصا در مورد هزينه هاي سربار

اين محدوديت ها ي مدل اوليه منجر به ارائه مدل دو بعدي ABC شد.

مدل دو بعدي :

انتظار از ABC جهت فراهم كردن اطلاعات عملياتي در فعاليت ها منجر به پيدايش مدل دوبعدي سيستم ABC گرديد.

هدف مدل دو بعدي :

ايجاد يك فرايند بهبود دائمي براي فعاليت هاي داخل و خارج از سازمان

اطلاعات بدست آمده از مدل دو بعدي :

1.       اطلاعات درباره فعاليت ها

2.       اطلاعات درباره استفاده كنندگان از خدمات

3.       اطلاعات در مورد فعاليت هاي غير توليدي

مراحل هفت گانه پياده سازی ABC :

1.       برنامه ريزی پروژه

2.       تعيين منابع مالی و عملياتی

3.       تعريف فعاليت ها و فرايندها

4.       توسعه طرح مفهومی مدل هزينه

5.       سنجش اعتبار و پايايی مدل هزينه

6.       تدارک اطلاعات جديد

7.     اطمينان از به روز بودن نظام انتخابی

مراحل بکارگيری ABC :

1.       توجيه مديريت

2.       ايجاد يک استراتژی و برنامه ريزی برای استفاده از مزايای بالقوه استفاده از ABC

3.       جمع آوری اطلاعات مورد نياز برای طراحی مدل

4.       طراحی سيستم ABC

5.       استفاده از اطلاعات ABC در فرايند بهبود سازمانی

ABC و تخصيص منابع :

هزينه ها ناشی از مصرف منابع هستند.

هزينه ها برای اهداف زير تحقق می يابد:

1.       کسب انگيزش بيشتر

2.       محاسبه سود و ارزيابی دارائي ها

3.     تعيين بها يا تنظيم صورت وضعيت

مراحل تخصيص هزينه مبتنی بر ABC :

گام اول : تعيين هزينه فعاليت ها

گام دوم : توسعه نقشه عمليات براي نشان دادن جريان كار و روابط بين فعاليت ها

گام سوم : جمع آوري داده هاي هزينه مرتبط و جريان فيزيكي واحدهاي محرك هاي هزينه از ميان فعاليت ها و منابع

گام چهارم : محاسبه و تفسير اطلاعات بر مبناي فعاليت

مزايای سيستم ABC :

1.       بهبود سيستم هزينه يابی و تخصيص هزينه های شرکت به طور مطلوبتر

2.       تعيين بهای تمام شده و قيمت گذاری محصولات به طور منطقی تر و دقيقتر

3.       کنترل عمليات شرکت وبرنامه ريزی کاراتر، صحيح تر و دقيق تر مديريتی

4.       کمک به تصميم گيري های کاراتر، صحيح تر و دقيق تر مديريتی

5.       ارزيابی صحيح تر از عمليات مالی مديران

6.       شناسايی فعاليت های هزينه زا و فاقد ارزش

7.       امکان وجود کنترل هزينه ها

8.       موجب تغيير نگرش بسياری از مديران نسبت به هزينه های سربار

9.       ايجاد شرايط لازم برای افزايش سهم بازار

10.   توجيه حاشيه فروش و تسهيل رقابت

11.   تصميم گيری در خصوص توليد يا توقف توليد

12.عملی کردن مفهموم مشتری مداری

 

محدوديتهای روش ABC :

1.       رابطه يکطرفه بين حجم فعاليت و هزينه ها

2.       چشم پوشی از امکان وجود هزينه ها و توليدات مشترک

3.     ناديده گرفتن ظرفيت (اضافی، منابع کمياب) و ميزان سودمندی منابع

معايب سيستم ABC :

1.       هزينه های گزاف ناشی از تعداد مراکز فعاليت و عوامل هزينه زا

2.     استمرار ضرورت تخصيص برخی هزينه ها بر اساس معيارهای قراردادی مبتنی بر حجم

بودجه بندی بر مبنای فعالیت (Activity Based Budgeting)

تعاريف و کارکردها :

1.     ABC يک روش سيستماتيک جهت برنامه ريزی کنترل و بودجه بندی منابع يک سازمان است.

2.   زمانی که بودجه بر مبنای فعاليت تصويب می شود، ABB بخش کليدی از اقتصاد داخلی است که بين عرضه و تقاضا توازن برقرار می کند.

3.   ABB باعث می شود مديران ظرف دوره ای ميان مدت تا بلندمدت به هزينه های ثابت به عنوان هزينه های متغير بينديشند.

ويژگيهاي  ABB :

1.       انتظارات مشتري را با منابع قابل دسترس سازمان تطبيق مي دهد.

2.    به جاي تاكيد بر يك  Benchmark (الگوبرداري) اختياري، مثل بودجه سال گذشته، بر بودجه‌هايي تاكيد دارد كه بر اساس بازگشت به سرمايه گذاري ها قرار دارد.

3.       يک بودجه منعطف را بر مبنای حجم کار فعاليت توسعه می دهد.

4.       برنامه ريزی مکرر و دائمی را مورد حمايت قرار می دهد.

5.       موارد زائد و بی ارزش را در بودجه شناسايی کرده و برنامه های عملی برای حذف آنها ايجاد می کند.

6.       حجم کارها را برای ايجاد سيستم ABB پيش بينی می کند.

 

7.       كليه فعاليت هاي سازمان را با استراتژي هاي كسب و كار مشتري منطبق مي سازد.

8.       مانع از افتادن در دام دفاع از پروژه هاي مشتري مي گردد.

9.    از اينكه ايده هاي مشتري را مورد قضاوت قرار داده و اولويت هاي خود را براساس آن ها تعيين كنيم جلوگيري مي كند و فعاليت هايي را كه سازمان بايد براي انجام آنها كوشش كند را مشخص مي نمايد.

10.   سرمايه و وقت لازم براي سرمايه گذاري هاي بحراني در داخل سازمان را پيش بيني مي كند.

11.   نرخها و قيمت هايي را كه عادلانه، قابل دفاع و قابل مقايسه outsourcing هستند را تعيين مي ‌كند.

12.  امروزه بسياري از شركت ها و سازمان هايي كه با روش هاي سنتي و تاكيد بر عناصر هزينه‌اي نمي ‌توانند خواسته هاي خود را برآورده سازند به استفاده از ABB و تاكيد بر اهميت بودجه بندي ازطريق فعاليت ها و مراحل آن روي آورده اند.

13.   پيش بينی درآمد

14.   مديريت ظرفيت

 

هدف اصلی ABB چيست؟

هدف اين سيستم نشان دادن ارتباط بين منابعي است كه سازمان براي مصرف آن ها جهت توليد محصولات برنامه ريزي مي كند. به كمك ABB بايد بر توليد محصولاتي كه موفقيت سازمان را موجب مي شوند تمركز يافت و سپس با مديريت منابع سازمان اعم از زمان، پول، نيروي انساني و غيره منابع بيشتر را به فعاليت هايي اختصاص داد كه موجبات آن را فراهم مي سازند.

مراحل بودجه بندی بر مبنای فعالیت :

1.       برآورد تعداد محصول نهایی (تولید و فروش برای دوره بعد)

2.       پیش بینی میزان تقاضای فعالیت ها در درون سازمان

3.       محاسبه منابع مورد تقاضا برای فعالیت های پیش بینی شده

4.       تعیین عرضه واقعی منابع

5.     تعیین ظرفیت منابع

تفاوت ABB با بودجه بندي سنتي :

ABB برخلاف بودجه بندي سنتي كه عوامل هزينه اي نظير جبران خدمت، ماموريت يا آموزش را توصيف مي كند، معرف بودجه اي است كه هزينه خدمات و محصولات يك سازمان را نشان مي‌دهد.

 بودجه بندی سنتی صرفا بر مبنای مذاکره ميان مديران و سرپرستان اجرايی قرار دارد اما در ABB مديران بايستی در نظر بگيرند که چه منابعی واقعا مورد نياز هستند.

تفاوت ABB و ABC :

ABBاز هزينه يابي بر مبناي فعاليت يا ABC متمايز است. ABB قبل از اينكه سال مالي آغاز شود انجام مي ‌گردد درحالي كه ABC تغييراتي است كه به سيستم هاي حسابداري اعمال مي ‌شود تا هزينه ها طي سال رديابي شوند.

مدیریت بر مبنای فعالیت : (Activity Based Management) :

•    مديريت بر مبنای فعاليت ( ABM ) رويکرد فلسفه مديريتی است که ضمن آن بنگاه اقتصادی به مثابه مجموعه ای از فعاليت های به هم پيوسته درنظر گرفته می شود که فعاليت ها در نهايت بايد درخدمت ارزش آفرينی برای مشتريان قرار گيرند. مديريت بر مبنای فعاليت بر اين فرض استوار است که در يک بنگاه اقتصادی، انجام فعاليت ها موجب ايجاد هزينه می گردد و بنابراين از طريق اعمال مديريت بر فعاليت ها،‌ مديريت بر هزينه ها قابل اعمال خواهد بود.

•    هدف مديريت بر مبنای فعاليت عبارت است از :پاسخگوئی به نياز مشتريان با حداقل استفاده از منابع سازمان  بودجه بندی سنتی و گزارش های مقايسه ای در اين روش، هزينه ها را برحسب حوزه های مسئوليت ( دواير) تفکيک می نمايد، درحالي که در رويکرد مديريت بر مبنای فعاليت ضروری است هزينه ها برحسب فعاليت ها تفکيک شده و بر اين اساس اطلاعات سودمندی درخصوص بازده و نتايج هريک از فعاليت ها و تحليل و مقايسه هزينه های انجام يافته با نتايج (خروجی های) هريک از فعاليت ها بدست داده شود.

 بنابراين در روشهای سنتی، گزارشگيری اساسا برحسب دواير صورت می پذيرد، درحالي که در رويکرد ABM گزارشگری براساس فعاليت ها انجام می گيرد .

خصوصيت پراهميت ديگر گزارشگيری بر اساس ABM اين است که يک فعاليت در مجموعه واحدهايی که در انجام يک فعاليت معين مشارکت دارند رديابی شده و جمع هزينه های مربوط به فعاليت مورد نظر در واحدهای مختلف شناسايی و منعکس می گردد. بعنوان مثال در پاسخگويی به سفارش مشتری، دواير مختلف توليد و فروش مشارکت دارند و اين دواير می کوشند فی المثل يک سفارش معوق را تسريع نمايند و محصول را به مشتری تحويل دهند. امور مالی به ارزيابی و کنترل اعتبار مشتری می پردازد و نهايتاً واحد خدمات فروش انجام هماهنگی ها و حصول اطمينان از تحويل به موقع سفارش دريافتی را عهده دار می گردد. به اين ترتيب کل هزينه پاسخگويی به سفارش مشتری از محدوده واحد خدمات فروش فراتر رفته و هزينه های ايجاد شده از اين بابت در واحدهای مختلف را شامل می گردد و درنتيجه جمع هزينه های مؤثر در انجام سفارش مشتری مشخص شده و بصورت جامع به مديريت منعکس می گردد .

با اين توضيحات، روش سنتی و روش مبتنی بر ABM را می توان براساس مثال فوق بصورت زير مقايسه نمود .

اهميت ديگر رويکرد مديريت بر مبنای فعاليت، شناسايی فعاليت های فاقد ارزش زايی است که در عمل به سودمندی محصول و يا خدمات نمی افزايد. به عبارت ديگر، فعاليت های فاقد ارزش زايی فعاليت هايی هستند که مشتری بابت آن ها حاضر نيست وجهی پرداخت نمايد، مانند بازرسی محصولات و جابه جایی مواد اين گونه فعاليت ها قابل کاهش و يا حذف می باشند .

شناسائی و گزارشگری فعاليت های فاقد ارزش زايی، به مديريت نشان می دهد که چه ميزان قابل ملاحظه ای از منابع بنگاه دراثر فعاليت های فاقد ارزش زايی می تواند به هدر رود. برپايه اين گزارش ها، مديريت می تواند نسبت به حذف برخی فعاليت ها و يا کاهش هزينه آن ها اقدام نمايد .

اعمال مديريت بر مبنای فعاليت مستلزم بکارگيری دو تکنيک هزينه يابی بر مبنای فعاليت (ABC)‌و بودجه بندی بر مبنای فعاليت (ABB) می باشد که به اختصار به معرفی آن ها پرداخته شد.

 اهداف مديريت بر مبنای فعاليت :

1.       بهبود منافع با معرفی فرصت های ارزش آفرين

2.       اندازه گيری هزينه منابعی که در اجرای فعاليت های اصلی واحد يا سازمان مصرف می شوند.

3.       تشخيص يا حذف هزينه هايی که مربوط به فعاليت های غير ارزش زا هستند.

4.       ايجاد فرايندها و فعاليت هايی که مشتری حاضر است برای آن پول بپردازد.

5.       تعيين معيار جهت فعاليت ها

6.       حمايت از تيم سازی

7.       تعيين کارايی و اثربخشی تمام فعاليت های انجام شده در واحد يا سازمان

وظايف مديريت بر مبنای فعاليت :

1.       معرفی فعاليت های دارای ارزش افزوده و فعاليت های بدون ارزش افزوده

2.       مهندسی مجدد و طراحی مجدد ساختار فعاليت ها

3.       الگوبرداری فعاليت های با ارزش افزوده به عنوان ابزار کليدی برای بهبود مستمر

4.     توسعه سيستم اندازه گيری کارايی برای بهبود مستمر

شرايط ايجاد يک سيستم حامی  :ABM

1.       فعاليت های کليدی انجام شده را تعيين نمايند.

2.       محرک های هزينه را توسط فعاليت تعيين کنند.

3.       هزينه های سربار و هزينه های غير مستقيم ديگر را توسط فعاليت با به کارگيری محرک های هزينه شفاف، دسته بندی کنند.

4.       داده ها را برمبنای تقاضاهای کار با فعاليت جمع ﺁوری کنند.

5.       هزينه ها را بر مبنای فعاليت به محصولات و مشتريان تخصيص دهند.

6.       اطلاعات مالی و عملياتی را در سطح هر فعاليت تعيين کنند.

مراحل هشتگانه ABM :

1.       تعريف دامنه پروژه

2.        شناسايی فعاليت ها، منابع و شاخص های ستاده

3.        تحليل جريان عملياتی فرايند

4.       جمع آوری داده ها و شناسايی نقش های رابط ميان داده ها

5.       تهيه يک مدل کامپيوتری

6.       ارزش گذاری و اعتبار دادن به مدل

7.       تعبير و تفسير اطلاعات جديد

8.       اجرا

دلايل به کارگيری ABM  :

1.       قيمت گذاری مجدد محصولات و بهينه سازی طراحی محصول جديد

2.       کاهش هزينه ها

3.     اثرگذاری بر برنامه ريزی استراتژيک و عملياتی

 اصول اساسی ساختار ABM :

1.       جريانات هزينه در اين مدل

2.       حساب های دفتر کل عمومی

3.       طبقه بندی هزينه ها و فعاليت ها

4.       تعيين هزينه ها از حساب های دفتر کل

5.       دانستن محرک های هزينه

6.       تغيير پذيری محرک هزينه

7.       تعيين کردن هزينه ها از حساب های دفتر کل به فعاليت ها

8.       تعيين دوباره هزينه های واحدها به ساير واحدها

9.       ارزش زايی محصول و مشتری

10.   استفاده از واحد هزينه برای تجزيه و تحليل

ويژگی های ABM در تعامل با ABC :

•        مدل ABM نتيجه به کارگيری موفقيت آميز ABC بوده است

•        مدل ABM بعد پويای تازه ای از لحاظ بهبود مستمر فعاليت ها به ABC اضافه کرده است.

•        مدل ABM اطلاعات مورد نياز خود را از ABC می گيرد.

مقايسه ABM و  : ABC

1.       مديريت بر مبنای فعاليت بر مديريت فعاليت ها جهت کاهش بهای تمام شده تاکيد دارد.

2.       هزينه يابی بر مبنای فعاليت بر ايجاد ارتباط بين هزينه های سربار و فعاليت ها تاکيد می کند.

3.  

ارسال شده توسط احمد محمدی | 15 01, 2014 | بازدید‌ها (1948)

فرآیند استقرار ERP در سازمان ها

پياده سازي ERP در سازمان همراه با مخاطراتي است كه در صورت عدم توجه و كنترل مي تواند باعث شكست يا ناكار آمدي استقرار گردد، كه اهم آن همراه با ضرايب وزني اهميت در ذيل بررسي مي گردد:

  وزن عنوان #  
  5

 عدم حمايت و التزام مديريت ارشد سازمان

1  
  2

 عدم وجود زير ساخت مناسب

2  
  4

 عدم شناخت فرآيندهاي سازمان

3  
  3

 عدم انتخاب مشاور و ناظر مجرب

4  
  5

 عدم انتخاب راه حل متناسب و بهينه

5  
  4

 عدم استفاده از تيم مناسب براي استقرار

6  
  5

 ايجاد تغييرات و بومي سازي به مقدار زياد

7  
  4

 عدم توجه به فرهنگ سازي و آموزش در جهت كاهش مقاومت محيطي

8  
  3

 عدم توجه به مهندسي مجدد فرايندهاي و كسب و كار

9  
  4

 عدم الزام و اصرار بر راهبردي بودن تصميم به استقرار ERP

10  
  4

 تغيير مديريت، ساختار يا اهداف و مأموريت سازمان در حين استقرار

11  
  3

 عدم وجود مديريت دانش و مخاطرات ناشي از ريزش نيروهاي كليدي

12  
  3

 عدم برنامه ريزي مناسب براي تحقق استقرار ERP

13  
  3

 عدم وجود برنامه منسجم ITMP (برنامه كلي فناوري اطلاعات)

14  

شايان ذكر است كه ERP در مهندسي مجدد فرايندهاي سازمان (BPR) نقش Enabler يا تسهيل كننده دارد. ليكن در مورد اين كه ERP و BPR كدام يك مقدم بر ديگري هستند، بحث هاي زيادي مطرح است و مقالات مختلفي درباره آن وجود دارد. برخي ERP و BPR را دو فرايند لازم و ملزوم يكديگر دانسته اند و بسيار تأكيد بر اجراي كامل BPR همزمان با پياده سازي ERP و يا قبل از آن دارند، در حالي كه برخي ديگر بسيار تأكيد بر عدم اجراي BPR سنگين در فرآيندهاي سازمان به منظور افزايش احتمال موفقيت پروژه پياده سازي ERP در سازمان دارند. تأكيد گروه دوم بيشتر بر افزايش دقت در انتخاب ERP مناسب براي سازمان است، كه بيشترين انطباق را با فرايندهاي سازماني دارد.

اما به هر حال بايد اشاره كرد كه در برخي موارد نرم افزار ERP خريداري شده، و منطبق با آن BPR صورت مي گيرد كه به آن Package Enabled BPR مي گويند. در نوع ديگر BPR استاندارد اعمال، و پس از آن ERP منطبق با استاندارد اعمال شده انتخاب مي شود.

براي تعريف مدل چرخه عمر سيستم هاي ERP، از مدل ارائه شده به وسيله
Esteves & Pastor در سال 1999، استفاده شده است. اين مدل در مراحل و ابعاد، ساخت يافته است. در ادامه مراحل مختلف اين چرخه و شرح مختصري از هر مرحله ارايه مي گردد:

مرحله اول: تصميم براي انتخاب

در اين مرحله مديران زمينه هاي نياز به يك سيستم ERP جديد را بررسي مي كنند و با انتخاب نگرش سيستم جامع اطلاعاتي، بهترين چالش هاي حياتي سازمان را عنوان خواهند كرد و راهبرد سازماني را بهبود خواهند بخشيد. مرحله تصميم گيري شامل تعريف نيازمندي هاي سيستم، اهداف و مزاياي سيستم و تحليل تأثير اين انتخاب در يك شركت و كليه سطوح سازماني است.

مرحله دوم: انتخاب يا فراگيري

در اين مرحله يك سيستم ERP كه با احتياجات سازمان به بهترين نحو تناسب داشته باشد و نياز به تغييرات را به كمترين ميزان برساند، انتخاب مي شود. در مراحل بعدي چرخه عمر ERP، به ويژه مرحله اجرا يك شركت مشاوره در نظر گرفته مي شود. عواملي چون قيمت، آموزش و خدمات نگهداري بررسي و شرايط انعقاد قرارداد تعريف مي شود. در اين مرحله تحليل نرخ برگشت سرمايه هر محصول، بسيار با اهميت است.

مرحله سوم: اجرا

اين مرحله شامل ايجاد دوباره يا تطبيق و سازگاري نرم افزار سيستم ERP با نيازهاي سازمان باشد. به طور معمول اين وظيفه با كمك مشاوران براي تهيه روش هاي بسترسازي، اجرا و بهره برداري ايجاد مي گردد.

مرحله چهارم: كاربرد و نگهداري

اين مرحله زمان بعد از نصب را پوشش داده و منافع حاصل از سيستم هاي ERP و به حداقل رساندن بي نظمي ها را تعقيب مي نمايد. در طول اين مرحله بايد از جنبه هاي كاركردي، توانايي و شايستگي هاي سازماني و فرآيندهاي تجاري آگاهي داشته باشيم. يك سيستم اجرايي بايد به خوبي نگهداري شود تا خرابي سيستم قابل تصحيح باشد، پيشنهادهاي بهينگي برآورده شوند و يك سيستم جامع براي بهبود ايجاد شود.

مرحله پنجم: تكامل

اين مرحله يكپارچگي توانايي هاي جديد سيستم ERP در برآورده نمودن نيازهاي جديد را با عنوان زمان بندي و برنامه ريزي پيشرفته، مديريت زنجيره تأمين، مديريت ارتباط با مشتري و جريان كاري، بر عهده دارد.

