این روزا خیلی اس ام اس و ایمیل میاد که آقا برای حفظ آبروی خانواده های بی بضاعت و یا برای جلوگیری از میلیاردر شدن آجیل فروشا و با توجه به قیمتای سرسام آورش «بیایید همه با هم آجیل نخریم». اولین سوال: فکر می کنید یه همچین حرکتی شکل می گیره؟؟؟

نمی دونم نظر شما چیه ولی من می گم نه. نمیشه.

می دونید بی ثباتی اقتصادی به ما یه رفتارهایی رو یاد داده که تو کشورای دیگه نیست. می دونید تو مدیریت نظریه های زیادی راجع به سازمان ها هست اما یکیش به درد اینجا می خوره. یه شرکت تولیدی وقتی می خاد رشد کنه باید از هسته تولیدیش که اصل وجودیشه حمایت کنه تا از بین نره. لذا دور این هسته آسیب پذیر میاد یه پوسته می کشه که اسمشو می ذارن بافرینگ یا یه ضربه گیر. حالا روش های مختلفی داره که مهم نیست اما خلاصش اینه که برای اینکه تولید به خطر نیفته میاد مثلا اندوخته برای خودش تهیه می کنه، قرارداد بلند مدت می بنده و از این حرفا تا همیشه هسته تولیدیش بتونه با روند مشخصی به حیات خودش ادامه بده. اما جدیدا بعضی شرکت ها به تولید ناب و جاست این تایم رو آوردن. چرا؟ چون بافر کردن و ضربه گیر گذاشتن سازمان رو کند می کنه و هزینه های انبارداری زیادی رو به سازمان وارد می کنه. این سازمان ها یا تو محیطی هستن که قابل پیش بینی عرضه و تقاضاشون یا اینکه خودشون میان با روش هایی این محیط رو قابل پیش بینی می کنن.

حالا مام تو رفتارهای شخصی مون همینه تو این وضعیت. بی ثباتی باعث شده هممون برای حفظ حداقل نیازهای ضروریمون دست بزنیم به بافر کردن و ضربه گیر گذاشتن دور خودمون. چرا؟ چون یهو ممکنه همه چی عوض شه. برای همین ما به محض اینکه مرغ گرون میشه شروع می کنیم به بافربندی و خرید و مرغ و انبار کردنش که مبادا یه وقت بعدا فلان تومن گرون تر بخریم یا به محض اینکه می بینیم وضعیت برابری ارزیمون خرابه تمام پولامونو تبدیل به طلا و ارز می کنیم تا حداقل ضرر نکنیم. حتی شما تو خانواده های نسبتا بی بضاعت هم که ببینین معمولا مادرا یه چند تا سکه طلا اینور اونور قایم کردن برای روز مبادا.

حالا بدی این رفتارهای بافربندی اینه که وقتی شایع میشه محیط رو حتی ناامن تر و غیر قابل پیش بینی تر می کنه. یعنی با دست خودمون دامن می زنیم به قضیه. کسی که الان پسته داره میگه فعلا نمی فروشم تا ببینیم قیمت چند میشه تا شب عید، پس انبار می کنه (بافر). کسی هم که مثلا زرنگه (مشتری) می ره الان یه ماه پیش می خره و تو خونش انبار می کنه چون نمی دونه قیمت تا دم عید چقد میشه (بافر). لذا عرضه کم میشه و تقاضا زیاد و طبیعتا قیمت از حالت عادیشم بالاتر میره.

فکر می کنید این چرخه رو کی می تونه بشکنه؟ یه باور فرهنگی به این راحتیا شکسته نمی شه. چرا ما همچین کارایی می کنیم؟ چون هممون یه پیش فرض مکنون تو ذهنمون نسبت به هم داریم: کسی به فکر ما نیست، اونا به فکر جنسا و سود خودشونن پس بهتره منم به فکر خودم باشم. این باور به این راحتی شکسته نمیشه.

تو اینجور شرایط معمولا یه چیزای قوی تر و یا حداقل با قدرت برابر می تونن این چرخه رو بشکنن (فیسبوکو و اس ام اس و اینا نمی تونن). تو این شرایط مذهب و باورهای مذهبیه که می تونه به کمک بیاد و چرخه رو بشکنه.

یادتون هست چند سال پیش محرم و نوروز مقارن شده بودن و بعد تو مشهد و خیلی از شهرای دیگه پوستر زده بودن که امسال شیعیان عید ندارند؟ اون سال خیلی جاها که می رفتی فقط با میوه پذیرایی می کردن و آجیل و شیرینی و شکلات نبود.

قضیه توتون و تنباکو رو قند رو هم همین طور باورهای مذهبی شکست. کجاست پس پلاکارداتون و فتواهاتون؟؟؟ شما که بهتر می دونید، قفر بیاد ایمان هوتوتو. پس یه کاری بکنید.

 

البته یادتون باشه که اگر این کارم نکنید زیاد مهم نیس ها. آجیل هر سال ما که 70 درصدش نخوده و تخمه کدو. به هر حال امسال نهایتش میشه 90 درصد تخمه کدو و نخود و هر سالم همون پنج تا پسته و فندق و بادوم هندی ای که تو آجیل بود رو همون روز اول می گشتیم پیدا می کردیم و تموم. ما همون زمانشم زیاد پولمون به پسته و بادوم نمی رسید، لذا تو سبد خانوار ما خیلی تغییر ایجاد نمی کنه، اما بعضی دردها و خجلت زدگی ها و دست خالی به خونه برگشتن ها و پسته ندیدن ها و نخوردن ها و لباس نو نداشتن ها و (بدتر از همه، برخورد با اطرافیانی که همه مفاخرشون به داشتن همین قبلیاست) تو سبد اعتقادی خیلیا، خیلی تاثیر داره.

ظاهرا پایگاه مقالات دانشگاه ها دیگه فعال نیست و از بعضی سایتا نمی شه مقاله گرفت. بعضی دوستان زحمت کشیدن و این سایت رو برای مقالات دو پایگاه علمی یاد شده ایجاد کردن. عضو بشید و در هر 72 ساعت، 5 مقاله دریافت کنید
 
http://paperdl.com/