جديدترين مقالات مرتبط با مدیریت فناوری اطلاعات IT
ارسال شده توسط احمد محمدی | 10 11, 2018 | بازدید‌ها (51)

 

وجود روابط سالم و به دور از هرگونه تیرگی و همکاری و همدلی سازمانی از جمله عوامل زیربنایی و پنهانی است که برای تولید کالا یا  ارائه خدمات در همه سازمان ها ضروری است.

منشا اصلی ایجاد همکاری و برقراری روابط سالم و یا عدم همکاری و تضاد و تعارض سازمانی و مدیریت تعارض از جمله مباحثی است که توجه مدیران سازمان ها را به خود جلب کرده است ، چرا که تعارض نامتعارف داخل سازمان ، موجب اتلاف انرژی و استعدادهای کارکنان سازمان شده و به جای اینکه عوامل تولید و منابع انسانی با ترکیب مناسب و معقول در جهت تحقق اهداف سازمان حرکت کنند درجا می زنند و سرمایه انسانی و فیزیکی را به هدر می دهند که این امر با توجه به دنیای پر رقابت فعلی ، برای سازمان ها خوشایند نیست. بنابراین سازمان ها برای اینکه از حداکثر توان جسمانی، روانی و فکری کارکنان خود بهره گیرند بایستی عوامل مخل و مزاحم را رفع کنند .

یکی از عوامل عمده ای که سبب به هدر رفتن استعداد نیروی انسانی می گردد تعارض فردی است که تعارض گروهی و سازمانی را به دنبال دارد.

تعارض فردی در حد متعارف برای پرورش خلاقیت در سازمان لازم است اما بیش از آن سازمان را با بحران مواجه خواهد کرد.

تعارض می تواند به کشف راه حلها کمک کند ، بنابراین می توان گفت ابزاری جهت ابتکار و تغییر سازمانی است و باید جنبه های زیان آور آن را حداقل نموده، جنبه های مفید آن را حداکثر نمایند ، سازمانی که کارمندان ناراضی نداشته باشد هرگز رشد نمی کند و سکوت برابر سکون است .

تعریف و مفهوم تعارض

در فرهنگهای لغت فارسی تعارض به معنی متعرض و مزاحم یکدیگر شدن، با هم مخالفت کردن و اختلاف داشتن است.

تعارض روندی است که در آن شخص A به گونه ای عمدی سعی می کند در برابر کوشش های فردی B مانع ایجاد کند که نتیجه اش ناکامی B در رسیدن به اهداف او و یا پیشبرد علاقهمندی هایش است .

" استیفن رابینز" تعارض را چنین تعریف می کند : تعارض ، عدم توافق بین دو یا چند گروه است.

"تامپسون" هر رفتاری را که از جانب اعضای یک سازمان به منظور مخالفت با سایر اعضا سر بزند تعارض می دانند.

"توماس" تعارض را شرایطی می داند که در آن مسائل مورد توجه (مجموعه ارزش ها و اعتقاداتی که افراد) دو طرف ناسازگار و ناهماهنگ به نظر برسد .

رابینز می گوید، تعارض فرآیندی است که در آن شخص الف به طور عمدی می کوشد تا به گونه ای بازدارنده سبب ناکامی شخص ب در رسیدن به علایق و اهدافش گردد، او توضیح می دهد که در این تعریف، مفاهیم ادراک و آگاهی (Perception)، مخالفت (Opposition) کمیابی (Scarcity) و بازدارندگی (Blockage) نشان دهنده ماهیت تعارض هستند.

دیدگاه کنونی تعارض این است که در سازمانها تعارض اجتناب ناپذیر و حتی لازم است و این موضوع به چگونگی طراحی سازمان و نحوه اداره آن ربطی ندارد. این نقطه نظر هنوز معتبر است که تعارض بیش از حد، در حقیقت موجب سوء عملکرد می شود.

مدیران با تقویت غرور سازمانی در کارکنان می توانند میزان تعارض را کاهش دهند.

عوامل تعارض زا در سازمان:

عوامل موثر در تعارض را می توان به دو مقوله اصلی به شرح زیر تقسیم کرد:

الف: عوامل فردی

ب: عوامل سازمانی

الف: عوامل فردی شامل:

اخلاق شخصی: یک عامل تعیین کننده که احتمالا به رفتار اخلاقی منجر می شود ضوابط شخصی یعنی پایبندی افراد به ارزش های اخلاقی است. به طور کلی در بعد اخلاق شخصی مواردی از قبیل خودخواهی ، خوددوستی ، دنیاگرایی و حب دنیا ، کبر و نخوت ، خشم ، حقد و کینه ، حسد ، غیبت و بدگویی و حرث و طمع  منجر به تشدید تعارض در سازمان می گردد.

1.       شخصیت: تحقیقات زیادی نشان می دهد که شخصیت افراد بر پیدایش تعارض تاثیر دارد.

"بارون" می گوید: افراد خودکامه ممکن است تا حد جنگ پیش بروند و چنانچه احساس بی ارزشی و بی احترامی کنند خشمگین می شوند. همچنین مدیران خودکامه با اعمال نظارت مستقیم و کنترل شدید بر زیر دستان سبب بروز تعارض می گردند.

2.       ارزش ها: باید ریشه رفتار یک فرد را در طرز تفکر، اعتقادات و ارزش های او یافت. اگر بین مدیر و زیردستان دو گروه و یا اعضای یک گروه، از نظر نگرش ها، فلسفه، ارزش ها تفاوت وجود داشته باشد، تعارض به وجود می آید.

3.       محدودیت ادراک و تفاوت در شناخت: ادراک روندی است که به وسیله آن افراد تاثیرات ذهنی خود را برای آنکه محیط خود را باب میل خود کنند، تنظیم و تعبیر می کنند، درک و استنباط شخصی از محرک های دنیای خارج و نقش و تصویری که از آنها در ذهن منعکس می شود ادراک خوانده می شود. ادراک انسان محدود و منحصر به فرد است و بدین لحاظ تعارض آفرین است.

به طور کلی زمینه های بروز تعارض در رابطه با ادراک و شناخت را می توان در علل زیر جستجو کرد:

3.1   عدم ادراک یا شناخت درست از خود

3.2   عدم ادراک یا شناخت درست از گروه یا سازمان خود

ب: عوامل سازمانی تعارض زا عبارتند از:

1.       ساختار سازمانی: نوع ساختار سازمانی درایجاد تعارض نقش دارد. معمولا ساختارهای ارگانیک به لحاظ اینکه انسانی و پویا و انعطاف پذیرند زمینه بروز تعارض را تا حدود زیادی از بین می برند و در ساختارهای مکانیکی که انسان و نیازهای او کمتر مورد توجه قرار می گیرد ، تعارض بیشتر بوجود می آید.

روح دیوان سالارانه در سازمان ها باعث تباهی شخصیت و تولید فقر اخلاقی می شود. در چنین سازمانی ممکن است به مشاهداتی مانند شکار مقام، علاقه مفرط برای ترفیع و چاپلوسی کردن افرادی که ترفیع دردست آنان است برخورد کنیم. همچنین در این سازمان ، تکبر و خودبینی نسبت به زیر دستان و پستی و دئانت نسبت به فرادستان وجود دارد ، که این عوامل موجب بروز تعارض سازمانی می شود.

2.       فرهنگ سازمانی: فرهنگ سازمانی یک سری ارزش ها، باورهای راهنما، تفاهمات و روش های تفکر است که در بین اعضای سازمان مشترک است.

قوی بودن فرهنگ سازمان را می توان برپایه دو معیار بسیار مهم تعیین کرد:

الف: تعداد اعضای متعدد به فرهنگ غالب

ب: میزان تعهد اعضا به فرهنگ غالب : سازمان هایی که در آن ارزش ها و باورهای کلیدی به طور مشتاقانه و قوی حفظ شوند و به صورت گسترده ای پخش گردند، دارای تعداد اعضای متعهد بیشتری هستند و در نتیجه تعارض مخرب در آن کمتر است. یکی از عناصر مهم فرهنگ سازمانی که در ایجاد تعارض نقش زیادی دارد نگرش مدیریت سازمان نسبت به انسان است. اینکه مدیریت عالی یک سازمان چقدر برای کارکنان سازمان اهمیت قائل باشد و یا اینکه نگرش مثبتی نسبت به انسانها داشته باشد در کاهش تعارض های مخرب تاثیر دارد.

3.       اندازه و بزرگی سازمان: گسترده شدن سلسله مراتب اختیارات موجب می شود تا قدرت و منابع قسمت ها افزایش یابند و از هم تفکیک گردند و تعارض شکل گیرد . (تعارض بين رئيس و مرئوس)

4.       تکنولوژی: تکنولوژی باعث می شود که کارها و وظایف بین قسمت ها سرشکن شود و به آنها تخصیص یابد . همچنین موجب وابستگی بین قسمت ها خواهد شد. وابستگی بین گروهی موجب به وجود آمدن اوضاع یا شرایطی می شود که به تضاد یا تعارض می انجامد.

5.       ضوابط و مقررات: ضوابط و مقررات سازمان برای ایجاد نظم و همنوا کردن عملیات سازمان لازم و ضروری است ولی گاهی اوقات ضوابط و مقررات منشأ تضاد و تعارض می گردد و آن زمانی است که ضوابط و مقررات برای عده ای نادیده گرفته شود و یا در زمانی اجرا و در زمانی دیگر اجرا نگردد.

به طور خلاصه عوامل تعارض را می توان در نمودار زیر نشان داد .

روش های مقابله با تعارض در سازمان:

1.    تقویت مشترکات کارکنان: یکی از راههای کاهش و متعادل کردن تعارضات سازمانی این است که دائما نقاط اختلاف برانگیز را در بین کارکنان کم رنگ کرده و روی مسائل و موضوعاتی که جنبه عمومی تری دارد تاکید شود.

