جديدترين مقالات مرتبط با مدیریت فناوری اطلاعات
ارسال شده توسط احمد محمدی | 30 11, 2013 | بازدید‌ها (908)

مروري بر RUP و قابليت‌هاي آن در توليد نرم‌افزار

چكيده

چه چيز مي‌تواند يك پروسه توليد نرم‌افزار را توصيف كند؟ آيا منظور از پروسه، آماده‌سازي نرم‌افزار صرفاً براي ارائه در بازار است؟ مسلماً در هر كاري وجود يك سامانه و فرايند كاري ضروري است؛ ولي چه چيزي مي‌تواند موجب ايجاد سرعت و كيفيت در فرايند توليد يك نرم‌افزارشود؟ لزوماً طراحي و پياده‌سازي يك فرايند يكپارچه و منطقي مي‌تواند چنين نتيجه‌اي در بر داشته باشد. بدين منظور امروزه از روشي استفاده مي‌شود كه اصطلاحاً RUP ناميده مي‌شود. به حداقل رساندن حجم پروسه توليد يك نرم‌افزار همزمان با حفظ كيفيت و صرفه‌جويي در زمان از مهمترين ويژگي‌هاي اين روش مي‌باشند. معمولاً براي يك شركت توليد نرم‌افزار، سرعت عمل به موقع براي پاسخ‌گويي به تقاضا و شرايط اجتماعي اهميت دارد، اما گاهي اين شتابزدگي سبب فدا شدن كيفيت مي‌گردد. RUP با ارائه يك چارچوب منطقي علاوه بر تعيين زمانبندي مناسب، كيفيت مورد نظر توليد كننده و استفاده كننده نرم‌افزار را تأمين مي‌نمايد. در اين مقاله ضمن مروري بر RUP به عنوان روش يكپارچه توليد نرم‌افزار، قابليت‌هاي آن در افزايش سرعت توليد نرم‌افزار و حفظ كيفيت آن برشمرده مي‌شوند.

كليدواژه : RUP؛ UML؛ فرايند يكپارچه رشنال؛ Rational Unified Process؛ Unified Modeling Language

1- مقدمه

يك پروسه چابك، پروسه‌اي است كه هميشه آماده در آغوش كشيدن درخواستهاي جامعه بوده و  اين درجه از سازگاري را دارا باشد. بنابراين منظور از سرعت عمل، فقط كاستن از حجم پروسه توليد نرم‌افزار يا سرعت ارائه آن به بازار نيست؛ بلكه منظور، انعطاف‌پذيري و حفظ کيفيت است. مطلبي كه در اين مقاله قصد توضيح آن را داريم اين است كه RUP 1 ساختاري پروسه‌اي (چيو 2000) است كه امكان انعطاف‌پذيري را براي توليد‌كنندگان نرم‌افزار فراهم مي‌آورد.

منظور از RUP  چيست؟ در اين مقاله از چند منظر به RUP خواهيم پرداخت:

  • RUP يك پروسه توليد نرم‌افزار است.
  • RUP مجموعه‌اي از تجربيات بسيار عالي توليد نرم‌افزار را كه در عمل با آنها برخورد شده است، در خود دارد.
  • RUP همانند يك محصول نرم‌افزاري به بازار ارائه شده و به فروش مي‌رسد با اين تفاوت كه RUP اولين ساختار توليد نرم‌افزار را ارائه داده و گام نخست را در اين زمينه برداشته است.

2- RUP چيست؟

با پيشرفت تكنولوژي‌هاي مرتبط با كامپيوتر، نياز هر چه بيشتر به گسترش علم نرم‌افزاري نيز احساس مي‌شد كه با پيدايش متدولوژيهاي همانند SSADM 2  و روش آبشاري3 (چيو 2000) ‎آغاز شد. در ابتدا، اين روشها مناسب بود و جوابگوي نيازهاي آن زمان بودند ولي با افزايش داده‌ها و پيدايش مفاهيمي همچون شبكه، وب و غيره ديگر كارآيي لازم را جهت پياده‌سازي و هدايت پروژه‌هاي نرم‌افزاري نداشتند. پس مفاهيم برنامه‌نويسي شيءگرا پا به عرصه وجود گذاشتند و در سال 1991 بطور جدي مورد مطالعه و بحث قرار گرفتند. استفاده از اين روشها و متدهاي برنامه‌نويسي، قدرت و انعطاف بسياري را به برنامه‌ها داد و شركتهاي نرم‌افزاري توانستند با كاهش هزينه‌ها و بهينه‌سازي كدهاي خود، نرم‌افزارهاي قويتري را به بازار عرضه كنند ولي اين روش جديد نيز نياز به مديريت و يكپارچگي داشت. پس روشها و متدولوژيهاي جديدي مطرح شد كه شامل Booch، OMT، OSE و ... مي‌باشند. در سال 2000 شركت Rational روشي را تحت عنوان RUP  مطرح ساخت (گروه كاسميك 2003ب) كه بعد از روش MSF شركت مايكروسافت به دنياي نرم‌افزار عرضه شد و امروزه از طرفداران بسياري برخوردار است. فرايند يكپارچه Rational در اصل يك متدولوژي است كه در جهت كنترل و انجام پروژه‌هاي نرم‌افزاري در نظر گرفته شده است. در اصل اين چارچوبي در جهت انجام صحيح و موفق پروژه‌هاي نرم‌افزاري مي‌باشد كه كليه مراحل انجام يك پروژه كه با معماري و آناليز سازمان شروع شده و به تست نرم‌افزار و ارائه Gold Release ختم مي‌شود را در بر مي‌گيرد (گروه كاسميك 2003 الف).

چرا RUP را يک فرايند يکپارچه مي‌گويند؟  به سه علت RUP را يكپارچه مي‌نامند:

  • اين متدولوژي از يكپارچه‌سازي سه متدولوژي معروف ديگر بوجود آمده است كه شامل Booch، OMT و OSE مي‌باشد.
  • از UML4 در جهت كارهاي خود استفاده مي‌كند. در واقع مي‌توان گفت UML خود ثمره RUP  مي‌باشد و اين خود بسيار خوب است كه متدولوژيي با خودش گسترش يابد (گروه كاسميك 2003الف). مفاهيمي از قبيل Object، Class و ... مفاهيم ساده و ثابتي هستند ولي قبلاً متدولوژيها علامتهاي خاصي داشتند كه اكنون همه آنها يكسان شده‌اند.
  • در داخل RUP يك چارچوب توليد نرم‌افزار است كه ما آنرا براي سازمان و پروژه خود بومي مي‌كنيم و مي‌توان گفت كه در واقع يك قالب فرايند5 است.

 

 مروري بر RUP و قابليت‌هاي آن در توليد نرم‌افزار

شكل 1 ساختار اصلي RUP را مشخص مي‌كند. اگر در بعد زمان به آن نگاه كنيم شامل 4 فاز مي‌باشد و اگر در هر لحظه به آن نگاه كنيم شامل 9 قالب خواهد بود.

 
شكل 1 - ساختار اصلي RUP
شکل 1. ساختار اصلي RUP

3- خصوصيات RUP چيست؟

  • RUP مبتني بر نوعي معماري است كه به اجزاء اصلي مي‌پردازد ولي طراحي به جزئيات نيز وارد مي‌شود. همچنين مي‌توان گفت معماري يكسري اجزا و ارتباط بين آنها است كه سيستم را مي‌سازد و ما را به سمت توسعه مؤلفه‌محور6 راهنمايي مي‌كند.
  • ويژگي Usecase Driven:  يكي از مشكلات OOA اين بود كه مي‌گفتند با هر روشي تبديل و كار كنند و بعد بتوان آنرا به شيءگرا تبديل كرد. يعني مثلاً پروژه SSADM را طراحي كرده و بعداً به شيءگرا تبديل نمود. ولي آن عقيده اشتباه بود و حتماً تحليل شيءگرا بايد صورت بگيرد. خصوصيت خوب شيءگرا كه در ديگر روشها نمي‌باشد اين است كه نوتاسيوني كه استفاده مي‌شود (بوچ، رامباق و جاكوبسون 1999) در همه مراحل يكي است يعني مفاهيمي از قبيل شيء، كلاس، روابط كلاسها و ... در تمامي مراحل يكي است. اهميتي كه Usecase Driven دارد اين است كه با زبان مشتري نوشته مي‌شود. مشتري مي‌تواند آنرا بفهمد و بسيار مناسب براي تشخيص نيازمنديهاي سيستم مي‌باشد. در بخش تحليل و طراحي از روي Usecaseها تحليل و طراحي انجام مي‌دهيم و مسائلي مانند مديريت پروژه نيز تحت تاثير Usecaseها هستند كه ما آنها را دسته‌بندي كرده و مديريت مي‌كنيم. همچنين راهنماهاي سيستم هم تحت تاثير Usecaseها (كراچتن 2000، 298) ايجاد مي‌شوند.
  • ويژگي Incremental: به معني آن است که پروژه بصورت چهار مرحله حلقه‌اي جلو مي‌رود ولي در هر مرحله چرخش يك دسته از Usecaseها كامل و آماده استفاده مي‌شود و كليه اين كارها در 9 جريان كار7 كه در شكل 1 مشخص شده بود، قابل مشاهده است.

4- ديدگاه اوليه درباره RUP

ديدگاهي كه RUP بر اساس آن طراحي شده، به گونه‌اي است كه محدوده وسيعي از اهداف را پوشش دهد تا ضمانت اجرايي جهت انطباق با موارد زير حاصل شود (كراچتن 2003):

  • ابعاد پروژه
  • حوزه كاربردي برنامه (سيستمهاي تجاري يا سيستمهاي فني)
  • زمينه‌هاي تجارت (توسعه خانگي، توسعه محصولات، فروشندگان نرم‌افزار مستقل، توسعه قراردادي).

 همانند هر ساختار پروسه‌ ديگري، RUP نيز روش سيستماتيكي را براي به دست آوردن، سازماندهي و ارائه راهكارهاي مهندسي نرم‌افزار در اختيارتان قرار مي‌دهد. RUP براي سازماندهي راهكارها، بر يك مدل پروسه‌ ساده و کاملاً زيربنايي استوار شده است كه توضيح اين امر در قالب چند مقاله يا كتاب نمي‌گنجد.

با اين وجود، ساختار پروسه مزبور را نمي‌توان به يك ظرف خالي تشبيه نمود. اين ساختار از قبل توسط حجم عظيمي از پروسه‌هاي راهكاري كه قبلاً در پانزده سال گذشته توسط مليت‌هاي مختلف تحصيل شده است و با شركت Rational ارتباط داشته‌‌اند (افرادي كه قبلاً اين شركت آنها را به خود جذب كرده و برخي از شركاي اين شركت نظير IBM ، HP و BEA (كراچتن 2003)) انباشته گرديده‌ است. RUP مجموعه محدود و بسته‌اي نيست كه به منظور كاربردهاي عمومي منتشر شده باشد و پاسخ يا راه‌حل تمامي مشكلات توسعه نرم‌افزاري را دربرگيرد؛ بلكه ساختار RUP ساختار بازي است كه به منظور استنتاج بايد شاخه‌هاي آنرا دنبال كنيد و اين ساختار سالانه دوبار روزآمد مي‌گردد. ساختار RUP تصفيه شده است و پشتيباني ابزاري و مندرجات آن نيز توسعه يافته‌اند.

از يك سو، گروه توسعه پروسه شركت Rational، امر به روز سازي محتويات RUP را همگام با مقتضيات فن‌آوري و بازخوردهايي كه كاربران اين ساختار ارائه مي‌دهند، به عهده دارند و از سوي ديگر شركاي متعدد اين شركت و افرادي كه RUP را براي استحصال و سازماندهي فرايندهاي راهكاري خود پذيرفته‌اند و از آن براي اهداف مربوط به خود استفاده مي‌كنند، ساختار ارائه شده توسط شركت Rational را تبليغ نموده و آنرا را تكميل مي‌كنند.

ساختار RUP پيرامون چند منطق ساده و مرتبط به هم سازمان‌دهي شده است:

  • RUP نقشهايي را تعريف مي‌كند كه بايد در پروسه وجود داشته باشد و بر مبناي آن، صلاحيتها، تخصصها و مسئوليتهاي افرادي كه بايد پيشرفت پروژه را محقق سازند، مشخص مي‌شود.
  • RUP كارهايي را كه هر يك از افراد بايد در عمل انجام دهند، به طور گام به گام تشريح مي‌كند.
  • اين عمليات با استفاده از ابزارهايي واقعي مانند مدل‌ها، كدها، اسناد و گزارشها اداره مي‌شوند.
  • در RUP به وفور با راهنماييهاي مربوط به نقش‌هايي كه افراد بايد به عهده بگيرند، فعاليتهايي كه بايد انجام شوند و مصنوعات مورد نياز برخورد خواهيد نمود كه در قالب خطوط راهنما، الگوها، مثالها و معلمهاي ابزاري ارائه مي‌شوند كه چگونگي به وقوع پيوستن دسته‌اي از فعاليتها توسط يك ابزار بخصوص را شرح مي‌دهند.
  • تمامي اين المانهاي توصيف پروسه در قالب سامانه‌هايي سازماندهي شده‌اند.

 

RUP مقدماتي نه سامانه، بيش از چهل نقش و صد محصول را تعريف مي‌كند و حاوي بيش از هزار صفحه راهنما است. همچنين مي‌توانيد به پروسه‌هاي الحاقي متعددي كه وظايف و مندرجات بيشتري را به RUP اضافه مي‌كند، دسترسي پيدا كنيد. برخي از منتقدين RUP آنرا پروسه‌اي بسيار سنگين تصور نموده و آنرا به كرگدني تشبيه مي‌كنند كه توان انجام تعداد نامحدودي عمل غير معمول را براي شما فراهم مي‌آورد؛ با اين وجود نگاه ما به RUP همانند لوح باشكوهي از معارف است كه مي‌توانيد آنچه را كه نياز داريد، از داخل آن برگزينيد.

 اجازه بدهيد مقايسه‌اي انجام دهيم. اگر فرهنگ لغات مناسبي از 800 لغت را انتخاب كرده باشيد، مي‌توانيد در خيلي از نقاط دنيا و در بسياري شرايط، گليم خود را از آب بيرون بكشيد؛ ولي با انتخاب فرهنگ لغات حجيمي چون Webster ، اولاً هيچ‌كس شما را مجبور به استفاده از لغاتي كه در فرهنگ لغات وجود دارد نمي‌كند، ثانياً مي‌توانيد سطح لغات محفوظي خود را براي انطباق با وضعيتهاي مختلف ارتقا ببخشيد و ثالثاً مي‌توانيد فرهنگ لغات خود را بهبود دهيد. فرهنگ لغت800 لغتي بايد فقط زيرمجموعه‌اي از يك فرهنگ لغات باشد.

5- انعطاف‌پذيري RUP و انطباق با آن

RUP يك اصل عقيدتي يا يك آيين مذهبي نيست. ساختار RUP ساختار خشكي نيست كه بخواهد همه چيز را براي توليد نرم‌افزار در قالب خود درآورد. نيازي نيست كه حداقل چهل نفر را براي تكميل پروسه‌اي كه چهل نقش در آن تعريف شده است، به خدمت بگيريد و نيازي نداريد كه بيش از صد محصول مختلف را پرورش دهيد. اگر سعي خود را به انجام اين كار معطوف سازيد، خيلي زود در معرض آشفتگي قرار خواهيد گرفت. اين المانها در RUP و در فرم الكترونيكي (كراچتن 2003) براي فراهم‌آوردن انعطاف‌پذيري مورد نياز براي انطباق با تقاضايي ارائه شده‌اند كه به شرايط محيطي كه درآن به سر مي‌بريد، بستگي دارد.

RUP تمرينات توليد نرم‌افزار ثابت شده فراواني را در بردارد. شركت Rational ميدان ديد بالايي را براي موارد زير، ارائه مي‌دهد:

  • توسعه مكرر
  • مدل‌سازي بصري
  • مديريت ملزومات تغييرات كنترل
  • بازبيني مداوم كيفيت
  • استفاده از معماري بر مبناي اجزا

 

همچنين URP بر مبناي ديگر اصول كليدي ديگري كه كمتر قابل مشاهده هستند و ساده‌تر به محاق فراموشي سپرده مي‌شوند،  استوار شده است كه فقط براي يادآوري اشاره‌اي به آنها مي‌نماييم (جنر 2002):

  • منحصراً آنچه را كه مورد نياز است، پرورش دهيد.
  • روي نتايج ارزشمند تمركز كنيد، نه روي چگونگي حصول نتايج
  • كاغذبازي را به حداقل برسانيد.
  • انعطاف‌پذير باشيد.
  • از اشتباهات خود عبرت بگيريد.
  • به طور منظم، مخاطرات محتمل را مورد بازبيني قرار دهيد.
  • براي پروسه موردنظر معيارهاي قابل اندازه‌گيري و علمي را بدون موضع‌گيري شخصي استوار كنيد.
  • از گروه‌هاي كوچك و توانمند استفاده كنيد.
  • طرحي را در ذهن داشته باشيد.

 

ذهنيت كليدي در سازگار شدن و سازگار كردن RUP قالب توسعه8 مي‌باشد. يك قالب توسعه نمونه‌اي از RUP است كه براي پروژه ويژه‌‌اي كه مد نظرتان است، مناسب باشد. با مراجعه به ساختار RUP به توضيح پروسه‌اي دست‌ مي‌يابيد كه موارد زير را تعريف نموده و شناسايي مي‌كند (جنر 2002):

  •  چه چيزي توسعه داده خواهد شد؟
  • به چه مصنوعاتي واقعاً نياز داريم؟
  • چه الگوهايي بايد مورد استفاده قرار بگيرند؟
  • كدام مصنوعات در حال حاضر وجود دارند؟
  • به چه نقش‌هايي نياز داريم؟
  • چه فعاليتهايي انجام خواهند شد؟
  • كدام خطوط راهنما، استانداردهاي پروژه و ابزارهايي مورد استفاده قرار خواهند گرفت؟

6- نتيجه گيري

از آنچه گذشت در مي‌يابيم اولاً در حال حاضر تنها روش توسعه نرم‌افزاري که مورد پذيرش در عرصه جهاني است، RUP مي‌باشد. ثانياً اين روش علاوه بر ساماندهي به فرايند توليد نرم‌افزار از دو بعد زمان و کيفيت، به لحاظ برخورداري از انعطاف‌پذيري بالا در صورت کاربرد و پياده سازي صحيح مي‌تواند سبب تسريع فرايند توليد و توسعه نرم‌افزار و تأمين کيفيت مورد نظر در نرم‌افزار گردد و نهايتاً اين که يکي از مهم ترين ويژگي‌هاي RUP اين است که قابليت توسعه و تغيير نرم‌افزار ها را بر اساس تغيير نيازهاي کاربران و نيز تغيير فناوري، از قبل پيش بيني نموده است.

مراجع


Booch, G., J. Rumbaugh and I. Jacobson. 1999. The Unified Modeling Language User Guide. Addison- Wesley.

COSMIC Group. 2003a. Valve Control System – Cosmic Group Case Study. École de technologie supérieure, Université du Québec, Montréal, Canada, January 25, 2003 version http://www.lrgl.uqam.ca/cosmic-ffp/casestudies/

COSMIC Group. 2003b. Rice Cooker – Cosmic Group Case Study. École de technologie supérieure, Université du Québec, Montréal, Canada, Janua ry 26, 2003 version http://www.lrgl.uqam.ca/cosmic-ffp/casestudies/

Jenner, M. 2002. Automation of Counting of Functional Size Using COSMIC-FFP in UML. 12th International Workshop on Software Measurement – IWSM 2002, Magdeburg, Germany, Oct. 7-9, 43-51.

Kruchten, P. 2000. The Rational Unified Process, an introduction. Addison Wesley.

Kruchten, P. 2003. The RUP platform. Montréal-SPIN . November, 33.

Schewe, K.D. 2000. UML: A Modern Dinosaur? A Critical Analysis of the Unified Modeling Language. Proc. 10th European-Japanese Conf. on Information Modeling and Knowledge Bases. Saariselk/Finland.

پي‌نوشت‌ها


1. Rational Unified Process

2. Structured System Analysis and Design Method

3. waterfall

4. Unified Modeling Language

5. Process Framework

6. Component Base Development (CBD)

7. workflow

8. Development case

ارسال شده توسط احمد محمدی | 30 11, 2013 | بازدید‌ها (1053)

مقدمه
امروزه با پیشرفت فناوری، سازمان ها به دنبال راه ها و ترفندهایی می گردند که بقایشان را در این عرصه تضمین کنند. سازمان ها می دانند که دیگر بقای آنها تنها در رسیدن به وضعیت سوددهی مداوم نیست و باید به دنبال رقابت و ابزار آن باشند. همچنین می دانند که کلید موفقیت در عصر اطلاعات، اتخاذ تصمیماتی است که بدون تناقض، بهتر و سریع تر در رقابت پیش دستی کند.
یک سازمان در طول حیاتش، داده ایجاد می کند. این داده معمولا پیرامون دارایی، بازاریابی، فروش، منابع انسانی، مدیریت ارتباط با مشتری و ... گروه بندی می شوند و هر بخش یک وظیفه جدا در شرکت انجام داده و داده های مرتبط به خود را جمع آوری می کند. این حقیقت سازمان ها را ملزم به جستجوی ابزارهایی برای تسهیل فرایند کسب اثربخش داده ها، پردازش و تحلیل وسیع آنها کرده است تا براساس آن پایه ای را برای کشف دانش جدید بنا نهند.
برای سالیان متوالی از سیستم های اطلاعات مدیریت موجود مانند:MIS,DSS,ES,EIS  استفاده می شد اما این سیستم ها قادر به ایجاد یکپارچگی میان داده های پراکنده و ناهمگن و شناسایی مناسب وابستگی های موجود میان داده های جدید نبودند. برای اینکه سازمان ها قادر به واکنش سریع در برابر تغییرات بازار باشند، نیاز به سیستم های اطلاعات مدیریتی دارند که بتوانند از سازمان و محیط آن تحلیل های علت و معلولی مختلف انجام دهند.
بنابراین سازمان ها برای حفظ بقا همزمان با پیشرفت فناوری، باید تسلط بر فناوری های جدیدی مانند هوش تجاری را در کسب وکارها یک الزام و ضرورتی اجتناب ناپذیر تلقی کنند. سیستم های هوش تجاری ابزاری را فراهم می کنند که بر اساس آن نیازهای اطلاعاتی سازمان به شکل مناسبی پاسخ داده شود.
تعریف هوش تجاری
تعاریف زیادی برای هوش تجاری وجود دارد، اما به طور کلی هوش تجاری به عنوان یک رویکرد جدید در معماری سازمانی مطرح شده است که این معماری بر اساس سرعت در تحلیل اطلاعات به مدیران جهت اتخاذ تصمیمات دقیق و هوشمند کسب و کار در حداقل زمان ممکن کمک می کند. هوش تجاری یک چارچوب کاری شامل فرایندها، ابزار و فناوری های مختلف است که برای تبدیل داده به اطلاعات و اطلاعات به دانش مورد نیاز هستند، که با استفاده از همین دانش مدیران قادر به تصمیم گیری بهتر می شوند و در نتیجه عملکرد سازمان خود را بهبود می بخشند.
با پياده سازي راهکارهاي هوش تجاري فاصله موجود بين مديران مياني و مديران ارشد از ديدگاه ارتباط اطلاعاتي از ميان خواهد رفت و اطلاعات مورد نياز مديران در هر سطح، در لحظه و با کيفيت بالا در اختيار آنها قرار خواهد گرفت. همچنين کارشناسان و تحليل گران مي توانند با استفاده از امکانات ساده، فعاليتهاي خود را بهبود بخشند و به نتايج بهتري دست پيدا نمايند.
احساس نیاز به وجود یک سیستم هوش تجاری در سازمان برای اولین بار در سطوح بالای مدیریتی احساس می شود و از بالای هرم ساختار سازمانی به بخش های زیرین منتقل می گردد. مهم ترین نیاز یک مدیر، تصمیم گیری است. فرآیند تصمیم گیری می تواند به سه بخش کلی تقسیم شود که عبارتند از:
۱) دسترسی، جمع آوری و پالایش داده ها و اطلاعات مورد نیاز.
۲) پردازش، تحلیل و نتیجه گیری براساس دانش.
۳) اعمال نتیجه و نظارت بر پیامد های اجرای آن.

در هر یک از موارد فوق، سازمان های قدیمی که از هوش تجاری استفاده نمی کنند، دارای مشکلاتی هستند که اغلب به دلیل حجیم بودن داده ها، پیچیدگی تحلیل ها و ناتوانی در ردگیری پیامدهای تصمیم گرفته شده، به وجود می آیند. هوش تجاری با کمک به حل مشکلات فوق، به دلیل ساختاری که در سازمان به وجود می آورد، خالق فرصت های جدیدی برای سازمان است.

مراحل هوش تجاری

اگر مراحل هوش تجاری را به صورت شکل زیر در نظر بگیریم، منابع داده در مرحله اول جمع آوری می شوند. این منابع می تواند داده های انواع پایگاه داده یا اطلاعات نرم افزارهای موجود را در بر بگیرد.
اطلاعات جمع آوری شده طی فرایند  ETLدر پایگاه داده تحلیلی یا همان انبار داده(Data Warehouse) بارگذاری می شود.
داده در پایگاه داده تحلیلی در بخش های مجزایی به نام داده گاه (Data Mart) قرار می گیرد.
در مرحله بعد هوش تجاری وارد عمل شده و روی اطلاعات طبقه بندی شده تجزیه و تحلیل انجام می دهد.
در نهایت اطلاعات جهت انتشار به ابزارهای سطح بالا تحویل داده می شود.

alt
alt

 

تکنیک های مورد استفاده در هوش تجاری
در عصری که زمان، کلید اصلی در تجارت است، شرکت ها به استفاده از ابزارهای اطلاعاتی روی آورده اند تا بتوانند اطلاعات مورد نظر را به سرعت از منابع استخراج کنند. هوش تجاری در امر تصمیم گیری در سطوح مختلف سازمان به ویژه سطوح مدیران ارشد با تحلیل اطلاعات و روش های پرس و جو تسهیلات زیادی را فراهم می کند که متداول ترین این روش ها به قرار زیر است:
▪ On-Line Analytical Processing (OLAP)
▪ On-Line Transaction Processing (OLTP)
▪ Data Warehousing (DW)
▪ Data Mining (DM)
▪ Intelligent Decision Support System (IDSS)
▪ Intelligent Agent (IA)
▪ Knowledge Management System (KMS)
▪ Supply Chain Management (SCM)
▪ Customer Relationship Management (CRM)
▪ Enterprise Resource Planning (ERP)
▪ Enterprise Information Management (EIM)

لازم به ذکر است، صرف وجود تمام این تکنیک ها در سطح سازمان بدون در نظر داشتن فرهنگ سازمان و رویکرد سیستمی موجود بین کارکنان نمی‌تواند اثبات کننده هوشمندی کسب و کار آن سازمان باشد.

نتیجه گیری
با توجه به رشد روزافزون سیستم‌های نرم‌افزاری و استفاده از برنامه‌های گوناگون در سازمان‌ها و شرکت‌ها، نیاز به یکپارچگی بین سیستم‌ها کاملا بدیهی است. در این راستا سیستم‌های هوش تجاری که بین نرم‌افزارهای موجود ارتباط برقرارکرده و داده‌های ذخیره‌شده در آنها را تحلیل می‌کنند، در حال گسترش است. این سیستم‌ها با دسترسی به اطلاعات موجود در منابع داده به یکپارچگی لازم بین نرم‌افزارها دست پیدا می‌کنند.
در حال حاضر مدیران سازمان‌ها برای انجام کارهای روزانه نیاز به بررسی نرم‌افزارهای مختلف دارند، در صورتی که اگر از سیستم‌های هوش تجاری استفاده شود تنها با یک کارتابل مشترک می‌توان به نرم‌افزارهای مختلف دسترسی داشت. در صورت استفاده از سیستم هوش تجاری در سازمان‌ها و شرکت‌ها تمام کارهای روزانه کارمندان در پرتال انجام می‌شود و نیازی به بررسی جداگانه صندوق ورودی، نرم‌افزارهای مختلف، کار با فایل‌های مجزا و... نیست، با استفاده از این سیستم‌ها تمام نیاز کاربران در پرتال برآورده می‌شود.
در صورتی که تا چند سال آینده بتوانیم از این سیستم در سازمان‌ها استفاده کنیم، گام بزرگی در بهبود عملکرد سازمان‌ها برداشته‌ایم.

ارسال شده توسط احمد محمدی | 30 11, 2013 | بازدید‌ها (1371)

مفهوم هوش تجاري Business Intelligence

مفهوم هوش تجاري به دنبال نارسائيهاي مباحث سيستم‌هاي اطلاعاتي مديريت مطرح گرديد. سيستم‌هاي اطلاعات مديريت تنها در سطح تئوريک رشد کردند و هرگز نتوانستند در عمل پاسخگوي نياز سازمانها باشند. هوش تجاري مجموعه تواناييها، تکنولوژي ها، ابزارها و راهکارهايي است که به درک بهتر مديران از شرايط کسب و کار کمک مي نمايد. ابزارهاي هوش تجاري، ديدگاه هايي از شرايط گذشته، حال و آينده را در اختيار افراد قرار مي دهند. با پياده سازي راهکارهاي هوش تجاري فاصله موجود بين مديران مياني و مديران ارشد از ديدگاه ارتباط اطلاعاتي از ميان خواهد رفت و اطلاعات مورد نياز مديران در هر سطح، در لحظه و با کيفيت بالا در اختيار آنها قرار خواهد گرفت. همچنين کارشناسان و تحليل گران مي تواند با استفاده از امکانات ساده، فعاليتهاي خود را بهبود بخشند و به نتايج بهتري دست پيدا نمايند.

ابزارهای توسعه هوش تجاری

توسعه فناوری اطلاعات در سازمانها وابستگی زیادی به روند توسعه ابزارهای ارائه شده دارد و هرچه سازمان در انتخاب ابزار مورد نظر خود دقت بیشتری انجام دهد، نیازمندیهای سازمانی را بگونه شایسته تری پاسخگو خواهد بود و کاربران با مشکلات کمتری مواجه میگردند . به همین علت انتخاب ابزار جزء چالشهای اکثر پروژه های نرم افزاری در سازمانها است و عوامل متعددی مانند میزان تجربه سازمان در استفاده از یک ابزار خاص ، قیمت ابزار مورد نظر و یا میزان پشتیبانی شرکت ارائه دهنده ابزار در انتخاب آن دخیل هستند.

ابزارهای هوش تجاری در مقایسه با ابزارهای توسعه برنامه های کاربردی جوانتر هستند در نتیجه براساس نیاز کاربران و تغییرات سازمانها، آنها نیز دستخوش تغییر و تحول میشوند، علاوه بر آن تعداد شرکتهایی که تجربه استفاده از یک ابزار خاص را دارند زیاد نیست، این دلائل باعث میگردد متقاضیان استقرار هوش تجاری با چالشهای متعددی در این زمینه مواجه گردند.

استقرار هوش تجاری به دلیل ماهیت متفاوت آن با نرم افزارهای کاربردی، وابستگی ویژه ای به ابزارهای توسعه دارد. چراکه :
- در سیستمهای عملیاتی فرآیندهای جاری سازمان به صورت مکانیزه انجام میگیرد و طول زمانی پروژه معمولا در حد سال میباشد ، ولی پروژه های هوش تجاری به دلیل اینکه به روند تصمیم گیری در سازمان کمک میکنند، سرعت توسعه آنها اهمیت ویژه ای دارد و توسعه آنها افزایشی (Incremental) و در بازه های زمانی 3 یا 4 ماهه صورت میگیرد.
- واسط کاربر (User Interface) در سیستمهای عملیاتی فرمهایی است که طراحی آنها پیچیده نیست ولی در پروژه های هوش تجاری خروجی اصلی، گزارشات و داشبوردهایی است که داده ها را ساماندهی و تحلیل میکند، به همین دلیل طراحی اینگونه داشبوردها به سادگی امکان پذیر نیست و استفاده از ابزار در طراحی واسط کاربر روند توسعه سیستم را سرعت و کیفیت زیادی میبخشد.

ابزارهای موجود در هوش تجاری به دو گروه تقسیم بندی میشوند :
- ابزارهایی که در پشت صحنه (Back End) به کمک تیم پروژه می آیند و در طراحی انبار داده و انجام فرآیند ETL(Extract, Transform, Lod) نقش خود را ایفا میکنند .
- ابزارهای که در روی صحنه (Front End) هستند و جهت طراحی گزارشات و داشبوردها امکانات خود را ارائه میدهند . این بخش را واسط کاربر (User Interface) نیز میگویند.

ارتباط بین Front End and Back End

ارتباط ایندو ابزار بدین صورت است که واسط کاربر مدل داده ای و جداول داده های تولید شده توسط ابزار Back End را دریافت میکند و کاربر میتواند توسط امکانات طراحی موجود در آن گزارشات و داشبوردهای مورد نظر خود را ایجاد کند.

نکات مهم در انتخاب ابزار هوش تجاري

فروشنده های (Vendor) مختلفی وجود دارند که برخی صرفا ابزارهای یک گروه و برخی هردو گروه را ارائه میدهند . نکته مهمی که سازمانها میبایستی به آن توجه کنند اینست که نحوه تعامل ایندو گروه ابزار با یکدیگر مسئله بسیار مهمی است. واسط کاربر میبایستی بتواند مدل داده ای طراحی شده در Back End را شناسائی کند تا نیاز نباشد طراحی مجدد در این قسمت انجام شود. این مسئله نیازمند تسلط تیم انتخاب کننده ابزار به مفاهیم مدل داده ای (Data Modeling) در هوش تجاری و انبار داده است که میتوانید جهت آشنائی با آن به بخش آموزش انبار داده سایت پارس مدیر مراجعه نمائيد. معماری ابزارهای توسعه هوش تجاری نکته مهم دیگری است که هنگام انتخاب میبایستی به آن توجه ویژه ای گردد.

شرکتهای مطرح ارائه دهنده ابزارهای هوش تجاری

شركت هاي Microsoft ، oracle ، SAP ، IBM جزء شرکتهای مطرح ارائه دهنده راه حل (Solution) و ابزارهای هوش تجاری میباشند. طبق دسته بندی گروه گارتنر (Gartner Group) در February 2013 پلتفرمهای توسعه هوش تجاری به شکل زیر طبقه بندی میشوند :

شركت هاي هوش تجاري

ارسال شده توسط احمد محمدی | 30 11, 2013 | بازدید‌ها (999)

پنج کليد موفقيت هوش تجاری
هوش تجاري در حال گسترش است. به همان نسبت که تقاضا براي پياده‌سازي هوش تجاري در سازمان‌ها و کسب و کارهاي گوناگون رشد مي‌کند، مفاهيم و سيستم‌هاي هوش تجاري توسعه مي‌يابند.
اما سوال اين است که آيا صرف وجود ابزارهاي قوي و متنوع مي‌تواند موفقيت يک سازمان را در دست‌يابي به هوش تجاري تضمين نمايد؟ در اين مقاله با نگاهي دوباره به تعاريف هوش تجاري از نگاه متخصصين، پنج راهکار و نکته را براي موفقيت در دست‌يابي به هوش تجاري ذکر مي‌کنيم.
نگاهي به تعاريف هوش تجاري:
 
1. کتاب «هوش تجاري: داده کاوي و بهينه‌سازي براي تصميم‌گيري» :
شايد بتوان هوش تجاري را اين گونه تعريف کرد: يک مجموعه از مدل‌هاي رياضي و روش‌هاي تحليلي که با بهره برداري از داده‌هاي موجود، اطلاعات و دانش مفيد براي فرآيندهاي پيچيده‌ي تصميم‌گيري، توليد مي‌کنند.
2. کتاب «هوش تجاري در مایکروسافت SharePoint 2010» :
بر اساس نظر استفان کاوي در کتاب هفت خصلت مردمان مؤثر، هواپيمايي که از بوستون به مقصد لس‌آنجلس به پرواز در مي‌آيد، با اين‌که در 90 درصد مواقع از مسير پرواز خارج مي‌شود، در نهايت در لس‌آنجلس به زمين مي‌نشيند و اين به لطف سيستم پرواز است، که با نظارت بر پرواز و ارائه فيدبک مناسب مسير درست را نشان مي‌دهد.
همانند يک پرواز اگر سازمان به درستي هدايت نشود، در 90 درصد مواقع از مسير خود منحرف مي‌گردد.. بيشتر سازمان‌ها يک هدف يا مقصد دارند و براي درک وضعيت خود از وسايل و يا ابزارهاي اندازه‌گيري بهره مي‌برند، تا گذشته و حال خود را نظارت و تحليل نمايند و آينده را پيش‌بيني کنند.
اين ابزارها بينش اطلاعاتي لازم را که مدير براي ايجاد تغيير و يا اصلاح مسير نياز دارد در اختيارش قرار مي‌دهند. اين بينش در شکل گزارش‌ها، کارت‌هاي امتيازي، شاخص‌هاي کليدي عملکرد، داشبوردها و ساير ابزارهاي اطلاعاتي در اختيار مدير قرار مي‌گيرد. اين ابزارها به يک سازمان کمک مي‌کنند تا رابطه بين کسب و کارشان و استراتژي‌ها و اولويت‌هاي مهم خود را ببينند.
تصميم‌گيرندگان دوست دارند تا از تجربه بصري داشبوردها استفاده کنند تا احساس کنند که راننده سازمان خود به سمت مقصدش هستند. خوشبختانه هواپيماها در رسيدن به مقصد، از سازمان‌ها موفق‌ترند. اين موفقيت مديون ابزارهاي اندازه‌گيري دقيق و علمي آن ‌هاست. در طول ساليان دراز، وضعيت هوايي و ساير متغيرهايي که پرواز را تحت تأثير مستقيم قرار مي‌دهند و در ابتدا غير قابل سنجش تصور مي‌شدند، به صورت فزآينده‌اي قابل اندازه‌گيري شده‌اند. ابزارهاي جديدِ هواپيما به خلبانان مختصات دقيق مکاني را مي‌دهند
اکنون براي کسب و کارها نيزشرايط يکساني رخ داده است، داگلاس هابارد در کتاب خود با عنوان «چگونه همه چيز را اندازه بگيريم» ليستي از مواردي را که قبلا غير قابل اندازه‌گيري تصور مي‌شد ولي اکنون قابل اندازه‌گيري است ذکر مي‌کند، مانند:
  1. انعطاف برای ایجاد محصولات جدید
  2. اثربخشی مدیریت
  3. بهره‌وری تحقیقات
  4. خطر ورشکستگی
  5. کیفیت
4. کتاب «ارائه هوش تجاري» :
هوش تجاري، تحويل اطلاعات مفيد و دقيق، به تصميم‌گيرندگان مرتبط، در بازه زماني لازم، به منظور کمک به اخذ تصميمات مؤثر است.
5. کتاب «راهکارهاي هوش تجاريزيرکانه با مایکروسافت SQL 2008» :
هوش تجاري به شکل‌هاي گوناگون تعريف شده است. بعضي از ارائه کنندگان طوري هوش تجاري را تعريف مي‌کنند که محصولشان را در بهترين موقعيت قرار دهد. گاهي هوش تجاري را به عنوان يک ابزار گزارش گيري مؤثر معرف مي‌کنند ولي با امکاناتي که در SQL 2008 تعبيه شده است. هوش تجاري فراتر از يک سيستم گزارش ساز است. با توجه به اهداف اين کتاب ما تعريف مایکروسافت را مد نظر قرار مي‌دهيم:
راهکارهاي هوش تجاري، عبارتند از ذخيره‌سازي و ارايه مؤثر داده‌هاي سازماني کليدي به شکلي که کاربران مجاز بتوانند به سرعت و به راحتي به آن دسترسي يافته و آن را تفسير کنند.
پنج کليد براي موفقيت:
 
1. کمي سازي و اندازه‌گيري
چنانکه در دل تمامي تعاريف فوق نهفته است. يکي از کليدهاي موفقيت در هوش تجاري کمي سازي و اندازه‌گيري است. ما زماني مي‌توانيم اطلاعاتي در خصوص عملکرد سازمان توليدکنيم، که پيش از آن اطلاعات به صورتي کمي و قابل اندازه‌گيري تعريف شده باشند. به عنوان مثال فرض کنيد که ما مي‌خواهيم ميزان رضايتمندي مشتريان را از محصولات يک کارخانه مورد ارزيابي قرار دهيم. اگر نتوانيم قبل از هر کاري شيوه‌اي را براي ارزيابي اين مفهوم و کمي کردن آن تعريف کنيم، امکان سنجش آن به صورت سيستماتيک ميسر نخواهد بود.
شايد تصور اين باشد که بعضي از کارها قابل اندازه‌گيري نيستند. اما تجربه بشر نشان داده‌ است که همواره مي‌توان راهکارهايي را براي سنجش و کمي‌سازي پيدا کرد. شايد اولين باري که انسان موفق به ساخت هواپيما شد، فکر نمي‌کرد که بتواند شرايط جوي، ارتفاع و مکان را به شکلي کمي در اختيار خلبان قرار دهد. اما امروز شاهديم که با توليد ابزارهاي مختلف، امکان بررسي دقيق اين پارامترها مهيا شده است و تمامي آن‌ها کمي شده‌اند. در کسب و کارهاي مختلف نيز مي‌توان با مطالعه، تحقيق و بررسي تجارب مشابه، راهکارهاي علمي و دقيقي براي سنجش کليه وجوه عملکردي سازمان پيدا کرد.
2. هدف گذاري
هدف گذاري براي کسب و کار، و يا سازمان، گام بلندي در راستاي تحقق هوش تجاري است. زماني که شما توانستيد عملکردهاي خود را اندازه‌گيري کنيد و نتايج آن را مشاهده نماييد. گام بعدي بهبود اين عملکرد است. اين بهبود زماني معنا دارد که شما بتوانيد هدف درستي را براي آن مشخص کنيد تا ابزارهاي هوش تجاري، روند حرکت شما را به سمت هدف و يا دور شدن شما را از اهداف اندازه‌گيري کنند و دانش توليد شده را در قالب‌هاي گوناگون به شما ارائه نمايند.
هدف گذاري، در کنار ابزارهاي هوش تجاري، انگيزه حرکت و تحول را در سازمان ايجاد مي‌کند و از آنجايي که به کمک ابزارهاي هوش تجاري روند حرکت افراد تحت نظر است. کارکنان انگيزه بالايي خواهند داشت تا خود را نشان دهند و مورد تشويق مديراني که به دقت عملکردشان را نظارت مي‌کنند قرار بگيرند.
3. استفاده از دانش نهفته در سازمان و نيروي مشارکت
ابزارهاي هوش تجاري زماني به بهترين موفقيت مي‌رسند که دانش مربوط به حوزه کسب و کار به دقت در اجزاي آن حضور داشته باشد. دانش سازمان و حوزه کسب و کار در درون سازمان نهفته است و زماني مي‌توان اين دانش را در حد اعلي خود در اختيار گرفت که تمامي افراد سازمان در شکل‌گيري آن سهيم باشند. به همين دليل پيشنهاد مي‌شود که براي پياده‌سازي هوش تجاري از تمامي افراد بهره ببريد و از کمک همه در تعريف شاخص‌ها و تعيين اهداف و وزن‌ها استفاده کنيد. سامانه پويش با ايجاد فرآيند توليد شاخص، گامي بزرگ را در اين حوزه برداشته است. در اين سامانه شاخص‌ها در يک فرآيند تولي دمي‌گردند فرآيندي که تمامي افراد مي‌توانند در آن سهيم گردند و شاخص‌ها با يک نگاه جمعي و با مشارکت حداکثري به وجود آيند. علاوه بر اين سامانه پويش با ايجاد داشبوردهاي اختصاصي براي افراد گوناگون، دسترسي افراد را به اطلاعات مورد نيازشان تسهيل نموده است.
4. نگاه جامع
زماني مي‌توانيم هوش تجاري را به شکلي موفق در سازمان پياده کنيم، که نگاه جامعي به تمامي بخش‌ها داشته باشيم و تلاش کنيم که کليه فرآيندها و عملکردهاي کليدي سازمان تحت پوشش سامانه هوش تجاري ما قرار گيرند. تنها در اين صورت است که مي‌توانيم ارزيابي جامعي از وضعيت سازمان در اختيار داشته باشيم.
در صورت وجود نقص در سامانه هوش تجاري ارزيابي ما با واقعيت سازمان هماهنگ نخواهد بود و ممکن است اطلاعات ما را فريب دهد. به همين علت بايد تلاش کنيم تا نگاهمان جامع باشد و به چند حيطه محدود نگردد.
 
5. بازنگري مداوم
براي زنده نگه داشتن سيستم ضرورت دارد تا به صورت مداوم به بررسي فعاليت‌هاي انجام شده و مطابقت آن با واقعيت سازمان بپردازيم و با برگزاري جلسات مؤثر نواقص موجود را برطرف سازيم.
ممکن است روش‌هاي کمي‌سازي نياز به بازنگري داشته باشند و يا اهداف تعيين شده به مرور زمان و با توجه به شرايط نياز به تغيير داشته باشند.
زماني موفقيت ما روز افزون خواهد بود که به اين اصل کليدي توجه کافي داشته باشيم.
سامانه پويش با ايجاد واسط‌هاي کاربري ساده امکان تغيير و اصلاح پارامترهاي گوناگون هوش تجاري را فراهم نموده است.
ارسال شده توسط احمد محمدی | 29 11, 2013 | بازدید‌ها (1004)
بررسی ERPهای متن‌باز

سید فرزین فیروزآبادی
معاون نظارت و ارزیابی مرکز مدیریت آمار و فناوری اطلاعات وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی
farzinfirouzabadi@yahoo.com

کلمات کلیدی
سیستم‌های متن‌باز برنامه‌ریزی منابع سازمان Open Source Enterprise Resource Planning Systems

چكیده
سیستمهای ERP متن‌باز، اغلب برای شركتهایی طراحی شده‌اند كه نمی توانند نیاز‌های خود را با نرم افزارهای استاندارد برطرف نمایند. همچنین سازمانهایی كه نیازمند انطباق مداوم نرم افزار با مراحل تغییر و نیازهایشان هستند به نرم‌افزارهای متن‌باز روی می‌آورند.
غالبا شرکتهای کوچک و متوسط به حوزه ERP های متن باز وارد می‌شوند، علت اصلی این امر نیز ناتوانی مالی این شرکتها در استفاده از ERP های تجاری است. گزارش فوق پس از بررسی معیارهای مختلف ارزیابی ERPهای متن باز، و شناسایی حوزه بررسی این نرم‌افزارها در اینترنت، و شناخت و رده‌بندی ERP های متن‌باز، 3 راه‌حل برتر در این حوزه را معرفی می‌نماید.
تعریف سیستم ERP
ERP ( سیستم برنامه ریزی منابع سازمان )، تلاشی است برای ایجاد محصول جامعی كه اكثر عملیاتها را در یك شركت مدیریت نماید. تفاوت سیستمهای ERP، این است كه آنها تمامی وظیفه‌مندی‌ها را جمع مینمایند تا یك سیستم واحد یكپارچه، بجای گروهی از سیستمهای مجزا با كاربردهای غیر مستقل بسازند.
تعریف متن‌باز
در این گزارش، تعریف متن‌باز از Open source initiative (OSI) اتخاذ شده است. بر طبق OSI، نرم‌افزار متن‌باز یعنی نرم‌افزاری كه باید با شرایط زیر ( به صورت مختصر ) مطابقت نماید :
1- توزیع مجدد رایگان، شامل فروش یا استفاده بدون دریافت دستمزد
2- كد مبداء باید به صورت خواندنی قابل دسترس باشد .
3- كار مشتق شده از آن، نیز باید تحت همان شرایط مجوز استفاده باشند .
4- انسجام كد مبداء نویسنده ( ممكن است مجوزها درخواست نمایند كه تغییرات فقط به صورت ترمیمی -Patch- مجددا توزیع گردند و در منبع کد تغییری اعمال نشود. )
5- بین اشخاص و گروهها تفاوتی نباشد .
6- بین بخشهای كار تفاوتی نباشد.
7- توزیع مجوز ( مجوز به تمامی كسانی داده میشود كه از نرم‌افزار استفاده خواهند کرد)
8- مجوز نباید خاص یك محصول باشد .
9- مجوز نباید دیگر نرم افزارها را محدود نماید .
10- مجوز باید تكنولوژی بی طرف باشد .
تعیین معیارهای مختلف ارزیابی ERP های متن‌باز
توماس هرزوگ در گزارشی، 5 معیار اصلی برای ارزیابی ERP های متن‌باز معرفی کرده‌است که عبارتند از:
1- مناسب‌بودن از لحاظ کارکردی (Functional Fit)
2- انعطاف‌پذیری (Flexibility)، شامل شاخص‌های:
• سفارشی‌سازی
• ارتقاء انعطاف‌پذیر
• چند‌زبانی – میزان بین المللی بودن
• راحت‌بودن کاربر با آن
• معماری
• مقیاس‌پذیری
• امنیت
• اینترفیس‌ها
• وابسته‌نبودن به سیستم عامل
• وابسته‌نبودن به پایگاه داده
• زبان برنامه‌نویسی
3- پشتیبانی (Support) شامل شاخص‌های:
• زیرساخت پشتیبانی
• آموزش
• مستندسازی
4- تداوم (Continuity) شامل شاخص‌های:
• ساختار پروژه
• فعالیت انجمن‌ها
• شفافیت
• نرخ بروزرسانی
5- تکامل (Maturity) شامل شاخص‌های:
• میزان توسعه
• سایت‌های مرجع
هزینه های نهایی برای سیستم ERP بسیار مهم هستند. این هزینه‌ها عبارتند از هزینه‌های مشورت، تحلیل، مجوز، اجرا، سفارشی کردن، نگهداری، آموزش، ترکیب، پشتیبانی، ارتقاء و انطباق مداوم با فرایندها. تمامی معیارهای ارزیابی مطرح شده تأثیر هزینه ای دارند.
به عنوان مثال مناسب بودن از لحاظ کارکردی، بیانگر میزان سفارشی کردن و توسعه های اضافی مورد نیاز برای تناسب نزدیک با پروسه‌های مورد نظر است. انعطاف پذیری نشانگر فرصتها و امکاناتی است که شکاف میان کارکردها را می پوشاند و هزینه سفارشی کردن را کاهش می‌دهد.
پشتیبانی نشان می‌دهد که انتقال دانش برای اجرا و عملیاتی کردن سیستم فراهم است. تداوم، حمایت پروژه و استقلال سیستم را نشان می‌دهد. تکامل، خطرات انتخاب سیستم با کیفیت نامناسب را متذکر می سازد که مثلا این سیستم فعلا آماده عملیاتی شدن نیست.
مباحث مرتبط با مجوز (Licence) در اینجا نیامده است در حالیکه نوع مجوز نیز یکی از معیارهای اصلی در انتخاب نرم‌افزار متن‌باز است.
مناسب بودن از لحاظ کارکردی
مناسب بودن از لحاظ کارکردی (تناسب تابعی) برای دیدگاه شرکت و عاملیت برای دیدگاه سیستم ERP مورد استفاده قرار می گیرد. هر چقدر تناسب بیشتر باشد، هزینه های سفارشی کردن و اجرا کمتر می‌شود. تناسب تابعی تأثیر زیادی بر هزینه نهایی و زمان اجرا دارد. چون که شرایط تابعی بر اساس بخشهای کاری تغییر می کند، روش اصولی برای اندازه گیری تناسب تابعی وجود ندارد. تعداد جداول پایگاه داده ها به عنوان یک شاخص قابل اندازه گیری میزان عاملیت یک سیستم ERP مطرح شده است، با این فرض که ساختار داده به خوبی طراحی شده است.
انعطاف پذیری
انعطاف پذیری باعث می‌شود که بتوان هزینه‌های سفارشی سازی را کاهش داد. جدا از امکان تطابق سیستم با پروسه‌های تجاری مطلوب، انعطاف پذیری همچنین بر مسائل سهولت کار و اجرا و استقلال پایگاه داده دلالت دارد. انعطاف پذیری در مورد مفاهیم فنی و طراحی نرم افزاری سیستم است. یک سیستم ERP انعطاف پذیر معیارهای زیر را دارا می باشد:
سفارشی سازی
سطح بالای سفارشی‌کردن از طریق ویرایش متا‌دیتا، به این معناست که سیستم از طریق ویرایش سفارشی می‌گردد و اطلاعات به سهولت به جای رمز گذاری سطح پایین در یک زبان برنامه نویسی، قابل درک و خواندن هستند. متخصص باید بتواند سیستم را بدون داشتن اطلاعات ریز برنامه نویسی، سفارشی نماید. هدف، کاهش حجم یادگیری به هنگام ایجاد امکانات قدرتمند برای نظارت بر محدوده گسترده مشکلات است. امکانات سفارشی کردن سطح بالا و قدرتمند، عامل بهره‌وری مهمی برای کاهش زمان اجرا را بدست می‌دهد و باعث انطباق مداوم پروسه‌ها می‌گردد.
سفارشی کردن سطح پایین، نیز بسیار مهم بوده و به عنوان چارچوب کاربردی استفاده می‌گردد. برای طراحانی که خواهان تفحص بیشتر در جزئیات هستند و انعطاف پذیری بیشتری نیاز دارند، سیستم باید به عنوان یک چارچوب برای توسعه کاربردی قابل استفاده باشد. در اینجا سیستم ERP معماری نرم افزار را مشخص می نماید و باعث تطابق عاملهای سفارشی می‌گردد. این کد سفارشی باید مطابق مشخصات API چارچوب باشد. کدنویسی، سفارشی کردن سطح پایین نامیده می‌شود.
ارتقاء انعطاف پذیر در صورتی که سیستم سفارشی کردن به وسیله متا دیتا و کد سفارشی به صورتی که بر مبنای چارچوب باشد را برآورده نماید، بایستی ایجاد روش ارتقاء بدون اثر روی سفارشی کردنها را نیز ممکن سازد.
چندزبانی
آسانترین شکل بین المللی کردن، ایجاد ترجمه هایی برای کاربر و روشهای حسابداری محلی است. زبان بر اساس سطح کاربر انتخاب می‌شود. می توانید بین ترجمه آسان بخشهای دستیابی رابط گرافیکی کاربران (GUI) (شکل منوها، برچسب‌ها و ...) و ترجمه بخشهای پویای GUI (مثل وضعیتهای جریان کار) و محتوی (مثل تعریف محصول) تفاوت قائل شوید. اغلب احتیاجات ملی قانونی، مخصوصاً در حسابداری خواستار جریان کار سفارشی یا منطق تجارت هستند. این به این معناست که تسهیلات سفارشی کردن خوب یک پیش شرط برای بین المللی کردن هستند.
برای سیستمهای ERP متن‌باز، حتی آسانترین آنها که فقط کاربرد محلی دارد، داشتن انعطاف پذیری جهت پشتیبانی از خیلی کشورها برای دستیابی به کاربران بین المللی و کاهش ریسک چند شاخه شدن پروژه به دلیل پشتیبانی محدود بین‌المللی خیلی مهم است. چند شاخه شدن پروژه یعنی انشعاب پایگاه کد که منجر به دو پروژه مجزا و در نتیجه چند تکه شدن انجمن نرم افزاری و کاهش همکاری می‌گردد. پشتیبانی چند سایت دلالت بر خدمات رسانی به چندین سایت توزیع شده بین المللی از طریق کاربرد حسابداری متفاوت و تدابیر هزینه ای در یک سیستم ERP دارد.
برای مدیریت سایت و عاملیت مشخص ملی، سیستم ERP باید اجازه تعمیم عاملیت مشترک را بدهد. سایتها می توانند از طریق یک سیستم مرکزی خدمات رسانی شوند که اتصال معتبر به تمامی سایتها یا سیستمهای توزیع و همگام شده داشته باشد.
راحت‌بودن کاربر با سیستم
رابط کاربر باید بر اساس اطلاعات مورد نیاز کار طراحی شود. یک کار آسان به گذر از میان صفحات زیاد نیاز ندارد. انطباق سیستم ERP با پروسه ها، بخشی از سفارشی کردن است. میانبرهای کیبرد برای کارهای معمولی باید ایجاد گردند. بعضی از سیستمهای ERP فقط چند مؤلفه رابط گرافیکی میان کاربران (GUI) را پشتیبانی می‌کنند. مساعدت کاربر، با امکانات سفارشی کردن، پذیرش کاربر، هزینه های آموزش و هزینه‌های عملیات مرتبط است.
معماری
انتخاب معماری، برای اکثر فاکتورهای انعطاف پذیری مهم است. راه حلهای متن‌باز، معماریهای 2-tire و 3-tire دارند. معماری 2-tire یا سرویس دهنده / سرویس گیرنده مرکب از یک سرویس گیرنده fat شامل GUI و منطق کسب و کار است، که مستقیماً با پایگاه داده ارتباط دارد. در معماری 3- tire، کلاینت فقط در قبال GUI و اعتبار داده مسئول است. تمامی منطق در Application Server است. پایگاه داده مسئول ذخیره اطلاعات به صورت ماندگار است. معمولاً در مورد معماری 3- tire، سرویس گیرنده "thin" یک web browser است و سرور کاربردی یک سرور کاربردی اینترنتی است.
مقیاس‌پذیری
سیستم باید حجم معاملات بالا را با زمانهای پاسخگویی ثابت پشتیبانی نماید. مقیاس‌پذیری بیشتر به معماری و سپس به سرور کاربردی و تکنولوژی مورد استفاده پایگاه داده وابسته است.
امنیت
مکانیسم های امنیتی کاربر یا role – based، به تعریف سطوح مختلف حقوق دستیابی منجر می‌گردد. کاربران مجازند که تنها اطلاعاتی را که برای کارشان مورد نیاز است ببینند و تغییر دهند.
granularity بر روی فرم، فیلد و سطح ردیف مشخص می‌گردد. امنیت در سطح سطر داده، دستیابی به داده ها را محدود کرده و کنترل بیشتر روی آن را امکان‌پذیر می‌سازد. به عنوان مثال، یک کاربر فقط می تواند معاملات مربوطه را که خود مسئول آنهاست ببیند.
اینترفیس‌ها
رابط یک مرز ارتباطی سیستم ERP است. این رابط ها برای ارتباط سیستم ERP با دیگر سیستمها یا تبادل اطلاعات استفاده می شوند.
وابسته نبودن به سیستم عامل
استقلال سیستم عامل، به شما اجازه می دهد تا سیستم ERP را بر روی پایگاه‌های مختلف اجرا نمایید. این یک ویژگی لازم برای سرویس گیرنده جانبی است، در صورتیکه کاربران، سیستم های عامل متفاوتی داشته باشند.
وابسته نبودن به پایگاه داده
پایگاه داده تأثیر زیادی بر مقیاس‌پذیری سیستم دارد. بعضی ها، پایگاه‌های داده متن‌باز را به سیستم های ERP متن‌باز ترجیح می‌دهند. یک رابطه جایگزینی بین استقلال پایگاه داده و ویژگیهای پایگاه داده، مخصوصاً ویژگیهای رابطه ای موضوعی به کار گرفته شده وجود دارد. استقلال بالای پایگاه داده دلالت بر کاربرد ویژگی مشترک حداقل دارد که توسط تمامی پایگاه داده های پشتیبانی شده ایجاد می‌گردد. بعضی از ویژگیهای از دست رفته در زمان استقلال را می توان به وسیله سرور کاربردی ایجاد نمود.
زبان برنامه نویسی
زبان می تواند معیاری برای استفاده از مهارتهای موجود برای دو سطح سفارشی کردن باشد.
زبانهای برنامه نویسی متعلق به سیستم های ERP انتخابی، زبانهای Open Source Scripting (Python) , Perl و جاوا هستند. Python به خاطر قابلیت قابل خواندن، گرامر دقیق و عامل یابی مجدد غیر قابل انتقال، شناخته شده است. Perl به صورت گسترده استفاده می‌شود، اما به تنظیم بیشتر طراح برای گرفتن کد قابل خدمات رسانی محتاج است.
Java یک پشتیبانی صنعتی قوی دارد و خیلی از ابزارهای مهندسی نرم افزار برای آن موجود هستند. شمردن خطوط که برای عاملیت به دلایل زیر یک شاخص بد به حساب می آید: زبانهای Scirpting سطح بالا، به خطوط کمتر کد نیاز دارند. رویکردهای طراحی بر اساس متادیتا انعطاف پذیر نیز، به خطوط کمتر کد نیاز دارند و متادیتا می تواند در کد برنامه نویسی و یا به صورت خارجی مشخص گردد.
پشتیبانی
پشتیبانی به خاطر انتقال دانش به شرکت، باعث کاهش زمان اجرا و عملیاتی شدن سیستم در سازمان می‌گردد.
پشتیبانی به پیشرفت مهارتهای داخلی یا مشاوران خارجی استخدام شده برای اجرا و نگهداری سیستم ERP متن‌باز کمک می نماید.
زیر ساخت پشتیبانی
پشتیبانی قابل اعتماد و پاسخگو بسیار مهم است. این پشتیبانی می تواند محلی یا آنلاین باشد. بیشتر پروژه های ERP متن‌باز، مشکلات را با توجه به نیازهای مختلف ملی از یک شبکه همکار حل و فصل می نمایند. یک همکار محلی می تواند مشاوره، پشتیبانی، مدلهای افزودنی را ایجاد و نیازهای ملی همچون استانداردهای حسابداری، رابط‌های مقامات دولتی و بانکها را اداره نماید. جدا از دانش در مورد احتیاجات ملی، همکاران دانش صنعتی خاص دارند. پشتیبانی آنلاین از عموم، جلسات سانسور نشده و لیست پستی مهم است، چونکه به کاربران و طراحان امکان خواندن و بررسی مسائل را می دهد.
آموزش
در اینجا، کیفیت و تعداد کاربر و آموزش فنی یا سازماندهی کنفرانس ها اهمیت ویژه ای دارند.
مستندسازی
تمامیت و به روز آوری مستندات از اهمیت زیادی در نرم‌افزارهای متن‌باز برخوردار است. بیشتر پروژه ها از سیستم مدیریت Wiki برای نگهداری و نظارت مستند سازی ترکیبی استفاده می‌کنند.
تداوم
تداوم پروژه تضمین می نماید که هزینه های سیستم ERP شما، سرمایه گذاری حمایتی هستند.
به هنگام تمرکز شما بر روی سیستم، شما خطر اینکه سیستم بروز نشود را می پذیرید.
تغییرات سریع تکنولوژی ممکن است مشتریان را مجبور نماید که استراتژی کاری فروشنده و در نتیجه خرید بالا یا پیشنهادات انتقال فروشندگان ERP را دنبال نمایند. ریسک قطع سیستم به دلیل تعویض فروشنده، ور شکستگی فروشنده یا تغییر تکنولوژی وجود دارد.
نرم افزار متن‌باز ریسک سرمایه گذاری را کاهش می دهد، همانطوری که نمی توان از پیشرفت به راحتی چشم پوشید. شما فرصت نگهداری نرم افزار را دارید، اما برای دستیابی به مزایای مقیاس، مهم است که سیستم با شرکتها و انجمن های فعالی پشتیبانی شود که بسته ERP را به روز نگهداری می نمایند. برای ارتقاء بی دردسر سیستم ERP کاملاً سفارشی شده، طراحی نرم افزار انعطاف پذیر مورد نیاز است.
از طرف دیگر، وقتی که پروژه فقط توسط یک شرکت انجام می‌گردد، ریسک انتشار ورژنهای جدید با مجوز متفاوت وجود دارد. شرکت های متن‌باز وابستگی زیادی به انجمن‌های کاربران دارند به طوری که بخش کمی از کاربران مشتاق خرید خدمات دیگر هستند. یک انجمن کوچک، خدمات فروشی مثل مستند سازی اضافی، آموزش، مشاوره یا گواهی همکار را ارائه نمی‌دهند.
فعالیت انجمن‌ها
چهار نوع عضو انجمن برای سیستم‌های ERP متن‌باز وجود دارد، کاربران واقعی که در میزگرد ها فعال هستند، تست کننده‌های نسخه بتا که شرح خطا را ارائه می‌دهند، خالقان محتوا که مستند سازی و مشخصات لازم را ایجاد می‌کنند و طراحان سیستم.
هر چقدر یک انجمن پروژه ERP بزرگتر و فعال تر باشد، ریسک رها نمودن پروژه کمتر می‌شود. هیچ روشی برای محاسبه تعداد مشتریان استفاده کننده از سیستم های ERP متن‌باز به عنوان یک شاخص تداوم وجود ندارد چرا که مشتریان نیاز به ارائه بازخور به رهبران پروژه ندارند.
اگر پروژه توسط http://www. Sourceforge.net - یک پایگاه مورد استفاده گسترده برای پروژه های متن‌باز - میزبانی شود، شما می توانید آمارها را به عنوان شاخص تهیه نمایید.
تعداد پیام ها در لیست پستی یا میزگرد ها یک شاخص قابل اندازه گیری است. در مورد تخمین تداوم، رضایت کاربرد ارتباط طرح مهم تر است. همچنین به عنوان یک اثر جانبی، اشاره ای به تکامل پروژه دریافت می کنید. دیگر شاخص تداوم، خود محصول است. یک سیستم خوب و قابل استفاده به ندرت از طرف انجمن رها می‌شود.
فعالیت ارتباطات انجمن از روش های معین ارتباطات قابل اندازه گیری هستند. در اینجا تعداد پیامها در میزگرد ها و لیست پستی مورد استفاده قرار گرفته است. علاوه بر تعداد، جواب های مشروط و زمان پاسخگویی مهم هستند. فعالیت مستندسازی مانند ایجاد وب سایت و ثبت Wiki، بخشی از پشتیبانی / مستند سازی را تشکیل می‌دهند.
ساختار پروژه
پروژه های قابل اعتنا و عملیاتی‌شدن در سازمان، پروژه هایی هستند که دارای شرکت یا انجمن نرم افزاری هستند، دارای شرکت یعنی یک شرکت مسئول پیشرفت، ارائه خدمات و تأیید همکاران برای پشتیبانی محلی است. یک شرکت نوعی دارای پروژه، دارای شریک های زیر می باشد:
شرکت پروژه متن‌باز ،
شرکت های همکار،
مشتریان با قرارداد پشتیبانی،
مشتریان بدون قرارداد پشتیبانی
و کاربرانی که با سیستم کار می‌کنند.
مدل تجاری و اندازه شرکتهای مورد بحث فاکتورهای تداوم هستند.
پروژه دارای انجمن یعنی، پیشرفت به صورت تعاونی است و هیچ شرکتی به تنهایی مسئول نیست.
شفافیت
این بخش در مورد موانع ثبت برای توسعه‌دهندگان و امکانات انجمن برای کمک و تأثیر در پروسه، کیفیت مدیریت پروژه و همچنین مستند سازی پروسه توسعه است. یک نقشه مسیر مستند و معتبر به تخمین تمرکز فعلی و جهت آتی پروژه کمک می نماید. چون توسعه‌دهندگان، متخصصان هستند، مشتری باید در ازای اجرای یک کارکرد خاص به آنها پول بپردازد، مگر اینکه این مسأله برای پروژه ضروری بنظر برسد.
یک سیستم ردیابی عمومی در مورد جزئیات خطا و زمان صرف شده جهت برطرف نمودن آن، ویژگیهای سازمان‌یافته و اولویت‌دهی آنها آگاهی می دهد. میزان درگیری انجمن در پروسه توسعه، یک فاکتور دیگر برای استقلال فروشنده ایجاد می‌کند. کد سورس باید قابل خواندن و مستند سازی باشند. مستند سازی ابزارهای توسعه و مراحل ساخت به طراحان جدید کمک می نماید تا به سرعت درگیر پروژه شوند.
نرخ بروزرسانی
ارائه مستمر کارکردهای جدید و برطرف نمودن خطاها، علائم تداوم توسعه هستند. یک مدرک log تغییر که در مورد ویژگیهای ورژن جدید آگاهی می دهد، فعالیت به روز درآوری گذشته را نشان می‌دهد. در حالیکه فعالیت انجمن در مورد ارتباطات، به روز درآوریهای معمولی را نشان می دهد.
تکامل
تکامل برای مفاهیم محدود بیشتر استفاده می‌شود و بمعنای کیفیت نرم افزار می باشد. در صورتیکه توانایی نرم افزار به مفاهیم تکنیکی و طراحی نرم افزار مربوط می‌شود. تکامل به شما می گوید تا چه حد این نرم افزار بهنگام اجرا و تست شدن عملکرد درست یا خطاهای کامپیوتری داشته است.
وضعیت توسعه
بعضی بسته های ERP متن‌باز هنوز برای تولید آماده نیستند. آنها می‌توانند در وضعیت برنامه ریزی، الفا، بتا و پایدار باشند. در مرحله برنامه ریزی خصوصیات یک نرم افزار مشخص می‌شود و هیچگونه برنامه اجرایی وجودندارد. اولین نسخه محصول جدید در بازار یک برنامه کامپیوتری ورژن آلفا یا نسخه انتشار یافته آلفا نامیده می‌شود.
این نسخه بنظر می‌رسد ناقص و متغییر باشد، اما برای اهداف تشریحی و نمایش نحوه کار آن و بعنوان اثبات برداشت های مفهومی از نخستین نمونه که بعدها گشترش خواهد یافت، مفید خواهد بود. ورژن بتا یا نسخه بتا، نسخه انتشار یافته یک برنامه کامپیوتری است که هنوز در حال کامل شدن است اما بصورت آزمایشی منتشر یافته است.
بصورت کاربردی بطور کامل تست نشده است و ممکن است خطاهای مهم کامپیوتری ظاهر شود. بعد از اینکه نسخه بتا بطور کامل تست شد و خطا های مهم کامپیوتری آن برطرف شد، برنامه یک نسخه ثابت خواهد شد. بعد از آن فقط خطاهای کامپیوتری کوچک که به عمکرد برنامه صدمه نمی زند، مجاز می‌باشد.
سایت مرجع
کیفیت نسخه پایدار بوسیله اجرا و آزمایش های گسترده نرم افزار مشخص می‌شود. اشکال و خطری که وجود دارد این است که تولید سیستم به اندازه کافی جامع نباشد. بنابراین بهتر است سیستم ERP را در عمل ببینید و با مشتریانی که اخیرا این سیستم را استفاده کرده اند یا می شناسند درباره اجرا و امور کاربردی آن بحث و گفتگو کنید. سایت های مرجع در صفحه خانگی پروژه لیست شده‌اند و قابلیت دسترسی اسناد موارد تجاری نیز معیار مهمی محسوب میشود.
شناخت و رده‌بندی ERPهای متن‌باز
همان‌طور که اشاره شد تمامی پروژه‌های معتبر متن‌باز در سایت www.sourceforge.net ثبت گردیده‌اند. در این سایت بیش از 10.000 پروژه ثبت گردیده و بزرگترین مخزن پروژه های متن باز بشمار می آید. لذا این سایت به عنوان فضای بررسی انتخاب شد. از سوی دیگر پروژه های مرتبط با ERP و فرایندهای سازمان در گروه Enterprise در این سایت طبقه بندی شده‌اند. لذا در این گروه به بررسی ERPهای متن‌باز پرداخته شد. ریسک‌ اصلی انتخاب این سایت به عنوان فضای بررسی، عدم ثبت برخی از ERP های مناسب در این سایت بود اما طبق ادعای این سایت، احتمال بروز این ریسک بسیار پایین است.
داده های مربوط به 200 پروژه برتر در گروه Enterprise با توجه به رده‌بندی سایت sourceforge استخراج و پروژه های مرتبط با مباحث ERP انتخاب شدند. ریسک اصلی انتخاب گروه Enterprise به عنوان گروه مورد بررسی، عدم مشخص کردن موضوع پروژه در هنگاه ثبت توسط ثبت کننده پروژه است. به عنوان مثال TinyERP یک ERP متن‌باز است که در این سایت ثبت شده است اما به دلیل مشخص نکردن گروه آن در هنگام ثبت پروژه، این ERP در گروه Enterprise قرار ندارد.
لازم به ذکر است، از آنجا که رتبه پروژه‌های بعدی بیشتر از 10.000 بود و همین امر احتمال انتخاب آنها را بسیار کاهش می‌داد از بررسی کل پروژه های موجود در گروه Enterprise که بالغ بر 1280 پروژه بود خودداری گردید.
با توجه به اطلاعات ارائه شده در سایت sourceforge، برای هر پروژه‌های اطلاعات زیر جمع‌آوری گردید:
1. نام
2. رتبه (با توجه به معیارهای سایت sourceforge)
3. تعداد دانلود
4. تاریخ ثبت
5. آخرین تاریخ بروزرسانی
6. تعداد توسعه گران
7. پایگاه داده
8. وضعیت پروژه
9. لیسانس
10. زبان برنامه نویسی
11. موضوع
12. ترجمه
13. واسط کاربر
14. وب سایت

