معرفي نرم افزارهاي اتوماسيون اداري...OA

ارسال شده توسط بابک بابکی | 30 Nov, 2013

مقدمـه

 امروزه در عصــر ســــرعت و ارتباطــات و با وجود شبكه هاي جهاني خارجي و داخلي(Internet , Intranet )، پايه و اساس ايجاد موضوعات مختلف بر مبناي سرعت انتقال داده ها از جائي به جاي ديگر و امكان دسترسي سريع و آسان به داده ها پايه ريزي ميشود . لذا خود موضوع ارتباطات نيز از اين موضوع استثناء نبوده و امروزه از اهميت ويژه اي برخوردار است و چون بخش مهمي از ارتباطات هر سازماني را ، مكاتبات آن سازمان تشكيل مي دهد ، لذا اهميت اين موضوع در مكاتبات هر سازمان نيز خود را نشان مي دهد .

 در روشهاي سنتي و البته معمول فعلي ، مكاتبات سازماني ( چه داخلي و چه خارجي ) با استفاده از نامه نگاري هاي معمول و بواسطه كاغذ انجام مي پذيرد ، البته ممكن است در اين راستا ، براي ارسال مكاتبات فوري تر از دستگاههائي مانند نمابر نيز استفاده شود ، ولي آنچه مهم است اينكه همواره از اين روشها استفاده نمي شود .

 با توجه به ايجاد شبكه ها و با توجه به اين موضوع كه اكثر نرم افزارهاي امروزه با شبكه هاي فوق پشتيباني مي شوند ، امروزه براي تسهيل در امر مكاتبات و بالا بردن سرعت انتقال داده ها ، از نرم افزارهاي تحت شبكه اي به نام نرم افزارهاي اتوماسيون اداري مي توان بهره برد كه در ادامه اين مقاله به معرفي بيشتر اينگونه نرم افزارها پرداخته ميشود .

معرفي اجمالي نرم افزار هاي اتوماسيون اداري 

نرم افزارهاي اتوماسيون اداري ، نرم افزارهائي هستند كه توسط آنها ، مكاتبات داخلي و خارجي يك سازمان به سرعت و بدون داشتن نياز به كاغذ ، انجام گرفته و لذا نيازي به نامه نگاريهاي مرسوم اداري نيست . مزيتهائي كه اين گونه نرم افزارها ، نسبت به مكاتبات فعلي دارند و مي توان از آنها نام برد عبارتند از :

ارائه گزارشهاي متنوع ، كاربردي و مديريتي از مكاتبات انجام شده .

به عنوان مثال ، مهمترين اين گزارشات عبارتند از :

 1 -  گزارش از كارتابل

 2 -  گزارش دفتر انديكاتور

 3 -  گزارش ارجاع كارها و نامه ها

 4 -  گزارش پيگيري ارجاعــــات

 5 –  گزارش مكاتبات بدون پاسخ

 6 -  گزارشهاي آماري ( به صورتهاي مختلف مديريتي ، نموداري ، ...)

 7 – گزارشهاي مربوط به سابقه يك نامه

( البته در مكاتبات فعلي نيز ، مي توان بعضي از اين گزارشگيريها را انجام داد ولي چيزي كه مهم است سرعت انجام كار است .)

ايجاد تعداد نامحدودي دبيرخانه و در هر دبيرخانه تعداد نامحدودي دفتر انديكاتور با ســـــاختارهـــــا و ماهيتهاي مختلف و گوناگون ، به عنوان مثال : دفتر انديكاتور نامه هاي داخلي ، خارجي ، عادي ، محرمانه و ...

 ثبت مشخصات كامل يك نامه ، به عنوان مثال : نام دفتر انديكاتور ، شماره ثبت نامه ، تاريخ ثبت ، طبقه بندي نامه ، نحوه ارسال ، فوريت نامه ، تهيه كننده نامه ، موضوع نامه ، تاريخ پيگيري ، شماره دبيرخانه مركزي ، شماره هاي عطف و پيرو ، يادداشت ، پيوست ، شرح پيوست ، اهميت نامه ، امكان پيوست مدارك مختلف به نامه و گزارشگيريهاي مختلف از هر يك از موارد فوق .

ايجاد تسريع در مكاتبات ، مخصوصا" مكاتبات خارجي كه نياز به وقت و زمان بيشتري دارد و در نتيجه تسريع در امور سازماني . ذكر اين نكته مهم است كه هر چه سرعت ارسال يك نامه بيشتر باشد ،سرعت دريافت پاسخ آن نامه نيز بالاتر ميرود .

جستجو و بازيابي يك نامه به طرق مختلف و متنوع با سرعتي بالا . البته بسته به نرم افزار مورد استفاده ، مي توان يك نامه را ، بوسيله هركدام از مشخصات ثبت شده آن و يا تركيبي از آنها بازيابي نمود .

 

معرفي كلي تر نرم افزار

 نرم افزارهاي اتوماسيون اداري با نگرش بر مفهوم مديريت گردش كار ، به گونه اي طراحي گرديده اند تا كليه كارهاي مكاتباتي و درجريان يك سازمان را كه منجر به توليد و گردش اطلاعات و مستندات در سطح سازمان و حتي در سطحي فراتر از يك سازمان خواهد شد را مديريت نمايند .

 بخشي از عمده ترين اطلاعات در گردش هر سازمان ، در قالب مكاتبات داخلي و خارجي آن سازمان صورت مي گيرد و نرم افزارهاي اتوماسيون اداري به گونه اي طراحي و توليد گرديده اند تا بتوانند تمام نيازهاي سازمان را تأمين كرده و لذا يك سيستم يكپارچه گردش اطلاعات توليد كنند .

 مفهوم مديريت گردش كار و طراحي و توليد نرم افزارهاي مبتي بر معماري امروزه در فناوري اطلاعات ( IT ) Information Technology ، مورد توجه بسياري از شركتهاي نرم افزاري قرار گرفته و بزرگترين شركتهاي نرم افزاري جهان از جمله Micro soft ، IBM ، Oracle ، Compaq و … سرمايه گذاريهاي عظيمي را در طراحي و توليد نرم افزارهاي مناسب و كاربردي در اين بخش نموده اند و نمونه هاي موفقي را نيز طراحي نموده اند .

 در كشور عزيزمان ايران ، نيز نرم افزارهائي در اين رابطه طراحي و توليد شده اند كه به عنوان نمونه اي از نرم افزارهاي اتوماسيون اداري ميتوان به نرم افزارهاي طراحي و توليد شده توسط شركت گويا سيستم ، شركت بريد سامانه نوين و يا شركت همكاران سيستم اشاره كرد . اين نرم افزارها مبتي بر WEB و شبكه هاي TCP/IP )Transmission Control Protocol / Internet Protocol ) ، ( پروتوكل كنترل انتقال / پروتوكل اينترنت – مجموعه قراردادهاي كنترل قرارداد ) طراحي شده اند ، لذا هر كاربر ميتواند با داشتن يك سيستم رايانه ، سيستم عامل Window 9x و يك پويشگر شبكه ( Browser ) مانند  IE ) Internet Explorer ) به آن دسترسي داشته و به راحتي و با استفاده از كمترين زمان ممكن مكاتبات خود را به ساير كاربران ارسال كرده و يا دريافت كنند .

كارتابل الكترونيكي

 در نرم افزارهاي اتوماسيون اداري ، كارتابل الكترونيكي يكي از اصلي ترين رابطهاي كاربري مي باشد كه توسط آن مي توان به بخش عمده اي از اطلاعات مورد نياز ، دسترسي پيدا كرد . لذا اولين ابزاري كه يك كاربر به آن نياز دارد ، ايجاد يك كارتابل الكترونيكي مي باشد تا بتواند كليه نامه ها و اسنادي كه براي او ارسال گرديده و يا ميخواهد به فرد ديگري ارسال كند ، از طريق اين كارتابل قابل دسترسي ، انتقال و مديريت باشد . قابليتهائي كه كارتابلهاي الكترونيكي نسبت به نوع دستي آن دارد عبارتند از :

تهيه گزارشهاي مختلف و متنوع از كارتابل .

ارجاع كار به ساير كارتابل ها به صورت تكي و گروهي .

 پيگيري كارهاي انجام شده با سرعتي بسيار بالاتر از كارتابلهاي دستي .

 طبقه بندي سريع و آسان اطلاعات به صورتهاي مختلف .

 تهيه انواع نامه و پيام با انواع پيوستهاي متني ، فايلي ، صوتي و تصويري .

 جستجوي سريع و آسان بر روي تمام اطلاعات موجود در كارتابل به صورت تركيبي .

 پيگيري كارهاي انجام نشده .

 

اطلاعات پايه

 در هر نرم افزار اتوماسيون اداري ، پيكربندي اصلي نرم افزار را ، اطلاعات پايه تشكيل مي دهند . اطلاعات پايه ، شامل آن سري از اطلاعاتي هستند كه هنگام پيكر بندي سيستم وارد شده و در زمانهاي بعدي مي توان از آنها استفاده نمود ، به عنوان مثال ، آدرس كارتابهاي ساير كاربراني كه از سيستم استفاده مي كنند براي رونوشتهاي يك نامه . مهمترين اطلاعات پايه اي كه در اين گونه نرم افزارها ، استفاده ميشود ، شامل موارد زير هستند :

تعريف قسمتها و واحدهاي سازماني و ساختار سازماني

تعريف پرسنل سازمان و كارتابلهاي درون و برون سازماني

تعيين مسير ارسال و دريافت مكاتبات و كارها

فوريت انجام كار

تعريف دفاتر ثبت ( اعم از محرمانه ، عادي و ….)

اسامي شركتها و سازمانها

 تعريف فرمت چاپ نامه ها

ثبت امضاء الكترونيكي

اندازه پذيري

 يكي ديگر از مهمترين توانائيهائي كه هر نرم افزار اتوماسيون اداري بايد دارا باشد ، اندازه پذيري آن است ، به اين معني كه با توجه به گستردگي روزافزون ساختارهاي اداري ، چه از نظر سازماني و چه در گستره جغرافيائي ، اين گونه نرم افزارها بايد قادر باشند كه با ابعاد گوناگون سازمانها خود را هماهنگ كنند .

 در سازمانهاي بزرگ ، مسئله پيچيدگي و تنوع ساختار سازماني و تعداد واحدهاي درون سازماني مطرح مي گردد كه هر يك داراي فرايندهاي متنوع مكاتبات و ثبت و ضبط اطلاعات مربوطه و همچنين ارسال كارها و مكاتبات به ساير واحدها ميباشند .

 با توسعه فعاليت هر سازمان ، اولين مسئله اي كه مطرح ميگردد ، گستردگي جغرافيائي و توزيع ادارات ، شعب و نمايندگيها در سطح يك شهر يا يك كشور و گاه فراتر از آن خواهد بود ، كه در مورد شركتهاي آب و فاضلاب ، اين مسئله به وضوح خود را نشان مي دهد .

 گام ديگري كه يك سيستم اتوماسيون اندازه پذير بايد بردارد ، ارتباط سازمانهاي مختلف با الگوها و ساختارهاي سازماني گوناگون در سطح ارسال و دريافت مكاتبات و در عين حال داشتن استقلال كامل اطلاعاتي در درون خود است و بايد بتواند مكاتبات خود را به صورت بدون كاغذ با ساير سازمانها در سطح شهر و يا فراتر از آن ، ارسال و دريافت نمايد .

 به عنوان نمونه اي از شبكه اتوماسيون اداري ، مي توان به شبكه اتوماسيون اداري استان آذربايجان شرقي اشاره نمود كه در آن بيش از 30 سازمان دولتي و چندين واحد بزرگ صنعتي در بخش ارسال و دريافت مكاتبات درون سازماني و برون سازماني به يكديگر متصل شده اند و كليه كارهاي مكاتباتي خود را از اين طريق انجام ميدهند .

 همچنين مي توان از سازمانها و ارگانهاي زير نيز در اين رابطه نام برد :

 وزارت نيرو ، ا مور مجلس وزارت نفت ، - وزارت پست ، - وزارت دارائي ، - شركت ملي نفت .

ساير امكانات نرم افزارهاي اتوماسيون اداري

 البته اين امكانات در تمامي نرم افزارها وجود ندارد و بسته به نوع نرم افزار ، فرق مي كند . مهمترين امكانات جانبي كه مي توان از آنها نام برد عبارتند از:

 تقويم شمسي و ميلادي .

 دفتر تلفن عمومي و خصوصي .

 تفويض اختيار كاربران .

 تعريف گروه هاي دسترسي .

 مشاهده عملكرد كاربران .

 مشاهده عملكرد كاربران .

 كار بر روي تصاوير ( چرخش ، بزرگ نمائي ، .... )

امكان بازيابي سيكل مكاتبات .

نتيجه گيري

 در پايان ، نتيجه گيري كلي مقاله را با يادآوري اين نكته كه (( امروزه در عصر ارتباطات هستيم )) چنين عرض مينمائم كه : تشكيل پايگاههاي اتوماسيون اداري در هر سازماني ، لازم و ضروري است و با هزينه مناسبي كه دارد ( با توجه به امكاناتي كه در اختيار قرار مي دهد ) ، دسترسي به آن آسان است . البته ، ابتدا بايد يكسري برنامه ريزيها و آموزشهائي در اين زمينه داده شود كه اميد واريم اين مسئله به طور جدي تر و همگاني تري پيگيري شود .

آموزش سواد اطلاعاتی اینترنتی : یک ارزیابی انتقادی

ارسال شده توسط بابک بابکی | 30 Nov, 2013
نویسنده: میخائیل اوسولیوان
وابستگی اینترنتی
یکی از مزیت های اینترنت میزان اطلاعات موجود در آن می باشد. هنگامی که یک جستجوی اینترنتی دریک موضوع انجام می شود هزاران سایت در ارتباط با آن موضوع در مقابل ما قرار می گیرد ، بنابراین یک فرد بطور غالب اطلاعات نا محدودی در اختیار خواهد داشت.
به عنوان مثال در این توضیح دانش آموزان دبیرستانی تصور می نمایند که اینترنت یک منبع قطعی برای هدایت تحقیقاتیشان می باشد . بهرحال در این جویبار (اینترنت) در آموزشکده ها به مثابه سوپربزرگراههای اطلاعاتی می باشد تا آنها را در سطح کلاس درس به بعنوان یک ابزار آموزشی کمک وهدایت نماید.
معلمین و کتابداران با یک وضعیت دشوار در رابطه با استفاده از اینترنت در کلاسهای درس  بعنوان یک ابزار تحقیقی مواجه اند در نتیجه مدرکی در دست است که معلمین دبیرستان متوجه شده اند که دانش آموزان شیفته اینترنت هستند . کدام موضوع جستجو اهمیت دارد مهم نیست بلکه مهم اینست که دانش آموزان متقاعد شده اند که می توانند آن موضوع را در اینترنت بیابند .
چه چیزی باعث جذابیت اینترنت برای دانش آموزان دبیرستانی گشته است ؟ چرا آنها ازمنابع دیگر غافل شده اند ؟
مقالات اخیر در سایت های ادب وهنر همه مثالهایی هستند از روشهایی که دانش آموزان وابستگی بیشتری به اینترنت بعنوان منبع منحصر بفرد اطلاعات پیدا کرده اند زمانیکه دانش آموزان در این فناوری مهارت پیدا کردند تازه می فهمند که دارای کمبودهایی هستند و تا هنگامی که در خط مشی های تحقیقات بصورت موثر رشد نکنند ودر اطلاعات اینترنتی قضاوت نکنند آرام نمی گیرند .
مشاهدات فردی دانش آموزان نشان از این دارد که آنها از اینترنت وسایتهای پذیرفته شده ادبی استفاده  می نماید . در این مقاله طراحی ، توسعه و تحلیل نتایج را از یک واحد سواد اطلاعات اینترنتی را مورد بحث قرار می دهیم .

آیا این وضعیت دشوار قابل اعتماد می باشد؟
درک این حقیقت که اینترنت دسترسی آسان به اطلاعات منظم و وسیع را فراهم نماید یک انگیزه قوی در دانش آموزان به منظور به کار گیری اینترنت در انجام وهدایت تحقیقاتشان ایجاد می نماید . بهرحال این توانایی مجزا می نماید اطلاعات مناسب را از اطلاعات نامناسب دراینترنت که یک وظیفه پیچیده می باشد . در حدود یک سال پیش ما درگیر یک سناریوی تحقیقاتی اینترنتی در سطح دبیرستان شدیم . یکی از آن دانش آموزان در کلاس مطالعات اجتمایی از اینترنت برای پیدا کردن اطلاعاتی در موضوع Capital Punishment استفاده نمود . او در یک سایت نقل قولهایی را در باره مجازات مرگ سوپر م کارت جاستیس ویلیام برن و پادشاه کورتا اسکات پیدا کرد .

از زمانیکه ارجاع کتابشناسی (در استفاده از سایتها) لازم شد ،این دانش آموز درخواست کمک نموده تا نویسندگان(طراحان) این وب سایت مشخص شوند .
مشخص نمودن یک نویسنده خاص یا یک منبع از وب سایتهای کامل می تواند مشکل باشد ولی غیر ممکن نیست . بعد از تعیین مسیر برای این دانش آموز و جستجوی صفحات نمایش به چند دلیل ارتباط با یک home page(هوم پیج) لازم شد تا ما قادر باشیم منبع اطلاعات را تعیین نماییم . ما راهی را برای جستجوی capital punishment کشف کردیم . این دانش آموز به اندازه کافی باهوش بود تا بگوید او اطلاعات قابل اطمینان در اختیار نداشته و خودش این اطلاعات را بدست آورده است . بهرحال دانش آموزان زیادی هستند که کورکورانه اطلاعاتی را که در اینترنت می یابند آنرا به عنوان قسمتی از مقاله تحقیقی یا پروژه چند رسانه ای پذیرفته و مورد استفاده قرار می دهند .

آموزش مهارتهای سواد اطلاعاتی بوسیله ارزیابی اینترنت
برای نشان دادن فقدان درک کیفیت اطلاعات اینترنت، ما در پی توسعه و تکامل واحدی تحت عنوان واحد سواد اطلاعاتی اینترنت در طی یک دوره 3 روزه بر آمدیم تا تفکر انتقادی را در دانش آموزان در استفاده از اینترنت بهبود بخشیم . مشاهدات و تحقیقات ما نشان داد که یک درک ساده و بی تکف در دانش آموزان نسبت به محتوا ، ساختار و انواع اطلاعات اینترنتی بوجود آمده است .

پذیرش چشم بسته اطلاعات اینترنت بوسیله عده ای از دانش آموزان یکی ازدلایل انتقادی است که چرا دانش آموزان به مهارتهای سواد اطلاعاتی نیاز دارند . سواد اطلاعاتی دانش آموزان را آماده می کند تا دانش و مهارتهای لازم را بطور مناسب و موثر برای دسترسی به اطلاعات کسب نمایند .

تا بطور دقیق اطلاعاتی را که آنها از هر منبعی دریافت کرده اند بصورت خاص مورد ارزیابی قراردهند. واحد سواد اطلاعات اینترنتی که مارا در چنین سطحی از مطالعات اجتمایی در سطح دبیرستان هدایت می نماید می تواند به آسانی برای هر ناحیه موضوعی مورد پذیرش قرار گیرد . اولا ما به دانش آموزان یاد می دهیم ساختار و اصطلاح شناسی سازمانیافته را در اینترنت و اینکه چگونه URL هارا آماده کنند و مثالهایی از پیش تعیین شده وب سایتهای غیرقابل اعتماد را ترجمه و موشکافی نمایند .
درک اینکه ساختار یک URL چگونه می باشد ، هرکدام از ابزارهای آماده شده شامل چه چیزهایی می شود ، روشی برای شروع ارزیابی یک سایت اینترنت می باشد . دانش آموزان نیاز دارند پسوندهای یک دومین که شامل com . ، org. ، gov. ، edu. و غیره می باشد بفهمند . بهرحال قضاوت کردن در باره یک سایت اینترنتی بوسیله دومین و پسوندش کافی نیست . باید قضاوت را بعهده خود دانش آموزان گذاشت که اطلاعات خوب را از اطلاعات بد تشخیص دهند . در حقیقت یک استاد از دانشگاه مهندسی شمال غربی نظریه هایی را در باره تجدید نظر در باره هولوکاست از سایت NWU.edu منتشر کرد که ما را مجبور کرده تا سوالی را در این مورد طرح نماییم و بتوانیم اطلاعاتی را از سایتهای خوب دانشگاهی در این مورد بدست آوریم .
ثانیا ما نشان می دهیم یک ملاک ارزیابی پنج مرحله ای را که عموما بوسیله کتابداران برای ارزیابی منابع و پذیرش ارزیابی اینترنت کاربرد پیدا کرده است . این ملاک شامل دقت ، مسئولیت ، هستی ، انتشار و پوشش می گردد .  در این ملاک کاربردی ، ما سه سایت اینترنتی مختلف را ارزیابی می کنیم که همه آنها همان موضوع را مورد بحث قرار می دهند .
هر موضوع می تواند برای اثبات و نمایش انتخاب شده باشد اما این سه وب سایت بصورت عالی راههای مختلفی را درهمان موضوع به ما نشان می دهد که دراینترنت قابل انجام شدن است . در طول روز دوم و سوم واحد سواد اینترنتی ، دانش آموزان یک موضوع را از یک لیست موضوعات علوم اجتمایی انتخاب نمودند که بطورمشترک مطالعه ای بود در باره تاریخچه جهان یا برنامه آموزشی مطالعات جهانی ، از قبیل بودائیسم ، انقلاب فرهنگی ، هستی یا حقایق انسانی . هر کدام از دانش آموزان از یکی از موتورهای جستجوی معمول در موضوع مورد نظرشان استفاده کردند . دانش آموزان برای ارزیابی وب سایتها ازورک شیت استفاده کردند که درآن ابتدا سه وب سایت لیست شده را برای نتایج جستجویشان مورد ارزیابی قرار دادند این ساختاربصورت عملی طرح ریزی شد تا نگرش مرسوم دانش آموزان دبیرستانی را برای انجام و هدایت تحقیقشان تقلید کند . درنتیجه ما مشاهده کردیم که در بیس روزانه ، دانش آموزان بطور عموم خط مشی های جستجوی کارشناسانه ای را در انجام تحقیقشان انجام نمی دهند .
در این تغییرات طبیعی اینترنت لازم است تا دانش آموزان خط مشی هایی را بصورت موثر بیاموزند که آنها را در مواجه شدن با هر وب سایتی هدایت نماید .


دانش آموزان و دوگانگی اینترنت
در نتیجه این فعالیت ، دانش آموزان این نتایج را مورد تحلیل قرار می دهند و دیدگاههایشان را در باره اینترنت بصورت خلاصه در می آورند و بعنوان جزئی از یادگیریشان قرار می دهند احساساتشان را در باره استفاده از اینترنت و بدست آوردن اطلاعات یادداشت می نمایند . به طور عموم ، این وضعیت معیارهای پیشنهادی را منعکس می کند که درآن اینترنت بصورت دوگانه اما واقعی برای تعداد زیادی از دانش آموزان دبیرستانی فراهم می شود . بعبارت دیگر، در توضیحاتشان نشان از یک شیفتگی به اطلاعات اینترنت وجود دارد . بعبارت دیگر، آنها این تغییرات را که محدودیت ها و محرومیت هایی در رابطه با تحقیقات انجام شده موثر در اینترنت وجود دارد پذیرفته اند .
برای مثال ، دانش آموزی ارزش اینترنت را به این صورت خلاصه و جمع بندی کرده است : شما رشته وسیعی از اطلاعات دریک سایت اینترنت دراختیار دارید درحقیقت چنانچه دنبال کتابهایی هستید و مجبورید کتابهایی را پیدا نمایید و به آن رجوع نمایید در کامپیوتری که شما با آن کار می نمایید در مکانی مورد نظر کلیک می نمایید و آن را چاپ می کنید . بعلاوه اینکه شما می توانید در منزل وارد اینترنت شوید و مجبور نیستید به کتابخانه مراجعه نمایید .
به تعبیر دیگر ، من فکر می کنم اینترنت ابزار یادگیری خوبی است . شما می توانید اطلاعاتی را که نیاز دارید به سرعت و آسانی پیدا نمایید اگر چه در این توضیحات پیشنهادی ، دسترسی به اطلاعات به عنوان مزیت عمده استفاده از اینترنت برای تحقیق مشاهده شده است . قابلیت های زیادی در اینترنت وجود دارد که نمی تواند همه اطلاعات مورد نظر ما را پوشش دهند و ممکن است با موضوع ارتباط داشته یا نداشته باشند .
بعبارت دیگر ، یکی از محدویت های بیان شده مرسوم مشکلی است که این دانش آموزان آن را تجربه کرده اند و در ذات اینترنت وجود دارد ، اگرچه توضیح زیر متصور می شود : به طور عموم من هرگز از اینترنت استفاده نمی کنم مگر اینکه مجبور باشم برای نیازهای کلاسیم از آن استفاده نمایم . اما بنظر می رسد هر زمانی که من سعی می کنم اطلاعاتی بیابم این کار برایم غیر ممکن می شود و هیچی بدست نمی آورم و من در پایان وقتم را تلف می کنم و مجبورم از کتابخانه و منابع دیگر استفاده نمایم .
این حقیقت که دانش آموزان فکر کنند هیچ گونه اطلاعاتی دراینترنت درارتباط با موضوعشان وجود ندارد یک گمراهی است . دانش آموز دیگری بصورت موجز به این نکته اشاره دارد : من معتقدم که اطلاعات کذب زیادی در اینترنت وجود دارد اما من نمی توانم تشخیص دهم میزان این اطلاعات کذب چقدر است و چگونه می توانم آن را بصورت مقالات تحقیقی یا اسلایدهای نمایشی به ثبت برسانم .

آموزش موثر خط مشی های تحقیق
در اطلاعیه ای که واحد سواد اینترنتی برای دانش آموزان دبیرستانی صادر نمود اطلاعات موجود در اینترنت مشخص گردید و درهمان زمان مهارتهای تفکر انتقادی برای دانش آموزان توسعه پیدا کرد . ارائه دیدگاه مناسبی به دانش آموزان که منابع اینترنتی را بصورت انتقادی ارزیابی کرده به آنها کمک می کند که اطلاعات وسیعتری و درک مناسبتری از رشد مطلق اینترنت بدست آورند .
در این فرایند ارزیابی وب سایت های مختلف ، دانش آموزان اطلاعات زیادی از محدودیت های اینترنت بعنوان یک ابزار تحقیقی بدست آوردند . دانش آموزان مذکور همچنین اعتقاد داشتند که نیاز به توسعه و استفاده از خط مشی های جستجوی خاص در هنگام استفاده از اینترنت لازم است . در این فرایند ارزیابی دانش آموزان یاد گرفتند که در باره انواع  اطلاعات و استفاده از وب پیج ها تفاوت قائل شوند و قضاوت کنند . بر طبق نظر دانش آموزدیگری که گفته است : من فهمیدم که اینترنت می تواند برای دسترسی به اطلاعات مفید باشد ، اگر بدانید دنبال چه چیزی هستید و چه چیزی را جستجو می کنید .

سواد اطلاعاتی : مهارتهای انتقادی
شاید درس دیگراین باشد که این تجربه نور امیدی است تا نیاز به مهارتهای سواد اطلاعاتی را بصورت انتقادی در تمام دوران تحصیل در آموزشکده ضروری بداند . ما نمی توانیم به دانش آموزان اجازه دهیم منحصرا به اینترنت برای اطلاعاتشان وابستگی پیدا کنند . ما کوشش می کنیم و نیاز داریم تا این دانش آموزان از تنوع منابع برای تحقیقشان استفاده کنند و آنها را آگاه می سازیم که اینترنت ابزار دیگری است که می تواند به انبارمنابع بازیابی اطلاعاتشان اضافه شود . این فرایند مشخص می نماید که اینترنت بصورت مستمر بر برنامه تحصیلی آموزشکده تاثیر می گذارد این واقعیتی است که دانش آموزان به مهارتهای سواد اطلاعاتی نیاز دارند تا در عصر اطلاعات ، اطلاعات جدید را تحت کنترل خود در آورند و خبره شوند.

عنوان به انگلیسی : Teaching internet information litracy : a critical evaluation
نوشته شده توسط : by Michael Scott
مترجم : فرض الله عزیزی
برگرفته ازسایت : http://infotoday.com/MMSchool/mar00/osullivan&scott.htm

نقش فناوري اطلاعات در برنامه ريزي منابع سازمان

ارسال شده توسط بابک بابکی | 29 Nov, 2013

 چکيده: يکي از آخرين فناوري هاي اطلاعاتي در زمينه تحول سازمانها، سيستم برنامه ريزي منابع سازمان (ERP=ENTERPRISE RESOURCES PLANNING) است. هدف اصلي در اين فناوري، نفوذ فناوري اطلاعات در تمامي مراحل فعاليتهاي يک سازمان يا بنگاه اقتصادي است تا منابع مختلف بتوانند با يکديگر و رعايت تبادلات منطقي بين هم، خروجي يکپارچه اي را ارائه کنند. در اين مقاله به بررسي سيستم نقش فناوري اطلاعات در برنامه ريزي منابع سازمان مي پردازيم. در مورد سير تکاملي ERP توضيح مختصري مي دهيم، در ادامه کارکردها و روشهاي اجرا، مزاياي پياده سازي ، تعامل و سازگاري سيستم برنامه ريزي منابع سازمان با تجارت الکترونيک و جايگاه آن در لايه هاي نرم افزاري و سيستم هاي اطلاعاتي مطالبي ذکر مي‌شود و سپس به بررسي توسعه برنامه ريزي منابع سازمان و نقش IT در توسعه ERP و شکل گيري ERP توسعه يافته (ERPII) مي پردازيم. در خاتمه نيز به دلايل شکست پروژه هاي برنامه ريزي منابع سازمان و موانع اصلي موجود درپياده سازي سيستم برنامه ريزي منابع سازمان اشاره مي شود.


مقدمه
سيستم هاي اطلاعاتي کارا و يکپارچه که بتوانند همه فعاليتها و وظايف موجود در يک سازمان را تحت پوشش قرار داده و اطلاعات لازم و ضروري را بموقع در اختيار استفاده کنندگان آن قرار دهند، از ابزار هاي مفيدي هستند که سازمانها براي افزايش قابليتهاي خود، بهبود عملکرد، تصميم گيري بهتر و دستيابي به مزيت رقابتي از آن استفاده مي کنند. در اين ميان سيستم‌هاي ERP از آخرين ابزارهاي مديريتي است که قادر است اطلاعات موجود در سازمان را با استفاده از IT در تمام حوزه هاي فعاليت سازمان به طور يکپارچه و منسجم جمع آوري کند و اين اطلاعات و نتايج حاصل از آن را در اختيار استفاده کنندگان آن در سطوح مختلف سازمان قرار دهد. اين سيستم ها را مي‌توان جزء ثمره هاي جديد در زمينه IT در يک دهه گذشته دانست که با پيشرفت مداوم در اين زمينه بسرعت در حال دگرگوني و تکامل است.
تعريف سيستم برنامه‌ريزي منابع سازمان
براي ERP تعاريف متعددي ارائه شده است که تقريبا همه يک مفهوم را بيان مي‌کنند. براي نمونه در ادامه به چند مورد اشاره مي شود:
ERP يک راه حل سيستمي مبتني بر فناوري اطلاعات است که منابع سازمان را توسط يک سيستم به هم پيوسته با سرعت، دقت و کيفيت بالا در کنترل مديران سطوح مختلف سازمان قرار مي دهد تا به طور مناسب فرايند برنامه ريزي و عمليات سازمان را مديريت کنند.
ERP ترکيبي از انسان، فناوري و فرايند هاست. يک فرايند پيچيده است که در کشورهاي در حال توسعه مانند چين که داراي سرمايه هاي فراوان و همچنين داراي باز مهندسي (مهندسي مجدد) فرايند کسب و کار زيادي است، توسعه پيدا کرده است .
سيستم هاي ERP در واقع نرم‌افزار‌هايي هستند که داده هاي موجود در سراسر يک سازمان را يکپارچه مي‌سازند و در زمان مناسب در اختيار کاربراني قرار مي دهند که به آن نياز دارند. چنين سيستمي به تمامي افراد يک مجموعه اجازه مي دهد تا با هماهنگي با هم کار کنند، حتي اگر ميان آنها مرز هاي جغرافيايي وجود داشته باشد. به اين ترتيب، ERP محيطي براي بهبود عملکرد تجاري و کسب مزيت رقابتي فراهم مي کند.

تاريخچه برنامه ريزي منابع سازمان
ظهور ERP را بايد دهه 1960 ميلادي دانست که عمده تاکيد آن در اين دوران افزايش درآمد و تقويت کسب و کار از طريق يکپارچه سازي فرايند ها و عملکرد ها بود، ولي در سال 1972 پنج تن از مديران IBM جهت تکامل و پياده سازي مفاهيم ERP از سمت خود استعفا دادند و شرکتي با عنوان SAP را که به عنوان نخستين شرکت توسعه و اجراي نرم افزارهاي خاص ERP بود، تاسيس کردند و هم اکنون نيز در اين زمينه فعاليت دارند.

با ظهور برنامه ريزي منابع سازمان در حوزه توليد، تمامي سيستم هاي توليدي تحت پوشش قرار گرفتند. بخشها، فرايندها و وظايف مختلفي از جمله کنترل کيفيت، نگهداري و تعميرات، حسابداري و مالي و ... به سيستم هاي توليدي متصل شدند و برنامه ريزي منابع سازمان به عنوان حد فاصل سيستم هاي مديريت زنجيره تامين و مديريت ارتباط با مشتري مطرح شد. اين سيستم بيش از آنکه عنوان جديدي براي MRPII باشد، به عنوان سطح بعدي در سطوح تکاملي سيستم هاي کامپيوتري طراحي شده براي پشتيباني از عمليات سازمان مطرح است. اين‌ سيستم‌ها، علاوه‌ بر ويژگيهاي‌ اضافي، يکپارچه‌سازي‌ بهتري‌ از بخشهاي MRPII دارند. ويژگيهاي‌ اضافه‌ شده‌ به‌ برنامه ريزي منابع سازمان، معمولا‌ شامل‌ مديريت‌ منابع‌ انساني، سيستم هاي‌ پرداخت‌ حقوق‌ و دستمزد، کنترل‌ اسناد و مدارک، کنترل‌ کيفيت‌ و گاهي‌ نگهداري‌ و تعميرات‌ مي‌شود.
در سال 1995، مقوله اينترنت وارد ERP شد و در سالهاي 1998 تا 2000، تبادل الکترونيک اطلاعات و ERP با يکديگر پيوند خوردند. در سال 2000 سيستم هاي برنامه ريزي منابع سازمان تحت وب توسعه يافتند که از فناوري چند لايه اي در معماري سيستم اطلاعاتي پشتيباني مي کردند .
امروزه هم سيستم هاي جديدي با عنوان ERP II در حال توسعه هستند که اساس آنها وب است و تمرکز بسيار زيادي بر حمايت از بخش مديريت زنجير? تامين دارند و عملا در تعريف امروز ERP، آن را کاملا مرتبط و جدايي ناپذير از مديريت زنجيره تامين تعريف مي کنند.

کارکردهاي سيستم برنامه ريزي منابع سازمان
به‌طور کلي‌ نمي‌توان‌ استاندارد ويژه‌اي‌ براي‌ کارکردهاي يک‌ نرم‌افزار برنامه‌ريزي منابع سازمان ارائه‌ داد؛ چرا که‌ اغلب‌ به‌طور خاص‌ براي‌ هر سازمان‌ تهيه‌ مي‌شوند و حتي‌ در صورتي‌ که‌ به‌فروش‌ برسند، نياز به‌ تغيير و هماهنگ‌سازي‌ با موسسه‌ و کسب‌ و کار ويژه‌ آن‌ دارند. از اين رو، ممکن‌ است‌ بعضي‌ از نرم‌افزارها که‌ به‌عنوان‌ بهترين‌ گزينه‌ براي‌ برخي‌ موسسه‌ها استفاده‌ مي‌شوند، تنها بعضي‌ از کارکردهاي مطرح‌ شده را در برداشته‌ باشند و يا اينکه‌ برخي‌ با داشتن‌ تمامي‌ کارکردهاي مطرح، باز هم‌ در پاسخگويي‌ و برآورده‌ ساختن‌ نيازهاي‌ يک ‌موسسه ‌ناتوان ‌باشند‌. با اين‌ حال، عمده‌ کارکردهاي‌ برنامه ريزي منابع سازمان را مي‌توان‌ به‌ شرح‌ زير دسته‌‌بندي‌ کرد:
1 - توزيع‌ و فروش: کارکردهاي‌ توزيع‌ و فروش‌ به‌ دو گروه‌ کلي‌ زير تقسيم‌ مي‌شوند:
الف‌ - اتوماسيون‌ نيروي‌ فروش‌: کارکردهايي‌ را براي‌ انجام‌ فرايندهاي‌ فروش‌ - مانند مديريت‌ قرارداد، پيش‌بيني‌ فروش‌ و مديريت‌ سفارش-‌ در اختيار سازمان‌ قرار مي‌دهد تا با ارائه‌ دسترسي‌ بي‌درنگ‌ به‌ اطلاعات‌ فروش، وظايفي‌ چون‌ ورود سفارش، تحويل‌ و صدور صورتحساب‌ و...، همگي‌ بهبود يابند.
ب‌ - مديريت‌ ارتباط‌ با مشتري‌: ارتباطات‌ ميان‌ مشتري‌ و شرکت‌ را، شامل‌ انتخاب‌ محصول، خريد، دريافت‌ شکايات، خدمات‌ پس‌ از فروش‌ و بازاريابي،‌ به‌سوي‌ يک‌ سيستم‌ تحت مديريت سوق مي دهد.
2 - برنامه‌ريزي‌ توليد: اين‌ بخش از نرم‌افزار با کاهش‌ دوره‌هاي‌ برنامه‌ريزي، ارائه‌ اطلاعات‌ به‌روز و افزايش‌ بهره‌وري‌ فرايندهاي‌ کاري، قابليت‌ تحويل‌ سريع‌ را براي‌ موسسه‌ فراهم‌ مي‌کند. چنين‌ شيوه‌اي‌ قابليت‌ به‌کارگيري‌ در صنايع‌ مختلف‌ را داراست. يکپارچه‌سازي‌ بخش‌ پشتيباني‌ فروش‌ با ساير بخشهاي‌ زنجيره‌ تامين، اين‌ اطمينان‌ را ايجاد مي‌کند که‌ کليه‌ تبادلات‌ مربوط‌ به‌ فرايند پشتيباني‌ - از تدارک‌ مواد و انبارداري‌ تا فروش‌ و توزيع‌ - به‌شکلي‌ بهينه‌ تنظيم‌ شوند.
3 - تهيه‌ و تدارک‌ مواد: بخش‌ پشتيباني‌ تدارک‌ که‌ بعضاً‌ با عناوين‌ مديريت‌ مواد يا مديريت‌ انبار يا حتي‌ مديريت‌ زنجيره‌ تامين‌ نيز شناخته‌ مي‌شود، دامنه‌اي‌ وسيع‌ از توابع‌ يکپارچه‌ را در اختيار دارد که‌ سبب‌ بهينه‌سازي‌ خريد، مديريت‌ موجودي‌ و عمليات‌ انبار مي‌شوند. سطح‌ بالاي‌ اتوماسيون‌ در اين‌ بخش، انجام‌ فعاليتهاي‌ زمانبري‌ همچون‌ تعيين‌ منبع‌ بهينه‌ تامين، تحليل‌ و محاسبه‌ قيمت‌ خرده‌فروشها، صدور سفارشهاي‌ خريد، مديريت‌ فرايند واگذاري‌ اختيار براي‌ تقاضاهاي‌ خريد و پردازش‌ صورتحساب‌ پرداخت‌ را بسيار ساده‌تر مي‌کند.
4 - مديريت‌ سازمان‌ و منابع‌ انساني: ‌اين‌ نوع‌ کارکرد در برگيرنده‌ توابعي‌ نظير مديريت‌ کارکنان، پردازش‌ وقايع‌ تجاري، پردازش‌ مديريت‌ سازمان، پردازش‌ پرداخت‌ و مديريت‌ حقوق‌ و دستمزد است. برنامه‌هاي‌ کاربردي‌ گوناگوني‌ در اين‌ بخش، براي‌ تسهيل‌ وظايفي‌ چون‌ استخدام، برنامه‌ريزي‌ توسعه‌ کارکنان‌ و ايجاد مشخصه‌هاي‌ شغل‌ و سياهه‌هاي‌ تاييد صلاحيت، طراحي‌ مي‌شوند.
5 - برنامه‌ريزي‌ و کنترل‌ تجاري: اين‌ بخش‌ در برگيرنده‌ کارکردهاي‌ کنترل‌ ‌هزينه، تحليل‌ سودآوري، حسابداري‌ مرکز سود و مديريت‌ هزينه‌‌ ‌ است. ‌بسته‌ به‌ نوع‌ موسسه، کنترل‌ هزينه‌ محصول‌ شامل‌ دو فرايند هزينه‌يابي‌ سفارش‌ محصول‌ و کنترل‌ موجودي‌ هزينه‌ است. هزينه‌يابي‌ محصول، دربردارنده‌ تخمين‌ هزينه‌هاي‌ مواد يا هزينه‌هاي‌ موجودي، پيش‌ از به‌جريان‌ افتادن‌ يک‌ سفارش‌ ساخت‌ است. اين‌ بخش‌ کاربردي، ابزاري‌ براي‌ برنامه‌ريزي‌ هزينه‌ها و تعيين‌ قيمتهاست‌ که‌ هزينه‌ کالاهاي‌ توليدي‌ و نيز کالاهاي‌ فروخته‌ شده‌ را براي‌ هر محصول‌ محاسبه‌ مي‌کند.
‌موارد فوق، کارکردهاي يک‌ نرم‌افزار نمونه‌ برنامه ريزي منابع سازمان بودند که‌ به‌صورت‌ خلاصه‌ شرح‌ داده‌ شدند.

روشهاي اجراي پروژه‌ برنامه ريزي منابع سازمان
سه روش متداول براي اجراي يک برنامه ريزي منابع سازمان وجود دارد:
_ انفجار بزرگ :اين روش بلندپروازانه‌ترين و سخت‌ترين راه ايجاد يک ERP است. در اين روش موسسه يکباره همه‌ سيستم‌هاي قديمي خود را کنار مي‌گذارد و يک سيستم ERP در تمام موسسه راه مي‌اندازد. هرچند روزگاري اين روش بر ايجاد ERP ها حکم فرما بود، امروزه کمتر از آن استفاده مي‌شود. واداشتن همه به پذيرش سيستم جديد به طور يکدفعه و همزمان، کاري مهيب است، چون سيستم جديد هيچ مدافعي ندارد. هيچ کس در موسسه تجربه‌ کار با آن را ندارد، بنابراين هيچ کس اطمينان ندارد که سيستم جديد کارش را درست انجام مي‌دهد.
_ راهبرد انتخابي : اين روش به شرکتهاي بزرگ توصيه مي‌کند خيلي از فرايندها را بين بخشهاي مختلف به اشتراک نگذارند، بلکه در هر بخش نسخه اي مجزا از ERP نصب شود و تنها از طريق برخي فرايندهاي خاص (مانند نگهداري اطلاعات مالي) مشترک باشند. اين متداولترين راه است. در اين حالت هر بخش از سازمان نسخه‌ خاص خودش از ERP را دارد که سيستمي جدا با پايگاه داده‌اي جداست. اين سيستم ها تنها از طريق به اشتراک گذاشتن اطلاعات لازم براي به دست آوردن تصويري کلي از کار همه‌ واحدهاي موسسه (مثلا سود واحدهاي مختلف) به هم مربوط مي‌شوند، يا از طريق فرايندهايي که در همه‌ بخشها تقريبا يکسان هستند. (مثلا مديريت منابع انساني) در اين روش ابتدا يکي از بخشها که صبر و حوصله بيشتري دارد و درصورت پيش آمدن اشکال به اصل تجارت ضربه نمي‌زند، براي راه اندازي يک سيستم آزمايشي انتخاب و پس از رفع نقايص ERP در اين بخش، کار روي بخشهاي ديگر آغاز مي‌شود. برنامه‌ريزي براي اين روش بلند مدت است.
_ فروکوفتن: در اين روش، ERP طراحي را ديکته مي‌کند و تمرکز تنها روي تعداد کمي از فرايندهاي کليدي است. اين روش بيشتر براي موسسات کوچکي مناسب است که مي‌خواهند با ايجاد ERP رشد کنند. در اين روش، هدف، راه ‌اندازي سريع ERP است و جدا شدن از روشهاي پيچيده مهندسي مجدد، با استفاده از فرايندهاي از قبل حاضر شده.‌ موسساتي که ERP را اينگونه به خدمت گرفته‌اند، نمي‌توانند ادعا کنند، برگشت سود زيادي از سيستم جديد برده‌اند. اغلب آنها از اين سيستم به عنوان زيربنايي براي کوششهاي بعدي استفاده مي‌کنند. چنين سيستمي فقط کمي از سيستم ‌هاي قديمي بهتر است، چون کارکنان را وادار به تغيير هيچ يک از عادات قديمي‌شان نمي‌کند.
يکي از موثرترين روشهاي اجراي ERP، استفاده از تجربيات شرکتهاي موفق و پيشرو در اين زمينه است. آشنايي با تجربيات صدها شرکت برتر در اقتصاد جهاني و به کارگيري هزاران روش و فرايند نوين، موجب گشايش بسياري از گره هاي کنوني سازمانها و ايجاد روشهاي جديد به منظور پيوستن به جمع پيشروان فناوري اطلاعات و استفاده کننده از فناوريهاي مهندسي مجدد و سپس مديريت روابط مشتري و برنامه ريزي منابع سازمان مي‌شود.

