مهندسی آموزش

| | ارسال نظر | بازتاب (0)

ساخت بازی های کامپیوتری

| | ارسال نظر | بازتاب (0)
 

 

 

 

این کتاب ترجمه کامل راهنما یاhelp  نرم‌افزار Game Maker، نسخه 8.1 از شرکتYoYo Games در قطع وزیری و 462 صفحه می‌باشد که با کسب اجازه از شرکت مزبور صورت گرفته است. و به سبب آنکه آموزش این نسخه کم حجم با محیط ساده می‌تواند پایه‌ای قوی برای استفاده بهتر از نسخه‌های ارتقاء یافته بعدی و بازی‌سازی باشد، این ترجمه ارائه گردیده و برجنبه آموزشی آن تاکید شده است.

به علاوه در انتهای کتاب، خودآموز ساخت بازی به‌صورت ضمیمه آمده است که به یادگیری بهتر اصول اولیه و مهم بازی، کمک موثری می نماید. با استفاده از این نرم‌افزار می‌توانید بازی‌های رایانه‌ای دو بعدی و حتی سه بعدی خود را به سرعت و بدون نیاز به یادگیری یک زبان برنامه‌نویسی، با استفاده از ماوس و روش کشیدن و رها کردن ایجاد کنید و آنها را برای بازی به دیگران توزیع نمایید و یا حتی بفروشید.

 مباحث مربوط به چهار قسمت تقسیم می‌شود: 1-  استفاده اولیه و پایه از این نرم افزار 2-  ارائه جنبه‌های پیشرفته‌تر و اضافی 3- تبدیل پروژه به یک بازی تمام شده و بازی‌های مستقل و قابل اجرا بدون نیاز به بازی‌ساز 4- و در قسمت چهارم، برای افراد حرفه‌ای، نرم‌افزار دارای یک زبان برنامه‌نویسی داخلی بوده و یک مرور کلی (نزدیک به 1000) از همه توابع و متغیرها برای کنترل تمام جنبه‌های بازی پیش رو داریم.

 

ساخت بازی های کامپیوتری

| | ارسال نظر | بازتاب (0)
در زمینه ساخت بازی های کامپیوتری
 
کتاب طراحی بازی با گیم میکر ترجمه اکرم علیزاده
 
هم اکنون دراختیار
 
کتابخانه دانشگاه فردوسی
 
کتابخانه مهندسی دانشگاه آزاد
 
وتعدادی از کتابخانه های سطح شهرمی باشد
 
  علاقمندان به تهیه کتاب نیز، می توانند با ایمیل وبلاگ تماس حاصل فرمایند

بهبود عملکرد

| | ارسال نظر | بازتاب (0)
طراحی الگوی مدیریت مشارکتی در زمینه رفع چالش ها ی عملکرد آموزشگاههای فنی و حرفه ای
برای ارتباطات خلاقانه و کار آفرینانه در جذب کار آموز
 
اکرم علیزاده 
 
چکیده
نگرش کار آفرینی و توجه به سرمایه هاي اجتماعی و مشارکت گرو هاي کارآفرین زمینه فعالیت و اشتغال افراد را فراهم می نماید .
اشتغال پایدار که تولید ارزش افزوده بنماید و منجر نقش آفرینی در اقتصاد جهانی شود ، بواسطه آموزشهاي مهارتی هدفمند صورت می
پذیرد . براي دستیابی به این امر، داشتن یک چشم انداز همه جانبه و استراتژي کاربردي و بروز شده همگام با تحولات جهانی تنها از
طریق کانالهاي ارتباطی مناسب بدست می آید بطوري که یکی از ثمرات آن روان سازي جریان اطلاعات صحیح و به هنگام و بهبود و اثر
بخشی آموزش ها ي مهارتی و پاسخ درست به نیاز بازار کار است. شیوه هاي همه جانبه نگرمدیریتی در جهت استفاده از پتانسیل
مشارکت گروه هاي ذینفع و هماهنگی ارتباطات و یکسان سازي اطلاعات کمک می کند تا بتوانیم پاسخ درستی به نیازهاي بخش آموزش
، مهارت و اشتغال داشته باشیم. بررسی اسناد نشان می دهد در زمینه رفع چالش ها و بهبود عملکرد ، ارتباطات با جامعه هدف به میزان
%100 نقش محوري و اساسی داشته وعوامل دیگري مانند سیاست هاي کلی و مصوبات قانونی ، نیاز سنجی و مشاوره ، ارزشیابی ، آي تی
و فرهنگ بر ارتباطات با جامعه هدف تاثیر مستقیم دارند . با توجه به این امر و عدم اثر بخشی مناسب راه حل هاي مقطعی ، لزوم
خلاقیت و کار آفرینی و تغییرات همه جانبه در جهت ایجاد زمینه هاي تحقق ارتباطات موثر احساس می شود. از این رو به ارائه یک مدل
مشارکتی خلاقانه پرداخته می شود ، بطوریکه همه گروهاي ذینفع را در جهت اجراي این فرایند از طریق مدیریت مشارکتی شامل گردد و
بهبود آموزش وتامین مهارت ها و نیاز بازار کاررا بدنبال داشته و منجر به توسعه نیروي انسانی گردیده که درنهایت بهبود عملکرد واثر
بخشی را بدنبال خواهد داشت .
کلید واژگان: بهبود عملکرد ، رفع چالش ها ، جذب کار آموز، مدیریت مشارکتی، ارتباطات خلاقانه
 
 

   

   ERP

  وبهترین نوع تولید  : یک تحلیل مقایسه ای

 

ERP and best of breed  :  a comparative analysis

http://www.emerald-library.com/ft

 

چکیده:

نرم‌افزار برنامه‌ریزی منابع سازمان(ERP)‌ پلت‌فرم راهبردی برتر برای حمایت از فرایندهای تجاری بنگاه‌ بشمارمیرود. با این حال به دلیل عدم انعطاف‌پذیری و عدم تامین نیازهای خاص سازمان و صنایع مورد انتقاد قرار گرفته است. (Best of Breed( BoB (بهترین نوع تولید)، مولفه‌های یک بسته‌ استاندارد و/یا نرم‌افزار سفارشی را ترکیب می‌کند. هدف، ایجاد یک سیستم سازمانی است که فرایند‌های کسب و کار یک سازمان ، همراستایی بیشتری داشته باشند. موردکاوی پیاده‌سازی BoB ، تحلیل طبیقی مسائل مرتبط با این راهبرد و گزینه فروشنده ERP را تسهیل می‌کند. این مقاله، تفاوت پیچیدگی پیاده‌سازی، سطح عاملیت، پتانسیل همراستایی فرایند کسب و کار و نگهداری مرتبط با آن را آسان می سازد.

 

کلیدواژه: سیستم مدیریت منابع، سیستم‌های اطلاعاتی، پیاده‌سازی BPR


مقدمه

فروشندگان تشکیلات سیستم‌های برنامه‌ریزی براساس منابع بر چشم‌انداز IT تسلط دارند اما آنها در برخی از سازمان‌ها مشکل‌آفرین بوده‌اند. سیستم‌های ERP‌ عموماً برای غلبه بر دشواری‌های مرتبط با  پیاده‌سازی و توسعه سفارشی پیاده‌سازی روبرو میشوند چرا که آنها با داده های مشترک و مجموعه برنامه‌های یکپارچه، بنیان مناسبی را فراهم می‌آورند. با این حال اگر سازمان‌ها یک سیستم ERP را پیاده‌سازی کنند اما مدل کسب و کار ضمنی را با تغییر کد منبع تغییر دهند آنگاه ERP مشکلات کهنگی را بوجود آورده و معایب راهبرد IT مبتنی بر بسته استاندارد را از بین می‌برد. به عنوان مثال بسته‌های استاندارد می‌توانند سرعت توسعه را افزایش دهند، الزامات توسعه کارکنان را کاهش دهند و قابلیت مدرن پیوسته IT را از طریق بروزرسانی‌ها عرضه کنند. در حالی که مزایای مذکور قابل بحث و بررسی هستند اما تغییر اساسی نرم‌افزاری استاندارد :

  • مدت زمان توسعه را افزایش می‌دهد.
  • الزامات کارکنان در خلال و پس از پیاده‌سازی را افزایش می‌دهند.
  • قابلیت قبول بروزرسانی‌ها را کاهش می‌دهند.
  • استانداردسازی و یکپارچگی موردنیاز را خنثی می‌کنند.

از این گذشته فرایندهای کسب و کار در سیستم ERP متضمن نمایش بهترین رویه و یک مدل کسب و کار رقابتی‌تر به عنوان یکی از گزینه‌های ممکن مطرح می‌باشند. گرچه مسائل جاری، از سازمان‌ها در جریان مهندسی مجدد کار بصورت همزمان به نرم‌افزارهای استاندارد کمک می‌کنند، اما این کار پیچیدگی پیاده‌سازی را بیشتر خواهد ساخت. سازمان‌ها استدلال می‌کنند که عاملیت نرم‌افزار ERP غالباً وجود ندارد. مدل کسب و کار ضمنی به منزله خود فرایندهای کسب و کار و در نتیجه مهندسی مجدد آنها نیست. به عنوان مثال ریبوک با SAP کار کرده است تا بتواند بر مشکلات مذکور غلبه کند اما هنوز نمی‌تواند وارد وضعیت راهکار تک‌فروشنده شود. مدیران فناوری اطلاعات و کسب وکار استدلال می‌دارند که بسته های ERP تنها در یک کلاس از برنامه‌ها، عالی عمل می‌کنند. Peoplesoft با ماژول منابع انسانی خوبی همراه است و Oracle یک ماژول مالی خوب دارد. از این گذشته زمانی که سازمان‌ها به عاملیت بیشتر نیاز دارند، منتظر بروزرسانی نرم‌افزار ERP خواهند بود. مدیریت رابطه مشتری و مفاهیم تجارت مجازی یکی از دغدغه‌های مهم سالهای اخیر بوده‌اند و فروشندگان ERP باید با این ایده‌ها دست و پنجه نرم‌ کنند. طبیعتاً برخی از سازمان‌ها مجموعه برنامه‌های تشکیلاتی سفارشی خود را معروف به راهبرد فناوری اطلاعات BoB ابداع کرده‌اند. وعده آنها، انعطاف‌پذیری بیشتر و همراستایی نزدیک‌تر نرم‌افزارها با فرایندهای کسب و کار سازمان است. مورد آخر می‌تواند پیاده‌سازی سیستم IT و BPR‌ مرتبط با آنرا تسهیل کند. این مقاله از این پیشینه، مروری بر راهبرد BoB IT و یک موردکاوی پیاده‌سازی BoB برای انجام تحلیل تطبیقی دلالت‌های BPR استفاده می‌کند. قبول داریم که مسائل دیگر مانند هزینه فناوری مهم هستند اما در این مقاله نمی‌توانیم عمیقاً به آنها بپردازیم.

راهبرد BoB IT

 BoB و راهبرد نوظهور استفاده از برنامه‌ها و پلت‌‌فرم‌های مختلف در کل سازمان، موارد متفاوتی هستند. BoB اعلام یک راهبرد است؛ هدف آن یکپارچه‌سازی تشکیلات و جهت‌گیری فرایند می‌باشد. در مقابل این راهبرد نوظهور غالباً از بعد فنی و سازمانی پراکنده است و این باعث تقویت زمینه‌های کارکردی خواهد شد. BoB بر یکپارچه‌سازی نرم‌افزارهای استاندارد برای چندین فروشنده مبتنی است. جنرال‌موتورز برنامه‌های منابع انسانی PeopleSoft و برنامه مالی SAP را ترکیب کرده است. برخی از شرکت‌ها مانند مورد گزارش شده در این مقاله، به دلیل نبود بهترین نرم‌افزار استاندارد به ایجاد مولفه‌های اختیاری پرداخته‌اند. نقاط قوت BoB بر توانایی سازمان برای بهره‌گیری از کارکرد بهترین نرم‌افزار مبتنی می‌باشند. همچنین این رویکرد زیرساختاری را فراهم می‌آورد که پیاده‌سازی برنامه‌های جدید و بهبود‌یافته و فرایندهای کسب و کار را در خود جای می‌‌دهد و بدین وسیله قابلیت مدرن پایداری را در اختیار شرکت‌ها قرار خواهد داد. مزیت آخر BoB، میزان آسان‌سازی BPR است. بارها عنوان شده است که BPR مفهومی است که تحت تاثیر ساختار قرار می‌گیرد. بسیاری از مشکلات مرتبط با پروژه‌های ERP تک‌فروشنده، از بازگشت به ایده‌های شروع دوباره BPR نشأت می‌گیرند. در مقابل BoB، ساختار را به عنوان کلید موفقیت‌آمیز BPR‌ شناسایی می‌کند. زیرا اعضای سازمان می‌توانند مولفه‌های IT را براساس تفکرشان درباره میزان حمایت از فرایندهای سازمانی، انتخاب کنند. اعضای سازمان می‌توانند با انجام گزینش مناسب، از سیستم‌های جدید BPR اجرا شده مبتنی بر آن، به مقصود خود دست یابند.

روش پژوهش

این پژوهش براساس دو مصاحبه شخصی با دو نفر از پرسنل مهم پروژه BoB ، در یک سازمان محصولات فرهنگی جهانی تدوین شده است. مصاحبه‌ها دو تا سه ساعت طول کشیدند و هر شش ماه یکبار در مدت دو سال برگزار گردیدند. داده‌های مصاحبه با شواهد مکمل شامل برنامه‌های IT و طرح‌های کسب‌وکار و حساب‌های سالیانه تکمیل شدند. گردآوری داده‌ها از منابع مختلف، به مانند روش مثلثی عمل کرد که اعتبار درونی داده‌ها را ارتقا بخشید. با این حال این مورد به عنوان نتایج یک مطالعه طولی ارائه نشده است. هدف نویسنده، ارائه داده‌های قضیه انتخاب‌شده در سطح کلان برای تایید این نظریه است که سیستم ERP جایگزین دارند. مسائل مرتبط با سیستم‌های ERP از ادبیات دانشگاهی و تجاری و تحقیقات قبلی دو نویسنده یعنی هولاند و لایت اقتباس گردیده‌اند. این رویکرد امکان مقایسه سیستم‌های ERP و رویکرد BoB بخصوص از لحاظ تاثیر وارده بر فرایندهای کسب و کار و پیاده‌سازی BPR را فراهم می‌آورد.