هرزوگ نیز بر اساس تحقیقی ضمن معرفی معیارهای ارزیابی ERP های متن‌باز، چند ERPمتن‌باز را بر اساس این معیارها با هم مقایسه کرده است.
جدول زیر به طور خلاصه نتیجه این مقایسه را نشان می‌دهد:
شرح علایم و اختصارات
بله √    نه x    موجود نیست n/a    ناشناخته ؟    بالای متوسط +    متوسط
معیار ارزیابی    ERP متن‌باز                                  
#    معیار تابع    SQL Ledger    LX Office    TinyERP    GNUe    ERP5    Opentaps    compiere
1.                       خرد    +    +    +                   
2.                       کوچک    +    +    +         +    +    +
3.                       متوسط    +    -    -         +    +    +
4.                       بزرگ                        +    +    -
عاملیت
1.                       تعداد جدول ها    45    36    162    n/a    n/a    763    385
2.                       تجارت الکترونیکی         √    √         √    √    √
3.                       حسابداری    √    √    √         √    √    √
4.                       MRP              √         √    √    
5.                       POS              √         √    √    
6.                       لیست موجودی و انبار    √    √    √         √    √    
توانایی نرم افزار برای تطابق با موقعیت ها یا کار های مختلف
1.                       سفارشی كردن              +    +    +    +    +
2.                       ارتقاء انعطاف پذیر    +    +    +    ؟    ؟         +
3.                       بین المللی کردن    + چندسایت    -    + چند سایت    +    + چند سایت    + چند سایت    + چندسایت
4.                       مساعدت كاربر              +    ؟    +         
5.                       معماری    3_tier web    3_tier web    3_tier rich web    2 or 3_tier rich web    3_tier web    3_tier web    2 and 3_tier fat
6.                       مقیاس‌پذیری    +              ؟    +    +    +
7.                       امنیت              +    ؟    +    +    +
8.                       رابطها    CGI,SOAP    CGL    XML_RPC, Office    XML_RPC, Corba LDAP    XML_RPC, SOAP,XML    SOAP, CSV,XML    CSV
9.                       استقلال سیستم عامل                                  
10.                   استقلال DB                        Object db         
11.                   زبان برنامه نویسی    Perl    Perl    Python    python    python    Java,scripting    java
پشتیبانی
1.                       منبع پشتیبانی                   -    +    +    +
2.                       اموزش                                  
3.                       مستند سازی    +    -              -    +    +
تداوم
1.                       ساختار پروژه    همكاران شركت    همكاران شركت    همكاران شركت    انجمن    همكاران شركت    انجمن شركتها    همكاران شركت
2.                       فعالیت انجمن    +    +    +         -    +    +
3.                       شفافیت                   +         +    +-
4.                       تکراربروز رسانی    +         +         +    +    +
5.                       دیگر اثرات in-lock                                  ابزار انتقال
تکامل
1.                       وضعیت توسعه    پایدار    پایدار    پایدار    برنامه ریزی، بتا    پایدار    پایدار    پایدار
2.                       سایت مرجع    +                   +    +    +
موارد دیگر
1.                       گواهینامه                                  
2.                       نمونه اینترنتی                                  
3.                       میزبانی sourceforge                                  
4.                       دسترسی به CVS              فقط همكار                   
5.                       دانلود checksum                                  
6.                       شروع پروژه    2000    2004    2000    2000    2002    2001)2005(    1999
انتخاب 3 راه‌حل ERP متن‌باز برتر
همان‌طور که اشاره شد حوزه اصلی بررسی ما برای مقایسه ERP های متن‌باز سایت www.sourceforge انتخاب شد. تمامی پروژه‌های معتبر Open Source در سایت www.sourceforge.net ثبت گردیده‌اند. در این سایت بیش از 10.000 پروژه ثبت گردیده و بزرگترین مخزن پروژه های متن باز بشمار می آید. لذا این سایت به عنوان فضای بررسی انتخاب شد. از سوی دیگر پروژه های مرتبط با ERP و فرایندهای سازمان در گروه Enterprise در این سایت طبقه بندی شده‌اند. لذا در این گروه به بررسی ERP های متن‌باز پرداخته شد. ریسک‌ اصلی انتخاب این سایت به عنوان فضای بررسی، عدم ثبت برخی از ERP های مناسب در این سایت بود اما طبق ادعای این سایت، احتمال بروز این ریسک بسیار پایین است.
سپس داده های مربوط به 200 پروژه برتر در گروه Enterprise با توجه به رده‌بندی سایت sourceforge استخراج و پروژه‌های مرتبط با مباحث ERP انتخاب شدند. ریسک اصلی انتخاب گروه Enterprise به عنوان گروه مورد بررسی، عدم مشخص کردن موضوع پروژه در هنگاه ثبت توسط ثبت کننده پروژه است. به عنوان مثال TinyERP به ERP متن‌باز است که در این سایت ثبت شده است اما به دلیل مشخص نکردن گروه آن در هنگام ثبت پروژه، این سیستم در گروه Enterprise قرار ندارد.
لازم به ذکر است، از آنجا که رتبه پروژه‌های بعدی بیشتر از 10.000 بود و همین امر احتمال انتخاب آنها را بسیار کاهش می‌داد از بررسی کل پروژه های موجود در گروه Enterprise که بالغ بر 1280 پروژه بود خودداری گردید.
با توجه به اطلاعات ارائه شده در سایت sourceforge، برای هر پروژه‌های اطلاعات زیر جمع‌آوری گردید:
1. نام
2. رتبه (با توجه به معیارهای سایت sourceforge)
3. تعداد دانلود
4. تاریخ ثبت
5. آخرین تاریخ بروزرسانی
6. تعداد توسعه گران
7. پایگاه داده
8. وضعیت پروژه
9. لیسانس
10. زبان برنامه نویسی
11. موضوع
12. ترجمه
13. واسط کاربر
14. وب سایت
با توجه به اطلاعات حاصله از سایت sourceforge مهمترین معیارهای ارزیابی ERP های متن‌باز را به صورت زیر فهرست کردیم:
1. میزان مقبولیت (که با معیارهایی مانند تعداد دانلود، سابقه، ترجمه ها و ... سنجیده می‌شود)
2. میزان پوشش دادن فرایندها (عاملیت)
3. انعطاف‌پذیری
4. پشتیبانی و مستندات
در مرحله اول، با توجه به میزان مقبولیت از میان 1280 پروژه معرفی شده در سایت sourceforge، 50 پروژه انتخاب شد.
در مرحله دوم از فیلتر کردن گزینه‌ها، وب سایت این پروژه ها را بررسی کردیم.
داشتن وب سایت مناسب یکی از مهمترین معیارها برای یک ERPمتن باز است. و نشان از مقبولیت و اهمیت آن ERP است.
پس از بررسی وب‌سایت مربوط به پروژه‌ها، با توجه به معیارهای میزان پوشش دادن فرایندها، انعطاف‌پذیری و پشتیبانی و مستندات از میان گزینه های موجود، گزینه‌های زیر انتخاب شدند:
1. Compiere
2. Opentaps
3. Openbravo
نتیجه‌گیری
Compiere، OpenTaps و OpenBravo هر سه از معماری مستحکمی برخوردارند، انجمن‌های آنها بسیار فعال بوده و شرکتهای همکار بسیاری دارند. از سوی دیگر شرکتهای مشاوره زیادی با این ERPهای متن‌باز آشنا بوده و شرکتها را در پیاده‌سازی آنها کمک خواهند کرد.
متاسفانه با توجه به مستقر بودن شرکتهای پشتیبان Compiere و OpenTaps در آمریکا، همانطور که در پاسخ آنها به نامه ارسالی اشاره شده‌بود، این شرکتها قادر به پشتیبانی مستقیم از این دو در ایران نیستند.
اما در این میان Compiere به زبان فارسی ترجمه شده است. و یک شرکت ایرانی ادعا کرده‌است که حاضر است Compiere را در ایران پشتیبانی نماید. در این صورت Compiere گزینه بسیار مناسبی به شمار خواهد آمد.
OpenTaps نیز بر اساس چارچوب OfBiz است که Best Practice های کاملاً تشریح شده‌است. لذا در صورتی که تصمیم بر این گرفته شود تیمی برای سفارشی سازی یک ERP متن‌باز تشکیل شود به نظر می‌رسد این گزینه مناسب‌تر باشد. از نظر کارکردها نیز این ERP از بقیه کاملتر است اما متاسفانه مشکل اصلی آن نوع مجوز آن می‌باشد.
OpenBravo نیز ERP متن‌بازی است که معماری منعطفی داشته و شرکت پشتیان آن که مقرش در اسپانیا می‌باشد ادعا کرده است که قادر است این ERP را برای هر شرکتی سفارشی نماید. لذا در صورت تقبل مسئولیت پشتیبانی این ERP توسط شرکت پشتیبان، این ERP نیز می تواند گزینه مناسبی باشد.
منابع و مراجع
1. Harris, Russ: Customization versus Standardization: Striking a Balance in ERP Software. In: Machine Design, Jul. 20 2000, Vol. 72, Iss. 14, pp. 6467

2. Chalifour, Josh: TEC Talks to the Open For Business ProjectFree and Open Source Software Business ModelsPart Three: Compiere. in: Technology Evaluation Centers, 20040907
http://technologyevaluation.com

3. ChunChin Wei, ChenFu Chien and MaoJiun J. Wang: An AHPbased approach to ERP system selection. In: International Journal of Production Economics, Volume 96, Issue 1 , 18 April 2005, Pages 4762

4. Deldycke, Kevin: ERP5 Tutorial: Develop your own ERP with ERP5 Business Templates 0.9
http://www.erp5.org/sections/documentation/articles/erp5_developer_tutor3829/downloadFile/file/TutorialKevinen.pdf

5. Everdingen, Y.V.; Hillergersberg, J.V.; Waarts, E.: ERP adoption by European midsize companies. In: Communications of the ACM, Vol. 43 No. 4, 2000, pp. 2731

6. Ferg, Stephen: Python & Java: a SidebySide Comparison. 20040207
http://www.ferg.org/projects/python_java_sidebyside.html

7. Howison, James; Crowston, Kevin: The perils and pitfalls of mining SourceForge. 2004 05
http://opensource.mit.edu/papers/howison04msr.pdf

8. Hyoseob, Kim; Boldyreff, Cornelia: Open Source ERP for SMEs. http://eprints.lincoln.ac.uk/67

9. Kay, Emily: Going global with ERP, July 1 1998
http://www.itmanagement.earthweb.com/erp/article.php/11072_60 3341_2

10. SmetsSolanes, JeanPaul: ERP5: a technical Introduction
http://www.erp5.org/sections/documentation/articles/linuxtag.html

11. Bernroider, Edward; Koch Stefan: ERP selection process in midsize and large organizations. In: Business Process Management Journal, Vol. 7 No. 3, 2001. MCB University Press, pp. 251257.
http://www.emeraldlibrary.com/Insight/viewContentItem.do?contentType=Article&contentId=843480

12. SmetsSolanes, JeanPaul: ERP5: Missioncritical ERP/CRM with Python and Zope
http://pythonology.org/success&story=nexedi

13. Alshawi, Sarmand; Themistocleous, Marinos; Almadani, Rashid: Integrating diverse ERP systems: a case study. In: The Journal of Enterprise Information Management Volume 17, Number 6, 2004. Emerald Group Publishing Limited, pp.454462.
http://www.emeraldlibrary.com/Insight/viewContentItem.do?contentType=Article&contentId=1529220

14. Basil Argasosy: OfBiz An Insider View
http:ofbizwiki1.gointegral.com/Wiki.jsp?page=OFBizInsiderTutorial

15. Chalifour, Josh: TEC Talks to the Open For Business ProjectFree and Open Source Software Business ModelsPart One: OFBiz. in: Technology Evaluation Centers, 20040907
http://technologyevaluation.com

16. Sumner, Mary: Enterprise Resource Planning, Pearson Prentice Hall, 2005

17. Teltumbde, Anand: A framework for evaluating ERP projects In: International Journal of Production
Research, 2000, VOL. 38, NO. 17, pp. 45074520

18. MacVittie, Lori: Buckle Up: Implementing an ERP Takes Time and Patience. In: Network Computing
http://www.networkcomputing.com/1206/1206ws2.html

ارسال شده توسط احمد محمدی | 29 11, 2013 | بازدید‌ها (2547)

همه چیز درباره ERP متن باز

خلاصه مقاله
ERP مخفف عبارت Enterprise Resource Planing می باشد. ERP راهی برای یکپارچگی داده و پردازش های یک سازمان در یک سیستم است.
 
 
متن کامل مقاله

معمولا سیستم های ERP دارای اجزای بسیاری شامل سخت افزار و نرم افزار هستند. به منظور دستیابی به یکپارچگی، بیشتر سیستم های ERP از پایگاه های داده واحد به منظور ذخیره سازی داده برای عملیات های مختلف که در سازمان یافت می شود استفاده می کنند.
اصطلاح ERP به طور کلی به چگونگی برنامه ریزی یک سازمان بزرگ برای استفاده از منابع وسیع اشاره می کند.در قدیم سیستم های ERP در شرکت هایی بزرگ صنعتی استفاده می شد. به هر حال استفاده از ERP تغییر کرده و بسیار مفهومی شده است. امروزه این اصطلاح می تواند به انواع شرکت ها اشاره داشته باشد.مهم نیست چه صنعتی را داشته باشد.در حقیقت سیستم های ERP در بیشتر انواع سازمان ها استفاده می شود، چه کوچک و چه بزرگ.
امروزه سیستم های ERP می توانند دامنه وسیعی از فعالیت ها و یکپارچگی آنها را در یک پایگاه داده واحد پوشش دهند. برای نمونه، فعالیتهایی مانند منابع انسانی، مدیریت زنجیره تامین، مدیریت ارتباط با مشتری، مالی، فعالیت های صنعتی، و فعالیت های مدیریت انباره داده همگی یکجا در یک نرم افزار کاربردی قرار دارند و معمولا توسط پایگاه داده و شبکه خودشان جمع آوری می شوند.امروزه همه آنها می توانند زیر یک چتر قرار گرفته اند.
 

یکپارچگی کلید ERP

یکپارچگی یک قسمت بسیار مهم از ERP می باشد. هدف اصلی ERP یکپارچه کردن داده و پردازش های تمام بخش های یک سازمان و یکی کردن آن به منظور دستیابی آسان تر و جریان یافتن کار می باشد. ERP معمولا یکپارچگی را با ساخت یک پایگاه داده واحد و به کار گرفتن ماژول های نرم افزار های مختلف انجام می دهدو محدوده های مختلفی را با توجه به فعالیت های شغلی تهیه می کند.


سیستم ایده آل ERP


یک سیستم ایده آل ERP زمانی است که یک پایگاه داده ، شامل تمام اطلاعات مربوط به انواع ماژول های نرم افزار های گوناگون مورد استفاده قرار گیرد. این ماژول های نرم افزاری می توانند شامل موارد زیر باشند :


ساخت:
بعضی فعالیت ها شامل: مهندسی، ظرفیت، مدیریت جریان کاری، کنترل کیفیت ، صورتحساب های مواد، فرایندهای ساخت و ...
مالی:
حساب های قابل پرداخت، حساب های قابل دریافت، دارایی های ثابت، دفتر کل، و مدیریت نقدینگی و ...
منابع انسانی:
سودها، آموزش ها، لیست حقوق، زمان و حضور و...
مدیریت زنجیره تامین:
موجودی ، برنامه ریزی زنجیره تامین، زمان بندی تامین کنندگان، ثبت سفارشات، خرید و ...
پروژه ها:
هزینه ها، صدور صورتحساب، مدیریت فعالیت ها، زمان و هزیننه و ...
مدیریت ارتباط با مشتری:
فروش و بازاریابی، سرویس، ماموریت ها، ارتباو با مشتری، پشتیبانی مرکز تماس هاو ...
انباره داده :
معمولا ماژولی است که برای مشتریان،‌تامین کنندگان و کارکنان قابل دسترس است.
 

پیاده سازی سیستم ERP

پیاده سازی سیستم ERP وظیفه بسیار ساده ای نیست. در حقیقت برنامه ریزی ومشاوره زیادی می خواهد و در بیشتر مواقع سه ماه تا یک سال طول می کشد. سیستم های ERP دارای وسعت فوق العاده زیادی می باشندو برای بسیاری از سازمان های بزرگ می توانند بسیار پیچیده باشند.

پیاده سازی یک سیستم ERP در آخر باعث تغییرات عمده در کارکنان و کارها خواهد شد.
یکی از مهمترین خصایصی که سازمان هنگام پیاده سازی سیستم ERP خود باید دارا باشد مالکیت پروژه است. زیرا تغییرات زیادی اتفاق می افتد و تاثیر وسیعی تقریبا روی هر شخصی در سازمان دارد.این بسیار مهم است که مطمئن شوید هر کسی روی تخته است(منظور لحاظ شدن هر فرد در پروژه می باشد) و این کمک خواهد کرد که ساخت پروژه و استفاده از BPR جدید با موفقیت انجام شود.
 

فواید سیستم های ERP

فواید زیادی برای پیاده سازی سیستم ERP وجود دارد. تعداد کمی از آنها از این قرار است:


سیستم های کاملا یکپارچه شده

توانایی ساده سازی پردازش ها و جریان های کاری مختلف
توانایی به اشتراک گذاری داده بین بخش های مختلف در یک سازمان
بهبود بخشیدن کارایی و سطح سودمندی
پیگردی و پیش بینی بهتر
قیمت های کمتر
بهبود بخشیدن به سرویس کامپیوتر
 

اشکالات سیستم های ERP

برای بسیاری از سازمان ها، فواید پیاده سازی یک سیستم ERP معمولا بیشتر از اشکالات آن است. در این جا بعضی از بیشترین موانع معمول را می بینید :

معمولا اگر سرمایه گذاری کافی باشد و تمرینات کافی انجام شود می توان از بسیاری از موانع جلوگیری کرد.با این حال موفقیت به مهارت ها و تجربه نیروی کار بستگی دارد تا بتوانند به سرعت با سیستم جدید سازگار شوند.

در بسیاری از مواقع سفارشی کردن محدود است

احتیاج به مهندسی مجدد فرآیندها
سیستم های ERP می توانند هزینه زیادی برای نصب و اجرا داشته باشند
در پشتیبانی فنی می تواند دارای کیفیت کمی باشد
ERP ممکن است برای سازمان های خاصی که جدید هستند یا می خواهند راه جدیدی را در آینده نزدیک پیش بگیرند انعطاف پذیر نمی باشد.

 

 

ارسال شده توسط احمد محمدی | 27 11, 2013 | بازدید‌ها (687)

Enterprise Resource Planning  A Complete Business Solution


 

 By: Shravan Kumar, Shrikant Nirmalkar, Sudhir Kumar Meesala

 

برنامه ریزی منابع سازمانی

یک راه حل تجاری کامل

  مترجم و گردآورنده: احمد محمدی

دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت فناوری اطلاعات

پاییز 92

 

مقدمه

سیستم برنامه ریزی منابع سازمانی (ERP) به عنوان یکی از نرم افزار کسب و کار کامل در محیط رقابتی امروز در نظر گرفته شده که مدیریت اطلاعات داخلی و خارجی در سرتاسر سازمان ،  مالی و حسابداری، تولید، فروش و خدمات، مدیریت ارتباط با مشتری ، و غیره را یکپارچه سازی می نماید. در حال حاضر ERP بهای ورود و اجرای یک کسب و کار و اتصال به دیگر شرکت ها در یک اقتصاد شبکه ای برای ایجاد "B2B" تجارت الکترونیکی است. بسیاری از شرکت ها بطور اساسی استراتژی هایIT  خود را برای حفظ یک مزیت رقابتی تغییر دادند ، یعنی تبدیل به پاسخگویی بیشتر در تغییرات بازار  و ارائه بهتر خدمت در کاهش هزینه ها برای بسیاری از کاربران ،ERP   یک سیستم "همه را انجام بده است " که همه چیز از ورود سفارشات فروش تا خدمات به مشتریان را انجام می دهد .  با این حال هزینه های بالای آن مانع راه اندازی یک سیستمERP  در کسب و کارهای کوچک می شود و نگرانی های حریم خصوصی در درون یک سیستم ERP و فقدان افراد آموزش دیده ممکن است بر بهره وری ERPتاثیرگذار باشد.

5 شرکت اصلی ارائه دهنده ی ERPدر جهان ، SAP-AG ، Oracle, ، JD Edwards ، PeopleSoft و Baan هستند. پردازشERP بهترین شیوه های کسب و کار را در یک فرم چاپ می کند و شرکت را از مرحله آغاز مهندسی محصول، ارزیابی و تحلیل تا مراحل پیاده سازی نهایی محصول راهنمایی کند.

 

متدولوژی :معیارهای انتخاب یک سیستم ERP

استقرار ERPدارای دو موضوع ، یعنی  انتخاب و پیاده سازی است. فرآیند انتخاب سیستم بسیار دشوار است .در حالی که بسیاری از بسته های ERP مشابه هم هستند ، اما تفاوت های بنیادی در طراحی دارند. انتخاب یک سیستم ، پیشنهاد ساده ابزارهای هوشمند برای مدیریت سیستم است ، رابط سازگار و پشتیبانی گرافیکی و رابط های شخصی است که می تواند زمان پیاده سازی را کاهش دهد. در یک روش  پیاده سازی ، یک سازمان می تواند ماژول های یک شرکت فروشنده را در واحد هایش نصب کند.در راهی دیگر، می تواند ماژولهای مختلف را از فروشندگان مختلف و یا نرم افزار های سفارشی ادغام نماید. یک راه حل چند فروشنده ای می تواند بهترین عملکرد برای هر ماژول باشد ، اما پیاده سازی آن به دلیل رابط های مختلف مورد نیاز پیچیده تر است. راه حل فروشنده واحد ممکن است تمام قابلیت های مورد نیاز را نداشته باشند، اما پیاده سازی ساده تری دارد.

 

پیاده سازی یک سیستم ERP

پیاده سازی موفق یک سیستم ERP رقابت را با افزایش کیفیت، کاهش افزونگی، بالا بردن سرعت فرآیندها، کاهش زمان های تقدم و سطوح موجودی و افزایش رضایتمندی مشتری افزایش می دهد. برای مثال، برنامه ریزی منابع زیرساخت ، آموزش در مورد  ERP، برنامه ریزی منابع انسانی ، تعهد مدیریت بالا ، امکانات آموزشی و تعهد به حق مردم از عواملی است که باید قبل از پیاده سازی یک بسته ی ERP در نظر گرفته شود.

 از دیدگاه مدیریت ، ماهیت مشکل پیاده سازی ERP شامل استراتژی سازمان و ابعاد فنی می شود.  بنابراین  پیاده سازی ERP شامل ترکیبی از تغییرات فرآیند کسب و کار (BPC) و تنظیمات نرم افزار برای هماهنگ کردن این نرم افزار با فرآیندهای کسب و کار  می شود . دو رویکرد استراتژیک متفاوت برای پیاده سازی نرم افزار ERP وجود دارد . در رویکرد اول ، یک سازمان هماهنگی فرآیند کسب و کار را با باز مهندسی  فرآیند کسب و کار بر اساس قابلیت های سیستم ERP انجام می دهد، که به معنی تغییرات ساختاری  در روش های طولانی تثبیت شده انجام کسب و کار و دگرگونی نقش ها و مسئولیت های مهم افراد است و مزایای آن بهبود فرآیندها  و جلوگیری از اشتباهات جبران ناپذیر پرهزینه است. رویکرد دیگر سفارشی سازی نرم افزار به جای تغییر فرآیند موجود است ، که سرعت پروژه کاهش داده و شناسایی ایرادات مهلک در سیستم و به روز رسانی نرم افزار برای نسخه بعدی فروشنده ERP  را فوق العاده دشوار می نماید، زیرا سفارشی سازی نیاز به جدا شدن بخش ها و بازنویسی آن ها به تناسب نسخه جدید دارد. با این حال ، اثبات شده که رویکرد اول منطقی تر و موثرتر است .از آنجا که هر یک از گزینه ها دارای اشکالاتی است ، راه حل می تواند یک مصالحه بین طراحی مجدد کامل فرایند و اصلاح بزرگ نرم افزاری باشد. با این حال  بسیاری از شرکت ها تمایل به گرفتن مشاوره از فروشنده نرم افزار ERP خود و تمرکز بیشتر در مورد تغییر فرایند را دارند. نسل فعلی سیستم ERP نیز مدل های مرجع و یا قالب های فرایند که در حال حاضر متضمن بهترین روش های کسب و کار هستند را فراهم می کند. مدل های مرجع توسط فروشندگان نرم افزار ERP و یا شرکت های مشاور با استفاده از دانش فرایند کسب و کار و بهترین روش ها ، ارائه فرصت مقایسه راه حل های نرم افزاری کسب و کار یا تعیین مثبت یا منفی بودن مسائل پیاده سازی، ارائه شده است. پیاده سازی ERP اغلب مستلزم انتقال دانش کسب و کار گنجانده شده در معماری اساسی بسته نرم افزاری در ساختار سازمان است. در مقاله ای ، لی یک رویکرد جدید برای تحلیل پیاده سازی ERP از چشم انداز انتقال دانش پیشنهاد نمود. ابتدا، انواع دانش در مدت پیاده سازی ERP منتقل و عوامل موثر بر این انتقال شناسایی شدند. سپس چگونگی درگیری بین دانش کسب و کار منتقل شده از بسته ERP و دانش سازمانی موجود ، را بررسی نمودند. نتایج نشان می دهد که قابلیت تطبیقی سازمان ​​در مورد توزیع مجدد نقش و مسئولیت و توسعه انواع دانش جدید مورد نیاز ، توانایی های سازمان را برای بومی کردن این فرآیندهای استاندارد در فرآیندهای کسب و کار موثر افزایش داده و یک مزیت رقابتی را ارائه می دهد.

شرکت ها مشکلات قابل توجهی را به ویژه در طول پروژه پیاده سازی واقعی تجربه کرده اند. بانکرافت و همکاران(1998) عوامل بحرانی موفقیت  (CSF)را برای پیاده سازی ERPارائه کردند، از جمله پشتیبانی مدیریت ارشد، وجود یک قهرمان پروژه(نمونه موفق) ، ارتباط خوب با ذینفعان و مدیریت پروژه موثر. عوامل خاص پیاده سازی ERP شامل بازمهندسی فرآیندهای کسب و کار ، درک تغییرات فرهنگی شرکت و استفاده از تحلیل گران کسب و کار در تیم پروژه می باشد. در یک مطالعه ی دیگر،Holland  وLight (1999) چارچوب CSFs را برای کمک به مدیران با برنامه ریزی و پیاده سازی موفق یک پروژه  ERP توسعه  دادند. مدل  CSFsشامل عوامل استراتژیک، از جمله استراتژی پیاده سازی کلی، و عوامل تاکتیکی به عنوان پیکربندی نرم افزار فنی و متغیرهای مدیریت پروژه می باشد.

بانکرافت و همکاران (1998) دیدگاهی از روند پیاده سازی ارائه دادند. مدل بانکرافت پنج مرحله دارد: تمرکز، تحلیل ، طراحی ، ساخت ، تست و پیاده سازی عملی . فاز تمرکز که در اصل فاز برنامه ریزی فعالیت های کلیدی که مجموعه ای متشکل از کمیته هدایت کننده ، انتخاب و ساختار تیم پروژه ، توسعه اصول هدایت پروژه و ایجاد یک طرح پروژه است . فاز  تحلیل شامل تجزیه و تحلیل فرآیندهای کسب و کار فعلی ، نصب  ERP ، نقشه برداری از فرآیندهای کسب و کار در توابع ERP و آموزش تیم پروژه می باشد. مرحله طراحی مستلزم طراحی سطح بالا و دقیق مورد پذیرش کاربر پیرو نمونه سازی تعاملی همراه با ارتباط مداوم با کاربران می باشد .فعالیت های کلیدی مرحله ساخت ، تست توسعه پیکربندی محیطی ، آزمودن نمونه جامع با داده های واقعی ، تست رابط ها ، ثبت و تست گزارشات و در نهایت ، تست سیستم و کاربر می باشد. در آخر، فاز پیاده سازی عملی ایجاد ساختمان شبکه ها، نصب رومیزی و مدیریت آموزش و پشتیبانی کاربر را پوشش می دهد.

 

نتیجه گیری و پیامدها برای آینده

پژوهش سیستم های ERP مجموعه ای از برنامه های کاربردی یکپارچه است که می تواند راه حل کلی برای نیازهای سیستم اطلاعات سازمان با پرداختن به بخش بزرگی از توابع کسب و کار از جمله امور مالی ،حسابداری، منابع انسانی ، زنجیره تامین و اطلاعات مربوط به مشتری باشد. اخیرا، این بسته ها بر روی معماری سرویس گیرنده/سرویس دهنده پیاده سازی شده که نسبت به سیستم های پردازنده مرکزی انعطاف پذیری و مقیاس پذیری بیشتری دارند.بیشتر سیستم های ERP هنوز فاقد تکنیک های هزینه یابی پیشرفته تر محصول ، مانند هزینه مبتنی بر فعالیت (ABC) ، هزینه چرخه عمر و هزینه یابی هدف می باشند . همچنین، آنها فاقد قابلیت های تکنیک های پیشرفته برای مقابله با عدم قطعیت مانند منطق فازی هستند . علاوه بر این ، تکنیک های متضمن به‌روز بودن در فناوری ، مانند شبکه های عصبی و الگوریتم ژنتیک نیز باید در سیستم های ERP موجود پیاده سازی شوند. تلاش تحقیقاتی بیشتری برای  متحد کردن این تکنیک های جدید در سیستم های ERP مورد نیاز است.

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA
ارسال شده توسط احمد محمدی | 26 11, 2013 | بازدید‌ها (1485)

  A DESCRIPTIVE ANALYSIS OF DECISION SUPPORT SYSTEMS RESEARCH BETWEEN 1990 AND 2003

 By: David Arnott     Graham Pervan    Gemma Dodson

 

تجزیه و تحلیل توصیفی از پژوهش سیستم های پشتیبانی تصمیم

بین سال های 1990 تا 2003

مترجم و گردآورنده: احمد محمدی

پاییز 1392

دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت فناوری اطلاعات

 

مقدمه
این مقاله اولین گزارش از پروژه ی تحقیقاتی در مورد تئوری نظری سیستم های پشتیبان تصمیم گیری (DSS) است. حوزه اصلی این پژوهش بر تصمیم گیری و قضاوت نظری بر پایه نظم و انضباط ، استراتژی های پژوهش مورد استفاده در مقالات منتشر شده  و ارتباط حرفه ای تحقیقات DSS متمرکز است.از اهداف این پژوهش درک این است که در تحقیق DSS ، قضاوت و مبانی تصمیم گیری وابستگی نزدیکی دارند.

تعدادی از محققان سیستم های اطلاعات نگران  شکاف میان تحقیق و عملکرد در زمینه توسعه سیستم ها هستند . آنها پنج دلیل که چرا تحقیق سیستم های اطلاعاتی فاقد اعتبار است را شناسایی کردند. اول تاکید زیاد در سراسر تحقیق به جهت پذیرفته شدن تحقیقات پیشین؛ دوم عدم اجماع بر بازدهی مدل های نظری قوی به عنوان پایه و اساس برای نسخه های عملیاتی ؛سوم پویایی فن آوری اطلاعات ؛ چهارم عدم ارائه تئوری های سیستم اطلاعات به روش حرفه ای و پنجم ساختار سیاسی و نهادی دانشگاه ها که محدودیت فعالیت تئوری های سیستم اطلاعات آکادمیک را دارند.

به عنوان مثال مدل تصمیم گیری سایمون که در اکثر پژوهش های  DSS مورد استفاده قرار گرفته
 ، در پژوهش های مدیریتی اعتبار توصیفی و تجویزی آن بارها تایید نشده است ، چرا که هیچگونه شواهد تجربی قانع کننده ای برای اعتبار تجویزی آن وجود ندارد. به همین جهت برخی از محققان  برای توسعه پایه نظریه DSS ،ادغام آن با پژوهش های تصمیم گیری رفتاری را پیشنهاد و خواستار توجه بیشتر در کار مدیریت و فرایندهای تصمیم گیری در تحقیقات DSS شدند.

روش تحقیق
سوالاتی که این پژوهش را هدایت می نمایند عبارتند از: چه استراتژی ها و روش هایی در پژوهش های DSS مورد استفاده قرار میگیرند؟ تمرکز پشتیبانی تصمیم گیری و ارتباط حرفه ای تحقیق DSS چیست؟  مبانی نظری قضاوت در پژوهش DSS چه هستند؟

بازه زمانی پژوهش های منتشر شده برای بررسی از سال 1990 تا 2003 انتخاب شده است. چرا که این دوره زمانی شاهد یک رشد قابل توجه در استفاده از روش های پژوهش غیر اثبات‌گرایی است .همچنین در  صنعت این دوره شاهد استقرار چندین نسل جدید از DSS ، به ویژه در مقیاس بزرگ EIS ، انبار داده ها، و هوش کسب و کار است .
در این پژوهش یک پروتکل در کد هر مقاله مورد استفاده قرار گرفت و برخی از مقاله ها، به عنوان نماینده ای از انواع مختلف مقاله ها انتخاب شدند. برای بهینه کردن روند کدگذاری مقالات به طور جداگانه توسط دو محقق کدگذاری شدندو محقق سوم همه را بررسی می کرد. تحقیق قضاوت و تصمیم گیری در مستند کد شده توسط یک پژوهشگر دیگر مورد بررسی قرار گرفت. پروتکل های کد شده توسط محقق دیگری در پایگاه داده نرم افزار  SPSS برای تجزیه و تحلیل وارد شدند .این محقق همچنین یک بررسی با ثبات در کدگذاری  انجام می دهد.

بحث

در پرداختن به سوال اول پژوهش (چه استراتژی ها و روش ها در پژوهش های DSS استفاده میشود؟)   یعنی تجزیه و تحلیل عوامل اصلی پژوهش ، مراحل تحقیق و نوع مقالات در نظر گرفته شدند. دوره تجزیه و تحلیل سال 1990 تا 2003 شاهد حرکت قابل توجه در تحقیقات سیستم های اطلاعاتی هستند به دنبال این رویکرد  تحقیق  DSSبه شدت تحت تسلط پارادایم اثبات‌گرایان با 91 ٪ از مطالعات تجربی را دارد.همچنین پژوهش نشان می دهد که حدود یک سوم (32.9٪) از تحقیقات DSS غیر تجربی و  دو سوم ( 67.1٪ ) تجربی است.

در پاسخ به سوال دوم پژوهش (تمرکز پشتیبانی تصمیم گیری و ارتباط حرفه ای پژوهشDSS چیست؟ ) یعنی تجزیه و تحلیل عوامل DSS  ، سطح سازمانی دربرگیرنده ، تمرکز در تصمیم گیری پشتیبانی و ارتباط عملی در نظر گرفته شدند و تحقیق در سه زمینه متمرکز شد : PDSS ، GSS  و سیستم های هدایت شونده داده بزرگ (EIS و انبار داده ها ).این تحقیق نشان می دهد که PDSS  و DSS هوشمند کاهش قابل توجهی پیدا کرده اند در حالی که ، DSS  مبتنی بر مدیریت دانش ، انبارهای داده و سیستم های پشتیبان مذاکره به طور قابل توجهی در حال افزایش است.

با گذشت زمان تمرکز محقق بر توسعه و فنآوری کاهش یافته  و تحقیق با تمرکز بر نتیجه تصمیم گیری و تاثیر سازمانی دو برابر شده است. هر منطقه آموزشی حرفه ای متمرکز نیاز به یک تعادل منطقی بین توسعه تئوری و کاربرد دارد چرا که پژوهش و عمل همدیگر را مطلع کنند.

پژوهش نشان می دهد که به طور کلی، تنها 9.5 ٪ از تحقیقات ارتباط عملی بالا یا بسیار بالا داشتند. از سوی دیگر  53.2 درصد از پژوهش هیچ یا کمتر ارتباط عملی داشتند.

در پاسخ به سوال سوم پژوهش) مبانی نظری قضاوت در پژوهش DSS  چیست؟) یعنی تجزیه و تحلیل مبانی تصمیم گیری وقضاوت، این پژوهش مشتریان اصلی و کاربران در پژوهش هایDSS  را بوسیله ارزیابی نقش سازمانی که دارند یا باید داشته باشند در هر مقاله شناسایی می نماید. بژوهش نشان داد که GSS  و سیستم های پشتیبان مذاکره  به مراجع زیادی برای تصمیم گیری استناد می کنند. از کسانی که منابع قضاوت و تصمیم گیری را ذکر کرده بودند ، کار سایمون تا حد زیادی محبوب ترین بود و  79.8٪ از تحقیقات DSS از یک شکل در مراحل مبانی تصمیم گیری در پایه نظری خود استفاده نکردند. رویکرد نظری اصلی برای تصمیم گیری را در این پژوهش در دو تا از رایج ترین طبقه بندی ها استفاده شد ، طبقه بندی  اول متفاوت بودن بین روش های توصیفی و تجویزی رویکرد ها است که هدف رویکرد توصیفی در واقع توصیف چگونگی فرآیند تصمیم گیری است و هدف نظریه های تجویزی( تئوریهای هنجاری ) توصیه بهترین یا مناسب ترین راه را برای اتخاذ یک تصمیم می باشد. طبقه بندی دوم از رویکرد تصمیم گیری به عنوان همپوشانی های اقتصادی یا رفتاری با اولین مورد را دارد . رویکرد های اقتصادی معمولا در به حداکثر رساندن برخی از موضوعات قابل مشاهده در محدودیت ها و مراقبت کردن از  رویکرد تجویزی هدف گذاری شده اند  در حالی که رویکرد تصمیم گیری رفتاری ، معمولا بر اساس درک واقعی رفتار است .

 

نتایج

این مقاله نشان می دهد که :

1.      تحقیق DSS در سه حوزه برنامه کاربردی اصلی متمرکز است : DSS شخصی ، سیستم ها ی پشتیبانی گروه و در مقیاس بزرگ سیستم های اطلاعات محور . نفوذ تحقیق DSS  فردی در حال کاهش است در حالی که در مقیاس بزرگ و پژوهش سیستم های اطلاعات محور در حال افزایش است.

2.      تحقیق DSS به شدت تحت سلطه مطالعات تجربی که از یک هستی شناسی اثبات‌گرایانه و معرفت شناسانه اتخاذ شده  است . محبوب ترین روش های تحقیق مورد استفاده در این گروه از مقالات آزمون ها ،زمینه یابی ها و شرح برنامه های کاربردی خاص و سیستم ها هستند. تحقیق DSS  بیشتر تحت سلطه اثباتگرایی تحقیقات سیستم های اطلاعاتی اصلی است.

3.      ارزیابی از ارتباط عملی پژوهش DSS نشان می دهد که نظم و انضباط بطور قابل توجهی از عملکرد حرفه ای دور است.

4.      عدم شناسایی ماهیت مشتریان اصلی / حامیان و کاربران اصلی DSS یک کمبود عمده از تحقیق DSS است.

5.      تقریبا نیمی از تحقیقات منتشر شده DSS مبتنی بر قضاوت و پژوهش تصمیم گیری نیست.

6.      رویکرد های تجویزی و رفتاری برای تصمیم گیری در پژوهش DSS بیشتر ذکر شده است.

7.      کار هربرت سایمون بیشترین نفوذ و قدرت را در مراجع مبانی قضاوت و تصمیم گیری  در تحقیق DSS  داراست.

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA
ارسال شده توسط احمد محمدی | 25 11, 2013 | بازدید‌ها (4713)


 

ضرورت ها، پیش نیازها، چالشها و مراحل  استقرار هوش تجاری درسازمانها

سید محمود شجاعی کیاسری، دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت فناوری اطلاعات دانشگاه شهید بهشتی [1]

علیرضا طالب پور، عضو هيئت علمی و استاد دانشگاه شهید بهشتی[2]

 

چكيده

مدیران شرکت های خصوصی و سازمان های دولتی برای استقرار هوش تجاری اعلام نیاز میکنند، چراکه از طرق مختلف با ابزارها و فواید استقرار هوش تجاری در سازمانشان آگاه  گشته اند و درک خوبی از میزان تاثیر این سیستم ها بر رشد، بقاء، مدیریت بیهینه و دستیابی به اهداف سازمانی و بدست آوردن مزیت های رقابتی در بازار متلاطم موجود سازمان بدست آورده اند. اما بررسی وشناخت مزایای استقرار هوش تجاری در سازمان به تنهایی نمیتوند منجر به استقرار موفق و استفاده کامل از هوش تجاری در سازمان ها شود و مطالعات هنوز نشان دهنده ضعف هایی در شناخت،استقرار و استفاده صحیح از هوش تجاری در سازمان ها است.آنچه در این مقاله به بررسی آن پرداخته شده است، بررسی ضرورت های موجود برای استقرار هوش تجاری، پیش نیازهای استقرار هوش تجاری از بعد فنی و زیرساخت ها و از بُعد نیروی انسانی متخصص و روش سنجش میزان آمادگی سازمان برای استقرار هوش تجاری، بررسی چالش های پیش روی سازمان ها دراستقرار هوش تجاری و آشنایی با مراحل استقرار هوش تجاری در سازمان هاست. نتایج این تحقیق میتواند اطلاعات بسیار مفیدی را دراختیار تصمیم گیرندگان و مدیران فناوری اطلاعات در سازمان ها قرار دهد تا شناخت کامل تری نسبت به ابعاد هوش تجاری پیدا کنند تا هزینه ها و احتمال شکست در استقرار هوش تجاری را کاهش دهند. در بخش پایانی، به بررسی دلایل عمده شکست پروژه های هوش تجاری پرداخته شده است.

كلمات كليدي: هوش تجاری ، تصمیم گیری ، داده کاوی.

 

 

1.       مقدمه

در پاسخ به این سوال که هوش تجاری یا هوش رقابتی یا هوش سازمانی یا هوش کسب و کار، از چه طریقی بدست می آید؟ و چگونه یک سازمان میتواند به سمت هوشمندی پیش برود تحقیقات و پژوهش های خوبی صورت گرفته است و ابزارهای بسیار متنوع و مناسبی برای این منظور خلق شده و توسعه یافته اند، اما پرسشی که همواره در این زمینه مطرح بوده است، در خصوص لزوم بکارگیری این ابزارها در عصر فناوری اطلاعات، زیرساخت های لازم برای بهر برداری لازم از این ابزارها و روش درست استفاده از آنهاست. فناوری اطلاعات ابزارهای مختلفی را در عرصه های مختلف در اختیار ذینفعان قرار داده است و برای استفاده از این ابزارها، لازم است که ابتدا یک همسویی و مشارکت استراتژیک و موثر میان کسب و کار و فناوری اطلاعات در سازمان شکل بگیرد تا از این رهگذار، فناوری اطلاعات وارد چرخه مدیریت و بهبود کسب و کار گردد.

این همسویی و مشارکت منجر به تغییر فرهنگ سازمانی، و بهبود روند اجرای فرآیند های حیاتی سازمان ها میگردد و در نهایت منجر به ایجاد سازمانی هوشمند و یادگیرنده میگردد.[4]

هوش تجاری از آنجایی که مستقیما با داده ها و اطلاعات سروکار دارد و ویژگی اصلی آن کشف و استخراج و نمایش دانش آشکار  و پنهان موجود در این داده ها و اطلاعات ظاهرا قدیمی و زائد است، نیاز به ایجاد بستر و زیرساخت فنی دارد. زیر ساختی که بتواند داده های موجود در زیر سیستم های جزیره ای یک سازمان را که با چهارچوب ها و ابزارهای متفاوتی توسعه یافته اند، تجمیع و یکپارچه کند وزمینه بروز هوشمندی را در سازمان مهیا کند.

اما برای حرکت به سمت ایجاد زیر ساخت ها، نیاز به ارزیابی آمادگی سازمان برای بکار گیری این ابزارها وجود دارد. متاسفانه بسیاری از شکست هایی که در پروژه های استقرار هوش تجاری در سازمان ها مشاهده شده است، بدلیل عدم وجود آمادگی سازمانی برای پذیرش و اعمال تغییرات مورد نیاز در سازمان هاست.[6] حتی در برخی موارد ارزیابی آمادگی سازمان، میتواند منجر به اخذ تصمیماتی گردد که نه تنها باعث تسهیل روند استقرار هوش تجاری در سازمان گردد، بلکه باعث اثربخشی بیشتر آن نیز باشد.

به عنوان مثال استقرار نظام مدیریت دانش و تلاش برای به حرکت درآوردن چرخه خلق دانش و جمع آوری دانش پنهان سازمان  که امروزه بزرگترین سرمایه سازمان هاست، و ایجاد فرآیند تبدیل آن به دانش صریح و بالعکس و ترکیب دانش ها با یکدیگر که منجر به بروز خلاقیت و ایجاد حکمت در سازمان میگردد، میتواند زیر بنای محکمی برای استقرار هوش تجاری باشد. در واقع میتوان گفت استفاده کامل از ابزارهای هوش تجاری، در گرو استقرار مدیریت دانش در سازمان هاست و تحقق مدیریت دانش، متضمن هوشمندی سازمان هاست.[7]

2.     ضرورت های استقرار هوش تجاری در سازمان ها

ضرورت استقرار هوش تجاری در سازمان ها در عصر دانایی و در جامعه اطلاعاتی از ابعاد مختلف قابل بررسی است، از دیدگاه مدیریت ارشد استفاده از ابزارهای هوش تجاری برای تحلیل وضعیت جاری سازمان، تعیین اهداف کوتاه مدت، بلند مدت و کنترل شاخص های عملکرد ضروری بنظر میرسد ، از دیدگاه مدیریت اجرایی برای اتخاذ تصمیمات در فضاهای عدم اطمینان و ابهام و پیش بینی و تخمین نتایج اتخاذ تصمیمات،  از دیدگاه مدیریت مالی برای رصد کردن و کنترل گزارش های مالی و شاخص های عملکردی، از دیدگاه مدیریت زنجیره تامین برای کنترل و بهبود روابط با تامین کنندگان و شرکاء سازمان، از دیدگاه مدیریت ارتباط با مشتریان برای شناسایی، دسته بندی، سیاستگذاری و بهبود ارتباط با مشتریان سازمان و...

با توجه به تحقیقات انجام شده، ضرورتهای استفاده از هوش تجاری در سازمان ها را میتوان بصورت زیر دسته بندی کرد:[1]

1. مهمترين نياز يك مدير، داشتن اطلاعات دقيق براي اتخاذ تصميم درست است عوامل زير در تصميم گيري استراتژيك يك سازمان مؤثر مي باشند:

-       دسترسي، جمع آوري و پالايش داده ها و اطلاعات مورد نياز.

-       پردازش، تحليل و نتيجه گيري بر اساس دانش.

-       اعمال نتيجه و نظارت بر پيامدهاي اجراي آن.

سازمان هايي با مديريت قديمي كه از هوش سازماني استفاده نمي كنند در تصميم گيري ها معمولاً با مشكلات مختلفي روبرو هستند از جمله داشتن داده هاي حجيم، پيچيدگي تحصيل آنها و عدم توانايي پيگيري فرآيندها و نتايج تصميمات گرفته شده و لذا تصميمات اشتباه در اين سازمان ها نتايج خود را به طور روشن نشان نمي دهد و يا ديرهنگام نشان مي دهد اين سازمانها نگاهي جامع از وضعيت جاري و آينده خود ندارند.

2.  ضرورت ديگر استفاده از هوش سازماني، نياز به مديريت دانش در سازمانها است . سازمانها نياز به مديريت هوشمند اسناد و مدارك خود دارند همچنين داده های مؤسسات تحقيقاتي كه به منزلة دارايي اصلي آن سازمانها مي باشند نياز به مديريت دارد. هوش سازماني باعث مديريت بهتر اين داده ها مي شود. از آنجا كه سازمانها نياز دارند خودشان را با دانش روز تطبيق داده و همواره بروز باشند و خود را بر اساس شرايط مخاطبين و بازار و شرايط جديد خارج از سازمان هماهنگ سازند بحث آموزش مستمر كاركنان و حافظه سازماني در نگهداري و استفاده از آموزش هاي سازماني بسيار پر اهميت است و هوش سازماني به عنوان يك ضرورت در اينجا مطرح مي شود و باعث افزايش بهره وري آموزشي و حفظ دانش سازمان مي شود.[8]

3.    پیش نیازهای استقرار هوش تجاری در سازمان ها

اغلب مدیران و تصمیم گیرندگان فناوری اطلاعات، هنوز معیار درستی برای دستیابی به تصمیم درست و بهنگام استقرار هوش تجاری در سازمانشان ندارند. دلیل اصلی این مشکل، عدم اطلاع کافی آنها از پیش نیازهای استقرار هوش تجاری در سازمانهاست. پاسخ به این سوال که "پیاده سازی هوش تجاری در سازمان ما مستلزم وجود چه پیش نیازهایی است؟ چه امکانات و زیر ساخت های فناورانه ای مورد نیاز است؟ و چه میزان دانش و تخصص  نیروی انسانی متخصص لازم  و کافی خواهد بود؟ فرهنگ سازمانی متناسب برای استقرار موفق هوش تجاری در سازمان کدام است ؟با چه ابزارها و تکنیک هایی میتوان میزان آمادگی سازمان را برای استقرار موفق هوش تجاری اندازه گرفت؟ و در مجموع سیاست و رویکرد اصلی سازمان نسبت به استقرار هوش تجاری باید به چه صورت باشد؟" اگر پاسخی برای این پرسش ها بدست آید، مدیران میتوانند تصمیات درست تر و منطقی تری اتخاذ کنند و به این ترتیب ضریب شکست پروژه های استقرار هوش تجاری در سازمان ها پایین خواهد آمد.

استقرار سیستم های هوش تجاری، برای سازمان هایی مناسب است که در آنها فرهنگ کاری و فرآیندهای کاری با اطلاعات و فناوری اطلاعات هماهنگی داشته باشد. چند نمونه از مهمترین شاخص های این هماهنگی عبارتند از:

-         وجود تحقیقات و بررسی های مداوم و مستمر درباره نیازهای اطلاعاتی سازمان (نیازهای فعلی و آتی)

-         همکاری و ارتباط مبتنی بر اعتماد میان کاربران فناوری اطلاعات سازمان مانند تصمیم‌گیرندگان و کارکنان عملیاتی سازمان با کارمندان و فعالان فناوری اطلاعات و مراکز مدیریت دانش در سازمان.

-         وجود و نهادینه شدن فرهنگ  اشتراک گذاری اطلاعات، دانش و تجربیات در سازمان

-         درک نیاز، تمایل و توانایی در انجام فراتحلیل‌ها و استفاده از آنها نزد مدیران سازمان جهت مدیریت بهتر سازمان.

سازمان ها برای استقرار هوش تجاری بیش از هر مساله دیگری باید نگران زیرساخت های فنی باشند. مشارکت موثر فناوری اطلاعات و کسب و کار سازمان در هوش تجاری بسیار  مهم است. این مشارکت تنها به معنی انجام وظایف مربوط به استقرار هوش تجاری نیست، بلکه به معنای کمک فناوری اطلاعات به بهبود کسب و کار و پیشرفت سازمان در قالب استقرار هوش تجاری است. امروزه سازمان هایی که موفق بهره برداری مناسب از فناوری اطلاعات شده اند به مراتب هوشمند تر و موفق تر هستند.[6]

در شکل زیر مدل مشارکت موثر فناوری اطلاعات وکسب و کار سازمان ارائه شده است: شکل ۱

 

شکل۱  - مدل مشارکت موثر کسب و کار سازمان با فناوری اطلاعات برای استقرار هوش تجاری در سازمان[6]

 

ابزارهای هوش تجاری، طیف وسیعی از خدمات را ارايه میدهند، از گزارشات ساده گرفته تا امکان نفوذ در داده ها برای تحلیل های مورد نیاز مدیران در یک صنعت خاص یا یک محیط عملیاتی. هنگامی که قصد انتخاب استراتژی را داریم باید به ۲ سوال پاسخ بدهیم :

1.   چه نوع داده هایی برای تحلیل های ما مورد نیاز است؟ و از چه منبعی باید این داده را تامین کرد؟

2.   تجزیه و تحلیل داده توسط چه کسی باید انجام شود و نتایج حاصل از تحلیل ها به چه صورت باید ارايه شود؟

ارايه پاسخ روشن به این ۲ پرسش مسیر حرکت سازمان را برای استقرار هوش تجاری روشن میکند.

پیش نیازها و مراحل فنی  استقرار هوش تجاری عبارتند از:

3.1.                    سخت افزارهای مورد نیاز برای ذخیره سازی اطلاعات و انجام محاسبات

ارتقاء زیرساخت های ذخیره سازی داده ها(شبکه ذخیره سازی، ملحقات شبکه ذخیره سازی،مدیریت ذخیره سازی سلسله مراتبی)

3.2.                   نرم افزارهای کاربردی و منابع داده

نرم افزارها بایدسازماندهی شوند. مشکل انتقال و ارتباط و تجمیع داده ها در نرم افزارهای مختلف حل شود(CRM , SCM ,ERP)

3.3.                  تجمیع داده ها

نرم افزار واسطی ایجاد شود که تمام انواع پروتکل ها، واسط های کاربری، و مدل های اشیاء و ساختار داده ها برای ارتباط نرم افزارهای مختلف با یکدیگر را پوشش دهد. برای این امر نیاز به سرمایه گذاری در بخش اتصال سیستم هاست که امکان تجمیع اطلاعات از انبار های مختلف داده را فراهم میکنند و طی کردن فرآیند ETL که با اتصال به چندین منبع داده مختلف ، داده ها را بدست میآورد و سپس در یک انبار داده همه را مجتمع میکند.

3.4.                  پایگاه های داده رابطه ای و انبار داده ها:

سازمان نیاز به جمع آوری داده های موجود در پاسگا های داده رابطه ای موجود در سازمان در یک انبار داده دارد که اطلاعات تاریخی سازمان  را جمع آوری و طبقه بندی نماید. این فرآیند به کاربران سازمان فدرت زیادی در تجزیه و تحلیل و استخراج اطلاعات مورد نیاز را خواهد داد.

3.5.                  پردازشهای تحلیلی آنلاین و موتور های تجزیه و تحلیل اطلاعات:

نرم افزارهای پردازشهای تحلیلی آنلاین یک لایه جداساز بین انبارهای داده مختلف سازمان و کاربران نهایی سیستم ایجاد میکنند و امکان دستیابی به امکانات زیادی را برای کاربران فراهم میکنند.

3.6.                   نرم افزارهای کاربردی تحلیلی:

نرم افزارهایی که امکان نفوذ در دادها و تجزیه و تحلیل آنها را میسر میسازند.

3.7.                  نمایش اطلاعات و تحویل نتایج:

نتایج درخواست ها به طرق مختلفی میتواند به کاربران ارائه شود. ابزار داشبورد، ابزارهای گزارش گیری مثل کریستال ریپورت و ابزارهای سیار مثل گوشی موبایل و...

4.     چالشهای استقرار هوش تجاری در سازمان ها

چالش عمده سازمان ها در استقرار هوش تجاری، بحث یکپارچگی و تجمیع داده های سازمان در قالب انبار داده است. معمولا داده ها در یک سازمان توسط نرم افزارها و سیستم های اطلاعاتی مختلفی جمع آوری میشوند و همین موضوع باعث مشکل شدن کار تجمیع داده ها میشود. ۹۰٪ از پرژه های انبار داده در سازمان ها که با شکست مواجه شده اند، از همین مشکل رنج میبرده اند[4]

وقتی انبار داده مورد نظر سازمان به تمام زیر سیستم ها و نرم افزارهای سازمان وابسته باشد، در صورت بروز مشکل در یک سیستم، کل پروژه دچار و شکست خواهد شد و این اصلا ریسک مناسبی در اجرای پروژه نمیباشد. بنابراین راه حل مناسب، شکستن برنامه های بزرگ  وابسته به قطعات کوچکتر مستقل است،با این روش  ، شکست یک عنصر، منجر به شکست کل برنامه نمیشود. برای سازمان های بزرگ با منابع داده و سیستم های اطلاعاتی مختلف، مدل زیر پیشنهاد میگردد: شکل ۲

در این مدل، انبارداده هایی وجود دارند(انبار داده، بازارهای داده، منابع ذخیره سازی دادهای عملیاتی)، صدها نرم افزار و برنامه کاربردی وجود دارند که باید انبار های داده را تغذیه نمایند. یک لایه تجمیع داده و یک لایه هوش تجاری نیز دیده شده است.

 

شکل ۲ -مدل تجمیع داده ها در انبارهای داده سازمان های بزرگ [4]

برای یک سازمان بزرگ، برای هر یک از زیر سیستم ها یک انبار داده مجزا در سطح منطقه عملیاتی یا سازمانی خودش در نظر گرفته شده است. که خودش شامل بخش خروجی و گزارشات مخصوص به همان زیر سیستم یا نرم افزار میباشد. هر کدام از این زیر سیستم ها خودشان یک پروژه کامل به حساب می آیند چراکه شامل تمام اجزای پروژه اصلی هستند.

اما برای اتصال زیر سیستم ها از نظر داده ها و تجمیع انها، باید به سراغ استفاده از مستر دیتا یا داده های اصلی سیستم رفت.

داده های اصلی ، که ممکن است شامل داده های مرجع باشد، اطلاعات کلیدی برای بهره برداری از کسب و کار هستند . این اطلاعات کلیدی کسب و کار ممکن است شامل اطلاعات در مورد مشتریان ، محصولات ، کارکنان ، مواد ، تامین کنندگان ، و غیره باشد.در این راستا ، داده ها اصلی می توانند عملیات و فرآیندهای تراکنشی و پشتیبانی زیر سیستم های مختلف را تسهیل کنند.

برای استفاده از داده های اصلی، بعد از شناخت انها لازم است که مدیریت و کارشناس ارشد اطلاعات سازمان آنها را بدرستی طبقه بندی و آماده بهره برداری کند بطوریکه شامل داده های تکراری یا نا معتبر نباشند. این داده ها میتواند مورد توافق نظر در سطح سازمان قرار بگیرد و در تمام زیر سیستم های مورد استفاده باشد.

5.     معماری هوش تجاری در سازمان

 معماری CIF  (Corporate Information Factory) که برای پوشش ضعف موجود در سیستم های EIS که همان مشکل ضعف در استفاده از یک منبع داده بود بوجود آمده است.  CIF يک معماري ادراکي پذيرفته شده ( در سطح وسيع ) است که انباره هاي اطلاعاتي اي که در اجرا و مديريت يک زيرساخت محکم و موفق هوش تجاري مورد استفاده قرار مي گيرند، را توصيف و طبقه بندي مي کند. این معماری بر مبنای تفکیک کل داده های سازمان به 5 پایگاه داده عمده بوجود می آید که عبارتند از:[9]

·         پايگاه هاي داده سيستم اجرايي  (The Operational System Databases)،

·         پايگاه داده تحليلي (Data warehouse)،

·         انباره داده اجرائي (The Operational Data Store)،

·         پايگاه هاي داده تحليلي خرد (Data Marts)،

·         پايگاه هاي داده عملِياتي خرد (Oper Marts).

و در مرحله بعد عملیات يکپارچه سازي فرآيندهای سازمان و کسب وکار به منظور انتقال کارا و موثر داده از سيستم هاي منبع موجود به کاربران تجاري انجام میشود. فرآیند های کسب و کار را در سه گروه اصلی طبقه بندی میکند که عبارتند از:

·         فرآیندهای عمليات تجاري (Business operations): فرآیندهایی که با اطلاعات  عمليات روزانه و جاري سازمان در ارتباطند.  

·         فرآیندهای هوش تجاري (Business intelligence): فرآیندهایی که با جستجوي مداوم براي درک بهتر سازمان، ورودی های سازمان آن و خروجی های آن، تامین کنندگان و مشتریان و کلیه ذینفعان آن در ارتباط است. فرآيندهاي عمليات تجاري ايستا هستند، در حاليکه فرآیندهای هوش تجاري علاوه برفرآيندهاي ايستا، شامل فرآيندهايي است که همواره در حال تکامل اند و باید دائما مورد بررسی قرار گیرند.

·         فرآیندهای مديريت تجاري (Business management): فرآيندي است که در آن دانشها و بينشهاي جديدي که در هوش تجاري ايجاد مي شوند، در عمليات تجاري روزانه در سرتاسر سازمان معرفي و اجرا مي شوند، فرآیندهای مديريت تجاري تصميمات تاکتيکي که يک سازمان اتخاذ مي کند را در بر مي گيرد و ارزش فوق العاده زیادی برای سازمان دارند و هر میزان که استقرار هوش تجاری در سازمان به بهینه شدن تصمیمات در این سطح کمک کند، ارزش های این نوع سیستم ها بیشتر و بیشتر مشخص خواهد شد.  

در این معماری دو مولفه اصلی وجود دارد که عبارتند از :

5.1.                    دريافت داده (Getting Data In):

 شامل فرآيندها و پايگاه هاي داده اي است كه درگير اخذ داده از سيستم هاي اجرائي، يكپارچه سازي آن، پاكسازي آن و قرار دادن آن در يك پايگاه داده براي استفاده آسان هستند و عبارتند از:

·         پايگاه هاي داده سيستم اجرايي (The Operational System Databases)،

·         پايگاه داده تحليلي (Data warehouse)،

·         انباره داده اجرائي (The Operational Data Store)،

·         اخذ دانش (Data Acquisition)

5.2.                   پس دادن اطلاعات(Getting Information Out) :

 شامل فرآيندها و پايگاه هاي داده اي است که درگير ارائه هوش تجاري به مشتريان تجاري نهايي يا تحليل گران اند و عبارتند از:

·         پايگاه هاي داده تحليلي خرد (Data Marts)،

·         پايگاه هاي داده عملِياتي خرد (Oper Marts)،

·         داده رساني  .(Data delivery)

5.3.                  مراحل استقرار هوش تجاری [11]

1- آماده­سازي (ETL)

        استخراج داده·

        پاك­سازي داده·

        بايگاني كردن داده قبل و بعد از پاك­سازي·

2- يكپارچگي(Integrity)

        تطبيق داده و يكپارچگي چند منبع داده­اي·

3- تحليل سطح بالا

        محاسبه ديدهاي تحليلي از ديدهاي پايه - ايجاد پارامترهاي تحليلي·

4- خصوصي­سازي

        استخراج و خصوصي سازي اطلاعات - ايجاد پايگاه داده· تحليلي خاص

هر یک از این مراحل، توسط افراد خاصی باید انجام شود. در واقع تخصص های مورد نیاز برای انجام هر یک از مراحل فوق با هم دیگر فرقق می کند.

باید توجه داشت که تقریبا از مرحله اول نیازمند وجود Repository  برای ذخیره meta data ها هستیم. همچنین ممکن است در مراحل آخر نیازمندی جدیدی برای مرحله ETL[3] پیش آید که در این صورت نیازمند انجام مجدد مراحل اولیه هستیم.