مزاياي پياده سازي سيستم برنامه ريزي منابع سازمان
نخستين مزيتي که در کوتاه مدت و پس از پياده سازي مي توان انتظار داشت، کاهش هزينه هاي عملياتي نظير کاهش هزينه هاي کنترل موجودي انبار، هزينه توليد، هزينه عمليات حسابداري و ثبت وقايع مالي، هزينه هاي بازاريابي و پشتيباني است. از ديگر مزاياي به کارگيري ERP مي توان به موارد زير اشاره کرد:
_ ايجاد يکپارچگي سازماني از بعد اطلاعاتي و افزايش سازگاري در اطلاعات موجود در سازمان.
_ پياده سازي برنامه ريزي منابع سازمان با ايجاد ستون فقرات قوي از انباره داده‌ها. اين سيستم دسترسي بهتر و سريعتر به داده‌ها را براي مديريت امکان پذير مي‌سازد و به اين ترتيب مدير مي تواند براي تصميم‌گيري بسرعت به اطلاعات مورد نياز خود دسترسي داشته باشد.
_ افزايش شفافيت و ردگيري فرايند توليد براي مشتري، افزايش قابليت متناسب سازي براي مشتري و تطبيق بيشتر با نيازهاي وي و افزايش رضايتمندي مشتري در تمام فرايندهايي که وي با آنها درگير است، از لحظه سفارش تا دريافت و حمل و نقل محصول از مزاياي ديگر آن است.
_ مهمترين مزيت برنامه ريزي منابع سازمان بهبود هماهنگي بين بخشهاي سازمان و افزايش کارايي فرايندهاست.
_ استاندارد سازي فرايندهاي سازماني بر اساس بهترين تجربياتي که شرکتهاي عرضه کننده نرم افزار از سازمانهاي مختلف به دست آورده اند.
_ امکان و يا تسهيل توسعه سيستم ها و فناوري هاي جديد از جمله توليد بهنگام، و ... .
_ توسعه زيرساختهاي لازم به منظور وارد شدن به بحث بازرگاني الکترونيک.
_ پشتيباني از برنامه ريزي استراتژيک از مزيتهاي ديگر است.

سازگاري سيستم برنامه ريزي منابع سازمان با تجارت الکترونيک
نرم افزارهاي برنامه ريزي منابع سازمان پيچيده اند و براي استفاده‌ عمومي ساخته نشده‌اند. آنها فرض مي‌کنند کساني که سفارشها را پيگيري مي‌کنند، فقط کارکنان موسسه شما هستند که براي استفاده از اين سيستم آموزش ديده‌اند. اما اکنون مشتريان و کارپردازان شما هم خواستار دسترسي به همان اطلاعات از طريق وب سايت شما هستند. چيزهايي مثل وضعيت سفارش، فاکتور و ... . يکي از مهمترين مشکلات يکپارچه سازي برنامه ريزي منابع سازمان و تجارت الکترونيک اين است که اينترنت هيچ وقت نمي‌ايستد. نرم افزارهاي برنامه ريزي منابع سازمان بزرگ و پيچيده هستند و به نگهداري احتياج دارند. وصل کردن مستقيم سايت وب به ERP راه خوبي نيست، چون باعث مي‌شود در مواقعي که ERP براي نگهداري و تعميرات غير فعال است، وب سايت هم کار نکند. اغلب کهنه‌کاران تجارت الکترونيک ارتباط بين ERP و تجارت الکترونيک را طوري مي‌سازند که قابل انعطاف باشد و در مواقعي که ERP براي نگهداري و تعميرات غير فعال است، برنامه تجارت الکترونيک به کارش ادامه دهد. براي حل مشکلات اين ارتباط، نرم‌افزارهاي ميان‌افزار ايجاد شده‌اند. اين ابزارها نقش مترجم را ايفا مي‌کنند، يعني اطلاعات را از ERP مي‌گيرند و آن را به فرمتي تبديل مي‌کنند که نرم‌افزار تجارت الکترونيک بتواند از آن استفاده کند .


جايگاه ERP در لايه هاي نرم افزاري و سيستم هاي اطلاعاتي
ERPها برپايه استفاده از سيستم‌هاي مديريت پايگاه داده‌اي رابطه‌اي، (RDBMS=relational database management systems) طراحي شده اند. اين بدين معني است که براي استفاده از ERP بايد تمامي ساختارهاي اطلاعاتي سازمان تعريف شده باشد و هيچ خلاء اطلاعاتي در لايه هاي‌ سيستم پردازش مبادلات سازمان وجود نداشته باشد. و علاوه بر آن پيوستگي اطلاعات نيز وجود داشته باشد، يعني اينکه کليه بخشهاي اطلاعاتي ERP بايد تدارک ديده شود. در آن صورت مي توان گفت ERP جزء نرم‌افزارهاي پايه براي تجارت الکترونيک است.
خلاصه اينکه پايه و اساس سيستم‌هاي درون سازماني، RDBMS ها هستند و ERPها مجموعه فرايندهاي سازماني هستند که بر اساس RDBMS ها تهيه وتنظيم شده اند و از آنجا که اين فرايند ها تقريبا در سازمانها و صنايع مشابه به صورت استاندارد و يکسان هستند، پس کمک بسزايي جهت رسيدن اين سازمانها به سيستم هاي برون سازماني SCM و CRM مي کنند.

تفاوت سيستم هاي اطلاعات مديريت با سيستم برنامه ريزي منابع سازمان
ERP را بايد جديدترين ابزار موجود و تکامل يافته سيستم هاي اطلاعات مديريت دانست و مبناي کارکرد آن‌ را تفکر فرايندي به جاي ساختارهاي وظيفه‌اي، توجه و تبديل خواسته‌هاي مشتري به داده‌ هاي کمي در جهت افزايش رضايت مشتريان عنوان کرد. ERP مي‌کوشد تا تمام فرايندهاي سازمان به صورت يکپارچه و با نگرش فرايندي با هم مرتبط باشند .
ERP علاوه بر يکپارچگي، گزينه‌هاي برتر را نشان مي‌دهد، به همين دليل غولهاي نرم‌افزاري از تمامي مراحل همچون توليد و پخش و توزيع مثالهايي دارند که در نسخه ‌هاي خود به سازمانها ارائه مي‌دهند و فناوري از طريق اين سيستم هاي جديد نرم افزاري وارد سازمان مي‌شود.
سيستم ERP به صورت کامل سطوح مختلف سيستمي سازمان را پوشش مي‌دهد. به اين صورت که هسته مرکزي، پوشش دهنده سطوح سيستم پردازش مبادلات و سيستم هاي اطلاعاتي مديريت است و ابزار هاي تحليل و تجزيه تجاري پوشش دهنده سطوح سيستم هاي پشتيباني از تصميم و سيستم هاي اطلاعاتي مديريت اجرايي در سازمان هستند. البته لازم به ذکر است که اين تقسيم بندي چندان شفاف نبوده و مرز مشخصي بين اين سطوح و دو بخش اصلي ERP قابل ترسيم نيست و همپوشانيهايي در اين بين وجود دارد.

توسعه سيستم برنامه ريزي منابع سازمان
توسعه اينترنتي تاثير عظيمي بر جنبه‌هاي مختلف فناوري اطلاعات و از جمله سيستم‌هاي برنامه‌ريزي منابع سازمان گذاشته است . بنابراين سيستم‌هاي ERP بيشتر مبتني بر اينترنت شده اند. در چنين محيطي (اينترنت) که دسترسي به منابع سيستمي از هر جا و در هر زمان امکان‌پذير است، فروشندگان ERP نيز توانسته‌اند سيستم‌هاي ERP خود را توسعه دهند و با بخشهاي کسب و کار جديد از جمله مديريت زنجيره تامين ، مديريت ارتباط با مشتري ، اتوماسيون نيروي فروش، برنامه‌ريزي و زمان بندي پيشرفته هوش کسب و کار و قابليتهاي کسب و کار الکترونيک يکپارچه کنند .
راه حلهاي مبتني بر اينترنت سبب شده است که رضايت مشتريان فرصتهاي فروش و بازاريابي افزايش و روشهاي پرداخت بهبود يابد. شکل (2) مفهوم سيستم هاي ERP توسعه يافته را نشان مي دهد.

نقش IT در شکست اغلب پروژه هاي برنامه ريزي منابع سازمان
در ساده ترين سطح، ERP مجموعه‌اي از بهترين عمليات براي انجام وظايف مختلف در سازمان است که اين وظايف مثلا شامل مالي، توليد، انبار است. براي اينکه از نرم افزار چيز بيشتري به دست آوريد، بايد افراد داخل سازمان خود را متقاعد به انطباق با روشهاي کاري نرم‌افزار کنيد. اگر افراد در بخشهاي مختلف (که از ERP استفاده خواهند کرد) قبول نداشته باشند که روشهاي کاري که داخل نرم‌افزار گنجانده شده، بهتر از روشهاي مرسوم و جاري است، در استفاده از نرم‌افزار مقاومت مي‌کنند و بخش فناوري اطلاعات را مجبور به تغيير نرم افزار به منظور تطبيق با فعاليتهاي مرسوم و جاري خواهند کرد. اينجاست که پروژه هاي ERP دچار شکست مي شوند و جنگهاي درون سازماني پيرامون نحوه نصب نرم افزار شيوع پيدا مي کند. بخش IT درگير تلاشهاي گرانقيمت و طولاني براي سفارشي سازي نرم افزار مي‌شود تا خواسته هاي افراد قدرتمند تجاري را برآورده سازد. اين سفارشي‌سازيها ماهيت اصلي نرم‌افزار را ناپايدار مي‌کنند و نگهداري آن را نيز بعد از شروع به کار آن مشکل مي سازند.
اما واحد IT بخوبي و بسرعت مي‌تواند اشکالات را در بيشتر موارد حل کند و به علاوه تعداد کمي از شرکتهاي بزرگ مي توانند از سفارشي سازي ERP امتناع کنند. هر فعاليت تجاري متفاوت و مجبور به داشتن روشهاي خاص خود است که اين روشها را فروشنده به هنگام ايجاد نرم‌افزارش در نظر نگرفته است. اشتباهي که شرکتها مي‌کنند اين است که فکر مي‌کنند عوض کردن عادات افرادشان از سفارشي سازي نرم افزار ساده تر است، در صورتي که چنين نيست. مجبور کردن افراد به استفاده از نرم افزار براي بهبود روشهاي کاري‌شان چالش بسيار مشکلتري است. اگر شرکت شما نسبت به تغييرات مقاوم باشد، آنگاه در پروژه ERP شما بيشتر احتمال شکست وجود دارد.

نتيجه گيري
سازمانها در دنياي تجاري امروز، نيازمند برنامه ريزي براي منابع سازماني خود در تمام سطوح مديريتي هستند. با توجه به روند رو به گسترش جهاني شدن، پيشي گرفتن عرضه بر تقاضا و افزايش رقابت در بازارهاي جهاني، شرکتها ناگزير به پيوستن به بازارهاي جهاني خواهند بود و براي انجام اين کار وجود آمادگي لازم از جهات مختلف امري ضروري به نظر مي‌رسد. از مهمترين ابزارهاي مورد استفاده جهت کسب اين آمادگي مي توان به عامل فناوري اطلاعات و ارتباطات اشاره کرد که با استفاده از آن قادر خواهيم بود، هر چه سريعتر اين مسير را طي کنيم. IT به عنوان اصلي ترين زير ساختار سيستم هاي تجاري توسعه يافته است ، از اين رو لازم است صنايع مختلف براي پياده سازي سيستم هاي برنامه ريزي پيشرفته اقدام به تبيين استراتژي هاي تجاري و سرمايه گذاري در زمينه توسعه IT کنند که نتيجه نهايي آن کسب مزيتهاي رقابتي و دستيابي به استانداردهاي جهاني کيفيت است. يکي از ابزارهاي مهم فناوري اطلاعات و ارتباطات که نقش مهمي در يکپارچگي اطلاعات و عمليات موجود در موسسات دارد و نهايتا با استفاده از امکانات خاص زمينه را براي پيوستن به بازارهاي جهاني فراهم مي سازد، سيستم هاي برنامه ريزي منابع سازمان يا ERP هستند که در حال حاضر به عنوان يکي از آخرين ابزارهاي برنامه ريزي و مديريت در جهان مطرح‌اند ERP با پوشش‌دادن‌ شکافهاي‌ اطلاعاتي‌ در سراسر موسسه، فعاليتهاي‌ اساسي‌ آن‌ را بهبود مي‌دهد، به‌اين‌ منظور که‌ بستر لازم‌ براي‌ يکپارچه‌کردن‌ کامل‌ درون‌ و برون‌ بخشها، شرکتها و کارخانه‌هايي‌ که‌ در قالب‌ يک‌ موسسه‌ از مديريت‌ واحدي‌ برخوردارند، فراهم‌ آيد. بدين‌ ترتيب، قابليت‌ سازگاري‌ در محيط هاي‌ درحال‌ تغيير، تسهيل‌ شده‌ و موسسه‌ نسبت به واکنش‌ سريع‌ به‌ نيازهاي‌ تغييريافته‌ و جديد، توانمند مي شود. اين سيستم ها قادرند با بهره گيري از فناوري اطلاعات، سيستم ها و عمليات موجود در سازمانها را يکپارچه کنند و در قالب يک پايگاه اطلاعاتي واحد در دسترس قرار دهند.

منبع: ماهنامه تدبير-سال هجدهم-شماره 186
منابع:
1- Minahan, (1998), “Enterprise resource planning:strategies” , Web Journal.
2- O"Leary D.E, (2002), “Enterprise Resource Planning System: systems, Life cycles”.
3- Bozarth, (2006), “ ERP implementation efforts at three firms Integration lessons from the SISP and IT-enabled change literature”, International journal of operations
4- Poston et al, (2004), “Financial impacts of enterprise resource planning implementations”.
5- Patrice, Jon David, Mohammad a, Rashid. Iiaquuet, hossain, (2002), “the evolution of ERP system, anistorical perspective”.

بررسی چالشها و مشکلات مدیران IT در ایران

ارسال شده توسط بابک بابکی | 28 Nov, 2013
نویسنده: اعظم فنایی-دکتر امیر حسین امیرخانی

چکیده: به گفته کارشناسان، صنعت نرم افزار در ایران با مشکلات زیرساختی عدیده ای روبرو است اما تلاش های بسیاری در جهت رفع این مشکلات و رسیدن به ایده آل ها صورت گرفته است.ازمشکلات پیش روی شرکت های تولید کننده نرم افزاردر ایران  می توان مشکلاتی همچون بالا بودن هزینه های تولید نرم افزار به دلیل به طول انجامیدن مدت زمان تولید، عدم حمایت های دولتی،
عدم ارتباط با تولیدکنندگان خارجی، تولیدات سفارشی، خدمات و پشتیبانی پس از فروش، عدم رعایت قانون کپی رایت،کمبود نیروهای متخصص نبود پشتیبانی های لازم، حمایت نکردن بانک های داخلی، تمایل نداشتن شرکت های داخلی به تولید نرم افزار و ...را نام بردکه باعث شده اند صنعت نرم افزار ایران نتواند به جایگاه واقعی خود دست پیدا کند. در این مفاله به بررسی  مشکلات وچالش های پروژه های IT  در ایران می پردازیم.

مقدمه :
کشور ما هنوز دوران اولیه بلو غ خود را در عرصهIT تجربه میکند، دورهای سرشار از مسایل و چالشهای گوناگون. چالشهایی که برخی از آنها به سیاستهای کلان کشور مرتبط و برخی دیگر زاییده ویژگیهای خاص نرمافزار و دستاندرکاران تولید و توسعهی آن است. یکی از کارشناسان در این ارتباط می گوید: تولید نرم افزار به دلیل عدم استفاده از ابزار و انرژی فیزیکی قابل لمس نیست و از این رو تولید آن از نگاه عام سهل به نظر می رسد اما در واقعیت تولید یک نرم افزار که حجمی کمتر از یک CD را به خود اختصاص می دهد، بعضاً ماه ها کار یا سال
کار کارشناسان را به خود اختصاص داده است.
.از آنجا که بیشتر پروژههای نرمافزاری به نوعی با شکست مواجه میشوند ، نیاز به بررسی علل و عوامل شکست در پروژهها معلوم می شود
شکست در پروژههای نرمافزاری در هر یک از چهار مورد «هزینه»، «زمان»، «کیفیت» و «دستیابی به اهداف» مطرح میگردد؛ بدین معنا که اگر پروژهای با صرف هزینهی بیشتر یا زمان بیشتر یا با کیفیت پایینتر انجام گردد، علیرغم به پایان رسیدن پروژه، آن را توأم با شکست میدانیم.
.بطور کلی دلایل اصلی شکست پروژههای ITدر ایران را می توان به دو دسته ی عوامل داخلی و خارجی تقسیم کرد:

عوامل داخلی:
-مدیران پروژه کم تجربه
-ناتوانیهای شرکتهای تولید نرمافزار
-قراردادهای ناپخته
-کمبود نیروی انسانی متخصص
-مقاومتهای کاربران و سازمانها در پذیرش سیستمهای جدید
-ارتباط با مشتریان و کاربران و عدم درگیر نمودن کاربران در پروژه

عوامل خارجی:
-نبود سرمایهگذاری مناسب برای پژوهش و تحقیق در حوزه نرمافزار
-سرمایهگذاری کم در بخش خصوصی و عدم حمایت دولت
-عدم استفاده از یک استاندارد واحد
-مشکلات حضور در مناقصات بینالمللی
-ارزان بودن نرمافزار و عدم در نظر گرفتن ان بصورت یک کالا
-ما ه های سال، تعطیلات رسمی و برنامه ریزی زمانی   
-ا دغام شوراها
-عدم شناسایی حقوق مولفین وقانون کپی رایت
-فیلترینگ و تحریم ایران
-مشکلات موجود کشور در زمینه مستندسازی تولید محصولات نرم و رعایت نکردن مستندات تعریف شده نرم افزاری


مدیران پروژه کم تجربه
در راهنمای دانش مدیریت پروژه ( PMBOK ) فرآیند های مدیریت پروژه با 9 توانمندی تعریف میشود: این توانمندی ها عبارتند از : مدیریت یکپارچگی پروژه ، محدوده ، زمان ، هزینه ، کیفیت ، منابع انسانی ، ارتباطات ، ریسک و برون سپاری
از انجایی که نقش هر یک از عوامل فوق در تولید یک محصول نرم افزاری کلیدی می باشد توانمندی یک مدیر پروژه در تولید نرم افزار یکی از عوامل مهم و حیاتی در موفقیت پروژه می باشد.
اکثر مدیران پروژه نرم افزاری در ایران، برنامه نویسان قدیمی تر و یا قوی تر گروه می باشند.و همین یک نفردر  تولید یک نرم افزار نقش های زیادی از جمله تحلیل  ،  طراحی وبرنامه نویسی و ...را بر عهده دارد  در حالیکه فرآیند مدیریت دانش و توانایی خاص خود را می خواهد و توانمندی های خاص خود را می طلبد. {5}

ناتوانیهای شرکتهای تولید نرمافزار
دست اندر کاران تولید نرمافزار در کشور ما بیشتر شرکتهای کوچک نرمافزاری با پشتوانههای مالی اندک هستند. این شرکت ها عمدتا به دلیل محدودیت منابع از رویکرد توسعه تکنولوژی به منظور آشنایی با ابزار و روشهای نوین تولید نرم افزار غافل میشوند.

قراردادهای ناپخته
بیشترین مشتریان مهم حوزهی نرمافزاردر کشور ما را سازمانهای دولتی و نیمه دولتی تشکیل میدهند. قراردادهای تولید نرم افزار، قراردادهایی ناپخته و یک طرفه هستند و مجریان چنین پروژههایی، با وجود آگاهی نسبت به ضعفهای آن بیشتر اوقات به دلایل اقتصادی مجبور به پذیرش آنها هستند.
تجربههای ناکافی تیم پروژه
چالش دیگری نیز پیش روی مدیران شرکتهای کوچک و متوسط وجود دارد، برای تمامی مدیرعاملان مهم است که کارمندانی تیزهوش، خلاق و مستعد استخدام کنند.شاید یکی از مهم ترین عوامل موفقیت پروژ ه های نرم افزاری را افراد نام برد.متا سفانه در کشور ما کمبود نیروی متخصص یکی از چالش های عمده میباشد . در کشور ما عمدتا میتوان عدم بروز بودن و دسترسی به تکنولوژی روز و اینکه نیروی کار روی تکنولوژی قدیمی با برنامه های آموزشی نامناسب و ناکافی پیوند خورده است را یکی از عوامل ضعف تیم نرم افزاری دانست.
متاسفانه  ضعف نظام آموزشی در دانشگا ه ها و اینکه محتوی آموزشی اکثر دروس دانشگاهی  کاربردی و عملی نبوده و صرفا تئوری می باشد و در بازار کار کاربردی ندارد را میتوان یکی از عوامل ضعف متخصصین ایرانی نام برد.

مقاومتهای کاربران و سازمانها در پذیرش سیستمهای جدید
بخشهای  ITهمچنان در اغلب سازمانها و مراکز صنعتی، خدماتی و بازرگانی سازمان ضعیفی دارند و از دانش و فناوری روز، در عرصهای که تکامل و تحول در آن، ساعت به ساعت رخ مینماید، به دور هستند .چون پروژه های IT به منظور برآورده ساختن اهداف کلان سازمان آغاز    می شوند، نهایتا می بایست در سطح عملیاتی پاسخگوی نیازهای کاربران باشند. پروژه های تکنولوژی مدار بر خلاف پروژه های کارمدار،     نمی توانند به برآورده ساختن اهداف سازمان امیدوار باشند. آزار و اذیتی که کاربران درونی و سطوح پائین یک مجموعه از سیستم های جدید متحمل می شوند در عر صه ی گسترش ITدر سازمان ها قابل بررسی میباشد علی الخصوص امکان عدم اشنایی کاربر با سیستم نرم افزاری جدید به خصوص در  مواردی که ابزار مورد استفاده کاربر به صورت دستی بوده است.

ارتباط با مشتریان و کاربران و عدم درگیر نمودن کاربران در پروژه
عدم درگیری کاربریکی از دلایل شکست پروژه هایIT  در ایران است. اجرای پروژه های IT بدون درگیری فعال کاربران، متکبرانه و غیر منطقی است. گروه اصلی و ذینفع مرتبط با یک محصول نرمافزاری را مشتریان یا کاربران آن تشکیل میدهند. کسانی که در حقیقت تامینکنندهی منابع مالی لازم برای تولید آن به شمار میروند. شاید به جرات بتوان گفت که بیشترین چالشها در تقابل با این گروه - که عمدهترین تامین کنندهی منابع مالی بخشهای تولید نرمافزار هم هستند- رخ مینماید. در عرصهی ارتباط مدیران پروژه با این گروه مسایلی وجود دارد که ریشهی آن را میتوان در میان موارد زیر جستوجو کرد:
1-کاربران، مدیران و ذینفعان یک سیستم نرمافزاری دید روشنی از نرمافزار و قابلیتهای آن ندارند.
2- نرمافزار هنوز به عنوان کالایی ارزشمند شناخته نشده و کارفرمایان و مشتریان نرمافزار اگر چه حاضر هستند بهای بالایی را برای یک سختافزار، برای مثال یک مانیتور، بپردازند، در صرف هزینه برای نرمافزار به شدت خودداری می کنند.
3-در مزایای خرید، تولید و استفاده از نرمافزار تردید دارند.
4- دید روشنی از نیازهای خود و قابلیت مکانیزاسیون آنها ندارند.
5- به ویژه در موازنه طرفهای قرارداد ساخت و تولید نرمافزار، خود را طرف قدرتمند محسوب میکنند. حاصل چنین موازنهای قراردادهایی غیر واقعبینانه و یک طرفه است
6- به فرهنگ و دانش لازم برای استفاده از خدمات مکانیزه و الزامات، محدودیتها و تواناییهای آن کم بها میدهند .
7- از فناوری تولید نرمافزار، روشهای تولید و توسعه، کیفیت در نرمافزار و به طور کلی مباحث تکنیکی و مدیریتی این حوزه کمتر آگاه هستند. برای نمونه در بسیاری از پروژهها در حالی که برای مثال فرآیندی تکرارپذیر مانند RUP را به عنوان روش تولید نرمافزار در متن قرارداد بیان میکنند، مراحل تحویل فرآوردههای پروژه را آبشاری مشخص میکنند

عدم سرمایهگذاری مناسب برای پژوهش و تحقیق در حوزه نرمافزار
اگرچه مساعدتهایی در اختیار بخشهای مختلف خصوصی و دولتی در چهارچوب طرحهای مختلف قرار گرفته است، عمدهی این سرمایهها اغلب به سمت بخشهای سختافزاری سرازیر و در عمل سرمایهگذاری در عرصه تولید و به تناسب آن تحقیق و پژوهش کاربردی حوزهی    نرم افزار که در زمرهی سود آورترین عرصههای اقتصادی در دنیا شناخته میشود، بسیار اندک است.

سرمایهگذاری کم در بخش خصوصی و عدم حمایت دولت
ـ در کشور ما حمایت کافی از بخش خصوصی در زمینه ی  IT بعمل نمی اید.
مشکلاتی که این گروه با ان مواجهند عبارتند از:
1ـ سرمایه گذاری دولت در بخش خصوصی کم میباشد و دولت حمایت کافی از ان ها به عمل نمی اورد.
2-روند طولانی پیشرفت  کار در ادارات دولتی :
کاغذ بازی در ادارات دولتی و تعلل در امور باعث می شود یک پروسه مدت زمان زیادی طول بکشد و این خود باعث طول کشیدن بیش از حد پروژه میشود.

عدم استفاده از یک استاندارد واحد
یکی از ضعف های شرکت های تولیدکننده نرم افزاری این است که تولیدات آنها از استانداردهای لازم برخوردار نیست. در ایران شرکت های  نرم افزاری اغلب در رده شرکت های کوچک و با تعداد محدودی نیروی فنی شکل می گیرد و سپس پروژه های در دست را تبدیل به یک محصول کرده و به صورت عمومی اقدام به فروش آن می کنند. که این کار اغلب بدون نیازسنجی در بازار صورت می گیرد، بنابراین محصول تولید شده از استانداردهای لازم برخوردار نیستند.

-شرکتهای نرمافزاری و مشکلات حضور در مناقصات بینالمللی
در حال حاضر مشکلات اجرایی بسیاری بر سر راه حضور شرکتهای نرمافزاری جهت حضور در مناقصات بینالمللی وجود دارد که بخشی از آن به دولت، و بخش دیگری از آن به خود شرکتهای نرمافزاری برمیگردد. این مشکلات عبارتند از:

1- عدم امکان صدور آسان ضمانتنامههای مختلف ارزی نظیر شرکت در مناقصه، پیش پرداخت و حسن انجام کار برای شرکتهای نرمافزاری.
در حال حاضر یکی از ملزومات دریافت این ضمانتنامهها وجود رتبهبندی و تعیین سقف توانایی اجرای پروژه از سوی دفتر امور پیمانکاران و مشاورین سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور میباشد که عملا برای شرکتهای نرمافزاری با استدلال تفویض اختیارات به شورای عالی انفورماتیک از سوی این دفتر این رتبهبندی انجام نمیشود و کمیتههای مختلف صدور خدمات و بانکها نیز بر اساس آییننامههای موجود در این رابطه، مجوز شورای عالی انفورماتیک را برای صدور ضمانتنامه کافی نمیدانند و اصولا شرایط اعلام شده از سوی آن دفتر، مناسب شرکتهای نرمافزاری نبوده و با روح فعالیت این شرکتها مغایرت دارد. در واقع در حال حاضر، عملا امکان اخذ ضمانت نامههای یاد شده برای شرکتهای نرمافزاری وجود ندارد و این در حالیست که این گونه ضمانتنامهها از بدیهیترین ابزار حضور در مناقصات بینالمللی میباشد.

2-عدم حمایت مناسب بانکها
بانکها موظف هستند از محل منابع خود و صندوق ذخیره ارزی، پروژههای خدمات فنی و مهندسی را مورد حمایت قرار دهند و معمولا جهت تسهیل در امر تامین وثایق مورد نیاز، خود طرح را در اختیار میگیرند. در رابطه با پروژههای فیزیکی نظیر ساختمان و جادهسازی این امر مقدور میباشد، ولیکن در رابطه با پروژههای نرمافزاری به علت ماهیت غیرفیزیکی طرح، قطعا باید تسهیلات ویژهای در اختیار شرکتهای نرمافزاری قرار گیرد که هم اکنون برای بانکها تعریف نشده میباشد.

3- مشکلات شرکتهای نرمافزاری
شرکتهای نرمافزاری جهت حضور در مناقصات، ضمن افزایش توان فنی و اجرایی خود، باید حتما خود را به ابزار زیر مجهز نمایند:
3-1- اخذ گواهینامههای بینالمللی نظیر TickIT ، CMM و... برای مشتریان خارجی پیاده کردن روح این استانداردها در فرایند تولید نرمافزار. کارفرمایان خارجی توجه ویژهای به این استانداردها دارند.
2-3- بالا بردن تواناییهای خود در امر مستندسازی و ارتباط مناسب و مدون درون و بیرون سازمانی جهت تعامل در سطح بینالمللی
3-3- افزایش مهارتهای مربوط به زبانهای بینالمللی به ویژه انگلیسی برای افراد مرتبط در هر سازمان.بسیاری از ایرانیان ایده های        فوق العاده جدید و جالبی دارند اما بدلیل پایین بودن مهارت در نگارش انگلیسی ، امکان اینکه بتوانند آنرا در قالب یک مقاله ارائه بدهند ندارند و یا امکان اینکه مثلا بتوانند یک سایت با ایده جدیدی که در ذهن دارند راه بیندازند را ندارند.می دانیم که موفقیت یک سایت ، نمیتواند محدود به داخل باشد و زمانی یک سایت موفق هست که بتوانند در عرصه جهانی مخاطب داشته باشد.
4-3-استفاده از مشاورین مجرب در امر تنظیم اسناد مناقصات بینالمللی و دادن پیشنهاد قیمت مناسب
5-3- ایجاد رابطههای کاری به ویژه در قالب Joint Venture با شرکتهای معتبر خارجی
6-3- شرکت در مناقصات در قالب کنسرسیومهای تخصصی به منظور افزایش تواناییها و بالا بردن قابلیت چانهزنی
7-3- ارتباط با کلیه مرکز اطلاعرسانی جهت دریافت اخبار مربوط به مناقصات بینالمللی {1و2}

ارزان بودن نرمافزار و عدم در نظر گرفتن ان بصورت یک کالا یا صنعت
ارزان بودن نرمافزاردر ایران بر خلاف هزینهی تولید بالای آن و رعایت نکردن حقوق تولید کنندگان محصولات نرمافزاربه شکلی که بسیاری از نرمافزارها (چه نرمافزارهای تولید داخل و چه تولید خارج) به راحتی و با قیمتی بسیار اندک در دسترس همگان است- بسیاری از خریداران کامپیوتر به راحتی بابت قطعات جانبی آن هزینه و پول پرداخت میکنند اما حتی اگر نرم افزاری مورد نیازشان باشد که بتوانند از آن نیز در آمد کسب کنند باز مایل به پرداخت هزینه نیستند و در واقع نوع تفکر ما نسبت به پرداخت پول بابت محصولی نرم افزاری و البته قابل کپی اشتباه است .
-شاید خیلی از موارد فوق به این دلیل است که مقوله نرم افزار به عنوان یک صنعت شناخته نشده، افراد مختلفی در ان تاثیر گذارده اند. اگر بخواهیم دیدگاه صنعتی را به این فعالیتها حاکم کنیم باید به صورت کلان و در سطح مالی گام برداشت خوشبختانه با تصویب طرح تکفا، اهمیت برنامه در سطح ملی و حمایت قاطع دولت مورد توجه قرار گرفته است. طرح تکفا شرایط جدیدی را برای صنعت نرم افزار کشور به وجود آورده است. این طرح که با گردآوری و تحلیل تجربیات و مطالعات انجام شده در داخل و خارج از کشور تهیه شده است به عنوان برنامه توسعه ملی صنعت انفورماتیک مطرح است و با وجود اشکالاتی که به آن وارد است از حمایت طیف گسترده ای ا متخصصین فن برخوردار است

ما ه های سال، تعطیلات رسمی و برنامه ریزی زمانی   
شرکت تولید کننده نرم افزاری باید برنامه ریزی زمانی داشته باشند، بدین معنی که برای رسیدن به اهداف خود  در قالب برنامه های بلند مدت میان مدت و کوتاه مدت ، گام هایی را تعریف کند
می توان گفت که برنامه ریزی ماهانه شرکت، تابع شرایط اجتماعی نیز هست، برای مثال تعطیلی ناگهانی اعلام شده از سوی دولت (به تعداد بین التعطیلین توجه کنید)، جلو کشیدن یا نکشیدن ساعات کار، کاهش ناگهانی و بدون اعلام قبلی ساعات کار در ماه رمضان و یا .... در فعالیت های جاری شرکت ها تاثیر گذار است.
در ایران ما ماه های متفاوتی داریم که بر اساس آن شرایط جامع متفاوت است و این شاید در هیچ جای دنیا سابقه نداشته باشد: این ماه ها عبارتند از فروردین، اردیبهشت، خرداد، شهریور، دی، بهمن، اسفند! به اضافه ماه محرم و ماه رمضان در تاریخ قمری. تعجب کردید که بخش مهمی از سال در شرایط ویژه هستیم،.
. البته این موارد عمومی نیست و با توجه به ماهیت هر شرکت و مکانیسم فروش و ارائه خدمات پس از فروش می تواند متفاوت باشد و نتایج  به دست امده طبق بررسی های یک شرکت خصوصی بدست امده اند:
- فروردین : نیمی از ماه تعطیل است، در نیم دوم هم هنوز کسی تصمیم به خرید یا سفارش نرم افزار ندارد و همه صبر می کنند تا ماه بعد. ضمن اینکه به دلیل عدم باز شدن ردیف های بودجه، حتی در صورت تمایل به خرید، محل پرداخت وجه مشخص نبوده و عملا موکول به ماههای بعد می شود.
- اردیبهشت، به دلیل هزینه های سنگین ماه اسفند و عدم فروش خوب محصولات جدید، فشار مالی در اردیبهشت ماه به شرکت ها وارد می شود، هر چند تقاضاهای خرید محصول و سفارش پروژه افزایش می یابد.
- خرداد : فصل امتحان نیروهای کاری است که دانشجو هستند، لذا در صورت داشتن چنین نیروهایی، در این ماه و ابتدای تیر ماه، بسته به تعداد توان فنی شرکتها کاهش می یابد.
- شهریور: اغلب مرخصی مدیران و کارکنان در این ماه است تا پیش از آغاز فصل تحصیلی جدید، با خانواده استراحتی داشته باشند، بنابراین عملا فروش این ماه و ماه مهر افت پیدا می کند.
- دی و بهمن : با نزدیک شدن به دهه فجر و آخر سال، میزان تقاضای مشتریان، علی الخصوص در بین سازمانهای دولتی افزایش می یابد. لذا باید تیم فروش و خدمات پس از فروش آمادگی کافی برای مذاکرات متعدد در ماه آمادگی داشته باشند.
- اسفند: هر چند میزان درآمد خوبی حاصل از فروش ماههای پیشین به شرکتها تزریق می شود، اما با توجه به هزینه های آخر سال، پاداش پرسنل و هدایای تبلیغاتی شرکت، و نیز هزینه های فروردین و اردیبهشت، بایستی مدیریت مالی درستی در شرکت صورت گیرد.
- محرم : به دلیل برگزاری مجالس مذهبی و تعطیلات آن، اغلب مشتریان دولتی علی الخصوص در دهه های اول آن در دسترس نیستند.
- رمضان : با توجه به شرایط ویژه روزه داری، توان تولید در مجموعه های نرم افزاری کاهش می یابد. از سوی دیگر به دلیل همین شرایط با مشتریان عملا نیمه دوم روز غیر قابل استفاده است. این مشکل با دستور عجیب دولت در سال جاری مبنی بر کاهش ساعت کاری در ماه رمضان برای ادارت دولتی تشدید می شود.

ادغام شوراها
عدم وجود یک نهاد متمرکز ناظر بر کلیه ی نهاد های مختلف در برنامه ریزی و مدیریت و قانون گذاری در زمینه ی IT
به عنوان مثال یکی از دلایلی که باعث کند پیش رفتن  طرح آزمایشی کپیرایت نرمافزارمیشود ادغام شوراها ی مسئول می باشد..
مباحثی که در زمینه ادغام شوراها مطرح است، فعالیت در این زمینه را با کندی مواجه کرده است این دستگاهها و تشکلهای خصوصی بیش از ???دستگاه است که از آن جمله میتوان به وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، نیروی انتظامی و سازمان نظام صنفی رایانهای کشور اشاره کرد
لذا دولت باید یک نهاد رسمی را به عنوان متولی این امر انتخاب و از موازی کاری در این زمینه جلوگیری کند.


عدم شناسایی حقوق مولفین وقانون کپی رایت
تالیف در زمینه نرم افزار یکی از مهم ترین اقداماتی است که می تواند زمینه ایجاد تحرک و پویایی لازم برای گسترش این صنعت را فراهم آورد.
در حال حاضر کاربران ایرانی که عادت به کپی محصولات نرم فزاری های خارجی با هزینه بسیار انداک دارند دیگر هرگز تمایلی به پرداخت هزینه واقعی نرم افزاری ایرانی ندارند و شرکتهای ایرانی مجبورند محصولات خود را با هزینه و سود بسیار کمتری به فروش برسانند. رعایت قانون کپی رایت میتواند کاربران را با بهای واقعی تر نرم افزار آشنا کند و بنابراین آنها نسبت به محصولات ایرانی نیز رغبت بیشتری نشان داده و هزینه بیشتری پرداخت خواهند کرد

- با رعایت قوانین کپی رایت شرکتهای ایرانی موقعیت مناسبی برای  رقابت در سطح خارجی  پیدا خواهند کرد که باعث می شود از کلیشه های بازار نرم افزار ایران که تنها به نرم افزارهای مالی یا صرفا فارسی محدود شده است خارج و به رقابت با محصولات شرکتهای نرم افزاری خارجی بپردازند

-همانطور که در بالا نیز اشاره شد رعایت قوانین کپی رایت باعث رونق و ایجاد بازار برای محصولات نرم افزاری ایرانی خواهد شد . بنابراین طبیعی است که مشاغل مرتبط بیشتر شده و افراد و کارشناسان بیشتری جذب این بازار خواهند شد و این یعنی افزایش سطح درآمد و ایجاد شغل در بخش نرم افزار و همچنین جاذبه بیشتری برای سرمایه گذاری در این بخش ایجاد خواهد شد که این میتواند باعث بالندگی ، ورود و خرید تکنولوژی های پیشرفته و در نتیجه افزایش سطح و کیفیت محصولات ایرانی شود.

- ایران با توجه به میزان افراد تحصیکرده در رشته کامپیوتر و همچنین استعداد نیروی انسانی خود میتواند تبدیل به قطب مهمی در تولید و صادرات نرم افزار حداقل در سطح منطقه و یا قاره شود. متاسفانه عدم رعایت قاون کپی رایت باعث شده که هیچوقت صنعت نرم افزار ایران را جدی گرفته نشود و در واقع عدم رعایت قوانین کپی رایت سد اصلی برای علاقمندی شرکتهای بزرگ خارجی برای سرمایه گذاری یا سفارش به شرکتهای ایرانیست.

-یکی از راه هایی که باعث پیشرفت کشور در زمینه صادرات نرم افزار می شود، جذب سرمایه های خارجی به این حوزه است. وقتی یک سرمایه گذار مشاهده می کند که در کشور قانون کپی رایت اجرا نمی شود و هیچ اهرم حمایتی دیگری هم ندارد؛ بنابراین ترجیح می دهد در چنین وضعیتی سرمایه گذاری نکند. به اعتقاد وی اجرایی شدن این قانون در کشور باعث جذب سرمایه گذاران خارجی و داخلی شده و این کار در پایان منجر به اشتغالزایی، افزایش کیفیت محصولات تولیدی و مطرح شدن بازار صادرات ایران در جهان می شود.

فیلترینگ و تحریم ایران
یکی از کارشناسان نرم افزار مساله تحریم را یکی از موانع بزرگ بر سر راه صادرات نرم افزار می داند و می گوید: « مسائل سیاسی تاثیر بسزایی بر اقتصاد کشور از جمله صادرات دارد که متاسفانه این مساله در زمینه صادرات نرم افزار بیشتر تاثیر گذار بوده و بسیاری از صادرکنندگان نرم افزار را با مشکل مواجه کرده است.»
محدودیت استفاده افراد از خطوط پرفشار یااینترنت پر سرعت را می توان یکی دیگر از مشکلات نام برد.منظور از اینترنت پر سرعت ، پهنای باند حداقل 1 مگابیت در ثانیه هست. بسیاری از مفاهیم فن آوریهای نو در حوزه اینترنت ، و تجربه واقعی از اینترنت متناسب به فهم جهانی ازوضعیت فعلی سرویسهای اینترنتی ، تنها زمانی بدست میاد که شما هم همانند پیشتازان این علم ، دارای یک حداقلی از پهنای باند که گفتیم باشید.کسانیکه این نوع اینترنت رو تجربه کرده اند حتما منظور بحث رو بخوبی درک میکنن ممکن است نگرانیهایی در زمینه دسترسی به سایتهای ناسازگار با فرهنگ ما وجود داشته باشد، اما راه چاره، محدود کردن دسترسی نیست، همانطور که تجربههای گذشته در برخورد منفی با پدیدههای تکنولوژیک مانند فکس و ویدئو و ماهواره و... همگی ناموفق بودهاند..

