جديدترين مقالات مرتبط با مدیریت فناوری اطلاعات
ارسال شده توسط احمد محمدی | 31 12, 2013 | بازدید‌ها (1176)
استخراج و ارزيابي شاخصهاي مرتبط با آمادگي صنعت خودرو سازي جهت پياده سازي ERP
 
محقق : مهندس مهدي عابديني[1]
 
Evaluation of readiness Criteria’s for implementation of ERP in Iranian Automotive industries
 
 
چكيده تحقيق:
بکارگيري و پياده سازي فرآيند سيستمهاي برنامه ريزي منابع سازمان ERP[7]يک چالش فني – اجتماعي است که بر سطوح استراتژيک و عملياتي شرکت تاثير گذار خواهد بود[13]و لزوما اجراي آن بازده مورد انتظار سازمان استفاده کننده را به همراه نخواهد داشت. بدين منظور بايد قبل ازپياده سازي ERP ميزان آمادگي سازمان براي پياده سازي اين سيستم ،ارزيابي شود.لازم است يک سازمان قبل ازپياده سازي ERP وضعيت کنوني خود را با توجه به عوامل اثر گذار بر آمادگي سازمان جهت پياده سازي موفق ERPرا مشخص نمايد.[18]
ولي متاسفانه در پروژه هاي صورت گرفته در ايران آنطور که لازم است به اين مساله توجه کافي مبذول نگرديده است ودر مورد بومي سازي فاکتورهاي مرتبط با آمادگي سازمانهاي ايراني براي پياده سازي ERP نيز توجه كافي مبذول نشده است. با بررسي تحقيقات انجام شده عوامل مرتبط با آمادگي صنعت خودرو سازي شناسايي گرديد. در مرحله بعدي با توجه به تحقيقات انجام شده در ايران در زمينه ERP و همچنين با توجه به نظرات خبرگان 18 عامل شناسايي گرديد. سپس اين عوامل از طريق پرسشنامه مورد ارزيابي قرار گرفت و با استفاده از تحليل عاملي اين عوامل در قالب 5 فاکتور اصلي خلاصه گرديد و مهمترين عوامل مرتبط ،با توجه به شرايط خاص صنعت خودرو سازي مشخص گرديد. در مرحله آخر تحقيق پرسش نامه ديگري در قالب مقايسه دو به دوي 5 فاكتور اصلي طراحي گرديد با استفاده از مقياسات زوجي و با استفاده از تکنيک بردار ويژه مورد رتبه دهي قرار گرفت .اين تحقيق ميتواند راهنماي بسيار مفيدي براي شركتهاي خودروسازي كه قصد پياده سازي ERP را دارند ؛ باشد و آنها ميتوانند از عوامل استخراج شده و رتبه هاي بدست آمده جهت ارزيابي آمادگي سازمان براي پياده سازي ERP استفاده نمايند .
واژه هاي کليدي: برنامه ريزي منابع سازمان( ERP)، ارزيابي آمادگي[8]، صنعت خودروسازي[9]، عوامل بحراني موفقيت[10]
مقدمه:
در دهه 1970 كه كاربرد فناوري اطلاعات در سازمانها به ويژه صنايع توليدي گسترش چشمگيري يافت. با پيشرفت سيستم هاي اطلاعاتي، سيستم هايMRP[11]در زمينه برنامه ريزي مواد موردنياز و شكل گرفت. به دنبال آن سيستم هاي MRPII از توسعه اين سيستم ها به وجود آمد. در دهه 1990 سيستم هاي ERP براي رفع معضل عدم يكپارچگي سيستم ها و بهره برداري از مزيت يكپارچگي به وجود آمدند. ERP در میان انواع سیستمهای نرم افزاری در صنعت ITاصطلاحاً یک ابر ساختار نرم افزاری [12]نامیده می شود و بخشهای متنوعی از فرایند کسب وکار همچون برنامه ریزی کالاها و فرآیندها , فروش , تولید کارخانه ای , خرید مواد خام , و خدمات به مشتریان را در بر میگیرد به این ترتیب معماری ERPبا سه حوزه بسیار مهم دیگر از کسب و کار یعنی مدیریت ارتباط با مشتریان [13]و مدیریت زنجیره فراهم کنندگان [14]و مدیریت ارتباط با تامین کنندگان [15]در ارتباط نزدیک است .
سیر صعودی استفاده از سیستمهای ERP که از همان زمان ظهور آنها آغاز شده، همچنان ادامه دارد واین موضوع به سازمانهای ایرانی نیز سرایت کرده است. اخیرا برخی از سازمانهادرداخل کشور تمایل زیادی به پیاده سازی این سیستمها نشان داده و تعدادی از سازمانها نیز در سطح محدود این سیستم ها راپیاده سازی نمود ه اند .
بيان مساله
با بزرگ شدن سازمانها و موسسات نياز به وجود سيستمهاي اطلاعاتي يكپارچه كه بتواند همه بخشها و وظايف موجود در سازمان را با استفاده از يك سيستم كامپيوتري تحت كنترل داشته باشد احساس و پيدايش چنين سيستمهايي در سازمانها و بخصوص سازمانهاي صنعتي ضروري بنظر مي رسد . فلسفه اصلي ERP را فرايند گرايي تشکيل مي دهد و توسعه آن در سازمان، بخشهاي عمده اي را درگيرمي كند. به همين دليل پياده سازي ERP بايد به عنوان پروژه اي با ابعاد سازماني در نظر گرفته شود. اين نگرش ، مستلزم اعمال تغييراتي در ابعاد فرهنگي، انساني، تكنيکي، ساختاري و فرايندي در سراسر سازمان است. [3] با وجود چنين التزامي، بسياري از مديران پروژه پياده سازي ERP، تنها به جنبه هاي تكنيکي و مالي پروژه توجه داشته و از ساير جوانب غافل مي مانند و همين موضوع زمينه ساز عدم موفقيت در پياده سازي ERP مي شود به همين دليل لازم است قبل از پياده سازی آن، شاخصهای مربوط به آمادگی جهت پیاده سازی ERPمورد ارزيابی قرار گيرد تا بتوان با استفاده از اين شاخصها در مورد آمادگي سازمان جهت پياده سازي ERP بهتر تصميم گيري نمود.
اهداف اساسي از انجام تحقيق:
هدف اساسي اين تحقيق عبارت است از"ارزيابي شاخصهاي آمادگي صنعت خودروسازي ايران جهت پياده سازي سيستم ERP". البته يكسري اهداف فرعي نيز در اين تحقيق محقق ميشود كه عبارتند از:
- شناخت عوامل و معيارهاي موثر بر آمادگي جهت پياده سازي سيستمهاي ERP .
- رتبه دهي و اولويت بندي معيارهاي موثر بر آمادگي جهت پياده سازي سيستمهاي ERP با توجه به ويژگيهاي صنعت خودرو سازي
- تلخيص شاخصهاي بدست آمده در قالب چند عامل اصلي
روش تحقيق:
اين تحقيق از لحاظ نوع تحقيق از تحقيقات کاربردي و از نظر نحوه گرد آوري داده ها پيمايشي است در اين تحقيق پس از بررسي ادبيات تحقيق و مطالعات انجام گرفته عوامل اثر گذار بر آمادگي سازمان جهت پياده سازي موفق ERP شناسايي گرديد و سپس اين عوامل با استفاده از نظر خبرگان مورد بررسي قرار گرفت و با استفاده از آزمون فريدمن رتبه بندي اين عوامل مشخص گرديد و سپس از طريق تحليل عاملي اين عوامل را در قالب 5 عامل اصلي تخليص گرديد .
جامعه آماري: قلمرو مکاني تحقيق شرکت خودروسازي سايپاوقلمرو زماني تحقيق نظركليه کارکنان و مديران حاضر در پروژه پياده سازي سيستم ERP در تابستان و پاييز سال 1384 مي باشدوجامعه آماری این تحقیق عبارت است از افراد گروه فناوری اطلاعات شرکت سایپا ؛ دلیل انتخاب این افراد بدان جهت می باشد که این افراد مستقیماً در جریان مراحل پروژه پیاده سازی ERP قرار داشتند و با مشکلات و مباحث پیاده سازی ERP به طور عملی و علمی آشنایی کامل دارند . باتوجه به اینکه جامعه آماری که در این اینگونه تحقیقات باید افرادخبره باشند که در روند مراحل پیاده سازی ERP شرکت داشته باشند, و در صنعت خودروسازي تنها شركت سايپا اين سيستم پياده نموده است, با محدودیت جامعه آماری مواجه بودیم.
يافته هاي تحقيق
نتايج بررسي هاي صورت گرفته از طريق پايگاه اطلاع رساني علمي و موتورهاي جستجوي در بازه زماني سالهاي 1990 تا 2005 نشان مي دهد كه مطالعات و تحقيقات صورت گرفته در زمينه ERP داراي طبقه بندي و جهت گيري هاي خاصي است و ميتوان آنها را بصورت خلاصه در قالب ذيل قرار داد:
مباحث عمومي ERP شامل كليات ERP ، انجام تحقيقات در زمينه توسعه و نفوذ اين سيستم در سازمانها ، مشكلات تحقيق ، دانش سازماني ، مدل سازي كسب و كار و ساخت و توسعه ERP. برخي از مطالعات صورت گرفته در زمينه ERP در اين بخش قرار ميگيرند
انتخاب راه حل ERP بعنوان حلال مشكلات اطلاعاتي سازمان
•    انتخاب سيستم ERP و عرضه كننده مناسب
•    پياده سازي ERP شامل :
o    متدولوژيها و استراتژيهاي پياده سازي ERP
o    عوامل كليدي موفقيت و شكست در پروژه هاي ERP
o    بررسي و مطالعه موردي پياده سازي ERP در سازمانهاي مختلف
o    ساير مباحث مطرح در زمينه پياده سازي ERP
o    استفاده و نگهداري از ERP
o    تكامل و توسعه ERP در سازمان
o    بازنشستگي و حذف ERP از سازمان و يا ارتقاء آن .
در طبقه بندي بالا، بيشترين توجه به پياده سازي ERP بوده است و شايد دليل اين موضوع قرار گرفتن درصد زيادي از سازمانها در سطح جهان در مرحله پياده سازي ERP باشد .
بررسي هاي صورت گرفته نشان مي دهد با وجود طرح موضوع ERP از اوايل دهه 90 ميلادي، بحثهايي كه مانع از پياده سازي آن در شرايطي كه سازمان آمادگي لازم براي پرداختن به اين موضوع را ندارد ، چندان مورد توجه قرار نگرفته است .[4] [6],شايد اين موضوع بيشتر بدليل قدرت تبليغاتي شركتهاي عمده عرضه كننده ERP و همچنين اشتياق سازمانها براي پياده سازي اين سيستمها بدون توجه به مشكلات پياده سازي مي باشد[12]. بخاطر اين امر و براي جلوگيري از شکستهاي احتمالي که در پروژه هاي پياده سازي ERP اين تحقيق به اين موضوع را مورد بررسي قرار داده است .
• شناسایی عوامل و معیارها
در تحقيق ابتدا به بررسي تحقيقاتي که در زمينه شناسايي و ارزيابي عوامل بحراني موفقيت پرداخته شد که در جدول زير خلاصه گرديد.
نگاره 1. عوامل بحراني موفقيت با توجه به تحقيقات صورت گرفته در ادبيات تحقيق
     تيم کاري ERP    مديريت تغيير وفرهنگ    حمايت مديريت ارشد    مهندسي مجدد    مديريت پروژه    پيشتازان پروژه    ارتباطات    توسعه نرم افزارو برطرف کردن اشکالات    سيتمهاي سابق سازمان
Bingi, Sharma, and Godla(1999)    x    x    x    x                   x    
Buckhout, Frey, and Nemec (1999)    x         x                             
Falkowski, Pedigo, Smith,
and Swanson (1998)    x    x              x    x    x         
Holland, Light, and Gibson (1999)    x    x    x    x    x         x    x    x
Murray and Coffin (2001)         x    x    x    x    x         x    
Roberts and Barrar (1992)         x    x    x                        x
Rosario (2000)    x    x         x    x    x    x    x    
Scheer and Habermann (2000)                                       x    
Shanks et al. (2000)    x    x    x    x    x    x    x         
Stefanou (1999)    x                        x              
Sumner (1999)    x    x    x    x    x    x    x         
Wee (2000)    x    x    x    x    x         x    x    
[7],[8],[9],[11],[16],[18],[19],[20],[21],[22]
با بررسي هاي صورت گرفته مشخص گرديد که کاملترين و جامع ترين چارچوب عوامل بحراني مربوط به آقاي پاستور است كه در جدول 2-1 بيان گرديده است [14],[15]و در اين تحقيق جهت استخراج و گزينش عوامل از اين چارچوب استفاده گرديد.
نگاره 2. عوامل بحراني موفقيت استخراج شده از چارچوب پاستور
تاكتيكي    استراتژيكي    
- توانايي برگزاري برنامه آموزشي مناسب
- توانايي پيش بيني و برنامه ريزي به‌منظور برطرف كردن خطاهاي احتمالي
- توانايي سازمان دراستفاده مناسب از مشاورين
- اعطاي قدرت تصميم گيري به نيروهاي پياده ساز ERP و پيشتازان پروژه    - حمايت دائم مديريت ارشد سازمان
- مديريت تغيير بصورت اثر بخش
- بازنگري و مهندسي مجدد فرايندها
- حضور فعال پيشتازان پروژه[16]
- مشاركت پرسنل در پروژه ERP
     سازماني
- دانش صحيح و كافي در مورد سيستمهاي فعلي[17]سازمان
خودداري از سفارشي نمودن[18](منطبق ساختن ,بومي نمودن ) بيش از حد ERP
وجود زير ساختهاي سخت افزاري و ارتباطي مناسب در سازمان    فني )José Esteves , Pastor ;2000)برگرفته از علاوه بر عوامل فوق در تحقيق كارشناسي ارشد آقاي امين الوانچي تحت عنوان بررسي پياده سازي سيستمهاي ERP در شرکتهاي توليدي ايران ، عوامل ديگري نيز از جمله ظرفيت تغيير پذيري در سازمان ، وجود مهندسان سيستم و فناوري اطلاعات در سازمان ،احساس سازمان در قرار داشتن در بازار رقابتي وشناخت کلي شرکت از سيستم ERP رانيز جزء عوامل مهم در پياده سازي سيستم ERPبيان نموده است [2] كه در نهايت 18 عامل مورد بررسي قرار گرفت .
• رتبه بندی عوامل
بدين منظور پرسشنامه اي براي تعيين ميزان تاثير هر کدام از اين عوامل بر روي ميزان آمادگي سازمان جهت پياده سازي سيستمERP طراحي گرديد و بين خبرگان توزيع گرديد بعد از جمع آوري داده ها از طريق تحليل عاملي مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت .
با استفاده از آزمون فريدمن رتبه هر يک از18 متغير بدست آمده است .جدول شماره1-3 , نتايج حاصل از آزمون فريدمن براي رتبه بندي 18متغير تحقيق را نشان ميدهد.
نگاره 3. نگاره آزمون فريدمن براي رتبه بندي متغيرها
     ميانگين رتبه اي
C12 حمايت مديريت ارشد    15.2
C16 مديريت تغيير بصورت اثر بخش    11.46
C11ظرفيت تغيير پذيري    11.29
C13اعطاي قدرت تصميم گيري به نيروهاي پروژهERP و پيشتازان پروژه    10.58
C8 وجود فرهنگ كار گروهي در سازمان    10.25
C15 حضور فعال پيشتازان پروژه    10.19
C10مشاركت پرسنل در پروژه ERP    9.9
C6 توانايي پيش بيني و برنامه ريزي به‌منظور برطرف كردن خطاهاي احتمالي    9.64
C17 وجود زير ساخت هاي سخت افزاري و ارتباطي مناسب در سازمان    9.25
C1 احساس سازمان در قرار داشتن در بازار رقابتي    9.17
C18توانايي سازمان دربرگزاري برنامه هاي آموزشي کافي و مناسب     8.87
C3 توانايي سازمان براي اختصاص بودجه مالي    8.74
C5 توانايي سازمان دراستفاده مناسب از مشاورين    8.44
C4 وجود مهندسان سيستم و فناوري اطلاعات در سازمان    8.42
C2 شناخت کلي سازمان از سيستم ERP    7.74
C9 پرهيز از سفارشي نمودن بيش از حد    7.42
C14 بازنگري و مهندسي مجدد فرايندها    7.32
C7 دانش صحيح و كافي در مورد سيستمهاي فعلي سازمان    7.12
 
تعداد    42
کاي دو    98.238
درجه آزادي    17
سطح معني داري    .000


 
همانگونه که در جدول شماره 1-3نمايان است, سطح معني داري محاسبه شده براي برابر بودن متغيرها از نظر اثرگذاري بر آمادگي سازمان جهت پياده سازي ERP برابر 0.000 است که اين موضوع بيانگر وجود تفاوت معني دار بين ميانگين هاي رتبه اي در سطح 99% است .[1] بنابراين مي توان گفت حمايت مديريت ارشد با بالاترين ميانگين رتبه اي؛ بيشترين و دانش صحيح و كافي در مورد سيستمهاي فعلي سازمان با پايين ترين ميانگين رتبه اي ؛ کمترين اثرگذاري بر آمادگي سازمان جهت پياده سازي ERP را دارا مي باشند.
• تجزيه وتحليل عوامل
در تحليل عاملي با محاسبه ماتريس اوليه عوامل , مشخص گرديد که 5 عامل داراي ارزش ايگن بيش از 1 هستند که داراي 74.304 درصد واريانس مي باشند. بعبارت ديگر از بين تمام شاخصها , 5 عامل وجود دارند که مبين 74.304 درصد ميانگين تغييرات (فواصل) ارزشهاي ايگن هر يک از شاخصهاي آزمون شده مي باشند.
نگاره 4. ماتريس اوليه عوامل
عامل    ارزش ايگن    درصد واريانس    درصد تجمعي
1    4.024    23.673    23.673
2    3.532    20.776    44.449
3    1.912    11.246    55.695
4    1.724    10.143    65.838
5    1.439    8.466    74.304
با توجه به ماتريس اوليه عوامل جدول شماره 1-4 , به وضوح مشخص است که ارزش 5 عامل مذکور , فاصله بيشتري با بقيه شاخصها دارد.همانگونه که گفته شد,درصد تغيير,نسبتي از واريانس کل است که توسط فاکتورعامل مورد نظر بيان ميشود. بطور مثال نسبتي از واريانس کل که توسط فاکتوراول بيان ميشود برابر 23.673است.
پس از آن ,ماتريس فاکتور اوليه (چرخيده نشده) به دست مي آيد. اما آنجاييكه تفسير اين ماتريس , هميشه ساده نيست, لذا با استفاده از روش واريماکس , دوران داده مي شود. اساس دوران , صرفاً بمنظور تفسير ساده تر و رسيدن به نتايج بهتر است.
بر اساس بارهاي عامل , ساختارهاي هر عامل , متشکل از شاخصها , شناسايي گرديدند. تنها شاخصها با وزن (بار) بيش از 0.5 در ساختار هر عاملي قرار مي گيرند. ماتريس چرخيده شده بصورت زير به دست آمد:
نگاره 5. ماتريس دوران يافته
     1    2    3    3    4
احساس سازمان در قرار داشتن در بازار رقابتي    .069    .064    .149    .890    -.189
شناخت کلي سازمان از سيستم ERP    .179    .186    -.011    .858    .189
توانايي سازمان براي اختصاص بودجه مالي    -.022    .878    .067    .277    -.003
وجود مهندسان سيستم و فناوري اطلاعات در سازمان    -.154    .365    .135    .444    .560
توانايي سازمان دراستفاده مناسب از مشاورين    -.214    .818    .073    .063    .070
توانايي پيش بيني و برنامه ريزي به‌منظور برطرف كردن خطاهاي احتمالي    -.341    .660    .156    .032    -.246
پرهيز از سفارشي نمودن بيش از حد    .391    .044    .454    .080    .516
وجود فرهنگ كار گروهي در سازمان    .865    -.198    .055    .170    .061
ظرفيت تغيير پذيري    .802    -.112    .231    .357    -.091
حضور فعال پيشتازان پروژه    .781    .068    .278    .000    -.137
مشاركت پرسنل در پروژه ERP    .830    -.087    -.084    -.126    .197
بازنگري و مهندسي مجدد فرايندها    .053    -.303    .034    -.145    .506
وجود زير ساختهاي سخت افزاري و ارتباطي مناسب در سازمان    -.020    .087    .021    .016    .894
حمايت مديريت ارشد    .105    -.115    .816    .337    -.175
اعطاي قدرت تصميم گيري به نيروهاي پروژهERP و پيشتازان پروژه    -.003    .294    .784    -.038    .080
مديريت تغيير بصورت اثر بخش    .231    -.105    .831    -.019    .259
برنامه هاي آموزشي کافي و مناسب    .141    .816    -.141    -.030    .072
كه با توجه به نظر كارشناسان عوامل اصلي تحت عناويني كه در جدول 1-6بيان گرديده است، نامگذاري گرديدند.
نگاره 6. ساختار عوامل جابجا شده واريماکس شاخصها
عوامل    بارعامل
عامل اول :عامل فرهنگي
وجود فرهنگ كار گروهي در سازمان    .865
ظرفيت تغيير پذيري    .802
مشاركت پرسنل در پروژه ERP    .830
حضور فعال پيشتازان پروژه    .781
عامل دوم: توانمنديهاي سازمان
توانايي سازمان براي اختصاص بودجه مالي مناسب و مداوم جهت پياده سازي ERP     .878
توانايي سازمان در استفاده مناسب از مشاورين    .818
توانايي پيش بيني و برنامه ريزي به‌منظور برطرف كردن خطاهاي احتمالي    .660
توانايي سازمان در برگزاري برنامه هاي آموزشي کافي و مناسب    .816
عامل سوم :عامل حمايتي
حمايت مديريت ارشد    .816
اعطاي قدرت تصميم گيري به نيروهاي پروژهERP و پيشتازان پروژه    .784
مديريت تغيير بصورت اثر بخش    .831
عامل چهارم : عامل انگيزشي
احساس سازمان در قرار داشتن در بازار رقابتي     .890
شناخت کلي سازمان از سيستم ERP    .858
عامل پنجم: زيرساختهاي فناوري اطلاعات
وجود مهندسان سيستم و فناوري اطلاعات در سازمان     .560
وجود زير ساختهاي سخت افزاري و ارتباطي مناسب در سازمان    .894
بازنگري و مهندسي مجدد فرايندها     .506
پرهيز از سفارشي نمودن بيش از حدERP    .516
در بخش بعدي تحقيق جهت اندازه گيري رتبه عاملهاي اصلي بدست آمده از تحليل عاملي از مقايسات زوجي استفاده گرديد بدين ترتيب که از خبرگان خواسته شد که 5 عامل اصلي (توانمندي هاي سازمان, فرهنگي, حمايتي, انگيزشي, زيرساختهاي IT)را بايکديگر مقايسه نمايند و ميزان ارجحيت هرکدام يک را نسبت به ديگري در قالب طيف ساعتي بيان نمايند.
نتايج حاصل از مقايسات زوجي نشان داد که عامل حمایتی بارتبه0.287دارای بالاترین رتبه می باشد و به ترتیب توانمندیهای سازمان(0.203),عاملهای فرهنگی(0.202), زیرساختهای IT (0.171)و عامل انگیزشی (0.137) در رده های بعدی قرار دارند ونرخ سازگاري بدست آمده برابر 0.03 بود که از حد بالايي از اعتبار برخوردار است.[5]
نتيجه گيري
در اين تحقيق نتايجي بدست آمد كه مي تواند مورد استفاده شركتهاي خودرو سازي كه مي خواهند اين سيستم را در شركت خود پياده نمايند ،قرارگيرد كه اهم نتايج به اين صورت ميباشد.
l سازمانهايي كه مي خواهند سيستم ERPرا پياده نمايند بايد بتوانند در هنگام پروژه پياده سازي ERP سريعاً تصميم گيري نمايند[10] که اين امر نياز به آن دارد که مديريت ارشد از تيم پياده سازي حمايت کامل نمايد و به آنها قدرت تصميم گيري اعطا نمايد بنابراين سازمان بايد مكانيزمهايي را براي حمايت از پياده سازي سيستم ERP درنظر بگيرد تا آمادگي لازم جهت پياده سازي موفق سيستم ERP را داشته باشد و بتواند پروژه را در زمان تعيين شده با موفقيت تمام نمايد.
l با توجه به اینکه پیاده سازی سیستم ERP موجب تغییرات گستردهای در سطح سازمان می گردد سازمانها باید دارای ظرفیت تغییر پذیری بالایی باشند تجربه نشان داده است مدیران و کارکنان شرکتها در برابر تغییر بسیار مقاومت نشان می دهند و استاندارد سازی فرایندها را عامل هرج و مرج در همه بخشها می دانند و از انجام آن خودداری می کنندوتازمانی که این ظرفیت در سازمان وجود نداشته باشد آن سازمان آمادگی لازم جهت پیاده سازی سیستم ERP را نخواهد داشت.
l عامل قرار داشتن در بازار رقابتی دارای اثر مشخصی بر روی آمادگی سازمان جهت پیاده سازی ERP می باشد. استفاده از سيستم ERP در بازارهای رقابتی معنا پیدا می کند. تا زمانیکه شرکتها خود را در بازارهای رقابتی احساس نکنند ،تمایل به استفاده از هیچکدام از ابزارهای برنامه ریزی نخواهند داشت. از طرفی حضور در بازار رقابتی در شرکتها، تقاضا برای عرضه ابزارهای برنامه ریزی و مدیریتی, از جمله سیستمهای ERP را بوجود می آورد[17].
l همانطوری که نتایج تحلیل عاملی نشان داد بین عامل احساس سازمان در قرار داشتن در بازار رقابتی و شناخت کلی شرکت از سیستم ERP همبستگی مثبتی وجود دارد وپایین بودن احساس رقابت در شرکتها خود عاملی موثر در کاهش میل شرکتها برای شناخت سیستمهای ERP می باشد . البته با توجه به مساله جهانی سازی و ورود ایران به معاهده سازمان تجارت جهانی، انگیزش شرکتهای صنعت خودرو سازی جهت پیاده سازی سیستم ERP بیشتر می شود و پیشنهاد می شود که شرکتهای صنعت خودرو سازی جهت پایین آوردن هزینه ها و افزایش توان رقابتی، سیستم های خود را بوسیله ERP منسجم نمایند وبدين منظورلازم است هر سازمانی پیش از پیاده سازی ERP , درک روشن و شفافی از سیستم ERP داشته باشد که این امر باعث درک توانمندیها و مزیتهای این سیستم شده وموجب افزایش انگیزش شرکتهای خودرو سازی به پیاده سازی سیستم ERP می گردد .
مراجع:
1.    آذر عادل و مومني منصور،1383 ,"آمار و کاربردآن در مديريت ", چاپ هفتم , تهران , انتشارات سمت.
2. الوانچي, امين, 1380, "بررسي پياده سازي سيستمهاي ERP در شركتهاي توليدي ايران" , پايان نامه كارشناسي ارشد صنايع دانشگاه تربيت مدرس .
3. ساعي, مهدي, 1379,"مدلسازي مفهومي برنامه ريزي منابع ساخت MRPII,ERP بوسيله مدلسازي يكپارچه UML" , پايان نامه كارشناسي ارشد صنايع دانشگاه تربيت مدرس.
4. شريفيان, ناصر, 1383," بررسي فرايند توسعه سيستمهاي ERP و موانع و مشكلات اجرايي آن، مورد مطالعه گروه همكاران سيستم " , كارشناسي ارشد مديريت صنعتي تهران.
5.    کلاين, پل , 1380,"راهنماي آسان تحليل عاملي", ترجمه دکتر سيد جلال صدر السادات واصغر مينايي.
6. Al-Mashari, M., Al-Mudimigh, A. & Zairi, M. 2003. Enterprise resource planning: a taxonomy of critical factors. European journal of operational research 146: 352-364.
7. Bingi, P., Sharma, MK, Golda, JK, Critical Issues Affecting an ERP Implementation, Information Systems Management, 16(3), 7-14, 1999
8. Buckhout, S., Frey E.,&Nemec, J., Jr. (1999). Making ERP succeed: Turning fear into promise.IEEE Engineering Management Review, 19, 116–123.
9. Falkowski, G., Pedigo, P., Smith, B., & Swanson, D. (1998, September). Arecipe for ERP success.Beyond Computing, 44–45.
10. Hartwick, J. and Barki, H. “Explaining the Role of User Participation in Information System Use,” Management Science (40:4),1994, pp. 440-465.
11. Holland, C. P., Light, B., & Gibson, N. (1999). A critical success factors model for enterprise resource planning implementation. Proceedings of the 7th European Conference on Information Systems, 1, 273–297.
12. Jens Laurits Nielsen BInfTech ,2002 “CRITICAL SUCCESS FACTORS FOR IMPLEMENTING AN ERP SYSTEM IN A UNIVERSITY ENVIRONMENT: A CASE STUDY FROM THE AUSTRALIAN “ , Griffith University.
13. Jiang Yingjie ,2005;”Critical Success Factors in ERP Implementation in automotive sectors” , The Swedish School of Economics and Business Administration.
14. José Esteves , Joan Pastor ;2000 . “Toward the Unification of Critical Success Factor for ERP Implementations” .
15. José Esteves , Joan Pastor ;2001 ; "ENTERPRISE RESOURCE PLANNING SYSTEMS RESEARCH: AN ANNOTATED BIBLIOGRAPHY", Universitat Politècnica de Catalunya.
16. Murray, M., & Coffin, G. (2001). A case study analysis of factors for success in ERP system implementations. Proceedings of the Seventh Americas Conference on Information Systems,Boston, 1012–1018.
17. Roberts, H. J., & Barrar, P. R. N. (1992). MRPII implementation: Key factors for success. ComputerIntegrated Manufacturing Systems, 5(1), 31–38.
18. Scheer, A., & Habermann, F. (2000). Enterprise resource planning: Making ERP a success.Communications of the ACM, 43(4), 57–61.
19. Shanks, G., Parr, A., Hu, B., Corbitt, B., Thanasankit, T., & Seddon, P. (2000). Differences in critical success factors in ERP systems implementation in Australia and China: Acultural analysis. Proceedings of the 8th European Conference on Information Systems, Vienna, Austria, 537–544.
20. Stefanou, C. J. (1999). Supply Chain Management (SCM) and organizational key factors for successful implementation of Enterprise Resource Planning (ERP) systems. Proceedings of the Americas Conference on Information Systems, Milwaukee, WI, 800–802.
21. Sumner,M. (1999). Critical success factors in enterprise wide information management systemsprojects. Proceedings of the Americas Conference on Information Systems, Milwaukee, WI,232–234.
22. Wee, S. (2000, February). Juggling toward ERP success: Keep key success factors high. ERP News. Retrieved June 1, 2000, from http://www.erpnews.com/erpnews/erp904/02get.html


________________________________________
[1]فارغ التحصیل کارشناسي ارشد رشته مديريت صنعتي دانشگاه تهران abedini_mehdi@yahoo.com09122850703
[2]استاديار دانشكده مديريت دانشگاه تهران- دانشكده مديريت Msarami@ut.ac.ir
[3]استاديار دانشكده مديريت دانشگاه تهران- دانشكده مديريت mosakhani@ut.ac.ir
[4]MA student of Industrial Management , Faculty of Management , Tehran University
[5]Assciate proffessor , Faculty of Management , Tehran University
[6]Assciate proffessor , Faculty of Management , Tehran University
[7]Enterprise Resource Planning
[8]Readiness Assessment
[9]Automotive industry
[10]Critical Success Factors
[11]Material requirement planning
[12]Software infrastructure
[13]CRM - Customer Relationship Management
[14]SCM- Supply Chain Management
[15]SRM- Supplier Relationship Management
[16]Project Champions
[17]Legacy systems
[18]Customize


ارسال شده توسط احمد محمدی | 31 12, 2013 | بازدید‌ها (1474)

ارزیابی تاثیر سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان (ERP) بر ارزش سهامدار:

John J. Morris، Kansas State University، USA

چکیده: سیستم های ERP در دهه 1990 به عنوان ابزاری برای ادغام فرایند های تجاری و ارتقاء بهره وری، ایجاد شدند. مطالعات قبلی برای ارزیابی تاثیر سیستم های ERP از نظرسنجی ها، مطالعات میدانی و مطالعه وقایع استفاده کرده و به نتایج مرکبی دست یافته اند. این مطالعه، تحت تاثیر این نتایج مرکب و با استفاده از روش های تحقیق در بازار سرمایه و مدل های ارزیابی تاثیر ERP بر ارزش سهامدار، این تحقیق را بسط و توسعه داده است. این مطالعه سود طولانی مدت خرید و نگهداری (buy-and-hold returns) و قیمت های سهام را در مورد نمونه ای متشکل از 145 شرکت از 33 گروه صنعتی که از سال 1994 تا 2003 سیستم های ERP را اجرا می کردند، بررسی می کند. نتایج حاصله شواهد و مدارکی ارائه می دهند مبنی بر اینکه شرکت هایی که سیستم های ERP را اجرا می کنند، به سود های غیر متعارف در اولین سال بعد از اجرا، دست می یابند. مدل های رگرسیون قیمت از این یافته ها حمایت کرده و به این نتیجه می رسند که که قیمت های سهام با اجرای ERP ارتباط مثبت دارند.

اصطلاحات کلیدی: برنامه ریزی منابع سازمان، ERP، سود های افق بلند مدت، ارزش سهامدار.

مقدمه: فروشنده های نرم افزار ،سیستم های ERP را بر اساس توانایی شان در ارتقای بهره وری به وسیله کاهش فرایند ها، کارآمد تر کردن عملیات ها، تفکیک مجموعه های اطلاعات و تامین اطلاعات سریع و دقیق در سراسر سازمان، ترویج می دهند؛ به طوری که مدیریت می تواند سریعتر و بهتر به تصمیم گیری بپردازد. تا حدی که این عوامل منجر به افزایش بهره وری و ارتقای عملکرد شرکت شوند، باید خودشان را در شکل افزایش سودآوری به نمایش بگذارند. این افزایش سودآوری باید منجر به سود بیشتر و سرمایه گذاری دوباره درآمد های کسب شده، گردد و این امر باید در عوض منجر به افزایش ارزش و سود سهامدار شود.

از زمان پیدایش این سیستم ها در دهه 1990، که در ابتدا بسیار گران بوده و اجرای شان دشوار بود، سئوالات متعددی در زمینه سود / هزینه آنها در جوامع دانشگاهی و حرفه ای، مطرح شده است. تحقیقات در مورد سیستم های اطلاعات حسابرسی (AIS) از روش های مختلفی برای ارزیابی تاثیر این سیستم ها استفاده کرده و نتایج متفاوتی را به دست آورده اند. برخی از این تحقیقات از داده های پیمایشی یا مطالعات میدانی برای ارزیابی رضایت کاربر استفاده کرده اند. سایر تحقیقات سنجه های مالی/ حسابرسی سنتی، مثل ROA، ROI، جریان فهرست و غیره، را به کار برده اند. برخی از این مطالعات از واکنش های آنالیست مالی و بازار سهام به اعلام سرمایه گذاری ERP، استفاده کرده اند. می توان استدلال کرد که همه این روش ها از نماینده های مختلفی برای ارزیابی تاثیر سرمایه گذاری ERP بر ارزش و سود شرکت، استفاده می کنند. مدیریت به طور روزانه و معمول سرمایه گذاری های مالی انجام می دهد؛ با این انتظار که این سرمایه گذاری از طریق افزایش ارزش شرکت، برای سهامداران سودمند باشد. بنابراین، معیار نهایی سرمایه گذاری هر شرکت، تاثیری که آن سرمایه گذاری بر ارزش و سود سهامدار دارد باید باشد . این مطالعه با استفاده از مدل ها و روش های ایجاد شده در آثار و نوشته های مربوط به بازار های سرمایه در مورد  ارزیابی دقیق تر تاثیر سیستم های ERP بر ارزش سهامدار، جریان های تحقیقی قبلی را بسط و توسعه می دهد.

هرچند هایس و دیگران تاثیر کوتاه مدت بر قیمت سهام را با استفاده از روش مطالعه رخداد، بررسی می کنند، اما این مطالعه این امر را مطرح می کند که سود طولانی مدت خرید و نگهداری، سنجه دقیق تری است؛ چون سیستم های ERP سرمایه گذاری های بلند مدت هستند. سرمایه گذاران بلند مدت خرید و نگهداری (buy-and-hold) سودآوری های سیستم ERP را بهتر از تاجران و دلالان کوتاه مدتی نشان می دهند که از شکاف ها در زمینه عدم تقاون اطلاعات برای ایجاد سود ، بهره می برند. این مطالعه نمونه ای متشکل از 145 شرکت فعال در 33 گروه صنعتی استفاده می کند که بین سال های 1994 و 2003 سیستم های ERP را اجرا کرده بودند. نتایج این مطالعه نشان می دهند که میانگین سود برای اجرا کننده های ERP بسیار بیشتر از بازده هایی است که بر شاخص اندازه گیری شده سود سهام در پایگاه داده های مرکز تحقیق قیمت های سهام (CRSP) در مورد اجرای پنج ساله این سیستم ها، مبتنی است. در مقابل، بازده های مربوط به دوره سه ساله قبلی و نیز سال اجرا بیشتر از بازده ها و سود های مبنا نبوده است . تحلیل رگرسیون چند متغیره که دوره ده ساله از زمان اجرا را در بر می گرفت، این یافته های اولیه را تایید نموده و شواهد بیشتری ارائه داد که افزایش سود سهامدار با اجرای سیستم ERP همراه و مرتبط است.

این تحقیق به دوشیوه به آثار و نوشته های دانشگاهی کمک می کند. ابتدا، این تحقیق با بسط کاربرد این دانش به فراتر از مرز های حسابرسی و امور مالی، ارزش بازار سرمایه قبلی را افزایش می دهد. دوم اینکه، با ادغام تکنیک های تحلیل به دست آمده از بازار های سرمایه در آثار و نوشته های AIS، به ارزش تحقیق AIS می افزاید. همچنین، این تحقیق با بهر برداری بیشتر از ایجاد ارزش به واسطه سرمایه گذاری در تکنولوژی، مستقل از تحقیقات تحت حمایت مالی فروشنده نرم افزار و بازار های فروش، به جامعه حرفه ای، خصوصا متخصصان سیستم های اطلاعات و حسابرسی کمک می کند.

بقیه این مقاله به صورت زیر سازماندهی شده است: فصل بعد تحقیقات قبلی را خلاصه کرده و فرضیه ای را مطرح می کند، فصل سوم روش به کار رفته را توضیح داده و فصل چهارم درباره فرایند گردآوری داده ها توضیح می دهد، فصل پنجم نتایج تجربی را ارائه داده و در فصل آخر نتایج بیان می شوند.

تحقیقات قبلی و توسعه فرضیه:

متخصصان امور مالی و حسابرسی در 40 سال گذشته،  مجموعه گسترده ای از تحقیقات را در ارتباط با بازار های سرمایه ایجاد کرده اند. این تحقیقات، با ساخت و آزمون نظریه ها، مدل ها و روش های مختلف که با نظریه سرمایه گذاری مودیلیانی و میلر و ارتباط داده های حسابرسی با قیمت سهام، از براون و بال آغاز می شود، از ارتباط بین داده های مالی و ارزش و سود سهامدار بهره برده اند. این روش ها و مدل ها به طور گسترده در حوزه حسابرسی و امور مالی برای توضیح پدیده های مختلفی چون سوددهی بازار، مفهوم اعلام درآمد های بعدی، سود های ناهنجار از طریق استراتژی های اوراق بهادار، سود های غیر معمول و درآمد باقیمانده به کار رفته اند. با وجود این مجموعه نسبتا گسترده از آثار و نوشته ها، این روش ها و مدل ها در خارج از حوزه های حسابرسی و امور مالی کاربرد گسترده ای نداشته اند. سایر حوزه های تحقیق دانشگاهی می توانند از کاربرد های گسترده این تکنیک ها برای افزایش درک ما از مسائل کلی تجاری، بهره ببرند.

اولسون، و فلتهام و اولسون مبنا و شالوده ای را برای استفاده از بازار سهام به عنوان نماینده ای برای ارزش ذاتی یک شرکت، ارائه می دهند. فرضیه بازار سودآور بر این عقیده است که قیمت اوراق بهادار ، برآوردی دقیق بر اساس بازار ارزش واقعی آن است و به طور کامل منعکس کننده همه اطلاعاتی است که در دسترس عموم قرار دارد. هرچند در جامعه دانشگاهی درباره اینکه بازار در کوتاه مدت چه شکلی از بهره وری را نشان می دهد (یعنی قوی، نیمه قوی یا ضعیف)، اما شواهد و مدارکی وجود دارد مبنی بر اینکه در بلندمدت، بازار سودآور و کارآمد است. بنابراین، قیمت سهام شرکت در بازار باید در درآمد باقیمانده و آتی و مورد انتظار  که بر اطلاعات مورد دسترس عموم مبتنی است، گنجانده شود. نتیجه می شود که وقتی سود حاصل از سیستم ERP تحقق می یابد، و بازار از این سود ها آگاه می شود، ارزش این افزایش ها و پیشرفت ها در قیمت سهام گنجانده خواهد شد.

 ارزیابی این تغییر بر اساس قیمت، راهی برای ارزیابی تاثیری که سیستم های ERP بر ارزش و سود سهامدار دارند. معیار دیگر، کل بازدهی است که سهامداران بر اساس تغییر در قیمت (افزایش سرمایه) تجربه می کنند و نیز سود سهامی که در یک دوره زمانی به دست می آید. محققا بازار های سرمایه برای ارزیابی ارزش سهامدار از قیمت و سود، استفاده می کنند. کوتاری و زیمرمن مدل های قیمت (قیمت سهام که بر اساس درآمد ها در هر سهم کاهش می یابد) و مدل های بازده را ارزیابی کرده و دریافتند که ضرایب واکنش سود ها در مدل های قیمت سودگیری کمتری دارند، اما مدل های بازده (سود) مشکلات اقتصاد سنجی کمتر جدی را دارا هستند.

بسیاری از محققان امور مالی و حسابرسی که از مدل های سود استفاده می کنند، بر سود های کوتاه مدت تاکید و تمرکز کرده و سود های غیرمتعارف و تراکمی (CAR) را در دوره سه روزه ارزیابی می کنند. تعدادی از این «مطالعات واقعه ای» به دنبال بهره برداری از تفاوت ها در زمان بندی و ناکارآمدی های کوتاه مدت بازار، برای ایجاد سود های غیر غیرمتعارف هستند. این روش نیز توسط محققان حوزه تکنولوژی اطلاعات و نیز توسط هایس و همکارانش، برای ارزیابی واکنش بازار به اعلامیه هایی که توسط شرکت های اجرا کننده سیستم های ERP صورت می گیرد، به کار رفته است. آنها از سود های غیرعادی تراکمی و استاندارد شده در طی سه روز استفاده کرده و واکنش مطلوب و کلی به ابن اعلامیه ها را به دست می آورند.

مفهوم بازده های غیر عادی، این امر را مفروض و بدیهی می داند که بازار تاثیر واقعه را به درستی پیش بینی می کند، چون بر اساس فرضیه بازار سودآور، قیمت سهام در طی چند روز به طور کامل با اطلاعات سازگار می شود. ممکن است این امر در مورد وقایع از نوع اعلامیه واحد درست باشد، اما در مورد یک سیستم ERP، زمان زیادی و بیش از یک روز صرف وقوع حادثه ای واقعی شده و سود ها در طی چند دوره آتی تحقق می یابند. همچنین، چون شرکت ها حداقل هر سه ماه علنی سازی های عمومی را انجام داده و آنالیست ها اطلاعات پیش بینی را ارائه می دهند، منطقی است که فرض کنیم که هریک از این علنی سازی ها اطلاعات اضافه و صریحی را درباره تاثیر سرمایه گذاری بر روی ERP فراهم می سازند که در زمانی که اعلام اصلی و اولیه صورت گرفته بود، ناشناخته بود. بنابراین، می توان استدلال کرد که دوره مناسب ارزیابی برای این نوع واقعه، چند ماه و حتی چند سال طول می کشد و نه چند روز.

یک روش جایگزین برای ارزیابی سود های سهامداران، ارزیابی سود بلند مدت خرید و نگهداری است. ایستون و همکارانش بر این عقیده اند که ارتباط و پیوند بین سود ها و بازده هی ها در فواصل طولانی تر، قوی تر است؛ چون وقایع مرتبط با سود که قبل و در طی تاخیر در سود روی می دهند، شانس بهتری دارند که وقتی این بازه افزایش می یابد، در متغیر توضیحی درآمد ها گنجانده می شوند.

این روش بلند مدت، خصوصا برای سیستم های ERP، که نمایانگر سرمایه گذاری های قابل توجه و مورد انتظار برای افزایش درآمد ها در بلند مدت بوده مناسب هستند و درکی از این امر فراهم می سازند که درآمد های کوتاه مدت حتی ممکن است در طی فرایند اعلام، متضرر شوند. با این فرض که سیستم های ERP مزیت رقابت پذیری را فراهم می کنند می توان انتظار داشت که این مزیت رقابت پذیری در شکل افزایش درآمد باقیمانده نمود می یابد. این افزایش درآمد باقیمانده منجر به افزایش پرداخت سود سهام یا افزایش قیمت های سهام می شود که نشانگر سرمایه گذاری دوباره این سودها در شرکت می باشند و هر دوی آنها بر سود سهامدار در بلند مدت تاثیر می گذارند. این امر منتهی به فرضیه زیر می شود که به این شکل بیان شده است:

فرضیه: اجرای سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان (ERP) بر سود و ارزش سهامدار تاثیر مثبت دارد.

متدلوژی: مدل نگهداری و خرید بلند مدت در زیر، از آگن و ژانگ برای محاسبه سود های غیر متعارف جهت آزمون اولیه فرضیه، به کار می روند:

که  سود غیر متعارف برای شرکت i در سال t است،  سود بلند مدت خرید و نگهداری برای شرکت i در سال t می باشد و  سود بلند مدت خرید و نگهداری برای مبنا و شاخص شرکت i در سال t است. شاخص اندازه گیری شده ارزش CRSP برای سود های مبنا به کار می رود. سود های غیر عادی در هر ده سال نزدیک به وقوع اجرا و با استفاده از شاخص آماری t برای آزمون فرضیه صفر بررسی می شوند؛ فرضیه صفر حاکی از این است که بسیاری از سود های غیر عادی خرید و نگهداری با صفر برابرند، در مقابل، فرض جایگزین بیان می کند که این سود ها بیشتر از صفر هستند.

مدل رگرسیون چندمتغیره زیر که از اولسون گرفته شده، برای آزمون تفاوت بین سود های غیر عادی قبل و بعد از اجرای ERP به کار می رود:

که = قیمت هر سهام شرکت i چهار ماه بعد از سال انتهای سال مالی t است. = متغیر دوشاخه که برای هریک از سال های مالی بعد از اجرا در (1) و برای سال اجرا و هریک از دوره های چهارساله اجرا در شرکت i در (2) تنظیم شده است.

  = درآمد ها و عایدی های حاصل از هر سهم برای شرکت i در سال مالی t.

= ارزش ثبتی (book value) هر سهم شرکت i در انتهای سال مالی t.

  = مجموعه ای متغیر دو گانه که در سال های بازار بورس (99-1990 و 06- 2004) در (1) و در سال های bear market (03- 2000 و 09- 2007( در (0) تنظیم می شود.

نمونه داده ها: نمونه ای متشکل از 145 شرکت از 33 گروه صنعتی که در سال های 1994 و 2003 سیستم های ERP را اجرا می کردند، جدول 1 این شرکت ها را بر اساس آیین نامه SIC و سال اجرا تفکیک می کند. اکثریت نمونه شامل شرکت های تولیدی است که این سیستم ها را از سال 1997 تا 2001، اجرا می کنند. فرایند انتخاب نمونه با 91 اعلامیه ERP که در سال های 1994 تا 1998 از هایس و همکارانش انجام شد، آغاز می شود و از بین آنها 36 شرکت حذف شدند، چون آنها دیگر در فهرست نبودند یا داده هایشان در دسترس نبود. این نمونه اولیه با جستجوی سرویس های جدید، با استفاده از سرویس Lexis-Nexis برای سال های بعد از 1998، جستجو بر اساس عبارت های کلیدی مثل ERP، برنامه ریزی منابع سازمان و سیستم های بنگاه تجاری، بسط و توسعه یافتند. این جستجو به 90 اعلامیه شرکتی دیگر دست یافت که 145 شرکت را به دنبال داشت که داده های مربوط به سود آنها به مدت حداقل دو سال بعد از اجرا، در پایگاه داده های CRSP موجود  بودند. در برخی موارد، اعلامیه ها حاوی تاریخ خاص اجرا یا خطوط زمانی نبودند. در این موارد، برای تعیین اینکه چه سالی بهتر از همه نمایانگر سال اجرا است، از قضاوت استفاده شد. داده های خاص شرکت بر سال مالی هر شرکت مبتنی اند و داده های حسابرسی در انتهای سال مالی و از Compustat، داده های بازار در انتهای ماه چهارم بعد از انتهای سال مالی از CRSP به دست آمده اند. این روش، که در تحقیق در حوزه حسابرسی متداول است، به تضمین این امر که بازار اطلاعات حسابرسی انتهای سال و مربوط به آخرین سال مالی در اختیار داشته و می توان آن را در قیمت سهام وارد کرد، کمک می کند.

جدول 1: شرکت های ERP بر اساس آیین نامه SIC شماره دو و سال اجرا.

نتایج تجربی: شکل 1 نمایی تصویری از سود های غیر عادی را در طی دوره ده ساله نزدیک به اجرای ERP، ارائه می دهد. این الگو نشان دهنده افزایش بعد از سال اجرا (t) است که در سال t+2 در 5/27 درصد به اوج خود رسیده و سپس، هر سال و تا رسیدن به میزان 7/12% در سال t+ 5 کاهش می یابد. همچنین، این الگو نشان دهنده این است که در سال اجرا (t) و دو سال قبل از اجرا (t-1 و t-2) سود های غیر عادی 5% یا کمتر بودند.

شکل 1: سود های غیر عادی برای شرکت های ERP در برابر شاخص اندازه گیری شده ارزش CRSP.

 

جدول 2 جزئیات اضافه در مورد این سود ها، را ارائه داده و شاخص آماری t را وارد می کند و نشان می دهد که سود های غیر عادی در سال اجرا و دو سال قبل از اجرا، به لحاظ آماری از صفر متفاوت نیستند. در مقابل، سود های غیر عادی در کل پنج سال  قبل از اجرا، به لحاظ آماری معنادار بودند. این نتایج این فرضیه را که اجرای سیستم های ERP بر ارزش و سود سهامدار، به صورتی که با سود های بلند مدت خرید و نگهداری اندازه گیری می شود، تاثیر مثبت دارند، حمایت می کنند.

 

جدول 2: سود های غیر عادی برای شرکت های ERP در برابر شاخص اندازه گیری شده ارزش CRSP.

جدول 3 آمارهای توصیفی را در پنل A و ماتریس همبستگی را در پنل B برای متغیر ها به کار رفته در مدل رگرسیون تراکمی، ارائه می دهد. میانگین قیمت برای این نمونه، 33.27 دلار در هر سهم است و میانگین عایدی ها در هر سهم 1.40 دلار و ارزش ثبتی در هر سهم، 14.42 دلار می باشد. همبستگی های مهم بین متغیر های مستقل بین EPS و BVPS روی می دهد که مورد انتظار است و نیز بین متغیر معرف اجرا و متغیر bull market می باشد که نشان می دهد که دوره بعد از اجرا با دوره bull market همبستگی منفی دارد. نتایج فاکتور کاهش و افت واریانس (VIF) در تحلیل رگرسیون، همگی کمتر از 5 هستند که نشان دهنده این است که همخطی بودن چندگانه (multicollinearity) نباید مسئله و مشکل اصلی باشد.

جدول 3: آماره های توصیفی و ماتریس همبستگی برای شرکت های ERP.

جدول 4 نتایج رگرسیون را خلاصه می کند. پنل A کل نمونه متشکل از 1361 مشاهده شرکت- سال را شامل شده و در آن داده های گم شده وجود ندارد؛ پنل B نتایج مربوط به 109 شرکت را ارائه می دهد که داده هایشان در هر ده سال در دسترس بوده و 1090 مشاهده سال- شرکت حاصل می شود.

جدول 4: رگرسیون قیمت سهام برای هر شرکت ERP.

نتایج جدول 4 نشان می دهد که متغیر مورد نظر (IMP) در سطح 05/0 برای کل نمونه معنادار بوده و در سطح 10/0 برای نمونه فرعی معنادار است که این امر نمایانگر این است که قیمت سهام با اجرای ERP ارتباط مثبت دارد. همانطور که انتظار می رود، ضرایب مربوط به دیگر متغیر های مستقل، با وارد کردن متغیر کنترل برای تاثیر بازار bull در برابر بازار bear به میزان زیادی معنادار هستند. شاخص آماری F و نتایج مربع R اصلاح شده نشان می دهند که این مدل به خوبی تعیین شده است. این نتایج این فرضیه را تایید می کنند که اجرای سیستم های ERP با قیمت سهام ارتباط مثبت دارند و بنابراین عقیده بر این است که ارزش و سود سهامدار بعد از کنترل دیگر عوامل باید با قیمت سهام ارتباط داشته باشد.

نتایج: این مطالعه، تاثیر سیستم های ERP بر سود سهامدار را با اسفاده از بازده های طولانی مدت و قیمت سهام در نمونه ای از شرکت ها که بین سال های 1994 و 2003 سیستم های ERP را اجرا کرده بودند، بررسی می کند. این تحقیق به شواهد و مدارکی دست می یابد مبنی بر اینکه با استفاده از شاخص اندازه گیری شده سود CRSP به عنوان شاخص و مبنا، این شرکت ها سود های غیر عادی را در طی پنج سال بعد از اجرای ERP به دست می آورند. علاوه بر این، زمانیکه این تحلیل با استفاده از مدل رگرسیون قیمت برای مقایسه دوره پنج ساله بعد از اجرا به پنج سال قبل بسط می یابد، مشخص می شود که قیمت های سهام با اجرای ERP ارتباط و پیوند مثبت دارند. این مدل این امر را مد نظر قرار می دهد که ممکن است قیمت سهام در دوره های زمانی مختلف، و با وارد کردن یک متغیر معرف برای ایجاد تمایز بین بازار های bull و bear، تحت تاثیر شرایط کلی بازار باشد. در کل، شواهد و مدارک به دست آمده این فرضیه را تایید می کنند که اجرای سیستم های ERP بر سود سهادار تاثیر مثبت دارند.

این نتایج باید برای سرمایه گذاران، فروشنده های ERP و پرسنل مدیریت که مسئول تصمیمات مهم در زمنیه سرمایه گذاری در IT هستند، مهم و قابل توجه باشند. چون این اجرای این سیستم ها بسیار گران است، به نظر می رسد که شواهد و مدارکی تجربی در اختیار داشت مبنی بر اینکه آنها بر سود سهامدار تاثیر مثبت دارند و این مدارک نیز باید از منبعی باشد که سعی ندارد محصول یا کالایی را به فروش برساند. همچنین، این نتایج با استفاده از روش های تحقیق در بازار های سرمایه برای تحقیق در حوزه سیستم های اطلاعات، باید به آثار دانشگاهی در مورد بازار های سرمایه و سیستم های اطلاعات کمک کنند. مرتبط کردن این دو مسیر آکادمیک می تواند مبنایی برای تحقیقات آتی که از روش های بازار سرمایه برای پرداختن و بررسی دیگر مسائل سیستم های اطلاعات استفاده می کنند، مفید و سودمند باشد.

800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA
ارسال شده توسط احمد محمدی | 31 12, 2013 | بازدید‌ها (676)


ERP، کنترل خلاق منابع در مقیاس کلان

 

معرفی کلی ERP

 

عبارت ERP اصطلاحی است که سال‌ها در حیطه مشترک تجارت و کامپیوتر رایج است و تلاش برای استفاده از آن جهت بهره‌گیری بیشتر از امکانات موجود و سازماندهی اطلاعات بچشم می‌خورد. در اینجا قصد نداریم که شما عزیزان را با جزئیات این مفهوم آشنا سازیم. این مقاله تنها فرصتی به شما می‌دهد که دامنه وسعت افکار خود را گسترش بخشیده و از آنها در مدیریت آینده فعالیت‌های خود بهره گیرید.

این محصول، برنامه‌ای است که از تعداد زیادی زیر برنامه تشکیل شده است. هر کدام از آن زیر برنامه ها، خود وظیفه خاص خود را دارند. زیر برنامه ها باید با یکدیگر سازگار باشند و رابط میان زیر برنامه ها باید به گونه‌ای باشد که بتواند تمامی انواع اطلاعات را به زبانی واحد و مشترک تبدیل نماید. در حقیقت هر کدام از زیر برنامه ها یا ماژول‌ها، موظف به انجام کار خود هستند. این بدان معنی است که هر برنامه، یک ورودی و یک خروجی دارد. توجه به این نکته نیز خالی از لطف نیست که خروجی هر ماژول (که با احتمال زیاد، در جای دیگری بعنوان ورودی استفاده می‌شود) باید برای ماژول بعدی قابل فهم باشد. در حقیقت با وجود ERP در یک شرکت، دیگر نیازی به برنامه های جانبی یا امکانات دیگری نداریم، چون همه برنامه ها و امکانات باید جزئی از ERP باشند و کلیه عملیات توسط آن کنترل و هدایت شوند.

 

نرم افزارهای مرتبط به ERP
در یک مقاله کوتاه نمی‌توان محصولات ERP و یا حتی یکی از این محصولات را معرفی نمود. زیرا همانطور که اشاره شد، برنامه ERP می‌بایست «کلیه» فعالیت‌های مورد نیاز در شرکت را انجام دهد. تنها کاری که در این زمینه می‌توان انجام داد، معرفی برنامه‌های موجود و اشاره به ویژگی‌های آنها است. دوستانی که علاقمند به آشنایی با جزئیات بیشتر هستند، می‌توانند اطلاعات تکمیلی را از طریق اینترنت مطالعه نمایند.
 
نرم افزار های Open Source در زمینه ERP
: Wavelet 
بزرگترین نرم افزار کد باز جنوب شرقی آسیا است که بعنوان اولین شرکت سازنده ERP تحت وب، خود را به دنیای نرم افزار معرفی کرده است. این نرم افزار توسط سه فارغ التحصیل دانشگاه کمبریج ساخته شده که از زبان جاوا و دیگر نرم افزارهای کد باز دیگر برای ساخت محصول خود بهره برده است.
: Compiere
دیگر محصول کد باز ERP است که از مرورگر Mozilla و دیگر محصولات کد باز در نرم افزار خود استفاده می‌کند. در این نرم افزار، کاربران می‌توانند ساختار و قالب اطلاعات را بر اساس نیازهای خود تغییر داده و قالب جدید را مورد استفاده قرار دهند. این نرم افزار نیز از جاوا در ساختار برنامه نویسی خود بهره گرفته است.

:  ERP5   این نرم افزار نیز بصورت کد باز تهیه و در اختیار کاربران قرار می‌گیرد. زبان برنامه نویسی استفاده شده در این نرم افزار، زبان برنامه نویسی Python است. این نرم افزار انعطاف پذیری فوق العاده ای دارد و امکان تغییر هر کدام از بخش‌های برنامه، در آن تعبیه شده است.
 
سازندگان مطرح نرم افزارهای ERP
: Wavelet Enterprise Management Portal 
این شرکت، که سازنده محصول Wavelet است، از شرکت‌های طراحی نرم‌افزارهای ERP در جنوب شرقی آسیا است که مرکز آن در حال حاضر در کشور مالزی قرار دارد. کلیه نرم افزارهای طراحی شده توسط این شرکت، برای کار تحت وب برنامه نویسی شده اند.
 : SAP AG   
بیشتر دوستان احتمالا تاکنون نام این شرکت را شنیده‌اند. این شرکت برزگترین شرکت اروپایی طراحی محصولات ERP است. این شرکت توسط پنج مهندس سابق شرکت IBM در سال ۱۹۷۲ در آلمان تاسیس شد. این شرکت سومین شرکت بزرگ نرم افزاری در جهان است. همچنین نرم افزار SAP بزرگترین محصول نرم افزاری مربوط به تجارت در جهان بشمار می‌رود.
 : Oracle Corporation   
شرکت اوراکل، یک شرکت بزرگ و جهانی چند منظوره است که در در فیلدهای مختلفی فعالیت دارد. شاید مشهورترین محصول این شرکت، بانک داده آن می‌باشد و تمامی دوستان با آن آشنا هستند. این شرکت در سال ۱۹۷۷ تاسیس شده و هم اکنون در ۱۴۵ کشور جهان نمایندگی دارد. بعد از بانک داده Oracle ، مشهورترین محصول این شرکت نرم افزار ERP آن است که از خود بانک اطلاعاتی Oracle استفاده کرده است.
 : Microsoft Business Division   
که همان بخش تجاری مایکروسافت است. این شرکت که مثل همیشه سعی نموده همه نوع نرم افزاری داشته باشد، تمامی نرم افزارهایی که قبلا طراحی و روانه بازار نموده بود، بصورت یک مجموعه در آورده و بنام ERP به دنیای علم و تجارت تقدیم کرده است. محصولاتی که Microsoft در نرم افزار ERP خود استفاده نموده، از معجونی از برنامه های زیر استفاده نموده است Word، Access، Excel، Outlook، PowerPoint، FrontPage، Project و ...
قبل از اینکه کلیه خصوصیات ERP را در قسمت "معرفی"، تمام کنیم، بهتر است به دسته‌بندی موضوع پرداخته و هر یک را جداگانه بررسی نماییم.
 
لیست کلی خصوصیات ERP
وجود ماژول‌های متعدد
ارتباط ماژول‌ها با یکدیگر
استفاده از اطلاعات در هر زمان و از هر مکان
نمایش اطلاعات در قالب‌های مختلف)آمار عددی، نمودارهای خطی، چارتهای سه بعدی و( ...
داشتن قابلیت Real-time
کاربری آسان
پیچیدگی در متد سفارش و نصب
درصد موفقیتِ نامعلوم و هزینه بسیار بالا
سرمایه گذاری بلند مدت و گرفتن نتیجه احتمالی بعد از چندین سال
هزینه و ریسک بالای سفارشی کردن
آموزش کارمندان و هزینه های آن
شکست و یکی از علت‌هاوجود ماژول‌های متعدد
بصورت کلی ERP، سیستمی است که برای جوابگویی به تمام نیازهای کارمندان و بخش‌های یک شرکت بزرگ، ناچار است، ماژول‌های متعددی را برای بخش‌های مختلف در نظر بگیرد. تشخیص نیاز به وجود هر یک از ماژول‌ها و فعال کردن آنها به عهده مدیر اجرایی شرکت است. مدیر اجرایی، خود، این اطلاعات را از منابع مختلف و با بررسی مراحل اتوماتیک نشده که در کار گره ایجاد می‌کند، مورد توجه قرار می‌دهد. این ماژول‌های هر یک موظف هستند، وظایف خود را حتی در صورت جدا شدن از سیستم مرکزی، اگر چه بصورت نسبی، به انجام برسانند. زیر گروه‌های تشکیل دهنده ERP به زیر شاخه ها و دسته های مختلفی تقسیم می‌شوند. بعنوان مثال، بخش مالی ماژول‌های مخصوص به خود را دارد و بقیه بخش‌ها نیز ماژول‌های متفاوت خاص دیگری دارند.
 
ارتباط با ماژول‌های دیگر
در قسمت قبل به تعداد بالای زیر مجموعه ها اشاره شد. موضوعی که تقریبا برای همه شرکت‌ها صادق است. اما تفاوتی که ERP با دیگر نرم افزارها دارد، تلاش برای بهم پیوستن و ایجاد رابطه تنگاتنگ میان این ماژول‌ها یا زیرمجموعه ها است. همانطور که قبلا نیز اشاره شد، هر ماژول یک ورودی و یک خروجی دارد (البته خروجی می‌تواند شکل‌های متفاوتی داشته باشد ولی همه شکل‌ها در واقع منشعب از یک مدل بشمار می‌روند). خروجی ماژول‌ها ممکن است به عنوان ورودی زیربرنامه دیگری مورد استفاده قرار گیرد. بدین معنی که ممکن است یک ماژول، موارد و اطلاعات ورودی خود را از خروجی یکی از ماژول‌ها، برداشت نماید.
حال برای سهولت در امر انتقال اطلاعات از یک بخش به بخش دیگر، یا از یک ماژول به ماژول دیگر، می‌بایست یک قالب و فرمت استاندارد و فراگیر برای تمامی ورودی ها و خروجی ها در نظر گرفته شود تا تمامی ماژول‌ها بتوانند از آن بهره ببرند. در عمل این کار برای پروژه‌های بزرگ غیر ممکن است. برای حل این مشکل از یک رابط میانی استفاده می‌شود که این اطلاعات را از فرمت برنامه مبدا به فرمت رابط میانی تبدیل نماید و سپس اطلاعات تبدیل شده به قالب رابط میانی را به فرمت برنامه مقصد تبدیل نماید.در این سیستم هر برنامه در کنار یک converter یا مبدل عمل می‌کند که این مبدل، وظیفه تبدیل رفت و برگشت اطلاعات را به عهده دارد.
در قسمت‌های بعدی، مشکلات این مبدل، مزایا و نواقص آن‌ را بر خواهیم شمرد. هنگام مطالعه این مقاله فراموش نکنید که خود را بعنوان مدیر اجرایی شرکت خیالی (!) خود در نظر بگیرید و تلاش نمایید آنچه را از نظر می‌گذرانید، در شرکت خود مورد پردازش قرار دهید، زیرا ممکن است، با فرض اینکه شما جوان باشید و پرکار، ظرف چند سال آینده مجبور باشید برای پیشبرد کارهای شرکت واقعی (!) خود، از این مفاهیم بهره مند شوید. حال به قسمت بعدی توجه کنید.
 
امکان استفاده از اطلاعات در هر زمان و از هر مکان
مدیر و مدیران اجرایی برای پیشبرد کارهای خود و رقابت با رقبای خود در دیگر شرکت‌ها، می‌بایست اطلاعات مورد نظر خود را در هر زمان و از هر مکان بدست آورند. در غیر اینصورت مدیر، توانایی مدیریت خود را از دست می‌دهد و یا در بهترین حالت، تصمیمات خود را با تاخیر ابلاغ می‌کند. هر دو حالت فوق به بیشتر شدن فاصله شرکت با رقبا دامن می‌زند.
همانطور که شما نیز می‌دانید، شغل‌های مدیریتی از پر استرس ترین شغل‌هاست، مخصوصا اگر این مدیریت، مسئولیت پروژه های چند منظوره را بعهده داشته باشد که این خود به استرس موجود می‌افزاید.در این شرایط، اگر ERP ، با مطالعه و دقیق برگزیده و وارد سیستم کاری شرکت شود، می‌تواند در کم کردن استرس و بازدهی بیشتر مدیریت، نقش بسزایی ایفا نماید.
استفاده از اطلاعات در هر زمان بدین معنا است که سیستم باید قابلیت گزارشگیری و نمایش اطلاعات را در هر زمان که مدیر به آن نیاز داشته باشد، در اختیار او قرار دهد. بنابراین گرفتن خروجی از میان میلیون‌ها رکورد، نیاز به داشتن سرعت بالا دارد. اشاره به این مسئله خالی از لطف نیست که این سرعت بدون بهره گیری از هوش مصنوعی قابل دستیابی نیست، زیرا جستجوی هوشمند اطلاعات، زمان جستجو را Optimize می‌کند و مجبور نیست، تک تک رکوردها و فیلدها را مورد بررسی قرار دهد.
و اما مکان، تمامی دوستان بدون استثنا می‌توانند حدس بزنند که فاکتور مکان در دنیای امروز بسیار ساده تر از گذشته شده است. زیرا شبکه های خصوصی و مجازی و اینترنت دسترسی به اطلاعات را از هر مکان، ممکن ساخته است. تنها مسئله ای که باید در این مرحله مورد توجه قرار گیرد، کنترل امنیت در ارسال اطلاعات است. مقوله امنیت در همه جا مهم است، اما هنگامیکه کار به ERP می‌رسد و رقابت میلیاردی شرکت‌های بزرگ تنگاتنگ می‌شود، امنیت جایگاه خاصی پیدا می‌کند. اصول رمزگذاری یا Encryption داده ها اهمیت ویژه‌ای می‌یابد.
نمایش اطلاعات با خروجی‌های متفاوت (آمار عددی، نمودار خطی و چارت‌های گوناگون(
ازآنجا که مدیر اجرایی و دیگر مدیران شرکت به فراخور نیازهای خود، به گزارش‌های متفاوتی نیاز دارند، برنامه باید پس از جمع آوری اطلاعات مورد نیاز مدیران، آن داده ها را به شیوه دلخواه آنها تبدیل نماید. از جمله خروجیهایی که گزارش‌ها بر اساس آنها طراحی می‌شود، خروجی‌های زیر است:
آمار عددی با درصد
نمودارهای دو بعدی (خطی، پای، ...)
نمودارهای سه بعدی برای ارزیابی ابعاد مختلفی همچون، زمان، فروش و پیشرفت
یکی از مهترین مسایلی که باید در گزارش‌ها به آنها توجه ویژه‌ای داشت، این است که اگر مدیری تمایل داشته باشد، اطلاعات بیشتری در مورد یکی از نتایج داخل گزارش داشته باشد، باید برنامه این امکان را به مدیر بدهد که مثلا با یک کلیک بر روی آن مورد، بتواند به اطلاعاتی جزئی تر دسترسی داشته باشد که پشتوانه تهیه و ارائه آن مورد از گزارش را داشته باشد.
بحث نمایش اطلاعات به شیوه های مختلف نیاز به طرح مسایل متعددی دارد که از حوصله مقاله خارج است.
 
داشتن قابلیت Real Time
وجود قابلیت Real Time بصورت صددرصد، بدلیل شرایط و عوامل دخیل در مدیریت و تجارت، تقریبا غیر ممکن است. اما تمامی سازندگان محصولات ERP تلاش می‌کنند خود را تا آنجا که در توان دارند به درصد مطلوب برسانند یا به سمت آن میل کنند.
کاربری آسان
بدلیل عدم تخصص مدیران، جهت استفاده از کامپیوتر، طراحی برنامه یا در حقیقت طراحی GUI برنامه باید به گونه‌ای باشد که این افراد با کمترین مشکل بتوانند به استفاده از نرم افزار اقدام نمایند. طراحی مناسب GUI یا رابط گرفیکی کاربر، مدت زمان آموزش برنامه را نیز کاهش می‌دهد. این خود به مزایای طرح می‌آفزاید. کاربر باید بتواند براحتی و تنها با یک نگاه به هدف خود در دستیابی به اطلاعات مورد نظر برسد

متاسفانه نرم افزارهایی که در ایران طراحی می‌شوند، از این لحاظ بسیار ضعیف هستند. این ضعف به چند دلیل برمی‌گردد:
.
1 عدم وجود ارتباط میان برنامه نویسان و طراحان با کاربران غیر حرفه ای است.
 .
2 برنامه نویسان، خودشان کار طراحی GUI را بعهده می‌گیرند، در حالی که در کشورهای پیشرفته، شرکت‌های عظیم و مطرح تولید نرم افزار، طراحی GUI ، توسط یک تیم زبده و متخصص انجام می‌گیرد که در نهایت بعد از برقراری جلساتی میان طراحان GUI و برنامه نویسان، رابط به اصل برنامه پیوند می‌خورد   
.
3 که از مهمترین عوامل بشمار می‌رود، این است که در کشور عزیزمان، برنامه نویسان جزء افرادی هستند که زیر خط فقر زندگی می‌کنند!! زیرا اولا قانون Copyright اصلا معنی ندارد. ثانیا برنامه نویس دائما تحت فشار است که برنامه را هر چه سریع‌تر تحویل دهد، زیرا مشتری در حال پریدن است!! و در آخر اینکه، منابع و تیم مورد نیاز در اختیار برنامه نویس قرار نمی‌ گیرد.
به کرات شاهد بودیم که دوستان عزیز برنامه نویس تمامی کارهای زیر را خود به تنهایی انجام می‌دهند، در حالیکه تمامی این کارها در شرکت‌های معتبر توسط تیم های جداگانه‌ای انجام می‌شود:
تعریف ماژول‌ها و میزان تقسیم ماژولی
برنامه نویسی ماژول‌ها
اسمبل کردن ماژول‌ها و ساختن برنامه اصلی با کمک برنامه نویسان
طراحی گرافیکی برنامه

ارسال شده توسط احمد محمدی | 31 12, 2013 | بازدید‌ها (1048)

 

آیا فناوری اطلاعات می تواند منجر به کاهش خطاهای پزشکی شود؟

نویسنده : احمد رجب زاده

خطاهای پزشکی جزئی از نتایج اجتناب ناپذیر عملکرد انسانی است ، تنها با بررسی خطاها به عنوان منبع اطلاعات می توان تجربیات مناسبی را برای بهبود سلامت بیمار کسب کرد. خطاهای پزشکی پیامدهای بالینی و اقتصادی چشمگیری دارند. استفاده از انواع مختلف فناوری های  اطلاعاتی مي تواند  با پيشگيري از خطاها و اشتباهات پزشكي، ارزيابي خطاها و نظام مراقبت ، موجب کاهش قابل توجه میزان خطاهای پزشکی و ارتقاء کیفیت خدمات ارائه شده به بیماران گردد.