مرحله ششم: بازنشستگي

اين مرحله زماني به وجود مي آيد كه فناوري جديد سيستم ERP نارسايي داشته باشد، يا به نيازهاي شركت، با نگرشي تازه پرداخته شود. در اينجا مديران نسبت به جايگزيني ديگر نگرش هاي سيستم هاي اطلاعاتي كه تناسب بيشتري با نيازهاي سازماني خواهند داشت، تصميم گيري مي كنند.

هزينه هاي مربوط به چرخه عمر سيستم هاي ERP به دو دسته مشهود و نامشهود تقسيم مي شوند. هزينه هاي مشهود، هزينه هاي هستند كه به شيوه مستقيم قابل اندازه گيري هستند. از آنجا كه هزينه هاي نامشهود به مفاهيم نامحسوس نسبت داده مي شوند در اندازه گيري آنها به شيوه مستقيم، مشكلاتي وجود دارد. اين هزينه ها با مراحل مربوط، در جدول زير نشان داده شده است:

 

هزينه هاي نامشهود

هزينه هاي مشهود

مرحله

 
 

هزينه هاي تصميم گيري

-

 انتخاب

 
 

هزينه هاي تصميم گيري

هزينه هاي فرصت از دست رفته

مشاوره

سخت افزار

پروانه هاي نرم افزاري

 فراگيري

 
 

ايجاد مجدد تبديل و تحليل داده ها

زمان صرف شده به وسيله كاركنان

مهندسي مجدد، فرايندهاي كسب وكار

مشاوره

آموزش

منابع انساني

مشخصات سيستم

 اجرا

 
 

هزينه‌هاي غير مستقيم خرابي سيستم

هزينه از دست دادن رقابت جويي

پيكربندي دوباره سيستم

سازگاري سيستم

هزينه خرابي سيستم

 كاربرد نگهداري

 
 

-

هزينه كاربردي جديد

 تكامل

 
 

هزينه هاي فرصت از دست رفته

هزينه هاي تصميم گيري

-

 بازنشستگي

 
 

روش هاي متفاوتي براي استقرار ERP در يك سازمان توسط شركت هاي مختلف تأمين كننده راه حل، استفاده مي گردد. در اينجا چند روش متداول معرفي مي گردد:

روش راه حل جامع (Total Solution)

«ارنست» و «يانگ» دو روش سيستماتيك جهت مهندسي مجدد سيستم ها ارائه كرده اند، كه راه حل جامع ناميده مي شود. اين روش شناسي 3 فاز عمده دارد:

فاز 1) پيشنهاد ارزش (ايجاد يك مورد كاربردي كسب و كار براي يك راه حل SAP)

قبل از شروع هر كاري بايد اطمينان حاصل كرد كه روش به كار رفته براي نوع كسب و كار مناسب است. براي اطمينان بايد به سوال هاي زير پاسخ داد:

- آيا سرمايه گذاري انجام شده براي اين فناوري قابل توجيه است؟

- آيا راه حل، با اهداف شركت سازگاري دارد؟

- آيا مديريت شركت درك درستي از تغيير دارد و آيا اين تغييرات پشتيباني خواهد شد؟

- ميزان پيشرفت فرآيند پروژه را كدام نقاط كليدي اندازه گيري مي كند؟

فاز 2) ارزيابي آمادگي سازمان براي تغيير

از آنجا كه تغيير به بسياري از افراد تحميل مي شود، ضروري است كه انتظارات تغيير در افراد قبل از تغيير ايجاد شود. در اين فاز بايد به سوال هاي زير پاسخ داد:

- آيا سازمان براي تغيير آماده است؟

- آيا هر كس در فضا و شرايط تغيير قرار گرفته است يا خير؟

- تغييرات چگونه مديريت خواهد شد؟

- انتظارات مديريت چيست؟

پاسخ به اين سوالات، تعيين كننده رويكرد پياده سازي خواهد بود و آگاهي از پاسخ آنها نيز مي تواند به پيشرفت پروژه كمك كند و مانع انطباق ناپذيري عوامل تغيير با واقعيت هاي مشتري خواهد شد.

فاز 3) رويكرد تعيين ارزش افزوده حاصل از پياده سازي

در اين فاز انتظارات موجود و ارزش افزوده پروژه در دوره هاي زماني كوتاه و بلند، مهمترين عامل كليدي موفقيت پروژه به شمار مي آيد. چون اگر پيشرفت پروژه ملموس باشد، پذيرش آن براي افراد مقاوم در برابر تغيير آسان تر خواهد شد.

روش Accelerated SAP

روش ASAP يك طرح جزيي از پروژه SAP است كه تمام فعاليت هاي پياده سازي را در بر مي گيرد. پيمودن مراحل اين پروژه سريع تر از پروژه هاي ديگر است. اين روش شناسي شامل فازهاي زير است:

فاز 1) آماده سازي پروژه

در اين فاز برنامه ريزي مناسب و ارزيابي آمادگي سازماني انجام مي گيرد، تا اطمينان حاصل شود كه:

- براي انجام پروژه در سازمان توافق كامل وجود دارد

- اهداف روشن براي پروژه تعيين شده است

- فرهنگ تغيير پذيري در شركت وجود دارد

فاز 2) مدل سازي كسب و كار

در اين فاز ابزارهاي كامل شامل فرايندهاي كسب و كار از پيش تعريف شده به كار مي روند كه با استفاده از پرسشنامه ها و الگوها، فرايندهاي جديد مدل سازي مي شوند. الگوهاي جديد شامل بهترين تجربيات هستند.

فاز 3) انطباق سيستم با واقعيت

بر اساس مدل سازي كسب و كار يك فرايند دو مرحله اي براي پيكربندي يك سيستم 3/R آغاز مي شود. در اين مرحله خطوط كلي سيستم جديد تعيين شده و سيستم براي برآورده كردن نيازمندي هاي كسب و كار آماده مي شود. اين خطوط كلي به كاربري مدل هاي كسب و كار در دنياي واقعي كمك مي كند و يك ديدگاه از تبادلات سيستم در عمل ارايه مي دهد.

فاز 4) تعيين اعتبار مدل (پياده سازي و آزمايش)

در اين فاز سيستم طراحي شده، پياده سازي و آزمايش مي شود.

فاز 5) آماده سازي نهايي

در اين مرحله سيستم 3/R به خوبي منطبق شده و آزمايش نهايي براي پياده سازي انجام مي شود.

فاز 6) پشتياني

در اين فاز بازنگري هاي ضروري در سيستم 3/R انجام مي شود. SAP خدماتي را به صورت بر خط فراهم مي كند تا از پياده سازي موفق سيستم، اطمينان حاصل شود. نگهداري سيستم نيز در اين فاز انجام مي شود.

روش شناسي Fast Track

اگر براي رسيدن به اهداف كسب و كار، مهندسي مجدد كلي فرايندها ضروري باشد، روش شناسيFast Track پياده سازي ERP را تسريع مي كند. اين روش شناسي 5 مرحله دارد كه با فعاليت هاي مشخص در جهت رسيدن به اهداف ERP كمك مي كند:

فاز 1- تعيين حوزه مسأله و برنامه ريزي

در اين فاز تعريف پروژه و حوزه مسأله اتفاق مي افتد.

فاز 2- تعيين آرمان ها و اهداف

در اين مرحله آرمان ها و اهداف مشخص مي شود.

فاز 3- طراحي مجدد

در اين فاز طراحي و توسعه نرم افزار انجام مي شود.

فاز 4- پيكربندي

در اين فاز، نرم افزار ايجاد و برنامه ريزي، آزمايش و يكپارچگي نرم افزار، انجام مي شود.

فاز 5- آزمون تحويل

در اين فاز سيستم مورد آزمايش نهايي قرار مي گيرد.

معمولاً سه روش براي نصب و پياده سازي ERP مورد استفاده قرار مي گيرد:

الف) يكباره

يكي از رويكردهاي جاه طلبانه و مشكل در پياده سازي مجموعه سيستم هاي برنامه ريزي منابع سازمان آن است كه به يكباره كليه سيستم هاي قديمي سازمان جمع آوري و به جاي آن يك سيستم ERP نصب شود. گر چه اين روش براي نسخ اوليه ERP ها مورد استفاده قرار مي گرفته است ولي يكي از دلايل استفاده از اين روش، رفع مشكلات مرتبط با سال 2000 بوده است. تعداد اندكي از شركت ها حاضر شدند براي رفع مشكل سال 2000 با سعي فراوان، شركت خود را آماده كنند تا تغييرات به يكباره صورت گيرد. اخبار رسيده از اواخر دهه 90 در رابطه با نصب و عملياتي شدن سيستم هاي ERP حاكي از آن است، كاركناني كه به اين شيوه همكاري كردند و سيستم هاي جديد را عملياتي نمودند، به دليل نداشتن تجربه بكارگيري سيستم هاي ERP، عدم شناخت نسبت به عملكرد صحيح سيستم ها و عدم وجود حمايت كننده خاص، كاري بس دشوار و عظيم انجام داده اند.

ب) تدريجي

اين رويكرد براي شركت هاي بزرگ كه فرايندهاي تجاري مشترك زيادي بين واحدهاي سطح شركت ندارد، مناسب است. سيستم هاي ERP به طور مستقل در واحدهاي سطح شركت نصب مي شوند و سپس ارتباطات بين بخشي از قبيل برقراري ارتباط بين مالي و دفتر داري ايجاد مي گردد. به اين ترتيب به يك راهكار مشترك براي نصب ERP دست مي يابيم. در بيشتر حالات هر يك از واحدهاي تجاري مصداق يك ERP با پايگاه داده و سيستم مجزا است. سيستم ها به منظور به اشتراك گذاشتن نيازمنديهاي اطلاعاتي براي به دست آوردن كارايي بيشتر در سطح شركت، با يكديگر ارتباط برقرار مي كنند.

معمولاً اين شيوه پياده سازي با يك برنامه نمايش و يا نصب آزمايشي در يكي از واحدهاي سازماني كه داراي شيوه كسب و كار بيمار است و ايجاد اشكال در آن سبب از هم گسيختگي زنجيره فرآيندهاي كسب و كار شركت نخواهد شد، آغاز مي شود.

وقتي كه يكي از تيم هاي پروژه سيستم را در يك واحد نصب و اجرايي نمود و مشغول رفع خطاهاي آن است، تيم ديگر بازاريابي فروش براي ساير واحدهاي شركت آغاز مي كند و از اولين پياده سازي صورت گرفته به عنوان نمونه اي از اجرا در محل خود مشتري استفاده مي نمايد.

برنامه ريزي براي اين راهكار بسيار طولاني خواهد بود. جالب است توجه شود كه بسياري از شركت هايي كه به اين شيوه ERP هاي اوليه خود را نصب كرده اند براي توسعه سيستم هاي موجود از راهكار اجراي همزمان براي كل شركت استفاده كرده اند.

پ) فرآيندي

در اين شيوه، طراحي فرآيندها از طرف ERP ديكته مي شود و بر روي تعدادي از فرايندهاي كليدي همانند فرايندهايي كه در ماجول مالي سيستم هاي ERP وجود دارد، تمركز ايجاد مي شود. اين شيوه معمولاً براي شركت هاي كوچك كه انتظار دارند درون ERP رشد و ترقي كنند، مفيد است.

هدف در اينجا آن است كه ERP به سرعت نصب و عملياتي شود و به همين منظور بايستي از مهندسي مجدد فرايندها صرف نظر شود. تعداد اندكي از شركت ها كه از اين شيوه براي عملياتي سازي ERP خود استفاده كرده اند، مي توانند مدعي بازگشت مقدار زيادي از سرمايه به واسطه سيستم باشند. آمارهاي زيادي وجود دارد كه اين نوع ERP (ERP بسته) به دليل آنكه كاركنان را مجبور به تغيير عادات كاري نمي كند كمي از سيستم هاي قديمي بهتر است.

در حقيقت كار اصلي و اساسي مهندسي مجدد فرايندها به زماني پس از اجرايي شدن ERP موكول مي شود كه به دليل بهره بردن برخي از كاركنان از مزاياي ERP به يك موضوع چالش انگيزي تبديل خواهد شد.

ارسال شده توسط احمد محمدی | 15 01, 2014 | بازدید‌ها (981)

11 نکته برای استقرار مناسب ERP

  پیدا کردن یک راه حل جامع برای برنامه‌ریزی و استفاده بهینه از منابع سازمان شما در حالی که شرکت‌های نرم‌افزاری و صنعتی نیز روبه گسترش هستند، مانند یک اسب تک شاخ سفیدی است که به نجات سازمان رو به توسعه شما می‌آیند. افزایش استفاده از تلفن‌های هوشمند نیز در کنار سیستم‌های جامع و یکپارچه کمک می‌کند تا ارتباطات بین سازمانی به شکلی مناسب و هدفمند گسترش یابند که مسلما سیستم‌های نرم‌افزاری قدیمی و از رده خارج...

یدا کردن یک راه حل جامع برای برنامه‌ریزی و استفاده بهینه از منابع سازمان شما در حالی که شرکت‌های نرم‌افزاری و صنعتی نیز روبه گسترش هستند، مانند یک اسب تک شاخ سفیدی است که به نجات سازمان رو به توسعه شما می‌آیند. افزایش استفاده از تلفن‌های هوشمند نیز در کنار سیستم‌های جامع و یکپارچه کمک می‌کند تا ارتباطات بین سازمانی به شکلی مناسب و هدفمند گسترش یابند که مسلما سیستم‌های نرم‌افزاری قدیمی و از رده خارج، توان چنین کاری را در دنیای امروزی نخواهند داشت. با این حال چگونه می‌خواهید از میان سیستم‌های موجود در بازار انتخابی مناسب برای بهترین بهره‌جویی و استفاده از آن را داشته باشید؟
 
سایت CIO در مقاله‌ای به شما کمک خواهد کرد تا در انتخاب و استقرار یک سیستم یکپارچه، متناسب با نیاز سازمانی‌تان بهترین انتخاب را از گزینه‌های موجود در این بازار انجام دهید. این مطلب، یازده پیشنهاد را در مورد چگونگی انتخاب شایسته یک سیستم یکپارچه به شما هدیه می‌کند.
 
 
1. بررسی اسناد طرح تجاری مورد نظر به همراه یک طرح مطمئن پیاده سازی و خدمات پشتیبانی
پیاده سازی موفق یک سیستم یکپارچه، ارتباط مستقیمی با ارزیابی مناسب از محدوده خدمات مورد انتظار شما دارد. این سیستم می‌تواند در صورت پیاده سازی درست، مستقیما به نقاط مشکل‌دار سازمان، اشاره کرده و شما را برای رفع آن کمک کند. 
گردآوری یک لیست از الزامات سازمانی و مورد تاکید در طرح استراتژیک سازمان؛ نظیر عملیات درون‌سازمانی، سیستم‌های گردش کار یکپارچه، عوامل تأثیرگذار محیطی، انتقال اطلاعات موجود، هوش تجاری، گزارشات مورد انتظار و پیش بینی روند کاری سازمان می‌تواند تأثیر مثبتی بر نحوه رفتار سازمان در پیاده‌سازی یک سیستم یکپارچه موفق داشته باشد.
یک تعریف مشخص از نحوه ورود به مسئله (از چگونگی انتقال اطلاعات قدیمی گرفته تا ورود اطلاعات جدید) می‌بایست به‌وضوح مشخص شده باشد. باید مشخص کنید که آیا قصد دارید همه چیز را از نو تعریف کنید یا از داده‌های قبلی نیز استفاده کنید. نقشه راه‌تان برای پیاده‌سازی یک سیستم یکپارچه چیست؟ بعد از مشخص کردن تمامی این موارد؛ نکته مهم، تیم کارشناسی شماست. بررسی کنید که تیم کارشناسی شما از توانایی لازم برای هدایت این سیستم برخوردار است یا نیازمند بازآموزی و آموزش‌های دوباره‌اند. این تیم تیکنیکال شماست که می‌تواند به موفقیت استقرار این سیستم کمک کند.
 
2. در مورد مدل تحویلی سیستم تصمیم گیری کنید
از خود بپرسید که کدام مدل استقراری مناسب مجموعه شماست. این‌که خود یک سیستم یکپارچه را تهیه کنید، از سیستم‌های نوشته شده در مجموعه خود استفاده کنید و یا سیستم‌های نوشته شده مبتنی بر تکنولوژی رایانش ابری را در مجموعهتان به خدمت بگیرید. کدامیک مناسب سازمان تان است؟ پاسخ این پرسش را شما باید بدهید.
به طور سنتی نوشتن یک سیستم یکپارچه جامع متناسب با قد و قواره سازمان، بهترین گزینه است. اما آیا حاضرید هزینه‌های آن را به طور کامل پرداخت کنید؟ هزینه‌های تأمین نیروی انسانی متخصص، به‌روز آوری‌های سریع و متناسب‌سازی امکانات آن با تکنولوژی‌های روز و روبه توسعه؟ یا ترجیح می‌دهید از سیستم‌های آماده‌ای استفاده کنید که پیش‌تر در سازمان‌های مشابه شما مورد استفاده قرار گرفته است؟ هزینه‌های تعمیر و نگهداری آن توسط شرکت‌های سازنده پرداخت می‌شود و شما درگیر به‌روزرسانی های متعدد و همگام‌سازی آن با تکنولوژی‌های روز نباشید.
 
3. مقایسه راه حل های موجود
ارائه‌کنندگان سیستم‌های جامع و یکپارچه در سطح جهان کم نیستند. مدیر پروژه پیاده‌سازی سیستم‌های یکپارچه SAP معتقد است هیچ سیستم جامع یکپارچه‌ای 100درصد نیازمندی سازمان شما را برآورده نمی‌کند. بنابراین اولویت‌بندی شما و تهیه یک ماتریس از ویژگی‌های مورد انتظارتان ضروری است. می‌توانید با این ماتریس و استفاده از روش بازگشت سرمایه بهترین گزینه را از راهکارهای جامع موجود در بازار انتخاب کنید. جان دانکن مدیر ارشد مدیریت محصولات نرم‌افزاری شرکت آنتن معتقد است که سیستم‌های جامع یکپارچه می‌بایست قابلیت انعطاف و تطبیق‌پذیری با هر شرایط را داشته باشند. تیم گارسیا مدیرعامل شرکت اپتریسیتی که در حوزه محصولات مشتری محور فعالیت می‌کند این عبارت را این‌گونه تکمیل می‌کند که یک سیستم جامع یکپارچه باید توانایی تغییر در تنظیمات را برای مجموعه شما داشته باشد. این سیستم باید بتواند حداقل یک راه حل برای مشکل شما پیش رویتان قرار دهد. نه اینکه نیاز به بازنویسی نرم افزار وجود داشته باشد.
 
4. دقت کافی در فروشنده محصول
در بازار تجارت همه فروشندگان صادقانه با نیاز شما برخورد نمی‌کنند. فروشنده محصول را به دقت زیرنظر بگیرید و صداقت او را بسنجید. موارد مورد درخواست خود را به وضوح به او بگوید و اطمینان حاصل کنید که نیاز شما را به درستی درک کرده است. سیستم معرفی شده را با نیاز خود بسنجید و اطمینان حاصل کنید که این سیستم حداقل 80درصد نیاز شما را برآورده خواهد کرد. وقتی این موارد را مورد ارزیابی قرار دادید از فروشنده محصول بخواهید تا چند نمونه واقعی از پیاده‌سازی محصول مورد نظر را به شما معرفی کند تا شخصا از آن بازدید کنید.
 
5. تمرکز بر ملزومات سازمانی
از بزرگنمایی و اغراق بیش از حد بپرهیزید. اجرایی بودن یک سیستم را بسنجید. اصول اولیه یک سیستم که مورد نیازتان است به راه انداختن امور مالی، منابع انسانی، حقوق و دستمزد و فرآیندهای زنجیره تأمین شما بازمی‌گردد. بر عملکرد سیستم انتخابی از این ابعاد توجه بیشتری داشته باشید. سایر قابلیت‌ها را می‌توانید با روش‌های جایگزین اجرایی کنید.
 
6. تنها به میدان انتخاب نروید
شما در سازمان‌تان به تنهایی فعالیت نمی‌کنید. مشتریان‌تان، شرکای تجاری‌تان و تمامی ذی‌نفعان‌تان در کسب و کار شما سهیم‌اند. سهم آن‌ها را از کسب و کارتان به درستی کشف کنید و در انتخاب سیستم جامع یکپارچه‌تان همواره ارتباطات‌تان را با این افراد فراموش نکنید.
 
7. سرمایه گذاری در آموزش
به‌روزآوری اطلاعات کارکنان و افرادی را که با آنها در ارتباط هستید در اولویت قرار دهید. آنها بخشی از سرمایه‌های سازمانی‌تان هستند. سرمایه‌گذاری اطلاعاتی برای پرسنل، ذی‌نفعان و شرکای تجاری کمک زیادی به موفقیت پیاده‌سازی سیستم یکپارچه جامع‌تان خواهد کرد.
 
8. تمرکز بر داده ها و مدیریت تغییرات
امروزه بسیاری از تأخیراتی که در استقرار سیستم‌های جامع در سازمان‌ها رخ می‌دهد ناشی از عدم تمرکز درست بر روی داده‌ها و مدیریت تغییرات است. استفاده از یک سیستم جامع در صورت عدم تمرکز بر مدیریت تغییرات و داده‌های سازمانی می‌تواند شکست سنگینی را برای شما به همراه داشته باشد. برد لیتل معاون بخش شمال آمریکای شرکت SAP می‌گوید اگر شما بهترین سیستم یکپارچه را در اختیار داشته باشید اما نتوانید بر کیفیت داده‌ها و کاربران تجاری آماده به کار خود تمرکز کنید و یا حتی اگر زودتر از آنچه آمادگی آن در مجموعه‌تان وجود داشته باشد، اقدام کنید، قطعا شکست خواهید خورد.
 
