بالاخره علم بهتراست يا ثروت؟

ارسال شده توسط احسان عسکریان | 20 Aug, 2012

جمعيت زيادى دور حضرت على(عليه السلام) حلقه زده بودند. مردى وارد مسجد شد و در فرصتى مناسب پرسيد: يا على! سؤالى دارم. علم بهتر است يا ثروت ؟

على(عليه السلام) در پاسخ گفت: علم بهتر است ؛ زيرا علم ميراث انبياست و مال و ثروت ميراث قارون و فرعون و هامان و شداد.

مرد كه پاسخ سؤال خود را گرفته بود، سكوت كرد.

 

در همين هنگام مرد ديگرى وارد مسجد شد و همانطور كه ايستاده بود بلافاصله پرسيد: اباالحسن! سؤالى دارم، ميتوانم بپرسم؟ امام در پاسخ آن مرد گفت: بپرس! مرد كه آخر جمعيت ايستاده بود پرسيد: علم بهتر است يا ثروت؟

على(عليه السلام) فرمود: علم بهتر است؛ زيرا علم تو را حفظ ميكند، ولى مال و ثروت را تو مجبورى حفظ كنى.

نفر دوم كه از پاسخ سؤالش قانع شده بود، همانجا كه ايستاده بود نشست.

 

در همين حال سومين نفر وارد شد، او نيز همان سؤال را تكرار كرد، و امام (عليه السلام) در پاسخش فرمود: علم بهتر است ؛ زيرا براي شخص عالم دوستان بسيارى است، ولى براى ثروتمند دشمنان بسيار!

 

هنوز سخن امام(عليه السلام) به پايان نرسيده بود كه چهارمين نفر وارد مسجد شد. او در حالى كه كنار دوستانش مى نشست، عصاى خود را جلو گذاشت و پرسيد:  يا على! علم بهتر است يا ثروت؟

حضرت على(عليه السلام) در پاسخ به آن مرد فرمودند: علم بهتر است ؛ زيرا اگر از مال انفاق كنى كم مى شود؛ ولى اگر از علم انفاق كنى و آن را به ديگران بياموزى بر آن افزوده مى شود.

 

نوبت پنجمين نفر بود. او كه مدتى قبل وارد مسجد شده بود و كنار ستون مسجد منتظر ايستاده بود، با تمام شدن سخن امام همان سؤال را تكرار كرد. حضرت على(عليه السلام) در پاسخ به او فرمودند: علم بهتر است ؛ زيرا مردم شخص پولدار و ثروتمند را بخيل مى دانند، ولى از عالم و دانشمند به بزرگى و عظمت ياد ميكنند.

 

با ورود ششمين نفر سرها به عقب برگشت، مردم با تعجب او را نگاه كردند. يكى از ميان جمعيت گفت: حتماً اين هم ميخواهد بداند كه علم بهتر است يا ثروت! كسانى كه صدايش را شنيده بودند، پوزخندى زدند. مرد، آخر جمعيت كنار دوستانش نشست و با صداى بلندى شروع به سخن كرد: يا على! علم بهتر است يا ثروت؟

امام(عليه السلام) نگاهى به جمعيت كرد و گفت: علم بهتر است ؛ زيرا ممكن است مال را دزد ببرد، اما ترس و وحشتى از دستبرد به علم وجود ندارد. مرد ساكت شد.

 

همهمه اى در ميان مردم افتاد؛ چه خبر است امروز! چرا همه يك سؤال را مى پرسند؟ نگاه متعجب مردم گاهى به حضرت على(عليه السلام) و گاهى به تازه واردها دوخته مى شد.

در همين هنگام هفتمين نفر كه كمى پيش از تمام شدن سخنان حضرت على(عليه السلام) وارد مسجد شده بود و در ميان جمعيت نشسته بود، پرسيد: يا اباالحسن! علم بهتر است يا ثروت؟

امام(عليه السلام) فرمودند: علم بهتر است؛ زيرا مال به مرور زمان كهنه مى شود، اما علم هرچه زمان بر آن بگذرد، پوسيده نخواهد شد.

 

در همين هنگام هشتمين نفر وارد شد و سؤال دوستانش را پرسيد كه امام(عليه السلام) در پاسخش فرمود: علم بهتر است ؛ براي اينكه مال و ثروت فقط هنگام مرگ با صاحبش مى ماند، ولى علم، هم در اين دنيا و هم پس از مرگ همراه انسان است.

 

سكوت، مجلس را فراگرفته بود، كسى چيزى نمى گفت. همه از پاسخهاى امام(عليه السلام) شگفت زده شده بودند كه… نهمين نفر هم وارد مسجد شد و در ميان بهت و حيرت مردم پرسيد: يا على! علم بهتر است يا ثروت؟

امام(عليه السلام) در حالى كه تبسمى بر لب داشت، فرمود: علم بهتر است ؛ زيرا مال و ثروت انسان را سنگدل ميكند، اما علم موجب نورانى شدن قلب انسان ميشود.

 

نگاههاى متعجب و سرگردان مردم به در دوخته شده بود، انگار كه انتظار دهمين نفر را مى كشيدند. در همين حال مردى كه دست كودكى در دستش بود، وارد مسجد شد. او در آخر مجلس نشست و مشتى خرما در دامن كودك ريخت و به روبرو چشم دوخت. مردم كه فكر نميكردند ديگر كسى چيزى بپرسد، سرهايشان را برگرداندند، كه در اين هنگام مرد پرسيد: يا اباالحسن! علم بهتر است يا ثروت؟

نگاههاى متعجب مردم به عقب برگشت. با شنيدن صداى على(عليه السلام) مردم به خود آمدند: علم بهتر است ؛ زيرا ثروتمندان تكبر دارند، تا آنجا كه گاه ادعاى خدايى مى كنند، اما صاحبان علم همواره فروتن و متواضع اند.

 

فرياد هياهو و شادى و تحسين مردم مجلس را پر كرده بود.

سؤال كنندگان، آرام و سرافكنده از ميان جمعيت برخاستند. هنگاميكه آنان مسجد را ترك ميكردند، صداى امام(عليه السلام) را شنيدند كه مى گفت: اگر تمام مردم دنيا همين يك سؤال را از من مى پرسيدند، به هر كدام پاسخ متفاوتى ميدادم !

* البته نقل است كه گروهى با قصد و نيت ، اين افراد را اجير كرده بودند و به نزد حضرت مولا (عليه السلام) مى‌فرستادند تا او را به زعم خود در نزد مردم خوار كنند؛ اما ...