وبلاگ شخصی حسن شیری

تکلیف ترجمه و خلاصه سازی مقاله

9163859415 | 29 November, 2014 13:17

A FPN Based Risk Assessment Model for ERP Implementation

in Small and Medium Enterprises

S. Vijayakumar Bharathi, R. Raman and Dhanya Pramod

 

مدل ارزیابی خطر مبتنی بر FPN برای پیاده­ سازی EPR در شرکت­های کوچک و متوسط

چکیده :

این پژوهش یک مدل ارزیابی خطر را با انتخاب مشکلات اساسی و عمده مربوط به مرحله پیاده سازی برنامه­ریزی منابع شرکت (EPR) در شرکت­های کوچک و متوسط (SMEs) را ارائه می­دهد. این مدل می­تواند جهت پیش بینی اثرات یک خطر که منجر به شکست پیاده سازی EPR می­شود، بکار گرفته شود. این پژوهش بخشی از پژوهش پیوسته در ارزیابی تصمیمات EPR برای شرکت­های کوچک و متوسطی می­باشد که پنج مرحله برنامه ­ریزی، کسب، پیاده ­سازی، استفاده و نفوذ و گسترش را شامل شده­اند. شرکت­های کوچک و متوسط در معرض خطرات پیاده­ سازی EPR می­باشند. این خطرات مبنی بر گزارشات پژوهش­های پیشین و مؤلفه­ های مربوطه برای آماده­سازی مدل ارزیابی معرفی شده، تعریف شده­ اند. فرمولاسیون قوانین برای ارزیابی خطر مبنی بر مفهوم و کاربرد شبکه­ های پتری فازی (FPN) می­باشد. سپس این مدل بعنوان یک ابزار با استفاده از نرم افزار ویژوال بیسیک توسعه داده می­شود. این مقاله تلاش می­کند تا از FPN استفاده کند زیرا جهت ارزیابی کمی خطرات ذاتی در مرحله پیاده ­سازی پذیرش EPR توسط شرکت­های کوچک و متوسط ساده و کارآمد است.

کلمات کلیدی : پذیرش EPR، SMEs، پیش بینی شکست، خطر، شبکه پتری فازی، پیاده­ سازی

مقدمه :

پیاده ­سازی فناوری اطلاعات و پذیرش سیستم شرکتی در روال اجرایی یکی از دستورالعمل­های کلیدی پایداری و رشد سازمان در زمان­های اخیر بوده است. صرفنظر از اندازه و ماهیت بین­ المللی و تجاری­ سازی، نقش سیستم شرکتی را بعنوان یک الزام اجباری در سازمان­ها ارائه داده است. آغاز هزاره مسخ برنامه ریزی منابع سازمانی (EPR) را از دید جغرافیایی، صنعتی و انطباق دیده است. کشورهای درحال توسعه نه تنها شاهد رشد مداوم بلکه رشد شیبدار بازار EPR در دهه­ی اخیر می­شند و بطور خاص افق نرم­افزار EPR تا در برگرفتن حتی شرکت­های کوچک و متوسط (SMEs) گسترش یافته است. شرکت­های بزرگ با سرمایه­ های میلیون دلاری در حال حاضر با توانمندسازان فناوری اطلاعات دولت هنر تجهیز شده­اند که جهت ساده کردن، یکپارچه ­سازی و بهینه سازی عملیات­های کسب­ و­کار قرارداده می­شوند. درمقابل، چنین توانایی فناوری اطلاعات در بخش SME بسیار کم می­باشد. اغلب این واحدها هنوز از فرایندهای کسب­ و­کار هسته­ ای دستی استفاده می­کنند. درحالیکه بازار EPR برای سازمان­های بزرگتر اشباع شده است، هنوز برای سازمان­های کوچکتر طلوع آفتاب است. نتیجه آن است که تعداد فزاینده­ ی شرکت­های کوچک و متوسط تمایل به پذیرش EPR دارند. در اینجا، تمایل به پذیرش دو قسم دارد، SMEs اهمیت ایجاد مرکزی و مشارکت تقابل داده ­های عملیاتی برای اطمینان از بازده درون سازمانی و وضوح جریان اطلاعات پذیرفته است. دلیل دیگر این است که در حال حاضر شرکت­های بزرگ بدنبال گسترش ادغام فرایند کسب و کار با شرکت­های کوچک و متوسط برای استانداردسازی که کلیدی است می­باشند. شرکت­های کوچک و متوسط به ادغام دو طبقه در بلند مدت نیاز خواهند داشت. ادغام دو طبقه در طبقه اول راه حل EPR برای ادغام یکپارچه فرایندهای کسب و کار هسته­ای جهت اطمینان از اطلاعات بموقع، دقیق و شفاف در فرایندهای بین سازمانی کسب و کار هسته ­ای در کوتاه مدت را شامل می­شود و  و در عرشه­ ی دوم گسترش ادغام تا فرایندهای درون سازمانی با همتاهای بزرگترشان را شامل می­شود. ارتباط کسب وکار بین شرکت­های بزرگ و شرکت­های کوچک و متوسط یکی از فرایندها و صفحات گسترده مبتنی بر توانایی IT را در بالاترین سطوح روابط متقابلشان بین منبع­ها (شرکت­های کوچک و متوسط) و مشتری (شرکت­های بزرگ) نشان می­دهند. از اینرو، یک نیاز واقعی برای شرکت­های کوچک و متوسط جهت آماده شدن برای دیدن و پذیرفتن گسترش وجود دارد.

