چهارشنبه باشكوه و ماندگار
عبدالرسول خسروی | 10 Dec, 2009, 01:32 | کلی | (1245 Reads)
چهارشنبه باشكوه  و ماندگار در تاريخ كتابداري ايران

 

چهارشنبه 18 آذرما 1388 یک روز به یاد ماندنی در تاریخ کتابداری ایران ثبت شد. روز قبل بارش برف ، سوزش سرما شروع شده است. نگران اينكه مراسم آنطور كه بايد و شايد خوب برگزار نشود. همه نتوانند حضور يابند. اما سرما و برف مگر مي تواند در  عشق به  استاد سد ايجاد كند.

صبح زود يك روز پاييز همه چيز مهيا براي برگزاري همايش تجليل از استاد گرانمايه انديشمند، فرزانه  گرانقدر، عالم وارسته استاد دكتر رحمت الله فتاحي است. تا آنجائيكه اطلاع دارم برخي از دوستان و همكاران شب گذشته از راههاي دور تا بر فراز آسمان مشهد آمده بودند اما ظاهرا قسمت نبود برگشته بودند. برخي تا صبح در فرودگاه مهرآباد به سر برده  بودند تا صبح فرجي حاصل شود و خودرا به اين مراسم برسانند. بالاخره لحظه موعود فرا رسيد. همه آمدند. آنهائي كه توانستند آمدند و آنهائي كه نيامدند اما دلشانه روانه اين مراسم كردند. همه و همه آمدند. صحنه هاي زيبائي خلق نمودند.  به عشق استاد همه بودند.

و اما شروع برنامه:

مثل هميشه برنامه مزين شد به تلاوتي آياتي چند از كلام الله مجيد و سپس سرود جمهوري اسلامي ايران.

 مجري ضمن خوش آمدگوئي به حاضران، رئيس انجمن كتابداري خراسان جناب آقاي يغمائي را به جايگاه دعوت كردند. ايشان از مقدمات كار انجمن و برنامه هاي انجمن گفتند و از اينكه به چه سختي استاد را راضي به برگزاري چنين همايش نمودند سخن گفتند از وي‍ژگيهاي استاد گفتند.

سپس دكتر قنبري رئيس دانشكده درباره استاد صحبت كردند و وي‍ژگيهاي ايشان را برشمردند. بعد نوبت دكتر  آقاي دكتر شعباني معاون پژوهشي دانشگاه رسيد تا ايشان نيز از استاد بگويد.

دكتر شعباني سخن گفتند و چه زيبا و عالمانه خصوصيات استاد را برشمردند. ايشان از اساتيد حوزه روانشناسي بودند اما استاد را مي شناختد. دكتر شعباني شخصيت فرهيخته و با سوادي هستند كه به راحتي از كسي چنين تعاريفي نمي كنند اما امروز چه ساده اما فيلسوفانه تصوير استاد را براي حضار ترسيم نمودند.

اما اين بار نوبت دكتر دياني رسيد. ايشان از اشتياق و صميميت خود با استاد صحبت كردند. از آرامش استاد، گذشت، برون داد فعاليت هاي استاد، به پايان دادن انزواي كتابداران به واسطه گروه بحث الكترونيكي و در نهايت از لطف خداوند براي همكاري در طول دوران خود با استاد سپاسگزاري نمودند.

 اما سخنران بعدي سركار خانم انصاري بودند. ايشان به دليل شرايط جوي نتوانستند در اين مراسم حضور پيدا كنند. تا بر فراز آسمان مشهد آمدند اما برگشتند. اما خانم انصاري هر چند خودشان حضور نداشتند اما دلشان اينجا بود. اما همكاران نيز از طريق تلفن همراه با ايشان ارتباط برقرار نمودند. سكوتي مطلق حكمفرما شد. استاد خانم انصاري از آن روي خط با حضار سخن گفتند و چه زيبا بانوي كتابداري ايران تشكر خود را ابراز داشتند و از ويژگيهاي استاد گفتند.