9. از سفارشی سازی بیش از حد خودداری کنید
علی‌رغم اینکه برخی از سفارشی‌سازی‌ها در سیستم‌های یکپارچه ضروری است، اما تغییرات بیش از حد و سفارشی‌سازی های مکرر نرم افزار به از دست دادن آن در سال آینده منجر خواهد شد. سیستم‌های یکپارچه براساس مطالعات و استانداردهای مشخص تهیه شده و هدف آن قرار دادن مجموعه شما در قالب استاندارد است. اگر بخواهید نرم افزار را بیش از اندازه با مجموعه خودتان سازگار کنید، از استانداردها فاصله گرفته و نتیجه معکوس خواهید گرفت. 
داستین ولز مدیرعامل شرکت هداسپرینگ معتقد است اگر شما نرم‌افزار از پیش تهیه شده را بیش از حد سفارشی‌سازی کنید قطعا شرکت توسعه‌دهنده توان به‌روزرسانی مکرر را برای شما نخواهد داشت و بعد از گذشت زمانی کوتاه، با نرم‌افزاری مواجه خواهید بود که هیچ بسته به‌روز رسانی‌ای برای‌اش منتشر نخواهد شد.
 
10. اندازه گیری نتایج
معیارهای موفقیت خود را بنویسید و در مقاطع مختلف زمانی میزان دستیابی به این نتایج را بررسی کنید. اگر نیاز است بازتعریفی از معیارهای موفقیت داشته باشید. این راه بهترین روش ارزیابی دستیابی به نتایج مورد انتظارتان است.
 
11. نرم افزار خود را به روز نگه دارید
اطمینان حاصل کنید که همواره آخرین ویرایش‌های محصولات را در اختیار دارید. با این روش کمترین هزینه را بابت خطاهای احتمالی موجود در سیستم‌ها خواهید پرداخت. همواره از شرکت توسعه‌دهنده محصول خود بخواهید که سیستم شما را به‌روز نگه دارد و آخرین بسته‌های امنیتی رفع خطاهای مهلک را در دسترس شما قرار دهد.

برگرفته از:
ارسال شده توسط احمد محمدی | 10 01, 2014 | بازدید‌ها (5184)
TPS(Transaction Processing System) یا سیستمهای پردازش رخداد:

به طور کلی در هر سازمانی یک سری رخداد وجود دارد که برای سازمان حیاتی است، لذا باید از این اطلاعات به نحو احسند استفاده شود. از نظر تنوع، این نوع سیستم­ها بیشترین تنوع را دارند. TPSها سیستم­های ساده­ای هستند و پیچیدگی خاصی ندارند و ترکیب بیشتر آنها در جمع­آوری اطلاعات می­باشد. سیستم­های پردازش رخداد معمولاً در سازمان­ها برای انجام کارهای ساده و تکراری و اموری که بصورت روزانه انجام می­گیرند، مورد استفاده قرار می­گیرد. کار با این سیستم­ها ساده و روتین است و این سیستم­ها بیشتر، رخدادهایی را ثبت می­کنند که ارتباط سازمان با بیرون از سازمان مطرح می­باشد. TPSها معمولاً سیستم­های کامپیوتری هستند. این سیستم­ها کاملاً ساخت­یافته بوده و اهداف و منابع آنها از قبل تعیین شده می­باشد. از کار افتادن TPS، گاهی مساوی با ورشکستگی سیستم است. به طور کلی TPS بستری فراهم می­کند که سایر سیستم­ها بر آن بنا می­شوند.

عملیات روزانه سازمان­ها بوسیله­ی این سیستم­ها انجام می­پذیرد. از خصوصیات اصلی این سیستم­ها داشتن ماهیت روتین، داشتن داده و اطلاعات حجیم و دارای جزئیات و عدم نیاز به تصمیم­گیری­های مدیریتی در حین كار با سیستم می­باشد.

     نمونه: سیستم دریافت و پرداخت بانك­ها

2. OAS(Office Automation System) یا سیستم­های اتوماسیون اداری:

کار اصلی این سیستم­ها مدیریت اسناد و ایجاد تسهیل در نامه نگاری و اطلاعات درون سازمان می­باشد. در این سیستمها به كمك تكنولوژی ارتباطی و با استفاده از واژه­پردازها‏‏، فایل­های الكترونیكی، نامه­های الكترونیكی، كنفرانس الكترونیكی و ... در جهت اتوماسیون اداری استفاده می­گردد. از سیستم­های اتوماسیون اداری برای برقراری مكاتبات بدون كاغذ در سازمان استفاده می­گردد. سیستم اتوماسیون اداری وظیفه­ی برقراری ارتباطات داخلی سازمان و همچنین افراد سازمان با خارج از سازمان را عهده­دار است. این ارتباط به بهبود هماهنگی فعالیت­ها و كیفی كردن كار كمك می­كند. پردازشگر­های متن، پست الكترونیك، ارسال صدا، ارسال فكس، ویدئو كنفرانس و كنفرانس صوتی از ابزارهایی هستند كه می­تواند در این مجموعه بكار رود.

 

4. MIS(Management Information System) یا سیستم­های اطلاعات مدیریت:

این سیستم­ها وظیفه­ی پشتیبانی از مدیریت میانی و بعضاً مدیریت عملیاتی را بوسیله­ی اطلاعاتی که به آن می­دهند، انجام می­دهند تا مدیر وظایفش را بهتر انجام دهد. توجه MIS به گذشته و حال است و به صورت مشخص به عملیات داخلی سازمان توجه دارد و به بیرون سازمان ارتباطی ندارد و عملیات وسیع سازمان را خلاصه می­کند. این سیستم­ها ساخت­یافته و نیمه ساخت­یافته می­باشند. با این حال MIS دارای انعطاف­پذیری بالایی نیست و توان تحلیل و پردازش وسیع و پیچیده را ندارد. همچنین این سیستم در مقابل اطلاعاتی که به مدیر ارائه می­دهد بی­تفاوت است. مدل­هایی که در MIS مورد استفاده هستند، مدل­های ساده­ای بوده و جهت گذارش­گیری استفاده می­شوند.

 

سیستم‌های اطلاعات مدیریت((MIS در سازمان‌ها از طریق مكانیزه كردن كامپیوتری تحقق می‌یابد كه ایجاد سیستم اطلاعات كامپیوتری دارای مراحل مختلفی به شرح زیر است (مدل مرحله ای نولان)

1. آشنا سازی: در این مرحله سازمان با دستگاهی به نام كامپیوتر آشنا می­شود. كاهش هزینه­ها و كاهش حجم اطلاعات روی كاغذ هدف استفاده از این دستگاه است.

2. سرایت: تعریف كاربردهای جدید برای كامپیوتر انجام می­شود و تقاضا برای استفاده از كامپیوتر افزایش می­یابد.

3. كنترل: در این مرحله مدیریت احساس می‌كند كه هزینه‌های استفاده از كامپیوتر افزایش پیدا كرده است و سعی در كنترل آن می‌كند كه شروع به استفاده از سیستمی با عنوان DSS(Decision Support System) می­كند.

([DSS]سیستم پشتیبانی تصمیم): موقعی عمل می­كند كه مسئله بروز شده باشد. این نوع سیستم ادامه یا مكمل سیستم گزارشهای مدیریت است كه از مدلهای تصمیم­گیری و پایگاه داده­هایی خاص در جهت پشتیبانی از تصمیمات نیمه ساخت­یافته یا ساخت­نیافته استفاده می كند.

4. جامعیت: سیستم‌هایی كه در دومین مرحله بطور مجزا پیاده شده بودند با هم جمع شده به این نحو كه داده­ها از یك محدوده به محدوده‌ی دیگر جریان می­یابند. سیستم‌های فرعی پردازش داده با هم جمع شده و بین سیستم‌های فرعی اطلاعات، ارتباط برقرار می­گردد.

5. اداره­ی داده: مدیریت داده از اهمیت پایگاه داده برای پردازش داده آگاه می­شود و نرم­افزاری با وظیفه­ی اداره­ی داده مطرح می­گردد.

6. بلوغ: تمام اجزای سیستم‌های اطلاعات مدیریت در جای خود قرار می­گیرند.

 

5. DSS(Decision Support System) یا سیستم پشتیبانی از تصمیم:

این سیستم­ها جهت اجرای مدل­های پیچیده­ی آماری و ریاضی، تحلیل داده­ها و پشتیبانی از تصمیم مورد استفاده قرار می­گیرند. ورودی این سیستم­ها حجم داده­های کم، پردازش همراه با تعامل با کاربر، خروجی تحلیل تصمیم  و کاربران آن پرسنل حرفه­ای سازمان می­باشند. DSSها جهت تصمیم­گیری در مواقعی که سابقه وجود ندارد، استفاده می­شوند و نتایج بدست آمده از آنها بهینه است که مدیران را در اخذ تصمیمات منحصر به فرد که غیر ساخت­یافته یا نیمه ساخت­یافته هستند، یاری می­دهد و هوشمندی مدیران یا کارکنان حرفه­ای را با قابلیت­های کامپیوتری ادغام کرده تا کیفیت تصمیمات را بهبود بخشد.

 

خصوصیات عمده­ی DSSها:

1.پیوند داده­های اطلاعاتی و مدل­ها 2.یاری دادن مدیران که با مسائل غیر ساخت­یافته روبه­رو هستند 3.پشتیبانی قضاوتهای مدیریتی به جای جایگزینی 4.هدف، بهبود اثربخشی تصمیمات بوده و ملاک کار این نیست 5.اطلاعات مورد نیاز حتی پس از شناسایی توسط مدیر باید از طریق منابع خاص تفکیک گردد 6.از ابتدا مشخص نیست که بهترین اقدام در خصوص بهترین تصمیم چیست 7.برخی از داده­های DSS از طریق TPS و برخی از طریق MIS تامین می­شود و بعضی EIS و خارج سازمان بدست می­آیند 8.از انعطاف پذیری بیشتری نسبت به MIS برخوردارند

 

برخی از منافع DSSها:

1.توانایی پشتیبانی و حل مسائل پیچیده 2.پاسخ صحیح به شرایط غیر منتظره 3.توانایی آزمایش استراتژی­های گوناگون تحت شرایط مختلف بصورت سریع و بی­طرفانه 4.درک جدید و یادگیری کاربر می­تواند به ترکیب مدل­ها تحلیل بهتر منجر شود 5.ایجاد ارتباط آسان 6.کنترل و عملکرد بهتر مدیریت 7.صرفه­جویی در منابع یا هزینه­ها 8.تصمیمات بی­طرفانه 9.افزایش بهبود 10.حمایت و پشتیبانی از گروه­ها

 

۶. EIS(Executive Information System) یا سیستم­های اطلاعاتی اجرایی:

سیستم EIS به مدیر ارشد سازمان کمک می­کند تا یک تصویر کلی از سازمان را در اختیار داشته باشد. از آنجایی که مدیر ارشد باید با استفاده از کمترین وسایل و اطلاعات، کاملترین و جامع­ترین برداشت را از وضع سازمان داشته باشد و از طرف دیگر مدیر ارشد باید معیارهایی برای ارزیابی داشته باشد و ریشه­یابی مسائل ممکن است برای مدیر ارشد با اهمیت باشد، این سیستم می­تواند بهترین کمک را به او برساند. توجه مدیر ارشد بیشتر به خارج سازمان می­باشد، از این رو باید بتواند فرصتها و تهدیدها را شناسایی کند. سیستم­های EIS بمنظور کمک به دستیابی مدیران به عوامل کلیدی موفقیت طراحی شده و با معرفی موقعیت­ها و فرصت­ها، امکان تحلیل آن را فراهم می­سازند.

ارسال شده توسط احمد محمدی | 9 01, 2014 | بازدید‌ها (1582)

مهمترین  ویژگی ها و امکانات نرم افزار CRM چیست ؟

مهمترین  ویژگی ها و امکانات نرم افزار CRM چیست ؟

 


۱- 
مدیریت اطلاعات

  • ثبت پرونده مشتریان حقیقی،حقوقی با تفکیک مشخصات دو گروه
  • ثبت پرونده تامین کنندگان سازمان اعم از حقیقی و حقوقی
  • گروه بندی اطلاعات مشتری در ۴ گروه زمینه فعالیت،نحوه آشنایی،طبقه بندی ،منطقه جغرافیایی
  • ثبت اطلاعات پرسنل مشتری و گروه بندی آن
  • امکان تخصیص مشتری به کاربر و تغییر مسئول انجام گروهی مشتریان
  • امکان مشاهده خلاصه وضعیت اطلاعات پرونده مشتری شامل (پرونده مشتری،افراد مرتبط،آخرین پیگیری و آخرین قرارداد) در یک صفحه ویژه
  • جستجوی اطلاعات تماس مشتری در قالب دفترچه تلفن بر اساس نام ، کد مشتری و شماره تماس
  • نمایش آمار تعداد مشتریان
  • قابلیت دسترسی به پیشنهادات ،انتقادات و شکایت،دریافتی ها ،پرداختی ها ،وضعیت مالی مخاطب،سفارشات فروش،پیام ها


۲- دفتر تماس

  • جستجوی اطلاعات مشتریان و مشاهده مشخصات کامل انها
  • جستجوی اطلاعات پرسنل مشتریان و مشخصات شخصی انها


۳- 
مدیریت ارتباطات 

  • ثبت اطلاعات اولیه پیگیری شامل تاریخ پیگیری – شرح پیگیری-تاریخ پیگیری بعدی – شخص برقرار کننده ارتباطات (بازاریاب)-طرف صحبت
  • گروه بندی پیگیری انجام شده بر اساس هدف پیگیری وضعیت فعلی مشتری
  • مشخص کردن وضعیت پیگیری بعدی و اتمام پیگیری
  • ذخیره سازی و نمایش کلیه ارتباطات برقرار شده بین سازمان  و مشتری


۴- 
سیستم یادآوری

  • نمایش کارهای روزانه –آینده – گذشته به تفکیک ؛ بر اساس گروه بندی مورد نیاز سازمان (جدید- انجام شده –لغو شده – در حال بررسی و …) در یک بازه زمانی خاص
  • امکان تغییر وضعیت یادآوری در کارتابل روزانه همراه با نمایش اطلاعات یادآوری
  • قابلیت ارجاع کار به  هر یک از کاربران سیستم
  • یاداوری اقدامات محول شده از طریق پیام کوتاه


۵- 
سیستم هوشمند ثبت اطلاعات

  • ثبت فعالیت ها و اقدامات کاربران از طریق پیام کوتاه در سیستم (بدون نیاز ورود به سیستم)

 


6- 
سیستم مدیریت سفارشات و قراردادها


بخش اول

  • تعریف بانک محصول/کالا،قیمت گذاری محصولات ، نوع قرارداد ، وضعیت قرارداد
  • ثبت سفارشات/قرارداد مشتریان با در نظر گرفتن مشخصاتی همچون (نوع ، موعد تحویل ، نحوه پرداخت ، مالیات ، تخفیف و …)
  • امکان تعریف الگوهای چاپ
  • تعریف مراحل وضعیت قرارداد


بخش دوم

  • دارای اتوماسیون گردش کار و ارجاع مراحل سفارش جهت مدیریت بهتر اخذ سفارش ،تولید و اتمام آن
  • دارای ایجاد محدودیت دسترسی کاربران در چرخه قرارداد و تحویل سفارش به مشتری
  • کنترل زمانی عملکرد بخش های مختلف در انجام سفارشات مشتریان
  • کنترل دلایل تاخیر و برگشت وضعیت قرارداد
  • نمایش آمار دقیق سفارشات در هر بخش از وضعیت قرارداد و سهولت انتقال سفارش مشتری به وضعیت جدید
  • قابلیت ارتباط با سیستم هوشمند پیام کوتاه جهت اطلاع رسانی وضعیت قرارداد به مشتری
  • مدیریت چرخش وضعیت قراردادها در سیستم مالی که با تأییدیه بخش حسابداری غیر قابل ویرایش خواهند بود.


سیستم مدیریت سفارشات خرید

بخش اول

  • تعریف بانک محصول/کالا،قیمت گذاری محصولات نوع سفارش، درخواست خرید، وضعیت درخواست خرید و اقدامات هر وضعیت
  • ثبت استعلام تامین کنندگان با در نظر گرفتن مشخصاتی همچون (موضوع ، عنوان ، شرح ، مستندات و …)
  • امکان تعریف الگوهای چاپ سفارشات
  • امکان ارسال سفارش خرید به تامین کننده از طریق ایمیل و فکس
  • تعریف مراحل وضعیت قرارداد


بخش دوم

  • دارای اتوماسیون گردش کار و ارجاع مراحل سفارشات خرید جهت مدیریت بهتر درخواست  سفارش و اتمام آن
  • دارای ایجاد محدودیت دسترسی کاربران در چرخه سفارشات تا مرحله تحویل سفارش به انبار
  • کنترل زمانی عملکرد بخش های مختلف در انجام سفارشات خرید
  • کنترل دلایل تاخیر و برگشت وضعیت سفارشات خرید
  • نمایش آمار دقیق سفارشات در هر بخش از وضعیت و سهولت انتقال سفارش خرید به وضعیت جدید


۷- 
سیستم مالی مشتریان

پرداختی ها

  • ثبت کلیه وجوهی که توسط شرکت به مشتری پرداخت می شود.
  • مدیریت وضعیت پرداختی


دریافتی ها

  • ثبت کلیه وجوهی که توسط مشتری به شرکت پرداخت می شود.
  • مدیریت وضعیت دریافتی ها
  • گزارش نحوه پرداختی مشتریان بر اساس نوع مشتری-پیگیری کننده – مبلغ – مسئول انجام – تاریخ
  • گزارش مالی مشتریان بر اساس مانده حساب و بدهکار و …  و با تفکیک نام مشتری –کاربر-مسئول انجام و تاریخ با دسترسی مستقیم به پرونده و پیگیری مشتری
  • گزارش مالی مشتری مورد نظر بر اساس مانده حساب ، بدهکار و … و با تفکیک نام مشتری –کاربر-مسئول انجام و تاریخ  با دسترسی مستقیم به پرونده و پیگیری مشتری
  • امکان ارسال پیام مانده حساب –وضعیت وصولی چک


ویژگی مهم:

  • مدیریت چرخش وضعیت دریافتی و پرداختی در سیستم مالی که با تأییدیه بخش حسابداری وجوه ثبت شده دریافت و پرداخت شده غیر قابل ویرایش خواهند بود.

 


8- 
سیستم گرید بندی مشتریان بر اساس استراتزی سازمان :

 

  • تعریف گرید بندی مشتریان بالقوه با چهار گروه طلایی-نقره ای – مسی و برنزی توسط کاربر(مدیر سیستم)
  • تعریف گرید بندی مشتریان بالفعل با چهار گروه طلایی-نقره ای – مسی و برنزی  توسط کاربر(مدیر سیستم)
  • قابلیت تغییر گرید بندی در هر دو گروه از مشتریان


۹- 
سیستم وظایف امور محوله:

  • امکان ثبت وظیفه و ارسال به کاربران مربوطه با در نظر گرفتن عنوان وظیفه – درجه اهمیت – مهلت انجام – اثر عدم انجام ان و نیز امکان ثبت میزان تحقق
  • امکان ثبت مستندات روند انجام کار در هر قالبی
  • امکان گزارش گیری از وظایف محوله بر اساس درجه اهمیت – مسئول انجام و بازه زمانی
  • قابلیت برقراری ارتباط با سیستم هوشمند یادآوری

 


10- 
سیستم قرار ملاقات:

  • امکان تنظیم قرار ملاقات با مشخصات تاریخ قرار ملاقات – ساعت شروع و پایان – هدف از قرار ملاقات – موضوع قرار ملاقات
  • امکان مشخص نمودن افراد جهت حضور در جلسات
  • امکان ارجاع قرار ملاقات به کاربران
  • امکان انتقال قرار ملاقات به صورت جلسه
  • قابلیت برقراری ارتباط با سیستم پیام کوتاه جهت یادآوری قرارملاقات

 


11- 
سیستم جلسات:

  • امکان ثبت مصوبات جلسه به همراه مشخصات اولیه در مورد تاریخ جلسه – ساعت – مکان و …
  • امکان پیوست مستندات مربوط به جلسات
  • دو نوع گزارشگیری مدیریتی ازمیزان تحقق و تعداد جلسات برگزار شده براساس تاریخ ومسئول انجام کار و …


۱۲- 
سیستم وظایف امور محوله:

  • امکان ثبت وظیفه و ارسال به کاربران مربوطه با در نظر گرفتن عنوان وظیفه – درجه اهمیت – مهلت انجام – اثر عدم انجام ان و نیز امکان ثبت میزان تحقق
  • امکان گزازش گیری از وظایف محوله بر اساس درجه اهمیت – مسئول انجام و بازه زمانی

 


13- 
امکان ارسال فکس به یک مشتری یا گروه مشتریان

۱۴- امکان ارسال ایمیل به یک مشتری یا گروه مشتریان

 

15- سیستم پیام کوتاه :

 

 

  • امکان ارسال پیام کوتاه به یک مشتری یا گروهی از مشتریان
  • اضافه نمودن متن های پیش فرض برای جلوگیری از تایپ مجدد (تبلیغاتی، تبریک، تولد، ازدواج ، آغاز همکاری و …)
  • امکان ارسال پیام فوری
  • امکان دریافت پیام کوتاه از یک مشتری یا گروهی از مشتریان


۱۶- 
سیستم گزارشات پیام کوتاه شامل :

  • گزارش پیام های دریافتی با مشخصات تاریخ دریافت /شخص ارسال کننده /ساعت ارسال/متن پیام و جستجوی شماره همراه و بازه زمانی
  • نمودار پیام های دریافتی با مشخصات تعداد  در جستجوی بازه زمانی
  • گزارش پیام های ارسالی با مشخصات تاریخ ارسال /کاربرارسال کننده /ساعت ارسال/نام شخص/متن پیام و جستجوی شماره همراه و بازه زمانی
  • نمودار پیام های ارسالی با مشخصات تعداد  در جستجوی بازه زمانی