افزایش مناسب در استفاده از فناوری اطلاعات در بهداشت و درمان و معرفی سیستم های پشتیبانی از تصمیم گیری بالینی و ارتباط بهتر بین این سیستم ها، منجر به ساده سازی فرایندها شده که موجب بهبودی قابل توجهی در ایمنی بیمار می گردد(1).

مجموعه مقالات و پژوهش ها دو فناوری مهم را برای کاهش و جلوگیری از خطاهای پزشکی بویژه خطاهای دارویی معرفی کرده اند

 الف) CPOE  (Computerized physician/Provider Order Entry)ثبت کامپیوتری دستورات پزشکان و ارائه دهندگان خدمات سلامت

ب)CDSS   (Clinical decision support system)سیستم پشتیبان تصمیم گیری بالینی

سیستم CPOE    همراه با  سیستم CDSS می تواند یادآوری هایی را در زمانی که پزشک دستورات را وارد می کند تولید کند یادآوری ها می تواند در موقعیت های ذیل کمک کند .

1)      تداخلات بین داروهای  همزمان که ممکن است توسط چندین پزشک دستور داده شده باشد.

2)      تداخلات بالقوه بین تست های آزمایشگاهی و داروهای خاص

3)      دستور داروهایی که باید بر اساس نتایج تست های آزمایشگاهی تغییر کند

4)      آلرژی ها

5)      شرایط بالقوه سمی نیازمند توجه ( مثال سطوح بالای دارویی در نتایج آزمایشگاه دستور یک دز بالا)

این سیستمها نیز می تواند بر اساس داده  های بالینی موجود در داخل سیستم  به صورت خودکار دستور درمانی مشخصی را برای بررسی پزشک قبل از اجرای آن  پیشنهاد دهد(2).

 اگرچه شناخت ماهیت فن آوری و قابلیت های آن لازم و ضروری است اما باید ملاحظاتی را نیز بر آن اعمال کرد تا موثر تر واقع شده  و در نهایت مورد قبول سیاست گذاران و دست اندرکاران مراقبت سلامت قرار گیرد.این ملاحظات می تواند شامل موارد زیر باشد.

-آموزش ارائه دهندگان مراقبت سلامت برای افزایش سلامت با افزون بر دانش آنان درباره خطاهای پزشکی و پیامد های جامانده از اثرات مضر دارو.

- استاندارد نمودن زبان نسخه نویسی با استفاده از نام کامل داروها و مسیر ورود دارو به بدن.

- آموزش بیماران و خانواده آنان درباره رژیم های دارویی.

- تهیه فهرست مزایا و نقش پر اهمیت فناوری های موجود .

- بومی سازی نرم افزارهای مربوط (3).

لذا سیستم های اطلاعاتی بکار گرفته شده در صنعت  سلامت در صورتی که از سیستم پشتیبان تصمیم گیری بالینی استفاده کنند و همگام با اجرای چنین سیستم هایی مزایا استفاده از آن برای ارائه دهندگان مراقبت بویژه پزشکان جهت کاهش مقاومت آنها شرح داده شود نقش موثری در کاهش خطاهای پزشکی خواهد داشت.

منابع :

1.            Bates D, Cohen M, Leape L, Overhage JM, Shabot MM, Sheridan T. Reducing the frequency of errors in medicine using information technology. Journal of the American Medical Informatics Association. 2001;8(4):299-308.

2.            Sittig DF, Ash J. Clinical information systems: overcoming adverse consequences: Jones & Bartlett Learning; 2009.

3.            Rezaeehachesoo P, Habibi S, Fozonkhah S. Information technology, an effective tool in reducing and preventing medical errors: suggestions for improvement. Health Information Management. 2008;4(1):89~ 98.

 

 

 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA
ارسال شده توسط احمد محمدی | 31 12, 2013 | بازدید‌ها (2054)


 

پرونده هاي الكترونيكي و نقش متخصصان اطلاعات بهداشتي درماني (HIM)

 

بدنبال فشار روز افزون جهت كاهش هزينه و ارتقاء سطح كيفيت و اثر بخشي خدمات، نياز به داده هاي مراقبت بهداشتي بيش از هر زمان ديگري احساس مي شود. به گونه اي كه ديگر پرونده هاي كاغذي و سيستمهاي دستي جهت برآوردن نيازهاي پزشكي مدرن امروز كافي نيستند. دنياي مراقبت بهداشتي امروز با شكل گيري صنعت تجاري جديدي با عنوان تكنولوژي اطلاعات بهداشتي كه از نرم افزارهاي حمايت از تصميم گيري تا پرونده هاي الكترونيكي را در بر مي گيرد درحال تجربه كردن تغييرات چشمگيري است . در اين ميان پرونده هاي الكترونيكي به عنوان ابزاري هستند كه مراكز مراقبتي براي رويارويي با چالش هاي موجود برگزيده اند. با ايجاد نسخه هاي قابل خواند كامپيوتري پرونده هاي دستي يا همان EHR (پرونده هاي الكترونيك سلامت) , تحول جديدي در نظام مراقبتي ايجاد شده است. اما شواهد نشان مي دهد كه حركت به سمت اين سيستمها با تاخير همراه بوده است كه در اين زمينه متخصصان عواملي مانند فراهم بودن استانداردهاي انفورماتيكي، سيستمهاي نامگذاري، فهرست واژگان و سيستمهاي كدگذاري مورد نياز HER ، حمايت از محرمانگي و امنيت اطلاعات، فرهنگ سازي در بين سازمانها و متخصصان مراقبت بهداشتي و ملزومات سازمانهاي اعتبار سنجی را ازجمله آيتمهاي تاثيرگذار در ايجاد پرونده الكترونيك سلامت ميدانند. در اين راستا نقش متخصصان مديريت اطلاعات جزء لايتجزاي تمام اين عوامل خواهد بود. اگرچه در آينده كامپيوتر و سيستمهاي مكانيزه اعمال كدگذاري و طبقه بندي را انجام خواهند داد، اما در اين ميان نقش متخصصان HIM در زمينه تفسير، تحليل مجموعه داده ها، فهرست واژگان باليني و سيستمهاي طبقه بندي بيش از هر زمان ديگري بروز مي كند. از سوي ديگر متخصصان HIM (مدارك پزشكي) با آشنايي با استاندارد هاي سازمان اعتبار سنجی، چگونگي مديريت اطلاعات در سازمانها را مد نظر قرار مي دهند. در حاليكه به دليل اشنايي با اصول محرمانگي و رازداري اطلاعات بهداشتي علاوه بر حفظ امنيت فيزيكي اطلاعات، مي توانند با استفاده از تكنولوژيهاي امنيتي مانند پيگيري دسترسي و ساير ابزار پايش دسترسي به پرونده ها، نقش موثري در حفظ امنيت و محرمانگي اطلاعات ايفا كنند. اما در نهايت اينكه، ايجاد و راه اندازي سيستمهاي EHR به نحو چشمگيري با نقش كاربران انها در هم تنيده شده است. در اين ميان نيز متخصصان HIM و كامپيوتر و شركتهاي نرم افزاري مي بايد از طريق برنامه هاي آموزشي و توجيهي در وقت، افزايش رضايت مراجعین بستر مناسب جهت بكارگيري اين سيستمها را فراهم آورند.

پس ازآنجا كه بتدريج متخصصان سيستمهاي مديريت اطلاعات پست مديران سيستمهاي EHR را در بخش تكنولوژي اطلاعات به خود اختصاص خواهند داد. لذا مي بايست دانش و تخصص خود را در زمينه تعريف، ضبط، مديريت استفاده و تحليل و تفسير داده ها و از همه مهمتر استراتژيهاي اطلاعات بهداشتي افزايش دهند كه تحقق اين امر در گرو تغيير شرح شغل متخصصان HIM و ارائه خدمات آموزشي جهت ارتقاء دانش، تخصص و مهارت آنان خواهد بود.

هر موسسه درمانی در درمان موفق خود نیاز به مدارك پزشكی دارد. مداركی می تواند جوابگوی موسسات درمانی باشد كه مستند، ‌درست ، كامل، و علاوه بر این چند رسانه ای بوده و نیاز روافزون جامعه پزشكی،‌ پزشكی قانونی،‌و امور آموزشی و پژوهشی را بر آورده سازد،‌ در تولید، ‌سازماندهی،‌ حفاظت و اشاعه آن بر اساس اساسنامه ها و مقررات مربوطه با تكنولوژی نوین نیز هماهنگی داشته باشد.

نقش مدیر اطلاعات بهداشتی نقش حیاتی در مراكز مراقبت بهداشتی است ،‌ زیرا اطلاعات به دست آمده دارای یك اهمیت كاملا منحصر به فرد است،‌ علاوه بر این فقدان یا كاهش اطلاعات بهداشتی ممكن است مراقبت بهداشتی بیمار را به مخاطره بیندازد.

در نظام پزشكی، مدیریت اطلاعات بهداشتی و مدارك بهداشتی تبادل داده های بالینی و تفكیك و تحلیل این داده ها به منظور ارائه اثر بخش و كارا مستلزم داده های كامل بوده و در این راستا رعایت استانداردهای كامل اطلاع رسانی از اهمیت خاصی برخوردار می باشد.

مدیر مدارك پزشكی نه تنها به عنوان مدیر مدارك انجام وظیفه می نماید، بلكه اطلاعات بهداشتی را برای تامین بسیاری از نیاز های بیماران ، پزشكان، ‌و نمایندگی های معتبر و قانونی و بیمه شخص ثالث تهیه می كند.

معرفی رشته فناوری اطلاعات سلامت( HIT)

کارشناسی پیوسته رشته فناوری اطلاعت سلامت (Health( B.Sc Information Technologyفارغ التحصیلان این مقطع قادر خواهند بود تصدی و مدیریت بخش فناوری اطلاعات سلامت را در کلیه موسسات ارائه خدمات بهداشتی و درمانی به عهده گرفته و در زمینه ایجاد و اداره سیستم های اطلاعات سلامت با استفاده از فن آوری اطلاعات ایفای نقش نمایند.

۲- رسالت رشته:(Mission)
رسالت این رشته عبارت است از:
- تربیت افراد کارآزموده ای که بتوانند تصدی و مدیریت بخش فناوری اطلاعات سلامت مشتمل بر جمع آوری و پردازش داده ها ( سازماندهی، طبقه بندی و محاسبات آماری) و ذخیره سازی
و بازیابی اطلاعات بر عهده گیرند
- تحلیل شاخص های بهداشتی
- مشارکت در کارشناسی، طراحی و پیاده سازی نظام
Health /Hospital Information System  را به عهده بگیرند.

۳ – ارزشهای حاکم بر رشته: (Values)
با توجه به مبانی الهی و دینی در جامعه ما، ارزشهای اخلاقی و اعتقادی جزء لاینفک آموزش می باشد.
در همین راستا فارغ التحصیلان این رشته، صرفنظر از سن، جنس، رنگ، نژاد، فرهنگ و مذهب بیماران در راستای ارتقای سطح کمی و کیفی خدمات بهداشتی درمانی گام برداشته و جهت ارتقا کیفیت درمان و دفاع از حقوق بیماران با تاکید بر محرمانگی، اطلاعات مراقبت بهداشتی ایشان را به نحو مطلوب سازماندهی و مدیریت می نمایند.

۴- چشم انداز: (Vision)
در ده سال آینده دانش آموختگان این رشته، نیروی مورد نیاز غالب مراکز بهداشتی درمانی و حوزه های ستادی آن را در کشور تامین و از نظر استانداردهای مدیریت اطلاعات در مقایسه با کشورهای منطقه بالاترین رتبه را کسب نمایند.

۵- اهداف کلی: (Aims)
هدف کلی این برنامه عبارت است از تربیت افراد کارآمدی که بتوانند در زمینه های زیر فعالیت داشته باشند.
۱- مدیریت بخش فناوری اطلاعات سلامت مشتمل بر جمع آوری و پردازش داده ها ( سازماندهی، طبقه بندی و محاسبات آماری) و ذخیره سازی و بازیابی اطلاعات
۲- تامین اطلاعات مورد نیاز جهت دفاع از حقوق بیمار/ مراجعه کننده، موسسات و کارکنان بهداشتی درمانی از طریق حفظ مستندات اطلاعات مراقبت بهداشتی
۳- تامین اطلاعات مورد نیاز به منظور بهره برداریها ی آموزشی، پژوهشی، خدماتی و آماری مرتبط به رشته های مختلف پزشکی
۴- بکارگیری فن آوری اطلاعات در حوزه مدیریت اطلاعات سلامت
۶- نقش های دانش آموختگان در نظام بهداشتی(Role definition):
دانش آموختگان این دوره دارای نقش های خدماتی، آموزشی، مدیریتی و پژوهشی می باشند.
۷- وظایف حرفه ای دانش آموختگان(Task Analysis):

1- وظایف آموزشی
الف- آموزش کارکنان مرتبط با بخش فناوری اطلاعات سلامت
ب- آموزش کارکنان جدید در زمینه روند گردش امور در بخش فناوری اطلاعات سلامت

۲- وظایف خدماتی
الف- تحلیل و سازماندهی اطلاعات و کدگذاری اطلاعات پزشکی بیماران در مراکز بهداشتی درمانی دولتی و خصوصی و مطب ها
ب- کدگذاری مالی اطلاعات پزشکی( تعرفه خدمات تشخیصی و درمانی) و تعیین مغایرت ها
ج- تحلیل شاخص های آمار بیمارستانی( مرگ و میر، بیماری، مالی و …) و ارائه به مدیران مربوط و کاربران مجاز
د- ارائه اطلاعات پزشکی به کاربران مجاز با رعایت موازین قانونی
ه- اجرای مصوبات مربوط به اطلاعات پزشکی بیماران
و- مشارکت در امور مربوط به خدمات ماشینی اطلاعات سلامت
ی- مشارکت در طراحی فرم های اطلاعات سلامت

۳- وظایف مدیریتی
الف- مدیریت بخش فناوری اطلاعات سلامت

۴- وظایف پژوهشی
الف- انجام پژوهشهای کاربردی در حوزه سیستمهای اطلاعاتی بهداشت و درمان
ب- مشارکت در طراحی و جمع آوری اطلاعات پژوهشی در حوزه بهداشت و درمان

 

سیستم اطلاعات بیمارستانی (HIS)

تارسیدن به یك EHR كامل یا پرونده الكترونیكی سلامت برای هر بیمار و كمك به تصحیح و ارتقاء سیستم ارجاع الكترونیكی بیماردر سطح بهداشتی درمانی كشورمان فاصله زیادی داریم. این راه ، همت همه افراد مرتبط با این كار را می طلبد. HIS هموارترین راه بسوی EHRمی باشد. كارشناسان و متخصصین علوم پزشكی ، علوم كامپیوتر و مدیریت در انجام این رسالت شاخص ترین نیروها بحساب می آیند.
برای نوشتن یك HIS ، تیمی متشكل از تحلیلگر سیستم ، مهندس نرم افزار ، كارشناس مدارك پزشكی ، كارشناس ارشد مدیریت بهداشتی درمانی ، كارشناس امور مالی و پزشك عمومی پیشنهاد می شود.

HIS
چیست ؟
سیستم اطلاعات بیمارستانی. در معنای گسترده تر HIS را سیستم اطلاعاتی بهداشتی هم می گویند. واقعیت آن است كه امروزه یك بیمارستان نمی تواند همچنان بصورت سنتی كار پروسه پرونده بستری یا سرپائی بیمار را انجام دهد. پائین آوردن زمان پذیرش ، زمان ترخیص ، زمان انتقال بیمار ، زمان ORDER نویسی و درخواستهای پاراكلینیكی ، زمان اخذ جوابها ، زمان مراجعه به اطلاعات قبلی پرونده ، بالا بردن میزان دقت در درج اطلاعات و درخواستها كه در حالت دستی ناخوانا و ... هست ، تسریع ارتباطات بین بخشی و در نهایت بالابردن میزان رضایت بیمار ، ارائه خدمات بهتر ، دریافت آمار و گزارشات روزانه و زمانی ، اطلاع از وضعیت درآمد و هزینه بیمارستان ، تعدیل نیروها و غیره مسائلی هستند كه نیاز بیمارستان به HIS را دو چندان می كنند. برای افزایش دقت و تسریع در ارائه خدمات به بیمار ، تسریع در تشكیل و گردش پرونده دربیمارستان ، بازیابی سریع پرونده برای اهداف گوناگون همچون تحقیقات و مطالعه دانشجویان ذیربط و امكان استفاده آسان از مدارك پزشكی و ... وجود HIS درهر بیمارستانی ضروری است. HIS تمامی این مسائل را برای بیمارستان حل می كند و بیمارستان را از یك سازمان سنتی به یك مركز مدرن درمانی تبدیل می كند.
اما HIS باید بر اساس استانداردهای معتبرجهانی باشد. یك HIS اگر بدون توجه به استانداردهای فناوری و علوم پزشكی جهانی نوشته شده باشد و فقط LOCAL كار كند جوابگوی آینده بیمارستان نخواهد بود. استانداردهای HL7 (پروتوكل استاندارد بین المللی تبادل اطلاعات بهداشتی ودرمانی) و DICOM (استاندارد انتقال تصاویر پزشكی ) ازجمله استانداردهای لازم برای یك HIS می باشد. همچنین از جمله خصوصیات لازم برای یك HIS ، به WEB BASE بودن آن می توان اشاره كرد. یك HIS باید دارای بانك اطلاعاتی غنی بر اساس آخرین متد مانند SQL و دارای قابلیت نصب روی آخرین سیستم عامل مثل WIN XP و VISTA باشد.
برای تهیه و راه اندازی HIS در یك بیمارستان از كجا باید شروع كرد؟
برای راه اندازی سیستم HIS سه گزینه مهم باید مد نظر قرار گیرد:

1.
بسترسخت افزاری و شبكه
2.
نرم افزار ( HIS )
3.
كاربران
قبل از پرداختن به سه مورد مذكور، بیمارستان باید یك تیم برای پیگیری این كار تشكیل دهد. مدیر بیمارستان در راس این تیم خواهد بود. در این تیم رئیس امور مالی ، مترون بیمارستان یا یك پرستار ، مدیر دفتر كیفیت ، یك كارشناس كامپیوتر و یك كارشناس مدارك پزشكی حداقل افراد خواهند بود. كارشناس ارشد یا كارشناس مدارك پزشكی بعنوان مدیر سیستم HIS انتخاب می شود. ( بسته به توانائی نیروی موجود در بیمارستان ، مدیر سیستم انتخاب می شود.
تیم مذكوركار تحقیقاتی خود را بر اساس یك برنامه ریزی منسجم با برقراری جلسات منظم ، شروع می كند. اولین كار ، پیدا كردن یك مشاور باتجربه برای پیشبرد اهداف تیم می باشد. دستور كار این تیم ، مطالعه وضعیت و شرایط فیزیكی و میزان پذیرش HIS از طرف پرسنل بیمارستان و نیز مطالعه و بررسی تغییر سیستم دستی موجود در بیمارستان به سیستم الكترونیكی HIS و یافتن یك HIS استاندارد می باشد. در جریان گذاشتن مسئولین كلیه واحدها و ایجاد زمینه برای تغییر سیستم در آینده ، بستر نگرش فرهنگ سازمانی به سیستم جدید را ایجاد خواهد كرد. در كنار كار فرهنگ سازی و آماده نمودن پرسنل برای تغییر سیستم و حتی مشاركت دادن پرسنل كه كاربران آینده سیستم جدید خواهند بود ، از طریق درخواست پیشنهاد و غیره ، می توان كار تحقیق روی سخت افزار را نیز آغاز كرد.

1.
بسترسخت افزاری و شبكه
قرارداد با یك شركت معتبر برای راه اندازی یك شبكه در بیمارستان ، مطابق با آخرین تكنولوژی موجود در كشور اولین گام در جنبه سخت افزاری سیستم هست در این شبكه آینده نگری های خاص و امكان UPGRADE نمودن آن در آینده نیز باید مد نظر قرار گیرد . برای داشتن یك شبكه استاندارد و BACKBONE مناسب ، از نظرات مشاور و امكانات شركت طرف قرارداد باید نهایت بهره را برد. تهیه توپوگرافی شبكه براساس نقشه ساختمانی بیمارستان لازم هست. در این كار باید تعداد NODE های لازم و نیز تعداد NODE های فعال برآورد شود. با توجه به سیال بودن برخی واحدها در بیمارستان و احتمال تغییر مكانهای متعدد لازم است تقریبا كلیه اتاقهای بیمارستان با صلاحدید مشاور و تیم ، دارای NODE شبكه حتی بصورت غیر فعال باشند. شاید در این مرحله كه مقدمه تغییر سیستم می باشد ، لازم باشد در چند مكان تغییر كاربری داده شود. بهتر است یك واحد جدید بنام "مدیریت سیستم HIS " یا " مركز فناوری اطلاعات بیمارستان " به چارت سازمانی بیمارستان اضافه شود. این واحد محل قرار گرفتن SERVER ، ADMINISTRATOR ، RACK مركزی و حتی UPS های مركزی خواهد بود.
كار بعدی در این مرحله برآورد تعداد NODE های فعال و خریداری كامپیوتر به همین تعداد و نیز لوازم جانبی كامپیوتر می باشد. البته خریداری سخت افزار بویژه SERVER ، می تواند بعد از انتخاب نرم افزار و بر اساس سازگاری با نرم افزار نیز باشد.

2.
نرم افزار ( HIS )
با توجه به عدم آشنائی مسئولین دانشگاههای علوم پزشكی و بیمارستانهای كشور از HIS ، كه ناشی از عدم برنامه ریزی استراتژیك شفاف از طرف واحد زیربط در وزارت محترم بهداشت و درمان ( لااقل تا این لحظه ) می باشد ، همچنین نبود واحد فناوری اطلاعات در بیمارستانهای كشور ، این مرحله مهمترین مرحله بحساب می آید. از نظر اینجانب دو روش برای تهیه نرم افزار پیشنهاد می شود كه هیئت رئیسه و بویژه مدیر بیمارستان باید با كمك تیم HIS بیمارستان تصمیم بگیرد كه كدام روش با سیاستهای مدیریتی بیمارستان سازگار است.

1.
خرید یك نرم افزار( HIS ) آماده
برای این كار تیم فوق الذكر باید تحقیق كند و اطلاعات كافی از سیستم های موجود داخل كشور كسب كند. تعداد نرم افزارهای ( HIS ) موجود داخلی از تعداد انگشتان دو دست فراتر نرفته. بنابر این ارتباط با شركتهای تولید كننده ( ASP ها) ، HIS زیاد دشوار نیست.
برای این كار می توان یك فراخوان خرید HIS داد تا شركتها خود به سراغ شما بیایند و یا به تك تك شركتها مراجعه نمود. در هر حال نباید صرفا به DEMO نرم افزار از طرف شركت اكتفا نمود چرا كه دموی برنامه ایده آل هست و با برنامه در عمل فاصله دارد. بهترین حالت این است كه از شركت بخواهیم خود ، موفق ترین سایت یا بیمارستان تحت پوشش خود را معرفی نماید. تیم HIS بیمارستان به سایت مذكور مراجعه می كند و به دقت یك سایت تجربه شده را مورد بازدید و بررسی قرار می دهد. مشاهده سیستم از نزدیك ، مصاحبه با كاربران و مدیران عملیاتی و تشكیل جلسه و بحث و گفتگو با مدیران میانی و ارشد بیمارستان و حتی دانشگاهی كه سیستم را راه اندازی كرده اند و استفاده از تجارب و نظریات آنها بسیار به نتیجه گیری و تصمیم گیری در مورد آن HIS كمك خواهد كرد. برای چند نرم افزار منتخب می توان این مرحله را انجام داد و پس از مقایسه فنی ، استانداردها ، USERFRIENDSHIP بودن ، نوع قرارداد پشتیبانی ، اعتبار شركت ارائه دهنده و نیز بودجه صرف شده می توان بهترین برنامه را انتخاب و باشركت مربوط قرارداد بست.


2.
داشتن یك HIS در انحصار دانشگاه و بیمارستان
در این روش دانشگاه بجای تحقیق روی برنامه های آماده روی شركتهای نرم افزاری بومی تحقیق كرده و معتبرترین و باتجربه ترین شركت محلی را انتخاب می كند و یك قرارداد استراتژیك فی ما بین منعقد می شود. بیمارستان شما پایلوت قرارمی گیرد و شركت یك دفتر در بیمارستان برای چند سال ایجاد می كند و برنامه نویسان شركت در بیمارستان مقیم بوده و در ارتباط با تیم HIS بیمارستان شروع به تحلیل سیستم و برنامه نویسی می كنند. بعد از آماده بودن اولین فاز از برنامه ، تست برنامه با همكاری تیم ، آغاز می شود و این كار فاز به فاز انجام می شود و بر اساس خواست بیمارستان تغییرات لازم در برنامه داده می شود تا به فاز نهائی برسد. تنها عیب این روش در كنار مزایای زیاد آن ، زمانبر بودن آن می باشد. با اتمام برنامه نویسی و تست نهائی ، برنامه بطور واقعی راه اندازی می شود. موفقیت برنامه در این روش كمك بزرگی به دانشگاه می كند چراكه صاحب یك HIS می شود كه می تواند آن را در بیمارستانهای تابعه خود نیز نصب و راه اندازی كند و مهمتر از آن ، می تواند در صدد LINK بیمارستانهای خود برآید. از مزایای این روش این است كه دانشگاه از یك سیستم یكپارچه در بیمارستانهای خود استفاده می كند و جابجائی نیروها در سطح دانشگاه و بین بیمارستانها مشكلی ایجاد نمی كند. از طرفی سیستم ارجاع بیمار در سطح بیمارستانهای دانشگاه و حتی در سطح استان الكترونیكی و سهل الوصول می شود.

3.
كاربران
كاربران صاحبان و نگهدارنده های واقعی نرم افزار محسوب می شوند و بازیگران واقعی سیستم می باشند. بدون همكاری كاربران ، هیچ سیستمی جواب نخواهد داد. مهمترین مسئله در این خصوص ، مقاومت كاربران می باشد. آنچه مسلم است این است كه هر تغییری مقاومتی در پی دارد و تغییر سیستم دستی به سیستم الكترونیكی مانند HIS ، با مقاومت شدیدتری توام است كه ناشی از دلایلی ذیل است :
1.
عادت كاربران به سیستم دستی
2.
ترس از اینكه با سیستم الكترونیكی نتوانند كار كنند
3.
ترس از از دست دادن موقعیت فعلی با رسیدن سیستم جدید
4.
ترس از از دست دادن گروه مورد علاقه فعلی
5.
عدم اطمینان از مقاصد مسئولین در تغییر سیستم .
6.
و ...
بنابراین برای غلبه بر مقاومت كاركنان باید تدابیر ویژه ای از قبل از راه اندازی سیستم باید اتخاذ نمود.كاربران قبل از راه اندازی سیستم آگاهی از تغییر سیستم داشته باشند تا در مرحله راه اندازی مقاومتشان به حداقل برسد. می توان قبل از راه اندازی سیستم كلاسهای آشنائی با سیستمهای كامپیوتری برای كاركنان دایر كرد. برگزاری كلاسهای ICDL برای كاركنان موثرترین گزینه می باشد.
بعد از راه اندازی سیستم ، آموزش كامل نرم افزار به كاربران باید توسط مدیر سیستم و همكاران وی در واحد HIS و با همكاری شركت ارائه دهنده نرم افزار داده شود. یك برنامه مدون آموزشی نیز باید از طرف مدیر سیستم تهیه و به واحدها و بخشها ارائه شود تا آموزش مستمر در طول سال نیز داشته باشد. هرچه آگاهی كاربران نسبت به برنامه و كار با آن و پیامهای برنامه ، همچنین آگاهی كاربران نسبت به كامپیوتر ، بیشتر باشد سیستم موفق تر خواهد بود. یكی از مهمترین مسائل در مورد كاربران ایجاد و حفظ انگیزه در كاربران برای ادامه كار با سیستم ، تا زمان وابستگی كامل آنها به سیستم می باشد. این كار باید از طرف مدیریت بیمارستان صورت گیرد. بویژه در زمانهای آزمایشی برنامه و موازی كاری دستی – الكترونیكی سیستم ، كه كار كاربران زیادتر از زمان قبلی است ، حمایتهای تشویقی زیادی را می طلبد.

مسائل پزشكي ،اخلاقي و قانوني:

غفلت

«غفلت» يعني ناتواني در ارائه همان مراقبتي كه شخص ديگري با سطح آموزش يكسان ارائه ميدهد . براي جلوگيري از غفلت بايد طبق استانداردها عمل كنيد .رعايت نكردن استاندارد مراقبت ممكن است منجر به آسيب بيشتربه بيمارشود .براي تشخيص غفلت بايد چهار عامل زير را در نظر داشته باشيد :

1-   وظيفه . اين وظيفة تكنسين پايه است كه عاقلانه و با توجه به استانداردهاي آموزشيعمل كند .

2-   نقضوظيفه . نقض وظيفه موقعي بوجود مي آيد كه تكنسين پايه طبق استاندارد مراقبت مربوطهو طوري كه از او انتظار مي رود عمل نكند .

3-   زيان ها . زيان زماني به وجود مي آيد كه بيمار از نظر فيزيكي يا روحي به طور قابلملاحظه اي آسيب ببيند .

4-     علت  . بايد علت و معلول مناسبي براي اتهام غفلت وجود داشته باشد . بعنوان مثال ،‌ هنگامي كه سعي مي كنيد بيمار را بلند كنيد او را مي اندازيد كه منجر به  شكستگي پاي بيمار مي شود . اگر شخصي وظيفه اي داشته باشد و آنرا درست انجام ندهد و باعث آسيب به شخص ديگري شود ، ممكن است بر عليه تكنسين پايه ،‌ اورژانس و يا مديريت پزشكي بخاطراين غفلت اقامة‌ دعوا شود .

همه اين چهار عامل وجود مدرك قانوني غفلت را محرز مي كنند .

انصراف

«انصراف» به معني پايان يك طرفه مراقبت از سوي تكنسين پايه ،‌ بدون رضايت بيمار و بدون هيچ آينده نگري براي واگذاري‌ مراقبت او به شخص ديگري با مهارتهاي پزشكي يكسان و يا بالاتر مي باشد .همينكه تكنسين پايه ،‌ مراقبت را شروع مي كند ، وظيفه اي را بر عهده مي گيرد كه نبايد  تا زماني كه يك شخص با همان مهارتها اين مسئوليت را بعهده بگيرد متوقف شود .

عملي انجام ندهيد كه بيمار در خطر آسيب قرار بگيرد و در نتيجه شما متهم به غفلت شويد . ترك يا انصراف از مراقبت ، ‌موضوعي جدي است كه از نظر اخلاقي و قانوني مي تواند منجر به اتهامات  جنايي ومدني عليه تكنسين شود  .

براي مثال فرض كنيد كه به صحنه  تصادف اتومبيلي رسيده ايد و شروع به مراقبت دو بيمار مي كنيد. در همين هنگام رهگذري به شما مي گويد كه  تصادف اتومبيل ديگري در پايين جاده اتفاق افتاده و5 نفر مجروح شده اند . شما مراقبت از دو نفر مجروح حادثه اول را به رهگذر مي سپاريد وبه سوي سانحه ديگر مي رويد . در اينجا انصراف روي داده زيرا شما مراقبت از بيماران را به شخصي با مهارتي در سطح خود يا بالاتر از خود نسپرده ايد . پرسشهاي كلي زير را هنگامي كه با تصميم گيري در چنين مواردي مواجه مي شويد در نظر بگيريد :

·          عملكرد شما چه مشكلاتي را ممكن است به بار آورد ؟

·          آيا اين تصميم منجر به قصور شما نسبت به وظيفه تان مي شود ؟

·          آيا در صورت ترك صحنه ممكن است متهم به انصراف از مراقبت بيمار شويد ؟

·          آيا استاندارد مراقبت را نقض مي كنيد ؟

·          آيا محتاطانه عمل مي كنيد ؟

 

 

پست in سیستم های پشتیبان تصمیم گیری DSS | نظرات (1) | بازتاب (0)

ارسال شده توسط احمد محمدی | 31 12, 2013 | بازدید‌ها (3052)

معماری زیرساختها واستانداردهای پرونده الکترونیک سلامت

زهرا زندش

Zahra 1359 @ yahoo.com

مقدمه:

صنعت مراقبت بهداشتی یکی از مهم ترین صنایع جهان است یکی از مهم ترین فعالیتهای صنعت مراقبت بهداشتی مدیریت اطلاعات است . امروزه ارتباط سنتی منحصر به پزشک – بیمار با ارتباط دیگری جایگزین شده است که در آن یک تیم مراقبت بهداشتی در رشته های مختلف وموسسات مراقبت درمانی مسئول سلامت بیمار هستند .این زمینه جدید مستلزم سطح بالای قابلیت عملیات بین بخشی و تسهیم داده ها در میان متخصصین است.

به این دلیل فناوری اطلاعات یک ابزار فوق العاده مفید برای صنعت مراقبت بهداشتی است . اما قبل از اینکه راه خلهای فناوری اطلاعات بتواند به صورت موفقیت آمیزی در محیط مراقبت بهداشتی گسترش یابد مباحث زیادی وجود دارد که باید بر آنها چیره شداین مباحث به موضوعات متنوع و وسیعی مربوط می شود . یکی از این موضوعات توانایی مبادله اطلاعات بهداشتی درمانی در سراسر سیستم مراقبت بهداشتی درمانی به صورت یکپارچه است که با توسعه معماری استاندارد پرونده الکترونیکی می تواند تحقق یابد .

هزینه معمول مراقبت بهداشتی در کشورهای عضو سازمان توسعه همکاریهای اقتصادی درحدود 5/8 درصد تولید ناخالص ملی است و در ایالات متحده آمریکا بزرگترین هزینه کننده مراقبت بهداشتی در حدود 14 درصد است بیش از 350 بیلیون دلار آمریکایی تقریبا" یک سوم کل بودجه بهداشتی آمریکا به تنهایی هر سال در ایالات متحده صرف تولید اداره وبازیابی اطلاعات مراقبت بهداشتی می شود. تقریبا" بزرگترین جز این هزینه زیاد مدیریت اطلاعات مربوط به داده های بالینی است  . متاسفانه صنعت مراقبت بهداشتی یکی از عقب مانده ترین صنایع در پذیرش فناوری اطلاعات برای پشتیبانی از وظایف عظیم مدیریت اطلاعا ت مراقبت بهداشتی است . سایر اطلاعات خاص صنایع نظیر اطلاعات مالی وبیمه ای نوعا" 10-5 درصد کل بودجه ها را صرف فناوری اطلاعات می کنند درحالیکه بخش مراقبت بهداشتی تنها 1-3 درصد کل بودجه را در20 سال گذشته صرف فناوری اطلاعات کرده است .

اولین تلاشها در زمینه کامپیوتری کردن پرونده بیماران در دهه 1960 انجام شده است . اما عمدتا" محدود به ثبت اطلاعات دموگرافی وسایر اطلاعات اداری بیمار بوده است . معرفی پرونده های بالینی کامپیوتری در دهه هفتاد آغاز شد ودر بعضی کشورها در دهه نود توسعه یافت.

رشد مراقبت مدیریت شده وحرفه مراقبت بهداشتی فشار بیشتری بر روی متخصصین پزشکی برای حفظ اطلاعات پزشکی به شکل الکترونیکی وارد می کند تا مبادله بین حوزه های مختلف از جمله ارائه دهندگان مراقبت مدیران , بیمه گران, قانونگذاران, محققان ودادگاهها تسهیل شود.

پرونده های بهداشتی الکترونیکی (EHRs )در بر گیرنده اطلاعات بالینی بیماران هستند. بنابراین بخش حیاتی یک سیستم مراقبت بهداشتی را تشکیل می دهند . یک سیستم (EHR ) ذخیره وانتقال الکترونیکی اطلاعات بیماران را امکان پذیر می سازد. بسیاری از بیمارستانهای مدرن پرونده های کامپیوتری دارند . اما این سیستم ها معمولا" اختصاصی هستند و اغلب تنها توسط یک بخش خاص بیمارستان به خدمت گرفته می شوند بیمارستانها می توانند دهها سیستم انفرادی داشته باشند که قابلیت عملیات با یکدیگر را ندارند . شرح اطلاعات سلامتی یک بیمار می تواند در سراسر تعدادی سیستم های مجزا انتشار داشته باشد که کسب تاریخچه بالینی کامل بیمار را برای متخصصان بالینی مشکل می کند.

تلاشهای توسعه یک پرونده الکترونیکی سلامت در بساری از مناطق جهان طی سالهای در دست اقدام قرار دارد .

موضوعات مهمی از این تلاشها فراگرفته شده است اما همه تلاشهای انجام شده برای ایجا استانداردها به منصه ظهور نرسیده است.

استانداردهای فعلی برای مبادله اطلاعات بین سیستم های بالینی پیام رسانی داده ها ی میدانی را تحت پوشش قرار می دهد اما نیاز یه مبادله داده های معتبر سلسله مراتبی ساختمند و بالینی را برآورده نمی کند . در انگلستان 90% پزشکان عمومی کامپیوتر دارندو اکثریت اطلاعات بالینی پرونده های آنها در این سیستم ها قرار دارد. متخصصین بالینی بطور فزاینده ای به پرونده های پزشکی ذخیره شده در این سیستم ها وابسته می شوند. اما برای انتقال یا سهیم شدن در مراقبت به طور موثر قابلیت انتقال یا توزیع اطلاعات مربوطه از پرونده بهداشتی الکترونیکی اهمیت دارد . سهیم شدن در دسترسی به یک پرونده بهداشتی مشترک یا توزیع شده, قابلیت آینده است اما در حال حاضر این مسیر نیازمندیهای شناخته شده را به روش هزینه اثر بخش بر آورد نمی کند.

یک سیستم پرونده الکترونیک سلامت قابلیت عملیات بین بخشی , پتانسیل بهبود شرایط مراقبت بهداشتی را دارد .این سیستم به متخصصان بالینی امکان می دهد که قادر به دسترسی به هنگام تر وکاملتر به تصویر سابقه بالینی بیمار باشند . بنابراین متخصصان می توانند تصمیمات مراقبت بهداشتی آگاهانه تری اخذ نمایند.برای اینکه قایبلیت تبادل بین پرونده های الکترونیکی به واقعیت تبدیل شود یک استاندارد عمومی در خصوص معماری EHR مورد نیاز است.

بنابراین چنانچه اطلاعات بالینی به خارج از سازمان یا بخشی که در آنجا تولید شده است انتقال یابد , استاندارد سازی معماری پرونده الکترونیک سلامت حیاتی است .

معماری پرونده الکترونیک سلامت به عنوان اصولی تعریف شده است که ساختارها ی منطقی پرونده مراقبت بهداشتی برمبنای اصول شکل می گیرد . معما ری قواعدی را وضع می کند که تبادل شرکا را با توافق بر روی محتوا امکان پذیر می سازداصلاح یا توسعه استاندارد مبادله برای در برگیری داده ها یا جزئیات جدید یا ترکیبات داده ها را امکان پذیر می سازد وبه شرکا امکان می دهد مفاهیم بسیار جزئی نظیر کدهای حسابداری یا لغات کنترل شده در همه سطوح را تعیین وکدگذاری کنند .

با توجه به موارد مذکور این مطالعه جهت بررسی جنبه های معماری پرونده الکترونیک سلامت و اهمیت آن در تبادل داده ها انجام گیرد.

روش پژوهش:

این پژوهش به روش مرور منظم مقالات علمی ( مرور سیستماتیک ) واز نوع کتابخانه ای بوده و بر اساس منابع اینترنتی در خصوص معماری پرونده الکترونیک سلامت به بررسی جنبه های معماری پرونده الکترونیک سلامت می پردازد . این منابع از پایگاههای اطلاع رسانی معتبر و شناخته شده از جمله سایت دانشگاه کوینزلند  استرالیا , شبکه اطلاعرسانی بهداشتی دولت استرالیا استانداردهای انفورماتیک اروپایی در انگلستان , گروه کاری ستانداردهای اروپا , کنفرانسهای علمی دانشگاه کمبریج انگلستان و گروه عمومی کاربرد کامپیوتر(GPCG ) به دستآمده است و سایتهای ناشناخته و شخصی مورد استفاده قرار نگرفته است . مقالات بررسی شده مربوط به انتشارات سالهای 2004 -01997 بوده ودر 4 دسته کلی تعاریف معماری  EHRو الزلمات معماری EHR   , گروهبندی شدند.

 

معماری:

در فناوری اطلاعات , خصوصا" کامپیوتر واخیرا" شبکه ها ,

·         معماری عبارت از اصطلاحی است که هم برای فرآیند وهم نتایج تفکر بیرونی وتعیین ساختار کلی , اجزا منطقی و وابستگی های منطقی یک کامپیوتر ، سیستم عامل آن ،یک شبکه یا مفاهیم دیگر ، به کار می رود .

·         معماری عبارت است از قادر سازی متخصصین بالینی برای تصمیم گیری درباره اینکه چه چیزی را ثبت کنند و به چه شکلی آن را ثبت کنند .

·         معماری از ذرک تنوع ضروری محتوا و شکل پرونده ها پشتیبانی می کند.

·         معماری نه ویژگی یک سیستم است نه هدف آن حرکت به سمت پرونده مراقبت بهداشتی استاندارد شده است.

 

معماری فناوری اطلاعات(ITA ):

دفتر مدیریت و بودجه آمریکا ، 3 معمار ی فناوری اطلاعات را به عنوان مستند سازی ارتباطات بین کارها و فرآیند های مدیریت و فناوری اطلاعات به منظورتضمین موارد زیر توصیف می کند.

·         تنظیم احتیاجات سیستم های اطلاعات با فرآیندهایی که رسالت موسسه را پشتیبانی می کند.

·         کفایت عملی بودن، تکرار اطلاعات و امنیت سیستم اطلاعات

·         به کارگیری و حفظ مجموعه استانداردهایی که موسسه توسط آنها ارزیابی شده و سیستم های جدید را کسب می کند .

علاوه بر این ، معماری فناوری اطلاعات ارتباطات بین کاری که یک موسسه انجام می دهد ، اطلاعات مورد استفاده موسسه و فناوری اطلاعات مورد نیاز موسسه را توصیف می کند.

 

معماری سیستم ها(SA ):

معماری سیستم ها به این سوال پاسخ می دهد که چگونه اجزا سیستم می تواند از دیدگاه اطلاعات و فناوری به طور موثر تری به اجرا در آید . طرح توسعه معماری سیستم در اهداف وسیع تر کاری در معماری یک ارتباط بهداشتی مشارکت خواهد کرد . معماری ارتباط بهداشتی ، حرفه ،ساختار، فرآیندها ، زیر بناهای فناوری ارتباطات محاسبه گری و منافع حرفه ای و اطلاعاتی را تعریف می کند که مجموعه سیستم ارتباط بهداشتی را تشکیل می دهند .

 

 

 

 

پرونده الکترونیک سلامت: (EHR  )

هر نوع اطلاعات مربوط به سلامت جسمی یا روانی یا وضعیت  یک فرد که در سیستم های الکترونیکی ثبت می شود و برای کسب، انتقال، دریافت، ذخیره، باز یابی، اتصال و دستکاری داده های چند رسانه ای به منظور فراهم کردن مراقبت بهداشتی اولیه و خدمات بهداشتی  مربوطه مورد استفاده قرار می گیرد .

پرونده الکترونیک سلامت شامل یادداشتهای بهداشتی  درمانی دوران عمر یک فرد است که در داخل سیستم بهداشتی درمانی ایجاد وبه صورت خصوصی ومحرمانه نگهداری می شود . این پرونده بصورت الکترونیکی برای ارائه کنندگان مجاز خدمات در هر مکان وزمان به منظور حمایت وپشتیبانی از ارتقا کیفیت خدمات وی باید در دسترس باشد

پرونده الکترونیک سلامت یک سیستم اطلاعات الکترونیکی ایمن وقابل توسعه است که استفاده کنندگان مجاز در مراکز بهداشتی درمانی در هر زمان به اطلاعات گذشته بیمار دسترسی دارند و اطلاعات درمانی جدید بیمار را نیز به آن اضافه می نمایند.

دسترسی به اطلاعات کامل بیمار در بهبود مراقبتهای بالینی و کاهش اشتباهات پزشکی بسیار مهم است . پرونده الکترونیک سلامت یک مجموعه متمرکز بلند مدت از اطلاعات مراقبت سلامت یک فرد است که برای تمام ارائه کنندگان خدمات در هر مرکز و در هر زمان قابل استفاده باشد و به عنوان قسمت اصلی یک سیستم اطلاعات سلامت یکپارچه محسوب می شود .سیستم هایی که دارای پرونده الکترونیک سلامت هستند این قابلیت را دارند که در حالیکه موجب بهبود سطح سلامت بیمار می شوند ، صدها ساعت در زمان صرفه جویی کنند وهزینه های مراقبت را نیز کاهش دهند . یک پرونده الکترونیک سلامت موجب تصمیم گیری بهتر در سیر درمان و توسعه نتایج درمانی  شده وداده های بهتری را برای بهداشت عمومی و تحقیقات جمع آوری می کند ، اما فقط زمانی این اتفاق می افتد که برای ایجاد وتوسعه آن یک روش استاندارد انتخاب شده باشد.

 

تفاوت بین پرونده الکترونیک سلامت و پرونده الکترونیک بیمار :

واژه های پرونده الکترونیک بیمار (EPR ) و پرونده الکترونیک سلامت ( EHR   ) در اکثر موارد بجای همدیگر بکار برده می شوند و ممکن است درذهن افراد اغتشاش بوجود آورد . به منظور تفکیک مرزهای این دو پرونده به مفاهیم زیر توجه نمایید .

 

 

تعریف پرونده الکترونیک بیمار(EPR):

پرونده الکترونیک بیمار مدرکی است که عمدتا" مراقبتهای دوره ای ارائه شده بوسیله مراکز درمانی را توصیف می کند و در بیمارستان و سایر مراکز ارائه خدمات درمانی مثل واحد های تخصصی و یا مراکز بهداشت ذهنی نیز ایجاد می شود .

واژه پرونده الکترو نیک سلامت برای توصیف مفهوم پرونده طولامی مدت وضعیت سلامت از گهواره تا گور بکار برده می شود و اطلاعات مراجعات بیمار به مراکز مراقبتهای اولیه و زیر مجموعه های اطلاعاتی نتایج مراقبتهای دوره ای در پرونده های الکترونیکی هر دو را باهم تلفیق می کند . در شکل زیر ارتباط پرونده الکترونیک بیمار و پرونده الکترونیک سلامت باهمدیگر به تصویر کشیده شده است.

 

 

ارکان پرونده الکترونیک سلامت:

با توجه به تعارفی که ارائه شد پرونده الکترونیک سلامت دارای الکترونیک سلامت دارای ارکان مهمی است که توجه به آنها توسط آند سته از مراکز بهداشتی درمانی که اقدام به ایجاد آن نموده اند آنها را در مسیر حرکت به سوی تکامل آن یاری خواهد نمود . موارد زیر در اکثر تعاریف ارائه شده آمده است واز آنها می توان به عنوان ارکان پرونده الکترونیک سلامت یاد نمود.

  • یک سیستم اطلاعات الکترونیکی است.
  • ایمن ومحرمانه باشد وبرای افراد مجاز قابل دسترس باشد
  • در هر زمان ومکان قابل دسترس باشد
  • از بدو تولد فرد تا پایان عمر وی نگهداری شود
  • تمام اطلاعات بهداشتی درمانی یک فرد در آن متمرکز شود.

گرچه موارد فوق را می توان به عنوان ارکان پرونده الکترونیک سلامت در زمان طراحی در نظر گرفت ولی هنوز سوالاتی به شرح زیر وجود دارد که پاسخ به آنها باید قبل از هر گونه اقدام مشخص گردد:

  1. پرونده الکترونیک سلامت جزو کدام دسته از سیستمهای بیمارستانی است ؟
  2. آیا پرونده الکترونیک سلامت یک سیستم الکترونیکی تک وظیفه ای است ؟
  3. آیا پرونده الکترونیکی سلامت یک سیستم جامع اطلاع رسانی است ؟
  4. آیا پرونده الکترونیک سلامت جزئی از یک سیستم جامع بالینی است ؟

روشن شدن این سوالات ویافتن پاسخی مدلل و منطقی برای آن راهنمای کارشناسان ومدیران در طراحی، انتخاب وپیاده سازی ساختاری مناسب در زمینه پرونده الکترونیک سلامت خواهد بود . با توجه به بررسیهای به عمل آمده در مقالات مختلف نظریات زیر مارا در دسترسی به پاسخ سوالات فوق کمک خواهد نمود .

به نظر می رسد که یکی ازز اولین سیستمهای بالینی مورد استفاده ، پرونده الکترونیکی بیمار است و به منظور دسترسی مستقیم تیم درمانی به اطلاعات دقیق و به موقع ایجاد می شود.

سیستمهای اطلاعات بالینی یکپارچه دارای اجزای زیراست:

  • پرونده الکترونیکی بیمار
  • سیستم نشان دهنده سیر درمان
  • سیستم حمایت از تصمیم گیری بالینی
  • سیستم مدیریت تصویر برداری / تکنولوژی ارتباط تصویری
  • سیستم پزشکی از راه دور
  • آموزش بیماران ،کارمندان و مشتریان از طریق کامپیوتر

چندی پیش سیستم های اطلاعات مراقبتی از نرم افزار های جداگانه ای ساخته می شدند اکثر این نرم افزار ها در زمینه داده های مالی ، اجرایی ودستورات پزشکی طراحی شده بود.

با توسعه نرم افزار ، سخت افزار هم اکنون سیستم های اطلاعات بالینی بیمارستانی بگونه ای طراحی می شوند که تمام وظایف را با یکپارچگی بیشتر در مسائل بالینی و وظایف ارتباطی انجام می دهند.

در این تصویر بیشتر بر مفهوم پرونده الکترونیک بیمار تکیه شده است زیرا که سیستم مذکور یک سیستم اطلاعات جامع بالینی است که در محیط های درمانی (بیمارستانی) مورد استفاده قرار می گیرد .اطلاعات این پرونده معمولا" برا یهمیشه نباید نگهداری شود و دوره نگهداری آن به قوانین موجود هر سیستم در خصوص مدت زمان نگهداری پرونده های بیمارستانی بر میگردد. البته باید ترتیبی اتخاذ گردد که خلاصه ای از این پرونده به پرونده الکترونیک سلامت دارئمی بیمار ارسال و در آن نگهداری شود ، زیرا که این کار موجب یکپارچگی اطلاعات هر فرد در سیستم بهداشت ودرمان خواهد  شد

 

پرونده الکترونیک به عنوان هسته اصلی یک سیستم جامع بالینی

 

 

معماری پرونده الکترونیک سلامت(EHR )

معماری پرونده الکترونیک سلامت یک مدل یا چهارچوب اطلاعاتی برای بنای پرونده الکترونیک سلامت است . این معماری توسط کمیته استانداردهای اروپایی به این شرح تعریف شده است:

معماری یک پرونده الکترونیک سلامت مدلی از جنبه های عام ضروری در هر پرونده الکترونیک سلامت است به این منظور که پرونده بتواند قابل ارتباط ، کامل و پرونده ای اخلاقی قانونی مفید و موثر در مراقبت باشد. و در سراسر سیستم ها ، کشورها و در طول زمان یکپارچه باقی بماند .

معماری اینکه هرکسی چه چیزی را در پرونده الکترویک سلامت خود ذخیره کندو چگونه هر سیستم پرونده الکترونیک سلامت اجرا شود را تعیین یا دیکته نمی کند . فضاهای آن انواع داده هایی که می تواند در پرونده وجود داشته باشد از جمله مواردی که در پرونده های کاغذی قرینه ای ندارند را محدود نمی کند .جزئیات نظیر اندازه فیلدها که از پایگاه داده های فیزیکی گرفته شده است ، ارتیاطی بامعماری پرونده الکترونیک سلامت ندارند.

 

توزیع ومبادله داده ها درپرونده الکترونیک سلامت:

پرونده الکترونیک سلامت ، مهمترین جز مدیریت اطلاعات در سیستم های مراقبت بهداشتی یکپارچه کامپیوتری است. پرونده الکترونیک سلامت  زیر بنای ضروری را فراهم می کند تا پذیرش و استفده موثر از سیستم های جدید مراقبت بهداشتی و ابزار های مدیریت اطلاعات نظیر مراقبت یکپارچه ، پزشکی مبتنی برسند پشتیبان تصمیم گیری مبتنی بر کامپیوتر ، برنامه ریزی مراقبت و مسیرهای کلنیکی و تحلیل نتایج ، امکان پذیر شود . هنگامی که EHR به اجرا گذاشته شد ، معمولا" به روش ناهماهنگ و بدون هیچ استانداری انجام می شد . این موضوع بزرگترین مشکل را در مدیریت اطلاعات بهداشتی سراسر جهان ایجاد کرده و داده های بالینی کم کیفیت موجب عدم اتصال به جزایر اطلاعات می شد.

بزرگترین  بحث دردنیای جدید ارائه مراقبت بهداشتی یکپارچه ، فراهم کردن اطلاعات جامع ، معتبر، مرتبط، قابل دسترس ، و به هنگام برای هر عضو تیم مراقبت بهداشتی چه در مراقبت اولیه وچه در مراقبت ثانویه است . بعضی مواقع حتی توزیع داده های کلینیکی مراقبت اولیه بین دو برنامه نرم افزاری مختلف بر روی یک کامپیوتر شخصی که امکان مبادله داده ها بین سایر بیمارستانها و موسسات مراقبت بهداشتی را فراهم می کند ،مشکل یا غیر ممکن است. الزامات مراقبت یکپارچه برای توزیع ومبادله اطلاعات بیمار می تواند با استاندارد سازی معماری منطقی پرونده الکترونیک سلامت به بهترین نحو برآورد شود. معماری در این زمینه به معنای ساختار پرونده الکترونیکی بیش از شکل خاص داده های درون پرونده است .

بنابراین ، معماری یک مدل رسمی از چهار چوب و جنبه های عام پرونده الکترونیک سلامت است و شکل خاص داده ها مهم نیست بلکه آنها موضوع استانداردسازی نیستند. در عوض با یک معماری منطقی استاندارد شده و الزامات یا تغییرات استاندارد شد یه اشکال کاملا" شناخته شده نظیر CORBA  XML,  وغیره توانایی عملیات بین بخشی در سطح فنی بدون داشتن استاندارد در آن سطح ، تضمین شده است . استاندارد سازی معماری ، انعطاف پذیری بیشتری را امکان پذیر خواهد ساخت و با تغییر پذیری احتیاجات رشته های مختلف مراقبت بهداشتی قابل تطبیق خواهد بود.

 

الزامات پرونده الکترونیک سلامت:

سیستم های بالینی ممکن است با ذهنیت متخصصین بهداشتی خاصی طراحی شود ، اما یک معماری EHR باید نیازهای همه متخصصین بهداشتی را برآورده کند . این نیازمندیها برای پرونده الکترونیک سلامت ضروری هستند ودر انفورماتیک بهداشتی به عنوان پایه توسعه پرونده الکترونیک خوب سلامت و سیستم های پرونده الکترونیک سلامت بطور وسیعی پذیرفته شده اند . نکات کلیدی این نیازمندیها عبارتند از :

1.جامعیت:

پرونده الکترونیک سلامت عبارت است از جمع آوری مشاهدات مختلف و ساختارهای داده ها که توسط افراد متعددی در طول زمان در محل های متفاوت ایجا شده است . پرونده الکترونیک یلازم است مخزنی برای اطلاعات مرتبط با پزشکان در آینده باشد و حیات طولانی مراقبت را به صورت ایده ال فراهم کند، بنابراین یک پرونده الکترونیک باید ، توانایی حمایت از محدوده وسیع رشته های مراقبت بهداشتی ، مجموعه ها و انواع داده های ساختمند وهم ورود داده های متن آزاد و حمایت از ارزیابی و تحلیل داده های پر معنی را داشته باشد.

2. ارتباط:

بیماران از یک مکان به مکان دیگری حرکت می کنند وبا بسیاری از فراهم کنندگان مراقبت بهداشتی در بیمارستانها و مراکز مراقبت اولیه مشاوره می کنند از طرفی متخصصین بالینی و محققین نیازمند اطلاعات جمع آوری شده در باره بیمارن جهت بررسی عملکرد و مطالعات مبتنی بر جمعیت هستند . بنابراین EHR  نیازمند ایجاد ارتباط و تشویق آن است . این ارتباط که در منبع دیگری تحت عنوان توانایی عملیات بین بخشی به آن اشاره شده در واقع توانایی توزیع و مبادله داده ها در سطح معنی شناسایی است که پردازش داده ها توسط سیستم ها ی پرونده الکترونیکی را امکان پذیر می کند . توانایی عملیات بین بخشی در معنی شناسی یک پیش نیاز اساسی برای سیستم های پشتیبان تصمیم گیری پیچیده در بین مجموعه های مختلف کلینیکی است .

3. قابليت انتقال:

قابليت انتقال به معنای توانايي حرکت و ترکيب پرونده الکترونيک سلامت بین افراد وموسساتی که از نظر سخت افزار نرم افزار ( سيستم های عامل ، زبانهای برنامه نويسی ، پايگاه داده ها ) وزبانهای ملی ( سيستم های کدگذاری ، زبانهای طبيعی) مستقل هستند .

يک    EHR  مستلزم دسترسی برروی بسياری از برنامه های محاسبه گر ( ترکيب  سيستم های سخت افزاری وسيستم عامل) هم آنهايي که قابل دسترس هستند و هم برنامه های آينده است.

4. ايمنی و محرمانگی:

قابليت ذخيره اطلاعات وارتباط بطور آزاد مسئوليت محرمانگی وپاسخگويی را به دنبال دارد .بنابراين پرونده الکترونيک سلامت بايد توانايي پشتيبانی از محرمانگي ، قوانين ونيازهای اخلاقی از طريق ثبت معتقدانه اقدامات کلينيکی ، اختيار کاربر، کنترل دسترسی ، کنترل متن ومميزی مستمر را داشته باشد.

 5. تحول:

توانايی حمايت از حيات طولانی پرونده الکترونيکی از طريق توانايي سازگاریقبلی وبعدی هم  با پرونده های الکترونيک وهم با سيستم های پرونده الکترونيکی بايد وجود داشته باشد .به عبارتی نرم افزار جديد بايد قادر به انجام فرآيند ويرايش قديمی تر پرونده الکترونيکی باشدو نرم افزار قديمی بايد قادر به انجام فرآيند ويراش جديدتر پرونده الکترونيکی باشد. به منظور اطمينان از اين که هم پرونده الکترونيکی وهم نرم افزار پرونده های الکترونيکی در طول زمان بادوام باقی بماند، سبک توسعه يافته پرونده الکترونيک خوب سلامت(GEHR ) ، استفاده از الگوهای اصلی را پيشنهاد می کند.

اين راهبرد امکان ميدهد تعريف ساختار های بالينی قانونی بين تعاريف هسته و تعاريف بيرونی از هم جدا شود بطورِکه هسته بطور مستقيم ، تنها مفاهيم پايه واساسی را نظير انواع داده های بالِنی ، تبادلات ، تصديق امضاها ، عناوين وغيره را اجرا کند، در حاليکه ابتدا توسط مدلهای شبيه الگوهای اصلی بيرونی از مفاهيم سطح بالا نظير انواع تبادلات ، مشکل بخش و ساختارهای عنوان ترجيحی ، گرفته شده اند.

تنها راه برآورد کردن اين الزامات استاندارد سازی پرونده الکترونيک سلامت در سطح معماری است . اين معماری بايد بر حسب يک مدل اطلاعاتی تعريف شود که حداقل ويژگيهای اطلاعاتی عام اطلاعات بالينی يک پرونده الکترونيک سلامت را شرح دهد و مطابق با معماری استاندارد بوده و تو سط سيستم EHR  فابل فهم باشد.

 

استانداردهاي اصلي مرتبط با معماري پرونده الكترونيك سلامت:

متخصصان كميته اروپايي استانداردها (CEN)  كه يك كميته بين المللي استانداردهاست،استانداردسازي چهار موضوع اصلي مربوط به استانداردهاي پرونده الكترونيك سلامت را تعيين كرده اند.اين چهار موضوع عبارتند از : معماري ،ارتباط ،اصطلاح شناسي و ايمني . در همين ارتباط سازمان بين المللي استانداردها (ISO) كه هدف آن ترويج گسترش استانداردسازي جهاني و فعاليتهاي مربوطه است ،كميته فني را تحت عنوان 512 TC  براي استانداردهاي انفورماتيك بهداشتي تشكيل داده است .

كميته فنيISO   512 ، يك سيستم ارتباطي با ساير سازمانها ي مجموعه سازي استانداردها برقرار ميكند تا در مورد موضوعات همپوشان و هماهنگي محتوا گفتگو كند. اين كميته 5 گروه كاري در سطوح استانداردسازيHER  ،پيام رساني ،ارائه مفهوم بهداشتي ،ايمني و كارتهاي بهداشتي تشكيل داده است. به دليل طبيعت جامع پرونده الكترونيك سلامت ، آنها با اغلب سطوح استانداردسازي مرتبط هستند. كميته اروپايي استاندارد) CEN ( در ارتباط با استانداردهاي اختصاصي معماري پرونده الكترونيكي، استانداردهاي اروپايي را منتشر كرده است.

 

پيش استانداردهاي اروپايي معماري پرونده الكترونيك سلامت :

استاندارد12265

  معماري عمومي EHR ،به عنوان يك پيش استاندارد در سال 1996 پذيرفته شد) 12265ENV ( در اين پيش استاندارد اروپايي اصول پايه معماري براي بيان محتوا و ساختار پرونده هاي الكترونيكي سلامت را تعيين مي كند و بنياني براي استاندارد معماري مرجع جهت مبادله پرونده هاي الكترونيك (بطور كامل يا بخشي از پرونده ) بين سيستم

ارسال شده توسط احمد محمدی | 31 12, 2013 | بازدید‌ها (2524)

به نام خداوند بخشنده مهربان

 

هوش تجاري در SQL Server 2008

Business Intelligence Development Studio

(SSAS)

احمد محمدي

Ahmad.Mohammadi.A@gmail.com

پاييز 1392

چکيده

در اين  سعي شده است بصورت کاملا عملي به بيان امکانات و ابزار هاي داده کاوي و هوش تجاري درsql server  پرداخته و توضيحي در خصوص لغات و اصلاحات مورد استفاده خواهيم داد .

همچنين در آموزشي يک مدل داده کاوي ايجاد مي نماييم که اين عمليات از طريق سرويس هاي آناليز   sql server 2012 انجام مي دهيم .که در آن الگوريتم هاي سرويس آناليز نظير درخت تصميم آموزش داده مي شود که براي ايجاد مدل داده کاوي مورد استفاده قرار مي گيرند.در نهايت بعد از ايجاد مدل و تنظيم ساختار يک تست روي مدل اجرا مي گردد.

 

 مقدمه

امروزه با پيشرفت فناوري، سازمان ها به دنبال راه ها و ترفندهايي مي گردند که بقايشان را در اين عرصه تضمين کنند. سازمان ها مي دانند که ديگر بقاي آنها تنها در رسيدن به وضعيت سوددهي مداوم نيست و بايد به دنبال رقابت و ابزار آن باشند. همچنين مي دانند که کليد موفقيت در عصر اطلاعات، اتخاذ تصميماتي است که بدون تناقض، بهتر و سريع تر در رقابت پيش دستي کند.

يک سازمان در طول حياتش، داده ايجاد مي کند. اين داده معمولا پيرامون دارايي، بازاريابي، فروش، منابع انساني، مديريت ارتباط با مشتري و ... گروه بندي مي شوند و هر بخش يک وظيفه جدا در شرکت انجام داده و داده هاي مرتبط به خود را جمع آوري مي کند. اين حقيقت سازمان ها را ملزم به جستجوي ابزارهايي براي تسهيل فرايند کسب اثربخش داده ها، پردازش و تحليل وسيع آنها کرده است تا براساس آن پايه اي را براي کشف دانش جديد بنا نهند.

براي ساليان متوالي از سيستم هاي اطلاعات مديريت موجود مانند: MIS,DSS,ES,EIS استفاده مي شد اما اين سيستم ها قادر به ايجاد يکپارچگي ميان داده هاي پراکنده و ناهمگن و شناسايي مناسب وابستگي هاي موجود ميان داده هاي جديد نبودند. براي اينکه سازمان ها قادر به واکنش سريع در برابر تغييرات بازار باشند، نياز به سيستم هاي اطلاعات مديريتي دارند که بتوانند از سازمان و محيط آن تحليل هاي علت و معلولي مختلف انجام دهند.

بنابراين سازمان ها براي حفظ بقا همزمان با پيشرفت فناوري، بايد تسلط بر فناوري هاي جديدي مانند هوش تجاري را در کسب وکارها يک الزام و ضرورتي اجتناب ناپذير تلقي کنند. سيستم هاي هوش تجاري ابزاري را فراهم مي کنند که بر اساس آن نيازهاي اطلاعاتي سازمان به شکل مناسبي پاسخ داده شود.

واژه هوش تجاري توسط گروه گارتنر 1در اواسط ده? 1991 رواج پيدا کرد. با اين حال، اين واژه اخيراً

رواج بسيار زيادي يافته است و در سيستم هاي گزارش دهي MIS ده? 1971 ريشه دارد. در آن دوران، سيستم هاي گزارش دهي ايستا، دو بعدي و فاقد قابليت تحليل بودند. در اوايل ده? 1981 ، مفهوم سيستم اطلاعات اجرايي ( EIS ) به وجود آمد. اين مفهوم سيستم هاي پشتيباني کامپيوتري را به سطوح مديران عالي و اجرايي برد. اين سيستم ها از قابليت گزارش دهي پويا و چند بعدي )ادهاک 4 يا بر مبناي خواسته(، پيش بيني، تجزيه و تحليل روند، پرداختن به جزئيات، دسترسي به وضعيت و عوامل کليدي موفقيت برخوردار بودند. تا اواسط ده? 1991 بسياري از محصولات تجاري از اين ويژگي ها برخوردار بودند. سپس برخي از محصولات جديد تحت نام هوش تجاري پا به عرصه گذاشتند. امروزه همگي به اين نتيجه رسيده اند که کلي? نيازهاي اطلاعات مديران اجرايي در قالب يک سيستم اطلاعات مبتني بر هوش تجاري قابل پاسخ است. بنابراين، مفهوم اصلي سيستم اطلاعات اجرايي به هوش تجاري تغيير يافت.

هوش تجاري، شامل ابزارها، تکنولوژي ها و فرايندهاي تبديل داده ها به اطلاعات و تبديل اطلاعات به دانش مورد نياز براي بهينه سازي تصميم گيري در سازمان است . امروزه با اطمينان کامل مي توان ادعا کرد که استفاده از راه حل هوش تجاري مي تواند قدرت رقابت پذيري يک سازمان را افزايش دهد و آن را از ديگر سازمان ها متمايز نمايد. اين راه حل اين امکان را به سازمان ها مي دهد تا با به کارگيري اطلاعات موجود از مزاياي رقابتي و پيشرو بودن بهره برداري نمايند و درک بهتر تقاضاها و نيازمندي هاي مشتريان و مديريت ارتباط با آنان را ميسر مي سازند.

مفهوم هوش تجاري:

تعاريف زيادي براي هوش تجاري وجود دارد، اما به طور کلي هوش تجاري به عنوان يک رويکرد جديد در معماري سازماني مطرح شده است که اين معماري بر اساس سرعت در تحليل اطلاعات به مديران جهت اتخاذ تصميمات دقيق و هوشمند کسب و کار در حداقل زمان ممکن کمک مي کند. هوش تجاري يک چارچوب کاري شامل فرايندها، ابزار و فناوري هاي مختلف است که براي تبديل داده به اطلاعات و اطلاعات به دانش مورد نياز هستند، که با استفاده از همين دانش مديران قادر به تصميم گيري بهتر مي شوند و در نتيجه عملکرد سازمان خود را بهبود مي بخشند.

با پياده سازي راهکارهاي هوش تجاري فاصله موجود بين مديران مياني و مديران ارشد از ديدگاه ارتباط اطلاعاتي از ميان خواهد رفت و اطلاعات مورد نياز مديران در هر سطح، در لحظه و با کيفيت بالا در اختيار آنها قرار خواهد گرفت. همچنين کارشناسان و تحليل گران مي توانند با استفاده از امکانات ساده، فعاليتهاي خود را بهبود بخشند و به نتايج بهتري دست پيدا نمايند.

احساس نياز به وجود يک سيستم هوش تجاري در سازمان براي اولين بار در سطوح بالاي مديريتي احساس مي شود و از بالاي هرم ساختار سازماني به بخش هاي زيرين منتقل مي گردد. مهم ترين نياز يک مدير، تصميم گيري است. فرآيند تصميم گيري مي تواند به سه بخش کلي تقسيم شود که عبارتند از:

1) دسترسي، جمع آوري و پالايش داده ها و اطلاعات مورد نياز.

2) پردازش، تحليل و نتيجه گيري براساس دانش.

3) اعمال نتيجه و نظارت بر پيامد هاي اجراي آن.

در هر يک از موارد فوق، سازمان هاي قديمي که از هوش تجاري استفاده نمي کنند، داراي مشکلاتي هستند که اغلب به دليل حجيم بودن داده ها، پيچيدگي تحليل ها و ناتواني در ردگيري پيامدهاي تصميم گرفته شده، به وجود مي آيند. هوش تجاري با کمک به حل مشکلات فوق، به دليل ساختاري که در سازمان به وجود مي آورد، خالق فرصت هاي جديدي براي سازمان است.

هوش تجاري يک چارچوب کاري شامل فرايندها، ابزار و فناوري هاي مختلف است که براي تبديل داده به اطلاعات و اطلاعات به دانش مورد نياز هستند، که با استفاده از همين دانش مديران قادر به تصميم گيري بهتر مي شوند و در نتيجه عملکرد سازمان خود را بهبود مي بخشند.

بنابراين هوش تجاري مجموعه اي از مهارت ها، فناوري ها و سيستم هاي کاربردي است  که براي جمع آوري، ذخيره سازي ، تحليل و ايجاد دسترسي کارآمد به انبارهاي داده جهت کمک به سازمان ها براي تصميم گيري صحيح مورد استفاده قرار مي گيرد.

پس از آن که داده ها در انبارهاي داده و بازارهاي داده گردآوري و سازمان دهي شدند، مي توان آن ها را براي تحليل هاي آتي به کار گرفت. تحليل داده ها شامل طبقه بندي، خوشته بندي، آناليزهاي آماري، پيش بيني هاي رياضي، تحليل هاي هوشمند مبتني بر شبکه هاي عصبي و الگوريتم هاي ژنتيک مي باشد.

