جديدترين مقالات مرتبط با مدیریت فناوری اطلاعات IT
ارسال شده توسط احمد محمدی | 31 12, 2013 | بازدید‌ها (1360)
استخراج و ارزيابي شاخصهاي مرتبط با آمادگي صنعت خودرو سازي جهت پياده سازي ERP
 
محقق : مهندس مهدي عابديني[1]
 
Evaluation of readiness Criteria’s for implementation of ERP in Iranian Automotive industries
 
 
چكيده تحقيق:
بکارگيري و پياده سازي فرآيند سيستمهاي برنامه ريزي منابع سازمان ERP[7]يک چالش فني – اجتماعي است که بر سطوح استراتژيک و عملياتي شرکت تاثير گذار خواهد بود[13]و لزوما اجراي آن بازده مورد انتظار سازمان استفاده کننده را به همراه نخواهد داشت. بدين منظور بايد قبل ازپياده سازي ERP ميزان آمادگي سازمان براي پياده سازي اين سيستم ،ارزيابي شود.لازم است يک سازمان قبل ازپياده سازي ERP وضعيت کنوني خود را با توجه به عوامل اثر گذار بر آمادگي سازمان جهت پياده سازي موفق ERPرا مشخص نمايد.[18]
ولي متاسفانه در پروژه هاي صورت گرفته در ايران آنطور که لازم است به اين مساله توجه کافي مبذول نگرديده است ودر مورد بومي سازي فاکتورهاي مرتبط با آمادگي سازمانهاي ايراني براي پياده سازي ERP نيز توجه كافي مبذول نشده است. با بررسي تحقيقات انجام شده عوامل مرتبط با آمادگي صنعت خودرو سازي شناسايي گرديد. در مرحله بعدي با توجه به تحقيقات انجام شده در ايران در زمينه ERP و همچنين با توجه به نظرات خبرگان 18 عامل شناسايي گرديد. سپس اين عوامل از طريق پرسشنامه مورد ارزيابي قرار گرفت و با استفاده از تحليل عاملي اين عوامل در قالب 5 فاکتور اصلي خلاصه گرديد و مهمترين عوامل مرتبط ،با توجه به شرايط خاص صنعت خودرو سازي مشخص گرديد. در مرحله آخر تحقيق پرسش نامه ديگري در قالب مقايسه دو به دوي 5 فاكتور اصلي طراحي گرديد با استفاده از مقياسات زوجي و با استفاده از تکنيک بردار ويژه مورد رتبه دهي قرار گرفت .اين تحقيق ميتواند راهنماي بسيار مفيدي براي شركتهاي خودروسازي كه قصد پياده سازي ERP را دارند ؛ باشد و آنها ميتوانند از عوامل استخراج شده و رتبه هاي بدست آمده جهت ارزيابي آمادگي سازمان براي پياده سازي ERP استفاده نمايند .
واژه هاي کليدي: برنامه ريزي منابع سازمان( ERP)، ارزيابي آمادگي[8]، صنعت خودروسازي[9]، عوامل بحراني موفقيت[10]
مقدمه:
در دهه 1970 كه كاربرد فناوري اطلاعات در سازمانها به ويژه صنايع توليدي گسترش چشمگيري يافت. با پيشرفت سيستم هاي اطلاعاتي، سيستم هايMRP[11]در زمينه برنامه ريزي مواد موردنياز و شكل گرفت. به دنبال آن سيستم هاي MRPII از توسعه اين سيستم ها به وجود آمد. در دهه 1990 سيستم هاي ERP براي رفع معضل عدم يكپارچگي سيستم ها و بهره برداري از مزيت يكپارچگي به وجود آمدند. ERP در میان انواع سیستمهای نرم افزاری در صنعت ITاصطلاحاً یک ابر ساختار نرم افزاری [12]نامیده می شود و بخشهای متنوعی از فرایند کسب وکار همچون برنامه ریزی کالاها و فرآیندها , فروش , تولید کارخانه ای , خرید مواد خام , و خدمات به مشتریان را در بر میگیرد به این ترتیب معماری ERPبا سه حوزه بسیار مهم دیگر از کسب و کار یعنی مدیریت ارتباط با مشتریان [13]و مدیریت زنجیره فراهم کنندگان [14]و مدیریت ارتباط با تامین کنندگان [15]در ارتباط نزدیک است .
سیر صعودی استفاده از سیستمهای ERP که از همان زمان ظهور آنها آغاز شده، همچنان ادامه دارد واین موضوع به سازمانهای ایرانی نیز سرایت کرده است. اخیرا برخی از سازمانهادرداخل کشور تمایل زیادی به پیاده سازی این سیستمها نشان داده و تعدادی از سازمانها نیز در سطح محدود این سیستم ها راپیاده سازی نمود ه اند .
بيان مساله
با بزرگ شدن سازمانها و موسسات نياز به وجود سيستمهاي اطلاعاتي يكپارچه كه بتواند همه بخشها و وظايف موجود در سازمان را با استفاده از يك سيستم كامپيوتري تحت كنترل داشته باشد احساس و پيدايش چنين سيستمهايي در سازمانها و بخصوص سازمانهاي صنعتي ضروري بنظر مي رسد . فلسفه اصلي ERP را فرايند گرايي تشکيل مي دهد و توسعه آن در سازمان، بخشهاي عمده اي را درگيرمي كند. به همين دليل پياده سازي ERP بايد به عنوان پروژه اي با ابعاد سازماني در نظر گرفته شود. اين نگرش ، مستلزم اعمال تغييراتي در ابعاد فرهنگي، انساني، تكنيکي، ساختاري و فرايندي در سراسر سازمان است. [3] با وجود چنين التزامي، بسياري از مديران پروژه پياده سازي ERP، تنها به جنبه هاي تكنيکي و مالي پروژه توجه داشته و از ساير جوانب غافل مي مانند و همين موضوع زمينه ساز عدم موفقيت در پياده سازي ERP مي شود به همين دليل لازم است قبل از پياده سازی آن، شاخصهای مربوط به آمادگی جهت پیاده سازی ERPمورد ارزيابی قرار گيرد تا بتوان با استفاده از اين شاخصها در مورد آمادگي سازمان جهت پياده سازي ERP بهتر تصميم گيري نمود.
اهداف اساسي از انجام تحقيق:
هدف اساسي اين تحقيق عبارت است از"ارزيابي شاخصهاي آمادگي صنعت خودروسازي ايران جهت پياده سازي سيستم ERP". البته يكسري اهداف فرعي نيز در اين تحقيق محقق ميشود كه عبارتند از:
- شناخت عوامل و معيارهاي موثر بر آمادگي جهت پياده سازي سيستمهاي ERP .
- رتبه دهي و اولويت بندي معيارهاي موثر بر آمادگي جهت پياده سازي سيستمهاي ERP با توجه به ويژگيهاي صنعت خودرو سازي
- تلخيص شاخصهاي بدست آمده در قالب چند عامل اصلي
روش تحقيق:
اين تحقيق از لحاظ نوع تحقيق از تحقيقات کاربردي و از نظر نحوه گرد آوري داده ها پيمايشي است در اين تحقيق پس از بررسي ادبيات تحقيق و مطالعات انجام گرفته عوامل اثر گذار بر آمادگي سازمان جهت پياده سازي موفق ERP شناسايي گرديد و سپس اين عوامل با استفاده از نظر خبرگان مورد بررسي قرار گرفت و با استفاده از آزمون فريدمن رتبه بندي اين عوامل مشخص گرديد و سپس از طريق تحليل عاملي اين عوامل را در قالب 5 عامل اصلي تخليص گرديد .
جامعه آماري: قلمرو مکاني تحقيق شرکت خودروسازي سايپاوقلمرو زماني تحقيق نظركليه کارکنان و مديران حاضر در پروژه پياده سازي سيستم ERP در تابستان و پاييز سال 1384 مي باشدوجامعه آماری این تحقیق عبارت است از افراد گروه فناوری اطلاعات شرکت سایپا ؛ دلیل انتخاب این افراد بدان جهت می باشد که این افراد مستقیماً در جریان مراحل پروژه پیاده سازی ERP قرار داشتند و با مشکلات و مباحث پیاده سازی ERP به طور عملی و علمی آشنایی کامل دارند . باتوجه به اینکه جامعه آماری که در این اینگونه تحقیقات باید افرادخبره باشند که در روند مراحل پیاده سازی ERP شرکت داشته باشند, و در صنعت خودروسازي تنها شركت سايپا اين سيستم پياده نموده است, با محدودیت جامعه آماری مواجه بودیم.
يافته هاي تحقيق
نتايج بررسي هاي صورت گرفته از طريق پايگاه اطلاع رساني علمي و موتورهاي جستجوي در بازه زماني سالهاي 1990 تا 2005 نشان مي دهد كه مطالعات و تحقيقات صورت گرفته در زمينه ERP داراي طبقه بندي و جهت گيري هاي خاصي است و ميتوان آنها را بصورت خلاصه در قالب ذيل قرار داد:
مباحث عمومي ERP شامل كليات ERP ، انجام تحقيقات در زمينه توسعه و نفوذ اين سيستم در سازمانها ، مشكلات تحقيق ، دانش سازماني ، مدل سازي كسب و كار و ساخت و توسعه ERP. برخي از مطالعات صورت گرفته در زمينه ERP در اين بخش قرار ميگيرند
انتخاب راه حل ERP بعنوان حلال مشكلات اطلاعاتي سازمان
•    انتخاب سيستم ERP و عرضه كننده مناسب
•    پياده سازي ERP شامل :
o    متدولوژيها و استراتژيهاي پياده سازي ERP
o    عوامل كليدي موفقيت و شكست در پروژه هاي ERP
o    بررسي و مطالعه موردي پياده سازي ERP در سازمانهاي مختلف
o    ساير مباحث مطرح در زمينه پياده سازي ERP
o    استفاده و نگهداري از ERP
o    تكامل و توسعه ERP در سازمان
o    بازنشستگي و حذف ERP از سازمان و يا ارتقاء آن .
در طبقه بندي بالا، بيشترين توجه به پياده سازي ERP بوده است و شايد دليل اين موضوع قرار گرفتن درصد زيادي از سازمانها در سطح جهان در مرحله پياده سازي ERP باشد .
بررسي هاي صورت گرفته نشان مي دهد با وجود طرح موضوع ERP از اوايل دهه 90 ميلادي، بحثهايي كه مانع از پياده سازي آن در شرايطي كه سازمان آمادگي لازم براي پرداختن به اين موضوع را ندارد ، چندان مورد توجه قرار نگرفته است .[4] [6],شايد اين موضوع بيشتر بدليل قدرت تبليغاتي شركتهاي عمده عرضه كننده ERP و همچنين اشتياق سازمانها براي پياده سازي اين سيستمها بدون توجه به مشكلات پياده سازي مي باشد[12]. بخاطر اين امر و براي جلوگيري از شکستهاي احتمالي که در پروژه هاي پياده سازي ERP اين تحقيق به اين موضوع را مورد بررسي قرار داده است .
• شناسایی عوامل و معیارها
در تحقيق ابتدا به بررسي تحقيقاتي که در زمينه شناسايي و ارزيابي عوامل بحراني موفقيت پرداخته شد که در جدول زير خلاصه گرديد.
نگاره 1. عوامل بحراني موفقيت با توجه به تحقيقات صورت گرفته در ادبيات تحقيق
     تيم کاري ERP    مديريت تغيير وفرهنگ    حمايت مديريت ارشد    مهندسي مجدد    مديريت پروژه    پيشتازان پروژه    ارتباطات    توسعه نرم افزارو برطرف کردن اشکالات    سيتمهاي سابق سازمان
Bingi, Sharma, and Godla(1999)    x    x    x    x                   x    
Buckhout, Frey, and Nemec (1999)    x         x                             
Falkowski, Pedigo, Smith,
and Swanson (1998)    x    x              x    x    x         
Holland, Light, and Gibson (1999)    x    x    x    x    x         x    x    x
Murray and Coffin (2001)         x    x    x    x    x         x    
Roberts and Barrar (1992)         x    x    x                        x
Rosario (2000)    x    x         x    x    x    x    x    
Scheer and Habermann (2000)                                       x    
Shanks et al. (2000)    x    x    x    x    x    x    x         
Stefanou (1999)    x                        x              
Sumner (1999)    x    x    x    x    x    x    x         
Wee (2000)    x    x    x    x    x         x    x    
[7],[8],[9],[11],[16],[18],[19],[20],[21],[22]
با بررسي هاي صورت گرفته مشخص گرديد که کاملترين و جامع ترين چارچوب عوامل بحراني مربوط به آقاي پاستور است كه در جدول 2-1 بيان گرديده است [14],[15]و در اين تحقيق جهت استخراج و گزينش عوامل از اين چارچوب استفاده گرديد.
نگاره 2. عوامل بحراني موفقيت استخراج شده از چارچوب پاستور
تاكتيكي    استراتژيكي    
- توانايي برگزاري برنامه آموزشي مناسب
- توانايي پيش بيني و برنامه ريزي به‌منظور برطرف كردن خطاهاي احتمالي
- توانايي سازمان دراستفاده مناسب از مشاورين
- اعطاي قدرت تصميم گيري به نيروهاي پياده ساز ERP و پيشتازان پروژه    - حمايت دائم مديريت ارشد سازمان
- مديريت تغيير بصورت اثر بخش
- بازنگري و مهندسي مجدد فرايندها
- حضور فعال پيشتازان پروژه[16]
- مشاركت پرسنل در پروژه ERP
     سازماني
- دانش صحيح و كافي در مورد سيستمهاي فعلي[17]سازمان
خودداري از سفارشي نمودن[18](منطبق ساختن ,بومي نمودن ) بيش از حد ERP
وجود زير ساختهاي سخت افزاري و ارتباطي مناسب در سازمان    فني )José Esteves , Pastor ;2000)برگرفته از علاوه بر عوامل فوق در تحقيق كارشناسي ارشد آقاي امين الوانچي تحت عنوان بررسي پياده سازي سيستمهاي ERP در شرکتهاي توليدي ايران ، عوامل ديگري نيز از جمله ظرفيت تغيير پذيري در سازمان ، وجود مهندسان سيستم و فناوري اطلاعات در سازمان ،احساس سازمان در قرار داشتن در بازار رقابتي وشناخت کلي شرکت از سيستم ERP رانيز جزء عوامل مهم در پياده سازي سيستم ERPبيان نموده است [2] كه در نهايت 18 عامل مورد بررسي قرار گرفت .
• رتبه بندی عوامل
بدين منظور پرسشنامه اي براي تعيين ميزان تاثير هر کدام از اين عوامل بر روي ميزان آمادگي سازمان جهت پياده سازي سيستمERP طراحي گرديد و بين خبرگان توزيع گرديد بعد از جمع آوري داده ها از طريق تحليل عاملي مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت .
با استفاده از آزمون فريدمن رتبه هر يک از18 متغير بدست آمده است .جدول شماره1-3 , نتايج حاصل از آزمون فريدمن براي رتبه بندي 18متغير تحقيق را نشان ميدهد.
نگاره 3. نگاره آزمون فريدمن براي رتبه بندي متغيرها
     ميانگين رتبه اي
C12 حمايت مديريت ارشد    15.2
C16 مديريت تغيير بصورت اثر بخش    11.46
C11ظرفيت تغيير پذيري    11.29
C13اعطاي قدرت تصميم گيري به نيروهاي پروژهERP و پيشتازان پروژه    10.58
C8 وجود فرهنگ كار گروهي در سازمان    10.25
C15 حضور فعال پيشتازان پروژه    10.19
C10مشاركت پرسنل در پروژه ERP    9.9
C6 توانايي پيش بيني و برنامه ريزي به‌منظور برطرف كردن خطاهاي احتمالي    9.64
C17 وجود زير ساخت هاي سخت افزاري و ارتباطي مناسب در سازمان    9.25
C1 احساس سازمان در قرار داشتن در بازار رقابتي    9.17
C18توانايي سازمان دربرگزاري برنامه هاي آموزشي کافي و مناسب     8.87
C3 توانايي سازمان براي اختصاص بودجه مالي    8.74
C5 توانايي سازمان دراستفاده مناسب از مشاورين    8.44
C4 وجود مهندسان سيستم و فناوري اطلاعات در سازمان    8.42
C2 شناخت کلي سازمان از سيستم ERP    7.74
C9 پرهيز از سفارشي نمودن بيش از حد    7.42
C14 بازنگري و مهندسي مجدد فرايندها    7.32
C7 دانش صحيح و كافي در مورد سيستمهاي فعلي سازمان    7.12
 