۱۷- 
مدیریت شرط :

  • قابلیت ایجاد شرط و پاسخگویی خودکار به پیام های دریافتی


۱۸- 
مدیریت کانال های تماس (Caller ID) شامل :

  • امکان نمایش جزئی و کامل پرونده مشتری در هنگام برقراری تماس
  • قابلیت برقراری ارتباط با سیستم پیگیری ها جهت مشاهده سابقه ارتباطی مشتری
  • قابلیت برقراری ارتباط  با افراد مرتبط در سازمان مشتری
  • قابلیت ارجاع پرونده به کارشناس مربوطه و امکان ثبت اطلاعات مخاطب جدید در لحظه تماس
  • قابلیت استفاده در نسخه تحت ویندوز و وب


۱۹- 
سیستم گزارشات عام:

  • گزارش جامع اطلاعات مشتری بر اساس کلیه گروه بندی های موجود و بازه زمانی خاص
  • گزارش جامع پیگیری های انجام شده بر اساس فیلتر بازه زمانی مشخص – کاربر (بازاریاب )پیگیری کننده-منطقه جغرافیایی – نوع مشتری – عنوان – ثبت کننده و …
  • گزارش پیگیری های انجام نشده بر اساس فیلتر بازه زمانی مشخص – کاربر (بازاریاب )پیگیری کننده-منطقه جغرافیایی – نوع مشتری – عنوان – ثبت کننده و …
  • گزارش وضعیت پیگیری های انجام شده بر اساس کلیه گروه بندی های موجود در سیستم پیگیری
  • گزارش سنجش تداوم پیگیری مشتری
  • امکان نمایش پرونده مشتری جهت راحتی کاربر در برقراری تماس
  • امکان تغییر گروهی یا تکی مسئول انجام مشتری
  • گزارش جامع یادآوری ها براساس تاریخ ،وضعیت و مسئول انجام کار(کاربری و مدیریتی)


۲۰- 
سیستم گزارشات مدیریتی:

  • گزارشات مدیریتی به صورت نموداری و با تفکیک به وسیله رنک در زمینه آخرین وضعیت مشتریان به تفکیک خدمات – قیف روند تبدیل مشتریان احتمالی به قطعی – روند ثبت مشتریان به تفکیک کاربران –روند پیگیری مشتریان به تفکیک کاربران – مشخص نمودن پراکندگی مشتریان در نقشه جغرافیایی و وضعیت ان به تفکیک رنگ- پراکندگی زمینه فعالیت مشتریان طبقه بندی مشتریان – نحوه آشنایی مشتریان


۲۱- 
سیستم گزارشات فروش:

  • وضعیت قراردادها به تفکیک نوع قرارداد و خدمات
  • روند تبدیل مشتریان احتمالی به قطعی
  • روند  فروش به تفکیک فروشنده و بازه زمانی
  • روند صدور پیش فاکتور به تفکیک فروشنده
  • گزارش نوع قراردادها
  • گزارش نحوه پرداختها
  • گزارش وضعیت قراردادها
  • گزارش قراردادها بر اساس نوع خدمات


۲۲- 
سیستم خدمات پس از فروش

 

سیستم مدیریت اطلاعات

 

  • تشکیل بانک اطلاعاتی از مشتریان- نمایندگی ها و خدمات/محصولات ارائه شده به آنان
  • امکان ثبت لیست دستگاههای ارائه شده به مشتریان به همراه مشخصات آنها
  • امکان رتبه بندی و مشخص نمودن نرخ انجام سرویس های مختلف هر کدام از تکنسین ها
  • طبقه بندی مشتریان بر اساس نوع خدمت/محصول ارائه شده
  • ارجاع خدمات درخواست شده به کارشناسان مربوطه
  • امکان اختصاص دسترسی به مشتری جهت اعلام مشکلات و خرابی ها


سیستم مدیریت پیگیری خدمات پس از فروش

  • نگهداری سوابق و تعمیرات انجام شده برای هر یک از محصولات/خدمات
  • نگهداری سوابق  فعالیت های هر یک ازکارشناسان خدمات پس از فروش
  • امکان الصاق مستندات مربوط به خدمات صورت گرفته
  • استفاده از شماره سریال برای کنترل قطعات و خدمات ارایه شده بر روی دستگاه مورد نظر
  • امکان انجام خدمات در خارج و یا داخل شرکت و کنترل مراحل انجام آن
  • ثبت و پردازش عملیات تعمیرات از قبیل مستندات، اشکالات فنی، ریز عملیات انجام شده ،نوع قطعات تعویضی و یا تعمیری
  • قابلیت کنترل و پیگیری قطعات و سوابق سرویس های ارائه شده و یا دریافت شده


سیستم داشبورد مدیریت و گزارشات عملیاتی

  • گزارش صورت‌جلسه‌ی خدمات ارایه شده به مشتریان
  • گزارش سوابق خدمات ارایه شده به مشتری در بازه‌های زمانی مختلف به تفکیک جزئیات
  • امکان دریافت گزارش از خدمات و قطعات مصرفی/تعمیری ارایه شده در قبال یک دستگاه خاص
  • گزارش مرور خدمات پس از فروش
  • گزارش عملکرد سرویس‌کاران و کارشناسان
  • گزارش دستور کارهای باز
  • ارائه گزارش از نحوه برطرف شدن مشکلات و امکان استفاده از آنان برای مشکلات عادی
  • امکان گزارش کلیه سوابق خدمات ارایه شده به تفکیک جزییات
  • کنترل آماری مصرف قطعات یدکی به تفکیک نوع دستگاه ، دستگاه مصرف کننده قطعه و ..
  • کنترل عملکرد مراکز سرویس بر اساس تکنسین ها ، قطعات مصرفی ، مشتریان ونوع دستگاه به تفکیک محل انجام سرویس و تاریخ انجام سرویس
  • امکان ردیابی درخواست های پشتیبانی در تمام مراحل چرخه عمر درخواست .
  • دسترسی به سوابق خدمات انجام شده به تفکیک کالا و مشتری
  • گزارش تعداد انواع درخواست خدمات به تفکیک تمام اطلاعات ثبت شده
  • گزارش حجمی و نموداری از میزان و علت مراجعات
  • امکان بررسی آخرین وضعیت کارتابل کاشناسان واحد
  • گزارش از میانگین زمانی و تعدادی سرویس های ارائه شده به تفکیک کالا یا خدمات
  • تعیین محدوده دسترسی کاربران/ مشتریان و مدیران به اطلاعات و عملیات سیستم جهت افزایش امنیت اطلاعاتی


۲۳- 
سیستم مدیریت انتقادات پیشنهادات و شکایات

  • امکان ثبت انتقادات/ پیشنهادات و شکایات توسط مشتری و کاربر
  • امکان گروه بندی  انتقادات/ پیشنهادات و شکایات
  • امکان تقسیم بندی موضوعات مورد انتقادات/ پیشنهادات و شکایات
  • قابلیت ارجاع انتقادات/ پیشنهادات و شکایات به بخش مربوطه
  • تشخیص وضعیت پاسخ به انتقاد و پیشنهاد توسط مشتری
  • پاسخ گویی به انتقادات / پیشنهادات و شکایات مطرح شده توسط پیام کوتاه
  • قابلیت تنظیم مهلت انجام کار


سیستم مدیریت پیگیری انتقادات پیشنهادات و شکایات

  • پی گیری کامل ارتباط با مشتری از مرحله ایجاد شکایات، انتقادات و پیشنهادات تا پاسخ به آن
  • نگهداری سوابق انتقادات/ پیشنهادات و شکایات مطرح شده
  • امکان گزازش گیری از انتقادات و پیشنهادات مطرح شده بر اساس گروه– مسئول انجام و بازه زمانی
  • گزارش وضعیت پاسخ به انتقادات پیشنهادات و شکایات به دو شکل نموداری
  • گزارش میزان انتقادات پیشنهادات و شکایات مربوط به هر بخش،موضوع و گروه


۲۴- 
مدیریت اطلاعات پروژه های ساختمانی به همراه گزارشات مربوطه شامل:

  • ادرس دقیق،تعداد طبقه،تعداد واحد،وضعیت پیشرفت، نوع کاربر،نوع اسکلت،نوع سقف
  • گزارش مربوط به پروژه ها بر اساس ادرس ،بر اساس تعداد طبقه، بر اساس تعداد واحد، بر اساس وضعیت پیشرفت،  بر اساس نوع کاربر، بر اساس نوع اسکلت، بر اساس نوع سقف،  بر اساس آخرین زمان تغییر وضعیت-


گزارشات مدیریتی داشبورد پروژه ها شامل:

  • گزارش وضعیت پروژه ها بر اساس مناطق به تفکیک کاربر پیگیری کننده در بازه  زمانی خاص و نیز به تفکیک شهر، گزارش روند ثبت پروژه ها به تفکیک کاربر  ثبت کننده  ، گزارش روند تغییر وضعیت پروژه ها به به تفکیک کاربر پیگیری کننده ،گروه بندی پروژه ها بر اساس واحد و طبقه،گروه بندی پروژه ها بر اساس نوع کاربری


۲۵- 
داشبورد هوشمند

  • قابلیت اتصال به سایر بانک های اطلاعاتی موجود در سازمان و ساخت هر نوع گزارش با نمودارهای کاملا گرافیکی و user-friendly

ارسال شده توسط احمد محمدی | 7 01, 2014 | بازدید‌ها (718)

اجزا ساختار و فرمت طرح کسب و کار ، business plan


طرح کسب و کار توجیهی دارای بخش‌های مختلفی است که هر یک به تشریح عملکردهای گوناگون شرکت می‌پردازد.
طرحهای کسب و کار شرکت شامل ۸ قسمت اصلی می‌باشد:
1- خلاصه اجرایی امکانسنجی بازار ، مدیریتی و معرفی شرکت
2- چشم انداز طرح کسب و کار، ماموریت و اهداف طرح زودبازده
3- تحلیل SWOT طرح کسب و کار
4- طرح و برنامه سازمان
5- طرح خدمات
6- طرح مخاطبین ( مطالعات بازار و امکانسنجی بازار )
7- طرح مالی ( مطالعات اقتصادی طرح توجیهی )
8- ضمائم

1- خلاصه اجرایی پروژه کسب و کار ، مدیریتی و معرفی شرکتبرنامه کسب و کار ( Business plan ) معمولاً با خلاصه اجرایی طرح ، که در آن نکات برجسته طرح مطرح شده است، آغاز می‌شود.
عناوینی که باید در این بخش مورد توجه قرار گیرند شامل موارد زیر می‌باشد:
1- اهداف و ضرورت ایجاد شرکت
2- بیانیه ماموریت/ ماموریت
3- کلیدهای موفقیت
4- تاریخچه شرکت
5- مدل عملیاتی مرکز (فرایند اجرایی)
6- مالکیت معنوی/ فکری
7- خدمات
8- نتایج مالی مورد انتظار
9- موقعیت محلی
2- چشم انداز طرح های کسب و کار، ماموریت و اهداف پروژه کسب و کار ( business plan )
1- چشم انداز طرح کسب وکار
2- ماموریت طرح
3- اهداف طرح کسبوکار ( business plan )
3- تحلیل SWOT طرح های کسب و کار
در این بخش از برنامه کسب و کار مهم‌ترین راهبردها و راهکارهای اولویت‌دار و عوامل حیاتی موفقیت در ایجاد و توسعه شرکت، بررسی و تحلیل قرار گیرد.
برای دستیابی به این مهم، ابتدا فرصت‌ها و تهدیدهای موجود در خارج از سازمان و در سطح کشور و سپس نقاط قوت و ضعف درون‌سازمانی مورد بررسی قرار گرفته، سپس با استفاده از یکی از فنون موجود در مدیریت راهبردی به نام تحلیل SWOT، مهم‌ترین راهبردها و راهکارها استخراج گردیده‌ است.
1- مهم‌ترین فرصت‌ها و تهدیدهای موجود در فضای کشور برای ایجاد شرکت
2- مهم‌ترین نقاط قوت و ضعف شرکت برای ایجاد واحدهای مشاوره
3- راهبردهای SO با توجه به نقاط قوت و فرصت‌ها
4- راهبردهای ST با توجه به نقاط قوت و تهدیدها
5- راهبردهای WT با توجه به نقاط ضعف و تهدیدها
6- راهبردهای WO با توجه به نقاط ضعف و فرصت‌ها
7- راهبردهای SWOT با توجه به نقاط قوت، ضعف، فرصت‌ها و تهدیدات
4- طرح و برنامه سازمان در طرح کسب و کار نمونه
طرح سازمان در طرح کارآفرینی موارد گوناگونی به شرح زیر را در برمی‌گیرد:1- معرفی تیم مدیریتی و تجربیات آنها
2- نمودار سازمانی و شرح وظایف
3- راهبردهای مدیریتی و شیوه‌های اداره سازمان
4- نحوه تعامل بخشهای مختلف شرکت
5- برنامه‌های استخدام و آموزش کارکنان
6- ضوابط پرداخت حقوق و مزایا
7- فهرستی از رویه‌ها، دستورالعمل‌ها و آیین‌نامه‌ها
8- نحوه بهره‌گیری از فنّاوری اطّلاعات در فرآیندهای سازمان
9- برنامه زمان‌بندی اجرای طرح و تعیین گام‌های اجرایی اولیه
۵- طرح خدماتدر این راستا شرح موارد ذکرشده زیر در یک پروژه کارآفرینی از اهمیت به‌سزایی برخوردار است:1- راهبردهای شرکت در ارائه خدمات
2- خدمات قابل ارائه توسط مرکز در هر یک از مراحل رشد و واحدهای مشاوره
3- بیان وجه تمایز خدمات نسبت به سایر شرکتها
4- راهبرد و برنامه‌های آتی جهت توسعه و ارتقای خدمات
5- تعرفه‌های تعیین‌شده و نحوه ارایه خدمات (با یارانه, رایگان,.....) و نحوه بازگشت این هزینه‌ها
6- نحوه تأمین خدمات (برون‌سپاری و درون‌تأمینی)
7- نحوه ارزیابی میزان اثربخشی خدمات
8- نحوه بهره مندی از فنّاوری اطّلاعات در ارایه بهینه خدمات
6- طرح مخاطبین ( مطالعات بازار و امکانسنجی بازار )
این طرح انواع، گستره و مشخصات مخاطبان احتمالی شرکت را بیان نموده و شامل فهرستی تفصیلی از بخش‌بندی مخاطبان، تجزیه و تحلیل آنها، نیازسنجی و... خواهد بود. این طرح می‌تواند در موفقیت شرکت نقشی حیاتی ایفا کند.1- بخش‌بندی مخاطبان
2- نیازهای مخاطبان
3- شیوه پذیرش و ارزیابی بنگاهها
4- شیوه ارزیابی عملکرد بنگاهها
7- طرح مالی ( مطالعات اقتصادی طرح توجیهی )
مهم‌ترین عناوینی که در بخش مالی برنامه کسب و کار شرکت مطرح می‌باشند، عبارتند از:1- شاخص‌های مالی کلیدی
2- منابع و موارد استفاده از سرمایه
3- تجزیه و تحلیل نقطه سر به سر
4- تجزیه و تحلیل نسبت‌های تجاری
5- بیانیه سود و زیان پیش‌بینی‌شده
6- بیانیه جریان نقدینگی
7- ترازنامه
8- بیانیه درآمد و طرح‌های بلند مدت
9- طرح خرید (مواد اولیه و تجهیزات)
10- مدیریت وام
۸- ضمائمضمائم برنامه کسب و کار به قرار ذیل می‌باشد:
1- کاربرگ‌های اجرایی
2- اسناد و مدارک پشتیبانی
3- در صورتی که قبلاً امتیازی کسب شده، آماده‌ کردن یک نسخه از قرارداد اعطای امتیاز و تمام مدارک پشتیبانی که توسط امتیازدهنده تهیه شده است.
4- یک نسخه از مجوزها و دیگر مدارک قانونی
5- یک نسخه از مشخصات سرمایه‌گذارهای اصلی
6- یک نسخه از مشخصات مؤسسان و مدیران مرکز
7- رونوشت نامه‌های درخواست از طرف متقاضیان خدمات مرکز
8- یک نسخه از موافقتنامه‌ها و قراردادها با سرمایه‌گذاران
9- اساسنامه
10- رویه‌ها، دستورالعمل‌ها و آیین‌نامه‌ها
11- برنامه زمانبندی اجرای طرح و انجام فعالیتها
ارسال شده توسط احمد محمدی | 6 01, 2014 | بازدید‌ها (1528)
 

چكيده

برای استقرار ERP در یک سازمان باید مراحل 1- امکان سنجی و مطالعات مقدماتی 2- مطالعات تفصیلی 3- ارزیابی و انتخاب تامین کننده و4- اجرای سیستم ERP، گذرانده شود تا به یک پیاده سازی موفق دست یابیم. در گذشته سیستمهای   ERP در صنایع بزرگتری مانند خود رو سازی ها استفاده می شدند. هرچند استفاده از ERP تغییر یافته و به طور وسیعی جامع شده است، امروزه این واژه می تواند درهر نوعی از سازمان ها باشد، بدون اینکه به آن صنعت خدشه ای وارد سازد. شرکتهای زیادی در سطح جهان وجود دارند که نرم افزار ERP را            می فروشند.  ERP هر شرکت کارایی و هزینه متفاوتی در بر دارد.  برای داشتن یک پیاده سازی موفق، ابتدا هر شرکت باید به ارزیابی ERP  مناسب با شرکت خود بپردازد و بهینه ترین آنها را که هدف شرکت را برآورده می سازد خریداری نمایند. وزارت بازرگانی به عنوان اولین سازمانی که موفق به پیاده سازی ERP در ایران شده است، ابتدا به ایجاد یک گروه ارزیابی ERP نمود. شرکت TEC که این وظیفه را بر عهده داشت، حدود یکسال به بررسی و ارزیابی  ERP های شرکت های مختلفی مانند Oracle , SAP و...  پرداخت تا از بین آنها ERP مناسب را که بر سازمان تاثیر گذار است را انتخاب کند. این مقاله سعی دارد به بررسی معیارهای انتخاب پروژه ERP که از طرف شرکت TEC  در وزارت بازرگانی صورت گرفت، بپردازد.

 

 

کلمات کليدي: وزارت بازرگاني - ارزيابي و انتخاب- فناوري اطلاعات و ارتباطات- شرکت TEC،

 

             

 

 

 

 

 

 

1-    مقدمه

ERP مخفف كلمات Enterprise Resource Planning است و Enterprise   مهمترين بخش آن است.  در واقع ERP تلاش مي كند تا تمام دپارتمان ها و فعاليتها بر روي يك نرم افزار هدايت كننده به صورت متمركز و يكپارچه قرارگيرد.

ERP  یک تفکر، فناوری و سیستمی برای مدیریت موثرتر تمام منابع در یک سازمان است که این مدیریت از طریق اتوماسیون و یکپارچه کردن تمام فرآیندها و در نتیجه بالا بردن کارایی سازمان است. ERP یک راه حل مبتنی بر فناوری اطلاعات است که تمام منابع سازمان را توسط یک سیستم به هم پیوسته با سرعت، دقت و کیفیت بالا در کنترل مدیران سطوح مختلف سازمان قرار می دهد تا بطور مناسب فرآیند برنامه ریزی و عملیات سازمان را مدیریت نمایند.دستاوردهای ERP فراتر از بهبود موقعیت فعلی بوده و هدف اصلی آن تامین نیازهای دراز مدت سازمان وتوانمند نمودن آن در حوزه های مختلف  می باشد[4].

زماني‌كه سازمانها تصميم مي‌گيرند سيستم   ERP  را پياده كنند با كارساده‌اي روبرو نيستند و با تنوع گسترده نرم افزارهاي دردسترس ERP، مشخص كردن بهترين سيستم كه مطابق با خواسته هاي سازمان باشد، كار سختي است و ممكن است فرايند ارزيابي و انتخاب سيستم برنامه‌ريزي منابع سازمان، زمان زيادي را به خود اختصاص دهد. خيلي از سازمانهايي كه بدون دقت نرم افزار ERP را تهيه مي كند در طي پياده سازي با مسائل جدي و حادي مواجه مي شوند، مسائلي‌كه با ارزيابي اصولي امكان جلوگيري از آنها وجود دارد. از آنجائيكه فرايند ارزيابي و انتخاب هيچ دو سازماني يكسان نيست و بر اساس ويژگيهاي داخلي و شرايط خاص سازماني متفاوت است بررسي كارهايي كه در اين زمينه انجام شده است، بي فايده نخواهد بود. از آنجا كه سيستمهاي اطلاعاتي به عنوان يكي از مهمترين سيستمهاي موجود در حوزه علوم كامپيوتر از نقش ويژه و استراتژيكي برخوردار هستند و به همين جهت در سالهاي اخير تحقيقات فراواني در اين زمينه از علوم فني و مهندسي انجام گرفته است و در حالي كه فعاليتهاي گسترده اي در زمينه پياده سازي سيستمهاي اطلاعاتي صورت گرفته است ولي در زمينه ارزيابي و انتخاب آنها كارهاي علمي تحقيقاتي زيادي انجام نشده است [7].