موردکاوی یک تشکیلات جهانی

این موردکاوی، زمینه آشنایی با وضعیت را فراهم می‌آورد اما بر ابعاد راهبرد و پیاده‌سازی پروژه تاکید دارد. این تمرکز، بزرگترین پتانسیل را برای آزمایش تفاوت بین راهبردهای ERP و BoB فراهم می‌آورد؛ بخصوص زمانی که تاثیرگذاری بر BPR‌مدنظر باشد.

پیشینه

این مورد درباره تقسیم عملیات ضبط شرکت فرهنگی جهانی یعنی Global Entertainment است. گردش حساب این شرکت نزدیک به ۳ میلیارد دلار است و بیش از ۱۰۰۰۰واحد نگهداری کالا دارد. رقابت در این صنعت بر ظواهر هنرمندانه شرکت مبتنی است. خرده‌فروشان محصولات این شرکت در دهه گذشته میزان پیچیدگی مدیریت موجودی را افزایش داده‌اند بطوری که غالباً به موجودی کمتری نیاز دارند. چرخه حیات محصول نیز کاهش یافته است و بازارهای متنوعی مانند بازار موسیقی و رقص هندوستان نیز ظاهر گردیده‌اند.

دو بخش در شرکت وجود دارد. بخش بازاریابی رکوردها(ضبط شده ها)، آهنگ‌خوانی خوانندگان و بازاریابی محصولات فیزیکی نهایی مانند سی‌دی‌ها را مدیریت می‌کند. بخش عملیات، محصولات فیزیکی را به مصرف‌کننده تحول می‌دهد. بخش عملیات در گذشته یکی از قابلیت‌های هسته‌ای نبوده است و هنوز نیست؛ گرچه مدیریت شرکت متوجه شده است که این گزینه یکی از مسائل مهم است. بخش عملیات، کارکرد ‌مدار بوده است تا سرویس‌مدار و تیم‌ها در گروه‌های سازمانی فعالیت کرده‌اند. اولویت‌ها و نیازهای برتر قبلی بر کارکردهای متناظر آن دلالت دارند که برنامه‌های نرم‌افزاری مختلف و پلت‌فرم‌های متعددی وجود داشته‌اند. همچنین عدم وجود استانداردهای مدیریت پروژه و توسعه سیستم‌ها در کل بخش IT احساس می‌شود. نتیجه پنج واحد و راهبرد پراکنده  IT‌است.

مدیریت درک کرد که مهندسی مجدد عملیات زیرساخت IT ،تنها بخش کار موردنیاز است. این شرکت می‌خواست کارگروهی را تشویق کرده و بر تمایل به فردگرایی غلبه کند. این کار سطح اثربخشی خدمات و هزینه‌ها را ارتقا می‌دهد. این شرکت تصمیم گرفت تا سیستم موجود، سیستم جدید را پشتیبانی کند. هدف شرکت کاهش پلت‌فرم‌های متعدد سخت‌افزاری به دو یا سه مورد، رفتن به سمت نرم‌افزارهای استاندارد و پیاده‌سازی توسعه‌های سفارشی موردنیاز بود. به دلیل الزامات عاملیت عملکردهای کسب و کار، یک راهبرد BoB انتخاب گردید. سیستم‌های تک‌فروشنده در اولویت بودند اما آنها عاملیت و الزامات فرایند کسب و کار را پشتیبانی نمی‌کنند. بسته‌های ERP به عنوان عملکردهای متمرکز خاصی قلمداد می‌گردد که به سیستم‌های تشکیلاتی توسعه داده شده‌‌اند و در نتیجه بسیار ضعیف بودند. مدیر IT عنوان داشت که شرکت باید با سیستم ERP کار کند تا تقاضاهای عاملیتی را برآورده سازد. همچنین وی احساس کرد که ایجاد همرایی برای مهاجرت به سمت بسته‌های خاص را آسان‌تر سازد.

راهبرد مدیریت پروژه

 مدیر IT استفاده از تخصص خارجی و داخلی را متعادل ساخت. مدیر IT برای حفظ هزینه‌ها در سطح معقول و تضمین اینکه بنیان مهارت‌ مدیریت و پیاده‌سازی پروژه‌ها را می‌توان بصورت داخلی تولید کرد، تصمیم گرفت از مشاوران شرکت‌های بزرگ حسابداری استفاده کند. مهارت‌های فنی بیشتر از فروشندگان بخش‌های متناظر گرفته شدند. این کار باعث تضمین آشنایی با نرم‌افزار‌ها شد و مشکلات پیاده‌سازی ERP تک‌فروشنده را برطرف کرد؛ در این موارد مشاوران غالباً تجربه اندکی را در رابطه با محصول دارا بودند. از تعداد معدودی تدوین‌کننده به حالت قراردادی استفاده شد. پرسنل داخلی توانستند تحول سازمانی را مدیریت کنند چرا که آنها با فرهنگ داخلی آشنا بودند.

راهبرد مهندسی مجدد فرایند کسب و کار

هدف Global Entertainment تدوین یک جهت‌گیری فرایندی براساس فرایند کسب و کار عادی و بهبود یافته در یک کسب و کار جهانی بود. مبنای این کار این شده است که شرکت، فرایندهای خود را همگام با بسته‌‌های نرم‌افزاری تهیه شده، بازمهندسی(BPR) می‌کند. به دلیل پیچیدگی پروژه BoB، شرکت تصمیم گرفت که تحولات را بصورت تدریجی اجرا کنند تا بصورت یکباره(بیگ بنگ). تحولات داخلی بر مبنای مورد به مورد اجرا شدند تا بصورت همزمان در کل سازمان . همزمان با دستیابی به شتاب و اعتماد، پیاده‌سازی همزمان نیز در پیش گرفته شد.

راهبرد IT

 مدیر IT با رویکرد اصل ۲۰/۸۰ با مدیران ارشد کسب و کار موافقت کرد تا در پروژه‌ها حق رای داشته باشد و تحول خوب کسب و کار با زیرساخت نهایی IT را تضمین کند. بدین معنی که بسته‌ها در صورت امکان پیاده‌سازی می‌شوند و اینکه در این شرایط نرم‌افزار ۸۰% عاملیت‌های مطلوب را برآورده خواهد کرد. ۲۰ درصد باقیمانده با پیشرفت‌های دیگر MIS در خارج از بسته محقق می‌گردد. مدیر IT معتقد بود که اصلاحات کد منبع بسته‌ها باید در کمترین حد بماند. مولفه‌های تشکیل‌دهنده سیستم BoB با استفاده از سری‌های MQ  از IBM  یکپارچه‌سازی شدند.

فرایند پیاده‌سازی

پیاده‌سازی در ژانویه ۱۹۹۵ با اجرای تحلیل سازمانی با هدف ساخت یک نقشه فرایند کسب و کار آغاز شد که امکان ارزیابی برنامه‌‌های آتی نسبت به آن وجود داشت. این کار تضمین می‌کرد که مولفه‌های برنامه با نیازهای کسب‌ و کار همخوانی داشتند. فرایندهای کسب و کار براساس حوزه‌های کارکردی مستند‌سازی می‌شدند. تحلیل سازمانی توانست حوزه‌های پیچیده و منحصربفرد مانند داده‌های محصول و مدیریت انتشار، کپی‌رایت و حقوق ناظر و صورت‌حساب را شناسایی کند. تامین‌کنندگان نرم‌افزاری به مزایده دعوت شدند و می‌بایست عاملیت‌های الزامی متفاوت را عرضه کنند. آزمایش‌های مرجع برای آزمایش نرم‌افزار براساس فرایندهای کسب و کار اجرا گردیدند و بایسته‌های متداخل شناسایی شدند. حوزه‌های پیچیده و منحصربفرد می‌بایست بواسطه مولفه‌های مشتری پشتیبانی می‌شدند.چندین نرم‌افزار حضور داشتند، چندین رابط گرافیکی ارائه شدند و این کار مستلزم آموزش سنگین کارکنان بود. کارکنان IT نیز نمودار یادگیری شیبداری را تجربه کردند. با این حال انتظار می‌رود که الزامات وارده بر کارکنان IT، برنامه‌نویسان را به تحلیل‌گر کسب و کار تبدیل خواهد کند. مدیر IT عنوان داشت که تحلیل‌گران کسب و کار در حال درک چگونگی کارکرد چرخه فرایند کسب و کار هستند. همچنین وی عنوان داشت که این کار آنها را قادر می‌سازد تا ارزش افزوده قابل‌توجهی را به پروژه‌ها اضافه کنند. شرکت Global Entertainment تضمین کرد امروزه اصلاحاتی که اکنون بر بسته‌های نرم‌افزاری اعمال می‌شوند، بخش عمده ساختار سیستم‌ها را تشکیل می‌‌دهند.

مولفه‌های سیستم BoB

با فروشندگان‌ بسته‌های نرم‌افزاری قرارداد منعقد گردید تا سیستم‌ها را بنا به ضرورت، نگهداری و بروزرسانی کنند و گروه کوچکی از برنامه‌نویسان برای سرویس‌دهی به توسعه سفارشی حفظ گردیدند. تحول موثر بیش از ۸۰% در رابطه با هر مولفه محقق گردید و چون از چندین مولفه استفاده شده بود در نتیجه شرکت به یک تامین‌کننده وابسته نشد. این کار باعث تغییرات چشمگیری شد که به دلیل ماهیت تدریجی فرایند است و همچنین به دلیل اینکه کاربران مطمئن بودند که برنامه‌ای را دریافت می‌کنند که نیازهای آنها را بطور کامل تامین می‌کنند. شرکت احساس کند انجام کارها در حوزه‌هایی که فرایندهای آنها تغییر کرده است، نسبت به شرایطی که فرایندهای کسب و کار همراه با بخشی از نرم‌افزار ERP تغییر می‌کرد که عاملیت موردنیاز را دارا نبود، آسانتر شده است.

بکارگیری و پیاده‌سازی برنامه‌ها از ۱۹۹۶ آغاز گردید. هر حوزه کارکردی به عنوان یک پروژه قلمداد گردید و پیاده‌سازی برنامه‌ها براساس موردی مرحله‌بندی شد. کل پروژه سه سال طول کشید اما راهبرد آن امکان ثبت توسعه را فراهم می‌آورد و در نتیجه مجموعه ای متشکل از چندین پروژه است تا اینکه یک تلاش بزرگ کلی باشد. کسب‌ وکار و فناوری پیوسته در حال تکامل هستند و از این رو تاریخ مصرف مشخصی ندارند.

بحث

بزرگترین تفاوت بین دو راهبرد نشان داده شده است و در ادامه مفصلاً بررسی خواهد شد.

سیستم‌های ERP تک‌فروشنده، هم‌نیروزایی‌های متعددی را وعده می‌دهند. سطح بالای یکپارچگی فنی پدید آمده و مهندسی مجدد گسترده که غالباً با پیاده‌سازی همراه است، انسجام سازمانی را بهبود می‌بخشد. علاوه بر این فروشندگان نرم‌افزار ERP عنوان می‌دارند که شرکت‌ها از طریق فناوری‌ها از بروزرسانی‌ها برخوردار می‌شوند و در نتیجه اتکای کمتری بر بخش IT داخلی خواهند داشت. با این حال همراه با بلوغ بازار ERP، مشکلات فرایند و سیستم پیاده‌سازی نیز ظاهر شده‌اند. سیستم‌های ERP عموماً بیش از انتظارات هزینه دارند و سطح مشکلات سازمانی مربوط به آنها باعث دشواری‌های پیچیده‌ای می‌شود. یکی از عوامل مهم، نیاز به پیاده‌سازی  BPR‌است که معمولاً بصورت جابجایی مرحله به مرحله انجام می‌گیرد. سازمان‌ها نمی‌دانند که آیا سیستم‌های ERP تک‌فروشنده بهترین رویه در حوزه‌های کارکردی هستند یا نه و مهمتر از آن کم کم برایندهای راهبردی آنها را درک می‌کنند. پیاده‌سازی سیستم‌های تک‌فروشنده باعث ایجاد فرایند‌های مشابه کسب و کار و زیرساختارهای IT یکسان خواهد شد. این وضعیت دلالت‌های مهمی برای مزیت رقابتی خواهد داشت ؛ مشروط به آنکه این دیدگاه نظری که قابلیت رقابتی از تفاوت سازمان‌ها نشات می‌گیرد، اتخاذ شود. طبیعتاً برخی از سازمان‌ها، راهبردهای «فراتر از ERP» را پیاده‌سازی می‌کنند مانند سیستم‌های مدیریت رابطه با مشتری و توسعه‌های وب‌بنیان ؛ هدف‌ این سیستم‌ها، پشتیبانی از نوآوری و تسهیل متمایز‌سازی است. سازمان‌ها در این مرحله باید تصمیم بگیرند که ایا با رویکرد تک‌فروشنده ادامه می‌دهند یا نه. اگر فروشنده، محصول را عرضه کند آنگاه سازمان‌ها باید قدرت انرا ارزیابی کنند. اگر محصول وجود ندارد آنگاه آیا سازمان‌‌ها منتظر راه‌اندازی می‌مانند یا اینکه آنرا از منبع دیگری تامین خواهند کرد؟ BoB می‌خواهد سیستم‌های ERP تک‌فروشنده‌ را مولفه‌ای کند تا امکان تلفیق آنها با این راهبرد فراهم گردد. Global Entertainment با در نظر گرفتن مسائل پرسنل و قابلیت تکامل، معماری خاصی را پدید آورده است .BoB مزایای متعددی نسبت به سیستم‌های تک‌فروشنده دارد. می‌توان هر مولفه BoB را به عنوان یک برنامه مستقل اجرا کرد. عرضه سریع عاملیت به معنای بازپرداخت از خود پروژه در کل دوران پیاده‌سازی خواهد بود تا پس از پایان آن.رویکرد تدریجی، سازمان را با تحولات کوچکتری روبرو می‌کند و بدین وسیله معضلات سازمانی را کاهش می‌دهد. همچنین BoB انعطاف‌پذیری فرایند طراحی کسب و کار را کاهش می‌دهد. چنانکه در مورد Global Entertainment نشان داده شد، شرکت‌ها باید برنامه‌های متعددی را با نقشه فرایند کسب و کار موجود یا بهبود‌یافته خود همراستا سازند. این روند در Global Entertainment بر تسهیل فرایند پیاده‌سازی تاثیر گذاشت. از این گذشته رویکرد چندفروشنده به پشتیبانی توزیع ریسک بلندمدت کمک می‌کرد. یعنی اینکه اگر یکی از فروشندگان از بازار خارج می‌شد آنگاه کل سیستم تحت تاثیر قرار نخواهد گرفت. Global Entertainment باید بین ادامه پشتیبانی داخلی برنامه یا تامین خارجی مولفه‌های جدید، انتخاب کند.دشواری‌های اصلی BoB به دلیل پیچیدگی پیاده‌سازی و هزینه‌های احتمالی مالکیت در آینده، در ابعاد نگهداری ارتباط های نرم‌افزاری بوجود خواهند آمد. مورد Global Entertainment بر دشواری‌های پیاده‌سازی در رابطه با آموزش گسترده موردنیاز و توسعه رابطه ‌‌های لازم میان مجموعه‌ برنامه‌ها تاکید می‌کند. یکی از مشکلات بالقوه که در مورد فوق عنوان نشد ، تلاش برای ایجاد اصلاحات متعدد است که به دلیل ساختارگرایی روی می‌‌دهد. این مسئله در مورد پیاده‌سازی تک‌فروشنده جهانی مانند مواردی که هولاند و لایت معرفی کرده‌اند، مشکل آفرین بوده است. یکی از نکات مهم در رابطه با قضیه Global Entertainment این است که آنها از اصل ۲۰/۸۰ برای مقابله با چنین مشکلاتی استفاده کرده‌‌اند.