6.     دلایل شکست پروژه های هوش تجاری

پروژه های هوش تجاری، از آنجایی که بیش از همه انواع پروژه های فناوری اطلاعات در سازمان ها وابسته به لایه های زیر ساختی میباشد، توجه بیشتری را متوجه زیرساخت ها میکند. همچنین با توجه به اینکه خروجی استقرار هوش تجاری در سازمان ها بصورت مشخص و واضح قابل سنجش و اندازه گیری نیست، اغلب مدیران را دچار مشکلاتی میکند. با بررسی اخیری که توسط شرکت خدماتی و مشاوره KPMG انجام شده، 6 عامل اصلی شکست پروژه های فناوری اطلاعات به صورت زیر بیان شده است:[2]

1-     برنامه ریزی ضعیف پروژه  2- طرح توجیهی ضعیف 3- عدم درگیری و پشتیبانی مدیریت ارشد4- عدم درگیری کاربر 5- تازه بودن تکنولوژی برای سازمان 6- عدم از خود دانستن پروژه

تمام موارد فوق برای پروژه های هوش تجاری وجود دارد و باید مورد توجه قرار گیرد بویژه بحث تازه بودن تکنولوژی برای سازمان، اما طی تجربیات و پژوهش هایی که توسط شرکت های فعال در این حوزه انجام شده، موارد اجرایی که منجر به شکست پروژه های هوش تجاری شده اند را نیز میتوان در ۸ مورد اصلی دسته بندی کرد:[3]

6.1.                     ﻋﺪﻡ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺍﺭﺷﺪ:

ﺩﺭ ﺻــﻮﺭﺗﻲ ﻛــﻪ ﻣــﺪﻳﺮﻳﺖ ﻣﺮﺍﺣﻞ ﺍﺳﺘﻘﺮﺍﺭ ﺍﻧﺒﺎﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﻫــﻮﺵ ﺗﺠ ﺎﺭﻱ ﺭﺍ ﺩﺭﻙ ﻧﻜﻨﺪ ﻭ ﻳــﺎ ﺍﺯ ﻣﺰﺍﻳ ﺎﻱ ﺁﻥ ﺑــﻲﺧﺒﺮ ﺑﺎﺷﺪ، ﺁﻥ ﭼﻨﺎﻥ ﻛــﻪ ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﭘﺮﻭﮊﻩ ﺍﻫﻤﻴـﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﻧﻤـﻲﺷـﻮﺩ ﻭ ﭘـﺮﻭﮊﻩ ﻣـﺪﺍﻡ ﺑـﻪ ﺗﻌﻮﻳـﻖ ﻣـﻲﺍﻓﺘـﺪ. ﻣـﺪﻳﺮﺍﻥ ﺍﺟﺮﺍﻳﻲ ﺑﺎﻳــﺪ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ ﻛــﻪ ﺍﺳﺘﻘﺮﺍﺭ ﻫــﻮﺵ ﺗﺠﺎﺭﻱ ﻓﻘﻂ ﺷــﺎﻣﻞ ﻣﺮﺍﺣﻞ ﺍﺳﺘﻘﺮﺍﺭ ﻓﻨﻲ ﻧﻤﻲﺷــﻮﺩ ﻭ ﻣﻤﻜﻦ ﺍﺳﺖ ﻣﻨﺠﺮ ﺑــﻪ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺩﺭ ﻓﺮﺍﻳﻨﺪﻫﺎ ﻭ ﻛﺴﺐﻭﻛﺎﺭ ﺳــﺎﺯﻣﺎﻥ ﮔــﺮﺩﺩ.  ﺯﻳﺮﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺳـﺎﺯﻣﺎﻥ ﺑﺘﻮﺍﻧـﺪ ﺍﺯ ﺗﻤـﺎﻡ ﻣﺰﺍﻳـﺎﻱ ﻫـﻮﺵ ﺗﺠـﺎﺭﻱ ﺑﻬـﺮﻩﻣﻨـﺪ ﮔـﺮﺩﺩ ﺑﺎﻳـﺪ ﺍﺯﺗﻤﺎﻡ ﺧﺮﻭﺟﻲﻫﺎﻱ ﻫﻮﺷﻤﻨﺪﻱ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻛﻨﺪ ﻭ ﺭﻭﺵ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﻛﺴﺐﻭﻛﺎﺭ ﺭﺍ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺩﻫﺪ. 

6.2.                    ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻲ ﺿﻌﻴﻒ ﻧﻴﺎﺯﻣﻨﺪﻱﻫﺎﻱ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ:

ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﻣﻬﻢﺗــﺮﻳﻦ ﮔــﺎﻡﻫــﺎ، ﻛــﻪ ﻏﺎﻟﺒ ﺎ ﻧﺎﺩﻳﺪﻩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻣــﻲﺷــﻮﺩ، ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺟﻤﻊﺁﻭﺭﻱ ﻧﻴﺎﺯﻣﻨﺪﻱﻫــﺎﻱ ﻛﺴﺐﻭﻛﺎﺭ ﺍﺳﺖ.

ﺑﺴــﻴﺎﺭﻱ ﺍﺯ ﺳــﺎﺯﻣﺎﻥﻫــﺎ ﺑﻌــﺪ ﺍﺯ ﺍﺗﻤــﺎﻡ ﻣﻌﻤــﺎﺭﻱ انبار داده، ﺍﺯ ﻛــﺎﺭﺑﺮﺍﻥ ﻧﻬــﺎﻳﻲ ﺟﻬــﺖ ﻧﻈﺮﺳــﻨﺠﻲ ﺍﺭ ﻧﺘــﺎﻳﺞ ﻃــﺮﺡ ﺩﻋــﻮﺕ ﻣـﻲﻛﻨﻨـﺪ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻴﻜـﻪ ﻧﻈـﺮ ﺍﻓـﺮﺍﺩ ﻣﻲﺑﺎﻳﺴـﺖ ﻗﺒـﻞ ﺍﺯ ﻣﻌﻤـﺎﺭﻱ ﻭ ﻃﺮﺍﺣـﻲ انبار داده ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻣــﻲﺷــﺪ. ﺑــﻪ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺟﻤـﻊﺁﻭﺭﻱ ﻧﻴﺎﺯﻣﻨـﺪﻱﻫـﺎ ﺩﺭ ﻓـﺎﺯ ﺷــﻨﺎﺧﺖ ﭘــﺮﻭﮊﻩ، ﺩﺭﮔﻴــﺮ ﻛــﺮﺩﻥ ﻛﺎﺭﺑﺮﺍﻥ، ﺍﺯ ﺍﻣـﻮﺭ ﺑـﻲﭼـﻮﻥﻭﭼـﺮﺍ ﺟﻬـﺖ ﺗﻀـــﻤﻴﻦ ﺑـــﺮﺍﻱ ﭘـــﻲ ﺑـــﺮﺩﻥ ﺑـــﻪ ﻧﻴﺎﺯﻣﻨـﺪﻱﻫــﺎﻱ ﻭﺍﻗﻌﻲ ﻛــﺎﺭﺑﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ.

6.3.                   ﻃﺮﺍﺣﻲ ﺿﻌﻴﻒ:

ﮔــﺎﻡ ﮐﻠﻴﺪﻱ ﺑﻌﺪﻱ ﻃﺮﺍﺣﻲ ﻣﻌﻤﺎﺭﻱ ﻫــﻮﺵ ﺗﺠﺎﺭﻱ ﺍﺳﺖ. ﻧﮑﺘــﻪ ﻣﻬﻢ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﮐــﻪ ﺍﺯ ﺍﻓﺮﺍﺩﻱ ﺍﺳ ﺘﻔﺎﺩﻩ ﺷــﻮﺩ ﮐــﻪ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﺩﺍﺭﻧﺪ. ﺑﺎﻳﺪ ﺍﺯ ﻃﺮﺍﺣﺎﻥ ﻭ ﺗﻮﺳﻌﻪﺩﻫﻨﺪﮔﺎﻧﻲ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺷــﻮﺩ ﮐــﻪ ﺩﺍﺭﺍﻱ ﺁﻣﻮﺯﺵﻫــﺎﻱ ﻻﺯﻡ ﺑــﺮﺍﻱ ﺍﻳﺠﺎﺩ انبار داده ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﭘﺎﻳﮕﺎﻩ ﺩﺍﺩﻩ ﮐــﺎﻓﻲ ﻧﻴﺴﺖ. ﺯﻳﺮﺍ ﻓﺮﺍﻳﻨﺪ انبار داده ﺷــﺎﻣﻞ ﺍﺳﺘﺨﺮﺍﺝ ﺩﺍﺩﻩﻫــﺎ ﺍﺯ ﻳــﮏ ﻳــﺎ ﭼﻨﺪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻣﺮﮐﺰﻱ ﻭ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﺩﺍﺩﻩﻫــﺎ ﺑــﻪ ﻓﺮﻣﺘﻲ ﻗﺎﺑﻞﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩﺗــﺮ ﺍﺳﺖ.

6.4.                   ﻓﻘﺪﺍﻥ ﺁﻣﻮﺯﺵ:

ﺑﻌـــﺪ ﺍﺯ ﺗﮑﻤﻴـﻞ انبار داده ، ﻣﻮﻓﻘﻴـﺖ ﺑـــﻪ ﺍﻳـﻦ ﺑﺴـــﺘﮕﻲ ﺩﺍﺭﺩ ﮐـــﻪ انبار داده ﺑـــﺮﺍﻱ ﺳـــﺎﺯﻣﺎﻥ ﭼﮕﻮﻧــﻪ ﺭﻭﻧﻤــﺎﻳﻲ ﺧﻮﺍﻫــﺪ ﺷــﺪ. ﺑﺴــﻴﺎﺭﻱ ﺍﺯ ﺷــﺮﮐﺖﻫــﺎ ﺩﺭ ﺍﻳــﻦ ﮔــﺎﻡ ﻣﺸــﮑﻞ ﺩﺍﺭﻧــﺪ ﻭ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺍﻳﻦ ﺑﺎﻋﺚ ﻣــﻲﺷــﻮﺩ ﮐــﻪ ﺍﺳــﺘﻘﺮﺍﺭ انبار داده ﺑــﻪ ﺷﮑﺴــﺖ ﺑﻴﻨﺠﺎﻣــﺪ. ﺍﺻــﻠﻲﺗــﺮﻳﻦ ﺩﻟﻴـﻞ ﮐـﻪ ﺑـﻪ ﻧﻈـﺮ ﻣـﻲﺭﺳـﺪ، ﻓﻘـﺪﺍﻥ ﺁﻣﻮﺯﺵﻫــﺎﻱ ﮐــﺎﻓﻲ ﺍﺯ ﺳــﻮﻱ ﺷــﺮﮐﺖ ﺑــﺮﺍﻱ ﮐــﺎﺭﺑﺮﺍﻥ ﺍﺳــﺖ. ﺑﺠــﺎﻱ ﺁﻣــﻮﺯﺵ ﺁﻥﻫــﺎ ﺑــﺎ ﺟﺰﺋﻴﺎﺕ ﺩﻗﻴﻖ، ﺑــﻪ ﻳـﮏ ﻣــﺮﻭﺭ ﺍﺟﻤﺎﻟﻲ ﺍﮐﺘﻔﺎ ﻣـﻲﮐﻨﻨﺪ.

6.5.                   ﻋﺪﻡ ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ ﺩﺭ ﮔﺴﺘﺮﺵ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﻪ ﻭﺳﻴﻠﻪ data mart ﻫﺎ:

ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﮐﻪ انبار داده ﺍﻭﻟﻴﻪ ﺳـﺎﺧﺘﻪ ﺷـﺪ، ﺑـﻪ ﻧﻈـﺮ ﻣـﻲﺭﺳـﺪ ﮐـﻪ ﮐـﺎﺭ ﺗﻤـﺎﻡ ﺷـﺪﻩ ﺍﺳـﺖ. ﻣﻌﻤـﻮﹰﻻ ﻣﺮﺣﻠـﻪ ﺑﻌـﺪ ﮐـﻪ ﻣﺸـﺨﺺ ﮐﺮﺩﻥ ﻳﮏ ﻃﺮﺡ ﺟﻬـﺖ ﺍﺳـﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺩﺍﺩﻩﻫـﺎﻱ ﺩﺭﻭﻥ انبار داده ﺍﺳـﺖ،ﻓﺮﺍﻣـﻮﺵ ﻣـﻲﺷـﻮﺩ. ﺗﻮﺻـﻴﻪ ﻣـﻲﺷـﻮﺩ ﮐـﻪ ﺑـﺮﺍﻱ ﺗﺴـﻬﻴﻞﺍﻧﺠـﺎﻡ ﻭﻇـﺎﻳﻒ ﮐـﺎﺭﺑﺮﺍﻥ ﻧﺴـﺒﺖ ﺑـﻪ ﺳـﺎﺧﺖ ﻫﻤﺒﺴـﺘﻪﻫـﺎ ﻳـﺎ data mart ﻫـﺎ ﺍﻗـﺪﺍﻡ ﺷـﻮﺩ. data mart ﻫـﺎ ﻣـﻲﺗﻮﺍﻧﻨـﺪ ﺑﺮﺍﻱ ﺳـﺎﺧﺖ ﻳـﮏ ﻣـﺪﻝ ﺑﺴـﻴﺎﺭ ﺳـﺎﺩﻩﺷـﺪﻩﺗـﺮ ﺍﺯ ﺩﺍﺩﻩﻫـﺎ ﺑـﻪ ﮐـﺎﺭ ﺭﻭﻧـﺪ. data mart ﻣـﻲﺗﻮﺍﻧـﺪ ﺩﺍﺭﺍﻱ ﺧﻼﺻـﻪﺳـﺎﺯﻱﻫـﺎ، ﻣﺤﺎﺳﺒﺎﺕ ﻭ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻧــﺎﻡ ﺩﺍﺩﻩﻫــﺎ ﺑﺎﺷﺪ، ﺑــﻪ ﻧﺤﻮﻱ ﮐــﻪ ﮐــﺎﺭﺑﺮﺍﻥ ﺭﺍﺣﺖﺗــﺮ ﺑﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺑــﻪ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﻣــﻮﺭﺩ ﻧﻴﺎﺯﺷﺎﻥ ﺩﺳﺘﺮﺳﻲ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎﻳﻲ ﻛــﻪ data mart ﻫــﺎ ﺩﺳﺘﺮﺳﻲ ﻣﻨﺎﺳﺐﺗــﺮ ﺑــﻪ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺑــﺮﺍﻱ ﻛــﺎﺭﺑﺮﺍﻥ ﻓــﺮﺍﻫﻢ ﻣــﻲﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺎﻋﺚ ﻣــﻲﺷــﻮﺩ ﻛــﻪ ﺣﺠﻢ ﺑــﺎﺭ ﺩﺍﺩﻩﻫــﺎ ﺑــﺮ ﺭﻭﻱ انبار داده ﻛــﺎﻫﺶ ﻳﺎﺑﺪ، ﻟــﺬﺍ ﻭﺟﻮﺩ ﺁﻧﻬﺎ ﺑــﺮﺍﻱ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﻛــﺎﺭﺍﻳﻲ ﺿــﺮﻭﺭﻱ ﻣــﻲﻧﻤﺎﻳﺪ. ﺩﺭ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻓﻘﻘﺪﺍﻥ date mart ﻫــﺎ ﻳــﺎ ﻋــﺪﻡ ﻃﺮﺍﺣﻲ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺁﻥﻫــﺎ ﻣــﻲﺗﻮﺍﻧﺪ ﭘــﺮﻭﮊﻩ ﺍﺳﺘﻘﺮﺍﺭ انبار داده ﺭﺍ ﺑــﺎ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﻣﺘﻌﺪﺩﻱ ﻣﻮﺍﺟﻪ ﺳﺎﺯﺩ. 

6.6.                    ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺍﺑﺰﺍﺭ ﻏﻠﻂ:

ﺍﺯ ﺩﻻﻳﻞ ﺩﻳﮕﺮ ﺍﺳﺘﻘﺮﺍﺭ ﻧــﺎﻣﻮﻓﻖ ﺍﻧﺒﺎﺭﻩ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﻫــﻮﺵ ﺗﺠﺎﺭﻱ ﺩﺭﺳــﺎﺯﻣﺎﻥﻫــﺎ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺍﺑﺰﺍﺭ ﻧﺎﻣﻨﺎﺳﺐ ﻣــﻲﺑﺎﺷﺪ. ﺑــﺮﺍﻱ ﮐﺎﺭﺑﺮﺩﻫﺎﻱ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺍﺑﺰﺍﺭﻫﺎﻱ ﻣﺘﻔﺎﻭﺗﻲ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭ ﺍﺳﺖ. ﻣــﻲﺗــﻮﺍﻥ ﺑــﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﺜــﺎﻝ ﺑــﻪ ﺍﺑﺰﺍﺭﻫﺎﻱ ETL، ﮔــﺰﺍﺭﺵﮔﻴﺮﻱ، ﺩﺍﺩﻩﮐــﺎﻭﻱ، OLAP ﻭ ﺍﺑﺰﺍﺭﻫﺎﻱ web-based ﻧﻈﻴﺮ ﺩﺍﺷﺒﻮﺭﺩﻫﺎ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﮐــﺮﺩ. ﻧﮑﺘــﻪ ﻣﻬﻢ ﺍﻳﻦ ﺍﺳـﺖ ﮐـﻪ ﺑﺎﻳـﺪ ﺑـﺎ ﺩﻗـﺖ ﻭ ﺑﺮﺭﺳـﻲ ﺩﺭ ﻧﻴﺎﺯﻫـﺎﻱ ﮐـﺎﺭﺑﺮﺍﻥ، ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺍﺑﺰﺍﺭﻱ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺷــﻮﺩ ﮐــﻪ ﺑــﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻳــﮏ ﻣﮑﻤــﻞ ﺩﺭ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﮐﺎﺭﻫﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. ﺩﺭ ﺍﻳـﻦ ﺭﺍﺳـﺘﺎ ﭘﻴﺸـﻨﻬﺎﺩ ﻣـﻲﮔـﺮﺩﺩ ﺳـﺎﺯﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﺍﺑﺘـﺪﺍﻱ ﭘـﺮﻭﮊﻩ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻧﻴﺎﺯﻣﻨـﺪﻱﻫـﺎ ﻭ ﻣﺤـﺪﻭﺩﻩ ﺍﺟـﺮﺍﻱ ﻃـﺮﺡ ﺍﻗـﺪﺍﻡ ﺑـﻪ ﺍﻧﺘﺨـﺎﺏ ﺍﺑﺰﺍﺭﻫـﺎﻱ ﻣﻨﺎﺳـﺐ ﺳـﺎﺯﻣﺎﻥ

6.7.                   ﺩﺍﺩﻩﻫﺎﻱ ﺑﻲﻛﻴﻔﻴﺖ:

ﻳﻜﭙﺎﺭﭼﻪﺳـﺎﺯﻱ ﺩﺍﺩﻩﻫـﺎ ﺑﺎﻋـﺚ ﻣـﻲﺷـﻮﺩ ﻛـﻪ ﺁﻧﭽـﻪ ﻛـﻪ ﺩﺭ ﭘـﺎﺋﻴﻦﺗـﺮﻳﻦ ﺳـﻄﻮﺡ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻣـﻲﺍﻓﺘـﺪ ﻣﺸـﺨﺺ ﺷـﻮﺩ. ﮔﺰﺍﺭﺷـﺎﺗﻲ ﻛـﻪ ﻧﺘـﺎﻳﺞ ﻏﻠـﻂ ﻳـﺎ ﻧـﺎﻗﺺ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻲﻛﻨﻨـﺪ ﺑـﻪ ﺍﺳـﺘﻘﺮﺍﺭ هوش تجاری ﻟﻄﻤـﻪ ﻭﺍﺭﺩ ﻣـﻲﻛﻨـﺪ. ﺭﺍﻩﺣـﻞ ﺍﻳـﻦ ﻣﺸـﻜﻞ ﻧﻈـﺎﺭﺕ ﺑﺮ ﺩﺍﺩﻩﻫﺎ ﻭ ﻧﻈﺎﺭﺕ ﺑﺮ ﻛﺴﺐﻭﻛﺎﺭ ﺍﺳﺖ. بر خلاف عقیده بسیاری از کارشناسان که هوش تجاری را یک پروژه زودبازده قلمداد میکنند، به نظر میرسد استقرار هوش تجاری یک پروژه به شدت متکی به زیرساخت هاست و بویژه در بخش مدیریت دانش و اطلاعات سازمان نیازمند توجه وسرمایه گذاری برای تامین داده های با کیفیت است.

 

6.8.                   ﻗﺎﺋﻞ ﺷﺪﻥ ﻳﮏ نقطه ﭘﺎﻳﺎﻥ ﺑﺮﺍﻱ استقرار هوش تجاری:

ﺑــﺮﺍﻱ ﺍﺳﺘﻘﺮﺍﺭ ﻫــﻮﺵ ﺗﺠﺎﺭﻱ ﺩﺭ ﺳــﺎﺯﻣﺎﻥ ﻧﺒﺎﻳﺪ ﭘﺎﻳﺎﻧﻲ ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺖ، استقرار هوش تجاری در واقع یک پروژه نیست، یک برنامه است. به این معنی که فاز اول برنامه استقرار هوش تجاری در سازمان میتواند بصورت پروژه استقرار هوش تجاری باشد ولی بعد از پایان پروژه، باید بصورت مداوم روی داده های ورودی، فرآیند های انبار داده و داده کاوی و سایر ابزارهای هوش تجاری کار شود تا همواره بهترین و صحیح ترین خروجی را برای کاربران مهیا سازد.

موارد ذکر شده، بیشتر در حوزه اجرای ‍ پروژه ها مورد بحث قرار گرفته است، اما امروزه در حوزه تعریف پروژه ها و تعیین میزان موفقیت پروژه ها، جدا از اینکه پروژه با موفقیت اجرا شده یا خیر، بحث میزان اثربخشی اجرای پروژه در فرآیند های سازمان نیز بسیار پر اهمیت قلمداد میشود و پروژه ای که تعریف نادرستی داشته باشد یا اهداف درستی را مدنظر قرار نداده باشد یا با با در نظر گرفتن زیرساخت های مناسب تعریف نشده باشد و به اجرا در بیاید، هر چند در اجرا درست و کامل و با هزینه مناسب و زمان مناسب به اتمام برسد باز هم یک پروژه شکست خورده تلقی میشود. بنابراین توجه خاصی به حوزه تعریف پروژه ها و مهیا کردن زیرساخت های مورد نیاز برای تعریف یک پروژه بسیار ضروری بنظر میرسد. در خصوص پروژه استقرار هوش تجاری در سازمان این بحث با جدیت بیشتری مطرح است و لازم است که حتما قبل از تصویب و اجرای پروژه، زیرساخت ها فراهم شوند. چه به لحاظ نیروی انسانی، چه به لحاظ محیطی و چه زیر ساخت فرهنگی و فنی و ... و در مرحله بعد حتما میزان آمادگی سازمانی ارزیابی گردد و در نهایت وارد فاز اجرای پروژه شد.

7.    نتیجه گیری

سازمان هایی که برای استقرار هوش تجاری برنامه ریزی میکنند، باید قبل از تصمیم گیری به بررسی زیرساخت های لازم برای بهره گیری از هوش تجاری بپردازند، چه به لحاظ امکانات فنی و چه به لحاظ نیروی انسانی متخصص و چه به لحاظ فرهنگ سازمانی مورد نیاز. همانطور که در مقاله مطرح شده است این عوامل زیرساختی سهم بسیار مهمی از احتمال شکست پروژه های هوش تجاری در سازمان را بخود اختصاص میدهند و همین امر منجر به لزوم توجه بیشتر به این مقوله میشود.

بعد از تصمیم گیری باید ارزیابی آمادگی سازمانی برای قبول استقرار هوش تجاری صورت پذیرد و با توجه به خروجی حاصل از ارزیابی، اقدامات لازم برای ایجاد آمادگی کامل صورت پذیرد.

استقرار هوش تجاری در گرو همکاری و همسویی فناوری اطلاعات و کسب و کار سازمان است. و در صورتی که این دو عامل در یک سازمان با هماهنگی کامل در جهت استقرار هوش تجاری برناه ریزی و هدایت شوند میتوان به مرحله استقرار هوش تجاری در سازمان رسید. در این مرحله نیز گام های استقرار یکی پس از دیگری برداشته میشود و در نهایت منجر به ایجاد سازمانی هوشمند و یادگیرنده میگردد.

مراجع

[1]      آرش خسروی ، ضرورت بكارگيري هوش سازماني در سازمان ها، مرکز تحقيقات کامپيوتری علوم اسلامی

[2]      بررسی دلایل ناکامی پروژه های فناوری اطلاعات

[3]      ﻋﻮﺍﻣﻞ ﻣﻬﻢ ﺟﻠﻮﮔﻴﺮﻱ ﺍﺯ ﺷﻜﺴﺖ ﭘﺮﻭﮊﻩﻫﺎﻱ ﺍﻧﺒﺎﺭﻩ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﻫﻮﺵ ﺗﺠﺎﺭﻱ، خبرنامه شرکت مگفا بهمن ۱۳۸۷

 

[4]      Data Integration and Management Solutions,Manjunath. B. Assistant Professor, manjunath_b_73@yahoo.com

[5]      Business Intelligence – Past, Present, and Future ,Hugh J. Watson Department of MIS, University of Georgia , nov 2009

[6]      Assessing BI Readiness: A Key to BI ROI, As featured in the Summer 2004 issue of Business Intelligence Journal ,Steve Williams , Nancy Williams

[7]      Knowledge management and business intelligence: the importance of integration , Richard T. Herschel and Nary E. Jones

 

[8]      The integration of business intelligence and knowledge management, W F Cody; J T, Kerulen; V Krishna; W S Spangler, IBM Systems Journal; 2002; 41, 4; ABI/INFORM Global, pg. 697

[9]      http://www.inmoncif.com/home/

 

 

 

[1] سید محمود شجاعی کیاسری.

آدرس پست الكترونيكي: sm.shojaei@mail.sbu.ac.ir

[2] علیرضا طالب پور ، دکتراي الکترونيک (پردازش تصوير، دانشگاه Surrey انگلستان) – عضو هيئت علمی و استاد دانشگاه شهید بهشتی

 

[3] Extract, Transform, Load

 

ارسال شده توسط احمد محمدی | 23 11, 2013 | بازدید‌ها (792)
 
پایگاه داده‌ها [1] یا پایگاه اطلاعاتی، ذخیره‌ای از پرونده‌های [2] حاوی اطلاعات گوناگون و مرتبط به‌صورت یکپارچه [3] و مبتنی بر ساختار واحدی است که امکان جست‌وجو و بازیابی سریع اطلاعات را توسط رایانه پدید می‌آورد. پایگاه اطلاعاتی به‌گونه‌ای شکل می‌گیرد که تسهیلاتی را برای ذخیره، درج، حذف، اصلاح، روزآمدسازی، و بازیابی اطلاعات پرونده‌ها توسط یک یا چند کاربر به‌صورت اشتراکی و همزمان فراهم سازد. غالبآ مدارک موجود در پایگاه اطلاعاتی ارائه‌دهنده اطلاعات همه پدیده‌های فیزیکی مانند کتاب یا سایر متون منتشر شده مانند آثار هنری، اشیای قدیمی، یا حتی اطلاعات مربوط به یک فرد (مانند مدارک استخدامی یا اسناد پزشکی افراد) را در بر می‌گیرد. به عبارت دیگر این اطلاعات می‌تواند، داده‌هایی کامل از این اسناد باشد. پایگاه اطلاعاتی را می‌توان بر روی رسانه‌هایی مانند لوح سخت [4]، لوح لرزان [5]، لوح یا نوار مغناطیسی [6]، لوح نوری [7]، یا هر ابزار دیگر ذخیره کرد.

تاریخچه
در اواخر دهه 1960 و اوایل دهه 1970 ایجاد نظام یکپارچه مدیریت اطلاعات به‌عنوان هدفی واحد مطرح شد و پایگاه‌های اطلاعاتی با این قصد به‌وجود آمد که بتواند امکان ترکیب پرونده‌های جدا از هم، ایجاد ارتباط، مدیریت، و استفاده مشترک از داده‌ها را فراهم سازد. در نتیجه، افزونگی اطلاعات تا حدودی کاهش یافت، صحت و یکپارچگی اطلاعات ذخیره شده تا حدی تأمین شد، و امکان دسترسی مستقیم به اطلاعات و بازیابی آن، به‌کمک چند کلید، و گزارش‌گیری ساده نیز فراهم گردید.
در دهه 1970، به‌سبب تراکم اطلاعات ذخیره شده و ضرورت بازیابی اطلاعات مورد نیاز، یکپارچگی اطلاعات و به حداقل رساندن تکرار آن در پایگاه‌های اطلاعاتی اهمیت بیشتری یافت و موجب شد که در تهیه برنامه‌های کاربردی، روش‌های کارآمدتری نسبت به ذخیره و بازیابی اطلاعات ابداع شود و پایگاه‌های اطلاعاتی امروزی شکل گیرد. این پایگاه‌ها دسترسی چندجانبه به اطلاعات، کنترل اطلاعات، سازماندهی مجدد، ارتباط میان عناصر اطلاعاتی، امنیت اطلاعات، تهیه گزارش‌های پیچیده، و تهیه برنامه‌های کاربردی مستقل از داده را امکان‌پذیر ساخت. از دهه 1980، با توسعه دانش در زمینه‌هاینظام‌های خبره و هوش مصنوعی [8] [9]، تحولی در نظام ذخیره و بازیابی اطلاعات به‌وجود آمد.
پایگاه‌های اطلاعاتی با استفاده از منطق صوری، نظام خبره، هوش مصنوعی، و زبان طبیعی امکان استنتاج منطقی از داده‌ها را به کاربران می‌دهند؛ و بدین‌ترتیب، فن‌آوری نوین سبب ایجاد پایگاه‌های دانش [10] شده است.
در ایران نیز از سال 1362، تلاش‌هایی به‌منظور ایجاد پایگاه‌های اطلاعاتی خودکار آغاز شد (6: 1-3) لیکن تا اواخر دهه 60 نتیجه ملموسی حاصل گردید. مراکز پایگاه‌های اطلاعاتی ایران در حال حاضر به‌طور عمده حاصل تلاش‌ها و کوشش‌هایی است که از سال 1368 آغاز گردیده و تاکنون ادامه داشته است.

اجزای پایگاه اطلاعاتی [11]
محیط پایگاه اطلاعاتی از اجزائی چون داده‌ها، سخت‌افزار، نرم‌افزار، و کاربران تشکیل شده است. هر پایگاه اطلاعاتی مجموعه‌ای از داده‌هاست که به‌صورت یکپارچه مورد استفاده قرار می‌گیرد. داده‌های هر پایگاه میان کاربران مختلف به اشتراک گذاشته می‌شود و از داده واحدی ممکن است برای مقاصد مختلف استفاده گردد.
از سوی دیگر، پایگاه اطلاعاتی برای استقرار و اجرا نیاز به تجهیزات سخت‌افزاری نظیر دستگاه‌های ذخیره‌سازی، پردازش‌گرها [12]، و سخت‌افزارهای ارتباطی [13] دارد. در ضمن، هر پایگاه اطلاعاتی دارای لایه‌ای نرم‌افزاری به نام "نظام مدیریت پایگاه اطلاعاتی" [14] است که ارتباط میان استفاده‌کنندگان و اطلاعات ذخیره شده بر روی دستگاه‌ها را برقرار می‌سازد. از طریق این نرم‌افزار می‌توان به اطلاعات پایگاه دست یافت.
کاربران پایگاه‌های اطلاعاتی را سه گروه تشکیل می‌دهند:
1) برنامه‌سازان کاربردی [15] که پایگاه اطلاعاتی را طراحی می‌کنند و، با استفاده از داده‌های موجود در پایگاه، آن را توسعه می‌دهند و برنامه‌های جدیدی را تهیه می‌کنند؛
2) استفاده‌کنندگان نهایی که با استفاده از پایگاه‌ها می‌توانند به اطلاعات مورد نیاز دست یابند و از آنها استفاده کنند؛
3) مدیران پایگاه داده‌ها که کار کنترل پایگاه اطلاعاتی را برعهده داشته و معمولا از توان بالایی برای تجزیه و تحلیل نیازها و تصمیم‌گیری در مورد روش ذخیره، دسترسی، بازیابی، و کنترل اطلاعات برخوردارند.

عناصر پایگاه اطلاعاتی [16]
هر پایگاه اطلاعاتی از عناصری شامل واژگان داده‌ها [17]، نوع داده‌ها، دامنه داده‌ها [18]، حوزه داده‌ها (فیلد)، پیشینه (رکورد)ها، رابطه‌ها [19]، و نمایه‌ها تشکیل شده است. واژگان داده‌ها مجموعه‌ای مرتب از پرونده‌ها، نمایه‌ها، نگاره‌ها، و اقلام اطلاعاتی برنامه کاربردی است که برای برنامه‌نویس سرعت و سهولت زیادی را در نوشتن برنامه‌های پایگاه اطلاعاتی ایجاد می‌کند. نوع داده‌های هر حوزه (فیلد) نیز مشخص و تعریف می‌شود تا برنامه کاربردی بتواند آنها را در هر زمان و به هر شکل پردازش و بازیابی کند. متداول‌ترین نوع داده‌ها شامل داده‌های مربوط به متن، عدد، تاریخ، تصویر، و یادداشت است.
داده‌های متن از حروف، اعداد، و نشانه‌ها تشکیل شده است. داده عددی شامل اعداد صحیح، حقیقی، و اعشاری است. داده تاریخ به‌گونه‌ای ذخیره می‌شود که برنامه کاربردی بتواند آن را تشخیص دهد. داده یادداشت برای ذخیره متن‌های طولانی مانند چکیده‌ها یا مقالات به‌کار می‌رود.
حوزه‌ها فضاهایی هستند که داده‌های ذخیره شده در پایگاه اطلاعاتی را در خود جای می‌دهند. نام، نوع، و اندازه هر حوزه (فیلد) در پایگاه اطلاعاتی تعریف می‌شود و برای هر حوزه عنوانی متناسب با محتوای آن انتخاب می‌گردد. افزونگی در حوزه‌ها وجود ندارد، مگر برای حوزه‌هایی که، به عنوان کلید، ارتباط میان پیشینه‌ها (رکورد) را فراهم می‌سازند.
پیشینه‌ها مجموعه‌ای از حوزه‌ها هستند که درباره موضوعی خاص در ارتباطی منطقی قرار می‌گیرند. رابطه‌ها در پایگاه‌های اطلاعاتی این امکان را فراهم می‌کنند که پیشینه‌ها به‌گونه‌ای مورد نیاز سازماندهی شوند. به‌طور مثال، پیشینه اطلاعات کتابشناختی مدارک، که در فرایند فهرست‌نویسی مورد استفاده قرار می‌گیرد، با استفاده از رابطه می‌تواند در کارهای امانت یا سفارش مورد استفاده قرار گیرد. نمایه‌ها (شاخص‌ها) در پایگاه‌های اطلاعاتی عامل مهمی در ذخیره اطلاعات حوزه‌ها هستند و با وجود آنها برای بازیابی اطلاعات خاص نیازی به پیمایش سراسر پایگاه نیست، در نتیجه اطلاعات با سرعت بیشتری بازیابی می‌شود.

انواع پایگاه اطلاعاتی
پایگاه‌های اطلاعاتی را بارویکردهای متفاوتی تقسیم‌بندی کرده‌اند. برخی صاحب‌نظران، انواع پایگاه اطلاعاتی را به شرح ذیل می‌دانند:

1. پایگاه اطلاعاتی تک پرونده [20]، که در آن اطلاعات از یک پرونده را در هر زمان ذخیره، سازماندهی، و بازیابی می‌کنند. در این پایگاه‌ها حوزه‌های مربوط به یک موضوع می‌تواند تکراری باشد و امکان حذف حوزه‌های زائد در پیشینه‌ها وجود ندارد، در نتیجه، افزونگی اطلاعات در این پایگاه‌ها بسیار زیاد است.

2. پایگاه اطلاعاتی سلسله مراتبی [21]، که در آن پیشینه‌ها به صورت سلسله‌مراتبی و درختی در رابطه‌ای پدر و فرزندی قرار می‌گیرند. تنها یک پیشینه، ریشه درخت است و هر پیشینه فقط یک رابطه با پیشینه قبلی خود دارد، ولی در برقراری رابطه با پیشینه‌های بعدی خود محدودیتی ندارد. در این نوع پایگاه ارتباط میان پیشینه‌ها بسیار سریع است، اما برخی پیشینه‌ها با توجه به نوع ارتباط تکرار می‌شوند و موجب افزایش حجم پایگاه اطلاعاتی می‌گردند.

3. پایگاه اطلاعاتی شبکه‌ای [22]، که در آن رابطه میان انواع پیشینه‌ها یک به چند است و هیچ محدودیتی در تعداد آنها نیست. چند پیشینه در رابطه با یک پیشینه که خود با چند پیشینه دیگر مرتبط است قرار می‌گیرند. انعطاف‌پذیری در تعداد رابطه‌های میان پیشینه‌ها موجب می‌شود که پیشینه‌ها در محلی که بیشترین کارآیی را دارند قرار نگیرند، و سرعت برقراری ارتباط میان آنها نسبت به مدل سلسله‌مراتبی کاهش یابد. البته با قرار دادن پیشینه‌های مرتبط نزدیک به هم این مشکل را می‌توان تا حدودی برطرف ساخت. برتری نوع شبکه‌ای نسبت به نوع سلسله مراتبی، استفاده از یک پیشینه در رابطه‌های نامحدود است و نیازی به تکرار پیشینه‌های یکسان نیست. در نتیجه از افزونگی اطلاعات کاسته شده و اندازه پایگاه کوچک‌تر می‌گردد.

4. پایگاه اطلاعاتی رابطه‌ای [23]، که در آن رابطه‌ها به شیوه‌ای خاص، یعنی به صورت جدول، به کار رفته‌اند و در واقع همان پایگاه شبکه‌ای است. این پایگاه برای نخستین بار در سال 1970 توسط یکی از کارشناسان شرکت آی. بی. ام. ابداع شد و در آن، سازماندهی اطلاعات برپایه جدول‌ها (رابطه‌ها)، سطرها (پیشینه‌ها) و ستون‌ها (حوزه‌ها) صورت می‌گیرد. با استفاده از الگوهای ریاضی در مجموعه‌ها، عملیات مشابه بر روی اطلاعات صورت می‌گیرد. در این پایگاه، نوع پیشینه‌ها به‌صورت جدول و حوزه‌های مربوط به آنها به‌صورت ستونی در جدول قرار می‌گیرند. هر سطر جدول پیشینه‌ای است که به‌وسیله کلید مشخصی با جدول دیگر که دارای همان کلید در یکی از سطرهاست مرتبط می‌شود. در هر رابطه یا جدول تنها یک نوع پیشینه می‌تواند وجود داشته باشد و هر پیشینه دارای تعداد ثابتی حوزه یا ستون است. در این نوع پایگاه، افزونگی اطلاعات وجود ندارد و گزارش‌گیری بسیار ساده، راحت، و سریع انجام می‌گیرد.

5. پایگاه اطلاعاتی شیی گرا [24]، که به‌منظور ایجاد نرم‌افزاری بهتر، کوچک‌تر، و بدون تناقض به‌وجود آمد و متشکل از مجموعه‌ای از شیی‌هاست. هر شیی دارای اطلاعات (ویژگی‌ها [25]) و برنامه‌ها (روش‌ها [26])یی است که می‌تواند اطلاعات درون شیی را پردازش کند. شیی نفوذناپذیر است، یعنی نمی‌توان برنامه درونی آن را تغییر داد. فقط از طریق پیام می‌توان با آن رابطه برقرار کرد. هر شییî، پس از دریافت پیام، آن را پردازش کرده و سپس پیام(های) مناسبی را ارسال می‌کند. در ساختار این پایگاه‌ها شیِی‌ها که دارای توانایی‌های مشترک هستند در رده واحدی قرار می‌گیرند و هر رده می‌تواند دارای زیر رده‌هایی باشد که از توانایی‌های رده بالاتر از خود نیز برخوردار است.

6. پایگاه اطلاعاتی توزیعی، که برمبنای بانک‌های اطلاعاتی توزیعی شکل می‌گیرد و، در واقع، برای ذخیره و بازیابی داده‌های غیرمتمرکز بر روی رایانه‌های مراکز مختلف ایجاد می‌گردد. به‌طور مثال، چندین کتابخانه که در شبکه‌ای واحد با یکدیگر همکاری می‌کنند، با ایجاد پایگاه اطلاعاتی توزیعی در شبکه، می‌توانند از برنامه‌های کاربردی یکدیگر استفاده کنند.

با رویکردی دیگر، پایگاه اطلاعاتی را می‌توان چنین طبقه‌بندی کرد:

1. پایگاه اطلاعاتی کتابشناختی [27]. این نوع پایگاه ارائه دهنده انواع گوناگون انتشارات بوده واطلاعات مربوط به آنها شامل عنوان، نام نویسنده(ها)، ناشر، تاریخ نشر، احتمالا ویژگی‌های فیزیکی (به‌طور مثال، شماره صفحات)، و کلیدواژه‌هایی از موضوع اثر است. روشن‌ترین مثال از این نوع، پایگاه‌های اطلاعاتی فهرست کتاب‌های یک کتابخانه یا پایگاه اطلاعاتی مقالات نشریات علمی یا عمومی است. این نکته قابل توجه است که پایگاه اطلاعاتی کتابشناختی ارائه دهنده متن اصلی اثر نبوده و فقط اطلاعات توصیفی را دربر می‌گیرد.

2. پایگاه اطلاعاتی تمام متن [28]. این پایگاه شامل متن کامل منابع - نه فقط مشخصات ظاهری آنها است. متن کامل مقالات روزنامه‌ها و نشریات، قوانین، گزارش‌های فنی شرکت‌ها، پیام‌های گروه‌های مباحثه در اینترنت، و مکاتبات سازمان‌ها نمونه‌هایی از این‌گونه پایگاه‌ها هستند.

3. پایگاه اطلاعاتی تصویر [29]. این پایگاه شبیه پایگاه اطلاعاتی کتابشناختی است، با این تفاوت که اطلاعات موجود در آن توصیف‌کننده تصاویر است، مانند نقاشی‌های موجود در یک گالری هنر، عکس‌ها، یا منابع ویژه‌ای چون تصاویر پرتونگاری. داده‌ها فقط نشان‌دهنده خطوط ظاهری تصویر نبوده و ممکن است توصیف‌کننده مفهوم آن نیز باشند؛ به‌طور مثال، اطلاعاتی از قبیل مکانی که عکس در آن گرفته شده یا نقاشی ترسیم شده یا اطلاعاتی در مورد رنگ و بافت نقاشی را نیز شامل می‌شود.

4. پایگاه اطلاعاتی ارجاعی [30]. این پایگاه می‌تواند شامل فهرست اشیاء نمایشی در یک موزه یا فهرست گیاهان یک ناحیه خاص باشد. همچنین این نوع پایگاه می‌تواند ارائه دهنده نکات خاصی باشد که در انواع دیگر پایگاه‌ها موجود نیست؛ مانند اطلاعاتی در مورد کوزه‌گری که نیازمند توصیف به‌وسیله شکل، ابعاد، رنگ، و تاریخ کوزه‌گری به‌طور کامل است.

5. پایگاه اطلاعاتی عددی و آماری [31]. این پایگاه عمدتآ شامل اطلاعات عددی است و آمار گوناگونی مانند اسناد فروش یا داده‌های علمی همچون خواص فیزیکی مواد را دربر می‌گیرد.

6. پایگاه اطلاعاتی توصیفی [32]. این نوع پایگاه نکاتی موجز با طیفی گسترده از توضیحاتی درباره نواحی جغرافیایی خاص، برنامه‌های ارائه شده توسط دانشگاه‌ها یا دانشکده‌ها، یا امکانات یک شرکت را دربر می‌گیرد.
بعضی از صفحات خانگی [33] موجود در اینترنت را می‌توان نمونه‌ای از پایگاه‌های اطلاعاتی توصیفی به‌شمار آورد. پایگاه‌های اطلاعاتی توصیفی شامل نکات اصلی متن (حاوی اطلاعات آماری و تصاویر متن) هستند، به همین سبب می‌توان آنها را جزو گروه پایگاه‌های اطلاعاتی تمام متن نیز برشمرد. پایگاه‌های اطلاعاتی توصیفی غالبآ به شکل الکترونیکی اسناد چاپی اشاره می‌کند. واژه کلی‌تر پایگاه‌های اطلاعاتی متنی [34] نیز می‌تواند شامل متن اصلی آثار داستانی باشد.

7. پایگاه‌های اطلاعاتی راهنماها و سایر منابع مرجع [35]. این پایگاه‌ها شامل شکل الکترونیکی انواع گوناگون کتاب‌های مرجع مانند راهنمای سازمان‌ها و اشخاص یا واژه‌نامه‌هاست. این نوع پایگاه ترکیبی از پایگاه‌هایی است که به آن اشاره شد؛ به‌طور مثال، یک دایره‌المعارف ممکن است هم دارای متن و هم دارای تصویر باشد. این پایگاه‌ها با بهره‌گیری از امکاناتچندرسانه‌ای مانند صوت و تصویر، برقراری رابطه تعاملی با کاربران را فراهم می‌آورند.

مآخذ:
1) خسروانی، جعفر. "بررسی وضعیت پایگاه‌های اطلاعاتی معاجم لفظی و موضوعی مرکز تحقیقات کامپیوتری علو اسلامی". پایان‌نامه کارشناسی ارشد کتابداری و اطلاع‌رسانی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه تهران، 1374؛
2) روحانی رانکوهی، محمدتقی. مقدمه‌ای بر پایگاه داده‌ها (بانک اطلاعاتی). {تهران}: جلوه، 1372؛
3) شورای عالی انفورماتیک کشور. دبیرخانه. ویژه‌نامه پایگاه داده‌ها: خبرنامه انفورماتیک. تهران: سازمان برنامه و بودجه، مرکز مدارک اقتصادی - اجتماعی و انتشارات، 1374؛
4) فرهنگ اصطلاحات کامپیوتری (Webster): شامل شرح 4500 اصطلاح کامپیوتری به‌همراه جدیدترین واژه‌های مربوط به PCها. "پایگاه اطلاعاتی"؛
5) فرهنگ کاربران کامپیوتر. ادیک باغداساریان. ذیل "پایگاه اطلاعاتی"؛
6) مرکز اسناد و مدارک علمی ایران. طرح پیشنهادی شبکه اطلاع‌رسانی علمی و صنعتی کشور. تهران، 1362؛
7) "Data base". The New Encyclopedia Britannica. 15th ed. Vol. 3: Micropaedia Ready Reference. PP. 896-897;
8) "atabase". Encyclopedia of Library and Information Science. Vol 51, P. 107;
9) Date, C.J. An Introductionto Data base Systems. Vol. 1. 5th ed. Reading, Ma: Addison - Wesley Publishing co., 1990;
10) Jacso, Peter; Lancaster, F.W. Database. Chicago: ALA, 1999;
11) Maryanski, F. "Data base Administrator". Encyclopedia of Computer Science and Engineering. PP. 440-441;
12) Moulton, lynda W. Data bases for Special Libraries: a Strotegic Guide to Information Management. London: Green Wood Press, 1991;
13) Olle, T.W. "Data base Management". Encyclopedia of Computer Science and Engineering. Vol. 1, P. 441-447;
14) Semsarzadeh, Gholam Ali. "New Developments in Conception of Application Software". Washington, D.C. 1997 (Poly Copy);
15) Vargo, Mary O. "Data base Computer". Encyclopedia of Computer Science 3 rd. ed. PP. 412-413.

پی نوشت:
[1]. Database
[2]. Files
[3]. Integrated
[4]. Hard disk
[5]. Floppy disk
[6]. Magnetic disk / Tape
[7]. Optical disk
[8]. Expert system
[9]. Artificial intelligence
[10]. Knowledge base
[11]. Database components
[12]. Processors
[13]. Communication hardware
[14]. Database Management System (DBMS)
[15]. Application programmer
[16]. Database clements
[17]. Data dictionary
[18]. Data domain
[19]. Relations
[20]. Flat-file database
[21]. Hierarchical database
[22]. Networked database
[23]. relational database
[24]. Object-oriented database
[25]. Properties
[26] Methods
[27]. Biblilgraphic databases
[28]. Full-text databases
[29]. Image database
[30]. Database referring to other physical objects
[31]. Numeric and statistical database
[32]. Descriptive database
[33]. Home page
[34]. Text database
[35]. Directories and other "reference sources" database
ارسال شده توسط احمد محمدی | 23 11, 2013 | بازدید‌ها (949)
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4

سیستم خبره بنگاه املاک

سعیدی

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4

ديباچه

در طول چند دهه گذشته تغييرات قابل توجهي در روش هاي پيش بيني موجود تحليل گران و متخصصان وجود داشته است. اغلب روش هاي پيچيده ي در دسترس براي استفاده معمول مدل هاي پيچيده اقتصادي براي راه حل مشكلات پيش بيني ، پيشنهاد مي شوند. اما بعضي از محققان پيشنهاد مي دهند كه استفاده از سيستم هاي بهتر، بهتر از روش هاي پيش بينيي است كه منجر به پيش بيني هاي كلي بهتر مي شود.

اين ايده به شدت توسط  Makridakis و همكارانش .(1982)

اين تحقيق شامل 1001 پيش بيني سري هاي زماني مختلف با استفاده از 24 روش مختلف است. آنها نتيجه گرفتند كه روش هاي پيچيده تر ممكن است، نتايج بهتري از آنهايي كه ساده توليد مي كند، نباشد.اين سطر زير نقل قولي از انهاست در نتيجه گيري هايشان:

"اگر پيش بيني هاي كاربر مي تواند تبعيض قابل شود در انتخاب هايش از روش هاي وابسته به نوع ديتا (ساليانه،فصل نامه و ماهانه) نوع رشته اي (ماكرو،ميكروو يره) و افق زمان پيش بيني، انگاه كه او به طور قابل ملاحظه انجام ميده بهتر از زمان استفاده از يك روش واحد در تمام شرايط -با فرض البته نتايج مطالعه حاضر را مي تواند تعميم داده شود.

حتي ار تحقيقات بيشتري لازم است تا به ما دلايل مشخص تري ارائه كند كه اين چرا اتفاق مي افتد.

يك فرضيه ممكن است پيشرفته باشد در اين بيان كه روش هاي اماري پيچيده از روش هاي ساده بهتر نيستند زمانيكه تصادفي بودن قابل توجهي در اطلاعات وجود دارد

در اخر،اين به نظر مي رسد كه الگوهاي فصلي مي تواند با استفاده از هر دو روش ساده و اماري بسيار پيشرفته به همان خوبي پيش بيني شود ."

 

يك استنباط اين است كه سيستم هاي پيش بيني با هوش مصنوعي ساده و سيستم هاي خبره مي تواند نتايج بهتر و تاثيرات بيشتر از كساني كه از يكي استفاده مي كنند محصول داشته باشدمدل (DeLurgio، 1998).

اين مقاله به برخي از استفاده هاي سيستم هاي خبره و هوش مصنوعي در تجارت و چگونگي استفاده انها در مشكلات مسكن ،مي پردازد.

يكي از جنبه هاي خاص كه در نظر گرفته مي شود مزاياي استفاده از اين سيستم ها است به عنوان ابزار اموزشي براي دست اندركاران بي تجربه املاك و مستغلات است .براي مثال استفاده مي شود براي به عنوان مثال استفاده شده است تا نشان دهد چگونه يک سيستم خبره براي ارزيابي مسکوني ممکن است کار کند.

 

 

  چکیده :

این مقاله به بررسی استفاده از سیستم های خبره و هوش مصنوعی ، )به ویژه در استفاده از شبکه های عصبی( به پیش بینی املاک و مستغلات میپردازد. در حالی که مقدار زیادی از ادبیات در مورد استفاده از هوش مصنوعی وجود دارداین مقاله نیز به بررسی های گسترده تر موضوع سیستم های خبره و چگونه یک سیستم بهتر می تواند به نتایج بهتری منجر شود. این سیستم خبره بسیار به درد افرادی میخورد که میخواهند با اطلاعاتی ناقص، خانه ای خوب بخرند.

 

استفاده از هوش مصنوعي و سيستم هاي خبره در كار املاك و مستغلات

اين بحث تا كنون پيرامون شبكه هاي عصبي و روش هاي داده كاوي براي پيش بيني متمركز شده است.

پيش بيني در درجه اول فرايند كمي از داده هاي عددي از گذشته تا پيش بيني اينده است.سيستم هاي خبره روش هاي ايده الي هستند براي مقابله اي خوب با مشكلات بسيار.

يكي از از اين پيش بيني ها كيفي است.اين است که به طور معمول براي محصولات جديد و در شرايطي که در انجا هيچ مجموعه اي طولاني مدت جايي كه ممكن است كمك به ارائه پيش بيني باشد نيست.

سيستم هاي خبره مي توانند در استفاده از روش هاي فروش نيرو هاي مركب ياري دهند.

نظر سنجي از مشتريان و جامعه، داوران از نظر اجرايي و روش هاي دلفي (Wilson et al, 1998).

 

بسياري از مناطق ديگر متعدد ،بدون كار املاك و مستغلات وجود دارد.كه در ان سيستم هاي خبره مي توانند مفيد بكار گرفته شوند

چند مسئله:

1-آماده سازي اسناد املاک و مستغلات مانند اجاره ، قرارداد و فرم.سيسم هاي خبره مي توانند به كاربر كمك كنند تا مدارك را با استفاده از هدايت انها از طريق فرايند و جلب توجه به مشكلاتي كه ممكن است عاقلانه نباشند،به عنوان بهبود عبارت و ساختار، اماده كند.  

2-هزينه ساختمان ها و توسعه پروژه ها.اين نياز به تركيب روش  داده كاوي و روش قانون پايه اي دارد(يا مورد هاي مبتني بر استدلال)براي گردهم اوردن دانش كارشناس بررسي كميت.مهندسي و ساخت با براورد هزينه درست.

3-محاسبه كمك با نرم افزار هاي عممي كامپيوتري و همچنين تخصصي.

4-تهيه گزارش و مشروحات ملك

5-مشكلات مديريتي اموال و امكانات در جايي كه سيستم هاي خبره مي تواند به هردو صورت مشتريان و مديران املاك براي ساده كردن راه حل هاي بعضي مشكلات استفاده شود. يكي از مسائل اشكار ، پر كاربردي براي افراد تازه كار و قابليت كمك در اموزش و فرايند پرورش تا زمانيكه به كاربر و كارشناس شدن خود شخص منجر بشود ،است.

 

و اما

این سیستم خبره شامل هفت مرحله است

مرحله 1

گام اول جمع آوری اطلاعات در مورد موضوع املاک است. برای کاربران حرفه ای یا خبره این داده ها میتونه به صورت مستقیم وارد شود. برای کاربران تازه کار یا در حال آموزش یک سیستم مبتنی بر قانون وجود دارد که برای ورودی ها او را راهنمایی میکند. شکل زیر صفحه ی ورودی کاربر را نشان میدهد. در دید اول این صفحه نمایش هست که ورودی ها را از کاربر دریافت میکند. روش را انتخاب میکند و جواب میدهد. سیستم با یا بدون اطلاعاتفهرست شده در گزارش بازرسی کار می کنند. بر اساس اطلاعاتی که در قسمت features به صورت لیست قرار گرفته و به ما خروجی میدهد. با این حال نتیجه در بسیاری از مناطق دقیق نیست

 

مرحله 2

مرحله دوم شامل جمع آوری اطلاعات در پایگاه فروش میباشد. این اطلاعات به صورت ماهیانه به روز میشوند و سیستم با بهره گیری از جستجو و سیستم فیلتر باهم و همراه با دانش تخصصی با پارامتر های مناسب پر فروشها را انتخاب میکند. این پارامترها میتوانند به وسیله ی کاربر زده شوند و در نسخه های بعدی این سیستم  میتونه به یاد بیاره که کدام پارامتر ها در کدام مناطق تاثیر گزارتر هستند

مرحله 3

مرحله ی 3 به تجزیه تحلیل داده های بازار میپردازد.در این مثال یک مدل رگرسیون استفاده میشود.  این سیستم اجازه میدهد به مدلهای مختلف شامل مدل های رگرسیون ومدلهای مختلف شبکه عصبی با ااگوریتم ژنتیک. فرایند ساخت این مدل بر اساس دانش خبره با آزمون های استاندارد برای اعتبار مدل استفاده شده است.

در شکل زیر فقط منطقه ی زمین، منطقه ی ساختمان و سن ساختمان استفاده شده است. با داده های مختلف، مدل های مختلف بسته به مکان و محیط فیزیکی واقتصادی یافت میشوند.

مرحله 4

مدل از داده های بازار به عنوان پایه برای تنظیمات برای سیستم استفاده می شود. در این مثال از مدل رگرسیون استفاده شده است، هرچند روشها و مدلهای دیگر هم در دسترس هستند.

کاربر میتواند تنظیمات را زیر پا بگذارد. در شکل زیر میبینید که تنظیمی برای تاریخ فروش وجود ندارد زیرا این مدل از مارکت هیچ تائثیر قابل اندازه گیری از زمان بر روی قیمت پیدا نمیکند.

اگر کاربر معتقد باشد که قیمت در برابر زمان افزایش داشته باشد پس آن زمان می تواند یک تنظیم مناسب باشد.

 

مرحله 5

مرحله ی بعدی شامل انتخاب بیشترین فروشهایی که  قابل مقایسه هستند، است.

این فرایند با استفاده از ترکیبی از دانش خبره و نزدیکترین تکنیکهای همسایه است.سیستم تلاش دارد برای اینکه تعداد مناسبی از فروشهایی را که قابل مقایسه هستند را پیدا کند. به عنوان مثال اگر از بین چهار حالت مقایسه سه حالت با توجه به داده ها و اعمالی که روی آنها انجام میشود به داده نزدیکتر و مقایسه ی چهارم از آنها دور بود سه حالتی که نزدیک هستند انتخاب میشوند . این سسیتم مانند بیشتر سیستم ها میتواند حالت خودکار خود را زیر پا بگذارد و خود کاربر به صورت غیر خودکار این کار را انجام دهد .

مرحله 6

مرحله 6 با استفاده از تمام اطلاعات بدست آمده تا این مرحله به تنظیم بیشترین فروشهای قابل مقایسه با استفاده از روشهای مناسب و تنظیم های انتخاب شده میپردازد.

شکل زیر نشان میدهد در این مثال چگونه این تنظیمات ساخته شده

( بر اساس ورودی های ما یک سری مقایسه ها انجام داده و یک رنجی را به ما داده است که میتوانیم به وسیله ی آن رنجها که حتما با یک سری فرمول های خاص بدست آمده یک قایسه ی خوب انجام دهد) 

مرحله 7

مرحله ی آخر شامل   درصد گیری برای نشان دادن بهترین گزینه است که این درصد ها با توجه به اطلاعات بدست آمده از مرحله ی 6  بدست می آید .  

نتیجه

این مقاله به بررسی برخی از مسائل جاری در خصوص سیستم های خبره و هوش مصنوعی برای متخصصان در صنعت املاک پرداخته بود.

به وسیله ی این سیستم ابتدا میتوانیم از بین داده ها به وسیله ی جستجو داده های نزدیک به ورودیهای خودمان را پیدا کنیم و بعد از آن با استفاده از یک سری فرمول ها و قوانین بهترین گزینه را انتخاب کنیم که البته ممکن است دقیقا گزینه ی مورد نظر ما نباشد.

 

 

در این مقاله حرفی از این که این سیستم با چه زبان برنامه سازی پیاده شده به زبان نیامده است. ولی من برخی از فرمولهای این سیتم خبره را کشف کردم.

مرحله 6

برای land area

مقدار ورودی=x

مقدارهایی که از مرحله ی 6 بدست آمده=Yi

مقدار برای محاسبه درصد=Wi

(x-Yi)*69=Wi

  

برای Equiv area

مقدار ورودی=x

مقدارهایی که از مرحله ی 6 بدست آمده=Yi

مقدار برای محاسبه درصد=Wi

(x-Yi)*600=Wi

 

برای year built

مقدار ورودی=x

مقدارهایی که از مرحله ی 6 بدست آمده=Yi

مقدار برای محاسبه درصد=Wi

(x-Yi)*1328=Wi

همانطور که میبینید اعداد سال از ارزش بیشتری برخوردار هستند چون ضریب بیشتری دارند و هر چه مجموع| Wi |ها کمتر باشد داده بدست آمده به اطلاعات ما نزدیکتر است.