مدیران بایستی از طریق توجه دادن کارکنان به اهداف کلی و عمومی سازمان غرور سازمانی را در آنان زنده و تقویت کنند تا کارکنان به جای مخالفت و تضاد با یکدیگر به وحدت نظر، عمل و وفاق سازمانی دست یابند.

2.    استفاده از استراتژی سازش: یکی از وظایف مدیران سازمان تصمیمی گیری به منظور برقراری سازش در سازمان است. سازش در سازمان موجب حاکم شدن جو همکاری، دوستی و صمیمیت شده و بهداشت روانی کارکنان ارتقا می یابد که حاصل آن کاهش تعارض های مخرب در سازمان است.

3.    به وجود آوردن زمینه مشارکت: مشارکت دادن کارکنان در کارهای مربوط به سازمان موجب می شود که کارکنان کار را از خود بدانند و در نتیجه با سازمان در تعارض قرار نگیرند. مدیران می توانند از طریق درگیر کردن کارکنان در تصمیم گیری ها هم به اهداف انسانی و اخلاقی سازمان جامه عمل بپوشانند و هم بخشی از تعارضات سازمانی را به توافقات سازمانی تبدیل کنند.

4.    تدوین و طراحی دستورالعمل های وحدت آفرین: یکی از علل تعرض در سازمان ها این است که کارکنان با دستورالعمل های متضادی متواجه می شوند و یا در برخورد با دستور العمل ها احساس تبعیض می کنند که نتیجه  آن درگیری با سازمان است.

5.    توزیع عادلانه امکانات سازمانی: وقتی امکانات سازمان به طور ناعادلانه بین کارکنان تقسیم شود تعارض شکل می گیرد و سازمان را با بحران پنهانی روبرو می کند.

6.     تغییر فلسفه ارزیابی عملکرد: ارزیابی عملکرد به منظور مچ گیری و به رخ کشیدن نقاط ضعف کارکنان عملکردی جز تعارض به دنبال ندارد. هدف ارزیابی عملکرد پرورش نیروی انسانی در همه ابعاد است. مدیران بایستی فلسفه جدید ارزیابی را در سازمان ها تبیین کنند و به کارگیرند تا ارزیابی به عنوان ابزاری برای کاهش تعارضات به کار گرفته شود.

7.    استفاده از نظام پیشنهادات: استقرار نظام پیشنهادات به صورت ساختاری در مقابله با تعارض نقش سوپاپ اطمینان را بازی می کند یعنی کارکنان از طریق نظام پیشنهادات این فرصت را پیدا می کنند که با سازمان درد و دل کنند، مشکلات خود را بیان کنند، درباره کار و سازمان نظر بدهند و بسیاری از عواملی که به طور پنهان موجبات تعارض را فراهم می کند و ممکن است مدیریت سازمان از آن اطلاع نداشته باشد را آشکار و از این طریق سازمان می تواند به موقع چاره اندیشی و تعارض را متعادل کند.

8.    شفاف کرن ارتباطات سازمانی: آموزش کارکنان که چگونه با همدیگر رفتار و معاشرت داشته باشند، چگونه اعتراض و مخالفت کنند، چگونه نظرات خود را به سازمان و همکاران اعلام کنند، چگونه با همکاران و مافوق و زیردست ارتباط برقرار کنند، می تواند درصد تعارض را در سازمان کاهش دهد و سازمان بایستی از آموزش به عنوان عامل مهم و زیربنایی برای متعادل کردت تعارضات سازمانی بهره گیرد.

 

جمع بندی و نتیجه گیری:

تعارض پديده اي است كه آثار مثبت و منفي بر روي عملكرد افراد در سازمانها دارد . استفاده صحيح و موثر از تعارض موجب بهبود عملكرد و ارتقاء سطح سلامتي و ايمني سازمان مي گردد و استفاده غير موثر از آن موجب كاهش عملكرد و ايجاد كشمكش و تشنج در سازمان ها مي شود . اما استفاده موثر از تعارض مستلزم شناخت و درك كامل ماهيت آن و هم چنين كسب مهارت در اداره و كنترل آن است كه خود از مهم ترين مهارت هاي مديريتي به شمار مي آيد.

اگر تعارض ها سازنده باشند موجب بروز افكار نو و خلاق مي شوند و زمينه تغيير و نوآوري و تحول سازنده را در سازمان فراهم مي آورند و در نهايت به مديران كمك مي كنند تا به اهداف سازماني خويش نائل آمده و كيفيت تصميم گيري را بهبود ببخشند.

مطالعات نشان مي دهد پنجاه درصد كاركنان هنگامي كه از عملكردهاي آنها انتقاد مي شود واكنش هاي دفاعي بروز مي دهند و در نتيجه افراد ناكام با استفاده از سازمانهاي دفاعي از خود واكنش نشان مي دهند.

با توجه به مطالب گفته شده در مورد تعارض، افراد از طریق آموزش های رفتاری و روابط انسانی و تقویت اخلاق شخصی و مدیران از طریق حاکم کردن نگرش انسان گرایی در سازمان می توانند زمینه های تعارض مخرب را از بین ببرند و بخش زیادی از انرژی روانی و فکری که از طریق تعارض در سازمان به هدر می رود را در جهت افزایش کمی و کیفی اهداف سازمان سوق دهند. آنها می توانند با این اقدامات سازمان را تبدیل به یک سازمانی کنند که همکاری و تعاون سرلوحه کار آن باشد. 

در پايان به ذكر چند پيشنهاد جهت مديران براي اجراي بهتر مديريت تعارض در سازمانها بسنده مي شود تا تعارض در مسيري سازنده قرار گيرد :

1-     تعارض را بايد در سازمان پديده اي طبيعي دانست.

2-     نسبت به پديده تعارض و جوانب آن و شيوه هاي مختلف كنترل و حل آن بايد آگاهي كامل داشت.

3-     موقعيت و شرايط تعارض را بايد بررسي كرد.

4-     در انتخاب شيوه برخورد با تعارض عاقلانه رفتار كرد.

5-     اجازه نداد تا اختلاف نظر بين كار كنان و گروه ها بسيار شديد شود.

6-      در جستجوي راه حل هاي مختلف براي حل تعارض بود.

 

منابع :  

1-     مقاله تعارض فردی در سازمان ایرج سلطانی

2-    مديريت تعارض و راهبردهاي مرتبط - مجله دانشكده پيراپزشكي دانشگاه علوم پزشكي تهران - پياورد سلامت

 


 

Normal 0 false false false false EN-US X-NONE FA
ارسال شده توسط احمد محمدی | 10 11, 2018 | بازدید‌ها (26)

انواع بازاریابی :

۱. بازاریابی علت‌محور (Cause Marketing)

بازاریابی علت‌محور بر مبنای عللی پیش می‌رود که از سوی مشتریان و نیز خودِ یک برند، درخور توجه تلقی می‌شوند. شناسایی این علل نیازمند دانش درون‌سازمانی پیرامون حوزه‌های هدف کسب‌وکار مربوطه است. استراتژی بازاریابی شرکت تولیدی کفش تامز (Toms Shoes) از جمله نمونه‌های بارز این نوع بازاریابی است. دغدغه‌‌ی اصلی این شرکت ترویج فعالیت‌های خیرخواهانه به نفع اقشار محروم جامعه است و به‌ازای هر جفت کفشی که از تولیدات تامز خریداری شود، شرکت یک جفت کفش رایگان به کودکان نیازمند هدیه خواهد کرد. برند کفش تامز توانسته است با تبدیل ترفند کلیشه‌ای «یکی بخر، دو تا ببر» به «یکی بخر، یکی هدیه کن» از مشتریانی وفادار به برند برخوردار شود و اعتباری مثال‌زدنی برای خود کسب کند.

۲. بازاریابی محدوده‌ی نزدیک (Close Range Marketing)

بازاریابی محدوده‌ی نزدیک عبارت است از ارسال پیام‌های تبلیغاتی از طریق Wifi یا بلوتوث به گوشی یا تبلت کاربرانی که در فاصله‌ی نزدیک حضور دارند. به این نوع استراتژیِ تبلیغ محصولات یا خدمات، «بازاریابی مجاورتی» نیز گفته می‌شود.

۳. بازاریابی رابطه‌مند (Relationship Marketing)

امروزه هدف بسیاری از برندها فقط فروش محصولات یا خدمات نیست (بازاریابی تراکنشی)، بلکه به‌دنبال برقراری رابطه‌ی بلندمدت با مشتری هستند. هرچه مشتری به یک برند علاقه‌مندتر باشد، به همان نسبت مبلغ بالاتری را صرف محصولات یا خدمات آن برند خواهد کرد. خرده‌فروشان سنتی نیز به صحت این ادعا اذعان دارند. بررسی میزان خرید مشتریان داروخانه‌ی زنجیره‌ای والگرینز (Walgreens) نشان داده است که میزان خرید مشتریان از تمامی کانال‌های فروش این برند شامل فروشگاه، وب‌سایت و موبایل، شش برابر بالاتر از مشتریانی است که خرید خود را فقط به‌صورت حضوری انجام می‌دهند.

۴. بازاریابی تراکنشی (Transactional Marketing)

افزایش و استمرار فروش به‌ویژه برای خرده‌فروشانی که مدام باید محصولاتی را در حجم انبوه به فروش برسانند، امری چالش‌برانگیز است. خرده‌فروشان می‌توانند مشتریان‌شان را از طریق عرضه‌ی کوپن، ارائه‌ی تخفیف‌ها و فروش‌های استثنایی ترغیب به خرید کنند تا نظر سرمایه‌گذاران نیز جلب شود. اَبَرخرده‌فروشی‌هایی مانند تارگِت (Target) دائما در حال برگزاری رویدادهای تبلیغاتی هستند تا مشتریان علاقه‌مند را به پای صندوق‌های خرید بکشانند.