نتیجه‌گیری

راهبردهای ERP تک‌فروشنده و سیستم تشکیلات BoB بنیان، در زمره چالش‌های پیاده‌سازی قرار دارند. هر دو رویکرد بدون شک به دلیل مقیاس، دورنما و الزامات BPR پیچیده هستند. ERP مستلزم یک رویکرد تازه تر است که BoB طی آن، شانس شناسایی روش‌های اثربخشی کنونی و روابط پرزحمت با ذینفعان، را به سازمان می‌دهد. مسئله فوق یک تفاوت حیاتی است چرا که BPR مرتبط با BoB می‌تواند پیاده‌سازی و مدیریت پیچیدگی را تسهیل کند. تفاوت مهم دیگر این است که سیستم‌های ERP همان سطح پیچیدگی و پاسخگویی مرتبط با BoB را عرضه نمی‌کنند. با این حال رابطه پرزحمت به احتمال زیاد با الزامات آتی نگهداری ارتباط دارد. رویکردهای BoB به نگهداری بیشتری نیاز دارند که این به دلیل ارتباطات پیچیده بین مولفه‌های مختلف است؛ در حالی که نگهداری مولفه‌ها و ارتباط‌ بین مولفه‌ها در یک سیستم ERP تک‌فروشنده، به یک فروشنده خارجی برون‌سپاری می‌شود. این مقاله بر توسعه زیرساختIT تاکید می‌کند. تفاوت بین BoB و رویکردهای ERP تک‌فروشنده بررسی شده است؛ و مسائلی که سازمان‌ها باید در جریان تصمیم‌گیری در مورد راهبرد مدنظر قرار دهند، حول پیچیدگی پیاده‌سازی، میزان همراستایی و نگهداری فرایند کسب و کار می‌چرخد. به دلیل حیاتی بودن تشکیلات سیستم‌ها برای سازمان‌ها و محدودیت‌های آنچه که می‌توان در اینجا ارائه کرد، به تحقیقات بیشتری در این حوزه نیاز است. دلالت‌های راهبردهای مختلف برای رویکردهای توسعه سیستم‌ها، کارکرد IT و مزیت‌های رقابتی نقاط شروع بسیار خوبی هستند.

منبع : http://shiraziali.ir

ترجمه : علی شیرازی ، اردیبهشت ۹۳



 چهارچوب محاسبات ابری برای برنامه های کاربردی ERP

منبع:

sciencedirect – Elsevier

سال انتشار: 2015

چکیده :

محاسبات ابری  بسیاری از برنامه های کاربردی خدمات تحت وب را امکان پذیر می سازد و ارائه خدمات ERP از طریق اینترنت را فراهم می کند  . نکته ضروری تغییر شکل راههای  خدمات IT می باشد. . تحقیقات اخیر نشان می دهد که ERP تحویل شده از طریق SaaSنسبت  به شکل سنتی IT  بهتر ارائه می شود. با این حال، توزیع خدمات در مقایسه با توزیع محصول به دلیل تجرد، ادغام و اصل یک شات با اشاره به خدمات ، پیچیده تر است. این مقاله  به  ERP  ابری می پردازد  که در آن مشتریان شرکت می توانند خدمات وب متناسب  با نیازهای خاص خود را انتخاب نموده و یک سیستم ERP سفارشی منحصر به فرد تعریف می کند.  هدف ERP ابری ارائه انعطاف پذیر اجاره کل خدمات ERP از طریق فروشندگان متعدد است. در این مقاله همچنین چالش ترکیب  خدمات وب و پیشنهاد یک راه حل مبتنی بر وب برای اتوماسیون فرایند سفارشی سازی خدمات  ERP بیان می شود  روش ترکیب خدمات ارائه شده بر روی مفهوم الگوریتم ژنتیک و با آگاهی از خدمات وب استخراج شده از پلت فرم با تئوری مجموعه سخت است. نمونه اولیه سیستم بر روی پلت فرم از Google App Engine به منظور بررسی روند ترکیب پیشنهادی ساخته شده است. بر اساس نتایج تجربی از نمونه در حال اجرا ، روش ترکیب کار به طور موثر پتانسیل زیادی برای حمایت کاملا کاربردی پلت فرم  ERP   ابری دارد.

 کلمات کلیدی: ترکیب خدمات وب ، ERP ابری، محاسبات الگوریتم های ژنتیک ، تئوری مجموعه سخت.

 

A cloud computing platform for ERP applications

چکیده انگلیسی:

Cloud computing enables many applications of Web services and rekindles the interest of providing ERP services via the Internet. It has the potentials to reshape the way IT services are consumed. Recent research indicates that ERP delivered thru SaaS will outperform the traditional IT offers. However, distributing a service compared to distributing a product is more complicated because of the immateriality, the integration and the one-shot-principle referring to services. This paper defines a CloudERP platform on which enterprise customers can select web services and customize a unique ERP system to meet their specific needs. The CloudERP aims to provide enterprise users with the flexibility of renting an entire ERP service through multiple vendors. This paper also addresses the challenge of composing web services and proposes a web-based solution for automating the ERP service customization process. The proposed service composition method builds on the genetic algorithm concept and incorporates with knowledge of web services extracted from the web service platform with the rough set theory. A system prototype was built on the Google App Engine platform to verify the proposed composition process. Based on experimental results from running the prototype, the composition method works effectively and has great potential for supporting a fully functional CloudERP platform.

 Keywords: Web services composition ERP Cloud computing Genetic algorithms Rough set theory

منبع در یافت کامل مقاله انگلیسی 

http://hotpapers.ir/free_down.php?id=aHR0cDovL2RsLnBjb2RlLmlyL2FydGljbGVzLWVib2stZW4vbmFzc2VyemFuamFuL2FydC1ub3QtZGlyZWN0LTIwMTUtMTAtQS1jbG91ZC1jb21wdXRpbmctcGxhdGZvcm0tZm9yLUVSUC1hcHBsaWNhdGlvbnMtYXNsLXBkZi9hcnQtbm90LWRpcmVjdC0yMDE1LTEwLUEtY2xvdWQtY29tcHV0aW5nLXBsYXRmb3JtLWZvci1FUlAtYXBwbGljYXRpb25zLWFzbC5yYXI

یا از لینک زیر پوشه درسی در آلبوم کلی دریافت می شود

http://fumblog.um.ac.ir/fumindex.php?op=ViewResource&blogId=765&resource=art-not-direct-2015-10-A+cloud+computing+platform+for+ERP+applications-asl.pdf

چشم‌اندازی جدید در مدیریت منابع سازمانی

 

تین نیوز | سیستم‌های اطلاعاتی برای کمک به شرکت‌ها در بهره‌مندی کارآمدتر از منابع طراحی شده‌اند؛ اما اگر شرکت‌ها قادر باشند از این سیستم‌ها به‌صورت گسترده‌تر و نه فقط با هدف ارزیابی سود بلکه به‌منظور بررسی نیازهای جامعه و محیط استفاده کنند، چه شرایطی پیش خواهد آمد؟
امروزه عواملی فراتر از قیمت و کیفیت محصولات برای مشتریان اهمیت دارد. آنان روز به روز نسبت به تاثیرات اجتماعی و زیست‌محیطی محصولات حساس‌تر می‌شوند و به همین دلیل بسیاری سوالات مشابه دارند: آیا اسباب بازی‌های کودکان شامل ترکیبات سمی هستند؟ ترکیبات این گونه محصولات چگونه تهیه می‌شوند؟ آیا تولیدکنندگان نکات ایمنی را در فرآیند تولید رعایت می‌کنند؟ آیا مراحل مختلف فرآیند تولید با محیط‌زیست سازگار است؟
توانایی پاسخگویی به سوالاتی پیرامون ایمنی و تاثیرات زیست‌محیطی محصولات از اهمیت خاصی برخوردار است. با این حال، بدون در اختیار داشتن اطلاعات صحیح، پاسخگویی به سوالات ظاهرا آسان، دشوار است. انسان امروزی قادر است فضاپیماهایی را به مریخ ارسال کند؛ اما اطلاعات محدودی درخصوص محصولاتی که به‌صورت روزمره استفاده می‌کند، در اختیار دارد.
 
اگرچه امروزه قادر هستیم هر لحظه حجم عظیمی از اطلاعات را تولید کنیم؛ اما اغلب اطلاعات مناسبی برای پاسخگویی به سوالاتی که درخصوص محصولات و نحوه تولید آنها مطرح می‌شود، در دست نداریم.
بررسی‌های اخیر (شامل پژوهش‌هایی که توسط موسسه MIT صورت گرفته است) حاکی از این است که اکثر مدیران بر این باورند توسعه پایدار جایگاهی دائمی در برنامه‌های مدیران ارشد برای سازمان‌ها دارد. با این حال سیستم‌های اطلاعاتی رایج پشتیبانی کاملی از شرکت‌هایی که به دنبال درک و مدیریت تاثیرات فعالیت‌های خود بر زنجیره ارزش هستند، به عمل نمی‌آورند.
سیستم‌های اطلاعاتی کلاسیک که به‌منظور برنامه‌ریزی منابع سازمانی (ERP) مورد استفاده قرار می‌گیرند به‌طور قابل‌توجهی منجر به توسعه فرآیندهای کسب‌وکار و مدیریت منابع سازمانی شده‌اند. ERP امروزه چشم‌اندازی یکپارچه برای فرآیندهای عمده کسب‌وکار فراهم کرده است که در دپارتمان‌های مختلف سازمانی تسری پیدا کرده است و به این ترتیب در واقع ERP به سیستم عصبی بسیاری از کسب‌وکارها تبدیل شده است.
با این حال اقدامات غیرمالی (از قبیل میزان انرژی یا آب مصرف شده در هر یک از مراحل تولید) به سختی در ERP مورد توجه قرار می‌گیرد.
 
با این حال مدیران شرکت‌های بزرگ برای بهینه‌سازی دارایی‌های مالی و هزینه‌ها و ظرفیت‌های نیروی کار آموزش‌دیده از انگیزه کافی برخوردار هستند. به باور ما ERP باید طیف گسترده‌ای از منابع را از جمله منابع محیط‌زیستی، اجتماعی و همچنین فاز‌های مختلف زنجیره ارزش را مورد بررسی قرار دهد. این رویکرد باید علاوه‌بر این مسائل از منبع تهیه ترکیبات و مواد اولیه تشکیل‌دهنده محصول، میزان انرژی مورد نیاز برای تولید محصول، میزان نخاله‌های حاصل از تولید و گازهای گلخانه‌ای ایجاد شده حاصل از مراحل مختلف و میزان مطابقت فعالیت‌های کسب‌وکار با استانداردهای نیروی کار و اصول حقوق بشر آگاهی داشته باشد.
سیستم‌های اطلاعاتی و روش‌های گزارش‌دهی رایج با عواملی از جمله گاز‌های گلخانه‌ای، زباله‌ها و اصول حفاظت از کارکنان چندان برخورد شفافی ندارند. اما عواملی نظیر عدم اطمینان اقتصادی، رشد جمعیت، تغییرات آب و هوایی و افزایش تقاضا برای منابع طبیعی شرکت‌ها را مجبور به رعایت جوانب بیشتری در فرآیند تصمیم‌گیری می‌کند. سیستم‌های اطلاعاتی باید شرکت‌ها را در ارزیابی و بررسی تاثیرات زنجیره ارزش نه‌تنها بر عملکرد مالی بلکه بر عوامل سه‌گانه شامل محیط‌زیست، جامعه و اقتصاد یاری رسانند.
اگرچه برخی از تحلیلگران معتقدند که سازمان‌ها می‌توانند ازطریق تمرکز بر پایداری سازمانی به مزیت رقابتی جدیدی دست پیدا کنند، اما به‌نظر، این دیدگاه به‌ویژه در شرایطی که در غیاب سیستم‌های اطلاعاتی مورد اطمینان که قادر به ارائه دیدگاهی جامع درخصوص نحوه مدیریت منابع سازمانی هستند، نابالغ است. در پژوهش جهانی سازمان ملل متحد با موضوع توسعه پایدار سازمانی که در سال 2013 صورت گرفته است، اشاره شده است که منافع مستقیم کسب‌وکار برای سازمان‌هایی که بر توسعه پایدار تاکید دارند در کوتاه‌مدت محدود است. این پژوهش با بررسی بیش از هزار مدیر ارشد در 103 کشور با شعار «سیستم‌ها، بازارها و ساختارهای جدید» و «تعهدی جدید برای همکاری» فعالیت کرده است.
دولت‌های کشورهای اروپایی و نیوزیلند در حال حاضر درونی سازی هزینه‌های زیست محیطی و قرار دادن برچسب قیمت برای محصولات تولیدکننده گازهای گلخانه‌ای، ضایعات و آلودگی‌های زیست محیطی را آغاز کرده‌اند. به باور ما شرکت‌هایی که در قالب رهبران این جنبش ظهور خواهند کرد، خواهند آموخت که منابع را بهتر از رقبای خود مصرف کنند. این شرکت‌ها به ابزارها و اطلاعات جدید و فرآیندهای فروش و پس از فروش نوینی نیاز خواهند داشت.
 