اما بعد آقاي نادري با سرودن شعري حال و هواي ديگري به برنامه دادند.

سپس يكي ديگر از چهره هاي ماندگار كتابداري ايران جناب آقاي دكتر حري پشت تريبون قرار گرفتند. هرچند خستگي مسافرت خارج از كشور بر تن داشتند اما به احترام استاد دعوت دوستان خراسان لبيك گفته و در اين مراسم حضور يافت. ايشان بحث علم سنجي را پيش كشيدند. برخي از استادان را اعتبار ساز حرفه و دانشگاهها خواندند و گفتند بيست درصد از اعضاي هيات علمي دانشگاه يا حرفه مندان از طريق توليدات علمي خودشان اعتبار ساز دانشگاه يا حرفه مي شوند. استاد دكتر فتاحي هم جزو اين 20 درصد حوزه دانستند. سپس ويژگيهاي استاد گفتند. نظريه سازي و اجراي آن تا مرحله عمل، پذيرش انديشه و تسامح را از بازرزترين ويژگيهاي استاد دانستند.

دكتر ابراهيم افشار سخنران بعدي بود. وي از متوازن به دست گرفتن سكان زندگي، صبوري بيش از حد، حلم استادسخن گفتند و دو دغدغه عمده استاد را نيز گفتند:

1-    خردورزي و عقلانيت

2-    تفكر انتقادي

اين بار نوبت پذيرائي شد. از جذاب ترين بخشهاي همايشها، نه به لحاظ پذيرائي بل به لحاظ تجديد خاطره ها بحث و گفتگو  و تازه شدن ديدارها. هر چند برف همه جا را سفيد پوش كرده بود و سرما سوز خود را نمايان  اما صفا و عشق و صميمت گرماي خاصي به محفل بخشيده بود.

بعد از پذيرائي همه آمدند تا دوباره از ويژگيهاي استاد كه با جان و دل ديده اند دوباره از زبان ديگر همقطاران استاد بشنوند و دوباره آمدند تا قدردان استاد باشند.

آقاي عمراني به نيابت از انجمن كتابداري و اطلاع رساني ايران پشت تريبون قرار گرفتند. از ويژگيهاي استاد گفتند نكته جالب اينكه هر كدام از رويكردهاي متفاوتي در مورد استاد صحبت كردند. از دغدغه هاي حرفه اي انجمن از اثر گذاري استاد و اثربخشي استاد گفتند در پايان قطعه اي بنام به بهانه رحمت خواندند.

سپس دكتر سعيدي رضواني صحبت كردند.

بعد از آن نوبت سيد مهدي طاهري رسيد. ايشان از تاثير گذاري سازماندهي دانش بر استاد و تاثيرگذاري استاد بر سازماندهي سخن گفتند.

 بعد از آن نوبت به آقاي ميرزائي رسيد. دبير اجرائي همايش مرد سختكوش انجمن كتابداري خراسان و پيام انجمن را قرائت نمودند و چه زيبا هم گفتند.

اما نوبت به استاد رسيد. تشويق بي امان حاضران همرا با اشك شوق. تشويق بي امان علم، استاد، معرفت، ايثار، همگرايي، متانت، حلم، صبوري، خردوري، عقلانيت و تشويق رحمت بود. چه صحنه هاي زيبائي خلق شد. استاد پشت تريبون قرار گرفتند مگر در چنين شرايطي مي شود سخن گفت. مگر ياراي سخن گفتن هست.  ايشان به هر مشقتي بود لب به سخن گشود. از تپش قلب خود براي سخن گفتن علي رغم چاپ كتاب مهارتهاي سخنران و برگزاري كارگاهها و تجربيات فراوان  در اين شرايط سخت گفتند. از همه تشكر كردند. اين همايش را همايش تجليل از علم دانستند. با خضوع و خشوع فراوان سخن گفتند و چه ساده و زيبا سخن گفتند. باز هم از دغدغه حرفه، جامعه ... گفتند.