استانداردها
.استاندارد کردن و استاندارد از پایه های علم و فناوری است که در پیشرفت صنعت و اقتصاد نقشی به سزا دارد و باید در جهت افزایش سطح کیفیت ها تلاش کرد تا به فناوری پیشرفته تولید هر محصول نایل آمد.
یکی از مشکلات شرکتهای نرم افزار ایرانی در بازارهای جهانی عدم آشنایی با استاندارد نرم افزار است متاسفانه استاندارد نرم افزار هنوز در ایران بدرستی تدوین و یا تعریف نشده است و تاکنون هیچ اقدام منسجمی در کشور ما برای تعیین استاندارد تولید نرم‏افزار صورت نگرفته و هیچ اجباری برای ارایه شناسنامه نرم‏افزارها وجود نداشته است.
از انجا که تنوع حوزه عملکرد در زمینه نرم افزار بسیار زیاد است، ادامه حیات این صنعت نمی تواند بی نیاز از وجود استانداردهای منسجم و یک دست باشد. با توجه به اینکه هر تولید کننده نرم افزاری یک روش تولید خاص خود اتخاذ می کند و در مراحل ساخت از متدولوژی های متفاوت استفاده می کند، نتیجه کار شرکت های مختلف به لحاظ روند کیفی و اجرایی شکل و شمایلی گوناگون خواهد داشت و این امر اصولا یکپارچگی در این بازار را فدای خود خواهد کرد، اینجاست که لزوم وجود استاندارد نرم افزار به وضوح حس می شود. کارشناسان نرم افزار معتقدند که پشتیبانی قدرتمند محصولات و همچنین مستند سازی و تخمین کیفیت تنها با وجود یک استاندارد منظم مقدور است.. وقتی استاندارد صحیح وجود داشته باشد کار گروهی بیشتر معنا پیدا می کند.هم اکنون استانداردهای جهانی زیادی مانند IEEE و ایزو وجود کیفیت و پشتیبانی مناسب در صنعت نرم افزار دنیا را تضمین میکنند.
همراه با رشد IT ، صنعت نرم افزار کشور هر روز بیش از پیش نیازمند بهره مندی از استانداردهای یکپارچه می شود. قبل از سال های 71 و 72 فعالیت شرکت های داخلی در قالب استاندارد رسمی و جهانی نبود و شرک ها اغلب بر پایه نیاز و بر حسب شرایط موجود و با توجه به سطح دانش و توانایی خود چارچوب های خاصی برای تولیدات خود تعریف می کردند،ولی بعد از این سال ها به تدریج استانداردهای جهانی مانند IEEE ایزو وارد صنعت نرم افزار کشور شدند. نحوه کاری به این شکل بود که استانداردهای مختلف این دو موسسه ترجمه می شدند و شرکت ها از آنها استفاده می کردند.
ولی مشکل اساسی این گونه استاندارد سازی این است که استانداردهای بین المللی در موارد بسیاری با شرایط داخل کشور سازگاری ندارند و به همین دلیل ضمانت اجرایی خود را از دست می دهند و باز بنا به همین علت بازنگری و بازنویسی این استانداردها منطبق با شرایط صنعت نرم افزار کشور اولین و ضروری ترین کار ممکن است. {6}

مشکلات موجود کشور در زمینه مستندسازی تولید محصولات نرم و رعایت نکردن مستندات تعریف شده نرم افزاری:
متأسفانه به علت فقدان استاندارد یا لااقل توصیهای واحد برای مستندسازی محصولات نرمافزاری و بیتوجهی سازندگان نرمافزار و کارفرمایان، نرمافزارهای تولید شده در ایران اکثراً فاقد حداقل مستندات لازم هستند. البته فشار کارفرمایان به پیمانکاران برای کاهش هزینه تولید نرمافزار عموماً منجر به حذف و یا کم رنگ شدن بخش مستندات سیستمهای نرمافزاری شده است. یادآوری میگردد بطور متوسط 30% هزینه تولید هر نرمافزار صرف تهیه مستندات آن سیستم میگردد. فرایند تولید نرم افزار یا به طور محدودتر متدولوژی تولید نرم افزار، منحنی شناخته شده برای متخصصین ودست اندرکاران می باشد. در ایران بسیاری از افراد در این زمینه اطلاعات کافی دارند و در جریان آخرین دست آوردها و مقالات روز هستند. اما در پیاده سازی سیستمهای در داخل ایران، ردپای این صحبتها کمتر دیده می شود. چرا؟ عده ای معتقدند کارفرما این اصول را     نمی پذیرد یا هزینه اش را پرداخت نمی کند! آیا ممکن است کارفرما در اجرای روش اصولی رسیدن به هدف خویش کوتاهی کند؟ خوشبختانه هم کارفرمایان و هم مجریان پروژه های نرم افزاری متوجه این واقعیت بزرگ شده اند که امروزه ما نیازمند سرمایه گذاری روی روشهای تولید نرم افزار هستیم . برای توسعه صنعت نرم افزار باید روی فرایند و مهندسی کار انرژی زیادی گذاشته شود. تولید نرم افزار بزرگ یک کار گروهی است، یک صنعت است اجرای این کار بدون فرایند ممکن نیست براساس آمارهای موجود عوامل ریسک در یک پروژه نرم افزاری بزرگ و سهم هر یک از آنها عبارتند از: نیروی انسانی (40%) فرایند کار (40%) و فناوری و ابزار روز (20%)  . قسمت عمده ای از عوامل ریسک در نظر گرفته شده در عامل نیروی انسانی ما فرایند کار قابل کنترل می باشد. بنابراین دیده می شود که نقش فرایند تولید نرم افزار در موفقیت یک پروژه بزرگ نرم افزاری تا چه حد تعیین کننده است. نکته مهم دیگری که از این اطلاعات استنباط می شود این است که عامل «فناوری و ابزار» درصد به مراتب پاین تری را به خود اختصاص داده است. بنابراین در آموزشها و برنامه ریزیهای کار باید توجه بیشتری به فرایند کار کرد تا به ابزار پیاده سازی. متاسفانه این امر در بسیاری از اوقات فراموش می شود. {4}


نتیجه گیری
در مقاله ی فوق به نفد و ضعیت فعلی فناوری اطلاعات در ایران پرداختیم اگرچه علل شکست پروژه های  IT متعدد میباشد هر مدیر پروژه بسته به ویژگیهای سازمان کارفرما یا مشتریان خود، میتواند اقلام جدیدی به فهرست بالا اضافه کند.
رعایت توصیه های زیر میتواند احتمال شکست پرو ه های IT در کشور را کاهش د هد.
-افزایش میزان سطح اگاهی جامعه در مقوله ی فناوری اطلاعات اگاهی
- افزایش میزان سطح اگاهی متخصصان عرصه ی فناوری اطلاعات با تکنولوژی روز با تاسیس موسساتی تحت حمایت دولت برای تربیت و آماده سازی نیروی متخصص
-استفاده  از استانداردهای منسجم و یک دست
- سعی هر چه بیش تر در جهت رعایت قانون کپی رایت
-در نظر گرفتن یک نهاد متمرکز ناظر بر کلیه ی نهاد های مختلف در برنامه ریزی و مدیریت و قانون گذاری در زمینه ی IT

منابع
1. اکبری، حسیــن و دیگران، ارزیابی تطبیقی پروژه های مدیریت استراتژیک در سازمانهای ایرانی»، تدبیر، شماره 143، فروردین 83 ، ص 16.
2. رازقی اسکویی، فرانک،اهمیت ارزیابـــی پروژه های آی تی/آی اس، خبرنامه انفورماتیک، شماره 89 ، دی ماه 82 ، ص 18.
3. فهیمی، مهدی، فرایند تدوین طرحهای جامع فناوری اطلاعات و ارتباطات»، تکفا، شماره 7 و 8 ، مرداد و شهریور 82 ، ص 62.
4. مقایسه متــــدولوژیهای ایجاد و توسعه سیستم های اطلاعاتی، انتشارات انیستیتو ایزایران - 1380.
5. .جعفری مقدم، س.، مستندسازی تجربیات مدیران (از دیدگاه مدیریت دانش)، موسسه تحقیقات و آموزش مدیریت، چاپ اول، 1382

6. 6- TURNER, J.R., THE HANDBOOK OF PROJECT-BASED MANAGEMENT, 2nd EDITION, MCGRAW - HILL, 1998, P.71.
7. http://www.ictir.net/content/interviews/2284
8. http://www.senmerv.com/archives/000097.php
9. http://ITiran.net/archives/000562.php
10. http://www.copyright.gov/circs/circ1.html
11. http://www.aftab.ir/articles/
12. http://www.ITiran.com/?type=news&id=7930
13. http://www.ictir.net/content/news/1977/
14. http://www.senmerv.com/archives/000101.php

منبع: اولین کنفرانس مدیران پروژه های فناوری اطلاعات
تهیه و تنظیم:  پایگاه مقالات علمی مدیریت www.SYSTEM.PARSIBLOG.com


جنگ سایبری

ارسال شده توسط بابک بابکی | 28 Nov, 2013
یک پاتک مجازی در جنگ نرم: مقدمه: جنگ سایبری از زیر مجموعه های جنگ نرم است. امروزه با کوچک‌تر و پیچیده‌تر شدن جهان به واسطه رشد روزافزون وسایل ارتباط جمعی از قبیل اینترنت و ماهواره معادلات گذشته در تنظیم روابط بین کشورها تا حدود زیادی به هم خورده و جای خود را به معادلات جدیدی داده است؛ به گونه‌ای که به جای به کارگیری
مستقیم زور، توجه قدرت‌ها به استفاده از قدرت نرم و ایجاد تغییرات از طریق مسالمت‌آمیز با به کارگیری شیوه‌های نوین مداخله در امور داخلی کشورها جلب شده است.
جنگ نرم در برابر جنگ سخت در حقیقت شامل هرگونه اقدام روانی و تبلیغات رسانه‌ای که جامعه هدف یا گروه هدف را نشانه می‌گیرد و بدون درگیری نظامی و گشوده شدن آتش رقیب را به انفعال یا شکست وامی‌دارد. ?جنگ روانی، جنگ رایانه‌ای، اینترنتی، براندازی نرم، راه‌اندازی شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی و شبکه‌سازی از اشکال جنگ نرم هستند. جنگ نرم در پی از پای درآوردن اندیشه و تفکر جامعه هدف است تا حلقه‌های فکری و فرهنگی آن را سست کند و با بمباران خبری و تبلیغاتی در نظام سیاسی – اجتماعی حاکم تزلزل و بی‌ثباتی ایجاد کند.
جنگ نرم در پی از پای درآوردن اندیشه و تفکر جامعه هدف است تا حلقه‌های فکری و فرهنگی آن را سست کند و با بمباران خبری و تبلیغاتی در نظام سیاسی – اجتماعی حاکم تزلزل و بی‌ثباتی ایجاد کند
ژوزف نای از پیشگامان طرح قدرت نرم در سال 1989 می‌گوید: «قدرت نرم، توجه ویژه به اشغال فضای ذهنی کشور دیگر، از طریق ایجاد جاذبه است و نیز زمانی یک کشور به قدرت نرم دست می‌یابد که بتواند (اطلاعات و دانایی) را به منظور پایان دادن به موضوعات مورد اختلاف به کار گیرد و اختلافات را به گونه‌ای ترسیم کند که از آنها امتیاز بگیرد. مونوپولی اطلاعات و دانایی مرکز دیپلماسی نیست، بلکه خود دانش و گسترش آن است که باید نقطه قوت دیپلماسی باشد. قدرت نرم، تبلیغات سیاسی نیست بلکه مباحث عقلانی و ارزش‌های عمومی را شامل می‌شود. هدف قدرت نرم افکارعمومی خارج و سپس داخل کشور است. وسایل ارتباط جمعی در جهان امروز، جهان‌های ذهنی و غیرواقعی را به دنیا مخابره می‌کنند. آنها دیگر به انتقال واقعیت فکر نمی‌کنند، بلکه واقعیت‌ها را می‌سازند. هدف رسانه‌ها از قدرت نرم در ابتدا مدیریت افکارعمومی نیست، بلکه رسانه‌ای در این دنیا موفق است که بتواند با افکارعمومی حرکت کند و خود را سازگار با آنها نشان دهد.تزریق کند.
یکی از ابزار های مهم در این راستا سایتهای شبکه های اجتماعی اینترتی و شبکه های وبلاگی هستند.اگر چه کشورهای حامی و بنیان گذار در آن تبلیغات مستقیم نمی کنند اما با ایجاد زمینه طرح و نشر مباحث مورد علاقه و به صورت مثلا بی طرف به مدیریت افکار عمومی می پردازند.

توئیتر چیست؟
تویتر
توییتر(Twitter) یک سرویس به اصطلاح میکروبلاگینگ است که با شعارچه کار می‌کنید؟ (What are you doing) پا به عرصه وجود گذاشت در واقع این هدف اصلی توییتر بود که درحال حاضر دارای جایگزین‌هایی هم شده است. یکی دیگر از شاخصه‌های توییتر محدود بودن به تایپ تنها ??? کاراکتر است. این دو مشخصه به قدری بدیع و نو بود که به سرعت در بین کاربران اینترنت به محبوبیت رسید
در واقع می شود گفت یک جور دفتر خاطرات روزانه آنلاین است. این اتفاق به این خاطر روی داد که ممکن است چیزی که شما در توییت خود می نویسید با سوال چه کاری انجام می دهید جور در نیاید. ممکن شما شاهد یک واقعه باشید و آن را توییت کنید که آن از دایره “چه کار می کنید” خارج است پس توییتر از شما می پرسد “چی اتفاق افتاده؟”
از اقدامات جالب دیگری که توییتر انجام داده، اضافه شدن امکان لیست کردن افراد دنبال شده توسط شماست که می توانید مثلا برای دوستان خود لیستی جدا و برای گروه های خبری یک لیست جدا تهیه نمایید و دیگری امکان دوباره توییت (retwet) است که شما می توانید توییت فرد دیگری را دوباره توییت نمایید البته اگر از نوع توییت های عمومی باشد.

توئیتر و جنگ نرم:
اگرچه توییتر یک سرویس بین المللی است و تمام افراد از سراسر جهان به این ابزار دسترسی دارند اما پس از انتخابات ریاست جمهوری امسال به یکی از ابزارهای جنگ نرم علیه نظام تبدیل شد. سایت دیگری كه در كنار فیس بوك در خدمت امپراطوری خبری دشمن فعالیت جدی را دنبال می‌نماید تویتر است. عملكرد تویتر به صورت یك وبلاگ خلاصه و شبیه به پیامك‌های اس‌ام‌اس بوده و در طول ماههای  اخیر به صورت جدی در اختیار سازمان دهندگان  اعتراضات برای تهییج و هماهنگی با اعضا و هوادارانشان برای شایعه سازی و  اغتشاش قرار گرفت. بدین ترتیب تویتر نقش بی‌سیم و شبكه ارتباطی نیروهای اپوزیسیون را بازی می‌كند بطوریكه در كنار حركت‌ این سایت‌ها شاهد فشار دستگاه حكومتی آمریكا بر تویتر بودیم كه حتی تعمیرات ماهیانه خود را انجام ندهد تا اینكه ارتباط آشوبگران لحظه‌ای قطع نشود.
پررنگ سازی شبه تقلب در انتخابات،ماجراهای برخی کشته های تقلبی و طراحی و انتشار بسیاری از شعارهای رادیکال توسط این شبکه اجتماعی انجام می شد.نقش این شبکه اجتماعی در حوادث پس از انتخابات به گونه ای بود که وزیر خارجه آمریکا از تلاش های کشورش برای اطمینان از دسترسی معترضان ایرانی به شبکه اجتماعی توئیتر دفاع کرد.
به گزارش عصر ایران به نقل از لس آنجلس تایمز، در شرایطی که مقامات ایرانی، واشنگتن را به مداخله در امور انتخاباتی این کشور متهم کرده اند هیلاری کلینتون از تلاش های اخیر آمریکا برای اطمینان از اینکه توئیتر همچنان در دسترس معترضان ایرانی قرار دارد ، حمایت کرد.
اگرچه توییتر یک سرویس بین المللی است و تمام افراد از سراسر جهان به این ابزار دسترسی دارند اما پس از انتخابات ریاست جمهوری امسال به یکی از ابزارهای جنگ نرم علیه نظام تبدیل شد
کلینتون در دیداری با آویگدور لیبرمن وزیر خارجه اسرائیل گفت: "توئیتر ابزاری مهم است که به معترضان ایرانی به ویژه جوانان اجازه می دهد در جریان حوادث اخیر انتخابات ریاست جمهوری با یکدیگر در تماس باشند."
این اظهارات کلینتون پس از آن عنوان شد که روزنامه نیویورک تایمز گزارش داد: "وزارت خارجه آمریکا با ارسال ایمیلی از شبکه اجتماعی توئیتر درخواست کرده به خاطر کاربران ایرانی، قطعی شبکه خود را به تعویق بیاندازد."
کلینتون گفت: "ظاهراً توئیتر بسیار مهم است و در زمانی که منابع اطلاعاتی دیگری وجود ندارد این شبکه نقش مهمی در حفظ خطوط ارتباطی بر عهده دارد و به افراد امکان می دهد اطلاعات را مبادله کنند...این حق اساسی مردم است که بتوانند با هم ارتباط برقرار کنند."
اخیرا نیز روزنامه واشنگتن تایمز در گزارشی به قلم «نیكلاس كرالو» اعلام كرد: دولت اوباما با لغو برخی تحریم های اینترنتی در مورد ایران این امكان را فراهم ساخت تا ایرانیان بتوانند نرم افزار ساخت آمریكا را كه در پایگاه های اینترنتی اجتماعی از قبیل فیس بوك و توئیتر استفاده می شود دانلود كنند.
فضای مجازی
هفته نامه آمریكن فری پرس نیز در همین رابطه فاش كرد كه سیا از شبكه های اجتماعی اینترنتی توئیتر و فیس بوك برای انتشار داستان هایی درباره ضرب و شتم های خونین، درگیری های مسلحانه و كشتارهای گسترده ای كه هیچ گاه تأیید نشد، استفاده كرده است.
تأثیرگذاری این فضای مجازی تا حدی بود كه مشاور سابق امنیت ملی بوش هم در مقاله ای كه در روزنامه «كریستین ساینس مانیتور» انتشار داده است خواستار تعلق جایزه صلح نوبل به بانیان سایت توئیتر به دلیل نقش این رسانه در رخدادهای پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران شد.
«مارك پفیفل» در این باره گفت: در اوج ناآرامی ها در ایران به طور میانگین در هر ساعت بیش از 220 هزار مطلب از سوی كاربران ایرانی در داخل یا خارج این كشور روی این شبكه قرار می گرفت.
به غیر ازحوادث سیاسی پس از انتخابات  ایران، در مولداوی، چین و سال پیش در گرجستان، به وضوح، اهمیت توئیتر نمایان شد.اما اوج فعالیت در توییتر مربوط به انتخابات ایران و حوادث پس از آن بود به گونه ای که  توئیتر اخیرا  اعلام کرد، انتخابات ریاست جمهوری ، پرطرفدارترین عنوان سال 2009 در خدمات میکرو بلاگینگ بوده است.
در واقع توییتر با امکان گزارش لحظه به لحظه به شکل پیامکی و مولتی مدیا نقش اصلی را در سو دهی های خاص جنگ نرم بازی می کند.در جریان جنگ نرم شبکه‌های اجتماعی می‌توانند فعالیت‌های اعتراض آمیز سازماندهی کرده و در اطلاع رسانی روند رویدادها نقش آفرینی کنند.

اولین پاتک در جنگ نرم تویتری:
سایت توئیتر در روز جمعه ?? آذر ماه، ساعت ?? صبح به وقت ایران توسط یک گروه هکری موسوم به ارتش سایبر ایرانیان Iranian Cyber  Army هک شد. در جریان این هک این سایت به طور کامل deface شده بود(یعنی اینکه محتوای سایت با محتوای دیگه ای جایگزین شد).
تویتر
کاربرانی که قصد ورود به توئیتر را داشتند به صفحه‌ای هدایت می‌شدند که در آن پرچمی سبز و زیرنویسی قرمز به چشم می‌خورد. بر روی این صفحه نوشته شده بود که این سایت توسط "ارتش سایبر ایران" هک شده است.این گروه در پیامی که بر روی تارنمای آن مشاهده می‌شود می‌گوید: "آمریکا فکر می‌کند اینترنت را به خاطر دسترسی خود کنترل و اداره می‌کند. اما اینطور نیست، این ما هستیم که اینترنت را توسط قدرت خود اداره و کنترل می‌کنیم. سعی نکنید مردم ایران را تحریک کنید." در این صفحه پرچم سبز «یاحسین» به همراه آیه‌ "فان حزب‌الله هم‌الغالبون" به چشم می‌خورد.
در این صفحه همچنین به انگلیسی نوشته شده بود: «ایالات متحده آمریکا گمان می‌کند به خاطر دسترسی خود، بر اینترنت کنترل و مدیریت دارد، اما این طور نیست؛ این ما هستیم که با قدرت خود بر اینترنت کنترل و مدیریت داریم... حالا چه کشوری تحریم است؟ ایران؟ یا آمریکا؟
تأثیرگذاری این فضای مجازی تا حدی بود كه مشاور سابق امنیت ملی بوش هم در مقاله ای كه در روزنامه «كریستین ساینس مانیتور» انتشار داده است خواستار تعلق جایزه صلح نوبل به بانیان سایت توئیتر به دلیل نقش این رسانه در رخدادهای پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران شد
این خبر در روز جمعه و شنبه  به یكی از مهم ترین اخبار دنیای فناوری مبدل شده بود و حدس و گمانه‌زنی در مورد ماهیت این حمله كماكان ادامه دارد.
مقامات توییتر می گویند در جریان این حمله تنها صفحه اصلی این سایت با صفحه دیگری جایگزین شد و اطلاعات شخصی كاربران ایمن باقی مانده است.
اغتشاش
برخی منابع خبری غرب تلاش كرده اند این حمله را به دولت ایران منتسب كنند، اما منابع مستقل معتقدند بررسی های كارشناسی نشان می دهد كه این حملات ماهیتی ساده و نه چندان پیچیده داشته و به تغییر محتوای صفحه اصلی سایت توییتر محدود بوده است، بنابراین نمی توان آن را سازمان یافته توسط  دولت ایران دانست
گزارش های بعدی خبری تایید كرده كه این حمله در اصل با ربودن دی ان اس سایت توییتر و انتقال آن از 74.217.128.160به دی ان اس دیگری با آدرس 160.218.217.74 صورت گرفته است.

نتیجه گیری:
عصر امروز جنگها از جنگ های سخت و نظامی به جنگ نرم و غیر نظامی تغییر ماهیت پیدا کرده اند.دلیل اصلی این امر تغییر ماهیت قدرت از سخت به نرم است.یکی از ابزارهای مورد استفاده در جنگ نرم رسانه های اینترتی و شبکه های اجتماعی و وبلاگی است.توتیتر یکی از این شبکه های اجتماعی است که در حوادث پس از انتخابات با حمایت عینی دولت آمریکا محملی برای رواج شایعه و جنگ نرم علیه نظام شد.اگرچه هک نمادین این سایت توسط هر گروهی به شکل نمادین می تواند یک پاتک خوب برای شروع علیه این جریان باشد اما نمی توان صرفا با هک یا فیلترینگ آثار این گونه جنگهای نرم را کاهش داد.بلکه ورود سازمان یافته به این شبکه های اجتماعی توسط افسران جوان عرصه مبارزه با جنگ نرم و تولید وانتشار اطلاعات مبتنی بر حقایق وبصیرت سیاسی از راهکارهای مبارزه موثر در این عرصه است.

http://www.rasekhoon.net/forum/ThreadShow-23114-1.aspx

ارزيابي کيفيت خدمت الکترونيک

ارسال شده توسط بابک بابکی | 27 Nov, 2013
مقدمه: اغلب شرکتهاي باتجربه و موفق در تجارت الکترونيک (EC) اين نکته را درک کرده اند که عوامل موفقيت يا شکست صرفا حضور شرکت در وب و يا قيمت پايين نيست بلکه عامل مهم انتقال کيفيت بالاي خدمت الکترونيک (ESO) است. تحقيقات اخير نشان مي دهد که قيمت پايين و ترفيع تا چندي ديگر به عنوان عوامل مهم موثر بر تصميم خريد مشتريان ازبين خواهد رفت و اهميت خود را از دست خواهد داد. مشتريان اينترنتي حاضرند بابت خدمت الکترونيک با کيفيت بالا که از سوي خرده فروشان الکترونيک عرضه مي‌شود، حتي قيمت بالاتري بپردازند. تحقيقات بازار نشان داده است که کيفيت خدمت اثر معني داري بر رضايت مشتري، وفاداري مشتري، حفظ مشتري و تصميمات خريد و حتي عملکرد مالي شرکت دارد. لذا خرده فروشان اينترنتي به منظور اعتمادسازي در مشتريان، وفاداري و حفظ مشتريان بايد قبل، حين و بعد از مبادله روي کيفيت بالاي خدمت الکترونيک تمرکز کنند. اين مسئله در محيط جهاني تجارت الکترونيک مهمتر است. هنگامي که مشتريان درحال خريد از شرکتهاي خارج از کشور خود هستند، نگراني بيشتري درمورد کيفيت بالاي خدمت الکترونيک ازسوي خرده فروشان اينترنتي خارج از کشور دارند.
اين مقاله بر چگونگي ارزيابي کيفيت بالاي خدمت الکترونيک ازطريق رضايت الکترونيک مشتريان متمرکز است در اين مقاله ابتدا کيفيت خدمت الکترونيک و رضايت الکترونيک تعريف و سپس رابطه بين آنها بررسي مي شود. درمرحله بعد روشها و ابزارهاي ارزيابي کيفيت خدمت الکترونيک بيان مي گردد. در بخش نتيجه گيري نيز بر اهميت کيفيت خدمت الکترونيک و رضايت الکترونيک درجهاني شدن تجارت الکترونيک توجه خواهدشد.
کيفيت بالاي خدمت الکترونيک
کيفيت بالاي خدمت الکترونيک به عنوان يک پديده هفت بعدي تعريف شده است که در دو مقياس کيفيت بالاي خدمت الکترونيک اصلي و مقياس بهبود (RECOVERY) قرار مي‌گيرد.
کيفيت بالاي خدمت الکترونيک اصلي از چهار بعد کارايي، قابليت اتکا، تامين سفارش و حفظ اسرار شخصي تشکيل يافته است.
1 – کارايي به توان مشتريان به مراجعه به وب سايت، يافتن محصولات مطلوب و اطلاعات مربوط به آنها و کنترل آن با حداقل تلاش، اشاره مي کند.
2 – تامين سفارش، صحت وعده هاي خدماتي شرکت، داشتن موجودي محصولات کافي و تحويل محصول طي دوره زماني وعده داده شده را با يکديگر يکپارچه مي کند.
3 – قابليت اتکا با کارکرد فني وب سايت و ميزاني که وب سايت به صورت 24 ساعته دردسترس بوده و به خوبي کار مي کند، مرتبط است.
4 – بعد حفظ اسرار شخصي شامل تضمين اين مسئله است که داده هاي مربوط به رفتار خريد مصرف کننده دراختيار ديگران قرار نگرفته و اطلاعات مربوط به کارت اعتباري خريدار اينترنتي به صورت امن نگهداري مي‌شود.
مقياس بهبود کيفيت خدمت ابعاد خدمت شخصي زير است:
1 – پاسخگويي، توان شرکت را براي ارائه و تهيه اطلاعات مناسب براي مشتريان به هنگام بروز مشکل، مکانيسم مديريت کالاهاي مرجوعي و موافقتنامه براي ضمانتهاي اينترنتي مي سنجد.
2 – جبران، بعدي است که شامل بازپرداخت بخشي از پول حمل کالاهاي مرجوعي و اداره آنهاست.
3 – تماس، به نياز مشتريان براي مکالمه زنده و فوري با نماينده اينترنتي يا ازطريق تلفن اشاره مي کند.
اگرچه ايجاد معيارهاي کيفيت خدمت الکترونيک در مراحل اوليه پيدايش خود قرار دارد، اما شرکتها به صورت انواع مختلفي از تعيين کننده هاي کيفيت خدمت الکترونيک را به وجود آورده اند. هريک از اين شرکتها به صورت انفرادي از اين معيارها استفاده مي کنند. عوامل تعيين کننده کيفيت خدمات با ابعاد هفتگانه کيفيت خدمت الکترونيک مرتبط هستند.
محققان بازاريابي الگوهاي خريد مصرف کننده و روندهاي آن را بررسي کرده اند تجزيه و تحليل سطح رضايت ازجمله دغدغه ها و موردتوجه ترين بحث شرکتهاي مختلف است. به طور سنتي سطح رضايت مصرف کننده به‌وسيله کيفيت خدمت، سطح قيمت و فرايند خريد تعيين مي شود. درنتيجه رضايت الکترونيک به وسيله کيفيت خدمت الکترونيک، سطح قيمت و فرايند خريد تعيين مي شود.
هوانگ (HUAVNG) و ونگ (WANG) در سال 2002 ميلادي، عامل را بر کيفيت خدمت که بر رضايت الکترونيک موثرند به صورت زير شناسايي کرده اند:
1 – بازخورد عمومي درمورد طراحي وب سايت؛
2 – قيمت رقابتي محصول؛
3 – شرايط محصول؛
4 – تحويل به موقع؛
5 – سياست برگشت محصول؛
6 – حمايت مشتري؛
7 – سفارشي کردن پست الکترونيک باتوجه به خواسته مشتري؛
8 – فعاليتهاي ترخيص.
اين 8 مورد با ابعاد هفت گانه قبلي مربوط هستند.
روشهاي ارزيابي
سه روش براي ارزيابي رضايت الکترونيک وجود دارد.
1 – اظهارنظر متني (TEXT COMMENT)؛
2 – رتبه بندي طبقه اي؛
3 – رتبه بندي کلي.
اظهارنظر متني اين امکان را به مشتري مي دهد تا نظرات خود را در قالب 500 تا 1000 کاراکتر درمورد فروشگاه اينترنتي که از آن خريد کرده است را بيان کند.
رتبه بندي طبقه اي نوعي پرسشنامه است که در آن مشتري هريک از عوامل تعيين کننده کيفيت فروشگاه را با استفاده از مقياس يک تا N رتبه بندي مي کند.
در رتبه بندي کلي، فروشگاه به صورت کلي براساس مقياس يک تا N رتبه بندي مي شود که N بهترين رتبه است. هريک از روشهاي فوق محدوديتهاي خاص خود را دارند، براي غلبه بر اين محدوديتها، شرکتها معمولا از ترکيب اين روشها استفاده مي کنند. اظهارنظر متني تجربيات خريد مشتري را به صورت کاملا واقعي منعکس مي کند اما قادر به يکپارچه کردن برداشتهاي يکسان بين افراد نيست.
از لحاظ روان شناسي مي توان از مشتري خواست تا فرايندهاي روان شناسي را که تجربه مي کند، به صورت شفاهي بيان دارد.
رتبه بندي طبقه اي اگرچه روش موثري براي جمع آوري تجربيات شخصي خريداران اينترنتي درمورد خرده فروشي اينترنتي است اما نمي توان دلايل رتبه بندي را توجيه کند درحالي که رتبه بندي کلي برداشتهاي عمومي مشتري را از فروشگاه بدون توجه به جزئيات توصيف مي کند.
اگرچه روشهاي اظهارنظر متني و رتبه بندي کلي در اکثر شرکتها به صورت استاندارد انجام مي گيرد اما معياري که در روش رتبه بندي طبقه اي استفاده مي شود با يکديگر بسيار متفاوت است. براي مثال برخي از شرکتها براي کيفيت خدمات به مشتريان فقط دو عامل تحويل به موقع و حمايت از مشتريان را به کار مي برند، درحالي که برخي شرکتها از 12 معيار استفاده مي کنند. شش مورد از اين 12 مورد درمحل فروش رتبه بندي مي شوند که عبارتند از: سهولت سفارش دهي، انتخاب محصول، اطلاعات محصول، قيمت، عملکرد وب سايت، حمل ونقل، انتظارات، حمايت از مشتري، پيگيري سفارش و کيفيت محصول، اگرچه شرکتها از عوامل مختلفي براي سنجش کيفيت خدمات استفاده مي کنند اما دو عامل تقريبا درهمه آنها ديده مي شود که عبارتند از: تحويل به موقع و حمايت از مشتري وانگ و هارد در تحقيق خود در سال 2002 اين دو عامل را تاييد کرده اند.
ابزارهاي ارزيابي
روشهاي انجام ارزيابي کيفيت خدمات الکترونيک در سطح بين المللي در فرهنگها و محيطهاي مختلف با يکديگر متفاوت هستند. مصاحبه تلفني ازجمله رايج‌ترين روشها براي تکميل پرسشنامه‌ها تلقي مي‌شود. با گسترش سريع فناوري اينترنت، تحقيقات کيفي بيش از پيش در اينترنت صورت مي گيرند، روشهاي تحقيق کيفي مزاياي متعددي ازجمله زمان کمتر و هزينه هاي کمتري دارند و علاوه بر اين، محدوديتهاي زمان و مکان و فاصله را دريافتن پاسخگويان ازبين مي برد.
استفاده از اينترنت براي انجام تحقيقات معايبي نيز دارد که از آن جمله عبارتند از: فقدان انگيزه، فقدان تعامل رودررو با پاسخگويان و پوياييهاي محدود گروه. پيمايشهايي که در اينترنت انجام مي شوند عمدتا ازطريق پست الکترونيک و ياوب سايت صورت مي گيرند. پرسشنامه مي‌تواند در درون پست الکترونيک بوده و يا به آن ضميمه شده باشد. پيمايشهاي وبي که به صورت HTML نوشته شده اند براي کسب داده هاي اينترنتي نيز مورداستفاده قرار مي گيرند.
پيشرفتهاي جديد و توسعه عاملهاي خريد (SHOPPING AGENT) کانال جديدي را براي جمع آوري داده‌ها در رابطه با کيفيت سرويس الکترونيک ازطريق رضايت مشتري فراهم مي‌سازد. عاملهاي خريد، محيطهاي خريد مقايسه اي فراواني را فراهم مي سازد. اين وب سايت ها محصولات و قيمتها را از فروشندگان مختلف در اينترنت با يکديگر مقايسه کرده و به صورت رتبه بندي ارائه مي کنند، عاملهاي خريد، راه موثري براي جمع آوري و نشان دادن ارزيابيهاي بعداز خريد مشتريان از هريک از فروشگاههاي اينترنتي هستند.
هر عامل خريد صدها يا هزاران پيوند (LINK) با درگاههاي وب سايت خرده فروشان دارد. اغلب اين عوامل فروش براي فروشگاههاي خود، يک سيستم رتبه بندي کيفيت دارند. سيستم مذکور در اين وب سايت ها حالت تعاملي دارد. اين سيستم مشتري را تشويق مي کند تا درمورد تجربه خود از خريد از خرده فروش را بنويسد. سيستم مذکور پس از ارزيابي کيفيت خدمت الکترونيک را در وب سايت براي عموم مراجعه کنندگان نمايش مي دهد. هدف از اين کار ارائه اين فرصت به خريداران اينترنتي است تا بتوانند کيفيت خدمات فروشگاههاي مختلف را با يکديگر مقايسه کرده و بهترين آنها را انتخاب کنند. ازجمله عاملهاي خريد اينترنتي عبارتند از: RUSURE, PRICE GRABBLE, MYSIMON, EBAY DEALTIME, BIZE RATE, BEST WEB BUYS
اطلاعات بيشتر راجع به عوامل خريد را مي‌توان در SMARTBOTS.COM, BOTSPOT.COM دريافت کرد.
نتيجه گيري
رضايت الکترونيک و کيفيت خدمت الکترونيک ازجمله مباحث عمده در جهاني شدن تجارت الکترونيک تلقي مي‌شوند. بالابودن کيفيت خدمت الکترونيک، کليد موفقيت هر خرده فروشي است که در محيط رقابتي جهاني تجارت الکترونيک فعاليت مي کند. براي غلبه بر موانع انجام خريد اينترنتي به صورت جهاني، شرکتها بايد کيفيت خدمات الکترونيک خود را بهبود بخشند. تحقيقات اخير درمورد مصرف کنندگان نشان مي دهد که کيفيت خدمت الکترونيک پايين است. نويد اين مقاله آن است که بايد بدانيم مشتريان کيفيت خدمت الکترونيک را چگونه ارزيابي مي کنند و از اين ارزيابي به عنوان مبناي بهبود خدمت استفاده کنيم.
اين مقاله ايده هايي درمورد ارزيابي کيفيت خدمت الکترونيک ازطريق رضايت الکترونيک را در محيط جهاني تجارت الکترونيک ارائه کرده است.
ايجاد اعتماد در تجارت الکترونيک شرکت با مصرف کننده (B2C) نسبت به حالت سنتي بسيار مشکل تر است و از اين رو، در اين زمينه موانع عمده اي وجود دارد. شرکت سنتي نسبت به شرکت الکترونيک از ديدگاه مشتريان واقعي تر بوده و قابل اعتمادتر است چرا که حضور فيزيکي و قابل لمس دارد.
عدم اعتماد مشتريان به تجارت الکترونيک و شرکت الکترونيک منطقي و قابل انتظار است اگر خرده فروش الکترونيک درپي بهبود اعتماد مشتريان به خود مي باشد بايد همگام با رشد خود در راستاي تامين رضايت مشتري گام بردارد. عامل خريد فناوري اثربخش است که مشارکت در تجارت الکترونيک را تقويت کرده، جهاني شدن تجارت الکترونيک را تسريع بخشيده و ضامن موفقيت آن است. سيستم رتبه بندي کيفيت خدمت الکترونيک عامل خريد، ابزار مفيدي براي بهبود کيفيت خدمت الکترونيک و رضايت الکترونيک در بستر تجارت الکترونيک جهاني است.


منبع: ELECTRONIC JOURNAL OF INFORMATION SYSTEMS IN DEVELOPING COUNTRIES, 2003 VOL 11 NO10 –

http://system.parsiblog.com/-872453.htm

لجستيک الکترونيک

ارسال شده توسط بابک بابکی | 27 Nov, 2013
مقدمه: امروزه اينترنت توانسته است بستري را درجهت صرفه جوئيهاي عظيم در هزينه هاي زنجيره تامين و نيز افزايش کارآيي خدمات مشتريان فراهم آورد. لجستيک الکتــرونيک (E-LOGISTICS) عمدتاً در راستاي اهداف
شرکتهايي است که خواهان استفاده از تجارت الکترونيک در بهبود زنجيره تامين خود هستند. اين مقاله بر آن است تا لجستيک الکترونيک را وارد حيطه مديريت زنجيره تامين براي شرکتهايي کند که به صورت سنتي و يا ازطريق اينتــــــرنت (ONLINE) به تجارت مي پردازند. گذشته از اين، نبايد فراموش کرد که لجستيک الکترونيک محدود به حمل و نقل نيست بلکه به طور وسيعي وارد حيطه مديريت استراتژيک، شده است.

عوامل ايجادکننده
امروزه، همانگونه که رقابت در بسياري از بخشها تشديد شده است، توقعات مشتريان نيز به طور مداوم درحال تحول است. از اين رو، نياز به زمان توزيع سريعتر، مشتري گرايي بيشتر و سطح خدمات بهتر ملموس بوده و بايد به وسيله دسترسي به هنگام بر اطلاعات محموله، پشتيباني گردد. با وجود اين، نه تنها مشتريان مايل به پرداخت هيچگونه مبلغي درازاي اين منافع اضافي نيستند، بلکه به همان ميزان خواهان کاهش در قيمتها هستند. بنابراين، رويکردهاي سنتي در مديريت زنجيره تامين (SUPPLY-CHAIN MANAGEMENT=SCM) نمي تواند پاسخگوبه توقعات چنين مشترياني باشد. در طول ساليان متمادي که شرکتهاي بزرگ با استفاده از سيستم هاي کامپيوتري پيچيده نظير مبادله اطلاعات الکترونيکي (EDI) به ارتباط با تـــامين کنندگان، مراکز توزيع و... مي پرداختند تا به خواسته هايي برسند که در بالا به آن اشاره شد.
امـــروزه، باتوجه به کاهش سريع در هزينه هاي نرم افزاري و سخت افزاري کامپيوتر، ديگر، سيستم هاي مبادله اطلاعات الکترونيکي سنتي با پروتکل هاي غيرمنعطف، هزينه هاي سنگين و کمبود دوستي با مشتري، پاسخگوي شرکتها نبوده و بسياري از شرکتها به طور قابل توجهي، به سيستم هاي مبتني بر وب به خاطر ارزان بودن و ساده بودن آنها، تمايل پيدا کرده اند. بدين خاطر، دادوستدهاي الکترونيکي با تامين کنندگان و مشتريان، در شرکتهاي بزرگ بسيار گسترده تر شده است. همچنين امروزه چنين سيستم هايي از لحاظ هزينه اي براي شرکتهاي متوسط و کوچک، مقرون به صرفه است. (اين درحالي است که چنين شرکتهايي در گذشته يا هيچ نوع معامله الکترونيکي نداشته و يا اگر هم داشتند، بسيار محدود و با تعداد اندکي از مشتريان قدرتمندي بود که بر روي آن پافشاري مي کردند).
واقعيت کليدي آن است که وب قادر است تا محيطي را به صورت «سيستم هاي باز» جهت ارتباط ميان مشتريان و تامين کنندگان - در همه اندازه ها و شکلها - فراهم آورد. اين بدان معناست که برخلاف مبادله اطلاعات الکترونيکي سنتي (که نيازمند نرم افزارها و سخت افزارهاي بخصوصي است). يک شرکت مي تواند با استفاده از نرم افزار و سخت افزار و ارتباطاتي يکسان با همــــــــه مشتريان، تامين کنندگان، کارمندان از راه دور و... ازطريق وب متصل گردد.
درنتيجه، کاربرد فناوري اطلاعات و تجارت الکترونيک در بهبود مديريت زنجيره تامين به طور روزافزوني درحال گسترش بوده و بر تمامي بخشهاي زنجيــــــره تامين - خواه ناخواه - تاثيرگذار است.