 

 

 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4


ارسال شده توسط احمد محمدی | 21 11, 2013 | بازدید‌ها (897)
 فرآيند پياده سازي سيستمهاي erp
 
مانند هر پروژه ديگري اجرا و پياده سازي پروژه هاي ERP نيز باعث بوجود آمدن مشكلات عديده اي براي شركتها و سازمانهاي استفاده كننده خواهد شد . براي نمونه ميتوان شركت هرشي را نام برد كه در اثر اجراي نادرست پروژه 112 ميليون دلاري ERP در سال 1999 ، نوزده درصد كاهش در سود سه ماهه سوم و 29 درصد افزايش در موجودي انبار داشته است. شركت صنايع مايلر نيز متحمل زيان عملياتي برابر 5/3 ميليون دلار در سه ماهه آخر سال 1999 شد كه ناشي از هزينه هاي زياد و ناكارا بودن سيستمهاي ERP گزارش شده است . نكته مهمي كه در مورد اين شركتها بايد مورد توجه قرار گيرد آن است كه همه آنها از يك شركت فروشنده سيستمهاي RP‌E ، نرم افزار خريداري نكرده اند بنابراين سيستمهاي هر فروشنده اي ميتواند با شكست در اجرا مواجه شود . با توجه به آنچه كه گفته شد ودر نظر گرفتن اينكه سيستمهاي ERP از نظر مالي تعهد بالايي را براي شركت خريدار نرم افزار ايجاد خواهد كرد و اينكه اگر اين پروژه ها بطور صحيح و كارا مورد اجرا قرار گيرند ، پتانسيل سود آوري بالايي را به همراه خواهند داشت ، بسيار لازم و ضروري مينمايد كه بدانيم چه عواملي موفقيت اين پروژه ها را تضمين مينمايد .
از آنجا كه اجرا و پياده سازي پروژه هاي ERP با ايجاد تغيير در فرآيندهاي كسب و كار شركتهاي استفاده كننده از چنين نرم افزارهايي همراه است ، تئوري تغيير در فرآيندكسب و كار (BPC) ميتواند بعنوان يك ابزار مهم بكار گرفته شود.اين تئوري بعنوان يك محرك سازماني براي طراحي فرآيندهاي كسب و كار جهت دستيابي به بهبود اساسي در عملكرد از طريق ايجاد تغييرات در روابط بين مديريت ، فناوري اطلاعات ، ساختار سازماني و كاركنان ميباشد. در بررسي نتايج حاصل از اين روش ، شرايط محيطي تغيير و همينطور توانايي سازمان براي مديريت تغيير در اين شرايط بايستي مد نظر قرار گيرد . در همين رابطه كتينگر و گروور مدلي را پيشنهاد ميكنند كه بر اساس آن هر تغيير اساسي در فرآيند كسب و كار نيازمند محركي استراتژيك است كه در آن مديران ارشد بعنوان رهبراني وظيفه تعريف و برقراري ارتباط با تغيير مورد نظر را برعهده دارند . از طرفي محيط سازماني با يك فرهنگ آماده و مشتاق ، تمايل به اشتراك گذاري و تسهيم دانش ، روابط متوازن از طريق ابزار شبكه و ظرفيت يادگيري در حد مناسب بايد مديريت اين فرآيند تغيير را به نحو مطلوبي تسهيل كنند .
با مرور سريعي بر تحقيقات انجام شده در مورد استراتژيهاي مربوط به پياده سازي ERP ميتوان اين استراتژيها را به سه گروه سازماني ، فني و انساني طبقه بندي كرد . استراتژيهاي سازماني شامل توسعه و بكارگيري روشهاي مديريت تغيير ، مديريت پروژه ، ساختار و منابع انساني ، سبك مديريت ، ارتباطات و همكاري و ويژگيهاي واحد سيستمهاي اطلاعاتي در سازمان ميباشد. استراتژيهاي فني شامل جنبه هاي فني نصب سيستمها ، پيچيدگيهاي ERP ، كافي بودن تجربه فني درون سازمان و زمان و هزينه راه اندازي ERP بوده و نهايتا استراتژيهاي انساني دربرگيرنده مشاركت ، آموزش و مديريت نيروي انساني و اموركاركنان ميباشد .
فرآيند بكارگيري و پياده سازي سيستمهاي ERP يك چالش فني-اجتماعي است كه بر سطوح استراتژيك و عملياتي شركت تاثيرگذار خواهد بود و لزوما اجراي آن بازده مورد انتظار سازمان استفاده كننده را به همراه نخواهد داشت . بنابراين درك كامل اين فرآيند در سطوح مختلف آن از بروز چنين مشكلاتي جلوگيري كرده و فرآيند تغيير بوجود آمده را به سمت و سوي ايده آل سوق خواهد داد. براي دستيابي به چنين هدفي لازم است ديدگاهي متوازن اتخاذ نمود بدين معني كه همه سطوح استراتژيك ، تاكتيكي و عملياتي بوضوح مشخص شده و منافع مورد انتظار هر بخش مورد ارزيابي و تجزيه و تحليل قرار گيرد .
اكثر محققاني كه در مورد سيستمهاي ERP تحقيق ميكنند با اين سئوال روبرو هستندكه چگونه ميتوان اين سيستم را در يك سازمان خريدار بطور موفقيت آميزي پياده سازي كرد؟ در پاسخ به اين سئوال بايد گفت فرآيند پياده سازي و بكارگيري اين سيستمها شامل تركيبي از تغييرات ايجاد شده در فرآيند كسب و كار و ساختار نرم افزار موجود جهت وفق دادن و متناسب سازي نرم افزار با فرآيندهاي جاري كسب و كار ميباشد . بنابراين اين كار بيشتر از آنكه يك تجربه فني باشد ، يك انقلاب سازماني بشمار خواهد رفت . از آنجا كه ERP پديده اي نسبتا جديد در صنعت نرم افزار بشمار ميرود ، روشهاي بكارگيري و پياده سازي آن هنوز در حال توسعه و تكامل ميباشد . برخي از تحقيقات انجام گرفته تنهااين فرآيند را در سطح عملياتي سازمان مورد بررسي قرار ميدهند و فرض بر آن است كه در سطوح بالاتر (مديران ارشد ) ، حمايت كامل نسبت به اين سيستمها ايجاد شده و بسته نرم افزاري مورد نياز قبلا انتخاب گرديده است . برخي ديگر از تحقيقات ، اين سيستمها را فقط در سطوح تاكتيكي و استراتژيك مورد تحليل قرار داده اند .بنابراين روشي جامع و منسجم براي پياده سازي موفق ERP در تحقيقات ارائه نشده است .
بطور كلي بايد گفت اجراي موفقيت آميز يك پروژه ERP وظيفه اي مشكل و پيچيده است به اين دليل كه اين كار باعث ايجاد تغييرات وسيعي در سازمان مربوطه خواهد شد كه نياز به مديريت دقيق جهت دستيابي به منافع مورد نظر وجود خواهد داشت .در اين كار برخلاف سيستمهاي سنتي ، تمركز اصلي و اوليه از تاكيد بر روي تجزيه و تحليل فني و برنامه نويسي به سمت طراحي فرآيندهاي كسب و كار و ساختار بندي نرم افزار با تمركز بر كسب و كار معطوف شده است . بنابراين در انجام اين كار تعدادي از فاكتورهاي موفقيت بحراني دخيل هستند كه در ادامه به آنها پرداخته ميشود .
سيستمهاي ERP بعنوان مهمترين ابزارپيشرفت و توسعه در بكارگيري فناوري اطلاعات در دهه 1990 در شركتها بشمار ميرود .بكارگيري و پياده سازي اين سيستمها معمولا در قالب پروسه هاي پيچيده و عظيمي است كه در آن گروههاي عظيمي از نيروي انساني و ساير منابع در كنار يكديگربه فعاليت ميپردازند ولي گاهي اوقات در فرآيند اجراي اين پروژه ها وقايع غير قابل پيش بيني رخ داده و روند پيشرفت آنها را با شكست يا تاخيرمواجه ميكند . بنابراين لازم است قبل از هر اقدامي ، فاكتورهاي اصلي و كليدي موفقيت و عوامل موثر در شكست اين پروژه ها بخوبي شناسايي شوند تا بتوان بطور مناسب از اين فاكتورها در فرآيند پياده سازي پروژه هايERP استفاده لازم را بعمل آورد. بر همين اساس در چند سال اخير مطالعات و تحقيقات زيادي در مورد فاكتورهاي بحراني موفقيت در فرآيند پياده سازي پروژه هاي ERP انجام شده است .براي مثال ميتوان به مطالعات هالند و لايت ،سامنر ، ويلكاكس و سايكس اشاره كرد كه هر يك عوامل و فاكتورهايي را در مطالعات خود شناسايي و مورد بررسي قرار داده اند .در يكي از اين تحقيقات كه توسط توني سامرز و كلارا نيلسون انجام شده است ، ليست اولويت بندي شده و مفيدي از اين عوامل موفقيت كه از حدود 110 مطالعه موردي دربكارگيري سيستمهاي ERP از ادبيات موضوع استخراج شده است ، ارائه گرديده است . اين عوامل در قالب ليستي از 22 عامل و بر اساس اولويت مرتب شده است كه به همراه ساير عوامل شناسايي شده از تحقيقات مشابه در زير به مهمترين اين عوامل اشاره ميشود:
* حمايت مديريت ارشد :
تحقيقات نشان داده است حمايت مديريت ارشد بخصوص در مراحل اوليه پروژه از اهميت بالايي برخوردار است . البته نقش مديريت مياني و ساير پرسنل نيز در جاي خود خالي از اهميت نخواهد بود ولي تحقيقات نشان داده است اگر مديريت ارشد بطور دائمي مسئوليتها و وظايف اين پروژه را به ديگران تفويض نمايد ، احتمال شكست پروژه بسيار افزايش خواهد يافت.اسلوين و پينتو حمايت مديريت ارشد سازمانها را در تمايل آنها به فراهم ساختن منابع و اختيارات لازم در جهت مديريت موفق پروژه تعريف كرده اند . ولتي بيان ميكند كه وجود مديريت ارشد فعال در ايجاد منابع كافي ، اتخاذ تصميمات سريع و پشتيباني و حمايت در پذيرش پروژه در داخل سازمان بسيار مهم و ضروري بنظر ميرسد . مديريت ارشد لازم است در تمام مراحل راه اندازي پروژه مشاركت كافي را داشته باشد و توجه لازم به برنامه هاي آموزشي سيستمهاي جديد را در تمام سطوح حتي در سطوح مديريت ارشد مبذول دارد . حمايت و تعهد مديريت ارشد نه فقط در مراحل ابتدايي و فراهم آوردن امكانات لازم براي پروژه ، بلكه در تمام مراحل پيشرفت پروژه اين مديران بايد نظارت مستمر و راهنماييهاي لازم را در مورد پروژه انجام دهند ، نقش و اهميت سيستم هاي جديد و ساختارآن را براي پرسنل در جهت دستيابي به اهداف مشترك و نوين سازمان بيان كنند و سياستها، اهداف ، مسئوليتها و نقشهاي جديد در سازمان بايد توسط اين مديران بطور كامل معين شود .
* شايستگي تيم پروژه :
اين فاكتور يكي از عواملي است كه در ابتدا در ليست فاكتورهاي موفقيت بحراني(CSFs)بدست آمده توسط سامرز و نلسون در رتبه بالايي قرار نداشت ولي پس از بررسي نظرات متخصصان و ادبيات تحقيق ، مشخص شد كه اين عامل از نظر اهميت در بين 22 عامل ، در رتبه دوم قرار دارد كه بيانگر اهميت بالاي آن است. تيم پروژه بايد شامل بهترين پرسنل موجود در سازمان باشد و ايجاد يك تيم از حوزه هاي مختلف كاري بسيار لازم و ضروري بنظر ميرسد .اين تيم بايد مشاوراني از خارج شركت نيز در اختيار داشته باشد كه از هر دو نوع دانش تجاري و فني بهره مند باشند ، پروژه ERP در اولويت اول كاري آنان باشد و بصورت تمام وقت در اين حوزه فعاليت كنند .در صورت امكان اعضاي تيم بايد در يك محل استقرار داشته باشند تا امكان برقراري ارتباط و همكاري را با يكديگر داشته باشند .
* همكاري بين بخشها :
از آنجا كه هدف اصلي و اوليه پروژه هاي ERP ، ايجاد انسجام و يكپارچكي بين حوزه هاي مختلف كاري ميباشد ، وجود يك همكاري نزديك بين اين بخشها به عنوان يك پيش نياز طبيعي شناخته ميشود (Stefanou,1999). مديريت ارتباطات موثر و انتظارات موجود در سطوح مختلف سازمان بسيار ضروري بنظر ميرسد بطوريكه كاركنان بطور كامل از اهداف ، فعاليتها ، حوزه عمل و تغييراتي كه در سازمان ايجاد خواهد شد اطلاع كامل پيدا كنند .
* اهداف و مقاصد مشخص و روشن :
دستيابي به يك درك كامل از اهداف و مقاصد و همچنين راههاي دستيابي به اين اهداف در اولين مرحله از اجراي هر پروژه فناوري اطلاعات بعنوان يك امر ضروري و پيش نياز شناخته ميشود . اين برنامه بايد مزايا و منافع مورد نظر و استراتژيك ، منابع ، هزينه ها ، ريسك و زمان مورد نظر در اجراي پروژه و ساير موارد را بوضوح بيان نمايد ، مسئوليتهاي سازمان در قبال انجام پروژه بايد مشخص باشد ، توجيه سرمايه گذاري در اين پروژه بايد وجود داشته باشد و فلسفه وجودي اين پروژه بايد در جهت نيازهاي سازمان و مرتبط با اين نيازها باشد .
* مديريت پروژه :
شخص يا گروهي از افراد بايد مسئوليت پيشبرد موفقيت آميز پروژه را بر عهده داشته باشند . اين گروه بايد در ابتدا حوزه عمل و فعاليت پروژه را كاملا مشخص بيان نمايند كه شامل تعداد سيستمهاي مورد استفاده ، ميزان مشاركت واحدهاي كسب و كار و ميزان مهندسي مجدد مورد نياز در فرآيندها ميباشد . پيچيدگي پروژه هاي پياده سازي ERP از جهات مختلف از جمله سخت افزار ، نرم افزار ، مباحث سازماني و تركيب اين عوامل با يكديگر بسيار زياد است . يك راه براي غلبه بر اين پيچيدگي استفاده از يك برنامه ريزي مشخص و حساب شده توسط مديريت پروژه ميباشد . از آنجا كه انجام اين پروژه با ريسك ، هزينه و چالش بالايي همراه خواهد بود ، نيازمند مديريت دقيق در همه مراحل اجرايي آن ميباشد .به عقيده Bancroft et al(199<img alt=" />، پياده سازي ERP فرآيندي پيچيده است و نيازمند تركيبي از مديريت فني، مديريت تغيير و مديريت كسب و كار ميباشد. مديريت پروژه فعاليتهاي برنامه ريزي ، سازماندهي ،زمانبندي پروژه ، نظارت و دريافت بازخور و مديريت ريسك (جلوگيري از بروز بحران و انحراف زياد از بودجه و زمان برنامه ريزي شده ) را بر عهده خواهد داشت . مدير پروژه به همراهي كميته راهبري پروژه ، اعضاي تيم پروژه را انتخاب خواهند كرد.
* ارتباطات بين بخشي :
اهميت ارتباطات بين بخشهاي مختلف در ادبيات پياده سازي و بكارگيري پروژه هاي فناوري اطلاعات بر هيچ كس پوشيده نيست .در دستيابي به اين هدف استفاده ازابزار ارتباطي مناسب از قبيل E-mail بجاي استفاده از تلفن و ارتباطات رودررو موثر واقع خواهد شد . از آنجا كه هدف اصلي و اوليه ERP ، انسجام بين بخشهاي مختلف كسب و كار ميباشد ، ميتوان گفت ارتباطات و همكاري بين بخشهاي مختلف هسته مركزي فرآيند پياده سازي سيستمهاي ERP هستند .اگر ارتباطات مناسب باشد ، روحيه همكاري بين بخشهاي مختلف شكل خواهد گرفت و همين امر به موفقيت پروژه كمك خواهد كرد .
* قهرمان پروژه :
موفقيت اين پروژه ها به وجود يك سمبل و قهرمان كه بتواند وظايف اصلي و مهم ، رهبري ، تسهيل امور و ايجاد حس رضايت در كاربران را ايجاد كند بستگي زيادي خواهد داشت. معمولا چنين فردي كسي است كه اختيارات لازم براي انجام تغييرات اساسي و اصلي را در سازمان داشته باشد .به عبارت ديگر اين فرد نقش بازاريابي پروژه را در سازمان برعهده دارد .
* پشتيباني فروشنده :
پروژه اي در اين ابعاد وسيع را نميتوان به يك مشاور خارج از شركت تفويض كرد . از طرفي از آنجاكه شركت معمولاهمه مهارتهاي لازم براي مديريت چنين پروژه اي را در داخل شركت موجود ندارد ، بين موفقيت پروژه و وجود يك تناسب و سازگاري بين شركت خريدار و فروشنده نرم افزار ، ارتباط و همبستگي مثبت وجود دارد .
* دقت در انتخاب بسته نرم افزاري :
بسته هاي نرم افزاري موجود در بازار ممكن است براي سازمانها و موسسات در اندازه هاي مختلف وجود داشته باشد ، بنابراين لازم است قبل از انتخاب به اين نكته توجه كرد كه كداميك ميتوانند به بهترين نحو نيازهاي سازمان را برآورده سازند و الا عدم تطابق بين بسته نرم افزاري و فرآيند كسب و كار يا نياز به ايجاد تغييرات اساسي در نرم افزار و فرآيندهاي موجود ، زمان بر ، هزينه بر و با ريسك بالا همراه خواهد بود . انتخاب يك بسته نرم افزاري مناسب و منطبق با نيازهاي يك سازمان جهت بهبود فرآيندهاي كسب و كار از تصميمات مهم براي هر سازمان بشمار ميرود . هر يك از اين بسته هاي نرم افزاري ويژگيها و قابليتهاي خاصي را ارائه ميكنند .
* مديريت تغيير :
تقريبا نيمي از پروژه هاي ناكام مانده ERP به اين دليل شكست خورده اند كه مديران آنها تلاش لازم براي اعمال مديريت تغيير صحيح و مناسب را در نظرنگرفته اند. مقاومت در برابر تغيير از دلايل اصلي شكست پروژه هاست .مارتين و چينگ پيشنهاد ميكنند راه كاهش اين مقاومت ، مشاركت دادن كاركنان در فرآيند تغيير ميباشد .به عقيده Norris et al(2000) ابزارهاي مديريت تغيير را ميتوان رهبري ، ارتباطات ، آموزش ، برنامه ريزي واستفاده از سيستمهاي مشوق برشمرد. سيستمهاي ERP تاثير شگرفي بر سازمان و بخصوص پرسنل آن خواهند داشت و در اينجاست كه نقش مديريت تغيير بسيار ضروري بنظر ميرسد. براي بكارگيري ERP لازم است فرآيندهاي تجاري و وظايفي كه پرسنل انجام ميداده اند در جهت صحيح مورد تغيير قرار گيرد .فرهنگ موجود در سازمان و تغيير سازماني بايد بطور موثر مديريت شود .فرهنگي با عقايد و ارزشهاي مشترك براي موفقيت پروژه بسيار ضروري است وتاكيد بر كيفيت ، توانايي بالا و تمايل قوي به پذيرش فناوري جديد بايد در سازمان تقويت شود .
* آموزش:
سيستمهاي ERP سيستمهاي پيچيده اي بوده و نيازمند آموزش سختگيرانه اي هستند. آموزش ناكافي يا عدم وجود آن ميتواند منجر به شكست پروژه شود .سطوح مختلف موجود در شركت نيازمند آموزشهاي متفاوتي در مورد اين سيستمها هستند .بعنوان مثال اعضاي تيم پروژه و كميته راهبري بايد اطلاعات كافي در مورد چگونگي عملكرد سيستم و تحليل بخشهاي مختلف آن را در اختيار كاربران آن قرار دهند و كاربران نهايي نيز نيازمند آموزش بخشهاي مربوطه هستند .اموزش بايد پس از فرهنگ سازي در سطح سازمان مشتري ، در سطوح مختلف سازمان از جمله تيم پروژه ، سطوح مديريت ، كاربران عملياتي و كاربران پشتيباني صورت پذيرد.فرهنگ سازي در سطح سازمان مشتري با معرفي پروژه از طريق ارائه سمينارهاي عمومي و مقاله در نشريات داخلي شركت ، برگزاري دوره هاي آموزش پايه ، جلب مشاركت كاركنان در فعاليتهاي مرتبط با پروژه و ايجاد و تجهيز كتابخانه ، كتب ، نشريات و مقالات مرتبط انجام خواهد شد .بطور كلي كاربران زيادي با سيستمها مشغول به كار هستند اما آنها تنها مسير مشخصي را در نرم افزارها دنبال ميكنند و سعي در يادگيري و درك كل قابليتهاي نرم افزار ندارند و غالبا بسياري از ويژگيها و خصوصيات نرم افزار را نميشناسند زيرا در مراحل راه اندازي ،آموزش كافي به آنان داده نشده و فرصت تجزيه و تحليل فرايندهاي مورد استفاده در طراحي بسته نرم افزاري نيز به آنان داده نميشود .
*مستند سازي :
يكي از وظايف اصلي مديريت پروژه و همچنين از عوامل موفقيت پروژه ها مستند سازي پروژه از قبيل مستندات فني و پشتيباني ميباشد . مستندات فني شامل گزارشهاي شناخت ، مدلهاي تحليل و طراحي سيستم ، مدلهاي اطلاعاتي سيستم و مستندات آموزشي سيستم و مستندات پشتيباني پروژه شامل قرارداد پروژه ، گزارشدهي فعاليتها ، برنامه ريزي فعاليتها و مكاتبات پروژه ميباشد .مستندات بايد با ابزار استانداردي مثل MS Office، MS Projectو... تهيه شده و قابل بازيابي در محيط مشتري باشد .
*مديريت انتظارات
در مورد ارتباط عوامل موفقيت بحراني (CSFs) با يكديگردر پياده سازي ERP نيز مطالعاتي صورت گرفته كه از آن جمله ميتوان به مطالعه موردي هلدن و آكرمن اشاره كرد كه طي سالهاي 1997 تا 1999 در يك شركت هواپيمايي انجام شده است .در اين تحقيق 10 فاكتور از فاكتورهاي موجود در ليست عوامل 22گانه سامرز و نلسون جهت بررسي ارتباط بين اين عوامل مورد بررسي قرار گرفت و به اين نتيجه دست يافتند از آنجا كه ارتباطات بين اعضاي تيم پروژه بر اساس مباحث فني و تنها متمركز بر اين مباحث بوده است (عمدتا در مورد انتخاب نرم افزار ) و مدير پروژه بيشتر بر مباحث فني امر تاكيد داشته است ، اين امر بر عقايد مديريت ارشد نيز تاثير گذار بوده است. بنابراين انتظارات موجود در مورد ساير عوامل غير فني بخوبي مديريت نشده و اهداف و مقاصد اجراي پروژه نيز بطور واضح و مشخص بيان نشده است . بنابراين ميتوان نتيجه گرفت كه همه اين عوامل بطور مستقيم يا غير مستقيم بر يكديگر موثرند .

مباحث انساني در پياده سازي پر وژه هاي ERP :
اغلب افراد دليل ناكامي در پياده سازي پروژه هاي ERP را چالشهاي مربوط به فناوري اطلاعات و ظهور مباحث جديد در اين حوزه در داخل سازمان از قبيل پايگاههاي داده به اشتراك گذاشته شده ، معماري مبتني بر client/server ، فناوري اينترنت و... ميدانند ولي تحقيقات بعمل آمده در اين مورد حاكي از اين نكته است كه عامل اصلي اين ناكاميها مسائل مربوط به نيروي انساني در سازمانها ميباشد .
ارسال شده توسط احمد محمدی | 19 11, 2013 | بازدید‌ها (529)

سوالاتی بنیادی در مورد سیستم مدیریت ارتباط با مشتری 

آيا شاخصی برای درک به نياز CRM وجود دارد؟
براستی خير ، اما يک راه يافتن نيازهای يک پروژه CRM شمردن کانال هايی است که يک مشتری می تواند از طريق آنها به شرکت دسترسی پيدا کند. هرچه کانالهای بيشتری داشته باشيد ، نياز بيشتری برای ديد واحد و متمرکزی از مشتری در يک سيستم CRM فراهم می شود.

چه قدر طول می کشد تا CRM عملياتی شود؟
کمی بيشتر از چيزی که اکثر فروشندگان نرم افزار به شما می گويند . بعضی از فروشندگان حتی مدعی هستند که در کمتر از يک هفته می توان CRM را پياده سازی و عملياتی کرد . محصولاتی به اين شکل چندان مناسب استفاده طولانی مدت نيستند ، مدت زمان عملياتی شدن يک نرم افزار CRM بستگی به پيچيدگی پروژه و اجزای آن دارد.

هزينه آن چقدر است ؟
تحقيقات سال 2001 روی بيش از 1600 شغل و متخصص IT توسط مؤسسه Data WareHousing Institute نشان داده است که نزديک به 50% از پروژه های CRM با بودجه ای کمتر از 500000 دلار پياده می شوند. که نشان می دهد CRM چندان بودجه بردار نيست. اگرچه ، همان تحقيقات نشان داد که پروژه های CRM عملياتی شده و معتبر بودجه ای بيش از 10 ميليون دلار داشته اند.

چه نوع داده هايی توسط CRM قابل جمع آوری هستند؟
پاسخ های رقابت ها
تاريخ های حمل و نقل و اجرا
داده های خريد و فروش
اطلاعات مالی
داده های وب سايت ها
اطلاعات مربوط به پشتيبانی و خدمات پس از فروش
داده های آماری
داده های فروش تحت وب

کليد پياده سازی موفق CRM در چه چيزهايی نهفته است؟

شکستن پروژه CRM به قسمت های قابل مديريت با استفاده از طرح ها و mailstone های کوتاه مدت. شروع کار با تمام واحدهای ضروری و گروههايی که به سرعت ولی انعطاف پذير کار می کنند.
مطمئن شدن از اين که طرح های CRM دارای چهارچوبی قابل اندازه گيری هستند.
هرگز مقدار داده ای که می تانيد کسب کنيد را ناچيز نپنداريد ، و مطمئن شويد که در صورت نياز به گسترش سيستم ، امکان اين کار را داريد.
در برابر داده ای که جمع آوری و ذخيره می شود فکر کنيد . داده های ذخيره شده حياتی هستند ، اما ذخيره داده های بدون استفاده باعث هدر رفتن زما و پول می شوند.
شخصيت هر مشتری را بدانيد و پاسخ و رفتاری مناسب ارائه دهيد . برای مثال يک سيستم CRM بايد دارای انعطاف پذيری در قيمت گذاری باشد.

چه قسمتی بايد CRM را اجرا کند؟
بهترين نتيجه در تجارت هم تراز و يکسان حاصل می شود. استراتژی CRM و IT بايد در تمام قسمت ها پياده شوند و به يک قسمت خاص منحصر نمی شوند.

چه چيزهايی باعث عدم موفقيت در CRM می شوند؟
خيلی چيزها ، در ابتدا عدم ارتباط مناسب بين اشخاص در زنجيره CRM می تواند باعث ارائه تصويری مناسب از مشتری شود. ارتباطات ضعيف ممکن است باعث گسترش سيستم بدون در نظر گرفتن پشتيبانی مناسب يا خريد توسط کاربر باشد. برای مثال ، اگر پرسنل فروش کاملاً بر اساس مزيت های سيستم عمل نکنند ، ممکن است داده های آماری درستی جهت موفقيت سيستم بدست ندهد . يکی از 500 شرکت برتر دنيا در حال پياده سازی چهارمين سيستم CRM خود است ، به اين دليل که نيروی فروش آن از به اشتراک گذاشتن داده های مشتريان اجتناب می کرده اند.

چه شرکت هايی پيشتاز پياده سازی CRM هستند؟
همچون بسياری از موارد پياده سازی های مدرن ، شرکت های مالی (Financial) و شرکت های ارتباطاتی (telecommunication)پيشگام پياده سازی CRM هستند. به دنبال آنها شرکت های تهيه کالا ، خرده فروش ها و کارخانه های مدرن قرار دارند.

چه صنايعی در انتهای ليست قرار دارند ؟
کارخانه های سنگين


منبع : تیرامان

ارسال شده توسط احمد محمدی | 19 11, 2013 | بازدید‌ها (2640)
هدف مدیریت ارتباط با مشتری، توانمند سازی شركت به منظورارائه خدمات بهتر به مشتریان از طریق معرفی فرایندهای اتومات قابل اطمینان خدمات،جمع آوری و پردازش اطلاعات شخصی و سلف سرویس است. و سعی دارد تا فرایندهای متعدد خدمات به مشتری را دردرون شركت یكپارچه و اتومات سازد.

در واقع اینگونه مدیریت، سه بخش از كسب و كار را درگیر می‌سازد. این بخشها عبارتند از:سیستم خدمات به مشتری،سیستم اطلاعات بازاریابی و سیستم مدیریت فروش.بخش اطلاعات بازاریابی،اطلاعات درباره محیط كسب و كار نظیر رقبا و متغیرهای فرا محیطی را فراهم می‌آورد. بخش مدیریت فروش، برخی از فروش‌ها و عملكردهای مدیریت فروش را اتومات می‌سازد. این بخش اولویت‌های مشتری، عادات خرید، پراكندگی جمعیت و همچنین كارایی كارشناسان فروش را ردیابی می‌كند. بخش خدمات به مشتری برخی از درخواست‌های خدمت، شكایات، بازگشت محصول و درخواست اطلاعات را اتومات می‌سازد.

بسیاری از مراكز تماس از نرم افزار CRM برای ذخیره سازی اطلاعات مشتری استفاده می‌كنند. هنگامی كه مشتری تماس می‌گیرد، سیستم برای بازیابی و ذخیره اطلاعات مربوط به مشتری، به كارگرفته می‌شود. شركت با خدمت رسانی سریعتر و كارآمدتر به مشتری و همچنین نگهداری اطلاعات وی در یك مكان، سعی می‌كند تا در هزینه‌ها صرفه جویی و مشتریان جدیدی را جذب كند.

راه كارهای CRM به مشتریان امكان می‌دهند تا خدمت موردنظرشان را از طریق كانال‌های متعدد ارتباطی دریافت نمایند. برای مثال، شاید شما بتوانید موجودی بانكی‌تان را ازطریق تلفن WAP بدون گفتگو با مسوول مربوطه بررسی نمایید، بدین ترتیب هم در پول و هم در زمان صرفه جویی نمودید.

CRM چیست؟
واژه CRM مخفف Customer Relationship Management یا سیستم مدیریت ارتباط با مشتری است. در حقیقت این سیستمها راهبردی است برای جمع آوری نیازها و رفتارهای تجاری مشتریان تا به ایجاد روابطی قویتر با آنها منجر شود. در نهایت، رابطه قوی با مشتریان مهمترین رمز موفقیت هر کسب و کار است. تکنولوژیهای بسیاری در قالب مدیریت ارتباط با مشتری CRM ارائه شده اند اما داشتن تصویری از CRM به عنوان مجموعه ای از تکنولوژی نیز نادرست است. به عنوان روشی بهتر برای درک CRM ، می توان آنرا به مانند فرایندی دانست که به ما کمک می کند تا اطلاعات مختلفی از مشتریان، فروش، اثر بخشی فعالیتهای بازاریابی، سرعت عمل در پاسخگویی به مشتری و نیز تمایلات بازار را به شکل یکجا جمع آوری کنیم.

بهبود بخشیدن خدمت رسانی به مشتری

CRMها مدعی هستند كه خدمت رسانی به مشتری را بهبود می‌بخشند. این راه كار ارتباطات را به طرق ذیل تسهیل می‌سازد:
- فراهم آوردن اطلاعات محصول، اطلاعات مصرف محصول و پشتیبانی فنی از طریق وب سایت‌هایی كه معرفی می‌شوند.
- كمك در شناسایی مشكلات بالقوه پیش از بروزمشكل.
- فراهم آوردن مكانیسمي كاربرپسند برای ثبت شكایات مشتری (شكایاتی كه ثبت نشوند؛ بالطبع رسیدگی نخواهندشد و این امر یكی از دلایل نارضایتی مشتری خواهد بود).
- فراهم آوردن مكانیسم سریعی برای رسیدگی به مشكلات و شكایات (رسیدگی سریع به شكایات، رضایت مشتری را افزایش می‌دهد).
- فراهم آوردن مكانیسم سریعی برای رفع مشكلات خدمت رسانی (رفع مشكل پیش از اینكه سایر مشتریان نیز نارضایتی خود را ابراز نمایند).
- شناسایی نحوه تعریف كیفیت از دیدگاه مشتری و طراحی استراتژی خدمت رسانی برای هر مشتری بر اساس نیازمندی‌ها و انتظارات وي.
- بهره گیری از cookieهای اینترنتی برای ردیابی علائق و سلائق مشتری
- بهره گیری از اینترنت برای سفارشی سازی بیدرنگ.
-فراهم آوردن مكانیسم سریعی برای مدیریت و برنامه ریزی زمانی نگهداری، تعمیر و پشتیبانی (بهبود كارآیی و اثر بخشی)
-فراهم‌ آوردن مكانیسمی برای ردیابی قراردادهای مشتری با شركت و انجام آن به شیوه‌ای یكپارچه به گونه‌ای كه تمام بخش‌های قراردادها ازدیدگاه مشتری شفاف باشد.
- CRM می‌تواند با سایر سیستم ها مجتمع شود و اطلاعات مربوط به حسابداری و تولید رانیز برای مشتریان فراهم آورد.

بهبود ارتباط با مشتری

CRMها می‌توانند ارتباط با مشتری را بهبود بخشند. این كار به طرق ذیل انجام می‌گیرد:
- تكنولوژی CRM می‌تواند علائق، نیازها و عادات خرید مشتری را ردیابی نموده و بازاریابی را مطابق با آن انجام دهد.
- این تكنولوژی می‌تواند مصرف محصول را در طی چرخه عمرش ردیابی نموده و استراتژی خدمت رسانی را براساس آن تعیین نماید.
- این تكنولوژی می‌تواند در بازارهای صنعتی برای مركز خرید بخش میكرو به كارگرفته شود و به هماهنگ سازی تعارضات و تغییر معیارهای خرید كمك كند.

عملكرد فنی

ویژگی‌های عملكردی راه كارCRM به شرح زیر می‌باشد:
- اندازه پذیری، توانایی استفاده در اندازه‌های بزرگ و بسط آن به اندازه های مورد نیاز
- كانال‌های ارتباطی چندگانه، توانایی ارتباط با كاربران ازطریق دیوایس مختلف (تلفن، WAP، اینترنت و غیره)
- جریان كاری، توانایی مسیریابی خودكار كار از طريق سیستم، برای افراد مختلف براساس نقشی كه ایفا می‌كنند.
- پایگاه داده ها، فضای ذخیره سازی متمركز (در انبارداده‌ها) اطلاعات مربوط به تعاملات مشتری
- موارد مربوط به حفظ اطلاعات مشتری، برای مثال رمزگذاری داده‌ها و معدوم ساختن ركوردها برای حصول اطمینان از عدم سرقت

تهیه كنندگان CRM

Siebel Systems از جمله پیشگامان در این زمینه بوده است. سایر شركت‌هایی كه در این عرصه فعالیت دارند، عبارتند از: اوراكل، آی‌بی‌ام، SAP ، BroadVision و Epicor. این شركت‌ها توجه ویژه‌ای به قابلیت مصرف، یكپارچگی و حفظ اطلاعات دارند.

هدف از پیاده سازی CRM چیست؟
این رویداد چگونه اتفاق خواهد افتاد آیا شاخصهایی برای سنجش میزان نیاز به پروژه های CRM وجود دارد؟ هزینه نصب CRM چقدر خواهد بود؟ نمونه هایی از اطلاعاتی که پروژه های CRM جمع آوری می کنند.
عوامل کلیدی موفقیت پیاده سازی یک سیستم CRM کدام یک از بخشهای سازمان باید پروژه CRM را اجرا کند؟
چه چیزی باعث شکست پروژه های CRM می شود تکنولوژی ها ERP (برنامه ریزی منابع سازمانی)
چرخه فعالیت CRM:

مزایایی که برای CRM برشمردیم تنها با خرید و نصب یک نرم افزار CRM محقق نخواهد شد. برای آنکه یک سیستم CRM عملاً اثربخش باشد، سازمان باید پیشتر تصمیم گرفته باشد که به دنبال کدام یک از اطلاعات مشتری است و نیز از جمع آوری این اطلاعات چه چیزی را دنبال می کند. به عنوان مثال بسیاری از موسسات مالی شرایط زندگی مشتریان خود را به دقت پیگیری می کنند تا بتوانند خدمات بانکی مناسبی نظیر رهن یا اجاره را در مواقع مناسبی به آنها ارائه کنند تا نیازهای آنها را به بهترین شکل پاسخ دهند. در گام بعدی، سازمان باید به منابع مختلفی که از طریق آنها اطلاعات مشتریان وارد سازمان می شود توجه داشته باشد و مشخص کند که در حال حاضر این داده ها در کجا و به چه شکل ذخیره شده و چگونه مورد استفاده قرار می گیرد. به عنوان مثال یک سازمان ممکن است از راههای بسیار متعددی با مشتریان خود تعامل داشته باشد مانند نامه نگاری، وب سایت، انبارهای فیزیکی، مراکز تلفنی ارتباط با مشتری، تیمهای سیار فروش و بازاریابی و نیز تبلیغات. سیستمهای CRM بسیار مطمئن قادراند این نقاط را به یکدیگر متصل کنند. اطلاعات جمع آوری شده بین سیستمهای عملیاتی (مانند فروش و انبار) و سیستمهای تحلیل کننده اطلاعات، رد و بدل شده و می توانند قالبهای موجود در آنها را استخراج و مرتب کنند. تحلیلگران سازمان سپس از طریق همین اطلاعات قادر خواهند بود تا تصویر جامعی از هر مشتری و حوزه هایی که به خدمات بهتری نیاز دارند، به دست آوردند. به عنوان مثال، در صورتی که فردی از خدمات رهن املاک، وام تجاری، حساب ذخیره بازنشستگی و یک حساب جاری یک بانک استفاده کند، برای بانک کاملاً مقرون به صرفه است که با چنین شخصی به محض تماس به بهترین وجه رفتار کند.

آیا شاخصهایی برای سنجش میزان نیاز به پروژه های CRM وجود دارد؟
عملاً نه! ولی در عمل یک راه برای ارزیابی میزان نیاز به پروژه های CRM ، شمارش کانالهایی است که یک مشتری از طریق آنها می تواند به سازمان دسترسی داشته باشد. هر چه میزان کانالهای ارتباطی سازمان بیشتر باشد، نیاز به داشتن یک سیستم CRM با تصویری با تمرکز بر یک مشتری خاص بیشتر می شود. بالا

نصب و راه اندازی یک CRM چقدر هزینه در بر خواهد داشت
اندکی بیش از آنچه که کارمندان فروش نرم افزار مدعی هستند!! . برخی از فروشندگان مدعی هستند که نرم افزار CRM آنها می تواند در زمانی کمتر از یک هفته نصب شده و کار کند. چنین بسته های نرم افزاری در طولانی مدت چندان مفید به فایده نخواهند بود زیرا نمی توانند تصویر جامعی را از بخشهای مستقل و در عین حال مرتبط با هم که مورد نیاز مشتری است ارائه دهند. زمان مورد نیاز برای پروژه های CRM ی که نیازهای آن به خوبی برداشت شده، به پیچیدگی پروژه و اجزای آن بستگی دارد.

CRM چقدر هزینه در بر خواهد داشت؟
مطالعه ای که در سال 2001 بر روی 1600 کارشناس فناوری اطلاعات و بازرگانی توسط Data Warehousing Institute انجام شده، نشان می دهد نزدیک به 50 درصد از پرسش شوندگان هزینه ای کمتر از 500 هزار دلار را به پروژه های CRM تخصیص می دهند. این امر بیانگر آن است که پروژه های CRM را نمی توان پروژه هایی سنگین و هزینه بر دانست. با این حال، همین تحقیق نشان می دهد که برخی از کارشناسان صحبت از پروژه هایی با بودجه ای بیش از 1 میلیون دلار کرده اند.
نمونه هایی از اطلاعاتی که پروژه های CRM جمع آوری می کنند پاسخ به نامه نگاریها تاریخهای حمل و تکمیل سفارش اطلاعات فروش و خرید اطلاعات حسابداری اطلاعات ثبت نام از طریق وب سایت اطلاعات خدمات پس از فروش اطلاعات جمعیت شناختی اطلاعات فروش اینترنتی بالا

عوامل کلیدی موفقیت در پیاده سازی یک سیستم CRM
مطمئن شوید که برنامه های شما برای یک سیستم CRM دارای چارچوبی با معماری قابل قیاس(scalable) باشد
به هیچ وجه حجم داده ای که باید از سازمان جمع آوری کنید را کم تخمین نزنید (این حجم بسیار بالا خواهد بود). باید قادر باشید در صورت نیاز سیستم خود را توسعه دهید. .
شخصیت فردی هر یک از مشتریان را به دقت بشناسید و پاسخ مناسبی به نیاز آنها بدهید. یک سیستم CRM باید دارای قابلیت قیمت گذاری در داخل خود باشد.

کدام یک از بخشهای سازمان باید پروژه CRM را اجرا کند؟
بزرگترین منافع مالی در سازمان عبارت است از هم راستا کردن کسب و کارها و همچنین استراتژیهای CRM و IT بطوریکه این همسویی در همه سازمان اجرا شود و چنانچه اختصاص به یک بخش از سازمان داشته باشد، نتیجه مطلوب حاصل نخواهد شد.

چه چیزی باعث شکست پروژه های CRM می شود؟
در واقع بسیاری از عوامل! . نخست نبود ارتباط بین افراد در زنجیره ارتباط با مشتری که ممکن است به ایجاد تصویری ناقص از مشتری منجر شود. ارتباطات ضعیف در این قسمت منجر به پیاده سازی تکنولوژی در سازمان اما بدون پشتیبانیهای لازم از کاربر می شود. به عنوان مثال در صورتی که منافع پرسنل فروش به شکل کامل با سیستم همراستا نباشد، ممکن است اطلاعات جمعیت مشخصی که موفقیت سیستم را سبب می شود، به سیستم وارد نکنند. 500 شرکت برتر آمریکا به دلیل مقاومت پرسنل فروش در برابر تلاشهای پیشین برای به اشتراک گذاشتن اطلاعات مشتریان، تا چهار مرتبه مجبور به تلاش برای پیاده سازی سیستم CRM خود شده اند.


این رویداد چگونه اتفاق خواهد افتاد؟
مزایایی که برای CRM برشمردیم تنها با خرید و نصب یک نرم افزار CRM محقق نخواهد شد. برای آنکه یک سیستم CRM عملاً اثربخش باشد، سازمان باید پیشتر تصمیم گرفته باشد که به دنبال کدام یک از اطلاعات مشتری است و نیز از جمع آوری این اطلاعات چه چیزی را دنبال می کند. به عنوان مثال بسیاری از موسسات مالی شرایط زندگی مشتریان خود را به دقت پیگیری می کنند تا بتوانند خدمات بانکی مناسبی نظیر رهن یا اجاره را در مواقع مناسبی به آنها ارائه کنند تا نیازهای آنها را به بهترین شکل پاسخ دهند. در گام بعدی، سازمان باید به منابع مختلفی که از طریق آنها اطلاعات مشتریان وارد سازمان می شود توجه داشته باشد و مشخص کند که در حال حاضر این داده ها در کجا و به چه شکل ذخیره شده و چگونه مورد استفاده قرار می گیرد. به عنوان مثال یک سازمان ممکن است از راههای بسیار متعددی با مشتریان خود تعامل داشته باشد مانند نامه نگاری، وب سایت، انبارهای فیزیکی، مراکز تلفنی ارتباط با مشتری، تیمهای سیار فروش و بازاریابی و نیز تبلیغات. سیستمهای CRM بسیار مطمئن قادراند این نقاط را به یکدیگر متصل کنند. اطلاعات جمع آوری شده بین سیستمهای عملیاتی (مانند فروش و انبار) و سیستمهای تحلیل کننده اطلاعات، رد و بدل شده و می توانند قالبهای موجود در آنها را استخراج و مرتب کنند. تحلیلگران سازمان سپس از طریق همین اطلاعات قادر خواهند بود تا تصویر جامعی از هر مشتری و حوزه هایی که به خدمات بهتری نیاز دارند، به دست آوردند. به عنوان مثال، در صورتی که فردی از خدمات رهن املاک، وام تجاری، حساب ذخیره بازنشستگی و یک حساب جاری یک بانک استفاده کند، برای بانک کاملاً مقرون به صرفه است که با چنین شخصی به محض تماس به بهترین وجه رفتار کند.

آیا شاخصهایی برای سنجش میزان نیاز به پروژه های CRM وجود دارد؟

عملاً نه! ولی در عمل یک راه برای ارزیابی میزان نیاز به پروژه های CRM ، شمارش کانالهایی است که یک مشتری از طریق آنها می تواند به سازمان دسترسی داشته باشد. هر چه میزان کانالهای ارتباطی سازمان بیشتر باشد، نیاز به داشتن یک سیستم CRM با تصویری با تمرکز بر یک مشتری خاص بیشتر می شود. بالا

نصب و راه اندازی یک CRM چقدر هزینه در بر خواهد داشت

اندکی بیش از آنچه که کارمندان فروش نرم افزار مدعی هستند!! . برخی از فروشندگان مدعی هستند که نرم افزار CRM آنها می تواند در زمانی کمتر از یک هفته نصب شده و کار کند. چنین بسته های نرم افزاری در طولانی مدت چندان مفید به فایده نخواهند بود زیرا نمی توانند تصویر جامعی را از بخشهای مستقل و در عین حال مرتبط با هم که مورد نیاز مشتری است ارائه دهند. زمان مورد نیاز برای پروژه های CRM ی که نیازهای آن به خوبی برداشت شده، به پیچیدگی پروژه و اجزای آن بستگی دارد.

CRM چقدر هزینه در بر خواهد داشت؟
مطالعه ای که در سال 2001 بر روی 1600 کارشناس فناوری اطلاعات و بازرگانی توسط Data Warehousing Institute انجام شده، نشان می دهد نزدیک به 50 درصد از پرسش شوندگان هزینه ای کمتر از 500 هزار دلار را به پروژه های CRM تخصیص می دهند. این امر بیانگر آن است که پروژه های CRM را نمی توان پروژه هایی سنگین و هزینه بر دانست. با این حال، همین تحقیق نشان می دهد که برخی از کارشناسان صحبت از پروژه هایی با بودجه ای بیش از 1 میلیون دلار کرده اند.
نمونه هایی از اطلاعاتی که پروژه های CRM جمع آوری می کنند پاسخ به نامه نگاریها تاریخهای حمل و تکمیل سفارش اطلاعات فروش و خرید اطلاعات حسابداری اطلاعات ثبت نام از طریق وب سایت اطلاعات خدمات پس از فروش اطلاعات جمعیت شناختی اطلاعات فروش اینترنتی بالا

عوامل کلیدی موفقیت در پیاده سازی یک سیستم CRM

مطمئن شوید که برنامه های شما برای یک سیستم CRM دارای چارچوبی با معماری قابل قیاس(scalable) باشد
به هیچ وجه حجم داده ای که باید از سازمان جمع آوری کنید را کم تخمین نزنید (این حجم بسیار بالا خواهد بود). باید قادر باشید در صورت نیاز سیستم خود را توسعه دهید. .
شخصیت فردی هر یک از مشتریان را به دقت بشناسید و پاسخ مناسبی به نیاز آنها بدهید. یک سیستم CRM باید دارای قابلیت قیمت گذاری در داخل خود باشد.

کدام یک از بخشهای سازمان باید پروژه CRM را اجرا کند؟

بزرگترین منافع مالی در سازمان عبارت است از هم راستا کردن کسب و کارها و همچنین استراتژیهای CRM و IT بطوریکه این همسویی در همه سازمان اجرا شود و چنانچه اختصاص به یک بخش از سازمان داشته باشد، نتیجه مطلوب حاصل نخواهد شد.

چه چیزی باعث شکست پروژه های CRM می شود؟

در واقع بسیاری از عوامل! . نخست نبود ارتباط بین افراد در زنجیره ارتباط با مشتری که ممکن است به ایجاد تصویری ناقص از مشتری منجر شود. ارتباطات ضعیف در این قسمت منجر به پیاده سازی تکنولوژی در سازمان اما بدون پشتیبانیهای لازم از کاربر می شود. به عنوان مثال در صورتی که منافع پرسنل فروش به شکل کامل با سیستم همراستا نباشد، ممکن است اطلاعات جمعیت مشخصی که موفقیت سیستم را سبب می شود، به سیستم وارد نکنند. 500 شرکت برتر آمریکا به دلیل مقاومت پرسنل فروش در برابر تلاشهای پیشین برای به اشتراک گذاشتن اطلاعات مشتریان، تا چهار مرتبه مجبور به تلاش برای پیاده سازی سیستم CRM خود شده اند.
 
ارسال شده توسط احمد محمدی | 18 11, 2013 | بازدید‌ها (10118)

بخش اول: آشنائي با تکنيک AHP

 

آيا لازم است يادآوري کنم واژه AHP مخفف عبارت Analytical Hierarchy process به معني فرایند تحلیل سلسله مراتبی است. حتي اگر تا اين اندازه با مفهوم AHP بيگانه هستيد نااميد نشويد با مطالعه اين مقاله شما يک کارشناس AHP خواهيد بود. نظر به مشکلات دانشجويان و پژوهشگران پيرامون نحوه استفاده از فرايند تحليل سلسله مراتبي برآن شدم تا با ذکر يک مثال کاربردي اين مفهوم را براي علاقه‌مندان روشن کرده و بعلاوه نحوه انجام محاسبات را نيز فراهم آورم. اين آموزش در چندين بخش تهيه شده است و همواره مورد تجديد نظر قرار مي‌گيرد و بنا به ضرورت بخش هائي به آن اضافه شده يا توضيحات آن دستخوش تغيير مي‌گردد تا درک بهتري از فرايند تحليل سلسله‌مراتبي حاصل آيد.

 

 

 

۱- مدل سازي فرايند تحليل سلسله مراتبي AHP
براي شروع ابتدا يک مساله را مطرح مي کنم. فرض کنيد عضوي از هيات مديره سازماني هستيد که مي‌خواهد يک مدير براي سازمان انتخاب کند. در اين زمان ابتدا بايد معيارهائي براي انتخاب مدير در نظر بگيريد. براي مثال کاريزما‌، پيشينه، تحصيلات و سن به عنوان معيارهاي انتخاب درنظر گرفته شدند. (روشهاي انتخاب معيارهاي تصميم‌گيري) حال دو سوال مطرح است: اول اينکه ممکن است برخي افراد از لحاظ يک معيار بر ديگري ارجحيت داشته باشند و دوم اينکه برخي معيارها ممکن است با همديگر متناقض باشند. بحث تصميم گيري با معيارهاي چندگانه (MCDM) را به خاطر آوريد. اين همان مساله تصميم گيري با معيارهاي چندگانه است. براي حل اين مساله بايد از روشهاي MCDM مانند AHP يا ANP استفاده کرد.

 

انتخاب معيارها يا criterions بخش اول تجزيه و تحليل AHP است. سپس براساس معيارهاي شناسائي شده کانديداها ارزيابي مي‌شوند. واژه گزينه‌ها يا کانديداها مترادف واژه alternative يا candidates بوده و به جاي هم بکار روند که مساله مهمي نيست. در اين مثال ما سه کانديدا براي مديريت داريم: مادلين، سوف و راجر که در تصوير مشاهده مي‌شوند.

 

 

بگذاريد با يک شوخي نکته مهمي را يادآوري کنم. احتمالا الان مادلين را انتخاب کرده ايد! ولي يادتان باشد جنسيت جزء معيارهاي ما نبود. روش نظام مند اينگونه از ورود جهت گيري ذهني ممانعت مي‌کند. دامنه تاثير داوري ذهني در روشهاي تصميم‌گيري چندمعياره حداقل مي‌شود. به اين ترتيب الگوي انتخاب به صورت سلسله‌مراتب زير ترسيم مي‌شود:

 

 

۲- طراحي پرسشنامه خبره

 

پرسشنامه مورد استفاده براي تحليل‌هاي سلسه‌مراتبي و تصميم‌گيري چندمعياره به پرسشنامه خبره موسوم است. پرسشنامه خبره اصلاً چيز پيچيده‌اي نيست بلکه بسيار ساده نيز هست. براي تهيه پرسشنامه خبره از مقايسه زوجي گزينه‌ها استفاده مي‌شود. براي هر سطح از سلسله مراتب يک پرسشنامه خبره تهيه مي‌شود. براي امتياز دهي از مقياس نه درجه ساعتي به صورت زير استفاده مي‌شود:

 

ارزش

وضعيت مقايسه i نسبت به j

توضيح

۱

ترجيح يکسان Equally Preferred

شاخص i نسبت به j اهميت برابر دارد و يا ارجحيتي نسبت به هم ندارند.

۳

کمي مرجح Moderately Preferred

گزينه يا شاخص i نسبت به j كمي مهمتر است.

۵

خيلي مرجح Strongly Preferred

گزينه يا شاخص i نسبت به j مهمتر است.

۷

خيلي زياد مرجح Very strongly Preferred

گزينه i داراي ارجحيت خيلي بيشتري از j است.

۹

كاملاً مرجح Extremely Preferred

گزينه i از j مطلقاً مهمتر و قابل مقايسه با j نيست.

۶-۴-۲

بينابين

ارزشهاي بينابين را نشان مي‌دهد. مثلا ۸، بيانگر اهميتي زيادتر از ۷ و پايين‌تر از ۹ براي i است.

 

 

 

پژوهشگران معمولا از طيف پنج نقطه زير استفاده مي‌کنند که ساده‌تر بوده و نتايج يکساني بدست مي‌دهد:

 

ترجيح يکسان

کمي بهتر

بهتر

خيلي بهتر

کاملا بهتر

۱

۳

۵

۷

۹

 

با استفاده از اين مقياس هيات مديره هر يک از گزينه‌ها را براساس هر يک از عوامل به صورت زوجي مقايسه مي‌کنند. نتايج اين مقايسه به صورت زير است.

 

 

 

۳- تعيين وزن معيارها
سطح اول سلسله‌مراتب را معيارهاي اصلي تشکيل مي‌دهد. پرسشنامه خبره نخست بامقايسه زوجي معيارهاي اصلي براساس هدف به تعيين اولويت هر يک از معيارها اصلي مي‌پردازد. بنابراين بايد معيارها را براساس هدف دوبه‌دو با هم مقايسه مي‌کنيم. براي مثال هيات مديره تصميمي مشابه زير مي‌گيرد:

 

 


پيشينه

سن

کاريزما

تحصيلات

بردار ويژه

پيشينه

1

7

3

4

0.547

سن

1/7

1

1/5

1/3

0.056

کاريزما

1/3

5

1

3

0.270

تحصيلات

1/4

3

1/3

1

0.127

 

اکزل و ساعتي (1983) استفاده از ميانگين هندسي را بهترين روش براي ترکيب مقايسات زوجي معرفي کرده‌اند. بنابراين از داده‌هاي هر سطر ميانگين هندسي بگيريد. وزن‌هاي بدست آمده نرمال نيستند. منظور از وزن نرمال آن است که جمع اوزان برابر ۱ باشد. بنابراين ميانگين هندسي بدست آمده در هر سطر را بر مجموع عناصر ستون ميانگين هندسي تقسيم کنيد. ستون جديد که حاوي وزن نرمال شده هر معيار است را بردار ويژه يا Egienvalue گويند. وزن نهائي هر ماتريس همان ستون بردارويژه است. براساس جدول بالا معيار پيشينه از بيشترين اولويت برخوردار است. ويژگي‌هاي کاريزماتيک در اولويت دوم قرار دارد. تحصيلات سومين معيار با اهميت است و سن نيز از کمترين اولويت برخوردار است.

 

گاهي بجاي ديدگاه يک نفر از ديدگاه چندين کارشناس استفاده مي‌شود. در اينصورت وارد کردن ديدگاه کارشناسان روش‌هاي متعددي دارد. ادامه مطلب ...

 

برخي معيارها مانند سن يا قيمت يک عدد ثابت هستند. براي اين منظور مقايسه زوجي نيازي به ديدگاه کارشناسي ندارد. ادامه مطلب ...

 

هر معيار ممکن است خود از يک مجموعه زيرمعيار تشکيل شده باشد. براي نمونه معيار پيشينه در مثال بالا مي‌تواند شامل سابقه کاري در سازمان حاضر، تجربه کار در سازمانهاي ديگر، تجربه مديريتي و زيرمعيارهاي ديگر باشد. در اينصورت يک سطح ديگر به مدل AHP اضافه مي‌شود. ادامه مطلب ...

 

 

 

۴- مقايسه زوجي گزينه‌ها براساس معيارها
پس از تعيين وزن هر يک از معيارها در گام بعد بايد گزينه‌ها بصورت زوجي براساس هر معيار مقايسه شوند. براي مثال مقايسه زوجي گزينه‌ها براساس پيشينه نشان داده است : مادلين در مقايسه با راجر امتياز 4 مي‌گيرد و سوف در مقايسه با راجر امتياز 9 مي‌گيرد. همچنين سوف در مقايسه با رمادلين امتياز 4 کسب مي‌کند. بعد از اينکه مقايسه ها انجام شد داده‌ها را به ماتريسي مانند زير منتقل مي‌کنند که همان ماتريس مقايسه‌ زوجي است.

 

پيشينه

مادلين

سوف

راجر

مادلين

1

1/4

4

سوف

4

1

9

راجر

1

1/9

1

 

 

 

گام بعدي تعيين اولويت است. براي تعيين اولويت از مفهوم نرمال سازي (normalize) که در گام قبلي توضيح داده شد استفاده مي‌شود. پس از نرمال کردن وزن هر گزينه براساس معيار مورد نظر بدست خواهد آمد. به عبارت ديگر محاسبه مقدار ويژه هر سطر با تخمين ميانگين هندسي: ميانگين هندسي آن سطر به جمع ميانگين هندسي سطرها

 

پيشينه

مادلين

سوف

راجر

اولويت

مادلين

1

1/4

4

0.217

سوف

4

1

9

0.717

راجر

1/4

1/9

1

0.066

 

شما بايد نرم افزار Expert Choice را نصب کنيد يا اينکه به اين آدرس برويد تا با يک کليک محاسبات زير انجام گيرد. راه حل ديگر استفاده از نرم افزار Super Decision است که بيشتر براي ANP مناسب است.

 

به مقادير بدست آمده حاصل از محسابات که ستون اولويت را تشکيل مي‌دهند بردار ويژه (eigenvector) گويند. همين مقايسه‌هاي زوجي را براي ساير معيارها انجام مي‌دهيم. به اين ترتيب اولويت هر فرد را براساس هر معيار مانند فوق محاسبه مي‌کنيم. مهم همان ستون اولويت‌ها است. در نهايت به ماتريسي مانند زير خواهيد رسيد:

 

 


پيشينه

سن

کاريزما

تحصيلات

مادلين

0.217

0.265

0.743

0.188

سوف

0.717

0.672

0.194

0.081

راجر

0.066

0.063

0.063

0.731

 

 

 

محاسبه اولويت‌ها
اکنون به سادگي با استفاده از ميانگين موزون مدير سازمان را انتخاب مي‌کنيم.

 

امتياز هر گزينه = مجموع حاصلضرب اولويت آن گزينه براساس معيار i ضربدر اولويت آن معيار

 

Madlin: (0.217 x 0.547) + (0.188 x 0.127) + ( 0.703 x 0.270) + ( 0.265 x 0.056) = 0.358

 

به همين ترتيب سوف 0.492 امتياز کسب کرد و راجر نيز 0.149 امتياز بدست آورد. خوب مساله انتخاب مدير به روش تحليل سلسله مراتبي انجام گرفت و سوف با کسب بيشترين امتياز به عنوان مدير انتخاب گرديد. البته پيرايش‌هاي ديگري نيز وجود دارد که مي‌توانيد در مقالات ديگر آنها را نيز فرا بگيريد. دانش را مرزي نيست و هميشه نکاتي براي افزودن هست.

بخش دوم: استفاده از AHP و ANP در تصميم‌گيري گروهي

 

يکي از مهمترين کاربردهاي تصميم‌گيري چندمعياره، کاربرد آنها در تصميم‌گيري گروهي است. در مثال انتخاب مدير فرض کنيد بخواهيد براساس نظر چندين کارشناس تصميم‌گيري کنيد. تکنيک‌هاي تصميم‌گيري گروهي دو کاربرد اساسي در روشهاي MCDM دارند. با مطالعه اين بخش شما روش طراحي پرسشنامه خبره را نيز فرا خواهيد گرفت.

 

دقت کنيد اين مطلب در ادامه آموزش مقدماتي AHP نوشته شده است.

 

الف: انتخاب معيارها و زيرمعيارها
براي انتخاب معيارها و زيرمعيارهاي مربوط به يک هدف، معمولاً از روش‌هائي مانند طوفان مغزي، گروه اسمي يا تکنيک دلفي استفاده مي‌شود. تعيين معيارها و زيرمعيارها در تصميمات انفرادي چندان دشوار نيست اما زمانيکه بخواهيم از نظر چندين کارشناس استفاده کنيم بايد از فنون تصميم‌گيري گروهي استفاده شود. توصيه معمول در اين زمينه استفاده از تکنيک دلفي است. تکنيک دلفي روشي است که با توزيع پرسشنامه ميان متخصصان، نظر و عقايد آنها را جمع‌اوري مي‌کند و طي مراحلي به نظر اکثيرت مي‌رساند. اين مراحل آنقدر تکرار مي‌شود تا معيارهائي که به طور اجماع نمره‌اي بيشتر از هفت گرفته‌اند جزء فاکتورهاي نهائي انتخاب گردند. جهت تسريع مي‌توان همان مرتبه اول از نمره‌هاي اعضا متوسط گيري شود و عواملي که نمره بيشتر از هفت کسب کرده‌اند جزء فاکتورهاي نهائي انتخاب گردند.
براي نمونه در مثال انتخاب مدير که براي ساده‌تر شدن مساله از زيرمعيارها صرف‌نظر شده است، ابتدا پژوهشگر تعدادي معيار انتخاب مدير را براساس مطالعات گذشته و تجربيات خود شناسائي نمود. در مرحله بعد اين معيارهاي اوليه با استفاده از تکنيک دلفي از ديدگاه کارشناسان ارزيابي گرديد و چهار معيار تجربه، سن، علاقه و تحصيلات نمره بالاي 7 کسب کردند و به‌عنوان معيارهاي انتخاب مدير در مدل نهائي وارد شدند.

 

ب: ميانگين نظر خبرگان و طراحي پرسشنامه خبره
زماني که از نظر بيش از يک کارشناس براي تعيين اوليت معيارها و زيرمعيارها استفاده مي‌شود تکنيک‌هاي متعددي براي رسيدن به يک ديدگاه کلي وجود دارد. براي نمونه مي‌توان از روش اجماع (consensus) استفاده کرد. به اين ترتيب که محققين در کنار هم جمع شده و در خصوص هر مقايسه به جمع‌بندي کلي برسند. البته اين روش همه معايب تصميم‌گيري گروهي را به همراه دارد و عملاً جدول مقايسه‌اي هر عضو بي‌خاصيت خواهد ماند. (آذر و معمارياني، 1373 : 25) اکزل و ساعتي (1983) استفاده از ميانگين هندسي را بهترين روش براي ترکيب مقايسات زوجي معرفي کرده‌اند.
حال بيائيد ببينيم اگر بخواهيم از نظر بيش از يک کارشناس به مساله انتخاب مدير بپردازيم. در اين مثال ما مي‌خواهيم نظر 5 کارشناس را براي انتخاب مدير از بين سه کانديدا جويا شويم. الگوريتم اجراي کار مانند قبل است.
ابتدا پرسشنامه خبره را طراحي مي‌کنيم چون بايد نظرات پنج فرد مختلف جمع آوري شود. براي مثال پرسشنامه خبره براي گام اول مثال قبل يعني مقايسه زوجي کانديداها براساس معيار پيشينه به صورت زير خواهد بود:
1- اولويت مادلين نسبت به سوف براساس معيار پيشينه شغلي براي احراز شغل مديريت سازمان کدام است؟
2- اولويت مادلين نسبت به راجر براساس معيار پيشينه شغلي براي احراز شغل مديريت سازمان کدام است؟
3- اولويت مادلين نسبت به سوف براساس معيار پيشينه شغلي براي احراز شغل مديريت سازمان کدام است؟
پاسخنامه نيز با طيف پنج يا نه درجي ساعتي تهيه و تنظيم مي‌شود که در صفحه گذشته شرح آن ارائه گرديده است.
در گام بعدي ميانگين هندسي هر يک از مقايسه‌هاي زوجي انجام شده را حساب کنيد. براي مثال ديدگاه پنج کارشناس در مقايسه مادلين و راجر به صورت زير است.

 

 


کارشناس اول

کارشناس دوم

کارشناس سوم

کارشناس چهارم

کارشناس پنجم

ميانگين هندسي

مادلين به راجر

7

6

5

4

5

5.304566

 

بنابراين اولويت مادلين به راجر برابر 5.304566 که ميانگين هندسي نظرات کارشناسان مختلف است. از سوي ديگر اولويت راجر به مادلين 0.188517 است که معکوس نمره مادلين به راجر است. همين روند را براي دو مقايسه ديگر انجام مي‌دهيم. جدول نهائي مانند زير خواهد شد:

 

 


مادلين

سوف

راجر

eigenvector

مادلين

1

0.54928

5.304566

0.352373524

سوف

1.820564

1

6.892190

0.573292685

راجر

0.188517

0.145092

1

0.074333791

 

مقدار ويژه يا اولويت سطرها مانند قبل محاسبه مي‌شود. مي‌توانيد از نرم افزار استفاده کرده يا تخمين ميانگين هندسي را بکار ببريد. دانش را مرزي نيست و هميشه نکاتي براي افزودن هست.
ارسال شده توسط احمد محمدی | 16 11, 2013 | بازدید‌ها (2341)
مقايسه متدولوژي‌هاي توسعه سيستم‌هاي اطلاعاتي - مهندسي اطلاعات

چهارچوب اساسي متدولوژي مهندسي اطلاعات( IE ) توسط کليو فينکل اشتاين و جيمزمارتين توسعه يافته است. منشاء اين متدولوژي، روشهايي است که فينکل اشتاين در اواخر دهه 1970 ميلادي، در استراليا براي مدلسازي داده‌ها پيشنهاد کرد. در سال 1981 فينکل اشتاين و مارتين، مشترکاً کتابي به‌نام "مهندسي اطلاعات" منتشر کردند که در آن اصول و کاربردهاي متدولوژي به تفصيل بيان شده بود (مارتين و فينکل اشتاين، 1981).
از سوي ديگر، در سالهاي پاياني دهه 70 ميلادي، گروه ديگري در انگلستان، متدولوژي جديدي به نام D2S2 (توسعه سيستم در محيط داده‌هاي مشترک) ابداع کردند که از طريق شرکت CACI ارائه مي‌شد. اين متدولوژي نيز به گونه‌اي در توسعه متدولوژي IE مؤثر بوده است.
در حال حاضر، روايتهاي مختلفي از اين متدولوژي توسط شرکتها و مؤسسات متعددي در سرتاسر دنيا ارائه مي‌شود که همگي در چهارچوب کلي متدولوژي IE مي‌گنجند، اما هريک بنا به مقتضيات عملي يا تأکيدهايي که بر روي بخشهايي از متدولوژي داشته‌اند، با هم تفاوت مي‌کنند. به گفته مارتين، " IE را نبايد به عنوان يک متدولوژي دقيقاً مشخص شده محسوب کرد. IE همانند مهندسي نرم‌افزار، بيشتر يک رده از متدولوژي‌هاست" (مارتين، 1991).
IE در رده بندي متدولوژي‌ها جزء متدولوژي‌هاي داده مدار قرار مي‌گيرد. در اين متدولوژي تأکيد اصلي بر مدلسازي داده‌ها و معين کردن رفتارها و مشخصات سيستم از روي داده‌هايي است که پردازش مي‌کند. در واقع يکي از ويژگي‌هايي که همه روايت‌هاي اين متدولوژي را به هم پيوند مي‌دهد، همين تأکيد بر مدلسازي داده‌ها است.
•        مباني و مفاهيم
•         مراحل
•         ابزارها
•         كاربرد
•         پشتيباني
•         نقد و ارزيابي
•         كتابشناسي

مبانی و مفاهیم
در اين بخش دو لايه بنيادي متدولوژي IE ، يعني الگوي مفهومي و انگاره مدلسازي آن، که در واقع مباني و مفروضات روش به شمار مي‌روند، تشريح شده است.
الگوي مفهومي پايه‌اي که IE بر پايه آن بنا شده است، بر محور چند اصل اساسي زير شکل گرفته است :
•         پايداري داده‌ها : داده‌ها، يا به عبارت بهتر انواع داده‌ها، به مراتب از فرآيندها يا روال‌هايي که برروي آنها عمل مي‌کنند، پايدارتر هستند. به همين دليل، داده جوهره پايدار هر سيستم اطلاعاتي است.
بر مبناي اين اصل، براي آنکه بتوان سيستم‌هاي اطلاعاتي کارآمد و پايداري طراحي کرد، لازم است قبل از هر چيز در هر سازمان، داده‌ها، يعني ماهيت و سازماندهي اساسي آنها را شناسايي و مدلسازي کرد. الگوها و ساختارهاي سازماني در معرض تغييرات مداوم هستند و به دلايل اقتصادي، اجتماعي، سياسي و يا مديريتي دائماً دگرگون ميشوند. همراه با ساختار تشکيلاتي، بيشتر روال‌ها و رويه‌هاي سازماني نيز دستخوش تغيير ميشوند و در نتيجه سيستم‌هايي که بر مبناي الگوسازي از فرآيندها و روال‌هاي سازماني موجود طراحي و تهيه شده‌اند، به تبع آنها کارآيي و سودمندي خود را از دست مي‌دهند. در مقابل، ساختارهاي داده‌اي موجود در يک تشکيلات، به ندرت دستخوش تغيير مي‌گردد. انبار يک کارخانه ممکن است بسته به نظرات رده‌هاي مختلف مديريت، يا تغيير قوانين دولتي يا رويه‌هاي حسابرسي قانوني، هرچند سال به يک روش ارزيابي و نگهداري شود. اما مفاهيم و عناصري چون کالا، موجودي، ارزش، نقطه سفارش و ... در تمام اين روشها به يک معني مورد نياز است. بنابراين سيستمي بهتر خواهد توانست در مقابل اين تغييرات تاب آورده و به کمترين تعديلها نيازمند باشد که بر مبناي الگوسازي هستنده‌ها و داده‌ها بنا شده باشد.
اين اصل و استدلال پشتيبان آن در واقع بيانيه اصلي متدولوژي‌هاي داده‌گرا است. هرچند بيشتر اين متدولوژي‌ها و از جمله IE در سالهاي اخير ناگزير شده‌اند براي تکميل ابزارهاي مدلسازي خود از ابزارها و مفاهيم پردازشگرا مانند DFDو نمودار ساختاري استفاده کنند، با اين وجود تأکيد آنها بر اين اصل اساسي، همچنان وجه فارق آنها از متدولوژي‌هاي پردازش مدار باقيمانده است.
•         اصل نمودارسازي : بهترين، گوياترين و سريعترين وسيله برقراري ارتباط با کاربران، استفاده از نمودارها براي مستندسازي و طراحي سيستم است. IE در اين اصل با بيشتر متدولوژي‌هاي ساختيافته مشترک است. همه متدولوژي‌هاي ساختيافته بر استفاده از نمودارها براي مستندسازي يا طراحي سيستم‌ها تأکيد دارند و چنانکه ديديم، اين ويژگي از مميّزات ذاتي روشهاي ساخت يافته است. با اين وجود کاربرد اين اصل در چارچوب متدولوژي IE به دو نتيجه مهم منجر شده است :
o هر روش به‌کار رفته در متدولوژي حول محور نمودارسازي بنا شده و در پايان هر مرحله عمده از متدولوژي، فرآورده نهايي يک يا چند نمودار است.
o خط سير پيشرفت متدولوژي در تکامل جزئيات چند نمودار اساسي منعکس مي‌شود. به عنوان مثال نمودار سلسله مراتب کارکردها در اولين مرحله اجراي متدولوژي به طورکلي رسم شده و در هر مرحله بعدي، جزييتر و کاملتر مي‌شود تا آنکه در نهايت به حد توابع قابل پياده‌سازي برسد.
•         مؤلفه‌هاي سيستم : هر سيستم از سه مؤلفه بنيادي زير ساخته شده است: داده، فعاليت ، و اندرکنش ميان داده‌ها و فعاليتها. اين اصل، معرف تصويري است که در IE از ماهيت سيستم‌هاي اطلاعاتي پرداخته مي‌شود. IE براي مدلسازي سيستم‌ها وسيعاً از ماتريسهاي داده-فعاليت در سطوح مختلف استفاده مي‌کند.
•         تأکيد بر : Case يکي از مميّزات بارز متدولوژي IE آن است که در تمام اشکال و روايتهاي آن، کاربرد ابزارهاي CASEبه عنوان يک ضرورت حياتي مطرح مي‌شود.
از لحاظ نظري، ميتوان همه مراحل و روشهاي IE را به صورت دستي و بدون کمک کامپيوتر انجام داد، اما در عمل پيچيدگي سازمانها و تعدد هستنده‌ها و ساختارهاي داده‌اي به حدي است که اجراي موفق يک پروژه بر مبناي IE بدون ياري جستن از ابزارهاي CASEمناسب عملا امکانپذير نخواهد بود. چنانکه خواهيم ديد، ابزارهاي CASEپيچيده و معتبري بر اساس متدولوژي IE طراحي و ساخته شده‌اند.
توسعه‌دهندگان IE همواره بر جنبه عملي اين متدولوژي پاي فشرده‌اند. به اعتقاد اينان IE تنها مجموعه‌اي از اصول کلي در مورد روش طراحي و ساخت سيستم‌هاي اطلاعاتي نيست، بلکه بيش از آن، مجموعه‌اي است از راهبردها و راهکارهاي عملي براي کاربرد اين اصول و روشها در دنياي واقعي. به همين دليل، انگاره مدلسازي که IE از آن تبعيت مي‌کند، همان انگاره کنترل پروژه است. يعني تعقيب و توالي روشهايي که همه مراحل زيستچرخ سيستم‌ها را ميپوشاند. جزئيات فني هريک از روشها يا ابزارهاي به‌کار گرفته شده در هر مرحله، و يا تأکيدي که بر روي هر مرحله صورت مي‌گيرد، بسته به هر روايت متدولوژي ممکن است فرق کند، اما چهارچوب کلي همانست که در روايت کلاسيک IE بيان شده است. IE به ادعاي مدافعين آن يک راه حل جامع و پوشا براي طي کردن کلSDLC در معناي وسيع آن است.
رويکرد IE بهSDLCرويکردي از بالا به پايين است. به اين معني که با مرور اجمالي سازمان در سطح کلان آغاز مي‌شود. در اين سطح وظايف اساسي سازمان شناسايي شده و سيستم‌هاي لازم براي انجام اين وظايف مشخص مي‌شود. حدّ تفصيل مشخص سازي اين سيستم‌ها، با پيشرفت کار به تدريج ارتقاء مييابد تا آنکه هر سيستم به عنوان يک پروژه مجزا تعريف شود. در مرحله بعد، حوزه‌هاي کاري مختلف در درون سازمان تفکيک شده و زير مجموعه‌اي از آنها بر مبناي اولويت‌بندي مديريت سازمان، براي تجزيه و تحليل و طراحي تفصيلي انتخاب مي‌شود.
مراحل
مـراحـل هر پروژه IE به چهار سطح يا لايه قابل تفکيک است :
•         برنامه‌ريزي راهبرد اطلاعاتي (ISP)

هدف اصلي در اين مرحله (يا سطح)، طراحي يک راهبرد اطلاعاتي کلان است که نيازها و اهداف کل سازمان را تأمين کند. طراحي اين راهبرد در سطح کلان سازماني صورت مي‌گيرد. يکي از مراحل برنامه‌ريزي راهبردي در اين مرحله، شناسايي و تفکيک حوزه‌هاي کاري در سازمان است.
•         تحليل حوزه‌هاي کاري
در اين سطح، هدف، شناخت هر حوزه کاري و تعيين نيازهاي سيستمي آن است.
•         برنامه‌ريزي و طراحي سيستم‌ها
هدف در اين مرحله، توصيف مشخصات و رفتارهاي هر سيستم خاص، به‌نحوي است که کاربر ميخواهد و سطح تکنولوژي موجود، اجازه مي‌دهد.
•         ساخت و بهره‌برداري
در اين مرحله، هدف، ساخت و پياده‌سازي و بهره‌برداري از سيستم‌هايي است که در مراحل قبلي تعريف و طراحي شده‌اند.