هوش تجاري شما را براي تصميم گيري در همه عوامل موثر بر سازمان يا شرکت توانمند مي سازد.

مجموعه اي از ابزارها کاربران را قادر مي سازند تا داده ها را براي کشف الگوها، ارتباطات و چشم اندازهاي جديدي که براي هدايت تصميم گيري ها سودمند هستند، تحليل کنند. به اين ابزارهاکه براي يکپارچه سازي، تحليل و فراهم نمودن دسترسي به انبوه داده ها براي کمک به اتخاذ تصميمات بهتر مورد استفاده قرار مي گيرند، هوش يا هوشمندي تجاري، اطلاق مي شود.

ابزارهاي اصلي هوشمندي تجاري شامل نرم افزار ارائ? پرسش و گزارش گيري، ابزارهاي تحليل چند بعدي داده (پردازش تحليلي آنلاين  ) و داده کاوي است.

وقتي به مفهوم هوشمندي در انسان ها فکر مي کنيم، عموماً مقصود ما قابليت افراد براي ادغام دانش فرا گرفته شده به اطلاعات جديد و تغيير رفتارها است، به گونه اي که موجب توفيق آن ها در انجام وظايف يا انطباق با شرايط جديد مي شود. به طور مشابه، هوش تجاري اين قابليت را به سازمان ها مي دهد تا اطلاعات را جمع آوري کنند؛ در مورد رقبا، مشتريان و عمليات داخلي خود دانش ايجاد کنند و رفتار تصميم گيري خود را به منظور دستيابي به سوددهي بالاتر و ساير اهداف تجاري تغيير دهند.

 

مراحل هوش تجاري

اگر مراحل هوش تجاري را به صورت شکل زير در نظر بگيريم، منابع داده در مرحله اول جمع آوري مي شوند. اين منابع مي تواند داده هاي انواع پايگاه داده يا اطلاعات نرم افزارهاي موجود را در بر بگيرد.

اطلاعات جمع آوري شده طي فرايند  ETLدر پايگاه داده تحليلي يا همان انبار داده(Data Warehouse) بارگذاري مي شود.

داده در پايگاه داده تحليلي در بخش هاي مجزايي به نام داده گاه (Data Mart) قرار مي گيرد.

در مرحله بعد هوش تجاري وارد عمل شده و روي اطلاعات طبقه بندي شده تجزيه و تحليل انجام مي دهد.

در نهايت اطلاعات جهت انتشار به ابزارهاي سطح بالا تحويل داده مي شود.

 

 

تکنيک هاي مورد استفاده در هوش تجاري

 

در عصري که زمان، کليد اصلي در تجارت است، شرکت ها به استفاده از ابزارهاي اطلاعاتي روي آورده اند تا بتوانند اطلاعات مورد نظر را به سرعت از منابع استخراج کنند. هوش تجاري در امر تصميم گيري در سطوح مختلف سازمان به ويژه سطوح مديران ارشد با تحليل اطلاعات و روش هاي پرس و جو تسهيلات زيادي را فراهم مي کند که متداول ترين اين روش ها به قرار زير است:

 On-Line Analytical Processing (OLAP)

 On-Line Transaction Processing (OLTP)

 Data Warehousing (DW)

 Data Mining (DM)

 Intelligent Decision Support System (IDSS)

 Intelligent Agent (IA)

 Knowledge Management System (KMS)

 Supply Chain Management (SCM)

 Customer Relationship Management (CRM)

Enterprise Resource Planning (ERP )

 Enterprise Information Management (EIM)

لازم به ذکر است، صرف وجود تمام اين تکنيک ها در سطح سازمان بدون در نظر داشتن فرهنگ سازمان و رويکرد سيستمي موجود بين کارکنان نمي‌تواند اثبات کننده هوشمندي کسب و کار آن سازمان باشد.

 

 آشنايي با داده‌کاوي :

OLAP و Data Mining دو راهکاري هستند که در SSAS براي مديرت داده ها و کشف دانش معرفي شده است. در اينجا به معرفي اجمالي داده کاوي(DataMining) مي پردازيم.

داده‌کاوي علمي نوين و جذاب براي کشف دانش از داده ها مي باشد. با توجه به رقابتي شدن بازار و تلاش سازمان ها براي رقابت و بدست آوردن درآمد بيشتر، استفاده از داده‌کاوي امري مهم تلقي مي شود. استفاده از داده هاي پيشين و نتيجه گرفتن از آن ها جهت بهبود عملکرد آينده، يکي از ايده‌آل‌ترين روش ها براي کمک به سازمان ها مي‌باشد. از سوي ديگر با توجه به قابليت حضور داده‌کاوي در تمام عرصه‌ها و همچنين وجود بنيان قوي علوم آمار، کامپيوتر، هوش مصنوعي و الگوشناسي در نهان داد‌ه‌کاوي موجب فراگير شدن اين دانش در تمامي سطوح گرديده است.

داده‌کاوي عملي بسيار ظريف بوده که اگر در آن تحليل داده‌ها بصورت دقيق انجام نگيرد، ممکن است باعث استدلال نادرست گردد. از طرفي الگوريتم هاي دادهکاوي نيز پيچيدگي زيادي دارند، خوشبختانه نرم افزارSQL Server Business Intelligence Development Studio سبب گرديده که از پيچيدگي محتواي الگوريتم‌هاي داده‌کاوي دور گرديم و با خيالي آسوده عمليات داده‌کاوي را انجام دهيم. 

آشنايي با  Analysis Services :

تحليل در قلب هوش تجاري است و با آن، مي توان به داده هاي خود مفهوم بخشيد.

SQL Server  شامل موتور بسيار قدرتمندي براي ساخت ساختمان هاي داده چند بعدي است که به شما اجازه مرتب کردن ، تجميع و تحليل داده ها را مي دهد و تحت عنوان   SQL Server Analysis Services

شناخته مي شود. جمع آوري اطلاعات صرفاً به منظور گردآوري آن ها موجب هدر دادن وقت، پول و نيروي انساني است، زماني گردآوري اطلاعات مفيد خواهد بود که بتوان از اين اطلاعات براي کشف تمايلات، شناسايي مشکلات و ساماندهي کمبودها، که ارزش تجاري به همراه دارد استفاده کرد.

SQL Server Analysis Services از يک موتور OLAP براي ساخت و ذخيره سازي پايگاه داده هاي چند بعدي استفاده مي کند.

هدف از اين تحقيق، بررسي مطالبي درباره اصول فناوري OLAP ، ابزارهاي مورد استفاده براي ساخت

پايگاه داده هاي OLAP و اجزاي مورد استفاده در آن مي باشد. هم چنين در حين بررسي مفاهيم تئوري در رابطه با SSAS ، روند ايجاد يک پروژه در SSAS از ابتدا به شکل گام به گام به صورت شماتيک ارائه مي شود؛ که در اين راستا از انبار? داد? نمون? ماکروسافت با عنوان dventureWorksDW2008R2 و از نرم افزار SQL Server 2008 R2 (Enterprise Data Management & Business Intelligence Software) استفاده شده است.

آشنايي با: OLAP 

پايگاه داده هاي OLAP حول مفهوم مکعب 9 ساخته مي شوند. مکعب ها، اشياي چند بعدي هستند که ساختارهاي آن ها با اشياي سلسله مرتبه اي تحت عنوان ابعاد 11 تعريف مي شوند. نمونه اي از پر استفاده ترين بعدها، بعد تاريخ است. واحد هاي زماني درصورت نياز مي توانند بر طبق سطح يا عمق داده اي که در پايگاه داده ذخيره خواهد شد، تقسيم بندي يا ترکيب شوند. مثلاً بعد Date ممکن است شامل يک سطح دهه، يک سطح سال، يک سطح فصل و الي آخر باشد که در نهايت به روز ختم مي شود )يا در صورت لزوم کمتر(.

 

مفهوم مهم ديگر هنگام کار با مکعب ها، شناخت اين مساله است که بيشتر داده هاي دستيابي شده، تجميع مي شوند يا حداقل مي توانند تجميع شوند. اين بدان معني است که هنگام ساخت يک مکعب، نيازي به ذخيره سازي کليه محاسبات احتمالي روي داده ها نيست، بلکه در عوض مي توانيد روشي را تعريف کنيد که پايين ترين سطح داده ها ترکيب شوند تا بتوانيد به پاسخ مورد نظر دست يابيد.

مثلاً، اگر تعداد فروش روزانه خود را رديابي کنيد، ولي بخواهيد بدانيد کل فروش فصل گذشته چقدر بوده است، برطبق روشي که مکعب مربوطه طراحي شده است، مي تواند به طور خودکار کل فروش روزانه رابراي 91 روز گذشته با هم جمع کند. بسته به چگونگي تعريف بعد Date ، هم چنين مي  توانيد داده مشابهي را بررسي کنيد که به ماه يا هفته تقسيم شده است، بدون اينکه مجبور به انجام محاسبات پيچيده اضافي باشيد.

مکعب هاي OLAP هم چنين مي توانند مقادير خلاصه شده و داده هاي پايين ترين سطح را ذخيره کنند.

اين امر بازيابي اطلاعات را آسان تر مي کند. مثلاً داده هاي 91 روز آخر فروش، زيرا آن مجموع هم اکنون در مکعب به عنوان يک مقدار محاسبه شده ذخيره شده است.

اصطلاحات OLAP   :

تاکنون، تعدادي از واژه هاي کليدي مورد استفاده در محيط هاي OLAP به شما معرفي شدند، ولي در

اين بخش، فهرستي ساخت يافته تر از واژه ها و تعاريفي ارائه مي شود که معمولاً مورد استفاده قرار مي

گيرند.

شناخت اجزاي مختلف يک راه حل OLAP کمک شاياني در مديريت بهتر پايگاه داده هاي OLAP مي

کند. در اين قسمت واژه ها و تعاريف مذکور در يک جدول ارائه مي شوند.

پايگاه داده OLAP:کانتينري براي اشياي متفاوتي که در يک راه حل Analysis Services وجود

دارد، مي باشد که علاوه بر ابعاد و مکعب هاي مذکور در صفحات قبل، اين

قسمت هم چنين شامل اشياي ديگري از قبيل منابع داده مي باشد که در اين

فهرست معرفي خواهند شد.

منبع داده:داده ها از يک پايگاه OLAP سرچشمه نمي گيرند، بلکه در عوض از پايگاه داده هاي ديگري استفاده مي کنند که اغلب يک پايگاه داده رابطه اي، منبع آن مي باشد. پشتيباني هاي مايکروسافت از تامين کننده هاي OLE DB موجود براي اتصال به 1 Microsoft SQL Server و پايگاه داده هاي جديدتر و هم چنين SQL Native Client براي Analysis Services استفاده مي کنند. برخي از پايگاه داده هاي شخص ثالث مي توانند به عنوان منبع داده استفاده شوند، مادامي که يک درايور OLE DB مناسب داشته باشيد.

 

بعد: بلوک هاي سازنده ساختار يک مکعب مي باشند. ابعاد برطبق جداول يا ديدگاه هاي منبع داده بوده و حاوي صفاتي خواهند بود که بر طبق ستون هاي اين جداول يا ديدگاه ها باشند. هر چند ابعاد براي ساخت مکعب ها استفاده مي شوند، تعريف ابعاد در مکعب ذخيره نمي شود مگر آن که، آن ها به مکعب اضافه شوند. تعريف ابعاد نيز در کلکسيون بعد پايگاه داده OLAP ذخيره مي شود. اين امر به يک بعد واحد اجازه مي دهد در يک يا چند مکعب استفاده شود.

 

سلسله مراتب:          دو نوع سلسله مرتبه در SQL Server Analysis Services وجود دارد. سلسله مراتب صفات با استفاده از خصوصيات بعد براي تعريف يک ساختار سلسله مرتبه اي ساخته مي شود. از طرف ديگر، سلسله مراتب تعريف شده کاربر به طور دستي با تعريف متدي که در آن مکعب مي تواند در بعد خاص برش داده شود، ساخته مي شود. علاوه بر مثال سلسله مرتبه تاريخ بخش قبل، مثال ديگري که ممکن است استفاده کنيد بعد مکان جغرافيايي است که به شما اجازه مي دهد داده هاي خود را در صورت لزوم براساس قاره، کشور، ايالت، استان، بخش و شهر تحليل کنيد.

 

سطح  موقعيتي در يک سلسله مرتبه را شناسايي مي کند که آيتم هاي مجزا )تحت عنوان اعضا( به آن تعلق دارند.

عضو    اشيا يي در سلسله مرتبه اي که يک يا چند نمونه از داده واقعيت را نشان مي دهد، مي باشند.

مثلاً سلسله مرتبه مکان جغرافيايي ممکن است سطح کشور را تعريف کند که شامل اعضاي ايالات متحده، کانادا و ژاپن مي باشد. سطح شهر ممکن است شامل اعضاي سياتل، ونکوور و توکيو باشد.

 

معيارها معيارها، داده واقعيت کميت پذير در پايگاه داده شما را نشان مي دهند.

)معيارها قابل اندازه گيري اند(.

 

گروه هاي معيار براي مرتبط کردن ابعاد با معيارها از جداول واقعيت مرتبط استفاده مي شود، درست مانند زماني که تعداد متمايزي به عنوان رفتار تجميعي براي داده واقعيت استفاده مي شوند. اين گروه ها موجب بهينه شدن پردازش تجميع مي شوند.

مکعب  اشياي اصلي ايجاد شده در پايگاه داده OLAP مي باشد. دو جزء اصلي براي مکعب وجود دارد: ابعاد که براي تعريف ساختار مکعب استفاده مي شوند و معيارها که حاوي داده واقعيتي )واقعي( هستند که توسط مکعب به آن ها مراجعه مي شود و بلوک هاي سازند? پايگاه داده هاي OLAP شما هستند.

 

شاخص هاي کليدي

عملکرد :محاسبات داده گروه معيار که براي مقايسه عملکرد واقعي در برابر ارزش هدف تعيين شده استفاده مي شوند. مثلاً، دپارتمان فروش ممکن است دو هدف را براي کمک به شناسايي عمکلرد فروش تعريف کند. اولين هدف، تنظيم ارزش هدف براي تعداد واحدهاي فروخته شده و دومين هدف، شناسايي درآمد متصور از تمام فروش هاست. هر يک از اين اهداف مي توانند به عنوان شاخص

کليدي عملکرد دنبال شوند و شما مي توانيد فروش هاي ساليانه واقعي خود را با اهداف تعريف شده مقايسه کنيد .

OLAP به زبان ساده

OLAP  مجموعه‌اي از مکعب‌ها (Cubes) است. داخل اين مکعب‌ها داده‌هايي قرار دارند که از پيش انتخاب شده‌اند. ارتباطات بين ابعاد از قبل تعريف شده و همه ابعاد (نتايج) از قبل محاسبه و پيش‌بيني شده است. هنگامي که يک مکعب ايجاد مي‌شود، يک واسط کاربر نهايي که مي‌تواند يک داشبورد باشد براي يک فرد واقعي پياده‌سازي مي‌شود که کاربر نهايي(مديران و تصميم گيرندگان سازمان) بتواند با جواب‌هاي داخل مکعب تعامل داشته باشد.

اما فرض کنيد در يک مکعب براي تحليل فروش در يک سازمان مقدار و مبلغ فروش را بر اساس ابعادِ مناطق فروش، فروشنده (بازارياب)، مشتري و ماه داشته باشيم. زماني که اين مکعب فرضي ساخته مي‌شود، نرم‌افزار مبتني بر OLAP کليه ترکيبات عناصر داده‌ها را محاسبه و ذخيره مي‌کند، کاربر نهايي به اين داده‌ها از طريق داشبوردها و يا يک سري فرم‌ها مثلا Pivot Table  ها يا انواع ديگر فرم‌ها دسترسي خواهد داشت.

 در اين مثال فرضي کاربر نهايي محدود به تحليل در محدوده ابعاد از قبل تعريف شده مثل مناطق، نمايندگي‌ها، مشتري‌ها و ماه است. اگر کاربر بخواهد درباره فروش هفتگي، روزهاي هفته يا محصولات فروخته شده (و يا صدها ترکيب ديگر از داده‌ها) اطلاعاتي کسب کند ديگر شانسي براي بدست آوردن آن ندارد، بايد صبر کند که مکعب ديگري از اطلاعات مورد نياز او ايجاد شود که اين يعني محدودسازي و کاهش بهره‌وري و اثربخشي براي تصميم‌گيران آن سازمان. به عبارت ديگر کاربر نهايي بايد نيازهاي خود را از پيش شناخته و براي اين نيازها Cubeها، جداول حقايق (Fact) و ابعاد (Dimension) مورد نياز را پياده سازي کند تا با کنار هم قرار دادن گزارشات مختلف تا حدودي به دانش استخراج شده و مورد نياز خود دست پيدا کند.OLAP  برخي از قابليت‌هاي تحليل را فراهم مي‌کند، اما تقريبا مي‌توان گفت در کشورهاي  پيشرفته يک رويکرد قديمي است و متاسفانه در کشور ما همچنان ناشناخته! يا کمتر شناخته شده است. در حال حاضر انواع مختلف OLAPوجود دارد، مثل MultiDimensional OLAP (MOLAP) که به آن MMD نيز گفته مي‌شود و  Relational OLAP ROLAP  ياRDBMS  و سيستم هاي OLAP از نوع HOLAP.

کارکردن با : SSAS 

همانند ساير خدمات هوش تجاري، مي توان هم از Business Intelligence Development و هم از

SQL Server Management Studio  براي مديريت جنبه هاي مختلف  SQL Server Analysis Services

استفاده کرد.  BIDS  در اصل براي ايجاد و مديريت ابعاد، ساخت مکعب ها، تعريف KPI ها و ساير وظايف مربوط به مرتب کردن و ساختاردهي داده ها استفاده مي شود.

ايجاد پروژه: 

با ايجاد يک پروژه Analysis Services جديد شروع کنيد. در BIDS بايد پروژ? جديدي را ايجاد کنيد

که از الگوي پروژه Analysis Services استفاده مي کند. هم چنين ممکن است توجه داشته باشيد که

يک گزينه براي وارد کردن پايگاه داده SSAS موجود در پروژه جديد وجود دارد. براي مثال، پروژه اي به

نام Adventure Works 2008 Data Warehouse ايجاد خواهيم کرد .

 

تعريف منبع داده:

پس از ايجاد پروژه، مرحله بعدي، ايجاد منبع داده اي است که توسط پايگاه داده OLAP استفاده خواهد شد. در اين جا نياز به پايگاه داده AdventureWorksDW2008R2 داريد که مي توانيد از سايت

مايکروسافت دانلود کنيد. مراحل زير را انجام دهيد:

1.       با کليک راست روي پوشه Data Source در Solution Explorer شروع کنيد و New Data Source را انتخاب کنيد. اين امر موجب اجراي ويزارد New Data Source مي شود. همانند اکثر

ويزاردهاي SQL ، اولين صفحه ويزارد، به طور طبيعي صفحه مقدماتي است و مي توان با کليک بر

روي Next از آن رد شد.

2.       صفحه بعدي ويزارد به شما اجازه تعريف اتصال داده را مي دهد. ممکن است هم اکنون اتصالات داده تعريف شده اي داشته باشيد، ولي با توجه به تجربه اي که پس از اجراي پروژه توسط اينجانب به دست آمد بهتر است ابتدا با کليک بر روي Delete اتصال فعلي را حذف کرده و سپس با کليک بر روي New اتصال جديدي را درپنجره باز شده با نام Connection Manager ايجاد کرد.

3.ايجاد اتصال داده مورد نظر

 

4.       همانگونه که در شکل 2-5  مشاهده مي کنيد، مي توانيد خصوصيات اتصال جديد را انتخاب کنيد. از جمله تامين کننده OLE DB ) که در اين مثال بايد Native Client 10.0 SQL Server باشد(.سپس در قسمت Server Name يک نقطه ).( قرار مي دهيم )بدين وسيله از پايگاه داده محلي        استفاده مي کند( و سپس از کومبوباکس پايين پنجره نام پايگاه داده مورد استفاده را مشخص مي کنيم. )در اين جا AdventureWorksDW2008R2 مي باشد.( براي بازگشت به ويزارد، OK را کليک کنيد.

5.       پس از داشتن اتصال داده مناسب براي ادامه ويزارد، روي Next کليک کنيد. در اين مورد، مي توانيد حساب و رمز عبور را Windows

ارسال شده توسط احمد محمدی | 29 12, 2013 | بازدید‌ها (2404)
طراحی سیستم مبتنی بر دانش براي برنامه ریزي استراتژیک: دیدگاه کارت امتیازي متوازن

احمد محمدی
دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت فناوری اطلاعات
زمستان 1392

چکیده:
کارت امتیازي متوازن ابتدا توسط کاپلان و نورتون طراحی شد.کارت امتیازي متوازن _ آنچه را که بر عملکرد تاثیرگذار است را اندازه گیري می کند. در مجله Harward Business Rewiew کارت امتیازي متوازن (BSC) ؛ دیدگاه منسجمی از عملکرد کلی و اهداف استراتژیک سازمان ارائه می کند. BSC مقیاس هاي مالی را با سایر شاخص هاي کلیدي عملکرد ادغام می کند تا دیدگاهی ایجاد کند که هر دو جنبه مالی و غیر مالی را استفاده کند BSC  ابزار مفیدي براي برنامه ریزي استراتژیک و انتقال استراتژي است که در استقرار استراتژي مشارکت دارند. استقرار موفق استراتژي بر پایه برنامه ریزي موثر استراتژیک است- با توجه به اینکه برنامه ریزي استراتژیک یکی از موارد حیاتی در کسب وکار است. این تحقیق شیوه منسجمی براي ابزار BSC و سیستم مبتنی بر دانش به کمک شیوه فرایند تحلیل سلسله مراتبی(AHP)، ارائه می کند و سپس سیستم ذهنی مبتنی بر دانش BSCرا براي برنامه ریزي استراتژیک ایجاد می کند که استراتژي هاي عملیاتی یا مدیریتی شرکت را بر پایه این دیدگاهها تنظیم یا انتخاب می کند . عملکرد رشد و یادگیري، فرایند داخلی / کسب وکار، مشتري و مالی. این سیستم در تعیین وزنهاي خاص استراتژي کمک می کند . سیستم ذهنی مبتنی بر دانش BSC برنامه ریزي استراتژیک خودکار کارا را تسهیل می کند.

1-مقدمه
محققان و دانشمندان که در زمینه برنامه ریزي استراتژیک و حسابداري مدیریت فعالیت دارند، در دهه اخیر توجه رو به افزایشی به تاثیر BSC بر عملکرد سازمان و برنامه ریزي استراتژیک داشته اند. BSCکه توسط کاپلان و نورتون(1992)طراحی شد ،از توالی 4 دیدگاه یادگیري ورشد، دیدگاه فرایند کسب وکار داخلی، دیدگاه مشتري و دیدگاه مالی پیروی می کند. خروجی اصلی ( عملکرد) که در هر دیدگاه اندازه گیري می شود ،به عنوان شاخص هاي راهبردي مقیاس هاي خروجی هاي اصلی در دیدگاه بعد، استفاده می شود. از زمان توسعه اولیه BSC توسط کاپلان و نورتون، این شیوه توسط سازمانهاي تولیدي وخدماتی، سازمانهاي غیر انتفاعی،موسسات دولتی و سایر صنایع دنیا استفاده شده است. شرکتها به صورت رو به افزایشی از سیستمهاي اندازه گیري عملکرد جدید استفاده می کنند تا مقیاس هاسی غیر مالی را ثبت کنند. تحقیق مرتبط شامل تحقیق  Andrews (1996), Banker, Chang, and Pizzini (2004),
Banker, Potter, and Srinivasan (2000), Frigo (2002), Said,  و .HassabElnaby, and Wier (2003)
از زمان معرفی در اوایل دهه 1990 ، از یک ابزار اندازه گیري عملکرد ، به یک ابزار مدیریت استراتژیک تحول یافته است. متودولوژي BSC زیر بنایی براي فعالیتهاي  مدیریت استراتژیک ایجاد می کند.کارت امتیازي چهار فرایند جدید مدیریتی را معرفی می کند که به صورت جداگانه و در ترکیب با یکدیگر در ایجاد ارتباط بین اهداف بلندمدت استراتژیک و فعالیتهاي کوتاه مدت مشارکت دارند. با ترکیب دیدگاههاي مالی، مشتري، فرایند داخلی و یادگیري ورشد BSC، به مدیران کمک  می کند که روابط مختلف وتاثیرات علت و معلولی را شناسایی کنند.
این شناخت در برتري یافتن مدیران بر نکات سنتی با توجه به موانع عملیاتی و در نهایت بهبود تصمیم گیري و حل مسائل کمک می کند. مرور اجرایی و استراتژیک می تواند تیم مدیریت را در مرور برنامه استراتژیک، فرایند برنامه ریزي کمک کند که شامل مقیاس هاي BSCو نقشه هاي استراتژي است. برنامه ریزي استراتژیک در  کسب وکار بسیار مهم است،. یک برنامه استراتژیک از برنامه عملیاتی متفاوت است.
یک برنامه استراتژیک باید مفهومی، داراي چشم انداز و جهت دار باشد. با توجه به پیچیدگی و اهمیت برنامه ریزي استراتژیک ، سیستم مبتنی بر دانش(KBS) غالبا ، براي حمایت از تصمیم گیري استفاده می شود. سیستم هاي مبتنی بر دانش،(KBS)  ابزار مبتنی بر کامپیوتر هستند که تصمیم گیري مدیریتی را با ارائه گزینه هاي موثر مختلف ساده تر می کنند. در دهه 1990 ، سیستم هاي هوشیار مبتنی بر دانش نقش مهمی در ابزارهاي حمایتی تصمیم گیري داشتند. اما مطالعات کمی KBS را در برنامه ریزي استراتژیک نشان می دهد که استراتژي را بر پایه دیدگاهها ي BSC  تعیین یا انتخاب می کند. KBSمی تواند به عنوان ابزار برنامه ریزي استراتژیک براي برنامه ریزي یا تعیین استراتژي بر پایه اطلاعات تصمیم گیري استفاده شود. KBS براي پیشنهاد مراجع براي کمک به تصمیم گیرندگان در تصمیم گیري هاي  صحیح و در برخورد با موقعیت هاي پیچیده و مقادیر زیاد اطلاعات کمک می کند سیستم هوشیار مبتنی BSC مبتنی بر دانش (BSCKBS)، براي توسعه سیستم برنامه ریزي استراتژیک و براي استقرار سیستم هاي کسب وکار و حمایت از نیازها طراحی شده است. متعاقبا KBS کاربرد مبتنی بر دانش را طراحی می کند و استراتژي  هاي مدیریت را بر پایه ارزیابی از استراتژي و چشم انداز کسب و کار ایجاد می کند.بر پایه موضوعات بالا، این کار دو هدف مرتبط دارد: 1- براي پشنهاد چارچوب منسجم براي ابزار BSC و سیستم KBS به کمک فرایند تحلیل سلسله مراتبی و -2  توسعه سیستم KBSBSC براي برنامه ریزي استراتژیک که استراتژي شرکت را از  دیدگاههاي زیر تعیین یا انتخاب می کند: رشد و یادگیري، فرایند داخلی کسب وکار، مشتري و عملکرد مالی. به کمک شیوه AHP در تحلیل ها، این کار بررسی می کند که مدیریت چگونه اهداف و مقیاس ها را به کمک سلسله مراتب BSC می تواند انتخاب کند. این کار دو موضوع مهم رار مورد توجه قرار می دهد: تعیین اهداف و انتخاب مقیاس هاي مناسب.
مدیران شرکت به خوبی آگاه هستند که استقرار سریع تغییرات مشکل است. اما برنامه ریزي استراتژیک براي اجراي استراتژي مهم است. این تحقیق کاربرد AHP در اولویت بندي مقیاس ها و استراتژي ها در چارچوب BSCرا شرح می  دهد و تلاش می کند که سیستم پشتیبان تصمیم گیري هوشمند مدیریت و برنامه ریزي استراتژیک BSCرا براي برنامه ریزي استراتژیک ایجاد کند، یعنی سیستم مبتنی بر دانش BSC
.(BSCKBS)
ادامه این تحقیق به این ترتیب است: بخش 2 به صورت مختصرKBS و کاربردهاي مرتبط را مرور می کند. بخش 3 به صورت خلاصه دیدگاه BSC و تحقیقات مرتبط را مرور می کند.  بخش 4تئوري AHP و تحقیقات مرتبط را بیان می کند. سپس در بخش 5، معماري BSCKBS و مفاهیم مرتبط بیان می شود. در نهایت نکان انتهایی و خلاصه فصل در بخش 6 ارائه می شود.
-2 سیستم مبتنی بر دانش و کاربردها
2-1 مفهوم سیستم مبتنی بر دانش KBS
تکنولوژي کاربر کامپیوتر با تکنولوژي بالا، سیتم مبتنمی بر دانش KBS را به عنوان یک سیستم کامپیوتري که براي تسهیل حل مسائل نیروي انسانی از طریق ترکیبی از هوش مصنوعی و پایگاهی از دانش مربوط به حوزه خاص تعریف می کند. سیستمهاي مبتنی بر دانش، بر پایه روش ها وتکنیکهاي هوش مصنوعی (AI) هستند. اقلام اصلی سیتم هاي مبتنی بر دانش عبارتند از : مکانیزمهاي مبتنی بر دانش و علت یابی. KBS مانند سیستمهاي حل مساله، براي کسب اطلاعات از یک  سیستم مبتنی بر دانش تلاش می کند و از این اطلاعات در کسب نتایج مفید و براي تصمیم گیري استفاده می کند. KBS سیستمهاي مبتنی بر کامپیوتر هستند که دانش  را در غالب شیوه هایی براي حل مساله و به منظور کمک به انسانها در حل مساله  ارائه می کنند. در عملKBS ، خلاصه اي براي سیستم مبتنی بر دانش است در ادبیات KBSBSC، Dhaliwal and Benbasat (1996) فرض کردند که چهار جزئ اصلی KBS عموما به این ترتیب هستند: مبناي دانشی، موتور واسط، ابزار مهندسی دانش، و واسطه خاص کاربر. (2002)Albermani & Chau پیشنهاد کردند که KBS سه جزء پایه اي اصلی دارد: پایگاه دانش، مکانیسمهاي محتوا و واسط کاربر. بنابراین پایگاه دانش، مرکز اصلی KBS است و شامل دانش تخصصی حوزه است که از طریق انواع تکنیکهاي نمایش جمع آوري شده است.( مانند شبکه ها، چارچوبها و منطق هاي سمانتیک)، تکنی یا شیوه اي که بسیار استفاده می شود، قانون تولید اگر ( شرط)، آنگاه (عمل) است.
2.2 کاربرد KBS
 در طول دهه 1990 ، محققان و دانشمندان اهمیتKBS را شناسایی کردند و مفاهیم  مرتبط با آن یکی از مهمترین مباحث مرتبط با ابزار پشتیبان تصمیم گیري یا سیستم هاي اطلاعات مدیریت شد. KBSاز زمان توسعه در مطالعات و مباحث مختلفی  استفاده شد که شامل ارزیابی عملکرد، وام تجاري ،طراحی استراتژي پشتیبانی، تولید کشاورزي، ادغام و تحصیل یا طراحی براي زلزله ، پویایی هاي سیستم، انتخاب تجهیزات حمل ونقل، مدیریت خدمات مشتري و کسب دانش است. براي مثال، Wang 2007  چارچوب ارزیابی با نام DSSPE ، براي ارزیابی موسسات دولتی (SOE )، به کمک مدلهاي DEA پیشنهاد کرد که شامل زیر سیستمهاي پایگاه  اطلاعاتی مدیریت، زیر سیستم مبتنی بر مدل، زیر سیستم کسب دانش و زیر سیستم دیالوگ استKumra در سال 2006 ، شیوه تخصصی مبتنی بر سیستم MRA را براي تامین اعتبار وامهایی که به صورت تجاري براي بیش از 10 سال در موسسات مختلف مالی شرح داد. Chaw 2005 فرض کرد که سیستم مبتنی بر دانش KLSS براي کاربرد در هنگ کنگ، منطقه Peal Delta River مناسب بود که اثربخشی تنظیم استراتژي پشتیبانی را با ادغام تکنیکهاي مانند جمع آوري داده ها، پردازش تحلیلی آن لاین، مدیریت چندبعدي پایگاه داده ها و علت یابی مبتنی بر مورد را تقویت می کند. Pomar & Pomar  سیستم پشتیبانی تصمیم گیري مبتنی بر دانش به نام CULLSOW را براي شناسایی خوکهاي چاق با قدرت کمتر را در شرکتهاي تجاري خوك طراحی کردند. متعاقبا KBS ، اخیرا موفقیت قابل توجهی در مطبوعات مدیریت اطلاعات فعلی کسب کردند.
3- کارت امتیازي متوازن
3.1 دیدگاه کارت امتیازي متوازن (BSC)
فرایند کارت امتیازي متوازن در اولین نسخه اي که توسط اپلان و نورتون طراحی شد، شامل چهار دیدگاه است: رشد و یادگیري، فرایند داخلی ،مشتري ومالی.  BSCشیوه استراتژیک و سیستم مدیريت عملکرد است که سازمانها براي استقرار چشم انداز و استراتژي استفاده می کنند. مدل BSC شامل چهار فرایند جدید مدیریتی است  که به صورت جداگانه و در ترکیب با یکدیگر در ایجاد ارتباط بین اهداف بلند مدت و اهداف استراتژیک با اقدامات کوتاه مدت است. شرکتها و صنایع زیادي BSC را استفاده کرده اند که نیاز هاي مختلف مدیریتی را پاسخ دهند.مدل BSCچیزي  بیش از مجموعه اي از مقیاس هاي مالی و غیر مالی است و ترجمه اي از استراتژي واحدهاي کسب وکار به مقیاس هاي مرتبطی که اهداف استراتژیک بلندمدت و مکانیسم ها را براي دستیابی و کسب بازخورد با توجه به آن اهداف تعریف میکند. بنابراین کاپلان و نورتون ابزار جدید قدرتمندي طراحی کردند. نقشه استراتژي که شرکتها می توانند براي تشریح ارتباط و ایجاد ارزش با درجه بسیار بالاي دقت و وضوح استفاده شوند. نقشه استراتژي براي ایجاد ارتباط بین فرایندها با نتایج مطلوب استفاده کنند. براي ارزیابی ، اندازه گیري و بهبود فرایندهایی که براي موفقیت حیاتی تر هستند و هدف گذاري سرمایه گذاري ها در سرمایه انسانی، اطلاعاتی و سازمانی. مدل BSC چهار دیدگاه مرتبط را بر فعالیتهایی که با احتمال  زیادي براي بسیاري از سازمانها حیاتی هستند و براي تمام سطوح درون سازمانی ضروري هستند: 1- سرمایه گذاري در ظرفیت هاي رشد و یادگیري، 2- بهبود
کارایی هاي فراین داخلی، 3- ارائه ارزش مشتري و 4- افزایش موفقیت مالی.
3.1.1 دیدگاه رشد و یادگیري
کاپلان و نورتون 1992 ، مدل BSC  بر فعالیتهایی که دیدگاه رشد و یادگیري را  توسعه می دادند، بنا نهادند. این دیدگاه توانایی کارکنان سیستم هاي اطلاعاتی و جهت دهی سازمانی را براي مدیریت کسب وکار و انطباق با تغییرات ایجاد می کند. موفقیت فرایند بسته به کارکنان توانمند و با انگیزه و اطلاعات به موقع و صحیح دارد.
3.1.2 دیدگاه فرایند داخلی
مدل علی BSC  فرض می کند که توانمندي هاي کارکنان موجب بهبود فرایندهاي  داخلی می شود. کاپلان و نورتون فعالیتهاي زنجیره ارزش اصلی شرکت را به چهار- حوزه فرایندهاي سطح بالا تقسیم کرده اند: 1- وآوري، 2- مدیریت مشتري 3 عملیات 4-قوانین و محیط.هر یک از این حوزه ها می تواند شامل فرایندها و فرایندهاي اصلی باشد. نمودار دایره اي سازمانی به این ترتیب به شیوه هاي مختلفی قابل تقسیم است.
3.1.3 دیدگاه مشتري
دیدگاه مشتري نتایج مرتبط با تحویل مفروضات متفاوت ارزش را شناسایی می کند. این نتایج شامل سهم بازار در بخش خاص مشتري، اختصاص حساب به مشتریان هدف، کسب و جهت دهی مشتریان در بخش هاي هدفمند و سودآوري مشتري است. بسیاري از مطالعات رابطه آشکاري بین رضایت مشتري و عملکرد نشان دادند. مانند تحقیق Jones, Sasser, and ، Banker et al. (2000), Heskett,

Schlesinger (1994), Ittner and Larcker (1998)
 
3.1.4 دیدگاه مالی
مقیاس هاي عملکرد مالی نشان می دهد که آیا استراتژي شرکت ، استقرار و اجراي آن در بهبود خطوط پایینی مشارکت دارند یا نه. بعد مالی شامل سه مقیاس بسیار مهم براي سهامدار است. بازگشت سرمایه و جریان نقدي، ترجیحات کوتاه مدت را نشان می دهد در حالیکه پیش بینی اطمینان مدیران شرکت براي کاهش عدم اطمینان تاریخی مرتبط با تغییر غیر منتظره در عملکرد را نشان می دهد.در نهایت سودآوري پروژه به عنوان واحد اصلی برنامه ریزي و کنترل تاکید دارد.در حالیکه حجم فروش به کاهش عدم اطمینان در باره عملکرد کمک می کند.
KBS 3.2و BSC
طبق تحقیق کاپلان و نورتون1992  مدل BSC  به عنوان چارچوبی براي تسهیل  انعطاف پذیري استراتژي کسب وکار در مقیاس هاي عملکرد استراتژیک تعریف و طراحی شده که نتیجه کلیدي ( عملکرد) مقیاس ها در هر دیدگاه شاخص هاي کلیدي در دیدگاه بعدي می شوند. در طول دهه گذشته محققان علاقمند به BSC  بحث کردند که مدل  BSCابزار ارتباطی موفق است و در دستیابی به جهت گیري ها و برنامه ریزي هاي استراتژیک کمک میکند. مدل BSC در هم سو سازي افراد و فرایندها با استراتژي سازمانی کمک می کند. طراحان استراتژیک از فرایند منحصر به فرد مدیریت که به عنوان جریانی براي هم سو سازي مقیاس هاي عملکرد بااستراتژي کسب وکار عمل می کند، استفاده می کنند.
ادبیات گذشته در زمینه BSC در این بخش مرور می شود. Bernard & Nellپیشنهاد کردند که استقرار وسیع BSC نیازمند پشتیبانی IT است. تنها مطالعات کمی درباره KBS یا DSS را با BSC در نظر گرفته اند مانند تحقیق، al. (2005), Martinsons et al. (1999), Sohn  Berler et
 (2003), Sundararajan et al. et. (1998).
براي مثال Berler 2005 مدل اطلاعاتی براي مدیریت دانش ، KM و بر مبناي استفاده از شاخص هاي کلیدي عملکرد KPI در سیستم هاي بهداشتی استفاده کردند. علاوه بر این Sohn  2003،رابطه بین استراتژي هاي شرکت ، نیروهاي محیطی و مقیاس هاي عملکرد BSC را به کمک AHP مطالعه کردند.بر  پایه شواهد تجربی آنها، یک سیستم پشتیبان تصمیم گیري براي بازیابی اوزان BSC شرکت، با ویژگی هاي مشابه پیشنهاد می شود Martinson  1999 کارت امتیازي  متوازن براي سیستم اطلاعاتی طراحی کرد که فعالیتهاي سیستم اطلاعاتی را از دیدگاههاي زیر اندازه گیري و ارزیابی می کرد: ارزش کسب و کار ، جهت گیري کاربر، فرایند داخلی و امادگی براي آینده. هر چند 1998 Sundaraarjam کاربرد سیستم پشتیبان تصمیم گیري را براي تصمیم گیري عملیاتی در صنعت پردازش غذایی پیشنهاد کرد. تحقیق بالا نشان داد که BSCبه عنوان ابزار مهم پشتیبان تصمیم گیري در مدیریت استراتژیک ظهور کرده است.

-4 فرایند تحلیل سلسله مراتبی
4-1 روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی  AHP
AHP براي انعکاس تفکر واقعی انسانها در اوائل دهه 1970 و در پاسخ به نیازهاي تخصیص منابع کمیاب و برنامه ریزي ارتش ایجاد شد. AHP فرایند تصمیم گیري منعطف و قدرتمندي براي کمک به افراد در تعیین اولویت ها و انتخاب بهترین تصمیمات در موقعیتهایی است که براي در نظر گرفتن جنبه هاي کیفی و کمی یک تصمیم ضروري است. با کاهش تصمیمات پیچیده به مجموعه اي از مقایسات یک به یک شرکتها نتایج را بررسی می کنند. AHP ابزار سلسله مراتبی ارائه سیستم است.  و تصمیم گیرندگان را در ساختاردهی یک تصمیم به اجزا کوچکتر از یک هدف تا هدف بلندمدت ، هدف فرعی و در نهایت اعمال جایگزین کمک می کند. تصمیم گیرندگان مقایسات جفتی ساده را در سلسله مراتب و براي اولویت بخشیدن به گزینه ها ارائه می کنند. مساله تصمیم، می تواند شمال عوامل سیاسی، اجتماعی، تکنیکی و اقتصادي باشد. AHP به افراد در انطباق با محیطهاي محرك، منطقی ، غیر منطقی و مخاطره آمیز و پیچیده کمک میکند. AHP به منظورهاي زیر قابل  استفاده است: پیش بینی خروجی ها، برنامه ریزي براي آینده پیش بینی شده و مطلوب، تسهیل تصمیم گیري گروهی، اجراي کنترل بر تغییرات در سیستم تصمیم گیري گروهی، تخصیص منابع،انتخاب بین گزینه ها، اجراي مقایسات تحلیل هزینه / منفعت، ارزیابی کارکنان و تعیین افزایش دستمزد. AHP چارچوب جامع، منطقی و ساختاري که امکان درك تصمیمات پیچیده را از
طریق شکافتن مسائلی که در ساختارهاي سلسله مراتبی قرار دارند ،تسهیل می کند.
دخالت دادن تمام معیارهاي مرتبط تصمیم گیري و مقایسه جفتی آنها به تصمیم گیرندگان اجازه می دهد که ارتباط بین اهداف را مشخص کنند. AHP به صورت صریح دانش و تخصص افراد در محیطهاي خصوصی را از طریق استفاده از قضاوتهاي ذهنی آنها، در مواقعی که پایه اطلاعاتی ضعیف است، به کار می گیرد.
هر چند، AHPاطلاعات اندازه گیري شده واقعی را ( مانند بازده) با یکدیگر ادغام کرده و این گونه اطلاعات را در دسترس قرار می دهد.
کاربرد AHP  بر پایه چهار اصل زیر است :
-1 تجزیه: یک مساله تصمیم گیري پیچیده به سلسله مراتبی تقسیم می شود که در هرسطح آن اجزا قابل مدیریت کمی وجود دارند و هر یک به نوبه خود تجزیه می شوند.
-2 اولویت بندي: شامل مقایسات جفتی اجزا مختلف است که در یک سطح با توجه به اقلام در سطح بالاتر قرار گرفته اند.
-3 ترکیب: اولویتها از طریق اصل ترکیب سلسله مراتبی براي ارزیابی کلی گزینه ها طبقه بندي می شوند.
-4 تجزیه و تحلیل حساسیت: ثبات خروجی با آزمون بهترین گزینه در برابر تغییرات از نوع "WHAT_IF"  در اولویت معیارها تعیین می شود
BSC 4.2و AHP
با توجه به توانایی AHP در کمک به سازمانها یا شرکتها درانتخاب بین گزینه هاي  مختلف چشم اندازي و ماموریتی، انتخاب بین استراتژي هاي مختلف، و تخصیص منابع براي استقرار استراتژي هاي سازمانی و اهداف ؛ به صورت موفقیت آمیزي در مطالعات مربوط به BSC شامل تحقیقات زیر بررسی شده است:
Fletcher and Liberatore and Miller ؛ Smith (2004), Leung, Lam, and Cao (2006), (2003), Stewart and Mohammed ، (1998), Reisinger, Cravens,Tell (2001).
Leung, Lam, and Cao (2006) ازAHP  و فرایند شبکه هاي تحلیلی ANP براي تسهیل استقرار BSC استفاده کردند Fletcher and Smith (2004) سیستم ارزش افزوده داخلی را با BSC به کمک متدولوژي AHP ارتباط داده اند تا  سیستم جامع اندازه گیري براي ارزیابی عملکرد کلی سازمان طراحی کنند.
 2003 Reisinger ، AHP  را به عنوان مکانیزمی براي اولویت بندي مقیاس هاي سازمانی BSC استفاده کرده اند. Liberatore and Miller (1998)  شیوه اي با نام AHP ، براي ارتباط مقیاس هاي کلیدي عملکردBSC براي اهداف کلی شرکت طراحی کرد.
AHP 4.3و KBS
ادبیات در زمینه AHP شامل مطالعات مختلف با استفاده از DSS یا KBS و AHP است که شامل
Fletcher mith (2004), Leung, Lam, and Cao ،(2006),Siberatore and Miller (1998), Reisinger, Cravens, and Tell Song and Lee (2002), .(2003), Stewart and Mohammed (2001). Sundarraj (2004. (
Sundarraj (2004) شرح داد که چگونه یک سیستم مبتنی بر وب می تواند مدیریت ، و پشتیبانی قراردادهاي خدمات را به کمک شیوه AHP استاندارد کند. Phillips-Wren (2003) چارچوبی براي ارزیابی ، DSS هایی که مقیاس هاي مبتنی بر خروجی و فرایند را با یکدیگر ترکیب می کنندرا پیشنهاد کردند. Aguaron et al. (2003) بر ارزیابی تطابق قضاوتهاي انسانی در سیستم هاي پشتیبان تصمیم گیري به کمک فرایند AHP تمرکز کردند.  Forgionne et al. (2002) از فرایند تحلیل سلسله مراتبی براي ارزیابی 20 ژورنال پیشرو مرتبط با DSS ها استفاده کردند و رتبه بندي ژورنال DSS را براي کمک به ارزیابان در شناسایی ژورنالهاي DMSS  با کیفیت بالا استفاده کردند.علاوه بر این، Song and Lee  (2002) استراتژي علت یابی پویایی پیشنهاد کردند که می تواند رفتار پویاي تصمیم گیري را به کمک سیستم مبتنی بر دانش و طبق قوانین فازي ارائه کند. در نهایت Leung (1998)، یک سیستم پشتیبان تصمیم گیري کیفی/ کمی براي ارزیابی CIM ایجاد کردند که اهداف و ویژگی هاي عملیاتی شرکت را در نظر می گرفت. بنابراین از این موضوع که تکنولوژي انتخابی با تک تک نیازهاي شرکت مورد انطباق است، اطمینان حاصل می کند.
5. معماري سیستم مبتنی بر دانش BSC
5.1  معماري BSCKBS
طبق تحقیقات گذشته، هدف اصلی این کار پر کردن شکاف در تحقیقات با ترکیب تکنیکهاي BSC ، KBS و AHPبراي تولید شیوه توسعه یافته اي براي برنامه ریزي استراتژیک و تصمیم گیري است . KBS نرم افزار کامپیوتري است که داده هاي کسب وکار را تحلیل می کند و این داده ها را براي تسهیل تصمیم گیري کاربر ارائه می کند. اطلاعات معمولی که ممکن است توسط یک سیستم پشتیبان تصمیم گیري حمع آوري و ارائه شود، شامل: 1: مقیاس هاي غیر مالی، 2: داده ها و اطلاعات مقایسه اي مالی ، 3: توالی گزینه هاي مختلف تصمیم گیري در تجربیات گذشته با زمینه خاص. یک KBSاطلاعات را به صورت گرافیکی نمایش می دهد و می تواند شامل یک سیستم تخصصی یا هوش مصنوعی باشد. یک KBS می تواند بر مدیران اجرایی یا سایر گروههاي کارگران دانشی تمرکز کند.
KBS طبقه خاص سیستمهاي اطلاعاتی کامپیوتري هستند که تصمیم گیري سازمانی و تجاري را پشتیبانی می کنند.یک سیستم KBSبه خوبی طراحی شده ،سیستم فعال مبتنی بر نرم افزار است که براي کمک به تصمیم گیرندگان در پردازش اطلاعات مفید از داده هاي خام، اسناد، دانش فردي یا مدلهاي کسب وکار براي حل مساله و تصمیم گیري استفاده می کند.متعاقبا این مطالعه یک KBS نمونه اي را به کار می گیرد تا مدیریت سیستم پایگاه داده ها ،مبتنی بر مدل، کسب دانش، سیستمهاي فرعی محاوره اي را براي ایجاد یک سیستم مبتنی بر دانش براي برنامه ریزي استراتژیک به یکدیگر متصل می کند .(BSCKBS) .
BSCKBS شامل چهار جز اصلی است: همانگونه که در شکل 1 نیز نشان داده شده  است،: سیستم فرعی مدیریت پایگاه داده ها، سیستم فرعی مبتنی بر مدل، سیستم فرعی کسب دانش، سیستم فرعی محاوره. سیستم فرعی مدیریت پایگاه داده ها شامل یک پایگاه رابطه اي است که توسط یک برنامه نرم افزاري مدیریت می شود و به نام سیستم مدیریت پایگاه داده ها شناخته می شود. و بازیابی سریع داده ها، به روز رسانی و ایجاد ارتباط بین داده ها را سریعتر می کند. پایگاه داده هاي BSCKBS شامل داده هاي فعلی و تاریخی، اطلاعات مالی و غیر مالی، پرسشنامه  تخصصی از کاربردهاي مختلف یا واحدهاي مختلف است. سیستم فرعی مبتنی بر مدل شامل مدل AHP است که سیستم را قادر به تعیین اوزان خاص استراتژي می کند.زبانهاي مدلسازي براي ساختن مدلهاي کافی به عنوان سیستم مدیري مبتنی بر مدل شناخته می شوند.این تحقیق بر استفاده از مدل AHP براي ارزیابی اوزان تصمیم گیري استفاده می شود. در عین حال، سیستم فرعی کسب دانش هر یک از سیستمهاي فرعی را پشتیبانی می کند و میت واند به صورت جداکانه نیز عمل کند.
سیستم فرعی کسب دانش گزینه هاي مختلف یا فعالیتهاي مختلف را براي تصمیم گیرندگان ارائه می کند.علاوه بر این سیستم فرعی کسب دانش می تواند با سیستم مبتنی بر دانش شرکت مرتبط شود.در نهایت، سیستم فرعی محاوره از محیط بسیار مناسب براي ارتباط و دستورگیري KBS از طریق این سیتمهاي فرعی عمل می  کند. بخش بعد هر یک از اجزا سیستم BSC مبتین بر دانش را به صورت مشروح بررسی
می کند و عملیات کاربردي را نشان می دهد.




 

1 -ساختار سیستم BSC مبتنی بر دانش شکل .(BSCKBS)

5.2 پایگاه داده ها
یک پایگاه داده، ساختار کامپیوتري مشترك است که منسجم، و مشترك است و مجموعه اي از داده هاي کاربر نهایی را که شامل حقایق خام مورد علاقه کاربر است ، در خود جمع آوري کرده است.که به ان داده درباره داده می گویند.یک سیستم مدیریت پایگاه داده ها(DBMS) نیازمند مدیریت داده ها،پاسخ به ، درخواستهاي موقت، بهبود دسترسی ،و کاهش عدم تطابق داده ها است. DBMS  مجموعه اي از برنامه هایی است که ساختار پایگاه داده ها را مدیریت می کند و دسترسی به داده هاي مشمول آنرا تسهیل می کند. DBMS مورد استفاده در اینجا از نرم افزار ACCESSبراي ایجاد پایگاه داده ها استفاده می کند و از ODBC براي ارتباط داده ها در پایگاه داده ها استفاده می کند. پایگاه داده مورد نظر در این تحقیق از پرسشنامه هاي تخصصی تشکیل می شود .پرسشنامه تخصصی به صورت الکترونیکی از تمام شرکت کنندگان جمع آوري می شود.داده ها همانگونه که در شکل 2 نشان داده شده است، جمع آوري می شود. ابتدا سیستم لیست شرکت کنندگان را شناسایی می کند. سپس متغیرهاي وابسته از دید BSC کسب می شوند  که شامل رشد و یادگیري، فرایند داخلی، دیدگاه مشتري و مالی است. پایگاه داده شامل اطلاعات زمان بندي شده مرتبط در سیستم مبتنی بر دانشKBS)BSC ،(BSC شامل ماتریس مقایسات زوجی است.ماتریس مقایسات زوجی براي تعیین ، اهمیت نسبی بین اجزا مختلف ایجاد می شود.یک مقیاس اسمی با ارزش ها از 1 تا 9
براي اندازه گیري اوزان مختلف استفاده می شود( جدول 1 ).سیستم ارزش مقایسه جفتی معیارها و استراتژي ها را به کمک سیستم BSC مبتنی بر دانش مبتنی بر وب در پایگاه داده ها وارد می کند .
 
شکل 2 : جمع آوري داده ها

 
5.3  پایه مدل
مدلهاي ریاضی براي استفاده در مسائل تصمیمی گیري با ساختار مناسب بسیار خوب هستند که منجر به راه حل هاي بهینه می شود. در حالیکه سیستم هاي مبتنی بر قانون دانشی، براي بحث درباره مسائل بدون ساختار و نیمه ساختار یافته مناسب تر هستند.الگوریتم هاي ذهنی براي کسب جوابهاي موجه استفاده می شوند. این مطالعه از یک مبناي مدلی بر سیستم پشتیبان تصمیم گیري براي توسعه مدل AHP  براي برنامه ریزي و مدیریت استراتژیک BSC استفاده می کند. یک نمایش سلسله مراتبی از یک سیستم است. براي تلخیص توابع AHP  روش به ،  صورت خلاصه آورده می شود:
مرحله 1- مساله تصمیم: وزن دهی به معیار انتخاب
مرحله 2- چارچوب انتخاب پرسنل
مرحله 3- استقرار سلسله مراتب تصمیم. این مرحله مسائل تصمیم گیري راا در ك
سلسله مراتب طبقه بندي می کند. همانگونه که در شکل 3 نمایش داده شده است.
BSCKBS  از یک سلسله مراتب سه سطحی براي ارتباط استراتژي BSC  با اهداف  سازمانی استفاده می کند.با توجه به رتبه بندي در رده اهمیت ، این سه سطح عبارتند از: 1- اهداف سازمانی، 2- چهار جزء BSCو 3- استراتژي هاي سازمانی.
مرحله 4: جمع آوري داده هااز پنل انتخابی
مرحله 5: استفاده از مقایسات زوجی. این مرحله شامل مقایسه گزینه هاي مختلف و معیارهاست. مقایسات زوجی براي هر جزء از سطح بالاتر بعدي انجام می شود. این مقایسه به کمک مقیاس استفاده شدهدر جدول 1 انجام می شود. این مقیاس مقایسات رابه صورت کلمه اي، و این مقایسات کلمه اي، به صورت عددي بیان می شوند.
BSC مجموعه اي از مقایسات زوجی را در قالب ماتریس مربع ارائه می کند مانند ماتریس A که  ارزش نسبی با توجه به فاکتور ، با توجه به فاکتورJ ام i است   و  .
   
 
شکل: 3 ساختار اولیه سلسله مراتب  BSC

مرحله 6: تخمین اوزان نسبی براي هر سطح سلسله مراتبی
مرحله 7: محاسبه درجه تطابق (CI)  و نسبت انطباق(CR)   براي بررسی اعتبار نتایج Saaty فرایند ساده اي را براي بررسی انطباق پیشنهاد کرده است.سپس از فرایند AHPبراي تعیین درجه انطباق براي ماتریس استفاده می شود. اگر ارزش CR بیش از 0.1 که حد بالاي قابل قبول CRاست، باشد، آنگاه احتمال 10 % را نشان می دهد که اجزا به صورت مناسب با یکدیگر مقایسه نشده اند.
اگر ماتریس مقایسات زوجی، منطبق باشد، حداکثر مقدار مشخصه λ باید برابر با تعداد ردیف هاي آن باشد.(n) تفاوت بین این دو عدد براي ارزیابی انطباق  استفاده می شود. درمرجع ردیفها، محاسبات نسبت انطباق براي قضاوت درباره درجه انطباق استفاده می شود. اگر شاخص انطباق(CI)< 0.1باشد، سطح انطباق رضایت بخش است. ارزیابی در صورت شناسایی هر گونه عدم انطباق قابل اجراست. نسبت انطباق(CR)براي تعیین انطباق منطقی محاسبه می شود. نسبت انطباق به این ترتیب محاسبه می شود:
نسبت انطباق=(CR)  CI/RI
که = CI شاخص انطباق = (1- n) (n-&lambda;) و λ متوسط مقیاس انطباق براي تمام گزینه ها ست. N  برابر تعداد گزینه ها، و RI شاخص تصادفی مناسب است.
مرحله 8: محاسبه اوزان نسبی رتبه بندي با درجه قابل قبول انطباق براي انتخاب معیار.
5.4 علت یابی بر مبناي قاعده
ارائه دانش، در عیت یابی دانشی مهم است. ارائه مناسب دانش، بر عملکرد سیستم اطلاعاتی اثرگذار است. علت یابی بر مبناي قاعده نیازمند دامنه با ساختار مناسب و مبناي دانشی است. سیستمهاي مبتنی بر قاعده،(RBS) ، از طرح نمایشی فرایندي  بر مبناي قاعده اگر، آنگاه ،براي تشریح دانش دامنه استفاده می کنند (delaOssa)
Flores, Ga´mez, Mateo, & Puerta, 2007; Lau, Choy, Lau,Tsui, &
Choy, 2004; Sedbrook, 2001; Wang, 2005; Wanget al., 2007
قواعد به صورت " اگر" (شرط) ، آنگاه ( عمل) است. هر چند سیستمهاي مبتنی بر قاعده ،(RBS) ، همواره شامل قوانین با نوع " اگر مقدم، آنگاه تالی" هستند اما انها  در تئوري در نظر گرفته شده ( از لحاظ قاعده اي و معنی) با یکدیگر متفاوت هستند.(مانند منطق چند معیاره تصمیم گیري) در این تحقیق BSCKBS  بر منطق چندمعیاره تصمیم گیري تمرکز دارد ، یعنی AHP مبتی بر قانون با کاربرد دو نوع متفاوت سیستم هاي مبتنی بر قانون: قانون انطباق و قانون وزن.
 
جدول2 :  انواع مختلف قوانین تصمیم گیري
براي شفاف سازي فرایند زنجیره اي، جدول 2 مثالهاي مختلفی از قوانین مختلف که در BSC مبتنی بر دانش (BSCKBS) براي برنامه ریزي استراتژیک ،استفاده می  شود را نشان می دهد.
5.5 فرایند استقرار برنامه ریزي استراتژي سازمانی
برنامه ریزي استراتژیک براي اجراي استراتژي مهم است. این تحقیق شیوه منسجمی براي کارت امتیازي متوازن و سیستم مبتنی بر دانش با استفاده از AHP ارائه می کند و سپس یک سیستم ذهنی BSCKBS براي برنامه ریزي  استراتژیک ایجاد می کند که استراتژي هاي مدیریتی و عملیاتی شرکت را به کمک دیدگاههاي BSC تعیین یا انتخاب می کند. BSCKBS ذهنی می تواند به سرعت برنامه ریزي استراتژیک را مستقر کند.
براي استقرار BSCKBS  مرحله اول، شامل مصاحبه تیمی براي تایید دیدگاههاي ، عملکردي و مدیریت استراتژي به کمک تکنیک دلفی است. که هم رایی بر پایه نظارت تیم ایجاد می شود.متعاقبا، بر پایه نظارت و قضاوتهاي تیم به منظور کسب وزنهاي استراتژي اجرا می شود.
 
شکل 4: فرایند تعریف استراتژي هاي سازمانی
فرایند سیستمی در شکل 4 نشان داده شده است:
مرحله 1: ترجمه چشم انداز:
رهبران مدیریت ، اعضاي تیم پروژه را در حوزه هاي کلیدي براي نظارت و شناسایی پویایی هاي محیط کمک می کنند و چشم اندازي براي تیم پروژه و کسب وکار ارائه می کنند.
اعضاي تیم باید چشم انداز وماموریت سازمان را برپایه نظر رهبر یا تحلیل استراتژي تعیین و آن چشم انداز را در سازمان مستقر کنند،
مرحله 2: انتقال وبرقراري ارتباط
سیستم مبتنی بر وب BSCKBS  چارچوب مباحثه اي را با فضاي مجازي ارائه می کند. اعضاي تیم پروژه، از BSCKBSبراي انتقال استراتژي استفاده می کنند.
مرحله 3: برنامه رریزي کسب وکار و استراتژي
تیم ایده هاي استراتژیک بسیار خلاقانه و موثر را ایجاد می کند که به تغییرات در برابر کسب وکار پاسخگو باشد. اعضاي تیم یراي تنظیم استراتژي هاي شفاف کسب وکار بر پایه تحلیل کلی تلاش میکنند.
مرحله 4: تعریف استراتژي سازمانی
پس از تعریف و شفاف سازي چشم انداز و ماموریت سازمان، اعضاي تیم تلاش می کنند استراتژي هاي سازمانی را به کمک BSCKBSطراحی کنند. تیمها، استراتژي  ها را بر مبناي مزیاي رقابتی ماندگار ایجاد می کنند.
نتیجه گیري و تحقیقات آتی
6.1 نتیجه گیري
این کار بر این سوال که مدیریت چگونه می تواند اهداف و مقیاس ها را با کمک سلسله مراتب کارت امتیازي متوازن انتخاب کنند، می پردازد.این تحقیق KBSرا براي بررسی این سوال به کار می برد ، به عبارتی سیستم BSCKBS. متعاقبا این تحقیق طراحی یک سیستم BSCKBS را براي برنامه ریزي و مدیریت استراتژیک  شرح می دهد.بخش بالقوه این تحقیق، به این ترتیب است: اول، این تحقیق ابزار منطقی و و قابل اطمینان براي تک تک واحدهاي کسب وکار و براي تشریح و استقرار برنامه ریزي استراتژیک ارائه می کند. این تحقیق از شیوه غیرپارامتریک AHP براي تحلیل استراتژي هاي سازمانی و اوزان نسبی آنها استفاده می کند.بنا براین ،این تحقیق استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی براي اولویت دهی تمام مقیاس ها و استراتژي ها در یک سیستم BSC مبتنی بر دانش را پیشنهاد می  کند.دوم، این سیستم می تواند در تعیین اوزان استراتژي هاي خاص کمک کند. BSCKBSهوشمند می تواند مشتریان را کمک کند تا برنامه هاي استراتژي را به منظور کسب نتایج بهتر کسب وکاربه صورت اثربخش اجرا کند. بنابراین، سیستم BSCKBS
هوشمند، براي شروع و کسب وکارهاي بالغ و واحدهاي استراتژیک کسب وکار مفید است.
6.2 کاربرد و تحقیقات آتی
این تحقیق نتایج تئوریکی ، تحقیقی و عملی را نتیجه گیري می کند. این تحقیق کاربردهاي عملی زیادي دارد. BSC ابزار مفیدي براي تعیین اهداف و مقیاس هاي مناسب براي تسهیل دستیابی به اهداف ارائه می کند. مدیریت براي یادگیري نحوه اجراي  BSCKBS براي دستیابی به مزایاي رقابتی سازمانی و برنامه ریزي استراتژیک اثربخش تلاش میکند.این تحقیق نتیجه می گیرد که مدیران شرکت یا سازمان، از این تحلیل ها براي شناسایی و مدیریت شاخص هاي استراتژیک و ارتباط زمانی که BSCKBSرا انطباق می دهد، استفاده می کند.  تحقیقات آتی می تواند در توسعه BSCKBS کمک کند، که نه تنها شامل مفهوم معماري BSCKBS شوند، بلکه استفاده کاربردي انرا نیز نشان دهند.
اول BSCKBS ، مبتنی بر شبکه وب است ،و از ویندوز براي دسترسی به اینترنت استفاده می کند.این سیستم با استفاده از HTML و ASPطراحی شده است.و به  کمک پایگاه داده ACCESSمدیریت می شود. دوم، اخیرا سیستمهاي علت یابی مبتنی بر قاعده (RBR) ،مبتنی بر مورد ،(CBR) و مبتنی بر مدل (MBR) به عنوان متدولوژي هاي مهم و تکمیلی براي کاربرد در سیستمهاي هوشمند ، ظهور کردند .براي حل مسائل پیچیده، ادغام RBR,CBR,MBR، در تصمیم گیري مهم است.در آینده BSCKBS باید RBR,CBR,MBR را به منظور برنامه ریزي استراتژیک و اجراي استراتژي ادغام کرد.
در نهایت، پیشنهاد می شود که شیوه بررسی ده ر این تحقیق، در سایر صنایع و شرکتهانیز اجرا شود.مطالعات آتی باید بر اعتبار BSCKBS پیشنهاد شده و اهداف استراتژیک مرتبط و مقیاس هاي عملکردي ، استقرار BSCKBSبراي سایر شرکتها  و سازمانها تمرکز کند، تا اثربخشی آنرا براي برنامه ریزي استراتژیک آزمون کند.

ارسال شده توسط احمد محمدی | 28 12, 2013 | بازدید‌ها (561)
 
داده‌گاه
 

بخشی از اطلاعات موجود در انبار داده در داده‌گاه نگهداری می‌شود. این اطلاعات بر حسب نیاز گروه‌هایی که در بخش ITسازمان فعالیت می‌کنند‌انتخاب و استخراج می‌شوند. در حالت کلی، اطلاعات مذکور از منابع اطلاعاتی مختلف موجود در سطح سازمان قابل تهیه هستند. معمولا اطلاعات موجود در داده‌گاه از یک انبار داده ستخراج‌می‌شود. در مجموع می‌توان گفت در یک داده‌گاه ایجادشده برای یک گروه، اطلاعاتی وجود دارد که گروه مذکور، از لحاظ تحلیلی و محتوایی به ان نیاز دارند و این اطلاعات را می‌توان به فرمت مناسب برای گروه مذکور نمایش داد. داده‌گاه‌ها به سه صورت وابسته، منطقی و ODS[1]وجود دارند.

  • داده‌گاه وابسته: یک پایگاه داده فیزیکی است که ممکن است سخت‌افزار ان از سخت‌افزار انبار‌ داده مجزا باشد و شامل زیر مجموعه‌های کوچکی از اطلاعات می‌شود.
  • داده‌گاه منطقی: به صورت فیزیکی وجود ندارد بلکه یک نمای فیلتر‌شده از انبار داده است. این نوع داده‌گاه نیازی به حافظه اضافی ندارد و داده‌ها همیشه بروز هستند. البته در این نوع زمان پاسخ‌دهی سیستم بیشتر خواهد‌ بود.
  • ODS: پایگاه داده یکپارچه از داده‌های عملیاتی سازمان هستند که معمولا اطلاعات باارزش یک دوره 30 یا 60 روزه را دربردارند و برای گزارش‌گیری‌های مربوط به زمان حال که قابل دستیابی از انبار داده نیستند، مورد استفاده قرار می‌گیرند.

لازم به ذکر است از دادگاه‌ها به صورت جداول ایندکس هم استفاده می‌شود به این صورت که به جای انکه اطلاعات سیستم در یک پایگاه اطلاعاتی مرکزی تکرار شود، اطلاعات سازمان تنها در منابع اطلاعاتی اولیه ذخیره می‌شوند و ایندکس‌هایی از اطلاعات ایجاد می‌شوند. در این ایندکس‌ها (که همان داده‌گاه‌ها هستند)، مشخص شده است که هر منبع اطلاعاتی شامل چه اطلاعاتی است و چگونه می‌توان اطلاعات مورد نظر را از ان استخراج کرد. به این روش، روش سریع و نامرتب[2]گفته می‌شود. زیرا در این روش داده‌گاه‌ها را می‌توان به سرعت ایجاد کرد و از طرفی اطلاعات مانند روش قبل پاکسازی نمی‌شوند.

یک انبار داده برای جمع‌اوری تمامی اطلاعات در مورد موضوعات مختلف مانند مشتری‌ها، محصولات، فروش، منابع، پرسنل و... ایجاد می‌شود. این اطلاعات در حوزه کل سازمان قرار دارد. ولی داده‌گاه‌ها اطلاعات زیر مجموعه‌های سازمانی را که روی یک موضوع خاص متمرکز است، دربردارند.

برای ایجاد بستر داده‌ای برای BIبه دو روش می‌توان عمل‌کرد:

  • بالا به پایین[3]: در این روش یک انبار داده یکپارچه یا یک ODSبرای کل یک سازمان ایجاد می‌شود. این پایگاه داده بزرگ تمامی اطلاعات و داده‌های عملیاتی سازمان را دربردارد. ایجاد، پیاده‌سازی و استفاده از این نوع پایگاه داده بسیار گران، هزینه‌بر و سخت است.
  • پایین به بالا[4]: در این روش داده‌های مرتبط با هم در یک داده‌گاه قرار می‌گیرند و چندین داده‌گاه در نقاط مختلف سازمان ایجاد شده و در راستای همدیگر یک انبار داده برای سازمان ایجاد می‌کنند.

برای ایجاد بستر داده‌ای یک سازمان روش اول بسیار سخت و هزینه‌بر است و در بسیاری از کاربرد‌ها غیر ممکن به نظر می‌رسد.

با توجه به اینکه بسیاری از سازمان‌ها از قبل دارای منابع داده‌ای جدا هستند، استفاده از داده‌گاه‌ها بسیار به صرفه است و عملا نیز بسیاری از سازمان‌ها از این روش در BIاستفاده می‌کنند. یکی از نقاط ضعف این روش این است که داده‌ها و اطلاعات مربوط به یک فعالیت در سازمان ممکن است در چندین داده‌گاه نگهداری شود که باعث ایجاد افزونگی در اطلاعات سازمان می‌شود.

داده‌گاه‌ها بنا به کاربرد و انتظاراتی که از لحاظ کارایی از انها دارند، طراحی و پیاده‌سازی می‌شوند. در کاربردهایی که نیاز است اخرین تغییرات داده‌های سازمان در داده‌گاه وجود داشته باشد نمی‌توان از‌نوع وابسته استفاده کرد و بهتر است در صورت کوچک‌بودن حجم پردازش مربوطه از نوع منطقی استفاده شود. در صورتی که حجم پردازش بالا باشد و نتوان ان را در زمان مناسبی از انبار داده استخراج کرد بهتر است بنا به مقدار هزینه‌ای که برای استقرار در نظر گرفته‌‌شده است، ازداده‌گاه‌های وابسته و یا ODSها استفاده شود.

با توجه به تقسیم‌بندی برنامه‌های کاربردی هوش تجاری در سطوح مختلف سازمانی (استراتژیک، تاکتیکی و عملیاتی که در ادامه فصل به انها پرداخته می‌شود) می‌توان گفت داده‌گاه‌هایی که برای منظور خاصی هستند، بیشتر ما‌بین سطوح عملیاتی و تاکتیکی کاربرد دارند. این داده‌گاه‌ها، اطلاعات ورودی خود را از سیستم‌های عملیاتی گرفته و با استفاده از ابزارهای هوشمند در سطوح میانی مدیریت که مربوط به مدیریت تاکتیکی می‌شود کاربرد دارند.

برای استفاده در سطوح استراتژیک که در سطوح بالای مدیریتی انجام می‌شود و در دفعات کم معمولا با انبوه اطلاعات سر و کار دارد، می‌توان از خود انبار داده و یا داده‌گاه‌های خاص استفاده کرد.

همچنین می‌توان از ترکیبی از روش‌های فوق برای پیاده‌سازی داده‌گاه‌های خاص استفاده کرد.