 
حرکت از اقتصادهای خطی به اقتصادهای مدور
پیش از این شرکت‌هایی که در جست‌وجوی اتخاذ شیوه‌های پایدارتر کسب‌وکار بودند، بر بخش خاصی از این مسائل تمرکز می‌کردند. به عنوان مثال کاهش میزان دود خارج شده از دودکش‌های کارخانه‌ها و تمرکز‌هایی از این قبیل چندان کارآمد نیستند. در زنجیره ارزش خطی بخش‌هایی از محصولات قدیمی که عمرشان به پایان رسیده است، همچنان با ارزش هستند (مثل طلای به‌کاررفته در برخی محصولات الکترونیک). در مقایسه، در اقتصاد مدور خروجی‌های دورریز را می‌توان به‌واسطه بازیافت یا برنامه‌های کاربرد و تولید مجدد دوباره به فرآیند تولید بازگرداند. علاوه‌بر این برنامه‌های بازیافت، بازخوردهای متعدد و با ارزشی را برای کسب وکارها و درخصوص نحوه عملکرد محصولات و روش به‌کارگیری آنها به همراه دارند که می‌توانند در طراحی‌های آتی و تصمیم‌گیری‌های مرتبط با تولید و طراحی درآینده مورد استفاده قرار بگیرند.
پیگیری سابقه و به عبارتی شجره محصولات یا مواد به‌کار رفته در آنها و چرخه کاربرد آنها از تولید تا انقضا، امر دشواری است؛ اما اگر واقعا به دنبال ترویج مصرف پایدار هستیم، باید قادر باشیم شفافیت در سراسر زنجیره ارزش را بهبود بخشیم. سازمان جهانی استاندارد مستقر در ژنو کشور سوئیس، اصول استانداردی را به‌منظور ترویج چرخه یکپارچه برای محصولات منتشر کرده است. طراحان و مهندسان باید نسبت به تصمیم‌گیری درخصوص شکل، اندازه، عملکرد و حتی خواص مواد مورد استفاده در تولید، انرژی مورد نیاز برای تولید و سایر فاکتورها و استفاده از این استانداردها ترغیب شوند.
خرده‌فروشان و سایر شرکت‌ها باید این استانداردها را به معیاری برای خرید تبدیل کنند. فروشگاه‌های زنجیره‌ای وال مارت در حال حاضر اقدامات قابل‌توجهی را در این خصوص انجام داده است. این شرکت با عضویت در کنسرسیوم غیرانتفاعی و بین‌المللی توسعه پایدار که به‌دنبال ایجاد بنیانی علمی برای توسعه پایداری محصولات برای مشتری است، امیدوار است به رهبر کاهش تاثیرات زیست‌محیطی و اجتماعی کسب وکارها در جهان تبدیل شود. وال مارت متعهد شده است تا پایان سال 2017 میلادی تمامی محصولات به فروش رفته در فروشگاه‌های وال مارت در ایالات‌متحده آمریکا را از عرضه‌کنندگانی که از شاخص‌های کنسرسیوم به‌منظور بررسی و به اشتراک‌گذاری اطلاعات مرتبط با توسعه پایدار محصولات استفاده کرده‌اند، خریداری کنند.
 
 
بهینه‌سازی عملکرد توسعه پایدار
جمع‌آوری اطلاعات غیرمالی در خصوص محصولات دشوار است. بسیاری از خرده‌فروشان بزرگ و تولیدکنندگان از توزیع‌کنندگان خود به‌منظور ثبت اطلاعات پایداری محصول در پلت‌فرم تکنولوژیک کمک می‌گیرند. بدون‌شک استفاده از پردازش‌های ابری به‌منظور ردیابی اطلاعات و به اشتراک‌گذاری آن روشی کم هزینه و آسان‌تر است. روشن است که تعداد شبکه‌های مشترک اطلاعاتی باید به موازات افزایش کاربران آن بیشتر شود. این روش باید امکان جمع‌آوری، مدیریت و استفاده مجدد از داده‌های توسعه پایدار مرتبط با محصولات را فراهم آورد و صرفه‌جویی در زمان و هزینه برای شرکت‌کنندگان را مورد توجه قرار دهد.
فراهم‌کردن امکان گزارش‌دهی سیستم‌های ERP موجود، عاملی کلیدی در بهبود عملکرد توسعه پایدار به‌شمار می‌رود. دنون یکی از شرکت‌های غذایی چندملیتی مستقر در پاریس و شرکت لبنی Stonyfield Farm که بخش اعظم سهام آن متعلق به شرکت دنون است، نمونه‌های بارز سازمان‌هایی هستند که توانسته‌اند به‌صورت کارآمد به تجزیه و تحلیل و اندازه‌گیری اثرات سطح پایداری محصولات خود با استفاده از سیستم‌های موجود سازمانی بپردازند. با دریافت سفارشات از طریق سیستم‌های سازمانی موجود، هر دو شرکت قادر هستند میزان مصرف آب و انرژی و انتشار آلاینده‌های حاصل از تولید را ارزیابی کنند. در واقع مدیران این شرکت‌ها قادر هستند میزان انرژی و آب مورد نیاز و تاثیرات زیست‌محیطی را به‌صورت حقیقی برآورد کنند. به‌عنوان مثال، امکان بررسی تاثیر استراتژی‌های کاهش خطراتی نظیر جایگزینی مواد، حمل‌ونقل جایگزین و معرفی نوع جدیدی از انرژی‌های تجدیدناپذیر در این شرکت‌ها فراهم شده است
اهمیت چنین قابلیت‌هایی انکارناپذیر است. برخورداری از دیدگاه‌های جامع، سازمان‌ها را در بهینه سازی عملکرد در میان تامین‌کنندگان، خطوط تولید و طبقه‌های مختلف محصولات و نهاد‌های مختلف سازمانی یاری می‌رساند. در صورتی که فرآیند تولید با تولید کمتر گازهای گلخانه ای، مصرف کمتر انرژی و صرفه‌جویی بیشتر همراه باشد، سازمان‌ها قادر خواهند بود فرصت‌های بیشتری را برای ایجاد ارزش‌های پایدار بلندمدت شناسایی کنند. با استفاده از این رویکرد شرکت دنون توانسته است تعداد 3500 محصول را به‌صورت ماهانه بررسی و کاهش 35 درصدی انتشار گازهای آلاینده را محقق سازد. شرکت Stonyfield Farm نیز توانسته است میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای مرتبط با حمل‌ونقل را از سال 2006 میلادی تا 2010 میلادی به میزان 46 درصد کاهش دهد و صرفه‌جویی به میزان 76 میلیون دلار را تجربه کند.
به‌طور کلی، روشی که سازمان‌های امروزی به‌منظور ارزیابی تاثیرات اجتماعی و زیست‌محیطی کسب وکار خود به‌کار می‌گیرند، چندان قابل قبول نیست. نیازی مبرم به توسعه راه‌حل‌های نرم‌افزاری موجود و مورد استفاده کسب وکارها به‌منظور تمرکز بر تاثیرات محیطی و اجتماعی وجود دارد. تمرکز بر چالش‌های توسعه پایدار عمدتا شامل حفظ رشد اقتصادی و بهبود کیفیت زندگی در قرن بیست‌ویکم است. فناوری‌های اطلاعاتی و راه‌حل‌های مورد استفاده کسب‌وکارها که در سال‌های اخیر رشد قابل توجهی داشته‌اند و در این امر کارگشا هستند. به‌منظور ایجاد الگو و پارادایم جدید برای مدیریت منابع سازمانی، فرآیندهای کسب‌وکار مستلزم تغییرات عمده هستند. مسلما الگوهای قدیمی قادر به پاسخگویی به چالش‌های جدید نیستند. رهبران باید قادر باشند از ابزارهای مناسب برای ایجاد تغییر استفاده کنند. مدیران باید توسعه پایدار را به‌عنوان فرصتی تلقی کنند که محرکی برای توسعه مستمر برای رفع چالش‌های بزرگ پیش‌روی بشریت است. با توسعه شبکه‌های کسب‌وکار، ایجاد کسب‌وکار‌های پایدار مستلزم تلاش‌های مشترک با هدف سودآوری و حفاظت از بهداشت و سلامت جامعه و کره زمین است.

منبع :

http://tinn.ir/vdchikni.23n-kdftt2.html

 تين نيوز

  http://tinn.ir

 

 

ارائه ی مدل ساختاری تفسیری دستیابی به چابكی ازطریق فناوری اطلاعات در سازما ن های تولیدی

 


چكیده:

چابكی توانایی پاسخگویی سریع به تغییرات و عامل اصلی موفقیت و بقای بنگاه ه ای امروزی تلقی میشود. فناوری اطلاعات یكی از مهم ترین توانمندساز های دستیابی به چابكی است. هدف این پژوهش ارائه یك مدل مفهومی با استفاده از روش مدل سازی ساختاری تفسیری در راستای دستیابی به چابكی از طریق قابلی تهای فناوری اطلاعات است. بدین منظورپس از بررسی مبانی نظری و پیشینه ی پژوهش و شناسایی شاخص های دستیابی به چابكی ازطریق فناوری اطلاعات مدل ساختاری تفسیری در چهار سطح ارائه شده است . یافته های پژوهش نشان می دهد، تمایل و تعهد مدیران ارشد، جو سازمانی و همسویی برنامه ریزی استراتژیك با برنامه های فناوری اطلاعات عامل مؤ ثر در دستیابی به چابكی از طریق فناوری اطلاعات است.

 

 

واژ ه های كلیدی:

 

  فناور ی اطلاعات، چابكی، تولید چابك، مد لسازی ساختاری تفسیر ی ( ISM) ، تحلیل نفوذ- وابستگی.

 


 

منبع دریافت کامل مقاله:

 

http://www.google.com/url?sa=t&rct=j&q=&esrc=s&source=web&cd=24&cad=rja&uact=8&ved=0CDMQFjADOBQ&url=http%3A%2F%2Fjitm.ut.ac.ir%2Fpdf_29071_ecdef32dd7492d2293bd26dbfacf7796.html&ei=dkSuVMKuIsrdatWmgPgP&usg=AFQjCNGlw-uex65dGWhPzvRoLOWAQ36pEQ

زنجیره تامین چابک

| | ارسال نظر | بازتاب (0)

 

زنجیره تامین چابک

با نگاهی به سازمان‌ها متوجه می‌شویم که رویکردها و راه حل‌های گذشته دیگر قابلیت و توانایی خود را برای مقابله با چالش‌های سازمانی و محیط بیرونی معاصر از دست داده اند. از این رو نیاز به رویکردهای جدید احساس می‌شود که چابکی از آن جمله است. در این میان اهمیت زنجیره تامین چابک بیشتر نمودپیدا می‌کند زیرا چنین زنجیره ای می‌تواند به سرعت و به طور موثری به تغییرات بازار واکنش نشان دهد زنجیره‌های تامین چابک نه تنها می‌توانند به تغییرات معمول واکنش، دهد بلکه می‌توانند به تغییرات دراماتیک مورد نیاز بازار که برای اولین بار احساس می‌شود نیز واکنش مناسب نشان دهند. بنابراین اعتقاد بر آن است که چابکی، خصیصه مورد نیاز برای فشارهای رقابتی خواهد بود.

بحث زنجيره تامين ازجمله مباحث مطرح درفضاي امروزصنعت كشوراست .اما زنجيره تامين هنگامي دريك سازمان صنعتي داراي توان رقابتي خواهد بود كه ضمن برخورداري ازاجزاء توانمند ورقابت پذير،داراي چابكي نيزباشد به اين معنا كه زنجيره تامين يك شركت هم ازتامين كنندگان رقابت پذير كه داراي توانمنديهاي قابل رقابت درسطح جهاني باشند برخوردار بوده وهم زنجيره داراي مفاهيم چالاكي نيزباشد. (  گودرزی و همکاران 1388  ) زنجيره تأمين برای بقا در بازارهای پويا و متغير نيازمند ابزاری است که بتواند با کمک آن بر چالش‌های محيطی فائق آيد. چنين ابزاری چابکی است. فاكتورهاي اصلي موفقيت در زنجيره تأمين چابك، به كارگيري تكنولوژي اطلاعاتي، ادغام فرآيندها، برنامه ريزي متناسب، توسعه مهارت هاي كاركنان، حساسيت و پاسخگويي به بازار، معرفي محصول جديد، انعطاف پذيري، سرعت تحويل، كاهش هزينه ها، كيفيت محصول و رضايت مشتري است. (تیزرو و همکاران، 1385)

تعریف زنجیره تامین چابک
برای کسب مزیت رقابتی در محیط متغیر کسب و کار، شرکت‌ها باید در راستای کارآمدی عملیات خود با تامین کنندگان و مشتریان هم‌ردیف شده و برای کسب سطحی قابل قبولی از چابکی با یکدیگر مشارکت و همکاری کنند. متعاقبا، زنجیره‌های تامین چابک طرح‌های رقابتی بارزی بوده و به دنبال ارج نهادن به مشتریان و کارکنان هستند. لذا یک زنجیره تامین چابک قادر است تا به طرز شایسته ای به تغییراتی که در محیط کاری روی می‌دهند، پاسخ دهد. چابکی در زنجیره تامین می‌تواند به این صورت تعریف شود : توانایی یک زنجیره تامین برای واکنش سریع به تغییرات موجود در بازار و نیازهای مشتریان. (جعفرنژاد و شهائي، 1386)