مرور ادبیات:

پیاده­ سازی EPR فرایندی پیچیده و پرهزینه برای شرکت­های کوچک و متوسط می­باشد و درس­های جدی شکست همیشه اخطارهای EPR را تقویت کرده است. تنها تعدادی از پژوهش­ها نیاز برای تعیین و ارزیابی فاکتورهای اصلی شکست (CFFs) را فراتر از فاکتورهای اصلی موفقیت (CSFs) تأکید کرده­اند. بعنوان یک ابتکار راهبردی IT، EPR می­تواند اثر بلند مدت و غیرقابل بازگشت بر شرکت­های کوچک و متوسط داشته باشد. بسیار ضروری است که خطر اساسی در هر مرحله از چرخه­ ی زندگی انطباق EPR با دقت بررسی و ارزیابی شود. اگرچه ادبیات پژوهشی قابل توجهی برای ارزیابی خطر شرکت­های کوچک و متوسط وجود دارد، تعداد کمی از محتوای پژوهش در مورد استفاده از شبکه پتری بویژه روش شبکه پتری فازی برای پیش بینی خطر می­باشند. یک مدل مفهومی با استفاده از FPN برای پیش بینی شکست EPR در شرکت­­های کوچک و متوسط با فراهم ساختن یک ساختار دو لایه شامل خطرات و عوامل خطر توسعه داده شد. این عوامل با استفاده از یک الگوریتم ارزیابی فازی جهت کمی کردن خطرات سهیم در طی مرحله برنامه ­ریزی انطباق EPR در شرکت­های کوچک و متوسط مدلسازی شدند . برای کاهش ابهامات و عدم قطعیت در تحلیل داده­های کمی، تئوری­های فازی جت تعیین فاکتورهای اصلی موفقیت EPR استفاده شدند. فرایند سلسله ­مراتبی تحلیلی فازی (FAHP) جهت ارزیابی و اولویت ­بندی فاکتورهای اصلی وفقیت EPR استفاده شدند . فرایند شبکه ­ی تحلیلی فازی برای ایجاد یک چهارچوب برای ارزیابی فراهم­ سازی سازمانی برای پیاده­ سازی EPR که سه نوع پروژه آماده سازی مدیریت، مدیریت سازمانی و مدیریت تغییر را شامل می­شد استفاده شد. یک FPN مبتنی بر فرایند ارزیابی برای پیاده­ سازی ERP جهت تأکید عوامل مربوط به انسان که بر پیاده­ سازی ERP اثر گذاشته­ اند, پیشنهاد شد. شاخص­های ارزیابی به شاخص­های فوقانی و تحتانی تقسیم و کدبندی شدند. کدها از الگوریتم ارزیابی جهت اندازه ­گیری کمی خطرات پیاده ­سازی ERP استفاده کردند . یک FPN دیگر مبتنی بر مدل جهت تعیین خطرات و عوامل خطر طی مرحله ­ی اکتساب ERP شامل عوامل مربوط به فروشنده, محصول و بخش مشاوره, توسعه داده شد. مدل با یک مثال توضیح داده شد که چگونه قانون FPN مبتنی بر الگوریتم می­تواند جهت ارزیابی اینکه آیا یک عامل در خطر مرحله یادگیری انطباق ERP در شرکت­های کوچک و متوسط سهم خواهد داشت یا خیر, استفاده شود . مفهوم تحلیل شکست جهت بهبود پایایی سیستم مطالعه شد. یک روش جالب برای تحلیل شکست متوالی در محیط ساخت و تولید با بکارگیری منطق فازی مبتنی بر شبکه |پتری پیشنهاد شد. رفتارهای مخاطره ­آمیز سیستم با استفاده از FPN پیگیری شد و سپس براساس حساسیت اولویت­ بندی شد تا اقدامات درست انجام شود. برای سازمان­ها ضروری است که تکالیف مربوط به تعیین, تعریف و تعیین کمیت خطر در طی پیاده ­سازی ERP را با دقت انجام دهند. اگر ارزیابی مناسب خطر بجا و بموقع انجام نشود, در حالیکه شرکت­های بزرگتر سهمی در شکست پیاده­ سازی ندارند, شرکت­های کوچک و متوسط با احتمال زیاد نسبت به شکست آسیب­ پذیر می­باشند. تعیین و ارزیابی خطر در پروژه­های مربوط به سیستم­های اطلاعات/ مؤسسه موضوعی بسیار جالب برای محققان و کارورزان بوده است. حساب نظری خطرات و کنترل­ها با قرار دادن عوامل اصلی خطر برای کسب­ وکار, فناوری و چشم­اندازهای سازمانی شکسته شد و کنترل­ها برای کاهش آن خطرات تجویز شدند. هفت گروه عامل اصلی شکست برای ERP با نام­های فروشنده و مشاور, منابع انسانی, مدیریت, مدیریت پروژه, فرایندها, عوامل سازمانی و عوامل فنی تعیین شدند . میزان موفقیت پیاده­ سازی ERP کمتر از 30 درصد بود و دلیل اصلی برای شکست مدیریت ضعیف پیاده ­سازی ERP بود.