تعداد    42
کاي دو    98.238
درجه آزادي    17
سطح معني داري    .000


 
همانگونه که در جدول شماره 1-3نمايان است, سطح معني داري محاسبه شده براي برابر بودن متغيرها از نظر اثرگذاري بر آمادگي سازمان جهت پياده سازي ERP برابر 0.000 است که اين موضوع بيانگر وجود تفاوت معني دار بين ميانگين هاي رتبه اي در سطح 99% است .[1] بنابراين مي توان گفت حمايت مديريت ارشد با بالاترين ميانگين رتبه اي؛ بيشترين و دانش صحيح و كافي در مورد سيستمهاي فعلي سازمان با پايين ترين ميانگين رتبه اي ؛ کمترين اثرگذاري بر آمادگي سازمان جهت پياده سازي ERP را دارا مي باشند.
• تجزيه وتحليل عوامل
در تحليل عاملي با محاسبه ماتريس اوليه عوامل , مشخص گرديد که 5 عامل داراي ارزش ايگن بيش از 1 هستند که داراي 74.304 درصد واريانس مي باشند. بعبارت ديگر از بين تمام شاخصها , 5 عامل وجود دارند که مبين 74.304 درصد ميانگين تغييرات (فواصل) ارزشهاي ايگن هر يک از شاخصهاي آزمون شده مي باشند.
نگاره 4. ماتريس اوليه عوامل
عامل    ارزش ايگن    درصد واريانس    درصد تجمعي
1    4.024    23.673    23.673
2    3.532    20.776    44.449
3    1.912    11.246    55.695
4    1.724    10.143    65.838
5    1.439    8.466    74.304
با توجه به ماتريس اوليه عوامل جدول شماره 1-4 , به وضوح مشخص است که ارزش 5 عامل مذکور , فاصله بيشتري با بقيه شاخصها دارد.همانگونه که گفته شد,درصد تغيير,نسبتي از واريانس کل است که توسط فاکتورعامل مورد نظر بيان ميشود. بطور مثال نسبتي از واريانس کل که توسط فاکتوراول بيان ميشود برابر 23.673است.
پس از آن ,ماتريس فاکتور اوليه (چرخيده نشده) به دست مي آيد. اما آنجاييكه تفسير اين ماتريس , هميشه ساده نيست, لذا با استفاده از روش واريماکس , دوران داده مي شود. اساس دوران , صرفاً بمنظور تفسير ساده تر و رسيدن به نتايج بهتر است.
بر اساس بارهاي عامل , ساختارهاي هر عامل , متشکل از شاخصها , شناسايي گرديدند. تنها شاخصها با وزن (بار) بيش از 0.5 در ساختار هر عاملي قرار مي گيرند. ماتريس چرخيده شده بصورت زير به دست آمد:
نگاره 5. ماتريس دوران يافته
     1    2    3    3    4
احساس سازمان در قرار داشتن در بازار رقابتي    .069    .064    .149    .890    -.189
شناخت کلي سازمان از سيستم ERP    .179    .186    -.011    .858    .189
توانايي سازمان براي اختصاص بودجه مالي    -.022    .878    .067    .277    -.003
وجود مهندسان سيستم و فناوري اطلاعات در سازمان    -.154    .365    .135    .444    .560
توانايي سازمان دراستفاده مناسب از مشاورين    -.214    .818    .073    .063    .070
توانايي پيش بيني و برنامه ريزي به‌منظور برطرف كردن خطاهاي احتمالي    -.341    .660    .156    .032    -.246
پرهيز از سفارشي نمودن بيش از حد    .391    .044    .454    .080    .516
وجود فرهنگ كار گروهي در سازمان    .865    -.198    .055    .170    .061
ظرفيت تغيير پذيري    .802    -.112    .231    .357    -.091
حضور فعال پيشتازان پروژه    .781    .068    .278    .000    -.137
مشاركت پرسنل در پروژه ERP    .830    -.087    -.084    -.126    .197
بازنگري و مهندسي مجدد فرايندها    .053    -.303    .034    -.145    .506
وجود زير ساختهاي سخت افزاري و ارتباطي مناسب در سازمان    -.020    .087    .021    .016    .894
حمايت مديريت ارشد    .105    -.115    .816    .337    -.175
اعطاي قدرت تصميم گيري به نيروهاي پروژهERP و پيشتازان پروژه    -.003    .294    .784    -.038    .080
مديريت تغيير بصورت اثر بخش    .231    -.105    .831    -.019    .259
برنامه هاي آموزشي کافي و مناسب    .141    .816    -.141    -.030    .072
كه با توجه به نظر كارشناسان عوامل اصلي تحت عناويني كه در جدول 1-6بيان گرديده است، نامگذاري گرديدند.
نگاره 6. ساختار عوامل جابجا شده واريماکس شاخصها
عوامل    بارعامل
عامل اول :عامل فرهنگي
وجود فرهنگ كار گروهي در سازمان    .865
ظرفيت تغيير پذيري    .802
مشاركت پرسنل در پروژه ERP    .830
حضور فعال پيشتازان پروژه    .781
عامل دوم: توانمنديهاي سازمان
توانايي سازمان براي اختصاص بودجه مالي مناسب و مداوم جهت پياده سازي ERP     .878
توانايي سازمان در استفاده مناسب از مشاورين    .818
توانايي پيش بيني و برنامه ريزي به‌منظور برطرف كردن خطاهاي احتمالي    .660
توانايي سازمان در برگزاري برنامه هاي آموزشي کافي و مناسب    .816
عامل سوم :عامل حمايتي
حمايت مديريت ارشد    .816
اعطاي قدرت تصميم گيري به نيروهاي پروژهERP و پيشتازان پروژه    .784
مديريت تغيير بصورت اثر بخش    .831
عامل چهارم : عامل انگيزشي
احساس سازمان در قرار داشتن در بازار رقابتي     .890
شناخت کلي سازمان از سيستم ERP    .858
عامل پنجم: زيرساختهاي فناوري اطلاعات
وجود مهندسان سيستم و فناوري اطلاعات در سازمان     .560
وجود زير ساختهاي سخت افزاري و ارتباطي مناسب در سازمان    .894
بازنگري و مهندسي مجدد فرايندها     .506
پرهيز از سفارشي نمودن بيش از حدERP    .516
در بخش بعدي تحقيق جهت اندازه گيري رتبه عاملهاي اصلي بدست آمده از تحليل عاملي از مقايسات زوجي استفاده گرديد بدين ترتيب که از خبرگان خواسته شد که 5 عامل اصلي (توانمندي هاي سازمان, فرهنگي, حمايتي, انگيزشي, زيرساختهاي IT)را بايکديگر مقايسه نمايند و ميزان ارجحيت هرکدام يک را نسبت به ديگري در قالب طيف ساعتي بيان نمايند.
نتايج حاصل از مقايسات زوجي نشان داد که عامل حمایتی بارتبه0.287دارای بالاترین رتبه می باشد و به ترتیب توانمندیهای سازمان(0.203),عاملهای فرهنگی(0.202), زیرساختهای IT (0.171)و عامل انگیزشی (0.137) در رده های بعدی قرار دارند ونرخ سازگاري بدست آمده برابر 0.03 بود که از حد بالايي از اعتبار برخوردار است.[5]
نتيجه گيري
در اين تحقيق نتايجي بدست آمد كه مي تواند مورد استفاده شركتهاي خودرو سازي كه مي خواهند اين سيستم را در شركت خود پياده نمايند ،قرارگيرد كه اهم نتايج به اين صورت ميباشد.
l سازمانهايي كه مي خواهند سيستم ERPرا پياده نمايند بايد بتوانند در هنگام پروژه پياده سازي ERP سريعاً تصميم گيري نمايند[10] که اين امر نياز به آن دارد که مديريت ارشد از تيم پياده سازي حمايت کامل نمايد و به آنها قدرت تصميم گيري اعطا نمايد بنابراين سازمان بايد مكانيزمهايي را براي حمايت از پياده سازي سيستم ERP درنظر بگيرد تا آمادگي لازم جهت پياده سازي موفق سيستم ERP را داشته باشد و بتواند پروژه را در زمان تعيين شده با موفقيت تمام نمايد.
l با توجه به اینکه پیاده سازی سیستم ERP موجب تغییرات گستردهای در سطح سازمان می گردد سازمانها باید دارای ظرفیت تغییر پذیری بالایی باشند تجربه نشان داده است مدیران و کارکنان شرکتها در برابر تغییر بسیار مقاومت نشان می دهند و استاندارد سازی فرایندها را عامل هرج و مرج در همه بخشها می دانند و از انجام آن خودداری می کنندوتازمانی که این ظرفیت در سازمان وجود نداشته باشد آن سازمان آمادگی لازم جهت پیاده سازی سیستم ERP را نخواهد داشت.
l عامل قرار داشتن در بازار رقابتی دارای اثر مشخصی بر روی آمادگی سازمان جهت پیاده سازی ERP می باشد. استفاده از سيستم ERP در بازارهای رقابتی معنا پیدا می کند. تا زمانیکه شرکتها خود را در بازارهای رقابتی احساس نکنند ،تمایل به استفاده از هیچکدام از ابزارهای برنامه ریزی نخواهند داشت. از طرفی حضور در بازار رقابتی در شرکتها، تقاضا برای عرضه ابزارهای برنامه ریزی و مدیریتی, از جمله سیستمهای ERP را بوجود می آورد[17].
l همانطوری که نتایج تحلیل عاملی نشان داد بین عامل احساس سازمان در قرار داشتن در بازار رقابتی و شناخت کلی شرکت از سیستم ERP همبستگی مثبتی وجود دارد وپایین بودن احساس رقابت در شرکتها خود عاملی موثر در کاهش میل شرکتها برای شناخت سیستمهای ERP می باشد . البته با توجه به مساله جهانی سازی و ورود ایران به معاهده سازمان تجارت جهانی، انگیزش شرکتهای صنعت خودرو سازی جهت پیاده سازی سیستم ERP بیشتر می شود و پیشنهاد می شود که شرکتهای صنعت خودرو سازی جهت پایین آوردن هزینه ها و افزایش توان رقابتی، سیستم های خود را بوسیله ERP منسجم نمایند وبدين منظورلازم است هر سازمانی پیش از پیاده سازی ERP , درک روشن و شفافی از سیستم ERP داشته باشد که این امر باعث درک توانمندیها و مزیتهای این سیستم شده وموجب افزایش انگیزش شرکتهای خودرو سازی به پیاده سازی سیستم ERP می گردد .
مراجع:
1.    آذر عادل و مومني منصور،1383 ,"آمار و کاربردآن در مديريت ", چاپ هفتم , تهران , انتشارات سمت.
2. الوانچي, امين, 1380, "بررسي پياده سازي سيستمهاي ERP در شركتهاي توليدي ايران" , پايان نامه كارشناسي ارشد صنايع دانشگاه تربيت مدرس .
3. ساعي, مهدي, 1379,"مدلسازي مفهومي برنامه ريزي منابع ساخت MRPII,ERP بوسيله مدلسازي يكپارچه UML" , پايان نامه كارشناسي ارشد صنايع دانشگاه تربيت مدرس.
4. شريفيان, ناصر, 1383," بررسي فرايند توسعه سيستمهاي ERP و موانع و مشكلات اجرايي آن، مورد مطالعه گروه همكاران سيستم " , كارشناسي ارشد مديريت صنعتي تهران.
5.    کلاين, پل , 1380,"راهنماي آسان تحليل عاملي", ترجمه دکتر سيد جلال صدر السادات واصغر مينايي.
6. Al-Mashari, M., Al-Mudimigh, A. & Zairi, M. 2003. Enterprise resource planning: a taxonomy of critical factors. European journal of operational research 146: 352-364.
7. Bingi, P., Sharma, MK, Golda, JK, Critical Issues Affecting an ERP Implementation, Information Systems Management, 16(3), 7-14, 1999
8. Buckhout, S., Frey E.,&Nemec, J., Jr. (1999). Making ERP succeed: Turning fear into promise.IEEE Engineering Management Review, 19, 116–123.
9. Falkowski, G., Pedigo, P., Smith, B., & Swanson, D. (1998, September). Arecipe for ERP success.Beyond Computing, 44–45.
10. Hartwick, J. and Barki, H. “Explaining the Role of User Participation in Information System Use,” Management Science (40:4),1994, pp. 440-465.
11. Holland, C. P., Light, B., & Gibson, N. (1999). A critical success factors model for enterprise resource planning implementation. Proceedings of the 7th European Conference on Information Systems, 1, 273–297.
12. Jens Laurits Nielsen BInfTech ,2002 “CRITICAL SUCCESS FACTORS FOR IMPLEMENTING AN ERP SYSTEM IN A UNIVERSITY ENVIRONMENT: A CASE STUDY FROM THE AUSTRALIAN “ , Griffith University.
13. Jiang Yingjie ,2005;”Critical Success Factors in ERP Implementation in automotive sectors” , The Swedish School of Economics and Business Administration.
14. José Esteves , Joan Pastor ;2000 . “Toward the Unification of Critical Success Factor for ERP Implementations” .
15. José Esteves , Joan Pastor ;2001 ; "ENTERPRISE RESOURCE PLANNING SYSTEMS RESEARCH: AN ANNOTATED BIBLIOGRAPHY", Universitat Politècnica de Catalunya.
16. Murray, M., & Coffin, G. (2001). A case study analysis of factors for success in ERP system implementations. Proceedings of the Seventh Americas Conference on Information Systems,Boston, 1012–1018.
17. Roberts, H. J., & Barrar, P. R. N. (1992). MRPII implementation: Key factors for success. ComputerIntegrated Manufacturing Systems, 5(1), 31–38.
18. Scheer, A., & Habermann, F. (2000). Enterprise resource planning: Making ERP a success.Communications of the ACM, 43(4), 57–61.
19. Shanks, G., Parr, A., Hu, B., Corbitt, B., Thanasankit, T., & Seddon, P. (2000). Differences in critical success factors in ERP systems implementation in Australia and China: Acultural analysis. Proceedings of the 8th European Conference on Information Systems, Vienna, Austria, 537–544.
20. Stefanou, C. J. (1999). Supply Chain Management (SCM) and organizational key factors for successful implementation of Enterprise Resource Planning (ERP) systems. Proceedings of the Americas Conference on Information Systems, Milwaukee, WI, 800–802.
21. Sumner,M. (1999). Critical success factors in enterprise wide information management systemsprojects. Proceedings of the Americas Conference on Information Systems, Milwaukee, WI,232–234.
22. Wee, S. (2000, February). Juggling toward ERP success: Keep key success factors high. ERP News. Retrieved June 1, 2000, from http://www.erpnews.com/erpnews/erp904/02get.html


________________________________________
[1]فارغ التحصیل کارشناسي ارشد رشته مديريت صنعتي دانشگاه تهران abedini_mehdi@yahoo.com09122850703
[2]استاديار دانشكده مديريت دانشگاه تهران- دانشكده مديريت Msarami@ut.ac.ir
[3]استاديار دانشكده مديريت دانشگاه تهران- دانشكده مديريت mosakhani@ut.ac.ir
[4]MA student of Industrial Management , Faculty of Management , Tehran University
[5]Assciate proffessor , Faculty of Management , Tehran University
[6]Assciate proffessor , Faculty of Management , Tehran University
[7]Enterprise Resource Planning
[8]Readiness Assessment
[9]Automotive industry
[10]Critical Success Factors
[11]Material requirement planning
[12]Software infrastructure
[13]CRM - Customer Relationship Management
[14]SCM- Supply Chain Management
[15]SRM- Supplier Relationship Management
[16]Project Champions
[17]Legacy systems
[18]Customize


ارسال شده توسط احمد محمدی | 31 12, 2013 | بازدید‌ها (1617)

ارزیابی تاثیر سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان (ERP) بر ارزش سهامدار:

John J. Morris، Kansas State University، USA

چکیده: سیستم های ERP در دهه 1990 به عنوان ابزاری برای ادغام فرایند های تجاری و ارتقاء بهره وری، ایجاد شدند. مطالعات قبلی برای ارزیابی تاثیر سیستم های ERP از نظرسنجی ها، مطالعات میدانی و مطالعه وقایع استفاده کرده و به نتایج مرکبی دست یافته اند. این مطالعه، تحت تاثیر این نتایج مرکب و با استفاده از روش های تحقیق در بازار سرمایه و مدل های ارزیابی تاثیر ERP بر ارزش سهامدار، این تحقیق را بسط و توسعه داده است. این مطالعه سود طولانی مدت خرید و نگهداری (buy-and-hold returns) و قیمت های سهام را در مورد نمونه ای متشکل از 145 شرکت از 33 گروه صنعتی که از سال 1994 تا 2003 سیستم های ERP را اجرا می کردند، بررسی می کند. نتایج حاصله شواهد و مدارکی ارائه می دهند مبنی بر اینکه شرکت هایی که سیستم های ERP را اجرا می کنند، به سود های غیر متعارف در اولین سال بعد از اجرا، دست می یابند. مدل های رگرسیون قیمت از این یافته ها حمایت کرده و به این نتیجه می رسند که که قیمت های سهام با اجرای ERP ارتباط مثبت دارند.