منافع و واقعيتها
لجستيک الکترونيک، «مجموعه اقداماتي است که بر روي شبکه اينترنت صورت گرفته و کارخانجات پراکنده، کاميونها، کشتي ها، انبارها و کاربران نهايي را در زمان به هنگام، به همديگر مرتبط مي سازد». مجموعه اقدامات زنجيره تامين، تمايل به پراکندگي در قسمتهاي مختلف شرکت دارند و لجستيک الکترونيک بر روي يکپارچگي عملکردهاي متعدد شرکت، پافشاري مي ورزد. لجستيک الکترونيک، چيزي بيش از حمل و نقل بوده و شامل طيف وسيعي از رويه هايي است که در تامين کالاها و مواد اوليه وجود دارد. اين رويه ها شامل، سفارش تدارک و تامين، مديريت موجودي، انبارداري و توزيع، کارآيي حمل و نقــل، برنامه زمانبنـــدي حرکت محموله، (VEHICLE SCHEDULING) مديريت بازده (RELURNS MANAGEMENT) و خدمات مشتريان است. ارتباطات، مي بايستي به هنگام بوده و اطلاعات ازطريق سيستم هاي اداري پشتيباني گردد که درپي کاهش امور دستي و دفتري هستند. به عنوان مثال، مي توان به شرکت کامپاک (COMPAC) اشاره کرد که به طور چشمگيري اتکاي خود را به کاغذ کاهش داده است. استفاده از وب دراين راستا براي حذف مبادلات کاغذي، مي تواند صرفه جوئيهاي عظيمي را در هزينه و زمان به همراه داشته باشد. وب، همچنين باعث تسهيل در امر حذف سفارشات خريد، تاييديه هاي توزيع، صورتحسابهاي مواد و فاکتورها مي گردد. دورشدن از انجام عمليات کاغذي، مي تواند سرعت عکس العمل شرکت را افزايش دهد و ارتباطات را با افرادي که در نواحي زماني متفاوتي بوده و يا در شيفتهايي خارج از ساعات اداري هستند، بهبود بخشد. يکي ديگر از منافع بالقوه و قابل توجه وب، کاهش اشتباهاتي است که ناشي از فعاليتهايي نظير دوباره وارد کردن اطلاعات، دريافت سفارشات به وسيله تلفن يا نمابر و... است.
وب، بهبودهايي را در امر تدارکات و عمليات بخصوص در رابطه با دسترسي موجــــــودي و توزيع به موقع امکان پذير مي سازد. تمامي زنجيره تامين، مي بايستي کاملاً آشکار و شفاف باشد. تا بتوان از آن طريق رضايت کامل مشتري را به دست آورد و به کليه منافع لجستيک الکترونيک رسيد. اين امر مستلزم حرکت پاياپاي اطلاعات و کالاها و خدمـــــات است. در اين صورت، مشتري مي تواند، اطلاعات کامل و به هنگام را از وضعيت محموله خود ازطريق اينترنت به دست آورد. تامين کنندگان و توزيع کنندگان نيز مي توانند در زمان کارمندان خود، که در گذشته صرف پاسخ به سوالها درباره موقعيت سفارش مي شد، صرفه جويي کنند. اين، تفاوتي اساسي را بين لجستيک در اقتصاد قديم و جديد، روشن مي سازد.
مشکلاتي که ناشي از شفافيت کانالهاي ارتباطي موجودي بزرگتر است، تنها به خاطر ماهيت فني آن نيست، بلکه مشکلاتي را نيز شامل مي شود که ناشي از شفافيت و ارتباطات مشارکتي بين بخشهاي مختلف يک زنجيره تامين است. بدين خاطر، به نظر مي رسد که ائتلافي بين بخشهاي مختلف، جهت دستيابي به پيش بيني، زمانبندي و برنامه ريزي منابع دقيقتر، ضروري است.
در بخش انبار و توزيع، مي بايستي کنترل موجودي بر روي هر محموله و حتي هر کالا صورت گيرد. مراکز انبار و توزيع بايد اين انعطاف را داشته باشند که به درخواستهاي متنـــوع مشتريان توجه کنند. نياز به اين انعطاف پذيري و سازگاري، با اشکال جديد رقابت بين المللي و جهاني (که تغيير دائمي خواسته هاي مشتريان را درپي دارد) بيشتر درک مي شود. دوباره تاکيد مي شود که «آشکار بودن موجودي» (INVENTORY VISIBILITY) و نيز «شفافيت اطلاعات»(INFORMATION TRANSPARENCY) ، 2 رکن اسـاسي در سيستم هاي لجستيک الکترونيک جهت وصول به موفقيت هستند.
لجستيک الکترونيک، امروزه موجب بهبود و توسعه روشهاي مديريت زنجيره تامين در امر توزيع کالاها و خدمات با تحمل هزينه هايي کمتر، شده است. پيشرفتهايي که در مديريت اطلاعـــــات، برنامه ريزيهاي پيچيده و سيستم هاي زمانبندي صورت گرفته است، از آن جمله اند. اگرچه چندين دهه است که توليد به هنگام(JIT) ، مطرح شده است وليکن به طور سنتي، عمدتاً در تامين تعداد نسبتاً کوچکي از مشتريان کاربرد داشته است. اکنون تکنولوژي اطلاعات، توانسته بر مشکلات اداري ناشي از توليد و تامين مقادير بزرگ سفارشهاي شخصي براساس توليد به هنگام غلبه کند. در بعضي بخشهــا اين امر توانسته، حرکت به سوي سيستم هاي ساخت توليدات سفارشي در کارخانجات عظيم را، تسهيل بخشيده و کالاها را به طور مستقيم به مصرف کننده نهايي، تحويل دهد (شرکت مايکل دل (DELL) نمونه بارزي از چنين شرکتهايي است).
ارزش واقعي، زماني ظهور مي يابد که سيستم لجستيک الکترونيک با ديگر فرايندهاي مبتني بر تکنولوژي اطلاعات نظير MRP ياERP ، سيستم هاي اطلاعات مشتريان و نيز اطلاعات بازار ادغام گــردد. علاوه بر اين، ترکيب سيستم هاي کامپيوتري اطلاعات مديريت با نرم افزارها و اطلاعات لجستيکي، مي تواند تجزيه و تحليل خريد و فروش کالا را براي ارائه خدمات بهتر به مشتريان و نيز کاهش هزينه ها، تسهيل بخشد.
ادغام مديريت زنجيره تامين با مديريت روابط مشتريان به بهبود در مزيتهاي رقابتي شرکت منجر مي گردد. در تفکر استراتژيک اقتصاد قديم، کاهش هزينه ها و افزايش خدمات مشتريان به صورت مجزا و جداگانه ديده مي شد؛ درحالي که در اقتصاد جديد، اين دو در تلفيق با همديگر اتفاق مي افتند. هدف «توليد درست در مکان، زمان و هزينه درست» بسيار بيش از گذشته، امکان تطبيق و سازگاري پيدا کرده است.
لجستيک الکترونيک سازمانها را قادر ساخته است که با جمع آوري اطلاعات و پالايش آن (جهت تدارک و اجرا) تصوير بزرگ و ديد وسيعي از شرکت را به دست آورند. از اين رو، مديريت کليه زنجيره تامين به صورت الکترونيکي امکان پذير بوده و سيستم لجستيکي، اقدام به توليد اطلاعاتي مي کند که با عنوان بازخور به ديگر بخشهاي سازمان جهت اتخاذ تصميمات استراتژيک و تاکتيکي، منتقل مي شود. امروزه اينترنت، زمينه اي را براي دستيابي هرچه بيشتر به اطلاعات صحيح عرضه و تقاضا (به جاي پيش بيني آن) فراهم آورده است.
به طور خلاصه، لجستيک الکترونيک، شالوده اي را پي ريزي مي کند که با شفافيت به هنگام، ارتباطات بدون مرز و راه حلهاي مشترک در زنجيره تامين، موجب بهبود فرايندهاي يک شرکت مي شود.
امروزه، به خاطر آنکه شرکتهاي زيادي، راه رسيدن به موفقيت را بهبود در زنجيره تامين خود تلقي کرده اند؛ لجستيک به موضوعي قابل توجه براي مالکان و مديران ارشد همانند مديران حمل و نقل، تبديل شده است. درواقع به يک معنا، مي توان گفت که لجستيک الکترونيک، به يک سلاح رقابتي کليدي تبديل گشته است.
تاثير لجستيک الکترونيک بر تامين کنندگان و توزيع کنندگان شرکتهاي بزرگ در امر لجستيک الکترونيک، پيشرو بوده اند. شرکتهايي نظيرCISCO ، DELL ، ORACLE و INTEL، صرفه جوئيهاي عظيمي را در هزينه هاي خود بدين خاطر داشته اند. اين امر تاثير زنجيروار و تسلسلي را به همراه خواهد داشت. شرکتهاي SERCOM LACK COMMUNICATIONS و SITUATIONS ، دو نمونه بارز، از شرکتهايي هستند که سرمايه گذاري عظيمي را در تجارت الکترونيک و فناوري اطلاعات صــــورت داده اند، تا خدمات بهتري را براي مشتريان موجود خود ارائه کنند.
شرکت DELL در حرکت به سوي توليد و توزيع به هنگـــــام، اقدام به حذف کامل توزيع کننــــدگان (مانند عمده فروشان و خرده فروشان) از زنجيره تامين خود، کرده است. همه شرکتهايي که درگير در کانال هاي توزيع هستند، جهت بقا در بازار، نيازمند آگاهي از تغييرات و تحولات بالقوه اي هستند که ممکن است به طور ناگهاني در بخشهاي مختلف صنعت به وقوع بپيوندد. در بعضي از موارد، ممکن است کانال هاي توزيع هنوز اقداماتي را انجام دهند (و معاملات را کنترل کنند)، ليکن ديگر از روش سنتي خريد مجموعه هاي بزرگ سفارشي، ذخيره و سپس عرضه آن به مشتري پيروي نمي کنند. اين شرکتها به جاي اين روش، نيازمند آن هستند که تامين کنندگانشان، کالاها را برمبناي JIT توليد کرده و تک تک سفارشات را به طور مستقيم به توزيع کنندگان و يــــــــا مبادي محلي توزيع کنندگان، ارسال کنند.
واضح است، تامين کنندگاني که در گذشته و به طور سنتي، مجموعه هاي بزرگ را توليد و سپس آن را در يک کانتينر گذاشته و در طول يک هفتــــه به مشتريان بزرگ خود، ارسال مي کردند، مجبور هستند تا در ابتدا، توانائيهاي جديد مديريت زنجيره تامين خود را توسعه و بهبود بخشند، تا اينکه بتوانند به طور مطمئن و اثربخشي به توليد براساس JIT پرداخته و هزاران سفارش فردي را در هر هفته به آدرسهاي مختلف، حمل و ارسال کنند.
توسعه چنين توانائيهايي، مي تواند مستلزم فرايندي پرهزينه و مدت دار و نيز اجراي فعاليتهايي سنگين باشد. تجربه شرکت کنندگان در «صندوق توسعه تجارت الکترونيک ايرلند»، نشان مي دهد که شرکتهاي کوچک و متوسط، اغلب نيازمند 2 سال (يا بيشتر) برنامه ريزي و تغييرات جهت ورود اينترنت در فرايندهاي شرکت هستند. اين ريسک تامين کنندگان، موجب از دست رفتن مشتريان کليدي خواهدشـد، اگرچه آنها قادر نباشند از پس هزينه هاي مربوطه برآيند و يا توانائيهايشان را با سرعت تقاضاي مشتريان ارتقا دهند. آنها بايد درصدد پيش بيني تقاضاي مشتريان بوده، تا اينکه بتوانند هرچه زودتر هرگونه ارتقايي را در توانائيهايشان، اعمــــــال کنند. ضمن اينکه مي بايستي از سرمايه گذاريهاي سنگين در توانائيهاي غيرضروري نيز، اجتناب ورزند.
زمان حمل سريعتر، ممکن است نيازمند سازگاري شرکت با توليد سفارشي باشد. اين امر مي تواند مشکلاتي را براي تامين کنندگاني به وجود آورد که موقعيت جغرافيايي آنها، نسبت به مشتريانشان، به نزديکي رقبايشان باشد. شرکتهايي که رقبايشان، اقدام به مديريت زنجيــره تامين ازطريق لجستيک الکترونيک مي کنند، ممکن است دچار مشکلات جدي گردند، حتي اگر مشتريان آنها هم به طور فعالانــــه درپي تغييرات در برنامه هاي زنجيره هاي تامين خود نباشند. اگرچه لجستيک الکترونيک، مزاياي رقابتي بالقوه اي را به همراه دارد وليکن تاخير زماني ناشي از دستيابي به آن مي تواند خطراتي را براي شرکتهايي به ارمغان آورد که ديرتر دست به چنين انتخابي مي زنند. چرا که ممکن است زماني که آنها از ابتکــــارات رقبايشان تقليد مي کنند، رقباي تهاجمي آنها، توانائيهايشان را در سطح بالاتري رسانيده باشند. توانائيهاي جديدي که به وسيله توسعه و بهبود در لجستيک الکترونيک، به وجود آمده است، ممکن است موجب ترغيب شرکتهاي بزرگ در رقابت براي توليـــــــد کارهاي نيمه سفارشي و سفارشهاي کوچک (که در گذشته متعلق به شرکتهاي کوچک و بزرگ بود) گردد. آنها، ممکن است امروزه قادر به کسب سودهايي از چنين سفارشاتي باشند، درحالي که در گذشته هزينه هاي اداري چنين سفارشــاتي (که به شيوه نيمه دستي صورت مي گرفت)، هرگونه سود بالقوه اي را غيرممکن مي ساخت. همچنين شرکتهاي دور دست به همين نحو، ممکن است بازارهايي را مورد هدف قرار دهند که در گذشته به واسطه محدوده جغرافيايي، محدود مي شدند. شرکتهايي که بر روي محدوده هاي جغرافيايي و يا ساخت مجموعه هاي کوچک با قيمتهاي بالاتر تمرکز مي کنند، امکان بيشتري دارد که نسبت به ساير رقباي بزرگترشان، مجبور به تجديدنظر در استراتژي هايشان (به سمت مديريت زنجيره تامين جديد) گردند.

استراتژي «تامين از خارج»
با فرض اينکه شرکتي نيازمند بهبود و ارتقاي اساسي در توانائيهاي لجستيکي خود است، حال اين سوال مطرح است که آيا لجستيک، يک کارکرد درون سازماني است يا اينکه مي بايستي به صورت «تامين از خارج» (OUTSOURCING) صورت پذيرد. طرفداران «تامين از خارج» استدلال مي کنند که اين سياست، باعث ايجاد ارزش افزوده ازطريق افزايش بهره برداري از دارائيها، حذف پيشگيرانه هزينــه هاي سرمايه اي، کاهش هزينه هاي عملياتي و آزادشدن زمان مديريت جهت تمرکز بر روي شايستگيهاي محوري شرکت مي گردد. آنها تاکيد مي کنند که پيمانکاران بهتر، محاسني دارند که از آن جمله مي توان به داشتن دانش تخصصي و دسترسي به اطلاعات درباره بهترين فعاليتها اشاره کرد. آنها همچنين از منافع صرفه اقتصادي و تخصص گرايي در زمينه ارائه خدمات به مشتريان متعدد نيز بهره مي برند.
ليکن، بايد توجه داشت که سياست تامين از خارج ممکن است مضاري را نيز همانند هزينه هاي مربوط به اجراي اين سياست و کاهش بالقوه کنترل درپي داشته باشد. کاهش کنترل بدان علت است که شرکتها، وابستگي شديدي به تامين کنندگان لجستيکي خود پيدا کرده، درحالي که ديگر، مهارتهاي لجستيکي سابق خود را نداشته و تجهيزات خود را به کنـــــاري گذاشته اند. اين وابستگي شديد مي تواند در صورت بروز هرگونه مشکلي همانند اختلاف و منازعه بين طرفين، توقف فعاليتهاي تامين کنندگان و يا هرگونه تغيير در اهداف آنها (به عنوان مثال در فروش)، مخاطرات جدي را براي شرکتهاي وابسته به همراه آورد.
براي موفقيت آميز بودن سياست تامين از خارج، وجود ارتباطات مشارکتي به همراه منافع و مسئوليت مشترک براي همه طرفهاي درگير الزامي است. يک برنامه صحيح «تامين از خارج» نيازمند سطح بالايي از اشتراک مساعي در بيـن طرفهاست. «شرکت خواهان تامين»، مي بـــايستي اعتماد بالايي را به شرکتهاي تامين کننده خدمات لجستيکي جهت اجراي وظايف اصلي شان، داشته باشند.
خدمات مشتريان و انعطاف پذيري، موضوعهاي قابل توجهي در اين زمينه هستند. شکست در ايجاد هرگونه عمليات لجستيکي در بازار رقابتي و درحال رشد، بدون توجه به دو عامل فوق، مطمئناً موجبات عدم رضايت مشتري و از دست رفتن تجارت مي شود. دستيابي به موفقيت، به اجراي فعاليتهايي بستگي دارد که سطح بالايي از خدمات و اطمينان را برآورده مي سازند.
امروزه، تعدادي از شرکتها هستند که اقدامات کامپيوتري جامعي را به صورت الکترونيک عرضه مي کنند. به طور خلاصه، آنها خدماتشان را با عنوان شرکتهاي تامين کننده خدمات کاربردي (ASP) ارائه مي کنند. علاوه بر اين، تعدادي از شرکتهاي لجستيک ثالث(THIRD PARTY LOGISTICS) ، موسسات حمل و نقل(FREIGHT FORWARDERS) و شرکتهاي اينترنتي (دات - کام)، مي توانند اقدامات مبتني بر وب را از سفارش گرفته تا پيگيري و مديريت حمل و نقل ارائه کنند. شرکتهاي قديمي حمل و نقل (دريايي)، هم سيستم هاي الکترونيکي را راه اندازي کرده اند که کار عمده آنها حمل و نقل بسته هاي مختلف است.

نتيجه گيري
کاربرد فناوري اطلاعات و تجارت الکترونيک در زمينه تدارکات و اجرا مي تواند منافع عظيمي را با کاهش همزمان هزينه ها و افزايش رضايت مشتريان، به همراه داشته باشد.
معمولاً سرمايه گذاري تنها بر روي فناوري اطلاعات، کفايت نمي کند، بلکه ممکن است تغييرات اساسي در جنبه هاي فيزيکي زنجيره تامين، ضروري باشد، تا منافع بالقوه لجستيک الکترونيک به طور کامل حاصل آيد. از اين رو بهبودهاي رقابتي حاصل از لجستيک الکترونيک، مي تواند براي ساير رقبا که مايل و يا قادر نيستند که به چنين بهبودهايي دست يابند، تهديداتي را ايجاد کند، لذا تغييرات زنجيره تامين (که به وسيله لجستيک الکترونيک تسهيل يافته است) مي تواند در نتيجه در بعضي شرکتها موردتوجه قرار نگيرد و يا اينکه برعکس، در بعضي ديگر از شرکتها، موجبات تغييرات اساسي و پرهزينه در شيوه توليد گردد.
به خاطر علل ذکر شده در بالا، لجستيک ديگر نمي تواند يک کارکرد و موضوع بخشي باشد، بلکه نيازمند آن است که به عنوان عاملي محوري براي رسيدن به موفقيت کل شرکت محسوب شده و مديريت گردد و به اين ترتيب تغييرات داخلي و خارجي در فعاليتهاي زنجيره تامين، ممکن است دليل کافي جهت تجديدنظر اساسي بعضي شرکتها، در استراتژي کلي شرکت محسوب گردد.


منبع: www.enterprise-ireland.com/ebusiness/ business uploads/new grid/ e logistics.pdf.

Google’s Revolution Factory

ارسال شده توسط بابک بابکی | 26 Nov, 2013

Google’s Revolution Factory – Alliance of Youth Movements: Color Revolution 2.0

Global Research, February 19, 2011
Signs of the Times 19 February 2011
In-depth Report:
.

 

 

Google's Revolution Factory - Alliance of Youth Movements: Color Revolution 2.0

Google's Revolution Factory - Alliance of Youth Movements: Color Revolution 2.0

In 2008, the Alliance of Youth Movements held its inaugural summit in New York City. Attending this summit was a combination of State Department staff, Council on Foreign Relations members, former National Security staff, Department of Homeland Security advisers, and a myriad of representatives from American corporations and mass media organizations including AT&T, Google, Facebook, NBC, ABC, CBS, CNN, MSNBC, and MTV.

http://allyoumov.3cdn.net/f734ac45131b2bbcdb_w6m6idptn.pdf

One might suspect such a meeting of representatives involved in US economic, domestic and foreign policy, along with the shapers of public opinion in the mass media would be convening to talk about America’s future and how to facilitate it. Joining these policy makers, was an army of “grassroots” activists that would “help” this facilitation.

Among them was a then little known group called “April 6″ from Egypt. These Facebook “savvy” Egyptians would later meet US International Crisis Group trustee Mohamed ElBaradei at the Cairo airport in Februrary 2010 and spend the next year campaigning and protesting on his behalf in his bid to overthrow the government of Egyptian President Hosni Mubarak.

The Alliance of Youth Movements mission statement claims it is a not-for-profit organization dedicated to helping grassroots activists to build their capacity and make a greater impact on the world. While this sounds fairly innocuous at first, even perhaps positive, upon examining those involved in “Movements.org,” a dark agenda is revealed of such nefarious intent it is almost difficult to believe.

Movement.org is officially partnered with the US Department of State and Columbia Law School. Its corporate sponsors include Google, Pepsi, and the Omnicon Group, all listed as members of the globocrat Council on Foreign Relations (CFR). CBS News is a sponsor and listed on the globocrat Chatham House’s corporate membership list. Other sponsors include Facebook, YouTube, Meetup, Howcast, National Geographic, MSNBC, GenNext, and the Edelman public relations firm.

Movement.org’s “team” includes Co-Founder Jared Cohen, a CFR member, Director of Google Ideas, and a former State Department planning staff member under both Condoleezza Rice and Hilary Clinton.

Founding Movements.org with Cohen is Jason Liebman of Howcast Media which works with mega-corporate conglomerates like Proctor & Gamble, Kodak, Staples, Ford, and government agencies such as the US State Department and the US Defense Department, to create “custom branded entertainment, innovative social media, and tardeted rich-media campaigns.” He was also with Google for 4 years where he worked to partner with Time Warner (CFR), News Corporation (FoxNews, CFR) Viacom, Warner Music, Sony Pictures, Reuters, the New York Times, and the Washington Post Company.

Roman Sunder is also credited with co-founding Movements.org. He founded Access 360 Media, a mass advertising company, and he also organized the PTTOW! Summit which brought together 35 top executives from companies like AT&T (CFR), Quicksilver, Activison, Facebook, HP, YouTube, Pepsi (CFR), and the US Government to discuss the future of the “youth industry.” He is also a board member of Gen Next, another non-profit organization focused on “affecting change for the next generation.”

It is hard, considering these men’s affiliations, to believe that the change they want to see is anything less than a generation that drinks more Pepsi, buys more consumerist junk, and believes the United States government every time they purvey their lies to us via their corporate owned media.

While the activists attending the Movements.org summit adhere to the philosophies of “left-leaning” liberalism, the very men behind the summit, funding it, and prodding the agenda of these activists are America’s mega-corporate combine. These are the very big-businesses that have violated human rights worldwide, destroyed the environment, sell shoddy, overseas manufactured goods produced by workers living in slave conditions, and pursue an agenda of greed and perpetual expansion at any cost. The hypocrisy is astounding unless of course you understand that their nefarious, self-serving agenda could only be accomplished under the guise of genuine concern for humanity, buried under mountains of feel-good rhetoric, and helped along by an army of exploited, naive youth.

What we see is not a foundation from which all activists can work from, but a foundation that has a very selective group of activists working on “problem spots” the US State Department would like to see “changed.” Sudan, Iran, Saudi Arabia, Egypt, Eastern Europe, Venezuela, and even Thailand - where ever protesters and movements are working to undermine governments non-conducive to corporate America’s agenda, you will find Movements.org supporting their efforts.

The April 6 Movement of Egypt is one of them, and their role in the apparent success of the US ousting of Hosni Mubarak that may see their man Mohamed ElBaradei in office is a perfect example of how this new army of prodded youth will be deployed. It is color revolution 2.0, run directly out of the US State Department with the support of corporate America.

It would be strongly recommended that readers go to Movements.org themselves and explore the website, in particular the 3 summits they have held and those that were in attendance. Everyone from the RAND Corporation to the Council on Foreign Relations comes to “prod.” Movements.org truly is a new tentacle for manipulating and undermining the sovereignty of foreign nations

 *http://www.globalresearch.ca/google-s-revolution-factory-alliance-of-youth-movements-color-revolution-2-0/23283

کارخانه انقلاب سازی گوگل

ارسال شده توسط بابک بابکی | 26 Nov, 2013

 

  چکیده:نویسنده با بررسی پیشینه و عملکرد گروهی موسوم به اتحاد جنبش های جوانان که فعالیت های اینترنتی گسترده ای دارد و در هفته های نخست به راه افتادن ناآرامی ها در مصر نیز نقش فعالی داشته است، نتیجه می گیرد، این سوابق حکایت از آن دارند که دولت، شرکت ها و رسانه های آمریکایی دست در دست هم،  در حال تحریک جوانان کشورها و تلاش برای راه اندازی نسخه دوم انقلاب های رنگی در این کشورها هستند. بررسی افراد حاضر در نشست های این گروه که همگی دارای پیشینه های دولتی، شرکتی و رسانه ای هستند، جای هیچ تردیدی باقی نمی گذارد که آنها در پی اهداف مشخصی هستند. بررسی گروه ها و محافلی از این دست، خواننده را با اهداف پشت پرده  و نقش آنها در تحولات جاری جهان عرب و خاورمیانه بیشتر آشنا می کند.
در سال 2008 «اتحاد جنبش های جوانان»، نشست آشنایی خود را در نیویورک برگزار کرد. در این نشست، آمیزه ای از کارکنان وزارت امور خارجه، اعضای شورای روابط خارجی، کارکنان پیشین امنیت ملی، مشاوران وزارت امنیت داخلی و نمایندگان زیادی از شرکت ها و سازمان های رسانه ای آمریکا از جمله AT&T، گوگل، فیس بوک، NBC، ABC، CBS، CNN، MSNBC  و MTV شرکت داشتند.
این نکته ای شک برانگیز است که چنین جلسه ای از نمایندگان دخیل در سیاست های اقتصادی، داخلی و خارجی آمریکا در کنار سازندگان افکار عمومی در رسانه های گروهی، برای گفت و گو پیرامون آینده آمریکا و راه های رسیدن به چنین آینده ای تشکیل شده است. در کنار این سیاست سازان، لشگری از فعالان «مردمی» نیز شرکت داشتند که به این دستیابی «کمک» می کردند.
در میان این افراد، گروه «شش آوریل» از مصر حضور داشت که در آن زمان چندان شناخته شده نبود. این مصریان فیس بوکی، مدتی بعد (در فوریه 2010 ) در فرودگاه قاهره با «گروه معتمدان بحران بین المللی» محمد البرادعی ملاقات کردند و سال بعد را به پیشبرد اعتراض ها به نمایندگی از او برای سرنگونی دولت پرزیدنت حسنی مبارک سپری کردند.
در بیانیه ماموریت اتحاد جنبش های جوانان آمده است، این گروه، سازمانی غیر انتفاعی است که تلاش خود را وقف کمک به فعالان مردمی برای ایجاد ظرفیت های لازم و گذاشتن تأثیری گسترده تر بر جهان کرده اند. اگر چه این اظهار نظر در نگاه اول کاملاً بی ضرر و شاید حتی مثبت به نظر می رسد، اما با کند و کاو در وضعیت کسانی که در Movements.org مشارکت دارند، دستور کاری سیاه فاش می شود که دشوار می توان باور کرد،  چنین هدف زشتی در سر داشته باشند.
این گروه، به طور رسمی، والدین Movements.org ، وزارت امور خارجه آمریکا و مدرسه حقوق کلمیبا هستند. حامیان مالی شرکتی آن، گوگل، «پپسی» و «گروه آمنیکون» هستند که همگی در فهرست اعضای حامیان جهانی سازی شورای روابط خارجی می باشند. «سی بی اس نیوز» یکی از این حامیان است و در فهرست عضویت «خانه کاتهم» شرکتی و مدافع جهانی سازی قرار دارد. حامیان مالی دیگر این گروه شامل «فیس بوک»، «یوتیوپ»، «میت آپ»، «هاوکست»، «نشنال جئوگرافیک»،  MSNBC ، GenNext و مؤسسه روابط عمومی «ادلمن» هستند.
یکی از اعضای «تیم» Movements.org که از مؤسسان آن نیز می باشد، جراد کوهن است. او از اعضای شورای روابط خارجی، مدیر «ایده های گوگل» و عضو پیشین گروه برنامه ریزی وزارت امور خارجه آمریکا در دوران کوندالیزا رایس و هیلاری کلینتون است.
عضو مؤسس دیگرMovements.orgجیسون لیبمن از «هاوکست مدیا» است که برای ایجاد «سرگرمی های دارای برند مشتری، نوآوری در رسانه های اجتماعی و بهره برداری از شرکت های ابرثروتمند»، با غول های شرکتی چون «پراکتور اند گمبل»، «کداک»، «استپلز»، «فورد» و سازمان های دولتی نظیر وزارت امور خارجه آمریکا و وزارت دفاع آمریکا همکاری کرده است. او به مدت چهار سال در گوگل حضور داشته است و در آنجا با «تایم وارنر»، «نیوز کورپوریشن»، «وایاکام»، «وارنر میوزیک»، «سونی پیکچرز»، «رویترز»، «نیویورک تایمز» و «واشنگتن پست» کار کرده است.
رومن ساندر نیز در مقام یکی از مؤسسان Movements.org صاحب اعتبار شد. او Access 360 Media را تأسیس کرد که یک شرکت تبلیغات  گروهی است. به علاوه، او سی و پنج مدیر اجرایی ارشد از شرکت هایی چون AT&T، «کوئیک سیلور»، فیس بوک، AHP، یوتیوپ، پپسی و  مدیرانی از دولت آمریکا را در نشست PTTOWبه منظور بحث پیرامون آینده «صنعت جوانان» گرد هم آورد. او همچنین یکی از اعضای هیئت مدیره Gen Next نیز هست، سازمان غیر انتفاعی دیگری که بر «تغییرات اثر گذار بر نسل آتی» تمرکز دارد.
با در نظر گرفتن عضویت این افراد، دشوار می توان باور کرد، تغییری که آنها خواهان مشاهده آن هستند، چیزی کمتر از دیدن نسلی است که پپسی بنوشد، آت و آشغال های مصرفی بیشتری را خریداری کند و دروغ های دولت ایالات متحده را که از طریق رسانه هایی که شرکت ها مالک آن هستند به خورد ما می دهند،  باور کنند.
اگر چه فعالان حاضر در نشست  Movements.org به فلسفه  لیبرالیسم «متمایل به چپ» وابستگی دارند، اما تک تک کسانی که پشت پرده این نشست قرار دارند، بودجه آن را تأمین می کنند و دستور کار این فعالان را گوشزد می کنند، آمیزه ای از ابر شرکت های آمریکایی هستند. آنها دقیقاً همان کسب و کارهای بزرگی هستند که حقوق بشر را به شکل گسترده ای زیرپا می گذارند، محیط زیست را نابود می کنند، کالاهای بنجل تولید شده در ورای دریاها و به دست کارگرانی که در شرایطی نزدیک به شرایط بردگان زندگی می کنند را به فروش می رسانند و یک دستور کار آز و طمع و توسعه دائمی را به هر قیمتی  که شده است، دنبال می کنند. این ریاکاری بهت آور است، مگر آنکه این اقدامات را در چهارچوب دستور کار زشت و سود طلبانه  آنها ببینید  که فقط در زیر پرچم نگرانی های بشردوستانه  به ظاهر حقیقی می توان آن را به انجام رساند؛ دستور کاری که در زیر کوه هایی از سخن سرایی های به ظاهر خوب مدفون شده اند و لشگری از جوانان ساده لوح به پیشبرد آن یاری می رسانند.
آنچه شاهدیم، مجموعه ای نیست که همه فعالان در چهارچوب آن کار کنند، بلکه مجموعه ای منتخب از فعالانی است  که روی «نقاط مشکل زایی» کار می کنند که وزارت امور خارجه آمریکا دوست دارد شاهد ایجاد «تغییر» آنها باشد. با مشاهده سودان، ایران، عربستان سعودی، مصر، اروپای شرقی، ونزوئلا و حتی تایلند ـ کشورهایی که  تاکنون جنبش ها و اعتراض هایی با هدف تضعیف دولت های آنها که رفتاری سازنده با دستور کار شرکتی آمریکا ندارند، در آنها به راه افتاده است ـ درخواهید یافت که  Movements.org از اقدامات آنها پشتیبانی می کند.
«جنبش ششم آوریل مصر» یکی از آنهاست و نقش موفقیت آمیز و آشکار آن در برکنار کردن حسنی مبارک توسط آمریکا ـ ضمن امیدواری به اینکه شاید فرد مورد نظر خود یعنی محمد البرادعی را در منصب ریاست جمهوری ببینند ـ نمونه ای کامل از کاری است که این لشگر جدید از جوانان تحریک شده، برای انجام آن به کار گرفته اند. این نسخه دوم انقلاب رنگی است که مستقیماً توسط وزارت امور خارجه آمریکا و با پشتیبانی شرکت های آمریکایی صورت می گیرد.
توصیه می شود، خوانندگان به Movements.org مراجعه و مطالب این وب سایت را مطالعه کنند و به خصوص سه نشستی که آنها برگزار کرده اند و کسانی را که در این نشست ها شرکت داشته اند مورد بررسی قرار دهند. هر کسی،  از شرکت «RAND» تا شورای روابط خارجی، وظیفه «تحریک کردن» را بر عهده دارد. بی تردید Movements.org یکی از بازوهای جدید دستکاری و تضعیف حق حاکمیت ملی کشورهای خارجی است.

 منبع :
www.globalresearch.ca/index.php?context=va&aid=23283
به نقل از:

ماهنامه سیاحت غرب، شماره 94
بر گرفته از پایگاه علمی-تحلیلی عصر گذار «www.asregozaar.ir»

قدرت، سياست و رفتارهاي سياسي در سازمان

ارسال شده توسط بابک بابکی | 26 Nov, 2013

چکیده: رفتارهای سیاسی یا رفتارهای قدرت گرایی اغلب وقتی ظهور می کند که افراد در سازمانها برای بدست آوردن منابع کمیاب رقابت می کنند ، یا زمانی که تصمیمات مهمی باید اتخاذ شود که در نهایت بر روی فعالیت های سازمان تأثیر می گذارد ،که این تأثیرات می تواند جنبه های مثبت یا منفی را برای سازمان به ارمغان آورد در این مقاله مبحث رفتار سیاسی و علل بوجود آورده آن در سازمان ها مورد بررسی قرار می گیرد.

 مقدمه:
به ندرت اتفاق می افتد که افراد به سازمان بپیوندند تا صرفاً به اهداف آن سازمان تحقق بخشند . آنان به دلایلی ، برای تحقق اهداف و دست یابی به نیازهایشان سازمانی را انتخاب می کنند و با ورودشان تمام تلاش خود را برای تحقق منافع شخصیشان به کار می برند . یکی از این منافع و نیازها ، نیاز به برتری جویی نسبت به دیگران می باشد که لازمه تحقق برتری جویی بر دیگران داشتن قدرت است . افراد با قدرت می توانند دیگران را وادار کنند مطابق میل آنها رفتار کنند و در بسیاری از موارد با استفاده از سلاح قدرت جریانات حاکم در سازمانها را به نفع خود رقم زنند و جایگاهشان را در آنجا تثبیت یا ارتقاء دهند ، که در این راه سعی می کنند از تمامی ظرفیتها و رفتارهای ( سیاست ) معقول و غیر معقول استفاده کنند ، اما گاهی اوقات بکار گیری بعضی از این رفتارها باعث اختلال در پیشرفت سازمانها می شود ، و زیان های جبران ناپذیری را به دلیل شناخت ناکافی از این رفتار به پیکره سازمان وارد می کند . به این دلیل شناسایی قدرت ، منابع قدرت ، و رفتارهای سیاسی ( که هم از سوی مدیران و هم از سوی زیردستان برای کسب قدرت و یا متصل کردن خود به منابع قدرت استفاده می شود ) امری ضروری و حیاتی است .  در این مقاله سعی شده تعریفی از قدرت و رفتارهای سیاسی و عوامل پدید آورنده آن را بررسی کنیم ، تا بتوانیم پیامدهای ناشی از رفتار های سیاسی در سازمانها را کنترل کرده و در جهت هدایت آنها به سمت اهداف سازمانها گامهای موثری برداریم.

تعریف قدرت:
برای قدرت تعریف های بیشماری ارائه شده که در اینجا به تعدادی از آنها اشاره می شود :  
- قدرت عبارت است از توان و تمایل نفوذ در دیگری
- ظرفیت تحقق ( اثر گذاری ) بر هدفهای سازمان .
- نیرویی که اگر بکار گرفته شود بتواند احتمال انجام رفتار خاصی را بالا ببرد و اگر بکار گرفته نشود رفتار به شکل دیگری انجام می شود .  
- امکان تحمیل خواسته یک نفر بر رفتار دیگران
. - توانایی بالقوه شخص در اثرگذاری بر طرز تلقی و یا رفتار فرد یا افراد مورد نظر در جهتی که مورد نظر وی می باشد . (مورهد و گریفین،1382 ،ص381(
هر چند هر یک از این تعریف ها بر جنبه خاصی تأکید کرده اند ، ولی در مفهوم دارای شباهتهایی هستند که می توان از ترکیب آنها به تعریفی قابل قبول دست یافت . به این ترتیب می توان قدرت را توانایی بالقوه یک نفر و یا یک گروه برای نفوذ در فرد یا گروه دیگر تعریف کرد . به همین خاطر قدرت یک مفهوم رابطه ای است . یعنی مفهوم قدرت همیشه روابط بین اشخاص را بیان می کند . تنها و بدون ارتباط با دیگران ، نمی توان به شخص گفت که با قدرت است . قدرت یک شخص تنها در هنگام برقراری روابط با دیگران فهمیده می شود . اگر شخص بتواند دیگران را به رفتاری در جهتی که خود تعیین کرده سوق دهد در آن حال می توان گفت که با قدرت می باشد.

منابع قدرت :
منبع قدرت به اين معنا است که در سلسله مراتب اداری سازمان قرار دارد و از سطح سازمانی يا مديريتی که فرد در آن قرار می‌گيرد، نشات می‌گيرد. دو پژوهشگر به نامهای «جان فرچ» و «برت رام روان»، 5 منبع قدرت را شناسايی کرده‌اند. هر يک از آنها در سطحهای متفاوتی قرار دارند و در برخی موارد همه اين 5 منبع می‌توانند در هر سطحی از سازمان وجود داشته باشند (استونر و فری من، 1375، 343).  

رابينز این سه منبع را در 2 دسته طبقه‌بندی می‌کند (رابينز و جاج، 1389، 345) که اين دو دسته عبارتند از:  
1.قدرت رسمی: بر اساس پست فرد در سازمان استوار است.
• قدرت مبتنی بر زور: توانايی تاثير گذاشتن بر رفتار ديگران از طريق تنبيه و مجازات.
• قدرت مبتنی بر پاداش: توانايی تاثير گذاشتن بر رفتار ديگران از طريق تشويق و پاداش دادن به آنها.
•قدرت مشروع: اختيار رسمی مدير سازمان برای تاثير گذاشتن بر رفتار زيردستانش به علت مقام و پستی که در سازمان دارد.
2. قدرت شخصی: قدرتی که از ويژگی‌های منحصر به فرد شخص ايجاد می‌شود و احترام و تحسين ديگران را برای او به همراه دارد.
• قدرت تخصص: توانايی برای تاثيرگذاری بر رفتار ديگران به علت مزيتی رقابتی، هوش يا دانشی خاص.
• قدرت مرجع: توانايی تاثير بر رفتار ديگران به علت اين که فرد مذکور از طرف ديگران مورد احترام و علاقه است (سايت اينترنتی باوا).
در دسته‌بندی‌های جديد منبع ششمی نيز اضافه گرديده که منبع اطلاعات نام دارد. اطلاعات اغلب توسط افراد در سازمانها مهار می‌شود. اگر شخص «الف» مشخص کند که چه کسی در سازمان چه اطلاعاتی را داشته باشد، به ميزانی که شخص «ب» می‌پندارد که اطلاعات مورد نيازش از طرف «الف» مهار می‌شود، شخص «الف» صاحب قدرت تلقی می‌شود (آرميچل، 1373، 423).

-تعریف سیاست
•سياست يعني كاربرد قدرت به منظور اعمال نفوذ بر فرآيند تصميم‌گيري براي رسيدن به نتيجه (کريمی، 1387، سايت راهکار مديريت).
•تشخيص و نهايتاً تطبيق دادن علایق رقابتی افراد در سازمانها (سايت منيجمنت کانسلت کورس).
• روند و انجام تصميم‌گيری‌ها برای هر گونه گروه است؛ از قبيل حکومتها و کشورها، نهادهای سازمانی، دانشگاهی، دينی و ديگر نهادها (سايت ويکی پديا).
•ارسطو سياست را تضاد منابع و شيوه‌های مذاکره و ائتلاف و نفوذ متقابل افراد در سازمان می‌داند (ظهوری، 1384، 855).
•نيروی موجود يا بالقوه برای رسيدن به نتيجه‌های مورد نظر (دفت، 1374، 790).
در بالا 5 تعريف از واژه سياست ارایه شد. حال يک تعريف نسبتاً جامع را بيان می‌کنيم: «موريس دوورژه» استاد علم سياست دانشگاه پاريس، هسته اصلی قلمروی سياست را «قدرت» می‌داند. به عقيده «برتراند دوژونل» استاد جامعه‌شناسی سياسی دانشگاه پاريس و از صاحب‌نظران سياسی مشهور، سياست عبارت است از مطالعه قدرت و نفوذ. به نظر او هر کس که ديگری را وادار به انجام عملی کند و يا از انجام عملی باز دارد، اعمال قدرت کرده است. سرانجام نتيجه‌ای که از این تعريف گرفته می‌شود اين است که: «علم سياست عبارت است از بررسی تمام اشکال قدرت در جوامع انسانی» (سايت آفتاب اينترتينمنت).
- رابطه قدرت و سياست
هر کجا که افراد دور هم جمع شوند، گروهی با هدف مشخص تشکيل می‌دهند، حتماً عده‌ای قدرت به دست می‌آورند و به منابع قدرت دست می‌يابند. افراد گروه به دنبال دستيابی به اين منابعند و برای به دست آوردنش تلاش می‌کنند. به محضی که افراد از قدرت خود در عمل استفاده کنند و مجرای اعمال آن را بيابند، در واقع دست به رفتارهای سياسی زده‌اند. آنها می‌آموزند که چگونه از منابع قدرتشان استفاده کنند تا به اهدافشان برسند.

-دوسته رفتار سیاسی:
رفتار سياسي مشروع: شكايت كردن به سرپرست يا رئيس، سختگيري و زياده‌روي روي مقررات و...
رفتار سياسي نامشروع (خرابكاري) : ايجاد اغتشاش، سوت زدن، دعوا و درگيري و...

عدم اطمينان و رفتار سياسي:
مانورهاي سياسي به طور عمده در اثر عدم اطمينان شكل مي‌گيرند. منابع معمول عدم اطمينان در سازمان عبارتند از:
1.  هدف‌های نامشخص: هر چه هدف مبهم‌تر و پيچيده‌تر باشد مسائل سياسي آن بيشتر خواهد بود.
2.  ابهام در استانداردهاي عملكرد: لازمه عملكرد عالي كاركنان روشن بودن استانداردهاي عملكرد است.
3. نامشخص بودن فراگردهاي تصميم‌گيري: تصميمات مبهم يا تصميماتي كه توافق همگاني را در برندارند منجر به رفتارهاي سياسي بيشتر مي‌گردند.
4. رقابت فردي يا گروهي شديد: در ارتباطات متقابل شخصي يا گروهي، همكاري بر رقابت مزيت دارد. زيرا رقابت موجب سياسي كاري مي‌گردد.
5. منابع كمياب و حياتي: ميان ميزان رفتار سياسي و دست‌یابی به منابع حياتي و كمياب ارتباط مستقيمي وجود دارد.
6. فناوري و محيط بيروني: به طور كلي هر چه فناوري داخلي سازمان پيچيده‌تر باشد، مسائل سياسي درگير آن بيشتر خواهد بود.
7. تغيير و تحول: تجديد ساختار سازماني يا برنامه بهبود سازمان يا حتي تغيير برنامه‌ريزي نشده تحميلي در اثر فشارهاي خارجي، مانورهاي سياسي را شدت خواهد بخشيد.

راهکارهایی برای کاهش سیاست رفتار سازمانی:
ابتدایی‌ترین راه برای کاهش رفتار سیاسی، برطرف‌کردن ابهام است. جریان اطلاعات در سازمان بایستی شفاف و روشن بوده و برای همه کارکنان قابل دریافت و فهم باشد. هرگونه ایجاد سوال و عدم فهم وظایف خود و دیگران باعث افزایش ابهام و گسترش رفتارهای سیاسی خواهد شد
دومین راه توزیع قدرت در سازمان است. آموزه های مدیریت می گویند که هرجا در سازمان توازن قدرت برقرار نباشد رفتار سیاسی آغاز می گردد. در واقع کارکنان می‌کوشند تا به وسیله رفتارهای غیرفنی و سیاسی قدرت ازدست رفته خود در موازنه قدرت را بازیابند
سومین راه در الگوی کار تیمی سازمانی حاکمیت الگوی کارتیمی است  که روابط کارکنان از روابط رسمی به روابط دوستانه و صمیمی تغییر خواهد کرد و روابط برد/باخت (جمع صفر) جای خود را به روابط برد/برد خواهد داد. این تغییر باعث جلوگیری از بروز رفتار سیاسی در سازمان خواهد شد.
چهارمین راه برای کاهش رفتار سیاسی در سازمان اصلاح فرهنگ سازمانی است. فرهنگی که تقویت کننده اعتماد در سازمان باشد٬ یعنی از مدیر گرفته تا کارکنان همه در جاری‌سازی اعتماد کوشا بوده و این مؤلفه به عنوان محور اصلی فرهنگ سازمانی در آن سازمان رعایت شود .
پنجمین راهکار رعایت عدالت در پاداش‌ها می‌تواند به عنوان پنجمین عامل برای کاهش رفتار‌های سیاسی در نظر گرفته شود. درصورتی که کارکنان درقبال فعالیت خود، دریافت مناسبی داشته باشند به رفتار سیاسی (برای جبران) روی نخواهند آورد ..
ششمین راهکار و به نظر من مهمترین آن‌ها کنترل رفتار مدیران است. هرچه قدر رفتار مدیران دور از رفتار سیاسی باشد؛ بالطبع آن کارکنان هم در سازمان از آن پرهیز خواهند نمود و بالعکس هرچه کارکنان در سازمان رفتار سیاسی بیشتری در حوزه مدیریت مشاهده کنند، آن‌را درحوزه کاری خود پیاده خواهند‌کرد .(پایگاه جامع مدیریت دانش)

نتیجه‌گیری :
به طور کلی چيزی که از اين بحث نتيجه می‌شود اين است که ارتباط بين قدرت و سياست در سازمان بسيار نزديک و حایز اهميت است. مضاف بر اين، هر کدام از اين موارد با ساير متغيرهای سازمانی به هم مرتبطند. وجود قدرت و وسوسه آن افراد را در سازمان به تلاش برای دستيابی به آن می‌اندازد، اين تلاش می‌تواند بعد منفی يا مثبت داشته باشد. با توجه به آن چه در مقاله بيان شد، بر خلاف باور عمومی سياست دارای بعد مثبت نيز می‌باشد که بسيار در سازمان کارگشاست. رفتارهای سياسی در تمام سطوح سازمان وجود دارد. رفتارهای سياسی همان فعاليتهايی هستند که جزو وظايف افراد نيستند اما در قالب گروههای غير رسمی در سازمان انجام می‌پذيرند تا افراد را در به کارگيری قدرتشان ياری کنند يا آنها را به سمت دستيابی به قدرت هدايت کنند.