با توجه به مطالب بالا می‌توان دو معماری کلی برای سیستم‌های هوش تجاری بر‌شمرد:

  • اطلاعات در انبار داده وجود دارد و داده‌گاه شامل اطلاعات فیلتر شده و در واقع‌ نمایی از انبار داده است، در این معماری داده‌گاه‌ها را می‌توان بر اساس ویژگی‌های مختلف ایجاد کرد، البته باید توجه داشت در این معماری فضای ذخیره‌سازی مضاعفی لازم نیست و در واقع با داده‌گاه منطقی مواجه هستیم.

 

شکل 3-1- معماری هوش تجاری با داده‌گاه منطقی

 
  • اطلاعات در داده‌گاه‌ها طبقه‌بندی‌شده و انبار داده شامل یک کپی از اطلاعات داده‌گاه‌ها می‌باشد، لازم به ذکر است در این نوع معماری فضای ذخیره‌سازی به مراتب بالاتر از حالت قبل است.

در این پروژه معماری نوع اول به عنوان معماری کاندیدا انتخاب شده‌است و در ادامه در فصل‌های چهارم و پنجم پیاده‌سازی بر حسب این معماری است.

 

شکل 3-2- معماری هوش تجاری با داده‌گاه مستقل

 

[1]Operational Data Store

[2]Quick and Dirty

[3]Top-Down

[4]Down-Top 

ارسال شده توسط احمد محمدی | 28 12, 2013 | بازدید‌ها (621)
چارچوب توسعه‌یافته DSS

سیستم‌های پشتیبان تصمیم را می‌توان به عنوان دسته‌ای کلی از سیستم‌های اطلاعات مورد استفاده در زمینه اگاهی‌دادن و پشتیبانی از تصمیم‌گیران تعریف کرد. DSSتلاش می‌کند تا فرایندهای بین افراد تصمیم‌گیرنده یا مرتبط با تصمیم‌گیران را بهبود و سرعت بخشد. برای مدیران و طراحان DSSضروری است که از دسته‌بندی سیستم‌های پشتیبان تصمیم اگاهی داشته باشند. سپس می‌توانند ارتباطات را برای استقرار سیستم‌هایی برای اگاهی‌دادن و پشتیبانی از تصمیم‌ها بهبود بخشند.

حجم زیادی از چارچوب‌‌ها برای دسته‌‌بندی سیستم‌های پشتیبان تصمیم وجود‌‌دارد. سیستم‌های پشتیبان تصمیمدر مواردی گوناگون به کار می‌روند. تاکید این سیستم‌ها بر داده، مدل و ارتباطات است. همچنین انها در حوزه عمل با هم فرق دارند. بعضی برای کاربران اولیه طراحی می‌شوند و در تجزیه و تحلیل خود‌اتکا هستند و بعضی دیگر برای کاربران زیادی در سازمان اختصاص می‌یابند.

چارچوب مورد بحث بر یک بعد اصلی با پنج نوع DSSو سه بعد جانبی تمرکز می‌کند که در ادامه انها را بررسی می‌کنیم.

  • DSSداده‌محور

اولین نوع سیستم‌های پشتیبان تصمیم کلی، داده‌گرا هستند. این سیستم‌ها، شامل سیستم‌های دریافت فایل و گزارش‌دهی مدیریت، انبارداری و تجزیه و تحلیل داده‌ها، اطلاعات مدیران اجرایی و سیستم فاصله‌ای هستند. DSSداده‌‌محور، بر امکان دسترسی و تغییر در پایگاه داده‌های بزرگ ساختار یافته، تاکید کرده و به ویژه در سری‌های زمانی از داده‌های داخل شرکت و گاهی نیز از داده‌های خارجی استفاده می‌کند. سیستم‌های انبار داده اجازه تغییر داده‌ها را با ابزار کامپیوتری می‌دهند، یا به منظور انجام وظیفه‌ای خاص، ایجاد و مستقر می‌شوند و یا همراه با ابزار کلی و عوامل دیگر، کارایی بیشتری را فراهم می‌اورند.

  • DSSمدل‌محور

DSSمدل‌محور شامل سیستم‌هایی می‌شود که از مدل‌های مالی و حسابداری، مدل‌های توصیفی و مدل‌های بهینه‌سازی استفاده می‌کنند. DSSمدل‌محور، بر دستیابی به مدل و ایجاد تغییر در ان تاکید دارد. ابزار ساده اماری و تحلیلی، سطوح ابتدایی عملکرد را امکان‌پذیر می‌کنند. DSSمدل‌محور از داده‌ها و عواملی که توسط تصمیم‌گیران فراهم شده‌اند، استفاده می‌کند تا در تجزیه و تحلیل وضعیت به انها کمک کند، اما گاهی داده‌ها متمرکز نیستند. پایگاه‌های داده خیلی بزرگ، معمولا به DSSمدل‌محور نیازی ندارند.

  • DSSدانش‌محور

DSSدانش‌محور می‌تواند انجام کارهایی را به مدیران پیشنهاد کند. این DSS‌ها، سیستم‌های فردی کامپیوتری هستند که در حل مسائلی خاص خبره‌اند. واژه خبره به معنی داشتن دانش در یک حوزه، توانایی فهم مسئله در ان حوزه و دانش مهارت برای حل چنین مسائلی استفاده می‌شود. مفهوم داده‌کاوی، به این مورد مرتبط است. این ارتباط به کاربردهای تحلیلی باز می‌گردد که الگوهای پنهان را در پایگاه داده جست‌وجو می‌کند. ابزار که برای ایجاد DSSدانش‌محور به کار گرفته می‌شوند، گاهی «روش‌های پشتیبانی تصمیم هوشمند» نیز نامیده می‌شوند.

  • DSSسند‌محور

به تازگی نوع جدیدی از DSS، تحت عنوان DSSسند‌محور یا سیستم دانش مدیریت به وجود امده‌است تا به مدیران در بازیابی و مدیریت اسناد و صفحات وب ‌ساختار نیافته، کمک کند. یک DSSسند‌محور، انواع مختلفی از فناوری‌های انبارداری و پردازشی را یکپارچه می‌کند تا سندی کامل، بازیابی‌شده و تجزیه و تحلیل‌شده را تهیه کند. وب امکان دسترسی به حجم عظیمی از پایگاه‌‌های داده (پایگاه‌های داده ترکیبی اسناد متنی، تصاویر، صوت‌ها و فیلم) را فراهم می‌کند. رویه‌ها و سیاست‌‌ها، کاتالوگ‌های خصوصیات تولید، اسناد تاریخی شرکت، مثال‌هایی از اسنادی هستند که به وسیله DSSسند‌محور در دسترس قرار می‌گیرند و شامل دقایقی از جلسات، یادداشت‌های شرکت و توافقات مهم نیز می‌شوند. یک موتور جست‌وجو، ابزار کمکی قدرتمندی برای تصمیم‌گیری بوده و با DSSسند‌محور در ارتباط است.

  • DSS‌گروهی و ارتباطات محور

سیستم‌های پشتیبان تصمیم گروه[1] (GDSS) از مدت‌ها پیش مطرح‌شده‌اند، اما در حال حاضر دسته وسیع‌تر DSSارتباطات محور یا گروه افزار را می‌توان تعریف کرد.

DSSگروهی، نوعی سیستم پشتیبان تصمیم ترکیبی است که بر استفاده از ارتباطات و مدل‌های تصمیم‌گیری تاکید دارد. سیستم پشتیبان تصمیم گروه یک سیستم فعل و انفعالی مبتنی بر رایانه است که تلاش می‌کند حل مسائل تصمیم‌گیرانی که با هم و به عنوان گروه کار می‌کنند، تسهیل‌ شود. گروه‌افزار از ارتباطات الکترونیکی، زمان‌بندی، اشتراک اسناد و دیگر فعالیت‌هایی که مربوط به بهره‌‌وری گروه و پشتیبانی تصمیم می‌شود، حمایت می‌کند. تعداد زیادی از توانمندی‌ها و فناوری‌ها مانند DSS‌گروهی، پست الکترونیکی، تابلوهای تبلیغاتی و ویدئو کنفرانس، در این دسته از چارچوب‌ وجود دارند.

  • DSSدرون سازمانی و برون ‌سازمانی

هدف‌های نسبتا جدید برای کاربران DSSکه به دلیل استفاده از فناوری‌های جدید و رشد سریع اینترنت قابل دسترس شده‌است، مشتریان و عرضه‌کنندگان هستند. این نوع DSSرا که برای کاربران خارج از سازمان هدف‌گذاری شده‌است DSSدرون سازمانی می‌نامیم. اینترنت، لینک‌های ارتباطاتی لازم برای انواع زیادی از سیستم‌‌های درون‌سازمانی را ایجاد کرده‌است که شامل DSSنیز می‌شود. DSSدرون‌سازمانی، امکان دسترسی به شبکه داخلی سازمان را فراهم می‌کند و مزایا و اختیارات استفاده از امکانات یک DSSخاص را فراهم می‌سازد. شرکت‌ها می‌توانند یک DSSداده‌محور را برای دسترسی عرضه‌کننده‌ها یا یک DSSمدل‌محور را برای دسترسی مشتریان برای طراحی یا انتخاب یک محصول ایجاد کنند. بیشتر DSSها برون سازمانی هستند که در یک سازمان برای استفاده‌های فردی به عنوان DSSهای مستقل یا برای استفاده گروهی از مدیران در شرکت به عنوان DSSگروهی یا برای کاربرد گسترده تجاری طراحی شده‌اند. پیشوند برون به این معنی است که DSSدر یک سازمان خاص استفاده می‌شود و پیشوند درون به معنی ان است که DSSبه طور گسترده‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرد.

  • DSSبا عملکرد ویژه یا هدف عمومی

بسیاری از DSSها برای پشتیبانی از عملکردهای خاص تجاری و یا استفاده در انواع کسب‌و‌کارها و صنایع طراحی شده‌اند. این سیستم‌های پشتیبان تصمیم را DSSدارای عملکرد ویژه یا DSSصنعت خاص می‌نامند. یک DSSعملکرد ویژه مانند یک سیستم بودجه‌بندی ممکن است از یک فروشنده خریداری یا به منظور استفاده در اهداف کلی سفارش‌شده‌باشد. فروشنده DSSرا برای حوزه‌های عملکردی کسب‌و‌کار مانند بازاریابی و مالی توسعه می‌دهد. بعضی DSSها برای این طراحی شده‌اند که وظیفه تصمیم‌گیری در صنایع خاص مانند برنامه‌ریزی خدمه در یک خط هوایی را برعهده گیرند. یک DSSدارای وظیفه خاص، نقش بسیار مهمی در حل مسائل روزمره یا در تصمیم‌گیری‌های تکراری برعهده دارد.

DSSدارای عملکرد یا وظیفه خاص، می‌تواند برحسب اجزای DSSغالب دسته‌بندی و درک ‌شود که به عنوان یک DSSمدل‌محور، داده‌محور یا DSSپیشنهادی مطرح می‌شود. این سیستم دانش مربوط به یک تصمیم را در مورد وظایفی که سازمان انجام می‌دهد، نگهداری و هدایت می‌کند (مثلا وظیفه تولید یا بازاریابی) این نوع از DSSها براساس هدف دسته‌بندی می‌شود. DSSعملکرد خاص به گروه یا شخص کمک می‌کند که یک وظیفه تصمیم‌گیری خاص را انجام ‌دهد. نرم‌افزار DSSدارای هدف کلی از وظایفی مانند مدیریت پروژه، انالیز تصمیم یا برنامه‌ریزی کسب‌و‌کار حمایت می‌کند. بیشتر سیستم‌های پشتیبان تصمیم با هدف کلی، گاهی به عنوان DSSمولد نیز شناخته می‌شوند. زیرا می‌توانند برای توسعه یا ایجاد بیشتر DSSهای خاص، مورد استفاده قرار گیرند. DSSهای مولد به نحوی طراحی شده‌اند که در خصوص ایجاد یا تولید کاربردهای سریع نیز مورد استفاده قرار گیرند، انها نه کاربردهای کاملی هستند مانند DSSهای سازمانی و نه زبان خاصی دارند، اما دربرگیرنده ترکیبی از زبان‌ها، قابلیت‌های گزارش‌دهی، تسهیلات گرافیکی و امکاناتی نظیر انها بوده و می‌توانند انها را در اختیار کاربران قرار دهند، تا هر زمان که مورد نیاز باشد، بتوانند یک DSSجدید ایجاد کنند.

  • DSSمبتنی بر وب

زمینه فعالیت این فناوری ممکن است در محدوده رایانه مرکزی، شبکه محلی و یا ساختاری بر مبنای وب باشد. همه موارد کلی DSSکه بحث شد، می‌توانند با استفاده از فناوری‌های وب گسترش یابند. این سیستم‌ها را DSSهای وب‌ محور می‌نامند. یک DSSوب محور سیستمی رایانه‌ای شده‌است که اطلاعات پشتیبان تصمیم را نشان می‌دهد یا ابزار پشتیبان سیستم را برای مدیران فراهم می‌کند. تحلیلگران کسب‌و‌کار از مرورگرهای مختلفی استفاده می‌کنند. رایانه سرور که میزبان برنامه‌های DSSاست، به رایانه کاربران وصل می‌شود. در بسیاری از شرکت‌ها، DSSوب‌ محور با DSSشبکه داخلی یا DSSتجاری گسترده، مترادف است. شبکه داخلی شرکت، مدیران زیادی را که از جست‌وجوگرها در محیط شبکه استفاده می‌کنند، پشتیبانی می‌کند. مدیران، به طور فزاینده‌ای در حال دسترسی به پایگاه‌های داده و ابزار تجزیه و تحلیل هستند. همچنین فناوری‌های وب، ابزار اولیه‌ای هستند که برای ایجاد DSSهای درون سازمانی مورد استفاده قرار می‌گیرند که از تصمیم‌گیری مشتریان و عرضه‌کنندگان پشتیبانی می‌کنند. فناوری‌های اینترنت یا وب، خطوطی راهنما برای ایجاد DSSهستند، اما بعضی DSSهای برون سازمانی با استفاده از زبان‌های برنامه‌نویسی ابتدایی ایجاد می‌شوند، مانند فناوری‌ تواناسازی رایانه‌های مرکزی.

 
ارسال شده توسط احمد محمدی | 25 12, 2013 | بازدید‌ها (728)
هزینه های واقعی ERP چقدر است؟

اخیراً توسط Meta Group، تحقیقی در زمینه کل هزینه مالکیت ERP (شامل هزینه های کارکنان داخلی، خدمات حرفه ای، سخت افزار و نرم افزار) انجام شده است. در این تحقیق، کل هزینه مالکیت ( TCO) ، از زمان نصب نرم افزار تا دو سال پس از آن محاسبه شده است، در واقع، دو سال پس از نصب ERP، زمانی است که هزینه های واقعی نگهداری، روز آمد کردن و بهینه سازی سیستم ERP شرکت آشکار می شود. میانگین کل هزینه های ERP در 63 شرکت مورد تحقیق، شامل مؤسسات کوچک، متوسط و بزرگ در صنایع مختلف، 15 میلیون دلار می باشد. گرچه ارائه یک رقم دقیق از TCO شرکت های مختلف در صنایع متعدد، کار دشواری است، اما ارقام ارائه شده در این تحقیق، ثابت می کند که صرف نظر از نوع شرکت، ERP گران و پرهزینه می باشد. میزان TCO در این دوره دو ساله، برای کاربران کم مهارت  به مبلغ سرسام آور 320،53 دلار بالغ می شد.

 

هزینه های پنهان ERP کدامند؟

1- آموزش: هزینه‌های آموزش بالاست. زیرا كاركنان مجبورند مجموعه فرایندهای جدیدی را فرا بگیرند. بدتر اینكه، شركت‌های خارجی آموزشی نیز نمی‌تواننددراین مورد كمك كنند. آنها به افراد نحوه بكارگیری نرم‌افزار را می‌آموزند نه روش‌های خاص استفاده از آن در كسب و كار شركت

2- آزمایش و یكپارچه سازی: آزمایش ارتباط بین بسته‌های ERP و سایر بخش‌ها، هرینه دیگری را به دنبال خواهد داشت. یك شركت سازنده شاید برنامه‌های كاربردی از تجارت الكترونیك و زنجیره تامین گرفته تا محاسبه مالیات برفروش و باركدینگ را دارا باشد. همه یكپارچه سازی‌ها با ERP در ارتباطند. بهتر است این برنامه‌ها را از یك فروشنده ERP خرید. آزمایش یكپارچگی ERP  به همراه آموزش باید صورت گیرد.

3- سفارشی سازی: برنامه‌های افزودنی تنها سرآغاز هزینه‌های یكپارچه سازی ERP  محسوب می‌شوند. هزینه دیگری كه بهتر است تا حد امكان از آن اجتناب شود، سفارشی سازی هسته اصلی نرم‌افزار ERP است. این وضعیت زمانی رخ می‌دهد كه نرم‌افزار ERP نتواند یكی از فرایندهای كسب و كار را مدیریت كند و شما تصمیم می‌گیرید با سفارشی سازی نرم‌افزار مشكل را حل كنید. سفارشی سازی می‌تواند بر هر ماجول سیستم ERP تاثیر گذارد، زیرا آنها كاملا با هم در ارتباطند. ارتقاء بسته ERP نیز معضل بزرگی است. زیرا مجبورید دوباره برای نسخه جدید، سفارشی سازی را انجام دهید. و از سوی دیگر، فروشنده از شما پشتیبانی نخواهد كرد و باید كارشناسان جدیدی را برای انجام سفارشی سازی و پشتیبانی استخدام نمایید.

4- تبدیل داده‌ها: تبدیل اطلاعاتی نظیر سوابق مشتری، عرضه كننده، طراحی محصول از سیستم قدیم به سیستم جدید ERP هزینه براست.

5- تجزیه و تحلیل داده‌ها: اغلب، داده‌های سیستم ERP به منظور انجام تجزیه و تحلیل، باید با داده‌های سیستم‌های خارجی تلفیق شوند. كاربرانی كه تجزیه و تحلیل‌های حجیم انجام می‌دهند، باید هزینه انبارداده‌ها را نیز در نظر بگیرند. زیرا ERP شناسایی تغییرات روزانه داده‌ها را به خوبی انجام نمی‌دهد و برای این منظور باید یك برنامه سفارشی نوشته شود.

6- مشاوره: هنگامی كه كاربران نمی‌توانند دراین زمینه برنامه‌ریزی كنند باید از مشاور كمك بگیرند، لذا هزینه مشاور نیز افزوده می‌شود.

7. جایگزینی بهترین‌ها: موفقیت ERP به استخدام افراد ماهر بستگی دارد. این نرم‌افزار بسیار پیچیده است و نمی‌توان آن را به هر كسی سپرد. بدتر اینكه، شركت باید برای جایگزینی افراد پس از اتمام پروژه نیز آماده باشد.

8. هیچگاه كار تیم‌های پیاده  سازی اتمام نمی‌پذیرد: اكثر شركت‌ها با پروژه ERP همانند سایر پروژه‌ها رفتار می‌كنند. به محض اینكه نرم‌افزار نصب شد، تیم به كار اصلی خود مشغول می‌شود. اما باید توجه نمایید كه تیم پیاده سازی ارزشمنداست. زیرا اطلاعاتشان درباره فرایندهایی نظیر فروش، ساخت، منابع انسانی و... بیشتر از مسئولین این فرایندهاست. لذا آنان نباید به كار اصلی خود مشغول شوند، زیرا پس از نصب ERP كارهای زیادی را باید انجام دهند. نوشتن گزارشات حاصل از اطلاعات سیستم جدید ERP حداقل برای یكسال آنان را مشغول نگاه می‌دارد.

 

20- برگشت سرمایه گذاری روی ERP چگونه خواهد بود؟

صراحتاً می توان گفت، نباید انتظار داشت که با ERP، کسب و کار یک شرکت از پایه دگرگون و متحول شود. ERP بیش از آنکه بر مشتریان، تأمین کنندگان و شرکت تمرکز نماید، بر بهبود نحوه انجام کارها در داخل یک شرکت توجه دارد. با این وجود، «تحقیق بر روی 63 شرکت انجام شده نشان می دهد که 8 ماه پس از تثبیت سیستم جدید ERP (مجموعاً 31 ماه پس از آغاز پروژه ERP)، فواید آن آشکار می شود. آنچنان که این تحقیق نشان می دهد، صرفه جویی سالیانه حاصل از سیستم جدید ERP ، 6/1 میلیون دلار می باشد. بنابراین برگشت سرمایه از ERP، در درازمدت مطلوب خواهد بود.»(روش ، 1383)

 چرا اغلب پروژه های ERP شکست می خورند؟

اگر کارکنان یک شرکت در بخش های مختلف که قرار است از این نرم افزار استفاده کنند، برتری شیوه های کاری آن را نسبت به روش های فعلی خود قبول نداشته باشند ، در مقابل استفاده از ERP مقاومت می کنند و یا از بخش IT می خواهند که آن را متناسب با روش های کاری فعلی خود تغییر دهد. اینجا همان نقطه ای است که پروژه های ERP را با شکست مواجه می کند. در چنین شرایطی، بحث و جدل در مورد نصب یا عدم نصب نرم افزار یا نحوه نصب آن آغاز می شود و سرانجام بخش IT به مخمصه پرهزینه تغییر ERP متناسب با خواسته کارکنان گرفتار می شود. سفارشی کردن، نرم افزار را ناپایدار و نگهداری از آن را دشوارتر می سازد. به عنوان یک قاعده کلی می توان گفت که اگر یک شرکت در مقابل تغییر مقاومت کند، اجرای پروژه ERP در آن شرکت به احتمال زیاد با شکست مواجه خواهد شد.

 

 ارزیابی فروشندگان نرم افزارهای ERP

 شرکتهای متعددی در دنیا وجود دارند که تولید کننده و فروشنده سیستمهای ERP هستند که معروفترین آنها شرکتهایPeople soft, ORACLE, TD Edward, BAAN و SAP هستند . اما محصول كدام یك برای شركت ما مطلوب تر است ؟

تصمیم گیری در مورد انتخاب یك بسته نرم افزاری مناسب ERP از یك فروشنده مناسب یكی از مهمترین تصمیمات در این مورد شناخته می‌شود كه با ارزیابی صحیح واصولی تولید كنندگان و فروشندگان این نرم افزارها در بازار ERP انجام پذیر خواهد بود. وقتی سازمان تصمیم می‌گیرد یك سیستم ERP را انتخاب و خریداری كند، چه معیارهایی را باید در مورد فروشنده سیستم ERP مدنظر داشته باشد؟ چگونه می‌توانید اطمینان حاصل كنید كه آن فروشنده همه نیازهای شما را در مورد این سیستم‌ها برآورده خواهد ساخت و به طور كلی چه فاكتورهایی را باید در مورد سازمان خود و همینطور فروشنده نرم افزار ERP در نظر داشته باشیم؟

بهترین روش برای ارزیابی فروشندگان این قبیل نرم افزارها، دردرجه اول تشكیل یك تیم پروژه‌ی داخلی شامل متخصصان فناوری اطلاعات و همچنین پرسنلی از حوزه های مختلف سازمان و آشنا به فرآیندهای هر حوزه است. اكثر شركت‌های نرم افزاری، حجم وسیعی از راهكارها را به بازار عرضه می‌كنند، اما معمولا در چند حوزه و بازار خاص تخصص دارند. انجام تحقیقات بازار  یكی از بهترین ابزارها برای یافتن شركت‌های تولید‌كننده‌ای است كه مناسب ترین نرم افزارها را متناسب با صنعت و فرآیندهای مورد استفاده ارایه می‌دهند . پس همواره باید سعی كنیم كه مقالات و كتب منتشر شده در مورد تجارت و فناوری اطلاعات و مطالعات موردی  انجام شده در مورد پیاده سازی ERP ورتبه‌بندی فروشندگان این سیستم‌ها را دنبال كنیم. علاوه بر این‌، گزارش‌های ارایه شده توسط تحلیلگران صنعت فناوری اطلاعات را نیز مورد مطالعه قرار دهیم ، زیرا آنها معمولا به ارزیابی فروشندگان ERP پرداخته و بهترین این فروشندگان را متناسب با صنعت زمینه فعالیت ما ارایه خواهند داد .

فروشندگانی كه در زمینه‌ی صنعت خاصی فعالیت می‌كنند، تمایل دارند در صنعت مورد فعالیت‌شان خیلی سریع‌تر از سایر فروشندگان، روندها را شناسایی كرده و نسبت به آنها واكنش نشان دهند. این فروشندگان معمولا نیروی فروش متخصص وكادری از مشاوران پیاده‌سازی این سیستمها در اختیار دارند‌. بنابراین باید سعی كرد مدت زمان ماندگاری این فروشندگان در بازار، وسعت فعالیت آنها ، تعداد محصولات تخصصی ارایه شده توسط آنها و سایر موارد را به طور كامل مورد بررسی قرار داد .

یكی دیگر از روشهای آشنایی با محصولات و فروشندگان ERP آن است كه نرم افزارهای مربوط به هر فروشنده توسط آنها به طور كامل ارایه شده  و قابلیت‌های آن تشریح گردد و ما بتوانیم سوالات خود را بر اساس نیازهای خاصی كه در نرم افزار ERP به دنبال آن هستیم، از فرد ارایه كننده بپرسیم. با انجام این كار، ما این امكان را خواهیم داشت كه بین محصولات مختلف بر اساس قابلیت‌ها و عملكرد آنها مقایسه‌هایی را انجام داده و مناسب ترین مورد را بر اساس نیازمندی‌های خود انتخاب نمایید .

پس از آن كه فروشندگان اصلی وكلیدی در صنعت مورد فعالیت ما یافت شد ، نوبت به آن می‌رسد كه آن فروشندگان را از لحاظ ثبات مالی، میزان نقدینگی، اعتبار، تعداد مشتریان، توانایی آن شركت‌ها برای ادامه فعالیت در بازار و به طور كلی همه ویژگی‌های لازم برای یك فروشنده ERP مناسب مورد بررسی قرار دهیم. برای انجام این كار باید موارد زیر مورد ارزیابی قرار گیرد :

«     ترازنامه، قابلیت سودآوری، سهم بازار، نظرات تحلیل‌گران و میزان سرمایه گذاری آنان را در امر تحقیق و توسعه(R&D)

«     میزان تعهد فروشندگان نسبت به محصولات‌شان ، سوابق شركت در مورد معرفی محصولات جدید و جایگاه آنها در منحنی نوآوری فناوری

«   توانایی فروشندگان در ارایه خدمات پس از فروش به مشتریان و توانایی آنها در انجام این خدمات و این كه آیا این شركت‌ها از پشتیبانی بین المللی مبتنی بر وب وسایر قابلیت‌ها نیز برخوردارند یا خیر؟

«   متوسط نرخ پاسخ‌گویی كارشناسان پشتیبانی این شركت‌ها ، از این نظر كه چه مدت زمانی طول خواهد كشید كه كارشناسان بتوانند به مشكلات و سوالات پاسخ دهند؟ این اطلاعات را می‌توان از گزارش‌های تحلیلی مشاوران در مورد تجارب‌شان در این شركت‌ها به دست آورد.

«     مراجعه به یك یا بیش از یكی از مشتریان كه در حال استفاده از نرم افزارهای این شركتها هستند

تا این‌جا تحقیقات بازار، تحلیل فروشندگان وبررسی ویژگی‌های نرم افزار را از طریق جلسات ارایه   توسط فروشنده انجام شده است و لیست ما از فروشندگان ERP باید به تعداد محدودی از یك تا سه فروشندهکاهش یافته باشد. قبل از اتخاذ تصمیم نهایی مبتنی بر انتخاب یكی از این فروشندگان، موارد زیر را نیز باید مورد بررسی قرار داد:

«     مقایسه هزینه: در انجام این كار، هزینه كل راباید مدنظر داشت و این نكته بسیار مهمی است .

«     ارزیابی ویژگی‌های نرم افزار: نرم افزاری را باید انتخاب كنید كه ما و هر فرد دیگری در سازمان ، به راحتی وسادگی از آن استفاده كند.

«   برنامه ای برای رشد آینده: اگر سازمان استراتژی رشد سریع طی پنج تا ده سال آینده را دنبال می كند، محصولی (نرم افزاری) را باید انتخاب كند كه قادر باشد همگام با سازمان ما و بر اساس نیازهای ما رشد كرده و پاسخ‌گوی نیازهای‌ ما باشد.

ارسال شده توسط احمد محمدی | 25 12, 2013 | بازدید‌ها (465)
ERP از نگاه فني
 

هر سيستم ERP داراي تعدادي سرويس افقي (Horizantal ) و تعدادي ماژول عمودي (Vertical ) مي باشد. كه اين ماژولهاي عمودي عبارتند از :
1. مالي (تمامي سيستمها و امكاناتي كه مرتبط با امور مالي هستند شامل : حسابداري ، بودجه و اعتبارات ، دريافت و پرداخت ، قيمت تمام شده ، حسابداري انبار ، حسابداري پروژه ،‌اموال ، ...)
2. منابع انساني (تمامي سيستمها و امكاناتي كه مرتبط با مديريت كردن امور منابع انساني سازمان هستند شامل : اطلاعات كاركنان ، احكام ، حقوق و دستمزد ، مرخصي ، ماموريت ، بيمه ، رفاه ، وام ، بازنشستگي ، ...)
3. پشتيباني (تمامي سيستمها و امكاناتي كه در خدمت تهيه و تدارك امكانات مورد نياز سازمان هستند شامل : مديريت كالا و انبارها ، خريد و تداركات‌ ، مناقصات و مزايدات ، حمل و نقل، ... )
4. مديريت ارتباط با مشتري (تمامي سيستمها و امكاناتي كه در خدمت ارائه خدمات بيشتر و بهتر به مشتريان مي باشند شامل : فروش ، بازاريابي ، مركز تماس ، صورتحسابها ، ...)
5. مديريت و برنامه ريزي توليد (تمامي سيستمها و امكاناتي كه در خدمت توليد بيشتر و بهتر در كارخانجات توليدي بكار مي روند شامل : برنامه ريزي مواد ، برنامه ريزي توليد ، كنترل توليد ، كنترل كيفيت ، ...)
6. مديريت و برنامه ريزي پروژه

علاوه بر ماژولهاي عمودي ، سرويسهاي افقي نيز در هر ERP ممتازي مشاهده مي شود كه فراتر از سيستمها بوده و مستقل از سيستمها ساير نيازهاي غير سيستمي كاربران را مرتفع مي نمايد. برخي از اين سرويسهاي افقي عبارتند از :
سرويس امنيت Security) ): جهت كنترل دسترسيهاي كاربران به منوها ، پنجره ها ، جداول بانك اطلاعاتي و فيلدهاي آنها ، گزارشات ، فرآيندها و حتي برخي ركوردهاي خاص از يك جدول بانك اطلاعاتي. معمولا اين سرويس بصورت Role Based در اختيار قرار مي گيرد يعني اينكه ابتدا تعدادي نقش در سيستم تعريف مي گردد‌ (مانند حسابدار ، منشي مدير عامل ، مدير عامل ، كارشناس فروش ، سرپرست فروش ، ...) و براي هر نقش كليه دسترسيها تعريف مي گردد. سپس هر كاربر لازم است تعيين كند كه بر اساس كدام نقش قصد ورود به سيستم را دارد (در صورتيكه به آن كاربر اجازه داده شده باشد كه بر اساس نقشهاي خاصي به سيستم وارد شود.).
سرويس گردش كار (Workflow ): جهت تعريف نمودارهاي گردش كاري جديد يا تغيير نمودارهاي موجود. از آنجايي كه يكي از شرطهاي اصلي سيستمهاي ERP ، فرآيندگرا بودن مي¬باشد موتور گردش كار هر كدام از اين سيستمها اهميت خاصي پيدا مي¬كند. دقت داشته باشيد كه يك موتور گردش كار صرفا جهت طراحي گرافيكي يك پروسه بوجود نيامده است و علاوه بر آن اين قابليت را دارد كه يك گردش كاري كه بصورت گرافيكي مدل شده است را اجرا نمايد.
معمولا تفاوت فاحشي بين يك موتور گردش كاري قوي و يك موتور گردش كار ساده وجود دارد. در ساده ترين حالت ، يك موتور گردش كار صرفا نمودارهايي را پشتيباني مي نمايد كه براي مدل كردن يك پروسه تاييد يا لغو بكار مي روند. اما يك موتور گردش كار قوي مي تواند علاوه بر پشتيباني نمودارهاي ساده فوق نمودارهاي بسيار كاربرديتر سازمان را نيز اجرا نمايد. مثلا پروسه خريد در يك سازمان ، پروسه تاييد اسناد مالي ، ... براي پياده سازي عملياتي اين نمودارها در بسياري از سازمانها لازم است كه موتور گردش كار داراي امكانات متنوعي باشد نظير گره¬هاي شرطي ، Fork ، Join ، ... كه اين امكانات صرفا در موتورهاي گردش كاري پيشرفته وجود دارد.
سرويس Runtime customization : براي ايجاد تغييرات در واسط كاربري نرم افزار (شامل منوها ، پنجره ها ، تب ها ) ، جداول بانك اطلاعاتي ، گزارشات ، فرآيندها و مواردي از اين قبيل
سرويس Scheduler : جهت زمانبندي پروسه ها و تنظيم آنها براي اجرا شدن در زمانهاي مشخص و از پيش تعريف شده
سرويس گزارش گيري : جهت تغيير در گزارشات موجود يا تعريف گزارشات جديد
ساير سرويسها: شامل سرويس هشدار ، سرويس SMS ، سرويس Email Integration ، ...
مشخصات كليدي يك سيستم ERP :
اين روزها، با سيستمهاي زيادي مواجه هستيد كه مدعي ERP بودن هستند. اما چه سيستمي ERP است؟
واقعيت اينست كه يك مرز بسيار مشخص و دقيقي براي يك ERP وجود ندارد و معمولا به سيستمهايي كه بتواند قابليتهاي زير را پشتيباني نمايد ERP گفته مي شود :
فرآيند گرا بودن : بدين معني كه كليه سيستمها و ماژولها بصورت فرآيند گرا پياده سازي شده باشند و تمامي فرآيندها قابليت انعطاف و تغيير داشته باشند.
جامعيت : در بر گرفتن تمامي نيازهاي يك سازمان در تمامي حوزه هاي اصلي و ستادي
امنيت : دارا بودن يك راه حل جامع امنيتي براي كنترل دسترسيهاي كاربران به تمامي اجزاي نرم افزار
معماري : دارا بودن يك معماري پويا و چند لايه كه امكان توسعه داشته باشد.
انعطاف پذيري در مقابل تغييرات(‍Customization ) : به گونه اي كه به سادگي بتوان در زمان اجرا هر يك از عناصر زير را تغيير داد و يا به سيستم افزود.
1. واسط كاربري : تغيير واسط كاربري موجود (شامل پنجره ها ، منوها ، فيلدهاي داخل پنجره ها‌، ...) و يا افزودن پنجره ها و منوهاي جديد به سيستم در حال اجرا توسط كاربر و يا مدير سيستم
2. گزارشات : تغيير گزارشات موجود و يا افزودن يك گزارش جديد به سيستم در حال اجرا توسط كاربر و يا مدير سيستم
3. فرآيندها : تغيير فرآيندهاي موجود و يا افزودن يك فرآيند جديد به سيستم در حال اجرا توسط كاربر و يا مدير سيستم
4. ديتابيس و نحوه ذخيره سازي اطلاعات : تغيير جداول بانك اطلاعاتي موجود و يا افزودن يك جدول جديد به سيستم در حال اجرا توسط كاربر و يا مدير سيستم
5. قواعد تجاري : تغيير قواعد تجاري موجود متناسب با قوانين و آيين نامه ها و يا افزودن قواعد جديد.
عدم وابستگي به تيم توليد كننده : سيستم به گونه اي باشد كه سازمان مصرف كننده كمترين وابستگي را به توليد كننده نرم افزار داشته باشد. اين امكان با استفاده از امكانات انعطاف پذيري نرم افزار در مقابل تغييرات قابل انجام است.
Best Practices : دارا بودن پيش فرضها و راه حلهاي مناسب و از پيش آماده براي صنعت شما.
تعريف ERP ، معمولا با واژه Best Practice همراه است. بدين معني كه توليد كننده ERP در كنار محصول نرم افزاري ارائه شده ، مي بايست پيش فرضهاي لازم را براي صنعت مورد نياز مشتري داشته باشد. يك Best Practice شامل موارد زير براي هر صنعت مي باشد :

Thursday, August 14, 2008صنايع مختلفي كه مي تواند براي آنها Best Practice در نظر گرفته شود عبارتند از :
شركتهاي ساختماني ، صنايع شيميايي ، صنايع دارويي ، صنايع غذايي ، صنايع كشاورزي ، صنايع فولاد ، شركتهاي مخابرات ، شركتهاي برق ، شهرداريها ، ...

تغييرات در ERP
پر واضح است كه راه اندازي يك سيستم يكپارچه بزرگ ، زمان زيادي مي خواهد (بيش از 2 سال) و در طول زمان ، نيازها تغيير مي كند. اگر سرعت تغيير نياز از سرعت تغيير در نرم افزار بيشتر باشد چه اتفاقي مي افتد؟
همه مي دانيم كه تغييرات در نيازها هميشه يك معضل اساسي در توليد نرم افزار است. قوانين جديد هر روز سبب مي گردند كه خواستهاي كارفرمايان تغيير نمايد. مستقل از قوانين ، تغييرات در مديران نيز مشكل ديگري است. هر مديري سليقه خاص خودش را دارد. لذا با توجه به اين تغييرات مشخص است كه هر چه طول زمان پياده سازي يك پروژه ERP طولانيتر شود ريسكهاي بيشتري موفقيت پروژه را تهديد مي نمايد.
در واقع نيازها بدون كسب اجازه از ما ، تغيير مي كنند پس بايد كاري كرد كه سرعت تغيير در نرم افزار از سرعت تغيير نياز بيشتر شود.
بدين منظور لازم است شيوه هاي سنتي توليد نرم افزار كنار گذاشته شود و تحولي در توليد نرم افزار ايجاد كرد. چون همواره توليد نرم افزار كار زمانبري بوده و در اكثر موارد شيوه سنتي توليد نرم افزار داراي سرعت كمتري از تغيير نياز است. در اين حالت هنوز نياز قبلي كه توسط كارفرما تعريف شده در نرم افزار اعمال نگرديده ، كارفرما نياز جديدي را مطرح مي نمايد و اين مطلب اجازه نمي دهد كه محصول هيچگاه به سرانجام مطلوبي برسد.
و اما تحولي كه اين روزها در توليد نرم افزارهاي حجيم ايجاد شده است استفاده از معماريهاي مبتني بر مدل (MDA )مي باشد.

نرم افزار ERP مبتني بر مدل Model Driven ERP) ) :
در اين نوع معماري ، سيستمهاي نرم افزاري بجاي آنكه كد نويسي شوند ، مدل مي شوند و يك ميان افزار اين مدل را اجرا مي كند.
انواع مدلهايي كه براي بيان يك سيستم نرم افزاري لازم مي باشند عبارتند از : مدل ديتابيس ، مدل واسط كاربر، مدل قواعد تجاري، مدل گزارشات، مدل فرآيندها
در واقع در اين معماري ، پس از تحليل و طراحي هر سيستم ، تقريبا نيازي به مرحله كدنويسي وجود ندارد. مزاياي اين نوع معماري عبارتند از :
• فرق زيادي بين برنامه نويسان سيستمها از سوي توليد كننده نرم افزار و راهبران سيستم از سوي مشتري وجود ندارد!
• نيازي به داشتن source نرم افزار نيست.
• براي توليد و تغيير سيستمها بجاي استفاده از برنامه نويس از افراد تحليلگر و يا طراح استفاده مي گردد.
• سرعت توليد سيستمهاي جديد و يا تغيير سيستمهاي موجود بسيار زياد است.
• كد نويسي به حداقل ممكن مي رسد بنابراين ديگر دغدغه رفع باگهاي مربوط به كدنويسي نخواهيد داشت.
• وابستگي مشتري به توليد كننده به حداقل ممكن مي رسد.

معماري ERP
يكي از خصوصيات ERP ها اينست كه داراي يك معماري مشخص باشند.
يك معماري خوب مي بايست داراي مشخصات زير باشد :
Scalable : متناسب با رشد كمپاني توسعه يابد.
Secure : سطوح امنيتي را رعايت كند.
Adaptable : تغيير پذيري را در قسمتهاي مختلف پشتيباني كند.
Extendible : قابليت توسعه سيستمهاي جديد را داشته باشد.
Attachable : قابليت اتصال به سيستمهاي Legacy داشته باشد.
Independent : وابسته به سيستم عامل يا محيط خاصي نباشد.
Replaceable : قابليت جايگزيني هر يك از اجزا را داشته باشد.

ERP Framework
به مجموعه نرم افزارهايي كه هسته اصلي ERP را تشكيل مي دهند گفته مي شود. Framework به نوعي ضامن جامعيت و يكپارچگي سيستمها ميباشد. تمام ERP ها داراي Framework نيستند وليكن ERP هاي مطرح و صاحب نام حتما داراي يك Framework متعلق به خود مي باشند. بعنوان مثال شركت SAP ، داراي نرم افزار Netweaver و شركت Oracle ، داراي نرم افزار Fusion به اين منظور مي باشد. در واقع بخش اصلي سرويسهاي افقي يك ERP توسط ERP Framework سرويس دهي ميگردد. 

ارسال شده توسط احمد محمدی | 24 12, 2013 | بازدید‌ها (672)

از سیر تا پیاز DSS

انواع سیستم های اطلاعاتی
سیستمهای پردازش تراکنش TPS
سیستم های اطلاعات مدیریتMIS
سیستم های پشتیبان تصمیم گیری  DSS
سیستم های پشتیبان مدیران ارشد ESS

سیستم پشتیبان تصمیم گیری  (DSS) چیست؟
تعریف سیستم پشتیبانی از تصمیم (Dss: Decision support system)
مجموعه ای از برنامه ها و داده های مرتبط بهم که برای کمک به تحلیل و تصمیم گیری طراحی می شوند.کمک این گونه سیستم ها در تصمیم گیری بیش از سیستم های مدیریت اطلاعات (MIS) یا سیستم های اطلاعات اجرایی(EIS) است.

اجزای DSS :
این سیستم ها دارای یک بانک اطلاعاتی متشکل از دانش موجود درباره ی موضوع و یک زبان که برای فرموله کردن مسائل و پرسش بکار میرود و یک برنامه مدلسازی برای ازمایش تصمیمات ممکن هستند.
هر سیستم پشتیبان تصمیم گیری دستیابی به سه هدف اصلی را دنبال می کند:
1) کمک به مدیر برای تصمیم گیری در مورد مسائل نیمه ساخت یافته
2) پشتیبانی تصمیم گیری انجام شده توسط مدیر و نه جایگزینی ان
3) بهبود کارائی تصمیم گیری و توجه بیشتر به اثر بخشی ان
 
اجزای DSS
1-   بانک مدلها
2-   بانک اطلاعاتی
a.   داده های خارجی
b.   داده های داخلی
3-   سیستم مدیریت بانک اطلاعاتی
4-   سیستم مدیریت مدلها
5-   نرم افزار مدیریت

فرآیند DSS
الف)یکی از مهم ترین سیستمهای اطلاعاتی است که مدیران رده بالای هر سطح  سازمان را درامرتصمیم  گیری وهدایت سیستم، یاری می کند.   DSS پشتیبان، تصمیم گیری های مدیر است  و  تصمیم گیری نهایی با مدیر است.

   ب)

Data Analysis     
Data   Mining     
Intelligent Agent


نرم افزار های گروه گرا(GroupWare) :
نرم افزاری که به گروهی از کاربران یک شبکه امکان میدهد تا در رابطه با یک پروژه ی خاص با یکدیگر همکاری کنند. این گونه نرم افزار ها ممکن است خدماتی برای بر قراری ارتباط (مثلا پست الکترونیکی) و تئلید جمعی سند ها و زمان بندی و پیگیری فراهم کنند.سندها ممکن است حاوی متن و تصاویر یا دیگر اشکال اطلاعاتی باشند.
نرم افزار گروه گرا :که امکان فعالیت چندین حل کننده ی مسئله را در کنار هم برای هر راه حل فراهم می کند که در این مورد به عنوان سیستم پشتیبان تصمیم گیری گروهی بکار می رود.

این سیستم پشتیبان تصمیم گیری از بخش های زیر تشکیل شده است:
-مدیریت تقاضا و مدیریت ارشد
-برنامه ریزی احتیاجات مواد(MRP)
-کنترل فعالیت های تولید/ زمانبندی تامین کنندگان
-بانک اطلاعات
-زمانبندی خط مونتاژ
-هماهنگ کننده کارخانه
-رابط کاربر

هدف اصلی ایجاد یک سیستم پشتیبان تصمیم گیری برای کمک به زمانبندی تولید خط مونتاژ نهایی است به نحوی که تصمیم گیرنده بتواند امر هماهنگی تمامی اجزای کارخانه را طوری انجام بدهد که:
1) از موجودی انبارها بتواند یک برنامه تولیدی استخراج نماید
2) از موجودی های در جریان ساخت و انبار محصول نیمه ساخته بهترین استفاده را بنماید
3) فیدبک های لازم را در جهت تعیین بهترین برنامه خطوط مونتاژ ارائه دهد
4 ) پیشنهادات سفارشات جدید رد یا قبول نماید
5) در مقابل حوادث برهم زننده برنامه ریزی تولید واکنش نشان دهد

FCDSS طراحی شده شامل دو بخش زیر می باشد
۱. زمانبندی و ارسال کننده سطح کارخانه : توسعه خطوط راهنمای زمانبندی در سطح کارخانه و بکارگیری آن برای تهیه برنامه زمانبندی زمان واقعی برای کارگاه ها و خطوط مونتاژ
۲ . نظارت کننده سطح کارخانه: نظارت بر پیشرفت جریان تولید

الگوریتم فرآیند پشتیبانی تصمیم گیری
گام ۱ ( با انتخاب یک محصول به عنوان محصول مورد نظر برای تولید، DSS ابتدا با بررسی فایل وضعیت اطلاعات مقایسه ای میان میزان دردسترس بودن مواد موجود در کارخانه با مواد مورد نیاز تولید آن محصول بر اساس لیست مواد(BOM) آن صورت می دهد و فایل میزان دردسترس بودن را استخراج و عمل تفکیک بین قطعات دردسترس و غیر دردسترس (مورد نیاز به ساخت) را صورت خواهد داد. این میزان، شاخصی برای امکان تولید آن محصول بر اساس وضعیت موجود کارخانه است.

پنج مورد از خصوصیات سیستمهای DSS 
1-یک سیستم پشتیبان تصمیم ، با کنار هم قرار دادن افکار انسانی و اطلاعات رایانه‎ای، از تصمیم‎گیرندگان حمایت و پشتیبانی می‎کند.
2- این سیستمها برای پشتیبانی سطوح گوناگون مدیریت، از مدیران ارشد تا عملیاتی ارائه می شود.
3-انعطاف پذیر است.
4- قدرت ریسک را بالا می برد.
5- سبب بهبود بخشیدن  دقت، کیفیت، بروز بودن تصمیمات در تصمیم گیری می شود

DSS اولین بار در سالهای 1970 توسط آقای Lester مطرح شد.
از بدو ظهور ایده تصمیم گیری به کمک کامپیوتر در انستیتو تکنولوژی کارنگی "CARNEGIE" تا به امروز، تعاریف متعددی برای DSS پیشنهاد شده است . این تعددتعابیر تاحدودی به سیر تکاملی این رویکرد بازمی گردد. تعاریف اولیه بیشتر بر قابلیت DSS درحل مسائل نیمه ساختاریافته تمرکز داشته اند و تعاریف بعدی اجزای اصلی سیستم و فرایند طراحی آن را موردتوجه قرار داده اند. دلیل دیگر این اختلاف ، در زوایای نگرش متفاوت به موضوع نهفته است .

مفهوم سیستم تصمیم یار
همانگونه که گفته شد سیستم های اطلاعات مدیریت اشکالاتی دارد که سیستم های پشتیبانی تصمیم برای رفع آنها بوجود آمده است. سیستم اطلاعات مدیریت به منظورتدارک پشتیبانی شخصی برای هر مدیرنمی باشد. این ضعف سیستم اطلاعات مدیریت، اقداماتی را باعث شد که منتهی به مفهوم سیستم پشتیبانی تصمیم گشت.
مفهوم سیستم پشتیبانی تصمیم ،شکستهای اولیه سیستم اطلاعات مدیریت راتجربه نکرد. به احتمال قوی دلیل اصلی آن، دامنه محدودترسیستم پشتیبانی تصمیم است. برخورد ملایم تر سیستم پشتیبانی تصمیم، شانس موفقیت خود را حداکثر می کند.
این سیستمها،منابع انسانی (اگاهیهای فردی ) را با قابلیتهای کامپیوتری ترکیب میکنند تا باعث ارتقاء کیفیت تصمیم گیریها مخصوصا در مورد مسائل نیمه ساخت یافته شوند.
سیستم‌های پشتیبانی تصمیم، سیستم‌هایی هستند که منابع فکری افراد را با قابلیت‌های کامپیوتر، جهت بهبود کیفیت تصمیمات به کار می‌گیرند. این سیستم‌ها، معمولاً برای حل مسائل نیمه ساخت یافته به کار می‌روند.
 سیستم‌های پشتیبانی تصمیم، سیستمهای تعاملی مبتنی بر کامپیوتر می ‌باشند که تصمیم‌گیران را یاری می‌کنند تا با به‌کارگیری داده‌ها و مدل‌ها، مسائل نیمه‌ساخت‌یافته را حل نمایند.

به طور خلاصه می توان سیستمهای حمایت ازتصمیم(DSS)را به این گونه ها تعریف کرد :
این سیستمها،منابع انسانی (اگاهیهای فردی) را با قابلیتهای کامپیوتری ترکیب میکنند تا باعث ارتقاء کیفیت تصمیم گیریها مخصوصا در مورد مسائل نیمه ساخت یافته شوند .
سیستم پشتیبان تصمیم گیرا  یک سیستم اطلاعاتی  کامپیوتری دوطرفه  (Interactive) است که انعطاف پذیر و وفق پذیر می باشد که بطور اختصاصی برای پشتیبانی حل یک مسئله غیرساخت یافته مدیریتی استفاده می شود .

خصوصیات کلی سیستمهای تصمیم یار :
•   سیستمی  است که به منظور پشتیبانی از تصمیم‌گیری نیمه‌ساخت‌یافته بکار می رود.
•   بر خط (On-line) است .
•   رابط کاربر و خروجی‌های گرافیکی می باشد .
•   یک سیستم برپایه کامپیوتر است که از تکنولوژی ها و متدولوژی های کامپیوتری استفاده می کند .
•   به تصمیم گیری کمک می کند ولی جایگزین فرد تصمیم گیر نمی شود.
•   از پایگاههای داده ، مدلهای تحلیلی و محاسباتی و سیستم های خبره درحل مسائل استفاده می کند.
•   قابلیت بکارگیری درحل مسائل نیمه ساختاریافته و بی ساختار را داراست ;
•   قابلیت پشتیبانی از تصمیم گیریهای فردی و گروهی "GDSS" را دارد;
•   برای کلیه سطوح مدیریتی قابل استفاده است ;
•   دقت ، سرعت و کیفیت تصمیم گیری را بهبود می بخشد "بهبود اثربخشی " ولی درراندمان تصمیم گیری "هزینه تصمیم گیری " تاثیری ندارد;
•   سیستم های DSS به سمت قابلیت های یادگیری و خلاقیت ، کارکرد شبکه ای و سهولت بهره برداری به پیش می رود
•   DSS ، تصمیم گیران سازمان را با کنار هم آوردن قضاوت انسانی و اطلاعات کامپیوتری شده در حل مسائل ساخت یافته و نیمه ساخت یافته یاری می‌کند، که اینگونه مسائل قابل حل با سیستمهای کامپیوتری دیگر و یا ابزارها و متدهای استاندارد نیستند.
•   پشتیبانی برای سطوح مختلف مدیریتی از سطوح استراتژیک گرفته تا مدیران عملیاتی فراهم می‌شود
•   پشتیبانی هم برای تصمیم گیری انفرادی و هم تصمیم گیری گروهی وجود دارد .
•   DSS برای چندین تصمیم گیری مرتبط با هم و یا تصمیم گیریهای متوالی پشتیبانی فراهم می‌‌کند.
•   DSS تمام مراحل تصمیم گیری را که: هوش (جستجوی شرایطی که نیاز به تصمیم گیری دارند) ، طراحی (اختراع، توسعه و بررسی گزینه‌های موجود برای پیاده کردن تصمیم) ، انتخاب ( انتخاب یکی از گزینه‌های ممکن) و پیاده سازی است را پشتیبانی می‌کند .
•    انواع مختلف فرآیندهای تصمیم گیری را پشتیبانی می‌کند .
•    DSS انعطاف پذیر است طوریکه کاربران بر حسب تغییراتی که بوجود می‌آید می‌توانند سیستم را نسبت به نیاز خود شکل دهند، به این معنی که عناصر اصلی را اضافه، حذف، ترکیب و یا سازماندهی دوباره کنند.
•    DSS در تلاش است که تاثیر گذار بودن تصمیم گیری یعنی دقت، بروز بودن تصمیمات را بهبود ببخشد.
•     تصمیم گیرنده بر تمامی مراحل تصمیم گیری در حل یک مسئله تسلط دارد .
•    DSS از مدلها برای ارزیابی موقعیتهای تصمیم گیری استفاده می‌کند. توانایی مدل کردن باعث می‌شود که استراتژیهای مختلف را در ترکیبها و شرایط مختلف بتوانیم بررسی کنیم .
•    DSS دستیابی به انواع مختلف منابع داده با فرمتهای گوناگون را فراهم می‌کند 

بطور کلی دلایل استفاده از سیستم DSS:

•   محاسبه سریع: کامپیوتر به تصمیم گیرنده اجازه می‌دهد مقادیر بسیار زیادی از داده را در مدت زمان کوتاه و با هزینه کمی پردازش کند .
•   غلبه بر محدودیتهای انسانی محاسبات و ذخیره سازی: مغز انسان در تجزیه و تحلیل اطلاعات و همچنین یادآوری آنها دارای محدودیت است .
•   محدودیتهای انسانی: قدرت حل مسئله یک فرد دارای محدودیت است
•   کاهش هزینه: کنار هم آوردن گروهی از تصمیم گیران مخصوصاً کارشناسان ممکن است هزینه زیادی داشته باشد
•   پشتیبانی فنی: بسیاری از تصمیمات محاسبات پیچیده‌ای را می‌طلبند
•   پشتیبانی کیفیت: سیستمهای کامپیوتری تصمیم گیرا می‌توانند کیفیت تصمیمات اتخاذ شده را بهبود بخشند.
•   رقابت: فشار رقابتی تصمیم گیری را مشکل می‌کند

دلایل نیاز به سیستم های مکانیزه حمایت از تصمیم گیری:
1)   محدودیتهای فکری بشر در پردازش وذخیره سازی: چون توانایی ذهن بشر در پردازش ذخیره ودسترسی به اطلاعات محدود است با استفاده ازاین سیستمها می توانیم این محدودیت را برطرف کنیم.
2)   محدودیتهای دانش: اگر برای حل یک مساله نیاز به اطلاعات ودانشهای متنوعی باشد توانائی یک فرد در حل ان مسئله محدود میباشدواگر بخواهیم از چندین متخصص در هر زمینه استفاده کنیم هماهنگی وارتباط بین این افراد مشکل خواهد بود.سیستمهای کامپیوتری این مشکلات را حل کرده ومی توانند به سرعت به حجم زیادی اطلاعات دسترسی پیدا کرده وانها راپردازش کنند همچنین میتوانند هماهنگی وارتباط بین ان افراد را اسان کنند.
3)   کاهش هزینه: حمایت کامپیوتری باعث کاهش تعداد افراد گروه می شود وامکان برقراری ارتباط از مناطق مختلف را برای اعضای گروه فراهم می سازد و همچنین باعث افزایش بهره وری بخش ستادی میشود که همه این موارد منجر به کاهش هزینه خواهد شد.
4)   حمایت فنی: کامپیوترها می توانند به سرعت وبه شکل مقرون به صرفه ای داده های لازم را جستجو وذخیره کنند یا انتقال دهند.
5)    حمایت از کیفیت: سیستمهای کامپیوتری با اجرای سریع شبیه سازیهای پیچیده به مدیران کمک میکنند تا امکانها و راهکارهای گوناگون را بررسی وتاثیرات مختلف را به سرعت ومقرون به صرفه ارزیابی کنند واز این طریق کیفیت تصمیمها را بالا ببرند.
6)    حاشیه رقابت_مهندسی مجدد فرایندها واختیارات: فناوریهای کامپیوتری در زمینه فشارهای رقابتی وتغییر در وضعیت عملیات سازمان ، مهندسی مجدد فرایندها وساختارها ، اختیارات کارکنان ونواوریها به مدیران اختیارهایی اعطا وانها را در اخذ تصمیم درست وسریع یاری می کنند.


فناوریهای اصلی پشتیبانی از تصمیم:
•   سیستم حمایت از تصمیم (DSS)
•   سیستم حمایت از تصمیم گروهی(GDSS)
•   سیستمهای اطلاعات مدیریت عالی(EIS)
•   سیستمهای خبره(ES)
•   شبکه های عصبی مصنوعی(ANN)
•   سیستمهای حمایت ترکیبی(MSS)

تعیین چهارچوبی برای پشتیبانی از تصمیم :
فرایندهای تصمیم گیری شامل سه نوع تصمیمات ساختار یافته (قابل برنامه ریزی) ، نیمه ساختار یافته ،ساختار نیافته(غیر قابل برنامه ریزی) است . فعالیتهای مدیریت نیز شامل سه قسمت برنامه استراتزیک، کنترل مدیریت، کنترل عملیاتی می باشد. از ترکیب این تصمیمات وفعالیتها حالتهای مختلفی بوجود می اید که برای هر حالت یک یا چند سیستم اطلاعاتی جوابگو می باشد.برای مثال زمانیکه تصمیم از نوع ساخت یافته باشد سیستمهای MIS، OR، TPS، DP جوابگو است یا اگر نیمه ساخت یافته باشد DSS مناسب می باشد.

پایگاه داده DSS
   DSSاز دادههای داخل ( پایگاه های داده سازمان) ، دادههای خارجی (اینترنت) و دادههای شخصی فرد تصمیمگیر استفاده مینماید.
   DSS می تواند خود دارای Database مستقل بوده یا از پایگاههای داده سازمان استفاده نماید

عناصر داخلی DSS


معرفی DSS در 4 فاز :


یک نمونه Framework برای تعیین سیستمهای مورد نیاز یک سازمان  


نتیجه گیری کلی :
•    یک DSS   یک سیستم بسیار ضروری برای تمامی سازمانها ، به ویژه مدیریت سازمان می باشد .
•   در حال حاضر کامل ترین سیستم برای یک سازمان ، DSS می باشد .
•   DSS بطور مستقیم با مدیران در ارتباط است وبا پردازش انبوهی از داده ها ، گزینه های یک تصمیم را در اختیار او قرار می دهد .
•   DSS در بستر IS تعریف و پیاده سازی می شود 

مدیریت داده     data managment
مدیریت داده کار ذخیره سازی و نگهداری از داده هایی را انجام می دهد که کاربر از طریق سیستم بر روی آنها تحلیل انجام می دهد. این بخش هم شامل یک پایگاه داده و هم نرم افزار مدیریت پایگاه داده می شود. در واقع اطلاعات در بستر یک نرم افزار مدیریت پایگاه داده ذخیره سازی شده و مورد استفاده قرار می گیرند. اطلاعاتی که در DSS مورد استفاده قرار می گیرند معمولاً از سه منبع عمده تامین می شوند: قسمتی از اطلاعات، اطلاعات سازمانی هستند که بسته به هدف کاربر از بکارگیری سیستم می تواند اطلاعات مختلفی را از محیط سازمان در بر بگیرد. معمولاً اطلاعات مورد نظر از پایگاه داده سازمانی و یا گاهی پایگاه داده تحلیلی بدست می آیند. بعضی از تصمیمات نیازمند استفاده از اطلاعات از منابع بیرونی مانند گزارشات دولتی، اینترنت و غیره هستند که به عنوان اطلاعات تکمیلی برای DSS مورد استفاده قرار می گیرند و آنها را اطلاعات بیرونی می نامند. همچنین گاهی می توان DSS هایی را طراحی کرد که اطلاعات را از کاربر دریافت می کند. به عبارتی به جای استخراج اطلاعات از منابع مختلف سازمانی و برون سازمانی، کاربر اطلاعات خود را وارد پایگاه داده سیستم می کند.

مدیریت مدل   Model managment
این جزء از DSS شامل مدلهای ذخیره شده در یک پایگاه مدل و نرم افزاری تحت عنوان سیستم مدیریت مدلها میشود که کار ایجاد و دسترسی به مدلها را بر عهده دارد. و اما مدل چیست؟
در واقع یک مدل بازنمایی است از یک سری وقایع و شرایط محیطی. انسانها برای درک خود از محیط و جهانی که در آن زندگی می کنند و درک پدیده های مرتبط با آن از مدلها استفاده می کنند. مدلهایی که بشر مورد استفاده قرار می دهد به چهار شکل می باشند:
1.    مدلهای فیزیکی که در ابعادی معمولاً کوچکتر از اندازه واقی یک موجودیت یا یک شی ساخته می شود تا ویژگیهای آن را به نمایش گذارد. مانند ماکت یک ساختمان
2.    مدلهای گرافیکی که به صورت تصویری یک واقعیت را بیان بیان می کند و مانند نقشه های جغرافیایی و یا نقشه یک ساختمان.
3.    مدلهای تشریحی که با استفاده از گفتار و نوشتار به وصف یک پدیده یا حادثه یا یک شی می پردازد. برای مثال توصیفی که ما از یک حادثه رانندگی داریم و یا اخباری که هر روزه در روزنامه ها و تلویزیون اعلام می شوند.
4.    مدلهای ریاضی که با تعریف تعدادی متغیر و تعیین نحوه تاثیر این متغیر ها بر یکدیگر تصمیم گیرندگان را در مدلسازی مسائل و راه حلهای ممکن یاری می دهند.
سیستمهای DSS برای مدلسازی مسائل و راه حلهای آنها از مدلهای ریاضی استفاده می کنند.

مدلهای ریاضی خود از چند بعد قابل تقسیم بندی می باشند که در زیر به آنها اشاره می کنیم:

مدلهای ایستا در برابر مدلهای پویا : مدلهایی که در آنها زمان به عنوان یک متغیر تعریف شده باشد را مدلهای پویا می گوییم و مدلهایی که در آنها متغیر زمان وجود نداشته باشد را مدلهای ایستا می نامیم. برای مثال مدلی که میزان رشد فروش یک شرکت را در طی پنج سال آینده پیش بینی کند مدلی پویاست. ولی ترازنامه یک شرکت که دارائی های آن را در یک لحظه خاص از زمان مثلاً پایان سال کاری به نمایش می گذارد مدلی ایستا می باشد. مدلهای ایستا همانند عکس هستند که یک لحظه را ثبت می کنند و لیکن مدلهای پویا همانند تصویر متحرکند که شرایط را در زمانهای مختلف نشان می دهند.

مدلهای احتمالی در برابر مدلهای قطعی : در مدلهای قطعی احتمال رخ دادن هر واقعه ای یا صفر است و یا یک. ولی در مدلهای احتمالی این احتمال از یک تا صفر متغیر است. مدلهایی احتمالی مدلهایی هستند درصدی از احتمال را برای وقوع رخدادی در نظر می گیرند. برای مثال مدلهایی که در کنترل کیفیت مورد استفاده قرار می گیرند و یا مدلهای آماری از این نوعند.
مدلهای بهینه و مدلهای خرده بهینه : مدلهای بهینه مدلهایی هستند که بهترین راه حل را از بین گزینه های مختلف انتخاب می کنند. این مدلها را برای مسائلی می توان مورد استفاده قرار داد که که به خوبی ساختارمند باشند. مدلهای خرده بهینه که گاهی مدلهای قانع کننده  نیز نامیده می شوند همواره بهترین راه حل را ارائه نمی کنند بلکه راه حلهای مختلف و نسبتاً مناسبی را ارائه می کنند که در این حالت انتخاب نهایی به عهده کاربر خواهد بود.
DSS ها با ارائه مدلهای تصمیم گیری که به کاربر امکان تحلیل اطلاعات را به اشکال مختلف می دهد، فرایند تصمیم گیری را اثربخش تر می کند. مدلهایی که در یک DSS استفاده می شوند به نوع تصمیمات و نوع تحلیل مورد نیاز بستگی دارد. قسمت مدیریت مدلهای سیستم DSS مدلهای سیستم را ذخیره سازی و نگهداری می کند و وظایف آن شبیه به وظایف سیستم مدیریت پایگاه داده نسبت به داده هاست. سیستم مدیریت مدلها نمی تواند تعیین کند کدام مدل برای حل یک مساله مناسب تر است ولیکن می تواند به کاربر کمک کند تا مدلها را با سرعت و به آسانی ایجاد و دستکاری کند.

واسط کاربری
واسط کاربری جزئی از سیستم است که به کاربر امکان می دهد با سیستم ارتباط برقرار کند. به عبارتی بخشی از سیستم است که به کاربر امکان می دهد دانش خود را با قابلیتهای پردازشیو ذخیره سازی سیستم در هم آمیزد. واسط کاربری قسمتی از سیستم است که کاربر آن را می بیند، و از طریق آن اطلاعات، دستورها و مدلها را وارد می کند و تنها قسمتی از سیستم است که مستقیماً با کاربر در ارتباط است.
استفاده از سیستمهای DSS باعث افزایش اثربخشی فرایند تصمیم گیری خواهد شد و در واقع این نوع از سیستمها مفهوم OLAP را مورد حمایت قرار می دهند. بکارگیری این سیستمها باعث خواهد شد هزینه های تصمیم گیری به علت استفاده از مدلهای مناسب توسط کاربر به میزان قابل ملاحظه ای کاهش یابد. در واقع کاربر به جای استفاده از روشهای آزمون و خطا که روشی بسیار پرهزینه برای تصمیم گیری است قبل از اینکه هرگونه اقدام عملی را انجام دهد نتایج را در قالب مدلهای مختلف خواهد دید.
استفاده از مدلهای ریاضی به علت پیچیدگی از محبوبیت چندانی برخوردار نیست و بسیاری از تصمیم گیرندگان به علت عدم تسلط کافی به استفاده از این مدلها تمایل چندانی به بکارگیری سیستمهای پشتیبان تصمیم گیری ندارند. برای حل این مشکل برای کار کردن با این سیستمها از واسط های کاربری گرافیکی استفاده می شود که درک و تقسیر آنها به راحتی صورت می پذیرد

ارسال شده توسط احمد محمدی | 24 12, 2013 | بازدید‌ها (3872)

بررسي نقش سيستم هاي پشتيباني تصميم گيري باليني در پزشکی

CDSS

احمد محمدی  

Ahmad.Mohammadi.A@gmail.com 

پاییز 1392

 
مقدمه
در این تحقیق سعی شده است بطور اجمالی مقدمه ای در خصوص سیستم های پشتیبان تصیمیم در پزشکی و مفاهیم بنیادی آن ارائه گردد. پس از ارئه تعریف های کلی CDSS و تاریخچه کوتاه  ، دلایل استفاده از اینگونه سیستم ها در سیستم  بهداشت و درمان و زمینه های کاربردی آن عنوان می گردد . سپس دسته بندی وانواع  CDSS ها از جهات مختلف معرفی و به تأثير کاربرد سيستم هاي پشتيبان ازتصميم گيري در نظام مراقبت سلامت می پردازیم .

سيستم پشتيبان تصميم گيري در پزشكيClinical Decision Support System (CDSS )
تعریف سيستم پشتيبان تصميم گيري درپزشكي و تاریخچه آن
   نرم‌افزارهاي كامپيوتري كه براي كمك به تشخيصهاي باليني طراحي و  ساخته شده‌اند. اين سيستمها با استفاده از اطلاعات و دانش پزشكي به تشخيص عارضه‌هاي گوناگون و تجويز توصيه‌هاي پزشكي براي بيماران اقدام مي‌نمايند.
 
تصویر فوق نمونه ای از یک CDSS است.
به عبارت دیگر سیستم های پشتیبانی تصمیم گیری (تصمیم یار)بالینی برنامه های رایانه ای تعاملی می باشند که به منظور یاری رساندن در تصمیم گیری به پزشکان و سایر متخصصین بهداشتی طراحی شده اند.به عبارتی این سیستمها ، منابع انسانی ( آگاهیهای فردی ) را با قابلیتهای کامپیوتری ترکیب می کنند تا باعث ارتقا کیفیت تصمیم گیری شوند .هدف اصلی سیستم های پشتیبانی تصمیم گیری در واقع یاری رساندن به پزشکان در حین مراقبت(Point of care)می باشد،بدین معنا که یک پزشک می تواند با این سیستم تعامل داشته باشد و درتحلیل داده های بیمار، تشخیص دهی و سایر فعالیت های بالینی ازسیستم کمک بگیرد.

تاريخچه سيستمهاي پشتيبان تصميم گيري در پزشكي در حقيقت تاريخچه همكاريهاي متقابل پزشكان و رياضيدانان مي‌باشد. به مجرد پيدايش كامپيوترهاي الكترونيكي در سالهاي 1950-1960 ميلادي، نخستين سيستمهاي پشتيبان تصميم گيري در پزشكي با اهداف گوناگون بهداشتي پا به عرصه وجود نهادند. در سال 1961 ميلادي نيز Warner و همكارانش يكي از نخستين سيستمهاي پشتيبان تصميم گيري در پزشكي را كه بر اساس قوانين بيس به كار مي‌پرداخت، طراحي و راه اندازي نمودند؛ البته نخستين سيستم واقعي پشتيبان تصميم گيري در پزشكي كه بر اساس قوانين بيس طراحي شده بود و در عمل نيز در بسياري از پايگاههاي بهداشتي به كار گرفته شد، سيستمي بود كه توسط de Dombal براي تشخيص دردهاي حاد شكمي ارايه شد.
به دليل فناوري موجود در كامپيوترهاي سالهاي 1950-1960 كه نرم افزارهاي پشتيبان تصميم گيري در پزشكي مي‌بايست بر روي آنها راه اندازي شوند، اين سيستمها در آن زمان در دو شاخه مجزا از يكديگر توسعه يافته بودند: قياسي و احتمالاتي؛ اما نزديك به دو دهه بعد از نخستين تلاشهاي Ledley و Lusted، Szolovits و Pauker با بررسي عميق تر ريشه‌هاي فلسفي اين دو روش استدلال، روش سومي را كه با حفظ ويژگيهاي ممتاز اين دو روش از هويت خاص خود نيز برخوردار بود، پيشنهاد نمودند. اين روش، هيوريستيك (Heuristic) نام داشت. برنامه HEME كه براي تشخيص بيماريهاي هماتولوژيك به كار مي‌رفت، يكي از نخستين سيستمهايي بود كه از اين روش استفاده نمود. در ادامه كاربردهاي اين روش، Gorry -يكي از پيشتازان كاربرد روش هيوريستيك در سيستمهاي پشتيبان تصميم گيري در پزشكي- در طي يك مقاله كلاسيك كه در سال 1968 منتشر نمود، اصول كلي حاكم بر سيستمهاي خبره پشتيبان تصميم گيري در پزشكي را تبيين نمود. اين اصول در سالهاي 1970 تا 1980 اساس عملكرد بسياري از سيستمهاي پشتيبان تصميم گيري در پزشكي را تشكيل دادند. در اين مقاله، Gorry تعريفي رسمي از مساله تشخيص پزشكي را ارايه نمود. وي همچنين تفاوتهاي مابين ارزش اطلاعات، هزينه‌هاي اقتصادي، و خطرات ناشي از انجام تستهاي تشخيصي را نشان داد و مساله «چند-تشخيصي» را كه به هنگام مواجهه سيستم با بيماران داراي چندين بيماري همزمان روي مي‌دهد، توصيف نمود. مقاله Gorry در حقيقت سلف تئوريك بسياري از سيستمهاي پشتيبان تصميم گيري در پزشكي نظير PIP، MEDITEL، Internist-1، QMR، DXplain، ILIAD، و... محسوب مي‌گردد. در سال 1976 ميلادي نيز Shortliffe سيستم خبره مبتني بر تئوري شواهد (Evidence Theory) را براي كاربردهاي تشخيصي و درماني به نام MYCIN ارايه نمود. اين سيستم كه براي تشخيص عفونتهاي ميكروبي و تجويز داروهاي لازم به كار مي‌رفت، داراي قابليتهاي متعددي نظير دريافت اطلاعات، يادگيري، تفسير داده‌ها و آموزش دهي بود و امروزه از آن به عنوان پدربزرگ سيستمهاي خبره ياد مي‌گردد. اكثر سيستمهاي ياد شده به عنوان نسل اول سيستمهاي پشتيبان تصميم گيري در پزشكي محسوب مي‌گردند.در سالهاي 1980 تا 1990 ميلادي با تغييرات اساسي كه در سخت افزار كامپيوترها صورت پذيرفت و منجر به توليد انواع كامپيوترهاي كوچك و ارزان قيمت (PC) شد، تحولي اساسي در توليد سيستمهاي پشتيبان تصميم گيري در پزشكي ايجاد شد و نسل جديدي از اين سيستمها پا به عرصه وجود نهادند. همچنين در اين سالها با ارايه مدلهاي جديد تصميم گيري و يا با ارايه نوآوري در مدلهاي پيشين تغييرات چشمگيري در عملكرد سيستمهاي پشتيبان تصميم گيري در پزشكي ايجاد شد؛ به صورتي كه سيستمهاي مبتني بر تئوري فازي نظير CADIAG-II و شبكه‌هاي بيس نظير Internist-1/QMR براي غلبه بر محدوديتهاي سيستمهاي ساده پيشين طراحي و راه اندازي شدند. در سالهاي اخير نيز Reggia و همكارانش مدلهاي پوشش مجموعه‌اي (Set-Covering Theory) را براي حل مساله تشخيص پزشكي ارايه نمودند. شبكه‌هاي عصبي مصنوعي و CBR نيز از ديگر تكنيكهاي نوين ارايه شده براي برخورد با مساله تشخيص پزشكي مي‌باشند.
انواع تصميم گيري  در پزشکی :
 1- تصميم گيري مرتبط با تشخيص (استفاده از كامپيوتر)
مثال: احتملاا ابتلا به Myocardial Infraction براساس سوابق بيمار و نتايج ECG چقدر است؟
2- تصميم گيري مرتبط با درمان (شواهد)
مثال: براي بيمار مبتلا به انسداد بيش از 90% عروق كرونري چپ، بهترين درمان براساس سن و ريسك معين چيست؟

برخی دلایل استفاده از CDSSدر پزشكي
    پزشکان برخی اوقات دچار خطا و اشتباه می­شوند.
    پزشکان قادر نیستند که همیشه خود را با آخرین یافته­های اطلاعات پزشکی تطبیق دهند.
    در موارد متداول استفاده از تصمیم گیری خود کار موثر است.
    سازمانهای مراقبت بهداشتی مایل به افزایش کیفیت مراقبت و کاهش هزینه­های آن هستند.