برای کسب لبه رقابتی در محیط کسب و کار در حال تغییر، شرکتها باید برای کارآمدی عملیات با تأمین کنندگان و مشتریان همردیف شده و برای کسب سطحی از چابکی فراتر از شرکتهای انحصاری با یکدیگر مشارکت کنند. متعاقباً، زنجیره های تامین چابک طرحهای رقابتی بارزی هستند. یک زنجیره تامین چابک به دنبال آن است تا مشتریان و کارکنان را غنی و ارضا کند. لذا، یک زنجیره تامین چابک قادر است تا به صورت مناسبی به تغییراتی که در محیط کاری اش روی می دهند، پاسخ دهد. پس،چابکی در زنجیره ی تامین ممکن است اینگونه تعریف شود: توانایی یک زنجیره تامین برای واکنش سریع به تغییرات موجود در بازار و نیازهای مشتریان. زنجیره تامین چابک را می توان ساختاری با هدف ارضا مشتریان و کارکنان دانست که در آن ، هر سازمانی می تواند استراتژیهای کسب و کار، فرآیندها، ساختار و سیستمهای اطلاعاتی خود را طراحی نماید. دانشمند دیگری نیز می گوید که ساختار زنجیره تامین بوسیله چهار اصل حمایت می شود:کنترل تغییر جامع و عدم اطمینان، ساختارهای مدیریت نوآوری و سازمان مجازی، روابط همکارانه، و فناوریهای انعطاف پذیر و هوشمند. این چهار اصل از طریق یک متدولوژی به هم گره می خورند تا آنها را در یک سیستم هماهنگ و یکپارچه، به قابلیتهای رقابتی استراتژیک منتقل سازد. (شهایی، 1385)

ادغام فرایند‌ها
یکپارچگی در فرایند بدین معناست که زنجیره تامین، هسته ای از شرکاست که به یک شبکه متصل می‌شوند و با انجام فعالیت‌های مشخص، هدف خاصی را به بطور مشترک دنبال می‌کنند. به عبارتی دیگر ادغام فرایندی به معنای فعالیت همکارانه میان خریداران و تامین کنندگان، طراحی محصولات مشترک و سیستم‌های اطلاعاتی مشترک است. در حال حاظر این شکل از همکاری در زنجیره تامین بیشتر از گذشته استیلا و رونق دارد زیرا شرکت‌ها به مدیریت شایستگی‌های کلیدی خود توجه داشته و بقیه ی فعالیت‌ها را برون سپاری می‌کنند. بنابراین در دنیای جدید، اعتماد و اتکای بیشتر به تامین کنندگان و شرکای پیمانی، حتمی و ناگزیر شده و به سبک وسیاق جدیدی از روابط نیاز است. یعنی در یک بنگاه توسعه یافته، هیچ حد و مرزی نمی تواند وجود داشته باشد و شعار اعتماد و التزام لازم است که در سرتاسر آن غالب و نهادینه شود.

حساسیت و پاسخ گویی به بازار
این مورد به عنوان اساس و محور زنجیره تامین، توانایی ادراک، شناخت و پاسخ گویی به نیازهای جاری مشتری و نیز تغییر و عدم اطمینان را شامل می‌شود. به عبارتی دیگر معنای حساسیت نسبت به بازار این است که زنجیره تامین توانایی شناخت و واکنش به تقاضای واقعی را دارد و در ازای تغییراتی که در بازار روی می‌دهد، راهکارهایی را از پیش برای مقابله و پاسخ گویی به آنها در اختیار دارد. گفته می‌شود که اکثر سازمان‌ها پیش بینی گرا هستند(نسبت به تقاضامداری). به عبارتی دیگر، از آنجا که سازمان‌ها مستقیما از بازار تغذیه می‌شوند، در نتیجه آنها بر پیش بینی فروش یا نقل و انتقالات گذشته اتکا داشته و این پیش بینی‌ها را به موجودی تبدیل می‌کنند . پیشرفت‌های دهه اخیر در زمینه شکل گیری واکنش کارامد به مشتری، و استفاده از فناوری اطلاعات برای اخذ داده‌های بموقع که از نقطه فروش یا نقطه مصرف حاصل می‌گردند، اکنون در حال تغییر توانایی سازمان‌ها برای دریافت صدای بازار و پاسخ مستقیم به آن هستد.

مجازی سازی
این مورد به عنوان زیر بنای زنجیره تامین، توانایی استفاده از فناوری اطلاعات برای تسهیم داده‌ها میان خریداران و تامین کنندگان و در نتیجه، ایجاد یک زنجیره تامین مجازی موثر را در بر می‌گیرد. گفتنی است زنجیره تامین مجازی مبتنی بر اطلاعات است نه مبتنی بر موجودی انبار.

شبکه مداری
این راهبرد زنجیره تامین عبارت است از توانایی جذب خریداران و تامین کنندگان برای کار به صورت مشارکتی، و توسعه مشترک محصولات و سیستم‌های اطلاعاتی. در این جا مجموعه ای از شرکا به صورت یک شبکه به یکدیگر مرتبط می‌شوند. اثبات شده است که واحدهای کسب و کار دیگر به صورت هویت منفرد و جداگانه رقابت نمی کنند، بلکه به صورت زنجیره‌های تامین به رقابت می‌پردازند، یعنی آنها عملا برای دستیابی به سطح بالایی از مشتریان، و نیز پوشش محدودیت‌های منابع و ظرفیتی خود باید با مشارکت مجموعه ای از شرکا در بازار به رقابت بپردازند.
به جز تحقیقات کریستوفر که گفته شد، افراد دیگری نیز در این زمینه تحقیقاتی انجام داده اند. به عنوان مثال بال، ویلدینگ و گوندری روی تیم‌های مجازی برای ایجاد چابکی تاکید کرده اند. یوسف سرحدی و همکارش(1999) یک مدل مفهومی برای طراحی یک سیستم تولیدی چابک ارائه کرده اند که در آن از چهار بعد کلیدی استراتژی، تکنولوژی، افراد و سیستم استفاده شده است.
همکاری زنجیره تامین برای ایجاد زنجیره تامین چابک تاکید می‌کند. دامینک پوور و امریک سوهال سعی نموده اند عوامل اصلی موفقیت را در زنجیره تامین چابک پیدا نمایندو روی اعتماد سازی درون شبکه همکاری زنجیره تامین برای ایجاد زنجیره تامین چابک تاکید می‌کند. سوافورد و همکارانش ( 2003 ) بر نقش انعطاف پذیری برای ایجاد زنجیره تامین چابک تاکید می‌نمایند.

منبع : دکتر ناهد

http://www.parsmodir.com/db/product/agility3.php

 

گذر از ERP   و رقابت گرایی  به عصر  چابکی

سازمانهای امروز با مسائلی چون تغییرات سریع و غیر قابل پیش بینی، سفارشات خاص و سلیقه ای مشتریان، کیفیت کامل، انتظار دریافت سطح خیلی بالایی از خدمت وروبرو هستند.
از این رو سازمان ها برای بقاء و حفظ موقعیت خود، شکل های متفاوتی به خود گیرند. یکی از جدیدترین شکل های سازمانی، فرم سازمان های چابک می باشد. سازمان های چابک فراتر از انطباق با تغییرات می اندیشند و متمایل به استفاده از فرصت های بالقوه در یک محیط متلاطم و کسب یک موقعیت ثابت بخاطر نوآوری ها و شایستگی های خود می باشند.
مقدمه
سازمانهای امروز با مسائلی چون تغییرات سریع و غیر قابل پیش بینی، سفارشات خاص و سلیقه ای مشتریان، کیفیت کامل، انتظار دریافت سطح خیلی بالایی از خدمت و … روبرو هستند.
از این رو سازمان ها برای بقاء و حفظ موقعیت خود، شکل های متفاوتی به خود گیرند. یکی از جدیدترین شکل های سازمانی، فرم سازمان های چابک می باشد. سازمان های چابک فراتر از انطباق با تغییرات می اندیشند و متمایل به استفاده از فرصت های بالقوه در یک محیط متلاطم و کسب یک موقعیت ثابت بخاطر نوآوری ها و شایستگی های خود می باشند.
سازمان های چابک درباره ارضای نیازهای مشتریان نیز به گونه ای دیگر می اندیشند این سازمانها تنها محصولات خود را به فروش نمی رسانند، بلکه راه حلهای برآوردن نیازهای واقعی مشتریان را بفروش می رسانند این سازمانها معتقدند که محصولاتشان کامل نیست و به منظور غنی سازی ارزش های دریافتی مشتریان از محصول و ایجاد ارزش افزوده برای آنان سعی در غنی سازی محصول خود دارند. این امر سبب غیر قابل دسترس شدن موقعیت سازمان های چابک برای رقبا می شود.
علاوه بر این سازمان های چابک بر طراحی یا توسعه محصولاتی متمرکز می شوند که بطور ویژه، به نیازهای منحصر به فرد مشتریان پاسخ دهد. نیاز به طراحی موثر و سریع بدین معنی است که رویکرد سنتی در داشتن محصولات جدید شکست خورده است.
اما ایجاد چابکی کار ساده ای نیست و مستلزم آن است که سازمان ها با موفقیت کامل، مدیریت کیفیت جامع (TQM)، توسعه عملکرد کیفیت (QFD)، تولید به هنگام (JIT) و … را به اجرا در آورند. بنابراین، سازمان ها برای رسیدن به چنین ویژگی هایی نیازمند تحولاتی اساسی در ساختار و نگرش خود به مشتری و سایر ذی نفع های سازمان (کارکنان، رقبا و ---) می باشند.
دراین مقاله، سعی بر آن است تا با نگاه به تحولاتی که در تئوری های تولید صورت گرفته، برخی از شرایطی که سازمانها برای چابک شدن باید ایجاد نمایند،آورده شود.
نکته قابل ذکر دیگر اینکه، در کتابها و مقالات علمی هرگاه سخن از محصول و تولید آن به میان می آید، ناخودآگاه مفهوم کالا (شی فیزیکی) در ذهن تداعی می گردد، درحالیکه محصولات شامل کالاها و خدمات بوده، و هرکدام از فرایند تولید خاصی برخوردارند. برای رفع این سوء تعبیر در برخی متون علمی، بنا به ضرورت و یا بیان مشترک بودن اصول کلی در تولید محصول، عبارت ،،کالاها یا خدمات،، با هم بکار می رود.
تحولات تئوری های تولید
۱) اتوماسیون و تولید انبوه: در عصر تولید انبوه تقاضا نسبتاً بالا و شرکت ها از عرضه و پوشش کامل تقاضا ناتوان بودند، به همین دلیل به انبار نمودن موجودی ها می پرداختند. قیمت به عنوان عامل مهمی که ترجیحات مصرف کننده را تعیین می کرد مطرح بود و تنها هدف تولیدکنندگان، تولید انبوه کالاها در قیمت های پایین بود. این شیوه تولید در حوالی دوره های جنگ جهانی تا سالهای ۱۹۷۰ به عنوان شیوه غالب تولید شناخته می شد.
۲) افزایش انتظارات و حق انتخاب مشتری (عصر کیفیت): در اواخر سالهای ۱۹۷۰ و اوایل دهه ۸۰ ، توجه به سلیقه های مشتری و احترام به حق انتخاب وی مطرح شد. در این دوره قیمت همچنان به عنوان یک عامل رقابتی مهم شناخته می شد و تمرکز بسیار زیادی بر کیفیت صورت می گرفت. دراین دوره مفاهیمی چون TQM,QFD ,MRP ,MRPII ,ERP با درجات مختلفی از موفقیت در سازمان ها اجرا شد.

۳) رقابت گرایی: در اوایل دهه ۹۰ تولید در کلاس جهانی یا تولید ناب مقوله ای بود برای پاسخگویی به افزایش روز افزون پارامترهای رقابتی مطرح شد. پارامترهای رقابتی فراتر از قیمت و کیفیت با مفاهیمی چون علاقه مندی به معرفی محصولات جدید، تحویل به موقع و انعطاف پذیری برای رقابت در سطح بین المللی اهمیت ویژه ای یافتند.
۴) یکپارچگی ،فعال بودن و تضایف ، عصر چابکی: شیوه تولید چابک در پایان دهه ۹۰ و آغاز قرن بیست و یکم، مطرح شد. چابکی بر فعال بودن به عنوان یک مزیت نسبی استراتژیک می اندیشید و تنها به انطباق با تغییرات (منفعل بودن) اکتفا نمی کند. در این شیوه تولید مفاهیمی چون ارتباط نزدیک با مشتری، یکپارچگی منابع داخل سازمان و همچنین یکپارچگی با منابع سازمان های دیگر اهمیت خاصی دارند.
نکات اصلی در تعاریف تولید چابک
نویسندگان مختلف تعاریفی از تولید چابک را ارائه داده اند، که به طور خلاصه برخی از این تعاریف ارائه می شود:
کیفیت بالا با توان قبول سفارشات متنوع محصول
ارائه کالا و خدمات با اطلاعات و ارزش افزوده زیاد
بسیج قابلیت های اساسی سازمان
پاسخگویی به موضوعات محیطی و اجتماعی
ترکیب تکنولوژی های متنوع
واکنش به تغییرات و عدم اطمینان
انسجام درون سازمانی و بین سازمانی
تعریف چابکی:
چابکی(agility) عبارت است از، شناسایی موفق مبانی رقابت (سرعت، انعطاف پذیری، نوآوری، کیفیت و سودآوری)، انسجام منابع، و اقدامات مناسب در محیط دانش و دارای تغییرات سریع بوسیله فراهم کردن محصولات و خدمات مشتری پسند.
تولید چابک، یک سیستم تولید با قابلیت های فوق العاده (قابلیت های داخلی: تکنولوژی های سخت افزاری و نرم افزاری، نیروی انسانی و مدیریت آموزش دیده) برای رسیدن به تغییرات سریع بازار (سرعت، انعطاف پذیری، مشتریان، و پاسخگویی) است. سیستم تولیدی که به سرعت بین مدلهای محصول (سرعت و پاسخگویی) یا بین خطوط تولید جا به جا شده (انعطاف پذیری) و به تقاضای مشتری (نیازها و خواسته های مشتری) در زمان واقعی و به صورت ایده آل پاسخ می دهد.
چابکی در اصطلاح عملیاتی عبارت است از ترکیبی از چند شرکت، که هر کدام دارای مهارت ها و شایستگی های خاص خود بوده، و با هم همکاری مشترک عملیاتی دارند. این امر موسسات همکار (دارای حرفه مشترک) را قادر به انطباق و پاسخگویی به تغییرات مطابق نیازهای مشتری می نماید.
تفاوت تولید چابک با تولید در کلاس جهانی یا تولید ناب
تولید در کلاس جهانی یا تولید ناب برای مسائل قابل کنترل و تولید چابک برای مسائل غیر قابل کنترل مناسب می باشد. ولی برای رسیدن به تولید چابک شرکت باید در کلاس جهانی باشد و از روشهای تولید ناب استفاده کند. بنابراین استفاده از شیوه های تولید ناب نقطه شروعی برای استقرار تولید چابک می باشد.
قواعد کلی تولید چابک:
۱) هر چیز، خیلی سریع تغییر می کند و غیر قابل پیش بینی است.
۲) بازار نیازمند حجم پائین، کیفیت بالا، محصولات سفارشی و خاص می باشد.
۳) چرخه زندگی این محصولات بسیار کوتاه است، سریع توسعه می یابند و زمان تاخیر آنها نیز کوتاه است.
۴) کیفیت جامع و سطوح خیلی بالایی از خدمات مورد انتطار می باشد.
۵) محصولات و خدمات از لحاظ اطلاعاتی غنی می باشند.
مشکلات تولید انبوه سنتی
۱) تولید انبوه سنتی در جائیکه که مشتریان نیازمند محصولاتی با کمیت های کوچک و محصولات سفارشی با تنوع زیاد هستند، توانایی ندارد.
۲) خدمات اضافی و ترفیعات محصول را که موجب ایجاد ارزش افزوده بیشتر و افزایش سود می گردد، ندارد.
۳) نیاز به طراحی موثر و سریع به این معنی است که رویکرد سنتی در داشتن همه محصولات جدید شکست خورده است.
تولید چابک مشکلات مذکور برای تولید انبوه سنتی را برطرف نموده و با حقایقی چون کیفیت کامل، تحویل به موقع ۱۰۰%، کمیت های کوچک تولید، طراحی سفارشی و هزینه های خیلی پایین روبروست.
کامیابی مشتری