اصطلاحات کلیدی: برنامه ریزی منابع سازمان، ERP، سود های افق بلند مدت، ارزش سهامدار.

مقدمه: فروشنده های نرم افزار ،سیستم های ERP را بر اساس توانایی شان در ارتقای بهره وری به وسیله کاهش فرایند ها، کارآمد تر کردن عملیات ها، تفکیک مجموعه های اطلاعات و تامین اطلاعات سریع و دقیق در سراسر سازمان، ترویج می دهند؛ به طوری که مدیریت می تواند سریعتر و بهتر به تصمیم گیری بپردازد. تا حدی که این عوامل منجر به افزایش بهره وری و ارتقای عملکرد شرکت شوند، باید خودشان را در شکل افزایش سودآوری به نمایش بگذارند. این افزایش سودآوری باید منجر به سود بیشتر و سرمایه گذاری دوباره درآمد های کسب شده، گردد و این امر باید در عوض منجر به افزایش ارزش و سود سهامدار شود.

از زمان پیدایش این سیستم ها در دهه 1990، که در ابتدا بسیار گران بوده و اجرای شان دشوار بود، سئوالات متعددی در زمینه سود / هزینه آنها در جوامع دانشگاهی و حرفه ای، مطرح شده است. تحقیقات در مورد سیستم های اطلاعات حسابرسی (AIS) از روش های مختلفی برای ارزیابی تاثیر این سیستم ها استفاده کرده و نتایج متفاوتی را به دست آورده اند. برخی از این تحقیقات از داده های پیمایشی یا مطالعات میدانی برای ارزیابی رضایت کاربر استفاده کرده اند. سایر تحقیقات سنجه های مالی/ حسابرسی سنتی، مثل ROA، ROI، جریان فهرست و غیره، را به کار برده اند. برخی از این مطالعات از واکنش های آنالیست مالی و بازار سهام به اعلام سرمایه گذاری ERP، استفاده کرده اند. می توان استدلال کرد که همه این روش ها از نماینده های مختلفی برای ارزیابی تاثیر سرمایه گذاری ERP بر ارزش و سود شرکت، استفاده می کنند. مدیریت به طور روزانه و معمول سرمایه گذاری های مالی انجام می دهد؛ با این انتظار که این سرمایه گذاری از طریق افزایش ارزش شرکت، برای سهامداران سودمند باشد. بنابراین، معیار نهایی سرمایه گذاری هر شرکت، تاثیری که آن سرمایه گذاری بر ارزش و سود سهامدار دارد باید باشد . این مطالعه با استفاده از مدل ها و روش های ایجاد شده در آثار و نوشته های مربوط به بازار های سرمایه در مورد  ارزیابی دقیق تر تاثیر سیستم های ERP بر ارزش سهامدار، جریان های تحقیقی قبلی را بسط و توسعه می دهد.

هرچند هایس و دیگران تاثیر کوتاه مدت بر قیمت سهام را با استفاده از روش مطالعه رخداد، بررسی می کنند، اما این مطالعه این امر را مطرح می کند که سود طولانی مدت خرید و نگهداری، سنجه دقیق تری است؛ چون سیستم های ERP سرمایه گذاری های بلند مدت هستند. سرمایه گذاران بلند مدت خرید و نگهداری (buy-and-hold) سودآوری های سیستم ERP را بهتر از تاجران و دلالان کوتاه مدتی نشان می دهند که از شکاف ها در زمینه عدم تقاون اطلاعات برای ایجاد سود ، بهره می برند. این مطالعه نمونه ای متشکل از 145 شرکت فعال در 33 گروه صنعتی استفاده می کند که بین سال های 1994 و 2003 سیستم های ERP را اجرا کرده بودند. نتایج این مطالعه نشان می دهند که میانگین سود برای اجرا کننده های ERP بسیار بیشتر از بازده هایی است که بر شاخص اندازه گیری شده سود سهام در پایگاه داده های مرکز تحقیق قیمت های سهام (CRSP) در مورد اجرای پنج ساله این سیستم ها، مبتنی است. در مقابل، بازده های مربوط به دوره سه ساله قبلی و نیز سال اجرا بیشتر از بازده ها و سود های مبنا نبوده است . تحلیل رگرسیون چند متغیره که دوره ده ساله از زمان اجرا را در بر می گرفت، این یافته های اولیه را تایید نموده و شواهد بیشتری ارائه داد که افزایش سود سهامدار با اجرای سیستم ERP همراه و مرتبط است.

این تحقیق به دوشیوه به آثار و نوشته های دانشگاهی کمک می کند. ابتدا، این تحقیق با بسط کاربرد این دانش به فراتر از مرز های حسابرسی و امور مالی، ارزش بازار سرمایه قبلی را افزایش می دهد. دوم اینکه، با ادغام تکنیک های تحلیل به دست آمده از بازار های سرمایه در آثار و نوشته های AIS، به ارزش تحقیق AIS می افزاید. همچنین، این تحقیق با بهر برداری بیشتر از ایجاد ارزش به واسطه سرمایه گذاری در تکنولوژی، مستقل از تحقیقات تحت حمایت مالی فروشنده نرم افزار و بازار های فروش، به جامعه حرفه ای، خصوصا متخصصان سیستم های اطلاعات و حسابرسی کمک می کند.

بقیه این مقاله به صورت زیر سازماندهی شده است: فصل بعد تحقیقات قبلی را خلاصه کرده و فرضیه ای را مطرح می کند، فصل سوم روش به کار رفته را توضیح داده و فصل چهارم درباره فرایند گردآوری داده ها توضیح می دهد، فصل پنجم نتایج تجربی را ارائه داده و در فصل آخر نتایج بیان می شوند.

تحقیقات قبلی و توسعه فرضیه:

متخصصان امور مالی و حسابرسی در 40 سال گذشته،  مجموعه گسترده ای از تحقیقات را در ارتباط با بازار های سرمایه ایجاد کرده اند. این تحقیقات، با ساخت و آزمون نظریه ها، مدل ها و روش های مختلف که با نظریه سرمایه گذاری مودیلیانی و میلر و ارتباط داده های حسابرسی با قیمت سهام، از براون و بال آغاز می شود، از ارتباط بین داده های مالی و ارزش و سود سهامدار بهره برده اند. این روش ها و مدل ها به طور گسترده در حوزه حسابرسی و امور مالی برای توضیح پدیده های مختلفی چون سوددهی بازار، مفهوم اعلام درآمد های بعدی، سود های ناهنجار از طریق استراتژی های اوراق بهادار، سود های غیر معمول و درآمد باقیمانده به کار رفته اند. با وجود این مجموعه نسبتا گسترده از آثار و نوشته ها، این روش ها و مدل ها در خارج از حوزه های حسابرسی و امور مالی کاربرد گسترده ای نداشته اند. سایر حوزه های تحقیق دانشگاهی می توانند از کاربرد های گسترده این تکنیک ها برای افزایش درک ما از مسائل کلی تجاری، بهره ببرند.

اولسون، و فلتهام و اولسون مبنا و شالوده ای را برای استفاده از بازار سهام به عنوان نماینده ای برای ارزش ذاتی یک شرکت، ارائه می دهند. فرضیه بازار سودآور بر این عقیده است که قیمت اوراق بهادار ، برآوردی دقیق بر اساس بازار ارزش واقعی آن است و به طور کامل منعکس کننده همه اطلاعاتی است که در دسترس عموم قرار دارد. هرچند در جامعه دانشگاهی درباره اینکه بازار در کوتاه مدت چه شکلی از بهره وری را نشان می دهد (یعنی قوی، نیمه قوی یا ضعیف)، اما شواهد و مدارکی وجود دارد مبنی بر اینکه در بلندمدت، بازار سودآور و کارآمد است. بنابراین، قیمت سهام شرکت در بازار باید در درآمد باقیمانده و آتی و مورد انتظار  که بر اطلاعات مورد دسترس عموم مبتنی است، گنجانده شود. نتیجه می شود که وقتی سود حاصل از سیستم ERP تحقق می یابد، و بازار از این سود ها آگاه می شود، ارزش این افزایش ها و پیشرفت ها در قیمت سهام گنجانده خواهد شد.

 ارزیابی این تغییر بر اساس قیمت، راهی برای ارزیابی تاثیری که سیستم های ERP بر ارزش و سود سهامدار دارند. معیار دیگر، کل بازدهی است که سهامداران بر اساس تغییر در قیمت (افزایش سرمایه) تجربه می کنند و نیز سود سهامی که در یک دوره زمانی به دست می آید. محققا بازار های سرمایه برای ارزیابی ارزش سهامدار از قیمت و سود، استفاده می کنند. کوتاری و زیمرمن مدل های قیمت (قیمت سهام که بر اساس درآمد ها در هر سهم کاهش می یابد) و مدل های بازده را ارزیابی کرده و دریافتند که ضرایب واکنش سود ها در مدل های قیمت سودگیری کمتری دارند، اما مدل های بازده (سود) مشکلات اقتصاد سنجی کمتر جدی را دارا هستند.

بسیاری از محققان امور مالی و حسابرسی که از مدل های سود استفاده می کنند، بر سود های کوتاه مدت تاکید و تمرکز کرده و سود های غیرمتعارف و تراکمی (CAR) را در دوره سه روزه ارزیابی می کنند. تعدادی از این «مطالعات واقعه ای» به دنبال بهره برداری از تفاوت ها در زمان بندی و ناکارآمدی های کوتاه مدت بازار، برای ایجاد سود های غیر غیرمتعارف هستند. این روش نیز توسط محققان حوزه تکنولوژی اطلاعات و نیز توسط هایس و همکارانش، برای ارزیابی واکنش بازار به اعلامیه هایی که توسط شرکت های اجرا کننده سیستم های ERP صورت می گیرد، به کار رفته است. آنها از سود های غیرعادی تراکمی و استاندارد شده در طی سه روز استفاده کرده و واکنش مطلوب و کلی به ابن اعلامیه ها را به دست می آورند.

مفهوم بازده های غیر عادی، این امر را مفروض و بدیهی می داند که بازار تاثیر واقعه را به درستی پیش بینی می کند، چون بر اساس فرضیه بازار سودآور، قیمت سهام در طی چند روز به طور کامل با اطلاعات سازگار می شود. ممکن است این امر در مورد وقایع از نوع اعلامیه واحد درست باشد، اما در مورد یک سیستم ERP، زمان زیادی و بیش از یک روز صرف وقوع حادثه ای واقعی شده و سود ها در طی چند دوره آتی تحقق می یابند. همچنین، چون شرکت ها حداقل هر سه ماه علنی سازی های عمومی را انجام داده و آنالیست ها اطلاعات پیش بینی را ارائه می دهند، منطقی است که فرض کنیم که هریک از این علنی سازی ها اطلاعات اضافه و صریحی را درباره تاثیر سرمایه گذاری بر روی ERP فراهم می سازند که در زمانی که اعلام اصلی و اولیه صورت گرفته بود، ناشناخته بود. بنابراین، می توان استدلال کرد که دوره مناسب ارزیابی برای این نوع واقعه، چند ماه و حتی چند سال طول می کشد و نه چند روز.

یک روش جایگزین برای ارزیابی سود های سهامداران، ارزیابی سود بلند مدت خرید و نگهداری است. ایستون و همکارانش بر این عقیده اند که ارتباط و پیوند بین سود ها و بازده هی ها در فواصل طولانی تر، قوی تر است؛ چون وقایع مرتبط با سود که قبل و در طی تاخیر در سود روی می دهند، شانس بهتری دارند که وقتی این بازه افزایش می یابد، در متغیر توضیحی درآمد ها گنجانده می شوند.

این روش بلند مدت، خصوصا برای سیستم های ERP، که نمایانگر سرمایه گذاری های قابل توجه و مورد انتظار برای افزایش درآمد ها در بلند مدت بوده مناسب هستند و درکی از این امر فراهم می سازند که درآمد های کوتاه مدت حتی ممکن است در طی فرایند اعلام، متضرر شوند. با این فرض که سیستم های ERP مزیت رقابت پذیری را فراهم می کنند می توان انتظار داشت که این مزیت رقابت پذیری در شکل افزایش درآمد باقیمانده نمود می یابد. این افزایش درآمد باقیمانده منجر به افزایش پرداخت سود سهام یا افزایش قیمت های سهام می شود که نشانگر سرمایه گذاری دوباره این سودها در شرکت می باشند و هر دوی آنها بر سود سهامدار در بلند مدت تاثیر می گذارند. این امر منتهی به فرضیه زیر می شود که به این شکل بیان شده است:

فرضیه: اجرای سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان (ERP) بر سود و ارزش سهامدار تاثیر مثبت دارد.

متدلوژی: مدل نگهداری و خرید بلند مدت در زیر، از آگن و ژانگ برای محاسبه سود های غیر متعارف جهت آزمون اولیه فرضیه، به کار می روند:

که  سود غیر متعارف برای شرکت i در سال t است،  سود بلند مدت خرید و نگهداری برای شرکت i در سال t می باشد و  سود بلند مدت خرید و نگهداری برای مبنا و شاخص شرکت i در سال t است. شاخص اندازه گیری شده ارزش CRSP برای سود های مبنا به کار می رود. سود های غیر عادی در هر ده سال نزدیک به وقوع اجرا و با استفاده از شاخص آماری t برای آزمون فرضیه صفر بررسی می شوند؛ فرضیه صفر حاکی از این است که بسیاری از سود های غیر عادی خرید و نگهداری با صفر برابرند، در مقابل، فرض جایگزین بیان می کند که این سود ها بیشتر از صفر هستند.

مدل رگرسیون چندمتغیره زیر که از اولسون گرفته شده، برای آزمون تفاوت بین سود های غیر عادی قبل و بعد از اجرای ERP به کار می رود:

که = قیمت هر سهام شرکت i چهار ماه بعد از سال انتهای سال مالی t است. = متغیر دوشاخه که برای هریک از سال های مالی بعد از اجرا در (1) و برای سال اجرا و هریک از دوره های چهارساله اجرا در شرکت i در (2) تنظیم شده است.

  = درآمد ها و عایدی های حاصل از هر سهم برای شرکت i در سال مالی t.

= ارزش ثبتی (book value) هر سهم شرکت i در انتهای سال مالی t.

  = مجموعه ای متغیر دو گانه که در سال های بازار بورس (99-1990 و 06- 2004) در (1) و در سال های bear market (03- 2000 و 09- 2007( در (0) تنظیم می شود.

نمونه داده ها: نمونه ای متشکل از 145 شرکت از 33 گروه صنعتی که در سال های 1994 و 2003 سیستم های ERP را اجرا می کردند، جدول 1 این شرکت ها را بر اساس آیین نامه SIC و سال اجرا تفکیک می کند. اکثریت نمونه شامل شرکت های تولیدی است که این سیستم ها را از سال 1997 تا 2001، اجرا می کنند. فرایند انتخاب نمونه با 91 اعلامیه ERP که در سال های 1994 تا 1998 از هایس و همکارانش انجام شد، آغاز می شود و از بین آنها 36 شرکت حذف شدند، چون آنها دیگر در فهرست نبودند یا داده هایشان در دسترس نبود. این نمونه اولیه با جستجوی سرویس های جدید، با استفاده از سرویس Lexis-Nexis برای سال های بعد از 1998، جستجو بر اساس عبارت های کلیدی مثل ERP، برنامه ریزی منابع سازمان و سیستم های بنگاه تجاری، بسط و توسعه یافتند. این جستجو به 90 اعلامیه شرکتی دیگر دست یافت که 145 شرکت را به دنبال داشت که داده های مربوط به سود آنها به مدت حداقل دو سال بعد از اجرا، در پایگاه داده های CRSP موجود  بودند. در برخی موارد، اعلامیه ها حاوی تاریخ خاص اجرا یا خطوط زمانی نبودند. در این موارد، برای تعیین اینکه چه سالی بهتر از همه نمایانگر سال اجرا است، از قضاوت استفاده شد. داده های خاص شرکت بر سال مالی هر شرکت مبتنی اند و داده های حسابرسی در انتهای سال مالی و از Compustat، داده های بازار در انتهای ماه چهارم بعد از انتهای سال مالی از CRSP به دست آمده اند. این روش، که در تحقیق در حوزه حسابرسی متداول است، به تضمین این امر که بازار اطلاعات حسابرسی انتهای سال و مربوط به آخرین سال مالی در اختیار داشته و می توان آن را در قیمت سهام وارد کرد، کمک می کند.