شبکه پتری که توسط کارل آدام پتری در سال 1962 برای رساله­ ی دکتری­ش ساخته شد,  می­تواند بعنوان یک ابزار برای مطالعه­ ی سیستم­ها و مدلسازی مورد استفاده واقع شود. علاوه بر یک نمایش ریاضی, شبکه پتری همچنین یک نمایش بصری یا گرافیکی از یک سیستم می­باشد. مدل شبکه­ ی پتری در ابتدا برای درک ساختار و رفتار سیستم مدل­شده برای بهبودها استفاده شد. دو مفهوم اصلی شبکه ­های پتری وقایع و شرایط می­باشند. فعالیت­هایی که در یک سازمان اتفاق می­افتند وقایع نامیده می­شوند که حالتی وابسته سیستم است. حالت­ها با شرایط توضیح داده می­شوند که می­توانند بعنوان توصیف منطقی حالت که درست یا خیر خوانده شوند. از اینرو اتفاقات وابسته دانسته می­شوند و نتایج درحال وقوع یک رویداد در حالتی که درست است پست-دوره خوانده می­شود. وقایع موازی مستقل از هم بیان می­شوند. اگر چه طیف گسترده­ای از مدل­سازی سیستم از طریق شبکه­ های پتری انجام می­شود، ویژگی پایه آن تنها به دو خروجی از یک حالت محدود می­شود. اگر در یک سناریو, نتایج دقیقاً نتوانند یکی از از این دو باشند, یا بگویند که عامل مطمئن و دقیقی در پیش­ بینی خروجی وجود ندارد, شبکه ­ی کلاسیک پتری تعبیه خواهد شد.

بدیهه سازی استفاده از شبکه­های پتری در بافت مبهم از طریق مفهوم منطق فازی توانمند می-شود. منطق فازی توسط لطفی­ زاده در واسط دهه­ ی 1960 براساس کارش بر مجموعه­ های فازی معرفی شد, که برای مدل کردن سیستم­های مبهم, نادرست یا بد تعریف شده استفاده می­شود. بعبارتی دیگر, منطق فازی می­تواند برای مدل کردن راه استدلال انسان زمانیکه پاسخ ­دهندگان نامشخص و مبهم هستند استفاده شود. منطق فازی می­تواند برای هر 4 هدف شبکه پتری: انتقال, نشانه, کمان و مکان استفاده شود. انتقال فازی ممکن است مربوط به یک قاعده تولید "اگر-پس" باشد و با مقادیر حقیقی مثل الگوریتم­های استنتاج فازی درک شود. در منطقه فازی, نشانه در شبکه استاندارد پتری می­تواند یک متغیر زبانی داشته باشد, بعنوان مثال: اگر یک پاسخ از پاسخ­دهنده بعنوان یک متغیر زبانی تفسیر شود, سپس, مجموعه مدت آن می­تواند T (پاسخ­ها)={کاملاً موافق تا کاملاً مخالف} باشد. یک مکان فازی دارای یک گزاره یا یک اموال مرتبط با آن است. یک نشانه در آن نقطه با آن اموال یا سطحی تعریف می­شود که دارای آن ویژگی می­باشد. مقدار مورد نیاز نشانه ورودی مربوطه ممکن است تحت تأثیر یک قوس فازی باشد. شکل تعمیم یافته­ ی شبکه ­های پتری یک شبکه پتری فازی می­باشد و در زمان  مدل­سازی یک فرایند در یک محیط غیردقیق که فاقد اندازه گیری به خوبی تعریف شده می­باشد, مناسب است .

 

 

مدل پیش­ بینی شکست ERP :  مدل مبتنی بر شبکه پتری فازی در زیر توضیح داده می­شود.

در مکان P0, d0 خطر شکست در مرحله­ی پیاده­ سازی انطباق ERP می­باشد.

در مکان Pi(i=1,2,….,11), Di خطرات شناسایی شده­ ای را نشان می­دهد که مرتبط با مرحله­ ی پیاده­ سازی می­باشند. این عوامل جمعاً منجر به تنفیذ خطرات شکست خواهند شد.