سازمان ها در تولید چابک برای تحقق هدف ارضای نیازهای واقعی مشتری، تنها به فروش محصولات نمی پردازند بلکه راه حلهایی را برای بر طرف کردن نیازهای (مسائل) مشتری به فروش می رسانند و این امر مستلزم رساندن بسته محصول و خدمتی است که آن نیازها را برآورده سازد. آرمان "محصولات ما کافی و کامل نیستند و برای ارضای واقعی نیازهای مشتریانمان، ممکن است نیازمند افزودن خدمات ویژه، شرایط ویژه، حمایت فنی و یا افزودن محصولات مکملی که بوسیله شرکت های دیگر، و حتی رقبای ما عرضه می شود، باشیم" آرمان مشترک سازمان های چابک می باشد.
مفاهیم اصلی چابکی:
مفاهیم اصلی چابکی
مدیریت شایستگی های اساسی (core competence managment)
شایستگی های اساسی نیروی انسانی عبارت است از مهارت ها، دانش، رفتارها و تجربیات. با سرمایه گذاری در آموزش و تربیت نیروی انسانی می توان شایستگی های اساسی افراد سازمان را افزایش داد. نیروی انسانی از منابع مهم سازمان محسوب می شود و اهمیت آن در تئوریهای پیشرفته تر مدیریت روز به روز بیشتر و حیاتی تر می شود. بطوریکه صاحبنظران نیروی انسانی را یکی از منابع بحرانی در سازمان می دانند.
شایسته محوری به دلیل اهمیت استراتژیک و منافع بلند مدت آن، باید منجر به ایجاد شرایط سه گانه زیر گردد:
۱) قابلیت پذیرش ریسک زیاد
۲) رسیدن به بینش وسیعی از بازارها
۳) غنی سازی ارزش های مشتری درمحصولات نهایی ، بطوریکه اقتباس و کپی برداری از محصولات برای رقبا مشکل باشد.
خلق و ایجاد شایسته محوری کار ساده ای نیست. مدیریت باید از مسئولیتی منحصر به فرد در قبال مهارت های اصلی و کسب دانش در سازمان برخوردار باشد. این کار بایستی با لیست کردن قابلیت های اساسی سازمان آغاز شود، تا حلقه های مفقوده (missing links) مشخص گردد. حلقه های مفقوده بوسیله همکاری و اتحاد با سایر سازمان ها احیاء می شود. همکاری در جایی که سازمان همسطح رقبای خود می باشد، خیلی مهم است. این مسئله اشاره به این امر دارد که در حالت ایده آل چابکی، رقابت و همکاری یک سازگاری دوطرفه است. همکاری بین سازمان ها، امکان پاسخگویی سریع به تقاضاهای متنوع را فراهم می نماید. در چنین شرایطی برای سازمان ها غیر ممکن است که به تنهایی موفق شوند. تقاضا برای محصولات جدید و پیچیده به آسانی بوسیله شبکه همکاری متقابل و با کارکنانی که از سازمان های خود منفک شده و با کارکنان سایر سازمان ها به تشریک مساعی در انجام کارها می پردازند، برآورده می شود. این امر منتسب به سازمان هایی مجازی می باشد. در یک سازمان مجازی خط مشی شایستگی بوضوح در همه واحدهای تجاری مشاهده می شود. کارکنان مستعد به آسانی از منطقه ای به منطقه دیگرانتقال داده می شوند، بطوریکه فرصت های زیادی را برای سازمان ایجاد می کنند. بنابراین سازمان های چابک به دلیل قابلیت هایی که از آن برخوردارند، مستعد افزایش سهم بازار و شتاب در جریانات هستند.
سازمان مجازی(virtual enterprise)
سطح اول: عدم همکاری بین سازمان ها
سطح دوم: سطح همکاری سازمانی
سطح سوم: سطح همکاری سازمانی و عملیاتی
سازمان مجازی متفاوت از ادغام سنتی شرکت ها است. شکل بالا سه سطح همکاری بین سازمان ها را نشان می دهد که این همکاری در سازمان های مجازی به اوج خود می رسد.
در سطح اول، سازمان هایی نشان داده شده است که هیچ نوع همکاری بین آنها وجود ندارد و هر کدام از آنها مثل جزایر منفرد اداره می شود. سازمان هایی که بصورت منفرد اداره می شود، زیاد است. بعنوان مثال در ایران موسساتی چون بانکها تقریباً هیچ گونه همکاری با همدیگر در استفاده از منابع، امکانات و یا تحقیقات انجام شده ندارند.
تعاملات بین سازمانهایی که سطح همکاریشان کم است و یا ارتباطی در سطوح عملیاتی با یکدیگر ندارند، در سطح دوم

نشان داده شده است. برای مثال ممکن است دو شرکت به یک توافق خرید رسیده و تبادل الکترونیکی داده ها (EDI) را برای تسهیل همکاریشان بکار گیرند، اما مدیران این شرکت ها در این ارتباط بدون دخالت دادن کارکنان عملیاتی (صفی) خود، اقدام به تصمیم گیری نمایند.
در سطح سوم، شکل سازمان های چابک نشان داده شده، که سازمان هایی مجازی هستند که در هر دو سطح سازمانی و عملیاتی با همدیگر همکاری می نمایند.
تیم های چابک (agile teams) بین سازمان های همکار فعالیت می کنند و این اوج همکاری بین سازمانی است، که منابع و مهارت های گوناگون سازمان های نامتجانس را برای تولید محصولات ساده و پیچیده تحت کنترل آنها در می آورد.
در بستری که توسعه وظایف کیفیت (QFD) بعنوان یک تسهیل کننده فرایند انتقال نیازهای مشتریان و لحاظ نمودن آن در طراحی محصولات نهایی است، مشتریان قسمتی از بافت سازمان به حساب می آیند.
Quality Function Deployment
ابزاریست برای رساندن صدای مشتری به فرآیند طراحی محصولات.
دو رویکرد برای عملی ساختن سازمان های مجازی وجود دارد
ـ رویکرد اول در مورد شرکت های بزرگ است که می توانند واحدهای تجاریشان را سازماندهی مجدد نموده و بر شایستگی های خود متمرکز شوند و به شیوه سازمان های مجازی اداره شوند. چنین سازمانی نیازی به واگذاری تجربیاتش به خارج از سازمان و همکاری با سایر سازمانها ندارد. برای مثال در اواخر سالهای ۱۹۸۰ فقدان تمرکز بر شایستگی های اساسی در شرکت کرایسلر یک عامل کلیدی در واگذاری مسئولیت طراحی ماشین ها به بیرون از شرکت بود.
ـ رویکرد دوم برای شرکت های کوچک می باشد که با یکدیگر همکاری کرده، و مسائلی چون کیفیت، قلمرو و میزان محصولات و خدماتی را که آنها شخصاً قادر به تهیه آن نمی باشند، به شرکت های همکار واگذار نمایند.
قابلیت تجدید ساختار(capability for re-configuration)
سازمان های چابک به آسانی می توانند تغییر قابل توجهی را در تمرکز، متنوع سازی و شکل دهی تجارتشان برای تسریع در رسیدن به یک هدف مخصوص را ایجادکنند، به گونه ای که این امر می تواند فرصت ها یی را برای سازمان بوجود آورد.
این سازمان ها قادر به پیش دستی در رقابت هستند و کلید این امر به نظر بارهالد و هامل ایجاد یک طرح استراتژیک می باشد که نقشه وسیعی از مهارت های اصلی شرکت را نمایان سازد. این نوع از سازمان ها دارای موقعیت خوبی بوده و امتیازاتی از قبیل سرعت، بدست آوردن بازار قبل از رقبا با محصولات جدید، و چابکی بوسیله فراهم آوردن محصولات مورد نیاز مشتریان قبل از ایجاد و مطرح شدن نیاز آنان را دارند. برای این منظور، مدیریت باید در تکنولوژی هایی سرمایه گذاری کند که انعطاف پذیری عملیاتی را در سطح کارخانه ایجاد کند.
سازمان دانش گرا (knowledge-driven enterprise)
صاحبنظران تعاریف زیادی از دانش در سازمان ارائه کرده اند که شامل تجربیات افراد سازمان، گزارشات، بانک های اطلاعاتی و پرونده ها می باشد. سازمان هایی که قصد چابک شدن را دارند باید نیروهای تربیت شده و دارای انگیزه خوب را با یک مجموعه صحیح از مهارت ها، تجربه و دانش ارتقاء دهند، بطوریکه این امر جزء ضروری از استراتژی شرکت شود.
اطلاعات و دانش در چنین سازمانی در اختیار نیروی کار بوده و بطور خلاصه می توان گفت که تفکر ،،دانش قدرت است،، بر چنین سازمان هایی حاکم می باشد.
مدلی مفهومی چابکی
مدل مفهومی چابکی
محرکهای چابکی(agility drivers)
محیط تجاری به صورت منبعی از تلاطم و تغییر، فشار را بر فعالیت های تجاری سازمان ها تحمیل می کند. این تغییرات و فشارهای نا مشخص و غیر قابل پیش بینی، سازمان ها را مجبور به استفاده از روشهای مناسبی می نمایدکه می تواند آنها را به یک موقعیت تثبیت شده هدایت کرده و از آنان در برابر از دست دادن مزیت های رقابتی اشان حمایت کند. این تغییران و نشانه ها را محرکهای چابکی می نامند.
این محرکها می تواند از سازمانی به سازمان دیگر و از موقعیتی به موقعیت دیگر فرق کند. بنابراین طریقه تاثیر آنها بر سازمان می تواند متفاوت باشد. این مسئله برای مکانیزم کشف و تشخیص تغییرات در محیط تجاری ضروری است.
همانطوریکه ذکر شد، یک شرکت با بازار انحصاری و یا سهمی تضمین شده در بازار و یا فعالیت در بازاری که درآن رقابت کم می باشد و مشتریانش برای بهبود کیفیت به سازمان فشار نمی آورند، متفاوت از سازمانی است که با یک محیط متلاطم روبروست.
قابلیت های چابکی (agility capabilities)
قابلیت های چابکی، عبارت است از توانایی هایی که باید در سازمان ایجاد شود، تا سازمان از قدرت مورد نیاز برای پاسخگویی به تغییرات برخوردار باشد.
قدرت پاسخگویی(responsiveness): عبارت از توانایی شناخت تغییرات و پاسخ سریع به آنهاست.که شامل موارد زیر می باشد:- احساس، درک و پیش بینی تغییرات
-
واکنش سریع و فوری به تغییر
-
ایجاد، اصلاح و بهبود تغییر
شایستگی (competency): عبارتست از مجموعه وسیعی از توانائیها، که بهره وری فعالیت ها را در جهت رسیدن به اهداف سازمان تامین می کند. این فاکتور شامل موارد زیر می باشد:
-
داشتن دیدگاه استراتژیک
-
تکنولوژی های مناسب سخت افزاری و نرم افزاری
-
کیفیت محصول
-
اثربخشی هزینه
-
بالا بودن معرفی محصولات جدید
-
مدیریت تغییر
-
قابلیت دانش و شایستگی افراد
-
اثربخشی و کارایی عملیات
-
هماهنگی داخلی و خارجی
-
یکپارچه سازی
انعطاف پذیری (flexibility): عبارتست از توانایی تولید و ارائه محصولات گوناگون و دستیابی به اهداف مختلف با منابع و تجهیزات یکسان. انعطاف پذیری در چهار حوزه زیر مد نظر می باشد:
-
انعطاف پذیری در حجم محصول
-
انعطاف پذیری در تنوع محصول
-
انعطاف پذیری سازمان
-
انعطاف پذیری افراد
سرعت (quickness): عبارتست از توانایی انجام دادن عملیات در کوتاهترین زمان ممکن، که شامل:
-
سرعت عرضه محصولات جدید به بازار
-
تحویل سریع و به هنگام محصولات
-
سرعت در زمان عملیات ، می باشد.
و در نهایت فراهم کننده های چابکی که عبارتند از سازمان، نیروی انسانی، تکنولوژی و نوآوری، که در واقع بعنوان عوامل ایجاد کننده چابکی در سازمان به حساب می آیند.
نتیجه گیری
معرفی سازمان های چابک، حرکت در امتداد تحولات زنجیره واریست که سازمان ها را برای بقاء در شرایط امروز تجارت جهانی مجهز می نماید. بدین منظور سازمان ها ملزم به بسترسازی مناسب برای تحقق چابکی می باشند، که در این مقاله به برخی از شرایط مورد نیاز برای این امر اشاره گردید.
شاید تحقق ۱۰۰% چابکی بسیار ایده آل باشد، ولی می توان با سنجش میزان چابکی فعلی سازمان، در جهت افزایش آن تلاش نموده یعنی سبک و آماده برای خدمت به مشتری گام برداشته، نیازهای پنهان و پیدای او را شناسایی نموده و بدین ترتیب به یک موقعیت بی نظیر در محیط متلاطم امروزی دست یافت.