آلانبای، محقق ترکیه ای برای انتخاب سیستم برنامه ریزی منابع سازمان با مطالعات میدانی و مشاهدات به یکسری معیار ارزیابی رسید که  می توان آنها را در سه گروه معیارهای مربوط به فروشندگان، معیارهای مربوط به کاربران و معیار های فنی و تکنولوژیکی طبقه بندی کرد. وی برای ارزیابی سیستم مناسب از فرایند تحلیل سلسله مراتبی[1] استفاده کرد .[7] همچنين در بعضي از وب سايت ها به سازمانها کمک  می شود تا نرم افزاری تائید شده برای برطرف کردن نیازهایشان انتخاب کنند]7.[ چان چین وی و همکارانش در سال 2004 با استفاده از MADM[2] چهارچوب مفهومی جدیدی برای انتخاب ERP مناسب ارائه دادند[7]. يكسال بعد چان چین وی و همکارانش با بهبود مدل قبلي خود یک رویه سیستماتیک برای ساختار هدفمند انتخاب ERP با استفاده از تکنیکAHP ارائه کردند[7]. مدل ارائه شده جکیوز وروایل[3] و همکارانش، فرایند تهیه و خريد نرم افزارERP را در 6 مرحله برنامه ریزی، جستجوی اطلاعات، انتخاب اوليه، ارزیابی گزینه ها، برگزیدن و در نهایت مذاکره تشریح می‌کند[7]. سی استفانو ضمن تاکید فراوان به اهمیت انتخاب ERP مناسب، یک چهارچوب مفهومی[4] برای ارزیابی نرم افزار ERP پیشنهاد داد. سی استفانو معتقد بود که برای ارزیابی و انتخابERP دو گروه معیارهای استراتژیکی و عملیاتی را باید در نظر گرفت.[7] همچنين لي لانگ نیز یک سیستم پشتیبانی تصمیم‌ با در نظر گرفتن معیار های کمی وکیفی مختلف برای انتخاب مناسب ترین سیستم تولید یکپارچه کامپیوتری طراحي كرد. در پژوهش وي فرایند انتخاب سیستم تولید یکپارچه کامپیوتری در چهار مرحله با استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی و دانش‌گرفته شده از داده ها و اطلاعات یک پایگاه داده صورت گرفت و در فرآیند ارزیابی معیارها از نرم افزار اکسل[5] استفاده شد .[7]

در کار تحقیقاتی دیگری که بسیار دقیق انجام شده است، ویژگیها و فاکتورهای حائز اهمیت ماژولهای ERP و بخشهای مختلف آن با جزئیات کامل به تفکیک هر بخش معرفی شده است و شامل ماتریس های مقایسات ارزیابیERP است که خبرگان در مورد تک تک این زیر معیارهای جزئی نظر داده اند[7]. همچنین در مطالعات ديگري كه توسط تانس و بورگن[6] انجام شده است، بخشهای مختلف سازمان، انتظارات و معیار های خاصی که از ERP در دپارتمان خود می خواهند و بسیار ویژه و خاص دپارتمان خودشان می باشند را لیست کرده اند، مثلا" در بخش منابع انسانی اینکه چه اطلاعاتی از پرسنل باید در سیستم لحاظ شود به عنوان یک معیار مشتری مدار مطرح شده است[7]. ژاویر برگس[7] و همکارانش هم یک روش پیشنهادی برای انتخاب ERP از طریق ویژگیهای سیستم و ترجمه نیاز های کاربران به احتیاجات سیستم ارائه دادند. کار آنها براساس همکاری های قبلی و موفقیت آمیزشان با سازمان های سایز متوسط در زمینه انتخاب بسته های نرم افزاری صورت گرفته است.[7] گسترش انفورماتیک در یکی از کاملترین مدلهای انتخابERP ضمن اشاره به اهمیت وجود فرآیند سیستماتیک انتخاب برای افزایش مزیت های رقابتی و رفع نقاط ضعف موجود سازمانی به منظور ایجاد بستر و پایه ای مناسب برای موفقیت در مرحله اجرا و نیز دستیابی به حداکثر میزان برگشت سرمایه، يك مدل 10 مرحله ای پیشنهاد می کند.[7]

·  سیستم کدگذاری : انتخاب یک سیستمERP با یک ساختمان جهت دار سیستم کد گذاری ،بهترین راه حل است.از طرف دیگر لازم است که آن یک پروتوکل تبدیل بین سیستم موجود و سیستم ERP تشکیل دهد.

·  فرایند کاری دارای موتور تازه : حل کردن معمای غیر قابل حل بهبود سیتم مشتری ، عامل مقابل دارای موتور تازه فرایند موجود برای اولین اجرای فرایندهای کاری دارای موتور تازه ، و سپس پیاده سازی یک سیستم ERP است.

·  اولویت پیاده سازی عامل ERP : شرکتها می توانند مطابق اولویت برای ارزیابی خودشان تصمیم بگیرند.یک اولویت درست می تواند عالیترین سود را برای شرکت و کاهش دوام شرط مورد بحث تهیه کند.

·  بهبود سیستم نیاز مشتری : عامل بهبود سیستم نیاز مشتری از یک سیستم ERP در حال توسغه تنها کاهش پیاده سازی قیمت نیست و اما اجرای پیاده سازی پیچیده است.

·  وظایف شریک: در پیاده سازی ERP، بالاترین پشتیبانی سازماندهی برای موفقیت ضروری است.ارتباط موثر و توانایی آشکار در تضمین موفقیت پیاده سازی تعیین کننده هستند.

·  نقشهای مشاور : در پیاده سازی ERP ، قرارداد پیاده سازی با مشاور پیاده سازی امضا می شود که باید به طور واضح تعهدات مشاور تعیین شود.

·  سطح کارایی زیر قراردادها: پیاده سازی ERP باید همه شرکت کننده ها را در ساختمان پشتیبانی زنجیره ای برای بالا بردن سودهای شریک ملاحظه کند.

موضوعات مطرح شده بالا فقط مشکلات پیاده سازی ERP نیستند ،اما همچنین موضوعات به وسیله فروشنده ERP پوشیده می شود. [9]

ماژولهای اصلی مورد استفاده در این سازمان عبارتند از کنترل پروژه، نیروی انسانی ، مدیریت مشتری، مدیریت زنجیره تامین ،تولید،مالی.

در این مقاله پس‌ از ارائه توضيحاتي‌ درمورد تعاريف، مفاهيم و خصوصيات سیستمهای برنامه ريزي سازمان،  ابتدا به بررسی متدولوژی شرکت TEC پرداخته، سپس تعدادي معيار يا شاخص که در فرايند ارزیابی و انتخاب  ERPدر وزارت بازرگانی  مي‌توانند مهم و موثر تلقي شوند مورد شناسايي قرار گرفته، در نهايت به تاثیری که امروزه این فرایند در وزارت بازرگنی گذاشته است می پردازیم.

                                           

2-    فرآيند گام به گام انتخاب ERP  مناسب در وزارت بازرگانی

انتخاب ERP دارای اهمیت بسزایی است و عوامل زیر را سبب می شود:

  1. کاهش ریک درانتخاب نرم افزار اشتباه
  2. کاهش ریسک در عدم موفقیت پیاده سازی
  3. فراهم سازی بستر مناسب برای تیم تصمیم گیرنده به منظور توجیه منطقی واصولی تصمیمات اتخاذ شده
  4. کاهش کلی هزینه های مالکیت و نگهداری[4] .

به طور کلی برای  شروع فعالیت درخصوص ERP در هر سازمانی می بایست قبل از انعقاد قرارداد، فعالیتهای ذیل انجام شود.

–        تهیه برنامه (plan) پروزه (تا  مرحله انعقاد قرارداد)

–  تامین  نیروی انسانی وآموزش تیم درگیر در پروژه با مفاهیم کلی وفازهای اجرایی یک پروژه  ERP

–        شناخت وضع موجودكسب و كار(AS IS )

–        تهیه فهرست مقتضيات (TO  BE)

–        تعیین  (برآورد) منابع   وزیر ساختهای مورد نیاز پروژه(سخت افزار، شبکه ،......)

–  امكان سنجي وانتخاب Vendor (از طریق متدولوژیهای معتبر در دنیا)  با توجه به موارد فوق [8].

 

 

برای ارزیابی و انتخاب ERP  یک  فرایند گام به گام پیشنهاد می شود. اين فرآيند گام به گام  با تشكيل يك تيم تخصصي و كارامد (تركيبي از مديران ارشد، مديران مالي، كارشناسان فناوري اطلاعات و ارتباطات و متخصصان سيستم)كه نیازهای کاربران را در طی جلسات ارائه و جلسات محاوره ای جويا مي شوند، شروع شده و در ادامه با شناخت و بهبود منابع سازمان مخصوصاٌ منابعي كه به عنوان مزيت رقابتي شناخته مي شوند بايد به فضاها و جنبه هایی از سازمان كه برای رشد و پیشرفت کسب و کار حیاتی ترند، توجه شود.

در گام بعدي بررسي مي شود كه آيا سازمان به بلوغ كافي و آمادگي كامل براي پياده سازي ERP رسيده يا نه ؟ در صورت مثبت بودن در گام بعد بايد با بررسي و تحقيق بيشتر و ايجاد يك طوفان مغزي معيار هاي ارزيابي مشخص شوند. سپس با شناسايي‌گزينه هاي برتر به رتبه بندي و اولويت دهي آنها با استفاده از روشهاي تصميم گيري چند معياره فازي پرداخت و پس از تحليل و جمع بندي، مذاكره و عقد قرارداد در دستور كار قرار گيرد[8].

 

 

 

 

 

 

3-متدولوژی شرکت TEC

بیش از %50 پروژه های پیاده سازی ERP  در سطح دنیا به شکست می انجامد. هر سازمانی با توجه به شرایط اختصاصی خود باید ERP خاص خود را خریداری نماید، زیرا انتخاب این سیستم بدون در نظر گرفتن برخی الزامات کاری در  سازمانها باعث انتخاب یک نرم افزار می شود که نه تنها سازمان را به هدف خود یعنی افزایش بهره وری نمی رساند بلکه کمترین هزینه اش برای سازمان مربوطه از دست دادن مبلغی است که صرف خریداین نرم افزار نموده است.[4] در نتیجه برای داشتن یک پیاده سازی موفقیت آمیز، شرکتهایی در سراسر دنیا به کار ارزیابی نرم افزار مشغول هستند و با بررسی تمامی جنبه ها و عوامل موثر در سازمان ، ERP مناسب برای آن سازمان را انتخاب می کنند.

 

نخستین کاری که این شرکت انجام داد ، تهیه کارتهای فرایندی  بود که به شرح فعالیتهای در حال اجرای  آن فعالیت در سازمان می پرداخت.

یک فرایند مجموعه ای از چندین زیر فرایند و فعالیت است که در ارتباط با همدیگر هدف خاصی را دنیال می کند.برای تجزیه و تحلیل از چندین کارت استاندارد استفاده می کنیم و یک فرایند ،زیر فرایند و یا فعالیت را در کارت مربوطه وارد می نماییم که یکی از این نوع کارتها کارت فعالیت می باشد.

این کارت ها شامل موارد زیر است :

v      اهداف

v      جریان کاری

v      ورودی ها

v      خروجی ها

v      ارتباطات(ورودی)

v      ارتباطات (خروجی)

v      منابع

v      دیاگرام AS-IS  (آنچه که در حال حاضر در جریان است):

v      قواعد کاری فعالیت ها

شركت TEC( Technology Evaluation Center )در بين مشاوران، فروشندگان نرم‌افزار و تصميم‌گيرندگان در حوزه IT در سراسر دنيا از شهرت خوبي برخوداراست و از معدود مراكزي است كه اطلاعات بي طرف و مورد نياز را در قالب white paper ، case study وتعاملات تحقيقاتي در اختيار كاربران قرار مي دهد. شركت TEC سيستم پشتيبان تصميم گير (DSS) تهيه مي‌كند كه كارفرمايان را قادر مي‌‌سازد تا محصولات نرم‌افزار مناسب احتياجات كسب و كار و سيستم‌هاي مناسب شركت خود را بطور واقعي شناسايي كنند. شركت  TEC يك پايگاه معتبر دانش تمام فروشندگان و محصولات آنها در زمينه

Enterprise Resource planning )  ERP-1)

2- Supply chain management ) SCM)

3- Customer Relationship management ) CRM)

4- Business Intelligence )    BI)

5- Radio Frequency Identification )RFID)

و يك ابزار پشتيبان تصميم‌گيري بنام TESS (سيستم پشتيبان از ارزيابي تكنولوژي)‌ را دارد كه به وسيله اين موتور تجزيه و تحليل قوي مي‌تواند:

- تحقيقات علمي

- گزارشات مقايسه

- ابزار انتخاب

- مشاور خدمات

را به مشتریان خود ارائه ‌دهد.

TEC پذیرفت تا با بکارگیری سیستم Knowledge Base خود، شرکت راهبر را در خصوص انتخاب سيستم ERP وزارت بازرگانی یاری دهد[1].

شرکت TEC دارای یک Data Base قوی و غنی از قابلیت هایی که نرم افزارهای مختلف عرضه شده در دنیا دارد.شرکت TEC دارای یک سری تعاریف برای خود می باشد که champion  ها متوجه نمی شوند.شرکت TEC  سوالاتی برای champion ها فرستاده و می گوید به سوالات من پاسخ بده، این پرسشنامه ها همان Activity card ها هستند، وقتی پاسخ داد، این پاسخها اولویت نیازها در سازمان را مشخص می کنند یعنی مشخص می شود که کدام Activity دارای اهمیت بیشتری است. از سوی دیگر شرکت TEC یک سری سوال نیز برای  Vendorهای نرم افزار می فرستد.با این کار توانایی های هر نرم افزار را در می یابد و می فهمد که نرم افزار هر شرکت تا چه حد از نیازهای سازمان شما را برآورده می کند. اینها بر اساس BPM  انجام شده می گویند کدام شرکت فروشنده برای سازمان شما مفید تر است و نرم افزارش کارایی بیشتری برای سازمان شما دارد.

در متدولوژی شرکت TEC ، جمع آوری نیازمندیها و تهیه RFI در راس کار قرار داردکه در پاسخگویی به Activity Card ها به وجود   می آیند. چون شرکت TEC یک شرکت کانادایی است،نیاز به ترجمه داده ها دارد. شرکت راهبر که در این امر با شرکت TEC همکاری دارد،پس از تهیه یک لیست بلنداز نیازمندیها و انتشار RFI به جمع آوری RFI ها و تهیه لیست کوتاه تر می پردازد.در این مرحله یک Demo از لیست کوتاه تهیه می کنند و در اختیار خریدار قرار می دهند. Champion ها پس از مشاهده آن، به انتخاب یکی از نرم افزار های موجود می پردازد. در هر کدام از این مراحل گزارش کار به همراه ترجمه داده ها به اطلاع شرکت TEC می رسد.

پس از گذر از این مراحل که با کمک شرکت راهبر صورت می گیرد به مرحله خرید ERP می رسیم که در این مرحله vendor ها به ارائه مشخصات ERP  های خود پرداخته و مزایا و کارکرد های آنها را توضیح می دهند.سپس شرکت TEC ERP, مناسب خود را  به مشتریان خود معرفی می کند.از آنجایی که امر خطیر انتخاب ERP مناسب سازمان ها بر عهده این شرکت است، TEC به جمع آوری و تحلیل RFQ ها پرداخته و با بررسی هر چه بیشتر به مذاکره با فروشندگان می پردازد.

در نهایت شرکت TEC به عنوان یکی از بزرگتری و با تجربه ترین مشاوران نرم افزار در سراسر دنیا ، فروشنده نهایی را انتخاب می کند.

 

می توان خصوصیات روش انتخاب ERP متعلق به شرکت TEC را این چنین عنوان کرد :

·  یک ابزار با پایگاه دانش معتبر شامل اطلاعات تمام فروشندگان برای پشتیبانی تصمیم گیری

·         روش مبتنی بر فرایند

·         بی طرفی

·         کاهش زمان دریافت

Ø      صرفه جویی در هزینه می کنند:

v      هزینه تهیه

v      هزینه های مربوط به زمان مورد نیاز برای تصمیم گیری درست

Ø      در منابع صرفه جویی می کنند:

v      کاهش تعداد افراد مورد نیاز برای تحقیق

v      کاهش منابع مورد نیاز برای آموزش پرسنل شما در مرحله انتخاب

·  پایگاه دانش TEC به وسیله اطلاعات فروشندگان که بیش از 3800 پرسش از آنها اخذ شده ساخته شده و بیشتر آنها 2تا 3 ماه طول کشیده ت اکامل شوند.

·  RFI ها خیلی جامع هستند و تلاشهای صرف شده توسط TEC برای ساختن معیار ها در میزان وقتی که در اطلاعات وجود دارد منعکس شده است[4].

 

 

4-فرآیند انتخاب ERPدر وزارت با زرگانی

استفاده از سیستمهای یکپارچه برنامه ریزی منابع سازمان در سازمانهایی که پیچیدگی ارتباطات و فرایندهای سازمانی وجود داشته و مدیریت منابع موجود اهمیت فراوانی دارند رو به توسعه است. بر این اساس مقرر شده است وزارت بازرگانی و تشکیلات وابسته از سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان ERP استفاده نمایند. از طرفی انتخاب ERP مناسب از مشغله هایی است که وزارت بازرگانی با آن درگیر بوده و در پی آن بوده است تا با انتخاب یک راه حل مناسب در حوزه ERP بتواند از انتخاب مناسب  ERPو زیانهای جانبی آن جلوگیری نماید[1]. وزارت بازرگانی به عنوان اولین دستگاه اجرایی کشور با شناخت این نیاز اقدام به تعریف پروژه ERP Selection که به عنوان فاز ابتدایی استقرار سیستمهای برنامه ریزی منابع سازمان می باشد نموده، که در طی آن ضمن شناخت دقیقی از فرایند های سازمان، بهترین سیستم ERP موجود که نیازمندیهای سازمانی را پوشش می دهد انتخاب می گردد[2] . در این پروژه که حدود یکسال به طول می انجامد شرکت خدمات انفورماتیک راهبر به همراه شرکت TEC عهده دار این امر هستند.

پروژه ارزيابي و انتخابERP وزارت بازرگاني پس از برگزاري مناقصه و بررسي وضعيت شركتهاي حضور يافته، با توجه به فعاليتهاي انجام شده در شركت راهبر و توان تخصصي موجود به اين شركت واگذار شد. در اين پروژه ضمن بررسي وضعيت فرآيندهاي وزارت بازرگاني،‌ مدل فرآيندي وزارت بازرگاني تهيه شده و وضعيت موجود مورد تحليل قرار مي‌گيرد. بر اساس وضعيت موجود فرآيندها و پس از تكميل فعاليتهاي كارشناسي مربوطه نوعي از سيستم هاي برنامه‌ريزي منابع سازمان كه با الزامات و نيازمنديهاي وزارت بازرگاني انطباق داشته باشد انتخاب شده

و پيشنهاد مي‌شود. تهيه مدل فرآيندي وزارت بازرگاني ضمن كمك به انتخاب ERP مناسب، در فاز پياده سازي سيستم نيز بكار خواهدرفت از حجم زیادی از فعالیتهای توسعه ERP خواهد کاست.  براي انتخاب ERP با توجه به شرايط وزارت بازرگاني معيارهاي زير مورد نظر  خواهد بود:

Ø      میزان پوشش دهی وظایع کاکردی اصلی وزارت

Ø      میزان تامین یکپارچگی کارکردها،فرآیند ها و جریان اطلاعاتی وزارت

Ø      توانمندی شرکت پیاده سازی کننده وپشتیبانی دهنده ماژولهای تشکیل دهنده ERP

Ø      قابليت به روز رساني ERP

Ø       ميزان سرمايه‌‌گذاري بهينه با توجه به شرايط و محدوديت‌هاي سازمان

Ø   ميزان به‌روز بودن و انطباق با آخرين دستاوردهاي فناوري اطلاعات ،قابليت ها و خدمات قابل ارائه:

·  بررسي وضعيت موجود وزارت بازرگاني در حوزه فرآيندهاي سازماني وزارت و تشكيلات وابسته

·          استخراج فرآيندهاي کاري

·          بررسي فرآيندهاي استخراج شده و نهايي کردن آن با وزارت بازرگاني در سطوح زير

*      سطح اول: فرايندها (Process)

*      سطح دوم : زير فرايندها (Sub Process)

*      · سطح سوم : فعاليتها (Activity)

·      پيشنهاد ERP مورد نياز و مشخصات فني لازم[1] . 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پیوست1

 شركت تكنولوژي ايولويشن سنترز ( http://www.technologyevaluation.com/(TEC

يكي از منابع پيشگام در اينترنت براي مشاوره در ارزيابي ميباشد. TEC از سال 1993 در انتخاب نرم افزار، بمنظور كاهش هزينه، ريسك و زمان انجام اين فرايند، ارايه خدمات مينمايد. اين شركت صاحب 22 پايگاه ارزيابي تكنولوژي آن لاين از موضوعاتي نظيرERP ، CRM ، SCM  تا BI شامل هزاران معيار با جزئيات، در مورد 500 راه حل تكنولوژي ميباشد. از پايگاه اينترنتي شركت TEC ماهيانه بيش از 5/1 ميليون نفر بازديد ميكنند. از جمله هر ماهه معادل چندين ميليون صفحه از آن مورد بازديد مديران ارشد، مديران تكنولوژي، مشاورين و كارشناسانIT قرار ميگيرد.

 تعهدات شركت TEC در مقابل تصميم گيران راجع به IT بشرح زير است :

      1 -  TEC اطلاعات بيطرفانه، سهل، قابل مقايسه و قابل استفاده توسط كاربران فني و غير فني، راجع به محصولات نرم افزاري را از طريق اينترنت تامين ميكند. اطلاعات راجع به محصولات مختلف بر پايگاهاي دانش موجود در TEC متكي است و به اين منظور طراحي شده است كه كاربران را براي تصميم گيري بر يك ليست كوتاه توانمند نمايد. سايت : www.erpevaluation.com  را ملاحظه فرماييد .

      2 –  TEC خدمات دانش محور براي انتخاب، به مشترياني نظير توانير كه نيازمند كمك سيستماتيك در انتخاب ميباشند، ارايه مينمايد. روش منحصر بفرد TEC تركيبي از متدولوژي اثبات شده ، تكنولوژي ابداعي تصميم گيري و مشاورين با تجربه ميباشد. سايت www.tech-eval.com را ملاحظه فرماييد.