جدول 1: شرکت های ERP بر اساس آیین نامه SIC شماره دو و سال اجرا.

نتایج تجربی: شکل 1 نمایی تصویری از سود های غیر عادی را در طی دوره ده ساله نزدیک به اجرای ERP، ارائه می دهد. این الگو نشان دهنده افزایش بعد از سال اجرا (t) است که در سال t+2 در 5/27 درصد به اوج خود رسیده و سپس، هر سال و تا رسیدن به میزان 7/12% در سال t+ 5 کاهش می یابد. همچنین، این الگو نشان دهنده این است که در سال اجرا (t) و دو سال قبل از اجرا (t-1 و t-2) سود های غیر عادی 5% یا کمتر بودند.

شکل 1: سود های غیر عادی برای شرکت های ERP در برابر شاخص اندازه گیری شده ارزش CRSP.

 

جدول 2 جزئیات اضافه در مورد این سود ها، را ارائه داده و شاخص آماری t را وارد می کند و نشان می دهد که سود های غیر عادی در سال اجرا و دو سال قبل از اجرا، به لحاظ آماری از صفر متفاوت نیستند. در مقابل، سود های غیر عادی در کل پنج سال  قبل از اجرا، به لحاظ آماری معنادار بودند. این نتایج این فرضیه را که اجرای سیستم های ERP بر ارزش و سود سهامدار، به صورتی که با سود های بلند مدت خرید و نگهداری اندازه گیری می شود، تاثیر مثبت دارند، حمایت می کنند.

 

جدول 2: سود های غیر عادی برای شرکت های ERP در برابر شاخص اندازه گیری شده ارزش CRSP.

جدول 3 آمارهای توصیفی را در پنل A و ماتریس همبستگی را در پنل B برای متغیر ها به کار رفته در مدل رگرسیون تراکمی، ارائه می دهد. میانگین قیمت برای این نمونه، 33.27 دلار در هر سهم است و میانگین عایدی ها در هر سهم 1.40 دلار و ارزش ثبتی در هر سهم، 14.42 دلار می باشد. همبستگی های مهم بین متغیر های مستقل بین EPS و BVPS روی می دهد که مورد انتظار است و نیز بین متغیر معرف اجرا و متغیر bull market می باشد که نشان می دهد که دوره بعد از اجرا با دوره bull market همبستگی منفی دارد. نتایج فاکتور کاهش و افت واریانس (VIF) در تحلیل رگرسیون، همگی کمتر از 5 هستند که نشان دهنده این است که همخطی بودن چندگانه (multicollinearity) نباید مسئله و مشکل اصلی باشد.

جدول 3: آماره های توصیفی و ماتریس همبستگی برای شرکت های ERP.

جدول 4 نتایج رگرسیون را خلاصه می کند. پنل A کل نمونه متشکل از 1361 مشاهده شرکت- سال را شامل شده و در آن داده های گم شده وجود ندارد؛ پنل B نتایج مربوط به 109 شرکت را ارائه می دهد که داده هایشان در هر ده سال در دسترس بوده و 1090 مشاهده سال- شرکت حاصل می شود.

جدول 4: رگرسیون قیمت سهام برای هر شرکت ERP.

نتایج جدول 4 نشان می دهد که متغیر مورد نظر (IMP) در سطح 05/0 برای کل نمونه معنادار بوده و در سطح 10/0 برای نمونه فرعی معنادار است که این امر نمایانگر این است که قیمت سهام با اجرای ERP ارتباط مثبت دارد. همانطور که انتظار می رود، ضرایب مربوط به دیگر متغیر های مستقل، با وارد کردن متغیر کنترل برای تاثیر بازار bull در برابر بازار bear به میزان زیادی معنادار هستند. شاخص آماری F و نتایج مربع R اصلاح شده نشان می دهند که این مدل به خوبی تعیین شده است. این نتایج این فرضیه را تایید می کنند که اجرای سیستم های ERP با قیمت سهام ارتباط مثبت دارند و بنابراین عقیده بر این است که ارزش و سود سهامدار بعد از کنترل دیگر عوامل باید با قیمت سهام ارتباط داشته باشد.

نتایج: این مطالعه، تاثیر سیستم های ERP بر سود سهامدار را با اسفاده از بازده های طولانی مدت و قیمت سهام در نمونه ای از شرکت ها که بین سال های 1994 و 2003 سیستم های ERP را اجرا کرده بودند، بررسی می کند. این تحقیق به شواهد و مدارکی دست می یابد مبنی بر اینکه با استفاده از شاخص اندازه گیری شده سود CRSP به عنوان شاخص و مبنا، این شرکت ها سود های غیر عادی را در طی پنج سال بعد از اجرای ERP به دست می آورند. علاوه بر این، زمانیکه این تحلیل با استفاده از مدل رگرسیون قیمت برای مقایسه دوره پنج ساله بعد از اجرا به پنج سال قبل بسط می یابد، مشخص می شود که قیمت های سهام با اجرای ERP ارتباط و پیوند مثبت دارند. این مدل این امر را مد نظر قرار می دهد که ممکن است قیمت سهام در دوره های زمانی مختلف، و با وارد کردن یک متغیر معرف برای ایجاد تمایز بین بازار های bull و bear، تحت تاثیر شرایط کلی بازار باشد. در کل، شواهد و مدارک به دست آمده این فرضیه را تایید می کنند که اجرای سیستم های ERP بر سود سهادار تاثیر مثبت دارند.

این نتایج باید برای سرمایه گذاران، فروشنده های ERP و پرسنل مدیریت که مسئول تصمیمات مهم در زمنیه سرمایه گذاری در IT هستند، مهم و قابل توجه باشند. چون این اجرای این سیستم ها بسیار گران است، به نظر می رسد که شواهد و مدارکی تجربی در اختیار داشت مبنی بر اینکه آنها بر سود سهامدار تاثیر مثبت دارند و این مدارک نیز باید از منبعی باشد که سعی ندارد محصول یا کالایی را به فروش برساند. همچنین، این نتایج با استفاده از روش های تحقیق در بازار های سرمایه برای تحقیق در حوزه سیستم های اطلاعات، باید به آثار دانشگاهی در مورد بازار های سرمایه و سیستم های اطلاعات کمک کنند. مرتبط کردن این دو مسیر آکادمیک می تواند مبنایی برای تحقیقات آتی که از روش های بازار سرمایه برای پرداختن و بررسی دیگر مسائل سیستم های اطلاعات استفاده می کنند، مفید و سودمند باشد.

800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA
ارسال شده توسط احمد محمدی | 31 12, 2013 | بازدید‌ها (774)


ERP، کنترل خلاق منابع در مقیاس کلان

 

معرفی کلی ERP

 

عبارت ERP اصطلاحی است که سال‌ها در حیطه مشترک تجارت و کامپیوتر رایج است و تلاش برای استفاده از آن جهت بهره‌گیری بیشتر از امکانات موجود و سازماندهی اطلاعات بچشم می‌خورد. در اینجا قصد نداریم که شما عزیزان را با جزئیات این مفهوم آشنا سازیم. این مقاله تنها فرصتی به شما می‌دهد که دامنه وسعت افکار خود را گسترش بخشیده و از آنها در مدیریت آینده فعالیت‌های خود بهره گیرید.

این محصول، برنامه‌ای است که از تعداد زیادی زیر برنامه تشکیل شده است. هر کدام از آن زیر برنامه ها، خود وظیفه خاص خود را دارند. زیر برنامه ها باید با یکدیگر سازگار باشند و رابط میان زیر برنامه ها باید به گونه‌ای باشد که بتواند تمامی انواع اطلاعات را به زبانی واحد و مشترک تبدیل نماید. در حقیقت هر کدام از زیر برنامه ها یا ماژول‌ها، موظف به انجام کار خود هستند. این بدان معنی است که هر برنامه، یک ورودی و یک خروجی دارد. توجه به این نکته نیز خالی از لطف نیست که خروجی هر ماژول (که با احتمال زیاد، در جای دیگری بعنوان ورودی استفاده می‌شود) باید برای ماژول بعدی قابل فهم باشد. در حقیقت با وجود ERP در یک شرکت، دیگر نیازی به برنامه های جانبی یا امکانات دیگری نداریم، چون همه برنامه ها و امکانات باید جزئی از ERP باشند و کلیه عملیات توسط آن کنترل و هدایت شوند.

 

نرم افزارهای مرتبط به ERP
در یک مقاله کوتاه نمی‌توان محصولات ERP و یا حتی یکی از این محصولات را معرفی نمود. زیرا همانطور که اشاره شد، برنامه ERP می‌بایست «کلیه» فعالیت‌های مورد نیاز در شرکت را انجام دهد. تنها کاری که در این زمینه می‌توان انجام داد، معرفی برنامه‌های موجود و اشاره به ویژگی‌های آنها است. دوستانی که علاقمند به آشنایی با جزئیات بیشتر هستند، می‌توانند اطلاعات تکمیلی را از طریق اینترنت مطالعه نمایند.
 
نرم افزار های Open Source در زمینه ERP
: Wavelet 
بزرگترین نرم افزار کد باز جنوب شرقی آسیا است که بعنوان اولین شرکت سازنده ERP تحت وب، خود را به دنیای نرم افزار معرفی کرده است. این نرم افزار توسط سه فارغ التحصیل دانشگاه کمبریج ساخته شده که از زبان جاوا و دیگر نرم افزارهای کد باز دیگر برای ساخت محصول خود بهره برده است.
: Compiere
دیگر محصول کد باز ERP است که از مرورگر Mozilla و دیگر محصولات کد باز در نرم افزار خود استفاده می‌کند. در این نرم افزار، کاربران می‌توانند ساختار و قالب اطلاعات را بر اساس نیازهای خود تغییر داده و قالب جدید را مورد استفاده قرار دهند. این نرم افزار نیز از جاوا در ساختار برنامه نویسی خود بهره گرفته است.

:  ERP5   این نرم افزار نیز بصورت کد باز تهیه و در اختیار کاربران قرار می‌گیرد. زبان برنامه نویسی استفاده شده در این نرم افزار، زبان برنامه نویسی Python است. این نرم افزار انعطاف پذیری فوق العاده ای دارد و امکان تغییر هر کدام از بخش‌های برنامه، در آن تعبیه شده است.
 
سازندگان مطرح نرم افزارهای ERP
: Wavelet Enterprise Management Portal 
این شرکت، که سازنده محصول Wavelet است، از شرکت‌های طراحی نرم‌افزارهای ERP در جنوب شرقی آسیا است که مرکز آن در حال حاضر در کشور مالزی قرار دارد. کلیه نرم افزارهای طراحی شده توسط این شرکت، برای کار تحت وب برنامه نویسی شده اند.
 : SAP AG   
بیشتر دوستان احتمالا تاکنون نام این شرکت را شنیده‌اند. این شرکت برزگترین شرکت اروپایی طراحی محصولات ERP است. این شرکت توسط پنج مهندس سابق شرکت IBM در سال ۱۹۷۲ در آلمان تاسیس شد. این شرکت سومین شرکت بزرگ نرم افزاری در جهان است. همچنین نرم افزار SAP بزرگترین محصول نرم افزاری مربوط به تجارت در جهان بشمار می‌رود.
 : Oracle Corporation   
شرکت اوراکل، یک شرکت بزرگ و جهانی چند منظوره است که در در فیلدهای مختلفی فعالیت دارد. شاید مشهورترین محصول این شرکت، بانک داده آن می‌باشد و تمامی دوستان با آن آشنا هستند. این شرکت در سال ۱۹۷۷ تاسیس شده و هم اکنون در ۱۴۵ کشور جهان نمایندگی دارد. بعد از بانک داده Oracle ، مشهورترین محصول این شرکت نرم افزار ERP آن است که از خود بانک اطلاعاتی Oracle استفاده کرده است.
 : Microsoft Business Division   
که همان بخش تجاری مایکروسافت است. این شرکت که مثل همیشه سعی نموده همه نوع نرم افزاری داشته باشد، تمامی نرم افزارهایی که قبلا طراحی و روانه بازار نموده بود، بصورت یک مجموعه در آورده و بنام ERP به دنیای علم و تجارت تقدیم کرده است. محصولاتی که Microsoft در نرم افزار ERP خود استفاده نموده، از معجونی از برنامه های زیر استفاده نموده است Word، Access، Excel، Outlook، PowerPoint، FrontPage، Project و ...
قبل از اینکه کلیه خصوصیات ERP را در قسمت "معرفی"، تمام کنیم، بهتر است به دسته‌بندی موضوع پرداخته و هر یک را جداگانه بررسی نماییم.
 
لیست کلی خصوصیات ERP
وجود ماژول‌های متعدد
ارتباط ماژول‌ها با یکدیگر
استفاده از اطلاعات در هر زمان و از هر مکان
نمایش اطلاعات در قالب‌های مختلف)آمار عددی، نمودارهای خطی، چارتهای سه بعدی و( ...
داشتن قابلیت Real-time
کاربری آسان
پیچیدگی در متد سفارش و نصب
درصد موفقیتِ نامعلوم و هزینه بسیار بالا
سرمایه گذاری بلند مدت و گرفتن نتیجه احتمالی بعد از چندین سال
هزینه و ریسک بالای سفارشی کردن
آموزش کارمندان و هزینه های آن
شکست و یکی از علت‌هاوجود ماژول‌های متعدد
بصورت کلی ERP، سیستمی است که برای جوابگویی به تمام نیازهای کارمندان و بخش‌های یک شرکت بزرگ، ناچار است، ماژول‌های متعددی را برای بخش‌های مختلف در نظر بگیرد. تشخیص نیاز به وجود هر یک از ماژول‌ها و فعال کردن آنها به عهده مدیر اجرایی شرکت است. مدیر اجرایی، خود، این اطلاعات را از منابع مختلف و با بررسی مراحل اتوماتیک نشده که در کار گره ایجاد می‌کند، مورد توجه قرار می‌دهد. این ماژول‌های هر یک موظف هستند، وظایف خود را حتی در صورت جدا شدن از سیستم مرکزی، اگر چه بصورت نسبی، به انجام برسانند. زیر گروه‌های تشکیل دهنده ERP به زیر شاخه ها و دسته های مختلفی تقسیم می‌شوند. بعنوان مثال، بخش مالی ماژول‌های مخصوص به خود را دارد و بقیه بخش‌ها نیز ماژول‌های متفاوت خاص دیگری دارند.
 
ارتباط با ماژول‌های دیگر
در قسمت قبل به تعداد بالای زیر مجموعه ها اشاره شد. موضوعی که تقریبا برای همه شرکت‌ها صادق است. اما تفاوتی که ERP با دیگر نرم افزارها دارد، تلاش برای بهم پیوستن و ایجاد رابطه تنگاتنگ میان این ماژول‌ها یا زیرمجموعه ها است. همانطور که قبلا نیز اشاره شد، هر ماژول یک ورودی و یک خروجی دارد (البته خروجی می‌تواند شکل‌های متفاوتی داشته باشد ولی همه شکل‌ها در واقع منشعب از یک مدل بشمار می‌روند). خروجی ماژول‌ها ممکن است به عنوان ورودی زیربرنامه دیگری مورد استفاده قرار گیرد. بدین معنی که ممکن است یک ماژول، موارد و اطلاعات ورودی خود را از خروجی یکی از ماژول‌ها، برداشت نماید.
حال برای سهولت در امر انتقال اطلاعات از یک بخش به بخش دیگر، یا از یک ماژول به ماژول دیگر، می‌بایست یک قالب و فرمت استاندارد و فراگیر برای تمامی ورودی ها و خروجی ها در نظر گرفته شود تا تمامی ماژول‌ها بتوانند از آن بهره ببرند. در عمل این کار برای پروژه‌های بزرگ غیر ممکن است. برای حل این مشکل از یک رابط میانی استفاده می‌شود که این اطلاعات را از فرمت برنامه مبدا به فرمت رابط میانی تبدیل نماید و سپس اطلاعات تبدیل شده به قالب رابط میانی را به فرمت برنامه مقصد تبدیل نماید.در این سیستم هر برنامه در کنار یک converter یا مبدل عمل می‌کند که این مبدل، وظیفه تبدیل رفت و برگشت اطلاعات را به عهده دارد.
در قسمت‌های بعدی، مشکلات این مبدل، مزایا و نواقص آن‌ را بر خواهیم شمرد. هنگام مطالعه این مقاله فراموش نکنید که خود را بعنوان مدیر اجرایی شرکت خیالی (!) خود در نظر بگیرید و تلاش نمایید آنچه را از نظر می‌گذرانید، در شرکت خود مورد پردازش قرار دهید، زیرا ممکن است، با فرض اینکه شما جوان باشید و پرکار، ظرف چند سال آینده مجبور باشید برای پیشبرد کارهای شرکت واقعی (!) خود، از این مفاهیم بهره مند شوید. حال به قسمت بعدی توجه کنید.
 