منبع : با استفاده از پایگاه اطلاع ‌رسانی مدیران ایران

 
 

  

نیازمندیهای ارزیابی هوش تجاری درERP

 

مطالعه موردی سازمان توسعه تجارت ایران


چکیده

امروزه، مدیریت علمی سازمانها نیازمند استفاده مناسب از ابزارهای فناوری اطلاعات و ارتباطات مانند

سیستمهای برنامه ریزی منابع سازما ن است. یکی از ابعاد این مطالعه، بررسی ارتباط سیستم های

برنامه ریزی منابع سازمان با هوش تجاری و پشتیبانی تصمیمگیری است. در این مقاله با توجه به طراحی و

اجرای یک پیمایش، نیازهای اساسی مدیران سطوح مختلف سازمان از سیستم های برنامه ریزی منابع

سازمان در جهت پشتیبانی تصمیمگیری مدیریت و ایجاد هوش تجاری مورد پرسش قرار گرفته و با توجه

به تحلیل ویژگیهای مدیریتی و ماهیت تصمیمگیری مدیران، فرضهایی نیز در زمینۀ ارتباط سیستمهای

برنامه ریزی منابع سازمان و تصمیمگیری مدیریت بررسی شدند. به منظور ارائۀ چارچوبی عملی برای

به کارگیری راهکارها، با استفاده از روشهای تصمیم گیری چندمعیاره، مسئله جست وجوی مناسب ترین

راه حل ممکن برای برآورده سازی نیازها، دنبال گردیده و با به کارگیری روش آنتروپی شانون، وزن معیارها

اولویت پیاده سازی مناسب ترین راه حل ها، مشخص ،TOPSIS (نیازمندیها) و سپس با استفاده از مدل

شده اند.

 

واژه های کلیدی: سیستمهای برنامه ریزی منابع سازمان  ارزیابی، سازمان توسعه تجارت

 

 دریافت فایل کامل مقاله

  http://sid.ir/fa/VEWSSID/J_pdf/4000513871302.pdf

 

اقتصاد دیجیتال

| | ارسال نظر | بازتاب (0)

 

اقتصاد دیجیتال

اقتصاد دیجیتال که از آن به‌عنوان اقتصاد اینترنتی (Internet Economy)، اقتصاد مبتنی‌بر شبکه (Network Economy)، اقتصاد مبتنی‌بر وب (Web Economy)و اقتصاد جدید (New Economy) هم نام برده می‌شود، به صورت ساده، اقتصادی است که قسمت اعظم آن بر پایه فناوری‌های دیجیتال شامل شبکه‌های ارتباطی، رایانه‌ها، نرم‌افزارها و سایر فناوری‌‌های اطلاعاتی است، و انواع تجارت الکترونیک، بازارهای الکترونیک، دریافت و پرداخت، کارت‌های هوشمند و پول الکترونیک و تراکنش مالی را شامل است.

همچنین می‌توان اقتصاد شبكه را از نظر: حضور بازارهای الكترونیك در صحنه تجارت، ویژگی‌های اقتصاد شبكه، مشاغل نوین مرتبط با جستجو و تولید اطلاعات، شیوه تولید در اقتصاد شبكه و تعامل زمینه‌هایی كه برشمردیم مورد مطالعه قرار داد.

اقتصاد دیجیتال، یك تحول انقلابی در ساختار اقتصادی جهان است كه ناشی از تحول فن‌آوری در سرمایه‌داری جهانی است كه فن‌آوری نوین اطلاعات را با فعالیت‌های مدیریتی و كاری به هم پیوند زده است. ظهور ارتباطات جهانی و کم‌خرج، طلیعه عصری است که در آن فاصله، سکونت و جغرافیا بی‌اهمیت می‌شوند. البته مکان هنوز اهمیت دارد و برای مدت طولانی نیز همین‌طور خواهد بود؛ گرچه نظام اقتصادی جدید بیشتر در «فضای مجازی» عمل می‌کند تا در مکان و به مرور، حجم بیشتری از تراکنش‌های اقتصادی به این فضا کوچ خواهند کرد.

اگرچه در حدود سال 2000، بعد از آغاز شكست شركت‌های اینترنتی این اصطلاحات جذابیت اولیه خود را از دست دادند، اما توسعه زیرساخت‌های ارتباطی در جهان سوم و فراگیری اینترنت و مبادلات مبتنی‌بر شبكه و تجارت نوین الكترونیكی، به گونه‌ای تازه به این مباحث دامن زده است، و پیشرفت‌های صورت گرفته در فن‌‌آوری نوین اطلاعات قابلیت‌های جدیدی را به بازار داده است چنانچه سیاستمداران و تجار، اینترنت را مهم‌ترین مركز بازاری پیشرفته در قرن بیست و یكم توصیف كرده‌اند.

 

بازارهای دیجیتال

یكی از مؤلفه‌های اقتصاد دیجیتالی بازارهای الكترونیكی است. بازار، شبكه‌ای از تعاملات و ارتباطاتی است كه در آنجا اطلاعات، كالاها یا خدمات و پرداخت‌ها مبادله می‌شوند. بازار الكترونیكی فضایی تحت وب است كه:

·       همه تراكنش‌های مورد نیاز را به صورت الكترونیكی پاسخگوست.

·       مكانی است كه در آن خریداران و فروشندگان به صورت الكترونیكی با یكدیگر ملاقات می‌كنند.این مكان ابعاد جغرافیایی ندارد و در واقع فضایی تحت وب است.

·       فروشندگان و خریداران در این فضا مذاكره می‌كنند، قیمت پیشنهاد می‌د‌هند و با یكدیگر توافق می‌كنند. سپس سفارش داده می‌شود و معامله عملی می‌گردد.

 

كسب و كار دیجیتال (E- Business)

کسب و کار الکترونیک با تجارت الکترونیک یکی نیست و تجارت الکترونیک تنها یک جنبه از کسب و کار الکترونیک است. یک شرکت مشاوره‌ای ممکن است یک کسب و کار الکترونیک باشد اما یقیناً تجارت الکترونیک نیست.

كسب و كار الكترونیكی، به معنی اجرای كسب و كار با استفاده از ارتباطات راه دور است. برای مثال،‌ فرایند ثبت و صدور مجوز مبتنی‌بر اینترنت دانشجویان یا اداره‌ یك دادگاه الكترونیكی، از جمله مورادی هستند كه در مقوله كسب و كار الكترونیكی قرار می‌گیرند و در حوزه تجارت الكترونیكی قلمداد نمی‌شوند. بنابراین، كسب و كار الكترونیكی از معنای وسیع‌تری نسبت به تجارب الكترونیك برخوردار است كه نه‌تنها شامل خرید و فروش است، بلكه ارائه خدمات به مشتریان، همكاری با شركای بنگاه و اجرای معاملات در یك سازمان را نیز دربر می‌گیرد. گاهی كسب و كار الكترونیكی كه مفهوم وسیع‌تری نسبت به تجارت الكترونیكی دارد، با فرمول زیر بیان می‌شود:

EB=EC+BI+CRM+SCM+ERP

در این فرمول داریم:

EB: كسب و كار الكترونیكی؛

EC: تجارت الكترونیكی؛

BI: هوشمندی شركت‌ها؛

CRM: مدیریت ارتباط با مشتری؛

SCM: مدیریت زنجیره تأمین؛

ERP: برنامه‌ریزی منابع بنگاه.

بنابراین تجارت الكترونیكی، یكی از مؤلفه‌های كسب و كار الكترونیكی است كه بر خرید و فروش تأكید دارد.

 

تجارت الكترونیك(E-Commerce)

تجارت الکترونیکی عبارت از فرایند خرید، فروش یا تبادل محصولات، خدمات و اطلاعات از طریق شبكه‌های رایانه‌ای و اینترنت است.

از اواخر دهه 1970 تجارت الكترونیك مورد توجه قرار گرفت، ابتدا "EFT"(انتقال الكترونیكی سرمایه)، بیشتر در سازمان‌های بزرگ و انستیتو‌های مالی مطرح شد. سپسEDI(مبادله ‌با الكترونیكی داده) مطرح شد كه كاربردهای غیرمالی را هم شامل می‌شد. بالاخره در دهه 1990، با افزایش نرخ كاربردی اینترنت، تجارت الكترونیكی به معنی فعلی ارائه گردید. 

انواع تجارت الكترونیكی

تجارت الكترونیكی بسته به آنكه مبتنی‌بر شبكه‌های ارتباطی عمومی (مانند اینترنت)باشد یا مبتنی‌بر شبكه‌های ارتباطی خصوصی (مانند اینترانت)، به دو دسته تقسیم می‌شود.

همچنین تجارت الكترونیكی از حیث تراكنش‌ها (Transactions) نیز به انواعی تقسیم می‌شود كه برخی از آن‌ها عبارت‌اند از: الف) ارتباط بنگاه و بنگاه (B2B) ؛الگویی از تجارت الكترونیكی كه طرفین معامله شركت‌ها یا بنگاه‌ها هستند.

ب) ارتباط بنگاه و مصرف‌كننده (B2C) ؛الگویی از تجارت الكترونیكی كه بسیار متداول است و ارتباط تجاری مستقیماً بین شركت‌ها و مشتریان یا مصرف‌كنندگان برقرار می‌شود.

ج) ارتباط مصرف‌كنندگان و شركت‌ها (C2B) ؛ در این حالت، اشخاص حقیقی به كمك اینترنت فرآورده‌ها یا خدمات خود را به شركت‌ها می‌فروشند.

د) ارتباط مصرف‌كننده با مصرف‌كننده (C2C) ؛در این حالت ارتباط خرید و فروش بین مصرف‌كنندگان است. مزایده‌ها و مناقصه‌های كالا از طریق اینترنت در این مقوله می‌گنجد.

هـ) ارتباط بین بنگاه‌ها و سازمان‌های دولتی (B2A) ؛شامل كلیه تعاملات تجاری بین شركت‌ها و سازمان‌های دولتی است. پرداخت مالیات‌ها و عوارض از این قبیل تعاملات محسوب می‌شود. این حالت، ارتباط بنگاه‌ها و دولت (B2G) نیز نامیده می‌شود.

و) ارتباط بین دولت و شهروندان (G2C) ؛الگویی از تجارت الكترونیكی است كه در آن ارتباط بین دولت و آحاد مردم كه شامل بنگاه‌های اقتصادی، مؤسسات دولتی و كلیه شهروندان است با استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات برقرار می‌شود. این الگو یكی از مؤلفه‌های دولت الكترونیكی (E- Government) نیز به شمار می‌ر‌ود.

ز) ارتباط بین بنگاه‌ها و كارمندان (B2E) ؛در این الگو یك سازمان خدمات، محصولات یا اطلاعات مورد نیاز را به كاركنان خود تحویل می‌دهد.

ح) فعالیت‌های تجاری سیار (MC) ؛تعاملات تجاری كه در یك محیط بی‌سیم به صورت سیار انجام می‌پذیرد.

ط) تجارت الكترونیك دورن‌سازمانی؛ شامل كلیه فعالیت‌های درون‌سازمانی در رابطه با مبادله كالا،‌ خدمات یا اطلاعات بین واحدها و كاركنان گوناگون یك سازمان است.

ی) ارتباط بین دولت‌ها (G2G) ؛ارتباط تجاری بین دولت‌ها در زمینه‌هایی مانند صادرات و واردات (و یا بین سازمان‌های دولتی).

ك) تجارت مشترك (CC) ؛ الگویی از تجارت الكترونیك كه در آن افراد یا گروه‌ها به صورت بر خط با یكدیگر همكاری دارند.

لازم به ذكر است كه انواع فوق كاملاً ‌مستقل از یكدیگر نیستند و طبق تعریف، برخی از آن‌ها كه تأكید بر خرید و فروش ندارند، در قالب كسب و كار الكترونیكی می‌گنجد. علاوه بر این، سهم تجارت الكترونیك از طریقB2C وB2B بیش از حالات دیگر گزارش شده است.

 

مراحل بهره‌برداری از تجارت الكترونیكی

الگوی ساده ایجاد الكترونیكی از نوعB2C به شرح زیر است: الف) ایجاد فروشگاه الكترونیكی با توانایی‌های مورد نیاز (یك وب‌سایت با آدرس مشخص و به صورت مشتری‌پسند)؛

ب) انجام تبلیغات، مثلاً با بهره‌گیری از موتورهای جستجو یا غیره؛

ج) سفارش خرید به صورت الكترونیكی با استفاده از سبد مجازی، ارسال نامه به روش پست الكترونیكی یا تكمیل و ارسال فرم‌های الكترونیكی؛

د) پرداخت (توسط كارت اعتباری یا بدون استفاده از كارت اعتباری)؛

هـ) تحویل كالا یا خدمات (به صورت فیزیكی و یا برای محصولات دیجیتال به وسیله اینترنت)؛

و) خدمات پس از فروش.

 

پرداخت الكترونیكی(E-Payment)

در سیستم‌های تجارت الكترونیكی، روش پرداخت نسبت به روش‌های مرسوم، مانند پول نقد و چك متحول می‌شود. پرداخت الكترونیكی، به معنی پرداخت از سوی یك شخص به شخص دیگر، از طریق شبكه‌های رایانه‌ای و بدون مواجهه مستقیم طرفین است. روش‌های متفاوتی برای پرداخت الكترونیكی وجود دارند كه مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از:

 1.   استفاده ازكارت‌های الكترونیكی؛ این روش برای تجارت الكترونیكی در مدل‌هایB2C وB2B مناسب است و حالات زیر را دربر دارد:

الف) كارت اعتباری(Credit Card) : صاحبان این‌گونه كارت‌ها بدون آنكه مبلغی در حساب خود داشته باشند، اجازه دارند تا سقف معینی از اعتبار را خرید كنند. پس از خرید لازم است آن مبلغ را به بانك مربوطه بپردازند.