اکنون به تشريح تفصيلي هريک از اين مراحل و روشهاي به‌کار گرفته شده در هريک ميپردازيم :
1-         برنامه‌ريزي راهبرد اطلاعاتي (ISP)
   IE بر چند فرض اساسي زير بنا شده است :
الف) هر سيستم اطلاعاتي، در محيط يک سازمان پديد مي‌آيد.
ب) سيستم‌هاي اطلاعاتي، جزء منابع راهبردي سازمان هستند.
ج) هر سازمان، داراي يک برنامه سازماني است که وظايف و اهداف سازمان و روش رسيدن به آن اهداف را بيان مي‌کند.
د) هر سيستم اطلاعاتي، بايد براي رسيدن به يک يا چند هدف از اهداف سازمان طراحي شود.
هر پروژه IE به طور اصولي بايد با برنامه‌ريزي راهبرد اطلاعاتي سازمان، آغاز شود. محصول اين مرحله، برنامه سازماني است که بايد شامل اين موارد باشد :
•         اهداف و راهبردهاي فعاليت سازمان
•         طرح کلي وظايف و کارکردهاي عمده سازمان و اهداف هر کارکرد
•         ساختار تشکيلاتي
در چنين برنامه‌اي، اهداف طراحي شده بايد ترجيحاً به صورت کمي بيان شده و بين اهداف مختلف، اولويت‌بندي صورت گرفته باشد. بايد توجه داشت که تهيه برنامه سازماني از وظايف مديريت عالي سازمان محسوب مي‌شود و ممکن است در بعضي از موارد، مستقل از پروژه‌هاي سيستمي انجام شده باشد. به همين دليل، در پارهاي از موارد، بخشي از ISP عملا خارج از مراحل IE انجام مي‌شود. با اين وجود براي حفظ يکپارچگي روش و رهيافت، ضروري است که هر پروژه IE با انجام وظايف مشخص شده در ISP يا حداقل با شناسايي و تدوين نتايج آن، شروع شود. در خلال ISP موارد زير به صورت اجمالي تحليل و بررسي مي‌شود :
•         اهداف کاري سازمان
•         کارکردهاي عمده سازمان در سطح کلان
•         نيازهاي اطلاعاتي
نتيجه اين تحليل رسيدن به معماري اطلاعاتي سازمان است که پايه توسعه سيستم‌هاي اطلاعاتي در مراحل بعدي است و سازگاري و يکپارچگي اين سيستم‌ها را تضمين مي‌کند.
معماري اطلاعاتي در سند برنامه راهبرد اطلاعاتي که نيازهاي کاري و اولويت‌بندي اين نيازها را مستند مي‌کند، توصيف مي‌شود.
انجام ISP فعاليت مشترکي است که سه گروه زير بايد در آن درگير شوند:
•         مديريت عالي سازمان
•         مديريت مياني (عملياتي)
•         متخصصين سيستم‌هاي اطلاعاتي
چهار وظيفه عمده در مرحله ISP عبارتند از:
1-1         تحليل وضع موجود
در اين مرحله وضع فعلي سازمان به صورت اجمالي مرور مي‌شود. در اين مرور موارد زير انجام مي‌شود :
•         تحليل راهبرد کاري
•         تحليل سازماندهي سيستم‌هاي اطلاعاتي
•         تحليل محيط فني
•         تعريف معماري مقدماتي اطلاعات، شامل حوزه‌هاي موضوعي کل سازمان و فهرست کارکردهاي عمده آن
1-2         تحليل نيازهاي اجرايي
در اين مرحله با مراجعه به مديران سازمان، اهداف، نيازها، اولويتها و نظرات آنها جمعبندي مي‌شود. با توجه به اين نظارت، نيازهاي اطلاعاتي، اولويتهاي اطلاعاتي و مشکلات شناسايي شده و اهداف سازمان و روش دستيابي به آنها تعيين مي‌گردد. يکي از وظايف تحليلگران در اين مرحله، شناسايي عوامل حياتي موفقيت (CSF)براي کل سازمان و به تبع آن (CSF) بخشهاي مختلف سازمان است.
1-3         تعريف معماري
در اين مرحله فعاليتهاي زير صورت مي‌گيرد :
•         شناسايي انواع هستنده‌هاي اصلي در سازمان
•         تجزيه توابع در حيطه حوزه‌هاي کاري که در معماري مقدماتي اطلاعات مشخص شده‌اند
•         تحليل پراکنش جغرافيايي داده‌ها و فرايندها
•         تعريف معماري سيستم‌هاي کاري (توصيف سيستم‌هاي مورد نياز در سازمان)
•         تعريف معماري فني (توصيف جهتگيري فني مورد نياز براي پشتيباني از اين سيستم‌ها شامل سخت‌افزار، نرم‌افزار و امکانات مخابراتي)
•         تعريف سازماندهي سيستم‌هاي اطلاعاتي (پيشنهاد سازماندهي مطلوب براي پشتيباني از راهبرد سازمان)
1-4         تدوين برنامه راهبرد اطلاعاتي
در اين مرحله فعاليتهاي زير صورت مي‌گيرد :
•         تعيين حوزه‌هاي کاري، يعني شکستن معماري به گروه‌هاي منطقي مجزا از هم که هريک ميتواند موضوع يک پروژه تحليل سيستم مستقل قرار گيرد.
•         آماده‌سازي طرحهاي ارزيابي، يعني تدوين راهبردهايي براي دستيابي به معماري مطلوب اطلاعاتي، شامل روش انتقال از وضعيت موجود به وضعيت مطلوب
•         آماده‌سازي سند برنامه راهبرد اطلاعاتي که شامل اولويت‌بندي پروژه‌ها وبرنامه‌هاي کاري براي پروژه‌هاي اولويت‌دار است.
2-         تحليل حوزه‌هاي کاري
در مرحله قبل حوزه‌هاي کاري سازمان شناسايي و تفکيک شده است. در اين مرحله هريک از اين حوزه‌ها به طور تفصيلي از نظر داده‌ها و پردازش، تجزيه و تحليل مي‌شود. IE توصيه مي‌کند در اين مرحله مشارکت کاربران نهايي در جريان تجزيه و تحليل تا حد ممکن تأمين گردد. وظايف فرعي در اين مرحله عبارتند از :
2-1         تحليل هستنده ـ تابع
در اين فعاليت که اصليترين فعاليت اين مرحله است، انواع هستنده‌ها و روابط، فرايندها و وابستگي آنها تحليل شده و مدلهاي نموداري اين تحليل توليد مي‌شود:
مدلهاي هستنده ، نمودارهاي سلسله مراتب توابع ، و نمودارهاي وابستگي فرايند . همچنين مشخصه‌ها و قلمروهاي اطلاعاتي در اين مرحله مشخص ميشوند.
2-2         تحليل ميانکنش
روابط و ميانکنش بين داده‌ها و توابع تحليل شده و در قالب ماتريسهاي ميانکنش تابع/ هستنده تلخيص مي‌شود. در اين ماتريسها مشخص مي‌شود که هر تابعي کدام هستنده را ايجاد مي‌کند(C) ، تغيير مي‌دهد (U)، ميخواند (R) يا حذف مي‌کند (D) . از اين رو، اين ماتريسها را جداول (CRUD) نيز مينامند. ديگر ابزارهاي نمايش که در اين مرحله توليد ميشوند عبارتند از: نمودارهاي زيستچرخ هستنده ، منطق فرايند و نمودارهاي کنش فرايند .
مدلهاي هستنده ، نمودارهاي سلسله مراتب توابع ، و نمودارهاي وابستگي فرايند . همچنين مشخصه‌ها و قلمروهاي اطلاعاتي در اين مرحله مشخص ميشوند.
2-3         تحليل سيستم‌هاي موجود
براي آنکه در مراحل بعدي، امکان گذار و انتقال هموار از سيستم‌هاي موجود به سيستم‌هاي جديد وجود داشته باشد، لازم است که سيستم‌هاي موجود به روش مشابه با تحليل هستنده ـ تابع تحليل و مستند شوند. روش عمده‌اي که براي اين تحليل به‌کار ميرود، روش همنهاد کانوني است.
2-4         تائيدد
نتايج مراحل قبل در اين مرحله از نظر کامل بودن، صحت و پايداري (در اثر تغييرات سازماني) مورد بررسي و احياناً اصلاح قرار ميگيرند.
2-5         برنامه‌ريزي طراحي
در اين گام، حوزه‌هاي طراحي تعريف شده و روند پياده‌سازي/ انتقال مورد بازبيني قرار ميگيرند.
فرآورده اصلي مرحله تحليل حوزه کاري، سند توصيف حوزه کارياست که در آن توابع موجود در حوزه فهرست شده و هر تابع به فرايندهاي سطح پايينتر تجزيه مي‌شود. همچنين انواع هستنده‌ها، روابط و مشخصه‌ها و الگوهاي کاربرد آنها توصيف مي‌گردد.
3-         برنامه‌ريزي و طراحي سيستم
اين مرحله خود از دو زير مرحله فرعي تشکيل شده است :
•         طراحي منطقي (طراحي خارجي)
•         طراحي فني (طراحي داخلي)
در طراحي منطقي عمليات زير انجام مي‌شود :
3-1         طراحي مقدماتي ساختار داده‌ها
يعني برگرداندن مدلهاي هستنده به زبان ساختارهاي داده‌اي قابل استفاده در سيستم بانک اطلاعاتي انتخاب شده.
3-2         طراحي ساختار سيستم
يعني تبديل فرايندها به رويه هاي قابل برنامه‌نويسي و تهيه نمودارهاي گردش داده (DFD)
3-3         طراحي رويه‌ها
شامل نمودارهاي راهبردي داده‌ها (تحليل مسير دستيابي )، نمودارهاي محاوره‌اي ، و نمودارهاي کنش .
3-4         تائيد
بررسي و اصلاح احتمالي نتايج مراحل قبل
3-5         برنامه‌ريزي طراحي فني
حاصل کار اين مراحل، توصيف تفصيلي سيستم، طراحي تفصيلي هر فرايند، طراحي دريچه‌هاي محاوره‌اي، گزارشها، فرمها، منوها و جزئيات واسط کاربر است.
در طراحي فني عمليات زير انجام مي‌شود :
3-6         طراحي بانک اطلاعاتي
3-7         طراحي نرم‌افزار
3-8         طراحي استقرار برنامه‌ها
3-9         طراحي عمليات
3-10         بررسي طراحي
3-11         طراحي آزمون سيستم
3-12         برنامه‌ريزي پياده‌سازي
حاصل کار در اين مرحله، تعريف محيط سخت‌افزاري و نرم‌افزاري سيستم‌ها، استانداردها و ضوابط حاکم، طرح اجرايي شامل هزينه‌ها، منابع و زمانبندي ساخت سيستم‌هاست.
4-         ساخت و بهره‌برداري
پس از تفکيک حوزه‌هاي کاري و تعيين واحدهاي قابل پياده‌سازي در مراحل قبل، در اين مرحله عمليات ساخت، استقرار و بهره‌برداري از اين واحدها (زير سيستم‌ها) انجام مي‌شود.
براي ساخت سيستم‌هاي جديد فعاليتهاي زير بايد صورت گيرد :
4-1         توليد سيستم
شامل آماده‌سازي محيط اجرايي، ساختن بانکهاي اطلاعاتي و فايلها، توليد برنامه‌ها، توليد اطلاعات آزمايشي، انجام آزمونهاي نهايي و مستندسازي سيستم.
4-2         ارزيابي سيستم
شامل توليد اطلاعات و انجام آزمون سيستم و آزمون پذيرش.
براي بهره‌برداري از سيستم‌ها، فعاليتهاي زير بايد انجام شود :
4-3         آماده‌سازي
تهيه برنامه بهره‌برداري، آموزش کاربران و نصب سخت‌افزارها.
4-4         استقرار نرم‌افزار جديد
نصب و استقرار برنامه‌ها و انجام اجراهاي آزمايشي.
4-5         پذيرش نهايي
اخذ نظر مثبت و پذيرش کاربران و شروع استفاده از سيستم.
4-6         تجهيز
استقرار سيستم در تمام محلها.
4-7         تعديل
تعيين نيازها و انجام مراحل تحليل، طراحي، ساخت و بهره‌برداري براي محلهايي که به تغييراتي در سيستم نياز دارند.
براي آنکه مرحله بهره‌برداري، پايان يافته تلقي شود، سيستم بايد براي مدت معيني که از قبل مشخص شده است، به طور عملي مورد استفاده قرار گرفته و در حدود معقولي انتظارات کاربران را برآورده کند.
پس از طي مراحل بالا، سيستم وارد دوره نگهداري مي‌شود که در آن فعاليتهاي زير بايد به صورت مداوم در مورد آن انجام شود :
4-8         ارزيابي سيستم
اندازه‌گيري کارآيي سيستم، مقايسه منافع و مخارج، ميزان پذيرش از سوي کاربران و مقايسه با اهداف طراحي.
4-9         تنظيم
کنترل مداوم کارآيي و کيفيت اجراي سيستم و در صورت لزوم تنظيم نرم‌افزار و بانکهاي اطلاعاتي
4-01         تعميرات
تصحيح اشکالات يافته شده و تغيير در سيستم.
بايد توجه داشت که پس از مرحله ISP ، ساير مراحل پيشگفته را ميتوان بنا به ضرورت به صورت موازي انجام داد. به عبارت ديگر براي اجراي يک پروژه IE ، پس از مرحله ISP، اجراي هر مرحله پيشنياز اجراي مرحله به‌شمار نميرود.

براي جمعبندي بحث، مجدداً عناوين مراحل مختلف يک پروژه کامل IE را در زير ذکر ميکنيم :
1-         برنامه‌ريزي راهبرد اطلاعاتي (ISP)
1-1 تحليل وضع موجود
1-2 تحليل نيازهاي اجرايي
1-3 تعريف معماري
1-4 تدوين برنامه راهبرد اطلاعاتي
2-         تحليل حوزه‌هاي کاري
2-1 تحليل هستنده ـ تابع
2-2 تحليل ميانکنش
2-3 تحليل سيستم‌هاي موجود
2-4 تائيدد
2-5 برنامه‌ريزي طراحي
3-         برنامه‌ريزي و طراحي سيستم
3-1 طراحي مقدماتي ساختار داده‌ها
3-2 طراحي ساختار سيستم
3-3 طراحي رويه‌ها
3-4 تائيد
3-5 برنامه‌ريزي طراحي فني
3-6 طراحي بانک اطلاعاتي
3-7 طراحي نرم‌افزار
3-8 طراحي استقرار برنامه‌ها
3-9 طراحي عمليات
3-10 بررسي طراحي
3-11 طراحي آزمون سيستم
3-12 برنامه‌ريزي پياده‌سازي
4- ساخت و بهره‌برداري
4-1 توليد سيستم
4-2 ارزيابي سيستم
4-3 آماده‌سازي
4-4 استقرار نرم‌افزار جديد
4-5 پذيرش نهايي
4-6 تجهيز
4-7 تعديل
4-8 ارزيابي سيستم
4-9 تنظيم
4-01 تعميرات
ابزارها
IE مانند ساير متدولوژي‌هاي ساخت يافته از طيف وسيعي از ابزارها و فنون براي انجام مراحل توسعه سيستم ها استفاده مي کند. چنانکه گفته شد، يکي از ويژگيهاي IE تأکيد بر استفاده از ابزارهاي گرافيکي، براي تحليل، مستندسازي و انتقال نتايج است. علاوه بر ابزارهاي عمومي و متداول در بين ساير متدولوژي‌ها (مانند ERD، DFD، Data Dictionary و...) برخي از ابزارهاي ويژه نيز در چهارچوب IE ابداع شده و مورد استفاده قرار مي گيرد.
جدول زير حاوي فهرست ابزارهاي عمده اي است که در مراحل توسعه سيستم ها مطابق IE از آنها استفاده مي شود. مراحل ذکر شده در اين جدول، مطابق با روايت ديگري از IE که توسط آرتور يانگ توسعه يافته، تنظيم شده است تا در مقايسه با مراحل پيشگفته در IE استاندارد، حدود تغييرات اين متدولوژي را در روايتهاي مختلف آن روشن سازد.
1. برنامه ريزي راهبرد اطلاعاتي (ISP )
فعاليت ها     ابزارها
o برنامه ريزي و کنترل پروژه ISP     ابزارهاي متداول کنترل پروژه ( CPM، نمودار گانت و...)
o تعريف راهبرد کاري سازمان     نمودارهاي تجزيه اي (چارت سازماني )
o تدوين مدل اوليه اطلاعاتي سازمان     نمودارهاي تجزيه اي، ERD، ماتريسهاي تقاطعي (ماتريس کارکردها ـ عوامل و...)
o تدوين مدل تفصيلي اطلاعاتي سازمان     نمودارهاي تجزيه اي،ERD ماتريسهاي تقاطعي
o شناسايي سيستم هاي اطلاعاتي موجود     ماتريسهاي تقاطعي (ماتريس سيستم ـ فرآيند و...)
o تهيه گزارش نيازهاي اطلاعاتي       
  o تهيه برنامه راهبرد اطلاعاتي       
o کنترل و تائيد پروژه       
فرآورده ها     ابزارها
o گزارش نيازهاي اطلاعاتي       
o مدل اطلاعاتي سازمان     ERD، نمودارهاي تجزيه اي، ماتريسهاي تقاطعي
o گزارش وضع موجود سيستم هاي اطلاعاتي       
o برنامه راهبرد اطلاعاتي       
2. تحليل حوزه کاري (BAA)
فعاليت ها     ابزارها
o برنامه ريزي و کنترل پروژه BAA     ابزارهاي متداول کنترل پروژه
o تعريف حوزه کاري و الويت هاي آن     خوشه سازي CSF ها، کارکردها و...
o مدلسازي تفکيک فعلي در حوزه کاري     ERD، DFD، ماتريسهاي تقاطعي، نمودارهاي تجزيه اي، نمونه سازي، نمودارهاي کنشي، بهنجارسازي
o مدلسازي تفکيک مطلوب در حوزه کاري       
o مستندسازي نيازهاي فني       
o تعيين راهکار براي پياده سازي سيستم ها در حوزه کاري       
  o کنترل و تائيد پروژه       
فرآورده ها     ابزارها
o مدل اطلاعاتي حوزه کاري     ERD، بهنجارسازي، نمودارهاي کنشي
o نيازهاي حوزه کاري       
o نيازهاي فني حوزه کاري       
o تحليل منافع ـ مخارج       
o راهکار پياده سازي سيستم ها در حوزه کاري       
3. طراحي سيستم
فعاليت ها     ابزارها
o برنامه ريزي و کنترل پروژه طراحي     ابزارهاي متداول کنترل پروژه سيستم
o شناسايي محيط فني       
o طراحي تغييرات محيطي       
o طراحي خارجي     نمونه سازي، نمودارهاي کنشي
o طراحي بانک اطلاعاتي     ERD،بهنجارسازي،نمودارهاي راهبري داده ها
o طراحي داخلي     DFD، نمودارهاي ساختاري، نمودارهاي کنشي
  o طراحي انتقال سيستم       
o کنترل و تائيد پروژه       
o طراحي آزمون سيستم       
o طراحي برنامه آموزشي       
o کنترل و تائيد پروژه       
فرآورده ها     ابزارها
o طرح تفصيلي سيستم       
o راهنماي مرجع کاربران       
o طرح انتقال سيستم       
o طرح آزمون سيستم       
o طرح برنامه آموزشي       
4. ساخت
فعاليت ها     ابزارها
o برنامه ريزي و کنترل پروژه     ابزارهاي متداول کنترل پروژه
o آماده سازي محيط ساخت و آزمون سيستم       
o پياده سازي مشخصات طراحي     نمودارهاي کنشي، توليد کد
o پياده سازي محصول       
o پياده سازي بسته کاربردي       
o تهيه گزارش نيازهاي اطلاعاتي       
  o تهيه مستندات     مخزن داده ها
o کنترل و تائيد پروژه       
o اجراي برنامه آموزشي       
o آزمون سيستم       
o استقرار سيستم و تحويل به کاربران       
o کنترل و تائيد پروژه       
فرآورده ها     ابزارها
o مجموعه مستندات سيستم       
o بانک اطلاعاتي نهايي       
o سيستم نهايي مستقر شده       
o روال‌هاي عملياتي سيستم       
o برنامه هاي آموزشي       
کاربرد
متدولوژي IE اصولا براي توسعه سيستم‌هاي جامع اطلاعاتي در سازمانها ابداع شده است. رهيافت سازماننگر IE آن را به ويژه در زمينه طراحي و پياده‌سازي راه حلهاي جامع و سيستم‌هاي يکپارچه بسيار کارآمد مي‌کند. سازمانهاي گسترده اداري، تجاري، صنعتي و آموزشي که به دليل توسعه بيبرنامه سيستم‌هاي اطلاعاتي خود در طول ساليان، با انبوهي از سيستم‌هاي نامرتبط، ناهماهنگ و نامنسجم روبرو هستند، و قصد دارند اطلاعات خود را، به عنوان يک منبع اقتصادي عمده سامان داده و مکانيزه کنند، عرصه کاربرد نمونه و مطلوبي براي IE محسوب ميشوند.
براي طراحي و توسعه سيستم‌هاي اطلاعاتي منفرد و يا برنامه‌هاي کاربردي، هر چند ميتوان از برخي از ايدههاي اساسي IE استفاده کرد، اما بسياري از مراحل، روشها و رهيافتهاي ويژه IE در اينگونه موارد کاربردي ندارد.
از سوي ديگر، IE يک متدولوژي جامع است. به اين معني که همه مراحل زيستچرخ توسعه سيستم‌ها را از مرحله برنامه‌ريزي و امکانسنجي گرفته تا استقرار سيستم، بهره‌برداري و نگهداري پوشش مي‌دهد. تأکيد عمده IE در مراحل SDLC، بر مراحل ابتداييتر آن، يعني برنامه‌ريزي کلان و طراحي در سطح سازمان است. به تدريج که پروژه به مراحل پاياني نزديک مي‌شود، وضوح و الزامآور بودن روشهاي توصيه شده IE کاهش مييابد. به عنوان مثال کانون توجه بيشتر روايتهاي مرسوم IE بر فعاليتهايي چون برنامه‌ريزي سازماني، طراحي کلان، تدوين راهبردها و ... متمرکز است تا جنبه‌هايي مانند برنامه‌نويسي، آزمون و يا مستندسازي سيستم‌ها. به همين دليل ميتوان IE را به طور کلي در رده متدولوژي‌هاي برنامه‌ريزي (مانند BSP) جاي داد.
محدوديت ديگري که بايد به آن اشاره کرد، اينست که IE نيز مانند همه متدولوژي‌هاي دادهمدار، در تحليل و طراحي سيستم‌هاي اطلاعاتي که در آنها اهميت داده‌ها از اهميت پردازشها بيشتر باشد، موفقتر است. به عنوان نمونه روشهاي IE را در تحليل و طراحي يک سيستم حسابداري صنعتي بهتر ميتوان به‌کار بست، تا تحليل و طراحي سيستم کنترل خط توليد يک کارخانه.
بايد توجه داشت که اين ملاحظات، تنها به طور کلي نکاتي را در مورد دامنه کاربردهاي متدولوژي روشن ميسازد و به طور خاص براي نقض هريک از اين داوريها، ميتوان از موضع مدافعين آن، استدلالهايي را براي اثبات کاربردپذيري اقامه نمود.
پشتیبانی
IE از ابتدا به عنوان يک محصول تجاري و براي ارائه توسط شرکتهاي مشاور توسعه يافته است. مبدع عمده اين روش يعني جيمز مارتين، خود در تأسيس شرکتهاي مختلفي، به صورت مستقيم و يا با مشارکت ساير افراد، مؤثر بوده است.
بخشي از توسعه ابتدايي متدولوژي توسط کارشناسان شرکت CACI در انگلستان انجام شده است. جيمز مارتين خود شرکتي به نام JMA تأسيس نمود و سپس با مشارکت شرکت Texas Instrument ، به ارائه ابزارهاي CASE اين متدولوژي تحت عنوان IE F پرداخت. هم‌اکنون نيز شرکت James Martin+Co به طور فعال در سطح بينالمللي به ارائه خدمات مشاورهاي بر مبناي IE ميپردازد. از ديگر شرکتهاي فعال در زمينه IE ميتوان از شرکت Artur Young Inc نام برد.
علاوه بر اينها، بسياري از شرکتهاي مشاور در زمينه سيستم، از يکي از روايتهاي IE به عنوان متدولوژي برگزيده خود استفاده مي‌کنند.
IE همچنين از پشتوانه قوي در ميان ابزارهاي CASE برخوردار است. بنيانگذار اين متدولوژي، جيمز مارتين همچنين از نخستين طراحان و مبلغان استفاده از CASEدر توسعه سيستم‌ها بوده است. يکي از اولين ابزارهاي CASEکه به صورت تجاري و براي استفاده عمومي ارائه شد، نرم‌افزار IE F بود که مشترکاً توسط مارتين و شرکت TexasInstrument توليد شد. مارتين همچنين در شراکت با مؤسسه Knowledge Ware ابزاري به نام IE W ارائه کرد که از ابزارهاي رايج CASEاست.
هم‌اکنون، بيشتر نرم‌افزارهاي متداول CASE متدولوژي IE را پشتيباني مي‌کنند و ابزارهاي گرافيکي مورد استفاده در IE را ميتوان با همه ابزارهاي CASE تهيه نمود.
نقد و ارزیابی
بديهي است که نقد متدولوژي‌هاي توسعه سيستم بهويژه روشهاي شناخته شده و معتبر، به صورت انتزاعي و مطلق امکانپذير نيست. بلکه منظور از نقد چنين روشي، در واقع ارزيابي و سنجش آن در يک شرايط ويژه و با توجه به مجموعه محدوديتها و امکانات است.
از آنجا که هدف نهايي پژوهش حاضر، يافتن روشهاي مناسب تجزيه و تحليل و طراحي سيستم در شرايط ويژه ايران ميباشد، طبيعي خواهد بود که نقد ما از متدولوژي IE نيز در اين چارچوب صورت گيرد.
به طور کلي و بدون ورود در جزئيات، کاربردپذيري و اعتبار مباني IE در شرايط ايران را ميتوان از دو جنبه مزايا و معايب آن طرح کرد :
1-         مزايا
•         سازگاري با تغييرات؛ يکي از نقاط مثبتي که IE را از ساير متدولوژي‌هاي ساختيافته متمايز مي‌کند، حساسيت و سازگاري اين روش در مقابل تغييرات سريع سازماني است. از ديدگاه IE سازمانها به طور مداوم دستخوش تغييرند و اين تغيير در اهداف، ساختار، روشها و وظايف آنها صورت مي‌گيرد. به تعبير ديگر، تغيير، ذاتي سازمانهاست و روشها و مراحل IE به گونهاي طرح شده‌اند که بيشترين ميزان سازگاري و انعطافپذيري را در مقابل اين تغييرات باعث شوند. IE يک متدولوژي داده مدار است و يکي از اصول اوليه آن، اعتقاد به اين اصل است که در هر سازماني، تشکيلات، وظايف و رويه‌ها سريعتر و بيشتر از داده‌ها تغيير مي‌کنند. به همين دليل توجه اصلي به پايگاههاي داده‌اي و اطلاعات معطوف مي‌شود و نه به روال‌ها و برنامه‌هايي که از اين اطلاعات استفاده مي‌کنند.
تجربه مشهود در کشور ما نيز حاکي از آن است که به دلايل سياسي ـ اجتماعي و اقتصادي، ساختار تشکيلاتي، تابعيت اداري، وظايف و مقررات قانوني حاکم بر سازمانها به طور مداوم و با آهنگي سريعتر از حد متوسط در حال تغيير و دگرگوني است. بيآنکه در پي يافتن و شکافتن علت اين پديده باشيم، نميتوان از تأثير آن در ناپايداري و عدم ثبات سيستم‌هاي اطلاعاتي موجود در اين سازمانها (بويژه در بخش دولتي) غافل ماند. در بسياري از موارد، قوانين پايه و نيازهاي کاربران يک سيستم، حتي قبل از آنکه دوره توليد آن به اتمام برسد، دستخوش تغيير مي‌شود و طراحي اوليه را از حيز انتفاع ساقط مي‌کند.
با در نظر گرفتن اين مطلب، ميتوان ادعا کرد که IE از اين نظر تناسب بيشتري با شرايط ويژه سازمانها در ايران دارد.
•         نمودارسازي؛ چنانکه قبلا اشاره شد، در IE بر ارائه و انتقال نتايج به وسيله نمودارها و ابزارهاي گرافيکي تأکيد مي‌شود. به اين طريق ميتوان ارتباط مؤثر و سريعي با کاربران نهايي سيستم‌ها برقرار کرده و آنان را در فرآيند تحليل و طراحي سيستم به طور عملي درگير ساخت. با توجه به پايين بودن سطح دانش انفورماتيکي در ايران (در همه سطوح مديريتي، کارشناسي و عملياتي) به نظر ميرسد اين روش انتقال نتايج، تأثير و کارآيي به مراتب بيشتري در جريان فرآيند عملي توسعه سيستم‌هاي اطلاعاتي داشته باشد.
•         روش بالا به پايين؛ هر پروژه IE با برنامه‌ريزي کلان در بالاترين سطح سازماني (مديريت عالي) شروع شده و با پيشرفت پروژه، به تدريج از کليت روشها کاسته شده و به جزئيات فني آنها افزوده مي‌شود.
•         تجربه عملي کار توسعه سيستم‌ها در کشور ما نيز نشان مي‌دهد که مديران سازمانها تمايل و فرصت کافي براي درگير شدن در جزئيات فني سيستم‌ها را ندارند و بجاي آن ترجيح مي‌دهند نيازها و ايدههاي آنان در سطوح برنامه‌ريزي و طراحي کلان سيستم‌ها مورد نظر قرار گيرد. با استفاده صحيح از روشهاي IE به نظر ميرسد، هر دو خواسته در سطح معقول و متعادلي برآورده شود.
2-         معايب
•         يکي از مفروضات اساسي IE اين است که هر سيستم در محيط يک سازمان عمل مي‌کند. نتيجه مستقيم چنين فرضي، کاربردناپذيري نسبي IE در مواردي است که يک سيستم فارغ از محيط سازماني آن (مانند بستههاي نرم‌افزاري عمومي) و يا در محيطي بين ـ سازماني مورد توجه قرار گيرد. در چنين مواردي، نميتوان بدون اصلاحات و تعديلهاي اساسي از روشهاي IE استفاده کرد.
•         فرض اساسي ديگري که در IE در مورد سازمانها وجود دارد اين است که هر سازماني داراي يک برنامه سازماني است. در کشور ما به دليل ضعف مديريت علمي در سازمانها، اين فرض را ميتوان به صورت جدي مورد ترديد قرار داد. در واقع کمتر سازماني (دولتي يا خصوصي) در ايران داراي چنين طرحي است و يا حداقل اهداف و مأموريتهاي خود را بروشني و به صورت کمّي مدون کرده است. در بسياري از موارد (بويژه در بخش دولتي) سازمانها حتي از ساختار تشکيلاتي مصوب و قطعي نيز برخوردار نيستند.
در اين شرايط، براي اجراي هر پروژه IE در يک سازمان، بايد مراحل مقدماتي بيشتري براي رسيدن به يک طرح سازماني منسجم و مصوب طي شود.
کتاب شناسی
IE از جمله متدولوژي‌هايي است که داراي ادبيات تخصصي غني و پشتيباني آموزشي قوي ميباشد. مارتين خود کتابهاي متعددي براي معرفي چارچوب کلي روش و کاربرد آن در زمينه‌هاي مختلف نوشته است.
مهمترين مرجع IE کتاب سه جلدي مارتين است که آخرين ويرايش آن در سال 1990 منتشر شده است:
Martin, J., Information Engineering: Book I) Introduction, Prentice-Hall, 1990
Martin, J., Information Engineering: Book II) Planning & Analysis, Prentice-Hall, 1990
Martin, J., Information Engineering: Book III) Design & Construction, Prentice-Hall, 1990
شرح کوتاه و گويايي از روش IE را ميتوان در منبع زير يافت: (بخش 4-6)

Avison, D.E. and Fitzgerald, G., Information Systems Development:
Methodolog IE s, Techniques and Tools, 2nd edition, McGraw-Hill, 1995

ارسال شده توسط احمد محمدی | 14 11, 2013 | بازدید‌ها (1294)


  انباره داده‌ها‌، هوش تجاری و سیستم‌های پشتیبان تصمیم‌گیری
مجید گلپایگانی
عضو گروه تخصصی ERP انجمن انفورماتیك ایران
كارشناس ارشد فناوری اطلاعات - سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران

 

چكیده
در این مقاله با نگاهی سیستمی و از كلان به خرد، ابتدا موضوع از منظر راهبردی، اهداف سازمانی و جایگاه نیاز آن، بررسی و تأکید شده است كه برنامه‌ریزی كلان و كاهش شكاف عملكرد، نیاز به گزارش‌های تحلیلی دارد. سپس اهمیت تصمیم‌گیری، انواع آن، ویژگی‌ها و عوامل مؤثر بر تصمیم‌گیری بیان شده است و نقش مدیریت اطلاعات و انباره داده‌ها در ایجاد پایگاه دانش به‌عنوان زمینه‌ساز سیستم‌های پشتیبان تصمیم‌گیری و بستر مناسب تصمیم‌گیری در سازمان تشریح شده است. در انتها، فرایند انباره داده‌ها و شرکت‌های فعال در ارایه این‌گونه محصولات مورد بحث قرار گرفته است.

واژه‌های كلیدی: انباره داده‌ها، هوش تجاری، سیستم‌های پشتیبان تصمیم‌گیری، داشبورد اطلاعات، داده كاوی، داشبورد مدیریت عملكرد


مقدمه

داده‌ها همواره در یك سازمان وجود دارد، اما جمع‌آوری، سازماندهی، گزارش‌گیری و تحلیل كارآمد آن یا به عبارتی «معنا بخشیدن به داد‌ه‌ها» موضوع متفاوتی است. هیچ اطلاعات كارگشایی از داده‌های بدون مفهوم و معنای واقعی، حاصل نمی‌شود. این‌ اطلاعات انباشته، موجب می‌شود تا در هر سازمان، هر شخص بنا به شرایط، موقعیت و سمت سازمانی برداشت متفاوتی از اطلاعات در دست خود داشته‌‌باشد. امروزه تنوع و كثرت اطلاعات سبب شده تا بسیاری از مدیران سازمان‌های بزرگ از اتفاقات صورت گرفته در سازمان خود اطلاع دقیقی نداشته باشند. محدودیت‌های زمانی و فیزیكی موجب شده‌است تا این اطلاعات بیشتر به‌صورت نادقیق و كلی در اختیار مدیران قرارگیرد.
اینك با رشد صنعت فناوری اطلاعات و كسب تجربیات گوناگون در حوزه جمع‌آوری و ذخیره‌سازی و بازیابی اطلاعات، موضوع «معنا بخشیدن به داده‌ها» و آسان كردن فرآیند تصمیم‌سازی، هم‌زمان در مركز توجه كارشناسان فناوری اطلاعات و متخصصان علم مدیریت و كسب و كار قرار گرفته‌است. «راه‌حل انباره داده‌ها و هوش تجاری» فناوری جدیدی است كه پس از جمع‌آوری، ذخیره، پاكسازی، تجمیع، تحلیل و بازیابی اطلاعات، فرآیند تصمیم‌گیری را برای مدیران آسان می سازد.

شكاف عملكرد راهبردی

در یك نگاه كل به جزء و از منظر راهبردی، شكاف عملكرد در تعریف اهداف سازمان و راه‌های رسیدن به این اهداف معنا می‌شود. برخی از عوامل تأثیر‌گذار بر این شكاف، عوامل درونی و برخی دیگر، برون از سازمان هستند. به‌طور عمده، عوامل درونی به بحث اختصاص منابع سازمانی مانند منابع مالی، انسانی و اطلاعاتی برای رسیدن به اهداف و انتظارات آینده سازمان دلالت دارند. تحلیل شكاف و كاهش آن در جهت نیل به چشم انداز و انتظارات آینده سازمان با استفاده از ابزارهای موجود، از كلیدی‌ترین وظایف مدیران ارشد می باشد كه در شكل 1 نشان داده شده است. تحلیل شكاف بیانگر آن است كه آیا در جهت كاهش «شكاف عملكرد» گام برمی‌داریم یا خیر؟
حذف شكاف یا كاهش عملی آن، هدف سازمان است و این فرایند چرخه‌ای است كه با استفاده از بازخورد صورت می گیرد و تا مرز صفر شدن این شكاف ادامه می یابد. با توجه به تغییرات بسیار زیاد محیطی و پیچیدگی نمایش وضع سازمان در یك تصویر كلان، نیاز مبرمی به تحلیل‌های شرط و جزا است. از طرفی تحلیل به وجود اطلاعات نیاز دارد و اطلاعات از اجزای كوچكتری به‌نام داده تشكیل می‌شوند. داده‌های مجرد و بی‌معنا به كمك انباره داده‌ها به اطلاعات تبدیل می‌شود تا بتواند در مرحله بعد با استفاده از قدرت تصمیم‌گیری انسانی و دانش ضمنی افراد، تبدیل به قضاوت یا عمل شود. این امر را «هوش تجاری» می‌نامند.[2]

همانگونه كه عنوان شد، عواملی كه موجب این شكاف می‌شوند بعضی بیرونی و برخی درونی هستند. به منظور كاهش این شكاف و تحقق اهداف سازمانی، دسترسی به اطلاعات و به‌ویژه اطلاعات مربوط به عوامل بیرونی سازمان بسیار اهمیت دارد. این گروه از اطلاعات معمولا در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، و فناوری است كه در برنامه‌ریزی راهبردی و تجزیه و تحلیل‌های محیطی كاربرد مهمی دارد. این اطلاعات، در بررسی‌ها و مطالعات انجام شده 80% به‌صورت غیر ساخت یافته و 20% ساخت یافته است. بدین معنی كه 20% اطلاعات از درون بانك‌های اطلاعاتی و سیستم‌های اطلاعاتی سازمانی استخراج خواهد شد و 80% از منابع اطلاعاتی دیگر(كاغذی، الكترونیكی، صوتی، تصویری و ذهن افراد) در داخل و از خارج سازمان به‌دست می‌آید.[6]

تصمیم‌گیری

تصمیم‌گیری، فصل مشترك كلیه عملیات سازمان است و در یك زنجیره وابسته و فرایند منسجم منجر به تحقق چشم‌انداز، مأموریت و اهداف سازمان می‌شود. فلسفه تصمیم‌گیری برمبنای دانایی استوار است، یعنی تصمیم باید براساس آگاهی بر تمامی جوانب امور و عملیات انجام گیرد. سیستم‌های پشتیبان تصمیم‌گیری به مدیر كمك می‌كند تا این فرایند را به‌خوبی عملیاتی كند. این كار با استفاده از كیفیت اطلاعات، انجام می‌شود و تصمیم‌گیری مؤثر بر مبنای اطلاعات صحیح، جامع، به موقع و تحلیل شده صورت می‌گیرد.
مدل‌های زیادی در زمینه مراحل مختلفی كه باید در فرایند تصمیم‌گیری طی شود مطرح شده اند كه از اصول خاصی پیروی می كنند، ولی پایه و اساس همه آن‌ها یكی است. هربرت سایمون یك الگوی تصمیم‌گیری ارایه كرده است كه مشتمل بر چهار مرحله است و عبارتند از: هوشمندی، طراحی، انتخاب و اجرا.
مرحله هوشمندی، در واقع بهره‌مندی از نظام اطلاعاتی، ارتباط با كاربران دارای این اطلاعات و استفاده از سیستم‌های اطلاعاتی است كه هر روز منتظر مشاهده علایم و نشانه‌های جدیدی برای حل مسأله و فرصت‌های به‌وجود آمده هستند. در این مرحله نیاز مبرمی به تحلیل محیط خارج سازمان است. سیستم‌های اطلاعاتی و نظام‌های گزارش‌های مدیریتی شرایطی را مهیا می‌كنند كه به هوشیاری مدیران و حل مسأله یاری می‌رساند. مرحله طراحی، همان فرایند خلاقیت و ایجاد راهكارهای مختلف حل مسأله است و بسیار به ابتكارات انسانی بستگی دارد. انتخاب این مرحله، با مخاطره و عدم قطعیت همراه است. سیستم‌های پشتیبان تصمیم‌گیری در این مرحله نیز با ارایه روند اطلاعاتی و تاریخچه‌ای از تصمیمات قبلی به مدیر در انتخاب راهكاری كه رضایت بیشتری در بر داشته باشد، كمك كند.
تصمیم‌های سازمانی بر اساس رده بندی تصمیم گیران به تصمیم‌های راهبردی، تاكتیكی و عملیاتی تفكیك می‌شوند. همچنین از نظر طبقه‌بندی، انواع تصمیم‌ها به تصمیم‌های ساخت یافته، نیمه ساخت یافته و ساخت نیافته تقسیم بندی می‌شود.. تصمیم‌های ساخت یافته، تكراری و قابل برنامه‌ریزی هستند و می‌توان آن‌ها را به‌سادگی به پردازش كامپیوتری واگذار كرد. تصمیم‌های ساخت نیافته به قضاوت‌های انسانی نیاز دارد و از منابع اطلاعاتی و گزارش‌های مختلف استفاده می‌كند. تصمیم‌های نیمه ساخت یافته به ادراك انسانی و روش‌های ریاضی نیاز دارد. شكل 2 ماتریس تصمیم‌گیری سازمانی را نشان می‌دهد.

ویژگی تصمیم‌های سازمانی شامل همسویی با اهداف سازمان، دامنه كاربرد در سازمان، افق زمانی تصمیم و رده سازمانی تصمیم‌گیران است. از جمله مهمترین عوامل مؤثر بر تصمیم‌گیری، دانش تصمیم گیران، منابع اطلاعاتی، ریسك تصمیم و زمان صرف شده برای اتخاذ تصمیم است كه با استفاده از روش‌های مدل سازی و بهبود فرایند تصمیم‌گیری در سازمان‌ها، می‌توان قابلیت تأثیر آن‌ها را افزایش یا كاهش داد.[1]
صرف نظر از نوع تصمیم‌گیری، همه آن‌ها به اطلاعات صحیح، دقیق و به موقع نیاز دارند و نقش سیستم‌های اطلاعاتی پشتیبان تصمیم‌گیری فراهم سازی، دسته‌بندی، تحلیل و ارایه این اطلاعات به گونه‌ای كارآمد است.

مدیریت اطلاعات و دانش

در بخش‌های قبلی بر بینش مدیران ارشد، راهبرد‌ها و اهداف و نیز اهمیت تصمیم‌گیری و الزامات آن در عصر حاضر پرداخته شد. در ابتدای این بخش به بیان تعاریف پایه در این حوزه اشاره می‌شود. شكل 3 نشان دهنده هرم سلسله مراتبی ایجاد ارزش افزوده از پایین به بالا در فرایند تبدیل داده تا تصمیم و بصیرت است. در اولین مرحله داده‌ها جمع‌آوری می‌شوند، در مراحل بعد سازماندهی و تحلیل را داریم و در آخرین مرحله تصمیم‌گیری و اقدام صورت می‌گیرد.

داده: واقعیتی است كه در كامپیوتر ذخیره، نگهداری و پردازش می‌شود. داده‌های خام اهمیت چندانی برای انسان

ندارند.
اطلاعات: توانایی درك و استنباط انسان از واقعیت است. سیستم‌های اطلاعاتی و كامپیوترها داده‌های سازماندهی
شده را به شكل قابل فهم در اختیار انسان می‌گذارند.
دانش: سازمان را قادر به تصمیم‌گیری می‌كند.


شكل 3: هرم ارزش افزوده داده تا بصیرت

دانش، ورودی اصلی برای تصمیم‌گیری سازمانی است و در این راستا اطلاعات پردازش شده به همراه اطلاعات و داده‌های مرتبط به‌ هم، قابلیت اثر‌گذاری بر دانش را داراست. مدیریت دانش شامل فرایند ترکیب بهینه دانش و اطلاعات در سازمان و ایجاد محیطی مناسب به‌منظور تولید، اشتراك و به‌کارگیری دانش وتربیت نیروهای انسانی خلاق و نوآور است تا سرانجام از طریق شكل‌گیری یك سازمان یادگیرنده و با برقراری جریان روان میان مخزن اطلاعات ایجاد شده با بخش‌های مختلف عملیات سازمان، این بخش‌ها با یكدیگر ارتباط بهتری داشته باشند. مدیریت دانش چارچوبی است كه در آن كلیه فرایندهای سازمانی بر پایه جریان و تبادلات دانشی تعریف و برقرار می‌شود. بنابراین، چنین نگاهی تمام فرایندهای كسب و كار را با مسأله خلاقیت، نوآوری و كاربرد دانش درگیر كرده، در نتیجه بقا و پویایی آن‌ها تضمین می‌شوند.[2]
انباره داده‌ها فضایی برای تبدیل داده به اطلاعات و دانش است. انباره داده‌ها به‌عنوان یكی از اركان اصلی سیستم‌های پشتیبان تصمیم‌گیری و مدیریت دانش، پوشش دامنه زمانی وسیع‌تری نسبت به پایگاه‌داده عملیاتی دارد. مشخصات انباره داده‌ها عبارتند از:
موضوع گرا: داده‌هایی كه اطلاعاتی درباره یك موضوع خاص ایجاد می‌كنند نه این‌که عملیات یك سیستم خاص را نمایش دهند.
یكپارچه : داده‌هایی كه از منابع مختلف در مخزن داده‌ها جمع‌آوری و براساس یك رشته روابط با یكدیگر ادغام شده‌اند.
زماندار: تمامی داده‌ها در مخزن داده‌ها در یك دوره زمانی مشخص می‌شوند.
ماندگار: داده‌ها در مخزن داده‌ها ماندگار هستند. داده‌ها اضافه می‌شوند ولی هیچ داده‌ای حذف نمی‌شود.
از نظر گستره زمانی، داده‌ها و اطلاعات موجود در محیط‌های عملیاتی در یك بازه زمانی 60-90 روزه و در انباره داده‌ها حدود 5-10 سال است. این موضوع بیانگر ویژگی‌های تحلیل روند و آینده نگری یا پیش‌بینی است. در واقع انواع داده‌های ذخیره شده در انباره داده‌ها عبارتند از: داده فعلی، داده قدیمی، داده خلاصه شده و فراداده‌ها.[3]
هوش تجاری مجموعه‌ای از فناوری‌ها، نرم‌افزارها و روش‌ها جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات ذخیره شده در مخزن داده‌ها و افزایش بصیرت و توانمندی جمع‌بندی آن‌ها است. در همین راستا مفاهیم داده‌كاوی و پردازش اطلاعات مطرح می‌شود. داده‌كاوی، فرایند جستجو و یافتن اجزا و ارتباطات جزیی‌تر داده‌ها و اطلاعات است. پردازش اطلاعات، شناسایی الگوها و تركیب‌های مهم داده‌هایی است كه با قرار گرفتن در كنار یكدیگر پرس و جو‌ها و تحلیل‌های شرط و جزا را پاسخ می‌دهد.[7]
گزارش‌های تحلیلی به شکل‌های مختلفی در اختیار مدیران تصمیم‌گیر قرار می‌گیرد. داشبورد اطلاعات یا داشبورد مدیریت عملكرد از ابزارهای معروف در این زمینه است كه با استفاده از نمودارهای متنوع رنگی و گرافیك‌های زیبا سعی می‌شود محیط كاربری ساده و جذابی ایجاد شود. مدیران می‌توانند در صورت نیاز به جزییات بیشتر، بر روی اطلاعات كلی كه در داشبورد به نمایش در می‌آید كلیك كنند و با استفاده از تكنیك داده‌كاوی به جزییات بیشتر دست پیدا كنند. سپس به كمك آن‌ها از هر نقطه‌ای و در هر زمانی قادر خواهند بود وضعیت شاخص‌های كلیدی و عملكرد سازمان را تحت نظارت و كنترل داشته باشند.[4]

فرایند انباره داده‌ها

در شكل 4 فرایند انباره داده‌ها نشان داده شده است. همان‌گونه كه در شكل آمده است، ابتدا داده‌ها از منابع مختلف، اعم از الكترونیكی و یا كاغذی جمع آوری و پس از استخراج، تبدیل و بارگیری به مرحله بعدی كه پاكسازی و تجمیع است ارسال می‌شود معمولاً به این دو مرحله «ناحیه نمایش» گفته می‌شود. یكی از كلیدی ترین بخش‌های این مرحله پاكسازی داده‌ها به‌منظور دسترسی به «یك منبع قابل اتكا برای داده‌ها» است.
پس از آن «انبارش داده‌ها» برای ذخیره و طبقه‌بندی داده‌ها صورت می‌گیرد. این «طبقه‌بندی داده‌ها» بر اساس موضوعات مدیریتی است و جزو ویژگی‌های بارز این مرحله می باشد. در مرحله بعدی كه به «منطقه سیستم‌های پشتیبان تصمیم‌گیری» معروف است، پرس و جوها، گزارش‌ها و پردازش‌های تحلیلی برخط، «تحلیل‌های آماری و موضوعی» قرار می‌گیرند. در آخرین لایه نیز، «نمایش و ارایه» اطلاعات را در قالب داشبورد اطلاعات و مدیریت عملكرد داریم. [6]


شكل 4: فرایند انباره داده‌ها

وضعیت بازار و محصول
موضوع استفاده از انباره داده‌ها و هوش تجاری به ابتدای سال‌های 1990 میلادی باز می‌گردد ولی موج عظیم آن بعد از سال 2000 و در هزاره سوم شدت یافت. شرکت‌های پیشتاز در این زمینه كه محصولات آن‌ها بازارهای جهانی‌ را پوشش می‌دهد، كوگنوس، بیزینس آبجكتز، اس آ اس، هایپریون، مایكرو استراتژی، اوراكل، مایكروسافت، اس اِی پی و اینفورماتیكا می‌باشند. حجم فروش این‌گونه سیستم‌ها و نرم‌افزارها طبق پیش‌بینی‌های شركت گارتنر تا سال 2012 به بیش از 16 میلیارد دلار خواهد رسید. هزینه‌های پیاده‌سازی و استقرار این‌گونه سیستم‌ها مانند نرم‌افزارهای برنامه‌ریزی منابع سازمان ERP بسیار متنوع و گران خواهد بود. لذا در خصوص انتخاب محصول منتخب و شركت پیمانكار اجرایی و پیاده‌سازی، ملاحظات فنی، مدیریتی، آموزشی و هزینه‌ای بایستی مدنظر قرار گیرند. [7]

نتیجه گیری

با توجه به توضیحات فوق، لزوم اهمیت تولید دانش و تصمیم‌گیری بر مبنای اطلاعات در سازمان‌ها بیش از پیش مشخص می‌شود. در این‌خصوص چرخه تبدیل داده به اطلاعات و تولید دانش برای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری سطوح مختلف مدیران سازمان‌ها، نقشی حیاتی دارد. با استفاده از فناوری اطلاعات، این امر به شكلی بسیار سریع، دقیق و مطمئن قابل حصول و راه‌حل اجرایی آن پیاده‌سازی و استقرار انباره داده‌ها و مدیریت اطلاعات و دانش سازمانی است. با استقرار چنین سیستم‌هایی تغییر تفكرات و ذهنیات مدیران سازمان را شاهد خواهیم بود و روش‌های تصمیم‌گیری سنتی و متكی به فرد جای خود را به روش‌های سیستمی و متكی بر اطلاعات خواهد داد.

منابع

[1] گزارش پروژه«تجزیه وتحلیل فرایند تصمیم‌گیری»، مدیریت توسعه سیستم‌ها و فناوری اطلاعات، سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران، 1384
[2] گزارش پروژه«طراحی پایگاه داده تحلیلی و هوش تجاری»، مدیریت توسعه سیستم‌ها و فناوری اطلاعات، سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران، 1384

[3] Adel man Sid, Moss Larrisa, Abai Majid,"Data Strategy", 2005
[4] Echerson Wayne W. ,"Performance Dashboards", 2005
[5] Few Stephen," Information Dashboard Design", 2006
[6] Inmon William H. ,"Building the data warehouse", 4th Edition, 2005
[7] Moss Larrisa, Shaku Atre,"Business Intelligence Roadmap", 2003

 

ارسال شده توسط احمد محمدی | 12 11, 2013 | بازدید‌ها (1584)
ارائه مدلي در جهت شناسايي عوامل موثر براجراي CRM در رسانه هاي اجتماعي (SCRM ) CRM اجتماعي مفهومي نوين در رويكرد ارتباط با مشتري است كه فلسفه ي آن استفاده از پتانسيل رسانه هاي اجتماعي در جهت جذب حداكثري مشتريان و نگهداري مشتريان موجود مي باشد.

ارائه مدلي در جهت شناسايي عوامل موثر براجراي CRM در رسانه هاي اجتماعي (SCRM )
در دنياي رقابتي امروز مشتري نقش كليدي و اساسي در حفظ جايگاه و بقا سازمان ها دارد. مديريت ارتباط با مشتري ياري رسان سازمان ها در ايجاد ارتباط اثربخش با مشتريان است. اين مفهوم يك راهبرد تجاري تركيب شده با فناوري براي مديريت اثربخش كل چرخه زندگي مشتري است. از سوي ديگر رشد چشمگير رسانه هاي اجتماعي توجه سازمان ها را به اين مقوله معطوف ساخته است. در اين راستا CRM اجتماعي مفهومي نوين در رويكرد ارتباط با مشتري است كه فلسفه ي آن استفاده از پتانسيل رسانه هاي اجتماعي در جهت جذب حداكثري مشتريان و نگهداري مشتريان موجود مي باشد. اين مفهوم يك استراتژي و رويكرد نوين در جهت تركيب ارتباط با مشتريان برخط ، شبكه هاي اجتماعي و سيستم مديريت ارتباط با مشتري سنتي مي باشد.
ارائه مدلي در جهت شناسايي عوامل موثر براجراي CRM در رسانه هاي اجتماعي (SCRM[1])
امير حاتمي
كارشناس ارشد مديريت فناوري اطلاعات-
عليرضا سراجي
كارشناس حسابداري-
چكيده
در دنياي رقابتي امروز مشتري نقش كليدي و اساسي در حفظ جايگاه و بقا سازمان ها دارد. مديريت ارتباط با مشتري ياري رسان سازمان ها در ايجاد ارتباط اثربخش با مشتريان است. اين مفهوم يك راهبرد تجاري تركيب شده با فناوري براي مديريت اثربخش كل چرخه زندگي مشتري است. از سوي ديگر رشد چشمگير رسانه هاي اجتماعي توجه سازمان ها را به اين مقوله معطوف ساخته است. در اين راستا CRM اجتماعي مفهومي نوين در رويكرد ارتباط با مشتري است كه فلسفه ي آن استفاده از پتانسيل رسانه هاي اجتماعي در جهت جذب حداكثري مشتريان و نگهداري مشتريان موجود مي باشد. اين مفهوم يك استراتژي و رويكرد نوين در جهت تركيب ارتباط با مشتريان برخط ، شبكه هاي اجتماعي و سيستم مديريت ارتباط با مشتري سنتي مي باشد.
هدف از اين مقاله ارائه مدلي در جهت شناسايي عوامل موثر بر موفقيت SCRM مي باشد پس از بررسي تحقيقات پيشين در اين حوزه چهار متغير رهبري ، مديريت دانش ، كاركنان و درك فضاي رسانه هاي اجتماعي به عنوان عوامل موثر بر اجراي موفق CRM اجتماعي كه توسط سه شاخص بازاريابي اثر بخش ، برنداثر بخش و خدمات اثر بخش سنجيده مي شود، شناسايي شد . پس از تائيد شاخص هاي برازش مدل ، به انجام تحليل مسير و معادلات ساختاري در جهت شناسايي ميزان تاثير هر كدام از چهار متغير مذكور بر موفقيت CRM اجتماعي پرداخته شده است. نتايج تحقيق نشان داد كه بيشترين تاثير مربوط به متغير درك فضاي رسانه هاي اجتماعي (0.434) و پس از آن متغير رهبري ( 0.175) مي باشد . متغيرهاي مديريت دانش ( 0.165) و كاركنان (0.151) به ترتيب در رتبه هاي بعدي قرار گرفته اند.
واژگان كليدي: CRM اجتماعي ، رسانه هاي اجتماعي ، مديريت دانش
1-1-مقدمه:
با شدت گرفتن رقابت بين شركتها و نزديك شدن آميخته بازاريابي بنگاهاي مختلف به يكديگر فلسفه فروش كارايي خود را از دست داد. شركتها ديگر فقط به دنبال جذب مشتري جديد نبودند بلكه حفظ مشتريان و تبديل آنها به مشتريان وفادار يكي از اولويتهاي كاري هر سازمان شد.مديريت ارتباط با مشتري رويكردي چند جانبه به بازاريابي، فروش و مراقبت از مشتري است. سازمان ها از CRM به منظور ايجاد وفاداري مشتري و بهبود عملكرد سازماني بهره مند مي شوند.
رسانه‌هاي اجتماعي به‌عنوان مهم‌ترين ابزارهاي ارتباطي فضاي مجازي در سال‌هاي اخير، دنياي تجارت و بازاريابي را تحت تأثير قرار داده‌اند. آمارها نشان مي‌دهد در ميان شيوه‌هاي گوناگون بازاريابي آنلاين، به‌كارگيري انواع مختلف رسانه‌هاي اجتماعي در سال‌هاي اخير رو به‌رشد بوده است. رسانه هاي اجتماعي نه از نظردر دسترس قرار دادن افراد يا به معناي دقيق تر مشتريان، بلكه به منظور دستيابي به اطلاعات با ارزش در خصوص تمايل و عدم تمايل آنها به محصولات و توليدات مختلف حائز اهميت مي باشند. مفهوم اين موضوع را مي توان در CRMاجتماعي (Social CRM) جستجو نمود, جايي كه مشتريان پاسخ هاي مربوط به محصولات و خدمات را از طريق رسانه هاي اجتماعي به دست مي آورند و نه از طريق فروشندگان و توزيع كنندگان محصولات و خدمات.(3)
با توجه به اهميت و جايگاه CRMاجتماعي در تجارت الكترونيك؛شناسايي عوامل موثر بر اجرا و پياده سازي موفق آن در سازمان ها امري ضروري و حياتي است.در اين مقاله به شناسايي عوامل موثر بر پياده سازي موفق اين مفهوم پرداخته مي شود و تحت مدلي ميزان تاثير هر يك از عوامل ارزيابي خواهد شد.
2-1-مباني نظري:
1-2-1-رسانه هاي اجتماعي:
آندره كاپلان و مايكل هانلين رسانه‌هاي اجتماعي را اين گونه تعريف مي‌كنند: "گروهي از برنامه‌هاي كاربردي مبتني بر اينترنت هستند كه با اتكا به بنيانهاي تكنولوژيك وب 2، امكان ايجاد و تبادل محتواي توليد‌شده بوسيله كاربران را مي‌دهند". به اين ترتيب هر كاربر اينترنتي به‌راحتي و در مدت زمان چند دقيقه مي‌تواند وبلاگ شخصي ايجاد كند و يا در انواع ديگر سايت‌ها عضو شود و محتواهايي كه توليد كرده اعم از متن، عكس، صدا و ويدئو را به راحتي منتشر كند(14).
در يك مطالعه اي كه در سال 2011 پيرامون ميزان استفاده از سازمان ها از رسانه هاي اجتماعي‌توسط‌موسسهIBMمنتشرشد،مشاهده شد كه 79٪از سازمان هاي مورد مطالعه در شبكه ها ي اجتماعي فعاليت مي كنند.55٪از سازمان ها از سرويس ها اشترك رسانه،52٪از سازمان ها از ميكروبلاگ ها،49٪از آن ها از ويكي ها،31٪از آنها در سايت هاي نشانه گذاري استفاده مي كنند.(11)
نكات كليدي در حوزه تجارت در رسانه هاي اجتماعي به شرح زير است:
-تكنولوژي رسانه هاي اجتماعي داراي پتانسيل بالا براي تغيير مسير مشتريان و مديريت ارتباط با مشتريان است.
-ترس،عدم اطمينان و بي علاقگي مانع پذيرش رسمي تكنولوژي هاي رسانه هاي اجتماعي شده اند.
-رسانه هاي اجتماعي داراي پتانسيل جذب بالا مي باشند.سازمان ها با علم به اين موضوع به دليل نداشتن برنامه هاي رسمي در استفاده از آن ناكام هستند.(11)
2-2-1-مديريت ارتباط با مشتري:
مديريت ارتباط با مشتري رويكردي مبتني بر حفظ ارتباط مثبت با مشتري،افزايش وفاداري مشتري و گسترش ارزش چرخه حيات مشتري مي باشد.درك نيازهاي مشتريان و ارائه خدماتي كه سبب ايجاد ارزش براي مشتريان ميشود, از فاكتورهاي اساسي موفقيت و شكست سازمانها مي باشد.
واژه e-CRMاز زماني بوجود آمد كه سازمان ها براي مديريت ارتباط با مشتريان،شروع به استفاده ازمرورگرهاي وب،اينترنت و ديگر روشهاي تماس الكترونيكي مانند پست الكترونيكي،نقطه فروش الكترونيكي،مراكز تلفن و فروش حضوري كردند.
3-2-1-مديريت ارتباط با مشتري در رسانه هاي اجتماعي:
SCRMيك فلسفه و استراتژي كسب و كار است كه توسط يك سيستم و يك تكنولوژي حمايت مي شود كه به منظور ايجاد ارتباط تعاملي در يك محيط مشاركتي با مشتريان در راستاي دست يابي به مزاياي دو طرفه ايجاد شده است.از ابزارهاي اين مفهوم مي توان به بلاگ ها،سرويس ها،ويكي ها،پادكست ها،شبكه هاي اجتماعي و ابزار اشتراك محتوا اشاره كرد(10)
به‌منظور‌انتقالCRMبهSCRMسازمان ها نيازمند تغيرات بنيادي در چگونگي رويكرد‌به3ناحيه‌كليدي بازاريابي،فروش و خدمات در راستاي حركت از سوي ديدگاه فردي به ديدگاه گروهي،از شاخص هاي ثابت به پويا و از تعاملات كوتاه مدت به ارتباطات بلند مدت است.(2)
شاخص هاي زير به منظور ارزيابي درك فضاي رسانه اي مد نظر قرار مي گيرند:
•    داشتن آگاهي كامل از استراتژي كسب و كار در رسانه هاي اجتماعي
•    درك گراف اجتماعي از مشتريان
•    ايجاد سياست هايي در قبال رسانه هاي اجتماعي
•    داشتن مدل كسب و كار منعطف
SCRMيك مسير تفكري متفاوت در حوزه مديريت ارتباط با مشتري است كه تمركز آن بر استفاده از رسانه هاي اجتماعي به منظور بهبود تعامل با مشتري است.در اين محيط مشتري قدرتمند است زيرا ميتواند در شبكه اجتماعي خود ديگران را تحت تاثير قرار دهد.
ده گام در جهت حركت به اين مفهوم عبارت است از:
1-نقشه تعاملاتي كاربر كه شامل عناوين روند و شاخس هايي در اين حزه است.
2-گراف اجتماعي از مشتريان كه شامل درصد توزيع در رسانه هاي اجتماعي مي باشد
3-دانستن اين كه آيا بهترين مشتريان از رسانه هاي اجتماعي استفاده مي كنند.
4-فرايند ها و تجهيزات شامل اهداف كسب و كار-بازاريابي رسانه هاي اجتماعي-فروش-مشتري و مسئوليت اجتماعي سازمان مي باشد.
5-برنامه هاي تاكتيكي در رسانه هاي اجتماعي كه شامل كانال ها-شاخص ها-تيم هاي رسانه هاي اجتماعي و توليد محتوا مي باشد.
6-انسجام و يكپارچگي
7-CRMسنتي و اجزاي مرتبط با آن
8-مشاركت داخلي و كسب و كار اجتماعي
9-فرهنگ،كاركنان و مديريت تغيير
10-بهبود اكوسيستم CRMموجود(12)
تفاوت CRMسنتي و اجتماعي را مي توان به صورت زير بيان كرد:
SCRM    نقش    CRM
تمام افراد    چه كسي    بخش مربوطه
مشتري فرايند هاي را تعريف ميكند    چه چيزي    سازمان فرايند ها را تعريف مي كند
بر عهده مشتري    چه زماني    ساعات كاري
كانال هاي پويا و مشتري محور    چه مكاني    كانال هاي تعريف شده
تعاملات    چرا    تراكنش هاي مالي