۵. بازاریابی با اصل کمیابی (Scarcity Marketing)

برخی محصولات به علت کیفیت بالا یا عدم دسترسی آسان به مواد اولیه‌ی آن، به تعداد محدود تولید می‌شوند. تعداد آماده‌ی فروش این محصولات هرگز جواب‌گوی تقاضای انبوه نیست و شاید حتی خود تولیدکننده تصمیم بگیرد که این محصولات کمیاب را فقط در معرض خرید گروهی اندک قرار بدهد. برای مثال، رولز‌ـ‌‌‌‌رویس فانتوم دراگون (Rolls-Royce Phantom Dragon) که به مناسبت سال اژدها برای بازار خودروی چین تولید شده بود، ظرف مدت کوتاهی به فروش کامل رسید. قیمت این خودرو بالاتر از اغلب خودروهای موجود در بازار بود، اما به علت سفارشی بودن و تعداد محدود با استقبال چشم‌گیری مواجه شد.

۶. بازاریابی فراخوان برای عمل (Call-to-Action Marketing)

بازاریابی فراخوان برای عمل عبارت است از تبدیل ترافیک وب در وب‌سایت‌ها به مشتریان بالقوه یا افزایش فروش از طریق متن، ویژگی‌های بصری و سایر عناصر طراحی وب. می‌توان از طریق استراتژی‌های تبدیل، درصد بازدیدکنندگان آنلاینی را که مشتری یک برند یا عضو خبرنامه‌ی آن می‌شوند، افزایش داد.

۷. بازاریابی دهان به دهان (Word of Mouth Marketing)

بازاریابی دهان به دهان یا توصیه‌ای، به انتقال شفاهی اطلاعات از فردی به فرد دیگر گفته می‌شود. مردم معمولا از صحبت در مورد برند مورد علاقه‌ی خود و تعریف ماجراهایی که با خریداری محصولات یا خدماتی خاص تجربه کرده‌اند، بسیار هیجان‌زده می‌شوند. تبلیغ دهان به دهان از جمله قدیمی‌ترین راهکارهای افزایش فروش است. بازاریابان امروزی به‌خوبی می‌دانند که چگونه زمینه‌ی ایجاد تبلیغات موثق دهان به دهان را برای محصولات یا خدمات خود فراهم کنند.

۸. بازاریابی ویروسی (Viral Marketing)

بازاریابان برندهای فِرقه (Cult Brands)، یعنی برندهایی که در مشتری حس تعلق‌خاطر ایجاد می‌کنند، مدام در حال ایجاد ایده‌های نو در کسب‌وکار خود هستند تا بتوانند محصولات‌شان را در قلب و ذهن مصرف‌کنندگان جهان زنده نگه دارند. این قبیل برندها معتقدند هر محصول جدیدی که به بازار عرضه می‌شود، باید زمینه‌ساز رؤیاپردازی مشتری در مورد محصولات آینده‌ی برند محبوبش باشد‌. گاهی بازاریابان برندهای فرقه، محصولی چنان فوق‌العاده را رو می‌کنند که اسمش سر زبان‌ها می‌افتد و درست مثل یک بیماری ویروسی فراگیر می‌شود. تبدیل شدن محصولات یا خدمات یک برند به موضوع صحبت مردم نقش به‌سزایی در شناخته شدن آن برند دارد.

حتما بخوانید: ۸ خطای جبران ناپذیر در بازاریابی اینترنتی

۹. بازاریابی تنوع‌گرا (Diversity Marketing)

بازاریابی تنوع‌گرا عبارت است از تدوین یک طرح بازاریابی سفارشی از طریق بررسی گروه‌های مختلف مشتریان بر مبنای تفاوت‌های فرهنگی شامل سلایق، انتظارات، عقاید، جهان‌بینی‌ها و نیازهای خاص هر گروه.

۱۰. بازاریابی پنهان‌کاری (Undercover Marketing)

گاهی همین که همه‌ی اطلاعات را در اختیار مشتری قرار ندهید، کافی است تا جذب‌ محصول یا خدمات‌تان شود. تیزر فیلمی را در نظر بگیرید که فقط یک بخش خیلی جزئی از داستان فیلم را به نمایش می‌گذارد، اما سازنده‌ی تبلیغ با پنهان کردن بُرش‌هایی حساب شده از داستان سعی در تحریک کنجکاوی مخاطب به تماشای فیلمِ کامل را دارد.

۱۱. بازاریابی فصلی (Seasonal Marketing)

رویدادهای فصلی مانند تغییرات آب‌وهوایی یا تعطیلات سراسری، فرصتی مناسب برای جذب مشتریان جدید محسوب می‌شوند. برای مثال، روز ولنتاین برای خرده‌فروشی هالمارک (Hallmark) که ارائه‌دهنده‌ی کارت‌های تبریک و اجناس کادویی است، یک روز خیلی خاص محسوب می‌شود. با نشانه رفتن مناسبت‌هایی که اهمیت ویژه‌ای برای مشتریان‌تان دارند، راحت‌تر می‌توانید خودتان را در زندگی آنها جا بیندازید.

۱۲. بازاریابی انبوه (Mass Marketing)

تولیدکنندگان کلان برای اینکه توسط رقبا کنار زده نشوند، باید بتوانند حجم انبوهی از محصولات تولیدی خود را بفروشند. بازاریابی انبوه شاید مانند یک روش شلیکی به‌نظر برسد، در حالی که چنین دیدگاهی در مورد این استراتژی به دور از واقعیت است. کسب‌وکارهای بزرگ پول کلانی را صرف تحلیل کلان داده‌ها می‌کنند تا بدانند چگونه می‌توانند مشتریان بالقوه‌ی خود را در سطح ملی به خرید محصولات یا خدمات‌ برندشان ترغیب کنند. فروشگاه‌ زنجیره‌ای والمارت (Walmart) که در صدر جدول موفق‌ترین خرده‌ فروشی‌ های جهان قرار دارد، در این نوع بازاریابی زبان‌زد است. این برند در فعالیت‌های بازاریابی انبوه، بسیار زیرک است و حسی آشنا و صمیمی در مشتری ایجاد می‌کند.

۱۳. بازاریابی ایمیلی (Email Marketing)

در پی افزایش کاربران فضای مجازی، عده‌ی زیادی از بازاریابان اینترنتی برای جذب مشتریان بالقوه، به جمع‌آوری و سازمان‌دهی اطلاعات ایمیل روی آورده‌اند. در واقع بازاریابی ایمیلی برای بسیاری از بازاریابان کسب‌وکار به کسب‌و‌کار (مدل B2B)، کانال اصلی ارتباط با مشتریان است. از همین‌ روست که مشاوران شرکت IBM، اغلب در نمایشگاه‌های صنعتی در حال تبادل اطلاعات ایمیل با مشتریان بالقوه‌ی خود دیده می‌شوند.

۱۴. بازاریابی روابط عمومی (Public Relations Marketing)

بازاریابی روابط عمومی، از جمله پُراهمیت‌ترین استراتژی‌های بازاریابی است. بازاریابان زبده با همکاری رسانه‌های جمعی میزان آگاهی عموم از مزایای ویژه‌ی محصولات یک برند را افزایش می‌دهند. همچنین در مواردی که کنترل امور از دست خارج می‌شود، وجود یک استراتژی روابط عمومی کارآمد بسیار حائز اهمیت است. در زمان حیات استیو جابز، شرکت اپل همیشه برای معرفی محصولات جدید خود یک کنفرانس مطبوعاتی خبرساز برگزار می‌کرد و هنوز نیز این استراتژی با وجود روی کار آمدن مدیران جدید ادامه دارد.

۱۵. بازاریابی بشارتی (Evangelism Marketing)

بازاریابی بشارتی عبارت است از گسترش مشتریانی که شیفته‌ی یک برند هستند و به‌نوعی معرف آن محسوب می‌شوند، گویی برند محبوب‌شان جزئی از شخصیت خود آنهاست.

۱۶. بازاریابی آنلاین (Online Marketing)

با گسترش فعالیت‌های اقتصادی به دنیای اینترنت، شاهد ظهور نوع جدیدی از بازاریابی، تحت عنوان بازاریابی آنلاین هستیم. تلاش اصلی بازاریابان آنلاین این است که توجه کاربر را به هر ترفندی، از بنرهای آنلاین گرفته تا تبلیغات پاپ‌آپ‌ها (pop ups)، به خود جلب کنند. اغلب اقدامات بازاریابی استراتژیک آنلاین ترکیبی از استراتژی‌های هکِ رشد، شامل تست A/B و مجموعه‌ای از ترفندهایی است که توجه کاربر را به‌منظور اطلاع‌رسانی مؤثرتر جلب می‌کند. نمونه‌ی بارز این استراتژی در اقدامات بازاریابی شرکت بیمه‌ی گِیکو (GEICO) مشهود است که فقط با دریافت کد پستی یک برآورد هزینه‌ی فوری انجام می‌دهد.

۱۷. بازاریابی رویدادمحور (Event Marketing)

برگزاری رویداد از جمله عالی‌ترین راهکارهای افزایش فروش است. اغلب اوقات مردم به دنبال علتی برای خرید خود هستند و این علت را می‌توان با برپایی گردهمایی‌های مناسبتی در اختیارشان قرار داد. برای مثال، رژه‌ی سالانه‌ی شرکت مِیسیز (Macy’s) در روز شکرگزاری، اکنون به بخشی از فرهنگ آمریکا تبدیل شده است که دو رویداد مورد علاقه‌ی مردم این کشور را به یکدیگر پیوند می‌زند: یکی شکرگزاری و دیگری خرید کردن.