در مکان Pij(i=1,2,….,11), (j=1,2,….,n), dij عامل خطر را نشان می­دهد و n تعداد عوامل خطر شناسایی شده جهت توضیح خطرات را نشان می­دهد.

در مکان Pijk(i=1,2,….,11), (j=1,2,….,n), (k=1,2,….,m), dijk پاسخ­ها (انتخاب­ها) برای یک عامل خطر را نشان می­دهد که باختصار بسیار موافق (SA), موافق (A), مخالف (D)و بسیار مخالف (SD)می­باشد و m تعداد انتخاب­ها (در اینجا 4 انتخاب) برای گزارش پاسخ به یک عامل خطر را نشان می­دهد. در این پژوهش, SA و A منفی تعریف شده ­اند و دلالت براین دارد که آنها یا در خطر سهم دارند یا منجر به خطر می­شوند, درحالیکه D و SD مثبت تعریف شده­اند زیرا دلالت براین دارند که آنها در خطر سهم ندارند یا منجر به خطر نمی­شوند.

Dijk(i=1,2,….,11), (j=1,2,….,n), (k=1,2,….,m) جاییکه d درصد پاسخ­ها (نسبت تعداد پاسخ به یک گزینه به کل پاسخ­های گزارش شده برای همه­ ی گزینه­ ها) را نشان می­دهد. اگر درصد پاسخ­ها در هر چهار گزینه SA,  A, SD و D یکسان باشد یا مجموع سهم گزینه ­های مثبت و منفی برابر باشد (SA+A)=(D+SD), پس عامل ممکن است در خطر سهم داشته باشد یا نداشته باشد. اگر برای یک عامل خطر, سهم SA و A بیشتر از SD و D باشد, پس عامل در خطر سهم خواهد داشت و بالعکس.

mi(i=1,2,….,9) عامل قطعی را نشان می­دهد, شدت ایمان در قاعده است.

Ti(i=1,2,….,9) انتقال از مکان ورودی به مکان خروجی می­باشد.

mi(i=1,2,….,9), (j=1,2,….,n), که در آن m عامل قطعی پاسخ­ها به برانگیختن یک عامل خطر را نشان می­دهد. در این مطالعه, برای هدف توضیح 9 (بعنوان نسبت 0.9) در همه ثابت است, زیرا فرض براین است که پاسخ ­دهندگان بخوبی آگاه هستند و کاملاً متن را می­شناسند.

 

 

.
 
 
 
 
 

مدل تولیدشده برنامه کاربردی Visual Basic: همه خطرات و عوامل خطر توضیح داده‌شده در بالا در برنامه کاربردی ویژوال‌بیسیک (VBA) برای آزمایش مدل شده‌اند. مدل ارزیابی ریسک برای بودجه‌ها و برنامه‌های غیرواقعی (I1) در شکل 4 ارائه‌شده است.

بر اساس قانون فازی تعریف‌ شده در بخش 3 در بالا ما می‌توانیم ارزش خطر I1 را محاسبه کنیم. از شکل بالا می‌توان ارزش خطر موجود در " بودجه و برنامه‌های غیرواقعی" را پیدا کرد که برابر 0.243 است. این مقدار توسط حاصل‌ضرب حداقل مقدار چهار عامل خطر ضرب‌در فاکتور قطعیت 0.9 (μ1) به‌دست‌آمده است. به‌طور مشابه تمام خطرات و عوامل خطر را می‌توان در VBA مدل کرد که سپس به‌عنوان یک ابزار برای ارزیابی ریسک جامع پروژه‌های ERP در شرکت‌های کوچک و متوسط SME مورداستفاده قرار دارد.

 

نتیجه‌گیری

این مقاله یک مدل مفهومی با استفاده از FPN برای پیش‌بینی شکست ERP با توجه به مخاطرات در فاز پیاده‌سازی اتخاذ ERP در شرکت‌های کوچک و متوسط پیشنهاد کرده است. این مدل مفهومی با داده‌های زنده از یک نظرسنجی برای تعیین اعتبار کاربرد آن در کسب‌وکار زندگی واقعی مورد آزمایش قرارگرفته است. این مدل پیش‌بینی خطر با استفاده از FPN می‌تواند به تمام چهار مرحله دیگر پذیرش ERP برای یک مدل اندازه‌گیری و ارزیابی خطر جامع برای پذیرش ERP در شرکت‌های کوچک و متوسط توسعه یابد. علاوه بر این، این مقاله همچنین یک ابزار نرم‌افزاری درحال‌توسعه با استفاده از هم‌افزایی مدل‌سازی صفحه گسترده با برنامه کاربردی ویژوال‌بیسیک (VBA) را معرفی می‌کند.