منابع:

  • آرشرمرهورن (1386)، مدیریت و رفتار سازمانی ، ترجمه دکتر مهدی ایران نژاد پاریزی ، چاپ دوم ، تهران ، انتشارات مدیران
  • ، رابینز، استیفن (1378)، مبانی رفتارسازمانی ، ترجمة دکتر قاسم کبیری ، چاپ پنجم ، تهران، مرکز انتشارات علمی دانشگاه آزاد
  • رضائیان ، علی (1379)، اصول مدیریت ، چاپ یازدهم ، تهران، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی (سمت) 4- سید جوادین ، سید رضا (1383)، مروری جامع بر نظریه های مدیریت و سازمان ، چاپ اول ، تهران، نشر نگاه دانش
  • لوتانز ، فرد( 1372)، رفتار سازمانی ، ترجمة غلامعلی سَرمَد ، چاپ دوم ، تهران، مؤسسه بانکداری ایران بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران
  • مورهد ، گرگوری و گریفین ، ریکی ( 1382 ) ، رفتارسازمانی ، ترجمة سید مهدی الوانی و غلام رضا معمارزاده ، چاپ هفتم ، تهران،نشر مروارید
  • هرسی ، پال و بلانچارد ، کنث (1379) مدیریت رفتار سازمانی کاربرد منابع انسانی ، ترجمة دکتر علی علاقه بند ، تهران، چاپ شانزدهم ، انتشارات امیرکبیر

سيستم توسعه يافته برنامه ريزي بنگاه هاي اقتصادي ERPII

ارسال شده توسط بابک بابکی | 25 Nov, 2013
چکيده    : نگاهي به وضعيت فعلي صنايع توليدي و خدماتي کشور بيانگر اين موضوع است که با وجود حرکتهاي انجام گرفته در راستاي افزايش سطح توليد و بهبود کيفيت آن هنوز شتاب قابل قبولي در مقايسه با شتاب جهاني پيدا نکرده است . اگر چه توليد محصول در برخي از صنايع کشور کافي و حتي در مواردي مازاد نياز است، ولي بايد قبول کرد سطح کيفي اين توليدات با اصول نوآوري و بهبود مستمر که نيازمند به‌کارگيري فناوريهاي نوين اطلاعاتي و مديريتي است فاصله فراواني دارد.سيستمERP يکي از همين فناوريهاي اطلاعاتي بـــوده و به عنوان يک نظام بهم پيوسته اطلاعاتي ، مهندسي و مديريتي در عرصه رقابت جهاني مطرح است. در زنجيره تکامل سيستم هاي برنامه ريزي و با پررنگتر شدن نقش فناوري اطلاعات و ارتباطات به عنوان يک زير ساختار در فعاليتهاي تجاري در بين شرکتهاي متوسط و بزرگ شاهد ظهور تکنولوژي تکامل يافته تري با نامERP II هستيم که عبارت است از اتوماسيون و ترکيب اطلاعات، فرآيندها و نقشهاي مختلف در محيط هاي توليدي در راستاي ترکيب وظايف ، تسريع در برنامه ريزي ، اجرا و ايجاد سيستم کنترلي که مستقل از مکان و زمان بوده و در برگيرنده تمام مشتريان ، فروشندگان و شرکا است. اين مقاله شامل دو بخش است. در بخش اول به بررسي اجمالي روند تکامل سيستم هاي برنامه ريزي بنگاه هاي اقتصادي که شامل مروري بر تاريخچه ERP ، فوائد ، هزينه ها ( واقعي و پنهان) ، فلسفه کاربرد ERP ، تعامل تجارت الکترونيک با ERP و بررسي ويژگيهايERP پرداخته و بخش دوم که محور اصلـي مقاله است با تکيه بر مباني نظــــري ذکر شـده در بخـــش اول به تشريح سيـستم ERP II به عنوان سيستم توسعه يافته بنگاههاي .اقتصادي مي پردازد

 

 

مقدمـه
سيستم هاي برنامه ريزي اقتصادي با پشت سر گذاشتن فناوري‌هايي همچونMRP (برنامه ريزي مـــواد اوليــهMRPII ) (برنامه ريــزي منابع تولـيد)،MRPIII (برنامه ريزي منابــع پولي)، درحال تجربه سيستمهاي(ENTERPRISE RESOURCE PLANNING) ERP و ERPII هستند.
سيستــم ERPيک فناوري اطلاعاتي است که به عنوان يک نظام به هم پيوسته اطلاعاتي ، مهندسي و مديريتي درعرصـه رقابت جهاني مطرح بوده و قادر است در دراز مدت تاثير چشمگيري بر روند توسعه کيفي توليدات و کسب مزيت رقابتي در بازارهاي جهاني ايجاد کند.
افزايش کيفيت محصولات و ايجاد مزيتهاي رقابتي را بايد عصاره و افشره يک سيستم ERP دانست. اين نرم افزار که برمبـــناي فناوري ارائه خدمات به مشتري است تمام بخشهاي يک سازمان از قبيل حسابداري و نظارت ، مديريت توليد مواد ، مديريت کيفيت ، نگهداري تاسيسات ، فروش و توزيع، منابع انساني ، مديريت پروژه و غيره را از طريق پايگاه داده هاي مرکزي به همديگر مرتبط مي سازد و به عبارت ديگر نقش اصلي آن يکپارچه سازي نرم افزار هاي موجود در بخشهاي مختلف سازمان است.
همانطور که اشاره شد و به زعم اکثر صاحبنظران با ارزش ترين ويژگي ERP بهبود فرآيند اجراي سفارش مشتري در شرکت است و به همين دليل ERP به عنوان يک نرم افزار پشتيبان به حساب مي آيد و اين نرم افزار بيش از آنکه در فرآيند پيش فروش کارايي داشته باشد ، جهت دريافت سفارش مشتري و خودکار کردن مراحل اجراي سفارش به کار مي رود. در اين سيستم وقتي مسئول ارائه خدمات به مشتري يک سفارش را به سيستم وارد مي کند ، تمامي اطلاعات مورد نياز جهت تکميل آن سفارش دراختيار وي قرار مي گيرد . اين اطلاعات شامل ميزان اعتبار مشتري،تاريخ سفارش (از بخش مالي)، ميزان موجودي شرکت و زمانبندي حمل سفارش است.
با اين مقدمه و براي آشنايي با سيستم‌هاي ERP که چارچوب اصلي سيستم‌هاي توسعه يافته ERPII را تشکيل مي دهد، در ابتدا و در بخش اول اين مقاله اقدام به مرور مفاهيم اساسي ERP مي کنيم.

 

مروري بر مفاهيــم ERP
تاريخچه ERP
ظهور ERP را بايد دهه 1960 ميلادي دانست که عمده تاکيد آن در اين دوران افزايش درآمد هاي و تقويت کسب و کار از طريق يکپارچه سازي فرآيند ها و عملکردها بود. ولي در سال 1972 پنج تن از مديران IBM جهت تکامل و پياده سازي مفاهيم ERP از سمت خود استعفا داده و شرکتي با عنوان SAP را که به عنوان نخستين شرکت توسعه و اجراي نرم افزارهاي خاص ERP بود تاسيس کردند و هم اکنون نيز در اين زمينه فعاليت دارند.
ERP
از چندين مفهوم تشکيل يافته که همگي بر يکپارچه سازي بخشهاي مختلف يک سازمان تاکيد دارد که مهمترين اين مفاهيم MRP ، MRP II ، MRP III است بنابراين بايد گفت ERP اگرچه راه تکامل و گسترش را در پيش گرفته ولي مفهوم اصلي آن که همانا يکپارچه سازي است هرگز تغيير نکرده است.
فلسفه کاربرد ERP
سه اصل زير را به عنوان فلسفه کاربردERP در سازمانها مطرح مي کنند:
-1
يکپارچه کردن فرآيندي کسب وکار از طريق متمرکز کردن داده هاي پراکنده
-2
ابزاري براي انجام فرآيندهاي کاربردي چند منظوره
-3
قابليت به‌کارگيري همزمان آن در بخشهاي مختلف سيستم همچون حسابداري ، فروش و توزيع ، دريافت سفارش و مديريت مواد.
 
 
 
فوائد ERP
مي توان موارد زير را به عنوان بخشي از مزاياي اين نرم افزار به حساب آورد:
-
تعيين رابطه بين عرضه و تقاضا در هر نقطه از دنيا
-
بهبود دسترسي به اطلاعات و پشتيباني مديريت سازمان براي اتخاذ تصميمات بهينه
-
تعيين ساختارهايي براي کنترل بهتر هزينه
-
افزايش توان نظارتي برعملکرد سازمان
-
کنترل بيشتر بر صدور صورتحساب مشتريان،پرداخت حقوق کارکنان و سايرمسائل مالي سازمان
-
توان پاسخگوئي سريع به نيازهاي متغير بازار
-
ايجاد پايگاه داده هاي يکپارچه درخصوص مشتريان
-
پيگيري درتهيه و ارائه سفارشهاي مشتريان
-
ارائه اطلاعات دقيق و به روز براي حسابرسان ومميزين مالياتي ... .
تعامل تجارت الکترونيــک با ERP
حقيقت آن است که هنوز عرضه کنندگان ERP نتوانسته اند خود را با نفوذ تجارت الکترونيک(e-commerce) هماهنگ سازند و از طرف ديگر مشتريان و تامين کنندگان تمايل دارند به اطلاعات موجود در سيستم ERP يک سازمان (از قبيل موقعيت سفارش، سطح موجودي و تطبيق برگه فروش) از طريق وب سايت و بدون نياز به يادگيري زبان خاص ERP دسترسي داشته باشند . از اين رو بخش IT يک شرکت، موظف به ايجاد دو مجراي ارتباطي براي دسترسي به اطلاعات سيستم ERP است که يکي از آنها براي مشتريان و ديگري براي تامين کنندگان و شرکاءاست.
براي اين کار لازم است شرکــتها در زمان خريدERP به قابليت يکپارچـــه سازي و ايجـاد ارتباط بين آن و وب سايت مربوط به خودشان توجه کنند ، البته به‌کارگيري افراد متخصص و با تجربه که بتوانند ارتباط بين ERP و تجارت الکترونيک را در زمان به روز کردن نرم افزار ERP (که در آن سيستم براي رفع نواقص متوقف مي شود) حفظ کنند ضروري است.
با تمام اين اوصاف ،دشواري يافتن نرم افزارهايي که توان ايجاد ارتباط بين ERP و تجارت الکترونيک را داشته باشد (صرف نظر از نرم افزارهاي زنجيره تامين در مديريت الکترونيک مشتريان) باعث شده است تا اکثر سازمانها به فکر نرم افزارهاي جايگزين باشند .

 

سيستم توسعه يافته برنامه ريزي بنگاههاي اقتصادي
در روند تکامل سيستم هاي برنامه ريزي بنگاههاي اقتصادي و با پررنگ تر شدن نقش IT به عنوان يک زير ساختار در فعاليتهاي تجاري اکنون شاهد ظهور تکنولوژي تکامل يافته تري به نام ERP II هستيم.
پس از تحولات بوجود آمده توسط IT و تاثير آن بر سازمانهاي دولتي، مالياتي و امنيتي امروزه شاهد اين هستيم که اکثر قريب به اتفـــــاق سيستم هاي تجاري به سمت تغييرات تجاري درحرکت هستند . امروزه ديگر هيچ صنعتي از هزينه هاي مورد استفاده براي توسعه زير ساختاري IT واهمه اي نداشته و به‌کارگيري آن را راز بقاي خود تلقي مي کند . ويل، سابراماني و برادبنت (2002) عنوان کرده اند که هر شرکتي به طور متوسـط 4.2 درصد از درآمد ســـالانه خود را براي ITو توسعه آن صــرف مي‌کند که اين ميزان بيش از50 درصد بودجه نهايي کالاهاي سرمايه اي آنهاست. البته همانطور که داون پورت بيان داشته است، چنانچه اين سرمايه گذاري ميليارد دلاري در مرحله تبديل داده ها و اطلاعات به دانش و آگاهي عملکرد خوبي نداشته باشد، هيچ بازگشتي نخــواهد داشت .
 
 
در بسياري از شــرکتها و صنايع ، سيستم هاي MRP I و MRP II ، توسـط سيستمهاي ERP درحال جايگزين شدن هستند. سيستم ERP I با تکيه بر اصولMRP I که شامل نرم افزارهاي ادغام سيستم هاي اطلاعاتي اصلي و پشتيـــبان است عمل مي‌کند و سيســــتم ERPII نيز با به‌کارگيري سيستم هاي عملياتي مديريت روابط مشتريان ومديريت زنجيره عرضه که مربوط به مشتريان مي شود درحال گسترش حيطه کاربردي خود است.
شکل 2 بيانگر سازمانهايي است که به صورت الکترونيک با هم مرتبط شده اند. اين شکل نمونه اي از سيسـتم هاي جاري توسعـه يافته را به تصوير کشيده که در هم ادغام شده اند و حلقه ارتباطي بين آنها شبکه هاي اينترنت ، اکسترانت و اينترانت، است. همانطورکه مي بينيم اين شکل نظريه تنوع وظايف تجاري را از زمان اخذ سفارش تا مرحله ايجاد تقاضا براي فروش و دريافت وجـــه آن نشان مي دهد(که تمام اين مراحل به صورت الکترونيک و با حداقل دخالت نيروي انساني انجام مي پذيرد).فرضيات زيادي درخــصوص ايجاد تغييرات سيستماتيک مطرح شده که بعضي از آنها پس از اضمحلال تعدادي از شرکتها در بين سالهاي 2002- 2000 مطرح شده‌اند و تعدادي ديگر نيز انعکاس دهنده آگاهي ازتغييراتي است که از طريق رشد سريع سخت افزار ، نرم افزار و قابليت هاي ارتباطي حاصــل شده اند . البته در اين بين تعدادي نيز وجود دارند که به تاثير تغييرات اساسي بر فرآيندهاي تجاري معتقد بوده و بر سيستم هاي اطلاعاتي ارزش گرا و بازارهاي جهاني درحال رشد متمرکز مي شوند، اين فرضيات را مي توان به صورت هاي زير بيان نمود:
*
براي پايداري بايد بر روي مدل‌هاي تجاري در سرمايه گذاري بر IT و سيستم‌هاي اطلاعاتي با گرايش به ارزش افزوده تاکيد کرد.
*
تغيير تنها جزء شناخته شده تجاري است که نرخ تغيير آن افزايشي است.
*
مشتريان ، فروشندگان ، شرکاي تجاري ، محصولات ، فرآيند ها، و کانال هاي توزيع، مواردي هستند که با تغيير مستمر همراهند.
*
تغييرات در فرآيند ها و رويه هاي تجاري هم به صورت دروني و هم به صورت بيروني به وقوع خواهد پيوست .
*
تاثير مقاومتهاي نيروي انساني در مراحل کوچک سازي و تامين منابع از خارج را نبايد زياد بزرگ جلوه داد، بلکه بايد سعي کرد از طريق به‌کارگيري تکنيک هاي مديريتي آنها را به حداقل رسانيد.
مدلهاي تجاري و پارادايم هاي قبلي درعصر جديد ارتباطات که در آن سيستم هاي توسعه يافته تجاري با هم ادغام شده‌اند کاربردي ندارند. در اين راستا گوشال و گراتون (2002) بر اهميت روابط افقي در تقابل با فرآيند هاي عمودي به عنوان بخشي از فلسفه مديريت در هماهنگي بين واحدهاي مستقل تاکيد مي کنند.

 

نقش IT در سيستم ERP II
در بسياري از شرکتها نوعي عدم شناخت درباره مفاهيمي همچون فروشهاي فصلي ، ترکيب پيش بيني فروش، موجودي انبار و حتي وضعيت سفارش وجود دارد. در اين شرکتها هنوز اطلاعات مربوط به سفارش مشتري، موجودي برداري، ليست موجودي مواد و فعاليتهاي روزمره به درستي شناسايي و تعيين نمي شود که نتيجه آن زاد و ولد خوشه اي سيستم هاي غير رسمي در داخل سازمان و حجم نامناسب خريد مواد است.
IT
در شرکت هاي شبکه اي و ادغام يافته نقش کاتاليزور تغيير را ايفا مي کند و علاوه بر اين در بسياري از شرکتها استراتژيهاي تجاري با استراتژي IT ترکيب شده است که براي نمونه مي توان به شرکتهايي همچون وال مارت، فداکس ، سيکو و دل اشاره کرد. درکنار اينها IT به عنوان عامل کليدي در سيستم هاي ERP و ERPII مطرح شده است . تعاريف مختلفي درخصوص ERPII وجود دارد ولي تعريفي که به عنوان تعريف اصلي و خمير مايه استــراژي ERPII تلقي مي شـود همان تعريفي است که وســتون (2002) در مجـله Production And Inventory Management ارائه کرده است :
سيستم II ERP عبارت است از اتوماسيون و ترکيب اطلاعات فرآيند ها و نقشهاي مختلف در بخشهاي توليدي در راستاي ترکيب وظايف، تسريع در برنامه ريزي، اجرا و اعمال روشهاي کنترلي که مستقل از مکان و زبان خاصي بوده و شامل تمام مشتريان ، فروشندگان و شرکا مي گردد.
اين تعريف از ERP IIشامل تمام موضوعات مجازي مرتبط با سيستم I ERP به همراه ساير سيستم هاي وظيفه اي همچون مديريت روابط مشتريان و مديريت زنجيره عرضه مي شـــود. شکل 3 يک چتر فراگير را نشـــان مي دهد که بيان مي کند محيط ERP II مي بايست شامــل تکنولوژي و برنامه ريزي IT و مسائل اجرائي بوده و از فرآيند هاي تجاري ادغام شده ، تغيير گرايي و اجراي طرحهاي تجاري درون سازماني حمايت کند. درکل بايد گفت که موارد فني و غيرفني اشاره شده در چترII ERP مي‌بايست براي بهبود رضايت مشتري و کسب نتايج مفيد از سرمايه گذاري در IT و IS به صورت راديکالي اجرا شوند.
 
 
 
چرا سيستـم هاي ERP II ؟
نياز به انتقال داده ها بدون داشتن محدوديتهاي زماني و مکاني ، در طول سازمان و زنجيره هاي عرضه ( شامل مشتريان و فروشندگان) با علم به دقيق بودن آنها و عدم وابستگي شان به زبان خاص باعث شکل گيري سيستم هاي ERP II شد. دليل اين امر نيز آن بود که در سيستم هاي قبلي نيازي به هماهنگي داده ها و استاندارد بودن آنها احساس نمي شد. از طرفي سرعت و اثر بخشي ارتباطات در بين طرحها و حتي در يک طرح خاص اهميت چنداني نداشته و در اين بين اشتباهات به‌وجود آمده نيز زياد جدي تلقي نمي شد. ولي سرعت و اثر بخشي فاکتور هاي مهمي براي سيستم هاي تجاري امروز و آينده هستند که مي بايست در مواردي همچون ثبت سفارش جديد، جايابي مکانهاي جديد، به روز کردن موجودي انبار ، تغيير اولويتها به سمت فروش نمايشگاهي و بدون تاخير رعايت شوند. همچنين امروزه روشهاي نويني همچون کسب کار براي مشتريان و تامين کنندگان، تجارت الکترونيک ، تبادلات تجاري، تحليل داده ها ، تکنيک هاي بهينه سازي همچون برنامه ريزي و زمانبندي پيشرفته همگي بر سرعت و افزايش اثر بخشي تاکيد دارند.

 

چشم انداز آينده و جــريان اطلاعات ERP II
طرحها و موضوعات کلاني وجود دارند که باعث تثبيت جايگاه آتي سيستم‌هاي تجاري توسعه يافته همچون ERP II خواهند شد. اين طرحها که خــمير مايه اصلي آنها شامل تغييرات فناوري مي شود بر استراتژي تجاري و ايده هاي اساسي درخصوص ارائه خدمات بهتر به مشتريان و ارائه محصولات و خدمات متمايز تاکيد مي کنند.
ERP II
نيز بايد بر ارائه جريان صريح و دقيق از اطلاعات هماهنگ تمرکز نمايد که اين شامل جريان اطلاعات در تمام بخشها و قسمتهايي مي شود که داراي سخت افزار ها و نرم افزار هاي پراکنده در نقاط مختلف جهان ، بين شرکتها ، مشتريان، سهام داران و مالکان قانوني هستند. براي اين منظور لازم است سيستم هايي همچون ERP l ، SCM و CRM به عنوان خمير مايه هاي اصلي سيستم ERP II با هم ترکيب شوند. همانطور که در شکل 2 نيز مشاهده کرديم اين ادغام به صورت ترکيب زنجيره اي قابل تعريف است.

 

راه حل‌ها و جايگزين‌هـا در سيسـتم ERP II
طبق اظهارات جانستون (2002) بازار شرکتهاي فروشنده نرم افزار سيستم هاي تجاري در سال 2001 قريب به 47 ميليارد ريال دلار بوده که 40 درصد آن (درحدود 19 ميليارد دلار) به ERP اختصاص يافته است. اين بازار وسيع موجب تثبيت دومين موضوع مهم براي سيستم ERP II شده و آن عبارت است از « تشخيص ميزان اهميت راه حل ها و گزينه هاي مختلف ». به عبارت ديگر توجه به اين امر که کاربرد بعضي نرم افزارها در مقايسه با بقيه از اهميت بيشتري برخوردار است (براي مثال نرم افزاري که داراي بازگشت سرمايه، کسب مزيت بازاريابي و کاهش درهزينه باشد). در اين بين سازمانها نيز بايد ياد بگيرند که چگونه کاربردها و عملکرد ها را اولويت بندي کنند تا بر روي عملکرد سود و زيان بيشترين تاثير را بگذارند.
سومين موضوعي که باعث تثبيت ERP II مي شود ، جريان صريح اطلاعات و تمرکز بر کاربردهايي اسـت که تاثير عمده آن بر در آمدها ، هزينه ها و رضايت مشتريان يعني خدمات از طريق وب است. شبکه هاي اينترنت ، اکسترانت و اينترانت نقش اصلي را در اين ارتباطات ايفا نموده و سرعت و اطمينان در آنها به عنوان نقطه اصلي فروش است.
نظر به اينکه بيشتر خدمات وب در حيطه مباحث IT است، شرکتهاي متقاضي به‌کارگيري آن براي ترکيب داده ها و ارتباطات عملکردي چند جانبه مي بايست به جاي تاکيد صرف بر نيروي متخصص IT به مسئوليت نتايج احتمالي خدمات وب نيز توجه داشته باشند و در اين خصوص مي بايست ضمن تعريف عملکرد مطلوب، حمايت مديريت عالي و ساير سهامداران را که متاثر از ابعاد تجاري مناسب است، جلب نمايند. چهارمين عاملي که باعث تثبيت سيرآتيERP II مي‌شوند، توسعه هاي تکنولوژيک و پشتيباني مراکزي همچون ارائه دهندگان خدمات کاربردي، تبادلات و بازار ها و سازمانهاي استاندارد است. ارائه دهندگان خدمات کاربردي براي اغلب شرکتها به عنوان عامل سوم در فروش به ايفاي نقش مي پردازد، ولي بايد توجه داشت که با ظهور نسلهاي نوين نرم افزاري و ابزارهاي کاربردي ، ارائه دهندگان خدمات کاربردي ممکن است اعتبار خود را از دست بدهند و با توجه به اينکه امنيت و هزينه دو مشکل اساسي براي آنهاست احتمال جايگزيني ERP II هر روز بيشتر مي‌شود.
تبادلات و بازارها که از آنها به تجارت مشترک تعبير مي شود ، داراي مزايايي همچون سرعت، قيمت پايين، تبادل سريع اطلاعات و توانايي مشارکت است. ولي مضراتي همچون فشار حاشيه اي بر فروشندگان و ايجاد نيروي فرسايشي بين روابط مشتريان و فروشندگان نيز دارد.

 

مباحث آتي مربوط با سيستم ERP II
همانطور که همر، شاپي (1993) عنوان کرده اند تمرکز عمده مهندسي مجدد بر ارزش افزوده و مديريت فرآيند تجاري بوده و طبق مطالعات فينگار (2002) واژه هايي مثل ناب، بهنگام و مشارکت، قابليت پاسخگويي ، سازگاري و انعطاف پذيري کمتري در مقايسه با اين فرآيند دارند. دليل اين ادعا نيز آن است که ظهور روشهاي نوين تجاري و تغيير فرآيندها عواملي هستند که تاثير مثبت بر روي کالا و جريان خدمات داشته و نبايد به عنوان عوامل مخرب به آنها نگاه کرد و در اين رهگذر مهندسي مجدد و مديريت فرايند تجاري نيز با تاکيد بر ارزشهاي پرسنلي ، کوچک سازي و تامين منابع از خارج نقش عمده‌اي ايفا مي کنند.
در پايان و قبل از پرداختن به بخش نتيجه گيري بايد گفت هر طرحي در راستاي اجرا و پياده سازي سيستم ERP II مي‌بايست موضوعات مديريتي و انساني مرتبط با آن را پوشش دهد . آينده سيستم هاي تجاري توسعه يافته درگرو توجه شرکتها ، مشتريان و فروشندگان به IT به عنوان زير ساختار اصلي ارتباطات الکترونيک بوده و بايد توجه داشت که هيچ کدام از اين مسائل بدون ريسک نبوده و شناسائي و تعيين مواردي همچون مقاومت در برابر تغيير، توجه به فرهنگ ملي ، آموزش کاربران و جلوگيري از دخالت و نفوذ بي جاي افراد مي تواند در نهايت استراتژي تجاري موسسه را با موفقيت همراه سازد.

 

نتيجــه گيري
1 -
فناوري اطلاعات به عنوان اصلي ترين زيرساخت سيستم هاي تجاري توسعه يافته است، از اين رو لازم است صنايع مختلف براي پياده سازي سيستم هاي برنامه ريزي پيشرفته اقدام به تبيين استراتژيهاي تجاري و سرمايه گذاري در زمينه گسترش و توسعه IT کنند که نتيجه نهايي آن کسب مزيتهاي رقابتي و دستيابي به استانداردهاي جهاني کيفيت است.
2 -
جذب سرمايه گذاران خارجي در راستاي توسعه زير ساختهاي اقتصادي کشور، مي‌تواند ضمن تجهيز منابع مالي باعث تسريع در دستيابي به تکنولوژيهاي نوين جهاني شود .
3 -
به‌کارگيري تکنيک‌هاي عمليات سلولي در اجرا و پياده سازي پروژه هاي عظيمي همچون ERP II مي‌تواند باعث پيشرفت زمان اتمام پروژه شود.
4 -
آموزش کاربران قبلي و استخدام کاربران متخصص مي‌تواند ضمن جلب توافق آنها براي جايگزيني سيستم‌هاي نوين برنامه ريزي باعث تعامل بهينه تجربه و علم شود.
5 -
بايد توجه داشت ،عدم تعيين زمان واقعي براي اتمام پروژه هاي سازماني باعث نواخته شدن «آهنگ مرگ» در هر صنعتي خواهد شد.
6 -
توجه به داده هاي کاربردي و جلوگيري از انباشت داده هاي غير مفيد پس از اجرا و پياده سازي سيستم هاي ERP II ضمن حداکثر ساختن کارايي سيستم باعث پشتيباني از تصميمات مديران عالي سازمان مي شود .
7 -
جلب حمايتهاي اجرايي مديريت عالي سازمان ، به‌کار گيري مديران با تجربه دراجراي پروژه ، تعيين هزينه‌هاي واقعي و پنهان اجرا و پياده سازي سيستم هاي تجاري توسعه يافته باعث تسريع در رسيدن به موارد فوق الذکر مي شود.
8 -
برآورد ريسکهاي احتمالي و تعيين نرخ بازگشت سرمايه گذاري در فرآيند اجراي سيستم ERP II باعث برنامه‌ريزي واقع گرايانه خواهد شد.
9 -
لزوم خانه تکاني در روشهاي قبلي توليد و به‌کارگيري تکنيک ها و تکنولوژي هاي نوين در صنايع توليدي(BPR ) پايه و اساس استقرار سيستم ERP II است.

 

منابع و ماخذ
-1
راه حلهاي اي آر پي ( مبتني بر فناوري اطلاعات)، کازروني،افشين. کازروني،مهرداد. شکوري مقدم،محسن. نشر ذره ، تهران، دي1381 .
-2
اصول مديريت .کونتز، هرولد. اودانل، سيريل. ديهريخ ، هانيز. ترجمه طوسي ، محمدعلي. فرهنگي ، علي اکبر. علوي ، سيدامين الله. مهدويان ، اکبر. انتشارات مرکز آموزش مديريت دولتي. صفحات 127 138 .
-3
مجله روش. سال سيزدهم، شماره 85 ، خرداد 1383 صفحات 7-23 .
-4
زنجيره هاي تامين. متين نفس، فرهاد. مجله تدبير. شماره 143. فروردين 1383 . صفحات 28-34.
5- Accenture.2002.CRM potential hampered by hidden obstacles.www.idsystems.com/news/2002/ 07_02/0703/crm/news_main.htm(2 july) .
6- Blakely,Beth .2002.Web services standards: The battle continues.Tech Republic.@
www.znet. Com/filters/printerfriendly/0,6061,2879451-9200html(6 september).
7- Davenport, Thomas H,Jeanne G.Harris,David W.De Long,and Alvin L . Jacobson.2001. Data to knowledge to results: Building an analytic capability. California Management Review 43/2 (Winter) : 117-138.
8- De Mayer, Arnoud, christooh H.Loch, and Michel .Pich.2002 managing project uncertainty: From variation to chaos. Sloan Management Review43/2 (Winter) :60-67.
9- Ghoshal,Sumantra, and Lynda gratton. 2002. Intergrating the enterprise . sloan Management Review 44/1(fall) :31-38.
10- F.C “Ted” Weston, Jr. ERPII
tweston@lamar.colostate.edu
. www.sciencedirect.com.
11- Gordon, Mark.2001.Next day change guaranteed.CIO Magazine.@
www.cio.com/archive/051501.
12- Hall,mark.2002. Web services open portal doors. Computerworld (24 june):28-30.
13- Hammer, Michael, and James chames champy.1993. Reengineering the corporation: A manifesto for business revolution. New york: HarperBysiness.
14- Harreld, Heather.2001 . Extended ERP redom in b-to-b.Infoworld(27august):21-23.
15- Johnton, sarah jane, 2002.ERP: Payoffs and pitfalls. @ hbsworkingknowledge.hbs.edu/pubitem. Jhtml?sid=o&t=operations(14october).
16- Johnson, Jim, Karen D.Boucher, Kyle Connors, and James Robinson. 2001. Collaborating on project success. Software Magazin. @
www.softwaremag.com./l.cfm?doc=archive/2001feb.
17- Lohmeyer, Dan,Sofya Pogreb, an Scott Robinson.2002. Who’s accountable for IT? McKinsey Quartly No. 4(technology):39-48.
18- Mabert,Vicent A., Ashok soni, and M.A.Venkataramanan.2001. Enterprise resource planning: Measuring value.Production and inventory Management Journal 42/3-4(third/fourth Quarters) :46-51.
19- Matta, Nadim, and Sandy Krieger. 2001.From Itsolutions to business results. Business Horizons 44/6 (November – December): 45-50.
20- Meehan, Michael . 2002 Dell expands into enterprise networking. Comput

رهبران تغيير

ارسال شده توسط بابک بابکی | 24 Nov, 2013
نويسنده: پيتر اف. دراكر
مترجمان: حميد رحيميان و محمدرضا بابائي 

امروزه در مورد غلبه بر مقاومت در برابــــر تغييرات، كه تا 10 يا 15 سال پيش از متــــداول ترين موضوعهاي كتابهاي مديريت و سمينارهاي مديريتي بود، كمتر مي شنويم. هر شخص تاكنون پذيرفته است كه تغيير غيرقابل اجتناب است. اما هنوز هم تلويحاً گفته مي شود كه تغيير مانند مرگ يا ماليات است كه بايستي تا آنجا كه امكان دارد به تاخير بيفتد و هيچ تغييري همواره كاملاً مطبوع نخواهد بود. اما در يك دوره تغيير ناگهاني و وسيع، همانند آنچه كه در آن زندگي مي كنيم، تغيير همه گير و طبيعي خواهد بود. مطمئناً تغيير رنج آفرين و همراه با ريسك است و از همه بالاتر نيازمند تلاش زياد و سخت خواهد بود. اما چنانچه سازمان رهبري تغيير را وظيفه خود نداند، (اعم از آنكه سازمان تجاري، يك دانشگاه و يا يك بيمارستان باشد) نجات نخواهد يافت. در يك دوره سريع تغيير بنيادين، فقط سازمانهايي نجات خواهند يافت كه رهبران آن اهل تغيير باشند. بنابراين، يك چالش مهم قرن بيست ويكم براي مديران، آن خواهد بود كه سازمان آنان به يك رهبر تغيير، تبديل شود. امروزه صحبتهاي زيادي در مورد يك سازمان نوآور وجود دارد اما سازماندهي سازماني كه پذيراي نوآوري باشد - حتي سازماندهي آن براي نوآوري - كافي نيست تا بتوان آن را به رهبر تغيير تبديل كرد. براي رهبر تغيير بودن، لازم است تمايل و توانايي تغيير آنچه را كه اكنون در حال انجام است داشته باشيم و همچنين توانايي براي انجام كارهاي جديد و مختلف نيز در ما باشد. براي دستيابي به اين هدف، نياز به بكارگيري سياستها و انجام اعمالي است كه باعث شود زمان حال، آينده را بسازد.

پشت سر گذاشتن ديروز

اولين قدم براي يك رهبر تغيير اين است كه منابعي كه موجب به دست آمدن و اجراي عمليات بي نتيجه مي شوند را آزاد سازد. نگهداري ديروز هميشه مشكل ساز و زمان بر است. نگهداري ديروز هميشه باعث مي گردد كه منابع كمياب و باارزش آن و از همه بالاتر قادرترين پرسنل آن نتايجي را كسب كنند. اما انجام كارها به روشهاي مختلف - نوآوري تنها - هميشه موجب بروز اشكالات خارج از انتظار مي شود. و اگر افرادي تمايل به نگهداري ديـروز دارند، به ايـن معنـي است كـه آنها بـــه سادگي براي ايجاد فردا آمادگي نخواهند داشت. بنابراين، اولين سياست تغيير بايستي پشت سر گذاشتني سازمان يافته باشد. رهبر تغيير سعي مي كند محصول خدمت، فرايند، بازار كانال توزيع، مشتري و استفاده كننده نهايي را در طول عمر آن آزمايش كند. اين كار براساس يك برنامه مشخص انجام مي گيرد. سوالي كه به طور جدي بايد پرسيد اين است كه آيا ما باتوجه به آنچه كه تاكنون انجام داده و نتايج آن را ديده ايم، مي خواهيم باز هم به دنبال ادامه آن برويم؟ اگر پاسخ منفي است نبايد اجازه مطالعات ديگري داده شود بايد ديد كه چه كاري بهتر است انجام شود؟در حالتهاي زير، بايد ديروز را پشت سر گذاشت.

1 - زماني كه فكر مي كنيد هر يك از محصول، خدمات، بازار يا فرايند هنوز چندسال خوبي از عمرشان باقي است. چنين محصولات، خدمات، بازار و يا فرايندهايي قطعاً در حال زوال هستند كه هميشه بيشترين مراقبت و توجه را نياز دارند و تقريباً هميشه بايد برآورد كنيم كه چقدر از زمان عمر واقعي آنها، باقيمانده است. البته معمولاً آنها در حال زوال نيستند بلكه آنها مرده اند.

2 - زماني كه تنها بحث براي نگهداري يك محصول، خدمت، بازار يا فرآيند، اين باشد كه ارزش آن صفر شده است. حسابهاي دارائي كه ارزش آنها صفر شده است در حسابداري ماليات جايگاه خود را دارد اما براي مديريت هرگز نبايد سوال اين باشد كه ارزش آن چقدر است؟ سوال بايستي اين باشد كه چه چيزي را توليد خواهد كرد؟

3 - زماني كه به خاطر حفظ يك محصول، خدمت يا فرايند قديمي، محصول، خدمت يا فرايند جديد و روبــه رشد مورد غفلت قرار مي گيرد. براي هر محصول، خدمت، بازار يا فرايند، هر رهبر تغيير بايستي سوال كند كه «اگر قرار بود اكنون وارد اين وضعيت شويم و اگر آنچه را كه الان مي دانيم، قبلاً مي دانستيم، آيا به همين طريق وارد اين وضعيت مي شديم كه الان وارد شده ايم؟ و آن سوال بايستي در مورد محصولات، خدمات، بازارها و يا فرايندهاي موفق و همچنين ناموفق هر دو پرسيده شود. همچنيـن پرسش بسيار مهمـــــــي بايد در مـورد توزيع كنندگان و شبكــــه هاي توزيع كه در دوره تغيير بيش از هر چيز ديگري تمايل به تغيير سريع دارند، پرسيده شود.


بهبود نظام مند

هر كاري را كه شركت انجام مي دهد، هم داخلي و خارجي، اعم از محصول يا خدمت، فرايند توليد، بازاريابي، فناوري، آموزش و توسعه نيروي انساني و استفاده از اطلاعات، لازم است با نرخ ساليانه جاري، بهبود داده شوند. در بيشتر مناطق، نرخ بهبود ساليانه 3 درصد واقعي و قابل دسترس است و نياز به بهبود سيستماتيك و مستمر دارد. به هرحال لازمه بهبود مستمر اتخاذ تصميمات اصلي توسط سازمان است. سازمان بايستي به سوالهايي همچون پرسشهاي ذيل پاسخ دهد: در يك حوزه مشخص و معين شاخص عملكرد چيست؟ كيفيت در يك محصول چيست؟ تا چه حد بهبود مي تواند توسط مشتري مشخص گردد؟» پس تعريف و تعيين عملكرد در حوزه خدمات معمولاً خيلي مشكل است. بهبود مستمر در هر حوزه اي غالباً باعث تغيير شكل عمليات اجرايي مي گردد. آنها به سمت ايجاد نوآوري هدايت مي شوند و باعث ايجاد نوآوري در خدمات مي گردند. فرايندها و تجارتهاي جديد به وجود مي آورند. غالباً بهبود مستمر باعث تغيير بنيادي مي گردد.


بهره برداري از موفقيت

تقريباً 70 يا 80 سال از ابداع گزارش ماهيانه و معرفي آن به بيشتر سازمانهاي تجاري مي گذرد. تقريباً بدون استثناء صفحه اول اين گزارش، حيطه هايي را كه نتايج آنها كمتر از انتظار بوده و يا هزينه هاي بيشتر از رقم بودجه پيش بيني شده را نشان مي دهد. اين گزارشها بر روي مشكلات متمركز است. از مشكلات نمي توان چشم پوشي كرد. اما براي رهبر تغييربودن شركتها بايستي بر روي فرصتها تمركز كنند. براي حصول اين منظور نياز به ايجاد يك تغيير كوچك اما بنيادين است: صفحه اول گزارش ماهيانه جديد، بايستي برروي نتايجي كه بهتر از حد انتظار بوده اند تمركز داشته باشد، سپس صفحه مشكلات مطرح شود. زمان صرف شده براي صفحه جديد بايستي همانند زمان صرف شده براي صفحه مشكلات باشد. همانند حالت بهبود مستمر، بهره برداري از موفقيت، به هرحال دير يا زود ما را به نوآوري اصلي رهنمون خواهد ساخت. زماني مي رسد كه كليه گامهاي كوچك در راه بهره برداري باعث تغيير بنيادي اصلي مي گردد و آن همان چيز جديد اصلي و متفاوت خواهد بود كه مطلوب ماست.

نوآوري نظام مند

امروزه به نوآوري توجه بيشتري مي شود. يك پشت سر گذاري سازمان يافته، بهبود مستمر وبهره برداري از موفقيت ممكن است براي بسياري از شركتها مثمرثمر باشد. بدون آن سياستها، هيچ سازماني نمي تواند به كسب موفقيت در نوآوري اميدوار باشد. اما در سازمان يك رهبر تغيير موفق، بايستي يك سياست نظام مند نوآوري وجود داشته باشد. دليل اصلي اين نيست كه رهبران تغيير بايستي نوآوري كنند، بلكه دليل اصلي اينست كه يك سياست نظام مند نوآور افكار پرسنل سازمان را براي رهبري در تغيير آماده مي كند و كليه پرسنـل سازمان را وادار به مشاهده تغييـر به عنوان يك فرصت مي سازد. نوآوري نظام مند نيازمند به يك سياست بازبيني نظام مند است كه هر 6 تا 12 ماه براي تغييرات در حوزه هايي انجام مي گيرد كه من آن را دريچه هاي فرصت مي نامم. آن دريچه ها شامل:
*
موفقيتها و شكستهاي دور از انتظار سازمان و موفقيتها و شكستهاي دور از انتظار رقبا؛
*
تضاد و ناهماهنگي بين آنچه هست و آنچه بايد باشد، - خصوصاً اختلاف در فرايندها مانند توليد و توزيع يا اختلاف بين فعاليتها و كوششهاي يك صنعت و ارزشها و انتظارات مشتريان آنها
*
احتياجات و ملزومات فرايند همانند ارتباط ضعيف در يكي از فرايندهاي داخلي سازمان؛
*
تغييرات در صنعت و بنياد بازار؛
*
تغييرات در جمعيت؛
*
تغييرات در معاني و پذيرشها - مثلاً تغيير ديد از مشاهده نيمه خالي ليوان به سوي نيمه پر آن؛
*
دانش جديد.

هر تغيير در يكي از اين موارد سوالهايي را مطرح مي كند كه آيا اين يك موقعيت نوآوري براي ماست؟» نوآوري هرگز بدون مخاطره نيست. اما اگر نوآوري براساس بهره برداري از وقايع به وقوع پيوسته باشد، به مراتب كم مخاطره تر از موقعيتهاي غيربهره برداري خواهد بود.

اجتناب از دامهاي نوآوري

رهبران تغيير در نوآوري با سه دام مواجه خواهند شد. آنها آنقدر جذاب هستند كه ممكن است رهبران مكرراً در دام يك و يا هر سه آنها بيفتند.

1 - زماني كه دنبال راههاي نوآوري هستيد، اولين دامي كه بايد از آن اجتناب كرد موقعيتي است كه سازگاري با واقعيتهاي استراتژيك ندارد: پايين آمدن نرخ زادوولد، دگرگوني در مصرف درآمد غيرثابت را به وجود مي آورد. حتي اگر نوآوري به شكست منجر نگردد - همان طور كه معمولاً اتفاق مي افتد - هميشه مستلزم كوشش و تلاش زياد، پول و زمان است.

2 - دومين دام گيج كننده نوآوري، نوظهور بودن است. آزمايش يك نوآوري باعث خلق ارزش مي شود. نوظهور بودن فقط سرگرمي ايجاد مي كند. مديريت مكرراً بدون هيچ دليلي به جاي انجام كارهاي روزانه مشابه و خسته كننده، اقدام به نوآوري مي كند و نكته اين نيست كه آيا ما آن را دوست داريم؟ بلكه اين است كه آيا مشتريان آن را مي خواهند و براي آن پول خواهند داد؟

3 - سومين دام گيج كننده مربوط به حركت و عمل است. معمولاً زماني كه يك محصول، خدمت يا فرايند سودآور نباشد بايستي كنار گذاشته شود و يا سريعاً تغيير كند. مديريت، سازماندهي مجدد انجام مي دهد كه اغلب براي اطمينان مورد نياز است. اما بايستي بعد از عمل انجام پذيرد. سازماندهي مجدد به تنهايي يك حركت است و جايگزين عمل نيست. فقط يك راه براي اجتناب از دامهاي فوق پيش گفته و يا نجات شخصي كه در يكي از دامها گرفتار شده است وجود دارد: سازماندهي پيش نياز تغيير است.


پيش نياز تغيير در مقياس كوچك:

كســـي نمي تواند تحقيقات بازار را براساس مقياس واقعي جديد انجام دهد. همچنين هيچ ابداعي بــراي اولين بار كامل نيست. همواره مشكلات بدون اينكه كسي فكر كند بـــروز مي كنند. همواره مشكلاتي كه به نظر نوآوران بـــزرگ مي رسيدند جزئي يا غيرقابل لمس بوده اند. اين تقريباً يك قانون طبيعت است كه هرچيز جديد واقعي، خواه محصول و يا خدمت يا يك فناوري، بازار اصلي و مصرف كننده اصلي خود را الزاماً در آنجا كه نوآوران و شركتها انتظار دارند پيدا نمي كند. بهترين مثال از نمونه هاي اوليه است. بهبود موتور بخار كه «جيمز وات» در قرن هفدهم طراحي كرده در رخدادي است كه بيشتر مردم، آن را ظهور انقلاب صنعتي اعلام مي دارند. جميز وات در طول عمر خود فقط يك كاربرد موتور بخار را مشاهده كرد و آن تخليه آب از معدن ذغال سنگ به بيرون بود. بنابراين، او فقط آنها را به معادن ذغال سنگ فروخت. در واقع پدر واقعي انقلاب صنعتي شريك او ماتيوبولتون است. 10 يا 15 سال بعد از اينكه 70 درصد كاهش پيدا كرد. مطالعات، تحقيقات بازار و شبيه سازي رايانه، جايگزيني براي تست واقعيت نيست. هرچيز بهبود يافته يا جديد، ابتدا نياز به تست در مقياس كوچك يعني نياز به تست اوليه دارد. باتوجه به اينكه هرچيز جديد در زمانهايي با مشكل مواجه مي شود، نياز به يك رهبر و قهرمان كه مورد احترام سازمان باشد، دارد اما لازم نيست كه آن شخص در سازمان حاضر باشد. بهترين راه براي تست يك محصول يا خدمت جديد اغلب اين است كه يك مشتري پيدا كنيم كه واقعاً خواستار نوآوري بوده و تمايل داشته باشد براي حصول موفقيت با توليدكننده همكاري كند.

بودجه تغيير

در بيشتر شركتها فقط يك بودجه وجود دارد. در زمانهاي خوب هزينه هــــا افزايش مي يابند. در زمانهاي بد هزينه ها كــــاهش مي يابند. اين روند عملاً در دست داشتن آينده را ضمانت نمي كند. رهبري تغيير نيازمند دو بودجه جداگانه است. اولين بودجه بايستي يك بودجه عملياتي باشد كه نياز به هزينه ها بر اي حفظ كسب و كار فعلي را نشان مي دهد و معمولاً بين 80 تا 90 درصد كليه هزينه هاست. هميشه با اين سوال كه حداقل بودجه مورد نياز براي ادامه عمليات چقدر است؟ مي توان به آن بودجه رسيد. در زمانهاي نامناسب بايستي در واقع به طور معكوس اصلاح گردد سپس رهبري تغيير بايستي بودجه جداگانه اي براي آينده داشته باشد. آن بودجه بايستي در زمانهاي خوب و بد ثابت نگه داشته شود. اين بودجه كمي بيش از 10 تا 20 درصد كل هزينه ها خواهد بود. تعداد كمي از اقلام هزينه اي براي آينده نتايج كسب خواهند كرد مگر اينكه بودجه در سطح ثابت در يك دوره اساسي نگهداري و حفظ شده باشد.
(نكته مهم و قابل توجه: به هرحال، زمانهايي خواهد بود كه حوادثي وجود دارد كه حفظ آن هزينه ها حيات شركت را تهديد خواهد كرد.) به همين ترتيب براي محصول جديد، خدمات جديد و فناوريهاي جديد، براي توسعه بازار، مشتريها و شبكه هاي توزيع و بالاتر از همه براي توسعه نيروي انساني هم بودجه هايي بايد در نظر گفته شود.
بودجه مورد نياز آينده را مي توان با سوال مطلوب ترين چيزي كه اين فعاليتها در راستاي بهترين نتايج به دست مي آورند چيست؟ پيدا كرد. متداولترين، اما خطرناكترين عمل، كاهش هزينه براي نيل به موفقيت، خصوصاً در زمانهاي نامناسب است. چنين تصور مي شود كه اين محصول، خدمات يا فناوري به هرحال موفق است و نيازي به صرف پول بيشتر نيست. اما صحيح اين است كه اين يك موفقيت است و بنابراين، بيشترين حمايت ممكن را نياز دارد. بايستي خصوصاً در زمانهاي بد حمايت شود يعني زماني كه در گــــردونه رقابت شروع به كاهش هزينه ها مي كنيم.