۱۸. بازاریابی آفلاین (Offline Marketing)

 

امروزه بسیاری از برندها با گسترش افزایش شمار کاربران فضای مجازی در جست‌و‌جوی راهکارهای نوینی هستند که بتوانند استراتژی‌های بازاریابی آفلاین را با فناوری‌های نوظهور ادغام کنند تا مشتریان به برندشان علاقه‌مندتر شوند. برای مثال، کوکا کولا نوعی دستگاه فروش خودکار طراحی کرده است که از مشتریان دعوت می‌کند در آغوشش بگیرند. این استراتژی نه تنها حاکی از هم‌بستگی برند کوکا کولا با احساس شادمانی است، بلکه به مشتری فرصت می‌دهد تا خود‌ِ واقعی محصول را به‌صورت آفلاین تجربه کند.

۱۹. بازاریابی اِشانتیونی (Freebie Marketing)

بازاریابی اشانتیونی عبارت است از عرضه‌ی رایگان محصولات تبلیغاتی یا فروش تولیدات یک برند با نازل‌ترین قیمت به این منظور که فروش سایر محصولات یا خدماتِ وابسته افزایش پیدا کند.

۲۰. بازاریابی برون‌گرا (Outbound Marketing)

گاهی یک برند نیاز پیدا می‌کند که توسط مشتریان بالقوه‌ی خود شناخته و به حضورش در میان رقبا پی برده شود. برندها می‌توانند با شناسایی و تهیه‌ی فهرستی از مشتریان بالقوه‌ی خود به تک‌تک گروه‌های هدف نزدیک شوند و مشتری جدید پیدا کنند. زمانی که مایکروسافت فروش نرم‌افزار حسابداری خود را آغاز کرد به بازاریابی برون‌گرا متوسل شد و قبل از اینکه با هیچ شرکتی برای ملاقات حضوری برنامه‌ریزی کند، ابتدا شرکت‌های هدف را شناسایی و سپس به برقراری تماس و جذب مشتری اقدام کرد.

۲۱. بازاریابی مستقیم (Direct Marketing)

بازاریابی مستقیم عبارت است از برقراری ارتباط مستقیم با مشتریان فعلی و بالقوه از طریق نامه، ایمیل، پیامک، تراکت و سایر ابزارهای تبلیغاتی. پس از شناسایی دقیق بازار هدف می‌توانید با همکاری شرکت‌های پستی یا یک پُست‌چی کاربلد، به مشتریان خود درست در محل سکونت‌شان دسترسی پیدا کنید. این استراتژی یک جنبه‌ی منفی نیز دارد و آن اینکه عده‌ی زیادی از مردم مایل نیستند صندوق پستی‌شان با انبوه نامه‌ها و کاتالوگ‌های تبلیغاتی پُر شود، این درحالی است که برای مثال بازاریابان خرده‌فروشی اِل. اِل. بین (L. L. Bean) توانسته‌اند برنامه‌های بازاریابی مستقیم این شرکت را به‌گونه‌ای تنظیم کنند که مشتری خود، مشتاقانه منتظر دریافت تبلیغات‌شان باشد.

بارزترین مشخصه‌های بازاریابی مستقیم عبارتند از:

در این استراتژی پیام‌های تبلیغاتی مستقیما به خود مشتری ارسال می‌شوند. تلاش بازاریابان مستقیم بر این است که اعضای بازار هدف را شناسایی و از طریق آدرس ایمیل، شماره‌ی تلفن همراه، کوکی‌های مرورگرهای وب، شماره‌ی فکس یا کد پستی مشتریان، با آنها ارتباط برقرار کنند.

مخاطب در بازاریابی مستقیم به انجام عملی خاص فراخوانده می‌شود. به عبارتی، در این استراتژی با نوعی فراخوان برای عمل مواجه هستیم. در برخی تبلیغات از مشتریان بالقوه خواسته می‌شود که با یک شماره‌‌ تلفن رایگان تماس بگیرند یا روی آدرسی که به یک وب‌سایت لینک داده شده است، کلیک کنند.

تأکید بازاریابی مستقیم روی پاسخ‌های قابل‌ ردیابی و سنجش‌پذیر قرار دارد، فارغ از اینکه پاسخ مشتری از چه کانالی ارسال شده است.

از استارتاپ‌ های کوچک‌مقیاس گرفته تا اَبَرشرکت‌هایی که به فهرست فورچون (Fortune 500) راه پیدا کرده‌اند، همگی می‌توانند از بازاریابی مستقیم استفاده کنند. با اجرای صحیح این استراتژی می‌توان به تعداد مشتریان بالقوه‌ای که به فراخوان عملِ یک تبلیغ پاسخ می‌دهند پی برد و به این طریق از نرخ بازگشت سرمایه مطمئن شد. در تبلیغات عمومی به‌جای فراخوان برای عمل، روی پیام‌هایی دست گذاشته می‌شود که هدف‌شان ایجاد آگاهی احساسی در مشتریان هدف و علاقه‌مند ساختن این گروه به محصولات یا خدمات یک برند است. حتی در تبلیغات عمومی با طراحی‌های عالی، به‌ندرت اتفاق می‌افتد که بتوانند میزان تأثیرگذاری مثبت خود را روی سوددهی شرکت به اثبات برسانند.

۲۲. بازاریابی درون‌گرا (Inbound Marketing)

خیلی اوقات مشتریان بنا به دلایل مختلف با شرکت‌های تولیدی یا خدماتی تماس می‌گیرند. شرکت‌ها می‌توانند از این فرصت برای فروش سایر محصولات یا خدماتی که هنوز توسط تماس‌گیرنده خریداری نشده‌اند، استفاده کنند. برای مثال، بانک کسب‌و‌کار چِیس (Chase) از مشتریانی که جهت چک کردن موجودی حساب خود تماس می‌گیرند، سؤال می‌کند که آیا به خریداری خط اعتباری، شرکت در طرح پس‌انداز بازنشستگی یا دریافت سایر خدمات بانکی نیز مایل هستند یا خیر.

۲۳. بازاریابی خبرنامه‌ای (Newsletter Marketing)

تنظیم خبرنامه با موضوع برخی اتفاقات قابل انتشاری که در خلال فعالیت‌های یک برند رخ می‌دهند و دارای ارزش خبری نیز هستند، از جمله جالب‌ترین استراتژی‌های بازاریابی است. برای مثال، شرکت خدمات مالی ماتلی فول (Motley Fool) سال‌هاست که بینش سرمایه‌گذاری خود را با جامعه‌ی هدف به اشتراک می‌گذارد. این خبرنامه‌ها با ایجاد حس تعلق و انگیزه‌ی مشارکت در میان اعضا، نقش به‌سزایی در رشد باورنکردنی این شرکت داشته‌اند.

۲۴. بازاریابی مقاله‌محور (Article Marketing)

مقاله‌نویسی در صنایعی که تخصص و کاردانی از ارزش و اهمیت بالایی برخوردار است، ابزاری قدرتمند برای نشان دادن دانش و مهارت یک برند محسوب می‌شود. برخی نوآوری‌ها در قالب «مقاله‌ی سفید» (نوعی گزارش تخصصی معتبر با هدف آموزش یا اطلاع‌رسانی) معرفی و اشتراک‌گذاری می‌شوند، به‌ویژه زمانی که لازم باشد به عده‌ای از مشتریان متخصص، اطلاعات فنی داده شود. برای مثال، بخشی از وب‌سایت آمازون به مقالات سفید با موضوع دانش فنی در حوزه‌ی رایانش ابری اختصاص دارد. این استراتژی نمونه‌ای از پیچیده‌ترین انواع بازاریابی در زمینه‌ی جذب مشتریان متخصص است.

۲۵. بازاریابی نمایشگاهی (Trade show Marketing)

بسیاری از محصولات ابتدا باید امتحان و بعد خریداری شوند. کمتر کسی حاضر است بابت خودرویی که نه هیچ‌وقت از نزدیک دیده است و نه چیزی در مورد آن می‌داند، پولی پرداخت کند. در نمایشگاه‌هایی که با حضور گروه‌های صنعتی برپا می‌شوند، به مشتری امکان داده می‌شود تا جدیدترین تولیدات برندهای مختلف را از نزدیک مشاهده و امتحان کند. برای مثال، شرکت خودروسازی فورد (Ford) هر ساله زمان زیادی را به آماده‌سازی غرفه‌ی خود در نمایشگاه‌های بین‌المللی خودرو اختصاص می‌دهد تا تولیدات جدیدش را در معرض نمایش عموم بگذارد. این قبیل نمایشگاه‌های خودرو شانس تجربه‌ی دست اول جدیدترین تولیدات شرکت‌ها را در اختیار خبرنگاران و مصرف‌کنندگان قرار می‌دهند.

۲۶. بازاریابی محتوایی (Content Marketing)

بازاریابی محتوایی عبارت است از تنظیم متن و انتشار محتوا به‌منظور آگاه‌سازی مشتریان بالقوه از محصولات یا خدمات یک برند. ممکن است این استراتژی در همه‌ی کسب‌و‌کارها به‌کار نیاید، اما در موارد به‌جا و مناسب موجب تأثیرات مثبت بدون استفاده از روش‌های مستقیم فروش می‌شود.

۲۷. بازاریابی موتور جست‌و‌جو (Search Marketing)

در روزگاری زندگی می‌کنیم که مردم معمولا سؤالات‌شان را قبل از مطرح کردن با دیگران، از موتورهای جست‌وجو می‌پرسند. مهارت گوگل در پاسخ‌گویی به سؤالات، روزانه میلیون‌ها کاربر را به کندوکاو در این موتور جست‌و‌جو می‌کشاند. برای اینکه به قدرت بازاریابی موتورهای جست‌و‌جو پی ببرید، فقط کافی است نگاه کوچکی به نقش مؤثر گوگل در حوزه‌ی بازاریابی بیندازید. این موتور جست‌و‌جو صنعت بازاریابی را متحول کرده است. چه بسیار خرده‌فروشانی که رشد کسب‌و‌کار خود را مدیون این موتور جست‌و‌جو هستند. در گذشته اغلب کسب‌و‌کارها در کتاب‌های راهنمای مشاغل یا همان کتاب‌های زرد (Yellow Page) تبلیغ می‌کردند، اما بازدهی تبلیغات در این بانک‌های اطلاعاتی به علت کاهش پیوسته‌ی حجم مخاطبان‌شان، هر سال پایین‌تر می‌آید.