کليه دستگاههای اجرايي و شرکتهای دولتی عرضه کننده خدمات به افراد و بنگاهها مکلفند برای بهينه سازی رويه ها و فرايندهای اداری و تجاری و ساختارهای داخلی خود ، عمليات بازبينی داخلی و بهينه سازی ( BPR ) با محوريت راه حلهای مبتنی بر معماری فناوری اطلاعات و ارتباطات را با توجه به سند دولت الکترونيکی تا پايان سال 1384 آغاز کنند . برنامه ريزی اجرايي اين عمليات بايد به گونه ای باشد که به روندادهای اصلی آن مشتمل بر طرح های جامع به کارگيری فناوری اطلاعات و ارتباطات در داخل دستگاهها و برنامه ريزی منابع سازمانی ( ERP ) به ويژه در مورد زير سيستمهای ارايه خدمت به شهروندان و تعاملات الکترونيکی تا پايان سال 1385 در دسترس و عملياتی باشد .

 

 

5-نتیجه گیری

 در اين مقاله نشان داده ایم که برای داشتن یک پیاده سازی موفق ERP ، لازم است که انتخاب صحیحی از آن داشته باشیم ابتدا به بررسی متدولوژی شرکت TEC پرداختیم ، سپس با ارزیابی متدولوژی این شرکت به  تعدادي معيار يا شاخص که در فرايند ارزیابی و انتخاب   ERP در وزارت بازرگانی  مي‌توانستند مهم و موثر تلقي شوند مورد شناسايي قرار دادیم..

از آنجا که در زمینه ERP تحقیقات فراوانی انجام گرفته است و این تحقیقات بیشتر در زمینه مبانی، تئوری و مفاهیم برنامه‌ریزی منابع سازمانی و پیاده سازی آن صورت گرفته است، لزوم تحقیقاتی اصولی و علمی در زمینه انتخاب و بومی سازی سیستم ERP به ویژه درکشورعزیزمان ایران احساس می‌شود .

امید است تا با بهره گیری از این تکنولوژی، ایران نیز به عنوان یکی از استفاده کنندگان موفق ERP در سطوح اول جهان قرار گیرد.

تشكر و قدر داني

در اينجا برخود واجب مي دانم كه از زحمات و مشاوره هاي استاد گرامي جناب آقاي دكتر امیر محمد نیکجو و جناب آقاي حکمت كمال تشكر را داشته باشم.

معرفي مطالعه موردي

وزارت بازرگانی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مراجع و منابع

 

 [1] " پروژه ارزیابی وانتخاب ERP وزارت بازرگانی"، 

 www.raahbar.com/artiles Available on http://

ERP "اولین جلسه هماهنگی مدیران و کارشناسان خبره وزارت بازرگانی در اجرای پروژه [2]

1 آبان 1386

Available on http://AFD.moc.gov.ir

 

[3] Available on http://www.erpiran.com

 [4]احمد سلیمانی ."انتخاب نرم افزار ERP  در وزارت بازرگانی". دومین همایش تجربیات پیاده سازی سیستمهای برنامه ریزی منابع سازمان. دانشگاه علم وصنعت ایران.29 و 30 آبان 1386

Available on http://www.irerp.com

  [5] "استراتژی های بهره گیری از سیستم برنامه ریزی منابع سازمان ERP".17 آبان 1386

 Available on http://www.boshra.ir/

 

[6] شهناز پیروزفر." اصول ERP "

Available on http://www.tolueco.com

 

 [7] محمد امير نيکجو، مسعود مصدق خواه." کاربرد روش های TOPSIS فازی و برنامه ریزی آرمانی برای ارزیابی و انتخاب یک سیستم ERP[8] مناسب" 

 

[8] فروغ فرشیدفر. "مراحل پیاده سازی راه حل برنامه ریزی منابع سازمان
ERP Implementation ". 14/11/ 86

 

[9] Jyh-Biu yang , Chih-Tes wu, Chaiang-Huai Tsai.” Select of an ERP system for a construction firm in Taiwan: A case study”. Accepted 7 February 2007



[1] AHP

[2] Multi Attribute Decision Making

[3] Jacques Verville

[4] Conceptual  framework

[5] Excel

[6] Enar A. Tunc  and Ronald L. Burgoon

[7] Xavier Burgues , Xavier Franch, Joan Antoni Pastor

[8]  Enterprise resource planning

 
ارسال شده توسط احمد محمدی | 6 01, 2014 | بازدید‌ها (4190)

نقش ERP در بهره وری سازمانی

نقش پياده سازي ERP در بهبود و افزايش بهره وري سازماني

سعيد رضائيان

كارشناس سيستم و مدير پروژه هاي فن آوري اطلاعات

 

واژه هاي كليدي :

بهره وري سازماني ، فن آوري اطلاعات (IT) ، برنامه ريزي منابع سازماني (ERP)

 

چكيده :

در خصوص تأثير متغيرهاي سازمان در بهره وري ، مطالعات متعددي انجام پذيرفته و سهم و درجة تأثير هر يك از متغيرها بر سطح بهره وري مورد بررسي قرار گرفته است .

يكي از متغيرها و يا عوامل سازماني مؤثر بر بهره وري روش انجام كار است                          (Work Method) . در كلية تحقيقات بهره وري سازماني ، همة محققين به اين نتيجه رسيده اند كه روش انجام كار يكي از متغيرهاي مؤثر در بهره وري است و از نظر آماري همبستگي شديدي بين ارتقاء بهره وري و اصلاح روش انجام كار به ثبوت رسيده است .

طبق تحقيقات به عمل آمده در دانشگاه دال حوز كانادا ، 6 % عملكرد سازمان ها مربوط به مهارت كاركنان ، 9 % مرتبط با تعهد كاركنان و 85 % آن نيز به ساختارها ، سيستم ها و روش‌هاي انجام كار مربوط مي شود .

خوشبختانه با پيشرفت روز افزون فن آوري اطلاعات (Information Technology) و به خصوص صنعت نرم افزار ، بخش عمده اي از مباحث مرتبط با سيستم ها و روش هاي انجام كار متحول گرديده است . امروزه در سازمان ها با تنوع وسيعي از سيستم هاي وابسته به IT مواجه هستيم كه هر كدام بر حوزه و بخش خاصي از فرآيند تجاري متمركز شده و ابزاري قدرتمند را براي مديريت فراهم كرده اند .پياده سازي سيستم برنامه ريزي منابع سازماني (ERP:Enterprise Resource Planning) ، به عنوان ابزار توانمند ساز سازماني ، نه تنها به بسترسازي ساختار سازماني و فرآيندهاي كاري (فروسيستم ها) توجه دارد كه بسترهاي فرهنگي اجتماعي و اقتصادي (فراسيستم ها) سازماني را نيز مورد توجه قرار مي دهد .

امروزه در طراحي سازمان هاي اطلاعات محور ، از ERP به عنوان ابزاري كه بهره مندي از آن نتايج تبعي بسيار را شامل افزايش شفافيت ، كاهش هزينه ها ، كاهش خستگي نيروي كار ، ايجاد محيط كار مناسب ، ارتقاء مهارت هاي شغلي كاركنان و مديريت ، اصلاح روش‌هاي انجام كار و . . . به همراه دارد ، ياد مي شود . به ديگر سخن ، با پياده سازي ERP در سازمان ، شرايط عرضه عملكرد خوب در سازمان فراهم مي آيد كه اين خود اساس مديريت بهره وري را شكل مي دهد .

در اين مقاله به ERP به عنوان سيستم با مديريت يكپارچه بر كلية منابع يك سازمان پرداخته خواهد شد و نقش پياده سازي ERP در حذف فعاليت هاي بدون ارزش افزوده ، افزايش راندمان و بهره وري در سازمان اشاره مي شود .

اهداف تحقيق

در دنياي امروز مديريت بدون استفاده از ابزارها و راهكارهاي مناسب و متكي بر فناوري مدرن روز ، كاري بس دشوار مي باشد . سيستم هاي مبتني بر فن آوري اطلاعات (Information Technology) كه در يكي دو دهة اخير رشد چشمگيري را طي نموده اند از جمله ابزارهاي مديريت و برنامه ريزي مي باشند كه حوزه‌هاي وسيعي را تحت پوشش خود قرار داده اند .

سيستم هاي برنامه ريزي منابع سازمان (ERP:Enterprise Resource Planning) نمونه اي از اين قبيل مي باشند كه در چند سال اخير در كشور ما مورد استقبال فراوان قرار گرفته و به عنوان راه حل معضلات و مشكلات سازمان ها و اصلاح روش‌هاي انجام كار از آن ياد مي شود .

مطابق تعريف سازمان بين المللي كار (ILO) نتايج ناشي از بررسي روش هاي انجام كار                          (Work Method) ، اهداف مندرج در ذيل است1 :

1-    ساده تر كردن كارها

2-    مؤثرتر كردن كارها

3-    تقليل هزينه ها

4-    كاهش كل زمان انجام كار

در اين مقاله سعي گرديده است با به خدمت گرفتن واژگان و ادبيات حوزة مهندسي صنايع و فن آوري اطلاعات به موضوع نقش مؤثر كاربرد ERP در محيط كسب و كار پرداخته شود و امكان تحقق اهداف فوق به كمك ERP مورد مداقه قرار گيرد و نتيجه تبعي بهبود و افزايش بهره وري در سازمان به كمك تغيير روش ها و ايجاد شرايطي براي عرضة عملكرد خوب در سازمان مورد بررسي دقيق واقع گردد .

 

روش تحقيق

روش تحقيق اين مقاله ـ اساساً مبتني بر روش تفكر عميق ( Deep Thinking) استوار است و حاصل تجربيات عملي سيزده سالة نگارنده در زمينة كارشناسي ، تحليل سيستم ها و مديريت پروژه هاي فن آوري اطلاعات در بخش صنعت و خدمات مي‌باشد. در اين روش محقق فكر و انديشة خود را و نيز منظرگاهي كه او از آن جايگاه به حوزة مسأله مي نگرد ، تشريح مي نمايد .

 

همچنين از مطالعات كتابخانه اي و جستجوي اينترنتي نيز براي ارائة برخي نكات سود برده شده است .

 

سازمان به عنوان يك سيستم اجتماعي ، مؤثر بر بهره وري ملي

نگرش روي سازمان ها ، به عنوان يك سيستم اجتماعي ، به مديران و مسئولان امر كمك مي كند تا سازمان ر ا در رابطه با همسازي و پاسخگويي مداوم به محيط بيروني مربوطه ، كارآمدتر كنند .

آقاي دكتر ناصر فقهي فرهمند در كتاب مديريت پوياي سازمان چنين مي گويند : ”لازمة دستيابي به چنين كارآمدي سازماني ، شناخت دقيق ويژگي هاي هر سيستم اجتماعي در رابطه با مسائل ساختاري و عملياتي ، فراهم ساختن محيط مساعد و روش هاي مناسب به آن ويژگي ها مي باشد 1 “ ايشان از جمله عوامل مهم مؤثر بر سيستم هاي اجتماعي را نهاده هاي فن آوري مي دانند كه با نوع فن آوري و شرايط فني سازمان ارتباط دارد و به نوع ساختار سازمان ، نحوة رهبري و سرپرستي مؤثر مي باشد . عدم رعايت تناسب بين نيازهاي فن آوري و نهاده هاي انساني و ساختاري موجب كاهش شديد بهره وري بدليل عدم به فعل درآمدن پتانسيل هاي موجود مي گردد .

لذا سازمان ها ناچارند كه عمل تطابق و هماهنگي خود را با تغييرات محيط خارجي به صورت مستمر و مداوم پيگيري نمايند .

در مطلبي ديگر به قلم دكتر ناصر ميرسپاسي در خصوص توسعة مجموعه هاي كسب و كار و توسعة منابع انساني به گزارشي از دانشگاه دال حوز كانادا اشاره مي شود كه در مارس 2005 منتشر شده است2 و طبق اين تحقيق فقط 6 % عملكرد سازمان ها مربوط به مهارت يا حتي انگيزة كاركنان ، 9 % مرتبط با تعهد كاركنان و 85 %‌ آن به ساختارهاي سازماني ، سيستم ها و روش ها مرتبط است .

بنا به اين دست آوردها و شواهد بسياري ديگر مي توان اذعان داشت كه براي دست يافتن به درجة بالاتري از توانايي ها در سازمان مي بايست همزمان و بطور مستمر ساختارهاي سازماني ، سيستم ها و روش‌هاي كاري به طور پايه اي بازنگري و در صورت لزوم تغيير يابند .

 


 

1- فقهي فرهمند ، 1381 ، صفحة 54

2- ميرسپاسي ، 1384 ، صفحة 67

 

جدول ذيل، نشان دهندة شرايط كاملاً متفاوت بين مقتضيات سازمان ها در گذشته و امروز مي باشد.

                        جدول شمارة 1 : مقايسه جهان ديروز با جهان امروز

امروز

ديروز

عوامل مقايسه

پيچيده

ساده

فن آوري

پيچيده، گسترده و الزامي

ساده و محدود

مقررات و قوانين

سريع و گسترده

كم و محدود

شتاب تغييرات

بدون محدوديت

مشخص و محدود

مرزها و قلمروها

سخت گير و جستجوگر

قانع

مشتري

گسترده و پيچيده

كم و محدود

رقابت

گروهي

فردي

تفكر و هدايت

 

منبع : پورشمس، اصول و فنون مستند سازي، 1382، ص 98 

ملاحظه مي شود كه سازمان هاي امروزي ناچارند كه عمل تطابق و هماهنگي خود را با تغييرات محيط خارجي به صورت مستمر و مداوم پيگيري نمايند و امروز ديگر سازمان ها را نمي توان فقط بر پاية اصول سنتي اداره و هدايت كرد .

 

بهره وري بعنوان يكي از معيارهاي اصلي سنجش و هدايت عملكرد سازمان ها

موضوع بهره وري ، موضوع پيچيده اي است كه خود عوامل بسياري را در بر مي گيرد . همچنين دربارة تعريف بهره وري اجماع نظر كلي وجود ندارد . تعاريف مختلفي از طرف كارشناسان و سازمان هاي مختلف بين المللي از جمله : سازمان بين المللي كار (ILO ، 1919 ) ، سازمان همكاري اقتصادي بهره وري اروپا        (EPA ، 1985) ، سازمان بهره وري آسيايي (APO ، 1961) ، سازمان ملي بهره وري ايران در سال 1370      (NIPO ، 1991) ارائه گرديده است كه مي توان گفت كاربردي ترين آنها ، تعريف سازمان ملي بهره وري ايران است : ” به حداكثر رساندن استفاده از منابع ، نيروي انساني ، تسهيلات و غيره به طريقة علمي ، كاهش هزينه هاي توليد ، گسترش بازارها ، افزايش اشتغال و كوشش براي افزايش دستمزدهاي واقعي و بهبود استانداردهاي زندگي ، آنگونه كه به نفع كاركنان ، مديريت و جامعه باشد“1.

همچنين پيتر دراكر (Druker) پاره اي از عوامل قابل اتكا بعنوان معيارهاي سنجش بنگاه هاي اقتصادي را در هزارة سوم كسب و كار (B2K) شامل توان رقابتي شركت در بازار ، قدرت نوآوري ، وضعيت نقدينگي و توان سودبخشي مي داند كه هر يك بيشترين بار معنايي را بر روي بهره وري دارد .

امروزه تلاش مي شود تا به منظور برخورداري از تصويري جامع از عملكرد شركت ها ، به مجموعة متوازني از معيارها و شاخص ها توجه نمود تا بتوان تعادل و توازن منطقي ، معقول و مناسب در عملكرد شركت ها بر‌قرار نمود . در يك دسته بندي ديگر ، سينك (Sink) معتقد است كه شاخص هاي سنجش مي تواند شامل عواملي نظير : اثر بخشي ، كارآيي ، كيفيت ، بهره وري ، كيفيت زندگي كاري (QWL) ، نوآوري و سوددهي باشد .

رابرت كاپلان و ديويد نورتون1 نيز معتقدند كه در عصر اطلاعات ، سازمان ها جهت نيل به موفقيت رقابتي ، نيازمند به توانائيهايي جديد همانند توانايي در برقراري ارتباط با مشتريان ، نوآوري توليدي ، توانايي ارائه محصولاتي مبتني بر سفارشات مشتري ، مهارت هاي پرسنلي ، مهارت هاي انگيزشي و تكنولوژيكي مي‌باشند.

مجموعه نكات اشاره شده ، مؤيد اين واقعيت است كه سازمان ها بايستي استانداردهاي جديد بهره وري را رعايت كنند و به عبارت بهتر ، متناسب با واقعيت هاي نوين در عرصة كسب و كار ، بهره وري را باز تعريف نمايند .

مطابق تعريف معمول ، بهره وري را نسبت ارزش حاصل از نتايج بدست آمده به ارزش منابع بكار رفته مي گويند . روشن است كه چنانچه صورت كسر افزايش يافته و يا مخرج كسر كاهش يابد ، بهره وري افزايش خواهد يافت و بنابراين براي انجام هر تحليلي ابتدا بايستي ارزش اجزاي مخرج كسر يعني ”منابع بكار رفته“ و همچنين ارزش اجزاي صورت كسر يعني ”نتايج بدست آمده“‌را شناسايي كنيم .

براي آنكه بهره وري به حداكثر برسد ، بايستي اولاً عوامل و اجزاي مخرج كسر بهره وري ، ثانياً عوامل و اجزاي صورت كسر و ثالثاً روند و فرآيند توليد مورد مطالعه قرار گرفته و ارتباط آن با بهره وري مشخص گردد.

البته براي آنكه عوامل بهره وري به صورت منطقي و بطور كامل مورد بررسي قرار گيرد ، بهتر است علاوه بر مطالعه تأثير عوامل مؤثر در بهره وري از نظر ورودي ها و خروجي ها به فضاي سازماني مؤثر بر بهره وري توجه داشته باشيم .

 

در شكل شمارة 1 ، مجموعه عوامل مؤثر بر بهره وري در فضاي سازماني ارائه گرديده است . فضاي سازماني اشاره به مجموعه اي از خاصيت هاي قابل اندازه گيري در محيط كاري دارد كه به طور مستقيم و يا غير مستقيم به وسيلة افرادي كه در آن محيط كار و زندگي مي كنند ، ادراك مي شود و در انگيزش و رفتار آنها تأثير مي گذارد (ليتوين و استرينجر ، 1968) .

شكل شماره 1 : فضاي سازماني مؤثر بر بهره وري

         خطوط           متغيرهاي داخلي بنگاه  و خطوط             متغيرهاي خارجي بنگاه

منبع: نگارندة مقاله

همانطور كه ملاحظه مي شود ، كلية عوامل شمرده شده ، به دو دستة كلي عوامل خارجي و غير قابل كنترل و نظارت از سوي بنگاه ( شامل دولت و زير ساخت هاي عمومي و منابع طبيعي و غيره) و عوامل داخلي كه خود شامل دو دسته عوامل نرم ( افراد ، روش هاي انجام كار ، شيوه هاي مديريت و . . . ) و عوامل سخت ( فرآورده ، تجهيزات ، فنون و . . . ) مي شود ، قابل دسته بندي مي باشد.

در اين مقاله ، تلاش داريم تا اين مفهوم را منتقل نمائيم كه پياده سازي سيستم برنامه ريزي منابع سازماني (ERP) در بنگاه بعنوان يك عامل مؤثر بر سازمان و بالطبع مؤثر بر بهره وري سازماني مطرح و ضروري مي باشد .

 

برنامه ريزي منابع در سازمان (Resource Planning)

از يك افق تاريخي ، برنامه ريزي منابع در محيط هاي كسب و كار ، به دهة 70 ميلادي بازگشت دارد . برنامه ريزي مواد اوليه براي توليد (MRP: Material Requirements Planning) در سال 1975 به وسيلة اورليكي (Joe Orlicky) براي اولين بار مطرح شد . اين سيستم عمدتاً به برنامه ريزي مواد اوليه براساس درخت محصول (BOM) ، برنامه كلان توليد (MPS) ، توانمندي ها و ظرفيت كاري مي پردازد . در دهة 80 و در سال 1984 بود كه آقاي وايت (Oliver Wight) ، مبحث برنامه ريزي منابع براي حوزة ساخت را مطرح كرد (MRP II: Manufacturing Resource Planning) و هدف خود را برنامه ريزي منابع ساخت عنوان نمود . در اين سيستم كلية منابع ماشيني ، مواد اوليه ، انسان مطرح بودند . وظايفي نظير : برنامه‌ريزي شركتي ، برنامه ريزي توليد ، زمان بندي اصلي توليد، برنامه ريزي نيازمندي هاي مواد و برنامه‌ريزي‌هاي نيازمندي هاي ظرفيت و سيستم اجرايي براي مديريت ظرفيت و الويت ها .

با بالا گرفتن موضوع قيمت تمام شده و رقابت در دنياي كسب و كار ، در دهة 90 ميلادي ، برنامه ريزي منابع مالي سازمان ( MRP III: Money Resource Planning ) مطرح شد كه به موضوع مديريت مالي توليد محصول توجه خاص داشت .

در اين سيستم علاوه بر موارد پيش گفته ، شامل گزارش هايي نظير : برنامة مالي شركت ، گزارش كميتة خريد ، بودجه و موجودي بود .

از اين رهگذر در سال 1990 بود كه واژه جديدي با عنوان ERP برگرفته از عبارت :         

  Enterprise Resource Planning با معناي برنامه ريزي منابع سازماني يا شركتي رواج يافت.   سيستم هاي MRP به موضوع موجودي پرداختند و فرزندانشان ، سيستم هاي MRP II و MRP III علاوه بر آن ، موضوعات برنامه ريزي توليد و حسابداري را نيز در بر گرفتند و هم اكنون ERP كه از نوادگان MRP به حساب مي آيند ، كل پهنة سيستم هاي شركت را از زنجيرة تأمين تا پشتيباني از مشتريان را در بر مي گيرد . به طور سنتي ، شركت هاي توليدي در دو سيستم مجزا شامل فعاليت هاي طراحي و فعاليت هاي غير طراحي عمل مي كردند . از يك سو سيستم مديريت داده هاي محصول

( PDM : Product Data Management ) بخش طراحي مهندسي محصول را رهبري مي‌كرد و از سوي ديگر ، سيستم برنامه ريزي نيازمندي هاي مواد اوليه يا MRP ، بخش لجستيكي سيستم را نشان مي‌داد و بيانگر درخت محصول (BOM) بود .