در ادامه لوح هاي تقدير و تنديس و بسياري از هداياي دگر تقديم استاد شد.

خلاصه هر چه گفتند و هر چه شنيديم حقيقي و واقعي بود. هر چه بود باور معرفتي استاد بود. جاي همه دوستان سبز . هر كسي هم نبود مطمئنا دلش اينجا بود.  همه آمده بودند تا بگويند استاد متشكريم

در پايان از خداي بزرگ مي خواهيم

هر كجا هست خدايا بسلامت دارش

دکتر سعید رضایی شریف آبادی نیز از  ونکور کانادا تلاش در برقرای ارتباط داشتند تا حضور خود را از راه دور اعلام دارند اما موفق نشدند.

کتاب گوهر ماندگار زندگینامه استاد نیز امروز رونمایی شد. 

حضور اکثریت بستگان استاد زیبائی خاصی به مراسم بخشیده بود  و نشان از عمق محبت بستگان نسبت به استاد بود.

هر چند این همایش تجلیل از استاد دکتر فتاحی بود اما به نوعی مراسم  غیر رسمی تشکر از همسر گرانقدر ایشان  استاد عزیز سرکار خانم دکتر پریرخ بود. باشد که انجمن کتابداری خراساتن نیز در اولین فرصت مراسم نکوداشت و تکریم استاد و بانوی کتابداری خراسان و ایران را  برگزار نماید.

 

 

Trackback URL: http://fumblog.um.ac.ir/trackback.php?id=1498

دکتر رحمت الله فتاحی از زبان شاگردی دیگر به بهانمه بزرگداشت استاد در روز چهارشنبه 18 آذر
عبدالرسول خسروی | 08 Dec, 2009, 11:03 | کلی | (1173 Reads)

قرار است روز چهارشنبه 18/9/1388 مراسم بزرگداشت استاد دكتر فتاحي در مشهد برگزار شود. اين مطلب را براي درج در كتابي كه فكر مي كنم "گوهر ماندگار" نام گرفته است و به همين مناسبت منتشر شده، تهيه كردم.

استاد ملاطفت

(دكتر رحمت‌الله فتاحي)

اولين نقشي كه از استاد در ذهنم زنده می‌شود به يك روز نسبتا سرد پاييز سال 1371 بر مي‌گردد. چهره استاد با آن كاپشن سفيد و آرامش مخصوص به خود، بر سر مزار اخوان ثالث؛ آن وقت، دانشجوي ترم سوم در گروه كتابداري و اطلاع‌رساني مشهد بودم و همه‌اش تعريف و تمجيد از كلاس‌هاي سازماندهي استاد را مي شنيديم كه ما از آن محروم بوديم. كلاس‌هايي كه عصاره تئوري و عملي را با هم داشت. كلاس‌هايي كه دانشجوي آغاز ترم آن با دانشجوي پايان ترم آن متفاوت بود. ما كه اولين دوره كارشناسي بوديم، انگار نيازي به قوت قلب و هويت نداشتيم و هميشه مي‌بايست اين فخر‌فروشيِ بر و بچه‌هاي كارداني را به جهت كلاس درس سازماندهي با استاد به جان بخريم. از اقبال بد، وقتي نوبت به ما رسيد، ديگر استاد نبود. زماني بود كه براي دوره دكتري به استراليا سفر كرده بودند و اين هم يكي ديگر ار خاطرات تلخ آن دوره بود. حتما، همه آنهايي كه حال و هواي ترم‌هاي دوم و سوم دانشجويي را به ياد مي‌آورند، اين حال را درك مي‌كنند كه دنيا در آن زمان، همين يك صدم نمره و نگاه تشويق‌آميز استاد و گاه‌گاهي حرف شيرين يك استاد خوب و مهربان است. حال، تصور كنيد استادي كه سه ترم تعريف و تمجيدش را شنيده‌اي و كلي صابون به دلت زده‌ای كه اگر رشته‌مان اسم و رسم و كلاسي ندارد، در  عوض، استاد خوب و اهلِ دل دارد، ولي او هم به يك‌باره و در نهایت بی‌خبري، روزي مي‌فهمي كه كعبه آمالت رخت بربسته و تو مي‌ماني و يك دنيا دريغ و حسرت كه تنها دلخوشيت هم رفت.