۲۸. بازاریابی قطره‌ای (Drip Marketing)

در بازاریابی چکه‌ای (یا همان قطره‌ای) که نوعی استراتژی ارتباطی است، بازاریابان مجموعه‌ای از پیام‌های پیش‌نویس شده را در طول زمان به مشتریان فعلی یا بالقوه‌ی یک برند به‌صورت قطره‌ای ارسال می‌کنند. این پیام‌ها اغلب شکل بازاریابی ایمیلی را به خود می‌گیرند، اما از سایر خروجی‌های رسانه‌ای نیز می‌توان استفاده کرد.

۲۹. بازاریابی جاویژه (Niche Marketing)

شناسایی اقلیتی خاص و برآورده ساختن نیازهای نادیده گرفته‌شده‌ی این گروه از جمله اسرار موفقیت در بازارهای پُررقیب است. برای مثال، صنعت تولید کفش را در نظر بگیرید. عده‌ی زیادی در سراسر جهان متقاضی خرید کفش هستند و بسیاری از برندهای پیشرو سعی دارند در درجه‌ی اول کفش‌هایی تولید کنند که از متقاضیان انبوه‌تری برخوردارند و مورد نیاز عموم هستند. در این میان، تولیدی کفش وَنس (Vans) با مورد توجه قرار دادن جماعت اسکیت‌باز، تصمیم گرفت کفش‌های مخصوص اسکیت‌برد تولید کند تا بتواند در بازار پُررقیب کفش دوام بیاورد.

۳۰. بازاریابی جامعه‌‌گرا (Community Marketing)

بازاریابی جامعه‌‌گرا بر راه‌اندازی گفت‌و‌گوی فعالانه در جامعه‌ی مشتریان فعلی و پاسخ‌گویی به نیازها و خواسته‌های این گروه خاص از مشتریان استوار است. این استراتژی به‌جای تمرکز روی معاملات بعدی، به دنبال ارتقای وفاداری و تعهد مشتریان فعلی برند است. بازاریابی جامعه‌گرا حتی می‌تواند به بازاریابی دهان به دهان نیز بینجامد.

۳۱. بازاریابی رسانه‌های اجتماعی (Social Media Marketing)

رسانه‌های اجتماعی مانند فیسبوک و توئیتر، بستر بسیار مناسبی برای سرمایه‌گذاری روی مشارکت مشتریان به‌شمار می‌آیند. بازاریابی رسانه‌های اجتماعی هنوز نوپا محسوب می‌شود، اما در حال تجربه‌ی رشد نسبتا سریعی است. شرکت‌هایی مانند خطوط هواپیمایی ساوث‌وِست (Southwest Airlines) دپارتمان‌هایی با بیش از ۳۰ کارمند را به برقراری ارتباط فعال با مشتریان در رسانه‌های اجتماعی اختصاص داده است.

۳۲. بازاریابی رسانه‌ای متقاطع (Cross-Media Marketing)

بازاریابی رسانه‌ای متقاطع عبارت است از اطلاع‌رسانی به مشتریان هدف از طریق چندین کانال ارتباطی مانند ایمیل، نامه، وب‌سایت و تبلیغات کاغذی یا آنلاین با هدف پیشبرد متقاطع محصولات یا خدمات یک برند.

۳۳. بازاریابی تبلیغاتی (Promotional Marketing)

 

بازاریابی تبلیغاتی نوعی استراتژی بازاریابی است که مشتری را به وسوسه می‌اندازد تا تصمیم خرید محصولات یا خدماتی خاص را عملی کند. در این نوع بازاریابی از مشوق‌های گوناگونی برای ترغیب به خرید استفاده می‌شود که عبارتند از:

    مسابقه: همه‌ی ما از برنده شدن در مسابقه و دریافت جوایز رایگان سر ذوق می‌آییم. برگزاری مسابقه از جمله ابزارهای بازاریابیِ مناسب کسب‌وکارهای کوچک‌مقیاس است که موجب ارتقای آگاهی از برند و جذب مشتریان جدید می‌شود.

    کوپن: طبق گزارشی که از خدمات‌دهندگان پیشرو در زمینه‌ی پردازش کوپن به‌دست آمد، ۳۰۲ میلیارد کوپن در سال ۲۰۰۷ توسط بازاریابان صادر شد که ۶ درصد نسبت به سال قبل افزایش داشته است. همچنین طبق اعلام شورای کوپنِ انجمن بازاریابی تبلیغاتی، بیش از ۷۶ درصد جمعیت آمریکا از کوپن استفاده می‌کنند. گویا این ابزار بازاریابی هنوز کارآیی دارد و استراتژی مقرون‌به‌صرفه‌ای برای کسب‌و‌کارهای کوچک‌مقیاس است.

    اشانتیون‌: اشانتیون‌ به نمونه‌محصول رایگانی گفته می‌شود که به مشتری امکان می‌دهد محصول مورد نظر را پیش از خریداری، امتحان کند. عرضه‌ی اشانتیون هزینه‌بردار است، اما باید در نظر داشت که امتحان کردن رایگان نمونه‌محصولات یک برند، می‌تواند موجب افزایش گسترده‌ی فروش شود. برای مثال، سوپرمارکت‌ زنجیره‌ای پابلیکس (Publix) پای لیمو اشانتیون می‌دهد، اما نه به این علت که مشتریان مدام در مورد کیفیت این شیرینی سؤال می‌پرسند، بلکه هدف اصلی ترغیب مشتریان فروشگاه به خرید این محصول است.

۳۴. بازاریابی کسب‌وکار به کسب‌و‌کار (Business-to-Business Marketing)

بازاریابی کسب‌وکار به کسب‌و‌کار، به‌ نوعی فعالیت بازاریابی توسط اشخاص یا سازمان‌ها (شامل کسب‌وکارهای تجاری، دولت‌ها و سایر نهادها) گفته می‌شود که امکان فروش محصولات یا خدمات یک کسب‌وکار به سایر شرکت‌ها یا سازمان‌ها را فراهم می‌کند. این محصولات یا خدمات توسط شرکت یا سازمانی که خریداری شده‌اند مجددا به فروش می‌رسند یا به‌‌منظور تقویت محصولات یا خدمات کسب‌و‌کار خریدار، استفاده می‌شوند و شاید نیز در پشتیبانی از عملیات داخلی کسب‌و‌کار خریدار مورد استفاده قرار بگیرند. شرکت IBM در این نوع بازاریابی مثال‌زدنی است. رشد کسب‌و‌کار IBM را می‌توان به اتخاذ راهکارهای هوشمندانه‌ی این برند در بازاریابی فروش محصولات خود به سایر کسب‌وکارها و دولت‌های جهان نسبت داد.

۳۵. بازاریابی ابری (Cloud Marketing)

در این نوع جدید از بازاریابی، همه‌ی منابع و ابزار بازاریابی در یک بستر آنلاین برقرار هستند تا مشتریان یا وابستگان بتوانند منابع و ابزار موجود را علاوه بر استفاده و اشتراک‌گذاری، گسترش و بهبود ببخشند. برای مثال، کتاب‌های الکترونیکی و فیلم‌ها و سریال‌هایی که در وب‌سایت آمازون آماده‌ی فروش هستند، در یک فروشگاه دیجیتال نمایش داده می‌شوند که از طریق حساب کاربری آنلاین یا دستگاه‌هایی مانند کیندِل فایِر (Kindle Fire) قابل دسترسی هستند.

۳۶. بازاریابی کسب‌وکار به مصرف‌کننده (Business-to-Consumer Marketing)

هدف نهایی بازاریابی کسب‌وکار به مصرف‌کننده، دستیابی سریع و مداوم به مشتریانی است که واقعا از محصولات یا خدمات یک برند خرید کنند و فقط نظاره‌گر نباشند. در این استراتژی راهکارهایی مانند عرضه‌ی کوپن، نمایش عمومی محصولات، طراحی ویترین‌ فروشگاه‌ها (ویترین‌های واقعی و آنلاین) و ارائه‌ی پیشنهادات ویژه، موجب ترغیب مشتریانِ هدف به خریداری محصولات یک برند می‌شوند. در کمپین‌های بازاریابی کسب‌وکار به مصرف‌کننده، تلاش بر این است که توجه مشتری بلافاصله جلب شود و معامله جوش بخورد. مدت زمان این کمپین‌ها کوتاه‌تر است و اغلب از طریق فروش‌های ویژه، تخفیف‌های استثنائی و عرضه‌ی کوپن‌های تخفیف که به‌صورت آنلاین نیز قابل استفاده هستند، اقدام به جذب مشتری می‌شود.

۳۷. بازاریابی موبایلی (Mobile Marketing)

بازاریابی به‌وسیله‌ی دستگاه موبایل را (به‌ویژه گوشی‌های هوشمند)، بازاریابی موبایلی می‌گویند. در این استراتژی مجموعه‌ای از اطلاعات شخصی‌سازی شده با توجه به وقت محلی و مختصات جغرافیایی و با هدف تبلیغ محصولات، خدمات یا ایده‌ای خاص به کاربران تلفن همراه ارسال می‌شوند.

۳۸. بازاریابی کمینی (Ambush Marketing)

در بازاریابی کمینی تبلیغ‌کننده بدون پرداخت هزینه‌‌ی اسپانسری، با رویداد یا برندی خاص همراه می‌شود تا روی رویداد مورد نظر سرمایه‌ گذاری کند یا ارزش ویژه‌ برندی را که با آن همراه شده است بالا ببرد، اما این برند همواره احتمال دارد از ارزش رویداد اصلی کم کند.