به چه نوع کسب و کارهایی استارتاپ گفته می شود؟

9163859415 | 15 November, 2014 09:06

 


 

بسیار پیش آمده که  از خرید و فروش های میلیون دلاری در بین شرکت های دنیای تکنولوژی با خبر شده ایم سرویس های بسیاری در سراسر جهان با ایده هایی ناب به وجود می آیند و در مدتی کوتاه موفق می شوند مسیری صد ساله را در یک شب طی نمایند.

موفقیت این شرکت های نو پا توجه دیگر افراد را نیز به مفهوم «استارت آپ» جلب کرده است. این روز ها مقالات بسیاری در رابطه با چگونگی راه اندازی یک استارت آپ موفق در سطح اینترنت منتشر می شوند و کاربران بسیاری رؤیاهای خود را در راه اندازی استارت آپی متفاوت جستجو می کنند.

«استارت آپ» چند سالی می شود که در ایران نیز رونق پیدا کرده است. برگزاری رویداد های مختلف و گردهمایی های متعدد در طول سال های گذشته کمک کرده تا همزمان با دیگر کشور ها، کاربران ایرانی نیز در تب و تاب استارت آپ راه انداختن قرار بگیرند.

داشتن یک استارت آپ آنقدر جذاب است که بسیاری از ما حاضر هستیم هم اکنون از کار خود استعفا دهیم و به سمت راه اندازی کسب و کار خود روانه شویم. اما آیا قبل از انجام این کار، به عواقب آن فکر کرده ایم؟ آیا به اندازه کافی نسبت به مفهوم استارت آپ آشنایی داریم؟

 

حمیدرضا احمدی، دبیر کانون کارآفرینی و یکی برگزار کنندگان رویداد استارت آپ ویکند در ایران، معتقد است که کاربران هنوز به درک درستی از مفهوم «استارت آپ» دست نیافته اند و بیشتر درگیر و دار تب و تاب جهانی آن هستند.

 در ادامه مطلب مقاله  ایشان در این رابطه  را با هم مرور میکنیم : 

یکی از بزرگترین اشتباهات کانون کارآفرینی ایران و بقیه فعالان حوزه استارتاپ‌ها، این بوده‌ است که کمتر در مورد معنی یک کسب و کار استارتاپی بحث و گفتگو کردیم و بسیار زیاد به معرفی استارتاپ ویکند، رویدادها و دورهمی‌های مختلف توجه کردیم. نتیجه‌اش هم این شده‌ است که یک گروه «استارتاپ» را با «استارتاپ ویکند» اشتباه می‌گیرند، و گروهی هم هستند که استارتاپ‌ها را یک جور مد روز می‌پندارند و به ارزش‌هایی که شروع کردن یک استارتاپ می‌تواند برایشان داشته باشد باور ندارند.

این بحث را باید خیلی وقت پیش شروع می‌کردیم ولی به قولی جلوی ضرر رو از هر جا بگیری منفعت است. در ادامه ۳ تعریف از یک استارتاپ آمده است که از منابع مختلف و تجربه شخصی به دست آمده اند. البته خیلی از جوانب کارآفرینی شهودی است و از طریق تعاریف و روش‌های بی‌شمار دیگری نیز می‌توان یک استارتاپ را تشریح کرد.

تعریف خیلی ساده یک استارتاپ: استارتاپ یک کسب و کاری است که قسمتی از آن مبتنی بر فناوری است. هر کسب و کار که بر پایه فناوری است، لزوما استارتاپ نیست، ولی همه استارتاپ‌ها به طرزی از وب، موبایل، اینترنت و تکنولوژی های جدید استفاده می‌کنند تا رشد بالایی داشته باشند و به تعداد کاربران بالایی برسند.

 


 

اگر هیچ علاقه‌ای به استارتاپ‌ها ندارید و تا صد سال دیگر هم نمی‌خواهید یک استارتاپ راه اندازی کنید، همین توضیح برای شما کافی است. توضیحات بهتر و دقیقتری هم هست که در ادامه خواهد آمد ولی همین توضیح کار شما را راه می‌اندازد. همانطور هم که می‌بینید، استارتاپ‌ها چیز عجیب غریبی نیستند که بعد از مدتی از «مد» بیافتند.

تنها وقتی حباب استارتاپ‌ها خواهد ترکید که چه در ایران، چه در سیلیکون ولی، مشتری‌ها از استفاده از تکنولوژی خسته بشوند. مثلا اگر یکی از مشتریان ثابت آمازون با خودش فکر کند که، نه خرید از طریق سایت آمازون همچین هم خوب نیست و ترجیح بدهد سوار ماشین شده، در ترافیک بشیند و به یک فروشگاه فیزیکی رفته و لپ تاپ جدیدش را حضوری با پول نقد بخرد. در آن حالت، احتمال سقوط استارتاپ‌ها بسیار بالا خواهد بود. در غیر این صورت به از مد افتادن این کلمه امیدوار نباشید.