زمینه های مورد استفاده سیستم های CDSS در پزشکی
    تولید Alert ها  و reminder  ها برای پزشک
    کمک در تشخیص بیماری به پزشک
    برنامه ریزی درمان
    تشخیص و تفسیر تصاویر پزشکی




چهار عملکرد کلیدی سیستم های الکترونیکی حمایت از تصمیمات بالینی
    اداری : حمایت از کد های بالینی و مستندات
    مدیریت موارد پیچیده بالینی: مانند پروتکل های شیمی درمانی ، ارجاع و پیگیری، مراقبت های پیشگیری
    کنترل هزینه ها: کنترل دستورات پزشکی ،جلوگیری از تکرار آزمایشات یا انجام آزمایشات غیر ضروری
    حمایت از تصمیم: حمایت از تصمیمات کلینیکی و فرایند درمان و ارتقا استفاده از راهنمائی های اختصاصی

 انواع سیستم های CDSS:
    تعامل مستقيم سيستم و پزشك (مانند INTERNIST)
    سيستم مستقيما به منبع داده هاي بيمار متصل است.(مانند سيستمهاي مفسر ECG)
    سيستمهاي همراه با مدارك كامپيوتري بيمار(CPR) و بكاربردن اين ركوردها بعنوان ورودي

انواع سیستم های پشتیبان تصمیم در بخش سلامت:
به طور کل دو نوع سیستم پشتیبان تصمیم (DSS) در بخش سلامت وجو دارد: اداری  - بالینی
تصمیماتی که پزشکان در مراکز درمانی می گیرند برای اطمینان از این است که آیا رفاه تک به تک بیماران حاصل شده است یا خیر.
توجه اصلی پزشک معطوف است به اینکه آیا مداخلات پزشکی انجام شده به سود بیمار بوده است یا خیر، دل نگرانی در مورد منابع صرف شده و هزینه های تحمیل شده از نظر پزشک، در مرحله دوم توجه قرار دارد. در این رویکرد، مرکز درمانی ، به دلیل کیفیت بالای ناشی از ارائه بهترین خدمت به بیماران، سرافراز می شود.
از طرف دیگر به دلیل محدودیت منابع در بیمارستان، تصمیم گیران مدیریتی همواره با درنظر گرفتن این محدودیت ها به دنبال اخذ تصمیماتی هستند که منافع حاصله از مداخلات پزشکی را در مقایسه با هزینه های آن سنجیده و آن راه حل را که هزینه – اثربخشی بهتری دارد انتخاب می کنند.
دونابدین این رویکرد را به عنوان ” مراقبت با تاثیر بهینه “ یا optimally effective care  نامیده است.
بهینه یا اپتیمال نشان دهنده این معناست که بیمارستان بررسی می کند به ازای هر ریالی که خرج می کند، چه چیزی به دست می آورد.
مدیران بخش سلامت الزاما باید انواع متنوعی از تصمیمات غیر پزشکی بگیرند، تا بتوانند خدمات درمانی را با قیمت مناسب ، کیفیت بالا، و در محیطی با منابع محدود ارائه کنند.

دسته بندي سيستمهاي پشتيباني تصميم باليني
سيستمهاي DSS از جوانب مختلفي طبقه بندي مي شوند:
    نمايش اطلاعات: مثلا سيستمهاي مبتني بر درخت تصميم يا قواعد توليدي
    نوع تصميم : مثلا تشخيصي يا درماني
    زمينه پزشكي : مثلا سيستمهاي مربوط به پزشكي داخلي يا جراحي

دسته بندي سيستمهاي DSS از ديد پزشكان:
    پيشنهاد درخواستي(Solicited Advice)
    پيشنهاد غير درخواستي (Unsolicited Advice)
    سيستم خودكار (Autonomous System)

انواع سيستمهاي پشتيباني تصميم در پزشکی از لحاظ روش و سیستم مورد استفاده :
    الگوريتمهاي باليني : قواعد توليد هشدار در سيستم مانيتورينگ علائم حياتي بيمار
    پايگاه داده باليني (توابع تحليلي): قواعد موجود براي نحوه درهم كنش داروها
    مدلهاي پاتوفيزيولوژيكي رياضي: مدلهاي فارماكوكينتيك  براي محاسبه اثر تزريق دارو
    سيستمهاي بازشناخت الگو :طبقه بندي انواع مختلف گلبول سفيد
    سيستمهاي آماري : طبقه بندي ECG با الگوريتمهاي آماري
    سيستمهاي تصميم تحليلي: محاسبه ريسك عمل جراحي
    استدلال سمبليك يا سيستمهاي خبره : QMR براي تشخيص در پزشكي داخلي
       
پيشنهاد درخواستي
تعريف: به شرايطي اطلاق مي شود كه در آن پزشك از DSS مشورت مي طلبد.
ويژگيها:
    درحالت عادي غيرفعالند و با درخواست كاربر فعال مي شوند.
    امكان كنترل استدلالهاي انجام شده توسط DSS را فراهم مي كنند.
    پزشك مي تواند سيستم را در مسير خاصي هدايت كند و صحت تشخيص خود را بررسي نمايد.
بطور مثال :  QMR( quick medical refrence)(مرجع پزشكي سريع)  که نسخه تجاري INTERNIST و نمونه اي از سيستمهايي است كه پيشنهاد درخواستي در ارتباط با زمينه هاي متعددي ارائه مي كنند.

پيشنهاد غير درخواستي
اين نوع سيستمها نيازمند درخواست پزشك براي ارائه پيشنهاد نيستند و بر داده هاي در دسترس بيمار (مانند داده هاي آزمايشگاه تشخيص طبي يا CPR) تكيه دارند و مستقل از درخواست پزشك پيشنهاد خود را ارائه مي دهند.
ويژگيها:
    همراه با سيستمهاي CPR هستند.
    ارائه پيشنهاد جزئي از فعاليت مديريت داده است.
    سيستم نمي تواند اهداف درمان و تشخيص را به درستي تشخيص دهد كه اين امر منجر به توليد پيشنهاد مثبت نادرست (FP) و هشدار اشتباه مي گردد

سيستم هاي خودكار
تعريف: سيستمهايي كه در آنها پيشنهاد بطور مستقيم بر روي بيمار اعمال مي شود، سيستم خودكار ناميده مي شوند. اين سيستمها چندين داده را در زمانهاي مشخصي اندازه مي گيرند و متناسب با آن رفتار خود را تطبيق مي دهند.
مثال: سيستمهاي كنترل بيهوشي يا تنفس مصنوعي
توجه: خرابي سيستم مي تواند خسارات جبران ناپذيري ايجاد نمايد.

انواع مدل­های پشتیبانی تصمیم
    کمی :بر اساس روش­های آماری موجود است و از داده های آموزشی استفاده می­کند
مثال: شبکه های عصبی، فازی، احتمالی، با معلم ، بدون معلم.
روشهای آماری در پشتیبانی تصمیم بالینی به کار می رود تا احتمال وقوع یک بیماری را تعیین کند.
در تصمیم گیری آماری همه ویژگی ها معمولا با هم به کار برده میشوند.

    کیفی : از ویژگی های پیشنهاد شده متخصصین استفاده می کند و از استدلال های سمبولیک بهره می برد.
مثال:Boolean ، سیستم های خبره، درخت تصمیم.
     این روش ها ریاضی نیستند. روشهای کیفی براساس الهام و درک استدلال توسط انسان بنا شده­اند.
    این روش ارتباط یک ویژگی اندازه گیری شده را با مقدار آستانه می سنجد
یک مثال:
فرض کنید هدف تشخیص فشار خون بالا در افراد است. برای انجام این کار فشار خون افراد در سه گروه فرضی اندازه­گیری می شود.
1- جمعیت سالم که تحت مراقبت قرار گرفته­اند.
2- جمعیت بیماران مشمول مراقبت اولیه که به خاطر شکایات جزئی تحت بررسی هستند.
3- جمعیت بیمارانی که در بخش قلبی بستری هستند.
برای سادگی از یکبار اندازه گیری فشار سیستولیک برای تشخیص در هر فرد استفاده می شود . در شکل توزیع فشار خون سیستولیک افراد مبتلا و غیر مبتلا برای هر کدام از سه گروه جمعیت نشان داده شده است . برای تشخیص افراد مبتلا به فشار خون با استفاده از یک ویژگی ( در اینجا ویژگی = فشار خون سیستولیک ) ساده ترین راه تعریف " آستانه تصمیم" است .افراد بالای آستانه مبتلا و پایین آستانه غیر مبتلا محسوب می شوند . (آستانه ها با L1  الی L10   نشان داده شده است . آستانه تصمیم هر چه انتخاب شود تصمیم های حاصل عاری از خطا نخواهند بود . برای درک بهتر مفهوم جدول درستی را بررسی می کنیم .
چهار ترکیب ممکن برای تصمیم و خطا
    مثبت درستTP : درصد افرادی که بیماری دارند و مدل تصمیم به درستی آن را تشخیص داده است.
    منفی درستTN : در صد افرادی غیر مبتلا که مدل تصمیم به درستی آن را تشخیص داده است.
    مثبت نادرستFP : درصد افراد غیر مبتلا که مدل تصمیم به اشتباه آنها را مبتلا تشخیص داده است.
    منفی نادرستFN : درصد افراد مبتلا که مدل تصمیم به اشتباه آنها را غیرمبتلا تشخیص داده است.
 

روشهاي پشتيباني تصميم كيفي
تعريف: روشهاي كيفي براساس الهام و درك استدلال توسط انسان بنا شده اند و عبارتند از روشهاي حل مسأله اي كه استنتاج در آنها با استفاده از مدلهاي سمبوليك و عملگرهاي منطقي صورت مي گيرد.
-    تركيبي از واحدهاي تصميم گيري اوليه
-    سنجش واحدهاي تصميم گيري اوليه با مقدار آستانه
-    بيان نتيجه سنجش با يك عبارت بولي

سه استراتژي براي تصميم گيري كيفي توسط كامپيوتر:
1- استفاده همزمان از همه ريزتصميمها(جدول تصميم يا جدول درستي)
2- استفاده دنباله اي از ريزتصميمها(فلوچارت يا درخت تصميم)
3- استفاده از ريزتصميمهايي كه بصورت قاعده هاي عملكرد-موقعيت بيان شده اند(قاعده پايه يا استدلال كيفي)
 
ويژگيها: 
    همه نوع عبارت منطقي را يكباره در بر مي گيرد.
    تركيبات مختلف Ei ها بصورت گرافيكي و با نمودار ون نشان داده مي شوند.
    بهينه كردن درستي مشكل است و ارزيابي آن از طريق آزمون مستقل براي اثبات كارآيي آن انجام مي شود.

فلوچارت
فرم كلي:  بصورت يك درخت تصميم كه ريشه در بالا قرار گرفته و شاخه ها و برگها به سمت پايين امتداد دارند. واحدهاي تصميم اوليه بصورت لوزي نشان داده مي شوند كه داراي يك ورودي از بالا و دو يا چند خروجي از پايين و كناره هاست. ورودي به واحد تصميم گيري اوليه قبلي مرتبط مي شوند و خروجيها عبارت ”درست“ يا ”نادرست“ هستند. (تصميم گيري باينري)
محلهاي قرارگيري ريزتصميمها، گره ناميده مي شوند.

مسيرهاي مختلف از ريشه تا يكي از برگهاي نهايي پيموده مي شوند. در برگهاي نهايي ممكن است فعاليت جديدي آغاز شود يا ادامه روند به فلوچارتهاي ديگر محول شود.
ويژگيها:
    سهولت پردازش
    عدم امكان بازگشت در صورت اشتباه بودن مسير
    مشكل بودن آموزش و تعليم 
 
دسته بندی CDSS از نظر پایگاه دانش :
• سیستم های دارای پایگاه دانشKnowledge-base CDSS
• سیستم های فاقد پایگاه دانشNonknowledge-base CDSS
خصوصیات Knowledge-base CDSS:
این نوع سیستم ها دارای سه بخش می باشند:
پایگاه دانش(Knowledge base): شامل قوانین و روابطی که اغلب به شکل قانون(IF-THEN)در می آیند.
موتور استنباطی ( Inference engine ):داده های بیماررا با پایگاه دانش ترکیب می کند.
مکانیسم ارتباطی (Mechanism to Communicate):به سیستم این امکان را می دهد که نتایج را برای کاربربه شکل خروجی(Output)نمایش دهد همانگونه که ورودی(Input)را دریافت کرده است.
خصوصیات:Nonknowledge-base CDSS
سیستم های پشتیبان تصمیم گیری بالینی فاقد پایگاه دانش در واقع ازنوعی هوش مصنوعی به نام Machine Learningاستفاده می کنند.این ماشین یادگیری به رایانه این امکان را می دهد که از تجارب گذشته یاد بگیرد یا الگوهای موجود درداده های بالینی را بیابد.دونوع ازاین گونه سیستم ها شبکه های عصبی مصنوعی Artificial Neural Networkو Genetic Algorithmsمی باشد.
در این گونه سیستم ها نیاز به نوشتن قوانین و همچنین نیاز به وارد کردن تخصص حذف شده است.درسیستم های پشتیبانی تصمیم گیری فاقد پایگاه دانش در واقع قوانین از داده های بیمارمشتق می شوند.
این سیستم ها تنها روی فهرست محدودی ازعلائم برای یک بیماری خاص تمرکز دارند درحالی که سیستم های دانش محور، بیماری های گوناگونی را برای تشخیص، پوشش میدهند.
به طور کلی سیستم های تصمیم یار بر اساس نوع مداخلاتى که ارائه مى دهند به 3 گروه تقسیم مى شوند:
 1. سیستم ها منفعل(Passive systems):اکثرسیستم های پشتیبانی تصمیم بطور منفعل عمل می کنند،بدین معنا که پزشک باید درخواست خود را به صورت صریح در سیستم ایجاد کند،بدین منظورابتدا پزشک وضعیت بیمار را توصیف کرده و سپس منتظر می ماند تا سیستم پیشنهادش را ارائه دهد.براساس میزان اطلاعات فراهم شده برای سیستم و پیشنهادات لازم، دوابزارپشتیبانی تصمیم مورد استفاده قرار می گیرد:
•  سیستم مشاوره ایconsultant system:دراین نوع سیستم،کاربر اطلاعات مربوط به وضعیت بیمار را فراهم نموده و سیستم پیشنهاد تشخیصی یا درمانی خود را ارائه می دهد.MYCINکه در سال1972 در دانشگاه Stanfordتوسعه یافته است یکی از انواع سیستم های مشاوره ای می باشد.
• سیستم انتقادیCritical system:در این نوع سیستم کاربر اطلاعاتی در خصوص وضعیت بیمارواستراتژی طراحی شده توسط پزشک فراهم نموده وسپس سیستم از پیشنهادات پزشک انتقاد می کند.سیستم ATTENDING که در  دانشگاهYaleتوسعه یافته است نمونه ای از اینگونه سیستم ها می باشد،این سیستم درواقع به منظورانتقاد از طرح بیهوشی ایجاد شده توسط متخصص بی هوشی برای یک بیمار معین،طراحی شده است.
2. سیستم های نیمه فعال(Semiactive systems):سیستم های نیمه فعال اطلاعات وعمدتاَ دانش پذیرفته شده و قوانین را ارائه می دهند.درواقع این سیستم ها نقش یک ناظررا ایفا می کنند،زیر مجموعه های این نوع سیستم :
•  سیستم های یادآور خودکار( Automatic reminder system):
   این سیستم ها بر روی عملکرد فراهم کننده مراقبت،نظارت دارند و درزمینه اجتناب ازمعاینات اضافی،خطاهای ثبت دارویی(بوسیله شناسایی خطاهای مربوط به دزاژدارویی و لیست کردن تداخلات و عوارض مهم دارویی)کمک می کنند،همچنین اینگونه سیستم ها پیگیری طرح درمانی از قبل طراحی شده توسط تیم پزشکی را،تسهیل می کنند.
•   سیستم های هشدار دهنده( Alarm systems):
   دراین نوع سیستم ها براساس وضعیت بیمار،هشدارهای مختلفی ایجاد می شود، بدین معنا که گاهی ممکن است اخطاربرای نشان دادن میزان های غیرطبیعی(از قبیل پارامترهای فیزیولوژیکی یا بیولوژیک) باشدوگاهی برای نمایش تغییرات غیر طبیعی(از قبیل افزایش یا کاهش ناگهانی در پارامترهای معین مربوط به بیمار).
3. سیستم های فعال(Active systems):
 سیستم هایی که بطور خودکارشروع بکار کرده و می توانند بدون دخالت پزشک تصمیم گیری نمایند واین تصمیم می تواند درمورد دستوراتی برای معاینات بیشتر براساس طرح های مراقبتی،معاینات درمانی،نظارت(برای مثال کنترل هوشمند پارامترهای یک دستگاه ونتیلاتور یا یک مانیتور دیالیز)و یا کمک جراحی باشد.
ابزار کسب دانش :
کسب دانش یکی از مهم ترین رویه های آغازین برای ایجاد پایگاه دانش برای درCDSS می باشد . اولین گام برای کسب دانش ، انتخاب ناحیه بالینی و متخصصین خبره برای کسب دانش بخصوصی می باشد . گام بعدی انتقال دانش قابل تفسیر در کامپیوتر بر اساس روش های ارائه دانش می باشد . این بخش بر ابزار کسب دانش تمرکز می کند وهدف آن بکارگیری الگو های آماده برای دریافت دانش بالینی از متخصصین است .
ابزار های کسب دانش زیادی برای CDSS ، توسعه یافته است .  در میان آن ها ، بعضی از ابزار ها ی کسب دانش پزشکی است و بقیه ابزاری برای رهنمود های بالینی است که در رویه های بالینی استاندارد مورد استفاده قرار می گیرد .
در جدول پایین  ، ابزار های کسب دانش در پنج سطح خلاصه شده است : آنتولوژی ثابت ، توانایی کنترل خطا، طرح ارائه ، زبان ارائه دانش و موتور استنتاج یا موتور اجرایی رهنمود ها .سایر CDSS ها مانند GLIF  ، EON و Arden syntax  به طور آشکار در جدول پایین نشان داده شده است ، اما به عنوان protege و ابزار umls- base knowledge در جدول نشان داده شده است. GLIF وEONاز ابزار های کسب دانش protégé استفاده می کنند .
Arden syntax بر فرمت هایی برای دانش پزشکی ماژولی تمرکز می کند . و اساسی ترین کمک آن فرمت ارائه MLM است که در ابزار کسب دانش مبتنی بر  UMLمورد استفاده قرار می گیرد.
  از آنجایی که کنترل خطا یکی از بزرگتریت چالشهای ابزار کسب دانش است ، در ادامه بر مقایسه توانایی کنترل خطا تمرکز می کنیم .
 در جدول پایین ،proforma   ، ابزار کسب راهنمایی است که شامل ساختارهایی  پر معنی برای توصیف خطاها می باشد . توانایی تصمیم گیری آن تحت خطا توسط ابزارهای مکانیسم ایجاد می شود . در این روش مکانیسم  استدلال ، تشخیص و تصمیمات درمانی بر حسب چند option  تعریف می شود و با استفاده از قانونهای استدلال ،تصمیمات لازم گرفته می شود .
قانونهای استدلال از تصمیمات ، پشتیبانی می کند و در آخر توصیه های لازم داده می شود . 
 
GLARE ، توانایی کنترل خطا در تصمیمات خطایاب را محدود کرده است . در GLARE  ، تصمیمات سه بعد دارد ( تشخیص ، پارامتر ، نمره ) که خود پارامتر هم سه بعد دارد ( داده ، خصوصیت ، مقدار ) ، یک مقدار آستانه برای مقایسه تشخیص ها استفاده می شود . نمره و سایر تشخیصات به کاربران نشان داده می شود . GLARE   به کاربر اجازه می دهد تا تصمیمات تشخیصی لازم را از میان لیست انتخاب کند . در صورتی که کاربری  تصمیمی اتخاذ کند که  نمره اش بیشتر از حد آستانه نباشد ، اخطاری داده می شود .
CMDS : ویرایشگر کسب دانش شی گرا ، در مورد کنترل خطا ، عملکرد بهتری دارد . زیرا هر قانون دارای فاکتور قطعیت است که نشان می دهد که آن قانون تا چه اندازه درست است . فاکتور قطعیت از -1 تا 1 متغیر است . که -1 به معنی قانون اشتباه ، 0 به معنی عدم وجود اطلاعات  و 1 به معنی قانون درست است .
Portage   به خطا کمتر رسیدگی می کند . به غیر از PROFORMA  و ASBRUVIEW  ، دانش پزشکی یا ابزار کسب راهنمایی در جدول خصوصیات مشترکی دارند .
 مکانیسم های استنباطی استفاده شده درCDSS  :
مکانیسم های استنباطی که در CDSS  استفاده می شود شامل شبکه های عصبی ، شبکه های معنایی ، الگوریتم ژنتیک و سیستم های غیرمستدل می باشد . در CDSS  های مبتنی بر قانون ، قانون های if-then ، مورد پردازش قرار می گیرد . زنجیره های پسرو و پیشروی قانون ها ممکن است برای تشخیص و تهیه توضیحات تشخیصی کاربران بالینی مورد استفاده قرار گیرد . سیستم های Bayesian  بر اساس تشخیص هایی که از بیماری های قبلی به دست آمده است و همچنین علائم و نشانه های بالینی ، پیش بینی می کند . سیستم های غیر مستدل شامل پیش بینی های آماری است . بعضی از روش های  آماری مانند  ماشین بردار پشتیبان (SVM ) و ماشین ابزار حداقل مربعات (LSSVM  ) برای استدلال های پزشکی پیشنهاد شده است . شبکه های عصبی به عنوان مکانیسم استنباطی توسط محققین استفاده می شود . زیرا در هنگام توسعه این نوع از CDSS ها ، نیاز به درک رابطه بین متغیرهای ورودی و خروجی ندارند . 
Li  و همکارانش، شبکه های عصبی را با سایر مدل های ریاضی مقایسه می کنند تا سیستم پشتیبان تصمیم گیری پزشکی مربوط به آسیب های مغزی را بسازند  (MDSS )و نتیجه این است که شبکه های عصبی راه حل بهتری برای CDSS های غیر خطی و پیچیده نسبت به تکنیکهای آماری قراردادی ارائه می کند  . ایراد شبکه های عصبی این است که شبکه ها از قانون هایی استفاده می کنند که از منطق خاصی پیروی نمی کند و به طور آشکار قابل درک نیست .
در الگوریتم ژنتیک ، با توسعه بهترین راه حل ، راه حل بهینه ای که مناسب ترین است ، به دست می آید . در مطالعات جدید متدلوژی های استنباطی مختلفی برای پاسخ های پزشکی ، الحاق شده اند  مانند LSSVM با وزن دهی فازی ، یا شبکه های عصبی مصنوعی با وزن دهی فازی . هنگامی که مدل سازی دانش پزشکی به صورت منطقی دشوار است ، متخصصین پزشکی اطلاعات خود را با مثال ارائه می دهند .  در این شرایط ، مدل سازی نمادین (CBR) درDSS  ، استفاده می شود . فایدهCBR   این است که موارد بالینی تجربی مشابه ، از سایر دانش های پزشکی متقاعد کننده تر است .
اما اشکال این روش این است که اندازه گیری شباهت میان موارد مختلف دشوار است ، همچنین فرایندهای بازیابی به ندرت دقیق و موثر است و ورودی های موردنیاز CDSS  که بر اساس CBR  به دست می آید ، به آسانی مورد قبول متخصصین واقع نمی شود .



ارزیابی CDSS  :
 به گفته Miller   ، ارزیابی CDSS باید شامل چهار مورد زیر باشد :
   -1طرح ارزیابی مناسب
  -2 ارزیابی درجه سودمندی CDSS 
-3  ارزیابی محدودیت های CDSS
-4  تعیین دلایل پنهان محدودیت تاثیرات سیستم

Keith  و Greene مراحل بررسی CDSSرا این گونه تعریف می کنند :
   -1   ارزیابی دانش متخصصین
     -2 ارزیابی سیستم مجتمع
     -3 ارزیابی خارجی سیستم
    -4 آزمایشات تصادفی چند مرکزی برای ارزیابی سیستم
اکثر ارزیابی های CDSS  بر صحت سیستم متمرکزند و تمرکز کمتری بر ارزیابی تاثیر استفاده CDSS بر مراقبت های بالینی دارند .

 معيارهاي پذيرش سيستمهاي پشتيباني تصميم
    پشتيباني جمع آوري داده(Support of Data Acquisition)
    سيستمهاي تصويربرداري
    كاهش داده(Data Reduction)
    سيستمهاي اطاق عمل و واحدهاي مراقبت ويژه
    ارزيابي داده(Data Validation)
    سيستمهاي آزمايشگاهي

KB (Knowledge Base) پزشكي
تعريف : مجموعه اطلاعات (Knowledge) پزشكي كه بطور سيستماتيك سازماندهي شده و بصورت الكترونيكي قابل دسترسي هستند و نيز قابليت تفسير بوسيله كامپيوتر را دارند.

   معیارهای کاربردی یک سیستم CDSS
    استفاده از یک بانک اطلاعاتی معتبر و مشخص بودن refrence  ها و قابل دسترس بودن آنها با ايجاد KB مي توان جمع آوري و پخش الكترونيكي اطلاعات پزشكي را تسهيل نمود.{ این مبحث خود بسیار گسترده و شامل جوانب متعددی است که در صورت تمایل پیشنهاد می گردد به منابع معرفی شده رجوع گردد. }

پشتيباني تصميم با ابزارهاي پيش بيني ساده
ابزارهای پیش بینی ساده بر اساس روش های مختلف پایه گذاری شده اند که در 2 گروه عمده می توان آنها را بررسی کرد :
    ابزارهاي پيش بيني مبتني بر تحليل آماري مجموعه داده هاي باليني
    ابزارهاي پشتيباني تصميم براساس نتايج آناليز تصميم

قواعد پيش بيني مبتني بر تحليل آماري –prediction rules Based on statistical Analysis
روشهای آماری مورد استفاده برای پیش بینی در این موارد ، اغلب نوعی رگرسیون هستند بطور مثال : رگرسيون خطي براي خروجي هاي پيوسته مانند فشارخون  و   رگرسيون منطقي براي خروجي هاي دو بخشي مانند مرگ و مير

راهبرد های کلی برای ارزیابی قواعد پیش بینی :
    تعريف روشن متغيرهاي پيش بيني كننده و خروجي ها
    توصيف صحيح جمعيت بيماران و امكان مقايسه
    توصيف روشهاي رياضي بكار رفته
    دسترسي به نرخ صحت يا خطاي قاعده طبقه بندي
    اثرات كاربرد قاعده پيش بيني روي مراقبت بيمار
فرآيند مدلسازي آماري
فرایند مدلسازی دارای جوانب زیر است :
    انتخاب متغيرها :
در بساری از موارد تعداد زیادی مشخصه پیش بینی کننده بیمار داریم که بکار گیری همه غیر عملی است .انتخاب تدريجي یا روش stepwise  روشي براي انتخاب تعداد محدودي پيش بيني كننده است .
    تخمين ضرائب رگرسيون
پس از انتخاب پیش بینی کننده ها ، ضرایب تعیین می شوند که دقیق بودن آن مستلزم داده هایی با کیفیت بالاست .هرچه حجم داده بالا باشد، نامعيني مقدار ضرائب تخمين زده شده كمتر است و پيش بيني دقيق تر انجام مي گيرد.
    ارزيابي عملكرد مدل
عيار مهم برای ارزیابی یک مدل قابليت تمايز مدل براي طبقه بندي بيماران است .
    نمايش نتايج مدل
        جدول پيش بيني هاي متناظر
        چارت نمره


مثال: پيش بيني احتمال حاملگي ناخواسته در پزشكي باروري
در این مثال ، خروجی یا outcome  ما رخداد حاملگی ناخواسته است . در عمل دوره زمانی یکساله برای پیش بینی در نظر گرفته می شود . پیش بینی کننده های بالقوه ، سوابق و بررسی های فیزیکی مرد و زن را دربر می گیرند . مقدار پیش بینی این مشخصه ها از مجموعه داده ها استخراج می شود . این مجموعه شامل 996 جفت است که 215 جفت در یک سال آبستن شده اند . ارتباط بین پیش بینی کننده ها و خروجی ها با مدل رگرسیون کمی شده است . برای تخمین احتمال حاملگی ناخواسته در یک سال مدل چارت نمره ارائه شده است . متناظر با هر پیش بینی کننده مقدار عددی در جدول 6 آمده است . مقادیر نمرات حاصل از هر پیش بینی جمع شده و حاصل آن اندیس حاملگی نامیده می شود . متناظر با هر اندیس حاملگی میزان احتمالی از مدل رگرسیون به دست می آید که مسلما 100% نیست .

چرا CDSS ها در حال حاضر مقبوليت ندارند؟
     ايده هاي نمايش اطلاعات (Representation) بسيار ساده است.
    تصميمات پزشكان متفاوت است و اين تغيير پذيري نمي تواند در DSS لحاظ شود.
    با اينكه تصميمهاي پزشكي تا حدي علمي هستند اما به محيط و زمينه كار و تجربه نيز وابسته اند.
    پارادوكس تخصصي در DSS لحاظ نمي شود.

 برخی محدودیت ها ومعایب سیستمهای  های CDSS
    محدوده کوچکی از علم پزشکی را پوشش می دهند .
    نمیتوانند تنوع زیادی از استراتژیهای تشخیصی و درمانی را برای حل مشکلات بیماران پیچیده ارائه دهند.
    توصیه های CDSS بر مبنای اطلاعات ورودی بوده که این اطلاعات اغلب بخش کوچکی از اطلاعات لازم برای اخذ تصمیمات کلینیکی را تشکیل می دهند
    تاکید بیش از اندازه بر داده های آزمایشگاهی ممکن است موجب غفلت از اطلاعات روانی و اجتماعی بیمار می شود.
     ایجاد تغییر در رابطه بیمار و پزشک
    ایجاد محدودیت برای پزشک در حل مسایل بصورت مستقل
    مسایل حقوقی و قانونی در صورت بروز اشتباه و خطا
نتیجه گیری
پژوهش نشان داد كه كاربرد DSS  در پنج حوزه كاربري مديريت جريان بيماري، مراقبت و درمان، تجويز دارو، ارزيابي  و پيشگيري بر بهبود فرايند مراقبت و ارتقاء عملكرد درمانگران تأثير بسزايي داشته است. به طور كلي مي توان اين تأثيرات را در سه گروه زير بيان نمود:
-1 ارتقاء كيفيت مراقبت و افزايش ايمني بيمار از طريق كاهش خطاهاي دارويي و عوارض بعدي داروها و پيروي از دستورالعمل هاي باليني مبتني بر شواهد.
-2 افزايش هزينه- اثربخشي در اثر پردازش سريع تر دستورات، كاهش تكرار آزمايشات، كاهش عوارض بعدي داروها و تغيير الگوهاي مصرف دارو به شكل تجويز داروهاي ارزان تر اما با اثري يكسان با داروهاي ژنريك.
-3 ارتقاء سطح دانش از طريق در دسترس بودن منابع علمي، ارائه يادآورها و همچنين ارائه اطلاعات مفيد وضروري جهت تصميم گيري مطلوب با حداقل خطا.

با این که تنها پزشک در قبال تصمیم اتخاذ شده در مورد بیمار مسئول است اما نمی تواند همه یافته های خود در مورد بیمار را به طور کامل به کامپیوتر منتقل کند. آموخته ها و تجربه های هر پزشک باید در DSS لحاظ شود. CDSS ها در بهترین حالت مانند یک پزشک مبتدی عمل می کنند. ولی با در نظر گرفتن همه این محودیت ها این سیستم ها می توانند در مواردی که دسترسی به پزشک متخصص برای مشاوره وجود ندارد ، بهترین کمک قابل اعتماد به عنوان مشاور برای یک پزشک باشد . در حوزه مدیریت بیمار، تشخیص و برنامه ریزی درمان می تواند برای پزشکان مفید بوده و کمک موثری ارائه نماید.
همچنین در مجموع 45 مطالعه با معیار هاي جستو جو مطابقت داشتند که شمار این مطالعات در طی سال هاي 1980 تا 2010 میلادي افزایش یافته است، از 28 مطالعه اي که تأثیر سیستم هاى تصمیم یار را در افزایش کیفیت مراقبت بیماران مورد بررسی قرار داده اند، 22 مطالعه ( 78 %) باعث ارتقاى کیفیت مراقبت بیماران شده بودند. در 8 مطالعه ( 17 %)، تأثیر سیستم هاى تصمیم یار بر کاهش میزان اقدامات تشخیصی و درمانی غیرضروري بررسی گردید که در تمامى موارد سیستم مؤثر بوده است. 13 مطالعه( 28 %)  نیز تأثیر این سیستم ها را در کاهش میزان خطاهاي پزشکی مورد مطالعه قرار داده  بودند که از این تعداد، 11 مطالعه ( 85 %) مؤثر واقع شده بودند.
و بطور کلی می توان گفت کاربرد سیستمهاى تصمیم یاردر رویه هاى بالینی باعث افزایش کیفیت مراقبت،کاهش میزان اقدامات تشخیصى و درمانى غیر ضرورى و کاهش میزان خطاهاى پزشکى مى شود. در نهايت لازم به ذكر است كه براي افزايش اثربخشي اين سيستم ها ضروري است فرهنگ سازماني مناسب ايجاد و به درمانگران به عنوان كاربران اين سيستم ها آموزش هاي كافي داده شود.
معرفی يك بانك اطلاعات خوب در این حوزه :

http://www.openclinical.org/home.html
شامل انواع مختلف نرم افزارهای پشتیبانی تصمیم گیری پزشکی
منابع
    Handbook of Medical Informatics - Bemmel, Musen, 1998 ISBN 3540633510
    HTTP://WWW.GMU.EDU/DEPTSTIP/FOCULTY/TFAC24.HTM
    BROWN REX, PREDICTING THE DECISION-AIDING VALUE OF DECISION RESAEARCH, 2000
    DECISION SUPPORT AND EXPERT SYSTEMS, MANAGEMENT INTELLIGENTER TECHNOLOGIAN, GMBH, HTTP://WWW.MITGMGH.DE/MIT/IT/INDEX.HTM
    CAMM JEFFERY D.AND EVANS JAMES R. MANAGMENT SCIENCE AND DECHISION TECHNOLOGY, SOUTH- WESTERN COLLEGE PUBLISHIN, 1999
    GIARRATANO JOSEPH, RILEY GARY, EXPERT SYSTEMS, PWS PUBLISHING CO. 1993.
    ABSTRACT OF CURRENT RESEARCH, HTTP://BEST ME. BERKELEY. EDU/
    ARTIFICIAL INTELLIGENCE, ARTIFICAL LIFE, HTTP://WWW.AI.ABOUT.COM/MSUBEXPERT.HTM, 2000
    http://www.ailibrary.net/Persian/Wiki/index.php
ارسال شده توسط احمد محمدی | 24 12, 2013 | بازدید‌ها (734)

Study of Information Requirement Determination Process of an Executive Information System

از کتاب

Encyclopedia of Decision Making and Decision Support Technologies

احمد محمدی

Ahmad.Mohammadi.A@gmail.com 

پاییز 1392

 

مقدمه
یک سیستم اطلاعات اجرایی (EIS) دسترسی آسان به اطلاعات مورد نیاز برای مدیریت ارشد فراهم می کند. این دسترسی می تواند به صورت افقی در سراسر سازمان  و به صورت عمودی به دیگر مدیران سازمانی گسترش یابد و سه نوع عمده از مزایا را ارائه  نماید : اطلاعات، پشتیبانی مدیریت ، و پشتیبانی سازمانی(Salmeron، 2002). بر طبق نظر Salmeron، یک کلید سیستم های اطلاعات اجرایی و عامل موفقیت آن ،  تحقق نیازهای اطلاعاتی کاربران است. با این حال، فرآیند تخمین ( تعیین )  اطلاعات مورد نیاز کاربر ( IRD ) پیاده سازی یک سیستم اطلاعات اجرایی باقی مانده از عملکرد گیج کننده برای اکثر سازمان ها را پردازش می نماید. ( والتر ، جیانگ ، و کلاین ، 2003).  به این دلیل است که تعیین اطلاعات مورد نیاز(IRD) با حداقل قابلیت فهم و حداقل رسمیت  ، در عین حال حساس ترین مرحله پردازش توسعه سیستم های اطلاعات ( ISD )  است. این مرحله بسیار سخت است که بسیاری از محققان سیستم های اطلاعاتی استدلال می کنند که IRD مهمترین مرحله منفرد در طول فرایند توسعه پروژه سیستم های اطلاعات اجرایی است و اگر تعیین اطلاعات مورد نیاز (IRD) نادرست و ناقص باشد، حاصل سیستم نیز نادرست و ناقص خواهد بود. از این رو، درک مسائل موثر فرآیند تعیین اطلاعات مورد نیاز(IRD) سیستم های اطلاعات اجرایی (EIS) نقش حیاتی برای سازمان ها دارد) پون و واگنر ، 2001). با این حال، در مورد مسائل موثر در فرآیند IRD   در طول پیاده سازی پروژه های سیستم های اطلاعات اجرایی ، کمتر شناخته شده اند ( خلیل ، 2005).  
بنابراین، هدف این مقاله بررسی مسائل کلیدی فرایند IRD  در طول پیاده سازی یک پروژه سیستم اطلاعات اجرایی در یک سازمان دولتی بزرگ استرالیا می باشد. این  مقاله ابتدا متون مرتبط با  IRD و EIS  را بررسی می نماید . یافته های کلیدی و مسائل مربوط به شناسایی مطالعه موردی نیز ارائه شده است. مقاله به بررسی این یافته ها و مسائل مربوط به روشن سازی روش های IRD  سازمان ها و نتیجه گیری توسط ارائه برخی از مطالعات  پیاده سازی پروژه  EISمی پردازد.
زمینه
 IRD یک مرحله بحرانی از سیستم های اطلاعات اجرایی است.  IRD  در درجه اول مرتبط با برنامه های کاربردی خاص مانند سیستم های اطلاعات اجرایی است.IRD  علاقه و بحث های بسیاری در میان پژوهشگران  و پزشکان به عنوان یک پتانسیل به منظور بهبود  میزان موفقیت پروژه های ISD  مانند EIS  ایجاد نموده است.( Havelka، 2002؛ وو و شن، 2006). فرایند IRD ، که براون و رامش (2002، ص 625) آن را تعریف کردند به عنوان "مجموعه ای  از فعالیت های استفاده شده توسط تحلیلگر سیستم  در هنگام ارزیابی  قابلیت های مورد نیاز در یک سیستم پیشنهادی است" ،  که بسیار مهم در به دست آوردن مجموعه ای کامل و صحیح از نیازهای  کاربر است.  

تعدادی از ابزارها و تکنیک ها برای حمایت از فرایند IRD  در سیستم های اطلاعات اجرایی  پروژه پیشنهاد شده است  : نمونه سازی، توسعه نرم افزار های مشترک  (JAD)، توسعه کاربردی سریع (RAD)، نمودار جریان داده ها  (DFDs) و نمودار ارتباط موجودیت  (ERDs; Duggan &Thachenkary, 2004; Spina & Rolando, 2002) . با این حال، با وجود  تمام این روش ها و ابزار، تاریخ ISD  با گزارش های متعدد از شکست کامل پروژه EIS  دور انداخته شده  است (خلیل، 2005).عمده  دلیل این شکست ها تا حد زیادی ناشی از مشکلات  در برخورد با اطلاعات مورد نیاز است (براون  و رامش، 2002؛ دیویس، 1987).
در بسیاری از موارد ، اتمام بودجه  و زمان از دست می رود.  در بسیاری از موارد دیگر، طراحی و برنامه نویسی اولیه توسط یک ارزیابی مجدد به دنبال نیازها منجر به  طراحی مجدد و سپس برنامه نویسی دوباره شده  است( Urquart، 2001).  بسیاری از شکست های پروژه EIS  کمتر با مسائل فنی و یا برنامه نویسی مرتبطند .  منبع بسیاری از این مشکلات در یک یا ترکیبی از عوامل اصلی زیر نهفته است  : نقص و  یا نادرست  بودن مشخصات مورد نیاز ، عدم  دخالت کاربر، عدم انعطاف پذیری سیستم های اطلاعات مبتنی بر کامپیوتر  ، ارتباطات ضعیف، تحلیل های مختلف تحلیل گران سیستم ، و عوامل دیگر (Guinan، Cooprider، و فرج، 1998، کیرش و هانی، 2006). هر کدام از این عوامل به طور خلاصه در مجموعه های زیر مورد بحث قرار می گیرد.
نقص و / یا نادرست بودن مشخصات مورد نیاز
اغلب می تواند یک سازمان را راهنمایی کند تا متوجه مشکل نادرست و یا شناسایی نادرست نیازهای اطلاعاتی گردد. نارضایتی  سهامداران  از سیستم اطلاعاتی آنها مشتق شده از مشکل خواسته هایی که با دقت و / یا به طور کامل بیان نشده اند. (دیویدسون، 2002؛ خلیل، 2005). همچنین می تواند ناشی از این باشد که کاربران انتظارات غیر واقعی از سیستم های اطلاعات اجرایی نهایی دارند. بنابراین، نقص و  نادرست بودن مشخصات مورد نیاز اغلب می تواند از شناسایی نیاز  های اطلاعاتی غلط منجر شود  یا به مشکل IRD  نادرست بپردازد.  این  ممکن است در نهایت به شکست پروژه EIS  منجر شود.  به گفته براون و رامش (2002)، چالش های زیر  باید توسط هر دو تحلیلگران و کاربران زمانی که آنها در تعامل هستند ، به رسمیت شناخته شود.  
 • هرگز نمی توان، مجموعه ای درست و کامل از نیازهای اطلاعاتی کاربر ایجاد شود.
•  درخواست ها در طول زمان پایدار نیستند ، اما در یک فرآیند ثابت در حال تکامل اند  .
• مهارت های تسهیل تحلیلگران سیستم برای مدیریت موثر فرایند IRD  بسیار مهم  است .
•  تحلیلگران سیستم در زمینه های سیاسی بالایی کار می کنند.

عدم دخالت کاربر
یکی از عوامل عمده شکست پروژه های EIS  عدم دخالت کاربر است . با شکست در طول مراحل توسعه سیستمی که کاربران درگیر آن هستد ، ممکن است احساس نا امیدی و سرخوردگی نمایند ، زمانی که آنها فن آوری های جدید مانند سیستم های اطلاعات اجرایی را به عنوان منشا تهدید بیرونی مشاهده می نمایند ( رابرتسون و رابرتسون ، 1999). معمولا مقاومت و درگیری بین حامیان مالی پروژه، تحلیلگران سیستم ها  و کاربران را  نتیجه می دهد  ( دیویدسون ، 2002).  نتایج عدم دخالت کاربر اغلب بی اعتمادی بین کاربران ، تحلیلگران سیستم ها و حامیان مالی پروژه می باشد . کاربران احساس می کنند قادر به تعیین آنچه می خواهند نیستند زیرا آنها نمی دانند که چه چیزی امکان پذیر است ،  در حالی که تحلیلگران سیستم ها سعی می کنند که  آنچه که امکان پذیر است را توضیح دهند اما توصیف روش  آنها توسط کاربران درک نشده است. ( براون وRogich، 2001؛ I. وو و شن ، 2006 ) معمولا نه تنها رضایت شغلی را در هر دو طرف کاهش می دهد بلکه منجر به طراحی سیستم کم کیفیت می شود( آلوارز ، 2002).



عدم انعطاف پذیری سیستم های اطلاعاتی مبتنی  بر کامپیوتر
سیستم های اطلاعاتی مبتنی بر کامپیوتر (به عنوان مثال ، سیستم های اطلاعات اجرایی ) اغلب عدم انعطاف پذیری برای مواجه با تغییر نیاز های اطلاعاتی کاربر و تعامل کمی با سیستم های موجود را دارند(Salmeron، 2002؛ I. وو و شن ، 2006).
چرا که  اغلب برای کامپیوتر های سبک برنامه ریزی شده اند  و  هر گونه تغییر که شامل تغییر در برنامه که نیاز به یک توالی دقیق از مراحل به کار گرفته شده است که وقت گیر و از هم گسیخته می باشد.  برخی از تغییرات ، حتی تغییراتی که برای  کاربر غیر متخصص بی اهمیت به نظر می رسد ، نمی تواند در سیستم  بدون طراحی مجدد بخش های اساسی از سیستم کامپیوتری گنجانیده شود( LauesenوVinter، 2001؛ Sutcliffe ،2000 ). علاوه بر این ، از آنجا که سازمان ها و افراد در آنها پویا و همواره در حال تغییر  در همه زمان ها هستند ، یک سیستم اطلاعات مبتنی بر کامپیوتر که  بیش از حد طول می کشد تا به پایان برسد قادر نخواهد بود با نیازهای کاربران  مواجهه شود و از این رو به یک سد راه عمده برای موفقیت سیستم های اطلاعات اجرایی تبدیل می شود .
ارتباطات ضعیف
ارتباطات ضعیف بین کاربران و تحلیلگران همچنین از عوامل موثر درشکست سیستمهای اطلاعات اجرایی است(Urquart، 2001 ). مهارت های ارتباطی تحلیلگران سیستم تاثیر قابل توجه ی درموفقیت و کامل بودن نیاز های اطلاعاتی EIS  دارد. برخی از دلایل مهم برای مشکلات ارتباطی به شرح زیر است(داگلاس، 2003،. Guinanو همکاران،1998؛Urquart):

•دیدگاه های مختلف ازذینفعان مختلف در مطالعه سیستم
•بلاتکلیفی بخشی از کاربران از تاثیر سیستم نهایی درنقش فردی آنها در سازمان
•مشاهده شده که عملکرد کاربر با سیستم های غیر رسمی و روش رسمی سیستم های موجود کمتر از روش های غیر مجاز و رسمی پیشی می گیرد.
•مشکل مقابل هر دو کاربر و تحلیلگران سیستم ها  ، سیستم های جدیداست که تقریبا به طور قطع شامل نوآوری های فنی می باشد.
تحلیل های مختلف تحلیل گران سیستم ها
آموزش و عملکرد تحلیل گران سیستم ها می تواند باهم منبع مشکلات باشد هنگامی که ارتباطات با فرایند IRD  از چند تحلیلگر سیستم برای مقابله با ماهیت اجتماعی اساسی IS  سازماندهی شده اند.  تحلیلگران سیستم فکر می کنند که متخصص هایی هستند که مشکل را تجزیه و تحلیل، تعریف و راه حلی برای آن ارائه می نمایند(بری، 2002 ). بسیاری از مشکلات پروژه های ISD مانند  EIS را می توان به مشکلات رفتاری سازمان نسبت داد. این مشکلات رفتاری نتیجه طراحی های  بد هستند.این طراحی های  بد به سبک مشاهده تحلیلگران سیستم  از سازمان، خود کاربران و تابع ISD  نسبت داده می شود.

عوامل دیگر
همچنین برخی عوامل قابل توجه دیگر که می توانند بر روی میزان موفقیت پروژه های ISD  تاثیر گذار باشند، وجود دارد. این عوامل عبارتند از ارزیابی نادرست از دامنه مشکل و مسائل سازمانی فراگیر ، کنترل بودجه ضعیف، تاخیر در توسعه کاربردی، مشکل در ایجاد  تغییرات ،انبار مخفی، اشکالات برنامه  ونرم افزار ،سیستم هایی که هزینه بسیار زیاد برای توسعه و حفظ آنها بیش از حد انتظار است و فرآیندهای توسعه که پویا نیستند (آلوارز، 2002 نیست،براونورامش، 2002؛Havelka، ساتن، وآرنولد، 2001).

روش تحقیق
هدف از این پژوهش، بررسی مسائل کلیدی  از فرایند تعیین نیاز کاربر در طول  فرآیند توسعه پروژه های  EIS است . یک مورد مطالعه وسیع در یک سازمان بزرگ بخش عمومس استرالیا که درگیر پیاده سازی  یک پروژه EIS است، انجام شد. این سازمان مسئول اصلی ارائه خدمات آموزش و پرورش در استرالیا بود. این سازمان گردش مالی سالانه 500 میلیون دلار و در حدود 3000 کارمند دارد. به منظور پاسخگویی لازم به کیفیت مورد نیاز آموزشی و مجموعه ی دستورالعمل های دولت استرالیا، سازمان  تصمیم  به پیاده سازی EIS  برای کمک به تصمیم گیری مناسب ، گرفته بود . هدف از EIS  (a) پشتیبانی از گزارش های سازمانی در زمینه های برنامه  و بررسی برنامه ریزی، گزارش سالانه، و محک زنی و بهترین عملکرد ها است، (ب) حمایت از سازمان در تعهد خود از فعالیت های مربوط به کیفیت و (ج)  شناسایی کمبودها در منابع داده.  در ابتدا، محققان در شش جلسه  از فرایند IRD  که بین تحلیلگران سیستم ها  و کاربران کلیدی سازمان بود، شرکت کردند . پس از اتمام تمام این جلسات،  محققان سوالات مصاحبه  ، که قبل از این جلسه پیش نویس آن آماده شده بود را پالایش و اصلاح کردند
سپس 16 مصاحبه با نه شرکت کننده کلیدی انجام شد  و این شامل دو تن از حامیان مالی اصلی  پروژه های EIS ، یک تحلیلگر سیستم های خارجی، و شش تن از  کاربران اصلی EIS  می شد.  مصاحبه بر فرایند پروژه EIS  ، نمایش ذینفعان مختلف از  EIS ، فرایند IRD ، و روند ارزیابی  EIS ، متمرکز  بود. هر مصاحبه بین 1 تا 2 ساعت به طول انجامید. همه  مصاحبه ها ضبط شد و متن مصاحبه شوندگان برای اعتبار سنجی ارسال شد  .
در مواردی که اختلاف نظر بین شرکت کنندگان وجود داشت ، هر یک  برای روشن شدن مواضع خود ، مصاحبه انجام داده و یا ایمیل ارسال شده را پیگیری نمودند.  سایر اطلاعات جمع آوری شده شامل برخی از پیشنهادهای  پروژه های واقعی  و مشخصات جزئیات مورد نیاز برای پروژه EIS ، اسناد برنامه ریزی، و برخی از صورت جلسات است. بیش از 300 صفحه از متن  کد شده و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت . جمع آوری داده ها در این  سازمان تا زمان نقطه اشباع نظری ادامه دارد ، که آن زمانی است که ارزش مصاحبه به عنوان جزئی بی اهمیت  در نظر گرفته شود (Eisenhardt ، 1989). تجزیه و تحلیل محتوای کیفی سپس برای تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده ، مورد استفاده قرار گرفت  (مایلز و Huberman در، 1994).  تجزیه و تحلیل از مواد نیز به صورت دوره ای انجام شده  و مسائلی که دوباره توسط محققان و کارشناسان دیگر چک شده اند، شناسایی می شوند. دستورالعمل ها (به عنوان مثال، تفاسیر چندگانه) توسط کلاین و مایرز (1999) برای اجرا و ارزیابی  مطالعات تفسیری در سیستم های اطلاعات به منظور بهبود کیفیت پژوهش تنظیم شدند  .

یافته های پژوهش
تعدادی از مسائل از تجزیه و تحلیل داده ها پدیدار شدند وبرخی از مسائل فرایند IRD  پروژه EIS  را احاطه کردند که در زیر برخی از جزئیات ارائه می شود . اطلاعات مرتبط از مشاهده و بررسی سناد در بحث برای پشتیبانی یافته های بیشتر ، یکپارچه شده اند.
مطلب 1: مشکلات در استفاده از روش شناسیIRD
داده ها ی مصاحبه نشان داد که به طور کلی سازش در میان کاربران در روش شناسی ISD/IRD ،  ابزار، و یا حل مسئله وجود دارد  که توسط تحلیلگر سیستم های خارجی در طول فرایند IRD  با کاربران برای پروژه EIS استفاده می شود .
در عوض، تنها  مصاحبه ای که توسط تحلیلگر سیستم های خارجی برای جمع آوری اطلاعات مورد نیاز از  کاربران انجام شده است  .به عنوان مثال یک کاربر گفت: "این احساس بسیار  مانند سوالاتی است که من  پاسخ دادم زیرا این  مصاحبه ای  است که از آن خوشم می آید .... من احساس نمی کند که در چیزی جا داده شدم تا در آن  شرکت کننده باشم .بنابراین آن بسیار بسیار شبیه به یک پرسش و پاسخ است. " کاربر انتظار نوعی از روش شناسی را داشت که توسط تحلیلگر سیستم در طول  جلسه IRD  مورد استفاده قرار گیرد  . مشاهده محققان،  ادعای آنها را حمایت کرد. برخی از کاربران  پیشنهاد دادند که از یک روش ثابت و  نموداری که  برای فرایند IRD  ارزشمند باشد ، استفاده شود. با این حال، حامیان مالی و تحلیلگر سیستم ها ادعا کردند که نوعی از روش شناسی در طول جلسه IRD  ، استفاده شده است، اگر چه این توسط محققان مشاهده نشد. به عنوان مثال، یک تحلیلگر سیستم  گفت: "من آزادانه به روش های مختلف کار می کردم، در گذشته مرتب  ، به طور خاص، از روش اول آرتور اندرسن و  APT استفاده می کردم .اما آنها مستقیما در تجربه و اشاره به اسناد و مدارک گرایش داشتند. "علاوه بر این،  تحلیلگر سیستم تا آنجا پیش رفت که گفت استفاده از نمودارهایی مانند DFDs و ERDs کاربران را گیج می نماید. بسیاری از کاربران در مصاحبه با  محققان این ادعا را رد کرده بود.
مطلب 2: عدم دخالت کاربر
  همه کاربران سهم خود را در جلسات IRD   که با فقدان اطلاعات مختل شده بود، نشان دادند . علاوه بر این، به جای داشتن چندین جلسه IRD  با تحلیلگر سیستم ها ، اکثر کاربران پیشنهاد کردند که  جلسات گروهی برای ایجاد همکاری در میان کاربران به مراتب موثر تر است.
کاربران احساس کردند که توانایی آنها برای شرکت در فرایند IRD  با داشتن چنین جلسات گروهی ای افزایش یافته است.  در عوض، فرایند IRD  برای پروژه EIS  که توسط کاربران درک شده ، تنها یک عمل پرسش و پاسخ  بود. اگر چه به کاربران این فرصت داده شد  تا هر گونه سوال و نگرانی در مورد سیستم موجود  و همچنین سیستم های اطلاعات اجرایی آینده را ابراز کنند ، اما مشکل این بود که به کاربران هیچ اطلاعات قبلی ، قبل از جلسات IRD  نمی دادند. کاربران احساس می کردند که به آنها هیچ زمان و اطلاعاتی برای آماده شدن برای جلسات با تحلیلگر سیستم ها داده نشده است  . مشکل مرکب از عدم پیگیری به وسیله تحلیلگر سیستم ها بود.  کاربران سهمی در ایجاد پروژه EIS   نمی دیدند و بحران حامیان مالی پروژه این بود که  تحلیلگر ان سیستم در مورد پروژه با آنها مشورت نمی کردند . محققان به صورت خصوصی به یکی از حامیان مالی پروژه گفتند که تحلیلگر سیستم  عدم درگیری کاربران نسبت به مراحل دیگر پروژه را آموزش داده اند. حامیان مالی پروژه برای  برخی از کاربران خود در مورد اطلاعات مورد نیاز شان نگران شدند  .
مطلب 3 : عدم رضایت کاربر
بیشتر کاربران از فرایند IRD  پروژه EIS  ناراضی هستند و تحت تاثیر عملکرد حامیان مالی پروژه و  به ویژه، تحلیلگرسیستم ها قرار نگرفتند . به عنوان مثال، یک کاربر بسیار منتقد از حامیان مالی پروژه و تحلیلگران سیستم گفت: " من فکر می کنم آنچه که آنها باید انجام دهند این است که به کاربر از آنچه که انتظار دارد که سیستم EIS  باید قادر به انجام آن  باشد ، درک درستی بدهند و تا جای ممکن متناسب با آن ...
هیچ یک از کاربران اطلاعات و وقت کافی برای ایجاد  فرایند IRD را نمی دهند .به عنوان مثال، یک کاربر شکایت کرد و گفت: " اگر افرادی قصد در گیر شدن در فرآیند IRD را دارند  ، آنها باید بدانند که چرا ... " مشکل توسط دستورالعمل های حامیان مالی پروژه که زمان بیشتری برای گوش دادن به نیاز های کاربران صرف نکردن ، پیچیده شده بود ، و نیز این واقعیت که محدوده پروژه مشخص نیست .
مطلب 4 : هم کاربران و تحلیلگران سیستم در مورد فقدان هدف و اطلاعات برای این پروژه EIS  شکایت کردند .  برخی از ایده های مطرح شده توسط کاربران  به شرح زیر است: (الف) جلسات گروه باید به استخراج الزامات و نیازهای کاربران ختم شود، (ب) تحقیقات بیشتر باید توسط تحلیلگر سیستم ها قبل از فرایند IRD  هدایت شود، و (ج) اطلاعات بیشتر در مورد هدف از جلسه توسط تحلیلگر سیستم ها باید پیشاپیش داده شده باشد. همانطور که قبلا ذکر شد، دلیل ندادن اطلاعات مناسب به کاربران قبل از جلسات می تواند به علت این واقعیت باشد که دستورالعمل داده شده توسط حامیان مالی پروژه به تحلیلگر سیستم ها مراحل IRD  در اسرع وقت ممکن به پایان برساند . به عنوان مثال، تحلیلگر سیستم  ها گفت ، " مشکل این بود که من با این مورد خاص نه چندان اطلاعات مورد نیاز زیادی از کاربران را جمع آوری نمایم  .... مشکل این بود که من با مراحل IRD قادر به حفظ دامنه محدود نبودم. " این تحلیلگر سیستم با مشکل حفظ گستره محدود از پروژه EIS  مواجه بود و از این رو قادر نبود که دقیقا به کاربران بگوید که  این پروژه قرار بود به مانند چه باشد.
مطلب 5: فرهنگ و سیاست
تعدادی از کاربران به فرهنگ و سیاست  در سازمان اشاره کردند که بسیاری از کارکنان را مجبور به  بیداری از غفلتی کرد ، در مورد کل فرآیندی که آنها احساس می کردند که  نمی توانند تفاوتی در آن ایجاد کنند.  به عنوان مثال، یک  کاربر در مورد فرهنگ و سیاست که  در درون سازمان وجود داشته شکایت کرده که علت این است که با کاربران در مورد اجرای پروژه های جدید مانند سیستم های اطلاعات اجرایی مشورت نمی نمایند  . این اغلب منجر به شکست پروژه شده است  . به عنوان مثال، او گفت، "در حال حاضر من امیدوارم که یکی دیگر از این پروژه ها در نهایت به شکست منجر نشود. در سوابق گذشته،  ما شانس داشتیم و وقتی این اتفاق می افتد، همه  از یک خودستایی  عبور می کنند. یک نوع سیستم مدیریت اطلاعات از افراد گفته می شود،  اما من آنچه شما به ما گفته اید را تکمیل می کنم."  
تمامی کاربران احساس می کردند که این تا حدی در پروژه سیستم های اطلاعات اجرایی تکرار شده است  . یک مثال خوب از این ،عدم اطلاعات داده شده به کاربران توسط تحلیلگر سیستم قبل از جلسات تعیین اطلاعات مورد نیاز می باشد. پروژه سیستم های اطلاعات اجرایی معمولا با آفت سیاست مواجه می شوند. بسیاری از کاربران مصاحبه شده از سبک حامی مالی پروژه ناراضی بودند  که نقش مهمی در این پروژه سیستم های اطلاعات اجرایی داشتند . از طرف دیگر ، حامیان مالی پروژه همچنین نشان دادند که آنها در برخورد با کاربران سازمان بی حوصله هستند. حامیان مالی پروژه پذیرفته اند که محققان با برخی  از کاربران همراه نیستند.
تحلیلگر سیستم ها  نیز با این دیدگاه بیان شده توسط برخی از کاربران موافق هستند که پروژه سیستم های اطلاعات اجرایی به احتمال زیاد منجر به شکست می شود چنانکه نتیجه مستولی شدن فرهنگ و سیاست های موجود در درون سازمان است. هر دو تحلیلگر سیستم ها و  کاربران قبلا در داخل و خارج از سازمان ، شکست های بسیاری از پروژه توسعه سیستم های اطلاعاتی را دیده بود.  به طور کلی، بسیاری از مسائل کلیدی از این مطالعه که تا حد زیادی با مطبوعات سازگارند، شناسایی شدند. با این حال، تحقیقات بیشتر نشان داد که عدم  رضایت کاربر و فرهنگ و سیاست سازمانی نیز تأثیر عمده ای در موفقیت  پیاده سازی پروژه های سیستم های اطلاعات اجرایی دارد.

روندهای آینده
در طول دهه گذشته، نام سیستم های اطلاعاتی از سیستم اطلاعات اجرایی به سیستم های هوش تجاری (BI) تغییر پیدا کرده اند. (J. Wu, 2000) . هوش تجاری یک چارچوب کاری شامل فرایندها، ابزار و فناوری های مختلف است که برای تبدیل داده به اطلاعات و اطلاعات به دانش مورد نیاز هستند، که با استفاده از همین دانش مدیران قادر به تصمیم گیری بهتر می شوند و در نتیجه عملکرد سازمان خود را بهبود می بخشند.
بنابراین هوش تجاری مجموعه ای از مهارت ها، فناوری ها و سیستم های کاربردی است  که برای جمع آوری، ذخیره سازی ، تحلیل و ایجاد دسترسی کارآمد به انبارهای داده  جهت کمک به سازمان ها برای تصمیم گیری صحیح مورد استفاده قرار می گیرد.
علاوه بر این، هوش تجاری شامل  نرم افزاری برای استخراج،  دستکاری و بارگذاری داده ها در انبار داده ها (ETL)  ، چند بعدی و یا پردازش تحلیلی آنلاین  (OLAP)، تجزیه و تحلیل داده ها و استخراج اطلاعات  می شود. با این حال ، هنوز هم برخی از چالش ها برای غلبه قبل از هوش تجاری می تواند مورد استفاده قرار گیرد و به طور گسترده تر پیاده سازی می شود. این موارد شامل شناخت پروژه های هوش کسب و کار  به عنوان طرح های کسب و کار متقابل سازمانی، درگیر شدن حامیان مالی کسب و کار، و توسعه وب سایت خودکار  سیستم هوشمند برای استخراج عملی دانش سازمانی با اعمال نفوذ محتوای وب سایت است.  
نتیجه
این مطالعه موردی روابط پویا بین حامیان مالی پروژه ، کاربران  و تحلیل گر سیستم ها  را در طول فرایند IRD  یک پروژه EIS نشان می دهد. بیشتر شکایات کاربران در مشکل دادن نیازهای دقیق و کامل به تحلیلگر سیستم در طول فرایند IRD  متمرکز شدند. مشکلات آنها نه تنها ریشه ی ناتوانی کاربران در تعیین خواسته هایشان است ، بلکه همچنین تحت تاثیر نگرش تحلیلگر سیستم ها و حامیان مالی پروژه ی EIS  نسبت به نظرات کاربران قرار گرفته است. همچنین نتایج اختلاف موجود بین آنچه که تحلیلگر سیستم در مورد کاری که انجام شده گفته  )تئوری حمایت ) و کاری که او در واقع انجام داده ( تئوری استفاده شده ) در طول فرایند IRD  را نشان داد .به عنوان مثال، تحلیلگر سیستم ها اصرار کرده بود که نوعی روش شناسی رسمی برای استخراج  نیازهای کاربر مورد استفاده قرار گیرد که در واقع هیچ کدام وجود نداشت .
علاوه بر این، این تحقیقات نشان داده است که تفاوت قابل توجهی بین نظر کاربران و تحلیلگر سیستم ها وجود دارد . به عنوان مثال، در حالی که درجه بالایی از توافق در مورد عدم محدوده پروژه و وجود مسائل در فرهنگ و سیاست وجود دارد ، اختلاف قابل توجهی در مورد به کارگیری روشIRD  برای جمع آوری نیاز های اطلاعاتی مورد استفاده در EIS ، عدم دخالت کاربر و عدم رضایت کاربر وجود دارد .
همچنین تعجب آور بود برای شنیدن از سیستم های خود تحلیلگر و بیشتر کاربران که آنها به این پروژه EIS  ، با توجه به سابقه طولانی در شکست پروژه های ISD  در درون سازمان، برای موفقیت خیلی خوش بین نیستند . نقش  این مقاله کوتاه این است که ، عدم رضایت کاربر و مسائل مربوط به فرهنگ و سیاست سازمانی که تأثیر عمده ای در موفقیت اجرای پروژه های سیستم های اطلاعات اجرایی دارد را مشخص نماید .
کلمات کلیدی
هوش تجاری (BI) : فرآیند نظارت و تجزیه و تحلیل فرآیندهای تراکنش کسب و کار برای اطمینان از اینکه  آنها بهینه شده برای تلاقی  با اهداف کسب و کار سازمان هستند.
داده کاوی : این یک فعالیت استخراج اطلاعات است که هدف آن جستجوی در حجم زیادی از داده ها برای طرح و کشف حقایق مخفی موجود در پایگاه داده می باشد .
انبار داده ها : این یک پایگاه داده رابطه ای طراحی شده برای پرس و جو و تجزیه و تحلیل، و معمولا شامل داده های تاریخی هستند که از داده های نتیجه مشتق شده است.
سیستم اطلاعات اجرایی (EIS) : برنامه ای که سازمان ها را  با ابزار در عین حال ساده و قدرتمند برای مشاهده و تجزیه و تحلیل عوامل کلیدی و روند عملکرد در زمینه های فروش، خرید، تولید ، امور مالی و غیره آماده می نماید.
 تعیین نیازهای اطلاعاتی(اطلاعات مورد نیاز) ( IRD )  : مجموعه ای از فعالیت های استفاده شده توسط یک تحلیلگر سیستم هنگام ارزیابی قابلیت های مورد نیاز در یک سیستم پیشنهادی است.
توسعه کاربرد مشترک ( JAD ) : روند اصلی برای طراحی یک سیستم مبتنی بر کامپیوتر است. کاربران کسب و کار و حرفه ای های فناوری اطلاعات را در یک کارگاه بسیار متمرکز شده گرد هم می آورد.
توسعه سریع برنامه ( RAD ) : این یک روش برای فشرده سازی تجزیه و تحلیل ، طراحی، ساخت ، و مراحل آزمون در یک رشته  کوتاه مدت ، تکرار شونده چرخه توسعه است.
ارسال شده توسط احمد محمدی | 17 12, 2013 | بازدید‌ها (666)

معرفي تكنولوژي EAI

بطور خلاصه هدف از يكپارچه سازي برنامه هاي سازماني يا Enterprise Application Integration كه بطور مختصر EAI ناميده مي شود، ارائه ابزاری است تا تبادل اطلاعات میان application ها و نرم افزارهاي موجود بر روی platform های ناهمگون که بطور مداوم در حال رشد و توسعه هستند، بشکلی کارآمد و مطمئن صورت پذیرد. یکی از کاربرد های مهم این تکنولوژی زمانی است که سیستم های اطلاعاتی یک شرکت بصورت سیستم های اطلاعاتی توزیع شده بايد در شبكه WAN عمل كند. مشكلي كه در راه حل هاي آنلاين  تحت شبكه هاي WAN وجود دارد ، این است که برای تبادل اطلاعات بین دو سازمان، بايد بطورهمزمان سیستمهای client و server در دسترس باشند و این همزمانی را در شبکه های WAN  نمی توان در حد بسیار بالائی تضمین نمود. در سیستمهای با ماهیت enterprise ، سیستم ها باید در حداکثر استقلال و مکانیزمهای ارتباطی میان آنها نیز تا آنجا که امکان دارد غیرهمزمان (asynchronous) باقی بمانند. يكي از نكات مهمي كه در اين تكنولوزي بايد تضمين گردد، اين است كه : براي مثال اگر سيستم A قرار است براي سيستم B  اطلاعات ارسال دارد،  سیستم A باید ، حتی اگر سیستم B در دسترس نباشد، بتواند بکار خود ادامه دهد و سیستم B در بازگشت خود اطلاعاتی را که بمقصد او فرستاده شده، بازیابی نماید .

معماری EAI بگونه ای است که تبادل اطلاعات حول محور یک bus مبادله انجام میگیرد. این باس یکی از اجزاء مرکزی سیستم اطلاعاتی می باشد که جریان دادها در آن متمرکز می شود و تبديلات و مسیردهی لازم در آن تضمین می گردد. در این سیستم بمحض اینکه اطلاعاتی در یک برنامه کاربردی بوجود آید که بتواند مورد توجه برنامه کاربردی دیگر باشد، این اطلاعات مستقیمآ به مقصد انتقال نمی یابد، بلکه به باس تبادل اطلاعات منتقل می شود و سپس این باس مسیر دهی اطلاعات بسمت برنامه هاي کاربردی مورد نظر را بعهدا میگیرد. برروی این اطلاعات تبدیلات لازم و احتمالی برای قابل فهم شدن اطلاعات در برنامه هاي کاربردی مقصد انجام میگیرد.