 و باز، چند ماه بعد را به ياد مي‌آورم و آن پاكت نامه مسحوركننده خارجي با آن خطهاي راه‌راه آبي و قرمز دورش كه يك دنيا حرف را از راه بسيار دور به همراه آورد. آن نامه خارجي، جوابي بود كه استاد به نامه‌ام داده بود. برايش نوشته بودم كه چقدر دوست داشتم در كلاس درسش شركت كنم و چقدر حيف كه از فيض حضورش محرومم و در آخر چه كنم و چه كنند تمامي دوستان و همراهانم. و ايشان هم بزرگ‌منشانه نوشته بودند كه بايد پشتكار داشت و تلاش كرد و آرزو كرده بودند كه شاگردانشان را روزي در كسوت استادي ببينند و خواندن يك‌باره نه ده‌باره آن نامه، عادتي شد بسيار ثمربخش در دوران خستگي و بي‌انگيزگي.

و اين نامه‌ها تكرار شد و هر دفعه شيرين‌تر و دل‌نشين‌تر از قبل. اگر چه خط آن نامه‌ها چندان خوش نبود و پاكتها نشان مي‌داد كه چند ماهي در پست زمینی و هوایی آن دوران در راه بوده تا رسيده، اما محتوايش تا بخواهي خوش بود. همه‌اش حرف شيرين و مثبت و يك دنيا انگيزه و سوخت لازم روحي دو تا سه ماه اين دانشجوي به دنبال هويت.و باز در هزارتوي خاطرات، يك نقطه عطف ديگر. ملاقات با استاد در فرودگاه مشهد پس از چند سال و بازگشت از استرالیا. آبان 1387 بود و همايش با شكوه "فهرستهاي رايانه‌اي" كه استاد شخصاً به استقبال ميهمانان مي‌آمدند. و اين اولين ملاقات پس از سالها و بازگشت استاد بود. اگر چه حضور و ملاقات با ايشان مجازي و هر روزه از طريق گروه بحث LIS، كه خود ايشان راه انداخته بودند، صورت مي‌گرفت اما از قديم گفته‌اند "وصف‌العيش، نصف‌العيش".

باري، آن همايش هم خودش حديث مفصلي است هم‌سنگ مثنوي هفتاد من. پس از سال‌ها نخوت و تكرار ملال‌آور حرف‌هاي هفت و نيم در دوازده‌اي (12.5´ 7.5) كتابداري كشور، به يك‌باره همايشي پديدار گشت پر از حرف نو. همايشي كه به اعتقاد بسياري از صاحب‌نظران آن دوران، همان فراخوان و پوستر آن، اولين گام يك دوره آموزشي بود. بسياري از مباحث طرح شده در فراخوان براي اولين بار در فضاي كتابداري كشور مطرح مي‌شد و هر واژه و عبارت آن، خود سرمنشاء حركتي علمي و آغازگر حوزه اي نو در كتابداري كشور شد. به اعتقاد خيلي از دوستاني كه در آن زمان در بطن مسائل علمي كتابداري و اطلاع‌رساني كشور و دنيا بودند، اين همايش سرآغاز تحولي جديد در كتابداري و اطلاع‌رساني كشور شد و خود مي‌تواند يك مبدا تاريخي براي اين رشته به شمار آيد؛ چرا كه خيلي از موضوعات و مباحث علمي طرح شده در همايش، بعدها مسير علمي ويژه‌اي در كشور را بنا نهاد كه سالها بعد، نتايج آن را شاهد بوده و هستيم. علاوه بر آن، بسیاری از چهره‌های علمی جدید و خوش‌آتیه، موفقیت علمی خود را مدیون این همایش می‌دانند. چرا که تا قبل از آن، رسم و عادت بر این بود که اساتید کهنه‌کار و پرسابقه، اوقات و نشستهای همایش‌ها را در اختیار داشته‌ باشند و گاه‌گاهی هم افراد جوان و گم‌نامی، همچون کورسویی در دل آسمان، ظاهر شده و اگر خیلی قوی باشند بمانند والا میدان را رها کنند و کار این همایش‌ها را به اهل همایش‌ها واگذار نمایند. اما در این همایش، در چرخشی دیدنی و بدعتی بی‌سابقه، بسیاری از چهره‌های جوان و حتی دانشجو حضور فعال داشتند و بسیاری از مقالات توسط این افراد ارائه شد و به حق باید اذعان کرد که سرنوشت خیلی از افراد و حتی کتابداری کشور با این همایش متفاوت شده و مسیر جدیدی پیدا کرد.