 توضیح قدری پیچیده تر یک استارتاپ: در کنار رشد سریع و نسبتا ارزان، امکانی که نرم افزار و فناوری به این کسب و کارها می دهد Scalabity است، که مقیاس پذیری یا گسترش پذیری ترجمه شده است. مقیاس پذیری یکی از مهمترین شرط‌های یک استارتاپ است که توضیح آن کمی سخت و به شرح زیر است:

نا متناسب بودن رشد بالای یک کسب و کار، نسبت به هزینه‌های آن، مقیاس پذیری نام دارد.

آنچه گفته شده به چه معنی است؟ یعنی اگر به فرض درآمد کسب و کار شما نسبت به سال گذشته ۱۰ برابر شده باشد ولی هزینه هایتان ثابت مانده باشد، احتمالا به مقیاس پذیری رسیده اید.یا برعکس، اگر به فرض با ۲ برابر شدن درآمد کسب و کار شما، هزینه‌هایتان نیز ۲ برابر شود، این کسب و کار مقیاس پذیر نیست (حداقل در آن مقطع). توجه داشته باشید مقیاس پذیر بودن یا نبود ربطی به موفقیت کسب و کار شما ندارد و در حالت دوم سود شما نیز قاعدتا ۲ برابر شده و کسب و کارتان رو به رشد و پیشرفت است. ولی مقیاس پذیر نیست.


کسب و کارهایی که مقیاس پذیر نیستند، معمولا خیلی زود به سقف میخورد. رستوران سر کوچه شما فقط ظرفیت پذیرایی از ۱۰۰ نفر را دارد. اگر آن رستوران بخواهد درآمد روزانه خود را ۲ برابر کند، باید یک شعبه دیگر با آشپز، میز و صندلی و گارسون جدید بزند که هزینه هایش نیز ۲ برابر میشود. ولی استارتاپی مانند اینستاگرام را در نظر بگیرید که از صفر تا ۳۰ میلیون کاربر را در ۲۴ ماه طی کرد، ارزش یک میلیادر دلاری را از فیسبوک گرفت، ولی کلا ۱۳ تا کارمند بیشتر نداشت. هزینه های اینستاگرام نسبت به رشد و تعداد کاربرانش بسیار ناچیز بود. یا استارتاپ واتس اپ، که ۴۵۰ میلیون کاربر جذب کرده بود، به قیمت ۱۳ میلیادر دلار فروخته شد و ۵۰ تا کارمند بیشتر نداشت. این شرکت‌ها مقیاس پذیر‌ اند، و دقیقا ارزش بالای آنها هم بخاطر مقیاس پذیری آنها است.


نرم افزار، وب، موبایل، تکنولوژی‌های جدید خیلی می‌توانند به مقیاس پذیری کسب و کار شما کمک کنند. چون یک سایت می‌تواند در ماه اول  به ۱۰ نفر سرویس دهد، همان سایت با سرور های قوی‌تر (که قیمت ناچیزی دارند) می‌تواند ماه بعد همان سرویس را به ۱۰ میلیون نفر عرضه کند.

پس استارتاپ‌ها کسب و کارهایی هستند که رشد بالایی دارند و (معمولا از طریق نرم افزار و فناوری) میخواهند به مقیاس پذیری برسند.

توضیح پیچیده‌تر: حالا شاید با خودتان بگویید که چه خوب، اگر می‌شود سرویس با ارزشی ارائه کرد که با هزینه‌های ناچیز میلیون‌ها کاربر داشته باشد، چرا همه استارتاپ نمی زنند؟

چون در حال حاضر هیچ فرمول ثابتی برای راه اندازی و رشد یک سرویس استارتاپی وجود ندارد. هیچ کس نمی‌تواند به شما بگوید که اگر فلان کار را شروع کنید و کیفیت محصولتان خوب باشد، بی شک در ظرف ۳ یا ۴ سال می‌توانید مثل زاکربرگ دنیا را بگیرید و میلیادر شوید.

همه استارتاپ‌ها در حال جستجو برای پیدا کردن مدل تجاری ای هستند که ۱) مقیاس پذیر باشد و ۲) مشتریان زیادی جذب آن شود. ترکیب این ۲ مورد باعث می‌شود که خیلی از استارتاپ‌ها شکست بخورند. آمار جهانی می‌گوید که از هر ۱۰۰ استارتاپ ۹۰  تا از آنها شکست می‌خورند، و از ۱۰ تای باقی مانده فقط شاید یکی از آن‌ها به موفقیت استارتاپ‌های معروفی مثل آمازون و فیسبوک و گوگل برسند. اکثر استارتاپ ها هیچ وقت نمی‌توانند مشتریان زیادی را جذب کنند.