امکان استفاده از اطلاعات در هر زمان و از هر مکان
مدیر و مدیران اجرایی برای پیشبرد کارهای خود و رقابت با رقبای خود در دیگر شرکت‌ها، می‌بایست اطلاعات مورد نظر خود را در هر زمان و از هر مکان بدست آورند. در غیر اینصورت مدیر، توانایی مدیریت خود را از دست می‌دهد و یا در بهترین حالت، تصمیمات خود را با تاخیر ابلاغ می‌کند. هر دو حالت فوق به بیشتر شدن فاصله شرکت با رقبا دامن می‌زند.
همانطور که شما نیز می‌دانید، شغل‌های مدیریتی از پر استرس ترین شغل‌هاست، مخصوصا اگر این مدیریت، مسئولیت پروژه های چند منظوره را بعهده داشته باشد که این خود به استرس موجود می‌افزاید.در این شرایط، اگر ERP ، با مطالعه و دقیق برگزیده و وارد سیستم کاری شرکت شود، می‌تواند در کم کردن استرس و بازدهی بیشتر مدیریت، نقش بسزایی ایفا نماید.
استفاده از اطلاعات در هر زمان بدین معنا است که سیستم باید قابلیت گزارشگیری و نمایش اطلاعات را در هر زمان که مدیر به آن نیاز داشته باشد، در اختیار او قرار دهد. بنابراین گرفتن خروجی از میان میلیون‌ها رکورد، نیاز به داشتن سرعت بالا دارد. اشاره به این مسئله خالی از لطف نیست که این سرعت بدون بهره گیری از هوش مصنوعی قابل دستیابی نیست، زیرا جستجوی هوشمند اطلاعات، زمان جستجو را Optimize می‌کند و مجبور نیست، تک تک رکوردها و فیلدها را مورد بررسی قرار دهد.
و اما مکان، تمامی دوستان بدون استثنا می‌توانند حدس بزنند که فاکتور مکان در دنیای امروز بسیار ساده تر از گذشته شده است. زیرا شبکه های خصوصی و مجازی و اینترنت دسترسی به اطلاعات را از هر مکان، ممکن ساخته است. تنها مسئله ای که باید در این مرحله مورد توجه قرار گیرد، کنترل امنیت در ارسال اطلاعات است. مقوله امنیت در همه جا مهم است، اما هنگامیکه کار به ERP می‌رسد و رقابت میلیاردی شرکت‌های بزرگ تنگاتنگ می‌شود، امنیت جایگاه خاصی پیدا می‌کند. اصول رمزگذاری یا Encryption داده ها اهمیت ویژه‌ای می‌یابد.
نمایش اطلاعات با خروجی‌های متفاوت (آمار عددی، نمودار خطی و چارت‌های گوناگون(
ازآنجا که مدیر اجرایی و دیگر مدیران شرکت به فراخور نیازهای خود، به گزارش‌های متفاوتی نیاز دارند، برنامه باید پس از جمع آوری اطلاعات مورد نیاز مدیران، آن داده ها را به شیوه دلخواه آنها تبدیل نماید. از جمله خروجیهایی که گزارش‌ها بر اساس آنها طراحی می‌شود، خروجی‌های زیر است:
آمار عددی با درصد
نمودارهای دو بعدی (خطی، پای، ...)
نمودارهای سه بعدی برای ارزیابی ابعاد مختلفی همچون، زمان، فروش و پیشرفت
یکی از مهترین مسایلی که باید در گزارش‌ها به آنها توجه ویژه‌ای داشت، این است که اگر مدیری تمایل داشته باشد، اطلاعات بیشتری در مورد یکی از نتایج داخل گزارش داشته باشد، باید برنامه این امکان را به مدیر بدهد که مثلا با یک کلیک بر روی آن مورد، بتواند به اطلاعاتی جزئی تر دسترسی داشته باشد که پشتوانه تهیه و ارائه آن مورد از گزارش را داشته باشد.
بحث نمایش اطلاعات به شیوه های مختلف نیاز به طرح مسایل متعددی دارد که از حوصله مقاله خارج است.
 
داشتن قابلیت Real Time
وجود قابلیت Real Time بصورت صددرصد، بدلیل شرایط و عوامل دخیل در مدیریت و تجارت، تقریبا غیر ممکن است. اما تمامی سازندگان محصولات ERP تلاش می‌کنند خود را تا آنجا که در توان دارند به درصد مطلوب برسانند یا به سمت آن میل کنند.
کاربری آسان
بدلیل عدم تخصص مدیران، جهت استفاده از کامپیوتر، طراحی برنامه یا در حقیقت طراحی GUI برنامه باید به گونه‌ای باشد که این افراد با کمترین مشکل بتوانند به استفاده از نرم افزار اقدام نمایند. طراحی مناسب GUI یا رابط گرفیکی کاربر، مدت زمان آموزش برنامه را نیز کاهش می‌دهد. این خود به مزایای طرح می‌آفزاید. کاربر باید بتواند براحتی و تنها با یک نگاه به هدف خود در دستیابی به اطلاعات مورد نظر برسد

متاسفانه نرم افزارهایی که در ایران طراحی می‌شوند، از این لحاظ بسیار ضعیف هستند. این ضعف به چند دلیل برمی‌گردد:
.
1 عدم وجود ارتباط میان برنامه نویسان و طراحان با کاربران غیر حرفه ای است.
 .
2 برنامه نویسان، خودشان کار طراحی GUI را بعهده می‌گیرند، در حالی که در کشورهای پیشرفته، شرکت‌های عظیم و مطرح تولید نرم افزار، طراحی GUI ، توسط یک تیم زبده و متخصص انجام می‌گیرد که در نهایت بعد از برقراری جلساتی میان طراحان GUI و برنامه نویسان، رابط به اصل برنامه پیوند می‌خورد   
.
3 که از مهمترین عوامل بشمار می‌رود، این است که در کشور عزیزمان، برنامه نویسان جزء افرادی هستند که زیر خط فقر زندگی می‌کنند!! زیرا اولا قانون Copyright اصلا معنی ندارد. ثانیا برنامه نویس دائما تحت فشار است که برنامه را هر چه سریع‌تر تحویل دهد، زیرا مشتری در حال پریدن است!! و در آخر اینکه، منابع و تیم مورد نیاز در اختیار برنامه نویس قرار نمی‌ گیرد.
به کرات شاهد بودیم که دوستان عزیز برنامه نویس تمامی کارهای زیر را خود به تنهایی انجام می‌دهند، در حالیکه تمامی این کارها در شرکت‌های معتبر توسط تیم های جداگانه‌ای انجام می‌شود:
تعریف ماژول‌ها و میزان تقسیم ماژولی
برنامه نویسی ماژول‌ها
اسمبل کردن ماژول‌ها و ساختن برنامه اصلی با کمک برنامه نویسان
طراحی گرافیکی برنامه

ارسال شده توسط احمد محمدی | 31 12, 2013 | بازدید‌ها (1235)

 

آیا فناوری اطلاعات می تواند منجر به کاهش خطاهای پزشکی شود؟

نویسنده : احمد رجب زاده

خطاهای پزشکی جزئی از نتایج اجتناب ناپذیر عملکرد انسانی است ، تنها با بررسی خطاها به عنوان منبع اطلاعات می توان تجربیات مناسبی را برای بهبود سلامت بیمار کسب کرد. خطاهای پزشکی پیامدهای بالینی و اقتصادی چشمگیری دارند. استفاده از انواع مختلف فناوری های  اطلاعاتی مي تواند  با پيشگيري از خطاها و اشتباهات پزشكي، ارزيابي خطاها و نظام مراقبت ، موجب کاهش قابل توجه میزان خطاهای پزشکی و ارتقاء کیفیت خدمات ارائه شده به بیماران گردد.

افزایش مناسب در استفاده از فناوری اطلاعات در بهداشت و درمان و معرفی سیستم های پشتیبانی از تصمیم گیری بالینی و ارتباط بهتر بین این سیستم ها، منجر به ساده سازی فرایندها شده که موجب بهبودی قابل توجهی در ایمنی بیمار می گردد(1).

مجموعه مقالات و پژوهش ها دو فناوری مهم را برای کاهش و جلوگیری از خطاهای پزشکی بویژه خطاهای دارویی معرفی کرده اند

 الف) CPOE  (Computerized physician/Provider Order Entry)ثبت کامپیوتری دستورات پزشکان و ارائه دهندگان خدمات سلامت

ب)CDSS   (Clinical decision support system)سیستم پشتیبان تصمیم گیری بالینی

سیستم CPOE    همراه با  سیستم CDSS می تواند یادآوری هایی را در زمانی که پزشک دستورات را وارد می کند تولید کند یادآوری ها می تواند در موقعیت های ذیل کمک کند .

1)      تداخلات بین داروهای  همزمان که ممکن است توسط چندین پزشک دستور داده شده باشد.

2)      تداخلات بالقوه بین تست های آزمایشگاهی و داروهای خاص

3)      دستور داروهایی که باید بر اساس نتایج تست های آزمایشگاهی تغییر کند

4)      آلرژی ها

5)      شرایط بالقوه سمی نیازمند توجه ( مثال سطوح بالای دارویی در نتایج آزمایشگاه دستور یک دز بالا)

این سیستمها نیز می تواند بر اساس داده  های بالینی موجود در داخل سیستم  به صورت خودکار دستور درمانی مشخصی را برای بررسی پزشک قبل از اجرای آن  پیشنهاد دهد(2).

 اگرچه شناخت ماهیت فن آوری و قابلیت های آن لازم و ضروری است اما باید ملاحظاتی را نیز بر آن اعمال کرد تا موثر تر واقع شده  و در نهایت مورد قبول سیاست گذاران و دست اندرکاران مراقبت سلامت قرار گیرد.این ملاحظات می تواند شامل موارد زیر باشد.

-آموزش ارائه دهندگان مراقبت سلامت برای افزایش سلامت با افزون بر دانش آنان درباره خطاهای پزشکی و پیامد های جامانده از اثرات مضر دارو.

- استاندارد نمودن زبان نسخه نویسی با استفاده از نام کامل داروها و مسیر ورود دارو به بدن.

- آموزش بیماران و خانواده آنان درباره رژیم های دارویی.

- تهیه فهرست مزایا و نقش پر اهمیت فناوری های موجود .

- بومی سازی نرم افزارهای مربوط (3).

لذا سیستم های اطلاعاتی بکار گرفته شده در صنعت  سلامت در صورتی که از سیستم پشتیبان تصمیم گیری بالینی استفاده کنند و همگام با اجرای چنین سیستم هایی مزایا استفاده از آن برای ارائه دهندگان مراقبت بویژه پزشکان جهت کاهش مقاومت آنها شرح داده شود نقش موثری در کاهش خطاهای پزشکی خواهد داشت.

منابع :

1.            Bates D, Cohen M, Leape L, Overhage JM, Shabot MM, Sheridan T. Reducing the frequency of errors in medicine using information technology. Journal of the American Medical Informatics Association. 2001;8(4):299-308.

2.            Sittig DF, Ash J. Clinical information systems: overcoming adverse consequences: Jones & Bartlett Learning; 2009.

3.            Rezaeehachesoo P, Habibi S, Fozonkhah S. Information technology, an effective tool in reducing and preventing medical errors: suggestions for improvement. Health Information Management. 2008;4(1):89~ 98.

 

 

 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA
ارسال شده توسط احمد محمدی | 31 12, 2013 | بازدید‌ها (2377)


 

پرونده هاي الكترونيكي و نقش متخصصان اطلاعات بهداشتي درماني (HIM)

 

بدنبال فشار روز افزون جهت كاهش هزينه و ارتقاء سطح كيفيت و اثر بخشي خدمات، نياز به داده هاي مراقبت بهداشتي بيش از هر زمان ديگري احساس مي شود. به گونه اي كه ديگر پرونده هاي كاغذي و سيستمهاي دستي جهت برآوردن نيازهاي پزشكي مدرن امروز كافي نيستند. دنياي مراقبت بهداشتي امروز با شكل گيري صنعت تجاري جديدي با عنوان تكنولوژي اطلاعات بهداشتي كه از نرم افزارهاي حمايت از تصميم گيري تا پرونده هاي الكترونيكي را در بر مي گيرد درحال تجربه كردن تغييرات چشمگيري است . در اين ميان پرونده هاي الكترونيكي به عنوان ابزاري هستند كه مراكز مراقبتي براي رويارويي با چالش هاي موجود برگزيده اند. با ايجاد نسخه هاي قابل خواند كامپيوتري پرونده هاي دستي يا همان EHR (پرونده هاي الكترونيك سلامت) , تحول جديدي در نظام مراقبتي ايجاد شده است. اما شواهد نشان مي دهد كه حركت به سمت اين سيستمها با تاخير همراه بوده است كه در اين زمينه متخصصان عواملي مانند فراهم بودن استانداردهاي انفورماتيكي، سيستمهاي نامگذاري، فهرست واژگان و سيستمهاي كدگذاري مورد نياز HER ، حمايت از محرمانگي و امنيت اطلاعات، فرهنگ سازي در بين سازمانها و متخصصان مراقبت بهداشتي و ملزومات سازمانهاي اعتبار سنجی را ازجمله آيتمهاي تاثيرگذار در ايجاد پرونده الكترونيك سلامت ميدانند. در اين راستا نقش متخصصان مديريت اطلاعات جزء لايتجزاي تمام اين عوامل خواهد بود. اگرچه در آينده كامپيوتر و سيستمهاي مكانيزه اعمال كدگذاري و طبقه بندي را انجام خواهند داد، اما در اين ميان نقش متخصصان HIM در زمينه تفسير، تحليل مجموعه داده ها، فهرست واژگان باليني و سيستمهاي طبقه بندي بيش از هر زمان ديگري بروز مي كند. از سوي ديگر متخصصان HIM (مدارك پزشكي) با آشنايي با استاندارد هاي سازمان اعتبار سنجی، چگونگي مديريت اطلاعات در سازمانها را مد نظر قرار مي دهند. در حاليكه به دليل اشنايي با اصول محرمانگي و رازداري اطلاعات بهداشتي علاوه بر حفظ امنيت فيزيكي اطلاعات، مي توانند با استفاده از تكنولوژيهاي امنيتي مانند پيگيري دسترسي و ساير ابزار پايش دسترسي به پرونده ها، نقش موثري در حفظ امنيت و محرمانگي اطلاعات ايفا كنند. اما در نهايت اينكه، ايجاد و راه اندازي سيستمهاي EHR به نحو چشمگيري با نقش كاربران انها در هم تنيده شده است. در اين ميان نيز متخصصان HIM و كامپيوتر و شركتهاي نرم افزاري مي بايد از طريق برنامه هاي آموزشي و توجيهي در وقت، افزايش رضايت مراجعین بستر مناسب جهت بكارگيري اين سيستمها را فراهم آورند.

پس ازآنجا كه بتدريج متخصصان سيستمهاي مديريت اطلاعات پست مديران سيستمهاي EHR را در بخش تكنولوژي اطلاعات به خود اختصاص خواهند داد. لذا مي بايست دانش و تخصص خود را در زمينه تعريف، ضبط، مديريت استفاده و تحليل و تفسير داده ها و از همه مهمتر استراتژيهاي اطلاعات بهداشتي افزايش دهند كه تحقق اين امر در گرو تغيير شرح شغل متخصصان HIM و ارائه خدمات آموزشي جهت ارتقاء دانش، تخصص و مهارت آنان خواهد بود.

هر موسسه درمانی در درمان موفق خود نیاز به مدارك پزشكی دارد. مداركی می تواند جوابگوی موسسات درمانی باشد كه مستند، ‌درست ، كامل، و علاوه بر این چند رسانه ای بوده و نیاز روافزون جامعه پزشكی،‌ پزشكی قانونی،‌و امور آموزشی و پژوهشی را بر آورده سازد،‌ در تولید، ‌سازماندهی،‌ حفاظت و اشاعه آن بر اساس اساسنامه ها و مقررات مربوطه با تكنولوژی نوین نیز هماهنگی داشته باشد.