محصولات تجاری تكنولوژي EAI از مكانيزم هاي مختلفي براي تبادل داده ها استفاده  مي كنند كه  يكي از ساده ترين آنها، مكانيزم ارسال داده مبتني بر فايل است كه در تصوير زیر معماری آن نشان داده شده است :

همانطور كه مشاهده مي شود اين معماري از سه لايه تشكيل شده است : در لايه Import/Export كار استخراج و درج داده در سيستم اطلاعاتي انجام مي گيرد و در لايه Transfer/Receive تبادل اطلاعات ميان پلات فرم ها. لايه Format‌ نيز وظيفه اعمال پراسس هاي لازم جهت تبديل اطلاعات را بعهده دارد.

راه حلهاي تجاري  بدليل آنكه بصورت  بسته نرم افراري ارائه مي شوند از پشتيباني  انواع پلات فرم ها  براي تبديل داده ها برخوردارند و مي توانند براي مثال اطلاعات را بين ماشين هاي Main Frame و ساير سرور ها براحتي تبديل و مبادله نمايند. اين محصولات انواع پروتكلهاي ارتباطي و امنيتي و همچنين مكانيزم هاي مختلف فشرده سازي داده ها را تحت پوشش خود دارند. به اضافه آنكه  اينترفيسهاي متنوع براي ارتباط با  اپليكيشن ها و زبانهاي مختلف برنامه نويسي بخصوص Java را مي توان در آنها يافت. اين بسته ها  كارائي بالا و مطمئني را در اختيار مي گذارند و قادر به انجام چندين ارسال همزمان داده ها مي باشند. با  آنها مي توان شبكه اي پيچيده از سرور  ها را  به هم مرتبط ساخت و در اين ميان  برخي از سرورها را  بعتوان رابط و پل ارتباطي  بين دو سرور ديگر تعريف نمود و به اين ترتيب برخي از كمبود هاي ارتباطي شبكه  را در فضاي WAN برطرف نمود.  ليسانس استفاده از اين بسته هاي نرم افزاري مي تواند به ازاي هر سرور و تعداد ارسال هاي همزمان تعريف و قيمت گذاري شود و به همين علت استفاده از آنها در سازمانهايي كه داراي  پراكندگي زياد اطلاعات هستند هزيته قابل توجه اي را  بهمراه مي آورد. اما اين هزينه براي سازمانهايي كه سيستمهاي  آنها داراي حساست بالا مي باشد بخوبي قابل توجيه مي باشد.

راه كار shell در پياده سازي EAI

 با توجه به ويژگيهاي  مهم EAI  كه در بالا از نظر گذرانه شد،‌ يعني استقلال سيستمها و مكانيزم ارتباطي غير همزمان ميان آنها،  ما نيز   بر مبناي معماري تبادل داده ها مبتني بر فايل برنامه اي را براي يكپارچه سازي برنامه هاي سازماني طراحي و پياده سازي مي كنيم تا بتواند تبادل اطلاعات ميان چند سرور مبتني بر يونيكس را امكان پذير سازد. مسلم است كه در يك محيط واقعي تماميت تراكنشهاي يك فعاليت كه در سمت  سايت ارسال كننده مبناي پكپارچه سازي قرار مي گيرند  بايد  براي حفظ يكپارچگي  در سايت دريافت كننده  نيز انعكاس يابد. بعبارتي اگر اطلاعاتي پس از ورود به سيستم دچار عمليات بروز آوري يا حدف گرديد، عينآ همان عمليات با همان ترتيب زماني بايد در سايت دريافت كننده  نيز اعمال گردد. اما ما در طراحي راه كار خود، هر چند  زمينه اين كار را پيش بيني نموده ايم ، ولي براي ساده كردن برنامه نويسي كه صرفآ جنبه بررسي و امكان سنجي دارد ،  تمام تراكنش ها را مورد پردازش قرار نمي دهيم و فقط اطلاعات جديد را كه براي بار اول وارد سيستم مي شود، مورد ملاحظه قرار مي دهيم.

سيستم EAI ما ، بدليل استفاده از زبان Shell ناچارأ  بايد برروي سيستم هاي بر پايه يونيكس اجرا گردد. بهمين منظور  ما  سيستم عامل OpenSolaris را تحت Virtual Box هم براي ارسال كننده و هم براي دريافت كننده انتخاب كرده ايم.  بنا بر ماهيت Shell كه به منابع سيستم  فقط از طريق خط فرمان دسترسي مي يابد،  پايگاه داده اي نيز كه در آن مورد استفاده قرار مي گيرد بايد امكان استفاده از زبان SQL را در خط فرمان داشته باشد كه در برنامه ما از پايگاه داده Informix OnLine براي ارسال و دريافت اطلاعات استفاده شده است.

براي آزمايش يك محيط عملياتي يك سناريو را فرض كرده ايم كه در آن  يك كارخانه  توليدي در نظر گرفته شده است كه داراي يك سايت مركزي و چندين سايت نمايندگي فروش است. سايت مركزي نياز دارد تا  جهت برنامه ريزي توليد  و  تغديه  كالا بصورت Just in time به نمايندگيهاي خود، آمار فروش محصولات را در نمايندگيها بطور آنلاين، در اختيار واحدهاي خود قرار دهد. براي همين منظور نمايندگي ها موظف هستند تا بمحض فروش كالا ،‌ اطلاعات فروش محصول را در سيستم هاي خود ثبت كرده و  همزمان يك نسخه از آن اطلاعات را  به سايت مركزي ارسال دارند.

براي شبيه سازي سايت نمايندگي ها و سايت مركزي، يك جدول فروش براي نمايندگي ها  و يك جدول فروش براي سازمان اصلي يا سايت مركزي  تعريف مي كنيم كه ساختار بسيار ساده اي دارند. اين جدول در نمايندگي ها شامل ستونهاي اطلاعاتي: شناسه ركورد،  كد محصول، كد مشتري، تعداد و تاريخ فروش مي باشد. كليد اوليه اين جدول ستون شناسه ركورد  از نوع autoincrement تعريف شده است و داده هاي جدول از طريق  كاربران در سيستم فروش نمايندگيها تآمين مي گردد. ستونهاي جدول فروش در ديتابيس سايت مركزي همان ساختار نمايندگي ها را دارد  بعلاوه يك ستون agent_id  كه در واقع كد شناسايي نمايندگي است و مشخص مي كند ركورد مربوطه به كدام نمايندگي تعلق دارد. كليد اصلي اين جدول زوج ستونهاي agent_id‌ و id يا شناسه ركورد مي باشد. داده هاي اين جدول از طريق سيستم EAI  كه با نام كاربري eaiadm   اجرا مي شود، تغذيه مي گردد. بنا براين كليه مجوزهاي دسترسي به اين جدول را حتما بايد به اين كاربر اعطاء  كنيم. دستورات SQL براي تعريف اين دو جدول تحت اينفورميكس در زير آورده شده است:

 معماري سيستم EAI  مبتي بر Shell‌  مورد بحث اين مقاله، براي پاسخ دادن به نياز سناريوي فوق و موارد مشابه از  اجزاء اصلي زير تشكيل شده است:

 يك Bus تبادل اطلاعات و اتومات كردن ارسال اطلاعات به آن بمحض ايجاد آن توسط كاربران

 يك سرويس دهنده EA I  براي تبادل اطلاعات

يك برنامه راه انداز سرويس EAI

1 -  Bus  تبادل اطلاعات و اتومات كردن ارسال اطلاعات به آن بمحض ايجاد آن توسط كاربر

همانطور كه در تعريف EAI بيان شد، اطلاعات ايجاد شده در يك برنامه كاربردي مبدأ نبايد مستقيما به برنامه كاربردي مقصد ارسال گردد، زيرا در صورت در دسترس نبودن برنامه مقصد علاوه بر از دست دادن يكپارچگي اطلاعات، كاهش سرعت و كارايي را نيز در اجراي  برنامه شاهد خواهيم بود. اين اطلاعات بايد نخست در يك Bus تبادل اطلات نگهداري و سپس از طريق اين باس،  در صورت در دسترس بودن برنامه مقصد به طرف آن  هدايت شود. به اين دليل ما نيز يك bus تبادل اطلاعات براي برنامه خود ايجاد مي كنيم ولي براي سهولت در پياده سازي برنامه و آسان ساختن گزارشگيري،  اين bus را به صورت يك جدول با نام eai_bus در سمت ديتابيس نمايندگيها در نظر مي گيريم كه تراكنشهاي جداولي را كه منشاء  يكپارچه سازي قرار مي گيرند (در مثال ما جدول فروش) ، در خود ذخيره  كند.‌ اطلاعات درج شده در اين جدول با همان  ترتيب زمان ورود، توسط سرويس دهنده EAI مورد پردازش قرار مي گيرد. ستونهاي اطلاعاتي اين حدول شامل : شناسه ركورد  كه كليد اوليه است،‌ كد وضعيت كه نشاندهنده وضعيت هاي مختلف پردازش روي ركورد مربوطه است، نام جدول ايجاد كننده اطلاعات، ‌كليد اوليه ركورد در آن جدول،  يك ستون dmc به معناي Data Manipulation Code ، يك ستون sql براي ذخيره جملات SQL كه بر روي جدول مبدأ اطلاعات اجرا شده است، ستون تاريخ ايجاد ركورد،  ستون تاريخ ارسال ركورد بسمت مقصد و يك ستون تاريخ پردازش ركورد بوسيله سرور مقصد. مقادير مجاز براي ستون dmc حرف اول كلمه هاي Update، Insert و Delete مي باشد كه نوع جمله SQL را در ستون sql نشان مي دهد.  در طول زمان پردازش ركوردهاي اين جدول، هر رديف اطلاعاتي در وضعيت هاي مختلفي قرار مي گيرد كه ستون كد وضعيت چگونگي آنرا نشان مي دهد. مقادير اين كدها به اين شكل تفسير مي شوند. 0: مقدار اوليه در زمان درج ركورد، 1: ركورد export شده است، 2: ركورد فرمت شده است، 3: ركورد آماده براي ارسال است، 4: ركورد به مقصد ارسال شده است، 5: ارسال ركورد مورد تائيد قرار گرفته است، 6: پردازش ركورد از سوي سرور مقصد با خطا مواجه شده است و 7:‌ پردازش ركورد در مقصد با موفقيت انجام شده است. ستونهاي dmc و pk_reference صرفأ براي نياز به گزارش گيري  از اين جدول بكار مي آيند و در پردازش هيچ  نقشي ندارند. براي حفظ امنيت در اين جدول تنها به كاربر eaiadm مجوز بروزآوري داده شده است و ديگران فقط قادر به خواندن اطلاعات آن مي باشند.

براي خودكار سازي ارسال اطلاعات به جدول eai_bus يك trigger و يك stored procedure  با مجوز اجرا براي عموم كاربران تعريف مي كنيم. اين تريگر روي جدول فروش در نمايندگيها نصب مي شود و  بمحض ايجاد اطلاعات توسط كاربران سيستم فروش يك نسخه از آن را به صورت جمله SQL‌ باز سازي كرده و براي ارسال از طريق پراسيجر در اختيار جدول eai_bus قرار مي دهد. دستورات SQL‌ براي تعريف ساختار جدول eai_bus و پراسيجر مرتبط با آن و همچنين تريگر مربوط به جدول فروش نمايندگيها به شكل زير در اينفورميكس تنظيم مي گردد.

2 - سرويس دهنده EA I  براي تبادل اطلاعات

در طراحي سرويس دهنده EAI  از دو ماژول يكي براي ارسال و ديگري براي دريافت اطلاعات استفاده شده است. اين رويكرد اين امكان را فراهم ساخته است كه  خارج  از سناريوي فرضي ما هر نمايندگي همزمان بتواند هم ارسال كننده و هم  دريافت كننده اطلاعات باشد . اما اين مسئله را در برنامه خود به آزمايش نگذاشتيم.  براي تشريح اين سرويس دهنده در پارگراف بعدي ابتدا نحوه تبادل اطلاعات و اصطلاحات استفاده شده در آن را بررسي مي كنيم و سپس به توضيح در باره ماژول هاي آن مي پردازيم.

در مكانيزم تبادل اطلاعات بر مبناي فايل، معمولأ روي سرورهاي مبدأ و مقصد  تنظيمات مشخصي  براي تبادل فايلها انجام مي گيرد كه بكمك آنها هر كدام از سرورها عمليات متناسب با فايل دريافتي يا ارسالي را به انجام مي رساند.  اما ما بدليل آنكه محدوده سطح يكپارچه سازي خود را بشكلي شخصي سازي شده و بسيار ساده تعريف كرده ايم، هيچگونه تنظيماتي را براي سرويس دهنده هاي خود در نظر نگرفته ايم  و  دستورات SQL را كه ساختاري استاندارد دارد بعنوان پروتكل تبادل اطلاعات انتخاب كرده ايم.  به اين ترتيب ما دستورات SQL‌ را كه بترتيب بر روي جدول فروش در نمايندگي ها اعمال مي شوند، دوباره توليد كرده و بعداز ذخيره سازي در يك فايل SQL ، آنرا براي اجرا به سرور مقصد مي فرستيم. از آنجائيكه چندين نمايندگي با هم اين فايل ها را به يك شكل مشابه ارسال مي كنند، بايد روشي اتخاذ مي شد تا آنها با يك نام يونيك در سطح سازمان ايجاد و مبادله گردند تا بدينوسيله هم سرويس دهنده مقصد بتواند نمايندگي ارسال كننده اطلاعات را شناسائي كند  و هم نمايندگي ها قادر به پيگيري و كنترل  نتيجه ارسال خود باشند. براي تحقق اين امر ما به هر فايل ارسالي يك شناسه فايل يا IDF اختصاص داديم كه مخفف Identication of file  مي باشد. فرمت اين IDF از سه بخش بشكل agentid_tablename_eaibuspk تشكيل شده است  كه در  بخش agentid كد نمايندگي ، در بخش tablename  نام جدول توليد كننده اطلاعات و در بخش eaibusid كليد ركورد مربوط به اطلاعات ارسالي در جدول eai_bus قرار مي گيرد. اين IDF ها در سمت مقصد با پسوند "sql." ‌ دريافت مي شوند.

  ماژولهاي سرويس دهنده ما  Shell script هايي هستند كه بصورت پراسس هاي daemon  براي ارسال با نام eaisender و براي دريافت با نام eaireceiver برنامه نويسي شده اند. براي برقرار كردن ارتباط بين اين دو ماژول روي دو سرور Client و ُServer ما از دستورات rcp و rsh استفاده كرديم و كنترل همزماني براي پردازش ها روي دو سرور را با ايجاد IDF هاي Commitment انجام داده ايم. به اين معني كه سرويس دهنده دريافت اطلاعات براي اينكه يكIDF را براي پردازش به رسميت بشناسد بايد زوج آن را نيز با پسوند "cmt."  بيايد تا مطمئن شود كه ارسال كننده عمل ارسال خود را بطور كامل و كنترل شده به پايان رسانده است.

 هر كدام از اين ماژولها مطابق شماي معماري EAI‌ فوق از سه تابع اصلي براي پردازش اطلاعات برخوردارند. در eaisender تابع export براي استخراج داده ها از جدوا eai_bus و ساختنIDF به ازاي هر ركورد، تابع format براي تبديل داده هاي استخراج شده و تبديل آنها به  فايل SQL و تابع transfer براي ارسال IDF ها به سرور مقصد. اين توابع در صورت موفق عمل كردن كد وضعيت مربوط به ركورد يا IDF در حال پردازش را تغيير مي دهند و در كنار آنها يك تابع getreceipt نيز قرار دارد كه وظيفه آن دريافت رسيد از سرور مقصد در ارتباط با پراسس انجام شده روي IDF ارسالي و نهايي كردن وضعيت ركورد در جدول eai_bus مي باشد. در ماژول eaireceiver تابع receive براي دريافت اطلاعات، تابع format براي تبديل دستور SQL با ساختار جدول فروش در سايت مركزي كه در مثال ما كد نمايندگي به آن اضافه مي گردد و تابع Import براي وارد كردن اطلاعات در جدول فروش كه با اجراي دستور SQL موجود در IDF دريافتي و ويرايش شده، صورت مي گيرد. در كنار اين توابع يك تابع removereceipt در نظر گرفته شده است كه كار آن پاكسازي دايركتوري هاي است كه بعنوان محل برداشت رسيدهاي client در نظر گرفته شده است. پاكسازي اين رسيدها زماني صورت مي گيرد كه سايت ارسال كننده،  يك IDF با پسوند fin. نيز ارسال كرده باشد. اين IDF بيانگر اين است كه ارسال كننده از چگونكي پردازش در مقصد آكاه گشته و  وضعيت IDF براي او نهايي شده است.

3 - پياده سازي برنامه راه انداز سرويس EAI

برنامه راه انداز سرويس EAI‌ يك script بنام eaisrv  است كه وظيفه راه اندازي و  بازايستاندن سرويس ها يعني ماژولهاي eaisender و eaireceiver را بعهده دارد. براي اجراي اين برنامه حتما بايد كاربر eaiadm برروي سيستم عامل از قبل ايجاد شده باشد و مجوز دسترسي به ديتابيس نيز به آن اعطاء شده باشد. سورس اين برنامه و دو ماژول سرويس دهنده بخش 2  در زير قابل مشاهده مي باشد:

براي آزمايش اين كدها آدرس IP سرور دريافت كننده اطلاعات بايد در فايل eaisender  براي متغيير REMOTE_HOST معرفي گردد و در صورتيكه از پايگاه داده غير از اينفورميكس استفاده مي شود دستورات دسترسي به ديتابيس در آن و همچنين در فايل eaireceiver جايگزين گردد. بعلاوه آنكه سينتاكس تعريف جداول و تريگر مطابق ديتابيس مورد نظر كنترل و وبرايش شود.

ارسال شده توسط احمد محمدی | 17 12, 2013 | بازدید‌ها (1121)
برنامه ریزی منابع سازمانی راهکار بهینه تولید

مولف/مترجم:علیرضا نجابی- محمد مستبصری



مقدمه‌
‌ ‌امروزه‌ آنچه‌ که‌ در سازمانهای‌ تولیدی‌ و خدماتی‌ مهم‌ به‌ نظر می‌رسد نگهداری‌ و حفظ‌ منابع‌ انسانی‌ و ماشین‌آلات‌ نیست. بلکه‌ چگونگی‌ هدایت‌ و کنترل‌ اینگونه‌ مو‌لفه‌های‌ حیاتی‌ سازمانها به‌ وسیله‌ ساختارهای‌ اطلاعاتی‌ قوی‌ مبتنی‌ بر نهاده‌های‌ نرم‌افزاری‌ و سخت‌افزاری‌ مناسب‌ است. اطلاعات‌ در جوامع‌ صنعتی‌ امروز از اساسی‌ترین‌ عناصر تولید است. اطلاعات‌ تولید، اطلاعات‌ فروش، اطلاعات‌ انبار همه‌ و همه‌ منابع‌ حیاتی‌ شرکت‌ به‌شمار می‌آیند و در برنامه‌ریزی‌ منابع‌ سازمانی‌ (ENTERPRISE RESOURCE PLANNIN=ERP) تصمیم‌گیری، از جایگاه‌ ویژه‌ای‌ برخوردار هستند. بدون‌ اجرای‌ محاسبات‌MATERIAL REQUIREMENT PLANNING=MRP) ) بسیاری‌ از شرکتها و سازمانها قادر به‌ پاسخگویی‌ به‌ این‌ سوال‌ و اینکه‌ چگونه‌ شرکت‌شان‌ را مدیریت‌ می‌کنند و نیز اینکه‌ چگونه‌ زمان‌بندی‌ تولیدشان‌ را انجام‌ می‌دهند، نخواهندبود. امروزه‌ سیستمهای‌ERP از نوادگان‌MRP به‌ شمار می‌آیند. سرتاسر عرصه‌ سیستمهای‌ شرکتی‌ را از زنجیره‌ تامین‌ تا خدمات‌ مشتریان‌ را دربرمی‌گیرد و می‌توانند هوش‌ مهندسی‌ و بازاریابی‌ را در ساختارهای‌ مختلف‌ محصول‌ ایجاد کنند، به‌طوری‌ که‌ نه‌ تنها دید سنتی‌ ساخت‌ و تولید، بلکه‌ دید فروش‌ با گزینه‌ها و قیمتهای‌ متفاوت‌ را نیز می‌توان‌ مشاهده‌ کرد.

MRPII زمینه ساز ERP

(MRPII (MRP-MRPII-ERP روشی‌ برای‌ برنامه‌ریزی‌ کارآمد همه‌ منابع‌ سازمانی‌ در شرکت‌ است. MRPII در شرایط‌ مطلوب، برنامه‌ریزی‌ عملیاتی‌ واحدهای‌ سازمانی‌ و برنامه‌ریزی‌ مالی‌ را دربرمی‌گیرد و قادر به‌ شبیه‌سازی‌ برای‌ پاسخگویی‌ به‌ سوالهای‌ <اگرچه> (WHAT-IF) است. MRPII از وظایف‌ متنوعی‌ تشکیل‌ شده‌ است‌ که‌ به‌ یکدیگر مرتبطند. وظایفی‌ نظیر برنامه‌ریزی‌ شرکتی، برنامه‌ریزی‌ تولید، زمان‌بندی‌ اصلی‌ تولید، برنامه‌ریزی‌ نیازمندیهای‌ مواد و برنامه‌ریزی‌ نیازمندیهای‌ ظرفیت‌ و سیستم‌ اجرایی‌ برای‌ مدیریت‌ ظرفیت‌ و اولویت، خروجی‌ این‌ گونه‌ سیستمها با گزارش‌ مالی‌ به‌ صورت‌ یکپارچه‌ و مجتمع‌ درمی‌آید، گزارشهایی‌ نظیر، برنامه‌ شرکت، گزارش‌ کمیته‌ خرید، حمل‌ونقل، بودجه‌ موجودی‌ و... از این‌ رهگذر در سال‌ 1990 بود که‌ عبارات‌ جدیدی‌ تحت‌ عنوان‌ برنامه‌ریزی‌ منابع‌ سازمانی‌ رواج‌ یافت. سیستمهای‌MRP به‌ موضوع‌ موجودی‌ پرداختند و فرزندان‌ ایشان، سیستمهای‌ MRPII علاوه‌ بر آن، موضوع‌ حسابداری‌ را نیز دربرگرفتند و هم‌اکنون‌ سیستمهای‌ERP که‌ از نوادگان‌MRP به‌ حساب‌ می‌آیند کل‌ پهنه‌ سیستمهای‌ شرکتی‌ را از زنجیره‌ تامین‌ تا پشتیبانی‌ازمشتریان‌دربرمی‌گیرند.

ERP نگرشی‌ نو در زمینه‌ تولید
‌ ‌ERP، سیستمی‌ است‌ که‌ کلیه‌ منابع‌ تولیدی‌ (مواداولیه، تجهیزات، ماشین‌آلات، نیروی‌ انسانی، منابع‌ پولی) را دربرمی‌گیرد و با مدیریت‌ آنها نقش‌ اساسی‌ در پیشبرد و هدایت‌ آن‌ سازمان‌ درجهت‌ هدف‌ اساسی‌ آن‌ (که‌ کسب‌ سود باشد) ایفا می‌کند.
‌ ‌ERP یک‌ سیستم‌ عظیم‌ اطلاعاتی‌ است‌ که‌ کلیه‌ اطلاعات‌ موجود در شرکت‌ را در خود دارد و جریان‌ اطلاعات، تعامل‌ و کنترل‌ آنها را شامل‌ می‌شود به‌ تعبیر والمان(VOLLMNN),

MRPII که‌ وی‌ آن‌ را کنترل‌ برنامه‌ریزی‌ تولید MANUFACTURING PLANNING) CONTROL=MPC) نامید. یک‌ کارخانه‌ پنهانی‌ است‌ که‌ کاملاً‌ شبیه‌ کارخانه‌ فیزیکی‌ است‌ و محصول‌ آن‌ کالا است. او این‌ کارخانه‌ را <کارخانه‌ پنهانی(HIDDEN FACTORY) > می‌نامد. (شکل‌ شماره‌ 2)
‌ ‌ERP جزیی‌ از سازمان‌ است‌ و دقیقاً‌ به‌ سطوح‌ موردنظر باید برسد. با یکپارچه‌ کردن‌ بخشها و وظایف‌ در سازمانها و شرکتها با یک‌ کامپیوتر مرکزی‌(SERVER) می‌توان‌ نیاز بخشهای‌ مختلف‌ را برآورده‌ ساخت. برای‌ ایجاد و نگهداری‌ نرم‌افزاری‌ واحد برای‌ کامپیوترهای‌ مرکزی‌ به‌ منابع‌ مالی‌ برای‌ توسعه‌ و نگهداری‌ منابع‌ انسانی‌ نیاز داریم. هر قسمت‌ نوعاً‌ دارای‌ سیستم‌ کامپیوتری‌ است‌ و هر روش‌ مناسبی‌ برای‌ عملکرد خاص‌ در هر قسمت‌ کاربرد دارد. ولی‌ERP ترکیبی‌ از شرایط‌ را با یکپارچه‌ ساختن‌ نرم‌افزارERP فراهم‌ می‌سازد و استفاده‌ از اطلاعات‌ واحد را برای‌ قسمتهای‌ مختلف‌ که‌ می‌توانند به‌ راحتی‌ از اطلاعات‌ مشترک‌ استفاده‌ کنند را میسر می‌سازد.

‌ ‌نگرش‌ یکپارچه‌ بودن‌ می‌تواند دارای‌ مقادیر زیادی‌ برگشت‌ سرمایه‌ باشد مشروط‌ بر آنکه‌ شرکت، نرم‌افزار را به‌درستی‌ نصب‌ کند. اغلب‌ ارتباطات‌ و ارتباطات‌ مجدد با بخشهای‌ مختلف‌ با سیستم‌ کامپیوتری‌ از یک‌ طریق‌ صورت‌ می‌گیرد.
‌ ‌تاخیر در سفارشها و از بین‌ رفتن‌ آنها را در همه‌ موارد با سیستمهای‌ مختلف‌ کامپیوتری‌ می‌توان‌ کشف‌ کرد.
‌ ‌وقتی‌ عملیات‌ مربوط‌ به‌ یک‌ بخش‌ به‌ اتمام‌ رسیدERP عملیات‌ را به‌طور خودکار به‌ بخش‌ بعدی‌ اعلام‌ می‌کند، بدون‌ عملیات‌ جستجو، فرایند با موفقیت‌ به‌ پایان‌ می‌رسد. فرایند سفارش‌ انتقال‌ آن‌ همانند زدن‌ رعدوبرق‌ در سازمان‌ است‌ و سفارش‌ مشتریان‌ سریع‌ و با کمترین‌ خطا به‌ سیستم‌ داده‌ می‌شود.
‌ ‌ERP به‌طور شگفت‌انگیزی‌ می‌تواند در فرایند اصلی‌ تجارت‌ مثل‌ استفاده‌ از کارکنان‌ یا گزارشهای‌ مالی‌ به‌ کار رود، سیر تحول‌ERP (رویایی) بوده‌ است.

‌ ‌فرایند باید ساده‌ و درعین‌ حال‌ همراه‌ با کارایی‌ باشد. عملیات‌ مالی‌ و انبارداری‌ کار مهمی‌ نیست‌ ولی‌ اگر اشتباهی‌ در انجام‌ فعالیتها صورت‌ گیرد مشکلاتی‌ را به‌ همراه‌ خواهد داشت. با ERP خدمات‌ را به‌ مشتریان‌ ارائه‌ می‌دهیم‌ و مستلزم‌ صرف‌ زمان‌ طولانی‌ برای‌ ورود اطلاعات‌ به‌ شبکه‌ نیستERP. زمینه‌ای‌ را برای‌ ایجاد تجارت‌ فراهم‌ آورده‌ که‌ شامل‌ ارتباط‌ با مشتریان‌ با طبقه‌بندی‌ اعتبارات‌ در بخش‌ مالی، و سطح‌ موجودی‌ کالا در انبار است.

دلایل‌ اصلی‌ پذیرش‌

1 - اطلاعات‌ مالی‌ یکپارچه: ایجادERP تنها واقعیتی‌ است‌ که‌ در حقیقت، در آن‌ نمی‌توان‌ شک‌ داشت‌ چون‌ هرکسی‌ از این‌ سیستم‌ به‌ نحوی‌ بهره‌ می‌جوید.

2 - استانداردکردن‌ فرایند تولید: شرکتهای‌ تولیدی‌ به‌طور خاص‌ دارای‌ تمایل‌ شدیدی‌ برای‌ ترکیب‌ و بهره‌یافتن‌ از این‌ سیستم‌ و اغلب‌ به‌ دنبال‌ شرکتهای‌ تجاری‌ گوناگون‌ درمیان‌ شرکتهایی‌ هستند که‌ ازERP با روشهای‌ گوناگون‌ بهره‌ می‌برند.
‌ ‌استاندارد کردن‌ فرایند و استفاده‌ از یک‌ روش‌ با یکپارچه‌ کردن‌ سیستم‌ کامپیوتر می‌تواند در زمان‌ صرفه‌جویی، بهره‌وری‌ را افزایش‌ و نهایتاً‌ هزینه‌ها را کاهش‌ دهد.

3 - استانداردکردن‌ اطلاعات: به‌طور خاص‌ شرکتها با شرکتهای‌ تجاری‌ گوناگون‌ نباید یکی‌ شوند. روشهای‌ ساده‌ برای‌ جستجوی‌ کارکنان‌ و ارتباط‌ با آنها درپی‌ سود و خدمات‌ است‌ وERP می‌تواند با توجه‌ به‌ نوع‌ و ساختار سازمانی‌ سازمانها ایجاد شود.
‌ ‌سیستم‌ERP برای‌ استفاده‌ از تفکر شرکتهای‌ تولیدی‌ ایجاد شد. سیستم‌ERP برای‌ شرکتهای‌ (نفتی، شیمیایی‌... ) کاربرد دارد که‌ باعث‌ بکارگیری‌ روشهای‌ مدون‌ به‌ جای‌ استفاده‌ از افراد می‌شود.
‌ ‌بنابراین، برخی‌ دیدگاهها باعث‌ ایجاد هزینه‌ بالا در مرحله‌ برنامه‌ریزی‌ می‌شود.

تکمیل‌ پروژه‌ERP
‌ ‌شرکتها با نصب‌ERP نمی‌توانند در کوتاه‌مدت‌ از آن‌ بهره‌ ببرند. حداقل‌ 3 تا 6 ماه‌ برای‌ اجرای‌ آن‌ وقت‌ لازم‌ است‌ و نباید قضاوت‌ نادرست‌ نسبت‌ به‌ آن‌ داشت.
‌ ‌اگر مراحل‌ اصلی‌ERP به‌درستی‌ شناخته‌ شود توسعه‌ و گسترش‌ آن‌ حتمی‌ است. بهترین‌ روش‌ در تفکر این‌ است‌ که‌ چه‌ زمانی‌ می‌توان‌ با تلاش‌ و کوشش‌ اطلاعات‌ را طی‌ دوره‌ یک‌ ساله‌ به‌دست‌ آورد.
‌ ‌اما این‌ نکته‌ مهمتر است‌ که‌ چرا شما نیاز به‌ بکارگیری‌ این‌ سیستم‌ برای‌ بهبود در فعالیتهای‌ خود دارید‚

منابع‌ERP
‌ ‌منابعی‌ که‌ERP به‌ آنها می‌پردازد، کلیه‌ منابعی‌ است‌ که‌ در یک‌ کارخانه‌ یا سازمان‌ نقش‌آفرینی‌ می‌کند و در حیات‌ یا تکامل‌ آن‌ اثربخش‌ می‌شود که‌ شامل:

1 - نیروی‌ انسانی: نیروی‌ انسانی‌ اساسی‌ترین‌ منبع‌ هر سازمان‌ است‌ و مدیریت‌ آن‌ نیز نقش‌ بسزایی‌ در پیشبرد اهداف‌ERP دارد. از آنجا که‌ ERP به‌ عنوان‌ یک‌ سیستم‌ متولی‌ هدایت، سازماندهی، کنترل‌ و برنامه‌ریزی‌ و مدیریت‌ این‌ منبع‌ اساسی‌ است، انتظار می‌رود تا از ابعاد آن‌ با خبر باشد و در برنامه‌ریزی‌ سیستم، تخصیص‌ مناسبی‌ از آن‌ را ارائه‌ دهد.

2 - تجهیزات‌ و ماشین‌آلات: تجهیزات‌ و ماشین‌آلات، دومین‌ منبع‌ سازمانی‌ است‌ که‌ تحت‌ سیطره‌ سیستم‌ERP قرار دارد. اطلاعات‌ از وضعیت، توانمندیها و مشخصات‌ متنوع‌ تجهیزات‌ و ماشین‌آلات، مدیریت‌ را قادر خواهدساخت‌ تا با تعیین‌ مسیر استراتژیک‌ سازمان‌ در ساخت‌ و تولید محصولات‌ و خدمات، موفقیت‌ آن‌ را تضمن‌ کندERP. به‌عنوان‌ یک‌ سیستم‌ اطلاعاتی، لازم‌ است‌ تا از انواع‌ مشخصات‌ و توانمندی‌ ماشین‌آلات‌ مطلع‌ باشد و بستر مناسب‌ اطلاعاتی‌ را برای‌ تعیین‌ استراتژیها و مدیریت‌ سازمان‌ فراهم‌ آورد.

3 - پول‌ و سرمایه: استراتژیهای‌ پولی، وضعیت‌ سرمایه‌ در گردش، وضعیت‌ سهامداران، گردش‌ مالی‌ و بسیاری‌ دیگر از این‌ عناوین‌ مواردی‌ هستند که‌ERP خود را متولی‌ آن‌ می‌داند و از اطلاعات‌ پولی‌ برای‌ مدیریت‌ سازمان‌ و تعیین‌ راهکارهای‌ آینده‌ سود می‌جوید.

4 - مواداولیه: در این‌ منبع، داده‌ها و اطلاعات‌ مهمی‌ وجود دارد که‌ERP نیازمند سیطره‌ کامل‌ بر آنها است. اطلاعاتی‌ نظیر: مشخصات‌ کامل‌ مواداولیه، درخت‌ محصول(‌BILL( OF  MATERIAL، مشخصات‌ کامل‌ مواد نیم‌ساخته‌ و قطعات‌ یدکی، مشخصات‌ کامل‌ ضایعات، تامین‌کنندگان‌ مواداولیه، فروشندگان‌ محصول‌ و بسیاری‌ اطلاعات‌ دیگر.
‌ ‌ERP برای‌ تامین‌ مواد از تامین‌کنندگان‌ و شناسایی‌ تامین‌کنندگان‌ مناسب‌ مواد، باید برنامه‌ریزی‌ کند تا بتواند استراتژی‌ و راهکاری‌ مناسب‌ را ارائه‌ دهد. همین‌ مساله‌ به‌ جهت‌ ارتباط‌ تنگاتنگ‌ با فروش‌ محصول‌ و بازاریابی، بسیاری‌ مباحث‌ از این‌ دست‌ را نیز به‌ سیستم‌ ERP وارد می‌کند.

5 - داده‌ها و اطلاعات: در یک‌ جمله‌ می‌توان‌ گفت‌ که‌ اطلاعات‌ نقش‌ اصلی‌ را در هر سیستم‌ بازی‌ می‌کند.

اطلاعات‌ عامل‌ حیات‌ERP
‌ ‌اساساً‌ERP براساس‌ داده‌ها و اطلاعات، مفهوم‌ پیدا می‌کند و <کارخانه‌ای‌ داده‌ای> را که‌ تصویر <کارخانه‌ فیزیکی> است، نشان‌ می‌دهد. مواداولیه‌ این‌ کارخانه‌ را کلیه‌ اطلاعات‌ و داده‌های‌ کارخانه‌ فیزیکی‌ تشکیل‌ می‌دهند. با وجود چهار منبع‌ نیروی‌ انسانی، ماشین، پول‌ و مواداولیه، هنوز بسیاری‌ از مواد اولیه‌ کارخانه‌ ERP فراهم‌ نشده‌ است. هنوز داده‌ها و اطلاعاتی‌ در سیستم‌ سرگردان‌ هستند که‌ به‌ هیچ‌ یک‌ از این‌ چهار منبع‌ مربوط‌ نمی‌شوند. به‌عنوان‌ نمونه‌ اطلاعات‌ اموال، دارائیها، مشتریان، قراردادها، پروژه‌ها، برنامه‌های‌ توسعه‌ و تولید، نرم‌افزارها، تکنولوژیها و بسیاری‌ دیگر از این‌ موارد را می‌توان‌ برشمرد که‌ در هیچ‌ یک‌ از چهار منبع‌ قبلی‌ قرار نمی‌گیرند. بنابراین، با درنظر گرفتن‌ منبعی‌ مجزا با نام‌ <داده‌ها(DATA) > و قراردادن‌ کلیه‌ داده‌ها و اطلاعاتی‌ که‌ به‌ چهار دسته‌ قبلی‌ مربوط‌ نیست. در این‌ دسته، طبقه‌بندی‌ ما از منابع‌ شرکت‌ کامل‌ می‌گردد.

‌ ‌برین‌ جانسون‌ می‌گوید: با یک‌ سیستم‌ پیشرفته‌ERP، شما با چرخه‌ بسته‌ای‌ از اطلاعات‌ مواجه‌ خواهیدبودERP. با مدیریت‌ این‌ دسته‌ از داده‌ها و اطلاعات‌ که‌ اتفاقاً‌ سهم‌ عظیمی‌ از اطلاعات‌ را نیز شامل‌ می‌گردد، سیستم‌ هدایت‌ سازمان‌ را به‌ دست‌ می‌گیرد و سازمان‌ را به‌ جلو می‌راند.

محصول‌ سیستم‌ERP
‌ ‌نظیر هر کارخانه‌ فیزیکی، کارخانه‌ERP نیز محصول‌ دارد. مشتری‌ اصلی‌ و همیشگی‌ این‌ محصول، مدیریت‌ و کارکنان‌ سازمان‌ هستند. محصول‌ERP اساساً‌ اطلاعات‌ است‌ که‌ با در اختیار گذاشتن‌ آن‌ به‌ مدیریت‌ و کارکنان، زمینه‌ و بستر مناسبی‌ را فراهم‌ می‌آورد تا آنها بتوانند در پیشبرد سازمان‌ و تصمیم‌گیری‌ امور، کمال‌ استفاده‌ را از آن‌ ببرند.
‌ ‌محصول‌ سیستم‌ERP عبارتند از: سیستم‌ پردازش‌ اطلاعات‌(TPS)، سیستم‌ اطلاعات‌ مدیریت(‌MIS)، سیستم‌ پشتیبانی‌ تصمیم‌گیری‌ (DSS) و سیستم‌ اطلاعات‌ عملیاتی‌(EIS).
‌ ‌در سطح‌ سیستم‌ اطلاعاتی‌ مدیریت، ERP دارای‌ گزارشهای‌ مدیریتی‌ از پیش‌ تعریف‌ شده‌ای‌ است‌ که‌ به‌ صورت‌ جزیی‌ و کلی‌ اطلاعات‌ موردنظر مدیریت‌ را از داده‌های‌ درون‌ سیستم‌ گرفته‌ و ازطریق‌ سیستم‌ پردازش‌ معاملات‌ استخراج‌ می‌کند. این‌گونه‌ گزارشها معمولاً‌ به‌ صورت‌ مستند قابل‌ تهیه‌ است. محصول‌ERP در سطح‌ سیستم‌ پشتیبانی‌ تصمیم‌گیری‌ بسیار پیشرفته‌تر از سیستم‌ اطلاعات‌ مدیریت‌ است. در این‌ سطح، ERP با تجزیه‌وتحلیل‌ داده‌ها و اطلاعات‌ سیستم، راهکارهای‌ مختلفی‌ را برای‌ کمک‌ به‌ تصمیمات‌ مدیران‌ سازمان، فراهم‌ می‌آورد و در قالب‌ گزارشهای‌ مقایسه‌ای، جداول‌ و نمودارها و معمولاً‌ به‌ صورت‌ پرونده‌ به‌ آنان‌ عرضه‌ می‌شود. در این‌ حالت‌ باتوجه‌ به‌ مشخصات‌ سیستم‌ پشتیبانی‌ تصمیم‌گیری‌ مدیر می‌تواند با استفاده‌ از توانمندیهایی‌ نظیر خاصیت‌ اگرچه‌(WHAT=IF) و سناریوها، خبرهای‌ مختلف‌ تصمیم‌ خود را ارزیابی‌ کرده‌ و درنهایت‌ تصمیم‌ مناسبی‌ اتخاذ کند.

سیستم‌ اطلاعاتی‌ عملیات‌
‌ ‌ERP در سطح‌ محصول‌ خاص‌ خود را ارائه‌ می‌دهد. در این‌ سطح، گزارشهای‌ مقایسه‌ای، تجزیه‌وتحلیل‌ اطلاعات‌ برون‌ شرکتی، نظیر وضعیت‌ رقبا، بازار سهام‌ و مواداولیه، خروجی‌ ERP است. ازجمله‌ توانائیهای‌ سیستم‌ اطلاعاتی‌ عملیات‌ در این‌ است‌ که‌ به‌ مدیر این‌ امکان‌ را می‌دهد تا در مواجهه‌ با اطلاعات‌ کلان، بتواند تا چند سطح‌ اطلاعاتی‌ ریزتر، آنها را بررسی‌ کند و اثرات‌ سازنده‌ اطلاعات‌ مورد نظر مدیر را ارائه‌ کند.
‌ ‌علاوه‌ بر اینها ممکن‌ است‌ سیستم‌ERP ترکیبی‌ ساخته‌ شود، و با انواع‌ دیگری‌ از تکنولوژی‌های‌ اطلاعاتی‌ عجین‌ گردد. به‌ عنوان‌ مثال، یک‌ سیستم‌ ترکیبی‌ از سیستم‌ پشتیبانی‌ تصمیم‌گیری، سیستم‌ اطلاعاتی‌ عملیات، برنامه‌ریزی‌ منابع‌ یا سیستم‌ پشتیبانی‌ تصمیم‌گیری‌ که‌ به‌وسیله‌ سیستمی‌ هوشمند (EXPERT SYSTEM) پشتیبانی‌ می‌شود، ERP را شکل‌ می‌دهد.

‌ ‌به‌ هرحال، محصول‌ نهایی‌ERP باتوجه‌ به‌ نوع‌ سیستمهای‌ اطلاعاتی‌ سازنده‌ آن‌ دارای‌ اطلاعات‌ گوناگونی‌ است‌ که‌ به‌ مشتریان‌ اصلی‌ خود عرضه‌ می‌کند. به‌ عنوان‌ مثال‌ این‌ محصول‌ می‌تواند هریک‌ از موارد زیر باشد:

انواع‌ گزارشهای‌ مدیریتی، ادواری‌ و مقایسه‌ای‌ در قالب، جدول، نمودار یا نوشته

پیشنهاد انواع‌ استراتژی‌های‌ سازمانی‌ و راهکارهای‌ مناسب‌ درهمه‌ زمینه‌های‌ تولیدی‌ و غیرتولیدی‌ سازمان‌ (از تامین‌ مواداولیه‌ و قطعات‌ گرفته‌ تا عبور از فرایندهای‌ ساخت‌ و تولید و درنهایت‌ تحویل‌ به‌ مشتری‌ و دریافت‌ بازخورد از بازار و طی‌ دوباره‌ این‌ چرخه‌ است)

انواع‌ برنامه‌ریزیهای‌ ساخت‌ و تولید به‌عنوان‌ مثال‌ برنامه‌ریزی‌ نیروی‌ انسانی، برنامه‌ریزی‌ مواداولیه، برنامه‌ریزیهای‌ مالی، برنامه‌ریزی‌ ماشین‌آلات‌ و تجهیزات‌ و برنامه‌ریزی‌ سرمایه‌ای‌ و...

هزینه‌های‌ واقعی‌
‌ ‌گروه‌ <متا(METAGROUP. COM) > اخیراً‌ مطالعاتی‌ را درباره‌ کل‌ هزینه‌ERP انجام‌ داده‌ است‌ که‌ شامل‌ سخت‌افزار، نرم‌افزار، خدمات‌ حرفه‌ای‌ و هزینه‌ کارکنان‌ داخلی‌ است.
‌ ‌کل‌ هزینه‌ ایجاد شده‌ شامل‌ نصب‌ برنامه، هزینه‌ واقعی‌ نگهداری، ارتقا و بهینه‌ کردن‌ سیستم‌ مشاغلی‌ است‌ که‌ با هم‌ ارتباط‌ دارند. در این‌ میان، 63 شرکت‌ به‌ سه‌ دسته‌ کوچک، متوسط، بزرگ‌ تقسیم‌ شدند که‌ میانگین‌ هزینه‌ آنها 15 میلیون‌ دلار (بیشترین‌ هزینه‌ 300 میلیون‌ دلار و کمترین‌ هزینه‌ 400 هزار دلار) بوده‌ است.
‌ ‌آیا تربیت‌ افرادی‌ متخصص‌ برای‌ شرکتهایی‌ که‌ هدفشان‌ استفاده‌ از سیستم‌ERP است، کار دشواری‌ است‚ <متا> به‌ نتایجی‌ در پرهزینه‌ بودن‌ ایجاد سیستم‌ERP دست‌ یافت‌ ولی‌ هیچ‌ گونه‌ مشخصاتی‌ از شرکتهایی‌ که‌ از این‌ سیستم‌ بهره‌برند را نداشت‌ لذا کل‌ هزینه‌ اجرای‌ این‌ سیستم‌ برای‌ سازمان‌ و کاربران‌ 53320 دلار بود.

هزینه‌های‌ نامشهود
‌ ‌اگرچه‌ شرکتهای‌ مختلف‌ در جستجوی‌ فرآیند، دارای‌ بودجه‌یابی‌ مختلف‌ هستند اما اجرای‌ERP توافق‌ در هزینه‌های‌ یکنواخت‌ است‌ که‌ به‌ شرح‌ زیر است:

1 - آموزش: آموزش‌ نزدیک‌ترین‌ انتخاب‌ برای‌ بهره‌گیری‌ از تجربیات‌ در اجرای‌ERP است. هزینه‌ آموزش‌ خیلی‌ بالا است، چون‌ تقریباً‌ کارکنان‌ به‌طور ثابت‌ در فرایند یادگیری‌ قرار دارند.

2 - یکپارچگی‌ همراه‌ با فرایند ارزیابی: ارزیابی‌ نرم‌افزارERP و دیگر نرم‌افزارهای‌ ارتباطی‌ شرکتها با هم‌ دارای‌ حالت‌ مقایسه‌ای‌ است‌ که‌ در اغلب‌ موارد تخمین‌ هزینه‌های‌ آن‌ مورد ارزیابی‌ قرار می‌گیرد.
‌ ‌شرکتهای‌ تولیدی‌ عملاً‌ درصدد اضافه‌ کردن‌ هزینه‌ حمل‌ونقل، مالیات‌ و برنامه‌ریزی‌ تولید هستند. آموزش‌ و ارزیابی‌ همگام‌ با اجرا و با هدف‌ دیدگاه‌ فرایندی‌ است. درنهایت، ایجاد ساختار اطلاعاتی‌ همگام‌ با توسعه‌ و گسترش‌ ERP است.

3 - مذاکره‌ داده‌ها : هزینه‌ها پایه‌ای‌ برای‌ مشارکت‌ داده‌ و اطلاعات، طراحی‌ اطلاعات‌ برای‌ ارتقاء سیستم‌ همانندERP است. مدیر ارشد اطلاعات، هدف‌ اطلاعات‌ را برای‌ سیستم‌ کاربری‌ جدید آن‌ می‌داند لذا اغلب‌ شرکتها از اطلاعات‌ نادرست‌ نگران‌ هستند و از آنجایی‌ که‌ واقعاً‌ به‌ دنبال‌ فرایندی‌ برای‌ دستیابی‌ و از دست‌ ندادن‌ مشتریان‌ هستند، کامپیوترهای‌ مرکزی‌ از قسمتهای‌ لازم‌ برای‌ سیستم‌ERP است. درنتیجه‌ شرکتها کمتر به‌ برآورد هزینه‌ها اطمینان‌ دارند ولی‌ هدف‌ اصلی‌ داده‌ها پیاده‌سازی‌ یا اصلاح‌ فرایند با ترتیب‌ لازم‌ در توسعه‌ و بکارگیری‌ERP است.

4 - جایگزینی: موفقیت‌ERP درگرو تفکر برجسته‌ترین‌ افراد سازمان‌ است. نرم‌افزارها باعث‌ افزایش‌ دانش‌ کارکنان‌ می‌شود و آنها از این‌ راه‌ می‌توانند نیازمندی‌های‌ مشتریان‌ را برآورده‌ سازند.

5 - اجرای‌ تیمی: برخی‌ شرکتها براین‌ اعتقادند که‌ اجرای‌ERP باید با پروژه‌های‌ نرم‌افزاری‌ خاص‌ باشد. ازطرفی‌ وقتی‌ نرم‌افزار نصب‌ شد هر فرد می‌تواند به‌ شغل‌ قبلی‌ بازگردد ولی‌ بعداز ایجادERP دیگر نمی‌توان‌ به‌ شغل‌ قبلی‌ بازگشت.

6 - انتظار کاربردی: یکی‌ از مهمترین‌ عوامل‌ گمراه‌کننده، وجود داشتن‌ مدیریت‌ پروژه‌ نرم‌افزاری‌ سنتی‌ است‌ که‌ انتظار به‌دست‌ آوردن‌ ارزش‌ برای‌ آنها شاید مرتبط‌ با شرایط‌ کنونی‌ نباشد. بنابراین، هیچ‌ انتظار کاربردی‌ برای‌ERP وجود ندارد.

7 - کاهش‌ مشاغل‌ با سیستم‌: ERP شکست‌ سیستم‌ERP اغلب‌ به‌سبب‌ عدم‌ بکارگیری‌ در نصب‌ آنها بوده‌ است. اخیراً‌ کارشناسان‌ به‌ این‌ نتیجه‌ رسیده‌اند که‌ 64 مورد موفقیت‌ در 500 شرکت‌ ایجاد کرده‌اند. یکی‌ از 4 نتایج، پیگیری‌ عملیات‌ در زمانی‌ است‌ که‌ سیستم‌ERP ایجاد شد، دلایل‌ مشترکی‌ برای‌ مشکلات‌ وجود دارد که‌ هر تفکری‌ به‌ نظر می‌رسد کارها را مشکل‌تر از قبل‌ می‌کند ولی‌ وقتی‌ افراد در این‌ مشاغل‌ نمی‌توانند ایفا وظیفه‌ کنند درنتیجه‌ توانایی‌ تشخیص‌ روشهای‌ جدیدی‌ را از روشهای‌ بی‌اساس‌ ندارند چرا که‌ آنها تجارت‌ را فقط‌ با روش‌ سنتی‌ انجام‌ می‌دهند.

تکنولوژی‌ اطلاعات‌
‌ ‌هزاران‌ نفر از برنامه‌نویسان‌ و کاربران‌ باید خود را با فرایند تجارت‌ همگام‌ سازند. هر طراحی، نرم‌افزار را به‌ یک‌ مسیر یا سایر مسیرها ختم‌ می‌کند. درحال‌ حاضر فقط‌ شرکتها برای‌ هر کار، یک‌ روش‌ دارند. دریافت‌ و پرداخت‌ الکترونیکی‌ از ملزومات‌ است. شرکتها عملیات‌ مشخص‌ برای‌ هر واحد دارند و توزیع‌ گسترده‌ و یکپارچه‌ را توسط‌ یک‌ سیستم‌ انجام‌ می‌دهند. وقتی‌ که‌ تصمیم‌گیری‌ انجام‌ شد فرایند تجارت‌ مهندسی‌ مجدد(REENGINNERING) بر روی‌ آن‌ باید صورت‌ گیرد.
‌ ‌هیاهوی‌ زیادی‌ در این‌ سیستم‌ ایجاد شده‌ است‌ که‌ دستیابی‌ و نگرشهای‌ متفاوتی‌ در اجرای‌ ERP وجود دارد. کلیه‌ روشها نشان‌ می‌دهد که‌ ERP به‌زودی‌ اجرا خواهد شد. اجرای‌ERP همانند داستان‌ وحشتناک‌ از دهه‌ 90 به‌ شرکتها برای‌ استفاده‌ از این‌ استراتژی‌ آگاهی‌ می‌داد. هیچ‌کس‌ یا شرکتی، دارای‌ تجربه‌ استفاده‌ از آن‌ نبود و بنابراین، هیچ‌ شرکتی‌ اطمینان‌ از کار با آن‌ را نداشت. همچنین‌ پذیرفتن‌ERP از ملزومات‌ است.

‌ ‌سیستمها پیوسته‌ با مشارکت‌ اطلاعات‌ در به‌دست‌ آوردن‌ روشهای‌ اجرا، با دیدگاههای‌ کلی‌ در ارتباط‌اند. همیشه‌ شروع‌ فرایند، ایجاد حالت‌ تفکر باز در مشاغل‌ است‌ که‌ کجا مشاغل‌ همکاری‌ خود را از دست‌ می‌دهند.
‌ ‌هدف‌ERP به‌دست‌ آوردن‌ اجرای‌ سریع‌ و محدود با ایجاد مهندسی‌ مجدد و حمایت‌ سیستم‌ERP است. برخی‌ شرکتها دارای‌ نگرش‌ ERP هستند که‌ در این‌ راه‌ می‌توانند به‌ راحتی‌ به‌ روش‌ اولیه‌ برگردند ولی‌ درنهایت‌ استفاده‌ ساختاری‌ در حمایت‌ و کوشش‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ ERP است. بسیار مواردی‌ رخ‌ می‌دهد که‌ سریعاً‌ سیستم‌ERP را بهتر از گذشته‌ می‌کند، چون‌ افراد مجبور به‌ تغییر رویه‌ به‌ روش‌ کار یکسان‌ نیستند. درحقیقت‌ فرایند کار متوالی‌ در مهندسی‌ مجدد همراه‌ با چالشهای‌ سیستمی‌ است، اگر هیچ‌ سیستمی‌ وجود نداشته‌ باشد، در این‌ زمان‌ افراد در شرکتها احساس‌ می‌کنند سود فراوانی‌ وجود دارد.
‌ ‌وظیفه‌ERP فعالیت‌ در تجارت‌ الکترونیک، برنامه‌ریزی‌ برای‌ زنجیره‌ تامین‌ و دادن‌ خدمات‌ به‌ مشتریان‌ استERP. دارای‌ رشد تدریجی‌ با توجه‌ به‌ کاربرد خاص‌ آن‌ دارای‌ رقابت‌ تنگاتنگ‌ است‌ و درنتیجه‌ERP می‌تواند خواسته‌های‌ اولیه‌ را به‌عنوان‌ سکویی‌ در آینده‌ به‌ کار برد.

سیستم‌های‌ نوین‌ تولیدی‌
‌ ‌وظایف‌ جدیدی‌ که‌ برای‌ سیستم‌های‌ پیشرفته‌ERP درنظر گرفته‌ می‌شود عبارتند از: برنامه‌ریزی‌ و مدل‌سازی، برنامه‌های‌ اجرایی‌ نظیر سیستم‌ مدیریت‌ انبار و اجزاء قابل‌ رویت‌ که‌ کل‌ زنجیره‌ تامین‌ را رهگیری‌ می‌کند و محصولاتی‌ که‌ تجارت‌ الکترونیک‌ را تسهیل‌ می‌سازد.
‌ ‌ERP در تقابل‌ با این‌ امکانات‌ جدید، با راه‌حلهای‌ جدیدی‌ نیز پاسخ‌ می‌دهد و در حقیقت، نام‌ جدیدی‌ برای‌ERP ظهور می‌کند و آن‌ برنامه‌های‌ سازمانی‌ENTERPRISE ) APPLICATIONS) است. راه‌حلهای‌ جدیدی‌ که‌ برای‌ سیستم‌ERP درنظر گرفته‌ می‌شود شامل‌ موارد زیر است:
وظایف‌ اجرایی‌ وسیع‌تر: تعدادی‌ از تولیدکنندگان‌ نرم‌افزارERP، درحال‌ ایجاد مجموعه‌های‌ کاملاً‌ یکپارچه‌ هستند که‌ نه‌ تنها برنامه‌های‌ فرایند شرکت‌ را پشتیبانی‌ می‌کند، بلکه‌ برنامه‌های‌ اجرایی‌ که‌ شامل‌ مدیریت‌ سفارشات، انبار، حمل‌ونقل‌ و برنامه‌ریزی‌ زنجیره‌ تامین‌ می‌شود را نیز حمایت‌ می‌کند.

دید داشتن‌ به‌ زنجیره‌ تامین: دید، یک‌ برنامه‌ تازه‌ است‌ که‌ منظری‌ فعال‌ و واقعی‌ از زنجیره‌ تامین‌ همه‌ شرکت‌کنندگان‌ در آن‌ را فراهم‌ می‌آورد و در آینده‌ آزمون‌ در این‌ خواهدبود که‌ سیستم‌ERP بتواند با سیستم‌های‌ دیگر در زنجیره‌ تامین‌ همکاری‌ و فعالیت‌ کند.
اینترنت‌ و:ERP اینترنت‌ برERP از راههای‌ گوناگون‌ اثر می‌گذارد. تولیدکننده‌ها اخیراً‌ ابزارهای‌ مدیریت‌ تجارت‌ الکترونیک‌ را پیشنهاد می‌کنند. بسیاری‌ از شرکتها فعالیت‌ خود را بر تجارت‌ الکترونیک‌ متمرکز کرده‌اند. آنها برنامه‌های‌ کاربردی‌ مختلفی‌ را برای‌ کنترل‌ از راه‌ دور کارخانه، استفاده‌ می‌کنند. برای‌ نمونه‌ یک‌ سیستم‌ میزبان‌ در آمریکا نصب‌ شده‌ است‌ تا برای‌ اجرای‌ عملیات‌ کنترل‌ شعبه‌های‌ آن‌ در اروپا ازطریق‌ اینترنت‌ استفاده‌ گردد.
تحلیلهای‌ شرکت: تحلیل، هنر استفاده‌ از داده‌های‌ تاریخی‌ به‌ وسیله‌ سیستم‌ERP برای‌ اندازه‌گیری‌ عملکرد شرکت‌ یا زنجیره‌ تامین‌ است‌ که‌ معمولاً‌ در قالب‌ مدیریت‌ استراتژیک‌ شرکت‌ شناخته‌ می‌شود. حجم‌ عظیمی‌ از اطلاعات‌ ارزشمند به‌وسیله‌ سیستم‌ERP ایجاد می‌شود و همچنین‌ می‌توان‌ گفت: با انباری‌ از داده‌ها، یک‌ شرکت‌ می‌تواند اطلاعات‌ را در زمان‌ واقعی‌ زیرنظر بگیرد و چگونگی‌ رسیدن‌ به‌ اهداف‌ شرکت‌ را اندازه‌گیری‌ کند.

مدل‌سازی‌ فرایند شرکت: درحالی‌ که‌ سیستم‌های‌ ERP سنتی، فرایندهای‌ شرکت‌ را مدیریت‌ می‌کنند، سیستم‌های‌ مدل‌سازی‌ به‌ یک‌ شرکت‌ کمک‌ می‌کنند تا فرایندها، تعریف، مدل‌سازی‌ و مستند شوند.
مدیریت‌ ارتباطات‌ مشتری: این‌ نوع‌ برنامه‌ها از مدیریت‌ سفارش‌ تا فروش‌ به‌ مشتریان‌ جدید، خدمات‌ به‌ مشتریان‌ و ضمانت‌ محصول‌ را شامل‌ می‌گردد. در این‌ تحلیل‌ توجه‌ به‌ دو نکته‌ زیر نیز مهم‌ است

نکته‌ اول: درهریک‌ از این‌ سیستم‌ها فناوری‌ اطلاعات‌ به‌ تنهایی‌ حرفی‌ برای‌ گفتن‌ ندارد، برای‌ هر سیستمی‌ که‌ بخواهد موفق‌ باشد، اصول‌ و فرایندهای‌ شرکت‌ بایستی‌ دارای‌ بنیان‌ مستحکم‌ باشند.
نکته‌ دوم : هدف‌ همه‌ برنامه‌های‌ کاربردی‌ خواه‌ از تولیدکننده‌های‌ERP به‌ دست‌ می‌آید، خواه‌ از دیگر تولیدکنندگان‌ برنامه‌های‌ کاربردی، فقط‌ یکپارچه‌ کردن‌ بخشهای‌ مختلف‌ یک‌ سازمان‌ نیست. بلکه‌ به‌ جای‌ آن، فراهم‌ آوردن‌ <دید> به‌ همه‌ تامین‌کنندگان‌ زنجیره‌ تامین‌ یا حتی‌ چندین‌ زنجیره‌ تامین‌ پیوسته‌ به‌ یکدیگر است.

نتیجه‌گیری‌
‌ ‌برخی‌ از اصول‌ERP که‌ باید در بخش‌ فعالیتها و طراحی‌ به‌ کار رود به‌ شرح‌ زیر است:
 نتایج‌ERP درجهت‌ بخشی‌ نتایج‌ موثر، ایجاد شود و در اجرا مورداستفاده‌ مناسب‌ قرار گیرد
  انتخاب‌ نرم‌افزارERP و اجرای‌ آن‌ می‌تواند از هدف‌ استراتژی‌ و فرایند آن‌ حمایت‌ کند
  داشتن‌ اجرا وسیله‌ای‌ است‌ که‌ توانایی‌ تغییر سریع‌ مشکلات‌ را دارند. ایجاد اطمینان‌ از احساس‌ ضرورت‌ و مسئولیت‌ صحیح‌ برای‌ انجام‌ و اجرای‌ فعالیتها در زمان‌ مناسب‌ است.
‌ ‌موفقیت‌ اجرای‌ERP در اولین‌ مرحله‌ نیازمند روشهای‌ ساختاری‌ در استراتژی، افراد و فرایند است. سوالات‌ زیر از دلایل‌ ایجادERP است:
1 - چگونه‌ ما می‌توانیم‌ برای‌ مشاغل‌ (خدماتی، صنعتی،... ) خودERP را ایجاد کنیم
2 - قبل‌ از ایجادERP چه‌ مشکلاتی‌ را باید حل‌ کرد
3 - چگونه‌ درک‌ و فهم‌ مقدماتی‌ نسبت‌ به‌ERP پیدا کنیم
4 - با درک‌ شرایط‌ خود در مقابل‌ شرایط‌ موجود چه‌ کاری‌ می‌توان‌ کرد
5 - چگونه‌ تعریف‌ دقیقی‌ از فعالیتها برای‌ برنامه‌ اجرایی‌ انجام‌ دهیم
6 - وظایف‌ چه‌ زمانی‌ و چگونه‌ ایجاد می‌شود‚
7 - چگونه‌ ارتباطها را با سیستم‌ فعلی‌ برای‌ انتخاب‌ERP قطع‌ کنیم
8 - هزینه‌ واقعی، سود و جدول‌ زمان‌ رسیدن‌ به‌ آن‌ چگونه‌ است
9 - اجرای‌ERP و ایجاد وظایف‌ چگونه‌ است

‌ ‌درنهایت، در اجرای‌ERP قبل‌ از تفکر به‌ تجربه‌ نیاز است‌ و باید تجربه‌ شرکتهایی‌ که‌ از این‌ فناوری‌ استفاده‌ کرده‌اند، مدنظر قرار دهیم‌ و برای‌ کسب‌ موفقیت، آن‌ را در شرکت‌ خود به‌ کار بندیم.

فهرست‌ منابع‌ و ماءخذ:
1 - ویژه‌نامه‌ نخستین‌ کنفرانس‌ ملی‌ مهندسی‌ صنایع، تهران، دانشکده‌ مهندسی‌ صنایع‌ دانشگاه‌ صنعتی‌ شریف، خرداد، 1380.
2- www.cio.com
3- www.rmdonovan.com
4- www.metagroup.com
5- ANONY MOUS, INTO THE FUTURE5 WITH ERP, MODERN MATRIALS HANDLING, BOSTON, NOV/1999, VOL. 54 NO. 13
6- THOMASE E. VOLLMANN, WILLIAM6 L. BERRY, D. CLAY WHYBARK, MANUFACTURING PLANNING AND CONTROL SYSTEM, FOURTH EDITION, 1997, IRWIN MCGRAW-HILL
ارسال شده توسط احمد محمدی | 17 12, 2013 | بازدید‌ها (5555)

معرفی نرم ­افزار داده كاوي Weka

تا به امروز نرم افزار هاي تجاري و آموزشي فراواني براي داده كاوي در حوزه هاي مختلف داده ها به دنياي علم و فناوري عرضه شده­اند. هريك از آنها با توجه به نوع اصلي داده هايي كه مورد كاوش قرار مي­دهند، روي الگوريتمهاي خاصي متمركز شده­اند. مقايسه دقيق و علمي اين ابزارها بايد از جنبه هاي متفاوت و متعددي مانند تنوع انواع و فرمت داده هاي ورودي، حجم ممكن براي پردازش داده ها، الگوريتمها پياده سازي شده، روشهاي ارزيابي نتايج، روشهاي مصور سازي ، روشهاي پيش پردازش داده ها، واسطهاي كاربر پسند ، پلت فرم هاي سازگار براي اجرا،‌ قيمت و در دسترس بودن نرم افزار صورت گيرد. از آن ميان، ‌نرم افزار Weka با داشتن امكانات بسيار گسترده،‌ امكان مقايسه خروجي روشهاي مختلف با هم، راهنماي خوب، واسط گرافيگي كارآ، سازگاري با ساير برنامه­هاي ويندوزي، و از همه مهمتر وجود كتابي بسيار جامع و مرتبط با آن [ Data Mining, witten et Al. 2005 ] ، معرفي مي­شود.

ميزكار Weka ، مجموعه­اي از الگوريتم­‏هاي روز يادگيري ماشيني و ابزارهاي پيش پردازش داده­‏ها مي‏­باشد. اين نرم­افزار به گونه­اي طراحي شده است كه مي‏­توان به سرعت، روش­‏هاي موجود را به صورت انعطاف­پذيري روي مجموعه­‏هاي جديد داده، آزمايش نمود. اين نرم­افزار، پشتيباني‏‏هاي ارزشمندي را براي كل فرآيند داده كاوي ­‏هاي تجربي فراهم مي‏­كند. اين پشتيباني‏ها، آماده سازي داده­‏هاي ورودي، ارزيابي آماري چارچوب­‏هاي يادگيري و نمايش گرافيكي داده­‏هاي ورودي و نتايج يادگيري را در بر مي­گيرند. همچنين، هماهنگ با دامنه وسيع الگوريتم­‏هاي يادگيري، اين نرم­افزار شامل ابزارهاي متنوع پيش پردازش داده­هاست. اين جعبه ابزار متنوع و جامع، از طريق يك واسط متداول در دسترس است، به نحوي كه كاربر مي‏­تواند روش­‏هاي متفاوت را در آن با يكديگر مقايسه كند و روش­‏هايي را كه براي مسايل مدنظر مناسب­تر هستند، تشخيص دهد.


نرم­افزار Weka در دانشگاه Waikato واقع در نيوزلند توسعه يافته است و اسم آن از عبارت "Waikato Environment for knowledge Analysis" استخراج گشته است. همچنين Weka ، نام پرنده­اي با طبيعت جستجوگر است كه پرواز نمي‏­كند و در نيوزلند، يافت مي‏­شود. اين سيستم به زبان جاوا نوشته شده و بر اساس ليسانس عمومي و فراگير GNU انتشار يافته است. Weka تقريباً روي هر پلت فرمي اجرا مي‏­شود و نيز تحت سيستم عامل­‏هاي لينوكس، ويندوز، و مكينتاش، و حتي روي يك منشي ديجيتالي شخصي ، آزمايش شده است.


اين نرم­افزار، يك واسط همگون براي بسياري از الگوريتم­‏هاي يادگيري متفاوت، فراهم كرده است كه از طريق آن روش­‏هاي پيش پردازش، پس از پردازش و ارزيابي نتايج طرح هاي يادگيري روي همه مجموعه هاي داده­‏ موجود، قابل اعمال است.


نرم افزار Weka ، پياده سازي الگوريتم­‏هاي مختلف يادگيري را فراهم مي‏­كند و به آساني مي‏­توان آنها را به مجموعه هاي داده خود اعمال كرد.


همچنين، اين نرم­افزار شامل مجموعه متنوعي از ابزارهاي تبديل مجموعه­‏ هاي داده­‏ها، همانند الگوريتم­‏هاي گسسته سازي مي‏­باشد. در اين محيط مي‏­توان يك مجموعه داده را پيش پردازش كرد، آن را به يك طرح يادگيري وارد نمود، و دسته­بندي حاصله و كارآيي­اش را مورد تحليل قرار داد. (همه اين كارها، بدون نياز به نوشتن هيچ قطعه برنامه­اي ميسر است.)


اين محيط، شامل روش­‏هايي براي همه مسايل استاندارد داده كاوي مانند رگرسيون، رده‏بندي، خوشه­بندي، كاوش قواعد انجمني و انتخاب ويژگي مي‏­باشد. با در نظر گرفتن اينكه، داده­‏ها بخش مكمل كار هستند، بسياري از ابزارهاي پيش پردازش داده­‏ها و مصورسازي آنها فراهم گشته است. همه الگوريتم­‏ها، ورودي­‏هاي خود را به صورت يك جدول رابطه­اي به فرمت ARFF دريافت مي‏­كنند. اين فرمت داده­‏ها، مي‏­تواند از يك فايل خوانده شده يا به وسيله يك درخواست از پايگاه داده­اي توليد گردد.


يكي از راه­‏هاي به كارگيري Weka ، اعمال يك روش يادگيري به يك مجموعه داده و تحليل خروجي آن براي شناخت چيزهاي بيشتري راجع به آن اطلاعات مي‏­باشد. راه ديگر استفاده از مدل يادگيري شده براي توليد پيش‏بيني­‏هايي در مورد نمونه­‏هاي جديد است. سومين راه، اعمال يادگيرنده­‏هاي مختلف و مقايسه كارآيي آنها به منظور انتخاب يكي از آنها براي تخمين مي‏­باشد. روش­‏هاي يادگيري Classifier ناميده مي‏­شوند و در واسط تعاملي Weka ، مي‏­توان هر يك از آنها را از منو انتخاب نمود. بسياري از classifier ‏ها پارامترهاي قابل تنظيم دارند كه مي‏­توان از طريق صفحه ويژگي‏‏ها يا object editor به آنها دسترسي داشت. يك واحد ارزيابي مشترك، براي اندازه‏گيري كارآيي همه classifier به كار مي‏­رود.


پياده سازي­‏هاي چارچوب­‏هاي يادگيري واقعي، منابع بسيار ارزشمندي هستند كه Weka فراهم مي‏­كند. ابزارهايي كه براي پيش پردازش داده­‏ها استفاده مي‏­شوند. filter ناميده مي‏­شوند. همانند classifier ‏ها، مي‏­توان filter ‏ها را از منوي مربوطه انتخاب كرده و آنها را با نيازمندي­‏هاي خود، سازگار نمود. در ادامه، به روش به كارگيري فيلترها اشاره مي‏­شود.


علاوه بر موارد فوق، Weka شامل پياده سازي الگوريتم­‏هايي براي يادگيري قواعد انجمني، خوشه­بندي داده­‏ها در جايي كه هيچ دسته­اي تعريف نشده است، و انتخاب ويژگي‏هاي مرتبط در داده­‏ها مي‏­شود.
 
 

روش استفاده از Weka

روش استفاده از Weka
شکل 1،‌ راههای انتخاب واسط­های مختلف Weka را نشان مي­دهد.
آسان­ترين راه استفاده از Weka ، از طريق واسطی گرافيکی است که Explorer خوانده مي‏شود. اين واسط گرافيکی، به وسيله انتخاب منوها و پر کردن فرم­‏های مربوطه، دسترسی به همه امکانات را فراهم کرده است. برای مثال، مي‏­توان به سرعت يک مجموعه داده را از يک فايل ARFF خواند و درخت تصميم‏گيری آن را توليد نمود. امادرخت­‏های تصميم‏گيری يادگيرنده صرفاً ابتدای کار هستند. الگوريتم­‏های بسيار ديگری برای جستجو وجود دارند. واسط Explorer کمک مي‏­کند تا الگوريتم­‏های ديگر نيز آزمايش شوند.