جدول1-1-تفاوت CRMسنتي و اجتماعي
نقش بخش مديريت حضور اجتماعي در SCRMيك نقش فعال و حياتي است.اين بخش مديريت حضور اجتماعي برند در رسانه هاي اجتماعي و مديريت و اجراي تعاملات با مشتري را بر عهده دارد.تغيير اساسي ديگري كه در CRMاجتماعي مشاهده مي شود دو بخش تجارب مشتري و طرفداران مشتري است.در مديريت ارتباط با مشتري به صورت سنتي مشتري نقش بدون مشاركت و ارتباط دارد ولي در نوع اجتماعي اين مفهوم اين نقش به كلي تغيير كرده و نقش محوري در چگونگي فعاليت يك سازمان دارد.به جاي بازاريابي و ارسال پيام به مشتري اكنون برند سازمان جهت حل مشكلات كسب و كار با مشتري گفتگو و مشاركت مي كند.(11)
1-3-2-1-بازاريابي اثربخش:
بازاريابي يعني جستجو براي يافتن مناسب ترين بازار و بخش هايي كه سازمان مي تواند در آنجا به صورت مفيد تر و موثرتر حضور يابد و پاسخگوي نيازها و خواسته هاي مردم باشد . به عبارتي بازاريابي تلاشي اگاهانه است براي تخصيص بهينه منابع و ايجاد نوعي تخصص در بازار.
سازمان ها بايد بازار هدف خود را بيابند تا بتوانند نيازهاي آن را بهتر شناسايي كرده ، محصولات و خدمات متناسب با آنها را تهيه و تامين كنند. اساس حركت بازاريابي جلوگيري از هدررفتن منابع و امكانات گوناگون و يافتن مناسبترين جايگاه محصول يا شركت در بازار است. (15)
2-3-2-1-برند اثربخش
در دهه هاي اخير برند سازي و ايجاد نام و نشان تجاري مورد توجه بسياري از بازاريابان قرار گرفته و ايجاد برندهاي قوي يكي از مهم ترين اهداف مديريت برند است. برندهاي قوي باعث جريان هاي درآمدي بالا در كوتاه مدت و بلندمدت مي شود، برندهاي برتر قادرند هيجانات و عواطف مصرف كنندگان خود را برانگيزند. مصرف كنندگان به اين نام ها اعتماد داشته و بيش از ساير برندها از آن ها انتظار خلق ايده هاي برتر و نوآوري در محصولاتشان را دارند. (16)
طبق تعريف انجمن بازاريابي آمريكا برند عبارتست از: « نام، واژه يا علامت،‌ نماد، طرح يا تركيبي از تمامي اين عناصركه به منظور شناسايي كالاها و خدمات يك فروشنده يا گروهي از فروشندگان با هدف ايجاد تمايز در عرصه رقابت مورد استفاده قرار مي گيرد.(16)
4-2-1-مديريت دانش مشتريان:
مديريت دانش شامل خلق دانش، كسب دانش، ذخيره سازي دانش، انتشار دانش، به اشتراك گذاري دانش و بالأخره به كارگيري دانش است. يك سازمان بايد دانش مورد نياز خود را شناسايي كرده، و آن را كسب نمايد و ذخيره¬سازي كند تا بتواند آن را در موارد مورد نياز به كار گيرد. پس مديريت دانش شامل فرآيندهاي ايجاد و خلق دانش، اعتبار بخشيدن به دانش، شكل بخشيدن به آن، توزيع دانش، و كاربرد عملي آن در سازمان مي¬باشد. مديريت دانش كسب دانش درست، براي افراد مناسب، در زمان صحيح و مكان مناسب است، به گونه¬اي كه آنان بتوانند براي دستيابي به اهداف سازمان، بهترين استفاده از دانش را ببرند.
در سالهاي اخير،سازمان ها درصدد انسجام CRMوKM[2] برآمده اند.زيرا آنها دريافتند KM(مديريت دانش)نقش كليدي در موفقيت CRMايفا مي كند.شناسايي ارزش بالاي مشتريان يك دانش حياتي است كه در حوزه رقابت سازمانها نقش كليدي ايفا مي كند.همكاري با مشتريان نيازمند درك قوي از تبادلات دانش ضمني است.CRMدر واقع مديريت دانش مشتريان به منظور درك بهتر و خدمت به آنهاست. براي ملموس شدن مفهوم مديريت دانش مشتري، سه نوع جريان دانش شناسايي شده است كه نقشي حياتي در فعل و انفعال بين شركت و مشتريان بازي مي‏كنند: دانش براي، از و درباره مشتري. در مرحله نخست، براي پشتيباني از مشتريان در چرخه خريدشان، يك جريان دانش پيوسته كه از شركت به مشتريان هدايت مي‏شود (دانش براي مشتري) پيش نياز است. دانش براي مشتريان شامل اطلاعاتي در مورد محصولات، بازارها و تامين‏كنندگان است. اين بعد دانش همچنين بر روي درك مشتري از كيفيت خدمات، تاثير مي‏گذارد. در همين زمان، دانش از مشتريان مي بايد در جهت خلق نوآوري در خدمات و محصول، توليد ايده و بهبود مستمر براي محصولات و خدمات، توسط سازمان به‌هم پيوند داده شود. تسخير كردن دانش مشتري و دخيل كردن مشتريان در فرآيند نوآوري از طرق مختلفي قابل دستيابي است. براي مثال دانش مشتريان در مورد محصولات، تامين كنندگان و گرايشهاي بازار مي‏تواند از طريق مكانيزم بازخورد مناسب براي فراهم كردن يك بهبود سيستماتيك و نوآوري محصولات، استفاده شود. جمع آوري و تحليل دانش درباره مشتري قطعاً يكي از قديمي‏ترين اشكال فعاليت KM در حوزه CRM است. علاوه بر داده‏هاي خام مشتريان و معاملات گذشته، دانش در مورد مشتري، نيازهاي كنوني مشتريان، خواسته‏هاي آتي، ارتباط، فعاليت خريد و توانايي مالي را هم درنظر مي گيرد. دانش درباره مشتريان در فرآيند پشتيباني و خدمات CRM جمع آوري مي‏شود و در فرآيند تحليل CRM مورد تجزيه و تحليل قرار مي‏گيرد (17).
5-2-1-كاركنان ، رهبري سازمان و SCRM:
دنياي كنوني، دنياي سازمانها است و متوليان اين سازمانها انسانها هستند؛ انسانهايي كه در كالبد سازمان روح مي‌دمند، آن را به حركت درمي‌آورند و اداره مي‌كنند. سازمانها بدون وجود نيروي انساني نه‌ تنها مفهومي‌ ندارند، بلكه اداره آنها نيز ميسر نخواهد بود. حتي با وجود فنآورشدن سازمانها و تبديل آنها به توده‌اي از سخت‌افزار، همچنان نقش انسان به عنوان عاملي حياتي و راهبردي در بقاي سازمان، به طور كامل مشهود است. سازمان از افراد تشكيل مي شوند و وظيفه مدير ، هدايت ساختن اين افراد است . اين وظيفه را رهبري مي نامند . هنگامي كه مديران زيردستان را بر مي انگيزانند ، كارها و فعاليت هاي آنان را رهبري و هدايت مي كنند و مؤثرترين كانال هاي ارتباطي را مشخص مي نمايند ، يا تضاد بين اعضا را از بين مي برند ، در حال انجام دادن وظيفه رهبري هستند.
3-1-متدولوژي تحقيق:
1-3-1-فرضيات:
با توجه به مباني نظري تحقيق و مطالعات پيشين در اين حوزه فرضيات تدوين شده به شح زير است:
1-درك فضاي رسانه هاي اجتماعي بر موفقيت SCRMموثر است.
2-كاركنان سازمان بر بر موفقيت SCRMموثر است.
3-رهبري سازمان بر موفقيت SCRMموثر است.
4- مديريت دانش بر موفقيت SCRMموثر است.
2-3-1-مدل مفهومي:
با توجه به فرضيات مذكور مدل مفهومي به شرح زير است:
3-3-1-روش تحقيق:
در اين مقاله از روش توصيفي- پيمايشي بهره گرفته شده است .اين روش عبارت است از جمع آوري منظم اطلاعات درباره افراد،گروه ها و اجتماعات از طريق مصاحبه (حضوري يا غير حضوري) جهت اخذ داده ها به طور مستقيم و تعبير و تفسير نتايج حاصله بطريق آماري مي باشد. اين پژوهش به دنبال جمع آوري اطلاعات از افرادي است كه در حوزه S CRM اطلاعات لازم را داشته باشند. از آن جا كه دانش لازم در اين زمينه در گروه هاي محدودي از جامعه قرار دارد، پژوهشگر ناگزير از انتخاب طرح غير احتمالي است. با توجه به ويژگي اصلي جامعه آماري، كه آشنايي در حوزه S CRM است، جامعه هدف براي اين پژوهش اساتيد، دانشجويان و فارغ التحصيلان رشته هاي دانشگاهي انتخاب شدند كه به گونه اي اين مفاهيم را دربرمي‌گيرد. اين خبرگان شامل اساتيددانشگاه،كارشناسان ارشد مديريت فناوري اطلاعات،مديريت بازرگاني،مديريت اجرايي،MBA،مديريت صنعتي مي باشند. نمونه مورد استفاده در اين مقاله تمامي اساتيد و دانشجويان در دسترس رشته هاي مديريت فناوري اطلاعات،مديريت بازرگاني،مديريت اجرايي،MBA و مديريت صنعتي مي باشند كه در دانشگاه هاي شهيد‌بهشتي‌تهران،علوم‌تحقيقات‌تهران،صنعتي‌ شاهرود،علم‌وصنعت،دانشگاه تهران ودانشگاه تهران شعبه پرديس قم مشغول به تحصيل هستند.
براي تعيين حجم نمونه به علت حجم زياد جامعه از رابطه زير استفاده شده است:
ابزار اصلي جمع آوري داده در اين مقاله پرسشنامه مي باشد. پرسشنامه شامل27 سوال بسته مي باشد كه در طيف ليكرت در 5 مقياس خيلي زياد با حسب امتياز 5،زياد با حسب امتياز4،متوسط با امتياز 3،كم با امتياز 2 و خيلي كم با امتياز 1 اندازه گيري شده است. روايي اين تحقيق به صورت صوري انجام شده است . بدين ترتيب كه سوالات پرسشنامه توسط اساتيد و خبرگان مربوط مورد بررسي قرار گرفت ، و از لحاظ اين كه پرسشنامه بتواند به سوالات تحقيق و فرضيه هاي تحقيق پاسخ بدهد ، مورد تأييد واقع شد . پايايي تحقيق نيز با استفاده از روش پيش آزمون مورد تأييد قرار گرفت كه پرسشنامه بين حدود 10 درصد از جامعه آماري توزيع شد . كه پايايي ابزار سنجش با استفاده از ضريب آلفاي كرونباخ به مقدار 0.88 برآورد شد كه نشان از پايايي مطلوب پرسشنامه دارد. در اين مقاله از دو نرم افزار آماري SPSS نسخه19 ,و AMOSنسخه18 استفاده شده است. نرم افزار SPSSجهت انجام آمار توصيفي و تحليل آزمون تي به كار گرفته شده است. براي تحليل در راستاي برازش مدل و بدست آوردن ميزان تاثير متغيرها از نرم افزار AMOS ويرايش 18 استفاده شده است.مدل سازي معادلات ساختاري,تحليل ساختارهاي كوواريانس,مدل سازي علي و تحليل ساختارهاي گشتاوري مجموعه اصطلاحاتي هستند كه همگي يك رويكرد خاص به تحليل هاي آماري مرتبط با متغيرهاي پنهان دارند و اين نرم افزار قابليت اجراي اين تحليل ها را دارا مي باشد.
4-1-تحليل داده ها»
ابتدا برازش مدل توسطAMOSانجام شده كه نتايج آن در زير آمده است:
نتيجه برازش    ميزان شاخص    شاخص هاي برازش
    مدل    معادل فارسي    نوع شاخص    شاخص
مطلوب    56.267    كاي اسكوئر    CMIN    برازش مطلق
مطلوب    28    درجه آزادي    DF   
مطلوب    0.001    سطح معني داري    P   
مطلوب    2.010    كاي اسكوئر نسبي    CMIN/DF   
مطلوب    37    پارامتر آزاد    NPAR   
مطلوب    0.921    شاخص برازش هنجار شده بنتلر-بونت    NFI    برازش تطبيقي
مطلوب    0.874    شاخص برازش نسبي    RFI   
مطلوب    0.959    شاخص برازش افزايشي    IFI   
مطلوب    0.932    شاخص برازش توكر-لويس    TLI   
مطلوب    0.958    شاخص برازش تطبيقي    CFI   
مطلوب    0.622    شاخص نسبت اقتصاد    PRATIO    برازش مقتصد
مطلوب    0.573    شاخص برازش هنجار شده مقتصد    PNFI   
مطلوب    0.596    شاخص برازش تطبيقي مقتصد    PCFI   
مطلوب    0.076    ريشه دوم ميانگين مربعات    RMSEA   
جدول2-1-نتايج برازش مدل
شاخص هاي برازش مطلق:
شاخص هاي برازش مطلق شاخص هايي هستند كه بر مبناي تفاوت واريانس ها و كواريانس هاي مشاهده شده از يك طرف و واريانس ها و كواريانس هاي پيش بيني شده بر مبناي پارامترهاي مدل تدوين شده از طرف ديگر قرار دارند.
وجود درجه آزادي بالا(نزديك به مدل استقلال) و كاي اسكوئر پايين(نزديك به مدل اشباع شده)نشان از قابل قبول بودن مدل و مطلوبيت آن مي باشد.در مدل ارائه شده در اين تحقيق ميزان كاي اسكوئر56.267و مقدار درجه آزادي مدل 42محاسبه شده است كه نشان از قابل قبول بودن اين مدل با توجه به شاخص كاي اسكوئر مي باشد. نسبت كاي اسكوئر به درجه آزادي كه در آخرين ستون از جدول گزارش شده است و كاي اسكوئر نسبي خوانده مي شود به جهت قضاوت درباره مدل تدوين شده و حمايت داده ها شاخص مناسبي مي باشد. اين شاخص كه مقادير 1تا 5 براي آن مناسب و مقادير نزديك به 2 تا 3 بسيار خوب تفسير مي شود.شوماخر و لومكس مقادير بين 1 تا 5،كارماينز و مك ايور مقادير بين 2تا3،اولمن در سال 2001 مقدير بين 1تا2 و كلاين در سال 2005 مقادير بين 1تا 3را قابل قبول مي دانند(قاسمي،1388).در جدول فوق مقدار 2.010 گزارش شده است و نشان از وضعيت قابل قبول براي مدل است
شاخص هاي برازش تطبيقي:
با توجه به ميزان شاخص هاي محاسبه شده و مقايسه با وضع مطلوب هر كدام از شاخص ها نتايج زير بدست آمد:
مقدار NFI يا شاخص برازش هنجار شده بنتلر-بونت بدست آمده مقدار 0.921 مي باشد كه با توجه به نزديكي به مقدار استاندارد 0.9 كه حد مطلوب اين شاخص مي باشد،مدل با توجه به اين شاخص تاييد شده و از برازش مناسب و مطلوبي برخوردار است. مقدار RFI يا شاخص برازش نسبي بدست آمده مقدار 0.874 مي باشد كه با توجه به نزديكي اين شاخص به مقدار يك به برازش نسبتا مطلوب مدل اشاره دارد. مقدار IFI يا شاخص برازش افزايشي بدست آمده مقدار 0.959 مي باشد كه با توجه به نزديكي اين شاخص به مقدار يك به برازش بسيار مطلوب مدل با استناد به اين شاخص اشاره دارد. مقدار TLI يا شاخص برازش توكلر-لوييس بدست آمده مقدار 0.932 مي باشد كه با توجه به نزديكي اين شاخص به مقدار0.95، به برازش مطلوب مدل با استناد به اين شاخص اشاره دارد. مقدارCFI يا شاخص برازش تطبيقي بدست آمده مقدار 0.958 مي باشد كه با توجه به نزديكي اين شاخص به مقدار يك به برازش بسيار مطلوب مدل با استناد به اين شاخص اشاره دارد.
شاخص هاي برازش مقتصد
مقدار PRATIOيا شاخص نسبت اقتصاد بدست آمده مقدار 0.622 مي باشد. اين شاخص مقادير بين 0تا 1 را به خود ميگيرد.هر چه مقدار آن كوچكتر باشد حاكي از هزينه بيشتري است كه پژوهشگر در آزادكردن پارامترها صرف كرده است.مقدار بدست آمده در اين مدل نشان از هزينه كمي است كه در آزادكردن پارامترها صرف شده است. مقدار PNFI يا شاخص برازش هنجار شده مقتصد بدست آمده مقدار 0.573 مي باشد. در اين شاخص مقادير بالاتر از 0.5 يا 0.6 را مناسب مي دانند.مقدار بدست آمده نشان از مناسب بودن اين شاخص مي باشد. مقدار PCFI يا شاخص برازش تطبيقي مقتصد بدست آمده مقدار 0.596 مي باشد. حداقل مقدار براي اين شاخص 0.5 عنوان شده است. مقدار بدست آمده نشان از مناسب بودن اين شاخص مي باشد.
آزمون تي:
در جدول زير از آزمون تي مستقل براي سنجش ميزان ميانگين امتيازات استفاده شده است:
Test Value = 3
آماره تي    درجه آزادي    سطح معني داري    تفاوت ميانگين    95٪اطمينان
                كمينه    بيشينه
KM    17.527    170    .000    .92836    .8238    1.0329
L.E    10.365    170    .000    .56433    .4569    .6718
SM    11.669    170    .000    .56287    .4676    .6581
EM    18.839    170    .000    .82602    .7395    .9126
جدول3-1- آزمون تي
با توجه به جدول فوق مشاهده مي شود كه سطح معني داري تمامي متغيرها كمتر از 0.05 مي باشد كه نشان از معنادار بودن ميانگين ها مي باشد.همچنين با مثبت بودن مقدار تفاوت ميانگين مشاهده مي شود كه تمامي امتيازات از حد متوسط بالاتر بوده و نشان از تاييد اوليه خبرگان در جهت مثبت بودن تاثير متغيرها مي باشد.
مدل طراحي شده به صورت زير است:
ضرايب وزني مسيرها در جدول زير مشاهده مي شود:
نتيجه    سطح معني داري    ضريب وزني    فرضيه
تاييد    0.000    0.434    درك فضاي رسانه هاي اجتماعي
تاييد    0.000    0.175    رهبري سازمان
تاييد    0.01    0.165    مديريت دانش
تاييد    0.021    0.151    كاركنان سازمان
جدول4-1- ضرايب وزني مسيرها
5-1-نتيجه گيري:
در اين مقاله به بررسي عوامل موثر بر اجراي موفق SCRM پرداخته شد.پس از جمع آوري داده ها از خبرگان تاييد مدل مورد آزمون قرار گرفت.شاخص هاي برازش مدل در سطح بسيار مطلوب قرار داشته و گواهي بر تاييد مدل مذكور مي باشد.سپس براي تاييد فرضيات و بررسي ميزان تاثير هر كدام از متغيرها بر موفقيت SCRMاز معادلات ساختاري و تحليل مسير استفاده شد كه با توجه به سطح معني داري كليه فرضيات كه كوچكتر از 0.05 مي باشد بر معنادار بودن ارتباط ميان متغيرها اشاره دارد.با توجه به مثبت بودن ضرايب وزني تمامي فرضيات تاييد و به اولويت بندي متغيرهاي مستقل پرداخته شد.
نتيجه نشان داد كه بيشترين تاثير مربوط به متغير درك فضاي رسانه هاي اجتماعي (0.434) و پس از آن متغير رهبري ( 0.175) مي باشد . متغيرهاي مديريت دانش ( 0.165) و كاركنان (0.151) به ترتيب در رتبه هاي بعدي قرار گرفته اند.
با توجه به نتايج فوق پيشنهاد مي شود كه سازمان ها به منظور حركت از CRMبه SCRMابتدا به درك فضاي رسانه هاي اجتماعي بپردازند.داشتن آگاهي كامل از استراتژي كسب و كار در رسانه هاي اجتماعي ، درك گراف اجتماعي از مشتريان و داشتن مدل كسب و كار منعطف از اهم شاخص هاي متغير فوق مي باشد. در گام بعد نقش رهبري سازمان و حمايت و پشتيباني اين فرد نقش تعيين كننده اي در پيشبرد اهداف پياده سازي اين فرايند دارا مي باشد.با حمايت و تعهد مديريت ارشد مي توان به طراحي فرايند هايي در جهت جمع آوري دانش مشتريان و استفاده از آن در جهت شناسايي الگوي رفتاري مشتريان پرداخت و تعهد و انگيزه كاركنان را در حمايت از اين فرايند مشاهده كرد.
6-1-منابع:
1-ALTIMETER – “ SOCIAL CRM: The new rules of relationship management” – 2010
2-Capgemini Consulting – “socializing CRM” Powering the Customer Network with Social CRM-2011
3-http://www.shomaran.com
4-IBM Institute – “From social media to Social CRM” - 2011
5- Lithium Technologies- “ Powering the Customer Network with Social CRM”- 2009
6-Infosys- “ social CRM- DEALING WITH THE CHANGE WITHIN” – 2011
7-Injazz J. Chen and Karen Popovich. 2003. “Understanding customer relationship management(CRM) People, process and technology”. Business Process Management Journal
8- Thomas F. Burgess-2007-Understanding success and failure in customer relationship management-Industrial Marketing Management
9-www.bearingpoint.de –“ social CRM in german retail banks”- 2011
10-Mohammad javad mosadeg,Mehdi behboudh- “using social network paradigm for developing a conceptual framework in CRM”- 2011
11-www.avanade.com- “ CRM and social media: maximizing deeper customer relationships”- 2008 12-Synthesi- “social CRM made easy Taking customer engagement to a whole new level” – 2010
12-www.jesus hoyos.com.SCRM.online marketing connect.2011
13- Jacob Morgan, What Is Social CRM? , www.socialmediaexaminer.com,2010 9-Stephen F. King,
14 -برني هوگان، آنابل كوان هاسه، تداوم و تغيير در رسانه هاي اجتماعي، ترجمه فهيمه محمد سمسار ،فصلنامه كتاب مهر، شماره 1، زمستان 1389 ص 80 شماره 1
15-احمد روستا - داور ونوس - عبدالحميد ابراهيمي، مديريت بازاريابي ،1386
16-عبدي عباس – الويت بندي شاخص هاي كليدي اثرگذار بر استفاده از مارك هاي خارجي-1389
17- جمالي فيروز آبادي ، سيد بابك( 1386) ،«ارائه چارچوب مديريت دانش مشتري (CKM) بر مبناي استقرار همزمان KM وCRM در سازمان»، مجله فناوري اطلاعات،ص 70 شماره 28
[1] . Social customer relationship management
[2] .Knowledge managment




ارسال شده توسط احمد محمدی | 12 11, 2013 | بازدید‌ها (1333)

سیستم های پشتیبان تصمیم گیری پزشکی (CDSS)

اغلب مسایل در پزشکی مدرن بسیار پیچیده می­باشند و دلایل منطقیبرای تصمیم­گیریهای دقیق وجود ندارد. به همین جهت تصمیم­گیریهای پزشکان معمولا دلخواه و متغیر می­باشد. از سوی دیگر حجم مفید اطلاعات پزشکی که حتی با یک محدوده کوچک تشخیصی در ارتباط است، به قدری زیاد می­باشد که تصمیم­گیری سریع و دقیق را دشوار خواهد ساخت. ضمنا فناوریهای مدرن روز به روز بر حجم این اطلاعات می­افزایند و مساله را دشوار­تر از پیش خواهند ساخت؛ به صورتیکه پزشکان تاکنون با چنین حجم وسیعی از اطلاعات مواجه نشده بودند. از ان­گذشته، اشخاص به تصمیمات اختصاصی نیازمند می­باشند؛ زیرا ویژگیهای انان با حد متوسط بیان شده در مراجع پزشکی متفاوت است و هر یک از ایشان دارای خواستهای منحصر به فرد خود می­باشد. با توجه به مسایل فوق الذکر به اسانی قابل درک است که ما با چالش عظیمی در پروسه تشخیص پزشکی - به طور عمومی- و عملکرد پزشکان - به طور اختصاصی- مواجه خواهیم شد که نیاز به پیدایش سیستمهای پشتیبان تصمیم­گیری در پزشکی را اشکار خواهد نمود. سیستمهای پشتیبان تصمیم­گیری در پزشکی به نرم افزارهای کامپیوتری گفته می­شوند که برای کمک به تشخیص­ها و درمان­های، بالینی طراحی و ساخته شده­اند. این سیستمها با استفاده از اطلاعات و دانش پزشکی به تشخیص عارضه­های گوناگون و تجویز توصیه­های پزشکی برای بیماران اقدام می­نمایند. این سیستمها برای جایگزینی پزشکان طراحی نشده و تنها جهت یاری­رسانی به متخصصان علوم پزشکی در امر تشخیص بیماریها بر اساس یکسری از قواعد تجربی ارایه شده­اند.

 

تاریخچه

 

تاریخچه سیستمهای پشتیبان تصمیم­گیری در پزشکی در حقیقت تاریخچه همکاریهای متقابل پزشکان و ریاضیدانان می­باشد. به مجرد پیدایش کامپیوترهای الکترونیکی در سالهای ۱۹۵۰-۱۹۶۰میلادی، نخستین سیستمهای پشتیبان تصمیم­گیری در پزشکی با اهداف گوناگون بهداشتی پا به عرصه وجود نهادند. در نخستین مقاله­ای که در این زمینه در سال ۱۹۵۹میلادی منتشر شد،لدلی[1] و لاستد[2]اعلام نمودند که پزشکان معمولا اگاهی چندانی از چگونگی حل مسایل تشخیصی دارا نمی­باشند. همچنین انها اظهار داشتند که برای مدلسازی پروسه تشخیص پزشکی هم قوانین منطقی (نظیر نظریه مجموعه­ها و جبر بولی) و هم محاسبات استدلالی (نظیر قوانین بیز) مورد نیاز خواهد بود. متعاقب این تحقیق، سیستمهای منطقی که بر اساس پرسشهای هوشمند به تمایز میان گزینه­های مانعه­الجمع می­پرداختند، توسطبلیچ[3] و همکارانش پا به عرصه وجود نهادند. لازم به ذکر است در ان زمان کلیه سیستمهای پشتیبان تصمیم­گیری در پزشکی تنها می­توانستند در حوزه­های کاملا محدود  و به ویژه در مواردی که یقینا فقط یک بیماری باعث بروز نشانه­ها می­شد، به کار بپردازند؛ در حالیکه در عمل معمولا چندین بیماری در ان واحد در شخص بیمار با یکدیگر تداخل دارند. در سال ۱۹۶۱میلادی نیز وارنر[4]  و همکارانش یکی از نخستین سیستمهای پشتیبان تصمیم­گیری در پزشکی را که بر اساس قوانین بیز به کار         می­پرداخت، طراحی و راه­اندازی نمودند؛ البته نخستین سیستم واقعی پشتیبان تصمیم­گیری در پزشکی که          براساس قوانین بیز طراحی شده بود و در عمل نیز در بسیاری از پایگاههای بهداشتی به کار گرفته شد، سیستمی بود که توسطدامبل[5] برای تشخیص دردهای حاد شکمی ارایه شد.

به دلیل فناوری موجود در کامپیوترهای سالهای ۱۹۵۰-۱۹۶۰که نرم افزارهای پشتیبان تصمیم­گیری در پزشکی می­بایست بر روی انها راه اندازی شوند، این سیستمها در ان زمان در دو شاخه مجزا از یکدیگر توسعه یافته بودند: قیاسی و احتمالاتی؛ اما نزدیک به دو دهه بعد از نخستین تلاشهای انجام­گرفته در این زمینه، Szolovits وPauker با بررسی عمیق­تر ریشه­های فلسفی این دو روش استدلال، روش سومی را که با حفظ ویژگیهای ممتاز این دو روش از هویت خاص خود نیز برخوردار بود، پیشنهاد نمودند. این روش، هیوریستیک  نام داشت. برنامهHEME که برای تشخیص بیماریهای هماتولوژیک به کار می­رفت، یکی از نخستین سیستمهایی بود که از این روش استفاده نمود. در ادامه کاربردهای این روش، گری[6] یکی از پیشتازان کاربرد روش هیوریستیک در سیستمهای پشتیبان تصمیم­گیری در پزشکی- در طی یک مقاله کلاسیک که در سال ۱۹۶۸منتشر نمود، اصول کلی حاکم بر سیستمهای خبره پشتیبان تصمیم­گیری در پزشکی را تبیین نمود. این اصول در سالهای ۱۹۷۰تا ۱۹۸۰اساس عملکرد بسیاری از سیستمهای پشتیبان تصمیم­گیری در پزشکی را تشکیل دادند. در این مقاله، گری،تعریفی رسمی از مساله تشخیص پزشکی را ارایه نمود. وی همچنین تفاوتهای مابین ارزش اطلاعات، هزینه های اقتصادی، و خطرات ناشی از انجام تستهای تشخیصی را نشان داد و مساله «چند-تشخیصی» را که به هنگام مواجهه سیستم با بیماران دارای چندین بیماری همزمان روی می­دهد، توصیف نمود. مقاله گری در حقیقت تئوری بسیاری از سیستمهای پشتیبان تصمیم­گیری در پزشکی نظیرPIP، MEDITEL، Internist-1، QMR، DXplainو ILIADمحسوب می­گردد. در سال ۱۹۷۶میلادی نیز شرتلیف[7] سیستم خبره مبتنی بر تئوری شواهد  [8]را برای کاربردهای تشخیصی و درمانی به نام  MYCIN  ارایه نمود. این سیستم که برای تشخیص عفونتهای میکروبی و تجویز داروهای لازم به کار می­رفت، دارای قابلیتهای متعددی نظیر دریافت اطلاعات، یادگیری، تفسیر داده­ها و اموزش­دهی بود و امروزه از ان به عنوان پدر سیستمهای خبره یاد می­گردد. اکثر سیستمهای یاد شده به عنوان نسل اول سیستمهای پشتیبان تصمیم­گیری در پزشکی محسوب می­گردند.

در سالهای ۱۹۸۰تا ۱۹۹۰میلادی با تغییرات اساسی که در سخت افزار کامپیوترها صورت پذیرفت و منجر به تولید انواع کامپیوترهای کوچک و ارزان قیمت(PC) شد، تحولی اساسی در تولید سیستمهای پشتیبان    تصمیم­گیری در پزشکی ایجاد شد و نسل جدیدی از این سیستمها پا به عرصه وجود نهادند. همچنین در این سالها با ارایه مدلهای جدید تصمیم­گیری و یا با ارایه نواوری در مدلهای پیشین تغییرات چشمگیری در عملکرد سیستمهای پشتیبان تصمیم­گیری در پزشکی ایجاد شد، به صورتی که سیستمهای مبتنی بر تئوری فازی نظیرCADIAG-II  و شبکه­های بیز نظیرInternist-1/QMR برای غلبه بر محدودیتهای سیستمهای ساده پیشین طراحی و راه­اندازی شدند. در سالهای اخیر نیز رجیا[9] و همکارانش مدلهای پوشش مجموعه­ای[10]را برای حل مساله تشخیص پزشکی ارایه نمودند. شبکه­های عصبی مصنوعی واستدلال مبتنی بر مورد،نیز از دیگر تکنیکهای نوین ارایه شده برای برخورد با مساله تشخیص پزشکی می­باشند.

 

برخی دلایل استفاده از سیستم­های پشتیبان تصمیم در پزشکی:

·پزشکان برخی اوقات دچار خطا و اشتباه می­شوند.

·پزشکان قادر نیستند که همیشه خود را با اخرین یافته­های اطلاعات پزشکی تطبیق دهند.

·در موارد متداول استفاده از تصمیم­گیری خودکار، موثر است.

·سازمانهای مراقبت بهداشتی مایل به افزایش کیفیت مراقبت و کاهش هزینه­های ان هستند.

 

زمینه­های مورد استفاده سیستم­های پشتیبان تصمیم­گیری بالینی:

·تولید  هشدارها و یاداوری­کننده­ها برای پزشک

·کمک در تشخیص بیماری به پزشک

·برنامه­ریزی درمان

·تشخیص و تفسیر تصاویر پزشکی

 

چهار عملکرد کلیدی سیستم­های الکترونیکی حمایت از تصمیمات بالینی:

·اداری؛ حمایت از کد­های بالینی و مستندات

·مدیریت موارد پیچیده بالینی؛ مانند پروتکل­های شیمی درمانی، ارجاع و پیگیری، مراقبت­های پیشگیری

·کنترل هزینه­ها؛ کنترل دستورات پزشکی، جلوگیری از تکرار ازمایشات یا انجام ازمایشات غیرضروری

·حمایت از تصمیم؛ حمایت از تصمیمات کلینیکی و فرایند درمان و ارتقا استفاده از راهنمائی­های اختصاصی

 انواع سیستم های CDSS:

تعامل مستقیم سیستم و پزشک (مانند INTERNIST)

سیستم مستقیما به منبع داده­های بیمار متصل است. (مانند سیستمهای مفسر ECG)

سیستمهای همراه با مدارک کامپیوتری بیمار(CPR)و بکاربردن این رکوردها بعنوان ورودی

 



[1]Ledley

[2]Lusted

[3]Bleich

[4]Warner

[5]de Dombal

[6]Gorry

[7]Shortliffe

[8]Evidence Theory

[9]Reggia

[10]Set-Covering Theory

 

دسته بندی سیستمهای پشتیبانی تصمیم بالینی:

 

 سیستمهای DSSاز جوانب مختلفی طبقه­بندی می شوند:

·نمایش اطلاعات: مثلا سیستمهای مبتنی بر درخت تصمیم یا قواعد تولیدی

·نوع تصمیم : مثلا تشخیصی یا درمانی

·زمینه پزشکی : مثلا سیستمهای مربوط به پزشکی داخلی یا جراحی

 

دسته بندی سیستمهای پشتیبان تصمیم گیری از دید پزشکان

 

1-پیشنهاد درخواستی[1]: به شرایطی اطلاق می­شود که در ان پزشک از DSSمشورت می­طلبد. این     سیستم­ها درحالت عادی غیرفعالند و با درخواست کاربر فعال می­شوند. امکان کنترل استدلال­های   انجام شده را فراهم می­کنند. در این شرایط پزشک می­تواند سیستم را در مسیر خاصی هدایت کند و صحت تشخیص خود را بررسی نماید. بطور مثال:  مرجع پزشکی سریع[2] (QMR)، نسخه تجاری INTERNIST  نمونه­ای از سیستمهای پیشنهاد درخواستی است.

2-پیشنهاد غیر درخواستی[3]: این نوع سیستمها نیازمند درخواست پزشک برای ارائه پیشنهاد نیستند و بر   داده­های در دسترس بیمار (مانند داده­های ازمایشگاه تشخیص طبی یا CPR) تکیه دارند و مستقل از درخواست پزشک پیشنهاد خود را ارائه می­دهند. در این سیستم­ها ارائه پیشنهاد جزئی از فعالیت مدیریت داده است. سیستم نمی­تواند اهداف درمان و تشخیص را به درستی تشخیص دهد که این امر منجر به تولید پیشنهاد مثبت نادرست (FP)و هشدار اشتباه می­گردد.

3-سیستم خودکار[4]: سیستمهایی که در انها پیشنهاد بطور مستقیم بر روی بیمار اعمال می­شود، سیستم خودکار نامیده می­شوند. این سیستمها چندین داده را در زمانهای مشخصی اندازه می­گیرند و متناسب با ان رفتار خود را تطبیق می­دهند. به عنوان مثال می توان به سیستمهای کنترل بیهوشی یا تنفس مصنوعی، اشاره کرد. در این شرایط خرابی سیستم می­تواند خسارات جبران ناپذیری، ایجاد نماید. 

 



[1]Solicited Advice

[2]quick medical refrence

[3]Unsolicited Advice

[4]Autonomous System

 

انواع سیستمهای پشتیبانی تصمیم در پزشکی از لحاظ روش و سیستم مورد استفاده

 

·الگوریتم­های بالینی: قواعد تولید هشدار در سیستم مانیتورینگ علائم حیاتی بیمار

·پایگاه داده بالینی (توابع تحلیلی): قواعد موجود برای نحوه درهم کنش داروها

·مدلهای پاتوفیزیولوژیکی ریاضی: مدلهای فارماکوکینتیک  برای محاسبه اثر تزریق دارو

·سیستمهای بازشناخت الگو: طبقه­بندی انواع مختلف گلبول سفید

·سیستمهای اماری: طبقه بندی ECGبا الگوریتمهای اماری

·سیستمهای تصمیم تحلیلی: محاسبه ریسک عمل جراحی

·استدلال سمبلیک یا سیستمهای خبره:  QMRبرای تشخیص در پزشکی داخلی

 

 

انواع مدل های پشتیبانی تصمیم

 

lکمی؛ بر اساس روشهای اماری موجود است و از داده­های اموزشی استفاده می­کند. مثل  شبکه­های عصبی، فازی و احتمالی. روشهای اماری در پشتیبانی تصمیم بالینی به کار می­رود تا احتمال وقوع یک بیماری را تعیین کند. در تصمیم­گیری اماری همه ویژگی­ها معمولا با هم به کار برده   می­شوند.

lکیفی؛ از ویژگی­های پیشنهاد شده متخصصین استفاده می­کند و از استدلال های سمبولیک بهره  می­برد. از این نوع مدل می­توان به، بولین[1]، سیستم­های خبره، درخت تصمیم، اشاره کرد.  این روش­ها ریاضی نیستند. روشهای کیفی براساس الهام و درک و استدلال توسط انسان،  بنا شده­اند. این روش ارتباط یک ویژگی اندازه­گیری شده را با مقدار استانه می­سنجد.

 

ابزار کسب دانش

کسب دانش یکی از مهم­ترین رویه­های اغازین برای ایجاد پایگاه دانش در CDSSمی­باشد. اولین گام برای کسب دانش، انتخاب ناحیه بالینی و متخصصین خبره برای کسب دانش بخصوصی، می­باشد. گام بعدی انتقال دانش قابل­تفسیر در کامپیوتر  براساس روش­های ارائه دانش می­باشد. این بخش بر ابزار کسب دانش تمرکز    می­کند وهدف ان بکارگیری الگو­های اماده برای دریافت دانش بالینی از متخصصین است.

ابزار­های کسب دانش زیادی برای CDSS، توسعه یافته است.  در میان ان­ها، بعضی از ابزار های کسب دانش پزشکی است و بقیه ابزاری برای رهنمودهای بالینی است که در رویه­های بالینی استاندارد مورد استفاده قرار می­گیرد. از انجایی که کنترل خطا یکی از بزرگترین چالشهای ابزار کسب دانش است، در ادامه بر مقایسه توانایی کنترل خطا تمرکز می­کنیم.

   در جدول 6-1،proforma ، ابزار کسب راهنمایی است که شامل ساختارهایی  پر معنی برای توصیف خطاها می­باشد. توانایی تصمیم­گیری ان تحت خطا توسط ابزارهای مکانیسم ایجاد می­شود. در این روش مکانیسم  استدلال، تشخیص و تصمیمات درمانی بر حسب چندoption  تعریف می­شود و با استفاده از قانونهای استدلال، تصمیمات لازم گرفته می­شود. قانونهای استدلال از تصمیمات، پشتیبانی می­کند و در اخر توصیه­های لازم داده می­شود.

GLARE، توانایی کنترل خطا در تصمیمات خطایاب را محدود کرده است. در GLARE ، تصمیمات سه بعد دارد ( تشخیص، پارامتر، نمره ) که خود پارامتر هم سه بعد دارد ( داده، خصوصیت، مقدار )، یک مقدار استانه برای مقایسه تشخیص ها استفاده می شود. نمره و سایر تشخیص ها به کاربران نشان داده می شود. GLARE   به کاربر اجازه می دهد تا تصمیمات تشخیصی لازم را از میان لیست انتخاب کند. در صورتی که کاربری تصمیمی اتخاذ کند که  نمره­اش بیشتر از حد استانه نباشد، اخطاری داده می­شود.

CMDS: ویرایشگر کسب دانش شی­گرا، در مورد کنترل خطا، عملکرد بهتری دارد. زیرا هر قانون دارای فاکتور قطعیت است که نشان می­دهد که ان قانون تا چه اندازه درست است. فاکتور قطعیت از -1تا  1 متغیر است. که -1به معنی قانون اشتباه، 0 به معنی عدم وجود اطلاعات  و 1 به معنی قانون درست است.

 

مکانیسم های استنباطی استفاده شده درCDSS

مکانیسم های استنباطی که در CDSS  استفاده می­شود شامل شبکه­های عصبی، شبکه­های معنایی، الگوریتم ژنتیک و سیستم­های غیرمستدل می­باشد. در CDSS  های مبتنی بر قانون، قانون­های if-then، مورد پردازش قرار- می­گیرند. زنجیره­های پسرو و پیشروی قانون­ها ممکن است برای تشخیص و تهیه توضیحات تشخیصی کاربران بالینی، مورد استفاده قرارگیرند. سیستم­های بیزین[1] بر اساس تشخیص­هایی که از بیماری های قبلی به دست امده است و همچنین علائم و نشانه­های بالینی، پیش بینی می­کنند. سیستم­های غیر مستدل شامل پیش بینی­های اماری است. بعضی از روش­های اماری مانند ماشین بردار پشتیبان (SVM) و ماشین ابزار حداقل مربعات (LSSVM  ;) برای استدلال­های پزشکی پیشنهاد شده است. شبکه­های عصبی به عنوان مکانیسم استنباطی توسط محققین استفاده می­شود. زیرا در هنگام توسعه این نوع از CDSSها، نیاز به درک رابطه بین متغیرهای ورودی و خروجی ندارند. 

لی[2] و همکارانش، شبکه­های عصبی را با سایر مدل­های ریاضی مقایسه می­کنند تا سیستم پشتیبان         تصمیم­گیری پزشکی مربوط به اسیب­های مغزی را بسازند (MDSS) و نتیجه این است که شبکه­های عصبی   راه­حل بهتری برای CDSSهای غیر خطی و پیچیده نسبت به تکنیکهای اماری قراردادی ارائه می­کند . ایراد شبکه­های عصبی این است که شبکه­ها از قانون­هایی استفاده می­کنند که از منطق خاصی پیروی نمی­کند و به طور اشکار قابل درک نیست.

در الگوریتم ژنتیک، با توسعه بهترین راه­حل، راه حل بهینه­ای که مناسب­ترین است، به دست می­اید. در مطالعات جدید متدلوژی­های استنباطی مختلفی برای پاسخ­های پزشکی، الحاق شده­اند  مانند LSSVMبا       وزن­دهی فازی، یا شبکه­های عصبی مصنوعی با وزن­دهی فازی. هنگامی که مدل سازی دانش پزشکی به صورت منطقی دشوار است، متخصصین پزشکی اطلاعات خود را با مثال ارائه می­دهند.  در این شرایط، مدل سازی نمادین (CBR)درDSS ، استفاده می­شود. فایدهCBR   این است که موارد بالینی تجربی مشابه، از سایر        دانش­های پزشکی متقاعد کننده­تر است. اما اشکال این روش این است که اندازه­گیری شباهت میان موارد مختلف دشوار است، همچنین فرایندهای بازیابی به ندرت دقیق و موثر است و ورودی­های موردنیاز CDSS  که بر اساس CBR  به دست می­اید، به اسانی مورد قبول متخصصین واقع نمی­شود.

 

ارزیابی CDSS  :

 به گفته میلر[3]، ارزیابی CDSSباید شامل چهار مورد زیر باشد:

1- ارزیابی مناسب

2- ارزیابی درجه سودمندی CDSS

3- ارزیابی محدودیت­های CDSS

4- تعیین دلایل پنهان محدودیت تاثیرات سیستم

کیت[4] وگرین[5] مراحل بررسی  CDSSرا این گونه تعریف می­کنند:

1-   ارزیابی دانش متخصصین

     2- ارزیابی سیستم مجتمع

     3-ارزیابی خارجی سیستم

    4- ازمایشات تصادفی چندمرکزی برای ارزیابی سیستم

اکثر ارزیابی­هایCDSS  بر صحت سیستم متمرکزند و تمرکز کمتری بر ارزیابی تاثیر استفاده CDSSبر مراقبت­های بالینی دارند.

معیارهای پذیرش سیستمهای پشتیبانی تصمیم

·پشتیبانی جمع­اوری داده[6]: سیستمهای تصویربرداری

·کاهش داده[7]: سیستمهای اطاق عمل و واحدهای مراقبت ویژه

·ارزیابی داده[8]: سیستمهای ازمایشگاهی

 

پایگاه دانش(KB)[9]پزشکی:

مجموعه اطلاعات (دانش)پزشکی که بطور سیستماتیک سازماندهی شده و بصورت الکترونیکی قابل دسترسی هستند و نیز قابلیت تفسیر بوسیله کامپیوتر را دارند، پایگاه دانش پزشکی را تشکیل می­دهند. با ایجاد KBمی­توان، جمع­اوری و پخش الکترونیکی اطلاعات پزشکی را تسهیل نمود.

 



[1]Bayesian

[2]Li

[3]Miller 

[4]Keith

[5]Greene

[6]Support of Data Acquisition

[7]Data Reduction

[8]Data Validation

[9]Knowledge Base

 

 پشتیبانی تصمیم با ابزارهای پیش بینی ساده

 

ابزارهای پیش­بینی ساده بر اساس روش­های مختلف پایه­گذاری شده­اند که در 2 گروه عمده می­توان انها را بررسی کرد :

·ابزارهای پیش­بینی مبتنی بر تحلیل اماری مجموعه داده­های بالینی

·ابزارهای پشتیبانی تصمیم براساس نتایج انالیز تصمیم

 

قواعد پیش بینی مبتنی بر تحلیل اماری[1]

روشهای اماری مورد استفاده برای پیش­بینی در این موارد، اغلب نوعی رگرسیون هستند بطور مثال : رگرسیون خطی برای خروجی­های پیوسته مانند فشارخون  و رگرسیون منطقی برای خروجی­های دو بخشی مانند مرگ و میر مورد استفاده قرار می­گیرند.

 

راهبرد­های کلی برای ارزیابی قواعد پیش­بینی :

-تعریف روشن متغیرهای پیش­بینی­­کننده و خروجی­ها

-توصیف صحیح جمعیت بیماران و امکان مقایسه

-توصیف روش­های ریاضی بکار رفته

-دسترسی به نرخ صحت یا خطای قاعده طبقه­بندی

-اثرات کاربرد قاعده پیش­بینی روی مراقبت بیمار

 

فرایند مدلسازی اماری:

فرایند مدلسازی دارای جوانب زیر است :

·انتخاب متغیرها : در بسیاری از موارد تعداد زیادی مشخصه پیش­بینی­­کننده بیمار داریم که بکار­گیری همه غیر عملی است. انتخاب تدریجی[2]، روشی برای انتخاب تعداد محدودی پیش­بینی­کننده است.

·تخمین ضرائب رگرسیون: پس از انتخاب پیش­بینی­کننده ها، ضرایب تعیین می­شوند که دقیق بودن ان مستلزم داده­هایی با کیفیت بالاست. هرچه حجم داده بالا باشد، نامعینی مقدار ضرائب تخمین زده شده، کمتر است و پیش­بینی دقیق­تر انجام می­گیرد.

·ارزیابی عملکرد مدل: عیار مهم برای ارزیابی یک مدل قابلیت تمایز مدل برای طبقه­بندی بیماران است.

·نمایش نتایج مدل: جدول پیش­بینی­های متناظر

 

چرا CDSSها در حال حاضر مقبولیت ندارند؟

- ایده­های نمایش اطلاعات[3]  بسیار ساده است.

-تصمیمات پزشکان متفاوت است و این تغییر پذیری نمی­تواند در DSSلحاظ شود. 

-پارادوکس تخصصی در DSSلحاظ نمی­شود.

 

 برخی محدودیت ها ومعایب سیستمهای  های CDSS :

·محدوده کوچکی از علم پزشکی را پوشش می­دهند.

·نمی­توانند تنوع زیادی از استراتژیهای تشخیصی و درمانی را برای حل مشکلات بیماران پیچیده ارائه دهند.

·تاکید بیش از اندازه بر داده­های ازمایشگاهی ممکن است موجب غفلت از اطلاعات روانی و اجتماعی بیمار شود.

·ایجاد تغییر در رابطه بیمار و پزشک

  • ایجاد محدودیت برای پزشک در حل مسایل بصورت مستقل

·مسایل حقوقی و قانونی در صورت بروز اشتباه و خطا

 



[1]prediction rules Based on statistical Analysis

[2]stepwise

[3]Representation

 

منبع:

http://thesis.ecg-pnum.com/index.php?pages=thesis&opt=onel&i=14&l=719

ارسال شده توسط احمد محمدی | 11 11, 2013 | بازدید‌ها (535)
عنوان مقاله: سیستم پشتیبان تصمیم گیری در جذب فناوری اطلاعات
مترجم: پیمان جسری (دانشگاه آزاد اسلامی سنندج)
موضوع: فناوری اطلاعاتIT

منبع: ارسال شده توسط عضو پایگاه مقالات علمی مدیریت www.SYSTEM.PARSIBLOG.com
تهیه و تنظیم: پایگاه مقالات علمی مدیریت www.SYSTEM.PARSIBLOG.com
چکیده:
سازمانهای پویا و متحولی که در زمینه تکنولوژی رایانه پیشرفت کرده اند، مجموعه بالقوه ای از برنامه های کاربردی DSS را ایجاد کرده اند.برای برنامه ریزی استراتژیک سازمان یا نقشه راه ، درک درستی از برنامه های کاربردیDSS حائز اهمیت است.این تحقیق می کوشد تا تعریفی از DSS، جذب فناوری اطلاعات و پویایی جذب DSS ارائه کند.آنچه که به عنوان ابزارهای DSS جذب برنامه های کاربردی سازمان میشود شامل آنهایی است که به عنوان برنامه های کاربردی یک بارهDSS (غیر تکراری) در سطح برنامه ریزی استراتژیک وارد سازمان میگردد.انتقال فناوری تا جاگیری ابزارها در برنامه های کاربردی پشتیبان تصمیم ساختار یافته (SDS) یا سیستم های فرایند تبادل (TPS) ادمه دارد.بنابراین مدیران باید آنها را به عنوان یک سیستم SDS/TPS ببینند نه به عنوان یک سیستم DSS. شناسایی نقشه راه جذب فناوری اطلاعات، به انتقال فناوری کمک می کند و آن را به رسمیت می شناسد. این به معنای قابل قبول بودن ایجاد این انتقال است.
واژه های کلیدی:
DSS، سیستم پشتیبان تصمیم گیری ،جذب فناوری اطلاعات ، توسعه نرم افزاری.
مقدمه
چه موقع یک سیستم پشتیبان تصمیم گیری واقعا یک DSSنیست؟ غالبا یک برنامه کاربردی که شامل تصمیم گیری به هر روشی است به عنوان DSS طبقه بندی می شود.پیشرفتهای پویای در زمینه تکنولوژی رایانه در برنامه های کاربردی مثل DSS موثر می باشد.در نتیجه این پیشرفتها بوده که این برنامه های کاربردی همواره در حال تغییر می باشند.این موضوع سبب شده است که تقریبا متوقف کردن چنین تغییراتی برای برنامه های کاربردی DSS غیر ممکن باشد.بدیهی است که ماهیت تغییرات DSS به موازات پیشرفت توسعه تکنولوژی رایانه در جریان می باشد.کدون[9] گزارش می دهد که قانون مور ( دو برابر شدن قدرت رایانه در هر هیجده ماه )دست کم برای 5 سال دیگر سر می رسداین امر نشان دهنده این است که سیستم های اطلاعاتی پیشرفت خود را در دستورالعمل های جدید و متنوع ادامه خواهد داد.
در حالی که برخی از برنامه های کاربردی DSS به طور گسترده ای مورد قبول واقع شده اند ، برخی دیگرانیز احتمالا در جریان تغییرات تکنولوژیکی منسوخ شده اند.این ماهیت پویای فناوری سیستم های اطلاعاتی عموما، و برنامه های کاربردی DSS خصوصا، باعث می گردد که مدیران عالی اطلاعاتی و دیگران مدیران در مواجه با یک تعریف واضح و روشن از مجموعه برنامه های ثابت و کاربردی DSS به مشکل بر بخورند.با این حال شناسایی برنامه های کاربردی DS در برنامه ریزی استراتژی های سازمانی برای استقرار فناوری اطلاعات مهم است.تجزیه وتحلیل این تحقیق یک چهارچوب را ژیش روی فناوری اطلاعات قرار می دهد که شانل تکامل مستمر و استفاده از ابزارهای DSS است.هدف بررسی یک چشم انداز برنامه ریزی برای استقرار آینده ابزارهای DSS و برنامه های کاربردی آن است که تکامل فناوری اطلاعات را امکان پذیر می سازد.یک چهارچوب برنامه ریزی برای سیستم های اطلاعاتی حرفه ای مستلزم شناسایی نقشه راه جذب فناوری از طریق ایفای نقش DSS می باشد.این تحقیق شامل بررسی تعریف DSS ، مراحل و پویایی جذب فناوری اطلاعات و در آخر خلاصه و نقشه راه جذب فناوری می باشد.
تعریف سیستم پشتیبان تصمیم گیری(DSS ):
یک تعریف عملیاتی از یک سیستم DSS برای شناسایی و طبقه بندی ابزارهای DSS و برنامه های کاربردی و به تبع آن بررسی نقشه هرا جذب فناوری حائز اهمیت می باشد.
DSS با بکار گیری رایانه برای موارد زیر تعریف می شود:
1 – کمک به مدیران برای فرایند تصمیم گیری در وظایف نیمه ساختار یافته
2 – برای پشتیبانی و بهتر از آن جایگزینی قضاوتهای مدیریتی. و
3 – به منظور بهبود اثربخش تصمیم گیری به جای کارایی آن( کین و اسکات مورتون،8ص1)
همچنین دیگران(10، 12 و 13 )تعاریفی را برای DSS ارائه کرده اند.اگرچه برخی تفاوتهای جزیی در تعاریف آنان وجود دارد،اما یک بررسی از این تعاریف نشان می دهد که به طور کلی آنها تعریف کین و مورتون را حمایت می کنند.با این حال تعریف کین و اسکات مورتون به عنوان تعریف عملیاتی برای این تجزیه و تحلیل مورد استفاده قرار گرفت آنها توضیح اضافی DSS را به شرح زیر ارائه نمودند:سوال کلیدی برای کسی که در مورد DSS کار می کند این است : "چه نوع تصمیم خاصی یا چه فرایند تصمیم گیری وجود دارد که برای پشتیبانی از آن باید تلاش کرد؟" تصمیم ممکن است تکراری و همیشگی و یا لحظه ای و یک باره باشد .تمرکز پشتیبان تصمیم گیری بر این فرض استوار است که مشکلی که مدیران با آن مواجهند بی اهمیت نیست و نمی تواند بصورت خودکار بروز کند. این دیدگاه نیازمند توسعه ابزارهای روش شنلاسی برالی تصمیم گیریهای کلیدی میران و تعریف اطلاعاتی است که میتواند یا باید در دسترس مدیران باشد البته در طول زمان سطح درک ما افزایش می یابد و شاید بسیاری ازمشکلاتی که ما امروزه به طور مرحله ای و سیستمی با آن مواجهیم به یک کاربر یا راینه واگذار گردد.
نمونه بارز این روند ، سود سپرده است .بیشتر بانک ها و شرکتهای وام دهنده روشهای ساده ای دارند که بر اساس داده های آماری و گزارشهای اعتباری پشتیبانی شده استوار می باشد که جایگزین قضاوتهای اولیه مدیران ارشد وام دهنده می گردد.مادامی که مشکل صرفا ساختار یافته بوده و مدیران در درک و سطح نیازمندیهایشان به بلوغ رسیده به به عنوان یک سیستمDSS باید همواره به عنوان کاربر سازگار و یاد گیرنده رشد و تکامل داشته باشد.این ماهیت خود است که بر ساخت نوعی از نرم افزار دلالت دارد که بتواند در سازمان به اجرا درآمده و باقی بماند.(ص58-59)
گوری و اسکات مورتون (7) چهارچوبی را برای ویژگی های نیمه ساختار یافته این تعریف سیستم پشتیبان تصمیم گیری ارائه نمودند.انها کار سیمون و نویل را با با جهارجوبی از فرایند تصمیم گیری ساختار یافته و غیر ساختار یافته ارتباط دادند.یک مشکل کاملا ساختار یافته موردی است که تمام سه مرحله فرایند تصمیم گیری (هوش ، طراحی و انتخاب ) برای آن ساختار یافته است. برای یک مشکل کاملا ساختار نیافته مراحل تصمیم گیری کاملا ساختار نیافته می باشد. برای یک مشکل نیمه ساختار یافته یک یا دو مورد (نه همه آنها ) از مراحل تصمیم گیری ساختار نیافته می باشد. آنها سیستم های اطلاعاتی را به عنوان سیستم های ساختار یافته تصمیم گیری((SDS که قویا ساختار یافته می باشند تعریف می کنند، در حالی که سیستم های نیمه ساختار یافته و ساختار نیافته را به عنوان DSS معرفی می کنندمبادله اطلاعات از این طبقه بندی ساختار یافته و ساختار نیافته حذف گردید.فعالیت مبادله اطلاعات در یک سازمان یعنی اینکه در آن سازمان رایانه مورد نظر به امر مبادله داده های سر راست (البته نه از طریق تصمیم خارجی )اختصاص داده می شود.مثل فرایند حقوق و دستمزد.هر دو فرایند SDS و مبادله اطلاعات قویا ، محصول پردازش اطلاعات یا فعالیتهای سیستم فرایند تبادل(TPS) می باشد.این دیدگاه بیان میدارد که هر سیستم اطلاعاتی که به عنوان SDS/TPS نباشد ، بیشتر به عنوان DSSشناخته می شود (پاور 12،ص19).بنابراین تعریف یک DSS دارای شرایط 1 طبقات استفاده و 2 – حرکت در طول زنجیره ساختار یافته / ساختار نیافته می باشد.به علاوه DSS به معنای واقعی به دو دسته تقسیم می گردد : DSS نهادی (سازمانی) که با تصمیم های با ماهیت دوره ای و تکراری در تعامل می باشد و DSS موقت که با تصمیمات خاص که معمولا قابل پیش بینی نبوده و دوره ای نیستند( لحظه ای هستند) در تعامل می باشد(5و8 ص58)." تغییر مشکلات به سمت ساختاریافتگی از زمان شروع دانش مدیریت در حال پیشرفت بوده است "(8ص92).ظهور DSS این حرکت را بیشتر از گذشته تسهیل می کند . تکامل و حرکت DSS به سمت قابلیت های جداسازی شده SDS/TPS شاخص بزرگی از تغییرات به سمت ساختار یافتگی در این طیف است.
مطابق این تجزیه و تحلیل ، برنامه کاربردی DSSS از ابزارDSS متمایز می باشد.ابزار DSS همچنین به عنوان ژنراتور DSS شناخته می شود .که شامل نرم افزارهای رایانه ای است که از آن در ایجاد برنامه کاربردی مخصوص DSS استفاده می گردد.ابزار یک فناوری توانمند است. برنامه کاربردی سیستمی است که واقعا کار را انجام می دهد و اطلاعات مورد نیاز تصمیم گیرنده را ذخیره می کند .ناحیه DSS تغییرات ساختاری خیلی عمیقی مثل ابزارهای فناوری را دارا می باشد(6).سیستم های پشتیبانی تصمیم گیری امروزی ، از انواع کامپیوتر هایی استفاده می کنند که بر اساس ابزارها ، ایجاد بر نامه های کاربردی پیشرفته DSS را ممکن می سازد.(11)ابزار سیستم اطلاعاتی که در یک زمان توسط تمرکز اولیه برای ساختن DSS مورد استفاده قرار می گیرد، در زمان بعد ممکن است در درجه اول به عنوان استفاده اش از SDS/TPS برای یافت گردد.از انجا که در ابتدا ابزار برای استفاده در ساختمان یک DSS ساخته شده است ، گمان نمی رود که تمام سیستم های اطلاعاتی متعاقبا با استفاده از ابزارهای DSS ساخته شده باشند.در واقع تعریف اساسی از DSS بایستی در تبیین آن به کار رود نه در کاربرد آن.
مراحل جذب فناوری اطلاعات:
مدیران سیستم های اطلاعاتی باید انتظار داشته باشند که تکنولوژی جدید ایجاد شده یا تکامل یافته کامپیوتری اغلب به راه های مختلف جذب سازمان خواهد شد.اپل گیت ، مک فارلن و مکنزی (1، ص 226) فرایند جذب تکنولوژی های اطلاعات در حال ظهور در سازمان را به طور خلاصه بیان می کنند..این مثال شامل یک سری مراحل است که طی آن فناوری جدید شناسایی شده ، جذب شده و نهادینه می گردد.آنها چهار مرحله را شرح دادند: 1 - شناسایی تکنولوژی 2 – آموزش تکنولوژی و سازگاری 3 – کنترل سازگاری با اصول عقلانی مدیریت 4 – انتقال تکنولوژی بلوغ/ توسعه. مرحله شناسایی تکنولوژی ، ابزارهای سیستم های اطلاعاتی جدید را بررسی کرده ، آن ابزارها را مورد آزمایش قرار داده و منجر به مطلوبیت دستیابی به تکنولوژی می گردد.
مرحله آموزش فنآوری و سازگاری یا انطباق ، شامل کسب دانش چگونگی گسترش تکنولوژی در فرصت های بالاتر از سیستم های اطلاعاتی پروژه های ارزیابی شده اولیه می باشد. مرحله سوم ،شامل ادامه تکامل برنامه های کاربردی تکنولوژی و توسعه کنترل ها به منظور راهنمایی طرح ها و اجرای سیستم هایی است که این تکنولوژی را بکار میگیرند. مرحله چهارم (انتقال تکنولوژی بلوغ/ توسعه ) وقتی رخ می دهد که تکنولوژی سراسر سازمان را در بر بگیرد. در خلال مرحله اول ( شناسایی تکنولوژی ) پروژه های آزمایشی معمولا در سطح بر نامه ریزی استراتژیک سازمان اجرا می گردد.خصوصا جایی که یک پروژه واحد به عنوان ضامن کلیدی اجرایی به انجام برسد.هنگامی که مرحله انتقال تکنولوژی بلوغ / توسعه رخ داده است تکنولوژی عموما در همه سازمان و خصوصا در سطح کنترل عملیاتی توسط بسیاری از کاربران در سازمان مورد استفاده قرار می گیرد.
مشابه آنچه که برای توسعه ابزارهای دیگر سیستم های اطلاعاتی وجود دارد ، این مراحل جذب نیز نقش اصلی را به عنوان ابزار کار در توسعه و کاربرد DSS در سازمانها ایفا می کند.
جذب ابزارهای فناوری اطلاعات، زمانی که برای اولین بار وارد یک سازمان در مراحل 1 و 2 شود می تواند در درجه اول به عنوان یک ابزار DSS مطرح باشد تا پس از آن به طرف مرحله SDS/TPS و سپس مرحله چهارم گسترش یابد. با این نوع جذب حیطه SDS/TPS گسترش یافته ، شاخص های اصلی فناوری های DSS به مرحله 4 رسیده و به عنوان یک TPS استقرار یافته که شامل تعدادی از کاربران و چگونگی نحوه پشتیبانی سیستم می باشد.این گسترش از زمان اولین نرم افزار پردازش داده ها در سال 1950 شروع شده است .
افزایش قدرت محاسباتی و کاهش هزینه برای قابلیت پردازش آن ، یک کلید محرکه سوق دهنده تکنولوژی و ابزارهای اولیه کاربرد DSS به سوی برنامه های کاربردی SDS/TPS می باشد.این تکامل احتمالا به عنوان فصول قانون مور (9) رخ داده و در ادامه شرح تکامل فناوری رایانه می باشد.برای مثال جذب نرم افزار صفحه گسترده را به عنوان یک ابزار پر طرفدار در نظر بگیرید. در اولین روزهای استفاده از نرم افزار VISI CALC تعداد کمی کامپیوتر شخصی در سازمان وجود داشت. VISI CALCابتدا برای پشتیبانی از مدیران اجرایی در سطح برنامه ریزی استراتژیک بکار گرفته شد(مرحله 1).از آنجایی که این تکنولوژی با استفاده سازمان از آن تکامل می یابد ، برنامه صفحه گسترده اکسل مایکرو سافت (یا نظیر آن ) هم اکنون صرف نظر از سطح هر یک از کاربران سازمان ، بر روی دسکتاب کامپیوتر آنان قرار دارد(مرحله 4). بنابراین یک ابزار صفحه گسترده که زمانی فقط برای استفاده مدیریت ارشد سازمان بوده است ، امروزه یک ابزار روزمره برای تمام کاربران رایانه ها می باشد.وقتی فناوری اطلاعات در مرحله 1 به عنوان یک ابزار کاربردی DSS معرفی گردید ، بر اساس الگوی استفاده سازمان به مرحله 4 رسیده سپس می بایست سیستم برای آنچه که برای ان در نظر گرفته شده است به رسمیت شناخته شود.به این معنا که برنامه SDS/TPS جایگزین خوبی برای نرم افزار DSS می باشد.
پویایی جذب فناوری اطلاعات
پس از این که تکنولوژی توسعه یافت و از طریق مراحل جذب ارتقاء پیدا کرد ، این تکنولوژی از مرحله معرفی اولیه تا استفاده گسترده و فراگیر نهادی و سازمانی تکامل می یابد. بخشی از تکنولوژی که با DSS معرفی می شود احتمالا به استقرار SDS/TPS می انجامد.
یک سیستم اطلاعاتی تکنولوژیکی ( TEIS ) یک سیستم SDS/TPS می باشد که شامل ابزارهای استقرار یافته و تکنیک هایی است که از مرحله 1 تا 4 فرایند توسعه DSS تکامل یافته است. با توجه به ایده پا ور (12) ، " DSS در بسیاری از سیستم های عامل تعاملی TP)) به صورت متفاوت وجود دارد.برای مثال یک سیستم پر طرفدار که گسترش یافته است برنامه ریزی منابع سازمانی (ERP) است .برنامه ریزی منابع سازمانی (ERP) حتی اگر نشان دهنده اصلاح تصمیم گیری و برنامه ریزی باشد نمی تواند به عنوان DSS مطرح باشد . به طور کلی برنامه ریزی منابع سازمانی (ERP) ، یک سیستم TPS ادغام شده می باشد که جریان اطلاعات را بین قسمت های وظیفه ای یک کسب و کار تسهیل می کند "(8). به عبارت دیگر ، بسیاری از سیستم هایی که در رده DSS قرار می گیرند به عنوان سیستم پیشرفته فناوری اطلاعات (TEIS) مطرح هستند که نشان دهنده استقرار تصمیم گیری در سیستم اطلاعات می باشد.این یک پیشرفت طبیعی ابزارهای DSS به سوی ابزارهای SDS/TPS میباشد.آنچه که به عنوان لبه برش DSS شناخته می شود فقط به عنوان یک SDS/TPS روزمره است.بهتر است مدیران امروزه برای داشتن یک مجموعه مشخص از ابزارها برنامه ریزی کنند و در 5 سال آینده نیز برای یک مجموعه کاملا متفاوت از ابزارها برنامه ریزی نمایند (3) .هیچ دلیلی برای انتظار این پیشرفت سیستم های فرایندی SDS/TPS که به زودی فرا میرسد وجود ندارد.
برنامه های کاربردی سیستم اطلاعات را می توان یک زنجیره از SDS/TPS تا DSS در نظر گرفت .شکل 1 نشان می دهد که انتقال تکنولوژی DSS تک منظوره وسیله ای برای تسهیل فعالیتهای جذب را از مرحله 1 تا 2 فراهم میکند و محیطی را که در آن یک پروژه به عنوان کلید پشتیبان اجرایی مطرح است آماده می کند.سپس ابزار DSS در سطوح پایین تر در درون سازمان مورد استفاده قرار می گیرد
ابزارهای DSS موقتی و یک باره
نهادی و سازمانی