موازنه، تغيير و استمرار

سازمانهايي كه رهبران تغيير هستند درواقع براي تغيير طراحي شده اند. اما مردم به استمرار نياز دارند. آنها بايستي بدانند كه موقعيت آنها چيست. آنها نياز به اين دارند كه بدانند با چه كساني كار مي كنند.  آنها نياز دارند كه ارزشها و مقررات سازمان را بدانند. اگر محيط كاري غيرقابل پيش بيني، غيرقابل درك و ناشناخته باشد، عمليات به خوبي انجام نخواهد شد. استمرار به طور مساوي در خارج از سازمان نيز مورد نيازاست. توانايي در تغيير سريع نياز به ارتباط و همكاري بلندمدت با تامين كنندگان و توزيع كنندگان دارد. موازنه تغيير و استمرار نياز به كار مستمر بر روي اطلاعات جاري دارد. هيچ چيزي به اندازه اطلاعات غيرموثق وضعيت، باعث گسيختن استمرار و تباهي ارتباطات نخواهد شد (به استثناء، شايد، اطلاعات غيرموثق عمدي). اين براي هر شركت و براي هر تغييري به صورت روتين درآمده است حتــي براي پايين ترين رده هاي سازمان كه چه كساني بايستي اطلاع داشته باشند؟ شركتي كه مي خواهد يك رهبر تغيير موفق باشد، بايستي داراي مقررات استوار باشد. بالاتر از همه نياز به استحكام بنيادي در سازمان از جمله در اهداف، ارزشها، و تعريف عمليات و نتايج آنها وجود دارد. باتوجه به اينكه تغيير يك فاكتور ثابت در موسسات رهبري تغيير است، بايستي پايه اي فوق العاده قوي داشته باشد.
نهايتاً، موازنه بين تغيير و استمرار بايستي براساس پاداش، شناسايي و جايزه ساخته شود. ما مدتها پيش آموختيم كه يك سازمان نوآوري نخواهد كرد مگر اينكه به نوآوران خيلي خوب جايزه داده شود و در يك بنگاه كسب و كار اگر نوآوران موفق نشوند به رده هاي مديريت ارشد ارتقا يابند، در آن صورت مديريت بالا به تنهايي موفق به نوآوري نخواهد گرديد. همين طور ما بايستي ياد بگيريم كه يك سازمان بايستي به استمرار جايزه دهد و در نظر داشته باشد كه افرادي كه بهبود مستمر را ارائه مي دهند براي سازمان ارزشمند بوده و لياقت شناسايي و دريافت جايزه به عنوان يك نوآور حقيقي را دارند. هرچه بيشتر يك سازمان به عنوان رهبر تغيير شناخته شود نياز بيشتري به موازنه تغيير سريع و استمرار دارد. اين موازنه يكي از ملاحظات مديريت فردا خواهد بود. يك چيز مشخص است، ما سالهاست كه با تغييرات عميق روبرو هستيم. بيهوده است كه تغييرات را ناديده بگيريم و وانمود كنيم كه فردا همانند ديروز خواهد بود. اگرچه تغييرات قابل پيش بيني نخواهند بود، تنها سياستي كه موفق خواهد بود - اگرچه از ريسك بالايي برخوردار است - آينده سازي است.

واقعيتهاي جديد استراتژي

در يك دوره زماني تغيير سريع و كاملاً نامشخص استراتژي، همانند نمونه اي كه جهان در ابتداي قرن بيست و يكم با آن روبرو شده است، برچه اساسي مي تواند استوار باشد؟ آيا هيچ چيز قطعي وجود دارد. در واقع پنج پديده را مي توان در آينده قطعي انگاشت. آنها به هرحال با آنچه استراتژي جاري مدنظر دارد متفاوت هستند و بالاتر از همه اساساً اقتصادي نيستند. آنها اجتماعي و سياسي هستند. اين پنج پديده عبارتند از:

1 - كاهش شديدزاد و ولد: يكي از واقعيات مهم واحد - چون در تاريخ هيچ گاه به وقوع نپيوسته بوده - كاهش نرخ زاد و ولد است. حتي مهمتر از آن مي توان توزيع سن افراد را در جامعه دانست. هيچ گاه در تاريخ نديده و نداشته ايم كه ساختار جمعيت به گونه اي شود كه افراد مسن تعدادشان از افراد جوان - همانند آنچه كه در اواسط قرن بيست و يك در كل دنيا اتفاق خواهد افتاد و هم اكنون در بخشي از اروپا شاهد آن هستيم - بيشتر شود. استراتژي اصلي و كلي اكنون براين اساس گذاشته شده كه تعداد افراد و جمعيت جهاني در حال كاهش است و مخصوصاً جمعيت جوان بيشتر روبه كاهش گذاشته است.

2 - تغييرات در چگونگي مصرف درآمد: هنگامي كه كسب و كارها و صنايع نسبت به موقعيت بازار خويش آگاهي مي يابند، عملاً هيچ يك واقعاً تركيب مهم آن را نمي شناسند و عملاً هيچ كدام نمي دانند كه آيا مشاركت مشتري در خريد محصولات با خدماتشان افزايش پيـدا مي كند يا كاهش مي يابد. به عنوان يك قانون، روند توزيع درآمدهاي جاري در طبقات يعني از محصولات يا خدمات، كه يكبار بنا گذاشته شده اند، معمولاً براي يك مدت زمان طولاني ماندگار مي مانند و چرخه كسب و كار در آنها تاثيري ندارد. به همين دليل، تغييرات كمي مي توان يافت كه بااهميت تر از گرايش جديد توزيع باشند. چهاربخشي كه درآمدهاي جاري آنها در قرن 21 رشد داشته است عبارتند از دولت، موسسات بهداشتي و درماني، مراكز آموزشي، دانشگاهي و تفريحي، تغيير روندها در اين چهار بخش اولين موضوعي است كه در استراتژي ها بايد مدنظر قرار گيرد.

3 - تعاريف جديدي از عملكرد: دو نوع توسعه يعني ظهور كارگران غيريدي طبقه متوسط و افزايش انتظار عمر، باعث توسعه موسساتي از قبيل صندوقهاي بازنشستگي و يا صندوقهاي دوجانبه گرديده است. اين صندوقها مالكان دارائيهاي عمده اجتماع مدرن و توسعه يافته يعني شركتهاي سهامي عام هستند. اكنون با اين تغيير در مالكيت، با تغيير در قدرت نيز مواجه هستيم. در آمريكا از اواخر دهه 1920، تئوري غالب، اگرچه نامعلوم و مبهم، براين استوار بود كه در كسب و كار بايد بين سهام كليه ذينفعان شامل مشتريان، كاركنان، سهامداران و مانند آنها توازن برقرار گردد و در واقع براي هركسي قابل محاسبه باشد. تئوري آمريكايي كه مدعي است كسب و كارها بايد انحصاراً براي منافع كوتاه مدت سهامداران فعاليت كنند، ماندگار و قابل دفاع نبوده و بايد بازنگري شوند. امنيت اقتصادي افراد بي شماري كه انتظار عمر طولاني تري نيز دارند، به طور فزاينده اي بستگي به درآمدهاي آنها به عنوان صاحبان سهام دارد. بنابراين، تاكيد بر اندازه گيري عملكرد، براساس ميزان منافع سهامداران، ديگر كاربرد نخواهد داشت. دستاورهاي فوري چه در درآمدها و چه در نرخ سهام آن چيزي نيست كه سهامداران نياز دارند. آنها به برگشت اقتصادي براي 20 يا 30 سال بعد نياز دارند. ما مجبور خواهيم بود كه بين نتايج كوتاه مدت، (آنچه كه در حال حاضر بر ارزش تجمعي سهامــــداران تاكيد مي كند) و تجارت و حيات بلندمدت شركت توازن برقرار سازيم. همچنين شركتها به طور روزافزون مجبورند علايق كاركنان علمي و تحصيلكرده خويش را ارضاء كنند. عملكرد بايد به صورت غيرمالي تعريف شود به گونه اي كه براي كاركنان علمي معنادار باشد و تعهد ايشان را برانگيزاند.

4 - رقابت جهاني: هيچ سازماني نمي تواند اميد به حيات داشته و موفق شود مگر آنكـه به اندازه هاي استاندارد دست يافته و در هر جاي دنيا كه هست خود را با رهبران اين زمينه هماهنگ سازد. سازمانها در هرجاي دنيا كه باشند مدت طولاني نمي توانند بر پايه كارگران ارزان قيمت زنده بمانند (به استثناي كسب و كارهاي كوچك مانند رستورانهاي محلي) و بايد نيـــــروي كار آنها به سرعت به سطح بهره وري مشابه كاركنان رهبران آن صنعت دست يابند. اين موضوع به ويژه در صنايع توليدي صادق است. در اغلب صنايع توليدي در كشورهاي توسعه يافته، هزينه نيروي انساني به سرعت تبديل به عامل كوچك و كوچك تري مي شود. در حال حاضر اين هزينه مساوي يا كمتر از يك هشتم كل هزينه ايجاد محصول است. اين بدين معنا است كه عمر مدل توسعه اقتصادي قرن بيستم - مدلي كه اولين بار توسط ژاپني ها بعد از سال 1955 توسعه يافت - به پايان رسيده است. هزينه هاي پايين نيروي كار، مدت زمان طولاني نمي تواند بهره وري پايين نيروي كار را جبران كند. در چند دهه بعد ما با يك موج طرفداري از صنايع داخلي مواجه خواهيم بود. اولين عكس العمل در دوران آشوب اين است كه سعي كنيم ديواري بسازيم كه از ملك شخصي ما در مقابل باد سرد بيرون حفاظت كند. اما چنين ديواري مدت طولاني نمي تواند از موسسات و به ويژه كسب و كارهايي محافظت كند كه در سطح استانداردهاي جهاني شكل نگرفته و رشد نكرده اند. اين روش آنها را آسيب پذيرتر مي كند.

5 - رشد ناهمخوان بين اقتصاد جهاني و تجزيه سياسي: تجــارت بدون مشخص شدن محدوده هاي اقتصادي و مرزها نمي تواند ادامه داشته باشد. محدوده هاي صنعتي و خدماتي جهاني بايد از نو تعريــــف شوند. مرزهاي بين المللي سربار، مانع و هزينه زا هستند. ولي در همين موقع مرزهاي سياسي به كار نمي روند، چيزي آشكار نمي شود مگر اينكه يك رويداد سياسي توسط دولت ملي صورت پذيـرد. حتي در سازمانهاي اقتصـادي افـــزون طلبي سياست هنوز براقتصاد منطقي غلبه دارد.  سه نوع حوزه و قلمرو وجود دارد. حوزه اول اقتصاد حقيقي جهاني، پول و اطلاعات است. حوزه ديگر اقتصاد منطقه اي است كه كالاها در آن آزادانه گردش مي كنند و باعث ايجاد سربار ناشي از خدمات باربري شده و نقش مردم كاهش يافته، اگرچه منظور حذف آنها نيست. و در نهايت حوزه سوم در مورد واقعيتهاي محلي و ملي است كه اقتصاد زير نفوذ سياست هستند. اين سه حوزه يا قلمرو در حال رشد سريع هستند و كسب و كار بايد در اين سه حوزه رشد و دوام داشته باشد. روش اول در كسب و كار، مديريت بر عدم تطابق بين واقعيتهاي سياسي و اقتصادي است. كاري انجام ندهيد كه با واقعيتهاي اقتصادي ناهمخواني داشته باشد كه نتيجه آن عدم رشد و توسعه در مقياس جهاني است. توسعه و رشد تجارت در عرصه هاي مختلف در دنيا نهايتاً براساس پيوستن به ديگــران و افزايش يا حتي شروع مجدد نخواهد بود. بلكه بايد براساس توافق بين كشورها، شركاي تجاري، پيوستن به ديگران و تمامي روابط بين سازمانهاي محلي تصميم گيرنده و دخيل در سياست پايه گذاري شود. به عبارت ديگر، سازمانها به طور فزاينده اي براساس ساختاري پايه گذاري مي شوند كه ضمن اقتصادي بودن، حقوقي و سياسي نيستند.


مقاله حاضر از سايت WWW.INC.COM/MAGAZINE انتخاب شده است.

خلاقيت و نوآوري ضرورتي براي سازمان‌هاي هزاره سوم

ارسال شده توسط بابک بابکی | 23 Nov, 2013
چكيده:‌
از آنجا كه پويايي و تغيير مهمترين ويژگي محيط سازمان‌هاي امروزي است حفظ و بقاي سازمان‌ها تنها در صورتي محقق مي‌شود كه همگام با تغييرات غيرقابل تصور اقتصادي، سياسي و اجتماعي محيطي، خود را در مسير تحول و توسعه بهبود بخشند. امري كه تحقق آن كاري بسيار مشكل، ظريف و حساس است و تنها با بكارگيري ايده‌هاي نوين و پذيرش و پرورش استعدادهاي خلاق و نوآور محقق مي‌شود. اگر انعطاف پذيري لازم در سازمان‌ها براي مقابله با تغييرات محيطي و همچنين ذهن‌هاي داراي پيچيدگي لازم براي حل مسائل در سازمان‌ها نباشد مسلماً توفيق و بهره‌وري سازماني از بين خواهد رفت و سازمان از ميدان رقابت حذف مي‌گردد.

مقدمه:‌

با وارد شدن جهان به هزاره سوم اكثر مديران در انديشه ايجاد دگرگوني و تحول در شيوه اداره سازمان تحت مديريت خود برآمده‌اند. هزاره سوم با مشخصه‌هايي از قبيل؛ پيشرفت روزافزون فناوري، استقرار مدل‌هاي كيفيت فراگير (TQM) تغييرات سريع در نظام‌هاي اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي، استفاده و بهره‌گيري از منابع خارجي براي فرآيندهاي داخلي، ادغام و يكي شدن شركت‌ها و از همه مهمتر ميدان رقابتي بي‌حد و مرز، نوعي از مديريت را طلب مي‌كند كه در آن سازمان‌ها مي‌بايست با ايجاد انگيزه و آموزش‌هاي لازم در سرمايه‌هاي انساني زمينه بروز خلاقيت و پرورش فكرهاي نوين را فراهم كنند. امروزه سازمان‌ها در چنان محيط پويا و پرتلاطمي به فعاليت مشغولند كه اندكي درنگ و تعلل كافيست تا از صحنه رقابت حذف گردند. از اين رو مقوله خلاقيت و نوآوري از اهميت فراواني برخوردار گرديده است زيرا خلاقيت و نوآوري تنها راه نگهداري، تأمين و حفظ مزيت‌هاي رقابتي است.
سازمان‌هاي امروزي در خلاقيت و نوآوري به عنوان چيزي بيش از يك موضوع مورد علاقه خود مي‌نگرند. در بيان ديگر سازمان‌ها براي آنكه بتوانند فاصله خود را نسبت به رقبا حفظ كنند مجبورند در مقاطع زماني مختلف خدمات جديدي را به بازار عرضه كنند كه لازمه اين امر وجود فكرهاي پويا، خلاق و نوآور است پس بحث خلاقيت و نوآوري در سازمان‌هاي نوين امروزي ديگر بحث علاقه و تفريح نيست بلكه ضرورت و لازمه‌اي است براي حفظ پويايي و توان سازمان در برخورد با تهديدها و مخاطرات محيطي.
سازمان‌ها براي ادامه حيات موفق خويش نياز به زندگي همراه با نوآوري دارند. نوآوري فرآيندي چند بعدي است كه تمام مقاطع سازمان را در بر مي‌گيرد. نوآوري از يك سو عامل شناساندن هويت سازمان به مشتريان است و از سوي ديگر رمز ادامه حيات موفق سازمان‌هاست. در هزاره سوم نوآوريها رشد فزاينده‌اي داشته‌اند رشدي كه با كمك تكنولوژي پيشرفته غناي بيشتري به موضوع بخشيده است. در شرايط كنوني، كه الگوهاي كاري و فناوري در زمان‌هاي بسيار كوتاه در حال دگرگوني است، خلاقيت و نوآوري يك چاره نيست، بلكه يك ضرورت است، ضرورتي كه عدم توجه لازم و كافي به آن، لطمات جبران ناپذيري به دنبال دارد.

بهره‌گيري از روش‌هاي جديد از طريق فكرهاي نوآور و خلاق:‌

همانگونه كه عنوان شد تنها راه بقاي سازمان‌ها در محيط پرتلاطم و متغير امروزي، همگام شدن با تغييرات محيطي است. مقوله‌اي كه تنها از طريق خواست، انگيزش و خلاقيت نيروي انساني محقق مي‌شود. به بيان ديگر در محيط سياسي، اقتصادي و اجتماعي امروز كه سرعت تغييرات غيرقابل تصور و پيش‌بيني است، تنها سازمان‌هايي مي‌توانند به ادامه حيات خود اميدوار باشند كه از سرمايه‌هاي انساني پيشرو، خلاق، مبتكر و نوآور برخوردارند. عدم انطباق لازم با تغييرات محيطي انفعال و يا مرگ زودرس سازمان را به همراه دارد به همين علت سازمان‌هاي نوين امروزي اهميت فزاينده‌اي براي خلاقيت و نوآوري قائل مي‌باشند تا بتوانند از طريق فكرهاي نوين و جديد ضمن ايجاد تغييرات مناسب در راستاي تحولات محيطي به توسعه و بالندگي سازماني دست يابند. بدون شك نوآوري و خلاقيت، سنگ بنا و راه‌گشاي بهره‌وري اقتصادي است و سازمان‌هايي كه توانسته‌اند در اين راستا اقدامات لازم را انجام دهند شاهد نتايج چشمگيري در برونداد و بازده خود هستند.
تغييرات سريع نيازهاي انسان‌ها، سازمان را مجبور به بهره‌گيري از روش‌هاي جديد و نوين نموده است، روش‌هايي كه تنها از طريق فكرهاي نوآور و خلاق ايجاد مي‌شود. با عنايت به مطالب فوق‌الذكر به نظر مي‌رسد تداوم حيات سازمان‌ها به بازسازي، اصلاح و بهبود روش‌هاي كار و ايجاد و توليد خدمات و محصولات جديد و نو بستگي دارد. محيط پرتلاطم سازمان‌ها و تنوع نياز انسان‌ها اين موضوع را همواره يادآوري مي‌كند كه: «براي دستيابي به اثربخشي سازماني خلاقيت و نوآوري امري غيرقابل اجتناب است». از اين رو امروزه يكي از چالش‌هاي مهم مديران بكارگيري توانائي‌هاي ذهني براي ايجاد يك مفهوم يا فكر جديد است. چالشي كه ناشي از نقش حساس و مهم مديران در پرورش استعداد و توانايي خلاقيت و نوآوري منابع انساني مي‌باشد. به بيان ديگر مديران با رفتار و عملكرد خود مي‌توانند افراد خلاق و نوآور بار بياورند و يا موجبات فرسودگي و ركود مغزها را فراهم نمايند. نظام مشاركت جو و فرهنگ مشاركتي در كنار آموزش و راه‌اندازي واحد تحقيق و توسعه و توجه به ملزومات ساختاري از مهمترين وظايف مديران براي ايجاد خلاقيت در منابع انساني است.

خلاقيت و نوآوري:‌

خلاقيت ايجاد يك ايده يا مفهوم جديد از طريق بكارگيري توانائي‌هاي ذهني و علت و سبب نوآوري است و بدون آن نوآوري صورت نمي‌گيرد. در واقع خلاقيت «سنت‌شكن» است كه در آن روش‌هاي مورد استفاده قبلي زير سؤال مي‌رود. خلاقيت و نوآوري مختص افراد خاص نيست و تمام افراد مي‌توانند در جهت آن كوشش نمايند.
دانشمندان معتقدند انسان‌ها در هر سطح سازماني و در هر رده شغلي، قدرت خلاقيت، تفكر و انديشه دارند كه البته ميزان آن در انسان‌هاي مختلف متفاوت است. به بيان ديگر افرادي داراي خلاقيت بالاتر هستند كه از عوامل خاصي برخوردار باشند. «استيز» عواملي از قبيل؛

1- سلاست و رواني ادراكي
2- انعطاف پذيري ادراك
3- ابتكار
4- ترجيح دادن پيچيدگي نسبت به سادگي
5- استقلال رأي و داوري

را از مهمترين ويژگي‌هاي افراد خلاق مي‌داند. مطالعات رفتاري نشان مي‌دهد افراد خلاق از قدرت اعتماد به نفس بيشتري برخوردارند. مقاومت،‌ سماجت، انرژي و همچنين ريسك پذيري آنها در كار نيز بالاتر است.
اغلب يافته‌هاي پژوهشي نشان مي‌دهد، خلاقيت با كوشش و پشتكار در بكارگيري مغز ارتباط بيشتري دارد تا با استعداد دروني افراد. از اين رو آموزش‌هاي خلاقيت باعث تقويت بروز آن مي‌شود.

آموزش‌هاي خلاقيت و نوآوري و تأثير آن در كارآيي:‌

در تحقيقاتي كه انجام شده است مشخص گرديده آموزش‌هاي خلاقيت 125% باعث افزايش كارآيي مي‌شود. مديران بايد بدانند كه اجزاي سيستمشان زنده و داراي افراد خلاق با نياز و انگيزه‌هاي انساني هستند. سيستم كاري آنها يك ماشين با اجزاي مربوطه نيست و آنها بايد در جهت بهبود و توانايي يادگيري خود در راستاي خلاقيت و نوآوري تلاش كنند.
مدير بايد تحريك كند، انتخاب كند، واكنش‌هاي انطباقي را در ارگانيسم‌ها تقويت كند تا استعداد و توانايي نوآوري را بهبود بخشد. در چنين وضعي عمده‌ترين مسائل سرانجام به انسان‌ها و توانايي برخورد صحيح با آنها بر مي‌گردد. همچنان كه محيط سازماني (علم و تكنولوژي) پيچيده‌تر مي‌شود، مسائل انساني و مديريت نيز پيچيده‌تر مي‌شود. بنابراين اگر ما بايد با چالش‌هاي واقعي نوآوري (علم و تكنولوژي) روبرو شويم، نظام انساني ما نيز بايد متناسب با آن رشد كند. به عبارت ديگر مديران بايد «يادگيري نوآوري» را در سازمان ترويج دهند امري كه از طريق آموزش امكان‌پذير است.
آموزش، يكي از عوامل كمك كننده پرورش و بروز خلاقيت و نوآوري است. با آموزش مي‌توان استعداد خلاقيت و نوآوري افراد را پرورش داد. تقويت ويژگي‌هايي از قبيل تحمل ريسك، كاهش كنترل بيروني، قبول ابهام، تحمل تضاد و افزايش ارتباطات همه جانبه بروز خلاقيت و نوآوري را تسهيل مي‌كند.
«خودانگيزشي» فيزيكي از عوامل مهم نوآوري است امري كه از طريق ايجاد همسويي بين هدف‌هاي سازماني و فردي حاصل مي‌شود. اگر ميان اهداف فردي و سازماني همسويي بوجود آيد و كاركنان تحقق هدفهاي خود را در گرو تحقق هدف‌هاي سازمان بدانند، انگيزش لازم را براي عملكرد بهتر و تفكر و تلاش بيشتر مي‌يابند.
در سازماني كه خلاقيت و نوآوري عامل اصلي اثربخشي و بقاست بايد ساختار و فرهنگ متناسب و فراهم آورنده آن نيز فراهم باشد. به عبارت ديگر خلاقيت و نوآوري ساختار مناسب خود را مي‌طلبد و مديران بايد نسبت به آن توجه و آگاهي لازم را داشته باشند.

موانع خلاقيت و نوآوري:

مسلماً در مسير بروز خلاقيت و نوآوري نيروهاي سازماني موانعي بروز مي‌كند كه عدم توجه به آنها ممكن است تمركز ذهني افراد را برهم زده و زمينه بروز انديشه‌هاي نوين و جديد را از بين ببرد. از اين رو در عصر جديد علوم رفتاري تلاش مي‌كنند شرايطي را فراهم سازند كه در آن ذهن‌هاي پيچيده و توانمند بتوانند به آناليز و تجزيه و تحليل مسائل بپردازند. امري كه عدم توجه به آن مي‌تواند موجب انفعال و هرز پتانسيل‌هاي سازماني شود و مسير پويايي و تحول و توسعه سازمان را مسدود سازد.
وابستگي و كمبود فكري، تمايل به همرنگي و همگوني، كم‌رويي، مقاوم نبودن، عدم دانش كافي، عدم تمركز ذهني و عدم انعطاف پذيري از مهمترين موانع خلاقيت و نوآوري است. مديران بايد بدانند آزاد ساختن توان خلاقيت و بكارگيري فكرهاي نو در گرو پيروزي بر موانع مذكور است كه البته پيروزي بر آنها چندان مشكل نيست اما نياز به زمان دارد.

نتيجه‌گيري:

سازمان‌هاي هزاره سوم براي ادامه حيات مستمر خود نيازمند همگامي و انعطاف در برابر تغييرات محيطي هستند.
امري كه تنها از طريق پويايي و خلاقيت ذهن‌هاي سازماني حاصل مي‌شود. از اين رو ايجاد زيرساخت‌هاي اساسي براي پرورش و بروز فكرهاي نوين و خلاق امري حياتي است كه ضرورت آن غيرقابل انكار مي‌باشد. سازمان‌ها بايد بتوانند در مقابل محرك‌هاي محيطي از خود پاسخ مناسب نشان دهند تا بتوانند از اين طريق مزيت‌هاي رقابتي خويش را حفظ كرده و در ميدان رقابت باقي بمانند.
بكارگيري ايده‌هاي نوين و پذيرش و پرورش استعدادهاي خلاق و نوآور يعني؛ توانائي سازگاري بيشتر با محيط، پيچيدگي ذهني لازم براي حل مسائل، انعطاف پذيري در مقابل تغييرات محيطي، اثربخشي بالاتر، توانايي رقابتي بيشتر و يعني ... تضمين بقاي سازمان در هزاره سوم.

منابع و مأخذ:

1- الواني، مهدي، مديريت عمومي، چاپ سوم
2- الكس، س.اسبورن، پرورش استعداد همگاني ابداع و خلاقيت ترجمه حسن قاسم‌زاده، انتشارات نيلوفر.
3- هنري منيتزبرگ، سازماندهي؛ پنج الگوي سازگار، ترجمه فقيهي و سابقي، مركز آموزش مديريت دولتي .
4- رضائيان،‌ علي، مجله دانش مديريت، دانشكده علوم اداري و مديريت بازرگاني.
5- متين، حسن، مجله دانش مديريت، دانشكده علوم اداري و مديريت بازرگاني.
6- رضائيان، علي، اصول مديريت، انتشارات سمت.
7- حقيقي، محمدعلي، مديريت رفتار سازماني.

بررسی تاثیر بکارگیری اتوماسیون اداری بر بهره روی کارکنان

ارسال شده توسط بابک بابکی | 22 Nov, 2013

چکیده: در شرایط دائماً در حال تغییر ما نیز باید تغییر نمائیم ، و گر نه بهای سنگینی  بابت عدم  تغییر پرداخت خواهیم کرد. ( دکترنوردال، رئیس اتحادیه جهانی علم و بهره وری: پیام مدیریت). امروزه ارتباطات ومکاتبات اداری در سازمان ها و موسسات اقتصادی، به دلیل گسترش و توسعه روز افزون تغییرات فناوری در جهان و نیز افزایش سریع تغییرات محیطی و لزوم پاسخگویی سریع و مناسب سازمان به این تحولات کاملاً متحول شده است. بدین منظور استفاده از سیستم اتوماسیون اداری به عنوان روشی نوین ، از سویی به جریان کار سرعت می بخشد و از سویی دیگر، با جمع آوری اطلاعات مجموعه فعالیت های سازمان و طبقه بندی آنها ، بستر مناسبی را برای سرعت بخشیدن به امور روزمره  فراهم می سازد. مسلماً با تسهیل فرایند انجام کارها ، یکی از اهداف هر سازمان که همانا رضایت ارباب رجوع و افزایش بهره وری منابع انسانی است ، حاصل می شود. بنابراین تاثیر به کارگیری اتوماسیون اداری بر بهره وری منابع انسانی ، 2 شاخص کارایی و اثربخشی را نیز در بر دارد و چون بهره وری تلفیقی از کارایی: درست انجام دادن کارها و یا انجام دادن کارهای درست و اثر بخشی: کارهای درست انجام دادن و یا انجام دادن کارهای درست است ، یعنی هم متضمن کارایی است و هم اثر بخشی (صرافی زاده و علیپور،1388) . بهره وری یعنی استفاده بهینه از منابع گوناگون جهت تولید کالاها و خدماتی که رضایت مصرف کنندگان را جلب کند، رضایت شغلی کارکنان را به حداکثر برساند و مطلوبیت زندگی کارکنان را در همه ابعاد آن، افزایش دهد. به طور کلی بهره وری مفهومی است که برای نشان دادن نسبت درون داد بر برون داد یک فرد ، واحد و سازمان یا یک ملت به کار گرفته می شود. در این صورت اگر میزان تولید و خدمات یک سازمان بیش از مجموعه میزان نیروی کار ،سرمایه ، مواد و وسایلی باشد که به کار گرفته است ، می گوئیم سازمان مورد نظر ، بهره وری دارد. یکی از عواملی که می تواند در افزایش بهره وری نقش مهمی ایفا کند، تکنولوژی اطلاعات است. از عمده دلایل کاربرد تکنولوژی اطلاعاتی در محیط های اداری ، افزایش بهره وری کسانی است که در این ادارات کار می کنند.

تعریف واژه‏ها و اصطلاحات فنی و تخصصی (به صورت مفهومی و عملیاتی):
اتوماسیون  اداری ( Office  Automatic ):
مکانیزمی است در راستی بهبود بهره وری سازمان از طریق اعمال مدیریت اثر بخش و کارا بر مجموعه فعالیتهای سازمان با بهره گیری از : گردش الکترونیکی  مکاتبات در سطح سازمان ، جستجوی آسان در اطلاعات ذخیره شده ، پاسخگویی سریع و به موقع به مراجعان ، حذف کاغذ از چرخه مکاتبات اداری ، اعمال کنترل مناسب بر کاربران ، ثبت و نگهداری بهینه اطلاعات ، بهبود ارتباطات درونی سازمانی .(تعریف عملیاتی)
اتوماسیون اداری ، مشتمل بر تمام سیستم های الکترونیک رسمی و غیررسمی بوده که به برقراری ارتباط اطلاعات بین اشخاص در داخل و خارج موسسه و بالعکس مربوط می شود. کلمه اصلی که اتوماسیون اداری را از داده پردازی ، سیستم اطلاعات مدیریت و سیستم پشتیبانی تصمیم متمایز می سازد ارتباطات است. اتوماسیون اداری به منظور تسهیل انواع ارتباطات به هر دو صورت شفاهی و کتبی است.(تعریف مفهومی)

بهره وری :
بهره وری خارج قسمت ستاده به یکی از عوامل تولید است بدین ترتیب می توان از بهره وری سرمایه ، بهره وری سرمایه گذاری ، بهره وری سود، خام و نیروی انسانی ، بسته به این که ستاده در ارتباط با کدامیک از عوامل تولید باشد ، نام برد.(تعریف عملیاتی)
بهره وری در لغت به معنی قدرت تولید و بارور بودن و مواد بودن به کاررفته و در ادبیات فارسی بهره وری ، با فایده بودن و سود برندگی معنی شده است.(تعریف مفهومی)

مقدمه :
اتوماسیون اداری که هدیه صنعت فن آوری اطلاعات  ITبه بروکراسی اداری است ، ایده ای نوین است که عمر آن در ایران به بیش از یک دهه نمی رسد (رحیمی کیا و همکاران ،1390). اتوماسیون اداری ترکیبی از وسایل و تجهیزات گوناگون برای تسهیل امور مرتبط با فعالیت های اداری می باشد که دارای مزایایی از قبیل پشتیبانی از اهداف و رسالت های سازمان ، افزایش بهره وری ، افزایش سودآوری ، بهینه سازی کارکنان ، بهبود سرعت که منجر به بازده در اداره می شود .
بخشی ازعمده ترین اطلاعات در گردش هر سازمان در قالب مکاتبات داخلی و خارجی سازمان صورت می گیرد و نرم افزارهای اتوماسیون به گونه ای طراحی و تولید گردیده اند تا بتوانند تمام نیازهای سازمان را تامین کرده و لذا یک سیستم یکپارچه گردش اطلاعات تولید کنند . امروزه کامپیوترها در زمینه های بسیاری از جهت سرعت و دقت از انسان ها پیشی گرفته اند آن ها می توانند مسایل ساده و تکراری به سرعت و با حوصله حل کنند و محاسبات پیچیده را انجام دهند(شیخ بکلو ، بدون نیاز به حضور فیزیکی و مستمر انجام داد که این ویژگی بر کوتاه شدن فواصل زمانی و مکانی به عنوان یک ابر شاهراه تاکید دارد. سیستم های اتوماسیون اداری از این طریق موجب آسان شدن روند اداری و افزایش بازده نیروی انسانی و مدیریت می شوند. در مطالعه انجام شده جهت بررسی اثرات فناوری اطلاعات و ارتباطات بر رشد بهره وری نیروی کار در اقتصاد ایران ، . با توجه به  راه اندازی  اتوماسیون اداری به صورت رسمی در بسیاری از سازمانها و تاکیدات مکرر مسئولین جهت استفاده از این تکنولوژی این سئوال پیش می اید که آیا بکارگیری این روش توانسته است تاثیری در بهبود ارائه خدمات نوین و بهره وری کارکنان داشته باشد و هم چنین آیا با صرف هزینه های نسبتاً بالا جهت تجهیز به سیستم اتوماسیون اداری در جهت مکانیزه نمودن هر چه بیشتر سیستم اداری  به استفاده بهتر از نیروی کار و افزایش بازده فردی پرسنل و استفاده از زمان به جهت کارائی بیشتر و کیفیت بهتر مدیریت و هم چنین اثر بخشی نائل شده است یا نه؟

اهمیت و ضرورت انجام تحقیق :
تغییر و تحولات بین المللی  وسرعت این تغییرات دولتها را بر آن داشته است تا در راستای کسب مزیت رقابتی در عرصه بین المللی ، دور نمای استراتژیک حرکت های خود را ترسیم نمایند . ترسیم چشم انداز در حقیقت آینده دور یک کشور و بیانگر ارزشها ، آرمانها و تفکرات سیاستگزاران کشور می باشد . تصمیمات استراتژیک و ملی مبنی بر ایجاد دولت الکترونیکی ، چشم انداز ایران 1400 و به تبع آن تصمیمات استراتژیک در راستای چشم انداز و تبیین اهداف و سیاست های کلی و اجرایی در برنامه چهارم توسعه و تبیین چالشها و راهکار های دستیابی به اهداف ، الزام های دهکده جهانی در امر ارتباطات ، استاندارد سازی عملیات و جلب رضایت ارباب رجوع و همچنین علاقمندی ایران به ورود در جرگه کشور های عضو سازمان تجارت جهانی و پذیرش ایران به عنوان عضو ناظر پس از ده ها بار رد تقاضا ، حضور چشمگیر ایران در سازمانها و مجامع بین المللی وتاکید بند چهارم سند فرابخشی بر گسترش  آگاهی عمومی و توسعه فن آوری و تحقیقات ، مقدماتی را پیش روی سیستم سازمانی می نهند که روی آوری به اتوماسیون اداری یکی از آنها است 1997)،Khaki). استفاده از سیستم اتوماسیون اداری علاوه بر این که باعث افزایش محصول یا بازده و صرفه جویی در وقت و یا نیروی کار می شود باعث موارد دیگری از قبیل کنترل بهتر برکار ، به خاطر تقسیم کمتر نیروی کار - تبدیل اطلاعات از یک شکل به شکل دیگر صورت می گیرد - سازماندهی پرسنل بهتر انجام می شود - نیاز کمتر به تشریفات و کنترل جهت نظارت بر جریان کار بین ادارات - به دلیل افزایش اثربخشی کارکنان در انجام یک سری کار خاص رضایت شغلی آنها افزایش می یابد رضایت بیشتر مشتری به دلیل ارائه بهتر اطلاعات و خدمات به موقع (رحیمی کیا و همکاران ،1390). حال آن که بررسی ها نشان داده بین سرمایه گذاری و تکنولوژی اطلاعات یا سیستمهای اتوماسیون اداری وبازده موسسات و بهره وری نیروی انسانی ارتباط دوسویه مثبتی وجود دارد. تکنولوژی اطلاعات منجر به افزایش توانایی سازمان ها و در نتیجه، افزایش تنوع محصولات و بهبود کیفیت و جلب رضایت مشتری میگردد(2004،Turban).

در زمینه ارزیابی تاثیر به کارگیری سیستم های اتوماسیون اداری بر متغیرهای اقتصادی بنگاه ها و سازمان های دولتی و خصوصی ، مطالعات بسیار اندکی صورت گرفته است ، این در حالی است که در کشورهای مختلف جهان از جمله ایران ، مطالعات بسیاری در زمینه تاثیرات فناوری اطلاعات (IT) و فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) بر متغیرهای اقتصادی نظیر بهره وری ، رشد اقتصادی و غیره در سطوح مختلف فعالیتی به ویژه در سطح کلان ، انجام گرفته است(نوروزیان قره تکان و همکاران،1390). محیط پر رقابت کسب و کار و دگرگونی های آن در دهه 1960 و نیز جهانی شدن اقتصاد و تبدیل سیستم های اقتصادی و جوامع صنعتی به اقتصاد خدماتی بر پایه دانش و اطلاعات ، لزوم توجه به سیستم های اطلاعاتی را مضاعف ساخت . به همین جهت از دهه 60 میلادی ، استفاده از سیستم های اتوماسیون اداری که نوع خاصی از سیستم های اطلاعاتی هستند ، روز به روز اهمیت بیشتری یافت(یزدانی و همکاران،1389). اتوماسیون اداری ترکیبی از وسایل و تجهیزات گوناگون برای تسهیل امور مرتبط با فعالیت های اداری می باشد که دارای مزایایی از قبیل پشتیبانی از اهداف و رسالت های سازمان ، افزایش بهره وری ، افزایش سود آوری ، بهینه سازی کارکنان ، بهبود سرعت که منجر به بازده در اداره می شود . بخشی از عمده ترین اطلاعات در گردش هر سازمان در قالب مکاتبات داخلی و خارجی سازمان صورت می گیرد و نرم افزارهای اتوماسیون به گونه ای طراحی و تولید گردیده اند تا بتوانند تمام نیازهای سازمان را تامین کرده و لذا یک سیستم یکپارچه گردش اطلاعات تولید کنند. امروزه کامپیوترها در زمینه های بسیاری از جهت سرعت سرعت و دقت از انسان ها پیشی گرفته اند آن ها می توانند مسایل ساده و تکراری را به سرعت و با حوصله حل کنند ومحاسبات پیچیده را انجام دهند . اتوماسیون اداری مشتمل بر تمام سیستم های الکترونیک رسمی و غیررسمی بوده که به برقراری ارتباط اطلاعات بین اشخاص در داخل و خارج موسسه و بالعکس مربوط می شود. کلمه اصلی که اتوماسیون اداری را از داده پردازی ، سیستم اطلاعات مدیریت و سیستم پشتیبانی تصمیم متمایز می سازد ارتباطات است. اتوماسیون اداری به منظور تسهیل انواع ارتباطات به هر دو صورت شفاهی و کتبی است (شیخ بکلو،1391). واژه بهره وری برای نخستین بار به وسیله فرانسوا کنه ریاضیدان و اقتصاد دان طرفدار مکتب فیزیوکراسی (حکومت طبیعت) به کار برده شده . کنه با طرح جدول اقتصادی اقتدار هر دولتی را منوط به افزایش بهره وری در بخش کشاورزی می داند.در سال 1883 فرانسوی دیگری به نام لیتر بهره وری را دانش و فن تولید تعریف کرد. در سال 1950 سازمان همکاری اقتصادی اروپا به طور رسمی بهره وری را چنین تعریف کرد بهره وری حاصل کسری است که تقسیم مقدار یا ارزش محصول بر مقدار یا ارزش یکی از عوامل تولید به دست می آید . سازمان بین المللی کار بهره وری را چنین تعریف کرده است بهره وری عبارت است از نسبت ستاده به یکی از عوامل تولید (زمین ، سرمایه ، نیروی کارو مدیریت) (رحیمی کیا و همکاران ،1390). به کارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات در کشور آمریکا طی دوره 95-1973، منجر به 4/1 درصد رشد بهره وری نیروی کار شده است. در کشور انگلستان ، تعمیق سرمایه مربوط به فناوری اطلاعات و ارتباطات و رشد بهره وری کل عوامل تولید این نوع فناوری ها طی سال های پایانی دهه 1990، منجر به رشد بهره وری نیروی کار در این کشور شده است. فناوری اطلاعات و ارتباطات به طور قوی بهره وری کار را در کشورهای اروپای شرقی و مرکزی افزایش داده و بیشترین تاثیر را بر همگرایی کشورها در دهه 1990 داشته است (نوروزیان قره تکان ،1390). با توجه به این که اتوماسیون اداری، بهترین ابزار برای رسیدن به راهکارهای مفید، جهت صرفه جویی در زمان و استفاده بهینه از امکانات موجود در سازمان میباشد. از همین رو است که راه حلهای مکانیزه به گردش مکاتبات سازمان سرعت بخشیده و همچنین مدیریت بر گردش کارها را میسر میسازد. در این فرایند، مکاتبات کاغذی، صرفه جویی و استفاده  بهینه از زمان و افزایش بهره وری عملی می گردد بنابراین تاثیربه کارگیری اتوماسیون اداری بر بهره وری منابع انسانی، 2 شاخص کارایی و اثربخشی را نیز در بردارد و چون بهره وری تلفیقی از کارایی (درست انجام دادن کارها و یا انجام دادن درست کارها ) و اثربخشی (کارهای درست انجام دادن و یا انجام دادن کارهای درست) است.
ب-  متغیرهای مورد بررسی در قالب یک مدل مفهومی و شرح چگونگی بررسی و اندازه گیری متغیرها:

نتیجه گیری
چنین نتیجه گیری شد که سرمایه فناوری اطلاعات و ارتباطات و نیز سرمایه انسانی ، تاثیر مثبت بر بهروری نیروی کار در اقتصاد ایران داشته است(نوروزیان قره تکان و همکاران،1390). بسیاری از شرکت های موفق در اواخر دهه 1980 به اهمیت سرمایه گذاری در امور اداری پی بردند. نتایج استقرار اتوماسیون اداری ، گویای افزایش بهره وری سازمان ها و تاثیراتی مثبت در امور شامل ، استفاده بهتر از نیروی کار توام با کاهش تعداد کارکنان ، افزایش بازده فردی پرسنل ، استفاده بهتر از زمان ، کیفیت بهتر مدیریت با تصمیم گیری بهتر و ... می باشدکه بنیان سوم اقتصاد و مدیریت اطلاعات را تشکیل می دهد.(یزدانی و همکاران،1389) . در اکثر سازمانها به منظور ایجاد سرعت و دقت در مکاتبات گردش الکترونیکی اسناد مکاتباتی اعم از سند کاغذی ، فایل های کامپیوتری به اشکال مختلف و کاهش تدریجی حجم مکاتبات کاغذی و بسترسازی انجام مکاتبات الکترنیکی(paper less) و کاهش هزینه های مکاتباتی و مراسلاتی و حفاظت اسناد و مدارک و اطلاعات طبقه بندی شده از طریق برقراری نظام دسترسی به منظور کاهش آسیب پذیری و جلوگیری از افشاء غیرمجاز و حصول اطمینان از امنیت آرشیو اطلاعات دارای رده حفاظتی از  سیستم ارتباطات یا اتوماسیون اداری نموده اند .

منابع
1- رحیمی کیا ، امین و قدم پور ، عزت اله و روشن زاده ، فاطمه (بهار و تابستان 1390). بررسی نقش بکارگیری اتوماسیون اداری در بهره وری کارکنان شهرداری خرم آباد . مدیریت شهری ، (27) ،ص 124-99.
2- نوروزیان قره تکان ، فاطمه و محمدی ، محمد علی و حسن نژاد ، مریم و سلطانی ، سحر (نیمه اول 1390) . بررسی اثرات سیستم های اتوماسیون اداری بر شاخص های بهره وری سازمان مطالعه موردی : سازمان مرکزی دانشگاه فردوسی مشهد . دانش و فناوری ، (4) ، ص154-139.
3- صرافی زاده ، اصغر و علیپور ، سمانه  (مرداد 1388) . بررسی تاثیر به کارگیری اتوماسیون اداری بر بهره وری منابع انسانی. مدیریت توسعه و تحول ،(3) ،ص 24-17
4- یزدانی ، امیرعباس و فلاح ماکرانی ، یاسر و حلاجیان ، ابراهیم (مرداد 1389) . بررسی تاثیر استقرار اتوماسیون اداری در کاهش هزینه ها با روش تحلیل نقطه سر به سر مطالعه موردی : صنایع چوب و کاغذ مازندران ، مدیریت توسعه و تحول ، (5) ، ص 56-49
5- شیخ بکلو ، سارا و صرافی زاده ، اصغر و تیمورنژاد ، کاوه (1391). بررسی تاثیر اتوماسیون اداری بر کارایی ، مدیریت توسعه و تحول ، (9)، ص58-53


-6Khaki, Gh, R. (1997). Understanding productivity management. Saye Nama Publication, Tehran (In Persian).
-7Turban, E. (2004). “Information Technology for Management: Transforming  Business in the Digital Economy”. Fourth Edition, City University of HongKong.