نقش مدیر اطلاعات بهداشتی نقش حیاتی در مراكز مراقبت بهداشتی است ،‌ زیرا اطلاعات به دست آمده دارای یك اهمیت كاملا منحصر به فرد است،‌ علاوه بر این فقدان یا كاهش اطلاعات بهداشتی ممكن است مراقبت بهداشتی بیمار را به مخاطره بیندازد.

در نظام پزشكی، مدیریت اطلاعات بهداشتی و مدارك بهداشتی تبادل داده های بالینی و تفكیك و تحلیل این داده ها به منظور ارائه اثر بخش و كارا مستلزم داده های كامل بوده و در این راستا رعایت استانداردهای كامل اطلاع رسانی از اهمیت خاصی برخوردار می باشد.

مدیر مدارك پزشكی نه تنها به عنوان مدیر مدارك انجام وظیفه می نماید، بلكه اطلاعات بهداشتی را برای تامین بسیاری از نیاز های بیماران ، پزشكان، ‌و نمایندگی های معتبر و قانونی و بیمه شخص ثالث تهیه می كند.

معرفی رشته فناوری اطلاعات سلامت( HIT)

کارشناسی پیوسته رشته فناوری اطلاعت سلامت (Health( B.Sc Information Technologyفارغ التحصیلان این مقطع قادر خواهند بود تصدی و مدیریت بخش فناوری اطلاعات سلامت را در کلیه موسسات ارائه خدمات بهداشتی و درمانی به عهده گرفته و در زمینه ایجاد و اداره سیستم های اطلاعات سلامت با استفاده از فن آوری اطلاعات ایفای نقش نمایند.

۲- رسالت رشته:(Mission)
رسالت این رشته عبارت است از:
- تربیت افراد کارآزموده ای که بتوانند تصدی و مدیریت بخش فناوری اطلاعات سلامت مشتمل بر جمع آوری و پردازش داده ها ( سازماندهی، طبقه بندی و محاسبات آماری) و ذخیره سازی
و بازیابی اطلاعات بر عهده گیرند
- تحلیل شاخص های بهداشتی
- مشارکت در کارشناسی، طراحی و پیاده سازی نظام
Health /Hospital Information System  را به عهده بگیرند.

۳ – ارزشهای حاکم بر رشته: (Values)
با توجه به مبانی الهی و دینی در جامعه ما، ارزشهای اخلاقی و اعتقادی جزء لاینفک آموزش می باشد.
در همین راستا فارغ التحصیلان این رشته، صرفنظر از سن، جنس، رنگ، نژاد، فرهنگ و مذهب بیماران در راستای ارتقای سطح کمی و کیفی خدمات بهداشتی درمانی گام برداشته و جهت ارتقا کیفیت درمان و دفاع از حقوق بیماران با تاکید بر محرمانگی، اطلاعات مراقبت بهداشتی ایشان را به نحو مطلوب سازماندهی و مدیریت می نمایند.

۴- چشم انداز: (Vision)
در ده سال آینده دانش آموختگان این رشته، نیروی مورد نیاز غالب مراکز بهداشتی درمانی و حوزه های ستادی آن را در کشور تامین و از نظر استانداردهای مدیریت اطلاعات در مقایسه با کشورهای منطقه بالاترین رتبه را کسب نمایند.

۵- اهداف کلی: (Aims)
هدف کلی این برنامه عبارت است از تربیت افراد کارآمدی که بتوانند در زمینه های زیر فعالیت داشته باشند.
۱- مدیریت بخش فناوری اطلاعات سلامت مشتمل بر جمع آوری و پردازش داده ها ( سازماندهی، طبقه بندی و محاسبات آماری) و ذخیره سازی و بازیابی اطلاعات
۲- تامین اطلاعات مورد نیاز جهت دفاع از حقوق بیمار/ مراجعه کننده، موسسات و کارکنان بهداشتی درمانی از طریق حفظ مستندات اطلاعات مراقبت بهداشتی
۳- تامین اطلاعات مورد نیاز به منظور بهره برداریها ی آموزشی، پژوهشی، خدماتی و آماری مرتبط به رشته های مختلف پزشکی
۴- بکارگیری فن آوری اطلاعات در حوزه مدیریت اطلاعات سلامت
۶- نقش های دانش آموختگان در نظام بهداشتی(Role definition):
دانش آموختگان این دوره دارای نقش های خدماتی، آموزشی، مدیریتی و پژوهشی می باشند.
۷- وظایف حرفه ای دانش آموختگان(Task Analysis):

1- وظایف آموزشی
الف- آموزش کارکنان مرتبط با بخش فناوری اطلاعات سلامت
ب- آموزش کارکنان جدید در زمینه روند گردش امور در بخش فناوری اطلاعات سلامت

۲- وظایف خدماتی
الف- تحلیل و سازماندهی اطلاعات و کدگذاری اطلاعات پزشکی بیماران در مراکز بهداشتی درمانی دولتی و خصوصی و مطب ها
ب- کدگذاری مالی اطلاعات پزشکی( تعرفه خدمات تشخیصی و درمانی) و تعیین مغایرت ها
ج- تحلیل شاخص های آمار بیمارستانی( مرگ و میر، بیماری، مالی و …) و ارائه به مدیران مربوط و کاربران مجاز
د- ارائه اطلاعات پزشکی به کاربران مجاز با رعایت موازین قانونی
ه- اجرای مصوبات مربوط به اطلاعات پزشکی بیماران
و- مشارکت در امور مربوط به خدمات ماشینی اطلاعات سلامت
ی- مشارکت در طراحی فرم های اطلاعات سلامت

۳- وظایف مدیریتی
الف- مدیریت بخش فناوری اطلاعات سلامت

۴- وظایف پژوهشی
الف- انجام پژوهشهای کاربردی در حوزه سیستمهای اطلاعاتی بهداشت و درمان
ب- مشارکت در طراحی و جمع آوری اطلاعات پژوهشی در حوزه بهداشت و درمان

 

سیستم اطلاعات بیمارستانی (HIS)

تارسیدن به یك EHR كامل یا پرونده الكترونیكی سلامت برای هر بیمار و كمك به تصحیح و ارتقاء سیستم ارجاع الكترونیكی بیماردر سطح بهداشتی درمانی كشورمان فاصله زیادی داریم. این راه ، همت همه افراد مرتبط با این كار را می طلبد. HIS هموارترین راه بسوی EHRمی باشد. كارشناسان و متخصصین علوم پزشكی ، علوم كامپیوتر و مدیریت در انجام این رسالت شاخص ترین نیروها بحساب می آیند.
برای نوشتن یك HIS ، تیمی متشكل از تحلیلگر سیستم ، مهندس نرم افزار ، كارشناس مدارك پزشكی ، كارشناس ارشد مدیریت بهداشتی درمانی ، كارشناس امور مالی و پزشك عمومی پیشنهاد می شود.

HIS
چیست ؟
سیستم اطلاعات بیمارستانی. در معنای گسترده تر HIS را سیستم اطلاعاتی بهداشتی هم می گویند. واقعیت آن است كه امروزه یك بیمارستان نمی تواند همچنان بصورت سنتی كار پروسه پرونده بستری یا سرپائی بیمار را انجام دهد. پائین آوردن زمان پذیرش ، زمان ترخیص ، زمان انتقال بیمار ، زمان ORDER نویسی و درخواستهای پاراكلینیكی ، زمان اخذ جوابها ، زمان مراجعه به اطلاعات قبلی پرونده ، بالا بردن میزان دقت در درج اطلاعات و درخواستها كه در حالت دستی ناخوانا و ... هست ، تسریع ارتباطات بین بخشی و در نهایت بالابردن میزان رضایت بیمار ، ارائه خدمات بهتر ، دریافت آمار و گزارشات روزانه و زمانی ، اطلاع از وضعیت درآمد و هزینه بیمارستان ، تعدیل نیروها و غیره مسائلی هستند كه نیاز بیمارستان به HIS را دو چندان می كنند. برای افزایش دقت و تسریع در ارائه خدمات به بیمار ، تسریع در تشكیل و گردش پرونده دربیمارستان ، بازیابی سریع پرونده برای اهداف گوناگون همچون تحقیقات و مطالعه دانشجویان ذیربط و امكان استفاده آسان از مدارك پزشكی و ... وجود HIS درهر بیمارستانی ضروری است. HIS تمامی این مسائل را برای بیمارستان حل می كند و بیمارستان را از یك سازمان سنتی به یك مركز مدرن درمانی تبدیل می كند.
اما HIS باید بر اساس استانداردهای معتبرجهانی باشد. یك HIS اگر بدون توجه به استانداردهای فناوری و علوم پزشكی جهانی نوشته شده باشد و فقط LOCAL كار كند جوابگوی آینده بیمارستان نخواهد بود. استانداردهای HL7 (پروتوكل استاندارد بین المللی تبادل اطلاعات بهداشتی ودرمانی) و DICOM (استاندارد انتقال تصاویر پزشكی ) ازجمله استانداردهای لازم برای یك HIS می باشد. همچنین از جمله خصوصیات لازم برای یك HIS ، به WEB BASE بودن آن می توان اشاره كرد. یك HIS باید دارای بانك اطلاعاتی غنی بر اساس آخرین متد مانند SQL و دارای قابلیت نصب روی آخرین سیستم عامل مثل WIN XP و VISTA باشد.
برای تهیه و راه اندازی HIS در یك بیمارستان از كجا باید شروع كرد؟
برای راه اندازی سیستم HIS سه گزینه مهم باید مد نظر قرار گیرد:

1.
بسترسخت افزاری و شبكه
2.
نرم افزار ( HIS )
3.
كاربران
قبل از پرداختن به سه مورد مذكور، بیمارستان باید یك تیم برای پیگیری این كار تشكیل دهد. مدیر بیمارستان در راس این تیم خواهد بود. در این تیم رئیس امور مالی ، مترون بیمارستان یا یك پرستار ، مدیر دفتر كیفیت ، یك كارشناس كامپیوتر و یك كارشناس مدارك پزشكی حداقل افراد خواهند بود. كارشناس ارشد یا كارشناس مدارك پزشكی بعنوان مدیر سیستم HIS انتخاب می شود. ( بسته به توانائی نیروی موجود در بیمارستان ، مدیر سیستم انتخاب می شود.
تیم مذكوركار تحقیقاتی خود را بر اساس یك برنامه ریزی منسجم با برقراری جلسات منظم ، شروع می كند. اولین كار ، پیدا كردن یك مشاور باتجربه برای پیشبرد اهداف تیم می باشد. دستور كار این تیم ، مطالعه وضعیت و شرایط فیزیكی و میزان پذیرش HIS از طرف پرسنل بیمارستان و نیز مطالعه و بررسی تغییر سیستم دستی موجود در بیمارستان به سیستم الكترونیكی HIS و یافتن یك HIS استاندارد می باشد. در جریان گذاشتن مسئولین كلیه واحدها و ایجاد زمینه برای تغییر سیستم در آینده ، بستر نگرش فرهنگ سازمانی به سیستم جدید را ایجاد خواهد كرد. در كنار كار فرهنگ سازی و آماده نمودن پرسنل برای تغییر سیستم و حتی مشاركت دادن پرسنل كه كاربران آینده سیستم جدید خواهند بود ، از طریق درخواست پیشنهاد و غیره ، می توان كار تحقیق روی سخت افزار را نیز آغاز كرد.

1.
بسترسخت افزاری و شبكه
قرارداد با یك شركت معتبر برای راه اندازی یك شبكه در بیمارستان ، مطابق با آخرین تكنولوژی موجود در كشور اولین گام در جنبه سخت افزاری سیستم هست در این شبكه آینده نگری های خاص و امكان UPGRADE نمودن آن در آینده نیز باید مد نظر قرار گیرد . برای داشتن یك شبكه استاندارد و BACKBONE مناسب ، از نظرات مشاور و امكانات شركت طرف قرارداد باید نهایت بهره را برد. تهیه توپوگرافی شبكه براساس نقشه ساختمانی بیمارستان لازم هست. در این كار باید تعداد NODE های لازم و نیز تعداد NODE های فعال برآورد شود. با توجه به سیال بودن برخی واحدها در بیمارستان و احتمال تغییر مكانهای متعدد لازم است تقریبا كلیه اتاقهای بیمارستان با صلاحدید مشاور و تیم ، دارای NODE شبكه حتی بصورت غیر فعال باشند. شاید در این مرحله كه مقدمه تغییر سیستم می باشد ، لازم باشد در چند مكان تغییر كاربری داده شود. بهتر است یك واحد جدید بنام "مدیریت سیستم HIS " یا " مركز فناوری اطلاعات بیمارستان " به چارت سازمانی بیمارستان اضافه شود. این واحد محل قرار گرفتن SERVER ، ADMINISTRATOR ، RACK مركزی و حتی UPS های مركزی خواهد بود.
كار بعدی در این مرحله برآورد تعداد NODE های فعال و خریداری كامپیوتر به همین تعداد و نیز لوازم جانبی كامپیوتر می باشد. البته خریداری سخت افزار بویژه SERVER ، می تواند بعد از انتخاب نرم افزار و بر اساس سازگاری با نرم افزار نیز باشد.

2.
نرم افزار ( HIS )
با توجه به عدم آشنائی مسئولین دانشگاههای علوم پزشكی و بیمارستانهای كشور از HIS ، كه ناشی از عدم برنامه ریزی استراتژیك شفاف از طرف واحد زیربط در وزارت محترم بهداشت و درمان ( لااقل تا این لحظه ) می باشد ، همچنین نبود واحد فناوری اطلاعات در بیمارستانهای كشور ، این مرحله مهمترین مرحله بحساب می آید. از نظر اینجانب دو روش برای تهیه نرم افزار پیشنهاد می شود كه هیئت رئیسه و بویژه مدیر بیمارستان باید با كمك تیم HIS بیمارستان تصمیم بگیرد كه كدام روش با سیاستهای مدیریتی بیمارستان سازگار است.

1.
خرید یك نرم افزار( HIS ) آماده
برای این كار تیم فوق الذكر باید تحقیق كند و اطلاعات كافی از سیستم های موجود داخل كشور كسب كند. تعداد نرم افزارهای ( HIS ) موجود داخلی از تعداد انگشتان دو دست فراتر نرفته. بنابر این ارتباط با شركتهای تولید كننده ( ASP ها) ، HIS زیاد دشوار نیست.
برای این كار می توان یك فراخوان خرید HIS داد تا شركتها خود به سراغ شما بیایند و یا به تك تك شركتها مراجعه نمود. در هر حال نباید صرفا به DEMO نرم افزار از طرف شركت اكتفا نمود چرا كه دموی برنامه ایده آل هست و با برنامه در عمل فاصله دارد. بهترین حالت این است كه از شركت بخواهیم خود ، موفق ترین سایت یا بیمارستان تحت پوشش خود را معرفی نماید. تیم HIS بیمارستان به سایت مذكور مراجعه می كند و به دقت یك سایت تجربه شده را مورد بازدید و بررسی قرار می دهد. مشاهده سیستم از نزدیك ، مصاحبه با كاربران و مدیران عملیاتی و تشكیل جلسه و بحث و گفتگو با مدیران میانی و ارشد بیمارستان و حتی دانشگاهی كه سیستم را راه اندازی كرده اند و استفاده از تجارب و نظریات آنها بسیار به نتیجه گیری و تصمیم گیری در مورد آن HIS كمك خواهد كرد. برای چند نرم افزار منتخب می توان این مرحله را انجام داد و پس از مقایسه فنی ، استانداردها ، USERFRIENDSHIP بودن ، نوع قرارداد پشتیبانی ، اعتبار شركت ارائه دهنده و نیز بودجه صرف شده می توان بهترین برنامه را انتخاب و باشركت مربوط قرارداد بست.


2.
داشتن یك HIS در انحصار دانشگاه و بیمارستان
در این روش دانشگاه بجای تحقیق روی برنامه های آماده روی شركتهای نرم افزاری بومی تحقیق كرده و معتبرترین و باتجربه ترین شركت محلی را انتخاب می كند و یك قرارداد استراتژیك فی ما بین منعقد می شود. بیمارستان شما پایلوت قرارمی گیرد و شركت یك دفتر در بیمارستان برای چند سال ایجاد می كند و برنامه نویسان شركت در بیمارستان مقیم بوده و در ارتباط با تیم HIS بیمارستان شروع به تحلیل سیستم و برنامه نویسی می كنند. بعد از آماده بودن اولین فاز از برنامه ، تست برنامه با همكاری تیم ، آغاز می شود و این كار فاز به فاز انجام می شود و بر اساس خواست بیمارستان تغییرات لازم در برنامه داده می شود تا به فاز نهائی برسد. تنها عیب این روش در كنار مزایای زیاد آن ، زمانبر بودن آن می باشد. با اتمام برنامه نویسی و تست نهائی ، برنامه بطور واقعی راه اندازی می شود. موفقیت برنامه در این روش كمك بزرگی به دانشگاه می كند چراكه صاحب یك HIS می شود كه می تواند آن را در بیمارستانهای تابعه خود نیز نصب و راه اندازی كند و مهمتر از آن ، می تواند در صدد LINK بیمارستانهای خود برآید. از مزایای این روش این است كه دانشگاه از یك سیستم یكپارچه در بیمارستانهای خود استفاده می كند و جابجائی نیروها در سطح دانشگاه و بین بیمارستانها مشكلی ایجاد نمی كند. از طرفی سیستم ارجاع بیمار در سطح بیمارستانهای دانشگاه و حتی در سطح استان الكترونیكی و سهل الوصول می شود.