شکل 1 – جذب تکنولوژی ابزار های DSS

این تا حد زیادی پایه کاربردی را که در مقیاس بزرگ با DSS در ارتباط است توسعه می دهد.در حال حاضر DSS به سوی SDS/TPS توسعه یافته است و در سازمان مستقر شده و تکامل آن حفظ شده است . توان تکنولوژی به مرحله چهارم از فرایند انتقال بلوغ /توسعه رسیده و برنامه کاربردی توسعه یافته و مستقر شده است و از قدرت تکنولوژی برای ابزار اولیه DSS استفاده می کند.که این توانایی شامل ETIS است که نمایانگر مشخصات یک سیستم SDS/TPS می باشد.
تمایز بین DSS و SDS/TPS بسیار حائز اهمیت است چرا که کلیدهای متعدد و متفاوتی بین توسعه و بقای یک سیستم DSS در مقایسه با دیگر سیستم های SDS/TPS به شرح زیر وجود دارد(8، ص 98) :
1 – افراد مشغول در ساخت DSS نیازمند مهارتها و نگرش های مختلف نسبت به ساخت SDS/TPS می باشند.
2 – تکنولوژی که از DSS پشتیبانی می کند در خصوص نگهداری و بهره برداری موثر سیستم با SDS/TPS متفاوت است.
3 – مدل هایی که در تصمیم گیری در سیستم DSS به مدیران کمک می کنند ممکن است با الگو های بهینه سازی سیستم SDS/TPS به طور قابل ملاحظه ای متفاوت باشد.
4 – فرایندهایی که به وسیله سیستم DSS به دنبال روشهای تکمیلی توسعه یافته است ، نسبت به تحویل نهایی محصول سیستم SDS/TPS (که ناشی از استفاده های مکرر از آن است متفاوت می باشد.
اگر چه تکنولوژی پیشرفت کرده است اما ویژگی هایش معتبر باقی مانده است.یک رده از DSS مشخص را به عنوان سیستم اطلاعات اجرایی (EIS ) ، در نظر بگیرید که دارای قابلیت های خود جداسازی شده در نرم افزار SAP R/3 یک شرکت یاشد (2 ، ص319 و 320 ).نرم افزار ERP سازمان نرم افزاری است که ابتدا سازمان را با مجموع ه ای از قابلیتهای TPS مواجه می کند.این شاخصی از استقرار تکنولوژی DSS در سیستم TPS و نشان دهنده پویایی جذب تکنولوژی است.در اینجا ERP یک TEIS است که شامل ظرفیت EIS بوده و در ابتدا به عنوان یک نوع از DSS مطرح بوده و توسعه یافته است اما سیستم نرم افزار SAP R/3 یک DSS نیست.( نکته: نرم افزار SAP R/3 نرم افزار نسخه سوم SAP است که برنامه ریزی منابع سازمان را انجام می دهد).
یکی دیگر از نمونه های TEIS ،برنامه اکسپرس آمریکا (American Express application)از تکنولوژی سیستم خبره می باشد(4).ابزارهای سیستم خبره ابزارهای اولیه برای ساختن یک سیستم DSS خاص است .این مثال نشان دهنده توسعه و بکارگیری و پشتیبانی از TEIS است.هنگامی که ابزارهای DSS در این شیوه در ابعاد بزرگ به کار گرفته شوند، آنها قادر هستند از طریق فرایند های اجرا و نگهداری ، استفاده از SDS/TPS را تنظیم کنند. پشتیبانی مداوم و نگهداری از یک سیستم DSS به یک سیستم TPS قابل تغییر است در نتیجه این مثال یک سیستم DSS نیست.
ولز و هس (14) 0DSS ذخیره داده ها را تشریح کردند که در سازمانهای ارائه دهنده خدمات مالی کاربرد دارد.آنها این مورد را به عنوان یک DSS ذخیره داده ها در مقیاس بزرگ توصیف می کنند که در دسته DSS های سازمانی (نهادی ) تقسیم بندی می گردد.این برنامه کاربردی DSS توسط 1500 نفر از مشاوران مالی مورد استفاده قرار می گیرد .این برنامه هر هفته برای 60 نفرا زمشتریان متقاضی، خدمات ارائه می کند.این برنامه به عنوان نرم افزار CRM (مدیریت ارتباط با مشتری ) شناخته می شود. این نرم افزار اطلاعات مورد نیاز برای پشتیبانی مشاوران اراده نمی کند و اگر مشاوران احساس کنند که محصول تولید شده مناسب نیست ، آنگاه از دیگر سیستم های خروجی و منابع برای شکل دادن به توصیه های مختلف استفاده می کنند. بر اساس تعریف سیستم باید اطلاعاتی را ارائه کند که تصمیم گیری را پشتیبانی نماید .این گزارش DSS ذخیره داده ها ، نتایجی را که بر اساس یک سیستم SDS ساخته شده و تعبیه شده است ارائه می کند. ابزار ذخیره داده ها (DW) در توسعه سیستم به کار گرفته میشود و این ابزار غالبا در سیستم DSS استفاده می گردد . به هر حال این استفاده از ابزار نتایج را در SDS بهتر از DSS نشان می دهد.این کار نشان می دهد که TEIS یک سیستم SDS است و DSS نیست.
جذب ابزارهای DSS به سمت SDS/TPS موجب تغییر اهداف برخی از ویژگی های DSS می گردد.این خوب است یا بد؟اگر اطلاعات بهتر که منجر به پشتیبانی فعالیتهای مدیران یک سازمان میشود ارائه شده باشد ، این وجه خوب قضیه است .به هر حال این حالت وضوح و شفافیت تشخیص این موضوع را که نقطه پایان SDS/TPS و آغاز DSS کجاست بیشتر با مشکل مواجه می کند . حد وسط مرحله ای که در این خصوص وجود دارد این است که جابجایی تکنولوژی به طور مداوم ، به برنامه های کاربردی هردو سیستم DSS و SDS/ TPS اجازه گسترش و توسعه می دهد.
خلاصه بحث
DSS فناوری اطلاعاتی است که در یک سازمان به شیوه مشابه سایر تکنولوژی های اطلاعات جذب می گردد. با این حال هنگامی که در ابتدا یک تکنولوژی به عنوان فناوری DSS معرفی می گردد به مرحله بلوغ یا انتقال تکنولوژی توسعه یافته می رسد، این استقرار اولیه به عنوان ابزارهای DSS احتمالا مهاجرت به سمت تکنولوژی SDS/TPS را تکمیل کرده است.مدیران سیستم های اطلاعاتی باید انتظار ایجاد و توسعه تکنولوژی جدید رایانه ای را داشته باشند.این تکنولوژی اغلب در سازمان به عنوان ابزارهای DSS مستقر شده که باعث ورود سازمان به سطح برنامه ریزی استراتژیک می گردد. پس از آنکه موفقیت این مرحله به اثبات رسید ، احتمالا استفاده از برنامه های DSS در سطوح پایین تر سلسله مراتب سازمان امکان پذیر است یعنی جایی که این برنامه ها در مقیاس بزرگ DSS نهادی یا سازمانی بویا همه ویژ گیهای SDS/TPS مورد استفاده قرار گیرد.
ابزار DSS به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از SDS/TPS مطرح می گردد و در نتیجه به طور خلاصه نرم افزار به عنوان DSS نهادی شناخته می گردد. این ادغام در مقیاس بزرگ به کار گرفته میشود سپس به گسترش یکپارچه سیستم نیاز دارد و بقا و نگهداری آن مستلزم وجود سایر برنامه های کاربردی در مقیاس بزرگ است .رابطه بین سازندگان سیستم و کاربران آن هم اکنون مانند SDS/TPS است، و چنین جذب و یکپارچه سازی قابل قبول است . در نتیجه مجموعه ابزارهای DSS و برنامه های نرم افزاری پویا بوده و می بایست قابلیت سازگاری را با تغییرات پیشرفت تکنولوژی اطلاعات که به منظور استفاده از ساختمان و استقرار DSS رخ می دهد داشته باشد. به رسمیت شناختن این فرایند جذب فناوری اطلاعات ، یک راهنمایی و نقشه راه را برای تغییرات به منظور نگهداری و حمایت از یک سیستم TEIS ارائه می کند که این TEIS از مرحله DSS به مرحله SDS/TPS توسعه یافته است.سپس این برنامه های کاربردی برای تمرکز بر روی فعالیتهای تصمیم گیری ساختار نیافته و نیمه ساختار یافته ، به تعریف اصلی خود بر می گردند.بدیهی است که هر برنامه کاربردی که از ابزار سیستم های اطلاعاتی جدید نوظهور استفاده نماید ، نبایستی بلا فاصله به عنوان یک سیستم DSS از ؟آن نام برد.
منابع
1. Applegate, L. M., McFarlan, F. W., and McKenney, J.L. (1999). Corporate information
systems management: Text and cases. Boston: Irwin/McGraw-Hill.
2. ASAP World Consultancy (1996). Special Edition Using SAP R/3, Indianapolis, IN: Que
Corporation.
3. Darling, C.B. (1996, April 15). Build an app dev framework for DSS, Datamation, 82-87.
4. Ditlea, S. (1992, December 1). How AMEX leverages technology assets, Datamation, 95-96.
5. Donovan, J. & Madnick, S. (1977). Institutional and ad hoc DSS and their effective use,
Database, 8(3), 79-88.
6. Eom S. B. (1999). Decision support systems research: current state and trends, Industrial
Management & Data Systems, 99(5), 213-220.
7. Gorry, G. A., & Scott Morton, M. S. (1989). A framework for management information
systems. Sloan Management Review, 31(3), 49-61.
8. Keen, P. G. W., & Scott Morton, M. S. (1978). Decision support systems: An organizational
perspective. Reading, MA: Addison-Wesley.
9. Kren, Lawrence (2002). Upholding Moore’s Law. Machine Design, 74(2), s30.
10. Marakas, G. M. (2003). Decision support systems in the 21st century (2nd ed.) Upper Saddle
River, NJ: Prentice-Hall.
11. Nemhauser, G. L. (1993, May). The age of optimization: solving large-scale real world
problems, TIMS/ORSA Joint National Meeting, Chicago, IL (May 7).
12. Power, D. J. (2002). Decision support systems: Concepts and resources for managers.
Westport, CN: Quorum Books.
13. Sprague, R. H., & Carlson, E. D. (1982). Building Effective Decision Support Systems,
Englewood Cliffs, NJ: Prentice Hall.
14. Wells, J. D. & Hess, T. J. (2002). Understanding decision-making in data warehousing and
related decision support systems: an explanatory study of customer relationship
management application, Information Resources Management Journal, 15(4), 16-32
مولفین:
راجر ال .هین ، دانشگاه مرکزی میشیگان
مونیکا سی. هولمز ، دانشگاه مرکزی میشیگان
جیمز پی . اسکات ، دانشگاه مرکزی میشیگان
ارسال شده توسط احمد محمدی | 11 11, 2013 | بازدید‌ها (951)
آشنایی با سیر تحول و کاربردهای سیستم های MRP و  ERPدر سازمانها
مولف: گسترش انفورماتیک ایران
موضوع: مدیریت صنعتی
سال انتشار(میلادی): 2010
وضعیت: تمام متن
منبع: گسترش انفورماتیک ایران (تحت پوشش سازمان گسترش صنایع ایران)
تهیه و تنظیم: پایگاه مقالات علمی مدیریت  www.SYSTEM.parsiblog.com   
مقدمه:  هر سازمان، هرچند که کوچک باشد، دارای بخش ها و سلسله مراتبی است. هر بخش مسئولیتهایی را بر عهده دارد که به نحوی تکمیل کننده وظایف سایر قسمت های سازمان میباشند. این بخش ها، در کل در جهت منافع سازمان قدم برداشته و سعی می کنند اهداف سازمان خود را عملی سازند، همچنین بسته به وظایف تعیین شده برای هربخش از سازمان، بعضا موظف هستند با دیگر بخشهای درون سازمان و یا برون از سازمان ارتباط متقابل داشته باشند. برای مثال بخش فروش یک سازمان را در نظر بگیرید. این بخش باید با بخش تولید و همچنین بخش مالی درون سازمان ارتباط مستمر داشته باشد و در عین حال با دیگر شرکتها که نقش مشتری را ایفا میکنند در ارتباط است. حال سازمانی را در نظر بگیرید که بخش فروش آن با دیگر قسمتهای آن سازمان بی ارتباط است و به صورت یکسویه انجام فعالیت میکند. کاملا واضح است که چه تبعاتی را به دنبال خواهد داشت. در خوشبینانه ترین حالت میتوان حدس زد که واحد فروش کالایی را به فروش میرساند در حالی که واحد تولید در آن بازه زمانی قادر به تامین و تولید آن کالا نیست. اگر تعامل در هر یک از قسمتهای سازمان از بین برود، بدون شک شاهد تبعات منفی زیادی خواهیم بود. از این رو باید با استفاده از یک راه حل  کارآمد، تعامل درون سازمانی  و تعامل برون سازمانی  را پوشش داده و یکپارچگی اطلاعاتی به وجود آوریم.


در این زمان،  ERP به عنوان سیستم یکپارچه ساز اطلاعاتی در سازمان، مورد توجه قرار میگیرد. یک سیستم ERP کلیه بخشهای درون سازمان را در برگرفته و اطلاعات را به صورت یکپارچه، در یک بانک اطلاعاتی نگهداری میکند، که از این اطلاعات در هر زمان که نیاز باشد در انجام سایر وظایف استفاده میشود. مانند تولید، مدیریت زنجیره تامین، پروژه ها، منابع انسانی و ... .
در ادامه این مطلب نگاهی به تاریخچه ERP و نحوه شکل گیری آن خواهیم داشت. همچنین خواهیم دید که چگونه باید ERP را انتخاب کرد و خصوصیات و نقاط قوت و ضعف سیستم ERP را مورد بررسی قرار میدهیم.
تاریخچه ERP
در زمانهای گذشته، یعنی قبل از دهه 60، سازمان ها و شرکت توجه چندانی به روند انجام وظیفه توسط بخشهای مختلف خود نداشتند. به بیانی دیگر هر بخش از سازمان فقط به انجام وظیفه در حیطه کاری خود تمرکز داشت و ارتباطی بین بخش های مختلف سازمان به چشم نمی خورد. نرم افزارهایی که در این دوران مورد استفاده قرار میگرفتند توجهی به حجم تولید، زمان تحویل، موجودی و ... نداشتند و هدف آنها تهیه مواد لازم برای تولید تعدادی محصول بود.
دهه 60 یعنی سالهای بین 1960 و 1970، مفهوم MRP  توسط شرکت IBM  ارائه گردید. در این دوران تمرکز بیشتر بر روی سیستم های کنترل موجودی بود. منظور از MRP ، برنامه ریزی مواد مورد نیاز و نظارت دقیق بر روند تغییر میزان موجودی است. شرکت IBM نرم افزاری را تحت عنوان MRP I  ارائه کرد که مشکل اصلی آن نیاز به وجود کامپیوترهای بسیار گرانقیمت  بود. از طرفی دیگر این سیستم ارتباط بین تولید و استراتژی های رقابتی سازمان را چندان مد نظر قرار نمی داد. ضمنا ظرفیتهای تولیدی سازمان چندان در این سیستم لحاظ نمی شدند.
MRP  در نوع خود یک انقلاب بزرگ محسوب می شد اما ضعف بزرگ آن این بود که خود نیز جزیی از زیرسیستم ها محسوب به شمار می رفت و عدم توانایی در یکپارچگی مابین اجزای سیستم باعث شد که جای خود را به  MRPII بدهد. این سیستم در ایجاد یکپارچگی در اجزاء بخش تولید موفق عمل کرد اما باز هم نتوانست بخش غیر تولیدی و خدماتی را به صورتی یکپارچه مدیریت کند. همچنین این سیستم ها به صورت اطلاعاتی مطلق عمل میکردند و در انجام امور و فعالیت ها نقشی نداشتند. در اوایل دهه 90 میلادی، نسل جدیدی از این سیستم ها تحت عنوان ERP، پا به عرصه وجود نهادند، که توانستند با استفاده از فن آوری اطلاعات، شبکه ای از نرم افزار ها و سخت افزار ها ایجاد یکپارچگی بین تمام بخشهای سازمان ( تولیدی و خدماتی) را فراهم سازند.
ERP با ایجاد زنجیره ای کاملا یکپارچه بین کلیه واحدها و بخشهای یک سازمان ضمن افزایش راندمان کاری هر یک از این بخش ها و کاهش زمان لازم جهت تولید و ارائه کالا ها و خدمات، در هر لحظه آماده پاسخ گویی به نیازهای مشتریان، کارکنان و تامین کنندگان می باشد. ERP را نمی توان به تولید یا تجارتی خاص محدود کرد و میتواند در هر سازمان چه تولیدی باشد و چه خدماتی، مستقر شده و صاحبان آن را از مزایای خود بهره مند کند. امروزهERPهای پیشرو، علاوه بر اینکه کلیه وظایف سنتی مدیریتی شرکتها همچون سیستمهای مالی، فروش، تولید، منابع انسانی و ... را پوشش می دهند، شامل راه حل هائی همچون مدیریت داده های تولید ، سیستم مدیریت انبار ، سیستم اجرائی تولید  و غیره نیز میباشند. اکنون کارائیERPها آنچنان افزون گردیده که بتوانند بمنظور پشتیبانی از نیازهای همه صنایع و زمینه های تجاری همانند صنایع بهداشت و درمان و خودروسازی متناسب گردند. یک سیستم ERP از لحظه ای که مواد اولیه از تامین کنندگان تقاضا میشود تا لحظه ای که محصول ارائه شده توسط شرکت به مصرف کامل می رسد، حضور دارد و کلیه مراحل را به صورت یکپارچه مدیریت می کند.
 
جدول 1) سیر تکامل سیستم های مدیریت منابع سازمان
اجزاء ERP
همان طور که قبلا اشاره شد، مدیریت منابع سازمانی (ERP) در واقع ارائه جدیدی از مدیریت منابع ساخت (MRPII) می باشد. در مدیریت منابع ساخت کاستی هایی وجود داشت که باعث عدم موفقیت در برطرف کردن مشکلات سازمان می شد. یکی از این مشکلات عدم ارتباط در لایه های مختلف بود و بیشتر ارتباطات به صورت افقی انجام می شد. همچنین این سیستم ها به صورت اطلاعاتی مطلق عمل می کردند و در انجام امور و فعالیت ها نقشی نداشتند. پس از ظهور نسل سیستمهای  ERPدر اوایل دهه 90 میلادی، مدیریت منابع سازمانی، رنگی دیگر پیدا کرد و یکپارچگی کل فرآیندهای سازمانی و بین بخشی آن فراهم آمد. ارتباط بین کلیه بخش های سازمان، صرف نظر از تولیدی یا خدماتی بودن، از مهمترین و اصلی ترین وظایف یک سیستم ERP محسوب می شود.
تا قبل از ظهور سیستم ERP، این مسئله که هر بخش از سازمان برای خود یک سیستم اطلاعاتی جداگانه داشته باشد، زیاد دور از ذهن به نظر نمی رسید. برای مثال بخشهای منابع انسانی، ارتباط با مشتری و تولید، هر یک برای خود یک سیستم مجزا و با ساختار انحصاری داشتند. در این حالت مشکل عمومی، ایجاد تعامل و یکپارچگی بین اطلاعات این بخشها می باشد. از ابتدای دهه 90 میلادی و احساس نیاز به یکپارچگی بین بخشهای مختلف سازمان و ظهور ERP، تا به امروز، شاهد صعود شگرفی در روند فعالیتهای تجاری سازمانها و شرکت ها هستیم و این روند همچنان ادامه دارد. دلیل اصلی این امر را می توان بدین گونه بیان کرد که با پیشرفت روز افزون علم و تکنولوژی ، سیستم های ERP نیز گسترش یافته و توانسته اند زیر بخش های  مدیریتی بیشتری را در کلیه زمینه های فعالیت سازمان، تحت پوشش قرار دهند.
 
شکل 1) نمودار ارزیابی میزان سود سازمانها از ابتدای شکل گیری سیستم ERP تا سال 2004
در یک تقسیم بندی کلی می توان اجزاء تشکیل دهنده سیستم‌های ERP را در قالب گروههای زیر مورد بررسی قرار داد :
• بخش تولید  :
   o مهندسی، صورت حساب مواد، زمانبندی، مدیریت جریان کار، کنترل کیفیت، مدیریت قیمتها، فرآیند ساخت و ... .
• مدیریت زنجیره تامین  :
   o روند دریافت سفارش تا تامین، صورت موجودی، خرید، برنامه ریزی زنجیره تامین، زمانبندی تامین کنندگان، ارزیابی کالاها، محاسبات مربوط به کارمزد و ... .
• بخش مالی  :
   o دفتر کل، مدیریت نقدینگی، حسابهای پرداختی، حسابهای دریافتی، دارایی های ثابت و ... .
• بخش طرح و برنامه :
   o قیمت گذاری، صدور صورت حساب،  مدیریت فعالیتها و ... .
• بخش منابع انسانی  :
   o منابع انسانی، صورت حقوقی، آموزش، صورت وظایف و... .
• بخش مدیریت ارتباط با مشتری   :
   o فروش و بازاریابی، کمیسیون، کار و خدمات و ... .
• بخش انبار داده  :
   o ثبت کلیه داده ها و اطلاعات مربوط به بخشهای سازمان و ایجاد تعامل مابین این بخشها.
• برنامه ریزی تولید:
   o برای برنامه ریزی و کنترل فعالیتهای تولیدی یک شرکت کاربرد دارد. این ماژول شامل اجزای فرعیBOM ، مراکز کاری، ردیابی مواد، برنامه ریزی عملیات و فروش، برنامه کلان تولید، برنامه ریزی نیازمندیهای مواد، کنترل سطح کارخانه، سفارشات تولید، هزینه یابی مواد و...می‌باشد.
• مدیریت کیفیت :
   o یک سیستم اطلاعاتی و کنترل کیفی است که برنامه ریزی کیفیت ، بازرسی و کنترل تدارکات و تولید را بر عهده دارد.
توجه به این مطلب ضروری است که اصلی ترین بخش هر سیستم ERP، شامل ماژولهای کاربردی آن می باشد. این اجزا می توانند خود دارای اجزای فرعی باشند که برای وظایف و مقاصد ویژه ای کاربرد دارد که عبارتند از : ساختار سازمانی شرکت ، طراحی چارچوب گزارشات داخلی و خارجی ( جهت ارسال به سازمانهای خارج از شرکت ) ، سازمان فروش ، کانالهای توزیع کالا، سلف سرویس کارمندان ( کارمندان قادرند از طریق اینترنت به اطلاعات خود درسیستم منابع انسانی دسترسی داشته باشند )، سیستم MATCHCODE جهت یافتن اطلاعات خاص مورد نیاز با استفاده از ابزارهای جستجو ، امنیت سیستم و ... .
 
شکل 2) شمای کلی از منطق درونی سیستم ERP
چرا از ERP استفاده می کنیم؟
بطور کلی هدف اصلی و اولیه ERP آن است که فرآیند دریافت سفارش از مشتری و پردازش آن تا مرحله نهایی را بهبود بخشد . بعنوان مثال وقتی یک سفارش رسیده از سوی مشتری وارد سیستمERP میگردد ، همه اطلاعات لازم جهت تکمیل و ارائه این سفارش ، در آن موجود میباشد . اطلاعات مربوط به اینکه آیا مشتری سفارش دهنده ، اعتبار کافی نزد شرکت را دارد یا خیر ، از ماژول مالی بدست می آید و به همین ترتیب اطلاعات لازم در مورد سطح موجودی انبار کالا و مواد اولیه مربوط به این سفارش ، از ماژول انبار استخراج میگردد.
دلیل دیگری که یک سازمان را ملزم به پیاده سازی یک سیستم ERP میکند، بحث هزینه هاست. البته باید توجه داشت که اجرای یک سیستم ERP نیز خود به تنهایی منجر به صرف هزینه های بعضا زیاد میشود. در نتیجه باید با یک امکان سنجی دقیق بحث هزینه ها را زیر نظر گرفت. این امکان سنجی باید با علم به اینکه هزینه های مربوط به اجرای سیستم ERP معمولا برگشت پذیر خواهند بود، انجام گیرد. به طور کلی در صورت مواجه شدن با هریک از شرایط زیر باید به استقرار ERP و یا ارتقای نوع فعلی آن اقدام کرد:
• عدم وجود یکپارچگی در میان بخش های مختلف درون سازمانی و برون سازمانی
• احساس نیاز برای برقراری ارتباط با تجارت الکترونیک
• عدم هماهنگی زنجیره تامین با نیازهای سازمان
• رشد سریع و یا غیر قابل کنترل سازمانی
• شرایط مبهم مالی
• صرف هزینه های جانبی زیاد و اجتناب نا پذیر
• عدم هماهنگی انبار ها با بخش تولید
• دوباره کاری و یا موازی کاری
• تغییر صعودی نیازهای مشتریان
• نیاز به افزایش بازدهی
• تاثیر منفی ERP فعلی مستقر در سازمان بر روند رشد ( عدم موفقیت ERP فعلی)
•  عدم توانایی در برآورد های لازم بطور دقیق و همچنین پیش بینی ها و برنامه ریزی ها
• به طور کلی عدم توانایی در مدیریت منابع سازمان
یک سیستم ERP، سیستمی انعطاف پذیر است که اطلاعات و فرآیندهای مربوط به این اطلاعات، در درون واحدهای سازمانی، بین واحدهای سازمانی و واحدهای سازمانی با خارج از سازمان را یکپارچه میکند. از این رو میتوان گفت ERP به دلیل پوشش افقی سازمان، یکپارچگی آن را تضمین میکند و هر زیر سیستم اطلاعات خود را بر روی پایگاه داده مشترک درج میکند. به بیانی دیگر در ERP، افزونگی داده وجود ندارد و مغایرت بین زیر سیستمها از بین رفته و همخوانی اطلاعات تضمین میشود. ERP کلیه فرآیندهای سازمان را که جنبه اطلاعاتی دارد تحت پوشش قرار می دهد. برای مثال در شرکتهای توزیعی و تولیدی،  فرآیندهای فروش و خدمات پس از فروش، فرآیند تدارک و تامین کالا، فرآیند برنامه ریزی و کنترل تولید، فرآیند نگهداری و تعمیرات، فرآیند دریافت و پرداخت، فرآیند منابع انسانی و فرآیندهای مالی از قبیل دفتر داری ، حقوق و دستمزد، دارایی های ثابت، بودجه و گزارشات و قیمت تمام شده و ... ، به صورت خودکار و غیر قابل تغییر صادر گردد.
سیستم ERP قادر است با سیستم های خارج از سازمان تبادل اطلاعات نماید.این تبادل از قبیل اخذ سفارش از مشتری و درخواست خرید از تامین کنندگان است. به عبارت دیگر، ممکن است قسمتی از فرآیند، خارج از سازمان اجرا گردد.
یکی دیگر از عواملی که استفاده از ERP  را لازم جلوه می دهد خاصیت تغییر پذیری یا انعطاف پذیری آن است. یکی از عوامل شکست سازمانهای موفق، پایبندی سنتی سازمان به فرآیندهایی است که زمانی کار آمد بوده اند ولی به مرور و با تغییر شرایط ، ناکارآمد شده اند و سازمان برای طراحی مجدد آن تدبیری نیندیشیده است. بدیهی است سازمانهایی ماندگار ترند که از فرآیند های کار آمدتری برخوردارند و راهکار سیستماتیک برای بهبود مستمر فرآیندها تدارک دیده اند.
 
شکل 3) ایجاد یکپارچگی بین لایه های مختلف مدیریتی
 به طور خلاصه میتوان حداقل مزایای یک سیستم ERP را شامل موارد زیر دانست:
• فرآیندگرایی
   o فرآیند های کسب و کار از طریق سیستم مدیریت فرآیند ، در کارتابل  مسئولین به گردش در می آید.
• گزارش ساز
   o کاربران ERP با استفاده از داده های بانک اطلاعاتی می توانند گزارش های موردی را تعریف و تهیه نمایند.
• برنامه ریزی
   o برنامه ریزی تامین مواد
   o برنامه ریزی تولید بر اساس ظرفیت و سایر منابع
   o برنامه ریزی آموزش کارکنان
   o برنامه ریزی پیشگیرانه ماشین آلات و تجهیزات
• چند ارزی
دستاوردهای دیگری را که میتوان به وجود یک سیستم ERP نسبت داد،‌ چه در حوزه های فنی و عملیاتی و چه در حوزه مالی ، عبارتند از :
• ارائه روش‌های استاندارد و یکپارچه برای انجام عملیات در واحدهای مختلف سازمان
• بهبود کیفیت اطلاعات و سرعت دستیابی به آن
• به‌روز نمودن اطلاعات مالی و عملیاتی
• کاهش هزینه‌های عملیاتی (پردازش اطلاعات، خرید، فروش، پشتیبانی و تدارکات و ... )
• بهبود مدیریت سفارشات
• کاهش زمان انجام فرایندهای عملیاتی (خرید، فروش، تحویل/ توزیع کالا و ...)
• کاهش زمان دوره انبارداری و موجودی انبار
• افزایش راندمان کاری کارکنان
• کاهش هزینه‌های دوره‌های نگهداری تجهیزات
• سازماندهی و بهینه‌سازی روش‌های ورود داده‌ها در سیستم
• بهینه‌سازی موجودی سازمان
• دسترسی سریع و ایمن به اطلاعات به دلیل طراحی و پیاده‌سازی سیستم‌ها مبتنی بر اینترنت
• کاهش میزان سطوح آموزشی مورد نیاز جهت مدیریت سازمان به دلیل یکپارچگی سیستم‌ها
• همبستگی کامل و خودکار بین سیستم‌ها
• امکان شبیه‌سازی سناریوهای مختلف در سیستم ERP قبل از اجرای عملیات و مشاهده نتایج آن
• به حداقل رساندن هزینه‌های سازمان (به ویژه هزینه‌های عملیاتی)
• استفاده بهینه از دارائی‌ها
• افزایش برگشت سرمایه
• بهینه‌سازی گردش مالی
• کاهش زمان بستن حساب‌های مالی آخر دوره (کاهش زمان دوره‌های مالی)
• کنترل منابع جهت استفاده بهینه
از دیگر مزایای ERP امکان استفاده از تکنولوژی های روز دنیا در به کار گیری آن است. برای مثال با استفاده از یک سیستم ERP ، ایجاد یک تجارت الکترونیک  به ساده ترین صورت ممکن انجام پذیر است. که میتوان تحت عنوان ERPی توسعه یافته  از آن نام برد.
 
شکل 4) ERPی توسعه یافته مجهز به Network
نگرش های اجرای یک سیستم ERP  :
اولین اصل که در طراحی و پیاده سازی یک سیستم ERP در یک سازمان، باید مورد بررسی قرار گیرد و به نوعی بیشترین سهم را در تضمین موفقیت آن سیستم دارا میباشد، بحث فرهنگ سازی در بین کارکنان آن سازمان میباشد. باید به این مسئله توجه داشت سازمانی که میخواهد یک سیستم ERP را تجربه کند، آیا قبلا از سیستم دیگری استفاده میکرده و یا اینکه سازمان مربوطه در حال شکل گیری است و از بدو تاسیس تقاضای استفاده از ERP  را دارد؟ در صورتی سازمان مورد نظر قبلا با سیستمی ناکارآمد دست و پنجه نرم میکرده است باید در ابتدا به کاربران سیستم قبلی یک شمای کلی از خصوصیات سیستم ERP ارائه کرد و  به نوعی فرهنگ استفاده از آن را در بین افراد جا انداخت. چرا که اگر بدون فرهنگ سازی اقدام به تغییر در سیستم گردد،‌ مقاومت کارکنان را شاهد خواهیم بود. پس از این مرحله باید یک تعریف جامع از اهداف پیاده سازی سیستم ERP در سازمان و درک ضرورت آن تهیه شود.
همانطور که قبلا نیز اشاره شد، اجرا یک سیستم ERP مستلزم صرف هزینه خواهد بود که این هزینه بسته به حجم کار ممکن رقم بزرگی باشد. در نتیجه ایجاد اطمینان از اینکه بودجه کافی برای طرح موجود است یک امر مهم در فاز امکان سنجی محسوب می شود که به تبعات آن رضایت مدیران ارشد سازمان و اطمینان از حمایت آنان نیز مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
علل شکست بسیاری از ERPها که در ادامه مورد بررسی قرار خواهد گرفت ، عدم آگاهی در باره این موضوع است که : کدام سیستم ERP برای سازمان مناسب ترین خواهد بود؟ پس باید قبل اجرایی شدن طرح ، با تحلیل و بررسی های کارشناسانه و بهره گیری از مشاورین اصلح، بهترین و مناسبترین نوع سیستم ERP بر اساس نیازمندی های سازمان، حجم کاری سازمان، وسعت سازمان، زمینه های فعالیت سازمان و ... انتخاب گردد. با در نظر گرفتن موارد فوق و تعیین مسیر، با انتخاب تیمی کارآمد و با تجربه در زمینه ERP، پروژه به مرحله اجرا وارد می شود.
 با انجام این امکان سنجی های اولیه باید یک روش مشخص را برای جایگزینی سیستم فعلی با یک سیستم ERP انتخاب کرد. بر اساس تحقیقات انجام شده، سه روش عمده برای این کار وجود دارد که عبارتند از :
1. Big-Bang Approach :
§ در این روش، همانطور که از نام آن پیداست،‌ با یک جایگزینی انفجاری رو به رو هستیم. یعنی سیستم فعلی و کلیه تجهیزات وابسته به آن به یک باره و در یک روند ضربتی کنار گذاشته میشود و سیستم جدید جای آن را میگیرد. این روش، ریسک پذیری زیادی دارد و بحث فرهنگ سازی و امکان سنجی را نیز نادیده میگیرد. از این روش معمولا به ندرت استفاده میشود و در گذشته بیشتر کاربرد داشته است.
2. Pilot Approach :
§ در این روش از پیاده سازی، با مطالعه بخش های مختلف سازمان، یک بخش به عنوان Pilot در نظر گرفته میشود. از خصوصات بخش Pilot این است که تغییر در آن بر روند کاری سازمان کمترین تاثیر را داشته باشد.  از این طریق میتوان سیستم جدید را به صورت آزمایشی، در این بخش از سازمان اجرا کرد و نتایج را مورد بررسی قرار داد. در صورت موفقیت آمیز بودن سیستم، به مرور به اشاعه آن پرداخت. مزیت بزرگ این روش ، امکان استفاده از تجربیات قبلی در اجرای سیستم در بخش Pilot  میباشد. در این روش میتوان عیبهای احتمالی را به سرعت شناسایی کرد و با در دست داشتن زمان کافی به رفع آنها پرداخت.
3. Phased Approach  :
§ در این روش ، هدف به جای پیاده سازی کل پروژه ERP بر ماجولها و اجزایی از این سیستمها متمرکز است . به این ترتیب که ابتدا تیم راه اندازی با مدیران ارشد در مورد اینکه چه اجزایی پیاده سازی شود به اتفاق نظر رسیده و در نهایت اقدام به راه اندازی آن میکنند . از آنجا که در عمل چنین اجزایی معمولا سیستمهای حسابداری و مالی بوده است و در این بخشهامعمولا" تعداد نسبتا" محدودی از پرسنل کل سازمان فعالیت دارند ، موفقیت پروژه در این بخشها دلیلی قاطع بر موفقیت پروژه در سطح کل سازمان نخواهد بود . نهایتا" پس از تکمیل و عملیاتی شدن این بخشها ، سایر اجزای ERP نیز به ترتیب اولویت درسازمان پیاده سازی خواهد شد .

مشکلات موجود در پیاده سازی ERP ‌:
 بدون شک هیچ تغییری خالی از مشکلات نخواهد بود. ایجاد تغییر در روند سیستماتیک یک سازمان نیز تبعاتی را در پی خواهد داشت که میتوان با مطالعه قبلی و ایجاد آمادگی، خیلی از این مشکلات را حل کرد. البته باید توجه داشت که این معضلات در اجرای یک سیستم ERP نباید باعث خدشه دار شدن مزایای استفاده از آن گردد.
 اولین مشکل در اجرای یک ERP و بعد از آن، افزایش هزینه ها میباشد. این هزینه ها ، هم مربوط به زمان اجرای سیستم و هم مربوط به نگهداری آن میشود. همچنین افزایش هزینه پرسنل را نیز در پی خواهد داشت. منظور از هزینه پرسنل، جذب و به کار گیری افرادی است که آشنایی لازم با ERP را داشته باشند و یا ایجاد محیط آموزشی برای کارکنان فعلی. مسئله بعدی که پیش رو خواهد بود،‌ وجود الزام در مهندسی مجدد خواهد بود. مخارج بالا در تهیه ERP و همچنین پرداخت حق عضویت در برخی از سیستم های ERP یکی دیگر از مشکلات استفاده از این سیستم هاست. در برخی موارد به علت عدم موجود بودن پرسنل IT  قوی ، راهنمایی های فنی به درستی درک و یا عمل نمی شود و سبب توقف موقت در بهره برداری از سیستم می گردد.
 به طور کلی میتوان مشکلات اصلی موجود در یک سیستم ERP  را در شش مورد خلاصه کرد. البته راه کار پیشنهادی در رفع آنها نیز قید گردیده است :
 
1. زمانبر بودن  ERP:
ü راهکار : توجه بیشتر به مسائل عمومی و ایجاد اجماع عمومی و به حداقل رساندن مسائل با حساسیت بالا و سیاست های داخلی.
2. گران و پر هزینه بودن ERP:
ü راهکار : ایجاد یک سیستم ERP ممکن است از چند صد هزار تومان تا چند میلیارد تومان هزینه در بر داشته باشد. اما این هزینه به مراتب کمتر از مهندسی مجدد کل روند تجاری سازمان خواهد بود و همچنین ایجاد تغییر در سیستم ERP پس از گذشت چند سال بسیار ارزانتر از مهندسی مجدد چندباره میباشد.
3. ایجاد تطابق و هم شکلی میان ماژولهای سازمان :
ü راهکار :  میتوان در ابتدا از ساختار و معماری خاصی بهره جست که بیشترین یکپارچگی میان اجزای سازمان را پوشش دهد.
4. به وجود آمدن وابستگی به تامین کنندگان سیستم:
ü راهکار : با ایجاد سیستم ERP،‌ فقط با یک تامین کننده سر و کار خواهیم داشت و آن هم تامین کننده سیستم خواهد بود. در حالی که سایر تامین کنندگان به سیستم ارجاع داده میشوند و این ERP است که به آنها پاسخ خواهد داد. به عبارتی دیگر ، وابستگی به یک تامین کننده بهتر از چندین تامین کننده میباشد.
5. امکانات و پیچیدگی ماژولهای ERP :
ü  راهکار :  سازمانی که از ERP استفاده نمیکند نیز دارای ماژولها و بخشهای متعدد و بسیار زیادی است که کارکنان باید مرتب آنها زیر نظر داشته و نگهداری کنند اما با وجود یک ERP، کارکنان فقط ناظر بر روند اجرایی شدن کارها خواهند بود و وظایف کنترلی اصلی بر عهده ERP میباشد.
6. گسترش روند تجاری سازمان و نیاز  به روز رسانی :
ü راهکار : از آنجا ERP یک سیستم ساخت یافته و دارای تعامل با تکنولوژی های روز میباشد، درنتیجه هر گونه به روز رسانی در سیستم و چه از راه دور ، با صرف کمترین هزینه اتفاق می افتد.
 
دلیل عدم موفقیت ERP ها در بعضی از سازمانها:
 با توجه به روند رو به گسترش جهانی شدن و افزایش رقابت در بازارهای جهانی ، شرکتها در سالهای آینده ناگزیر به پیوستن به بازارهای جهانی خواهند بود و برای انجام این کار وجود آمادگی لازم از جهات مختلف امری ضروری بنظر میرسد . اما باید توجه داشت که  ERPروند کار افراد را در تمام موسسه دگرگون می‌کند. اگر کارکنان در هر یک از بخش‌ها با این امر که روش‌های جدید بهتر از روش‌های قبلی هستند موافق نباشند، در مقابل استفاده از نرم‌افزار مقاومت می‌کنند، مقاومت درونی موسسه در برابر تغییر یکی از دلایل متداول شکست پروژه‌های  ERP است.
در تحقیقی که توسط  MaheshwariوKumar  در سال2002 انجام شده است، موانع اصلی موجود در راه پیاده سازی این سیستمها در قالب فاکتورهایی با نظرخواهی از شرکتهای استفاده کننده از سیستمهایERP  شناخته شده اند که در زیر به آنها اشاره می شود:
 
جدول2) نتایج تحقیق MaheshwariوKumar  در سال 2002
با توجه به تحقیق فوق ، میتوان دلایل کلی عدم موفقیت اغلب سیستم های ERP موجود را در مقوله های زیر خلاصه کرد :
• عدم شناخت صحیح از اهداف سازمان
• عدم آشنایی با نوع پروسه ها و نحوه اجرای آنها در سازمان
• نداشتن شناخت کافی از نارسایی های موجود
• عدم حمایت مدیران ارشد از طرح
• عدم استفاده از افراد کار آمد در اجرای طرح
• عدم بررسی وضعیت سیستم فعلی
• عدم توجه به فرهنگ سازی و آموزش و آماده سازی کارکنان
• عدم توجه به مهندسی مجدد فرآیندها
• بی بهره بودن از مشاورین قدرتمند در زمینه ERP
• تغییر مدیریت یا ساختار یا اهداف و مأموریت سازمان در حین استقرار
البته موارد مذکور تنها بخشی از عواملی می باشد که در عدم موفقیت سیستم ERP نقش ایفا می کنند. ولی در کل می توان عدم امکان سنجی مناسب و بدون نقص را یکی از اصلی ترین عوامل اغلب شکستها دانست.

امنیت در سیستم های ERP
 از آنجایی که سیستم های ERP با کلیه منابع و اطلاعات در سطح سازمان و بعضا بیرون از سازمان در تعامل هستند، در نتیجه بحث امنیت اطلاعات و تعیین حد و مرز ها برای دسترسی به این اطلاعات از اهمیت ویژه برخوردار می باشد. از آنجایی که لایه های مختلف در سازمانها با یکدیگر متفاوت است و همچنین نوع اطلاعات و حجم اطلاعات کاری آنها نیز با هم فرق میکند ، هنگام پیاده سازی سیستم های ERP در سازمان باید استراتژی مناسبی برای کنترل دسترسی ها به سیستم و اطلاعات در نظر گرفته شود. به طور خلاصه ارزیابی امنیت در سیستم های ERP به پیشنیازهایی تقسیم میشوند که عبارتند از :
• فعالیت های تجاری سازمان و ریسک های مختص این فعالیتها را بشناسید.
• ساختار سازمان و سلسله مراتب لایه های درون سازمان را بشناسید.
• با سیستم در تعامل کامل باشید و کلیه بخش های آن دسترسی داشته باشید.
به منظور ایجاد امنیت اطلاعات در سیستم های ERP، بهترین راه قرار دادن چندین سطوح امنیتی در مراحل مختلف دستیابی به اطلاعات میباشد. این سطوح امنیتی را در بحث کلی میتوان به موارد زیر دسته بندی کرد :
1. ایجاد امنتیت در دسترسی به سیستم :
§ تعریف گروه های کاری، بر اساس پست سازمانی و یا اشخاص
§ تعیین اجازه های دسترسی به فرم های اطلاعاتی از نظر خواندن، درج، ویرایش و حذف اطلاعات با توجه به نوع گروه کاری
2. محدود سازی دستیابی به بانک اطلاعاتی :
§ بدین صورت که فقط افراد خاصی که بعضا مدیریت سیستم را بر عهده دارند مجاز به دسترسی مستقیم به بانک اطلاعاتی باشند. از این نظر نیز میتوان سطوح دسترسی برای این افراد تعریف کرد.
3. گزارش گیری و ثبت عملیات انجام شده :
§ تعیین فایلهایی به منظور ثبت وقایع و عملیات انجام شده توسط تمامی کاربران.
4. مدیریت بانک اطلاعاتی :
§ تهیه نسخه های پشتیبان به صورت دستی و اتوماتیک
§ تهیه نسخه پشتیبان به صورت دوره ای
§ نگهداری فایل های پشتیبان در خارج از محیط عملیاتی و در محیط حفاظت شده.
 
نتیجه گیری :
 با توجه به مطالب یاد شده و با در نظر گرفتن نیاز های روز افزون سازمان ها و مشتریان در کلیه عرصه های تولیدی و خدماتی، میتوان نتیجه گرفت که اجرای سیستم های مدیریت منابع سازمانی، امری اجتناب ناپذیر خواهد بود و نباید مشکلات پیش رو در اجرای این سیستم ها را دلیلی بر نقض کارآمد بودن آنها دانست. همچنین با نگرشی سیستماتیک و بررسی اهداف و موجودی های سازمان ها میتوان در جهت انتخاب بهترین سیستم ERP گام برداشت.
 هزینه های پیش رو در اجرایی کردن یک سیستم ERP را نباید جزء مخارج غیر قابل بازگشت قلمداد کرد و با تغییر لحن در بیان این مسئله ، صرف اینگونه هزینه ها نوعی سرمایه گذاری در سازمان محسوب می شوند. البته این مهم دارای پیش شرط ارزیابی های دقیق و امکان سنجی های مکرر و بدون نقص میباشد که با به کار گیری افرادی متخصص در این زمینه، میتوان به موفقیت سیستم امیدوار بود.
 
منابع :
1) Fiona Fui-Hoon Nah , "Enterprise Resource Planning Solutions and Management",University of Nebraska,
2) Majed Al-Mashari, Abdullah Al-Mudimigh, Mohamed Zairi, "Enterprise resource planning: A taxonomy of critical factors", College of Computer and Information Sciences, King Saud University
3) Dimitris N. Chorafas, "Integrating ERP, CRM, Supply Chain Management,
and Smart Materials", "Library of Congress Cataloging-in-Publication Data"
4) محمود صارمی، محمد موسی خانی، مهدی عابدینی، " استخراج و ارزیابی شاخص های مرتبط با آمادگی صنعت خودروسازی جهت پیاده سازی ERP " ، نشریه دانش مدیریت ، سال 20، شماره 77
5) مشاورین پارس سیستم، " ارائه الکترونیکی، جلسه آموزش سیستم برنامه ریزی منابع سازمان"
6) خلاصه سمینار دکتر بهرامی "  ارائه الکترونیکی"
7) فرهاد سعادتی، " ارائه الکترونیکی ، برنامه ریزی منابع سازمانی، ERP " ، شرگت بین المللی انفورماتیک پیام آوران (باسا)
8) فرزاد خندان-شرکت داده پردازان سیمیاگران، " امنیت در سیستم های برنامه ریزی منابع سازمانی" ، چهارمین همایش سالانه سیستم مدیریت امنیت اطلاعات
9)  محمد ظاهری،  " استقرار پلکانی ERP، راهی برای کاهش هزینه هاو ریسک" ، شرکت سندپرداز

 

ارسال شده توسط احمد محمدی | 11 11, 2013 | بازدید‌ها (759)

نقش پياده سازي ERP در بهبود و افزايش بهره وري سازماني

سعيد رضائيان

كارشناس سيستم و مدير پروژه هاي فن آوري اطلاعات

واژه هاي كليدي :

بهره وري سازماني ، فن آوري اطلاعات (IT) ، برنامه ريزي منابع سازماني (ERP)

 

چكيده :

در خصوص تأثير متغيرهاي سازمان در بهره وري ، مطالعات متعددي انجام پذيرفته و سهم و درجة تأثير هر يك از متغيرها بر سطح بهره وري مورد بررسي قرار گرفته است .

يكي از متغيرها و يا عوامل سازماني مؤثر بر بهره وري روش انجام كار است                          (Work Method) . در كلية تحقيقات بهره وري سازماني ، همة محققين به اين نتيجه رسيده اند كه روش انجام كار يكي از متغيرهاي مؤثر در بهره وري است و از نظر آماري همبستگي شديدي بين ارتقاء بهره وري و اصلاح روش انجام كار به ثبوت رسيده است .

طبق تحقيقات به عمل آمده در دانشگاه دال حوز كانادا ، 6 % عملكرد سازمان ها مربوط به مهارت كاركنان ، 9 % مرتبط با تعهد كاركنان و 85 % آن نيز به ساختارها ، سيستم ها و روش‌هاي انجام كار مربوط مي شود .

خوشبختانه با پيشرفت روز افزون فن آوري اطلاعات (Information Technology) و به خصوص صنعت نرم افزار ، بخش عمده اي از مباحث مرتبط با سيستم ها و روش هاي انجام كار متحول گرديده است . امروزه در سازمان ها با تنوع وسيعي از سيستم هاي وابسته به IT مواجه هستيم كه هر كدام بر حوزه و بخش خاصي از فرآيند تجاري متمركز شده و ابزاري قدرتمند را براي مديريت فراهم كرده اند .پياده سازي سيستم برنامه ريزي منابع سازماني (ERP:Enterprise Resource Planning) ، به عنوان ابزار توانمند ساز سازماني ، نه تنها به بسترسازي ساختار سازماني و فرآيندهاي كاري (فروسيستم ها) توجه دارد كه بسترهاي فرهنگي اجتماعي و اقتصادي (فراسيستم ها) سازماني را نيز مورد توجه قرار مي دهد .

امروزه در طراحي سازمان هاي اطلاعات محور ، از ERP به عنوان ابزاري كه بهره مندي از آن نتايج تبعي بسيار را شامل افزايش شفافيت ، كاهش هزينه ها ، كاهش خستگي نيروي كار ، ايجاد محيط كار مناسب ، ارتقاء مهارت هاي شغلي كاركنان و مديريت ، اصلاح روش‌هاي انجام كار و . . . به همراه دارد ، ياد مي شود . به ديگر سخن ، با پياده سازي ERP در سازمان ، شرايط عرضه عملكرد خوب در سازمان فراهم مي آيد كه اين خود اساس مديريت بهره وري را شكل مي دهد .

در اين مقاله به ERP به عنوان سيستم با مديريت يكپارچه بر كلية منابع يك سازمان پرداخته خواهد شد و نقش پياده سازي ERP در حذف فعاليت هاي بدون ارزش افزوده ، افزايش راندمان و بهره وري در سازمان اشاره مي شود .

اهداف تحقيق

در دنياي امروز مديريت بدون استفاده از ابزارها و راهكارهاي مناسب و متكي بر فناوري مدرن روز ، كاري بس دشوار مي باشد . سيستم هاي مبتني بر فن آوري اطلاعات (Information Technology) كه در يكي دو دهة اخير رشد چشمگيري را طي نموده اند از جمله ابزارهاي مديريت و برنامه ريزي مي باشند كه حوزه‌هاي وسيعي را تحت پوشش خود قرار داده اند .

سيستم هاي برنامه ريزي منابع سازمان (ERP:Enterprise Resource Planning) نمونه اي از اين قبيل مي باشند كه در چند سال اخير در كشور ما مورد استقبال فراوان قرار گرفته و به عنوان راه حل معضلات و مشكلات سازمان ها و اصلاح روش‌هاي انجام كار از آن ياد مي شود .

مطابق تعريف سازمان بين المللي كار (ILO) نتايج ناشي از بررسي روش هاي انجام كار                          (Work Method) ، اهداف مندرج در ذيل است1 :

1-    ساده تر كردن كارها

2-    مؤثرتر كردن كارها

3-    تقليل هزينه ها

4-    كاهش كل زمان انجام كار

در اين مقاله سعي گرديده است با به خدمت گرفتن واژگان و ادبيات حوزة مهندسي صنايع و فن آوري اطلاعات به موضوع نقش مؤثر كاربرد ERP در محيط كسب و كار پرداخته شود و امكان تحقق اهداف فوق به كمك ERP مورد مداقه قرار گيرد و نتيجه تبعي بهبود و افزايش بهره وري در سازمان به كمك تغيير روش ها و ايجاد شرايطي براي عرضة عملكرد خوب در سازمان مورد بررسي دقيق واقع گردد .

 

روش تحقيق

روش تحقيق اين مقاله ـ اساساً مبتني بر روش تفكر عميق ( Deep Thinking) استوار است و حاصل تجربيات عملي سيزده سالة نگارنده در زمينة كارشناسي ، تحليل سيستم ها و مديريت پروژه هاي فن آوري اطلاعات در بخش صنعت و خدمات مي‌باشد. در اين روش محقق فكر و انديشة خود را و نيز منظرگاهي كه او از آن جايگاه به حوزة مسأله مي نگرد ، تشريح مي نمايد .

 

همچنين از مطالعات كتابخانه اي و جستجوي اينترنتي نيز براي ارائة برخي نكات سود برده شده است .

 

سازمان به عنوان يك سيستم اجتماعي ، مؤثر بر بهره وري ملي

نگرش روي سازمان ها ، به عنوان يك سيستم اجتماعي ، به مديران و مسئولان امر كمك مي كند تا سازمان ر ا در رابطه با همسازي و پاسخگويي مداوم به محيط بيروني مربوطه ، كارآمدتر كنند .

آقاي دكتر ناصر فقهي فرهمند در كتاب مديريت پوياي سازمان چنين مي گويند : ”لازمة دستيابي به چنين كارآمدي سازماني ، شناخت دقيق ويژگي هاي هر سيستم اجتماعي در رابطه با مسائل ساختاري و عملياتي ، فراهم ساختن محيط مساعد و روش هاي مناسب به آن ويژگي ها مي باشد 1 “ ايشان از جمله عوامل مهم مؤثر بر سيستم هاي اجتماعي را نهاده هاي فن آوري مي دانند كه با نوع فن آوري و شرايط فني سازمان ارتباط دارد و به نوع ساختار سازمان ، نحوة رهبري و سرپرستي مؤثر مي باشد . عدم رعايت تناسب بين نيازهاي فن آوري و نهاده هاي انساني و ساختاري موجب كاهش شديد بهره وري بدليل عدم به فعل درآمدن پتانسيل هاي موجود مي گردد .

لذا سازمان ها ناچارند كه عمل تطابق و هماهنگي خود را با تغييرات محيط خارجي به صورت مستمر و مداوم پيگيري نمايند .

در مطلبي ديگر به قلم دكتر ناصر ميرسپاسي در خصوص توسعة مجموعه هاي كسب و كار و توسعة منابع انساني به گزارشي از دانشگاه دال حوز كانادا اشاره مي شود كه در مارس 2005 منتشر شده است2 و طبق اين تحقيق فقط 6 % عملكرد سازمان ها مربوط به مهارت يا حتي انگيزة كاركنان ، 9 % مرتبط با تعهد كاركنان و 85 %‌ آن به ساختارهاي سازماني ، سيستم ها و روش ها مرتبط است .

بنا به اين دست آوردها و شواهد بسياري ديگر مي توان اذعان داشت كه براي دست يافتن به درجة بالاتري از توانايي ها در سازمان مي بايست همزمان و بطور مستمر ساختارهاي سازماني ، سيستم ها و روش‌هاي كاري به طور پايه اي بازنگري و در صورت لزوم تغيير يابند .

 


 

1- فقهي فرهمند ، 1381 ، صفحة 54

2- ميرسپاسي ، 1384 ، صفحة 67

 

جدول ذيل، نشان دهندة شرايط كاملاً متفاوت بين مقتضيات سازمان ها در گذشته و امروز مي باشد.

                        جدول شمارة 1 : مقايسه جهان ديروز با جهان امروز

امروز

ديروز

عوامل مقايسه

پيچيده

ساده

فن آوري

پيچيده، گسترده و الزامي

ساده و محدود

مقررات و قوانين

سريع و گسترده

كم و محدود

شتاب تغييرات

بدون محدوديت

مشخص و محدود

مرزها و قلمروها

سخت گير و جستجوگر

قانع

مشتري

گسترده و پيچيده

كم و محدود

رقابت

گروهي

فردي

تفكر و هدايت

 

منبع : پورشمس، اصول و فنون مستند سازي، 1382، ص 98 

ملاحظه مي شود كه سازمان هاي امروزي ناچارند كه عمل تطابق و هماهنگي خود را با تغييرات محيط خارجي به صورت مستمر و مداوم پيگيري نمايند و امروز ديگر سازمان ها را نمي توان فقط بر پاية اصول سنتي اداره و هدايت كرد .

 

بهره وري بعنوان يكي از معيارهاي اصلي سنجش و هدايت عملكرد سازمان ها

موضوع بهره وري ، موضوع پيچيده اي است كه خود عوامل بسياري را در بر مي گيرد . همچنين دربارة تعريف بهره وري اجماع نظر كلي وجود ندارد . تعاريف مختلفي از طرف كارشناسان و سازمان هاي مختلف بين المللي از جمله : سازمان بين المللي كار (ILO ، 1919 ) ، سازمان همكاري اقتصادي بهره وري اروپا        (EPA ، 1985) ، سازمان بهره وري آسيايي (APO ، 1961) ، سازمان ملي بهره وري ايران در سال 1370      (NIPO ، 1991) ارائه گرديده است كه مي توان گفت كاربردي ترين آنها ، تعريف سازمان ملي بهره وري ايران است : ” به حداكثر رساندن استفاده از منابع ، نيروي انساني ، تسهيلات و غيره به طريقة علمي ، كاهش هزينه هاي توليد ، گسترش بازارها ، افزايش اشتغال و كوشش براي افزايش دستمزدهاي واقعي و بهبود استانداردهاي زندگي ، آنگونه كه به نفع كاركنان ، مديريت و جامعه باشد“1.

همچنين پيتر دراكر (Druker) پاره اي از عوامل قابل اتكا بعنوان معيارهاي سنجش بنگاه هاي اقتصادي را در هزارة سوم كسب و كار (B2K) شامل توان رقابتي شركت در بازار ، قدرت نوآوري ، وضعيت نقدينگي و توان سودبخشي مي داند كه هر يك بيشترين بار معنايي را بر روي بهره وري دارد .

امروزه تلاش مي شود تا به منظور برخورداري از تصويري جامع از عملكرد شركت ها ، به مجموعة متوازني از معيارها و شاخص ها توجه نمود تا بتوان تعادل و توازن منطقي ، معقول و مناسب در عملكرد شركت ها بر‌قرار نمود . در يك دسته بندي ديگر ، سينك (Sink) معتقد است كه شاخص هاي سنجش مي تواند شامل عواملي نظير : اثر بخشي ، كارآيي ، كيفيت ، بهره وري ، كيفيت زندگي كاري (QWL) ، نوآوري و سوددهي باشد .

رابرت كاپلان و ديويد نورتون1 نيز معتقدند كه در عصر اطلاعات ، سازمان ها جهت نيل به موفقيت رقابتي ، نيازمند به توانائيهايي جديد همانند توانايي در برقراري ارتباط با مشتريان ، نوآوري توليدي ، توانايي ارائه محصولاتي مبتني بر سفارشات مشتري ، مهارت هاي پرسنلي ، مهارت هاي انگيزشي و تكنولوژيكي مي‌باشند.

مجموعه نكات اشاره شده ، مؤيد اين واقعيت است كه سازمان ها بايستي استانداردهاي جديد بهره وري را رعايت كنند و به عبارت بهتر ، متناسب با واقعيت هاي نوين در عرصة كسب و كار ، بهره وري را باز تعريف نمايند .

مطابق تعريف معمول ، بهره وري را نسبت ارزش حاصل از نتايج بدست آمده به ارزش منابع بكار رفته مي گويند . روشن است كه چنانچه صورت كسر افزايش يافته و يا مخرج كسر كاهش يابد ، بهره وري افزايش خواهد يافت و بنابراين براي انجام هر تحليلي ابتدا بايستي ارزش اجزاي مخرج كسر يعني ”منابع بكار رفته“ و همچنين ارزش اجزاي صورت كسر يعني ”نتايج بدست آمده“‌را شناسايي كنيم .

براي آنكه بهره وري به حداكثر برسد ، بايستي اولاً عوامل و اجزاي مخرج كسر بهره وري ، ثانياً عوامل و اجزاي صورت كسر و ثالثاً روند و فرآيند توليد مورد مطالعه قرار گرفته و ارتباط آن با بهره وري مشخص گردد.

البته براي آنكه عوامل بهره وري به صورت منطقي و بطور كامل مورد بررسي قرار گيرد ، بهتر است علاوه بر مطالعه تأثير عوامل مؤثر در بهره وري از نظر ورودي ها و خروجي ها به فضاي سازماني مؤثر بر بهره وري توجه داشته باشيم .

 

در شكل شمارة 1 ، مجموعه عوامل مؤثر بر بهره وري در فضاي سازماني ارائه گرديده است . فضاي سازماني اشاره به مجموعه اي از خاصيت هاي قابل اندازه گيري در محيط كاري دارد كه به طور مستقيم و يا غير مستقيم به وسيلة افرادي كه در آن محيط كار و زندگي مي كنند ، ادراك مي شود و در انگيزش و رفتار آنها تأثير مي گذارد (ليتوين و استرينجر ، 1968) .

شكل شماره 1 : فضاي سازماني مؤثر بر بهره وري

         خطوط           متغيرهاي داخلي بنگاه  و خطوط             متغيرهاي خارجي بنگاه

 

 

منبع: نگارندة مقاله

همانطور كه ملاحظه مي شود ، كلية عوامل شمرده شده ، به دو دستة كلي عوامل خارجي و غير قابل كنترل و نظارت از سوي بنگاه ( شامل دولت و زير ساخت هاي عمومي و منابع طبيعي و غيره) و عوامل داخلي كه خود شامل دو دسته عوامل نرم ( افراد ، روش هاي انجام كار ، شيوه هاي مديريت و . . . ) و عوامل سخت ( فرآورده ، تجهيزات ، فنون و . . . ) مي شود ، قابل دسته بندي مي باشد.

در اين مقاله ، تلاش داريم تا اين مفهوم را منتقل نمائيم كه پياده سازي سيستم برنامه ريزي منابع سازماني (ERP) در بنگاه بعنوان يك عامل مؤثر بر سازمان و بالطبع مؤثر بر بهره وري سازماني مطرح و ضروري مي باشد .

 

برنامه ريزي منابع در سازمان (Resource Planning)

از يك افق تاريخي ، برنامه ريزي منابع در محيط هاي كسب و كار ، به دهة 70 ميلادي بازگشت دارد . برنامه ريزي مواد اوليه براي توليد (MRP: Material Requirements Planning) در سال 1975 به وسيلة اورليكي (Joe Orlicky) براي اولين بار مطرح شد . اين سيستم عمدتاً به برنامه ريزي مواد اوليه براساس درخت محصول (BOM) ، برنامه كلان توليد (MPS) ، توانمندي ها و ظرفيت كاري مي پردازد . در دهة 80 و در سال 1984 بود كه آقاي وايت (Oliver Wight) ، مبحث برنامه ريزي منابع براي حوزة ساخت را مطرح كرد (MRP II: Manufacturing Resource Planning) و هدف خود را برنامه ريزي منابع ساخت عنوان نمود . در اين سيستم كلية منابع ماشيني ، مواد اوليه ، انسان مطرح بودند . وظايفي نظير : برنامه‌ريزي شركتي ، برنامه ريزي توليد ، زمان بندي اصلي توليد، برنامه ريزي نيازمندي هاي مواد و برنامه‌ريزي‌هاي نيازمندي هاي ظرفيت و سيستم اجرايي براي مديريت ظرفيت و الويت ها .

با بالا گرفتن موضوع قيمت تمام شده و رقابت در دنياي كسب و كار ، در دهة 90 ميلادي ، برنامه ريزي منابع مالي سازمان ( MRP III: Money Resource Planning ) مطرح شد كه به موضوع مديريت مالي توليد محصول توجه خاص داشت .

در اين سيستم علاوه بر موارد پيش گفته ، شامل گزارش هايي نظير : برنامة مالي شركت ، گزارش كميتة خريد ، بودجه و موجودي بود .

از اين رهگذر در سال 1990 بود كه واژه جديدي با عنوان ERP برگرفته از عبارت :         

  Enterprise Resource Planning با معناي برنامه ريزي منابع سازماني يا شركتي رواج يافت.   سيستم هاي MRP به موضوع موجودي پرداختند و فرزندانشان ، سيستم هاي MRP II و MRP III علاوه بر آن ، موضوعات برنامه ريزي توليد و حسابداري را نيز در بر گرفتند و هم اكنون ERP كه از نوادگان MRP به حساب مي آيند ، كل پهنة سيستم هاي شركت را از زنجيرة تأمين تا پشتيباني از مشتريان را در بر مي گيرد . به طور سنتي ، شركت هاي توليدي در دو سيستم مجزا شامل فعاليت هاي طراحي و فعاليت هاي غير طراحي عمل مي كردند . از يك سو سيستم مديريت داده هاي محصول

( PDM : Product Data Management ) بخش طراحي مهندسي محصول را رهبري مي‌كرد و از سوي ديگر ، سيستم برنامه ريزي نيازمندي هاي مواد اوليه يا MRP ، بخش لجستيكي سيستم را نشان مي‌داد و بيانگر درخت محصول (BOM) بود .

متأسفانه اين سيستم ها ، به صورت وسيعي از هم جدا باقي مانده بودند . سؤال اساسي كه مطرح است عبارت است از اين كه ”دقيقاً در سطح عمليات چه اتفاقي مي افتد ؟“ بدون اجراي محاسبات MRP بسياري از شركت ها قادر به پاسخ گويي به اين سؤال و موارد مشابه نبودند . آقاي ويليامز (Williams) مي گويد : سيستم هاي  جمع آوري داده از سطح كارخانه به خوبي مي توانند به حل اين مشكل كمك كنند . سؤالي كه مي تواند هم اكنون مطرح شود اين است كه آيا ERP مي تواند سيستم مديريت داده هاي محصول را نيز پشتيباني كند ، مثلاً اطلاعات مهندسي در طراحي محصول را نيز مي تواند مديريت كرد ؟ پاسخ آن است كه ERP به راحتي اين قابليت را در واسط ( Interface ) خود فراهم مي آورد تا بتواند به ابزارهاي قدرتمندي نظير CAD متصل شد و آنها را نيز به خدمت ERP در آورد .

 

برنامه ريزي منابع سازماني (ERP)

آقاي ريچاردسون (Richardson) از صاحب نظران علوم مديريت در تعريف ERP مي گويد : ” ERP ، مجموعه اي نرم افزاري ، متشكل از چند برنامة كاربردي شركتي مي باشد كه براي نظارت و كنترل وظايف كليدي شركت در يك سازمان ، شركت و يا بنگاه استفاده مي گردد . به عبارتي ، ERP اتصالي است بين بسته هاي نرم افزاري مالي نظير دفتر كل ، خريد ، حقوق و دستمزد و غيره با جنبه هاي عملياتي نظير مهندسي ، توليد ، تحقيق و توسعه (R&D) و نيروي انساني كه عمليات را پشتيباني مي كنند و غيره“1

با اين توصيفات ، توجه به اين نكته نيز مهم است كه در حال حاضر ، تفاوت چنداني ميان MRP II و ERP در جوامع آكادميك و صنعت نمي توان يافت . جز اينكه واژه MRP II براي شركت هاي توليدي و كارخانه ها استفاده مي شود ، در حالي كه واژه ERP براي هر نوع سازماني قابل استعمال است و به نظر مي‌‌رسد كه به تدريج در كارخانه ها و شركت هاي توليدي نيز به جاي استفاده از MRP II از ERP استفاده مي نمايند .

بر همين اساس در اين مقاله در جايي از كارخانه نام مي بريم در جايي ديگر سازمان و يا شركت و يا بنگاه.

منابع مورد نظر ERP نيز انسان ، پول ، ماشين ، مادة اوليه و داده است . ERP نيز همان سلف پيشين ، خود را متولي كلية اطلاعات درون سازمان مي داند و وظيفة خود را مديريت و پردازش دقيق و صحيح آنها به حساب مي آورد. محصول يا خروجي سيستم ERP نيز تهية انواع گزارش هاي مديريتي و اطلاعات مورد نياز مديران براي تصميم گيري در برنامه ريزي هاي بلند مدت ، تعيين استراتژي هاي سازمان و . . . مي باشد .

نكته آنكه محصول ERP امكان انطباق محصول با نيازهاي مشتري را از طريق ماژول هاي مديريت مشتري ( Customer Management ) فراهم مي آورد .

 

رابطة بازدهي منابع سازمان با درجة بكارگيري فن آوري اطلاعات

ضريب بازدهي و بهره وري منابع سازمان ، با ضريب به كارگيري فن آوري اطلاعات رابطة مستقيم دارد . بدين معني كه هر چه سازمان از فن آوري اطلاعات استفادة بيشتر و اصولي تر نمايد به همان نسبت بازدهي و بهره وري منابع خود را افزايش مي دهد . اين موضوع تا نقطة اشباع سازمان به لحاظ ظرفيت جذب فن‌آوري اطلاعات ادامه دارد . هر مقدار كه به كارگيري فن آوري اطلاعات در سازمان با برنامه ريزي بهتر و به شكل متوازن تر و با ملاحظه نتايج تحليل ”هزينه و فايده“ (Cost & Benefit Analysis ) و رعايت اولويت‌هاي به كارگيري آن باشد ، نسبت به شرايطي كه اين ملاحظات در آن كمتر رعايت شود ، ضريب بازدهي و بهره وري كل منابع سازمان افزايشي به مراتب چشمگيرتر دارد .