یک بررسی کوتاه می‌تواند صدق گفتار این بنده را به گونه‌ای آشکار نماید. اگر بررسی کوتاه تاریخی صورت گیرد، متوجه می‌شویم که بسیاری از موضوعات علمی که در طی ده سال گذشته در نوشته‌ها و آثار کتابداری و اطلاع‌رسانی کشور منتشر شده‌اند، اولین سابقه موجودشان در مجموعه مقالات این همایش است<!--[if !supportFootnotes]-->[1]<!--[endif]-->. موضوعاتی چون فراداده (ابرداده)، غنی‌سازی پیشینه‌های کتابشناختی، Z39.50، ارزیابی نرم‌افزارهای کتابخانه‌ای و ... و حتی در بسیاری از موضوعات، هنوز هم بهترین و کامل‌ترین مقالات در آن زمینه‌ها در این مجموعه مقالات وجود دارند و هنوز کهنه نشده‌اند.

این همایش نیز، یکی دیگر از نشانه‌های بلوغ علمی استاد بود؛ که یکی از ویژگی‌های بارز ایشان در دنیای علمی و تخصصی، پیشرو بودن است. قابلیتی که در طول نزدیک به ده سال همکاری با ایشان در انجمن کتابداری و اطلاع‌رسانی ایران، بارها شاهد آن بوده‌ام. ایشان در جلسات رسمی یا غیررسمی، گاهی اوقات به موضوعاتی اشاره می‌کردند که بعد از چند ماه و حتی چند سال دیگر، در متون و نوشته‌ها رد آنها را می‌یافتم و متوجه می‌شدم این موضوعی که هم اکنون مد شده یا رواج یافته است را چند وقت پیش، استاد مطرح کرده بودند.

از ویژگی‌های مثبت و بارز دیگر استاد، که همیشه برایم جذاب بوده، اثرگذاری و جریان‌سازی ایشان است. استاد، در هر کجا یا هر زمانی از زندگی، اثرگذاری و جریان‌سازی خود را نشان داده‌اند. یعنی این‌طور نبوده که در مقابل مسائل و اوضاع پیرامون خود بی‌تفاوت باشند، بلکه همیشه فعالانه و با انرژی مثبت فراوان، تلاش کرده‌اند امور را به سمتی که به تعبیر خودشان "عقلانی" است سوق دهند و عجیب که همیشه این اثرگذاری بزرگ را در سطح جامعه تخصصی و غیرتخصصی داشته‌اند. شاهد ماجرا هم جایگاه رشته کتابداری و اطلاع‌رسانی در سطح دانشگاه فردوسی مشهد است. اگرچه اساتید ارجمند بسیاری در دانشکده‌ها و مراکز مختلف علمي كشور مشغول به فعالیت هستند، اما تا جایی که بنده اطلاع دارم، در کمتر دانشگاه و دانشکده‌ای هست که حوزه کتابداری و اطلاع‌رسانی، جایگاهی هم‌سنگ وضعیتی که در دانشگاه فردوسی دارد، داشته باشند. و بدون شک، بخش عمده‌ای از این جایگاه مدیون مقام والای علمی استاد و ازخودگذشتگی مدام ایشان است.