3.
كاربران
كاربران صاحبان و نگهدارنده های واقعی نرم افزار محسوب می شوند و بازیگران واقعی سیستم می باشند. بدون همكاری كاربران ، هیچ سیستمی جواب نخواهد داد. مهمترین مسئله در این خصوص ، مقاومت كاربران می باشد. آنچه مسلم است این است كه هر تغییری مقاومتی در پی دارد و تغییر سیستم دستی به سیستم الكترونیكی مانند HIS ، با مقاومت شدیدتری توام است كه ناشی از دلایلی ذیل است :
1.
عادت كاربران به سیستم دستی
2.
ترس از اینكه با سیستم الكترونیكی نتوانند كار كنند
3.
ترس از از دست دادن موقعیت فعلی با رسیدن سیستم جدید
4.
ترس از از دست دادن گروه مورد علاقه فعلی
5.
عدم اطمینان از مقاصد مسئولین در تغییر سیستم .
6.
و ...
بنابراین برای غلبه بر مقاومت كاركنان باید تدابیر ویژه ای از قبل از راه اندازی سیستم باید اتخاذ نمود.كاربران قبل از راه اندازی سیستم آگاهی از تغییر سیستم داشته باشند تا در مرحله راه اندازی مقاومتشان به حداقل برسد. می توان قبل از راه اندازی سیستم كلاسهای آشنائی با سیستمهای كامپیوتری برای كاركنان دایر كرد. برگزاری كلاسهای ICDL برای كاركنان موثرترین گزینه می باشد.
بعد از راه اندازی سیستم ، آموزش كامل نرم افزار به كاربران باید توسط مدیر سیستم و همكاران وی در واحد HIS و با همكاری شركت ارائه دهنده نرم افزار داده شود. یك برنامه مدون آموزشی نیز باید از طرف مدیر سیستم تهیه و به واحدها و بخشها ارائه شود تا آموزش مستمر در طول سال نیز داشته باشد. هرچه آگاهی كاربران نسبت به برنامه و كار با آن و پیامهای برنامه ، همچنین آگاهی كاربران نسبت به كامپیوتر ، بیشتر باشد سیستم موفق تر خواهد بود. یكی از مهمترین مسائل در مورد كاربران ایجاد و حفظ انگیزه در كاربران برای ادامه كار با سیستم ، تا زمان وابستگی كامل آنها به سیستم می باشد. این كار باید از طرف مدیریت بیمارستان صورت گیرد. بویژه در زمانهای آزمایشی برنامه و موازی كاری دستی – الكترونیكی سیستم ، كه كار كاربران زیادتر از زمان قبلی است ، حمایتهای تشویقی زیادی را می طلبد.

مسائل پزشكي ،اخلاقي و قانوني:

غفلت

«غفلت» يعني ناتواني در ارائه همان مراقبتي كه شخص ديگري با سطح آموزش يكسان ارائه ميدهد . براي جلوگيري از غفلت بايد طبق استانداردها عمل كنيد .رعايت نكردن استاندارد مراقبت ممكن است منجر به آسيب بيشتربه بيمارشود .براي تشخيص غفلت بايد چهار عامل زير را در نظر داشته باشيد :

1-   وظيفه . اين وظيفة تكنسين پايه است كه عاقلانه و با توجه به استانداردهاي آموزشيعمل كند .

2-   نقضوظيفه . نقض وظيفه موقعي بوجود مي آيد كه تكنسين پايه طبق استاندارد مراقبت مربوطهو طوري كه از او انتظار مي رود عمل نكند .

3-   زيان ها . زيان زماني به وجود مي آيد كه بيمار از نظر فيزيكي يا روحي به طور قابلملاحظه اي آسيب ببيند .

4-     علت  . بايد علت و معلول مناسبي براي اتهام غفلت وجود داشته باشد . بعنوان مثال ،‌ هنگامي كه سعي مي كنيد بيمار را بلند كنيد او را مي اندازيد كه منجر به  شكستگي پاي بيمار مي شود . اگر شخصي وظيفه اي داشته باشد و آنرا درست انجام ندهد و باعث آسيب به شخص ديگري شود ، ممكن است بر عليه تكنسين پايه ،‌ اورژانس و يا مديريت پزشكي بخاطراين غفلت اقامة‌ دعوا شود .

همه اين چهار عامل وجود مدرك قانوني غفلت را محرز مي كنند .

انصراف

«انصراف» به معني پايان يك طرفه مراقبت از سوي تكنسين پايه ،‌ بدون رضايت بيمار و بدون هيچ آينده نگري براي واگذاري‌ مراقبت او به شخص ديگري با مهارتهاي پزشكي يكسان و يا بالاتر مي باشد .همينكه تكنسين پايه ،‌ مراقبت را شروع مي كند ، وظيفه اي را بر عهده مي گيرد كه نبايد  تا زماني كه يك شخص با همان مهارتها اين مسئوليت را بعهده بگيرد متوقف شود .

عملي انجام ندهيد كه بيمار در خطر آسيب قرار بگيرد و در نتيجه شما متهم به غفلت شويد . ترك يا انصراف از مراقبت ، ‌موضوعي جدي است كه از نظر اخلاقي و قانوني مي تواند منجر به اتهامات  جنايي ومدني عليه تكنسين شود  .

براي مثال فرض كنيد كه به صحنه  تصادف اتومبيلي رسيده ايد و شروع به مراقبت دو بيمار مي كنيد. در همين هنگام رهگذري به شما مي گويد كه  تصادف اتومبيل ديگري در پايين جاده اتفاق افتاده و5 نفر مجروح شده اند . شما مراقبت از دو نفر مجروح حادثه اول را به رهگذر مي سپاريد وبه سوي سانحه ديگر مي رويد . در اينجا انصراف روي داده زيرا شما مراقبت از بيماران را به شخصي با مهارتي در سطح خود يا بالاتر از خود نسپرده ايد . پرسشهاي كلي زير را هنگامي كه با تصميم گيري در چنين مواردي مواجه مي شويد در نظر بگيريد :

·          عملكرد شما چه مشكلاتي را ممكن است به بار آورد ؟

·          آيا اين تصميم منجر به قصور شما نسبت به وظيفه تان مي شود ؟

·          آيا در صورت ترك صحنه ممكن است متهم به انصراف از مراقبت بيمار شويد ؟

·          آيا استاندارد مراقبت را نقض مي كنيد ؟

·          آيا محتاطانه عمل مي كنيد ؟

 

 

پست in سیستم های پشتیبان تصمیم گیری DSS | نظرات (1) | بازتاب (0)

ارسال شده توسط احمد محمدی | 31 12, 2013 | بازدید‌ها (3425)

معماری زیرساختها واستانداردهای پرونده الکترونیک سلامت

زهرا زندش

Zahra 1359 @ yahoo.com

مقدمه:

صنعت مراقبت بهداشتی یکی از مهم ترین صنایع جهان است یکی از مهم ترین فعالیتهای صنعت مراقبت بهداشتی مدیریت اطلاعات است . امروزه ارتباط سنتی منحصر به پزشک – بیمار با ارتباط دیگری جایگزین شده است که در آن یک تیم مراقبت بهداشتی در رشته های مختلف وموسسات مراقبت درمانی مسئول سلامت بیمار هستند .این زمینه جدید مستلزم سطح بالای قابلیت عملیات بین بخشی و تسهیم داده ها در میان متخصصین است.

به این دلیل فناوری اطلاعات یک ابزار فوق العاده مفید برای صنعت مراقبت بهداشتی است . اما قبل از اینکه راه خلهای فناوری اطلاعات بتواند به صورت موفقیت آمیزی در محیط مراقبت بهداشتی گسترش یابد مباحث زیادی وجود دارد که باید بر آنها چیره شداین مباحث به موضوعات متنوع و وسیعی مربوط می شود . یکی از این موضوعات توانایی مبادله اطلاعات بهداشتی درمانی در سراسر سیستم مراقبت بهداشتی درمانی به صورت یکپارچه است که با توسعه معماری استاندارد پرونده الکترونیکی می تواند تحقق یابد .

هزینه معمول مراقبت بهداشتی در کشورهای عضو سازمان توسعه همکاریهای اقتصادی درحدود 5/8 درصد تولید ناخالص ملی است و در ایالات متحده آمریکا بزرگترین هزینه کننده مراقبت بهداشتی در حدود 14 درصد است بیش از 350 بیلیون دلار آمریکایی تقریبا" یک سوم کل بودجه بهداشتی آمریکا به تنهایی هر سال در ایالات متحده صرف تولید اداره وبازیابی اطلاعات مراقبت بهداشتی می شود. تقریبا" بزرگترین جز این هزینه زیاد مدیریت اطلاعات مربوط به داده های بالینی است  . متاسفانه صنعت مراقبت بهداشتی یکی از عقب مانده ترین صنایع در پذیرش فناوری اطلاعات برای پشتیبانی از وظایف عظیم مدیریت اطلاعا ت مراقبت بهداشتی است . سایر اطلاعات خاص صنایع نظیر اطلاعات مالی وبیمه ای نوعا" 10-5 درصد کل بودجه ها را صرف فناوری اطلاعات می کنند درحالیکه بخش مراقبت بهداشتی تنها 1-3 درصد کل بودجه را در20 سال گذشته صرف فناوری اطلاعات کرده است .

اولین تلاشها در زمینه کامپیوتری کردن پرونده بیماران در دهه 1960 انجام شده است . اما عمدتا" محدود به ثبت اطلاعات دموگرافی وسایر اطلاعات اداری بیمار بوده است . معرفی پرونده های بالینی کامپیوتری در دهه هفتاد آغاز شد ودر بعضی کشورها در دهه نود توسعه یافت.

رشد مراقبت مدیریت شده وحرفه مراقبت بهداشتی فشار بیشتری بر روی متخصصین پزشکی برای حفظ اطلاعات پزشکی به شکل الکترونیکی وارد می کند تا مبادله بین حوزه های مختلف از جمله ارائه دهندگان مراقبت مدیران , بیمه گران, قانونگذاران, محققان ودادگاهها تسهیل شود.

پرونده های بهداشتی الکترونیکی (EHRs )در بر گیرنده اطلاعات بالینی بیماران هستند. بنابراین بخش حیاتی یک سیستم مراقبت بهداشتی را تشکیل می دهند . یک سیستم (EHR ) ذخیره وانتقال الکترونیکی اطلاعات بیماران را امکان پذیر می سازد. بسیاری از بیمارستانهای مدرن پرونده های کامپیوتری دارند . اما این سیستم ها معمولا" اختصاصی هستند و اغلب تنها توسط یک بخش خاص بیمارستان به خدمت گرفته می شوند بیمارستانها می توانند دهها سیستم انفرادی داشته باشند که قابلیت عملیات با یکدیگر را ندارند . شرح اطلاعات سلامتی یک بیمار می تواند در سراسر تعدادی سیستم های مجزا انتشار داشته باشد که کسب تاریخچه بالینی کامل بیمار را برای متخصصان بالینی مشکل می کند.

تلاشهای توسعه یک پرونده الکترونیکی سلامت در بساری از مناطق جهان طی سالهای در دست اقدام قرار دارد .

موضوعات مهمی از این تلاشها فراگرفته شده است اما همه تلاشهای انجام شده برای ایجا استانداردها به منصه ظهور نرسیده است.

استانداردهای فعلی برای مبادله اطلاعات بین سیستم های بالینی پیام رسانی داده ها ی میدانی را تحت پوشش قرار می دهد اما نیاز یه مبادله داده های معتبر سلسله مراتبی ساختمند و بالینی را برآورده نمی کند . در انگلستان 90% پزشکان عمومی کامپیوتر دارندو اکثریت اطلاعات بالینی پرونده های آنها در این سیستم ها قرار دارد. متخصصین بالینی بطور فزاینده ای به پرونده های پزشکی ذخیره شده در این سیستم ها وابسته می شوند. اما برای انتقال یا سهیم شدن در مراقبت به طور موثر قابلیت انتقال یا توزیع اطلاعات مربوطه از پرونده بهداشتی الکترونیکی اهمیت دارد . سهیم شدن در دسترسی به یک پرونده بهداشتی مشترک یا توزیع شده, قابلیت آینده است اما در حال حاضر این مسیر نیازمندیهای شناخته شده را به روش هزینه اثر بخش بر آورد نمی کند.

یک سیستم پرونده الکترونیک سلامت قابلیت عملیات بین بخشی , پتانسیل بهبود شرایط مراقبت بهداشتی را دارد .این سیستم به متخصصان بالینی امکان می دهد که قادر به دسترسی به هنگام تر وکاملتر به تصویر سابقه بالینی بیمار باشند . بنابراین متخصصان می توانند تصمیمات مراقبت بهداشتی آگاهانه تری اخذ نمایند.برای اینکه قایبلیت تبادل بین پرونده های الکترونیکی به واقعیت تبدیل شود یک استاندارد عمومی در خصوص معماری EHR مورد نیاز است.

بنابراین چنانچه اطلاعات بالینی به خارج از سازمان یا بخشی که در آنجا تولید شده است انتقال یابد , استاندارد سازی معماری پرونده الکترونیک سلامت حیاتی است .

معماری پرونده الکترونیک سلامت به عنوان اصولی تعریف شده است که ساختارها ی منطقی پرونده مراقبت بهداشتی برمبنای اصول شکل می گیرد . معما ری قواعدی را وضع می کند که تبادل شرکا را با توافق بر روی محتوا امکان پذیر می سازداصلاح یا توسعه استاندارد مبادله برای در برگیری داده ها یا جزئیات جدید یا ترکیبات داده ها را امکان پذیر می سازد وبه شرکا امکان می دهد مفاهیم بسیار جزئی نظیر کدهای حسابداری یا لغات کنترل شده در همه سطوح را تعیین وکدگذاری کنند .

با توجه به موارد مذکور این مطالعه جهت بررسی جنبه های معماری پرونده الکترونیک سلامت و اهمیت آن در تبادل داده ها انجام گیرد.

روش پژوهش:

این پژوهش به روش مرور منظم مقالات علمی ( مرور سیستماتیک ) واز نوع کتابخانه ای بوده و بر اساس منابع اینترنتی در خصوص معماری پرونده الکترونیک سلامت به بررسی جنبه های معماری پرونده الکترونیک سلامت می پردازد . این منابع از پایگاههای اطلاع رسانی معتبر و شناخته شده از جمله سایت دانشگاه کوینزلند  استرالیا , شبکه اطلاعرسانی بهداشتی دولت استرالیا استانداردهای انفورماتیک اروپایی در انگلستان , گروه کاری ستانداردهای اروپا , کنفرانسهای علمی دانشگاه کمبریج انگلستان و گروه عمومی کاربرد کامپیوتر(GPCG ) به دستآمده است و سایتهای ناشناخته و شخصی مورد استفاده قرار نگرفته است . مقالات بررسی شده مربوط به انتشارات سالهای 2004 -01997 بوده ودر 4 دسته کلی تعاریف معماری  EHRو الزلمات معماری EHR   , گروهبندی شدند.

 

معماری:

در فناوری اطلاعات , خصوصا" کامپیوتر واخیرا" شبکه ها ,

·         معماری عبارت از اصطلاحی است که هم برای فرآیند وهم نتایج تفکر بیرونی وتعیین ساختار کلی , اجزا منطقی و وابستگی های منطقی یک کامپیوتر ، سیستم عامل آن ،یک شبکه یا مفاهیم دیگر ، به کار می رود .

·         معماری عبارت است از قادر سازی متخصصین بالینی برای تصمیم گیری درباره اینکه چه چیزی را ثبت کنند و به چه شکلی آن را ثبت کنند .

·         معماری از ذرک تنوع ضروری محتوا و شکل پرونده ها پشتیبانی می کند.