۳۹. بازاریابی تلفنی (Telemarketing)

بازاریابی تلفنی بخش مهمی از فرایند فروش محصولات به مشتریان است و بسیاری از شرکت‌ها در جذب مشتری به این استراتژی تکیه می‌کنند. در بازاریابی تلفنی که از جمله روش‌های بازاریابی مستقیم است، نماینده‌ی فروش به‌صورت تلفنی از مشتریان بالقوه تقاضا می‌کند که محصولات یا خدمات‌شان را بخرند و گاهی طی تماس تلفنی قرار یک ملاقات رو در روی آنلاین از طریق وبینار را نیز با مشتری هماهنگ می‌کند. این استراتژی همچنین در قالب پیام‌های صوتیِ از پیش ضبط شده‌ای که با شماره‌گیری خودکار پخش می‌شوند قابل اجراست. البته ناگفته نماند که بازاریابی تلفنی چندان مورد استقبال مردم نیست و به عقیده‌ی عده‌ی زیادی مزاحمت‌آمیز تلقی می‌شود. بازاریابی تلفنی در انگلستان و ایرلند با عنوان «فروش داخلی» (Inside Sales) و «فروش تلفنی» (Telesales) نیز شناخته می‌شود.

۴۰. بازاریابی ائتلافی (Alliance Marketing)

بازاریابی ائتلافی عبارت است از سرمایه‌گذاری مشارکتی بین دو یا چندین کسب‌و‌کار به منظور ادغام منابع در تلاش برای تبلیغ و فروش محصولات یا خدماتی خاص.

۴۱. بازاریابی شخصی‌سازی شده (Personalized Marketing)

بازاریابی شخصی‌سازی شده با عنوان «بازاریابی تک‌به‌تک» نیز شناخته می‌شود و در واقع نوعی افراط‌گونه از تلاش برای ایجاد تفاوت در محصولات مشابه است. در این استراتژی تلاش بر این است که برای هر مشتری یک محصول خاص و منحصربه‌فرد تولید شود. رشد چشم‌گیر کسب‌و‌کار برند نایکی (Nike ID) که کفش‌های سفارشی تولید می‌کند، با تکیه بر همین استراتژیِ بازاریابی تک‌به‌تک حاصل شده است.

۴۲. بازاریابی پایگاه داده (Database Marketing)

بازاریابی پایگاه داده عبارت است از تولید پیام‌های شخصی‌سازی شده با رجوع به پایگاه داده‌های مشتریان فعلی و بالقوه به‌منظور تبلیغ محصولات یا خدمات یک برند. این استراتژی از جمله انواع بازاریابی مستقیم محسوب می‌شود و درست مانند بازاریابی مستقیم توسط همه‌ی ابزارهای نشانی‌پذیر قابل برقراری ارتباط با مشتریان است. تمرکز اصلی بازاریابی پایگاه داده روی تحلیل داده‌ها قرار دارد و همین نکته تفاوت اصلی این استراتژی با بازاریابی مستقیم است. بازاریابان پایگاه داده روی استفاده از تکنیک‌های آماری تأکید دارند تا بتوان مدل رفتاری مشتریان را طراحی کرد و از این مدل‌ها در انتخاب گروه هدف برای برقراری ارتباط بهره گرفت. اجراکنندگان این استراتژی از مشتریان پروپاقرص پایگاه‌های داده هستند، زیرا هرچه داده‌های کامل‌تری در مورد مشتریان در اختیار باشد، بازاریابان می‌توانند مدل‌های دقیق‌تری را طراحی کنند.

بازاریابی پایگاه داده بر دو نوع است: پایگاه‌های داده‌ی مصرف‌کننده و پایگاه‌های داده‌ی کسب‌و‌کار. پایگاه‌های داده‌ی مصرف‌کننده در کسب‌و‌کارهای مدل B2C (کسب‌و‌کار به مصرف‌کننده) کاربرد دارند، یعنی کسب‌و‌کارهایی که طرف حساب‌شان خودِ مصرف‌کننده است. پایگاه‌های داده‌ی بازاریابی کسب‌و‌کار، اغلب در نوع اطلاعاتی که ارائه می‌دهند پیچیده‌تر هستند، زیرا این پایگاه‌های داده ملزم به رعایت قوانین حفظ حریم خصوصی که پایگاه‌های داده‌ی مصرف‌کننده باید به آنها متعهد باشند نیستند.

۴۳. بازاریابی مشارکتی (Affinity Marketing)

بازاریابی مشارکتی عبارت است از هم‌پیمان شدن با برندهای مکمل از طریق ایجاد شراکت‌های استراتژیکی که به نفع هر دو طرفِ شراکت باشند. در این استراتژی یک برند وظیفه‌ی افزایش فروش و دیگری وظیفه‌ی جذب مشتریان جدید و ارتقای آگاهی از برند را بر عهده می‌گیرد.

۴۴. بازاریابی فرقه‌ای‌ـ‌فرهنگی (Cult-tural Marketing)

در بازاریابی فرقه‌ای‌ـ‌‌فرهنگی تصور می‌شود که می‌توان با تحریک محرک‌های رفتاری غیرزمان‌مندی که در فرقه‌های مذهبی نیز مشاهده می‌شوند، مصرف‌کنندگان یک برند را افزایش داد. بازاریابی فرقه‌ای‌ از نقاط روشنِ فهرست انواع بازاریابی‌های نوظهور است که اصول علمی‌ـ‌اجتماعی غیرزمان‌مند را به روشی قدرتمندانه به‌کار می‌بندد.

۴۵. بازاریابی چریکی (Guerrilla Marketing)

بازاریابی چریکی عبارت است از روش‌های پایه‌ای، غیرسنتی و کم‌هزینه که از طریق خلاقیت، ازدحام جمعیت و عنصر غافل‌گیری به تبلیغ رویدادها، محصولات یا خدمات یک برند و حتی اعلام افتتاح کسب‌و‌کارهای جدید می‌پردازند.

۴۶. بازاریابی انسان‌‌گرا (Humanistic Marketing)

در نیازهای انسانی حالتی از احساس فقدان وجود دارد. این نیازها که مجموعه‌ای نسبتا محدود از فقدان‌های غیرفرهنگی هستند، در انواع مختلفی مانند نیازهای جسمی (غذا، سرپناه، امنیت و پوشاک)، نیازهای اجتماعی (احساس تعلق و عاطفه) و نیازهای فردی (دانش و خودبیان‌گری) دسته‌بندی می‌شوند.

۴۷. بازاریابی شیفتگان برند (Brand Lover Marketing)

ایده‌ی بازاریابی شیفتگان برند در تقابل با بازاریابی سنتی برند مطرح شده است. این روزها انرژی حیات بسیاری از برندها رو به زوال است، حال آنکه شیفتگان یک برند می‌توانند به برند محبوب‌ خود جان ببخشند. اما چه عواملی موجب برجسته شدن برندی خاص در میان رقبا و دستیابی به طرفداران پروپاقرص می‌شود؟ هر برندی برای اینکه بتواند به دسته‌ی برندهای فرقه وارد شود، باید در مشتری حس تعلق خاطر ایجاد کند و احساسی سرشار از عشق را به مشتریانش هدیه بدهد تا این‌گونه از خطر نابودی رهایی پیدا کند.

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA
ارسال شده توسط احمد محمدی | 20 09, 2018 | بازدید‌ها (62)

جدیدترین چک لیست سئو ۲۰۱۸ برای حرفه ها :

۹ گام فنی سئو (چک لیست سئو ۲۰۱۸ ) برای داشتن یک سایت با سئو کامل در سال ۲۰۱۸

همانطور که در مطالب قبلی گفتیم ; پیاده سازی، مدیریت و حسابرسی لینک های داخلی سایت یک جنبه مهم در سئو است .

SEO On-page یا سئو صفحات یک موضوع مهم است؛ به ویژه اکنون که گوگل به طور فزاینده ای به جستجوی معنایی پرداخته است.

بدون شک این ها جنبه های مهم SEO هستند اما چیزهای مهم دیگری  وجود دارد که ما آن را فراموش کرده ایم.

ادامه مطلب  

ارسال شده توسط احمد محمدی | 19 09, 2018 | بازدید‌ها (31)

توسط  ·

محصولات و خدمات جدید برندها با سرعت زیادی به سمت شخصی‌سازی شدن برای هر مشتری تغییر می‌کنند و تجارت B2B و ‌B2C به زودی کنار گذاشته می‌شوند. در این مطلب از تجارت B2I که تجارتی جدید است صحبت می نماییم.

پیشرفت سریع تکنولوژی باعث شده است محصولات شخصی‌سازی شده و تجربه‌ی مشتری به مزایای رقابتی جدید تبدیل شده و جنبه‌های قدیمی کسب‌وکار فراموش شوند.

همان‌طور که می‌دانید اغلب کسب‌وکارها به سه دسته‌ی B2B یعنی تجارت با سایر کسب‌وکارها و B2C یعنی تجارت با مشتری و C2C یعنی تجارت مستقیم مصرف‌کنندگان با یکدیگر تقسیم‌بندی می‌شوند.

اما در نظر گرفتن یک شخص تنها به‌عنوان یک مشتری صحیح نیست. زمانی که صاحب کسب‌وکار مشتری را تنها به چشم خریدار کالا می‌بینید یعنی اهمیتی برای شخصیت او قائل نیست و لیست خرید او بیش از هر چیز دیگری اهمیت دارد.

این موضوع در مورد تجارت ‌B2B نیز صادق است. بسیاری از کسب‌وکارها در معاملات خود عواملی که باعث تمایز انسان‌ها می‌شود یعنی قضاوت و اعتماد را نادیده می‌گیرند. اگر چنین چیزی درست بود همه‌ی معاملات تجاری باید تنها بر اساس قیمت انجام می‌گرفت.