متأسفانه اين سيستم ها ، به صورت وسيعي از هم جدا باقي مانده بودند . سؤال اساسي كه مطرح است عبارت است از اين كه ”دقيقاً در سطح عمليات چه اتفاقي مي افتد ؟“ بدون اجراي محاسبات MRP بسياري از شركت ها قادر به پاسخ گويي به اين سؤال و موارد مشابه نبودند . آقاي ويليامز (Williams) مي گويد : سيستم هاي  جمع آوري داده از سطح كارخانه به خوبي مي توانند به حل اين مشكل كمك كنند . سؤالي كه مي تواند هم اكنون مطرح شود اين است كه آيا ERP مي تواند سيستم مديريت داده هاي محصول را نيز پشتيباني كند ، مثلاً اطلاعات مهندسي در طراحي محصول را نيز مي تواند مديريت كرد ؟ پاسخ آن است كه ERP به راحتي اين قابليت را در واسط ( Interface ) خود فراهم مي آورد تا بتواند به ابزارهاي قدرتمندي نظير CAD متصل شد و آنها را نيز به خدمت ERP در آورد .

 

برنامه ريزي منابع سازماني (ERP)

آقاي ريچاردسون (Richardson) از صاحب نظران علوم مديريت در تعريف ERP مي گويد : ” ERP ، مجموعه اي نرم افزاري ، متشكل از چند برنامة كاربردي شركتي مي باشد كه براي نظارت و كنترل وظايف كليدي شركت در يك سازمان ، شركت و يا بنگاه استفاده مي گردد . به عبارتي ، ERP اتصالي است بين بسته هاي نرم افزاري مالي نظير دفتر كل ، خريد ، حقوق و دستمزد و غيره با جنبه هاي عملياتي نظير مهندسي ، توليد ، تحقيق و توسعه (R&D) و نيروي انساني كه عمليات را پشتيباني مي كنند و غيره“1

با اين توصيفات ، توجه به اين نكته نيز مهم است كه در حال حاضر ، تفاوت چنداني ميان MRP II و ERP در جوامع آكادميك و صنعت نمي توان يافت . جز اينكه واژه MRP II براي شركت هاي توليدي و كارخانه ها استفاده مي شود ، در حالي كه واژه ERP براي هر نوع سازماني قابل استعمال است و به نظر مي‌‌رسد كه به تدريج در كارخانه ها و شركت هاي توليدي نيز به جاي استفاده از MRP II از ERP استفاده مي نمايند .

بر همين اساس در اين مقاله در جايي از كارخانه نام مي بريم در جايي ديگر سازمان و يا شركت و يا بنگاه.

منابع مورد نظر ERP نيز انسان ، پول ، ماشين ، مادة اوليه و داده است . ERP نيز همان سلف پيشين ، خود را متولي كلية اطلاعات درون سازمان مي داند و وظيفة خود را مديريت و پردازش دقيق و صحيح آنها به حساب مي آورد. محصول يا خروجي سيستم ERP نيز تهية انواع گزارش هاي مديريتي و اطلاعات مورد نياز مديران براي تصميم گيري در برنامه ريزي هاي بلند مدت ، تعيين استراتژي هاي سازمان و . . . مي باشد .

نكته آنكه محصول ERP امكان انطباق محصول با نيازهاي مشتري را از طريق ماژول هاي مديريت مشتري ( Customer Management ) فراهم مي آورد .

 

رابطة بازدهي منابع سازمان با درجة بكارگيري فن آوري اطلاعات

ضريب بازدهي و بهره وري منابع سازمان ، با ضريب به كارگيري فن آوري اطلاعات رابطة مستقيم دارد . بدين معني كه هر چه سازمان از فن آوري اطلاعات استفادة بيشتر و اصولي تر نمايد به همان نسبت بازدهي و بهره وري منابع خود را افزايش مي دهد . اين موضوع تا نقطة اشباع سازمان به لحاظ ظرفيت جذب فن‌آوري اطلاعات ادامه دارد . هر مقدار كه به كارگيري فن آوري اطلاعات در سازمان با برنامه ريزي بهتر و به شكل متوازن تر و با ملاحظه نتايج تحليل ”هزينه و فايده“ (Cost & Benefit Analysis ) و رعايت اولويت‌هاي به كارگيري آن باشد ، نسبت به شرايطي كه اين ملاحظات در آن كمتر رعايت شود ، ضريب بازدهي و بهره وري كل منابع سازمان افزايشي به مراتب چشمگيرتر دارد .

بازگشت ناپذيري رشد بهره وري ناشي از فن آوري اطلاعات

يكي از اوصاف مهمي كه لازم است در طراحي فرآيند رشد بهره وري منابع سازمان مد نظر باشد، آن است كه فرآيندهاي رشد يافته حتي الامكان بازگشت ناپذير مي باشند . رشد فعاليت هاي مثبت الزاماً ماندگار و بازگشت ناپذير نيست . در مواردي كه رشدي به وجود مي آيد ، بستر مناسبي لازم است تا آنچه ”رشد“ يافته ، به مفهوم ”توسعه يافته“ بدل شود . يعني روند مثبت ايجاد شده نهادينه شود و به طور عادي قابل بازگشت نباشد . در اين صورت مفهوم توسعه تحقق مي يابد . البته اين بدان معني نيست كه در همة موارد به دنبال رشد غير قابل بازگشت باشيم و انواع ديگر بهبودي را نامقبول و مردود بدانيم . در برخي موارد ، ضرورت هاي مقطعي يا منابع موجود ايجاب مي كند تا در زمينة مورد نظر بهبودي ايجاد كنيم ولو آن كه غير دائم و موقت باشد . اما در بيشتر موارد ، اهميت بهبود و رشدي كه پديد مي آوريم در ماندگاري آن است . تحقق وصف پايداري براي حركت هاي اصلاحي ، پر هزينه تر از فرآيند اصلاحات مقطعي و بازگشت پذير است ، اما آنچه ارزشمند و پر بهاست ماندگاري بهبودها و خوبي هاي پديد آمده است .

يكي از كاركردهاي به كارگيري اصولي فن آوري اطلاعات در سازمان آن است كه رشد و بالندگي پديد آمده در بستر اين فن آوري ، غالباً مي تواند واحد وصف ماندگاري و بازگشت ناپذيري شود .

به عنوان نمونه ، زماني كه نظام برنامه ريزي سازمان و مديريت منابع در بستر اين فن آوري شكل مي‌گيرد ، چگونه مي توان تصور نمود كه پس از آن با بقاي سازمان ، نظام برنامه ريزي و نظام مديريت ايجاد شده بر مبناي اين فن آوري ، به وضعيت سابق بازگردانده شود .

زماني كه ارتباطات بازرگاني و مديريت روابط با مشتريان1 بر اساس فن آوري اطلاعات استوار گشت ، نمي‌‌توان سازمان را از اين حالت به وضعيت گذشته باز گرداند . حتي در ساده ترين و كم اهميت ترين حوزه ها نيز كه فن آوري اطلاعات جانشين عناصر انساني يا بخش هاي سازماني مي شود ، در صورتي كه اين جانشيني اصولي و محاسبه شده صورت پذيرفته باشد ، نه سازمان به حالت سابق باز مي گردد و نه در ميان مديران اراده اي براي بازگرداندن سازمان به وضعيت سابق شكل مي گيرد .

به عنوان مثال امور مالي ، حقوق و دستمزد و پرسنلي ، دبيرخانه و بايگاني سازمان اگر به نظام مبتني بر فن‌آوري اطلاعات منتقل گشت ، اين انتقال معمولاً دائمي و بدون بازگشت پذيري است .

تعريف مفهومي ERP

”مديريت يكپارچه بر كلية منابع مورد نياز و مشغول فعاليت در يك سازمان ، ايجاد ارتباطات لازم و حذف ارتباطات زائد (فعاليت هاي بدون ارزش افزوده) بين بخشي و درون سازماني كه نهايتاً افزايش راندمان و بهره‌وري هر يك از بخش ها و نيز كل سازمان را به همراه خواهد داشت“ . اين مفهوم با تمركز بر فرآيندهاي تجاري سازمان و استفاده از بهروش (Best Practice) صورت مي گيرد . بدين معني كه بهترين فرآيندها و عمليات مورد نياز هر سازمان يا صنعت ، از طريق بررسي و الگو برداري (Benchmarking) در ساير سازمان‌ها و صنايع مشابه در دنيا ، شناسايي شده و مبناي فعاليت و طرح ريزي در سازمان مورد نظر ، قرار مي‌گيرد1.

 

تعريف ابزاري ERP

”سيستمي كامپيوتري ، حجيم و با هزينة قابل توجه كه از ماژول هاي نرم افزاري متعددي جهت ايجاد يكپارچگي در سازمان ها تشكيل شده است . اين سيستم با استفاده از تكنولوژي هاي اطلاعاتي پيشرفته ، مديريت و برنامه ريزي يكپارچه بر منابع سازمان و هدايت و كنترل آن را تسهيل مي كند“   (Markus & Tanis,2000) به اين ترتيب مهمترين نكتة قابل استنتاج از هر دو تعريف مفهومي و ابزاري ERP ،اين است كه جهت دستيابي به يكپارچگي در يك سيستم ، ابتدا بايستي هر يك از زير سيستم ها و اجزاي آن ها در داخل خود ، سيستماتيك و منسجم شده و سپس به يكپارچگي اين بخش ها و لايه هاي جدا از هم در يك سيستم جامع و در قالب فرآيند تجاري آن سيستم اقدام نمود . شكل شماره 2 تصوير عمومي سيستم هاي ERP را ارائه مي‌دهد .

 

 : Rahul V.Altekar, January 2000 Enterprise wide Resource PlanningٍSOURCE

 

ERP چگونه مي تواند بهره وري را در سازمان افزايش دهد ؟

بكارگيري سيستم ها و روش هاي استاندارد شده انجام عمليات سازماني اين امكان را فراهم مي آورد كه به كارهاي خود نگرش سيستمي داشته و از اين طريق چگونگي عملكردهاي سازمان را بهبود بخشيم .

هنگامي كه استفاده از اين روش در سازمان بومي مي شود و گسترش مي يابد ، تمامي اعضاي گروه ها و استفاده كنندگان از اين روش در جهت حذف ضايعات ناشي از سرمايه ، كاركنان ، مواد اوليه ، زمان و بهبود موقعيت هاي سازماني حركت خواهند كرد .

و بدين ترتيب مشاغل سازماني سريعتر ، با هزينة كمتر ، ساده تر و ايمن تر به انجام خواهند پرداخت .

از آنجا كه نوعاً پياده سازي ERP يك نوع آسيب شناسي و شناخت وضع موجود را بهمراه دارد لذا موقعي كه ما در مسير بهبود فرآيندها حركت مي كنيم ، علل ريشه اي اتفاقات حادث شده در فرآيندها را به روش سيستماتيك شناسايي كرده و اثرات آنها را كاهش مي دهيم ، برخي از فعاليت ها را تغيير داده و از اين طريق سعي در كاهش خطاها و بهبود فرآيندها مي نمائيم .

برخي از نتايج  حاصل از پياده سازي ERP در سازمان  به قرار ذيل فهرست گرديده است :

1-    صرفه جويي در هزينه و بهبود بخشيدن جهت تبادل اطلاعات (كاهش هزينه هاي ناشي از حمل و نقل)

2-    اجتناب از خطاهاي انساني ، هنگامي كه وظايف تكراري يا بسيار پيچيده است

3-    صرفه جويي مالي بدليل كاهش خطاها و زمان انجام وظايف

4-    ادغام و هماهنگي چندين وظيفه در يك وظيفه

5-    بهبود بخشيدن كارآيي و اثر بخشي سازماني

6-    بهبود مديريت مياني و كاهش فرآيندهاي زائد از طريق اطلاعات مفيدتر

7-    ايجاد تمركز گرايي در عين تمركز زدايي در مديريت سازمان

8-    حذف فواصل و مرزهاي جغرافيايي بين دواير سازمان ها

9-    گسترش فرهنگ مشاركت در بين كاركنان

10-اعمال رويكرد زنجيرة تأمين در كوچكترين جزء سازماني

11-افزايش بهره وري و كيفيت خدمات عمومي

12-كنترل و نظارت بر شيوة و فرآيند ارائة خدمات و جلب رضايت مشتري

13-رقابت پذيري مؤسسات و بنگاههاي اقتصادي كشور در سطح بازارهاي داخلي و خارجي

14-افزايش بهره وري فعاليت هاي زنجيرة تأمين

15-كاهش سلسله مراتب و ارتفاع هرم مديريتي سازمان ها

16-حذف سازمان هاي موازي و شفافيت هر چه بيشتر امور و يكسان سازي فعاليت ها

17-توسعه و گسترش فرصت هاي جديد كسب و كار در سازمان

18-افزايش بهره وري و اثر بخشي در استفاده از تمام منابع در سراسر سازمان

 

هم سويي اقدامات پياده سازي ERP با معيارهاي جايزة ملي كيفيت و بهره وري

معيارهاي جايزة ملي كيفيت و بهره وري ، بر پاية  مجموعه اي از ارزش ها و مفاهيم محوري بنا شده اند . اين ارزش ها و مفاهيم محوري ، اصول برتري عملكرد است كه سازمان بايد در كلية فعاليت هاي خود اين اصول را به عنوان راهنماي عملكرد مد نظر قرار داده و در جهت دستيابي هر چه بهتر به آنها قدم بر دارد . اين ارزش ها و مفاهيم ، پايه و اساس تلفيق و يكپارچه سازي الزامات كليدي عملكرد سازماني در يك چارچوب نتيجه گرا هستند و رفتارهاي نهفته در سازمان هاي برتر را نشان مي دهند . مفاهيم و ارزش هاي محوري در جايزة ملي كيفيت و بهره وري عبارتند از :

1-    رهبري و مديريت

2-    مشتري گرايي

3-    بهبود بهره وري ، يادگيري مستمر و ارزش نهادن بر كاركنان

4-    پاسخگويي سريع

5-     كيفيت طراحي و پيشگيري

6-    تمركز بر آينده

7-    مديريت نوآوري

8-    مديريت بر مبناي واقعيات

9-    توسعة همكاري هاي داخلي و بيروني

10- مسئوليت پذيري عمومي

11- نتيجه گرايي و ايجاد ارزش

هم سو

ارسال شده توسط احمد محمدی | 5 01, 2014 | بازدید‌ها (1237)

 تعيين ارزش اطلاعات در توجيه سيستمهاي پشتيبان تصميم

چكيده

استفاده از سيستمهاي اطلاعاتي در سازمان و مديريت، مستلزم صرف هزينه‌هايي است كه بايد با برآورد منافع آنها، توجيه شوند. توجيه اين سيستمها در ابتدا كه تمركز آنها بر داده‌ها و خودكارسازي عمليات دستي بود، به آساني انجام مي‌گرفت اما با محور شدن اطلاعات در آنها، كار توجيه سرمايه‌گذاري لازم نيز به پيچيدگي گراييد. به همين دليل، تحليل هزينه ـ منفعت به يكي از مراحل توسعه سيستمهاي اطلاعاتي مبدل گرديد. اين تحليل بويژه درباره سيستمهاي پشتيبان تصميم، با دشواريهاي بيشتري روبه‌روست. پيچيدگي و تعامل منافع و ناممكن بودن كمّي كردن بسياري از آنها به‌علاوه مشكل تعيين ارزش اقتصادي براي اطلاعات به عنوان خروجي اصلي اين سيستمها، اصلي‌ترين اين دشواريها به شمار مي‌روند. در اين مقاله، پس از بررسي سير تحول سيستمهاي اطلاعاتي و ماهيت متغير منافع آنها، توصيف سيستمهاي پشتيبان تصميم و منافع آنها، مشكل تعيين ارزش اقتصادي براي اطلاعات مطرح و سپس با بررسي مفهوم ارزش در علم اقتصاد، مشكلات تعيين ارزش اطلاعات از ديدگاه اقتصاد اطلاعات بيان مي‌شوند. در پايان نيز با ارائة مدل فضاي اطلاعاتي، كاربرد آن در تعيين ارزش اطلاعات ارائه مي‌گردد.

كليدواژه‌ها: سيستمهاي اطلاعات، سيستمهاي پشتيبان تصميم، ارزش اطلاعات، تحليل هزينه‌ ـ منفعت، مدل فضاي اطلاعاتي.



مقدمه

تا پيش از دهة 1950، نه استادان دانشگاهي و نه مديران اجرايي، هيچ‌يك به سازمان به عنوان تصميم‎گيرنده يا پردازندة اطلاعات نمي‌نگريستند و اين ايده كه سازمانها اطلاعات را پردازش مي‌كنند، ايده‎اي نسبتاً جديد است. پيش از آن، نظريه‌هاي رهبري به بحث دربارة مهارتهاي تصميم‎گيري يا مهارتهاي ارتباطي نمي‎پرداختند و اقتصاددانان، بنگاهها را داراي اطلاعات كامل و قابليتهاي تحليلي نامحدود مي‎دانستند.

پس از اين سالها بود كه ديدگاه پردازش اطلاعات در سازمان مطرح شد و برخي از دانشمندان، مديران را به عنوان تصميم‎گيرندگاني با قابليتهاي محدود توصيف كردند. تعدادي از روانشناسان اجتماعي نيز به مطالعة حل مسئله از سوي گروههاي كوچك پرداختند و تلويحاً با گروهها به عنوان پردازشگران اطلاعات برخورد كردند. برخي از روانشناسان استفاده از برنامه‌هاي رايانه‌اي را به عنوان مدلهاي حل مسئلة انساني، آغاز كردند. تعدادي از اقتصاددانان دربارة محدوديتهاي ممكن در نظريه‎هاي اقتصادي بحث كردند. در همين سالها بود كه «مارچ» و «سايمون» سازمانها را به عنوان پردازشگران اطلاعات توصيف كردند (March and Simon 1958) و اطلاعات به عنوان توليدكنندة كليدي ثروت در جوامع پساصنعتي شناخته شد (Boisot and Canals 2004). در دهة 1970، بسياري از مطالعات دربارة سازمانها به عنوان سيستمهاي تصميم‎گيري و پردازش اطلاعات به انجام رسيد. ناظران به مشاهدة سازمانها به عنوان سيستمهايي با فعاليتهاي قابل انعطاف و همچنين ساختارهاي باثبات پرداختند و به ‌تدريج كانون تمركز در سازمانها از فعاليتهاي فيزيكي به سمت فعاليتهاي ذهني و فكري سوق يافت (Laudon and Starbuck 1996, 3923).

بدين ترتيب، مديران به عنوان افرادي مطرح شدند كه تصميم‎گيري و حل مسئله بخش عمده فعاليت آنان را تشكيل مي‌داد. «سايمون» و همكارانش، تواناييها و مهارتهايي را كه كيفيت تصميمها و راه‎حل مسائل را تعييين مي‎كنند، نه تنها در مغز و انديشه انسانها بلكه در ابزارها و ماشينهايي نيز مي‌دانند كه امروزه به نام «رايانه» شناخته مي‎شوند (Simon et al. 1987, 12). تلاشهاي اوليه براي كاربرد رايانه‎ها در سازمانها، بر داده‎ها تمركز داشتند. سپس اين تمركز به سمت اطلاعات و پشتيباني تصميم سوق يافت و امروزه بيشترين توجه به كاربردهاي رايانه‎ها، در ارتباطات و مشاوره معطوف است (McLeod 1995, 18).

استفاده از رايانه‎ها و توسعه سيستمهاي اطلاعاتي مانند هر سرمايه‎گذاري ديگري در سازمان بايد توجيه شده باشد (Alshawi, Irani, and Baldwin 2003). گزينش و پيگيري مؤثر سرمايه‌گذاريها در اين زمينه به عاملي حياتي در مانايي و كامروايي سازمانها بدل شده است (Gunasekaran, Ngai, McGaughey 2006). در دورة پردازش الكترونيكي داده‎ها[2]، هزينه‎هاي استفاده از رايانه‎ها بر اساس كاهش هزينه‎هاي نيروي انساني توجيه مي‎شدند. هر چند رايانه‎ها، آن‌طور كه برنامه‎ريزي شده بود، نتوانستند هزينه‎هاي نيروي انساني را كاهش دهند، اما به ميزان قابل‎توجهي باعث موفقيت در انجام بهتر كارها شدند كه به دستيابي به كارايي بالاتر و سرمايه‎گذاري كمتر منجر مي‎شد. اما توجيه كاربرد رايانه‎ها با پديد آمدن سيستمهاي اطلاعات ـ محور[3] به دشواري گراييد، زيرا سنجش و تعيين ارزش اطلاعات امري مشكل است. بنابراين، با وجود اينكه مديران، توجيه اقتصادي اقدامهاي خود را ترجيح مي‎دهند، اما هميشه چنين امكاني وجود ندارد، زيرا هزينه‎ها را مي‎توان با دقت نسبي برآورد كرد، اما برآورد منافع به اين صورت و با چنين دقتي امكان‎پذير نيست. اين مشكل دربارة سيستمهايي كه اطلاعات توليد مي‎كنند، بزرگتر است زيرا با موضوع تعيين ارزش براي اطلاعات مواجه هستيم (McLeod 1995, 25-26, 736).