 


احتمال بالای شکست باعث شده است که استارتاپ‌ها به روش‌های چابک و ناب، بیشتر و بیشتر رو بیاورند. بجای اینکه از روز اول شرکتی ثبت کنند و سر سهم شراکت با هم دعوا کنند، یک گروه موقت تشکیل میدهند که از طریق آزمون و خطا، راه‌های مختلفی را امتحان کند. بجای اینکه ۶ ماه درب اتاق خود را ببندند و کد بزنند، در ظرف ۶ روز یک محصول اولیه ای به تعدادی مشتری عرضه میکنند تا ارزش‌های محصول خود را با توجه به بازخورد مشتریان بسنجند. بجای اینکه طرح تجاری ۱۰۰ صفحه‌ای تالیف کنند و سعی کنند پنج سال آینده را پیش بینی کنند، در ۱۰ ساعت مدل تجاری خود را بر روی بوم کسب و کار پیاده می کنند و قدم به قدم با مصاحبه با مشتریان اولیه خود، به اعتبارسنجی فرضیات کسب و کارشان می پردازند. استارتاپ‌ها لازم است با برداشتن قدم‌های کوچک‌تر، حساب شده‌تر و با ریسک پایین‌تر جلو بروند.

پس تعریف آکادمیک  یک استارتاپ می‌شود:

یک سازمان موقت که در جستجوی یک مدل تجاری مقیاس پذیر و پایدار است.

ولی خوب این تعریف هم کاملا تمام زوایا و شرایط یک استارتاپ را توضیح نمی‌دهد. استارتاپ‌ها مثل شطرنج می‌مانند، قواعد بازی را می‌توان در چند دقیقه یاد گرفت ولی حرفه‌ای شدن، پیش‌بینی نیازهای بازار آینده، و ضریب موفقیت بالا، سال‌ها تمرین لازم دارد.

 

دلیلی که شور و شوق زیادی در ایران پیرامون مباحث استارتاپی است، جمعیت بالا، تحصیل کرده و جوان، به علاوه نفوذ اینترنتی بالای این کشور نسبت به کشورهای منطقه است. همچنین به دلیل راه اندازی ۳G توسط اوپراتورهای نسل اول و دوم و رشد بسیار بالای استفاده از تلفن‌های هوشمند، فضای مانور و گسترش بالایی در اختیار کسب و کارهای حوزه تجارت الکترونیک و استارتاپ ها قرار گرفته است. امیدواریم موفقیت آنها باعث انگیزه بیشتر در نسل بعدی از کارآفرینانی شود که صرفا به کارمندی و یا داشتن یک کسب و کار کوچک قانع نیستند.

 

منبع : سایت دیجیاتو



 

 

 

ترجمه فایل درسی جناب دکتر کاهانی MRP

9163859415 | 11 November, 2014 16:29

دوستان فایل درسی جناب دکتر کاهانی در درس برنامه ریزی منابع سازمانی تحت عنوان برنامه ریزی نیازمندیهای موادMRP رو ترجمه کردم که میتونید از لینک زیر اونو دریافت کنید اگر دوستان لطف کنند نظرات خودشون رو هم اعلام کنند ممنون میشم . 

برنامه ریزی احتیاجات مواد (MRP).pdf

 

برنامه ریزی احتیاجات مواد (MRP)

9163859415 | 11 November, 2014 16:24

برنامه­ ریزی احتیاجات مواد (MRP) یک سیستم کامپیوتری جهت کنترل موجودی و برنامه­ریزی تولید است. هدف اصلی هر سیستم موجودی ایجاد اطمینان از فراهم بودن مواد در موقع نیاز می­باشد- اشتباه در این مورد می­تواند به سادگی منجر به سرمایه­ گذاری مبالغ هنگفتی از وجوه شرکت در ذخیره موجودی غیرضروری گردد. یکی از اهداف برنامه­ ریزی احتیاجات مواد حفظ موجودی در پائین­ترین سطح ممکن است. برنامه­ ریزی احتیاجات مواد این کار را با تعیین زمان نیاز به اجزا و قطعات و برنامه­ ریزی برای فراهم بودن این اقلام در آن زمان خاص، نه زودتر و نه دیرتر از آن زمان، انجام می­دهد.

 

 

برنامه­ ریزی احتیاجات مواد اولین سیستم نظارت بر موجودی بود که برخورد متفاوت با موجودی­های مواد خام، قطعات و کالاهای ساخته شده را پذیرفت. این سیستم در فرایند برنامه­ریزی سطوح موجودی برای  انواع کالاها، فعالیت­های خرید (برای مواد خام و خرید قطعات)، فعالیت­های ساخت (برای اجزا و قطعات)، و زمان­بندی تحویل (برای محصول ساخته­­­ شده) را نیز برنامه­ ریزی نمود. بنابراین، این سیستم برتر از یک سیستم کنترل موجودی بود؛ این سیستم یک سیستم زمان­بندی تولید نیز گردید.