شکل 1. Weka در وضعيت انتخاب واسط
اين واسط با در اختيار گذاشتن گزينه­‏ها به صورت منو، با وادار کردن کاربر به اجرای کارها با ترتيب صحيح، به وسيله خاکستری نمودن گزينه­‏ها تا زمان صحيح به کارگيری آنها، و با در اختيار گذاشتن گزينه­‏هايی به صورت فرم­‏های پرشدنی، کاربر را هدايت مي‏­کند. راهنمای ابزار مفيدی، حين عبور ماوس از روی گزينه­‏ها، ظاهر شده و اعمال لازم مربوطه را شرح مي‏­دهد. پيش­فرض­‏های معقول قرار داده شده، کاربر را قادر مي‏­سازند تا با کمترين تلاشی، به نتيجه برسد. اما کاربر بايد برای درک معنی نتايج حاصله، راجع به کارهايی که انجام مي‏­دهد، بينديشد.
Weka دو واسط گرافيکی ديگر نيز دارد. واسط knowledge flow به کاربر امکان مي‏­دهد تا چنيش­‏هايی برای پردازش داده­‏های در جريان، طراحی کند. يک عيب پايه­ای Explorer . نگهداری هر چيزی در حافظه اصلی آن است. (زمانی که يک مجموعه داده را باز مي‏­کنيم، Explorer ، کل آن را، در حافظ باز مي‏­کند) نشان مي‏­دهد که Explorer ، صرفاً برای مسايل با اندازه­‏های کوچک تا متوسط، قابل اعمال است. با وجود بر اين Weka شامل تعدادی الگوريتم­‏های افزايشی است که مي‏­تواند برای پردازش مجموعه های داده بسيار بزرگ مورد استفاده قرار گيرد. واسط knowledge flow امکان مي‏­دهد تا جعبه [15] ­‏های نمايانگر الگوريتم­‏های يادگيری و منابع داده­‏ها را به درون صفحه بکشيم و با اتصال آنها به يکديگر، ترکيب و چينش دلخواه خود را بسازيم. اين واسط اجازه مي‏­دهد تا جريان داده­ای از مؤلفه­‏های به هم متصل که بيانگر منابع داده، ابزارهای پيش پردازش، روش­‏های ارزيابی و واحدهای مصوّر سازی هستند تعريف شود. اگر فيلترها و الگوريتم­های يادگيری، قابليت يادگيری افزايشی را داشته باشند، داده­‏ها به صورت افزايشی بار شده و پردازش خواهند شد.
سومين واسط Weka ، که Experimenter خوانده مي‏­شود، کمک مي‏­کند تا به اين سؤال عملی و پايه­ای کاربر حين استفاده از تکنيک­‏های رده‏بندی و رگرسيون، پاسخ دهد: "چه روش­‏ها و پارامترهايی برای مسأله داده شده، بهتر عمل مي‏­کنند؟"
عموماً راهی برای پاسخگويی مقدماتی به اين سؤال وجود ندارد و يکی از دلايل توسعه Weka ، فراهم نمودن محيطی است که کاربران Weka را قادر به مقايسه تکنيک­‏های گوناگون يادگيری بنمايد. اين کار، مي‏­تواند به صورت تعاملی در Explorer انجام شود. با اين وجود، Experimenter با ساده کردن اجرای رده‏بندی کننده­‏ها و فيلترها با پارامترهای گوناگون روی تعدادی از مجموعه­‏های داده، جمع­آوری آمار کارآيی و انجام آزمايش­‏های معنا، پردازش را خودکار مي‏­کند. کاربرهای پيشرفته، مي‏­توانند از Experimenter برای توزيع بار محاسباتی بين چندين ماشين، استفاده کنند. در اين روش، مي‏­توان آزمايش­‏های آماری بزرگی را راه­اندازی نموده و آنها را برای اجرا، رها نمود.
ورای اين واسط­‏های تعاملی، عملکرد پايه­ای Weka قرار دارد. توابع پايه­ای Weka ، از طريق خط فرمان [16] ­‏های متنی قابل دسترسی هستند. زمانی که Weka ، فعال مي‏­شود، امکان انتخاب بين چهار واسط کاربری وجود دارد: Explorer ، knowledge ، Experimenter و واسط خط فرمان.
اکثر کاربران، حداقل در ابتدای کار Explorer را به عنوان واسط کاربری انتخاب مي‏­کنند.
3. قابليتهای Weka
مستندسازی در لحظه، که به صورت خودکار از کد اصلی توليد مي‏­شود و دقيقاً ساختار آن را بيان مي‏­کند، قابليت مهمی است که حين استفاده از Weka وجوددارد.
نحوه استفاده از اين مستندات و چگونگی تعيين پايه­‏های ساختمانی اصلی Weka ، مشخص کردن بخش­‏هايی که از روش­‏های يادگيری با سرپرست استفاده مي‏­کند، ابزاری برای پيش پردازش داده­‏ها بکار مي‏­رود و اينکه چه روش­‏هايی برای ساير برنامه­‏های يادگيری وجود دارد، در ادامه تشريح خواهد شد. تنها به ليست کاملی از الگوريتم­‏های موجود اکتفا مي‏­شود زيرا Weka به طور پيوسته تکميل مي‏­شود و به طور خودکار از کد اصلی توليد مي‏­شود. مستندات در لحظه هميشه به هنگام شده مي‏­باشد. اگر ادامه دادن به مراحل بعدی و دسترسی به کتابخانه از برنامه جاوا شخصی يا نوشتن و آزمايش کردن برنامه­‏های يادگيری شخصی مورد نياز باشد، اين ويژگی بسيار حياتی خواهد بود.
در اغلب برنامه­‏های کاربردی داده کاوی، جزء يادگيری ماشينی، بخش کوچکی از سيستم نرم­افزاری نسبتاً بزرگی را شامل مي‏­شود. در صورتی که نوشتن برنامه کاربردی داده کاوی مد نظر باشد، مي‏­توان با برنامه­نويسی اندکی به برنامه­‏های Weka از داخل کد شخصی دسترسی داشت. اگر پيدا کردن مهارت در الگوريتم­‏های يادگيری ماشينی مدنظر باشد، اجرای الگوريتم­‏های شخصی بدون درگير جزييات دست و پا گير شدن مثل خواندن اطلاعات از يک فايل، اجرای الگوريتم­‏های فيلترينگ يا تهيه کد برای ارزيابی نتايج يکی از خواسته­‏ها مي‏­باشد. Weka دارای همه اين مزيت­‏ها است. برای استفاده کامل از اين ويژگی، بايد با ساختارهای پايه­ای داده­‏ها آشنا شد.
4. دريافت Weka
نرم افزار Weka ، در آدرس http://www.cs.waikato.ac.nz/me/weka ، در دسترس است. از اين طريق مي‏­توان نصب کننده [17] متناسب با يک پلت فرم معين، يا يک فايل Java jar را که در صورت نصب بودن جاوا به راحتی قابل اجرا است، دانلود [18] نمود.
5. مروری بر Explorer
واسط گرافيکی اصلی برای کاربران،‌ Explorer است که امکان دسترسی به همه امکانات Weka را از طريق انتخاب منوها و پر کردن فرمها فراهم مي­آورد. شکل 2،‌ نمای Explorer ‌ را نشان مي­دهد. در اين واسط، شش پانل [19] مختلف وجود دارد که از طريق نوار [20] بالای صفحه قابل انتخاب هستند و با وظايف [21] داده کاوی پشتيبانی شده توسط Weka ‌ متناظر مي­باشند.

شکل 2. واسط گرافيکی Explorer
دو گزينه از شش گزينه بالای پنجره Explorer در شکل های 3 و 4 به طور خلاصه تشريح شده است.
به طور خلاصه، کارکرد تمام گزينه­‏ها به شرح ذيل است.
Preprocess : انتخاب مجموعه داده و اصلاح [22] آن از راه­‏های گوناگون
Classify : آموزش [23] برنامه­‏های يادگيری که رده‏بندی يا رگرسيون انجام مي‏­دهند و ارزيابی آنها.
Cluster : يادگيری خوشه­‏ها برای مجموعه های داده
Associate : يادگيری قواعد انجمنی برای داده­‏ها و ارزيابی آنها
Select attributes : انتخاب مرتبط­ترين جنبه [24] ها در مجموعه های داده
Visualize : مشاهده نمودارهای مختلف دوبعدی داده­‏ها و تعامل با آنها

شکل 3. خواندن فايل داده های آب و هوا
Weka Exphorer امکان رده بندی دارد، چنانچه به کاربران اجازه مي‏­دهد به صورت تعاملی اقدام به ساخت درخت تصميم‏گيری کنند. Weka نمودار پراکندگی داده­‏ها را نسبت به دو ويژگی انتخاب شده، فراهم مي‏­آورد. وقتی زوج ويژگي­ای که رده­‏ها را به خوبی جدا مي‏­کند، پيدا شد، امکان ايجاد دو شاخه با کشيدن چند ضلعی اطراف نقاط داده­‏ها بر نمودار پراکندگی وجود دارد.


شکل 4. نوار Classify
هر نوار، دسترسی به دامنه کاملی از امکانات را فراهم مي­کند. در پايين هر پانل، جعبه status و دکمه log قرار دارد. جعبه status پيغام­‏هايی است که نشان مي‏­دهد چه عملياتی در حال انجام داده شدن است. مثلاً اگر Explores مشغول خواندن يک فايل باشد، جعبه status آن را گزارش مي‏­دهد. کليک راست در هر جا داخل اين جعبه يک منو کوچک با دو گزينه مي‏­آورد، نمايش ميزان حافظه در دسترس Weka و اجرای Java garbage collector ..
لازم است توجه شود که garbage collector به طور ثابت به عنوان يک عمل پيش زمينه [25] در هر حال اجرا مي‏­شود کليک دکمه log ، گزارش عملکرد متنی کارهايی که Weka تاکنون در اين بخش انجام داده است با برچسب زمانی ارايه مي‏­کند.
زمانيکه Weka در حال عمليات است، پرنده کوچکی که در پايين سمت راست پنجره است، بالا و پايين مي‏­پرد. عدد پشت × نشان مي‏­دهد که به طور همزمان چند عمليات در حال انجام است. اگر پرنده بايستد در حاليکه حرکت نمي‏­کند، او مريض است! اشتباه رخ داده است و بايد Explorer از نو اجرا شود.
1. خواندن و فيلتر کردن فايل­‏ها
در بالای پانل Preprocess در شکل 3، دکمه­‏هايی برای باز کردن فايل، URL ‏ها و پايگاه های داده­‏ وجود دارد. در ابتدا تنها فايل­‏های با پسوند arff . در browser فايل نمايش داده مي‏­شود. برای ديدن ساير فايل­‏ها يايد گزينه [26] Format در جعبه انتخاب فايل تغيير داده شود.
2. تبديل فايل­‏ها به فرمت ARFF
نرم افزار Weka دارای سه مبدل فرمت فايل [27] مي‏­باشد، برای فايل­‏های صفحه گسترده [28] با پسوند CSV ، با فرمت فايل C4.5 با پسوند names . و data و برای نمونه­‏های سری با پسوند bsi .
اگر Weka قادر به خواندن داده­‏ها نباشد، سعی مي‏­کند آن را به صورت ARFF تفسير کند. اگر نتواند جعبه نشان داده شده در شکل 5 (الف) ظاهر مي‏­شود.

(الف)

(ب)

(ج)
شکل 5. ويرايشگر عمومی اشياء (الف) ويرايشگر (ب) اطلاعات بيشتر (فشردن دگمه More ) (ج) انتخاب يک مبدل
اين، يک ويرايشگر عمومی [29] اشياء است که در Weka برای انتخاب و تنظيم اشيا بکار مي‏­رود. به عنوان مثال وقتی پارامتری برای Classifier تنظيم مي‏­شود، جعبه­ای با نوع مشابه بکار برده مي‏­شود. CSV Loader برای فايل­‏های با پسوند CSV . به طور پيش فرض انتخاب مي‏­شود. دکمه More اطلاعات بيشتری در مورد آن مي‏­دهد که در شکل 5 (ب) نشان داده شده است.
هميشه مطالعه مستندات [30] ارزشمنداست! در اين حالت نشان مي‏­دهد که رديف نخست صفحه گسترده، نام ويژگی را تعيين مي‏­کند. برای استفاده از اين مبدل بايد بر Ok کليک شود. برای مورد مختلف لازم است بر choose کليک شود تا از ليست شکل 5 (ج) انتخاب انجام شود.
گزينه اول، Arffloader است و فقط به دليل ناموفق بودن به اين نقطه مي‏­رسيم. CSVLoader پيش فرض است و در صورت نياز به فرض ديگر، choose کليک مي‏­شود. سومين گزينه، مربوط به فرمت C4.5 است که دو فايل برای مجموعه داده وجود دارد يکی اسم­‏ها و ديگـری داده­‏های واقعـی مي‏­باشد. چهارمين برای نمونه­‏های سريالی [31] ، برای بازخوانی [32] مجموعه داده­ای است که به صورت شيئ سريالی شده جاوا ذخيره شده است. هر شيء در جاوا مي‏­تواند در اين شکل ذخيره و بازخوانی شود. به عنوان يک فرمت بومی جاوا [33] ، سريع­تر از فايل ARFF خوانده مي‏­شود چرا که فايل ARFF بايد تجزيه [34] و کنترل شود. وقتی يک مجموعه داده بزرگ مکررا بازخوانی مي‏­شود، ذخيره آن در اين شکل سودمند است.
ويژگي‏های ديگر ويرايشگر عمومی اشيا در شکل 5 (الف)، save و open است که به ترتيب برای ذخيره اشيای تنظيم شده و بازکردن شيئی که پيش از اين ذخيره شده است، به کار مي­رود. اينها برای اين نوع خاص شيئ مفيد نيستند. لکن پانل­‏های ديگر ويرايشگر عمومی اشياء، خواص قابل ويرايش زيادی دارند. به دليل مشکلاتی که ممکن است حين تنظيم مجدد آنها رخ دهد، مي‏­توان ترکيب اشياء ايجاد شده را برای استفاده­‏های بعدی، ذخيره کرد.
تنها منبع [35] مجموعه­‏های داده برای Weka ، فايل­‏های موجود روی کامپيوتر نيستند. مي‏­توان يک URL را باز کرد تا Weka از پروتکل HTTP برای دانلود کردن يک فايل Arff از شبکه استفاده کند. همچنين مي‏توان يک پايگاه داده­‏ها را باز نمود ( open DB ـ هر پايگاه داده­ای که درايور اتصال به مجموعه های داده به زبان جاوا JDBC را دارد.) و به وسيله دستور select زبان SQL ، نمونه­‏‏ها را بازيابی نمود. داده­‏ها مي‏­توانند به کمک دگمه save به همه فرمت­‏های ذکر شده، ذخيره شوند. جدای از بحث بارگذاری و ذخيره مجموعه­‏های داده، پانل preprocess به کاربر اجازه فيلتر کردن داده­‏ها را مي‏­دهد. فيلترها، اجزای مهم Weka هستند.
3. بکارگيری فيلترها
با کليک دگمه choose (گوشه بالا و سمت چپ) در شکل 3 مي‏­توان به ليستی از فيلترها دست يافت. مي‏­توان از فيلترها برای حذف ويژگي‏های مورد نظری از يک مجموعه داده و انتخاب دستی ويژگي‏‏ها استفاده نمود. مشابه اين نتيجه را مي‏­توان به کمک انتخاب ويژگي‏های مورد نظر با تيک زدن آنها و فشار دادن کليه Remove به دست آورد.
4. الگوريتم­‏های يادگيری
زمانی که يک الگوريتم يادگيری با استفاده از دگمه choose در پانل classify انتخاب مي‏­شود، نسخه خط فرمانی رده بند در سطری نزديک به دگمه ظاهر مي‏­گردد. اين خط فرمان شامل پارامترهای الگوريتم است که با خط تيره مشخص مي‏­شوند. برای تغيير آنها مي‏­توان روی آن خط کليک نمود تا ويرايشگر مناسب شيء، باز شود. جدول شکل 6، ليست اسامی رده بندهای Weka را نمايش مي‏­دهد. اين الگوريتم­‏ها به رده بندهای Bayesian ، trees ، functions rules ، lazy و دسته نهايی شامل روش­‏های متفرقه تقسيم شده­اند.
4-1. Trees
Decision stump که برای استفاده توسط روش­‏های boosting طراحی شده است، برای مجموعه­‏های داده عددی يا رده­ای، درخت تصميم‏گيری يک سطحی مي‏­سازد. اين الگوريتم، با مقادير از دست رفته، به صورت مقادير مجزا برخورد کرده و شاخه سومی از درخت توسعه مي‏­دهد.
4-2. Rules
Decision Table يک رده بند بر اساس اکثريت جدول تصميم‏گيری مي‏­سازد. اين الگوريتم، با استفاده از جستجوی اولين بهترين، زير دسته­‏های ويژگي‏‏ها را ارزيابی مي‏­کند و مي‏­تواند از اعتبارسنجی تقاطعی برای ارزيابی بهره ببرد (1995، Kohavi ).
يک امکان اين است که به جای استفاده از اکثريت جدول تصميم‏گيری که بر اساس دسته ويژگي‏های مشابه عمل مي‏­کند، از روش نزديکترين همسايه برای تعيين رده هر يک از نمونه­‏ها که توسط مدخل [36] جدول تصميم‏گيری پوشش داده نشده­اند، استفاده شود.
Conjunctive Rule قاعده­ای را ياد مي‏­گيرد که مقادير رده­‏های عددی را رده­ای را پيش‏بينی مي‏­کند. نمونه­‏های آزمايشی به مقادير پيش فرض رده نمونه­‏های آموزشی، منسوب مي‏­شوند. سپس تقويت اطلاعات (برای رده­‏های رسمی)، يا کاهش واريانس (برای رده­های عددی) مربوط به هر والد محاسبه شده و به روش هرس کردن با خطای کاهش يافته [37] ، قواعد هرس مي‏­شوند.
ZeroR برای رده­‏های اسمی، اکثريت داده­‏های مورد آزمايش و برای رده­‏های عددی، ميانگين آنها را پيش‏بينی مي‏­کند. اين الگوريتم بسيار ساده است.
M5Rules ، به کمک M5 از روی درخت­‏های مدل، قواعد رگرسيون استخراج مي‏­کند.

شکل 6.الف. الگوريتمهای رده بندی در Weka

شکل 6.ب. الگوريتمهای رده بندی در Weka
در اين بخش به شرح مختصری برخی از اين الگوريتمها و پارامترهايشان که قابليت کار با ويژگی های عددی را دارند، پرداخته مي‏­شود.
4-3. Functions
Simple Linear Regresion مدل رگرسيون خطی يک ويژگی مشخص را ياد مي‏­گيرد. آنگاه مدل با کمترين خطای مربعات را انتخاب مي‏­کند. در اين الگوريتم، مقادير از دست رفته و مقادير غيرعددی مجاز نيستند [38] .
Linear Regression رگرسيون خطی استاندارد کمترين خطای مربعات را انجام مي‏­دهد مي‏تواند به طور اختياری به انتخاب ويژگی بپردازد، اين کار مي‏­تواند به صورت حريصانه [39] با حذف عقب رونده [40] انجام شود، يا با ساختن يک مدل کامل از همه ويژگي‏‏ها و حذف يکی يکی جمله­‏ها با ترتيب نزولی ضرايب استاندارد شده آنها، تا رسيدن به شرط توقف مطلوب انجام گيرد.
Least Med sq يک روش رگرسيون خطی مقاوم است که ميانه [41] (به جای ميانگين [42] ) مربعات انحراف از خط رگرسيون را کمينه مي‏­کند. اين روش به طور مکرر رگرسيون خطی استاندارد را به زيرمجموعه­‏هايی از نمونه­‏ها اعمال مي‏­کند و نتايجی را بيرون مي‏­دهد که کمترين خطای مربع ميانه را دارند.
SMO teg الگوريتم بهينه سازی حداقل ترتيبی را روی مسايل رگرسيون اعمال مي‏­کند. ( Scholkopf, 1998 ، Smola )
Pace Regression ، با استفاده از تکنيک رگرسيون pace ، مدل­‏های رگرسيون خطی توليد مي‏­کند (2002 ، Wang و Witten ). رگرسيون pace ، زمانی که تعداد ويژگي‏‏ها خيلی زياد است، به طور ويژه­ای در تعيين ويژگي‏‏هايی که بايد صرف‏نظر شوند، خوب عمل مي‏­کند. در واقع در صورت وجود نظم و ترتيب خاصی، ثابت مي‏­شود که با بي­نهايت شدن تعداد ويژگي‏‏ها، الگوريتم بهينه عمل مي‏­کند.
RBF Network ، يک شبکه با تابع پايه­ای گوسی شعاعی را پياده سازی مي‏­کند. مراکز و عرض­‏های واحدهای مخفی به وسيله روش ميانگين K [43] تعيين مي‏­شود. سپس خروجي­‏های فراهم شده از لايه­‏های مخفی [44] ، با استفاده از رگرسيون منطقی در مورد رده­‏های اسمی و رگرسيون خطی در مورد رده­‏های عددی، با يکديگر ترکيب مي‏­شوند. فعال سازي­‏های توابع پايه پيش از ورود به مدل­‏های خطی، با جمع شدن با عدد يک، نرماليزه مي‏­شوند. در اين الگوريتم مي‏­توان، K تعداد خوشه­‏ها، بيشترين تعداد تکرارهای رگرسيون­‏های منطقی برای مسأله­‏های رده­‏های رسمی، حداقل انحراف معيار خوشه­‏ها، و مقدار بيشينه رگرسيون را تعيين نمود. اگر رده­‏ها رسمی باشد، ميانگين K به طور جداگانه به هر رده اعمال مي‏­شود تا K خوشه مورد نظر برای هر رده استخراج گردد.
4-4. رده بندهای Lazy
ياديگرنده­‏های lazy نمونه­‏های آموزشی را ذخيره مي‏­کنند و تا زمان رده بندی هيچ کار واقعی انجام نمي‏­دهند.
IB1 يک يادگيرنده ابتدايی بر پايه نمونه است که نزديک­ترين نمونه­‏های آموزشی به نمونه­‏های آزمايشی داده شده را از نظر فاصله اقليدسی پيدا کرده و نزديکترين رده­ای مشابه رده همان نمونه­‏های آموزشی را تخمين مي‏­زند.
IBK يک رده بند با K همسايه نزديک است که معيار فاصله ذکر شده را استفاده مي‏­کند. تعداد نزديکترين فاصله­‏ها (پيش فرض 1= K ) مي‏­تواند به طور صريح در ويرايشگر شيء تعيف شود. پيش‏بيني­‏های متعلق به پيش از يک همسايه مي‏­تواند بر اساس فاصله آنها تا نمونه­‏های آزمايشی، وزن­دار گردد.
دو فرمول متفاوت برای تبديل فاصله به وزن، پياده سازی شده­اند. تعداد نمونه­های آموزشی که به وسيله رده بند نگهداری مي‏­شود، مي‏­تواند با تنظيم گزينه اندازه پنجره محدود گردد. زمانی که نمونه­‏های جديد اضافه مي‏­شوند، نمونه­‏های قديمی حذف شده تا تعداد کل نمونه­‏های آموزشی در اندازه تعيين شده باقی بماند.
Kstar ، يک روش نزديکترين همسايه است که از تابع فاصله­ای عمومی شده بر اساس تبديلات استفاده مي‏­کند.
LWL يک الگوريتم کلی برای يادگيری وزن دار شده به صورت محلی است. اين الگوريتم با استفاده از يک روش بر پايه نمونه، وزن­‏ها را نسبت مي‏­دهد و از روی نمونه­‏های وزن­دار شده، رده بند را مي‏­سازد. رده بند در ويرايشگر شيء LWL انتخاب مي‏­شود. Nave Bayes برای مسايل رده بندی و رگرسيون خطی برای مسايل رگرسيون، انتخاب­‏های خوبی هستند. مي‏­توان در اين الگوريتم، تعداد همسايه­‏های مورد استفاده را که پهنای باند هسته و شکل هسته مورد استفاده برای وزن دار کردن را (خطی، معکوس، يا گوسی) مشخص مي‏­کند، تعيين نمود. نرمال سازی ويژگي‏‏ها به طور پيش فرض فعال است[ Data Mining, witten et Al. 2005 ].
تبديل فايلها به فرمت ARFF
نرم افزار Weka داراي سه مبدل فرمت فايل ميباشد، براي فايلهاي صفحه گسترده با پسوند CSV ، فرمت فايل C4.5 با پسوند .namesو data و براي نمونه هاي سري با پسوند.bsi .
اگر Weka قادر به خواندن داده ها نباشد، سعي ميكند آن را به صورت ARFF تفسير كند. اگر نتواند پیغام نشان داده شده در شكل 4 (الف) ظاهر ميشود. با انتخاب گزینه Use Convertor، پیغام شكل 4 (ب) ظاهر ميشود
آموزش کامل نرم افزار داده کاوی weka
شكل4 (الف) پیغام خطا

آموزش کامل نرم افزار داده کاوی weka

شكل4 (ب) ويرايشگر
اين، يك ويرايشگر عمومي اشياء است كه در Weka براي انتخاب و تنظيم اشيا بكار ميرود. به عنوان مثال وقتي پارامتري براي Classifier تنظيم ميشود، جعبه اي با نوع مشابه بكار برده ميشود. CSV Loader براي فايلهاي با پسوند .CSVبه طور پيش فرض انتخاب ميشود. دكمه More اطلاعات بيشتري در مورد آن ميدهد كه در شكل 4 (ج) نشان داده شده است.هميشه مطالعه مستندات ارزشمنداست، در اين حالت نشان ميدهد كه رديف نخست صفحه گسترده، نام ويژگي را تعيين ميكند. براي استفاده از اين مبدل بايد بر Ok كليك شود. براي مورد مختلف لازم است بر choose كليك شود تا از ليست شكل 4 (د) انتخاب انجام شود.
گزينه اول، Arffloader است و فقط به دليل ناموفق بودن به اين نقطه ميرسيم.CSVLoader پيش فرض است و در صورت نياز به فرض ديگر، choose كليك ميشود. دومين گزينه، مربوط به فرمت C4.5 است كه دو فايل براي مجموعه داده وجود دارد يكي اسمها و ديگـري داده هاي واقعـي ميباشد. چهارمين براي نمونه هاي سريالي، براي بازخواني مجموعه داد‌ه‌اي است كه به صورت شيئ سريالي شده جاوا ذخيره شده است. هر شيء در جاوا ميتواند در اين شكل ذخيره و بازخواني شود. به عنوان يك فرمت بومي جاوا، سريعتر از فايل ARFF خوانده ميشود چرا كه فايل ARFF بايد تجزيه و كنترل شود. وقتي يك مجموعه داده بزرگ مكررا بازخواني ميشود، ذخيره آن در اين شكل سودمند است.
ويژگيهاي ديگر ويرايشگر عمومي اشيا در شكل 4 (ب)، save و open است كه به ترتيب براي ذخيره اشياي تنظيم شده و بازكردن شيئي كه پيش از اين ذخيره شده است، به كار ميرود. اينها براي اين نوع خاص شيئ مفيد نيستند. لكن پانلهاي ديگر ويرايشگر عمومي اشياء، خواص قابل ويرايش زيادي دارند. به دليل مشكلاتي كه ممكن است حين تنظيم مجدد آنها رخ دهد، ميتوان تركيب اشياء ايجاد شده را براي استفاده‌هاي بعدي، ذخيره كرد.
تنها منبع مجموعه‌هاي داده برايWeka ، فايلهاي موجود روي كامپيوتر نيستند. ميتوان يك URL را باز كرد تا Weka از پروتكل HTTP براي دانلود كردن يك فايل Arff از شبكه استفاده كند. همچنين ميتوان يك پايگاه داده‌ها را باز نمود ( open DB ـ هر پايگاه دادهاي كه درايور اتصال به مجموعه هاي داده به زبان جاوا JDBC را دارد.) و به وسيله دستور select زبان SQL ، نمونه‌ها را بازيابي نمود. داده‌ها ميتوانند به كمك دگمه save به همه فرمتهاي ذكر شده، ذخيره شوند. جداي از بحث بارگذاري و ذخيره مجموعه‌هاي داده، پانل preprocess به كاربر اجازه فيلتر كردن داده‌ها را ميدهد. فيلترها، اجزاي مهم Weka هستند.
بعد از اینکه فایل بارگذاری شد، Weka فیلدها را تشخیص میدهد و حین بررسی آنها، اطلاعات آماری پایهای را برای هر کدام از صفات محاسبه میکند. همان طور که در شکل 5 نشان داده شده است، لیست صفات تشخیص داده شده، در سمت چپ، پایین و اطلاعات پایگاه داده مربوطه در بالای آن نشان داده میشود.
آموزش کامل نرم افزار داده کاوی weka

شكل5. بانک اطلاعاتیbank-data.csv
با کلیک برروی هر کدام از صفات، میتوان اطلاعات آماری اصلی آن را در سمت راست مشاهده نمود. به عنوان مثال شکل 6 از انتخاب فیلد age نتیجه شده است.
نمودار ترسیم شده در سمت راست، پایین، بر اساس دو فیلد است. فیلد دوم به صورت پیشفرض، آخرین فیلد در پایگاه داده است که میتوان آن را به دلخواه تغییر داد.
آموزش کامل نرم افزار داده کاوی weka

شكل6. اطلاعات آماری فیلد age

ج- به كارگيري فيلترها
با كليك دگمهchoose (گوشه بالا و سمت چپ) در شكل 3 ميتوان به ليستي از فيلترها دست يافت. ميتوان از فيلترها براي حذف ويژگيهاي مورد نظر از يك مجموعه داده و یا انتخاب دستي ويژگيها استفاده نمود. مشابه اين نتيجه را ميتوان به كمك انتخاب ويژگيهاي مورد نظر با تيك زدن آنها و فشار دادن كليه Remove به دست آورد.
شکل 7 مراحل لازم برای حذف فیلد id از بانک اطلاعاتی، با استفاده از روش اول را نشان میدهد.
آموزش کامل نرم افزار داده کاوی weka

شكل 6 (الف). انتخاب فیلتر Remove

آموزش کامل نرم افزار داده کاوی weka

شكل 6 (ب). وارد کردن شماره فیلد مورد نظر

آموزش کامل نرم افزار داده کاوی weka

شكل 6 (ج).انتخاب گزینه Apply و حذف فیلد id
یکی دیگر ازفیلترهای موجود، Discretize است که با استفاده از آن میتوان مقادیریک صفت پیوسته را به تعداد دلخواه بازه گسسته تبدیل کرد. شکل7 مراحل لازم برای شکستن مقادیر صفت age به 3 بازه را نشان میدهد.
آموزش کامل نرم افزار داده کاوی weka

شكل7 (الف). انتخاب فیلتر Discretize

آموزش کامل نرم افزار داده کاوی weka

شكل7 (ب). وارد کردن شماره فیلد مورد نظر و انجام تنظیمات
آموزش کامل نرم افزار داده کاوی weka
آموزش کامل نرم افزار داده کاوی weka

شكل 7 (ج).انتخاب گزینه Apply
3-1-2 Classify
الف- الگوریتمهای رده‌بندی
Weka الگوریتمهای classification و prediction بسیار متنوعی را پیاده‌سازی میکند. الگوريتمهای رده‌بندی، به رده‌بندهاي Bayesian، functions،lazy ،meta ، misc، trees و rules تقسيم شده‌اند. جدول شكل 8، ليست اسامي رده بندهاي Weka را نمايش ميدهد.
آموزش کامل نرم افزار داده کاوی weka

آموزش کامل نرم افزار داده کاوی weka
شكل 8 (الف). الگوريتمهاي رده بندي در Weka
آموزش کامل نرم افزار داده کاوی weka
آموزش کامل نرم افزار داده کاوی weka
شكل 8 (ب). الگوريتمهاي رده بندي در Weka
دراین قسمت برخی از اسامی رده‌بندیهای Weka معرفی میشوند.

  • Trees

ü Decision stumpكه براي استفاده توسط روشهاي boosting طراحي شده است، براي مجموعه‌هاي داده عددي يا رده‌اي، درخت تصميم‌گيري يك سطحي ميسازد. اين الگوريتم، با مقادير از دست رفته، به صورت مقادير مجزا برخورد كرده و شاخه سومي از درخت توسعه ميدهد
  • Rules

    • ü Decision Tableيك رده‌بندی بر اساس اكثريت جدول تصميم‌گيري ميسازد. اين الگوريتم، با استفاده از جستجوي اولين بهترين، زير دسته‌هاي ويژگيها را ارزيابي ميكند و ميتواند از اعتبارسنجي تقاطعي براي ارزيابي بهره برد. (Kohavi 1995 )
    • يك امكان اين است كه به جاي استفاده از اكثريت جدول تصميم‌گيري كه بر اساس دسته ويژگيهاي مشابه عمل ميكند، از روش نزديكترين همسايه براي تعيين رده هر يك از نمونه‌ها كه توسط مدخل (Entry) جدول تصميمگيري پوشش داده نشده‌اند، استفاده شود.
    • ü Conjunctive Ruleقاعده‌اي را ياد ميگيرد كه مقادير رده‌هاي عددي را پيشبيني ميكند. نمونه‌هاي آزمايشي به مقادير پيش فرض رده نمونه‌هاي آموزشي، منسوب ميشوند. سپس تقويت اطلاعات (براي ردههاي رسمي)، يا كاهش واريانس (براي ردههاي عددي) مربوط به هر والد محاسبه شده و به روش هرس كردن با خطاي كاهش يافته (Reduced-error pruning) ، قواعد هرس ميشوند.
    • ü ZeroRبراي رده‌هاي اسمي، اكثريت داده‌هاي مورد آزمايش و براي رده‌هاي عددي، ميانگين آنها را پيشبيني ميكند. اين الگوريتم بسيار ساده است.
    • ü M5Rulesبه كمك M5 از روي درختهاي مدل، قواعد رگرسيون استخراج ميكند.

    • در اين بخش به شرح مختصري برخي از اين الگوريتم‌ها و پارامترهايشان كه قابليت كار با ويژگي هاي عددي را دارند، پرداخته ميشود.


  • Functions

    • ü Simple Linear Regressionمدل رگرسيون خطي يك ويژگي مشخص را ياد ميگيرد، آنگاه
ارسال شده توسط احمد محمدی | 17 12, 2013 | بازدید‌ها (2708)

هوش تجاری و تصمیمات کلان سازمانی

 چکیده
در این نوشتار آثار مثبتی که هوش تجاری (BI=BUSINESS INTELLEGENCE) بر تصمیمات عمده و کلان سازمانی دارد اشاره شده است و به عمده موارد قابل توجه در معماری هوش تجاری و مزایای آن به همراه نحوه برخورد و نوع پیاده سازی آن پرداخته شده است، هوش تجاری نه به عنوان یک ابزار یا یک محصول و یا حتی سیستم، بلکه بعنوان یک رویکرد جدید در معماری سازمانی بر اساس سرعت در تحلیل اطلاعات به منظور اتخاذ تصمیمات دقیق و هوشمند کسب و کار در حداقل زمان ممکن مطرح شده است. در این مقاله، دلایل لزوم استفاده با تشریح اهداف آن، ضمن معرفی تکنیک‌های عمومی، مورد بررسی قرار گرفته است.

مقدمه
فناوریهای نوین با سرعتی سرسام آور در حال پیشرفت هستند، به طوری که جوامع به صورت عام و بازار به صورت خاص با شتابی وصف ناپذیر به دنبال ترفند هایی می گردند که بقایشان را در این عرصه آشفته و متلاطم تضمین کنند. سازمانها باید بپذیرند که فلسفه حیاتشان تغییر کرده است و دیگر زنده بودن به معنای رسیدن به وضعیت سوددهی مداوم نمی تواند باشد و باید به دنبال رقابت و ابزار آن باشند، چرا که امروزه کمتر شرکتی در این عرصه به صورت سنتی و به دور از قواعد جدید بازی کسب و کار می کند و برای اینکه بتوان پا به پای رقبا باقی ماند یا شاید بسختی و با مهارت بسیار بتوان یک قدم از آنها پیش گرفت، می بایست به قواعد جدید بازی کاملا مسلط بود تا شاید روزی بتوان خود یک قاعده جدید انگاشت. بنابراین تسلط بر فناوریهای جدیدی مانند هوش تجاری در کسب و کارها یک الزام وضرورتی اجتناب ناپذیر تلقی می شود. هدف این نوشتار نیز چیزی جز یادآوری روند روبه رشد و توقف ناپذیر نوآوری در فناوری و دگرگونی در نحوه کسب و کارها نیست؛ تحولی که در این انقلاب صورت پذیرفته است و دگرگونیهایی که در رویه تغییرات موجبات بروز اختلافات و پیدایش شکافهای عمیقی را بین فرداها با امروز فراهم آورده و خواهد آورد.

کلیات هوش تجاری
هوش تجاری یا هوش کسب و کار که قالب عمده تری را مانند استفاده‌های تجاری و غیر تجاری (نظامی و غیر‌انتفاعی) در بر دارد، عبارت است از بُعد وسیعی از کاربردها و تکنولوژی برای جمع آوری داده و دانش جهت زایش پرس و جو در راستای آنالیز بنگاه برای اتخاذ تصمیمات تجاری دقیق و هوشمند. یک هوش تجاری براساس یک معماری بنگاه تشکیل شده است و در قالب پردازش تحلیلی برخط (OLAP) به تحلیل داده های تجاری و اتخاذ تصمیمات دقیق و هوشمند می‌پردازد. هوش تجاری، نه به عنوان یک محصول و نه به عنوان یک سیستم، بلکه به عنوان یک معماری و رویکردی جدید موردنظر است که البته شامل مجموعه ای از برنامه های کاربردی و تحلیلی است که به استناد پایگاههای داده عملیاتی و تحلیلی به اخذ و کمک به تصمیم گیری برای فعالیتهای هوشمند تجاری و کسب و کار می پردازند. اما هوش تجاری از مناظر دیگر: از منظر معماری و فرایند به هوش تجاری به عنوان یک چارچوب که عامل افزایش کارایی سازمان و یکپارچگی فرایندها و نهایتا بر فرایندهای تصمیم گیری در سطوح مختلف سازمانی متمرکز است، نگریسته می شود. بازار هوش تجاری را ابزاری برای برتری رقابتی و پایشگر و تحلیلگر بازار و مشتریان می داند. از نقطه نظر فناوری نیز هوش تجاری یک سیستم هوشمند است که با پردازش دقیق داده ها، نقطه دخالت سخت افزار و نرم افزار در مغز افزار ها به حساب می آید. ولی به بیان ساده تر هوش تجاری چیزی نیست مگر فرایند بالابردن سود دهی سازمان در بازار رقابتی با استفاده هوشمندانه از داده‌های موجود در فرایند تصمیم گیری. در صورتی که مفهوم هوش تجاری بدرستی درک و منتقل نگردد، موجب می شود تا انتظارات مدیران به صورت ناگهانی افزایش یابد و برآورده نشدن این توقعات مواردی را از جمله سلب اطمینان افراد و بویژه مدیران از این سیستم به دنبال خواهد داشت؛ چرا که هوش تجاری فقط به دنبال کوتاه کردن مسیر های پرس و جو در داخل اطلاعات است و خود مستقلا و بدون نیاز به اطلاعات مناسب قادر به ارائه پیشنهاد یا راهکاری نیست.

تعیین گرایشهای تجاری سازمان
که از پیامدهای استفاده از
هوش تجاری است
موجب می شود که سازمان
بدون اتلاف وقت و هزینه
در سایر مسیرها
به دنبال اهداف کلان متمرکز شود.

ضرورت استفاده از هوش تجاری در سازمانها
همانطور که از تعاریف متعدد استنباط می شود، هوش تجاری در قالب هر تعریفی به دنبال افزایش سودآوری سازمان با استفاده از اتخاذ تصمیمات هوشمند و دقیق است و به طور اعم می توان اهداف زیر را برای این رویکرد نوین عنوان کرد:
1 - تعیین گرایشهای تجاری سازمان که موجب می شود تا سازمان بدون اتلاف وقت و هزینه و انرژی در سایر مسیرها به دنبال اهداف کلان و اساسی خود متمرکز شود.
-2 تحلیل عمیق بازار.
-3 پیش بینی بازار که می تواند قبل از اینکه رقبا سهم بازار خود را توسعه دهند، منافع جدید به وجود آمده در بازار را عاید سازمان کند.
-4 بالابردن سطح رضایتمندی مشتریان که می تواند موجبات استمرار کسب و کار باشد و از دست دادن این اعتماد و رضایتمندی مراتبی را برای بنگاه به همراه دارد.
-5 شناسایی مشتریان دائمی که وفادارند، می توان با پیگیری رفتار آنان، جهت‌گیریهای کلان و استراتژیک را انجام داد.
-6 تقسیم بندی مشتریان و متعاقبا ایجاد تنوع در روش برخورد با هرگروه از مشتریان.
-7 افزایش کارایی سازمان در امور داخلی و شفاف سازی رویه فرایندهای کلیدی.
-8 استانداردسازی و ایجاد سازگاری بین ساختارهای سازمان.
-9 تسهیل در تصمیم گیری که جزء اهداف اساسی هوش تجاری محسوب می‌شود.
10 - تشخیص زود هنگام خطرات قبل از اینکه سازمان را به مخاطرات جدی بکشاند و شناسایی فرصتهای کسب و کار قبل از اینکه رقبا آن را تصاحب کنند.
با توجه به موارد فوق می توان گفت که احساس نیاز به وجود هوش تجاری در سازمان برای اولین بار در سطوح بالای مدیریتی احساس می شود و از بالای هرم ساختار سازمانی به بخشهای زیرین منتقل می شود، ولی برای ایجاد آن می‌بایست از پایین‌ترین سطوح و لایه ها شروع کرد.
مهمترین نیاز یک مدیر، داشتن اطلاعات دقیق برای اتخاذ تصمیم درست است. فرایند تصمیم گیری می تواند به سه بخش کلی زیر تقسیم شود. با توجه به انواع مختلف تصمیم گیری (بر اساس میزان ساخت یافته بودن آن) هر یک از بخشهای اهمیت متفاوتی خواهند داشت.
-1 دسترسی، جمع آوری و پالایش داده ها و اطلاعات مورد نیاز؛
-2 پردازش، تحلیل و نتیجه گیری بر اساس دانش؛
-3 اعمال نتیجه و نظارت بر پیامدهای اجرای آن.
در هر یک از موارد فوق، سازمانهای قدیمی که از هوش تجاری استفاده نمی کنند، دارای مشکلاتی هستند که اغلب از عواملی چون حجیم بودن داده ها، پیچیدگی در تحلیلها و ناتوانی در ردگیری نتایج فرایندها و پیامدهای تصمیمات گرفته شده، نشئت می گیرند. هوش تجاری با کمک به حل مشکلات فوق، به دلیل ساختاری که در سازمان به وجود می آورد، فرصتهای جدیدی نیز برای رشد سازمان ایجاد می کند و نه تنها عامل حذف مشکلات است، بلکه با صرفه جویی در زمان و هزینه، شرایط کاری را دگرگون می سازد.

 



 
اجزا و مهارت های لازم برای ارتقای هوشمندی کسب و کار
برای اینکه یک سیستم با هوش تجاری بدرستی عمل کند، با شناخت موقعیتها که چه اطلاعاتی در اختیار چه افرادی قرار گیرد، باید روابط بین افراد و اطلاعات و روند اجرای پروسه ها بدقت مورد بررسی قرار گیرد.
هوش تجاری در سازمان، کلیه کاربران و همینطور روابط بین آنان را در نظر دارد تا زنجیره ارزش بنگاه به کمال پوشش داده شود و فرایندی از قلم نیفتد.
برای اجرای هر گونه فرایند بهبود در سازمان می بایست مهارتهایی خاص آن فرایند ترتیب داده شود که البته برای فرایندهای کلان نظیر هوشمندی کسب و کار دقت نظر خاصی مورد نیاز است.
مهارتهای کسب و کار اعم است از روال کسب و کار و ارتباط با استراتژی سازمانی به همراه فرایندهای دگرگون‌سازی، که در تعیین خط مشی سازمانی بسیار حائز اهمیت است. مهارتهای فناوری اطلاعات که به صورت فنی به مدیریت تغییر کمک می‌کند و پشتیبان متدولوژی های تحلیل است نیز می بایست، در سازمان به حدی کافی موجود باشد. مهارت دیگری باعنوان مهارتهای تحلیلی شامل خلاصه سازی تحلیل و کاوش و تشریح درست، به اندازه سایر مهارتها قابل ملاحظه است که این سه نوع مهارت در برخی بنگاهها دارای یک مرکز تلاقی هستند که آن دقیقا مرکز ارتقای هوشمندی کسب و کار تلقی می شود و هرچه وسیع تر باشد، مسلما هوشمندی کسب و کار در سازمان بیشتر و هرچند کوچکتر باشد هوشمندی در آن کسب و کار کمتر وجود دارد (شکل 1) البته در برخی از سازمانها که جزیره‌ای عمل می‌کنند محدوده هریک از این مهارت هرچند که وسیع باشند، ولی هیچ همپوشانی ندارند و مسلما اجرای اینگونه طرحها ( هوش تجاری) در این سازمانها تعریفی ندارد، چون شرط اصلی استفاده از فناوری نوین هوش تجاری، کار در محیط رقابتی است و شرکتهایی که به صورت جزیره ای عمل می کنند، اصولا در این محیط نمی توانند وارد شوند.
نقش هوشمندی را در کسب و کارها می توان به صورت زیر مشاهد کرد :
اگر سازمان در لایه های زیرساختی و تراکنشی خود از فناوری استخراج و انتقال و تبدیل داده ها استفاده کند و بستری از هوش تجاری را در تکنولوژی داده کاوی فراهم آورده باشد و همچنین ابزار BI را مبتنی بر فناوری اطلاعات و مشتری‌گرایی به کار گیرد، هوشمندی در این کسب و کار کارآمد خواهدبود.
چنانچه در بستر BI از استانداردها و برنامه های کاربردی، راهبردی، عملیاتی، تحلیلی نیز استفاده شود، هوشمندی در این کسب و کار اثربخش است. زمانی هوشمندی نقش اهرمی را در کسب و کار به عهده می گیرد که عملکرد به دقت ارزیابی شود و فرهنگ سازی در بین کاربران آغاز شده باشد. درنهایت برای تحقق این هدف می بایست متودولوژی BI و مهارتهای آن در بدنه سازمان مستقر شود.
هنگامی که سازمان به سمت اهداف جهانی سازی با استفاده از مجازی شدن متمایل شود و پا از ساختمانهای فیزیکی به عرصه مجازی نهاده شود، می تواند روند اجرای فرایندهای درون سازمان خود را به حد اعلا شفاف و نقش هوشمندی را یک نقش رقابتی سازد، بنابراین با این نقطه قوت با رقبا به رقابت بپردازد.

اهمیت استراتژیک هوش تجاری در تصمیمات سازمان
رشد تصمیم گیری سازمان معمولا بدین ترتیب است که پایین ترین سطح انجام فعالیتهای تجاری یک سازمان، سطح عملیاتی است که فرایند در دفعات بالا و معمولا به صورت تکراری در رده های پایین سازمان انجام می شود و معمولا با حجم کمی از داده ها سر و کار دارند. تصمیمات گرفته شده در این سطوح غالبا در حوزه مسائل ساخت یافته و توسط مدیران رده پایین اتخاذ می شود. نتایج حاصل از این تصمیمات، تاثیرات کوتاه مدت و خرد در سازمان دارند.

مشتریان، رقبا
شرکای تجاری، محیط اقتصادی
و کارکنان داخلی
ازجمله عوامل موثر
بر هوش تجاری سازمان هستند.

سطح تاکتیکی در سازمان مربوط به عملیاتی است که در حوزه مدیران میانی انجام می شود. این عملیات می تواند شامل پیگیری عملیات در سطح پایین، نحوه انجام آن، گزارش گیری و نهایتا جمع بندی داده‌های مفید برای اتخاذ تصمیمات میان مدت سازمان باشد. تصمیمات گرفته شده در این سطح غالبا در حوزه مسائل نیمه ساخت یافته و توسط مدیران میانی اتخاذ می شود و نهایتا بالاترین سطح استراتژیک مربوط به تصمیم گیریهای کلان سازمان است که توسط مدیران رده بالا اتخاذ می‌شود. این نوع استفاده‌ها در دفعات کم و در دوره های طولانی انجام می شود، اما ممکن است با حجم بالایی از اطلاعات و پردازشها همراه باشد. تصمیمات گرفته شده در این سطوح غالبا در حوزه مسائل غیر ساخت یافته و توسط مدیران ارشد انجام می شود و نتایج حاصله تاثیرات بلند مدت و کلانی در مسیر حرکت سازمان دارند.
کاربرد هوش تجاری در سطح استراتژیک را می توان به نوعی برای کمک به افزایش کارایی کلی سازمان و بهینه سازی فرایندها در کنار یکدیگر، در نظر گرفت. این سیستم ها روی برخی ویژگیهای مهم مالی و سایر پارامترهای مهم دیگر در افزایش کارایی سازمان متمرکز می شوند. بدیهی است که سیستم در این سطوح می‌بایست فرایندهای خارجی سازمان را نیز در بر بگیرد. خصوصیات مختلف برنامه‌های کاربردی در مقاطع مختلف سازمان، باعث ایجاد تفاوتهایی در ابزارها، تکنیک ها و زیرساختهای مورد نیاز برای هر یک از آنها می شود. استفاده از ابزارهای تحلیلی و هوشمند بیشتر در سطح بالا انجام می شود که نیازمند پردازشهای بالا با میزان دسترسی انبوهی از اطلاعات در سطوح استراتژیک و تاکتیکی بیشتر از عملیاتی است. بخش عملیاتی هوش تجاری بیشتر وظیفه جمع آوری اطلاعات و ذخیره سازی آنها را در و یا پایگاه داده های خصوصی بر عهده دارد.

تکنیک‌های تسهیل تصمیم گیری هوش تجاری
در هر دقیقه، دوهزار صفحه مطلب علمی به حجم اطلاعات شبکه اینترنت افزوده می‌شود. هر روز بیش از 300 میلیون صفحه در اینترنت فرستاده می‌شود و تقریبا 5 سال طول می‌کشد که بتوان مقالات و مطالب به روز شده در 24 ساعت را به تمامی خواند. بنابراین تمام اطلاعات از چنین نرخ رشدی برخوردارند. در بخشهای تحقیق و توسعه اغلب یک گروه چند نفری شروع به جمع آوری اطلاعات مورد نیاز می‌کنند و شاید اطلاعاتی مشابه، اما با نامهای مختلف را بایگانی کنند و معمولا چندین و چند بار در این گروهها دوباره و چند باره کاری اتفاق می‌افتد.
در عصری که زمان، کلید اصلی در تجارت است، شرکتها به استفاده از ابزارهای اطلاعاتی روی آورده اند تا بتوانند اطلاعات مورد نظر را بسرعت ازمنابع استخراج کنند هوش تجاری در امر تصمیم گیری در سطوح مختلف سازمان بویژه سطوح مدیران ارشد با تحلیل اطلاعات و روشهای پرس و جو تسهیلات زیادی را فراهم می کند که متداولترین این روشها به قرار زیر است:
* On-Line Analytical Processing (OLAP)
*On-Line Transaction Processing (OLTP)
* Data Warehousing (DW)
* Data Mining (DM)
* Intelligent Decision Support System (IDSS)
*Intelligent Agent (IA)
*Knowledge Management System (KMS)
*Supply Chain Management (SCM)
*Customer Relationship Management (CRM)
*Enterprise Resource Planning (ERP)
*Enterprise Information Management (EIM)
لازم به ذکر است، صرف وجود تمام این تکنیک ها در سطح سازمان بدون در نظر داشتن فرهنگ سازمان و رویکرد سیستمی موجود بین کارکنان نمی‌تواند اثبات کننده هوشمندی کسب و کار آن سازمان باشد. به همین علت است که برای هوش تجاری از کلمات استقرار و پیاده سازی استفاده می کنند نه از کلمه نصب؛ چراکه عواملی دیگر نیز غیر از بسته های نرم افزاری در درست کار کردن هوش تجاری موثرند و به همین منظور در تعاریف آن را رویکرد معماری نوین نامیده اند، زیرا از ابتدای فرایند تدوین داده ها تا مراحل ذخیره سازی و فراخوانی مجدد و استخراج دانش مورد نیاز، هوشمندی، رفتار ملموس است.
مواردی مانند زیرساختهای سازمان و یا فرهنگ سازمان در پیاده‌سازی هوش تجاری بسیار نقش قابل ملاحظه و حساسی را ایفا می کنند برای موفقیت در استقرار و کارایی یک سیستم BI در یک سازمان باید برخی موارد از ریشه های فرهنگی سازمان تغییر کند، چون این موارد در میزان بهره‌وری سیستم هوش تجاری نقش بسزایی خواهند داشت. برخی موارد مانند تلقی سازمان از اطلاعات که به عنوان یکی از مهمترین منابع سازمانی محسوب می‌شود و نوآوری که در سازمان باید بخشی از کار تجاری سازمان تلقی شود و نوع تفکر سازمان در مورد اطلاعات و نوآوری مسلما در بسته‌های نرم‌افزاری وجود ندارند، بلکه باید در لابه لای لایه‌های زیرساخت سازمان فرهنگ سازی و لحاظ گردند.

عوامل موثر بر هوش تجاری سازمان
همانطور که یک رویکرد سیستمی دقیق و به روز مانند هوش تجاری می تواند بر کارایی و عملکرد سازمان تاثیرات زیادی بگذارد، بسیاری از عوامل و نیز بر میزان کارایی هوش تجاری سازمان تاثیر گذارند، از جمله این عوامل می توان به مشتریان، رقبا، شرکا تجاری، محیط اقتصادی و کارکنان داخلی اشاره کرد. با توجه به این نکته که هیچ کسب و کاری بدون مشتری معنا ندارد، پایش رفتار مشتریان و مخصوصا شناسایی آنان از حیث دائمی یا موقتی بودن می تواند در پیش بینی میزان دقیق عرضه و تنظیم میزان تقاضا بسیار کارامد واقع شود. بنابراین تکنیک‌های سیستم های حمایت تصمیم‌گیری هوشمند (IDSS) و مدیریت ارتباط با مشتری که در متن معماری هوش تجاری نهفته است، می توانند روند حرکت سازمان را با عقاید و علایق مشتریان همگام کنند. نداشتن اطلاعات کافی در رابطه با مشتریان مانند اینکه: مشتریان واقعی چه کسانی هستند؟ این مشتریان چه کالاهایی و در چه زمانی می‌خرند؟ چگونه می توان الگوهای خرید مشتری را استخراج کرد؟ چگونه می‌توان میزان وفاداری مشتری را بالا برد؟، معضلات فراوانی را در اجرای چنین رویکردهای نوینی به بار خواهد آورد.

هوش تجاری در سازمان کلیه کاربران و همچنین روابط بین آنها را در نظر دارد تا زنجیره ارزش بنگاه به کمال پوشش داده شود

با توجه به این منطق که اگر به هر تحلیلگری در قالب سیستم یا سازمان، اطلاعات ناقص یا اشتباه وارد شود، خروجی آن هرگز قابل ارزیابی مطلوب نخواهد بود و اگر بهترین ساز و کارها در اختیار افراد نا مناسب قرار گیرد، مطمئنا ضمن کاهش عمر مفید کاری آنها، کارایی قابل توجهی هم نخواهند داشت، پس با توجه به آثار هوش تجاری بر سازمان باید بر تاثیرات عوامل متعدد داخلی و خارجی سازمان بر هوش تجاری مطالعه کرد تا سازمان باوجود صرف هزینه و زمان هنگفت برای ایجاد تغییرات کلی، در خروجی دچار خسارات جبران ناپذیری نشود؛ چراکه تصمیمات اساسی و استراتژیک در سازمانها با بهبود قسمتی از آن بسیار متفاوت است. این تصمیمات استراتژیک روند تفکر و حرکت سازمان را به کل تغییر می‌دهند و در صورت شکست، رجوع به نقطه اول و اصلاح اشتباهات یا تغییر جدید امکان پذیر نیست، زیرا تغییر فرهنگ سازمانی و نگرش افراد مستلزم برداشتن گامهای طولانی مدت و برنامه‌ریزی شده است. بنابراین کم تخمین زدن تاثیرات عوامل به نظر کوچک می تواند پایان یک راه امیدوارکننده و روشن را تیره و تار کند. ممکن است سازمانها در مواردی مشابه باشند، ولی هرگز دقیقا عملکرد یکسانی نداشته باشند و حتی اگر عملکردشان نیز بسیار به هم مشابه باشد، محیط فعالیت متفاوت یا خاص باشد و با توجه به سایر موارد باید اینگونه معماریهای بنیادین را طبق زیرساختها و ویژگیهای سازمان، طراحی، برنامه‌ریزی و پیاده سازی کرد.

نتیجه گیری
در این مقاله سعی بر آن شده است تا با ارائه توان فناوری جدید هوش تجاری و معرفی برخی مزایا و محسنات آن و تمرکز آن بر تصمیمات سازمانی - بویژه تصمیمات کلان که توسط مدیران رده بالا گرفته می شود - بتوان سختیهای کسب و کار امروز را تحلیل کرد تا توسط ارزیابی و تحلیلهای این فناوری جدید هوشمند، قبل از اینکه مخاطرات، سازمان را تهدید کنند و صدمات اقتصادی گزاف آنها مانع از بازار مناسب و باعث کاهش کیفیت عملکرد شود، آنها را پیش بینی و چاره جویی کرد و همچنین پیش از آنکه فرصتها توسط چشمان ریزبین و دقیق رقبا شناسایی شوند و فرصت رشد و ترقی از سازمان گرفته شود، آنها را به دست آورد که البته این اهداف صرفا با اتخاذ تصمیمات دقیق و هوشمند و در آمدن از رویای خوش تداوم ابدی شیوه کسب و کار تحقق خواهد یافت.

منابع:
1 - Knowledge Management and Project Management, SCHOENERT, SILKE.
2. www.businessobjects.com
3. www.elite.com
4. www.wipro. co. in
5. www.rsearch. ibm.com
6. www.developer.com

 

ارسال شده توسط احمد محمدی | 15 12, 2013 | بازدید‌ها (1199)

انواع روش­های استقرار Enterprise Resource Planning) ERP) سیستم برنامه ریزی منابع سازمان:

۱- استقرار یکباره و آنی ( انفجار بزرگ یا  Big Bang) :

در این روش سیستم قدیم تا استقرار کامل سیستم جدید کار می کند و با استقرار کامل سیستم جدید، به یکباره سیستم قدیم حذف و سیستم جدید شروع به کار می نماید. این روش به عنوان یک روش سنتی با هدف کاهش هزینه ها می باشد که به دلیل معایبی که دارد چندان قابل توصیه نمی باشد.

 

شکل ۱ : استقرار یکباره و آنی ( انفجار بزرگ یا  Big Bang)

2- استقرار موازی و همزمان :

در این روش سیستم قدیم تا استقرار کامل سیستم جدید کار می کند و با استقرار کامل و شروع به کار سیستم جدید، به یکباره سیستم قدیم حذف نمی شود. زمانی که سیستم جدید تایید گردید سیستم قدیم حذف می گردد.

 

شکل ۲ : استقرار موازی و همزمان

جدول ۱ : مقایسه استقرار یکباره با موازی

۳- استقرار بخشی(ماژولار/پیمانه ای) :

این روش برای سیستم های جامع که دارای چند واحد مجزا و مستقل از هم هستند قابل کاربرد است. فرایند استقرار به شرح ذیل می­باشد:

۱- تقسیم بندی ماژول ها

۲- اولویت بندی ماژول ها بر اساس :  ۲-۱- نقش و پیش نیازها        ۲-۲- کمترین ارتباطات و تعاملات

۳- انتخاب ماژول

۴- انتخاب استراتژی و روش استقرار : ۴-۱- یکباره      ۴-۲- موازی

۵- جایگزینی ماژول انتخاب شده بر اساس استراتژی

۶- آزمایش ماژول و برقراری ارتباط با سایر ماژول ها

۷- شروع استقرار ماژول جدید

 

شکل ۳: استقرار بخشی(ماژولار/پیمانه ای)

ارسال شده توسط احمد محمدی | 10 12, 2013 | بازدید‌ها (3596)
بررسی معماری Client/Server در مدلهای تک لايه، دو لايه، سه لايه و چند لايه و اصول طراح معماری برنامه های تحت وب 

در اواسط دهه ۸۰ ميلادی و زمانيكه اولين بار توليدكنندگان تجهيزات شبكه، محصولات خود را به بازار عرضه كردند، واژه Client/Server وارد عرصه كامپيوتر گرديد. در آن زمان واژه فوق صرفا در رابطه با تجهيزات سخت افزاری ( كامپيوتر ) استفاده می شد و كامپيوتری كه از آن بعنوان مركز ثقل ارائه خدمات در يك شبكه ياد می شد، را با نام Server و كامپيوتری كه از اين امكانات استفاده می كرد را بعنوان Client می شناختند ( سايه نرم افزار بر اين واژه حضور سنگينی نداشت ).

امروزه واژه فوق دارای يك معنی خاص است كه چندان مرتبط با سخت افرار نمی گردد. اغلب مردم هنوز واژه Client را به يك كامپيوتر فيزيكی نسبت داده و واژه Server را به كامپيوتر فيزيكی ديگری كه به آن متصل و سرويس هائی را ارائه می نمايد، اطلاق می نمايند. مطلب فوق با اينكه درست است ولی صرفا يك بخش اندك از تمامی واقعيت های موجود در اين زمينه است. واژه فوق امروزه در مقياس وسيعتری به خدمت گرفته می شود. بمنظور آشنائی بيشتر با اين واژه لازم است در ابتدا با ساختار و يا معماری عمومی يك نرم افزار آشنا شويم.

اغلب برنامه های كاربردی دارای سه لايه اصلی می باشند :

لايه Presentation: ( بالاترين لايه ) اين لايه مسئول ايجاد ارتباط متقابل بين انسان و كامپيوتر است ( رابط كاربر). لايه فوق مسئوليت گرفتن اطلاعات ورودی از صفحه كليد، ماوس و ساير دستگاههای ورودی و نمايش اطلاعات ذيربط بر روی دستگاههای خروجی نظير صفحه نمايشگر است. 

لايه Application يا Business Logic: لايه فوق مسئول اعمال و پياده سازی سياست های مورد نظر در يك نرم افزار است، در حقيقت با عملكرد لايه فوق است كه می توان تفاوت بين يك نرم افزار از نرم افزار ديگر را مشاهده و بعنوان مثال تفاوت بين يك نرم افزار ثبت سفارش و يا انبارداری را حس كرد.

لايه Service: اين لايه مسئول ارائه سرويس های خاص و مورد نياز برای ساير لايه ها نظير سرويس های مربوط به فايل، چاپ، ارتباطی و از همه مهمتر دسترسی به بانك های اطلا عاتی است. در ادامه بحث خود را بر روی مجموعه ای از نرم افزارها ئی متمركز خواهيم كرد كه نيازمند سرويس های بانك اطلاعاتی باشند.

تعداد طبقات ( Tires )، در يك نرم افزار Client Server به نحوه ارتباط ( متراكم، معمولی ) هر يك از سه لايه گفته شده بستگی خواهد داشت. در ادامه به بررسی مدل های رايج در اين زمينه خواهيم پرداخت.

مدل One-Tire
در اين نوع نرم افزارها سه لايه گفته شده بصورت متراكم و فشرده در كنار يكديگر قرار می گيرند. در مدل فوق لايه Presentation دارای آگاهی خاص و جزئی از ساختار بانك اطلاعاتی است. لايه Application اغلب بصورت موجی با لايه های Presentation و Service مرتبط خواهد بود. تمام سه لايه گفته شده بهمراه بانك اطلاعاتی، اغلب بر روی يكدستگاه كامپيوتر قرار گرفته و اجرا خواهند شد. نرم افزارهائی با اين خصوصيت بسادگی طراحی شده و بكمك ابزارهای برنامه نويسی امروزی بسرعت نوشته خواهند شد.

در صورتيكه بخواهيم يك نرم افزار One-tire با چندين كاربر را طراحی نمائيم، می توان نرم افزار را بر روی چندين كامپيوتر اجرا و با به اشتراك گذاشتن بانك اطلاعاتی زمينه استفاده از داده های موجود در بانك را برای ساير كاربران نيز فراهم نمود. بانك اطلاعاتی را می توان بر روی يكدستگاه كامپيوتر معمولی در يك شبكه نظير به نظير ( Peer to Peer ) و يا بر روی يك سرويس دهنده فايل ( File Server ) نصب نمود. در اين حالت هر يك از كامپيوترهائی كه برنامه بر روی آنها اجرا می گردد می بايست دارای يك نسخه از Database Engine بوده تا قادر به استفاده از داده های موجود در بانك اطلاعاتی باشند. در اين مدل صرفا داده ها به اشتراك گذاشته شده و منطق بانك اطلاعاتی به اشتراك گذاشته نشده است. اين نوع از نرم افزارها ( چند كاربره One Tire ) تا زمانيكه تعداد كاربران كم باشد موفق عمل می نمايند ولی با افزايش تعداد كاربران، با مشكل مواجه می شوند.

علت عمده بروز مشكل پايبند بودن اين نوع از نرم افزارها به انجام عمليات مربوط به بانك های اطلاعاتی بر روی هر يك از سرويس گيرندگان است. مثلا اگر برنامه ای از اين نوع نياز داشته باشد كه ليست تمامی كاربرانی را كه نام آنها Reza است، را نمايش دهد، می بايست تمامی اطلاعات ( ركوردهای داده و ايندكس های مربوطه ) بمنظور پاسخگوئی به درخواست واصل شده، بر روی شبكه فرستاده شود. در برخی حالا ت خاص و با توجه به پيچيدگی درخواست های صادر شده برای اطلاعاتی خاص، ممكن است تمامی بانك اطلاعاتی برای سرويس گيرنده ارسال گردد.

اگر از يك سطح فنی به مسئله فوق نگاه كنيم، مديريت Database Engine های مستقل بر روی سرويس گيرندگان بمنظور ممانعت از بروز تعارض ( Conflict ) بين دو سرويس گيرنده جهت تلاش برای دستيابی و يا بهنگام سازی برخی ركوردها مشكل است ( مسئله Record Locking ).

مدل Two Tire
بمنظور حل مشكل مطرح شده در مدل One-tire از بعد كارائی و مسائل فنی مربوطه، مدل فوق معرفی گرديد. نرم افزارهائی كه با اتكا بر مدل فوق طراحی و پياده سازی می گردنند در اغلب موارد دارای عملكردی مشابه مدل One Tire بوده با اين تفاوت مهم كه Database Engine بر روی سرويس گيرنده ها اجرا نخواهد شد.

در مدل فوق بانك اطلاعاتی بر روی سرويس دهنده اجرا می گردد. از روش های متعددی برای ارتباط بين لايه Application(Logic) و Database Service استفاده می گردد. SQL ( زبان ساختيافته پرس و جو ) از متداولترين روش های موجود در اين زمينه است. دستورات SQL به سرويس دهنده بانك اطلاعاتی ارسال شده و در آنجا عمليات مربوطه بصورت محلی انجام و نتيجه ( اطلاعات مربوط به درخواست ارسال شده ) برای سرويس گيرنده ها ارسال خواهد شد. در مدل فوق صرفا سرويس دهنده بانك اطلاعاتی از برنامه مجزا شده و لايه های Presentation و Busines Logic همچنان در هم تنيده هستند. دو لايه فوق همچنان دارای آگاهی اساسی ( محرمانه ) از بانك اطلاعاتی خواهند بود.

نوشتن برنامه هائی از اين قبيل تا اندازه ای پيچيده تر از مدل قبل است. امروزه ابزارهای برنامه نويسی نيز مجهز به پتانسيل هائی شده اند كه طراحی و نوشتن اين نوع از برنامه ها را سرعت می بخشد. اغلب ابزارهای برنامه نويسی دارای امكاناتی جهت استفاده از DataBase Engines بوده كه می توان از آنها در طراحی برنامه های One-Tire استفاده كرد ( نظير Jet Engine كه توسط اكسس و ويژوال بيسيك استفاده می گردد) اما نرم افزارهای Two Tire نيازمند محصولات مجزای بانك اطلاعاتی نظير Oracle , IBM DB2 , Sybase و SQL Sever می باشند.

مدل Three Tire
اين مدل همانگونه كه احتمالا حدس زده ايد تمامی سه لايه گفته شده را در بخش های مستقل قرار می دهد. در مدل فوق Business Logic يك سرويس است و می تواند بر روی كامپيوتر اختصاصی خود فعال و اجرا گردد. زمانيكه Business بصورت يك سرويس دهنده در نظر گرفته می شود با نام Application Server ناميده می شود. يك Application Server اغلب ممكن است بر روی همان كامپيوتری كه DataBase Engine قرار دارد، نصب گردد. شايد يكی از دلايل مهم جهت انجام اين كار افزايش كارآئی سيستم باشد.

يكی از مزايای مهم و كليدی، داشتن يك Application Server اين است كه بتوان آن را در محلی قرار داد كه به بهترين نوع ممكن خدمات خود را ارائه نمايد. در اين مدل مسئله حائز اهميت در اين است كه تمامی Application Serverها بتوانند و می بايست سرويس بانك اطلاعاتی خود را از يك كامپيوتر مركزی دريافت دارند. ( ممكن است در برخی حالات تعدادی از كاربران نرم افزار از يك Application Server كه بر روی يك كامپيوتر مجزا قرار گرفته است استفاده نمايند و يك كاربر از راه دور ممكن است Application Server را بر روی يكدستگاه كامپيوتر اختصاصی اجرا نمايد.) بهرحال محل Application Server و Database Server ارتباطی با كاربر نداشته و تمامی آنها با يك روش يكسان از نرم افزار و توانائی آن استفاده می نمايند.

در مدل فوق لايه Presentation دارای آگاهی خصوصی از بانك اطلاعاتی نبوده و لايه فوق از طريق لايه Application Server و بكمك يك استراتژی خاص با بانك اطلاعاتی مرتبط خواهد بود. مرورگرها در حالت خاص دارای هيچگونه شناختی از ساختار بانك اطلاعاتی در سايت Amazon.com نمی باشند ولی با اين حال قادر به ارتباط با بانك اطلاعاتی و خريد يك كتاب هستند. در مدل فوق با نگرش وب، سرويس گيرنده از طريق يك پروتكل خاص با يك Application Server مرتبط می گردد. برنامه هائی از اين نوع ( مدل Three Tire ) پيچيده تر از مدل های قبلی بوده و هنوز ابزارهای برنامه نويسی خاصی در اين زمينه وجود ندارد و برنامه نويسان مجبور به نوشتن حجم بالائی از كدها خواهند بود.

مدل N Tire
اين مدل امروزه بسرعت رايج و مطرح شده است. در حقيقت مدل Three Tire در حالت خاص به سمت N-Tire ميل خواهد كرد. در اين حالت يك Application Server می تواند درخواست خود را از چندين سرويس ديگر داشته باشد. هر يك از سرويس های صدا زده شده نيز خود می توانند سرويس های ديگری را جهت پاسخگوئی به درخواست واصل شده، فعال نمايند. واژه MiddleWare اغلب جهت تشريح ارتباط يك برنامه يا Business Logic بر روی يك Application Server استفاده می گردد.