سيستمهاي پشتيبان تصميم يكي از انواع سيستمهاي «اطلاعات ـ محور» هستند كه به مديران در حل مسائل و گرفتن تصميمهاي نيمه ساخت‌يافته ياري مي‎رسانند. اين سيستمها رايانه را به نحوي با فرايند تصميم‎گيري تركيب مي‎كنند كه جزئي از آن مي‎شود و بدين‌ترتيب به مديران اجازه مي‎دهند به جاي اينكه تنها دريافت‎كنندة ساده «اطلاعات» باشند، از آنها «استفاده» كنند (Floyed, Charles, and Davis 1989, 482). هزينه توسعه چنين سيستمهايي، در صورتي كه كوچك باشند نسبتاً ناچيز است و بنابراين توجيه آنها موضوع مهمي نيست. اما هزينه يك سيستم متوسط يا بزرگ مي‎تواند بسيار بالا باشد. بنابراين، به اين سيستمها بايد به عنوان بديلي در سرمايه‎گذاري نگاه كرد كه نه تنها بايد نتيجه‎اي مطلوب در بر داشته باشند، بلكه بايد نسبت به گزينه‎هاي ديگر سرمايه‎گذاري نيز (شامل انجام ندادن هرگونه اقدامي) مزيت داشته باشند Turban and Aronson 1998, 774)). بنابراين، در توسعه سيستمهاي پشتيبان تصميم، بايد براي سرمايه‌گذاري توجيه كافي وجود داشته باشد، زيرا از لحاظ عقلي مي‎توان با افزايش اطلاعات، تصميم بهتري گرفت. اما از ديدگاه مديريتي، پرسش بعدي اين است كه هزينه كسب اطلاعاتِ بيشتر چقدر است و نتايج بالقوة كسبِ آن چه هستند (Post and Anderson 2000, 135). با وجود اين، توجيه اين سيستمها پيش از توسعه و ارزيابي نتايج حاصل از توسعه و كاربرد آنها، از جنبه‎هايي با دشواري روبروست. از جملة اين دشواريها مي‎توان به كيفي بودن بيشتر منافع حاصل از سيستمهاي پشتيبان تصميم (Turabn, Leidner, McLean, and Wetherbe 1996, 561-562; Alshawi, Irani, and Baldwin) 2003)) كه اهميت فزاينده‌اي نيز يافته‌اند (Ward, Taylor, and Bond 1996, 215) و مشكلات موجود در تعيين ارزش اقتصادي براي اطلاعات به عنوان خروجي اصلي اين سيستمها اشاره كرد كه در ادامه به آنها پرداخته مي‎شود.



تحول سيستمهاي اطلاعاتي و ماهيت متغير منافع آنها

اولين رايانه‎ها براي محاسبة فرمولهاي علمي و كاربردهاي نظامي در طول جنگ دوم جهاني و بلافاصله پس از آن در دهة 1940 طراحي شدند، اما كاربرد تجاري آنها در اوايل دهة 1950 آغاز شد. كار آنها بر روي «داده‌ها» متمركز بود و مخصوص عملياتي پرحجم و تكراري بودند كه توجيه آنها وجود داده‌هاي پرحجم و تكراري بود. چنين سيستمهايي با عنوان «سيستمهاي پردازش داده‎ها يا عمليات» شناخته مي‎شوند.

با كاهش هزينه‎هاي سيستمهاي رايانه‎اي و افزايش قابليتهاي آنها، استفاده از سيستمهاي اطلاعاتي براي انجام كارهايي كه حجم كمتري از عمليات تكراري داشتند نيز توجيه يافت. در دهة 1960، نوع جديدي از سيستمهاي اطلاعاتي به وجود آمد كه اطلاعات مربوط به تصميمها را در حوزه‎هاي علمياتي سازمان، گردآوري، سازماندهي، خلاصه و ارائه مي‎كنند. اين سيستمها كه تمركزشان بر «اطلاعات» است، با نام «سيستمهاي اطلاعات مديريت» شناخته مي‎شوند.

استفاده از رايانه‎ها در اواخر دهة 1960 و اوايل دهه 1970 افزايش يافت و ارتباطات الكترونيكي را نيز در برگرفت اين ارتباطات، بخشي از سيستمهاي اتوماسيون اداري به شمار مي‌‎آمدند. در اوايل دهة 1970، با كاهش بيشتر هزينه‎ها و افزايش قابليتها، كاربرد پشتيباني رايانه‎اي براي تعداد روزافزوني از امور غيرمعمول توجيه يافت. در آن زمان، سيستمهاي پشتيبان تصميم متولد شدند كه هدف اصلي آنها، ارائة پشتيباني رايانه‎اي براي تصميمهاي پيچيده، غيرمعمول و نيمه ساخت‎يافته است. تمركز اصلي اين سيستمها بر پشتيباني تصميم است. استفاده گسترده از اين سيستمها، در آغاز به دليل هزينه‎هاي زياد ايجاد آنها، مقدور نبود اما با انقلاب رايانه‌هاي شخصي كه در حدود سال 1980 پديد آمد، اين وضع تغيير يافت. در اواسط دهة 1980، در رشته رايانه حوزة جديدي با عنوان «هوش مصنوعي» پديد آمد كه پاية بسياري از سيستمهاي هوشمند سيستمهاي مبتني بر دانش است. تمركز اين سيستمها بر تشخيص مسئله، پيشنهاد راه حل و يادگيري كاركنان است.

تمامي سيستمهاي ياد شده، بسيار مفيد، اما نسبتاً منفعل هستند. حتي سيستمهاي خبره به خوديِ خود، قادر به يادگيري نيستند. در اوايل دهة 1990، نوع جديدي از سيستمها پديد آمد كه قابليت يادگيري داشتند. سيستمهايي مانند «شبكه‎هاي عصبي مصنوعي» و «الگوريتم ژنتيك» از اين جمله‎اند كه قادر به يادگيري از گذشته هستند. چنين قابليتي، رايانه‎ها را قادر مي‎سازد حتي اطلاعات ناقص و مبهم را نيز پردازش كنند (Turban, Rainer, and Potter 2005, 38-39; McLeod 1995, 18-19; Watkins 1998, 58-60).

«توربان»، «گوناسكاران» و همكارانشان، بر اساس سير تحول سيستمهاي اطلاعاتي، ماهيت متغير منافع آنها را توصيف كرده‎اند. از نظر آنان سيستمهاي اطلاعاتي در ابتداي كاربرد فناوري اطلاعات، بيشتر براي افزايش كارايي استفاده مي‌شدند و سيستمهاي دستي را به خودكار تبديل مي‌كردند كه در نتيجه، هزينه‎ها كاهش مي‎يافت. منافع ناشي از چنين كاهش هزينه‎اي محدود و مشخص بودند؛ به‌علاوه، اندازه‎گيري ميزان اين منافع بيشتر به صورت مستقيم انجام مي‎پذيرفت.

در سالهاي اخير، منافع بالقوة فناوري اطلاعات، رو به افزايش مؤثري است. اين منافع، هر روز ناملموس‌تر مي‎شوند و تأثير مستقيمي بر هزينه ها ندارند، يا تأثير آنها بسيار ناچيز است. بدين‎ترتيب، نه تنها تشخيص منافع دشوارتر است، بلكه كمّي كردن آنها نيز مشكل است. افزون بر اين، منافع اين فرآيند نه فقط در قلمرو فناوري اطلاعات، بلكه در تمامي فرايند قابل مشاهده است. از اين گذشته، منافع مربوط به اثربخشي، ماهيتي هم‎افزا دارند. بدين ترتيب ممكن است يك سود عمده كه از كاربرد فناوري اطلاعات در يك زمينه حاصل مي‎شود، با منفعت بي‎اهميت ناشي از يك مورد ديگر، تركيب شود و منفعتي قابل‎توجه پديد آورد كه بسيار بيشتر از مجموع بخشهاي كم اهميت‎تر آن باشد. ويژگي ديگر منافع بسياري از سيستمهاي اطلاعاتي امروزي، اين است كه سازمانها را قادر مي‎سازند منافع ديگري را نيز از طريق آنها تحقق بخشند كه اين منافع ثانويه مي‎توانند به تنهايي توجيه‎كننده استفاده از آنها باشند.

نتيجة چنين تحولي در ماهيت منافع فناوري اطلاعات، اين است كه سازمانها بايد خلاقيت و زمان بيشتري را براي يافتن منافع ناپيداي آنها به خرج دهند و بويژه تأثيرات نامشهود آن را بر بهره‎وري كاركنان، نه تنها با دنبال كردن افزايش مشهود و بي‎واسطة بهره‌وري، بلكه با يافتن تأثيرات جانبي و با واسطة آن بررسي نمايند و به منافع هم‎افزا و قدرت‎بخش آن توجه خاصي كنند (Turban, McLean, and Wetherbe 1996, 394-395, Gunasekaran at al. 2001). «زوبوف» اين تحولات را در سه مرحله همراه با انواع منافع مربوط به آنها چنين خلاصه مي‌كند: خودكارسازي (كارايي)، آگاه سازي (اثربخشي) و دگرگون سازي (كسب و كار جديد) (Zuboff 1988, 8-12). البته بايد توجه داشت كه كاربرد سيستم يا فناوري اطلاعات به خودي خود منفعتي ندارد، اما فرصتي را براي انتفاع فراهم مي‌كند. براي بهره برداري از چنين فرصتهايي بايد در روش كار سازمان و چگونگي استفاده از اطلاعات، تغييراتي ايجاد شود (Ward, Taylor, and Bond 1996, 215).



توجيه سيستمهاي پشتيبان تصميم

اگر تمام هزينه‌ها و منافع مربوط به سيستمهاي پشتيبان تصميم، قابل كمي كردن بودند، با مقايسه اين هزينه‌ها و منافع، تحليل هزينه و بهره براي توجيه آنها به سادگي امكان‌پذير بود. در اين صورت، چنانچه منافع بيشتر از هزينه‌ها باشند، سيستم توجيه خواهد داشت (Turbam, Mclean, and wetherbe 1996, 392; Laudon and Laudon 1988, 679). با وجود اين، مشكل از آنجا ناشي مي‌شود كه بسياري از منافع، ناملموس[4] هستند (Irani 2002; Oppenheim and Stenson 2003) و منافع ناملموس را به دشواري مي‌توان تخمين زد (O'Brien 2000, 388). «پيتركين» با بررسي نتايج پژوهشهاي موردي انجام شده، منافع سيستمهاي پشتيبان تصميم را به اين شرح فهرست مي‌كند. (از ميان اين منافع، تنها پنج مورد اول را مي‌توان به آساني اندازه گيري كرد) (Keen 1993, 63-66).

1. امكان پاسخ سريع به وضعيتهاي پيش‌بيني نشده را فراهم مي‌كنند.

2. توانايي انجام تحليلهاي بدون سابقه را ايجاد مي‌كنند.

3. درهزينه‌ها صرفه جويي مي‌كنند.

4. در زمان صرفه جويي مي‌كنند.

5. ازمنابع داده‌ها، استفاده بهتري مي‌‌كنند.

6. تعداد گزينه‌هاي آزمون شده را افزايش مي‌دهند.

7. درك بهتري از حوزه كسب‌وكار ايجاد مي‌كنند.

8. ديدگاهها و يادگيريهاي جديدي ايجاد مي‌كنند.

9. ارتباطات را توسعه و بهبود مي‌دهند.

10. امكان كنترل ايجاد مي‌كنند.

11. تصميمها را بهتر مي‌كنند.

12. اثربخشي كارِ گروهي را افزايش مي‌دهند.

به دليل دشواري كمّي كردن و برآورد اين منافع، در اندكي از موارد، توسعة سيستمهاي پشتيبان تصميم براساس تحليل رسمي هزينه ـ منفعت انجام شده است. نتايج مطالعات موردي نشان مي‌دهند كه در بيشتر موارد، سيستم در پاسخ به مواردي مانند نياز به افزايش مهارتهاي مديريت، تمركز و سرعت در تحليل، استفاده از فرصت بالقوه‌اي كه يك منبع اطلاعات رايانه‌اي يا قابليت مدل‌سازي ارائه مي‌كنند، ساخته شده است. از آنجا كه هزينه‌ها و منافع اين سيستمها از پيش تشريح نشده‌اند، نتايج ايجاد (يا توسعه) آنها نيز خيلي كم ارزيابي شده است. برخي از سيستمهاي پشتيبان تصميم در دستيابي به هدفهاي خود ناكام مانده‌اند، اما در جايي كه اين سيستمها موفق بوده‌اند، به‌ندرت تحليلي رسمي از نتايج آنها به عمل آمده و بسياري از منافع آنها به اثبات نرسيده‌اند. به طوركلي، مديران، اين سيستمها را با عنوان «غيرقابل اجتناب» يا «گريزناپذير» توصيف مي‌كنند، بدون اينكه تلاش كنند براي آن ارزشي اقتصادي تعيين نمايند (Keen 1993, 66).



مشكل تعيين ارزش اقتصادي اطلاعات

هر چند رويكردهاي گوناگوني در ارزيابي سيستمهاي پشتيبان تصميم انجام شده‌اند (Phillips-Wren, Jahn, and Forgionne 2004)، اما يكي از دشواريهاي اساسي در تحليل هزينه ـ منفعت اين سيستمها، تعيين ارزش اقتصادي براي اطلاعات به عنوان خروجي آنهاست. هرچند ارزش چنين اطلاعاتي به توانايي آن در بهبود تصميمها و افزايش كارايي سازماني است (Post and Anderson 2000, 134, Oppenheim and Stenson 2003) ، اما تعيين ارزش اطلاعات از اين ديدگاه براي توجيه سيستمهاي پشتيبان تصميم چندان ساده نيست. با وجود اين، خدمات اطلاعاتي بايد بتوانند ارزش افزوده‌اي در قالب واحد پول ايجاد كنند (Fattahi and Afshar 2006).

«آهيتوو» و «نيومن» موضوع ارزش اطلاعات را از نظر تصميم‌گيري به تفصيل بيان كرده‌اند. از نظر آنان، هر تلاشي براي سنجش ارزش اطلاعات بايد با تصميمي كه با اين اطلاعات پشتيباني مي‌شود، گره بخورد. به عبارت ديگر، از نظر آنان، اطلاعات داراي ارزشي جهاني و مطلق نيست و بستگي به اين دارد كه چه كسي، چه زماني، و در چه موقعيتي از آن استفاده مي‌كند. بدين ترتيب، اطلاعات ارزشي نسبي دارد كه بر مقايسة نتايج حاصل از مجموعه‌هاي مختلف اطلاعات مبتني است. بر اين اساس، ارزش اطلاعات به سه روش تعيين مي‌شود (Ahituv and Neuman 1990, 44-52):

1. ارزش هنجاري اطلاعات[5]

فرض اساسي ارزش هنجاري اطلاعات ـ كه اغلب به عنوان «نظرية هنجاري تصميم انفرادي»[6] خوانده مي‌شودـ ، اين است كه انسان هميشه مقداري دانش اوليه دربارة وقايعي كه به تصميمهاي او مرتبطند، دارد. بازتاب اين دانش در احتمال پيش‌آمدي كه به هر واقعه نسبت مي‌دهيم، آشكار مي‌شود. اين احتمال ممكن است عيني[7] (مانند پرتاب سكه) يا ذهني[8] (مانند پيش‌گويي برندة يك مسابقه) باشد. اطلاعات اضافي (مانند همگن نبودن سكه) ممكن است ديد ما را دربارة احتمال وقوع تغيير دهد و بنابراين تصميم و نتيجة مورد انتظارمان را تغيير دهد. بنابراين اطلاعات اضافه عبارت از تغيير در نتيجه مورد انتظاري است كه حاصل تغيير در احتمال است.

امكان كاربرد اين رويكرد، كم است زيرا براي استفاده از آن بايد تمام عوامل به دقت اندازه گيري شوند كه در دنياي واقعي، بويژه دربارة احتمال وقايع، امكان‌پذير نيست. افزون بر اين، تمامي نتايج را نمي‌توان با واحد پول بيان كرد و در نتيجه امكان محاسبة رياضي آنها وجود ندارد. در اين رويكرد، تصميم گيرنده بدون عيب و نقص و خطا فرض مي‌شود در حالي كه در عمل، تمييز بين سيستم بد و تصميم بد دشوار است و تصميم بد ممكن است ناشي از درك نادرست اطلاعاتي باشد كه توسط سيستم ارائه مي‌شود. گذشته از اينها، اين مدل، فرد ـ محور است و اين در حالي است كه در سطح سازمان، افراد گوناگوني وجود دارند كه ترجيح و تصميمهاي گوناگوني دارند، بنابراين سيستمي كه براي يك فرد مناسب است، ممكن است به كار ديگري نيايد.

2. ارزش واقعي اطلاعات[9]

اطلاعات، تصميمها را پشتيباني مي‌كند، تصميمها اقدامها را موجب مي‌شوند، و اقدامها بر موفقيت استفاده كننده از اطلاعات (فرد يا سازمان) تأثير مي‌گذارند، بنابراين با اندازه‌گيري تغيير ميزان موفقيت، امكان قياسي منطقي وجود خواهد داشت و مي‌توان تأثير اطلاعات را دنبال كرد، مشروط بر اينكه اندازه‌گيري به دقت انجام شود، روابط بين متغيرها خوب تعريف شود و تأثيرات احتمالي عوامل نامربوط خنثي شده باشد. واژة معمول براي موفقيت، «عملكرد»[10] است و به تفاوت اندازه گيري شده در عملكرد براساس عوامل اطلاعاتي، ارزش واقعي اطلاعات گفته مي‌شود. در كاربرد اين رويكرد، يك مانع اساسي وجود دارد. اين مانع، ناشي از ماهيت «پس از عمل» بودن آن است. به عبارت ديگر، ارزش اطلاعات در اين رويكرد، پس از استقرار و استفاده از سيستم، قابل سنجش و ارزيابي است.

3. ارزش انتزاعي اطلاعات[11]

ارزش انتزاعي، تأثير كلي اطلاعات را بر افراد منعكس مي‌كند. اين ارزش بر اساس حدس و شهود انسان تعيين مي‌شود. در اين رويكرد، هر فردي بر اساس قضاوت ذهني خود، ارزش اطلاعات را تعيين مي‌كند. بدين ترتيب، تصميم گيرنده هزينه‌اي را كه حاضر است بابت اطلاعات خاصي بپردازد، براساس قضاوت شهودي دربارة ميزان تأثير آن بر تصميم تعيين مي‌كند.

كاربرد اين رويكرد نيز با دشواريهايي همراه است. اول اينكه ارزش انتزاعي به افراد بستگي دارد؛ بدين ترتيب نمي‌توان بدان اتكا داشت، زيرا با تغيير افراد، اين ارزش نيز تغيير مي‌كند. ديگر اينكه در بسياري از موارد، ارزش انتزاعي، نوعي متغير ترتيبي است كه قضاوت براساس آن دشوار است. در نهايت، اين رويكرد نيز ماهيتي «پس از عمل» دارد. براين اساس تنها وقتي امكان سنجش ارزش اطلاعات هست كه اطلاعات در دسترس باشد.

برخي براي تعيين ارزش اطلاعات، متغيرهاي بيشتري را دخيل كرده‌اند. «لي بووتيز» هشت تكنيك مطرح را ارائه كرده است كه براي ارزش‌گذاري اطلاعات و دانش استفاده مي‌شوند. بر اساس يكي از اين تكنيكها، ارزش اطلاعات با استفاده از فرمول زير محاسبه مي‌شود (Liebowitaz 1999, 29-35):

Iv= (At-An) – (Lt-Ln) – (Ig+If+Ir+Id+It+Is+Iu)

در اين فرمول داريم:

Iv: ارزش اطلاعات مورد نظر

At: داراييهاي ناشي از اطلاعات در هنگام ورود

An: داراييها، در صورتي كه اطلاعات وارد نشود

Lt: بدهيهاي ناشي از اطلاعات در هنگام ورود

Ln: بدهيها، در صورتي كه اطلاعات وارد نشود

Ig: هزينة توليد اطلاعات

If: هزينة پيكربندي اطلاعات

Ir: هزينة بازپيكربندي اطلاعات

Id: هزينة تكثير اطلاعات

It: هزينة انتقال و توزيع اطلاعات

Is: هزينة ذخيره‌سازي اطلاعات

Iu: هزينة بازيابي و استفاده از اطلاعات.

از نظر «ون وگن» و «دي‌هوگ» (Van Wegen and De Hoog 1996) تعيين ارزش افزودة اطلاعات و سيستمهاي اطلاعات، موضوع پيچيده‌اي است كه نيازمند پاسخ به سه پرسش است: 1ـ چه چيزي بايد ارزشگذاري شود 2ـ ارزش چگونه تعريف مي‌شود و 3ـ چگونه مي‌توان اين ارزش را اندازه‌گيري كرد. آنان براي پاسخ به اين پرسشها از رويكرد «كالاي اطلاعاتي» بهره بردند. بر اساس اين رويكرد، تعيين ارزش اطلاعات، مستقل از رسانه‌اي كه آن را دربردارد و پردازش مي‌كند، ممكن نيست. به بيان ديگر، در تعيين ارزش افزودة اطلاعات، هم محتواي اطلاعات و هم رسانه‌اي كه اطلاعات در قالب آن ريخته‌شده است، نقش دارند. هر چند اين محتواي اطلاعات است كه در تصميم‌گيري نقش دارد، اما ارزش افزودة آن به چگونگي سازماندهي[12] اطلاعات نيز وابسته است. يك مثال ساده، اهميت سازماندهي اطلاعات را روشن‌تر مي‌كند. فرض كنيد دو فرهنگ واژگان وجود داشته باشندكه يكي از آنها قالب‌بندي شده و داراي نمايه باشد. روشن است كه چنين فرهنگي داراي ارزش بالاتري براي كاربر است. از اين رو، در ارزيابي اطلاعات، دو جنبة سازماندهي محصول اطلاعاتي و ارزش اطلاعات د