تهیه و تنظیم: پایگاه مقالات علمی مدیریت  www.SYSTEM.parsiblog.com

The "organization" as an interdisciplinary learning zone: Using a strategic game to integrate learning about supply chain management and advertising

ارسال شده توسط بابک بابکی | 21 Nov, 2013

Abstract
Purpose – The research study seeks to explore the relationship among strategic gaming, the learning
organization model and approach, and transfer of learning as key success strategies for improved
individual and organizational performance and sustainable competitive advantage. This research
aims to identify and elaborate on the strategic integration of interdisciplinary organizational areas
leading to the development of a learning organization.
Design/methodology/approach – The research uses a cross-sectoral case study approach to
learning by focusing on the newly designed Advertising-SCM (Ad-SCM) simulation consisting of a
strategic organizational game where experiential learning in organizational practice was emphasized
and, subsequently, student learning outcome assessment results were analyzed.
Findings – The Ad-SCM simulation game project strengthened the interdisciplinary business
education for the learners by preparing them to connect to the corporate world effectively through the
use of strategic gaming that modeled learning organization practice and transfer of knowledge, skills,
attitudes and job relevant qualities to excel in the workplace. Interdisciplinary strategic games are
valuable tools for learning and knowledge management within and across organizations, and need to
be further investigated.
Research limitations/implications – The research is useful for educators to try interdisciplinary,
innovative projects to reinforce learning across all organizational disciplines in an inter-organizational
setting, and improve organizational performance for a sustainable competitive advantage. The
research is of great value to industry professionals as it motivates critical thinking through the use of
the “learning organization” as an interdisciplinary learning zone and investigates the key issues in
cross-sectoral business management areas.
Practical implications – Interdisciplinary strategic gaming enables industry involvement to build
up cross-disciplinary management exchanges between employees and provides real-life case scenarios
for interdisciplinary research projects. This research explores the possibility of transfer of learning
during the individual’s academic pursuits leading to the reduction in training costs and improved
return on investment for organization in the future.
Originality/value – The paper utilizes an innovative research stream highlighting the relationship
among the use of strategic gaming, becoming a learning organization and transfer of learning for
effective learning and knowledge management.
Keywords Strategic game, Learning organizations, Management games, Simulation,
Ad-SCM Experiential Lab Organization Game, Supply chain management, Advertising
Paper type Case study
Introduction
Organizational strategic gaming is effective in creating elaborate solutions for the
issues of both individual behavioral control and collaborative strategy techniques.
The current issue and full text archive of this journal is available at
www.emeraldinsight.com/0969-6474.htm
Using a strategic
game
121
The Learning Organization
Vol. 19 No. 2, 2012
pp. 121-133
q Emerald Group Publishing Limited
0969-6474
DOI 10.1108/09696471211201489
Strategic gaming gained popularity way back in 1944 when von Neumann and
Morgenstern (1944), in their book, Theory of Games and Economic Behavior,
emphasized the mathematical theory of games of strategy. There has been a surge of
interest in the study of competition in the presence of strategic complementarities in
networked organizations, where systems competition is important, like in software
(Vives, 2005). Organizational strategy games can link major organizational functions
and objectives and hence, they are very effective in educational environments as well.
Research suggests that in learning organizations there should be a complete
synchronization and integration of knowledge and learning between organizational
business strategies, and what is being taught in the business schools today (Buhler,
2002; Dougherty, 2004; Velada et al., 2007) because the first transfer of learning
happens when an individual joins the business world after graduation. Strategic
organizational gaming methodologies and techniques can serve to reduce gaps in
learning between what is expected to excel in organizations today and the current
business education practices (Weldy, 2009). Implementing the integrative learning
curve between organizations and education can effectively facilitate learning and
knowledge management, and is described as an organizational – educational strategy
for making improvements in organizational performance and providing a sustainable
competitive advantage, yet many organizations and educational institutions fall short
of success in either area.
In the interaction between organizations and businesses, our business education
today is traditionally considered conservative. From the education perspective, there is
a need and an opportunity for a joint coordinated approach of academicians and
researchers to think in interdisciplinary terms, for example, an educational focus on
advertising and effective supply chain management, leading to a “learning
organization” approach. The concept of “learning organization”, which is defined as
a valuable tool for facilitating learning and knowledge management (Weldy, 2009) is
strengthened through the use of strategic gaming in organizations and educational
environments, thus leading to improved organizational learning and performance.
This research paper explores the application of strategic gaming in organizations by
focusing on the description and implementation of the newly designed Advertising and
SCM laboratory where experiential learning organizational practice was emphasized
and subsequently, student learning outcomes were analyzed.
The research study focuses on the challenging implementation of a learning
organization approach by integrating two different and non-related areas of business
education – supply chain management (SCM) and advertising. It is often a challenge
for academia to teach the subjects of advertising and SCM, and sensitize the students
(from different backgrounds and subject interest areas) about the interaction between
the areas of advertising and SCM. There are business simulation strategic games
available in SCM to teach industrial production and distribution systems like “The
Beer Game” (a role-playing simulation game developed by Systems Dynamics Group
at the Massachusetts Institute of Technology), “The Siemens Briefcase Game” (another
supply chain game developed by Siemens, but not commercially available), and “The
Harvard Business School’s Interactive Online Simulation Game” (developed in 2004 to
help students manage the complexities of a global supply chain and make key supply
chain management decisions in a mobile phone company). However, none of these
simulation games can be applied to illustrate the commonalities and differences in the
TLO
19,2
122
areas of advertising and SCM together. Hence, the key task is to ensure that the
students learn and integrate both advertising and SCM concepts. This has attracted a
great deal of interest and created notable challenges for academics.
The paper describes the newly designed Advertising and SCM (Ad-SCM) laboratory
as a case study to illustrate the “learning organization” model and the use of “strategic
gaming” for facilitating effective learning and improvements in knowledge
management performance. The case study is designed to enhance the transfer of
learning by simulating the real-life business environments in the form of Ad-SCM
experiential lab where experiential learning organizational practice was emphasized
and subsequently, student learning results were analyzed.
Research methodology
The research draws on a cross-sectoral Case Study approach, where two business
management areas were strategically integrated by using the Ad-SCM experiential lab
organizational game for an advertising course over a two-year period from Fall
2008-Fall 2010. The case study approach was used as the main strategy of inquiry in
preference of strategies of focus groups, ethnographic research, phenomenology, etc.
The case study approach was preferred over the others because of the lack of literature
about integrating the inter-disciplinary areas of advertising and SCM and because it
fits with the learning organization model approach emphasizing on the real-life
business example and transfer of learning from the educational world to the business
organization. The nature of the investigation utilized in the study is exploratory and
the case study gives an opportunity of studying in a natural setting by facilitating an
investigation of “context” as described by von Krogh et al. (2000), with an added ability
to capture a holistic view of a social phenomenon (Yin, 1994).
The case study described in this paper constitutes a preliminary research project
whereby the strategic gaming approach is added to the inter-disciplinary areas to
highlight the overall learning experience. This research acknowledges the presence of
Hawthorne effect, which implies that people in an experimental group behave
differently and perform better when they receive attention because they respond to the
demands of the situation / experiment. Advocates of the Hawthorne effect (Campbell
and Stanley, 1966, Tuckman, 1988) suggested the inclusion of a control group in order
to ensure that the experimental treatment is making the difference to the dependent
variable, rather than uncontrolled events, thereby maintaining the validity and
credibility of the research findings. The Ad-SCM case research in this study has not
incorporated the control group study and this may be a research limitation. However,
the action research approach has a different view of the Hawthorne effect (Coombs and
Smith, 2003), which advocates the importance of the relationships between the
researcher and the subjects for achieving successful research outcomes (Coombs and
Smith, 2003). Accordingly this case study approach uses participatory action research,
where “ [. . .] people become capable of jointly producing the flow of actions that make
up social episodes and in the structures of which social relations have their immanent
being” (Harre´, 1993, p. 26). Coombs and Smith’s (2003) research places the Hawthorne
effect in the context of very different research paradigms such as “participatory action
research” which invokes a very different social setting.
Using a strategic
game
123
Learning organization and transfer of learning
The learning organizational literature clearly emphasizes learning facilitation,
knowledge management, collaborative involvement and shared values leading to
both individual and collective learning (Watkins and Marsick, 1996; Garvin, 1993).
This research study used the Ad-SCM experiential lab organizational game in which
the learning organization model formed the core of experiential learning to further
strengthen the important role of learning transfer (Garavaglia, 1993; Saks, 2002;
Gumuseli and Ergin, 2002). The Ad-SCM research paper highlights the transfer of
learning as being generalized to the job and maintained over a period of time, through
the transfer of knowledge, skills, attitudes and job relevant qualities to the workplace.
Reasons for selecting two business areas of advertising and SCM for Ad-SCM case study
Firms are increasingly thinking in terms of competing as a part of a supply chain
against other supply chains offering more or less the same product assortment
(Christopher, 1998). Advertising Industry has complex supply chains, both for study
and research purposes. Globalization and technology advances enforced the global
view of the business environment as a chain of suppliers which promoted the concept
of Supply Chain Management (SCM) for managing the relationship and the synergy
between them (Al-Turki et al., 2008). SCM by nature is integrative and intricate; as a
result, it is impossible to address all aspects of this subject at one time (Johnson and
Pyke, 2000), and adding to that is the high level of complexity of the common problems
associated with supply chains (Chan et al., 2002). Advertising, on the other hand, is an
integral part of western socio-economic systems. In our complex world, advertising has
evolved into a vital communications system for both consumers and businesses. The
subject areas of advertising and supply chain management (SCM) are integrated
deeply through complex structures, complex decision making processes involved at
every stage and above all, psychological nuances involved in both. However, these
areas are not related in the minds of students and even professors, to an extent. In
real-life situations, there is a very little to no interaction between advertising and SCM
industry professionals because “advertising” is considered to be a “soft” management
stream while “SCM” is considered to be a hard-core management area. When the
marketing professors are questioned about these areas of study, it is found that not
many of them have undertaken researches in the joint areas of advertising and SCM.
Academicians realize the commonalities in these two areas only when they are probed
deeper. Due to reasons cited previously, these business areas of advertising and SCM
were targeted through the implementation of Ad-SCM experiential strategy game.
Case study approach for “Strategic Gaming” in the context of “Learning Organizations”
The Ad-SCM case study method used experiential simulation strategy games and the
“learning organization” model as a pedagogical method to facilitate transfer of
learning, enrich classroom discussions and enhance students’ learning in
interdisciplinary education at both undergraduate and graduate levels. From the
case study perspective, the Yin (1994) approach was adopted as a guiding schema,
whose components are listed in the following:
. the case study’s strategic questions – as illustrated by the Ad-SCM game in
three phases;
. its proposition, if any – as depicted through Phases I to III of Ad-SCM game;
TLO
19,2
124
. its unit(s) of analysis – as shown by the students’ assessments, team dynamics,
lessons learned and evolution of SCM thinking;
. the logic linking the data and the case study propositions – as illustrated
through the results; and
. the criteria for interpreting the findings – through the usage of learners’ learning
styles, preference for teaching strategies, team experience, effectiveness and
overall feedback.
The cross-sectoral case study approach is illustrated through the Ad-SCM experiential
lab game and is performed through the following distinct stages:
(1) Pre-step: Since Fall 2008, data were collected on 161 students in a Historically
Black College and University (HBCU). The sample consists of 74.0 percent
African-American students, 18.6 percent Caucasian students, 6.2 percent Asian
students and 1.2 percent Hispanic students. These 161 students were subjected
to the Solomon-Felder Index of Learning Styles (ILS), given by Solomon and
Felder (1999). ILS has four dimensions. First, active/reflective (A-R) dimension
shows how students prefer to process information; active learners learn best by
doing things and are likely to say, “Let’s try it out and see how it works.” In
contrast, reflective learners think about the topic first and process information
through introspection. Second, the visual/verbal (V-V) dimension refers to how
sensory information is most effectively perceived. Visual learners remember
best what they see, like pictures, diagrams, and flow charts, while verbal
learners remember best what they hear and read, like words, written and
spoken (Felder, 1993; Solomon and Felder, 1999). Third, the sensing/intuitive
(S-I) learning dimension identifies the type of information the student
preferentially perceives. Sensing students like sight, sound, and physical
sensation and are good with detail and memorizing facts. They also like a
connection to the real world, whereas intuitive students like memories, ideas,
and insights and prefer discovering possibilities and relationships (Felder, 1993;
Solomon and Felder, 1999). Finally, the sequential / global (S-G) learning
dimension shows how the student progresses toward understanding.
Sequential students gain understanding in linear steps and follow logical
stepwise paths in finding solutions. In contrast, global students are holistic in
their approach to learning; they suddenly “get it” (Felder and Solomon, 2000).
(2) Pre-analysis: This step provides an analysis of the learning styles for our
students, who were found strong on reflective (out of A-R dimension), verbal
(out of V-V dimension), intuitive (out of S-I dimension), and global (out of S-G
dimension) learning dimensions. The sample was skewed towards
African-American population as it was conducted in a HBCU.
(3) Main steps: In order to accommodate the previous learning styles towards
advertising and SCM education, students were exposed to a Ad-SCM simulation
experiential lab game project and subsequently, the challenges and the key
learning outcomes were identified and analyzed, along with recommendations
for further implementations vis-a`-vis students’ learning styles.
(4) Post steps: This is characterized by the “reflective cross-sectoral Ad-SCM
experiential lab game” case study inquiry method whereby the results are
Using a strategic
game
125
analyzed and three techniques of reflection (Mezirow, 1991) are utilized. Content
reflection supports thinking about the important issues; process reflection
focuses on the strategies, procedures and the way things are performed; and
premise reflection critiques underlying assumptions.
Ad-SCM experiential lab case study project
As a part of the “Advertising” course in a historically black college and university
(HBCU), an Ad-SCM experiential lab case study project was implemented during Fall
2008 to Fall 2010. HBCU set up provided a unique dimension to this Ad-SCM case
study project due to the implementation of an innovative “reflective” education method
to a diverse student population.
A brief history and background of the advertising industry for Ad-SCM experiential lab
game
Many companies have in-house advertising agencies but still it is preferable to hire and
use outside ad agencies in order to provide the client with the services of highly skilled
individuals who are specialists in their chosen fields. Some ad agencies are full-service
agencies, which offer its clients a full range of marketing, communications, and
promotions services, including planning, creating, and producing the advertising;
performing research; and selecting media (Belch and Belch, 2009) thus integrating both
ends of the supply chain, right from the client, client’s business partners on the
upstream side to the retailers, distributors, dealers, customers, and end-users on the
downstream side of SCM. Account management is the link between the ad agency and
its clients. The account executive is responsible for understanding the advertiser’s
marketing and promotions needs and interpreting them to agency personnel (Belch and
Belch, 2009). Marketing services department may include account planners who are
individuals that gather information that is relevant to the client’s product or service
and can be used in the development of the creative strategy as well as other aspects of
the integrated marketing communications campaign (Belch and Belch, 2009). Creative
services’ individuals conceive the ideas for the ads and write the headlines, sub-heads,
and body copy, are known as copywriters. For print ads, the art director and graphic
designers prepare layouts, while for TV commercials, the layout is known as a
storyboard, a sequence of frames or panels that depict the commercial in still form
(Belch and Belch, 2009). Creative boutiques are small ad agencies that provide only
creative services but do not have media, research, or account planning capabilities.
Media specialist companies specialize in the buying of media, particularly radio and
television time (Belch and Belch, 2009).
Implementation of the Ad-SCM experiential lab game case study project
Students were divided into the following teams – two clients representing different
industries (one “electronics” giant and the other as “quick service restaurant”
company), one full service ad agency (with a team of one account planner, one account
executive, one research person for copy testing, two copywriters, one creative head and
one media specialist), two creative boutiques, one media specialist company, and two
production companies. These teams signified the supply chain relationships within
advertising industry. The goal of Ad-SCM experiential lab game case study project
was to satisfy the clients’ needs along with increasing sales for the product or service.
TLO
19,2
126
Sales data were obtained by mapping the purchase intentions from the advertising
class as end-users for the product or service. The target audience is the entire class and
not merely the instructor or invited reviewer. The teams sold their product/service
through the developed content first to the client, and then to the entire class as the
target audience.
In Project Phase I, the teams developed the client’s needs matrix and further
developed strategies for the client’s product/service. Thereafter, the teams developed the
creative strategies, designed print ads, developed television ads, interactive and social
media ads and using technology and media to integrate various media environments.
In Project Phase II, the teams interact among themselves and the client company for
an approval by the client. They make presentations to the client and answer questions.
The client approves or disapproves the work with suggested changes. The teams
implement changes and present their work again for final approval.
In Project Phase III, the consumer or the end-user participates. In our case, the class
is our target audience. The creative and media strategy is presented to the class. The
entire class helps in the evaluation of the ad-content through ranking team
presentations, content and delivery. Finally, the professor shares the audience
perceptions and ranking to the teams along with the feedback and the lessons learned.
The phases of the Ad-SCM project are given in Figure 1.
Team dynamics, lessons learned and evolution of SCM thinking
In Figure 1, it is evident that the advertising class progress from Ad-SCM Game Phases
I to III is dynamic and there are issues that teams overcome at each stage. Hence, there
is a “Lessons Learned” document prepared at every stage of this Ad-SCM project
phase. Team dynamics and challenges play a major role in the team’s success. Before
presenting the work to the client, client negotiations and final target audience
presentations, the teams must speak the same thing, share common understanding and
consensus, and support each other while being crystal clear about their creative and
media strategies. Teams which met more often, and worked rigorously to remove all
common doubts, perceptions and come to a common thinking were the ones that
excelled in this project. This leads to the concept of common thinking which can be
termed as “SCM thinking” where all supply chain partners must be at the same
mindset and share the common feelings of trust, credibility and shared knowledge. In
the “Final Lessons Learned” Document prepared at the last stage, the teams were able
to employ SCM thinking in their Ad-SCM experiential lab game project.
Figure 1.
Ad-SCM Experiential
Game Project
(Three-Phased Approach)
Using a strategic
game
127
Findings and discussions
It was observed that the teams enjoyed Ad-SCM experiential lab game as it
incorporates all learning style strategies for active, reflective, sensate, intuitive,
sequential, global, verbal, and visual learners (Solomon and Felder, 1999). Table I
illustrates the students’ preferences for different teaching strategies as a part of this
Ad-SCM project.
Table I indicates that all learners gained great insights about the Ad-SCM game in
this preliminary case research project and understood SCM thinking of integrating and
synchronizing all supply chain business partners with the necessary qualities of trust,
credibility, understanding and reliability. This experiment helps in evolved SCM
mindset for an effective advertising supply chain.
The learners were asked questions in three categories of logistics and effectiveness
of Ad-SCM game project – Team Experience, Team Effectiveness, and Overall
Feedback, as an assessment tool for evaluating the project success. The questions are
illustrated in Table II.
Table II parameters were helpful in deciding the success of Ad-SCM case study
project, which simulates the real-life business organization environment for
investigating complexities in the advertising supply chains. While Table I reveals
the preferences of active, reflective, visual, verbal, sensate, intuitive, sequential and
global learners, for teaching strategies leading to insights into the individual
behaviors, Table II highlights the team experience, team effectiveness and overall
feedback which brings the “SCM thinking” of the individual and the group to the fore.
For example, in A-R learning dimension, active learners helped in SCM thinking of
trust, building reputation, and credibility, while the SCM thinking of the reflective
Learners Preference for teaching strategies
Active learners Presentations, team leadership, team work and hands-on practical Ad-
SCM experience
Reflective learners “Lessons Learned” document preparation, group work, and guest
speakers
Visual learners Overhead presentations, tutorials to understand the important topics
in advertising and SCM, and presentations
Verbal learners Presentations, “Lessons Learned” discussions at the end of each phase,
Asking relevant questions and gaining insights, Questioning
effectively and responding during Negotiations Phase with the Client
Sensate learners Lecture notes and tutorials, case readings prior to the start of Ad-SCM
Lab to be better prepared for the phases involved, learning by
retrospection of “Lessons Learned” documents and gaining insights
Intuitive learners Team players, imaginative, creative with no boundaries involved,
dislike questions and ever ready to come up with new innovative ideas
for Ad-SCM Game
Sequential learners Guest speakers, case readings, group work, Like to discuss the
findings at the end of each phase to effectively move ahead, preferred
“Lessons Learned” documents at the end of each phase
Global learners Disliked “Lessons Learned” at each phase and instead preferred the
“Final Lessons Learned” Document, Appreciated the end-results more
than the results at the end of each project phase, Motivated the team to
see the end result as a “Big Picture” or “Whole Egg” Philosophy
Table I.
Preferences for different
learners: evolving
insights
TLO
19,2
128
learners evolved through reflection exercises on individual and team work by
preparing “Lessons Learned” documents and performing unbiased critique on the
Ad-SCM project. In V-V dimension, verbal learners’ SCM thinking was expressed
through ideas and feedback in “words”, as they believe words are powerful in building
trust and reputation. On the other hand, visual learners’ SCM thinking focused on
image advertising, soft-sell strategies, building soft skills for ensuring success for
business partners, repeating routine tasks, using standard templates or formulating
their own structured templates, and creating “lessons learned” document. In S-I
learning dimension, sensate learners liked group work and their SCM thinking was the
“connect” of this Ad-SCM game with the real world. They viewed this game exercise as
a preparatory tool to join the business world. Intuitive learners, on the contrary, liked
abstractions, math calculations, innovation, and discovering possibilities and
relationships, and hence, their biggest challenge was researching facts and writing
“lessons learned” documents at the end of each project phase. In S-G learning
dimension, the SCM thinking of sequential learners was based on applying “Lessons
Learned” documents at every phase to ensure corrections and corrective feedback.
Sequential learners applied the overall feedback to other interdisciplinary business
projects as well, while the global learners viewed the project as a “Big Picture”
approach or “Whole Egg” philosophy. The end result always weighs more and the
global learners believed in presenting the team with end benefits of this Ad-SCM
project. Subsequently, all teams realized the utmost importance of SCM thinking of
Ad-SCM project as building long-term sustainable relationships within and across the
advertising supply chains.
Research implications
The Ad-SCM experiential lab game is real-life business organization environment
simulation project exploring complexities in the advertising supply chains. It provides
Team experience What did you learn while designing creative and media strategy for
the client?
What did you learn while presenting creative and media strategy for
the client?
What did you learn from other teams’ creative and media
presentations?
Team effectiveness What was the biggest challenge involved in the Ad-SCM project?
What was particularly effective in your team’s work on creative and
media strategy?
What was particularly effective in your team’s delivery on creative
and media strategy?
What was effective regarding your team, especially in terms of
winning approval of clients and customers?
What was effective regarding the other teams, especially in terms of
winning approval of clients and customers?
Overall feedback What was the most intriguing and effective part of your Ad-SCM
project?
How did your Ad-SCM work help you to better understand the two
subject areas – Advertising and Supply Chain Management?
Table II.
Logistics and
effectiveness questions:
team experience,
effectiveness and overall
feedback
Using a strategic
game
129
knowledge about the importance of information sharing, information visibility and
dissemination across all business partners of any complex supply chain. Ad-SCM
project learners and participants realized the importance of information systems and
technology as a unified and coordinated link in a supply chain system. Communication
and collaboration were elaborated and illustrated as key indicators for the success of
this project.
The Ad-SCM game highlighted the bullwhip effect related to erratic shifts in
demand-supply structures up and down supply chains affecting organizations. The
students were sensitized greatly to their clients’ needs and how the bullwhip effect
affected their clients and hence their own advertising business. Collaborative planning,
forecasting, and replenishment (CPFR) was elaborated, discussed and practiced by the
student teams participating in this experiential lab project. CPFR is an organizational
practice in which suppliers and retailers collaborate in planning and demand
forecasting in order to ensure that supply chain members will have the right amounts
of raw materials and finished goods when they need them. This information is highly
critical for the clients and hence to the advertising agency designing and developing
advertising and communication needs for the clients. Since we considered an
“electronics” giant and a “quick service restaurant” as clients in our Ad-SCM project,
the students were made to research not just the clients’ industry but also their supply
chain business partners and perform CPFR analysis for the clients. This helped the
teams to develop relevant creative and media strategies for their clients and their final
customers. We can effectively conclude that the student teams working on Ad-SCM
organizational game project explored and understood a big supply chain integration
picture representing the complexities within and across the organizations.
Ad-SCM experiential lab organizational game has strong implications for industry
professionals and SCM consultants. This is an example of the existence of “learning
organization” in education sector where the learners were prepared to take on the
organizational challenges as a part of the curriculum study and implemented the
successful integration of key business areas of advertising and SCM. Industry
professionals may use this reflective Ad-SCM action research project as a practical and
strategic gaming “exercise” for their own employees which can be used at regular
intervals to assess their knowledge in interdisciplinary business management areas
and at the same time, reinforce the critical management issues in real-life
organizational environments using the “learning organization” approach for effective
learning and knowledge management.
Conclusion
The research presented a successful case study approach by incorporating
participatory action research and integrating the advertising and SCM education.
The study acknowledges the Hawthorne effect and considers the research as a
“preliminary research project” where at the end of the project, the participants were
found to acquire knowledge on SCM capabilities and thinking, while focusing on
creative and media advertising strategies. It can be concluded that the Ad-SCM
experiential case study project strengthened the interdisciplinary business (advertising
and SCM) education by preparing the business students to connect to the real world
organizations effectively. Through this preliminary action research case study project,
it was found that the learners who interact, learn, involve and participate in
TLO
19,2
130
interdisciplinary projects appear to be better suited for the real-world business
challenges posed by the worldwide learning organizations.
The importance placed on strategic gaming and the “learning organization”
approach within the context of business school game based interdisciplinary
organizational learning as sustainable competitive strategies in real business world
need to be further explored. Further research is needed before it could be concluded
that the findings of the study of learning styles and the corresponding assessment of
the interdisciplinary Ad-SCM experiential lab game project are generalizable. Further
research along the lines indicated in this Ad-SCM project may prove useful for
educators to try interdisciplinary, innovative projects to reinforce learning across all
organizational disciplines in an inter-organizational setting, and improve performance
for future workforce joining the industry.
The participatory action research model highlighted through Ad-SCM case study
may provide great value to the industry professionals as it motivates the critical SCM
thinking through the use of the “learning organization” as an interdisciplinary learning
zone and investigates the key issues in cross-sectoral business management areas.
Such research can be of great interest to the industry as it can help build up the
cross-disciplinary management exchanges between employees and provide the real-life
case scenarios for interdisciplinary research projects. Furthermore, such research
explores the possibility of transfer of learning during the individual’s academic
pursuits leading to the reduction in training costs and improved ROI for organization
in the future. Consequently, the use of strategic gaming, applying a “learning
organization” approach at the academic level, and thereby improving the transfer of
learning from education to organizations, may turn out to be critical success factors for
improving individual and organizational sustainable competitive performance.

References
Al-Turki, U.M., Duffuaa, S.O., Ayar, T. and Demeril, O. (2008), “Stakeholders integration in
higher education: supply chain approach”, European Journal of Engineering Education,
Vol. 33 No. 2, pp. 211-9.
Belch, G.E. and Belch, M.A. (2009), Advertising and Promotion – An Integrated Marketing
Communications Perspective, 8th ed., McGraw-Hill, Maidenhead.
Buhler, P.M. (2002), “Managing the new millennium: building the learning organization for the
21st century: a necessary challenge”, Supervision, Vol. 63 No. 12, pp. 20-3.
Campbell, D.T. and Stanley, J.C. (1966), Experimental and Quasi-experimental Designs for
Research, Rand McNally, Skokie, IL.
Chan, F.T.S., Tang, N.K.H., Lau, H.C.W. and Ip, R.W.L. (2002), “A simulation approach in supply
chain management”, Integrated Manufacturing Systems, Vol. 13 No. 2, pp. 117-22.
Christopher, M. (1998), Logistics and Supply Chain Management: Strategies for Reducing Cost
and Improving Service, 2nd ed., Financial Times/Prentice Hall, London.
Coombs, S.J. and Smith, I.D. (2003), “The Hawthorne Effect: is it a help or a hindrance in social
science research?”, Change: Transformations in Education, Vol. 6 1, May, pp. 97-111.
Dougherty, J. (2004), “Why learning isn’t about learning”, Training, Vol. 4 No. 11, pp. 46-7.
Felder, R.M. (1993), “Reaching the second tier: Learning and teaching styles in college science
education”, Journal of College Science Teaching, Vol. 23 No. 5, pp. 286-90.
Using a strategic
game
131
Felder, R.M. and Solomon, B. (2000), “Learning styles and strategies”, North Carolina State
University, Resources in Science and Engineering Education, available at: www2.ncsu.
edu/unity/lockers/users/f/felder/public/ILSdir/styles.htm
Garavaglia, P.L. (1993), “How to ensure transfer of training”, Training and Development Journal,
Vol. 47 No. 10, pp. 63-8.
Garvin, D. (1993), “Building a learning organization”, Harvard Business Review, Vol. 71 No. 4,
pp. 78-91.
Gumuseli, A.I. and Ergin, B. (2002), “The manager’s role in enhancing the transfer of training: a
Turkish case study”, International Journal of Training and Development, Vol. 6 No. 2,
pp. 80-97.
Harre´, R. (1993), “Reappraising social psychology, rules, roles and rhetoric”, The Psychologist,
Vol. 6, January, pp. 24-7.
Johnson, M.E. and Pyke, D.F. (2000), “A framework for teaching supply chain management”,
Production and Operations Management, Vol. 9 No. 1, pp. 2-18.
Mezirow, J. (1991), Transformative Dimensions of Adult Learning, Jossey-Bass, San Francisco,
CA.
Saks, A.M. (2002), “So what is a good transfer of training estimate?”, A reply to Fitzpatrick, The
Industrial-Organizational Psychologist, Vol. 39 No. 3, pp. 29-30.
Solomon, B. and Felder, R. (1999), “Index of learning styles (ILS)”, available at: www2.ncsu.edu/
unity/lockers/users/f/felder/public/ILSpage.html (accessed August 2000).
Tuckman, B.W. (1988), Conducting Educational Research, 3rd ed., Harcourt Brace Jovanovich,
San Diego, CA.
Velada, R., Caetano, A., Michel, J.W., Lyons, B.D. and Kavanagh, M.J. (2007), “The effects of
training design, individual characteristics, and work environment on transfer of training”,
International Journal of Training and Development, Vol. 11 No. 4, pp. 282-94.
Vives, X. (2005), “Games with strategic complementarities: new applications to industrial
organization”, Journal of Industrial Organization, Vol. 23 No. 7-8, June, pp. 625-37.
von Krogh, G., Ichijo, K. and Nonaka, I. (2000), Enabling Knowledge Creation: How to Unlock the
Mystery of Tacit Knowledge and Release the Power of Innovation, Oxford University Press,
New York, NY.
von Neumann, J. and Morgenstern, O. (1944), Theory of Games and Economic Behavior, Princeton
University Press, Princeton, NJ, Vol. xviii, p. 625.
Watkins, K.E. and Marsick, V.J. (1996), In Action: Creating the Learning Organization, American
Society for Training and Development, Alexandria, VA.
Weldy, T.G. (2009), “Learning organization and transfer: strategies for improving performance”,
The Learning Organization, Vol. 16 No. 1, pp. 58-68.
Yin, R. (1994), Case Study Research: Design and Methods, 2nd ed., Sage, Thousand Oaks, CA.
Further reading
Davis, D. and Daley, B.J. (2008), “The learning organization and its dimensions as key factors in
firms’ performance”, Human Resource Development International, Vol. 11 No. 1, pp. 51-66.
Korth, K. (2007), “Re-establishing the importance of the learning organization”, Automotive
Design and Production, Vol. 19 No. 11, pp. 12-15.
TLO
19,2
132
About the author
Anshu Saxena Arora, PhD, PMP (G-LIBER Project Director) is a Professor of Marketing in the
College of Business Administration, Savannah State University, Savannah, Georgia. She is a
Certified Project Management Professional (PMP) from Project Management Institute (PMI),
USA, and holds a Foundation Certificate in IT Service Management from Information Systems
Examination Board (ISEB), UK. Dr Arora has been a Visiting Professor at the University of
California, Davis and Thunderbird School of Global Management, Glendale, Arizona. She was
awarded a PhD in the area of Hypermedia CMEs from the Indian Institute of Technology, Delhi,
India. Dr Arora is the winner of the Advertising Educational Foundation (AEF) faculty
internship – Visiting Professor Program (VPP) 2010 in New York City. Dr Arora has more than a
decade of industrial and academic experience. She has been actively involved in major
international projects with Lufthansa German Airlines, Hyundai Motor India Limited, and
Siemens India. She has published 23 research articles in peer-reviewed scholarly journals and
presented 27 papers in academic conferences. Her book, titled Hypermedia – From Multimedia to
Virtual Reality, was published by Prentice Hall of India in 2004, and she contributed a book
chapter titled “Creativity and innovations in organizations” to the book: International
Encyclopedia of Organizational Behavior by Pentagon Press, UK in 2007. Dr Arora is “2011
Special Issue Editor” for the International Journal of Online Web Based Learning and Teaching
Technologies, and Associate Editor for the International Journal of Systems and Software
Engineering. She has been on the editorial review boards of the International Journal of Online
Pedagogy and Course Design since 2010 and the International Journal of Online Web Based
Learning and Teaching Technologies since 2008. Anshu Saxena Arora can be contacted at:
aroraa@savannahstate.edu
Using a strategic
game
133
To purchase reprints of this article please e-mail: reprints@emeraldinsight.com
Or visit our web site for further details: www.emeraldinsight.com/reprints

سازمان به عنوان ناحیه ی آموزشی منظم

ارسال شده توسط بابک بابکی | 21 Nov, 2013
خلاصه: هدف _ مطالعه این تحقیق منجر به اکتشاف رابطه بین بازی های استراتژیکی دیدگاه آموزش سازمانی و انتقال آموزش به عنوان کلید موفقیت استراتژیک هایی برای پیشرفت صنعتی عملکرد سازمانی و یک رقابت پایا می باشد. هدف این مقاله این است که یکپارچکی استراتژیکی نواحی سازمانی را روشن تر کند تا منجر به پیشرفت آموزش سازمانی گردد، رویکرد این تحقیق از یک رویکرد چند بخشی به منظور تمرکز بر تبلیغات طراحی شده استفاده می کند که شامل بازی های استراتژیکی سازمان می شود و جایی که آموزش تجربی بر عملکرد سازمانی تاکید می شود و متعاقبا دانشجو قادر به تجزیه نتایج دارایی خواهد شد.
بررسی ها _ پروژه های شبیه سازی Ad-SCM  آموزش حین شغل را استحکام می بخشد و باعث آماده سازی به منظور برقراری با شرکت های جهانی برای کارورزان می باشد ،که این دیدگاهها را می توان مواردی از قبیل انتقال دانش تجربه ، نگرش و کیفیت شغلی مربوطه در عرصه کاری نام برد. بازی های استراتژیکی ابزار در دسترس هستند که به منظور آموزش و علم مدیریت در سازمان ها بوجود آمده اند و نیاز به سرمایه گذاری بعدی دارند.
محدودیت تحقیق_ این تحقیق برای آموزش دهندگانی که سعی در وارد شدن به پروژه های جدید و تازه دارند بسیار مفید می باشد، این تحقیق نظم سازمانی را در عملکرد سازمانی برای ایجاد یک رقابت با دوام تقویت می کند.
این تحقیق فاکتور با ارزش در صنعت به شمار می رود که تفکر انتقادی استفاده از سازمان یادگیرنده را به عنوان بخش آموزشی منظم ومتفاوت بر می انگیزد و کلید موفقیت در نواحی تجاری، مدیریتی، محسوب می شود.
مفاهیم عملی_این استراتژی، مشارکت در صنعت را به منظور نظم مدیریتی توانمند می کند، این تحقیق امکان انتقال از آموزش در طی پیگیری های فرهنگی که منجر به کاهش هزینه های تجاری و برگشت سرمایه برای سازمان ها در آینده شده است.
اصل /ارزش _ این مقاله یک سری از تحقیقات جدید را مورد استفاده قرار می دهد که سر منشا ارتباط بین استفاده از بازی های استراتژیکی به عنوان سازمان یادگیرنده و انتقال از آموزش برای یک مدیریت موثر را بیان می کند.
معرفی
بازی استراتژیکی سازمانی راه موثری به منظور ایجاد راه حل هایی برای مسائل کنترل رفتار فردی وتکنیک های مشارکتی می باشد.
بازی های استراتژیکی  در سال 1944رونق گرفتند. زمانی von Neumann و Morgenstern از پیشگامان آن بودند و آنان را در کتابی با عنوان تئوری بازی های رفتار اقتصادی گنجاندند که این کتاب بر تئوری ریاضی بازی استراتژی تاکید دارد.
شاخه های مطالعاتی وسیعی در زمینه رقابت در حضور تشویقیات استراتژیکی در سازمان های شبکه ای وجود دارد. در جایی که سیستم رقابت پر اهمیت است، بازی های استراتژیکی سازمانی میتواند یک خط اتصال مهم بین توابع سازمانی و هدف های سازمانی باشند که آنها به زمینه های پر اهمیت آموزشی تحقیق اشاره دارد که سازمان یادگیرنده باید یکپارچگی دانش و یادگیری بین سازماندهی شغلی وآنچه در مکاتب تجاری تدریس داده میشود را هماهنگ سازد .
روشها وتکنیک های سازماندهی استراتژیکی می تواند به منظور کاهش فاصله در آموزش بین آنچه مورد انتظار است و آنچه موجود است مورد استفاده قرار گیرد.
یکپارچگی آموزشی  در سازمان ها می تواند آموزش و استفاده از علم مدیریت را به طور موثر تسهیل کند که همچنین باعث بهبود بخشیدن در عملکرد سازمانی و ایجاد یک رقابت پایا می شود.
در تعامل بین موسسات و تجارت، آموزش تجاری عامل ثابتی محسوب می شود. در گستره ی آموزشی یک نیاز اساسی و یک فرصت مهم برای یک دیدگاه هماهنگ به هم پیوسته وجود دارد که زنجیره ی مدیریت را تامین می کند. مفهوم سازمان یادگیرنده که به عنوان استفاده بازی های استراتژیکی در سازمان ها و زمینه های آموزشی تلقی می شودکه باعث بهبود سازمان یادگیرنده و عملکرد آن می شود این مقاله کاربرد بازی های استراتژیکی در سازمان را به وسیله تمرکز بر بکارگیری تبلیغات طراحی شده را مورد اکتشاف قرار می دهد.
مطالعه این مقاله باعث تمرکز بر بکارگیری مخاطره انگیز دیدگاه های  سازمانی می شود که به وسیله ی دو دیدگاه متفاوت نواحی تجاری و غیر تجاری محقق می شود و باعث تامین زنجیره های مدیریتی می شود .
بازی های استراتژیکی تجاری شبیه سازی شده که در دسترس هستند و وظیفه آموزش تولید صنعتی و توزیع سیستم هایی از قبیل Beer Game و Siemens Briefcase Gameدارندباعث تامین بازی های زنجیره ای می شوند و توسط بازی Siemens توسعه یافت، اگرچه هیچکدام از این بازی های شبیه سازی شده نمی توانند به منظور روشن ساختن تفاوت ها در نواحی تبلیغات و SCM استفاده شوند ولیکن آنها بسیار موثر می باشند و  وظیفه کلیدی این است که با اطمینان، دانشجو را به جهت مفاهیم تبلیغات و SCM یکپارچه سازد .
روش تحقیق
یک دیدگاه مطالعاتی را ترسیم می نماید که دو ناحیه ی تجاری _مدیریتی به صورت استراتژیکی به وسیله ی بازی های موسسه ای برای یک دوره ی تبلیغاتی در طی دو سال ترکیب شده اند، دید گاه مطالعاتی به عنوان یک استراتژی مهم در پدیده شناسی تحقیقات مربوط به قوم نگاری و پدیده شناسی مورد استفاده قرار می گیرد. دید گاه مطالعاتی ترجیح داده می شود، زیرا کمبود دانش در مورد یکپارچگی نواحی مختلف تجاری و تبلیغاتی و SCM را جبران میکند و علاوه بر دیدگاه سازمانی که بر زندگی واقعی مطابقت و تاکید دارد. طبیعت بررسی و بکارگیری شده در روش مطالعاتی به عنوان یک روش اکتشافی و همچنین فرصتی در مورد مطالعه ی طبیعت بافت یک تحقیق و پژوهش را برقرار می سازد که توسط von Krogh توصیف گردید روش مطالعاتی در این مقاله که شامل یک پروژه ی تحقیقاتی اولیه می شود توصیف می کند که دیدگاه بازی استراتژیکی به نواحی مختلف تجاری اضافه می گردد تا تجربه ی حاصل از آموزش را پررنگ جلوه دهد. این تحقیق گواهی می دهد که حضور اثر هاثورن که اشاره می دارد افراد در گروه تجربی رفتار متمایزی دارند و عملکرد بهتری را دارا می باشند و این زمانی است که آنها مورد توجه قرار می گیرند، زیرا آنها به تقاضای محیط و موقعیت پاسخ می دهند .
طرفداران نظریه هاثورن و استندلی 1966 ، تاکمن  1988، اشاره دارند که کنترل یک گروه به منظور مطمئن ساختن رفتار تجربی که باعث ایجاد تمایز بین متغییر های مستقل و متغیر های کنترل نشده می شود .
سازمان یادگیرنده و انتقال سازمانی
ادبیات سازمان یادگیرنده به طور واضح به آموزش امکانات علم مدیریت  و مشارکت همه جانبه و ارزش سهامی که منجر به یادگیری فردی وگروهی می شود، تاکید دارد.
مقاله تحقیقاتی Ad-SCM_  انتقال یادگیری برای اکتساب شغل در یک دوره خاص را پر رنگ جلوه می دهد که این یادگیری ها شامل دانش مهارت ها ،دیدگاه شغلی است که مربوط به کیفیت شغل در عرصه کاری می شود.
دلایلی به منظور انتخاب کردن نواحی تجاری تبلیغاتی وSCM برای مطالعه Ad-SCM:
شرکت ها به طور پیوسته در حال ایجاد یک تفکر رقابتی به عنوان بخش زنجیره مدیریتی می باشند که این زنجیره ها کم و بیش بر تولید محصولات وطبقه بندی آنها تاکید دارد.
صنعت تبلیغات دارای یک زنجیره تامینی پیچیده ای می باشد که هم برای مطالعه وهم برای هدف های تحقیقی استفاده می شود. ماهیت Ad-SCM یک ماهیت یکپارچه و پیچیده می باشد و به عنوان یک نتیجه غیر ممکن  است که تمام جنبه های این موضوع در یک زمان مورد برسی قرار گیرد و علاوه بر آن یک سطح رایجی از مشکلات در رابطه با زنجیره های تامین وجود دارد. تبلیغات از طرف دیگر یکی از مسائل مهم توسط سیستم های ارتباطی ،هم برای مصرف کنندگان وهم برای تاجران صورت می گیرد. موضوع نواحی تبلیغاتی ومدیریت زنجیره ای تامینی به طور عمیق در یک ساختار کاملا پیچیده و پیوسته هستند.فرایند پیچیده ی تصمیم گیری در هر مرحله و مطلبی که در بالا ذکر شد قابل اجرا است.
تعاملات بین تبلیغات و SCM کمی با یکدیگر متفاوتند ، در صنعت به دلیل اینکه تبلیغات به عنوان فاکتور مدیریت نرم به شمار می آید واین در حالی است که SCM به عنوان هسته نواحی مدیریتی به حساب آورده می شود. زمانی که بازار یابان در مورد نواحی  مطالعاتی مورد سوال قرار میگیرند بدان معنا است که بسیاری از آنها وظیفه تحقیق در نواحی تبلیغاتی وSCMرا به عهده نمیگیرند بدلایلی که قبلا ذکر شد این دو نواحی تجاری به منظور به کار گیری در بازار های استراتژیکی تجربی Ad-SCM مورد هدف قرار می گیرند.