چه ميزان از Bussines Logic می بايست بر روی Application Server قرار گيرد؟
بدون شك يكی از بخش های مهم هر نرم افزار كه دائما می تواند دستخوش تغييرات گردد، مجموعه قوانينی است كه با اعمال آنها سياست عملكردی يك نرم افزار تعيين می گردد. مثلا در يك سيستم بازرگانی می توان قانونی را داشته باشيم كه برای خريدهای بالای يكصد هزار تومان مجوز مدير مربوطه فرض است. در اين حالت می توان قانون فوق را بصورت يك روتين ( سرويس ) و بصورت جامع طراحی و در لايه Application قرار داد، سرويس فوق می تواند توسط ساير سرويس های موجود در اين لايه و يا ساير لايه ها مورد استفاده قرار گيرد. بديهی است در صورتيكه اين سياست به نوعی تغيير نمايد و قرار شود از اين پس خريدهای بالای يكصد و پنجاه هزار تومان مكلف به تاييد مديريت مربوطه باشند، بسادگی با اعمال تغيير در روتين فوق و تزريق سياست جديد، زمينه استفاده اتوماتيك از آن برای ساير سرويس های استفاده كننده فراهم می گردد.

نحوه و زمان تغيير سياست فوق از ديدگاه استفاده كننده و لايه Presentation مهم نبوده و تغييرات بصورت خودكار در تمامی سرويس های موجود در ساير لايه ها حس خواهد شد. بنابراين مجموعه قوانين و سياست هائی كه در روند عملياتی يك نرم افزار نقش تعيين كننده ای را دارند، می بايست در لايه Application قرار گرفته تا بدينوسيله امكان درج تغييرات و اعمال سياست های جديد مركزيت يافته و مسائل مربوط به پشتيبانی و ارتقا يك نرم افزار با اطمينان خاطر و صرف كمترين زمان و هزينه صورت پذيرد.

در برخی از موارد می توان اين سياست ها را در قالب مجموعه ای از سرويس ها در لايه Presentation قرار داد. بررسی صحت داده های ورودی يك نمونه مناسب در اين زمينه است. در اين مورد اغلب قوانين جهت بررسی اعتبار و صحت داده های ورودی بر روی لايه Presentation قرار خواهد گرفت. بديهی است در چنين حالتی بجای ارسال اطلاعات بررسی نشده به لايه Application و بكارگيری يك روتين جهت بررسی صحت داده ها، می توان اين عمليات را در لايه Presentation قرار داد تا بدينوسيله از يكطرف ترافيك محيط انتقال داده ها افزايش نيابد و از طرف ديگر كاربران رودرو با لايه Presentation بازخوردهای سريعی را از سيستم داشته باشند. بهرحال در چنين حالاتی بخشی از منطق عملكرد يك نرم افزار را در لايه Presentation قرار داده ايم. در صورتيكه حجم Logic اضافه شده در لايه Presentation كم و ناچيز باشد، در اينصورت لايه فوق بصورت انحصاری مسئوليت های پيش فرض خود را دنبال خواهد كرد. در چنين وضعيتی سرويس گيرنده را Thin Client می گويند. در حالتيكه بر روی سرويس گيرنده، Logic بالائی قرار گرفته باشد، به آن Fat Client می گويند.بهترين نمونه از يك Thin Client، مرورگرهای وب بوده كه قادر به ارتباط با انواع نرم افزهائی است كه بر روی وب سايت قرار دارند.

جمع بندی
واژه Client Server دارای معانی بمراتب بيشتری نسبت به جداسازی يك كامپيوتر سرويس گيرنده و سرويس دهنده از يكديگر است واژه فوق بسرعت در دنيای نرم افزار نيز مطرح و دارای جايگاه ويژه ای در اين زمينه شده است. از ديدگاه فوق يك روتين ( سرويس ) می تواند ارائه دهنده خدمات خاصی به ساير سرويس ها باشد. در چنين وضعيتی سرويس ارائه دهنده خدمات را Server و سرويس استفاده كننده از يك خدمات را Client می گويند. با تعميم سياست های طراحی نرم افزار از مدل های One Tire به Two-Tire و Three Tire و نهايتا N-Tire و تاكيد بر نگرش ساختيافته و اصولی به عملكرد هر يک از لايه ها، مفهوم روتين های سرويس دهنده ( Server ) و روتين های سرويس گيرنده (Client) جايگاه ممتازی را پيدا نمودند.

يك سرويس می تواند در عين خدمات دهی به ساير سرويس های متقاضی، خود نيز از خدمات ساير سرويس ها استفاده نمايد. بنابراين يك سرويس دهنده در چنين حالتی بصورت اختصاصی صرفا رسالت سرويس دهی و يا سرويس گيری را انجام نخواهد داد. اگر از ديگاه هر لايه به عملكرد سرويس ها نظری داشته باشيم، قطعا تمامی آنها مسئوليت ارائه يك سرويس خاص را در لايه مربوطه برعهده خواهند داشته و قدرمطلق تمامی آنها ارائه خدمات است. مهمترين مزيت نگرش فوق حركت بi سمت توليد سرويس هائی خواهد بود كه اولا امكان استفاده از آنان در چندين نرم افزار فراهم شده و ثانيا زمينه تحقق اصل بسيار مهم استفاده مجدد از كدهای نوشته شده (Reusable Code) نيز فراهم می گردد. امروزه با توجه به نياز روزافزون به طراحی و پياده سازی نرم افزارهای متكی بر وب، مدل های Three Tire و N-Tire بشدت مورد توجه طراحان و پياده كنندگان نرم افزارهای متكی بر بستر وب قرار گرفته است.

ارسال شده توسط احمد محمدی | 10 12, 2013 | بازدید‌ها (2839)

برنامه ریزی منابع انسانی با رویکردی استراتژیک
مولف/مترجم: احمدرضا طالبیان
موضوع: مدیریت منابع انسانی / برنامه ریزی راهبردی
سال انتشار(میلادی): 2003


چکیده: یکــــی از عناصر عمده در مدیریت، برنامه ریزی است. برنامه ریزی شالوده عناصر مدیریتی و فرایندی است که سازمانها در قالب آن همه فعالیتها و کوششهای خود را درمورد اهداف موردنظر، راه رسیدن به آن و چگونگی طی مسیر را در یکدیگر ترکیب وادغام کرده،(1) و هدف از اجرای آن دستیابی به نتایج سازمانی است. پس مدیریت برای کلیه منابع تحت اختیار خود بایستی برنامه ریزی مناسبی داشته باشد. یکی از این منابع که منبع راهبردی برای سازمانهــــا محسوب می شود، منابع انسانی است که جزء مهم و قرین به مباحث برنامه ریزی راهبردی است، عواملی موجب نگرش جدید در برنامه ریزی راهبردی منابع انسانی شده اند ولی هنوز به علت برخی مسائل ومحدودیتها این نوع برنامه ریزی در سازمانها به صورت جامع وکامل و مناسب به کار گرفته نشده است.

مقدمه
از آنجا که امروزه منابع انسانی با ارزشترین عامل تولید و مهمترین سرمایه هر سازمان و منبع اصلی زاینده مزیت رقابتی و ایجادکننده قابلیتهای اساسی هر سازمان است&، پس یکی از عمده تریـــــن برنامه ریزیهای سازمانی، برنامه ریزی منابع انسانی است. عامل مهم برای وجود برنامه ریزی منابع انسانی، برنامه ریزی جهت نیل به نیازهای مهارتی، آموزشی و درنهایت بهسازی منابع انسانی است. موثرترین راه دستیابی به مزیت رقابتی در شرایط فعلی کارآمدتر کردن کارکنان سازمانها از طریق بهبود و بهسازی آنان است و آنچه که در راستای توسعه منابع انسانی اهمیت دارد این است که بهبود منابع انسانی تنها با آموزشهای فنی و تخصصی حاصل نمی شود بلکه ازطرق متعدد به توسعه کارکنان پرداخت و این مهم جزء با اعمال مدیریت استراتژیک درقلمرو مدیریت منابع انسانی امکان پذیر نخواهدبود.
باتوجه به اینکه منابع انسانی، منبع استراتژیک برای سازمانها محسوب می شود، جزء مهم و لاینفک مباحث برنامه ریزی استراتژیک است و اکثر برنامه ریزیهای سازمانی و منابع انسانی ماهیت راهبردی دارند. از عمده ترین عواملی که موجب نگرش جدید در برنامه ریزی استراتژیک منابع انسانی شده است روند تغییرات و دگرگونیهای تکنولوژیک، اجتماعی و اقتصادی در محیط داخلی و خارجی سازمانهاست که همواره با آن مواجه اند. اگر سازمانها می خواهند همسو با این تغییرات باشند بایستی نگرش جامع و راهبردی داشته و الزامات گوناگونی را مدنظر قرار دهند. در عصر حاضر، اساسی ترین منبع رقابتی سازمانها، منابع انسانی کارآمد یا کارکنان دانشی هستند. درعین حال، بسیاری از سازمانها فاقد تخصص و مهارت لازم هستند که بتوانند به طور موثر برنامه های استراتژیک منابع انسانی را تهیه کنند.

پیوند میان برنامه ریزی راهبردی و منابع انسانی
همانگونه که گفته شد، برنامه ریزی عبارت است از طریقه و روش نیل به اهداف سازمانی، و به تبع آن استراتژی عبارت از تمام امکانات لازم برای انجام موفقیت آمیز وظایف سازمانی است.(2) از این رو، برنامه ریزی استراتژیک فرایندی است که ضمن آن اهداف بلندمدت سازمانی تعیین و تصمیم گیری برمبنای روشها، جهت دستیابی به این اهداف را دربرمی گیرد که از قبل پیش بینی شده اند. یا به عبارتی، تلاش سازمان یافته و منظم برای تصمیم گیری اساسی و انجام اقدامات بنیادی است که جهت گیری فعالیتهای یک سازمان با دیگر نهادها را در چارچوب قانونی شکل می دهند.(3)
برنامه زمانی، برای فرایند برنامه ریزی استراتژیک به ماهیت، نیازهای سازمان و محیط خارجی آن بستگی دارد. برنامه ریزی در سازمانها درقالب تولیدی و خدماتـــی انجام می گیرد که سریعاً درحال تغییراند. در چنین موقعیتی، برنامه ریزی ممکن است یک یا دو بار در سال به صورت یک سری مراحل جامع و جزئـــــی تدریجی با توجه به ماموریت، چشم انداز، ارزشها، کنکاش محیطی، اهداف، استراتژی ها، مسئولیتها، جدول زمانی، بودجه و غیره انجام گیرد. به عبارتی، اگر سازمانی سالهای زیادی در بازار ثابت فعالیت می کند برنامه ریزی ممکن است در سال یک بار و فقط در بخشهای مشخصی صورت گیرد. برای مثال، برنامه ریزی درحین کار (ACTION PLANNING) ازطریق اهداف&، مسئول یتها، جدول زمانی، بودجه و غیره هر ســال به روز می شوند. توجه به راهنماییهای زیر می تواند موسسات را در برنامه ریزی استراتژیک یاری کند.(4)
اجرای برنامه ریزی استراتژیک همزمان با آغاز فعالیت سازمان است. برنامه ریزی استراتژیک معمـــولاً بخشی از یک برنامه کسب و کار تجاری، همراه با برنامه بازاریابی، برنامه مالی و عملیاتی است؛ برنامه ریزی استراتژیک با آمادگی موسسه برای سرمایه گذاری جدید انجام می شود. برای مثال توسعه یک بخش جدید، تولید عمده کالای جدید یا خط تولید جدید؛
برنامه ریزی استراتژیک باید حداقل سالی یک بار به منظور آماده سازی سازمان جهت سال مالی جدید اجــــرا شود. به عبارتی، برنامه ریزی استراتژیک باید در یک زمان مشخصی باتوجه به اهداف سازمانی تعیین شده و منابع دردسترس برای نیل به اهداف در طول سال مالی انجام شود. فرایند برنامه ریزی استراتژیک باید حداقل در سه سال اجرا شود و اگر سازمان درحال تغییر و دگرگونی است این فعالیتها باید هر سال اعمال گردد؛ هر سال برنامه های حین کار به روز گردند؛
در طول اجرای برنامه های استراتژیک، پیشرفتهای اجرای برنامه باید بازبینی شود.
برنامه ریزی استراتژیک ازطریق روشهای مختلفی در سازمانها به کار گرفته می شود که مزایایی را برای سازمانها وموسسات به ارمغان می آورد، این مزایا عبارتند از:(5)
تعریف واضح از اهداف سازمان درجهت سازگاری با ماموریت سازمان باتوجه به ظرفیت و چارچوب زمانی تعیین شده برای سازمان؛
ارتباط اهداف و مقاصد سازمان با اجزاء و عناصر سازمانی مشخص می گردد توسعه حس مشارکت در برنامه ها
اطمینان از به کارگیری اثربخش تر منابع سازمان
تمرکز بر اولویتها و منابع کلیدی
فراهم آوردن مبنایی برای پیشرفت کارکنان و سازوکارهایی جهت تغییر توجه بیشتر به کارایی و اثربخشی؛
پل ارتباطی بین کارکنان و هیئت مدیره و مدیران؛
تیم سازی قوی در هیئت مدیره و کارکنان؛
برقراری ارتباط بین اعضای هیئت مدیره؛
ایجاد رضایت بیشتر بین برنامه ریزان با یک چشم انداز مشترک؛ افزایش بهره وری ازطریق ارتقا کارایی و اثربخشی.
از دیگرسو، برنامه ریزی منابع انسانی فرایندی برای ارزیابی تقاضا، اندازه، ماهیت و عرضه منابع انسانی برای نیل به تقاضای موردنیاز است. از این رو، نخستین مرحله هر برنامه مدیریت امـــــور کارکنان و منابع انسانی، برنامه ریزی منابع انسانی است.(6)

همان طوری که گفته شد، برنامه ریزی استراتژیک فرایندی است که ضمن آن اهداف کلی، فعالیتها و ماموریتهای سازمان در درازمدت تعیین می شود. بنابراین، با بیان اهداف کلی سازمان، روشهای دستیابی به این اهداف، منابع، شرایط بازار، تغییرات تکنولوژیک، توسعه و بهبود محصول و سرمایه ازجمله مواردی هستند کــــــه در فرایند برنامه ریزی استراتژیک موردتوجه هستند. برنامه ریزی منابع انسانی به طور مستقیم با برنامه ریزی استراتژیک پیوند می یابد و مهمترین عامل و ابــــــزاری که اهداف و خط مشی های سازمانی را به اهـــداف و برنامه های منابع انســـانی ارتباط می دهد. برنامه ریزی استراتژیک منابع انسانی است. از این رو، بین برنامـــه ریزی منابع انسانی و برنامه ریزی استراتژیک ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. (شکل 1)(7)
 
برنامه ریزی استراتژیک منابع انسانی
به عقیده دوچینزو و رابینز (DECENZO ROBBINS) برنامه ریزی منابع انسانی فرایندی است که به وسیله آن سازمان معین می کند که برای نیل به اهداف خود به چه تعداد کارمند، با چه تخصص و مهارتهایی برای چه مشاغلی و درچه زمانی نیاز دارد. (8) هدف برنامه ریزی منابع انسانی تجزیه و بررسی تعادل عرضه و تقاضا با یک روش ساختاریافته است، این امر با یک تصویر روشن و با حرکت سریع باتوجه به آینــده آغاز می گردد و مقصود آن است که زمینه های عملی را به عنوان یک نتیجه، تجزیه وتحلیل و تعیین کرد. در برنامه ریزی منابع انسانی ما به شناخت اعضا و مهارتهای موردنیاز برای انجام وظایف روزمره و تغییراتی که ممکن است ظرفیت کار را در آینده و حجم فعالیتهای تعهد شده را تغییر دهد نیازمندیم. این درک خوبی از استراتژی و برنامه های تجاری جزئی تر را دربرمی گیرد. بعد از آن ما باید وضعیت عرضه نیروی انسانی را ازنظر فهرست موجودی نیروی انسانی جاری و نیازهای آنان که چقدر باید تغییر کند را درنظر داشته باشیم. این موضوع بیانگر آن است که سازمانها نیاز به شناخت دقیق از اعضا و ویژگیها و روابط بین آنان با سازمان دارد.
برنامه ریزی استراتژیک منابع انسانی فرایندی است درجهت برقراری اهداف منابع انسانی و توسعه استراتژی های منابع انسانی برای نیل به اهداف، سیاستها ازطریق بسیج، توسعه و نگهداری منابع انسانی.(9) برنامه ریزی منابع انسانی با مفاهیم محیط و عملیات سازمان در ارتباط بوده و شامل عوامل داخلی وخارجی می شود. عوامل خارجی همچون فشارهای اقتصادی، تغییرات تکنولوژی، قوانین و مقررات، وضعیت سیاسی، بازار نیروی کار و آموزش، عوامل داخلی شامل هدف و مقاصد سازمان، فرهنگ، ساختار، منابع انسانی و ذینفعان می گردد. برنامه ریزی منابع انسانی ویژگیهای ممتاز و مشخصه ذیل را داراست:(10)
1 - آگاهی: مفروضات روشن و آشکار را در مبحث منابع انسانی به وجود آورد؛
2 - تحلیلی: بر یک سری قضاوتها و واقعیات متکی است؛
3 - هدف گرایی: ابزاری برای تصمیم گیری سازمانی درجهت نیل به اهداف
منابع انسانی بویژه مقاصد سازمانی است؛ 4 - چشم انداز به آینده: مسائل منابع انسانی را پیش بینی و آینده نگری می کند؛
5 - اجتماعی یا جمع گرایی: بر گروهها توجه دارد نه به افراد؛
6 - کمـــی : به افراد و اعضای سازمان توجه می کند.

چرا سازمانها برنامه ریزی منابع انسانی را به کار می برند. دلایلی وجود دارد که سازمانها خود را بــا برنامه ریزی منابع انسانی سازگار می سازند:
1 - خوش بینی نسبت به استفاده از منابع و یا انعطاف پذیری بیشتر منابع؛
2 - کسب و پرورش مهارتهایی که برای توسعه ضروری است؛
3 - تعیین و تبیین مشکلات بالقوه؛
4 - به حداقل رساندن فرصت تصمیم گیریهای نامناسب؛
5 - درک و شناخت از وضع موجود به منظور مواجه با آینده؛
6 - مفروضات چالشی و تفکر آزاد؛
7 - اتخاذ تصمیمات آشکار که می تواند چالشی گردد؛
8 - پیــوند میان برنامه های منابع انسانی با برنامه های کسب و کار؛
9 - هماهنگــــی و انسجام بین اعمال و تصمیم گیریهای سازمانی؛
10 - به دست آوردن کنترل واحدهای عملیاتی سازمان.
بــه طور خلاصه سازمانها به آسانی با برنامه ریزی منابع انسانی به طرق زیر سازگار می شوند:(11)
برنامه ریزی اساسی (بنیادی): این برنامه ریزی بیانگر آن است که برنامه ریزی منابع انسانی دارای اثر علمی است؛
برنامه ریزی فرایندی: این نوع برنامه ریزی نشانگر آن است که برنامه ریزی منابع انسانی دارای فرایند سودمندی برای سازمان است؛
برنامه ریزی سازمانی: این نوع برنامه ریزی، منابع و مسائل سازمانی را دربرمی گیرد.
برنامه ریزی منابع انسانی هدفهای مشخص و معینی را برای سازمانها دارد، واضح ترین آن تصمیم گیری درمورد منابع انسانی است که ازطریق تلاش درجهت منبع یابی منعطف تر با نوآوری، الگوهای ساعات کاری و اشکال قراردادهای کاری به وضوح مشاهده می شود. برخی از سازمانها به ارتقا تواناییهایشان ازطریق نقل و انتقال کارکنان (گردش شغلی) و بعضی دیگر به مهارتهای کمیاب و درحال پرورش آنها در دوره بلنــدمدت تمایل نشان می دهند. برنامه ریزی منابع انسانی به همه سازمانها اجازه می دهد روش تفکر و مفروضاتی را که براساس آنهـــا تصمیم گیری می شود را چالشی کنند. به علاوه، بدون تفکر آگاهانه این شالوده فکری شکل نخواهدگرفت. آن فرصتی را برای سازمانها فراهم می آورد که رؤسای آنها به طور معمولی مواردی که در آینــــده به آن توجه می کنند را درنظر داشته باشند.
فرایند برنامه ریزی منابع انسانی مزایایی را برای کلیه سازمانها بویژه برای سازمانهایی دارد که سازماندهی مجدد را انجام می دهند و آنهایی که قدرت تصمیم گیری را به واحدهای عملیاتی واگذار کرده اند. درحالی که شایستگی بایستی در فعالیتهای سازمان تبلور یابد ولی خوش بینی به منابع مزایایی برای سازمان به همراه دارد. برنامه ریزی منابع انسانی می تواند به عنوان یک سازوکار نفوذ و هماهنگی برای بخشهای مختلف تجاری و بازرگانی مدنظر قرارگیرد. ارتباطات و هماهنگی روشی است که ازطریق آن استراتژی تجاری شناسایی و با استراتژی منابع انسانی پیوند برقرار می کند. ما شاهد آن هستیم کــــه سازمانها نظامهای برنامه ریزی منابع انسانی را به دلایل فرایندی و سازمانی به کار می برند. یکی از مواردی که در اداره موفقیت آمیز منابع کاربرد دارد، دیدگاه سیستمی و منسجم نسبت بـــه سازمان و برنامه ریزی منابع انسانی است.

موانع موجود
سازمانها بایستی موانعی که در اجرای برنامه ریزی منابع انسانی وجود دارد را شناسایی و در رفع بــه موقع آن اقدام کنند. عمده ترین موانع موجود در برنامه ریزی منابع انسانی عبارتند از: (12)
بدبینی نسبت به برنامه ریزی و پیش بینی در موارد خاص؛
مقاومت واحدهای عملیاتی در مقابل دخالتهای واحدهای مرکزی؛
عدم ارتباط بین فعالیتهای مختلف در فرایند برنامه ریزی، بخصوص بین برنامه ریزی تجاری، مالی و پرسنلی؛
تضاد و تعارض در مجموعه منابع انسانی که توسط واحـــدهای مالی و پرسنلی به وجود می آید؛
ایجاد استراتژی به وسیله برنامه ریزی تجاری که رابطه ای بین بـــــودجه ریزی مالی و برنامه ریزی منابع ندارد؛
به علت عدم ارتباط استراتژیک بین فراینــــدهای برنامه ریزی و بودجه ریزی، نمی توان استراتژی های عملی را به هدف نزدیک تر کرد.
در برنامه ریزی منابع انسانی برای ارزیابی احتیــــاجات آتی از فنون نامناسبی استفاده می شود؛
برای پیش بینی آینده منابع انسانی از خط روند گذشته استفاده می گردد؛ برنامه ریزی منابع انسانی بعد از برنامه ریزی عملیاتی به وسیله موسسات اجرا می شود؛
در برنامه ریزی منابع انسانی توجه کافی به جنبه های کیفی (توسعه مهارتهای خاص و عملکرد بالقوه افراد) نمی شود؛
برنامه ریزی منابع انسانی تا اندازه زیادی به عنوان یک موضوع اجرایی کوتاه مدت موردتوجه قرار می گیرد.
اگر واحدهای مرکزی و عملیاتی شرکت با هم درگیر و نسبت به هم بدگمان باشند این مسائل و مشکلات حادتر خواهدشد، پس عامل تحریک کننده چنین درگیری و مشکلات بدگمانی به برنامه ریزی و اعتماد نداشتن واحدها به یکدیگر است.

الگوهای برنامه ریزی استراتژیک منابع انسانی
الگوی برنامه ریزی استراتژیک منابع انسانی (13) مفهومی برای انسجام برنامه ریزی منابع انسانی و برنامه ریزی استراتژیک موسسه است. این الگو با هدف و مفهوم کاربردی که بیانگر استقلال سازمانی است طراحی و در سطوح متفاوت ساختارهای سازمانی می تواند به کار رود. اهداف و مقاصد الگو به شرح زیر است:
مشارکت در بهبود کلی عملکرد سازمانی؛
نمایش اهمیت نقش منابع انسانی. نقش فعال در توسعه منابع انسانی موردی
است که از بهبود مستمر سازمانها حمایت می کند؛ ایجاد ارتباط روشن بین فعالیتهای اصلی تجاری و منابع انسانی؛
طراحی ابزار برنامه ریزی که حمایتها و تسهیلات لازم بـــــرای توسعه منابع انسانی به وجود آورد.

عناصر الگوی برنامه ریزی استراتژیک منابع انسانی
1 - فرایند استراتژیک؛
2 - فرایند برنامه ریزی منابع انسانی؛
3 - برنامه ها؛
فرایند استراتژیک: این جزء شامل تبیین و تعریف موقعیت راهبردی، اهداف و تصمیمات استراتژیک و تجزیه وتحلیل محیط داخلی و خارجی است. برای تعریف وضعیت استراتژیک بایستی عوامل داخلی و خارجی تعیین و تبیین گردد. اجزاء و عناصر این فرایند عبارتند از: (شکل 2)
 
تصمیمات استراتژیک: ابزاری برای نیل به اهداف نهایی واستراتژیک موسسه هستند و اهداف استراتژیک همان مقاصد نهایی موسسه اند که کلیه عوامل درجهت دستیابی به آن فعالیت می کنند. مقصد استراتژیک به بخشهای وظیفه ای مختلف برای ارزیابی پیامدهای عملیاتی راهبردی کمک می کند.
تجزیه و تحلیل محیط داخلـــــی: شامل تجزیه وتحلیل خرد از مسائل درون سازمانی، تعداد کارکنان، مهارتهای شغلی، ساختار سازمان، توانایی عرضه، سهام، فروش وغیره، تعریف و تبیین وضعیت منابع انسانی و طراحی برنامه ها برای نیل به اهداف است، آنچه که در این مرحله حساس به نظر می رســــــد تجزیـــــه و تحلیل منابع انسانی موجود و پیش بینی منابع انسانی موردنیاز که عوامل متعددی از محیط درون سازمانی بر تصمیمات مدیریت اثر می گذارد ولی عمده ترین اثر را ویژگیهای کمی و کیفی منابع انسانی، فرهنگ سازمانی. ساختار سازمانی، مهارتهای شغلی هستند که باید مدنظر کارشناسان و مدیران برنامه ریزی منابع انسانی قرارگیرد.
تجزیه و تحلیل محیط خارجی: این جزء شامل شناسایی و تجزیه و تحلیل از عوامل کلیدی در محیط خارج موسسه که تاثیر بالقوه بر مدیریت منابع انسانی سازمان دارد. تغییراتی در تکنولوژی اقتصاد، بازار سرمایه، وضعیت آموزشی و فرهنگی، جمعیت شناسی و عوامل سیاسی صورت گیرد باید تاثیر آنها بر برنامه ها و خط مشی های منابع انسانی شناسایی گردد. و از این عوامل شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، عرضه نیروی کار و توسعه تکنولوژی اثر چشمگیرتر و قابل لمس تری را از سایر شرایط در منابع انسانی دارد چرا که زندگی روزمره کارکنان سازمانها و امرار معاش آنان و همچنین شناخت فرهنگ افراد داوطلب استخدام در سازمانها و گزینش افراد همسو با فرهنگ سازمانی، استراتژی موثری در مدیریت منابع انسانی است، و از طرفی بازار کار و عرضه نیروی انسانی یک پدیده ملموس بویژه درکشورهای صنعتی مطرح شده است که در هر مقطع زمانی نوع بازار کار برای هر حرفه و تخصص تاثیر خاصی دارد.
تجزیه و تحلیل قوتها و ضعفها، فرصتها و تهدیدات (SWOT):
 این تجزیه و تحلیل براین منطق استوار است که استراتژی اثربخش، قوتها و فرصتها را حداکثر می کند درعین حال که ضعفها و تهدیدات آن را به حـــــــــداقل می رساند.(14) فرصتها، موقعیتهای مطلوب در محیط موسسه است، عوامل کلیدی یکی از منابع فرصت تلقی می شود، شناخت بازار، تغییر در رقابت، تغییرات تکنولوژی و غیره برای موسسه فرصت به حساب می آید. تهدیدات بر وضعیتهای نامطلوب در محیط موسسه تاثیر عمده دارد. رشد بازار، قوانین و مقررات و غیره می تواند جزء تهدیدات باشد. قوتها، منابع، مهارتها یا مزایای دیگری نسبت به رقبا و نیازهای بازارهایی که موسسه در آنها کار می کند یا خواهدکرد. ضعفها، محدودیتها یا کمبودها در منابع، مهارتها و تواناییهایی است که مانع اثربخشی می شود، تجهیزات، منابع مالی، تواناییهای مدیریتی، بازاریابی می تواند منبع ضعف باشند.
برنامه ها: در ایـــــن فرایند، استراتژی ها و خط مشی های منابع انسانی مشخص می شوند که چگونه یک شرکت کارکنانش را برای نیل به اهداف سازمانی اداره کند و چارچوبهای توسعه منابع انسانی ازطرق متعدد (آموزش، گردش شغلی، ارتقا و...) موردبررسی قرار گیرد و پیامدهای اقتصادی برنامه های شرکت و بهبود تولید و بازاریابی معین و اعلام می گردد.
فرایند برنامه ریزی منابع انسانی: این جزء شامل تجزیه وتحلیل خرد و کلان از متغیرهای موجود منابع انسانی، جو و فرهنگ سازمانی، ساختار سازمانی، کیفیت زندگی کاری، مهارتهای شغلی، سطح شایستگی، الگوبرداری از بهترینها، ارزیابی پیامدهای منابع انسانی، بررسی پیامدهای توسعه منابع انسانی، ابزارهای اندازه گیری توسعه منابع انسانی و اعمال اصلاحی است.
تصویربرداری از وضع موجود و تجزیه و تحلیل از وضع موجود دو وظیفه اصلی هستند که باید تصویری مناسب و شایسته از منابع انسانی را نشان دهند. تصویربرداری از وضع موجود وظایف کارکنان براساس شرایط احراز و شرح شغل مشخص و سطح شایستگی آنان نیز ازطریق شرایط احراز و مهارتها و صلاحیتی معین می گردد که از خود بروز می دهنـــــــــد. آنچه که در وظیفه تجزیه و تحلیل مدنظر است الگوبرداری از روی بهترینها است که موجب بهبود عملکرد ازطریق شناسایی و به کارگیری بهترین مهارتهایی می گردد که در زمینه توسعه منابع انسانی وجود دارد. هدف از الگوبرداری، یافتن نمونه هایی از عملکرد عالی و آگاهی یافتن از فرایندهای برنامه ریزی منابع انسانی است که سبب بروز عملکرد موردنظر می شود. تاکید فرایند برنامه ریزی منابع انسانی بر بررسی و مطالعه پیامدهای توسعه منابع انسانی، طراحی فرایندها، ارزیابی پیامدهای منابع انسانی، استراتژی ها و برنامه هاست که ازطریق بخشهای وظیفه ای تثبیت می گردد. براساس ارزیابی صورت گرفته از منابع انسانی، تصمیم نهایی درمـــــورد برنامه های موسسه اتخاذ می شود. به هرحال، گاهی سازگاری مقصد استراتژی و پیامدهای ارزیابی قبل از تصمیم نهایــی مفید است، که در برنامه موسسه اتفاق می افتد. ستاده تصمیمات استراتژیک به عنوان چارچوبی برای توسعه برنامه ها به کار می رود. بخش منابع انسانی یک فرایند مدیریت و نقش مشاوره برای اطمینان از اجرای برنامه های منابع انسانی است. بخش منابع انسانی به طراحی فرایندها، اجرای چارچوبهای زمانی، مسئولیتهــــــا و بهبود روش شناسی کاری می پردازد.
این بخش نقش فعالی در برنامه های توسعه منابع انسانی دارد و به صورت منسجمی باعث توسعه تجاری می شود. پیامدهای همه طرحها و برنامه ها در واژه منابع انسانی است و وقتی به اتمام برسد به عنوان الگوی منابع انسانی عمل می کند. بعد از تبیین الگو، تفاوتها تجزیه و تحلیل و بـــررسی می گردد، مقایسه نتایج تجزیه و تحلیل منابع انسانی با مرحله پیامدهای توسعه منابع انسانی است. درحال حاضر، ما به مسایلی چون: اشتباه یا خطا کجاست؟ شما چگونه مرتکب اشتباه می شوید؟ ابــــزار اندازه گیری شکافها چیست؟ برای منابع انسانی چه نــوع کاری انجام شده است؟ کمتر توجه می کنیم.
در تجزیه و تحلیل الگوی حاضر و ابزارهای اندازه گیری آن، میزان نیاز به نیروی انسانی در برنامه ریزی منابع انسانی را مطرح می کند؛ برنامه باید قبل از اجرا به تصویب مدیریت برسد. به کارگیری ابزار اندازه گیری باید با همکاری مدیریت و باتوجه به تغییر وظایف منــــابع انسانی اجرا شود. اجرای برنامه ریزی، تعیین عملکرد و شاخصهای فعالیت وعوامل موفقیت در این مرحله موضوعهای مهمی هستند. آخرین جزء الگو شامل نظارت بر پیشرفتها و اعمال اصلاحی است. برنامه اجرایی باید به طور مستمر مطابق با طرح درجهت نیل به اعمال اصلاحی به کار روند تا جواب مناسبی برای سازمان به ارمغان آورد.

نتیجه گیری
از آنجا که منابع انسانی با ارزش ترین عامل تولید ومنبع اصلی زاینده مزیت رقابتی و ایجادکننده قابلیتهای کلیدی هر سازمان است و عامل انسانی منبع راهبردی برای سازمانها محسوب شده لذا برنامه ریزی منابع انسانی جزء برنامه ریزی استراتژیک است و سنگ زیربنای برنامه ریزی منابع انسانی شناخت مفروضاتی است که تصمیمات در آن اتخــاذ می شود و درصورت پیش بینی و قضاوت مناسب، اهداف موردانتظار تحقق می یابد. آنچه که در سالهای اخیر در برنامه ریزی منابع انسانی مطمح نظر قرار می گیرد و برای آن برنامه ریزی استراتژیک انجام می گیرد، شناخت از وضعیت موجود داخلی و خارجی موسسه به منظور مواجهه با آینده است، چرا که آن جنبه ای از برنامه ریزی موسسه است که به جای توجه به مسائل مالی یا دیگر منابع به نیروی انسانی توجه دارد و تجزیه وتحلیل قوتها، ضعفها، فرصتها و تهدیدات باتوجه به عوامل داخلی و خارجی تاثیرگذار بر فعالیتهای موسسه صورت می گیرد. همچنین با افزایش رقابت و کمیابی پرسنل مـــاهر با احتیاجات مناسب بازار، برنامه ریزی و مدیریت منابع، تلاش بسیاری را در راستای برنامه ریزی منابع انسانی می طلبد. از این رو، بررسی الگوها و مدل های مختلف برنامه ریزی منابع انسانی و استفاده بهینه از آنها در موسسات و سازمانها جهت برنامه ریزی و بهسازی منابع انسانی مثمرثمر خواهدبود.

منابع و ماخذ:
1 - پاتریک. ج.بیلو؛ راهنمای اجرایی برنامه ریزی استراتژیک؛ ترجمه:
منصور شریفی کلویی، نشر آردین، تهران، 1376، ص 17. 2 - جیمز دبلیو واکر؛ برنامه ریزی استراتژیک منابع انسانی؛ ترجمه:
خدابخش داشگرزاده، انتشارات موسسه نشر فرهنگی زند، چاپ اول، 1375، ص 5. 3 - منوریان، عباس؛ فرایند برنامه ریزی استراتژیک؛ فصلنامه مدیریت
دولتی، انتشارات مرکز آموزش مدیریت دولتی، شماره 10 پاییز 1369، ص 67.
4 - CARTER MCNAMARD “STRATEGIC PLANNING (IN NONPROFIT OR FOR PROFIT
ORGANIZATIONS) INTERNET” P.4. 5 - M.G.SINGER “HUMAN RESOURCE MANAGEMENT” PWS-KENT CO.1990” P.100.
6 - MR. MOSES M. SIMELANE “THE HUMAN RESOURCE PLANNING NATIONAL AND
REGIONAL APPROACH BENCHMARKING AND RE-ENGINEERING “2000” P.1. 7 - MR. MOSES & M SINELANE” OP.CIT. P.5.
8 - سعادت، اسفندیار؛ مدیریت منابع انسانی؛ انتشارات سمت، چاپ اول،
1375، ص 57. 9 - زارعی متین، حسن، برنامه ریزی استراتژیک برای منابع استراتژیک؛
فصلنامه دانش مدیریت، انتشارات دانشگاه تهران، شماره 17، تابستان 71، ص 66.
10 - MR. MOSES M SINELANE “OP.CIT. P.2.
11 - IBID. P.3.
12 - IBID. P.4.
13 - IBID. P.5.
14 - پیرس و رابینسون؛ برنامه ریزی و مدیریت استراتژیک؛ ترجمه: سهراب خلیلی شورینی، انتشارات یادواره کتاب، چاپ دوم، 1380، ص 307.

 

ارسال شده توسط احمد محمدی | 10 12, 2013 | بازدید‌ها (673)
رویکردی به ساخت و پیاده‌سازی سیستم هوش تجاری
 

مولف/مترجم: ترجمه: مهدی محمودی
موضوع: مدیریت بازرگانی
سال انتشار(میلادی): 2009
وضعیت: تمام متن
منبع: Olszak, Celina. M, and Eweio Ziemba, Approach to Building and Implementing Business Intelligence System, Inter disciplinary Journal of Information, Knowledge and Management, Volume 2,2007

چکیده: هدف این مقاله تشریح فرایندهایی است که در ساخت سیستم های هوش تجاری به کار می رود‌. در نتیجه بررسی ویژگیهای سیستم های هوش تجاری ، نویسندگان این مقاله متدولوژی ویژه‌ای را برای ایجاد و به کارگیری این گونه سیستم‌ها در سازمان پیشنهاد کرده اند. این بررسی ها ، متمرکز بر هدف‌ها و سطوح کارکردی هوش تجاری در سازمانها است . براین اساس ، در مجموعه حاضر ، رویکرد مورد نظر، دو مرحله اصلی را در برمی گیرد که از یک تقابل نسبت به یکدیگر برخوردارند؛ یعنی ایجاد سیستم هوش تجاری و به کارگیری سیستم هوش تجاری. بخش اعظم این مقاله متوجه هدف‌ها و وظایفی است که برای ایجاد و پیاده‌سازی هوش تجاری مورد نظر است.

مقدمه
حقیقت اجتماعی - اقتصادی سازمانهای معاصر، آنها را ملزم به جستجوی ابزارهایی برای تسهیل فرایند کسب اثربخش داده ها، پردازش و تحلیل وسیع آنها از منابع مختلف و پراکنده کرده است تا براساس آن پایه ای را برای کشف دانش جدید بنا نهند.
برای سالیان متمادی، سیستم‌های اطلاعات مدیریت (MIS)، سازمانها را در انجام وظایف مختلفشان مورد حمایت قرار داده اند؛ هر چند ، امروزه به سیستم‌های اطلاعاتی ، توجه کمی می شود. تاکنون سیستم‌های اطلاعات مدیریت موجود مانند: (MIS، DSS،ES ،EIS ) نتوانسته است انتظارات تصمیم گیرندگان سازمانی را، به ویژه در موارد زیر برآورده سازد :
_ گرفتن تصمیمات در فوریتهای زمانی،
_ صد کردن رقابت،
_ به دست آوردن اطلاعات مختلف با دیدگاه‌های متفاوت،
_ برای انجام تحلیلهای مداوم روی داده‌های بیشمار و ملاحظه متغیرهای مختلف مربوط به عملکرد سازمان .
به طور ساده، سیستم‌های اطلاعات مدیریت که به آنها اشاره شد، قادر به ایجاد یکپارچگی میان داده های مختلف، پراکنده و ناهمگن نبوده اند و همچنین آنها نتوانسته‌اند داده ها را با توجه به زمینه‌های وسیع موجود، به گونه‌ای اثربخش تفسیر کنند و قادر به شناسایی مناسب وابستگی‌های موجود میان داده های جدید نبوده اند.
دلایل موجود حکایت از وجود تکنیکهای نامناسب برای دستیابی، تحلیل، کشف و تفسیر
داده ها دارد ( شکل 1). برای اینکه سازمانها قادر به واکنش سریع در برابر تغییرات بازار باشند، نیاز به سیستم‌های اطلاعات مدیریتی دارند که بتوانند از سازمان و محیط آن تحلیلهای علت و معلولی مختلف را انجام دهند.
سیستمهای هوش تجاری ابزاری را فراهم می کنند که براساس آن نیازهای اطلاعاتی سازمان به شکل مناسبی پاسخ داده شود. وظایف اصلی که توسط سیستمهای هوش تجاری مورد توجه قرار می گیرد، شامل : شناسایی هوشمندانه داده‌های اطلاعاتی، تجمیع آنها و تحلیل چند بعدی داده هایی است که از منابع اطلاعاتی مختلف به دست آمده است. سیستم‌های هوش تجاری، داده های مربوط به سیستمهای اطلاعاتی درون سازمانی را با داده هایی که از محیط سازمان به دست می آید ، تجمیع می کنند . این داده های محیطی می تواند شامل آمارها ، پایگاه‌های اطلاعاتی مربوط به مراکز سرمایه گذاری و مالی و پایگاه های داده متفرقه باشند‌. چنین سیستم‌هایی به عنوان رابط هاو واسط گرهایی هستند که برای کسب اطلاعات روزآمد ، قابل اطمینان و کافی، نسبت به فعالیت های مختلف شرکت عمل می‌کنند.
نتایج حاصل از پژوهشها نشان می‌دهند که سیستم‌های هوش تجاری مورد بحث در اصلاح و شفاف سازی جریانهای اطلاعاتی و مدیریت دانش مشارکت کرده، سازمانها را برای موارد زیر توانمند می سازند :
_ استمرار سوددهی از فروش محصولات،
_ تحلیل هزینه ها ،
_ نظارت بر محیط اطراف،
_ کشف کلاهبرداریها و قانون شکنی‌ها.
 


هدف‌های سیستم‌های هوش تجاری
ممکن است سیستم‌های هوش تجاری‌، از دیدگاه های مختلف مورد تحلیل قرار گیرند . سازمانها و تصمیم گیرندگان آنها‌، می بایستی اجرای سیستم هوش تجاری در سازمان را براساس فلسفه و متدولوژی ویژه سازمان انجام دهند . این فلسفه و متدولوژی متکی بر اطلاعات و دانش، ارتباطات گسترده ، اشتراک دانش همراه با رویکرد کل نگر و تحلیلی برای فرایندهای تجاری سازمان است. فرض شده که سیستمهای هوش تجاری ، راه حلهایی هستند که مسئول فراهم ساختن اطلاعات و دانش از داده‌ها بوده، موظف به خلق محیطی برای تصمیم گیری اثربخش‌، تفکر و اقدام استراتژیک در سازمانها هستند (‌شکل 2). ارزش سیستم‌های هوش تجاری در تجارت به طور عمده براین واقعیت دلالت دارد که چنین سیستم‌هایی، اطلاعاتی را ارائه می دهند که ممکن است به عنوان پایه ای برای ایجاد و تغییرات اساسی در یک شرکت خاص به کار روند‌. از جمله می‌توان به برقراری زمینه‌های جدید برای همکاری‌، کسب مشتریان جدید ، شناسایی بازارهای جدید و ارائه محصولات جدید برای مشتریان اشاره کرد.
سیستم‌های هوش تجاری به دلایل مختلف ، متفاوت از سیستم‌های اطلاعات مدیریت مانند: (DSS ،EIS وES) هستند‌، نخست به خاطر اینکه دامنه موضوعی وسیعی را دربرمی گیرند و سپس به خاطر تحلیلهای چند متغیری و داده های تا حدی ساختاربندی شده از منابع مختلف و ارائه چند بعدی داده‌ها.
در ضمن فرض براین است که سیستم‌های هوش تجاری ، صرف نظر از سطح سازندگان آن ، تصمیم گیری را در تمامی سطوح مدیریت ، مورد حمایت قرار می دهند .
در سطحی راهبردی، سیستم‌های هوش تجاری ، امکان تنظیم دقیق هدف‌ها و پیگیری تحقق آنها را فراهم می سازند . هوش تجاری ، ارائه گزارشهای مقایسه ای مختلف مانند نتایج حاصل از بررسی‌های تاریخی، سودمندی پیشنهادهای خاص، اثربخشی مجاری توزیع اطلاعات همراه با شبیه سازی نتایج مربوط به توسعه و پیش بینی آینده بر پایه برخی پیش فرضها را ممکن می سازد.
در سطحی تاکتیکی، سیستم‌های هوش تجاری، ممکن است پایه ای را برای تصمیم گیری منطبق با مدیریت بازار ، مدیریت فروش ، مدیریت مالی ، مدیریت سرمایه و ... به وجود آورند. این سیستم‌ها اجازه می‌دهند که شرکت نسبت به اقدامات آتی‌اش خوشبین بوده و عملکرد تکنولوژیکی‌، مالی و یا سازمانیش را در جهت تحقق هدف‌های راهبردی شرکت و اثربخشی بیشتر آن، اصلاح کند.
در سطح عملیاتی ، سیستم‌های هوش تجاری برای انجام تحلیلهای موردی و پاسخ به پرسشهای مرتبط با عملیات مداوم بخشها ، برآوردهای مالی به روز شده ، فروش و همکاری با فروشندگان ، مشتریان و ... مورد استفاده قرار می گیرند.

روش شناسی ساخت سیستم‌های هوش تجاری
ساخت واجرای سیستم های هوش تجاری، مستلزم سازمانهایی است که فرهنگ کار در آنها با اطلاعات و فناوریهای آن هماهنگی داشته باشد. در این رابطه به موارد زیر می‌توان اشاره کرد:
- تحقیق مداوم و مستمر درباره نیازهای اطلاعاتی سازمان (نیازهای فعلی و آتی).
- همکاری توأم با اعتماد بهره‌گیران سازمانی مانند: (تصمیم‌گیرندگان و کارکنان عملیاتی سازمان) با بخش‌های IT و مراکز مدیریت دانش.
- به اشتراک گذاری اطلاعات. و:
- توانایی در انجام فراتحلیل‌ها و استفاده از آنها برای مدیریت مناسب.
برای پیشنهاد متدولوژی ساخت و اجرای سیستم‌های هوش تجاری، نویسندگان این مقاله، از شیوه‌های تجاری تجربه شده به وسیله شرکت‌های موفق در زمینه ساخت سیستم‌های هوش تجاری بهره گرفته‌اند. هر مدل جامعی که برای این منظور پیشنهاد شود، ممکن است که مجموعه‌ای از دستورکارها و انواعی از الگوها را به سازمانها معرفی کند. مدل مورد نظر، توجه ویژه‌ای به نقش بهره‌گیران نهایی شرکت دارد که در کل چرخه زندگی سیستم‌های هوش تجاری، به طور موثری آن را بکار می‌گیرند. درک درست قدرت تأثیر بهره گیران نهایی شرکت بر روی عملکرد سیستم هوش تجاری، به ما اجازه می‌دهد که دو مرحله مهم در رویکرد ساخت و اجرای سیستم‌های مورد بحث را پیشنهاد کنیم:
_ ایجاد سیستم هوش تجاری،
_ به کارگیری سیستم هوش تجاری.
خلق سیستم هوش تجاری بیشترین زمان را صرف خودش کرده و این مرحله مستلزم بهره‌گیری از بیشترین منابع مالی و انسانی شرکت در فرایند کلی چرخه زندگی سیستم هوش تجاری است. ایجاد سیستم هوش تجاری دربرگیرنده مراحل بیشماری ، به ویژه مراحل زیراست:
- تعیین اینکه چه کسی عهده‌دار اجرای سیستم است. برای مثال تعیین استراتژی‌های توسعه سیستم هوش تجاری،
- شناسایی و آماده‌سازی منبع داده،
- انتخاب ابزارهای سیستم هوش تجاری،
- طراحی و پیاده سازی سیستم هوش تجاری،
- کشف و جستجوی نیازهای اطلاعاتی جدید و کاربردهای دیگر مربوط به سیستم هوش تجاری.
مرحله به کارگیری سیستم هوش تجاری، به طور برجسته وابسته به درخواست‌های بهره گیران نهایی شرکت است. بیشترین نقش در این مرحله، مربوط به فعالیت‌های ترویج و توسعه سیستم های هوش تجاری و تحلیل داده‌ها می‌شود. ممکن است که این مرحله در چندین مرحله مختلف ، براساس تشخیص بهره‌گیران نهایی شرکت و بر اساس نیازها و وظایف آنها تقسیم شود. اساساً این مراحل شامل موارد ذیل است:
_ تحلیلهای منطقی که به شناسایی شرکای زنجیره تأمین کمک می‌کند،
_ دستیابی، بازبینی و تحلیل واقعیت‌ها،
_ توسعه گزینه‌های مختلف تصمیم‌گیری،
_ تقسیم و تشریک مساعی .
_ تغییر در اثر عملکرد شرکت .

شناسایی و آماده سازی داده‌ها برای سیستم هوش تجاری
در مرحله شناسایی و آماده سازی داده‌ها، تعیین منابع داده که قرار است از نیازهای تجاری پشتیبانی کند، از جمله اقدامات ضروری است. تعیین و تشخیص منابع، مستلزم شناسایی منابع درونی (منابع دانش و اطلاعات ، منابع فناوری اطلاعات، بایگانی‌های کاغذی و ...) و منابع بیرونی (متمرکز بر مشتریان، فروشندگان، سهام داران و غیره ...) همراه با بررسی میزان قابلیت اعتماد منابع و بررسی تغییر شکلهایی است که در منابع مورد بحث اتفاق می‌افتد. تحقق این مرحله، نیازمند کمک چشمگیر تصمیم‌گیرندگان ، کارکنان اجرایی، بخش‌های فناوری اطلاعات، دپارتمانهای مدیریت دانش و مشتریان راهبردی است.
در این مرحله ، ضروری است که همه سیستم‌های اطلاعاتی و بانک های داده مورد استفاده یک شرکت معین تشخیص داده شوند. هنگام انجام چنین تشخیصی، ضروری است که چند دستور مهم را در نظر داشته باشیم:
_ یافتن داده‌هایی که در سیستم‌های اطلاعاتی وجود دارند واز دیدگاه تحلیل‌هایی که انجام گرفته‌اند، بی‌اهمیت شناخته شده‌اند.
_ یافتن روابط بین داده‌ها در سیستم‌های اطلاعاتی مختلف،
_ تشریح ساختار منطقی داده‌هایی که در سیستم اطلاعاتی یافت می‌شوند. نه تنها باید به ساختار آنها توجه زیادی شود، بلکه به رابطه آنها با فرایندهای تجاری نیز باید توجه کرد.
_ یافتن مکانها یا وضعیت‌هایی که در داده‌ها ایجاد خطا می‌کنند (مثلاً احتمال تناقض بین داده‌ها).
_ یافتن محدودیت‌های مربوط به کاربرد سیستم های اطلاعاتی (اینکه داده‌ها به علت منطق نادرست پایگاه منبع نمی‌توانند خارج از سیستم اطلاعات تعریف و بازشناسی شوند).
 

طراحی و اجرای سیستم هوش تجاری
در مرحله طراحی و اجرای سیستم هوش تجاری ، دامنه ای از فعالیتها انجام می پذیرد. میزان تلاشی که در این باره صورت می گیرد، ارتباط مستقیم با پیچیدگی سیستم و سطح محبوبیت آن دارد؛ هر چند در اکثر موارد ، خلق یک برنامه کاربردی مربوط به هوش تجاری، نیازمند زمان زیادی است . این مدت زمان، نه تنها صرف طراحی واسط های اختصاصی برای برقراری ارتباط بین سیستم هوش تجاری و پایگاه های اطلاعاتی دیگر می شود، بلکه شامل اطمینان یافتن از میزان منطقی بودن و سازگاری برنامه کاربردی هوش تجاری نیز می شود.
مرحله مهم دیگری که در ارتباط با طراحی سیستم هوش تجاری وجود دارد ، ساختن پایگاه داده‌ای است که دو وظیفه مهم را بر عهده دارد : فراهم ساختن مخزنی از داده ها که برای تحلیلهای آتی از آن بهره گرفته می شود و فراهم سازی پایگاهی برای سیستم هوش تجاری.
برای اطمینان یافتن از اینکه یک پایگاه داده به طور منظم براساس داده های حاصل از سیستم‌های انتقالی به روز می شود یا نه ، ضروری است ، مکانیزمهای ورود داده ایجاد شود. چنین مکانیزمهایی باید امکان ورود همه داده ها را فراهم کرده، به کاربران اجازه ورود داده های اضافی را بدهند تا سیستم‌های منبع از این راه به مرور غنی تر شوند. هرگز این‌گونه نیست که ورود داده های اضافی، به سیستم‌ها و مکانیزمهای منبع ، بار اضافی تحمیل کند‌. مکانیزمهای انتقال داده به طور همزمان وظیفه کنترل آن را بر عهده دارند که وظیفه‌ای در جهت همسان‌سازی داده‌ها است. در موارد زیادی، مکانیزمهای مورد بحث زمینه یافتن ناسازگاریها و خطاها را در مرحله اجرا ، فراهم می کنند.
پایگاه داده ایجاد شده ، باید پایه ای برای طراحی گزارشها باشد. تهیه چند یا دست کم دو گروه از گزارشها، ضروری است. پیش از این باید گزارشهایی که به گونه‌ای منظم به وسیله کاربران اصلی به روز رسانی شده اند، مشخص شوند‌. چنین گروهی ، همچنین باید کاربران متخصصی را پیش بینی کند که گزارشهایی را براساس نیازهای خاص، فراهم می کنند. نوع دوم گزارشها شامل گروهی است که منتج از نیازهای ویژه دور از انتظار است که مربوط به جزییات یافته شده در داده‌ها است. تجربه نشان می دهد که - دیر یا زود - شرکتها نیازمند بهره‌گیری از تحلیلهای چند بعدی هستند، بدین معنی که پیشنهادها در جهت اجرای هوش تجاری باید در جهت طرحهای پردازش تحلیلی بهنگام (OLAP) که به کاربران اجازه کاوش داده ها و بازبینی داده ها از جنبه های مختلف را می دهد و داده کاوی که به درک بهتر سلایق و ترجیحات مشتریان و ماهیت چنین سلایقی، زنجیره تامین، اثرهای جغرافیایی و ... کمک می کند ، باشد .
بسته به نوع ویژگیها و نیازهای سازمانها‌، تحلیل‌ها ممکن است برای مواردی مانند آنچه در پی آمده ، به کار روند :
_ بررسی قابلیت سود بخشی مشتریان و میزان ارزشمندی دوره سودرسانی آنها،
_ تعیین میزان اهمیت شاخص ها،
_ بخش بندی،
_ نظارت و بررسی میزان وفاداری مشتریان،
_ بررسی میزان حمایت مشتریان،
_ یافتن شباهتها،
_ بررسی تقلب ها یا کلاه برداریها،
_ بررسی رقابت های مربوط به بازاریابی .

مرحله به کارگیری سیستم هوش تجاری
این مرحله، نیازمند کاربرانی با قوه ابتکار زیاد است . منطبق با نیازهای موجود‌، کاربران باید تحلیل‌ها و گزارشهای مورد نظر بانیان سیستم هوش تجاری را فراهم کرده، بتوانند موضوعات مناسب را پیگیری کرده، نتایج به دست آمده را تفسیر کنند.
تحلیل‌هایی که از وقایع مختلف صورت می گیرد ، ممکن است روشهای چندگانه‌ای را در حل مسائل مهم و بهینه سازی فعالیتهای بیشمار ظاهر سازد و اتخاذ تصمیم پایانی مستلزم مشاوره مکرر با دیگر کارکنان و تصمیم گیرندگان سازمانی است .
تحلیل‌های حاصل از پرسشها و پاسخهایی که پیشتر اشاره شد ، باید پوشش دهنده همکاری و ارتباط همه کسانی باشد که در فرایند تصمیم گیری شرکت ، مشارکت می کنند.
کار مداوم با اطلاعات و ابزارها برای تحلیل و شناسایی داده ها ، امکان ایجاد تغییرات اساسی در چرخه تصمیم گیری را فراهم می کند . از جمله تغییرات در عملکرد شرکت، شامل: جستجوی شکلهای جدیدی از همکاری با منابع خارج از شرکت، بازارهای جدید و همکاران تجاری جدید و.... می شود. اجرای مرحله پایانی چرخه ساخت و به کارگیری سیستم های هوش تجاری ، بدین معنی نیست که همه مشکلات مربوط به هوش تجاری، ویژه یک شرکت معین است. همان گونه که گفته شد ، چرخه مورد بحث، ماهیتی تکراری دارد، بنابراین از جمله دلایل تحلیل بیشتر نیازهای اطلاعاتی ، ارزشیابی مجدد راه حلهای پیشین و تفسیر و تبدیل آنها ، بهینه سازی و تعدیل آنها می باشد.

نتیجه‌گیری
انتخاب متدولوژی مناسب برای طراحی و اجرای سیستم اطلاعات ، باید از راه تصمیم های قطعی و مسلم صورت پذیرد . در مورد سیستم های هوش تجاری‌، باید به این موارد توجه ویژه شود:
_ سیستم های هوش تجاری باید به سرعت اجرا شوند ، که این کار بسیار سخت است زیرا چنین سیستم‌هایی برای هر شرکت خاص می باشند . هر چند بسته به مولفه های موثر در کاهش زمان ساخت هوش تجاری ، در هر پیاده سازی، ضروریست که یک سیستم ویژه منطبق با استلزامات ویژه شرکت تعدیل و تنظیم شود، برای انتخاب راه حلهای مناسب درباره سیستم هوش تجاری ، لازم است که دقت زیادی داشته باشیم .
_ راه حلهای هوش تجاری باید منعطف باشند. به محض وقوع تغییرات تجاری، سازمانها می‌بایستی سیستم های هوش تجاری را منطبق با شرایط جدید تنظیم کنند.
_ سیستم های هوش تجاری باید مستقل از طرحهای زیر بنایی سخت افزاری و نرم افزاریشان باشند . از این رو پیشنهاد شده که سیستمی که می خواهد تحلیلهای چند بعدی ارائه دهد، می‌بایستی با پایگاههای مختلف همکاری کرده، با سیستم‌های عملیاتی که پیشتر آزموده شده و عمومیت یافته اند ، کار کند. چنین راه حلهایی ، اجازه سازگاری بهتر سیستم مورد بحث را با زیر ساخت های فناوری اطلاعات شرکت خواهد داد .
_ هنگام ایجاد سیستم های هوش تجاری ، ضروریست که به این واقعیت توجه شود که سیستمهای فناوری اطلاعات مختلفی در سازمان وجود دارد مانند: (سیستم های تبادلی، سیستم برنامه ریزی منابع ساخت (II MRP) ، سیستم برنامه ریزی منابع سازمان و .... ) .
_ پیشنهادهای اجرای سیستم هوش تجاری باید قابل مقیاس گذاری و اندازه‌گیری باشند. انعطاف پذیری و معماری باز این سیستمها امکان توسعه آسان آنها را فراهم می آورد. این موضوع، به ویژه زمانی ضرورت پیدا می کند که نیازهای اطلاعاتی جدیدی به وجود می آید یا مقدار اطلاعاتی که باید پردازش شود، به طور قابل ملاحظه ای افزایش می یابد.
_ سیستم های هوش تجاری باید مبتنی بر فناوریهای نوین باشند. ضروریست که توجه شود، راه‌حلهای ارائه شده بوسیله سیستم های هوش تجاری توسط منابع نام آشنا در صنعت کامپیوتر فراهم شود . فقط در این صورت است که می توان انتظار اعتبار و روایی فناوریهای خریداری شده را داشت .
_ سیستم های هوش تجاری ، شانس بزرگی را برای مدیریت اثربخش شرکت فراهم می کنند هر چند که آنها نیازمند کار سخت و زیاد کاربران ، طراحان سیستمی و تحلیلگران و اطلاعات و فرهنگ سازمانی قوی است. مهارتهایی، از جمله: شناسایی، مدل‌بندی (فرایندها و ساختارهای سازمانی) و تسهیم دانش، فقط برخی فاکتورها هستند که در توسعه منظم سیستم‌های هوش تجاری موثر‌اند.

 
ارسال شده توسط احمد محمدی | 10 12, 2013 | بازدید‌ها (1745)
 مرروی بر تجربیات پیاده‎سازی سیستم‌های برنامه‎ریزی منابع سازمان در ایران تعریف ERP و مرروی بر تجربیات پیاده‎سازی سیستم‌های برنامه‎ریزی منابع سازمان در ایران
 

چکیده :

مدتی است واژه هایی نظیر ERP, MIS …   اذهان شرکت های دولتی و خصوصی را به خود مشغول ساخته و برخی از آنها فعالیت های خود را برای پیاده سازی این سیستم ها آغاز نموده اند. اما پیش از آغاز هر حرکت و تلاشی می بایست این مفاهیم در بستر کاری کشور به دقت مورد مطالعه قرار گرفته و شناخته شوند تا سیستمی مطابق با انتظارات و فرهنگ اداری کشور پیاده شده و بهره وری از سرمایه صرف شده حاصل گردد . بدین ترتیب در این مقاله به تعریف ERP و عوامل موفقیت ، دلایل شکست، مزایا ، معایب و...آن پرداخته است.

 

مقدمه

استفاده از سیستم های اطلاعاتی که بتوان همه فعالیتها و وظایف موجود در یک سازمان را تحت پوشش قرار داده و اطلاعات لازم و ضروری را به موقع در اختیار استفاده کنندگان آن قراردهد از ابزارهای حیاتی در سازمان های امروزی است[1] .

ERP  یا برنامه ریزی منابع سازمان بعنوان ابزار مدیریتی برای یکپارچه سازی منابع سازمان اهمیت شایان ذکری دارد. در این مقاله سعی شده است، تحقیقی جامع در این مورد صورت پذیرد تا راهگشایی برای انتخاب و پیاده سازی سیستم های  برنامه ریزی منابع انسانی گردد.

 

طرح مساله

قبل از تعریف ERP و شفاف تر شدن بحث، بهتر است ابتدا منابع یک شرکت یا سازمان را بشناسیم.

به‌طور کلی منابع شرکت را به چهار منبع اساسی تقسیم می کنند.

 

1.منابع انسانی

2. تجهیزات و امکانات (Material)

3. ماشین‌‌آلات (Machine)

4. پول (Money)

در این میان باارزش ترین آنها منابع انسانی (MAN) است که دانش و مهارتهای افراد را در برمی‌گیرد .

 

 

 

 دانش خود به دو نوع تقسیم می‌شود.

 

  • .دانش واضح و قابل لمس (Explicit Knowledge)، مثل سخنرانی ها، کتب و مقالات.
  • دانش غیر قابل لمس(Tacit Knowledge) ، یعنی دانشی که در حافظه انسان نهفته است.

 

این دانش باید از حافظه دریافت شود و در نهایت در قالب نوآوری و خلاقیت وارد سازوکارهای اداری و سازمانی گردد.

ضرورت برنامه‌ریزی منابع چیست؟
اگر برنامه ریزی ضروری است، ERP نیز ضرورت خواهد داشت.
ما باتوجه به شرایط جهانی و به دلیل گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات نیاز داریم خودمان را به بهترین و پیشرفته‌ترین تکنیک‌ها، مدل‌ها و روشهای مدیریتی و برنامه ریزی تجهیز کنیم تا در نهایت جامعه به رفاه مادی و معنوی برسد و در جهان الگو باشد.

انتخابERP مناسب

 

انتخابERP  مناسب

برای انتخاب ERP مناسب  باید فاکتورهای زیر مدنظر قرار گیرد:

  • ایجاد یکپارچگی در درون سازمان و موجودیت های برون سازمان
  • هماهنگی سازمان با تغییرات و شرایط برون ‌سازمانی
  • ایجاد نگرش سیستمی
  • بهبود موقعیت از طریق بهبود فرآیندها
  • تطبیق با کسب و کار الکترونیک
  • ایجاد سازگاری در اطلاعات سازمانی‌
  • کاهش هزینه‌های عملیاتی‌
  • کوتاه نمودن زمان انجام فرآیندهای عملیاتی‌
  • افزایش راندمان کاری کارکنان
  • تقویت انجام صحیح کار و کاهش دوباره کاری
  • فراهم نمودن امکان شبیه‌سازی عملیات ومشاهده نتایج، قبل از اجرای فیزیکی
  • ایجاد ارتباط بین تامین‌کنندگان، توزیع‌کنندگان و مشتریان به صورت مستمر
  • تطبیق نمودن با سایر فناوریهای نوین

 

در این صورت ERP مناسب انتخاب یا تهیه شده است و می‌توان به افزایش نرخ بازگشت سرمایه امیدوار بود.

 

تعاریف مختلف از ERP

 

 

  • سیستم یکپارچه اطلاعاتی برنامه ریزی منابع سازمان .
  • ERP ، یک علم و فن برای مدیریت منابع است.
  • یک راه حل نرم‌افزاری است که تمام فعالیت‌های واحدهای مختلف سازمان را به طور یکپارچه در یک سیستم نرم‌افزاری واحد تعریف و ایجاد می‌کند.
  • مجموعه‌ای از سیستم‌های مکانیزه است که راه حل جامعی برای عملکرد اتوماتیک یک سازمان.
  • سیستم‌های ERP، سیستم‌های اطلاعاتی قابل تغییر و تنظیمی هستند که اطلاعات و فرآیندهای مبتنی براطلاعات در سازمانها را در درون واحدهای سازمانی و بین آنها و روابط آنها با خارج سازمان یکپارچه می‌کند .
  • ERP سیستم اطلاعاتی یکپارچه ای است که فرایندهای اصلی و فعالیتهای عمده سازمان یا شرکت  را پشتیبانی کرده و امکان برنامه ریزی و کنترل منابع سازمان را فراهم می آورد.
  • ERP ، با ابزارهای کامپیوتری که به کار می‌گیرد، سرعت و دقت فرایند را تسریع می‌کند.

 

 

ERP مناسب، منافع و دستاوردهای موثری را در زمینه های استراتژی، فنی، عملیاتی و اقتصادی عاید سازمان می کند و به نوعی همه سطوح  سازمان اعم از سطوح مدیریت ارشد، مدیریت میانی و مدیریت عملیاتی از آن بهره خواهندبرد .

 

نقطه قوت راه حل‌های ERP

 

نقطه قوت راه حل‌های ERP معتبر خارجی، انسجام و سطح بالای یکپارچگی فرایندها است.

 

  • نقطه قوت راه حل‌های ERP شرکت‌های ایرانی، شناخت فضای کسب و کار در ایران و داشتن تجربه مناسب، در پیاده‌سازی و استقرار ERP است.

 

مجری بایستی خاک نرم‌افزار را در ایران خورده باشد!!!

 

چالش‌های برنامه‌ریزی منابع در ERP

  • هنوز نیازهای مدیریتی شفاف نشده است.
  • هنوز رقابت جدی بر کسب و کارها حاکم نیست.
  • دانش برنامه‌ریزی در کشور ضعیف است.
  • محیط بیرونی کسب و کار پذیرای برنامه‌ریزی نیست.

 

چالش‌های نرم‌افزاری ERP

  • معماری سازمانی (وضع مطلوب یا مقدور)
  • تفکیک مراحل تولید از تطبیق و اجراء
  • امنیت اطلاعات
  • سیستم جامع، MIS، ERP، یا KMS
  • Work Flow
  • محیط اجراء

 

شرط موفقیت (ERP ایرانی یا ERP خارجی)

 

با عنایت به مفاهیم روشن ERP به ندرت می‌توان یک سیستم منطبق با این ویژگی را در ایران پیدا کرد. گزینش یک محصول خاص و تغییر و تطبیق سیستم با فرایندهای سیستم و اجرای پروژه به صورت فازهای پشت سرهم در ایران مناسب‌تر است.شانس موفقیت در هیچ پروژه‌ای تضمینی و صددرصد نیست.

یک مشاور با تجربه می‌تواند در کاهش هزینه‌ها، انتخاب مناسب، و در اجرای موفقیت‌آمیز پروژه ERP نقش تعیین‌کننده‌ای داشته باشد.

       اگر بهترینERP  انتخاب شود اما پیاده‌سازی کننده مناسبی برای آن انتخاب نشود، ممکن است این پروژه به شکست منتهی شود.

       سازمان های مختلفی با شرکت‌های خارجی وارد بحث و مذاکره شده اند تا ERPهای آنها را بومی و متناسب‌سازی کرده و یا دست کم، از ماژول های تولیدات آنها استفاده کنند.در نتیجه این تحقیقات مشخص شد که بومی‌سازی نرم افزارهای ERP خارجی در ایران ناممکن است.

موفقیت به معنی استقرار تمام موارد و مؤلفه‌های سازمان از یک نرم‌افزار ERP تاکنون اتفاق نیفتاده است.

 

بدون درگیری مدیران سازمان در پیاده‌سازی ERP، که یک تغییر فرهنگ بنیادی در سازمان است، محال است، که استقرار ERP موفق شود.

 

عوامل مؤثر در اجرای اثربخش پروژه‌هایERP

1- کارفرما

2- شرکت مجری

3- تیم ناظر و مشاورین

4- کاربران سیستم

 

کارفرما

 

1- نقش مدیر قهرمان (Champion)

2- جایگاه و نقش مدیر پروژه ERP از سوی کارفرما

3- روشن شدن حد تطبیق (بهبود یا تحول)

4- صبر و حوصله (قرن بیست و یکم قرن سرعت است، اما نه سرعت در تغییر مسئولین)

5- آگاهی کامل از اینکه قرار است به کجا برویم

6-عدم ناامیدی در کنار عدم ذوق‌زدگی

7- توجه به سطح و درجه آمادگی سازمان کارفرما و درگیر نکردن مجری برای ارتقاء سطح آمادگی کارفرما

 

شرکت مجری

 

1- نقش مدیر پروژه

2- داشتن تجربه در پیاده سازی و استقرار در ایران

3- داشتن تعداد مناسب مشاور، تکنولوگ و ... در کنار تیم نرم‌افزاری

4- جداسازی محیط تولید از محیط تطبیق

5- قالب شدن تفکر ERP بر تفکر صرف نرم‌افزاری

(تفکر فرایندی، جذب دانش به روش‌ها، تفکر برنامه‌ریزی

 

تیم ناظر و مشاورین

 

1- تفکیک وظایف ناظر از وظایف مشاورین کافرما

2- کمک‌گیری از مشاورین متخصص برای مهیاسازی شرایط جذب ERP

3- کمک‌گیری از انواع مشاوران آموزشی برای ارتقاء میزان آمادگی کارفرما

4- کمک‌گیری از انواع مشاوران مدیریتی و انجام طرح های بهبود

5- مدیریت کامل پروژه با تکیه روش‌های استاندارد (BMBOK) توسط ناظر پروژه

6- ایجاد هماهنگی و یکپارچگی فکری بین تیم‌های کارفرما، مجری، ناظر و مشاورین

 

کاربران سیستم

 

1- ضرورت بسترسازی فرهنگی

2- برنامه‌ریزی آموزشی گسترده و قوی در زمینه‌های خدمات مدیریتی، انفورماتیکی و انگیزشی

3- برنامه‌ریزی آموزشی تخصصی موضوعی (مثال: آموزشABC برای صاحبان فرایندهای مرتبط با فرایندهای مالی)

4- تعیین درست کاربران اصلی (Power User) و تعیین حداقل یک قائم‌مقام تمام وقت برای هر یک از آنان

5- آماده سازی کاربران سیستم‌ها و مهیاسازی محیط کار برای حذف مقاومت در مقابل تغییر

 

 

جمع بندی

شرط موفقیت ERP در ایران یکپارچگی در تفکر شرکت‌های نرم‌افزاری، شرکت‌های خدمات مدیریتی، مدیران ارشد کسب و کارها، مؤسسات فرهنگی و مشاوران ارشد این رشته است.

نیاز مندیهای استقرار ERP

 

 

•          تصمیم گیری هییت مدیره

•          تعریف پروژه نمونه

•          ایجاد ساختار مناسب برای اجرای پروژه

•          انتخاب ERP مناسب

•          مهندسی مجدد فرآیند ها به میزان تشخیص و صلاحدید سازمان

•          ایجاد بستر مخابراتی لازم

•          بومی کردن ERP

•          بررسی نتایج

•          تعمیم

 

هزینه ERP

  1. 60% پیاده سازی
  2. 20% هزینه ایجاد زیر ساختهای لازم
  3. 20% هزینه نرم افزار

 

هزینه های پنهان ERP

  1. آموزش
  2. آزمایش و یکپارچه سازی
  3. سفارشی سازی