ب) شارژ كارت(Charge Card) : مانند كارت‌های اعتباری هستند، با این تفاوت كه دارنده آن‌ها باید حداكثر در مدت زمان 30 تا 45 روز مبالغ بدهی خود را بپردازد. این كارت‌ها از هزینه ثابت سالیانه نیز برخورداند.

ج) كارت بدهی(Debit Card) : این نوع كارت‌ها حالت اعتباری ندارند و هزینه اقلام خرید شده‌ مستقیماً از حساب جاری شخص برداشت می‌شود. كارت‌های تلفن و عابربانك (ATM) از این نوع هستند.

د)كارت خرید(Purchase Card) : این روش برای تجارت الكترونیكی از نوعB2B مناسب است. كارت‌های خرید، نوعی كارت‌های پرداخت با كاربرد ویژه برای خرید خدمات، تعمیرات و نگهداری هستند.

كارت‌های الكترونیكی پیش‌گفته می‌توانند به صورت كارت‌های هوشمند (Smart Card) عمل كنند. كارت هوشمند، كارتی پلاستیكی است كه روی آن و یا در بین لایه‌های كارت تراشه‌ای الكترونیكی قرار داردو قابلیت ذخیره‌سازی بسیاری از اطلاعات و داده‌های مهم را فراهم می‌آورد.

2.   پول الكترونیكی (Digicash/ E-Cash)؛ زمانی كه پرداخت‌های مورد نظر خرد باشند (مثلاً زیر 10 دلار)، یعنی اقلامی با ارزش‌های كم خریداری شوند، استفاده از كارت اعتباری چندان مطلوب نیست. به این دلیل از پول الكترونیكی استفاده می‌شود. در این روش خریدار مبلغی را به صورت پول الكترونیكی تهیه می‌كند. برای مثال، خریدار با مراجعه به مراكز مربوطه، سكه‌های الكترونیكی 5 سنتی (كه معادل رشته كاراكترهای چند بایتی است) را می‌خرد و در كیف الكترونیكی خود ذخیره می‌سازد تا در موقع لزوم از آن‌ها استفاده كند.

3.   روش پرداخت شخص به شخص (P2P) ؛این روش، انتقال وجه به صورت مستقیم بین دو نفر را از طریق خدمات ویژه فراهم می‌كند.

4.   چك‌های الكترونیكی (E-Checking)؛گونه الكترونیكیچك كاغذی با سرعت بالاتر و هزینه كمتر است كه بیشتر در مدلB2C به كار می‌رود.

 

مزایای تجارت الكترونیكی

برخی از مزایای تجارت الكترونیكی عبارت‌اند از:

·       گسترش بازارهای محلی به بازارهای ملی و بین‌المللی؛

·       دسترسی سریع به اطلاعات دقیق تجاری و حذف تلفات زمانی؛

·       كاهش هزینه‌های تبلیغات؛

·       ارتقای رفاه عمومی مردم؛

·       افزایش رقابت و ارتقای كیفیت محصولات و خدمات؛

·       افزایش سرمایه‌گذرای و درآمد؛

·       كاهش هزینه‌های تولید، پردازش، توزیع، ذخیره‌سازی و بازیابی اطلاعات؛

·       ایجاد فرصت‌های شغلی جدید؛

·       امكان خرید محصولات و خدمات از سراسر جهان و در مدت زمان محدود؛

·       گسترش فضای انتخاب برای مشتریان؛

·       افزایش سرعت تحویل محصولات و خدمات، به‌ویژه فرآورده‌های دیجیتالی و بهبود زنجیره عرضه؛

·       امكان شركت در حراج‌های مجازی (مبتنی‌بر شبكه‌های رایانه‌ای)؛

·       امكان ارتباط مشتریان در فضای الكترونیك و تبادل ایده و انتقال تجربیات تجاری؛

·       كاهش هزینه‌های رفت‌وآمد شهری و مسافرت برای خرید و در نتیجه كم شدن ترافیك و آلودگی محیطی؛

·       بهینه‌سازی ارتباط خریداران و فروشندگان از طریق حذف واسطه‌ها.

 

معایب تجارت الکترونیک

تجارت الكترونیك، اخیراً نگرانی برخی از كشورهای سرمایه‌دار مركز و شركت‌های آن‌ها را در رابطه با سلطه و نظارت بر مهم‌ترین بازار قرن جدید، موجب شده است. این نگرانی‌‌ها در زمینه‌های زیر است:

1. سفته‌بازی؛ بیشترین تحول و پیشرفت در بازار جهانی در بخش سرمایه‌گذاری و پول صورت گرفته است. فن‌آوری نوین اطلاعات به همراه حذف نظارت دولت، جریان آزاد، سرمایه را در سطح جهان دو برابر كرده است. آمار زیر این جریان را به خوبی شرح می‌دهد: در سال 1971 حدود نود درصد معاملات مالی بین‌المللی به اقتصاد واقعی (تجارت و یا سرمایه‌گذاری درازمدت) اختصاص یافته و تنها ده درصد به معاملات سفته‌بازی (ریسك‌پذیر)(Speculative) مربوط می‌شد؛ حال آنكه در سال 1990 این مسئله برعكس شد در سال 1995، هم‌چنان كه چامسكی گفته، «حدود نود و پنج درصد از مجموع سرمایه‌گذاری‌ها سفته‌بازی بود.»

2. بیكاری؛ از سویی دیگر گسترش فن‌آ‌وری نوین اطلاعات در محل‌های كار فرایند تولید را در سطوح مختلف متحول كرده است. علاوه بر جایگزینی نیروی متخصص اندك به جای كارگر انبوه، فن‌آوری نوین اطلاعات شركت‌‌ها رادر تولید نوع محصولات خود منعطف كرده است، به گونه‌ای كه هر لحظه در پی تولید كالا و خدماتی باشند كه بیشترین منفعت را داشته باشد. در سال‌های آینده در كشورهای سرمایه‌دار مركز شاهد تحولاتی در مراكز مخابراتی و كارخانه‌ها خواهیم بود كه هزینه‌های تأمین محل كار را به‌شدت كاهش خواهد داد. از این منظر فن‌آوری نوین اطلاعات، شركت‌ها را قادر خواهد ساخت تا هزینه‌های مربوط به كارگر را كاهش دهند. این امر خطر «بیكاری طبیعی» را برای بسیاری از كارگاران در صنایع مختلف به دنبال دارد.

 3. تضعیف بازارهای داخلی و انتقال فوری تقاضاهای داخلی به رقبای خارجی؛

4. ناامنی مبادلات؛در این حوزه دو دغدغه امنیتی اساسی وجود دارد:

أ‌.      وجود فروشندگان تقلبی 

ب‌. سرقت اطلاعات و پول‌های كارت اعتباری: فروش از راه دور به‌علت فقدان استانداردهای پرداخت معمولاً‌ از طریق كارت اعتباری صورت می‌گیرد. با در نظر گرفتن امر برداشت بهای كالا از حساب بانكی، خریدار به هنگام سفارش كالا اطلاعات لازم و معمولاً‌ حساسی (اسم بانك، شماره كارت، تاریخ انقضاء كارت، نام دارنده كارت) را نیز انتقال می‌دهد. در این سیستم مشكل اصلی فقدان قابلیت اعتماد كامل است و این احتمال وجود دارد كه دارنده كارت در معرض آسیب‌پذیری قرار گیرد، اتفاقی كه گاهی مشاهده شده است (یك تبهكار آمریكایی در سال 1997 توانست اطلاعات 120000 كارت را به دست آورد و با آن‌ها خرید كند). از سوی دیگر دستور پرداخت از طریق كارت اعتباری معمولاً‌ به دشواری قابل دسترس است. البته راه‌های متعددی (از قبیل وارد كردن كدهای خاص و متمم) هم برای حل این‌گونه مسایل مورد توجه قرار گرفته است، هرچند كه این‌ راه‌ها نه عمومیت دارد و نه كاملاً بدون مشكل است.

 

محدودیت‌های تجارت الكترونیكی

از جمله محدودیت‌های مطرح در استفاده از تجارت الكترونیكی كه لازم است مدنظر قرار گیرند، عبارت‌اند از:

·       لزوم وجود بانكداری الكترونیكی توانمند و دقیق؛

·       فقدان استانداردها و قواعد پذیرفته‌ شده جهانی در مورد امنیت،‌ كیفیت و قابلیت اعتماد؛

·       ناكافی بودن پهنای باند ارتباطی؛

·       ضعف ابزارهای نرم‌افزاری در رابطه با كاربردهای گوناگون تجارت الكترونیكی؛

·       نیاز به حفظ امنیت اطلاعات و محرمانه بودن اطلاعات شخصی؛

·       ضرورت توسعه محیط حقوقی لازم، به منظور اجرای تجارت الكترونیكی؛

·       نیاز به روش‌های مطمئن و كارا برای تأیید احراز خریدار و فروشنده؛

·       فقدان اعتماد و مقاومت مشتریان و نبود فرهنگ استفاده از تجارت الكترونیكی. 

منبع :

http://www.pajoohe.com/fa/print.php?UID=46295

 

 

ERPچگونه با تجارت الكترونیكی تطابق پیدا می كند؟

همانگونه كه كاربران سیستمهای مختلف در بخشهای متنوع شركت از سیستم یكپارچه ERP استفاده میكنند و نیازهای خود را از طریق آن برآورده میسازند ، دو گروه عمده دیگر یعنی مشتریان ( Customers ) و عرضه كنندگان ( Suppliers ) كه در خارج از محدوده شركت فعالیت میكنند ، نیز نیازمند دسترسی به یكسری از اطلاعات موجود در سیستمERP از قبیل میزان سفارشات ، سطح موجودیها و... میباشند . پس لازم است دو كانال جدید برای این دو گروه ایجاد شده و امكان دسترسی آنان را به بخشی از اطلاعات مورد نیاز فراهم سازیم . این كار امروزه از طریق تجارت الكترونیكی ( Electronic Commerce ) امكان پذیر خواهد بود كه در مورد مشتریان بحث B2C و در مورد عرضه كنندگان ، بحث B2B مطرح میشود . با توجه با آنچه گفته شد ، لازم است بسته نرم افزاری ERP بتواند ارتباط مناسبی با Web برقرار ساخته و از این طریق امكان استفاده و بكارگیری تجارت الكترونیكی را نیز در شركت فراهم سازد . ازآنجا كه اینترنت هیچگاه با توقف مواجه نمیشود و دائما در حال تغییر است ، در مواقعی كه لازم است اصلاحات ، نگهداری و بروز رسانی درسیستمERP انجام شود ، فعالیت وب سایت شركت نیز متوقف خواهد شد . پس لازم است با انعطاف پذیری مناسبی كه بین ERP و وب سایت شركت صورت میپذیرد ، ترتیبی اتخاذ شود كه برنامه های كاربردی تجارت الكترونیكی در مواقعی كه ERP متوقف شده است ، همچنان به فعالیت خود ادامه دهند .

برای حل این مشكل از نرم افزاری استفاده میشود كه قادر است اطلاعات مورد نیاز را از ERP بدست آورده و به عنوان یك مترجم این اطلاعات را به یك فرمت قابل درك در تجارت الكترونیكی و سایر برنامه های كاربردی تبدیل كند .

منبع :

http://t-magazine.blogfa.com/post-34.aspx


  رهنمودهایی به سازما نها برای انتخاب صحیح فروشندگان

مزیت رقابتی فروشندگان سیستمهایERP

 

باتوجه به  موارد زیر:

§         روند جهانی شدن

§         افزایش رقابت در بازارهای جهانی

§         ضرورت آمادگی لازم از جهات مختلف

§         عامل فناوری اطلاعات و ارتباطات و نقش آن در یکپارچگی اطلاعات و عملیات

§         استفاده از امکانات خاص

و نگاه به سیستم های  ERP به عنوان سرمایه در این مقاله در مورد رهنمودهایی به سازما نها برای انتخاب صحیح فروشندگان و نیز محیط رقابتی ERP   در ایران و مسائل تکنولوژیکی آن بحث می شود.

دانلود کامل مقاله :

 

http://fumblog.um.ac.ir/gallery/765/20120504164154-9009-105.pdf

 

 

 


بازگست سرمایه

| | ارسال نظر | بازتاب (0)

 

بازگست سرمایه

پروژه های ERP (حتی کوچکترین آنها) ممکن است میلیون ها دلار هزینه در پی داشته باشند. اما باید توجه داشت که برگشت سرمایه از ERP بسیار بالاست .سیستمهای ERP جهت دسترسی راحتتر به اطلاعات ، برای شرکتها زیرساختی از داده های معتبر و یکپارچه فراهم می کنند که در نتیجه آن ، می توانند به نحو موثر تری و کسب وکار خودرا مدیریت کنند .شرکت ها جهت کسب بیشتر ین فایده از سرمایه گذاری خود برای ERP و اطمینان از اجرای سیستمها در زمان بندی و بودجه بندی تعیین شده، لازم است اجرای ERP را به دقت برنامه ریزی کرده منابع کافی به آن اختصاص دهند .یکی از توقعاتی که با توجه به مدیریت پروژه های نرم افزاری سنتی ایجاد شده آن است که شرکت ها انتظار دارند پس از نصب ERP بلافاصله منافع و ارزش آن را ملاحظه نمایند (برگشت سرمایه). چنین تصوری اشتباه است، چرا که منافع و ارزش سیستم های ERP مدت ها پس از نصب آن آشکار می شود. بنابراین قبل از آشکار شدن این منافع ، لازم است از زحمات گروه اجرا قدرانی شده و از آنها پشتیبانی شود.

 

گراف زیر میانگین کاهش هزینه ها در 62 شرکت را نشان میدهد که به سمت ERP رفته اند.

 


 

منبع

http://www.manirco.com/index.php?option=com_content&view=article&id=65&Itemid=79

 

1 2 3 4 5 6  بعدي»