یکی از مواردی که موجب کاهش قطعیت در محیط ساخت می­شود، عدم پیشرفت امور بر طبق برنامه است -سفارش­ها با تأخیر می­رسند،  ماشین­ها خراب می­شوند،  کارگران غیبت می­کنند، طرح ها تغییر می­کنند و غیره. برنامه­ریزی احتیاجات مواد با پایگاه اطلاع رسانی کامپیوتری­اش قادر است ردپای رابطه سفارشات کاری را حفظ کند، از این رو اگر ایجاد وقفه در یکی از جنبه­ های تولید اجتناب­ناپذیر باشد، می­توان  فعالیت­های مرتبط دیگر را نیز بر طبق این وقفه زمان­بندی نمود.

سیستم­های برنامه­ ریزی احتیاجات مواد توانایی حفظ اعتبار زمان­بندی­ها و  به­روز رسانی آنها را دارند.

معرفی شرکت SAP(System Analysis and Program Development)

9163859415 | 11 November, 2014 15:50

 

 

در سالهای حدود 1972-1975، پنج تن از مدیران IBM، در شهر Mannheim آلمان، سیستمی را پایه گذاری کردند که امروزه به نام SAP معروف است. هدف موسسین شرکت SAP (یا همان شرکت SAP AG)، تولید نرم افزارهای یکپارچه تجاری برای سازمانهای بزرگ صنعتی بود. این ایده اولیه موسسین، سبب تولید یکی از مهمترین محصولات نرم افزاری جهان گردید به طوریکه رویکرد سازمانهای بزرگ را نسبت به پیاده سازی و استفاده از سیستم های اطلاعاتی تغییر داد.

  هفت سال پس از تاسیس، این کمپانی اولین نرم افزار سازمانی خود موسوم به R2 را راه انداخت که درحیطه یک پایگاه داده برای کامپیوترهای بزرگ مرکزی طراحی شده بود. در سال 1992 محصول نرم افزاری SAP R/3 معرفی شد و همین امر سبب رشد چشم گیر SAP گردید. با این نرم افزارSAP بازار نرم افزارهای سازمانی را به دست گرفت و در صدر پنج شرکت بزرگ فروشنده سیستم های یکپارچه منابع سازمانی (ERP) قرار گرفت به طوریکه در آن سال 32% از بازار نرم افزاری ERP به SAP تخصیص داده شد.

در اواسط دهه 1990 که اينترنت درهاي جديدي را بر روي فناوري اطلاعات گشود، SAP از ابر رايانه ها به رايانه هاي شخصي مبتني بر معماري کلاينت سرور مهاجرت کرد و توسعه استراتژي خود را بر مبناي اينترنت استوار ساخت و mySAP را براساس تکنولوژي جديد دوباره طراحي کرد و کليه فرآيندهاي کسب و کار (يکپارچه سازي از طريق اينترنت) را در محيط جديد پي گرفت. سيستم SAP® Business Suite، با بهره گيري از معماري چند لايه، مجموعه اي جامع، يکپارچه و پويا را در قالب  Open Source به بازار عرضه نموده که همه سيستم هاي مديريت مالي، منابع انساني، تدارکات، موجودي، توليد، لجستيک، توسعه محصول و خدمات پشتيباني، خدمات مشتري، فروش و بازاريابي را در يک مجموعه کامل ارائه مي دهد.

درسال 1999، SAP AG سومین کمپانی بزرگ نرم افزاری مستقل جهان محسوب می شد که بیش از 1100 مشتری داشته و نرم افزارهایش در بیش از 20000 نسخه در 100 کشور توزیع گردیده بود. در همین سال بود که SAP سرویسهای ERP خود را گسترش داد و برای صنایع مختلف، راه حل های جامع ارایه نمود. در نهایتSAP برای خدمات تجارت الکترونیک، طرحی نو ایجاد کرده و کارکردهایی برای پشتیبانی از کاربری تجارت الکرونیک به سیستم خود اضافه نمود.

امروزه SAP دارای 29000 کارمند در 50 کشور دنیا است و بیش از 84000 بار نرم افزارهای مختلف آن نصب شده و 24450 مشتری آن در 120 کشور دنیا از آن استفاده می کنند.

درباره من

9163859415

حسن شیری هستم فارغ التحصیل مقطع کارشناسی مهندسی عمران از دانشگاه فردوسی مشهد در سال 1375 ،عمده فعالیت من در رابطه با طراحی ، نظارت و اجرای پروژه های ساختمانی میباشد. حسب علاقه زیاد به مباحث فناوریهای نوین و کسب و کار اینترنتی در رشته مدیریت فناوری اطلاعات گرایش کسب و کار الکترونیک مشغول به تحصیل میباشم . امیدوارم مطالب این وبلاک برای شما بازدید کننده عزیز مفید باشد.
hassanshiry@yahoo.com

جستجو


آخرين مطالب بروز شده

آرشيو

موضوعات

اتحاديه

    RSS 0.90 RSS 1.0 RSS 2.0 Atom 0.3