بازگشت ناپذيري رشد بهره وري ناشي از فن آوري اطلاعات

يكي از اوصاف مهمي كه لازم است در طراحي فرآيند رشد بهره وري منابع سازمان مد نظر باشد، آن است كه فرآيندهاي رشد يافته حتي الامكان بازگشت ناپذير مي باشند . رشد فعاليت هاي مثبت الزاماً ماندگار و بازگشت ناپذير نيست . در مواردي كه رشدي به وجود مي آيد ، بستر مناسبي لازم است تا آنچه ”رشد“ يافته ، به مفهوم ”توسعه يافته“ بدل شود . يعني روند مثبت ايجاد شده نهادينه شود و به طور عادي قابل بازگشت نباشد . در اين صورت مفهوم توسعه تحقق مي يابد . البته اين بدان معني نيست كه در همة موارد به دنبال رشد غير قابل بازگشت باشيم و انواع ديگر بهبودي را نامقبول و مردود بدانيم . در برخي موارد ، ضرورت هاي مقطعي يا منابع موجود ايجاب مي كند تا در زمينة مورد نظر بهبودي ايجاد كنيم ولو آن كه غير دائم و موقت باشد . اما در بيشتر موارد ، اهميت بهبود و رشدي كه پديد مي آوريم در ماندگاري آن است . تحقق وصف پايداري براي حركت هاي اصلاحي ، پر هزينه تر از فرآيند اصلاحات مقطعي و بازگشت پذير است ، اما آنچه ارزشمند و پر بهاست ماندگاري بهبودها و خوبي هاي پديد آمده است .

يكي از كاركردهاي به كارگيري اصولي فن آوري اطلاعات در سازمان آن است كه رشد و بالندگي پديد آمده در بستر اين فن آوري ، غالباً مي تواند واحد وصف ماندگاري و بازگشت ناپذيري شود .

به عنوان نمونه ، زماني كه نظام برنامه ريزي سازمان و مديريت منابع در بستر اين فن آوري شكل مي‌گيرد ، چگونه مي توان تصور نمود كه پس از آن با بقاي سازمان ، نظام برنامه ريزي و نظام مديريت ايجاد شده بر مبناي اين فن آوري ، به وضعيت سابق بازگردانده شود .

زماني كه ارتباطات بازرگاني و مديريت روابط با مشتريان1 بر اساس فن آوري اطلاعات استوار گشت ، نمي‌‌توان سازمان را از اين حالت به وضعيت گذشته باز گرداند . حتي در ساده ترين و كم اهميت ترين حوزه ها نيز كه فن آوري اطلاعات جانشين عناصر انساني يا بخش هاي سازماني مي شود ، در صورتي كه اين جانشيني اصولي و محاسبه شده صورت پذيرفته باشد ، نه سازمان به حالت سابق باز مي گردد و نه در ميان مديران اراده اي براي بازگرداندن سازمان به وضعيت سابق شكل مي گيرد .

به عنوان مثال امور مالي ، حقوق و دستمزد و پرسنلي ، دبيرخانه و بايگاني سازمان اگر به نظام مبتني بر فن‌آوري اطلاعات منتقل گشت ، اين انتقال معمولاً دائمي و بدون بازگشت پذيري است .

تعريف مفهومي ERP

”مديريت يكپارچه بر كلية منابع مورد نياز و مشغول فعاليت در يك سازمان ، ايجاد ارتباطات لازم و حذف ارتباطات زائد (فعاليت هاي بدون ارزش افزوده) بين بخشي و درون سازماني كه نهايتاً افزايش راندمان و بهره‌وري هر يك از بخش ها و نيز كل سازمان را به همراه خواهد داشت“ . اين مفهوم با تمركز بر فرآيندهاي تجاري سازمان و استفاده از بهروش (Best Practice) صورت مي گيرد . بدين معني كه بهترين فرآيندها و عمليات مورد نياز هر سازمان يا صنعت ، از طريق بررسي و الگو برداري (Benchmarking) در ساير سازمان‌ها و صنايع مشابه در دنيا ، شناسايي شده و مبناي فعاليت و طرح ريزي در سازمان مورد نظر ، قرار مي‌گيرد1.

 

تعريف ابزاري ERP

”سيستمي كامپيوتري ، حجيم و با هزينة قابل توجه كه از ماژول هاي نرم افزاري متعددي جهت ايجاد يكپارچگي در سازمان ها تشكيل شده است . اين سيستم با استفاده از تكنولوژي هاي اطلاعاتي پيشرفته ، مديريت و برنامه ريزي يكپارچه بر منابع سازمان و هدايت و كنترل آن را تسهيل مي كند“  (Markus & Tanis,2000) به اين ترتيب مهمترين نكتة قابل استنتاج از هر دو تعريف مفهومي و ابزاري ERP ،اين است كه جهت دستيابي به يكپارچگي در يك سيستم ، ابتدا بايستي هر يك از زير سيستم ها و اجزاي آن ها در داخل خود ، سيستماتيك و منسجم شده و سپس به يكپارچگي اين بخش ها و لايه هاي جدا از هم در يك سيستم جامع و در قالب فرآيند تجاري آن سيستم اقدام نمود . شكل شماره 2 تصوير عمومي سيستم هاي ERP را ارائه مي‌دهد .

ERP چگونه مي تواند بهره وري را در سازمان افزايش دهد ؟

بكارگيري سيستم ها و روش هاي استاندارد شده انجام عمليات سازماني اين امكان را فراهم مي آورد كه به كارهاي خود نگرش سيستمي داشته و از اين طريق چگونگي عملكردهاي سازمان را بهبود بخشيم .

هنگامي كه استفاده از اين روش در سازمان بومي مي شود و گسترش مي يابد ، تمامي اعضاي گروه ها و استفاده كنندگان از اين روش در جهت حذف ضايعات ناشي از سرمايه ، كاركنان ، مواد اوليه ، زمان و بهبود موقعيت هاي سازماني حركت خواهند كرد .

و بدين ترتيب مشاغل سازماني سريعتر ، با هزينة كمتر ، ساده تر و ايمن تر به انجام خواهند پرداخت .

از آنجا كه نوعاً پياده سازي ERP يك نوع آسيب شناسي و شناخت وضع موجود را بهمراه دارد لذا موقعي كه ما در مسير بهبود فرآيندها حركت مي كنيم ، علل ريشه اي اتفاقات حادث شده در فرآيندها را به روش سيستماتيك شناسايي كرده و اثرات آنها را كاهش مي دهيم ، برخي از فعاليت ها را تغيير داده و از اين طريق سعي در كاهش خطاها و بهبود فرآيندها مي نمائيم .

برخي از نتايج  حاصل از پياده سازي ERP در سازمان  به قرار ذيل فهرست گرديده است :

1-    صرفه جويي در هزينه و بهبود بخشيدن جهت تبادل اطلاعات (كاهش هزينه هاي ناشي از حمل و نقل)

2-    اجتناب از خطاهاي انساني ، هنگامي كه وظايف تكراري يا بسيار پيچيده است

3-    صرفه جويي مالي بدليل كاهش خطاها و زمان انجام وظايف

4-    ادغام و هماهنگي چندين وظيفه در يك وظيفه

5-    بهبود بخشيدن كارآيي و اثر بخشي سازماني

6-    بهبود مديريت مياني و كاهش فرآيندهاي زائد از طريق اطلاعات مفيدتر

7-    ايجاد تمركز گرايي در عين تمركز زدايي در مديريت سازمان

8-    حذف فواصل و مرزهاي جغرافيايي بين دواير سازمان ها

9-    گسترش فرهنگ مشاركت در بين كاركنان

10-اعمال رويكرد زنجيرة تأمين در كوچكترين جزء سازماني

11-افزايش بهره وري و كيفيت خدمات عمومي

12-كنترل و نظارت بر شيوة و فرآيند ارائة خدمات و جلب رضايت مشتري

13-رقابت پذيري مؤسسات و بنگاههاي اقتصادي كشور در سطح بازارهاي داخلي و خارجي

14-افزايش بهره وري فعاليت هاي زنجيرة تأمين

15-كاهش سلسله مراتب و ارتفاع هرم مديريتي سازمان ها

16-حذف سازمان هاي موازي و شفافيت هر چه بيشتر امور و يكسان سازي فعاليت ها

17-توسعه و گسترش فرصت هاي جديد كسب و كار در سازمان

18-افزايش بهره وري و اثر بخشي در استفاده از تمام منابع در سراسر سازمان

 

هم سويي اقدامات پياده سازي ERP با معيارهاي جايزة ملي كيفيت و بهره وري

معيارهاي جايزة ملي كيفيت و بهره وري ، بر پاية  مجموعه اي از ارزش ها و مفاهيم محوري بنا شده اند . اين ارزش ها و مفاهيم محوري ، اصول برتري عملكرد است كه سازمان بايد در كلية فعاليت هاي خود اين اصول را به عنوان راهنماي عملكرد مد نظر قرار داده و در جهت دستيابي هر چه بهتر به آنها قدم بر دارد . اين ارزش ها و مفاهيم ، پايه و اساس تلفيق و يكپارچه سازي الزامات كليدي عملكرد سازماني در يك چارچوب نتيجه گرا هستند و رفتارهاي نهفته در سازمان هاي برتر را نشان مي دهند . مفاهيم و ارزش هاي محوري در جايزة ملي كيفيت و بهره وري عبارتند از :

1-    رهبري و مديريت

2-    مشتري گرايي

3-    بهبود بهره وري ، يادگيري مستمر و ارزش نهادن بر كاركنان

4-    پاسخگويي سريع

5-     كيفيت طراحي و پيشگيري

6-    تمركز بر آينده

7-    مديريت نوآوري

8-    مديريت بر مبناي واقعيات

9-    توسعة همكاري هاي داخلي و بيروني

10- مسئوليت پذيري عمومي

11- نتيجه گرايي و ايجاد ارزش

 

همانطور كه ملاحظه مي شود ، نظام جايزة ملي كيفيت و بهره وري ، به بعنوان الگوي ارزيابي عملكرد سازمان هاي كشور (تاكنون ، عمدتاً سازمان هاي بخش صنعت مطرح بوده اند) را در راستاي برآوردن الزامات و مفاهيم محوري تعالي عملكرد ، مورد بررسي قرار مي دهد .

با عنايت به دستاوردهاي ناشي از استقرار يك نظام برنامه ريزي منابع سازماني (ERP) مي توان چنين استنتاج كرد كه با توجه به امكان برن

ارسال شده توسط احمد محمدی | 9 11, 2013 | بازدید‌ها (452)

 ERP، کنترل خلاق منابع در مقیاس کلان

معرفی کلی ERP

عبارت ERP اصطلاحی است که سال‌ها در حیطه مشترک تجارت و کامپیوتر رایج است و تلاش برای استفاده از آن جهت بهره‌گیری بیشتر از امکانات موجود و سازماندهی اطلاعات بچشم می‌خورد. در اینجا قصد نداریم که شما عزیزان را با جزئیات این مفهوم آشنا سازیم. این مقاله تنها فرصتی به شما می‌دهد که دامنه وسعت افکار خود را گسترش بخشیده و از آنها در مدیریت آینده فعالیت‌های خود بهره گیرید.

این محصول، برنامه‌ای است که از تعداد زیادی زیر برنامه تشکیل شده است. هر کدام از آن زیر برنامه ها، خود وظیفه خاص خود را دارند. زیر برنامه ها باید با یکدیگر سازگار باشند و رابط میان زیر برنامه ها باید به گونه‌ای باشد که بتواند تمامی انواع اطلاعات را به زبانی واحد و مشترک تبدیل نماید. در حقیقت هر کدام از زیر برنامه ها یا ماژول‌ها، موظف به انجام کار خود هستند. این بدان معنی است که هر برنامه، یک ورودی و یک خروجی دارد. توجه به این نکته نیز خالی از لطف نیست که خروجی هر ماژول (که با احتمال زیاد، در جای دیگری بعنوان ورودی استفاده می‌شود) باید برای ماژول بعدی قابل فهم باشد. در حقیقت با وجود ERP در یک شرکت، دیگر نیازی به برنامه های جانبی یا امکانات دیگری نداریم، چون همه برنامه ها و امکانات باید جزئی از ERP باشند و کلیه عملیات توسط آن کنترل و هدایت شوند.

 

نرم افزارهای مرتبط به ERP
در یک مقاله کوتاه نمی‌توان محصولات ERP و یا حتی یکی از این محصولات را معرفی نمود. زیرا همانطور که اشاره شد، برنامه ERP می‌بایست «کلیه» فعالیت‌های مورد نیاز در شرکت را انجام دهد. تنها کاری که در این زمینه می‌توان انجام داد، معرفی برنامه‌های موجود و اشاره به ویژگی‌های آنها است. دوستانی که علاقمند به آشنایی با جزئیات بیشتر هستند، می‌توانند اطلاعات تکمیلی را از طریق اینترنت مطالعه نمایند.
 
نرم افزار های Open Source در زمینه ERP
: Wavelet 
بزرگترین نرم افزار کد باز جنوب شرقی آسیا است که بعنوان اولین شرکت سازنده ERP تحت وب، خود را به دنیای نرم افزار معرفی کرده است. این نرم افزار توسط سه فارغ التحصیل دانشگاه کمبریج ساخته شده که از زبان جاوا و دیگر نرم افزارهای کد باز دیگر برای ساخت محصول خود بهره برده است.
: Compiere
دیگر محصول کد باز ERP است که از مرورگر Mozilla و دیگر محصولات کد باز در نرم افزار خود استفاده می‌کند. در این نرم افزار، کاربران می‌توانند ساختار و قالب اطلاعات را بر اساس نیازهای خود تغییر داده و قالب جدید را مورد استفاده قرار دهند. این نرم افزار نیز از جاوا در ساختار برنامه نویسی خود بهره گرفته است.

:  ERP5   این نرم افزار نیز بصورت کد باز تهیه و در اختیار کاربران قرار می‌گیرد. زبان برنامه نویسی استفاده شده در این نرم افزار، زبان برنامه نویسی Python است. این نرم افزار انعطاف پذیری فوق العاده ای دارد و امکان تغییر هر کدام از بخش‌های برنامه، در آن تعبیه شده است.
 
سازندگان مطرح نرم افزارهای ERP
: Wavelet Enterprise Management Portal 
این شرکت، که سازنده محصول Wavelet است، از شرکت‌های طراحی نرم‌افزارهای ERP در جنوب شرقی آسیا است که مرکز آن در حال حاضر در کشور مالزی قرار دارد. کلیه نرم افزارهای طراحی شده توسط این شرکت، برای کار تحت وب برنامه نویسی شده اند.
 : SAP AG   
بیشتر دوستان احتمالا تاکنون نام این شرکت را شنیده‌اند. این شرکت برزگترین شرکت اروپایی طراحی محصولات ERP است. این شرکت توسط پنج مهندس سابق شرکت IBM در سال ۱۹۷۲ در آلمان تاسیس شد. این شرکت سومین شرکت بزرگ نرم افزاری در جهان است. همچنین نرم افزار SAP بزرگترین محصول نرم افزاری مربوط به تجارت در جهان بشمار می‌رود.
 : Oracle Corporation   
شرکت اوراکل، یک شرکت بزرگ و جهانی چند منظوره است که در در فیلدهای مختلفی فعالیت دارد. شاید مشهورترین محصول این شرکت، بانک داده آن می‌باشد و تمامی دوستان با آن آشنا هستند. این شرکت در سال ۱۹۷۷ تاسیس شده و هم اکنون در ۱۴۵ کشور جهان نمایندگی دارد. بعد از بانک داده Oracle ، مشهورترین محصول این شرکت نرم افزار ERP آن است که از خود بانک اطلاعاتی Oracle استفاده کرده است.
 : Microsoft Business Division   
که همان بخش تجاری مایکروسافت است. این شرکت که مثل همیشه سعی نموده همه نوع نرم افزاری داشته باشد، تمامی نرم افزارهایی که قبلا طراحی و روانه بازار نموده بود، بصورت یک مجموعه در آورده و بنام ERP به دنیای علم و تجارت تقدیم کرده است. محصولاتی که Microsoft در نرم افزار ERP خود استفاده نموده، از معجونی از برنامه های زیر استفاده نموده است Word، Access، Excel، Outlook، PowerPoint، FrontPage، Project و ...
قبل از اینکه کلیه خصوصیات ERP را در قسمت "معرفی"، تمام کنیم، بهتر است به دسته‌بندی موضوع پرداخته و هر یک را جداگانه بررسی نماییم.
 
لیست کلی خصوصیات ERP
وجود ماژول‌های متعدد
ارتباط ماژول‌ها با یکدیگر
استفاده از اطلاعات در هر زمان و از هر مکان
نمایش اطلاعات در قالب‌های مختلف)آمار عددی، نمودارهای خطی، چارتهای سه بعدی و( ...
داشتن قابلیت Real-time
کاربری آسان
پیچیدگی در متد سفارش و نصب
درصد موفقیتِ نامعلوم و هزینه بسیار بالا
سرمایه گذاری بلند مدت و گرفتن نتیجه احتمالی بعد از چندین سال
هزینه و ریسک بالای سفارشی کردن
آموزش کارمندان و هزینه های آن
شکست و یکی از علت‌هاوجود ماژول‌های متعدد
بصورت کلی ERP، سیستمی است که برای جوابگویی به تمام نیازهای کارمندان و بخش‌های یک شرکت بزرگ، ناچار است، ماژول‌های متعددی را برای بخش‌های مختلف در نظر بگیرد. تشخیص نیاز به وجود هر یک از ماژول‌ها و فعال کردن آنها به عهده مدیر اجرایی شرکت است. مدیر اجرایی، خود، این اطلاعات را از منابع مختلف و با بررسی مراحل اتوماتیک نشده که در کار گره ایجاد می‌کند، مورد توجه قرار می‌دهد. این ماژول‌های هر یک موظف هستند، وظایف خود را حتی در صورت جدا شدن از سیستم مرکزی، اگر چه بصورت نسبی، به انجام برسانند. زیر گروه‌های تشکیل دهنده ERP به زیر شاخه ها و دسته های مختلفی تقسیم می‌شوند. بعنوان مثال، بخش مالی ماژول‌های مخصوص به خود را دارد و بقیه بخش‌ها نیز ماژول‌های متفاوت خاص دیگری دارند.
 
ارتباط با ماژول‌های دیگر
در قسمت قبل به تعداد بالای زیر مجموعه ها اشاره شد. موضوعی که تقریبا برای همه شرکت‌ها صادق است. اما تفاوتی که ERP با دیگر نرم افزارها دارد، تلاش برای بهم پیوستن و ایجاد رابطه تنگاتنگ میان این ماژول‌ها یا زیرمجموعه ها است. همانطور که قبلا نیز اشاره شد، هر ماژول یک ورودی و یک خروجی دارد (البته خروجی می‌تواند شکل‌های متفاوتی داشته باشد ولی همه شکل‌ها در واقع منشعب از یک مدل بشمار می‌روند). خروجی ماژول‌ها ممکن است به عنوان ورودی زیربرنامه دیگری مورد استفاده قرار گیرد. بدین معنی که ممکن است یک ماژول، موارد و اطلاعات ورودی خود را از خروجی یکی از ماژول‌ها، برداشت نماید.
حال برای سهولت در امر انتقال اطلاعات از یک بخش به بخش دیگر، یا از یک ماژول به ماژول دیگر، می‌بایست یک قالب و فرمت استاندارد و فراگیر برای تمامی ورودی ها و خروجی ها در نظر گرفته شود تا تمامی ماژول‌ها بتوانند از آن بهره ببرند. در عمل این کار برای پروژه‌های بزرگ غیر ممکن است. برای حل این مشکل از یک رابط میانی استفاده می‌شود که این اطلاعات را از فرمت برنامه مبدا به فرمت رابط میانی تبدیل نماید و سپس اطلاعات تبدیل شده به قالب رابط میانی را به فرمت برنامه مقصد تبدیل نماید.در این سیستم هر برنامه در کنار یک converter یا مبدل عمل می‌کند که این مبدل، وظیفه تبدیل رفت و برگشت اطلاعات را به عهده دارد.
در قسمت‌های بعدی، مشکلات این مبدل، مزایا و نواقص آن‌ را بر خواهیم شمرد. هنگام مطالعه این مقاله فراموش نکنید که خود را بعنوان مدیر اجرایی شرکت خیالی (!) خود در نظر بگیرید و تلاش نمایید آنچه را از نظر می‌گذرانید، در شرکت خود مورد پردازش قرار دهید، زیرا ممکن است، با فرض اینکه شما جوان باشید و پرکار، ظرف چند سال آینده مجبور باشید برای پیشبرد کارهای شرکت واقعی (!) خود، از این مفاهیم بهره مند شوید. حال به قسمت بعدی توجه کنید.
 
امکان استفاده از اطلاعات در هر زمان و از هر مکان
مدیر و مدیران اجرایی برای پیشبرد کارهای خود و رقابت با رقبای خود در دیگر شرکت‌ها، می‌بایست اطلاعات مورد نظر خود را در هر زمان و از هر مکان بدست آورند. در غیر اینصورت مدیر، توانایی مدیریت خود را از دست می‌دهد و یا در بهترین حالت، تصمیمات خود را با تاخیر ابلاغ می‌کند. هر دو حالت فوق به بیشتر شدن فاصله شرکت با رقبا دامن می‌زند.
همانطور که شما نیز می‌دانید، شغل‌های مدیریتی از پر استرس ترین شغل‌هاست، مخصوصا اگر این مدیریت، مسئولیت پروژه های چند منظوره را بعهده داشته باشد که این خود به استرس موجود می‌افزاید.در این شرایط، اگر ERP ، با مطالعه و دقیق برگزیده و وارد سیستم کاری شرکت شود، می‌تواند در کم کردن استرس و بازدهی بیشتر مدیریت، نقش بسزایی ایفا نماید.
استفاده از اطلاعات در هر زمان بدین معنا است که سیستم باید قابلیت گزارشگیری و نمایش اطلاعات را در هر زمان که مدیر به آن نیاز داشته باشد، در اختیار او قرار دهد. بنابراین گرفتن خروجی از میان میلیون‌ها رکورد، نیاز به داشتن سرعت بالا دارد. اشاره به این مسئله خالی از لطف نیست که این سرعت بدون بهره گیری از هوش مصنوعی قابل دستیابی نیست، زیرا جستجوی هوشمند اطلاعات، زمان جستجو را Optimize می‌کند و مجبور نیست، تک تک رکوردها و فیلدها را مورد بررسی قرار دهد.
و اما مکان، تمامی دوستان بدون استثنا می‌توانند حدس بزنند که فاکتور مکان در دنیای امروز بسیار ساده تر از گذشته شده است. زیرا شبکه های خصوصی و مجازی و اینترنت دسترسی به اطلاعات را از هر مکان، ممکن ساخته است. تنها مسئله ای که باید در این مرحله مورد توجه قرار گیرد، کنترل امنیت در ارسال اطلاعات است. مقوله امنیت در همه جا مهم است، اما هنگامیکه کار به ERP می‌رسد و رقابت میلیاردی شرکت‌های بزرگ تنگاتنگ می‌شود، امنیت جایگاه خاصی پیدا می‌کند. اصول رمزگذاری یا Encryption داده ها اهمیت ویژه‌ای می‌یابد.
نمایش اطلاعات با خروجی‌های متفاوت (آمار عددی، نمودار خطی و چارت‌های گوناگون(
ازآنجا که مدیر اجرایی و دیگر مدیران شرکت به فراخور نیازهای خود، به گزارش‌های متفاوتی نیاز دارند، برنامه باید پس از جمع آوری اطلاعات مورد نیاز مدیران، آن داده ها را به شیوه دلخواه آنها تبدیل نماید. از جمله خروجیهایی که گزارش‌ها بر اساس آنها طراحی می‌شود، خروجی‌های زیر است:
آمار عددی با درصد
نمودارهای دو بعدی (خطی، پای، ...)
نمودارهای سه بعدی برای ارزیابی ابعاد مختلفی همچون، زمان، فروش و پیشرفت
یکی از مهترین مسایلی که باید در گزارش‌ها به آنها توجه ویژه‌ای داشت، این است که اگر مدیری تمایل داشته باشد، اطلاعات بیشتری در مورد یکی از نتایج داخل گزارش داشته باشد، باید برنامه این امکان را به مدیر بدهد که مثلا با یک کلیک بر روی آن مورد، بتواند به اطلاعاتی جزئی تر دسترسی داشته باشد که پشتوانه تهیه و ارائه آن مورد از گزارش را داشته باشد.
بحث نمایش اطلاعات به شیوه های مختلف نیاز به طرح مسایل متعددی دارد که از حوصله مقاله خارج است.
 
داشتن قابلیت Real Time
وجود قابلیت Real Time بصورت صددرصد، بدلیل شرایط و عوامل دخیل در مدیریت و تجارت، تقریبا غیر ممکن است. اما تمامی سازندگان محصولات ERP تلاش می‌کنند خود را تا آنجا که در توان دارند به درصد مطلوب برسانند یا به سمت آن میل کنند.
کاربری آسان
بدلیل عدم تخصص مدیران، جهت استفاده از کامپیوتر، طراحی برنامه یا در حقیقت طراحی GUI برنامه باید به گونه‌ای باشد که این افراد با کمترین مشکل بتوانند به استفاده از نرم افزار اقدام نمایند. طراحی مناسب GUI یا رابط گرفیکی کاربر، مدت زمان آموزش برنامه را نیز کاهش می‌دهد. این خود به مزایای طرح می‌آفزاید. کاربر باید بتواند براحتی و تنها با یک نگاه به هدف خود در دستیابی به اطلاعات مورد نظر برسد

متاسفانه نرم افزارهایی که در ایران طراحی می‌شوند، از این لحاظ بسیار ضعیف هستند. این ضعف به چند دلیل برمی‌گردد:
.
1 عدم وجود ارتباط میان برنامه نویسان و طراحان با کاربران غیر حرفه ای است.
 .
2 برنامه نویسان، خودشان کار طراحی GUI را بعهده می‌گیرند، در حالی که در کشورهای پیشرفته، شرکت‌های عظیم و مطرح تولید نرم افزار، طراحی GUI ، توسط یک تیم زبده و متخصص انجام می‌گیرد که در نهایت بعد از برقراری جلساتی میان طراحان GUI و برنامه نویسان، رابط به اصل برنامه پیوند می‌خورد   
.
3 که از مهمترین عوامل بشمار می‌رود، این است که در کشور عزیزمان، برنامه نویسان جزء افرادی هستند که زیر خط فقر زندگی می‌کنند!! زیرا اولا قانون Copyright اصلا معنی ندارد. ثانیا برنامه نویس دائما تحت فشار است که برنامه را هر چه سریع‌تر تحویل دهد، زیرا مشتری در حال پریدن است!! و در آخر اینکه، منابع و تیم مورد نیاز در اختیار برنامه نویس قرار نمی‌ گیرد.
به کرات شاهد بودیم که دوستان عزیز برنامه نویس تمامی کارهای زیر را خود به تنهایی انجام می‌دهند، در حالیکه تمامی این کارها در شرکت‌های معتبر توسط تیم های جداگانه‌ای انجام می‌شود:
تعریف ماژول‌ها و میزان تقسیم ماژولی
برنامه نویسی ماژول‌ها
اسمبل کردن ماژول‌ها و ساختن برنامه اصلی با کمک برنامه نویسان
طراحی گرافیکی برنامه )زیبا شناختی برنامه و کارهای وابسته به گرافیک(
طراحی GUI )مراحل کار گرافیکی(
تست برنامه
مستحضر هستید که تمامی موارد یاد شده که هر یک توسط تیمی جدا انجام می‌شود، در اینجا، رفقا، یک تنه (یا حداکثر دو تنه!) تمامی این موانع را پشت سر می‌گذارن

ارسال شده توسط احمد محمدی | 4 11, 2013 | بازدید‌ها (469)
اين نسخه از نرم‌افزار جديد مايکروسافت با نام Microsoft Dynamics AX۶ شناخته مي‌شود و به گفته کارشناسان نياز به استفاده از کدهاي قابل تغيير براي شرکت‌هاي توسعه‌دهنده نرم‌افزار را کم مي‌کند. نسخه جديد اين نرم‌افزار به گونه‌اي ساخته شده است که با ديگر ابزارهاي مايکروسافت از جمله SQL Server و Microsoft Office سازگاري بيشتري دارد.
هدف اصلي از ارائه اين نرم‌افزار افزايش همکاري‌ها با شرکت‌هاي خصوصي نرم‌افزاري(ISV) است تا بتوانند راهکارهاي خود براي Dynamics را با سرعت بيشتر و کيفيت بالاتر توليد کنند. هم‌اکنون بيش از ۱۰۰ شرکت خصوصي نرم‌افزار در حال آزمايش نرم‌افزار Dynamics AX ۶ هستند که در کنار آن‌ها تعداد زيادي از کارشناسان و متخصصان نرم‌افزاري نيز روي اين محصول تحقيق و بررسي مي‌کنند.
دوگ کِنِدي، مدير مرکز Dynamics Partners در شرکت مايکروسافت در اين خصوص گفت: «تعداد زيادي از شرکت‌هاي خصوصي نرم‌افزاري که هم‌اکنون با ما همکاري مي‌کنند، راهکار‌هاي نرم‌افزاري خود را دارند و در بيشتر مواقع يک پلتفورم واحد را براي خود توليد مي‌کنند. ما با عرضه نسخه جديد نرم‌افزار خود شرايطي را فراهم کرده‌ايم تا امکان سازگاري تمامي اين پلتفورم‌ها با نرم‌افزارDynamics فراهم شود».
ارسال شده توسط احمد محمدی | 4 11, 2013 | بازدید‌ها (729)

Cyber ERP

 Cyber ERP, یک ERP کاملا مبتنی بر وب است که به طور کامل توسط کارشناسان داخلی تولید شده است. برای تولید این محصول، ERP های بزرگی نظیر Axapta,IFS,MySAP,Oracle Business Suite11 مطالعه شده اند و از کار مشاوران بزرگی نظیر APQC,TEC برای طراحی ERP کمک گرفته شده است.

Cyber ERP با دیدگاه فرآیندی برای سازمان های Middle Size طراحی شده است و تمامی ماژول های آن توسط فرآیندهای سازمانی سفارشی سازی شده براساس نیازهای مشتری، به هم متصل هستند.

بستر تکنولوژی Cyber ERP طوری طراحی شده است که بتوان پس از شناسایی و بهینه سازی فرآیندهای سازمانی کارفرما ،آن را در نرم افزار پیاده سازی نمود.

استفاده از بستر وب، محدودیت جغرافیایی و زمانی را برای کارفرمایان از بین برده است و بنابراین می توان تمام سازمان و شعب مربوطه را با استفاده از این محصول، مدیریت و راهبری نمود.

 

.        کاملا مبتنی بر وب: محصول Cyber ERP شرکت مهندسی رای دانا، کاملا مبتنی بر وب، با استفاده از تکنولوژی J2EE تولید شده است. به منظور ارتباط لایه ی Present با Database از Web Service و معماری کاملا شی گرا ( SOA) بهره گرفته شده است و این امکان برای کاربران به وجود آمده که در هر زمان و مکان که امکان اتصال به اینترنت یا شبکه Web وجود داشته باشد، بتوانند با استفاده از Username و Password خود به سیستم متصل شده، فعالیت های مورد نیاز خود را انجام دهند. از مزایای عمده ای که web Based بودن Cyber ERP به همراه دارد می توان به موارد زیر اشاره نمود:

a.        عدم نیاز به نصب نرم افزار بر روی همه Client ها و در نتیجه کاهش هزینه نگهداری

b.       تمرکز بر روی نگهداری اطلاعات موجود بر روی Server و در نتیجه تامین کامل امنیت اطلاعات

c.        کاربران می توانند مستقل از زمان و مکان در هر نقطه که امکان اتصال به Server از طریق Web وجود داشته باشد، به نرم افزار متصل شوند و عملیات مورد نظر خود را انجام دهند.

d.       عدم نیاز به Synchronization اطلاعاتی و در نتیجه از بین رفتن احتمال هدررفت داده ها

e.        به روز و Online بودن اطلاعات

 

2.        استفاده از تکنولوژی Form Generator : تکنولوژی Form Generator، تکنولوژی ای است که به وسیله آن می توان به سرعت، صفحات مورد نیاز نرم افزار را تولید نمود. با استفاده از این تکنولوژی، با اتصال به جداول موجود در پایگاه داده، فرم های استاندارد از پیش طراحی شده، فیلدهای مورد نیاز خود را Set می نمایند و در نتیجه صفحه مورد نیاز کارفرما به سرعت تولید می شود. مهمترین مزایای استفاده از Form Generator به شرح زیر است:

 

a.        افزایش سرعت توسعه نرم افزار و در نتیجه توانمند نمودن شرکت رای دانا در سفارشی سازی نرم افزار برای تمامی کارفرمایان

b.       کاهش احتمال تولید Bug به دلیل استفاده از فرم های استاندارد

c.        به دلیل مشابهت تمامی صفحات موجود در نرم افزار و استفاده از استاندارد فرم، آموزش استفاده از نرم افزار بسیار آسان تر است و کاربران با یادگیری نحوه استفاده از یک یا دو صفحه به راحتی می توانند با تمامی صفحات موجود در سیستم، کار کنند.

 

3.        استفاده از تکنولوژی JPDL به منظور تولید Workflow Engine و ایجاد XML های مورد نیاز برنامه: به دلیل آنکه جریان کاری سازمان ها با هم متفاوت است، در پیاده سازی ERP در هر سازمان،  نیاز به ایجاد جریان کاری مورد نیاز آن کارفرما در محصول Cyber ERP وجود دارد. این کار پس از آنکه تیم مهندسی صنایع، فرآیندهای کاری سازمان کارفرما را در فاز As-Is Analysis شناسایی و در فاز To-Be Analysis، با توافق کارفرما بهینه سازی نمود، توسط Workflow Engine انجام می گیرد. به منظور ایجاد موتور تولید کننده گردش کار، از واسط Java Process Diagram Language استفاده شده است که می تواند Workflow را به XML تبدیل نماید. سپس این XML به راحتی در نرم افزار Cyber ERP پیاده سازی می شود.

 

4.        استفاده از Report Generator به منظور تولید گزارشات دلخواه توسط کاربران: با توجه به نیاز کاربران به تولید گزارشات دلخواه، تیم مهندسی نرم افزار شرکت مهندسی رای دانا، اقدام به تولید نرم افزار Report Generator برپایه نرم افزار Crystal Report نموده است. با استفاده از این نرم افزار، افرادی از شرکت کارفرما که آشنایی بیشتری با فناوری اطلاعات دارند، می توانند هر گونه Report مورد نیاز آن سازمان را به صورت جدول یا نمودارهای گرافیکی مختلف طراحی و تولید نماید.

 

5.        تامین و تضمین کامل امنیت پایگاه داده: از آنجا که حفظ امنیت اطلاعات موجود در سازمان کارفرما، اهمیت بسیار بالایی دارد، شرکت مهندسی رای دانا با فروش محصول Cyber ERP خود را موظف به نگهداری و پایش آن می نماید. این شرکت با استفاده از پیشرفته ترین متدولوژی های روز دنیا به منظور Encryption بانک اطلاعاتی و حفظ امنیت سرور، امنیت داده های سازمان کارفرما را تضمین می نماید. همچنین به منظور جلوگیری از تخریب بانک اطلاعاتی یا از بین رفتن اطلاعات، همواره از یک پایگاه داده موازی در کنار پایگاه داده اصلی استفاده می شود که امکان این را فراهم می آورد که اگر به هر دلیل پایگاه داده اصلی از کار افتاد، پایگاه داده موازی به کار ادامه دهد و فعالیت سیستم، متوقف نشود.

 

6.        استفاده از معماری 5 لایه به منظور افزایش سرعت تراکنش داده ها، همچنین افزایش سرعت توسعه نرم افزار. همچنین با توجه به معماری 5 لایه و استفاده از مدل MVC ( استفاده از Spring/Struts، Hibernate، DB، JSP، JavaScript/Ajax) ، این قابلیت فراهم آمده که بتوان مستقل از 4 لایه دیگر، لایه Database را به هر نحو دلخواه طراحی نمود. بنابراین با توجه به نیاز مشتری، این امکان وجود دارد که از انواع Database ها ( My SQL، MS-SQL، Oracle و... استفاده شود.)

 

7.        با توجه به استفاده از تکنولوژی Java در تولید Cyber ERP، این نرم افزار بر روی تمامی Platform ها ( Windows, Linux, Mac OS, Novel و...) قابل پیاده سازی و نصب است.

 

8.        با توجه به استفاده از Web Service، این امکان وجود دارد که در صورت نبود امکان اتصال یک یا چند شعبه از شعب کارفرما،به اینترنت یا شبکه اصلی، ( به هر دلیل) نرم افزار به صورت مستقل در شبکه محلی آن شعب نصب گردد و در هر دوره زمانی مشخص، عملیات Synchronization انجام گیرد.

 

9.        با توجه به طراحی ماژولار نرم افزار، این امکان وجود دارد که کارفرما تنها ماژول یا ماژول هایی را که مورد نیاز دارد، خریداری نماید و لزومی به خرید تمام قسمت های CyberERP به صورت یکجا وجود ندارد.

 

10.     پشتیبانی از چند زبانی: Cyber ERP قادر است به تمام زبان های دنیا ترجمه شود و در حال حاضر به دو زبان فارسی و انگلیسی پیاده سازی شده است.

 

11.     پشتیبانی از چند ارزی: امکان استفاده از ارزهای مختلف در بخش های مالی، انبار ریالی و بازرگانی.

 

12.     پشتیبانی از Holding: امکان تعریف شرکت ها، واحدهای عملیاتی، چارت سازمانی و واحدهای سازمانی به صورت کاملا انعطاف پذیر در Cyber ERP وجود دارد و هر شرکت و واحد عملیاتی می تواند به صورت مستقل، فعالیت های خود را داشته باشد و در نهایت امکان گزارش گیری تجمیعی از کل Holding و حسابداری آن وجود دارد


 

ارسال شده توسط احمد محمدی | 4 11, 2013 | بازدید‌ها (1216)

انواع سیستم های اطلاعاتی
سیستمهای پردازش تراکنش TPS
سیستم های اطلاعات مدیریتMIS
سیستم های پشتیبان تصمیم گیری  DSS
سیستم های پشتیبان مدیران ارشد ESS

سیستم پشتیبان تصمیم گیری  (DSS) چیست؟
تعریف سیستم پشتیبانی از تصمیم (Dss: Decision support system)
مجموعه ای از برنامه ها و داده های مرتبط بهم که برای کمک به تحلیل و تصمیم گیری طراحی می شوند.کمک این گونه سیستم ها در تصمیم گیری بیش از سیستم های مدیریت اطلاعات (MIS) یا سیستم های اطلاعات اجرایی(EIS) است.

اجزای DSS :
این سیستم ها دارای یک بانک اطلاعاتی متشکل از دانش موجود درباره ی موضوع و یک زبان که برای فرموله کردن مسائل و پرسش بکار میرود و یک برنامه مدلسازی برای ازمایش تصمیمات ممکن هستند.
هر سیستم پشتیبان تصمیم گیری دستیابی به سه هدف اصلی را دنبال می کند:
1) کمک به مدیر برای تصمیم گیری در مورد مسائل نیمه ساخت یافته
2) پشتیبانی تصمیم گیری انجام شده توسط مدیر و نه جایگزینی ان
3) بهبود کارائی تصمیم گیری و توجه بیشتر به اثر بخشی ان
 
اجزای DSS
1-   بانک مدلها
2-   بانک اطلاعاتی
a.   داده های خارجی
b.   داده های داخلی
3-   سیستم مدیریت بانک اطلاعاتی
4-   سیستم مدیریت مدلها
5-   نرم افزار مدیریت

فرآیند DSS
الف)یکی از مهم ترین سیستمهای اطلاعاتی است که مدیران رده بالای هر سطح  سازمان را درامرتصمیم  گیری وهدایت سیستم، یاری می کند.   DSS پشتیبان، تصمیم گیری های مدیر است  و  تصمیم گیری نهایی با مدیر است.

   ب)

Data Analysis     
Data   Mining     
Intelligent Agent


نرم افزار های گروه گرا(GroupWare) :
نرم افزاری که به گروهی از کاربران یک شبکه امکان میدهد تا در رابطه با یک پروژه ی خاص با یکدیگر همکاری کنند. این گونه نرم افزار ها ممکن است خدماتی برای بر قراری ارتباط (مثلا پست الکترونیکی) و تئلید جمعی سند ها و زمان بندی و پیگیری فراهم کنند.سندها ممکن است حاوی متن و تصاویر یا دیگر اشکال اطلاعاتی باشند.
نرم افزار گروه گرا :که امکان فعالیت چندین حل کننده ی مسئله را در کنار هم برای هر راه حل فراهم می کند که در این مورد به عنوان سیستم پشتیبان تصمیم گیری گروهی بکار می رود.

این سیستم پشتیبان تصمیم گیری از بخش های زیر تشکیل شده است:
-مدیریت تقاضا و مدیریت ارشد
-برنامه ریزی احتیاجات مواد(MRP)
-کنترل فعالیت های تولید/ زمانبندی تامین کنندگان
-بانک اطلاعات
-زمانبندی خط مونتاژ
-هماهنگ کننده کارخانه
-رابط کاربر

هدف اصلی ایجاد یک سیستم پشتیبان تصمیم گیری برای کمک به زمانبندی تولید خط مونتاژ نهایی است به نحوی که تصمیم گیرنده بتواند امر هماهنگی تمامی اجزای کارخانه را طوری انجام بدهد که:
1) از موجودی انبارها بتواند یک برنامه تولیدی استخراج نماید
2) از موجودی های در جریان ساخت و انبار محصول نیمه ساخته بهترین استفاده را بنماید
3) فیدبک های لازم را در جهت تعیین بهترین برنامه خطوط مونتاژ ارائه دهد
4 ) پیشنهادات سفارشات جدید رد یا قبول نماید
5) در مقابل حوادث برهم زننده برنامه ریزی تولید واکنش نشان دهد

FCDSS طراحی شده شامل دو بخش زیر می باشد
۱. زمانبندی و ارسال کننده سطح کارخانه : توسعه خطوط راهنمای زمانبندی در سطح کارخانه و بکارگیری آن برای تهیه برنامه زمانبندی زمان واقعی برای کارگاه ها و خطوط مونتاژ
۲ . نظارت کننده سطح کارخانه: نظارت بر پیشرفت جریان تولید

الگوریتم فرآیند پشتیبانی تصمیم گیری
گام ۱ ( با انتخاب یک محصول به عنوان محصول مورد نظر برای تولید، DSS ابتدا با بررسی فایل وضعیت اطلاعات مقایسه ای میان میزان دردسترس بودن مواد موجود در کارخانه با مواد مورد نیاز تولید آن محصول بر اساس لیست مواد(BOM) آن صورت می دهد و فایل میزان دردسترس بودن را استخراج و عمل تفکیک بین قطعات دردسترس و غیر دردسترس (مورد نیاز به ساخت) را صورت خواهد داد. این میزان، شاخصی برای امکان تولید آن محصول بر اساس وضعیت موجود کارخانه است.

پنج مورد از خصوصیات سیستمهای DSS 
1-یک سیستم پشتیبان تصمیم ، با کنار هم قرار دادن افکار انسانی و اطلاعات رایانه‎ای، از تصمیم‎گیرندگان حمایت و پشتیبانی می‎کند.
2- این سیستمها برای پشتیبانی سطوح گوناگون مدیریت، از مدیران ارشد تا عملیاتی ارائه می شود.
3-انعطاف پذیر است.
4- قدرت ریسک را بالا می برد.
5- سبب بهبود بخشیدن  دقت، کیفیت، بروز بودن تصمیمات در تصمیم گیری می شود

DSS اولین بار در سالهای 1970 توسط آقای Lester مطرح شد.
از بدو ظهور ایده تصمیم گیری به کمک کامپیوتر در انستیتو تکنولوژی کارنگی "CARNEGIE" تا به امروز، تعاریف متعددی برای DSS پیشنهاد شده است . این تعددتعابیر تاحدودی به سیر تکاملی این رویکرد بازمی گردد. تعاریف اولیه بیشتر بر قابلیت DSS درحل مسائل نیمه ساختاریافته تمرکز داشته اند و تعاریف بعدی اجزای اصلی سیستم و فرایند طراحی آن را موردتوجه قرار داده اند. دلیل دیگر این اختلاف ، در زوایای نگرش متفاوت به موضوع نهفته است .

مفهوم سیستم تصمیم یار
همانگونه که گفته شد سیستم های اطلاعات مدیریت اشکالاتی دارد که سیستم های پشتیبانی تصمیم برای رفع آنها بوجود آمده است. سیستم اطلاعات مدیریت به منظورتدارک پشتیبانی شخصی برای هر مدیرنمی باشد. این ضعف سیستم اطلاعات مدیریت، اقداماتی را باعث شد که منتهی به مفهوم سیستم پشتیبانی تصمیم گشت.
مفهوم سیستم پشتیبانی تصمیم ،شکستهای اولیه سیستم اطلاعات مدیریت راتجربه نکرد. به احتمال قوی دلیل اصلی آن، دامنه محدودترسیستم پشتیبانی تصمیم است. برخورد ملایم تر سیستم پشتیبانی تصمیم، شانس موفقیت خود را حداکثر می کند.
این سیستمها،منابع انسانی (اگاهیهای فردی ) را با قابلیتهای کامپیوتری ترکیب میکنند تا باعث ارتقاء کیفیت تصمیم گیریها مخصوصا در مورد مسائل نیمه ساخت یافته شوند.
سیستم‌های پشتیبانی تصمیم، سیستم‌هایی هستند که منابع فکری افراد را با قابلیت‌های کامپیوتر، جهت بهبود کیفیت تصمیمات به کار می‌گیرند. این سیستم‌ها، معمولاً برای حل مسائل نیمه ساخت یافته به کار می‌روند.
 سیستم‌های پشتیبانی تصمیم، سیستمهای تعاملی مبتنی بر کامپیوتر می ‌باشند که تصمیم‌گیران را یاری می‌کنند تا با به‌کارگیری داده‌ها و مدل‌ها، مسائل نیمه‌ساخت‌یافته را حل نمایند.

به طور خلاصه می توان سیستمهای حمایت ازتصمیم(DSS)را به این گونه ها تعریف کرد :
این سیستمها،منابع انسانی (اگاهیهای فردی) را با قابلیتهای کامپیوتری ترکیب میکنند تا باعث ارتقاء کیفیت تصمیم گیریها مخصوصا در مورد مسائل نیمه ساخت یافته شوند .
سیستم پشتیبان تصمیم گیرا  یک سیستم اطلاعاتی  کامپیوتری دوطرفه  (Interactive) است که انعطاف پذیر و وفق پذیر می باشد که بطور اختصاصی برای پشتیبانی حل یک مسئله غیرساخت یافته مدیریتی استفاده می شود .

خصوصیات کلی سیستمهای تصمیم یار :
•   سیستمی  است که به منظور پشتیبانی از تصمیم‌گیری نیمه‌ساخت‌یافته بکار می رود.
•   بر خط (On-line) است .
•   رابط کاربر و خروجی‌های گرافیکی می باشد .
•   یک سیستم برپایه کامپیوتر است که از تکنولوژی ها و متدولوژی های کامپیوتری استفاده می کند .
•   به تصمیم گیری کمک می کند ولی جایگزین فرد تصمیم گیر نمی شود.
•   از پایگاههای داده ، مدلهای تحلیلی و محاسباتی و سیستم های خبره درحل مسائل استفاده می کند.
•   قابلیت بکارگیری درحل مسائل نیمه ساختاریافته و بی ساختار را داراست ;
•   قابلیت پشتیبانی از تصمیم گیریهای فردی و گروهی "GDSS" را دارد;
•   برای کلیه سطوح مدیریتی قابل استفاده است ;
•   دقت ، سرعت و کیفیت تصمیم گیری را بهبود می بخشد "بهبود اثربخشی " ولی درراندمان تصمیم گیری "هزینه تصمیم گیری " تاثیری ندارد;
•   سیستم های DSS به سمت قابلیت های یادگیری و خلاقیت ، کارکرد شبکه ای و سهولت بهره برداری به پیش می رود
•   DSS ، تصمیم گیران سازمان را با کنار هم آوردن قضاوت انسانی و اطلاعات کامپیوتری شده در حل مسائل ساخت یافته و نیمه ساخت یافته یاری می‌کند، که اینگونه مسائل قابل حل با سیستمهای کامپیوتری دیگر و یا ابزارها و متدهای استاندارد نیستند.
•   پشتیبانی برای سطوح مختلف مدیریتی از سطوح استراتژیک گرفته تا مدیران عملیاتی فراهم می‌شود
•   پشتیبانی هم برای تصمیم گیری انفرادی و هم تصمیم گیری گروهی وجود دارد .
•   DSS برای چندین تصمیم گیری مرتبط با هم و یا تصمیم گیریهای متوالی پشتیبانی فراهم می‌‌کند.
•   DSS تمام مراحل تصمیم گیری را که: هوش (جستجوی شرایطی که نیاز به تصمیم گیری دارند) ، طراحی (اختراع، توسعه و بررسی گزینه‌های موجود برای پیاده کردن تصمیم) ، انتخاب ( انتخاب یکی از گزینه‌های ممکن) و پیاده سازی است را پشتیبانی می‌کند .
•    انواع مختلف فرآیندهای تصمیم گیری را پشتیبانی می‌کند .
•    DSS انعطاف پذیر است طوریکه کاربران بر حسب تغییراتی که بوجود می‌آید می‌توانند سیستم را نسبت به نیاز خود شکل دهند، به این معنی که عناصر اصلی را اضافه، حذف، ترکیب و یا سازماندهی دوباره کنند.
•    DSS در تلاش است که تاثیر گذار بودن تصمیم گیری یعنی دقت، بروز بودن تصمیمات را بهبود ببخشد.
•     تصمیم گیرنده بر تمامی مراحل تصمیم گیری در حل یک مسئله تسلط دارد .
•    DSS از مدلها برای ارزیابی موقعیتهای تصمیم گیری استفاده می‌کند. توانایی مدل کردن باعث می‌شود که استراتژیهای مختلف را در ترکیبها و شرایط مختلف بتوانیم بررسی کنیم .
•    DSS دستیابی به انواع مختلف منابع داده با فرمتهای گوناگون را فراهم می‌کند 

بطور کلی دلایل استفاده از سیستم DSS:

•   محاسبه سریع: کامپیوتر به تصمیم گیرنده اجازه می‌دهد مقادیر بسیار زیادی از داده را در مدت زمان کوتاه و با هزینه کمی پردازش کند .
•   غلبه بر محدودیتهای انسانی محاسبات و ذخیره سازی: مغز انسان در تجزیه و تحلیل اطلاعات و همچنین یادآوری آنها دارای محدودیت است .
•   محدودیتهای انسانی: قدرت حل مسئله یک فرد دارای محدودیت است
•   کاهش هزینه: کنار هم آوردن گروهی از تصمیم گیران مخصوصاً کارشناسان ممکن است هزینه زیادی داشته باشد
•   پشتیبانی فنی: بسیاری از تصمیمات محاسبات پیچیده‌ای را می‌طلبند
•   پشتیبانی کیفیت: سیستمهای کامپیوتری تصمیم گیرا می‌توانند کیفیت تصمیمات اتخاذ شده را بهبود بخشند.
•   رقابت: فشار رقابتی تصمیم گیری را مشکل می‌کند

دلایل نیاز به سیستم های مکانیزه حمایت از تصمیم گیری:
1)   محدودیتهای فکری بشر در پردازش وذخیره سازی: چون توانایی ذهن بشر در پردازش ذخیره ودسترسی به اطلاعات محدود است با استفاده ازاین سیستمها می توانیم این محدودیت را برطرف کنیم.
2)   محدودیتهای دانش: اگر برای حل یک مساله نیاز به اطلاعات ودانشهای متنوعی باشد توانائی یک فرد در حل ان مسئله محدود میباشدواگر بخواهیم از چندین متخصص در هر زمینه استفاده کنیم هماهنگی وارتباط بین این افراد مشکل خواهد بود.سیستمهای کامپیوتری این مشکلات را حل کرده ومی توانند به سرعت به حجم زیادی اطلاعات دسترسی پیدا کرده وانها راپردازش کنند همچنین میتوانند هماهنگی وارتباط بین ان افراد را اسان کنند.
3)   کاهش هزینه: حمایت کامپیوتری باعث کاهش تعداد افراد گروه می شود وامکان برقراری ارتباط از مناطق مختلف را برای اعضای گروه فراهم می سازد و همچنین باعث افزایش بهره وری بخش ستادی میشود که همه این موارد منجر به کاهش هزینه خواهد شد.
4)   حمایت فنی: کامپیوترها می توانند به سرعت وبه شکل مقرون به صرفه ای داده های لازم را جستجو وذخیره کنند یا انتقال دهند.
5)    حمایت از کیفیت: سیستمهای کامپیوتری با اجرای سریع شبیه سازیهای پیچیده به مدیران کمک میکنند تا امکانها و راهکارهای گوناگون را بررسی وتاثیرات مختلف را به سرعت ومقرون به صرفه ارزیابی کنند واز این طریق کیفیت تصمیمها را بالا ببرند.
6)    حاشیه رقابت_مهندسی مجدد فرایندها واختیارات: فناوریهای کامپیوتری در زمینه فشارهای رقابتی وتغییر در وضعیت عملیات سازمان ، مهندسی مجدد فرایندها وساختارها ، اختیارات کارکنان ونواوریها به مدیران اختیارهایی اعطا وانها را در اخذ تصمیم درست وسریع یاری می کنند.


فناوریهای اصلی پشتیبانی از تصمیم:
•   سیستم حمایت از تصمیم (DSS)
•   سیستم حمایت از تصمیم گروهی(GDSS)
•   سیستمهای اطلاعات مدیریت عالی(EIS)
•   سیستمهای خبره(ES)
•   شبکه های عصبی مصنوعی(ANN)
•   سیستمهای حمایت ترکیبی(MSS)

تعیین چهارچوبی برای پشتیبانی از تصمیم :
فرایندهای تصمیم گیری شامل سه نوع تصمیمات ساختار یافته (قابل برنامه ریزی) ، نیمه ساختار یافته ،ساختار نیافته(غیر قابل برنامه ریزی) است . فعالیتهای مدیریت نیز شامل سه قسمت برنامه استراتزیک، کنترل مدیریت، کنترل عملیاتی می باشد. از ترکیب این تصمیمات وفعالیتها حالتهای مختلفی بوجود می اید که برای هر حالت یک یا چند سیستم اطلاعاتی جوابگو می باشد.برای مثال زمانیکه تصمیم از نوع ساخت یافته باشد سیستمهای MIS، OR، TPS، DP جوابگو است یا اگر نیمه ساخت یافته باشد DSS مناسب می باشد.

پایگاه داده DSS
   DSSاز دادههای داخل ( پایگاه های داده سازمان) ، دادههای خارجی (اینترنت) و دادههای شخصی فرد تصمیمگیر استفاده مینماید.
   DSS می تواند خود دارای Database مستقل بوده یا از پایگاههای داده سازمان استفاده نماید

عناصر داخلی DSS


معرفی DSS در 4 فاز :


یک نمونه Framework برای تعیین سیستمهای مورد نیاز یک سازمان  


نتیجه گیری کلی :
•    یک DSS   یک سیستم بسیار ضروری برای تمامی سازمانها ، به ویژه مدیریت سازمان می باشد .
•   در حال حاضر کامل ترین سیستم برای یک سازمان ، DSS می باشد .
•   DSS بطور مستقیم با مدیران در ارتباط است وبا پردازش انبوهی از داده ها ، گزینه های یک تصمیم را در اختیار او قرار می دهد .
•   DSS در بستر IS تعریف و پیاده سازی می شود 

مدیریت داده     data managment
مدیریت داده کار ذخیره سازی و نگهداری از داده هایی را انجام می دهد که کاربر از طریق سیستم بر روی آنها تحلیل انجام می دهد. این بخش هم شامل یک پایگاه داده و هم نرم افزار مدیریت پایگاه داده می شود. در واقع اطلاعات در بستر یک نرم افزار مدیریت پایگاه داده ذخیره سازی شده و مورد استفاده قرار می گیرند. اطلاعاتی که در DSS مورد استفاده قرار می گیرند معمولاً از سه منبع عمده تامین می شوند: قسمتی از اطلاعات، اطلاعات سازمانی هستند که بسته به هدف کاربر از بکارگیری سیستم می تواند اطلاعات مختلفی را از محیط سازمان در بر بگیرد. معمولاً اطلاعات مورد نظر از پایگاه داده سازمانی و یا گاهی پایگاه داده تحلیلی بدست می آیند. بعضی از تصمیمات نیازمند استفاده از اطلاعات از منابع بیرونی مانند گزارشات دولتی، اینترنت و غیره هستند که به عنوان اطلاعات تکمیلی برای DSS مورد استفاده قرار می گیرند و آنها را اطلاعات بیرونی می نامند. همچنین گاهی می توان DSS هایی را طراحی کرد که اطلاعات را از کاربر دریافت می کند. به عبارتی به جای استخراج اطلاعات از منابع مختلف سازمانی و برون سازمانی، کاربر اطلاعات خود را وارد پایگاه داده سیستم می کند.

مدیریت مدل   Model managment
این جزء از DSS شامل مدلهای ذخیره شده در یک پایگاه مدل و نرم افزاری تحت عنوان سیستم مدیریت مدلها میشود که کار ایجاد و دسترسی به مدلها را بر عهده دارد. و اما مدل چیست؟
در واقع یک مدل بازنمایی است از یک سری وقایع و شرایط محیطی. انسانها برای درک خود از محیط و جهانی که در آن زندگی می کنند و درک پدیده های مرتبط با آن از مدلها استفاده می کنند. مدلهایی که بشر مورد استفاده قرار می دهد به چهار شکل می باشند:
1.    مدلهای فیزیکی که در ابعادی معمولاً کوچکتر از اندازه واقی یک موجودیت یا یک شی ساخته می شود تا ویژگیهای آن را به نمایش گذارد. مانند ماکت یک ساختمان
2.    مدلهای گرافیکی که به صورت تصویری یک واقعیت را بیان بیان می کند و مانند نقشه های جغرافیایی و یا نقشه یک ساختمان.
3.    مدلهای تشریحی که با استفاده از گفتار و نوشتار به وصف یک پدیده یا حادثه یا یک شی می پردازد. برای مثال توصیفی که ما از یک حادثه رانندگی داریم و یا اخباری که هر روزه در روزنامه ها و تلویزیون اعلام می شوند.
4.    مدلهای ریاضی که با تعریف تعدادی متغیر و تعیین نحوه تاثیر این متغیر ها بر یکدیگر تصمیم گیرندگان را در مدلسازی مسائل و راه حلهای ممکن یاری می دهند.
سیستمهای DSS برای مدلسازی مسائل و راه حلهای آنها از مدلهای ریاضی استفاده می کنند.

مدلهای ریاضی خود از چند بعد قابل تقسیم بندی می باشند که در زیر به آنها اشاره می کنیم:

مدلهای ایستا در برابر مدلهای پویا : مدلهایی که در آنها زمان به عنوان یک متغیر تعریف شده باشد را مدلهای پویا می گوییم و مدلهایی که در آنها متغیر زمان وجود نداشته باشد را مدلهای ایستا می نامیم. برای مثال مدلی که میزان رشد فروش یک شرکت را در طی پنج سال آینده پیش بینی کند مدلی پویاست. ولی ترازنامه یک شرکت که دارائی های آن را در یک لحظه خاص از زمان مثلاً پایان سال کاری به نمایش می گذارد مدلی ایستا می باشد. مدلهای ایستا همانند عکس هستند که یک لحظه را ثبت می کنند و لیکن مدلهای پویا همانند تصویر متحرکند که شرایط را در زمانهای مختلف نشان می دهند.

مدلهای احتمالی در برابر مدلهای قطعی : در مدلهای قطعی احتمال رخ دادن هر واقعه ای یا صفر است و یا یک. ولی در مدلهای احتمالی این احتمال از یک تا صفر متغیر است. مدلهایی احتمالی مدلهایی هستند درصدی از احتمال را برای وقوع رخدادی در نظر می گیرند. برای مثال مدلهایی که در کنترل کیفیت مورد استفاده قرار می گیرند و یا مدلهای آماری از این نوعند.
مدلهای بهینه و مدلهای خرده بهینه : مدلهای بهینه مدلهایی هستند که بهترین راه حل را از بین گزینه های مختلف انتخاب می کنند. این مدلها را برای مسائلی می توان مورد استفاده قرار داد که که به خوبی ساختارمند باشند. مدلهای خرده بهینه که گاهی مدلهای قانع کننده  نیز نامیده می شوند همواره بهترین راه حل را ارائه نمی کنند بلکه راه حلهای مختلف و نسبتاً مناسبی را ارائه می کنند که در این حالت انتخاب نهایی به عهده کاربر خواهد بود.
DSS ها با ارائه مدلهای تصمیم گیری که به کاربر امکان تحلیل اطلاعات را به اشکال مختلف می دهد، فرایند تصمیم گیری را اثربخش تر می کند. مدلهایی که در یک DSS استفاده می شوند به نوع تصمیمات و نوع تحلیل مورد نیاز بستگی دارد. قسمت مدیریت مدلهای سیستم DSS مدلهای سیستم را ذخیره سازی و نگهداری می کند و وظایف آن شبیه به وظایف سیستم مدیریت پایگاه داده نسبت به داده هاست. سیستم مدیریت مدلها نمی تواند تعیین کند کدام مدل برای حل یک مساله مناسب تر است ولیکن می تواند به کاربر کمک کند تا مدلها را با سرعت و به آسانی ایجاد و دستکاری کند.

واسط کاربری
واسط کاربری جزئی از سیستم است که به کاربر امکان می دهد با سیستم ارتباط برقرار کند. به عبارتی بخشی از سیستم است که به کاربر امکان می دهد دانش خود را با قابلیتهای پردازشیو ذخیره سازی سیستم در هم آمیزد. واسط کاربری قسمتی از سیستم است که کاربر آن را می بیند، و از طریق آن اطلاعات، دستورها و مدلها را وارد می کند و تنها قسمتی از سیستم است که مستقیماً با کاربر در ارتباط است.
استفاده از سیستمهای DSS باعث افزایش اثربخشی فرایند تصمیم گیری خواهد شد و در واقع این نوع از سیستمها مفهوم OLAP را مورد حمایت قرار می دهند. بکارگیری این سیستمها باعث خواهد شد هزینه های تصمیم گیری به علت استفاده از مدلهای مناسب توسط کاربر به میزان قابل ملاحظه ای کاهش یابد. در واقع کاربر به جای استفاده از روشهای آزمون و خطا که روشی بسیار پرهزینه برای تصمیم گیری است قبل از اینکه هرگونه اقدام عملی را انجام دهد نتایج را در قالب مدلهای مختلف خواهد دید.
استفاده از مدلهای ریاضی به علت پیچیدگی از محبوبیت چندانی برخوردار نیست و بسیاری از تصمیم گیرندگان به علت عدم تسلط کافی به استفاده از این مدلها تمایل چندانی به بکارگیری سیستمهای پشتیبان تصمیم گیری ندارند. برای حل این مشکل برای کار کردن با این سیستمها از واسط های کاربری گرافیکی استفاده می شود که درک و تقسیر آنها به راحتی صورت می پذیرد

ارسال شده توسط احمد محمدی | 1 11, 2013 | بازدید‌ها (1289)
DSS  كه قبلا شرح داده شد عمدتا بر تصميم گيري فردي تأكيد مي كند. با اين حال ،‌كار زياد در مورد گروه هاي داخل شركت ها انجام مي شود كه يك طبقه خاص از سيستم هايي موسوم به سيستم هاي پشتيباني تصميم گيري گروهي براي پتشتيباني از تصميم گيري گروهي و سازماني ابداع شده اند.

يك GDSS در سيستم مبتني بر كامپيوتر تعاملي براي تسهيل حل مسائل غيرساختاري با استفاده از مجموعه اي از تصميم گيرندگان با هم به عنوان يك گروه در مكان مشابه يا در مكان هاي مختلف مي باشند .سيستم هاي مشترك و ابزارهاي مبتني بر وب براي ويدئوكنفرانس و جلسات الكترونيكي ذكر شده از برخي فرايندهاي تصميم گيري گروهي پشتيباني مي كند ،‌اما تأكيد آنها عمدتا بر ارتباط مي باشد. با اين حال ،‌ GDSS ابزارها و فن آوري ها را به صراحت در جهت تصميم گيري گروهي فراهم مي كند. جلسات برگزار شده GDSS در اتاق كنفرانس با ابزارهاي نرم افزاري و سخت افزاري خاص براي سهولت تصميم گيري گروهي برگزار مي شوند. سخت افزار شامل تجهيزات شبكه و كامپيوتر ،‌ پروژکتور بالای سر و صفحه نمایش مي باشند .تجهيزات نرم افراري جلسه الكترونيكي ،‌اسناد ،‌رده ها ،‌ويرايش ها ،‌و ذخيره ايده هاي ارائه شده در جلسه تصميم گيري از آن جمله مي باشند. GDSS دقيق تر از يك تسهيل كننده حرفه اي استفاده مي كند و پرسنل را پشتيباني مي كند. تسهيل كننده ابزارهاي نرم افزاري را اتتخاب مي كندو به سازمان دهي  وبرگزاري جلسات كمك مي كند.

يك GDSS پيچيده به هر يك از شركت كنندگان يك كامپيوتر روي ميزي را مي دهد كه تحت كنترل فردي خودشان مي باشد. هيچ كس قادر نيست آنچه افراد در كامپيوتر خود مي ببننند را مشاهده كنند تا زماني كه براي به اشتراك گذاري اطلاعات آماده شوند. ورودي آنها در يك شبكه به يك سرور مركزي ارسال مي شود كه اطلاعات ايجاد شده توسط جلسه را ذخيره كرده و در تمامي شبكه حجلسه موجود مي باشد. داده ها همچنين مي توانند در يك صفحه نمايش بزرگ در اتاق جلسه نمايش داده شوند.

GDSS افزايش اندازه جلسه و در عين حال افزايش بازدهي آن را امكان پذير مي كند چون افراد هم زمان در يك زمان مشاركت مي كنند. يك GDSS جو مشاركتي را با تضمین گمنامی همکاران ارتقا مي دهد طوري كه حضار بر ارزيابي ايده هاي خودشان بدون ترس از انتقاد يا رد آنها تأكيد مي كنند.ابزارهاي نرم افزارGDSS از روش هاي سازمان يافته براي سازمان دهي و ارزيابي ايده ها و حفظ نتايج جلسات ،‌امكان به اشتراك گذاري داده هاي افراد غايب پس از جلسه استفاده مي كنند. كارايي GDSS به ماهيت مسئله و گروه و نحوه طرح ريزي و اجراي يك جلسه بستگي دارد.

سيستم هاي پشتيباني تصميم گيري گروهي (GDSS) به افراد كمك مي كند با هم در يك گروه كار كنند تا تصميمات را موثرتر اتخاذ كنند. و دارای امکانات اتاق کنفرانس ویژه ای است که در آن شرکت کنندگان ایده های خود را با استفاده از رایانه های شبکه و ابزارهای نرم افزاری برای سازماندهی ایده ها، جمع آوری اطلاعات، ساخت و تعیین اولویت، و مستند سازی جلسات جلسه کمک مي كند.

درباره من

  • 9163858398
  • جديدترين مقالات مرتبط با مدیریت فناوری اطلاعات (برنامه ريزي منابع سازماني ERP و..)
    احمد محمدی(کارشناس ارشد مدیریت - فناوری اطلاعات و مهندس نرم افزار)
    مشاور نظام مهندسی رایانه ای خراسان رضوی
    ahmad.mohammadi.a@gmail.com

آخرين مطالب بروز شده