هرچه با خود می‌اندیشم که کدام یک از خصایص استاد است که واقعاً جا دارد در ادامه به آن اشارتی بکنم و کدام یک بارزتر است و باید اول بیاید، که نمی‌توانم پاسخی در خور بیابم. از سادگی و خاکی بودن، دقت نظر علمی، پاسخگویی در هر زمان، روحیه طنز، مثبت‌اندیشی، اعتقاد راسخ به فعالیت‌های مدنی و داوطلبانه و ... کدامیک را واقعاً می‌توان در قدم بعدی مورد اشاره قرار داد؟ حرف بسیار است و مجال اندک و هرچه با خود مجاهدت می‌کنم، نمی‌توانم راهی مناسب بیابم، چرا که خصایص بسیار است و اولویت دادن به هر یک بسیار دشوار، و دشوارتر از آن نگفتن در باب این خصایص است.

امّا، یک خصیصه دیگر استاد عزيز دكتر رحمت‌الله فتاحي هست که نمی‌توان درباره ایشان نوشت و به آن اشاره نکرد. این ویژگی پاسخگو بودن ایشان است. خصوصیتی که گاه بسیار باعث زحمت ایشان می‌شود امّا باز هم با اعتقاد خلل‌ناپذیر این مهم را انجام می‌دهند. تا به حال نشده است که به ایشان میل بزنم، تماس بگیرم، چیزی بخواهم و ایشان تا جایی که در توان و امکان داشته در پی رفع آن مشکل یا ارائه پاسخی برنیامده باشند. و جالب‌تر اینکه، گاه چند ماه بعد در مورد آن سوال می‌کنند و نتیجه را جویا می‌شوند. این در حالی است که آنان که استاد را می‌شناسند، می‌دانند چقدر مشغله دارند و از نظر زمانی در تنگنا هستند. امّا با این همه بر سر اعتقاد خویش هستند و هیچ‌گاه خواسته معقولی را بی‌پاسخ نمی‌گذارند.

و در پایان یاری می‌طلبم از حافظ عزیز که چنین وصفي از این ماجرا فرماید:

ترا چنان که تویی هر نظر کجا بیند                                   بقدر دانش خود هر کسی کند ادراک

محسن حاجي­‌زين­‌العابديني

تهران - ولنجك- مهرماه

منبع:http://zabedini.blogfa.com/post-76.aspx

Trackback URL: http://fumblog.um.ac.ir/trackback.php?id=1486

آنچه که دکتر رحمت الله فتاحی را ماندگار ساخت: به بهانه بزرگداشت دکتر فتاحی
عبدالرسول خسروی | 06 Dec, 2009, 12:37 | کلی | (1166 Reads)