به عبارتی تفاوت میان تجارت B2B و ‌B2C دیگر مانند گذشته برای کسب‌وکارها مفید نیست و باید به نوع جدیدی از تجارت یعنی B2I فکر کرد. I از ابتدای کلمه‌ی individual به معنای شخص یا فرد گرفته شده است.

بیشتر بخوانید: انواع مدل های تجارت الکترونیک

این روزها دلیل اصلی موفقیت و شکست کسب‌وکارها توانی‌شان در ساخت و نگهداری روابط با افراد است. یک کسب‌وکار برای رسیدن به موفقیت باید اعتماد مشتری را جلب کند یا محکوم به شکست خواهد بود.

این واقعیت نوعی برگشت به دنیای غیر صنعتی و زمانی را نشان می‌دهد که اغلب محصولات بر اساس علاقه‌مندی مشتری طراحی می‌شد. به‌عنوان مثال در گذشته بسیاری از مغازه‌های لباس فروشی خودشان تولیدکننده‌ی اجناس یعنی لباس‌ها بودند.

خیاط با هر مشتری قرار ملاقات جداگانه داشت تا در مورد سایز، پارچه، مدل مورد نظر و سایر جزئیات اطلاعات کسب کند. اما تولید انبوه و خرده‌فروشی همه چیز را تغییر داده است.

شخصی‌سازی اجناس بر اساس سلیقه‌ی مشتری از بین رفت و این روزها مردم لباس‌هایی را خریداری می‌کنند که برای بسیاری از افراد قابل استفاده است.

تجارت B2I

اما کسب‌وکارها بار دیگر به سمت شخصی‌سازی کردن هر محصول برای هر مشتری می‌روند. این یعنی باید استانداردهای محصولات و خدمات خود را مانند خیاط‌ها به طور پیوسته تغییر دهند.

کسب‌وکارها فاقد از صنعتی که دارند به سمت تولید محصولات شخصی‌سازی شده برای هر فرد در کمترین زمان حرکت می‌کنند. به‌عنوان مثال شرکت‌هایی مانند آدیداس ویژگی‌های جدیدی را به خرید آنلاین اضافه کرده‌اند که مشتری می‌تواند درخواست‌های خود را عنوان کرده تا محصولی بر اساس سلیقه‌ی شخصی او ساخته شود.

در تجارت B2B نیز اتفاقات مشابهی رخ داده است و بسیاری از کسب‌وکارها طرح و رنگ مورد نظر خود را به کارگاه‌های تولیدی سفارش می‌دهند. یا بسیاری از شرکت‌های بیمه کارمندان و نیروی کار کسب‌وکارها را بر اساس نیاز منابع انسانی بیمه می‌کنند.

درنتیجه مشتری‌ها از سایر کسب‌وکارها نیز انتظار ارائه‌ی خدمات مشابه دارند. تحقیقات Salesforce روی بیش از ۶۷ هزار مشتری و کسب‌وکار نشان می‌دهد ۸۴ درصد مشتری‌ها و ۸۳ درصد کسب‌وکارها ترجیح می‌دهند به‌عنوان یک فرد خاص در نظر گرفته شوند نه تنها یک عدد.

شرکت آمازون نیز در کسب‌وکار آنلاین خود به سمت شخصی‌سازی کردن خدمات حرکت می‌کند. به این صورت که با استفاده از یادگیری ماشین محصولات موردعلاقه‌ی کاربر را به او نشان می‌دهد و فرآیند خواندن نقد سایر مشتری‌ها را تسهیل می‌کند.

ادامه مطلب 

ارسال شده توسط احمد محمدی | 19 08, 2018 | بازدید‌ها (91)

مذاکرات عضو جدایی ناپذیر هر کسب‌وکاری است. هرقدر ذهن در طول مذاکرات آرام‌تر باشد میزان استرس کم‌تر شده و خلاقیت فرد تقویت می‌شود به عبارت دیگر کاهش اضطراب در مذاکرات کاری بسیار اهمیت دارد.

هر کارآفرین یا رهبر کسب‌وکار در دوره‌ی فعالیت کاری خود بارها مجبور می‌شود با سایر کارآفرینان یا سرمایه‌گذاران وارد مذاکره شود. برخی مذاکرات سرنوشت‌ساز هستند و نتیجه‌ی آن‌ها بسیار مهم است. بنابراین ریسک بالایی دارند و با استرس و اضطراب همراه هستند.

آمادگی و درگیری در چنین مذاکراتی امواج بتای مغز را افزایش می‌دهند درنتیجه فرد احساس هوشیاری و تمرکز می‌کند. اما با توجه به شرایط ممکن است میزان هورمون کورتیزول بدن یا همان هورمون استرس افزایش پیدا کند. همان‌طور که می‌دانید استرس اجازه نمی‌دهد شخص تمام توانایی خود را به کار بگیرد و همچنین میزان خلاقیت را کاهش می‌دهد.

بیشتر بخوانید: انواع هوش و کاربردهای آن

در طول مذاکره چه اتفاقاتی رخ می‌دهد که باعث استرس می‌شود؟ یکی از دلایل بروز اضطراب این است: هنگامی که فرد برای مذاکره آماده می‌شود بیش از اندازه روی نتایج تمرکز می‌کند. احتمالا نقشه‌ی مسیر برای رسیدن به نتایج مورد نظر خود را بارها در ذهن مرور می‌کند. حتی نشانه‌هایی که بداند در مسیر درست مذاکره قرار گرفته را شناسایی می‌کند.

اما همان‌طور که می‌دانید گاهی اوقات همه چیز طبق نقشه پیش نمی‌رود و طرف دیگر مذاکره مطابق انتظار عمل نمی‌کند. درنتیجه هنگام وقوع اتفاقات پیش‌بینی نشده فرد دچار استرس می‌شود زیرا چنین شرایطی را در نقشه‌ی خود پیش‌بینی نکرده است.

سپس میزان هورمون کورتیزول افزایش پیدا می‌کند، فرد دچار بی‌اختیاری می‌شود و خلاقیت و انعطاف‌پذیری خود را از دست می‌دهد. چگونه می‌توان از این شرایط رهایی پیدا کرد و دوباره به مسیر بازگشت؟

در ادامه‌ی این مقاله‌ی به بررسی راه‌هایی می‌پردازیم که کمک می‌کنند امواج بتای مغز به امواج آلفا تبدیل شوند؛ درنتیجه بدن آرام می‌شود و میزان خلاقیت افزایش پیدا می‌کند.

بیشتر بخوانید: نحوه بکارگیری اضطراب در جهت مثبت

ارسال شده توسط احمد محمدی | 8 05, 2018 | بازدید‌ها (153)

طوفان فکری آنلاین و ویژگی‌های آن

مدیران بسیاری وجود دارند که همه یا حداقل بخشی از تیم‌شان را باید به طور مجازی و از راه دور مدیریت کنند. طوفان فکری آنلاین به آها در این مبحث کمک بسیاری می نماید.

اعضای این تیم‌ها ممکن است فقط دو سه روز در هفته حضور فیزیکی در شرکت داشته باشند و یا اینکه کاملا از راه دور کار کنند. ممکن است ساکن شهرهای دوردست باشند، در کشوری دیگر زندگی کنند یا حتی منطقه زمانی‌شان کاملا با محل قرارگرفتن شرکت متفاوت باشد.

چطور می‌شود با چنین تیمی جلسات طوفان فکری مفید و پربازده برگزار کرد؟ این سوالی است که مدیران تیم‌های مجازی به پاسخش نیاز مبرمی دارند. همین موضوع است که باعث شده مفهوم طوفان فکری آنلاین، توجه بسیاری را به خود جذب کند.

طوفان فکری آنلاین چیست ؟

طوفان فکری آنلاین که به آن « طوفان فکری الکترونیکی » و « طوفان فکری تحت وب » نیز می گویند ، اصطلاحی است که به تشریح تکنیک هایی می پردازد که از اینترنت برای به اشتراک گذاری و توسعه ی ایده ها استفاده می کنند .
شما می توانید از ابزارها و خدمات مختلفی برای طوفان فکری آنلاین استفاده کنید .

 جهت مطالعه مقاله کلیک کنید

ارسال شده توسط احمد محمدی | 8 04, 2018 | بازدید‌ها (159)

نشانه های افرادی که هوش هیجانی بالایی دارند

هجده نشانه که شما هوش هیجانی بالایی دارید :

اگر تا کنون مطلبی راجع به هوش هیجانی نشنیده باشید باید گفت که  هوش هیجانی یا هوش عاطفی یعنی قدرت تشخیص احساسات خود و یا دیگران و احساس همدلی با آنهاست.

کسانی که از هوش هیجانی «Emotional Intelligent» بالایی برخوردار هستند، توانایی کنترل احساسات خود را دارند.

برای کسب دانش بیشتر نسبت به هوش هیجانی می توانید مطلب هوش هیجانی؛ شاخصی در سنجش موفقیت را مطالعه نمایید.

 اندازه گیری هوش هیجانی به خاطر ماهیت غیر قابل لمسی که دارد، می تواند دشوار باشد.

دانشمندان داده هایی از بیش از یک میلیون نفر که مورد آزمایش قرار گرفته بودند را بررسی کردند تا رفتارهایی را شناسایی کنند که نشانه هایی حتمی از داشتن هوش هیجانی بالاست.

زمانی که هوش هیجانی برای اولین بین مردم شناخته شد، به عنوان پیوند گمشده در یافته ای عجیب عمل کرد:

کسانی که آی کیو متوسط دارند، ۷۰ درصد اوقات از کسانی بالاترین بهره هوشی را دارند بهتر عمل می کنند.

این عدم تطابق، خلاف این تصور عمومی بود که بهره هوشی تنها منبع موفقیت است.

حالا چندین دهه تحقیق نشان می دهد که هوش هیجانی (EQ) اصلی ترین عاملی است که افراد موفق را از بقیه جدا می کند.