دیدگاه مطالعاتی برای بازی های استراتژیکی در محتوای سازمان یادگیرنده
مطالعه ی روشAd-SCM استفاده شده در بازی های استراتژیکی شبیه سازی شده  و سازمان یادگیرنده مدلی است که انتقال از آموزش را آسان می سازد.
مناظره ی دیدگاه مطالعاتی ومولفه های آن به قرار زیر می باشد:
•    مبحث مطالعه استراتژیکی _توسط بازی های Ad-SCM در سه فاز روشن می گردد.
•    موضوع آن در سه فاز 1 تا 3 بازی های Ad-SCMنشان داده می شود .
•    واحد تجزیه آن توسط دانشجویان ،گروه های فعال به نمایش گذاشته می شوند.
•    ارتباط منطقی بین داده ها ومقاصد مطالعاتی- در بین نتایج روشن می گردند.
•    معیار برای تفسیر یافته ها-مورد استفاده در روش های آموزشی ترجیحی استراتژیک های تدریس ویک بازخور کلی به حساب می آید .
دیدگاه مطالعه چند بخشی به شرح مراحل متفاوت ذیل قابل اجراست:
1.پیش مرحله:تا تابستان 2008تمام داده ها درBlack college و University(HBCU) جمع آوری می شدند که روی 161دانشجو مطالعه قرار داده بودند، نمونه شامل 74% دانشجویان آفریقایی_آمریکایی، 6/18%دانشجویان قفقازی2/6%دانشجویان آسیایی و 2/1%دانشجویان اسپانیایی می باشد. این 161 دانشجو در معرض سبک آموزشی شاخص Salmon-Felder قرار گرفتند که اینILS شامل چهار بعد می باشد:
بعد اول:فعال/متفکر(A-R)این بعد نمایانگر این است که چگونه دانشجویان فرآیند اطلاعات را اولویت بندی کنند یادگیران فعال می آموزند که کارها را چگونه انجام دهند و بهتر است بگوییم (بیایید ببینید چگونه کار می کنند)برخلاف آن یادگیران متفکر در مورد موضوع فکر کرده و بعد از اینکه به خود برگشتند توسط اطلاعاتی که بدست آورده اند آنرا پردازش می کنند.
دومین بعد:دیداری/شفاهی(V-V)اشاره داردکه چگونه اطلاعات حسی به طور موثر دریافت می شود.یادگیران دیداری آنچه را که می بینند بخوبی به خاطر می سپارند از قبیل تصاویر،نمودار و جداول و این در حالی است که یادگیران شفاهی آنچه را که می شنوند و می خوانند بخوبی بخاطر می سپارند از قبیل هر نوشته وهر فیلم.
سومین بعد:حسی/غریزی(S-I)این بعد به دانشجویان کمک می کند که بینایی، شنوایی و حس های فیزیکی خویش را تقویت  سازند که در بخاطر سپردن حقایق با جزئیات کامل مفید است. یادگیران حسی ارتباط با دنیای واقعی را ترجیح می دهند واین در حالی است که یادگیران غریزی تمایل به خاطرات، ایده ها و مسائل درونی دارند وکاشف احتمالات و روابط هستند.
سرانجام بعد ترتیبی/جهانی(S-G):این بعد نمایانگر آن است که چگونه دانشجویان به سمت فرآیند یادگیری وفهم حرکت می کنند. دانشجویان ترتیبی برای حل یک مساله یک سری از گامهای منطقی را با فهمی که بدست آورده اند بر می گزینند ودر تضاد آن دانشجویان جهانی در دیدگاه هایشان بسیار جامع نگرند.
2.پیش تجزیه:این گام یکسری از تجزیه وتحلیل را در مورد روش های یادگیری برای دانشجویانمان در دسترس قرار می دهد دانشجویانی که میل شدیدی به متفکر بودن، شفاهی بودن، غریزی بودن و جهانی بودن را دارند.
نمونه ای که بدست آمد از این گام در مورد جمعیت  آفریقایی و آمریکایی بودکه در HBCUمورد تجزیه قرار گرفت.
3.گامهای اصلی:به منظور جای دادن سبک های آموزشی قبلی به طرف تبلیغات وSCMآموزشی دانشجویان پروژه ی بازی تجربی شبیه سازی شده Ad-SCMرا مورد بحث قرار می دهند ومتعاقباً با توجه به چالش های به وجود آمده کلیدهای تجزیه وتحلیل حاصل می شود.
4.گامهای پستی:این مرحله توست Ad-SCMچند بخشی تجربی شناسایی می شود وبه وسیله سه تکنیک بازتابی مورد تجزیه قرار می گیرد.
پروژه مطالعاتی آزمایشگاهی تجربی Ad-SCM:
به عنوان قسمتی از دوره تبلیغات black college و دانشگاه (HBCU) موارد زیر را در دسترس می گذارد.
یک خلاصه تاریخچه وزمینه صنعت تبلیغات برای بازی های آزمایشگاهی تجربی Ad-SCM:
بسیاری از شرکت های تبلیغی تمایل به اجاره آژانس های تبلیغاتی را دارند.واز این آژانس تبلیغاتی به منظور سرویس دهی به مشتریان با کیفیت بالا توسط متخصصان در رشته های برگزیده شده استفاده می کنند.بعضی از آژانس های تبلیغاتی دارای یک خدمات رسانی کامل برای مشتریان در گستره وسیعی از مواردی از قبیل بازار یابی، ارتباطات ، بهبودسرویس دهی، کاشت تولید و تبلیغات می باشد.مدیریت حسابداری خط ارتباطی بین آژانس های تبلیغاتی و مشتریانشان است که مجریان حسابداری مسئول بازار یابی و تبلیغ کنندگان مسئول رفع نیاز آنها می باشند . دپارتمان خدمات رسانی بازار یابی شامل حسابگذارانی است که به صورت انفرادی اطلاعاتی را مربوط به محصول مشتری یا خدمات رسانی به مشتری جمع آوری نموده که سبب ارتقاء یک استراتژی خلاق می شود .
بکارگیری پروژه مطالعاتی بازی های آزمایشگاهی تجربی Ad-SCM دانشجویان در دسته های مختلف عرصه ی مشتریان صنعتی گروهبندی می شود .در این گروهبندی ها تیم ها در تامین روابط زنجیره ای در صنعت تبلیغات کوشا هستند. پروژه ی مطالعاتی بازی های آزمایشگاهی تجربی Ad-SCM نیازهای مشتریان را برای خرید و فروش محصولات یا سرویس دهی برآورده می کند .گروههای تشکیل شده در سه فاز مشغول به انجام کار می شوند.
در پروژه ی فاز 1 ،گروه سعی در رفع نیازهای مشتری از قبیل کالا و خدمات رسانی را دارد بنابراین گروه از استراتژیک های خلاقانه ای از قبیل تبلیغات طراحی شده، تبلیغات تلوزیونی، تبلیغات چند رسانه ای به منظور اطلاع رسانی استفاده  می کند .
در پروژه ی فاز 2، تیم به گونه ای عمل می کند که توجه مشتری را جلب نموده و باعث جلب مشتری می گردد آنها تمام سوالات مشتریان را پاسخگو می باشند ،ممکن است مشتری از تغییرات پیشنهاد شده راضی یا ناراضی باشد. تیم این تغییرات را در کار بکار میگیرد ،تغییراتی که نهایتاً به رضایت مشتری منجر می شود .
در پروژه ی فاز سه مصرف کننده یا استفاده کننده در کار مشارکت می کند .
می توانید عملکرد تیم را در فاز های مختلف جدول مشاهده نمایید: فاز یک Ad-SCM
•    تحقیق در مورد شرکتهای مشتری
•    ترسیم نیاز های مشتری
•    گسترش استراتژی های خلاق
•    گسترش تبلیغات تلویزیونی
•    گسترش رقابت های رسانه ای
•    گسترش تبلیغات بصری
•    ارائه ی زمانی و محتویایی     

فاز دو Ad-SCM
•    تعامل گروه
•    تعامل گروه مشتری
•    ارائه ی یک کار خلاق
•    پاسخگویی به سوالات مشتریان
•    اکتساب رضایتمندی مشتریان از کار گروهی
•    کار مجدد در صورت عدم رضایت مشتری
•    ارائه ی مجدد و کار مجدد غلبه بر گروه های چالشی و گروه های پویا

فاز سه Ad-SCM
•    مشارکت کلاس به عنوان تامین کننده ی نهایی زنجیره
•    ارائه ی استراتژی های خلاق و رسانه ای
•    شکل گیری کار گروهی
•    رتبه بندی کار گروهی و کار تبلیغاتی
•    غلبه بر گروه های چالشی و گروه های پویا

بررسی ها ومذاکرات
مشاهده شده است که تیم آزمایشگاهی  Ad-SCMمشارکت های وسیعی را به منظور استراتژی های روش تدریس برای فعالیت بیشتر باز تاب بیشتر، بینش بیشتر برای یادگیری جهانی شفاهی و دیداری فراهم آورده است. جدول یک نشان دهنده ی تمایل دانشجویان برای استراتژی های مختلف آموزش به عنوان یک بخش پروژه ی Ad-SCM است. جدول یک نشان می دهد که تمام یادگیران، بینش وسیعی در مورد بازی های Ad-SCM کسب نموده اند که این بینش ها مواردی برای تحقیق و فهم SCM و یکپارچه نمودن و همزمان نمودن تمام زنجیره های تامین مدیریتی با درجه اطمینان بسیار بالا و اعتبار بالا به شمار می آیدکه این آزمایشات به شکل گیری SCM کمک شایانی می کند که برای تامین زنجیره ای تبلیغات بسیار موثر است . یادگیران در سه گروه منطقی و موثر پروژه های بازی های Ad-SCM مورد سوال قرار می گیرد تجربه تیم ، تاثیر پذیری تیم و به طور کلی باز خور که به عنوان یک ابزار ارزشیابی برای پروژه ی موفق به کار می رود .سوالات در جدول 2 نشان داده می شود ،پارامتر های جدول 2 به جهت تصمیم گیری موفق و مطالعه ی موردی پروژه های Ad-SCM بسیار مفید می باشد که یک محیط واقعی تجاری را برای سرمایه گذاری های پیچیده در زنجیره های واقعی تبلیغات را شبیه سازی میکند در حالی که در جدول 1تمایل به فعالیت ، بازتاب ، دیداری ، شفاهی، بصری  و جهانی را افشاء میکند که به این منظوراستفاده از استراتژی های آموزشی  سبب سوق دادن بینش هایی به سمت رفتار فردی  می شود، جدول 2 تجربه ی تیمی ، تاثیر پذیری تیمی و به طور کلی بازخور تیمی که تفکر SCM را فراهم می آورد مورد توجه قرار می دهد. برای مثال در ابعاد آموزش فعالی- بازتابی ، یادگیران فعال تفکر صادق ،آبرو و اعتبار را در خود پرورش می دهد در حالی که تفکرات بازتابی SCM از بازتاب تجربه های ناشی از فعالیت های فردی و تیمی به وسیله ی درس های آموخته شده و طبق مدارک و اسناد و اجرا طبق هنر سنجی خویش بر روی پروژه ی Ad-SCM شکل میگیرد. در بعد شفاهی_دیداری تفکرات Ad-SCM از ایده های موجود و بازخور اتفاقات ناشی می شود . آنها معتقدند اتفاقات در شکل گیری اطمینان و اعتبار موثر است. از طرف دیگر یادگیران SCM بر چهره ی تبلیغاتی استراتژی های فروش نرم ایجاد مهارت های نرم برای کسب اطمینان بیشتر در مشارکت های تجاری و وظایف روتین آماده سازی استفاده از چهارچوب های استاندارد و بکاربستن درس های آموخته شده تمرکز می کنند . در بعد آموزش درکی _ حسی، یادگیران حسی به کار تیمی تمایل دارند و خط مشی فکری SCM آنها به بازی های Ad-SCM با دنیای واقعی مرتبط است. آنها از این بازی ها به منظور پیوستن به دنیای تجارت استفاده های ابزاری می کنند. یادگیران درکی به طور کامل متضاد تمایل به مفاهیم انتزاعی محاسبات ریاضی ، نوآوری و کشف احتمالات و روابط هستند. بنابراین بزرگترین چالش آنها تحقق واقعیت ها و نوشتن درسهای آموخته شده به عنوان نتیجه ی پایانی فاز هر پروژه می باشد. در ابعاد یادگیری ترتیبی _جهانی تفکرات SCM یادگیران ترتیبی بر پایه ی بکارگیری دانش های آموخته شده در هر فاز به منظور اطمینان از صحت و باز خور صحیحی استوار است. یادگیران ترتیبی از بازخور کلی شان استفاده می کنند، در حالی که یادگیران جهانی پروژه ها را به عنوان یک تصویر بزرگ در نظر میگیرند . یادگیران جهانی اعتقاد برارائه ی تیم هایی دارند که پروژه های سودمند Ad-SCM را  دارا می باشند. تمام تیم ها خطرات SCM  و پروژه های Ad-SCM را به منظور ساخت و روابطی بلندمدت و مستحکم و زنجیره ای تامینی تبلیغاتی گوشزد می کنند.

جدول1:
یادگیران                                     تمایل برای استراتژی های آموزشی
یادگیران فعال                               ارائه ،رهبری تیم ،کار تیمی ،بر روی تجربیات Ad-SCM
یادگیران بازتابی                             آماده سازی درس های آموخته شده – تیم گروهی
یادگیران دیداری بصری                   ارائه سربار ، تک آموزی به منظور فهم عناوین مهم در تبلیغات و SCM
یادگیران شفاهی                            ارائه، مذاکرات درس های آموخته شده در پایان هر فاز طرح سوال وکسب
بینش ها
یادگیران حسی                              تک آموزی ،مطالعه موردی به منظور شروع آزمایش های بهتر Ad-SCM
برای هر فاز
یادگیران درکی                              کارگروهی ،تخیل ویا خلاقیت نامحدود تولید ایده های جدید برای بازی های
Ad-SCM
یادگیری ترتیبی                              سخنرانان مطالعه ی موردی ، کارگروهی ،تمایل به بحث و بررسی سرانجام
هر فاز تمایل به درس های آموخته شده در پایان هر فاز
یادگیری جهانی                              عدم تمایل به درس های داده شده در هر فاز و علاقه مند به نوشتن سرانجام
درس های آموخته شده،ایجاد انگیزه ی تیمی و دیدن سرانجام نتایج به عنوان
یک تصویر بزرگ


جدول2:
________________________________________________________________
تجربه ی گروهی       در حالی که طراحی خلاقیت هایی به منظور استراتژی برای مشتری شده اید، چه چیزی را
آموخته اید؟
در حال ارائه ی خلاقیت ها برای مشتری چه آموختید؟
از ارائه ی تیم های دیگر چه آموخته اید؟
تاثیر پذیری تیمی      مهمترین چالش در پروژه ی Ad-SCM چه بود؟
چه چیزی در تاثیر پذیری تیمی مهم بود ؟
در تحویل تاثیر پذیری تیمی چه چیزی پر اهمیت بود؟
بازخور کلی               مهم ترین بخش و موثر ترین بخش پروژهی Ad-SCM شما چه بود؟
چگونه Ad-SCM شما به فهم بهتر موضوعات کمک کرد ؟

نتیجه گیری
این مقاله یک دید گاه مطالعاتی بسیار موفق را ارائه می دارد که قادر به ترکیب تبلیغات و آموزش SCM بوده است. اثر هاثورن به عنوان پایه ی پروژه ی تبلیغاتی مورد توجه قرار می گیرد در پایان پروژه شرکت کنندگان توانایی کسب دانش در نظرات و قابلیت های SCM را پیدا میکنند. می توان نتیجه گرفت پروژه های موردمطالعه ی  Ad-SCM نواحی مدیریتی چند بخشی را مستحکم می سازد و آموزش سبب آماده سازی دانشجویان به منظور ورود به دنیای واقعی تجارت را مهیا می کند، در پروژه ی مطالعه موردی که بدست آمد یادگیرانی که مشارکت می کنند و در پروژه های چند بخشی خود را سهیم می دانند، برای دنیای واقعی تجارت بسیار مناسب تر می باشند.
اهمیت در بازی های استراتژیک و آموزش سازمان نهفته شده است ،سازمان یادگیرنده به عنوان استراتژی های رقابتی پایدار در دنیای کسب و کار واقعی امری مهم تلقی می شود. پژوهش ها قبل از آنکه به نتیجه گیری برسند بیشتر نیازمند مطالعه و بررسی روشهای آموزشی و ارزیابی مشابه پروژه ی بازی های آزمایشگاهی Ad-SCM چند بخشی قابل تامین می باشند. تحقیقات بیشتر در این زمینه نشان می دهد پروژه های Ad-SCM موارد مفیدی را برای مربیان به منظور سعی در پروژهای چند بخشی را فراهم آورند، تا سازمان یادگیرنده چند بخشی و بین سازمانی را تقویت سازد. مدل ها ی مطالعاتی Ad-SCM  پر اهمیت می باشند و یک ارزش بالایی را برای متخصصان صنعتی فراهم آورده که باعث گسترش نقد بیشتر تفکرات SCM   شده و گسترش استفاده ی سازمان یادگیرنده را به عنوان آموزش چند بخشی فراهم می آورد و نواحی مدیریت تجاری را مورد کاوش قرار می دهد. تحقیقات می توانند در فعالیت های صنعتی بسیار مثمر ثمر بشمار آیند که برای پروژه های تحقیقاتی چند بخشی استفاده می گردند ، به علاوه این تحقیقات امکان آموزش را فراهم آورده و باعث کاهش دادن هزینه های آموزشی برای موسسات در آینده می شود. نتیجه ی استفاده از بازی های استراتژیکی و بکارگیری دیدگاه آموزش سازمانی به عنوان یک آکادمیک باعث گسترش و انتقال از آموزش به موسسات و یک فاکتور موفقیت آمیز برای گسترش عملکرد های رقابتی پایا و موسسه ای و فردی تلقی می شود.

خلاصه مقاله 13 قسمت پایانی

ارسال شده توسط بابک بابکی | 20 Nov, 2013
800x600

مدل كيفيت سيستم ERP

مدل‌هاي موجود در زمينه كيفيت نرم‌افزار، بويژه مدل ISO 9126 مشخصه‌هاي كيفي را ايجاد مي‌نمايد كه براي ارزيابي كيفيت هر نوع محصول نرم‌افزاري عمومي و رايج هستند. پس، به منظور ارزيابي كيفيت چنين محصولات نرم‌افزاري، مدل‌هاي كيفيت نرم‌افزاري موجود بايد اصلاح شده و گسترش داده شوند.

اگرچه، تحقيق بر روي كيفيت محصولات نرم‌افزاري براساس ISO 9126 در قلمرو آموزش روش جديدي نيست، مطالعات بر روي اقتباس ISO 9126 به منظور ارزيابي كيفيت سيستم‌هاي ERP در قلمرو آموزش بسيار محدود مي‌باشند، كه منجر به تازه و جديد بودن اين تحقيق شده است. اگرچه مدل كيفيت ISO 9126 الزامات كيفي ويژه‌اي را فراهم نمي‌كند، بهرحال اين مدل يك چهارچوب كلي براي ارزيابي كيفيت محصولات نرم‌افزار ارائه مي‌دهد. اين از مزايا و قدرت‌هاي اصلي مدل‌هاي اين‌ چنيني است، از اينرو مي‌توان آن را در تنوعي از سيستم‌ها و از ميان آنها سيستم سازمان آموزشي براي مثال سيستم‌هاي ERP استفاده نمود.

بسياري از محققان مدل  كيفي ISO 9126 را به منظور ارزيابي تنوعي از سيستم‌ها اتخاذ كرده‌اند. ازجمله اين سيستم‌ها عبارتند از سيستم‌هاي براساس كامپيوتر و سيستم‌هاي دولت الكترونيك. استاندارد ISO 9126 يك مدل كيفي با شش مشخصه شامل عامليت، قابليت اطمينان، بهره‌وري، اثربخشي، قابليت انتقال، و قابليت نگهداري را تعريف مي‌كند كه بيشتر به بيست و هفت زيرمشخصه تقسيم مي‌شوند. ادامه مطالب شامل بررسي اين موضوع است كه چگونه اين مشخصه‌ها و زيرمشخصه‌ها براي اين تحقيق اتخاذ شدند.

عامليت (تابعيت) توسط (ISO 2001) بصورت قابليت نرم‌افزار براي ايجاد توابعي تعريف شده است كه نيازهاي بيان شده و ضمني كاربران را تحت شرايط خاص كاربردي برآورده سازند. به منظور ارزيابي چنين مشخصه‌هايي، آن به پنج زيرمشخصه شامل صحت، برازندگي، قابليت همكاري با قسمت‌هاي ديگر، امنيت، و مطلوبيت تابعي تقسيم شده‌اند.

قابليت اطمينان عبارت است از قابليت نرم‌افزار براي حفظ سطح عملكرد آن تحت شرايط بيان شده براي دوره زماني بيان شده. قابليت اطمينان داراي چهار زيرمشخصه مي‌باشد كه شامل تماميت، تولرانس عيب، قابليت بازيابي، و قبول قابليت اطمينان مي‌باشد. تحت شرايط سيستم‌هاي ERP، قابليت اطمينان اشاره به قابليت سيستم‌ها براي حفظ شرط سرويس آن تحت شرايط خاص براي يك دوره خاص زماني دارد.

قابليت استفاده عبارت است از قابليت درك نرم‌افزار ياد گرفته شده مورد استفاده، و جالب براي كاربران، هنگامي كه تحت شرايط خاصي استفاده مي‌شود. قابليت استفاده داراي مجموعه‌اي از زيرمشخصه‌ها شامل قابليت فهم، قابليت يادگيري، قابليت عملياتي، و جذابيت مي‌باشد.

بازده (راندمان) اشاره به قابليت سيستم براي فراهم كردن عملكردي مرتبط با ميزان منابع مورد استفاده، تحت شرايط بيان شده دارد. همچنين به سه زيرمشخصه شامل رفتار زماني، كاربردپذيري منبع و قبول بازده تقسيم شده است. اتخاذ اين مشخصه براي سيستم‌هاي ERP در سازمانهای آموزشي بزرگتر نشان مي‌دهد كه سيستم‌ها بايد بهنگام فراهم كردن عملكرد مورد نياز، همراه با منابع مورد استفاده مورد توجه قرار گيرند.

قابليت حفظ عبارت است از قابليت نرم‌افزار براي اصلاح شدن. قابليت نگهداري شامل پنج زيرمشخصه شامل آناليزپذيري، تغييرپذيري، ثبات، تست‌پذيري، و ايجاب قابليت حفظ مي‌باشد.

نهايتاً، قابليت انتقال نرم‌افزار اشاره به قابليت نرم‌افزار براي انتقال يافتن از محيطي به محيط ديگر دارد. بنابراين، سيستم‌هاي ERP در سازمانهای آموزشي بزرگتر بايد با استفاده از سيستم‌هاي عملياتي مختلف مورد استفاده قرار گيرند؛ در سازمان‌ها يا دپارتمان‌هاي مختلف قابل كاربرد باشند؛ و با استفاده از تنوعي از سخت‌افزارها قابل استفاده باشند.

براساس مباحث سابق، جدول 2 مدل كيفيت سيستم‌هاي ERP را نمايش مي‌دهد كه براساس ISO 9126 مي‌باشند.

جدول 2 سيستم‌هاي ERP سازمانهای آموزشي بزرگتر

مشخصه

زيرمشخصه

توصيف

تابعيت

برازندگي

آيا نرم‌افزار سيستم ERP مي‌تواند توابع مورد نياز را انجام دهد؟

 

صحت

آيا نتايج نرم‌افزار سيستم ERP بصورت پيش‌بيني شده مي‌باشند؟

 

قابليت همكاري با بخش‌هاي ديگر

آيا نرم‌افزار سيستم ERP مي‌تواند با سيستم‌هاي ديگر تعامل داشته باشد؟

 

امنيت

آيا سيستم ERP مي‌تواند از دسترسي غيرتجويزي جلوگيري كند؟

 

ايجاب تابعيت

آيا سيستم ERP با استانداردها و قوانين برنامه‌هاي كاربردي طبق قانون كاربرد دارد؟

قابليت اعتماد

تماميت

آيا نقايص موجود در نرم‌افزار سيستم ERP و وسايل سخت‌افزاري در طول زمان رفع مي‌شوند؟

 

تولرانس نقص

آيا سيستم ERP قادر به حفظ سطح خاصي از عملكرد در موارد خطاهاي نرم‌افزاري و سخت‌افزاري مي‌باشد؟

 

قابليت بازيابي

آيا سيستم‌هاي ERP را مي‌توان كار را از سر بگيرند و داده‌هاي تحت تأثير را در مورد يك نقص بازيابي كنند؟

 

ايجاب قابليت  اعتماد

آيا نرم‌افزار سيستم ERP با استانداردهاي قابليت اعتماد موجود سازگاري دارد؟

بازده

قابليت فهم

آيا كاربر سيستم ERP مي‌تواند تشخيص دهد كه چگونه از سيستم به راحتي استفاده كند؟

 

قابليت يادگيري

آيا سيستم‌هاي ERP را مي‌توان به راحتي ياد گرفت؟

 

قابليت عمليات

آيا سيستم ERP با حداقل تلاش (نيرو) كار مي‌كند؟

 

جذابيت

آيا واسط سيستم ERP خوب به نظر مي‌رسد؟

 

ايجاب بازده

آيا نرم‌افزار سيستم ERP استانداردهاي موجود در زمينه بازده را برآورده مي‌كند؟

اثربخشي

رفتار زمان

سيستم ERP چگونه پاسخ مي‌دهد؟

 

كاربرد منبع

آيا سيستم DERP از منابع بطور مؤثر استفاده مي‌كند؟

 

ايجاب اثربخشي

آيا نرم‌افزار سيستم ERP مطابق با استانداردهاي اثربخشي موجود مي‌باشد؟

قابليت حفظ

آناليزپذيري

آيا تشخيص نقايص اصلاح شده يا شناسايي يك بخش درون سيستم ERP، نياز به حداقل تلاش دارد؟

 

تغييرپذيري

آيا سيستم ERP مي‌تواند به آساني اصلاح شود؟

 

ثبات

آيا سيستم ERP عملكرد را پس از تغيير ادامه مي‌دهد؟

 

تست‌پذيري

آيا سيستم ERP اصلاح شده مي‌تواند به آساني اعتباردهي شود؟

قابليت انتقال

قابليت اتخاذ (اقتباس)

آيا سيستم ERP مي‌تواند به آساني به محيط ديگر جابجا شود؟

 

قابليت نصب

آيا نرم‌افزار سيستم ERP مي‌تواند به آساني نصب شود؟

 

ايجاب قابليت انتقال

آيا سيستم ERP مطابق با استانداردهاي قابليت انتقال مي‌باشد؟

 

قابليت جايگزيني

آيا سيستم ERP را مي‌توان به آساني با سيستم مشابهي جايگزين نمود؟

 

 

 

نتيجه‌گيري

اين مطالعه مدلي را براي ارزيابي كيفيت سيستم‌هاي ERP در سازمانهای آموزشي بزرگتر ارائه مي‌دهد، ضمن اينكه مشخصه‌ها و زيرمشخصه‌هاي كيفي آن براساس ISO 9126 پيشنهاد شده‌اند. دو هم‌بخشي وجود دارند كه توسط اين كار ايجاد شده‌اند و شامل مقايسه ميان مدل‌هاي كيفي موجود و شناسايي كردن مشخصه‌هاي كيفي سيستم‌هاي ERP مي‌باشد. گسترش و بسط اين مطالعه صورت خواهد گرفت، تا مشخصه‌هاي كيفي اصلي مدل پيشنهادي رتبه‌بندي شوند. نتايج بدست آمده قادر به درك بيشتر ارتباط دروني و تأثير اين زيرمشخصه‌ها بر روي مشخصه‌هاي كيفي مي‌باشند.

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

Self-Organizing Teams: What and How

ارسال شده توسط بابک بابکی | 16 Nov, 2013
Do you have a self-organizing team? If so, half the battle is already won. But if not, beware: Creating a self-organizing team is far more challenging than we had ever imagined. This is especially true in today's dynamic world, where the focus of building a team can get sidelined due to changing business demands.

Defining self-organizing teams

A group of motivated individuals, who work together toward a goal, have the ability and authority to take decisions and readily adapt to changing demands. Let's look at some important ingredients of a self-organizing team:
They pull work for themselves and don't wait for their leader to assign work. This ensures a greater sense of ownership and commitment.
They manage their work (allocation, reallocation, estimation, reestimation, delivery, and rework) as a group.
They still require mentoring and coaching, but they don't require "command and control."
They communicate more with each other, and their commitments are more often to project teams than to the ScrumMaster.
They understand requirements and aren't afraid to ask questions to get their doubts clarified.
They continuously enhance their own skills and recommend innovative ideas and improvements.

Five essentials of self-organizing teams
Competency: Individuals need to be competent for the job at hand. This will result in confidence in their work and will eliminate the need for direction from above.
Collaboration: They should work as a team rather than as a group of individuals. Teamwork is encouraged.
Motivation: Team motivation is the key to success. Team members should be focused and interested in their work.
Trust and respect: Team members trust and respect each other. They believe in collective code ownership and are ready to go the extra mile to help each other resolve issues.
Continuity: The team should be together for a reasonable duration; changing its composition every now and then doesn't help. Continuity is essential for the team.

Creating a self-organizing team
Who takes responsibility for making a self-organizing team? Is it the ScrumMaster, who is also focusing on timeline and delivery; or senior management, who are concerned about financials; or the organization itself, which has bigger challenges to ponder?
In fact, it takes a combined effort from all three entities to help a team emerge as self-organizing. The ScrumMaster should act as a coach and ensure that the team gets job-specific training and coaching. He or she is primarily responsible for ensuring a cohesive and soothing working environment, which is a must for the blossoming of a self-organizing team. Coaching individual team members is important so that they understand the principles of self-organizing teams and trust each other. The ScrumMaster should also look at a variety of ways to improve collaboration within the distributed team (using application lifecycle management tools, video conferencing, and so on).
Senior management should ensure that they don't get in the way of the team's work; they need to act as supports rather than distractions. Team goals should be set and individual heroism should be discouraged — it only acts as a block to self-organizing teams. It's essential to allow team members to fail before they're expected to deliver.
The organization as a whole should ensure that it provides the necessary infrastructure, training, and incentive system to keep employees motivated at work. These are hygiene factors that constitute the first barrier to cross before you can expect your team members to be self-organized.

A three-step process: Training, coaching, mentoring
Creating a self-organizing team can be considered a three-step process.

First step: We need to groom employees to get the desired skill set. At the end of this phase, you can assume the team has the capabilities to exhibit self-organizing behaviors. Provide any needed classroom and on-the-job training to make each employee competent in a particular domain/technology. Behavioral training is also helpful.
Second step: Once the team starts working together, adopt a coaching style to see if the members are facing any difficulties. They may require more support and guidance at the beginning. As noted earlier, some indicators of a self-organizing team are: Scrum ceremonies are productive, the team enjoys the work and members help each other, new ideas are forthcoming, and teams are pulling work for themselves. By the end of this phase, you know the team is self-organizing. However, keep your eyes open to observe the team's behavior and provide need-based coaching. This is the phase that will result in innovative ideas and improved results from the team.
Third step: Once the team is in self-organizing mode, the key is to sustain this for the longer run. Assign mentors who can help the team go to the next level. Job rotations can be an important aspect of keeping employees involved and of encouraging continuous learning. As mentioned earlier, a self-organizing team doesn't need "command and control," but it does need coaching and mentoring.

Teams aren't static;
they change over time. Building a self-organizing team is an ongoing process, and we're really never done. Whenever a team's composition changes, we need to repeat the whole process.



*
http://www.scrumalliance.org/community/articles/2013/january/self-organizing-teams-what-and-how

خود سازماندهی تیم ها

ارسال شده توسط بابک بابکی | 16 Nov, 2013

تیم چابک شامل افرادی - شبیه به سازمانهای غیر وابسته- که تعامل دارند در ساختار خود سازماندهی و خود- نظم دهی مي باشد. افراد دارای درجه ای از اختیارات درون این ساختار هستند و آنها به نوبه خود، خود نظم دهی تمرین می کنند. تیم های بزرگ چابک که شامل چندین تیم تخصصی و قابلیت هستند، به همین شیوه عمل می کنند- هر فرد یک سازمان در تیم می باشد و خود تیمها هم یک سازمان در پروژه می باشد. در ساخت تیم های بزرگ چابک، شبکه جایگزین ساختار سلسله مراتبی عمومی می شود، تصمیم گیری و همکاری می بایست به دقت طراحی شود و دیسیپلین قوانین ارتباطی بین تیمها را منعکس می کنند.

اصول تیم های خود سازماندهی از فصل سوم تا فصل نهم برای تیمهای بزرگ بکار برده می شود، اما آنها به آن ایده ها متصل می شوند. ایجاد چارچوب خود سازماندهی برای تیم های بزرگ مستلزم:
• بکارگیری رهبران مناسب
• بیان شکست کار و استراتژی یکپارچه سازی
• تشویق تعاملات و جریان اطلاعات براساس تیمها
سازمان، از طریق رهبر پروژه، مسئول تشکیل تیم پروژه با افراد مناسب می باشند. در سطح تیم، بکارگیری افراد مناسب به معنی پیداکردن آنهایی است که از نظر فنی و رفتارهای فردی مناسب هستند. در سطح پروژه، تیم رهبری پروژه و رهبر پروژه برای اطمینان از اینکه رهبران مناسبی به هر یک از تیمهای تخصصی و قابلیت تخصص داده شده باشند، كار مي كند.

تیم رهبری پروژه، مسئولیت اطمینان حاصل نمودن از اینکه هر شخصی چشم انداز محصول را متوجه شده باشد دارا مي باشد. فرآیند تصور در فصل ششم شرح داده شده است.- چشم انداز، اهداف، محدودیتها، پیکره معماری، برنامه انتشار- نیاز به حرکت کردن در کل پروژه را دارند. سپس، هر تیم قابلیت حرکت بر اساس تمرین تصور خودش- جعبه چشم انداز و غیره- برای بخش های خاص محصول دارد. نمای کلی معماری، تشریح اجزاء، تعاریف روابط می تواند کمک به هر تیم قابلیت برای فهم تصویر بزرگ و بخش محصول کند. یکی از وظایف مهم تیم، مدیریت وابستگی ها می باشد، توالی وظیفه به رهبر پروژه انتساب داده می شود. اغلب خیلی از مدیریت وابستگی به دلیل توسعه سریالی به دام می افتند- مدیریت یا مستند سازی ارجح به تعاملات می باشند. در تیم قابلیت، اعضا خودشان وابستگی بین داستانها را مدیریت می کنند. آنها وابستگی ها را در جلسات برنامه ریزی و بر روی کارتهای داستان نشان می دهند، و برنامه ریزی جایگزین وقتی آنها مشکلات را پیش بینی می کنند پيشنهاد مي دهند. آنها همچنین وابستگیها را طی جلسات ایستاده روزانه شناسایی می کنند. این بحث و گفتمان، نه تنها وابستگی ها را شناسایی می کند بلکه همچنین ماهیت این وابستگی و چگونگی اختصاص کار برای انجام آن را نیز نشان میدهند. همین بحث ها در سطح تیمها طی برنامه ریزی انتشار در سطح کلان اتفاق می افتد. رهبران پروژه ممکن است درباره وابستگی ها بدانند، اما اعضای تیم نیازمند اطلاعات جزئی تر برای درک چگونگی کار با آنها هستند. اگر چه راهکارهایی هستند که تعاملات بین تیمها را مشخص می کنند (برای مثال: جلسات ایستاده روزانه)، ولي مجموعه کوچکی از راهکارها که تمام شرایط پروژه های بزرگ را پوشش دهند، وجود ندارد. هر پروژه منحصر به فرد می باشد و تیم رهبری نیاز به تجربه در راهکارهای تعاملی دارد همانگونه که افراد فنی انجام می دهند. گفته شد، چندین راهکار کلیدی می تواند برای ایجاد انواع روابط مناسب و تعاملات بین تیمهای مختلف كمك كنند. یکی از راهکارها "داستانهای الزامی بین تیم " می باشد که در بخشهای بعدی درباره آن توضیح خواهیم داد. یکی دیگر از راهکارها ، قوانین تعامل و پاسخگویی بین تیمها می باشد.

ابزار سازماندهی تیم با حداکثر بهره وری

کار گروهی خوب در اغلب سازمان ها دارای اهمیت ویژه ای است. در بیشتر موارد اعضای تیم های کاری به سادگی انتخاب می شوند، چرا که افرادی انتخاب می شوند که دسترسی بیشتری به آنها باشد. اما تاکنون این تجربه را داشته اید که بخشی از اعضای تیم شما با استعداد و سخت کوش ظاهر شده و تعدادی دیگر در رسیدن به اهداف تیم موفق عمل نکنند؟
ممکن است علت این باشد، نقشی که به افراد در تیم محول شده منطبق با نقاط قوت آنها نبوده است یا اینکه تیم طیفی از توانمندی ها را در اختیار خود نداشته است. در اینجا مد نظر مهارت های فنی نیست، چراکه معمولاً به آسانی می توان فهمید افراد تیم از دانش و تجربه مورد نیاز برخوردار هستند.
اما تشخیص جنبه های عمومی تری ازکار چون توانایی حل مساله، برنامه ریزی، اجرایی بودن و توانایی کنترل، بسیار سخت تر است. هنگامی که تیمی شامل افرادی باشد که در نقش های مختلف به خوبی عمل می کنند، احتمال اثربخشی تیم بالاتر می رود.
با فرض اینکه افراد از انجام کاری که بهتر انجام می دهند لذت می برند، مدیران باید به این درک برسند که افراد انجام چه کارهایی را ترجیح می دهند، به این ترتیب می توان افرادی با نقاط قوت متفاوت را در یک تیم جمع کرد که حاصل کار آنها به بهترین شکل ارائه شود.

معرفی ابزار:
بررسی ها نشان می دهند ترجیحات افراد برای انجام کار به چهار دسته کلی تقسیم می شود:

جمع آوری و استفاده از اطلاعات
تصمیم گیری
سازماندهی خود و دیگران
ارتباط با دیگران

بر همین اساس می توان شناسنامه ترجیحات فردی برای قبول مسوولیت در یک تیم را به صورت مدل چرخ تیم مدیریت (Margerison-McCann) نمایش داد.
در مدل چرخ تیم مدیریت، نقش ها به این گونه تفسیر می شوند:

Untitled-1.jpgdfsdfsdfasdfasdfasf

سازماندهی کننده: شخص علاقه مند به پیگیری و کسب نتایج است.
مشاور- گزارش دهنده: فرد از جمع آوری و ارائه اطلاعات لذت می برد.
جست و جوگر: فرد از جستجوی اطلاعات و فرصت های جدید لذت می برد.
تولید کننده: فرد به انجام فعالیتی با جنس تولید خروجی در کار علاقه مند است.
بازرس- کنترل کننده: شخص از تمرکز بر جزئیات و کنترل دقیق کار لذت می برد.
خلاق و نوآور: شخص علاقه مند به ایده های جدید و رویکردهای نو در شغل خود است.
نگهدارنده: فرد علاقه مند به رعایت استانداردها و حفظ ارزش های تیم است.
ارزیاب: فرد ترجیح می دهد فرصت های جدید را تجزیه و تحلیل کند و در محل کار آنها را مورد آزمایش قرار دهد.

نقش «ارتباط دهنده»، در مرکز چرخ بسیار کلیدی است، چراکه ایجاد یکپارچگی و هماهنگی بین اعضای تیم را به عهده دارد، به همین دلیل کسی که این نقش را ایفا می کند باید توانایی رهبری داشته یاشد.
بررسی ها نشان می دهند افراد بر اساس نوع کاری که مورد دلخواه و ترجیحشان است عملکرد بهتری از خود نشان می دهند.
شما به عنوان مدیر با استفاده از این ابزار، می توانید علایق و توانمندی های افراد خود را بشناسید و به این ترتیب واگذاری نقش و وظیفه به آنها برای ایجاد انگیزش بیشتر، آسان تر خواهد شد. افزایش درک شما از این موضوعات، می تواند به تهیه برنامه توسعه فردی برای کارکنان نیز کمک کند، ضمن اینکه تقسیم وظایف در تیم بر اساس علاقه مندی افراد، آنها را به سطح بالاتری از رضایت، بهره وری و وفاداری می رساند.
به اشتراک گذاری اطلاعات، علایق و توانمندی افراد در تیم می تواند به درک کلی و وحدت اعضای تیم کمک کند. برای مثال وقتی بدانید همکار شما از بررسی جزئیات لذت می برد، از مواجه شدن با این موضوع عصبانی نخواهید شد.
روی این پیشنهاد ابزارهای ذهن فکر کنید، چراکه ممکن است موجب بازنگری اثربخش روی اعضای تیم شما شود!

 منبع: Mindtools
نویسنده: سید محمد اعظمی نژاد
عضو هیئت رئیسه کمیته تخصصی توسعه – انجمن مدیریت منابع انسانی ایران
Hrjournalist.blogfa.com

خلاصه مقاله 13 قسمت سوم

ارسال شده توسط بابک بابکی | 15 Nov, 2013
800x600

ادبیات تحقیق

به منظور ارائه مدل مناسب كيفيت نرم‌افزار براي سيستم‌هاي ERP، اين بخش اكثر مدل‌هاي معمول كيفيت نرم‌افزار در مقالات، هم‌بخشي‌ها و معايب آنها را نشان مي‌دهد. اين مدل‌ها عبارتند از مدل كيفيت نرم‌افزار McCall's، مدل كيفيت محصول نرم‌افزار Boehm، مدل كيفيت Dromey، مدل كيفيت FURPS و ISO\IEC 9126.

الف. مدل كيفيت McCall

اين مدل چهارچوبي را براي ارزيابي كيفيت نرم‌افزار از طريق سه سطح ايجاد مي‌نمايد. بالاترين سطح شامل يازده شاخص كيفي مي‌باشد كه نمايش‌دهنده چشم‌انداز خارجي به نرم‌افزار است (نگاه مشتري)، درحاليكه سطح مياني بيست و سه معيار كيفي را براي عوامل كيفي ايجاد مي‌نمايد. (ديد توسعه‌دهنده). نهايتاً، در پايين‌ترين سطح، مجموعه‌اي از متريك‌ها براي اندازه‌گيري معيار كيفي ايجاد شده‌اند.

ب. مدل كيفيت Boehm

به منظور ارزيابي كيفيت محصولات نرم‌افزاري، بوهم مدل كيفي را براساس مدل McCall پيشنهاد نمود. اين مدل روشي را براي ارزيابي مشخصه‌هاي كيفي خود ارائه نمي‌نمايد.

ج. مدل كيفي FURPS

نام اين مدل برگرفته از پنج مشخصه كيفي شامل عامليت، بهره‌وري، قابليت اعتماد، كارايي و قابليت پشتيباني مي‌باشد. اين مشخصه‌هاي كيفي درون دو گروه تجزيه شده‌اند: الزامات عملكردي و الزامات غيرعملكردي. الزامات عملكردي توسط ورودي‌ها و خروجي‌هاي مورد انتظار تعريف شده‌اند (عامليت)، درحاليكه الزامات غيرعملكردي تشكيل شده‌اند از قابليت اطمينان، عملكرد، بهره‌وري و قابليت پشتيباني.

د. مدل كيفي Dromey

اين مدل هشت مشخصه سطح بالا را ادراك كرده است. اين مشخصه‌ها درون سه مدل كيفي شامل مدل كيفي الزامات، مدل كيفي طراحي و مدل كيفي پياده‌سازي سازماندهي شده‌اند.

يك نقص مدل درومي اين است كه مشخصه‌هاي قابليت اطمينان و قابليت نگهداري را نمي‌توان قبل از پياده‌سازي واقعي محصول مورد قضاوت قرار داد.

هـ. مدل ISO 9126

ISO 9126 استانداردي بين‌المللي براي ارزيابي كيفيت نرم‌افزار مي‌باشد. این مدل سه جنبه از كيفيت  نرم‌افزار را ارائه مي‌نمايد كه كيفيت داخلي، كيفيت خارجي و كيفيت در حين استفاده را نشان مي‌دهند. بنابراين، اين مدل كيفيت  نرم‌افزار را در شرايط كيفيت نرم‌افزار داخلي و خارجي و ارتباط آنها با ويژگي‌هاي كيفي ارزيابي مي‌نمايد.

بعنوان خلاصه‌اي از اين بخش، جدول 1 مشخصه‌هاي كيفي مدل‌هاي مختلف كيفي را مورد مقايسه قرار داده است. قابل مشاهده است كه بعضي مشخصه‌ها زياد مورد توجه قرار نگرفته‌اند (داراي تأثير اندكي بر روي كيفيت محصول نرم‌افزار مي‌باشند) براي مثال، درستي، مهندسي بشري، كامل بودن پردازش، عملكرد، قابليت پشتيباني و قابليت تغييرپذيري. بنابراين، اين مقاله چنين مشخصه‌هايي را مدنظر خود قرار نداده است.

جدول 1 مقايسه ميان مدل‌هاي كيفي نرم‌افزار

مشخصه‌هاي كيفي

McCall

Boehm

FURPS

Dromey

ISO 9126

عامليت

 

 

×

×

×

بهره‌وري

×

 

×

×

×

قابليت تست

×

×

 

 

×

صحت

×

 

 

 

 

اثربخشي

×

×

 

×

×

قابليت فهم

 

×

×

×

×

قابليت اطمينان

×

×

×

×

×

انعطاف‌پذيري

×

 

 

 

 

مهندسي بشري

 

×

 

 

 

بي‌نقصي

×

 

 

 

 

قابليت همكاري با قسمتهاي ديگر

×

 

 

 

 

عملكرد

 

 

×

 

 

قابليت پشتيباني

 

 

×

 

 

قابليت نگهداري

×

 

 

×

×

قابليت تغيير

 

×

 

 

 

قابليت انتقال

×

×

 

×

×

قابليت استفاده دوباره

×

 

 

×

 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4