در جوامع علمی امروزه استاد به عنوان یکی  از ارکان اساسی آموزش عالی قلمداد می شود و بدون در نظر گرفتن نقش او، نقش سازنده ای را نمی توان برای تعليم و تربيت منظور نمود. استاد نه تنها متخصص مسایل آموزشی، بلکه راهنما و سرمشق فراگيران، مشاور و مشفق آنان و دوست و مشکل گشای دانش پژوهان است و این همه کارکرد با عنایت به نقش و جایگاه ممتازی است که او در تعليم و پرورش داراست.  حال اگر استاد بتواند غير از آن که مسایل آموزشی را می آموزد، مشفقانه ومشتاقانه درصلاح و اصلاح رفتار و تربيت فراگيران بکوشد، با آنان نه از روی مقررات خشک آموزشی بلکه از روی احساس و عاطفه متعاد ل رفتار نماید، موقعيت آنان را درک کند، خشک و با اخم و ترشرویی برخوردننماید، حرمت و جایگاه آنان را پاس دارد و با آنان در تعامل وتفاهم باشد. استادی که چنین ویژگیهای داشته باشد نقش ماندگاری در جواع علمی در بین دانشجویان و فارغ التحصیلان و بطور کلی در جوامع خواهد داشت و این استاد شایسته الگو شدن خواهد بود. یکی از رشته های دانشگاهی که در ایران پس از انقلاب رشد داشته است رشته کتابداری و علوم اطلاع رسانی است که فراز و نشیبهای فراوانی را طی نموده است. بی شک پیشرفت این رشته مدیون تلاشهای پیشکسوتان و بزرگان این حرفه است. استاد دکتر رحمت الله فتاحی چهر ه نام آشنا برای همه کتابداری ایران با لبخند همیشکی، چهره دوست داشتنی، متانت و ویژگیهای منحصر بفرد خود به عنوان یک معلم واقعی در بین جامعه کتابداری ایران مقام و منزلت خاصی پیدا نموده است. لذا همه  افرادی  که چهارشنبه این هفته 18 آذر برایشان امکان پذیر است در دانشگاه فردوسی مشهد گرد هم می آئیم تا خدمات ارزنده استاد را ارج نهیم. همه استاد را می شناسیم اما به عنوان یک شاگرد کوچک استاد به لحاظ شناختی که از ایشان دارم مروری بر ابعاد شخصیتی ایشان از جنبه های علمی، رفتاری ، روشی ومدیریتی ایشان به عنوان یک استاد می پردازم.

استاد دکتر رحمت الله فتاحی به لحاظ تسلط علمی و توانائی فوق العاده ایشان جذابیت خاصی را به کلاسهایش بخشیده و شاگردان بسیاری را جذب کلاسهایش نموده است. در واقع اصلی ترین وظيفه آموزشی خود یعنی یاددان به لحاظ توانائی خاص نظر علمی بهتر به انجام رسانیده است. تسلط علمی استاد امری جدا از پاسخ گویی اوست. ممکن است استادی به لحاظ علمی توانمند باشد، اما در پاسخ به پرسش های دانشجویان توانا نباشد. زیرا پاسخ گویی علاوه بر حضور ذهنی قوی، نيازمند پيش زمينه های دیگری همانند آشنایی با اندیشه های روز و شبهات جدید، استفاده از منابع نوتر و جدیدتر، احترام به جایگاه فراگير و در نظر گرفتن حق پرسش برای او و استقبال از جلب مشارکت و حاکميت جو پرسش در کلاس است. استادی که با این پيش زمينه ها بيگانه باشد، استاد پاسخگو نخواهد بود. استادی که به مطالبات، ابهامات و سؤالات دانشجویان پاسخ ندهد، نمی تواند برای آنان ایجاد جذابيت نماید و چنين کلاسی برای ذهن پرسشگر دانشجویان، کلاس بی جاذبه تلقی خواهد شد. کسانی که افتخار شاگردی ایشان را داشته اند به خوبی  واقفند که در کلاسهای استاد دکتر فتاحی:

-        دانشجویان  مطالب و سؤالات خود را پنهان نکرده و  پرسش ها امکان طرح می یافتند.

-        حاکميت جو پاسخگویی استاد، کلاس را به مکانی برای داد وستد اندیشه ها مبدل کرده.

-        جلب مشارکت در کلاسهای جریان منظم داشته است.