این ارتباط به قدری قوی است که مشخص شده ۹۰ درصد افراد موفق هوش هیجانی بالایی دارند.

هوش هیحانی «چیزی» در هر یک از ماست که کمی نامحسوس است.

هوش هیجانی نحوه رفتار ما، برخوردمان با پیچیدگی های اجتماعی، و اتخاذ تصمیم های شخصی را تحت تأثیر قرار می دهد تا به نتایح مثبت دست پیدا کنیم.

 ۱۸ نشانه که شما هوش هیجانی بالایی دارید

علی رغم اهمیت هوش هیجانی، ماهیت ناملموس آن باعث شده که برایمان بسیار دشوار شود که بدانیم چقدر از آن را داریم و اگر هوش هیجانیمان کم است، چه کاری می توانیم برای بهبودش انجام دهیم.

تست های تأئید شده علمی وجود دارد که شما می توانید انجام دهید تا هوش هیجانی خود را اندازه بگیرید.

متأسفانه تست های با کیفیت هوش هیجانی که از نظر علمی مورد تأئید باشند رایگان نیستند.

در این مقاله، داده های تست های بیش از یک میلیون نفر را تحلیل کرده ایم تا رفتاری که نشان دهنده هوش هیجانی بالاست را شناسایی کنیم.

مواردی که در ادامه می آید، نشانه هایی قطعی مبنی بر این است که شما هوش هیجانی بالایی دارید.

۱. شما واژگان عاطفی قدرتمندی دارید.

 ادامه مطلب در لینک زیر

http://www.seoparsian.com/%d9%87%d8%ac%d8%af%d9%87-%d9%86%d8%b4%d8%a7%d9%86%d9%87-%da%a9%d9%87-%d8%b4%d9%85%d8%a7-%d9%87%d9%88%d8%b4-%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d9%84%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1/

ارسال شده توسط احمد محمدی | 22 02, 2018 | بازدید‌ها (529)

  1. شبکه های نرم افزاری تعریف شده (SDN) :شبکه های نرم افزاری تعریف شده (SDN) موضوع بزرگ و چالش برانگیزی در سالیان اخیر بوده است . SDN مجموعه ای از ابزارهای مدیریت است که شما را قادر به مجازی سازی زیر ساخت های شبکه بدون توجه به سوئیچ ها و روترها می نماید . در واقع یک لایه در بالای تجهیزات فیزیکی قرار می گیرد با این حال اختلافات بسیاری بر سر این شبکه وجود دارد مثلا مباحثی در مجازی سازی و یا تغییر مقیاس و معماری مطرح می باشد .
  2. مرکز داده نرم افزاری تعریف شده (SDDC) : همراه با شبکه های SDN  ، مباحث دیگری هم چون Software – defined data center (SDDC) نیز مطرح می شوند . SDDC از SDN ها موضوعی مبهم تر است چرا که به استفاده از SDN به همراه تکنولوژی های ابری(Cloud) متمرکز می باشد .
  3. ابر (Cloud) : ابر یک موضوع خیلی مهم در صنعت IT بوده و یک شوک بزرگ به رد وبدل کردن اطلاعات وارد کرده است . از ابرهای خصوصی به ابرهای عمومی ، امکانات و منافع و هم چنین مشکلات و موانع متفاوت هستند . در این زمینه اطلاعات جدید و قابل بحث فراوانی وجود دارد .
  4. نرم افزار های ارائه دهنده سرویس (Software as a Service) :  SaaS موضوع دیگری است که در سالیان اخیر مطرح گردیده است و به همراه PaaS به عنوان یک زیر ساخت برای سرویس دهی مطرح شده اند . فروشندگان SaaS  به دنبال برنامه ریزی های برای تغییرات گسترده در آینده می باشند .
  5. تحرک (Mobility) : با تصویب استاندارد ۸۰۲٫۱۱ac موضوع انتقال اطلاعات به صورت سیار(بی سیم) بار دیگر داغ گردید . انواع شبکه های بی سیم امروزه وجود دارند و این شبکه ها به دنبال افزایش سرعت می باشند . مدیریت زیر ساخت های بی سیم خود دارای مباحث نظارتی و توسعه ای متعدد و متفاوت می باشد که می تواند یک زمینه مناسب برای محققین باشد .
  6. BYOD (Bring your Own Device) : موضوع BYOD مدت ها در مباحث بین محققین مطرح بوده است .در واقع BYOD به کارمندان یک شرکت اجازه می دهد تا از تجهیزات اختصاصی خود در دسترسی به منابع شبکه در محل کار خود بدون آن که اطلاعات حساس و مهم شرکت لو برود ، استفاده کنند .در این تکنولوژی از رمزنگاری و تصدیق هویت کاربر و تصدیق هویت شبکه به صورت گسترده ای استفاده می شود .
  7. اینترنت اشیا (IOT) : همان طور که در  BYOD نگرانی های درباره دسترسی فضای اینترنت به اطلاعات داخلی شرکت ها و افراد وجود دارد در IOT نیز این نگرانی ها وجود دارد . هر دستگاهی که به اینترنت متصل می شود از جمله انواع حسگرها ، تجهیزات پزشکی و …. می توانند به راحتی در خطر تهدیدات امنیتی باشند . داشتن تجهیزات هوشمند باعث کارآیی کاربران آن ها می شود مثلا تصو ر کنید که شما از آچار و یا پیچ گوشتی هوشمند برای بست یک پیچ استفاده کنید و  امکان هرز شدن پیچ به علت فشار پیش از حد وجود نخواهد داشت . پس اینترنت اشیا از مباحث جدید و داغ فضای فناوری اطلاعات می باشد .
  8. IPv6 : همه ما شنیده ایم که در آینده آن خواهد آمد . تقریبا همه ما سالیان سال از آدرس IPv4 استفاده کرده ایم . با این حال بسیاری از سیستم های مدرن از IPv6 پشتیبانی می کنند و برای برقراری ارتباط ترجیح می دهند که از آن استفاده کنند . بنابراین نیاز است که شبکه های خود را به سمت استفاده از IPv6 سوق دهیم و مفاهیم و مباحث مرتبط با آن را فرا گیریم .
  9. داده های حجیم (Big Data) : یکی دیگر از عناوین داغ این روزهای دنیای فناوری اطلاعات مفاهیم داده های بزرگ می باشد . داده های حجیم جمع آوری شده درباره یک موضوع خاص ، می تواند در مدل سازی و پیش بینی مباحث مختلف استفاده شود . داده های بزرگ در نرم افزارهای CRM و سوابق پزشکی (EMR) ها بسیار پر کاربرد خواهد بود .
  10. مدیریت فناوری اطلاعات : کنفرانس های فناوری اطلاعات بدون جلساتی آموزشی برای مدیران ارشد این حوزه بدون هدف خواهد بود . بنابراین مباحث مدیریت فناوری اطلاعات همواره مورد توجه خواهد بود و انتظارات بسیار زیادی درباره این حوزه وجود دارد .

منبع : techrepublic.com

ارسال شده توسط احمد محمدی | 21 02, 2018 | بازدید‌ها (185)

الگوریتم رنک برین RankBrain گوگل چیست و چه تاثیری بر سئو سایت خواهد داشت

این الگوریتم رنک برین RankBrain مطمئنا رتبه سایت‌ها  در نتایج جستجو را در آینده بشدت تحت تاثیر قرار خواهد داد. اما هم اکنون گوگل بیشتر بر روی آزمایش این الگوریتم متمرکز است و کاربران طی ماه‌های آتی به مرور تاثیرات آن را در نتایج جستجو خواهند دید. رنک برین (RankBrain) به دلیل استفاده از الگوریتم‌های یادگیری ماشین قادر خواهد بود تا معنای عبارات و واژه‌ها را بهتر تشخیص داده (پیشرفته تر از الگوریتم مرغ مگس خوار) و با بازخوردی که از کاربران گوگل دریافت می‌کند، نتایجی را به آن‌ها نمایش دهد که بیشترین شباهت را به چیزی که آن‌ها دنبالش بوده‌اند داشته باشد. در واقع این الگوریتم به گوگل کمک می‌کند تا حدس‌های بهتری از نظر معنایی در خصوص عبارات جستجو کاربران بزند.

ادامه مطلب در سئو پارسیان مشهد
ارسال شده توسط احمد محمدی | 10 02, 2018 | بازدید‌ها (210)

چگونه در صفحه اول گوگل قرار بگیریم (سریع ترین روش برای قرارگرفتن در صفحه اول جستجو )

چهار گام : ۱-بهینه سازی محتوی سایت ۲- بهینه سازی کد سایت ۳-عضویت در انجمن ها ۴- استفاده از گوگل و ابزارهای آن

تشخیص اینکه چگونه سایت درصفحه اول گوگل قرار بگیرد ممکن است که یک کار پیچیده و سخت بنظربرسد . گوگل از ابزار و الگوریتم های بسیاری که به طور مرتب به روز می شوند برای تعیین موقعیت نمایش وب سایت ها در نتایج جستجو استفاده می کند. در ادامه برخی از مراحل ساده که موجب می شود یک وب سایت در بالای نتایج جستجو رتبه بندی گوگل قرار گیرد را شرح می دهیم .

 

گام اول : تغییر محتوی بسمت بهینه سازی

درباره من

  • 9163858398
  • احمد محمدی (کارشناس ارشد مدیریت فناوری اطلاعات و مهندس نرم افزار)

    مشاور و عضو کمیسیون نظارت و ارزشیابی سازمان نظام مهندسی رایانه ای خراسان رضوی

    بنیانگذار و مالک سایت های SEOparsian.com و SMSparsian.com

    جديدترين مقالات مرتبط با مدیریت فناوری اطلاعات

    ahmad.mohammadi.a@gmail.com

آخرين مطالب بروز شده