به لحاظ استفاده از منابع روشن است که استادان تک منبع تنها به داده های همان منبع اکتفا می کنند و اکتفا به داده های یک منبع و عدم اطلاع از مسایل جانبی و مطالب بيرونی از جذابيت درس می کاهد و کلاس را پویا، بالنده و پرجاذبه نشان نمی دهد.  برخی ازاستادان پيرامون منبع درسی اطلاعات خوب ومناسبی دارند اما همين که خارج از منبع چيزی از آنان پرسيده شود اظهار بی اطلاعی می کنند و ممکن است به آسانی اعتبار علمی خویش را متزلزل نشان دهند . بدین جهت استفاده از منابع متعدد برای جذابيت کلاس توصيه ای حتمی است. استاد نه تنها خود در استفاده از منابع مختلف پیشگام است بلکه ایشان دانشجویان را در مطالعه منابع مختلف تشویق نموده و همواره یار و همراه دانشجویان خود بوده است.

شادابی و نشاط استاد دکتر فتاحی در کلاسهای درس همیشه پیام آور شادابی و طراوت خاصی درس بوده است . استادی که گرفته، اخم آلود و یا افسرده رو باشد، نمی تواند پيام آور شادابی و طراوت باشد و کلاس او فاقد اشتياق و جذابيت خواهد بود.  البته گاه ممکن است فيزیک چهره یک استاد کمی او ر ا جدی و گرفته نشان دهد، در این صورت آميختن درس با تکنيک بيان می تواند آن را جبران نماید، شادابی و نشاط استاد همیشه باعث می شد تا :

-        دانشجویان مشتاق تر در کلاس حاضر شوند

-        روابط بين استاد ودانشجویان  صميمانه تر باشد

-        دانشجویان به طرح مشکلات خویش با استاد پرداخته و از استاد به عنوان مشاور

بهره برده

-        دانشجویان شاداب تر خواهند و بهره وری از کلاس افزایش خواهد یافت

-        روحيه استاد تأثير منفی در اخلاق دانشجویان نخواهد نهاد

-         احترام به دانشجو

در هندسه ذهنی استاد دکتر فتاحی دانشجو همیشه  جایگاه ویژه ای داشته باشد و با احترام خاصی به دانشجویان احترام گذاشته و همواره از آنان به عنوان فرزندان خود یاد نموده و به لحاظ حس احترام گذاشتن کلاسهایش از جایگاه و یژه ای برخوردار است. استاد دکتر فتاحی ویژگیهای منحصر به فردی دارند عمده ویژگیهای ایشان به عنوان یک استاد،  علاوه بر آنچه در بالا اشاره شد عبارتند از : اعتماد و خوش گمانی به دانشجویان در تمام امور، پرهيز از غرور،  روشهای منحصر به فرد تدریس، جنبه مدیریتی به ویژه در اداره کلاسها، گروه کتابداری، انجمن کتابداری  زبانزد خاص و عام است.  به لحاظ قلم قاصر بنده و اینکه بسیار در مورد استاد زیاد خواهند نوشت از اطاله کلا پرهیز نموده و به این نکته اشاره می کنم که تا استادان در قید حیات هستند از تجربیات آنها استفاده کنیم و احترام خاصی برای آنها قائل شویم. از اینجا بر دست تک تک معلمان و استادان که اندیشیدن را به من آموخته اند بوسه زده و با این جمله همیشگی استاد عزیزم دکتر رحمت الله فتاحی به پایان می برم:

دست در دست خویش دهیم به مهر    تا میهن خویش را کنیم آباد

Trackback URL: http://fumblog.um.ac.ir/trackback.php?id=1469

همایش بزرگداشت اندیشمند گرامی جناب آقای دکتر فتاحی
عبدالرسول خسروی | 06 Dec, 2009, 12:30 | کلی | (1094 Reads)

انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران- شاخه خراسان مراسم بزرگداشت اندیشمند فرزانه استاد رحمت الله فتاحی را  روز چهارشنبه 18 آذرماه  در آمفی تئاتر مجتمع کانونهای فرهنگی و هنری دانشگاه فردوسی مشهد برگزار خواهد کرد.

  

برای کسب اطلاعات بیشتر به سایت انجمن کتابداری استان خراسان مراجعه کنید
http://ilisa-khorasan.ir
Trackback URL: http://fumblog.um.ac.ir/trackback.php?id=1468