·         معماری نه ویژگی یک سیستم است نه هدف آن حرکت به سمت پرونده مراقبت بهداشتی استاندارد شده است.

 

معماری فناوری اطلاعات(ITA ):

دفتر مدیریت و بودجه آمریکا ، 3 معمار ی فناوری اطلاعات را به عنوان مستند سازی ارتباطات بین کارها و فرآیند های مدیریت و فناوری اطلاعات به منظورتضمین موارد زیر توصیف می کند.

·         تنظیم احتیاجات سیستم های اطلاعات با فرآیندهایی که رسالت موسسه را پشتیبانی می کند.

·         کفایت عملی بودن، تکرار اطلاعات و امنیت سیستم اطلاعات

·         به کارگیری و حفظ مجموعه استانداردهایی که موسسه توسط آنها ارزیابی شده و سیستم های جدید را کسب می کند .

علاوه بر این ، معماری فناوری اطلاعات ارتباطات بین کاری که یک موسسه انجام می دهد ، اطلاعات مورد استفاده موسسه و فناوری اطلاعات مورد نیاز موسسه را توصیف می کند.

 

معماری سیستم ها(SA ):

معماری سیستم ها به این سوال پاسخ می دهد که چگونه اجزا سیستم می تواند از دیدگاه اطلاعات و فناوری به طور موثر تری به اجرا در آید . طرح توسعه معماری سیستم در اهداف وسیع تر کاری در معماری یک ارتباط بهداشتی مشارکت خواهد کرد . معماری ارتباط بهداشتی ، حرفه ،ساختار، فرآیندها ، زیر بناهای فناوری ارتباطات محاسبه گری و منافع حرفه ای و اطلاعاتی را تعریف می کند که مجموعه سیستم ارتباط بهداشتی را تشکیل می دهند .

 

 

 

 

پرونده الکترونیک سلامت: (EHR  )

هر نوع اطلاعات مربوط به سلامت جسمی یا روانی یا وضعیت  یک فرد که در سیستم های الکترونیکی ثبت می شود و برای کسب، انتقال، دریافت، ذخیره، باز یابی، اتصال و دستکاری داده های چند رسانه ای به منظور فراهم کردن مراقبت بهداشتی اولیه و خدمات بهداشتی  مربوطه مورد استفاده قرار می گیرد .

پرونده الکترونیک سلامت شامل یادداشتهای بهداشتی  درمانی دوران عمر یک فرد است که در داخل سیستم بهداشتی درمانی ایجاد وبه صورت خصوصی ومحرمانه نگهداری می شود . این پرونده بصورت الکترونیکی برای ارائه کنندگان مجاز خدمات در هر مکان وزمان به منظور حمایت وپشتیبانی از ارتقا کیفیت خدمات وی باید در دسترس باشد

پرونده الکترونیک سلامت یک سیستم اطلاعات الکترونیکی ایمن وقابل توسعه است که استفاده کنندگان مجاز در مراکز بهداشتی درمانی در هر زمان به اطلاعات گذشته بیمار دسترسی دارند و اطلاعات درمانی جدید بیمار را نیز به آن اضافه می نمایند.

دسترسی به اطلاعات کامل بیمار در بهبود مراقبتهای بالینی و کاهش اشتباهات پزشکی بسیار مهم است . پرونده الکترونیک سلامت یک مجموعه متمرکز بلند مدت از اطلاعات مراقبت سلامت یک فرد است که برای تمام ارائه کنندگان خدمات در هر مرکز و در هر زمان قابل استفاده باشد و به عنوان قسمت اصلی یک سیستم اطلاعات سلامت یکپارچه محسوب می شود .سیستم هایی که دارای پرونده الکترونیک سلامت هستند این قابلیت را دارند که در حالیکه موجب بهبود سطح سلامت بیمار می شوند ، صدها ساعت در زمان صرفه جویی کنند وهزینه های مراقبت را نیز کاهش دهند . یک پرونده الکترونیک سلامت موجب تصمیم گیری بهتر در سیر درمان و توسعه نتایج درمانی  شده وداده های بهتری را برای بهداشت عمومی و تحقیقات جمع آوری می کند ، اما فقط زمانی این اتفاق می افتد که برای ایجاد وتوسعه آن یک روش استاندارد انتخاب شده باشد.

 

تفاوت بین پرونده الکترونیک سلامت و پرونده الکترونیک بیمار :

واژه های پرونده الکترونیک بیمار (EPR ) و پرونده الکترونیک سلامت ( EHR   ) در اکثر موارد بجای همدیگر بکار برده می شوند و ممکن است درذهن افراد اغتشاش بوجود آورد . به منظور تفکیک مرزهای این دو پرونده به مفاهیم زیر توجه نمایید .

 

 

تعریف پرونده الکترونیک بیمار(EPR):

پرونده الکترونیک بیمار مدرکی است که عمدتا" مراقبتهای دوره ای ارائه شده بوسیله مراکز درمانی را توصیف می کند و در بیمارستان و سایر مراکز ارائه خدمات درمانی مثل واحد های تخصصی و یا مراکز بهداشت ذهنی نیز ایجاد می شود .

واژه پرونده الکترو نیک سلامت برای توصیف مفهوم پرونده طولامی مدت وضعیت سلامت از گهواره تا گور بکار برده می شود و اطلاعات مراجعات بیمار به مراکز مراقبتهای اولیه و زیر مجموعه های اطلاعاتی نتایج مراقبتهای دوره ای در پرونده های الکترونیکی هر دو را باهم تلفیق می کند . در شکل زیر ارتباط پرونده الکترونیک بیمار و پرونده الکترونیک سلامت باهمدیگر به تصویر کشیده شده است.

 

 

ارکان پرونده الکترونیک سلامت:

با توجه به تعارفی که ارائه شد پرونده الکترونیک سلامت دارای الکترونیک سلامت دارای ارکان مهمی است که توجه به آنها توسط آند سته از مراکز بهداشتی درمانی که اقدام به ایجاد آن نموده اند آنها را در مسیر حرکت به سوی تکامل آن یاری خواهد نمود . موارد زیر در اکثر تعاریف ارائه شده آمده است واز آنها می توان به عنوان ارکان پرونده الکترونیک سلامت یاد نمود.

  • یک سیستم اطلاعات الکترونیکی است.
  • ایمن ومحرمانه باشد وبرای افراد مجاز قابل دسترس باشد
  • در هر زمان ومکان قابل دسترس باشد
  • از بدو تولد فرد تا پایان عمر وی نگهداری شود
  • تمام اطلاعات بهداشتی درمانی یک فرد در آن متمرکز شود.

گرچه موارد فوق را می توان به عنوان ارکان پرونده الکترونیک سلامت در زمان طراحی در نظر گرفت ولی هنوز سوالاتی به شرح زیر وجود دارد که پاسخ به آنها باید قبل از هر گونه اقدام مشخص گردد:

  1. پرونده الکترونیک سلامت جزو کدام دسته از سیستمهای بیمارستانی است ؟
  2. آیا پرونده الکترونیک سلامت یک سیستم الکترونیکی تک وظیفه ای است ؟
  3. آیا پرونده الکترونیکی سلامت یک سیستم جامع اطلاع رسانی است ؟
  4. آیا پرونده الکترونیک سلامت جزئی از یک سیستم جامع بالینی است ؟

روشن شدن این سوالات ویافتن پاسخی مدلل و منطقی برای آن راهنمای کارشناسان ومدیران در طراحی، انتخاب وپیاده سازی ساختاری مناسب در زمینه پرونده الکترونیک سلامت خواهد بود . با توجه به بررسیهای به عمل آمده در مقالات مختلف نظریات زیر مارا در دسترسی به پاسخ سوالات فوق کمک خواهد نمود .

به نظر می رسد که یکی ازز اولین سیستمهای بالینی مورد استفاده ، پرونده الکترونیکی بیمار است و به منظور دسترسی مستقیم تیم درمانی به اطلاعات دقیق و به موقع ایجاد می شود.

سیستمهای اطلاعات بالینی یکپارچه دارای اجزای زیراست:

  • پرونده الکترونیکی بیمار
  • سیستم نشان دهنده سیر درمان
  • سیستم حمایت از تصمیم گیری بالینی
  • سیستم مدیریت تصویر برداری / تکنولوژی ارتباط تصویری
  • سیستم پزشکی از راه دور
  • آموزش بیماران ،کارمندان و مشتریان از طریق کامپیوتر

چندی پیش سیستم های اطلاعات مراقبتی از نرم افزار های جداگانه ای ساخته می شدند اکثر این نرم افزار ها در زمینه داده های مالی ، اجرایی ودستورات پزشکی طراحی شده بود.

با توسعه نرم افزار ، سخت افزار هم اکنون سیستم های اطلاعات بالینی بیمارستانی بگونه ای طراحی می شوند که تمام وظایف را با یکپارچگی بیشتر در مسائل بالینی و وظایف ارتباطی انجام می دهند.

در این تصویر بیشتر بر مفهوم پرونده الکترونیک بیمار تکیه شده است زیرا که سیستم مذکور یک سیستم اطلاعات جامع بالینی است که در محیط های درمانی (بیمارستانی) مورد استفاده قرار می گیرد .اطلاعات این پرونده معمولا" برا یهمیشه نباید نگهداری شود و دوره نگهداری آن به قوانین موجود هر سیستم در خصوص مدت زمان نگهداری پرونده های بیمارستانی بر میگردد. البته باید ترتیبی اتخاذ گردد که خلاصه ای از این پرونده به پرونده الکترونیک سلامت دارئمی بیمار ارسال و در آن نگهداری شود ، زیرا که این کار موجب یکپارچگی اطلاعات هر فرد در سیستم بهداشت ودرمان خواهد  شد

 

پرونده الکترونیک به عنوان هسته اصلی یک سیستم جامع بالینی

 

 

معماری پرونده الکترونیک سلامت(EHR )

معماری پرونده الکترونیک سلامت یک مدل یا چهارچوب اطلاعاتی برای بنای پرونده الکترونیک سلامت است . این معماری توسط کمیته استانداردهای اروپایی به این شرح تعریف شده است:

معماری یک پرونده الکترونیک سلامت مدلی از جنبه های عام ضروری در هر پرونده الکترونیک سلامت است به این منظور که پرونده بتواند قابل ارتباط ، کامل و پرونده ای اخلاقی قانونی مفید و موثر در مراقبت باشد. و در سراسر سیستم ها ، کشورها و در طول زمان یکپارچه باقی بماند .

معماری اینکه هرکسی چه چیزی را در پرونده الکترویک سلامت خود ذخیره کندو چگونه هر سیستم پرونده الکترونیک سلامت اجرا شود را تعیین یا دیکته نمی کند . فضاهای آن انواع داده هایی که می تواند در پرونده وجود داشته باشد از جمله مواردی که در پرونده های کاغذی قرینه ای ندارند را محدود نمی کند .جزئیات نظیر اندازه فیلدها که از پایگاه داده های فیزیکی گرفته شده است ، ارتیاطی بامعماری پرونده الکترونیک سلامت ندارند.

 

توزیع ومبادله داده ها درپرونده الکترونیک سلامت:

پرونده الکترونیک سلامت ، مهمترین جز مدیریت اطلاعات در سیستم های مراقبت بهداشتی یکپارچه کامپیوتری است. پرونده الکترونیک سلامت  زیر بنای ضروری را فراهم می کند تا پذیرش و استفده موثر از سیستم های جدید مراقبت بهداشتی و ابزار های مدیریت اطلاعات نظیر مراقبت یکپارچه ، پزشکی مبتنی برسند پشتیبان تصمیم گیری مبتنی بر کامپیوتر ، برنامه ریزی مراقبت و مسیرهای کلنیکی و تحلیل نتایج ، امکان پذیر شود . هنگامی که EHR به اجرا گذاشته شد ، معمولا" به روش ناهماهنگ و بدون هیچ استانداری انجام می شد . این موضوع بزرگترین مشکل را در مدیریت اطلاعات بهداشتی سراسر جهان ایجاد کرده و داده های بالینی کم کیفیت موجب عدم اتصال به جزایر اطلاعات می شد.

بزرگترین  بحث دردنیای جدید ارائه مراقبت بهداشتی یکپارچه ، فراهم کردن اطلاعات جامع ، معتبر، مرتبط، قابل دسترس ، و به هنگام برای هر عضو تیم مراقبت بهداشتی چه در مراقبت اولیه وچه در مراقبت ثانویه است . بعضی مواقع حتی توزیع داده های کلینیکی مراقبت اولیه بین دو برنامه نرم افزاری مختلف بر روی یک کامپیوتر شخصی که امکان مبادله داده ها بین سایر بیمارستانها و موسسات مراقبت بهداشتی را فراهم می کند ،مشکل یا غیر ممکن است. الزامات مراقبت یکپارچه برای توزیع ومبادله اطلاعات بیمار می تواند با استاندارد سازی معماری منطقی پرونده الکترونیک سلامت به بهترین نحو برآورد شود. معماری در این زمینه به معنای ساختار پرونده الکترونیکی بیش از شکل خاص داده های درون پرونده است .

بنابراین ، معماری یک مدل رسمی از چهار چوب و جنبه های عام پرونده الکترونیک سلامت است و شکل خاص داده ها مهم نیست بلکه آنها موضوع استانداردسازی نیستند. در عوض با یک معماری منطقی استاندارد شده و الزامات یا تغییرات استاندارد شد یه اشکال کاملا" شناخته شده نظیر CORBA  XML,  وغیره توانایی عملیات بین بخشی در سطح فنی بدون داشتن استاندارد در آن سطح ، تضمین شده است . استاندارد سازی معماری ، انعطاف پذیری بیشتری را امکان پذیر خواهد ساخت و با تغییر پذیری احتیاجات رشته های مختلف مراقبت بهداشتی قابل تطبیق خواهد بود.

 

الزامات پرونده الکترونیک سلامت:

سیستم های بالینی ممکن است با ذهنیت متخصصین بهداشتی خاصی طراحی شود ، اما یک معماری EHR باید نیازهای همه متخصصین بهداشتی را برآورده کند . این نیازمندیها برای پرونده الکترونیک سلامت ضروری هستند ودر انفورماتیک بهداشتی به عنوان پایه توسعه پرونده الکترونیک خوب سلامت و سیستم های پرونده الکترونیک سلامت بطور وسیعی پذیرفته شده اند . نکات کلیدی این نیازمندیها عبارتند از :

1.جامعیت:

پرونده الکترونیک سلامت عبارت است از جمع آوری مشاهدات مختلف و ساختارهای داده ها که توسط افراد متعددی در طول زمان در محل های متفاوت ایجا شده است . پرونده الکترونیک یلازم است مخزنی برای اطلاعات مرتبط با پزشکان در آینده باشد و حیات طولانی مراقبت را به صورت ایده ال فراهم کند، بنابراین یک پرونده الکترونیک باید ، توانایی حمایت از محدوده وسیع رشته های مراقبت بهداشتی ، مجموعه ها و انواع داده های ساختمند وهم ورود داده های متن آزاد و حمایت از ارزیابی و تحلیل داده های پر معنی را داشته باشد.

2. ارتباط:

بیماران از یک مکان به مکان دیگری حرکت می کنند وبا بسیاری از فراهم کنندگان مراقبت بهداشتی در بیمارستانها و مراکز مراقبت اولیه مشاوره می کنند از طرفی متخصصین بالینی و محققین نیازمند اطلاعات جمع آوری شده در باره بیمارن جهت بررسی عملکرد و مطالعات مبتنی بر جمعیت هستند . بنابراین EHR  نیازمند ایجاد ارتباط و تشویق آن است . این ارتباط که در منبع دیگری تحت عنوان توانایی عملیات بین بخشی به آن اشاره شده در واقع توانایی توزیع و مبادله داده ها در سطح معنی شناسایی است که پردازش داده ها توسط سیستم ها ی پرونده الکترونیکی را امکان پذیر می کند . توانایی عملیات بین بخشی در معنی شناسی یک پیش نیاز اساسی برای سیستم های پشتیبان تصمیم گیری پیچیده در بین مجموعه های مختلف کلینیکی است .

3. قابليت انتقال:

قابليت انتقال به معنای توانايي حرکت و ترکيب پرونده الکترونيک سلامت بین افراد وموسساتی که از نظر سخت افزار نرم افزار ( سيستم های عامل ، زبانهای برنامه نويسی ، پايگاه داده ها ) وزبانهای ملی ( سيستم های کدگذاری ، زبانهای طبيعی) مستقل هستند .

يک    EHR  مستلزم دسترسی برروی بسياری از برنامه های محاسبه گر ( ترکيب  سيستم های سخت افزاری وسيستم عامل) هم آنهايي که قابل دسترس هستند و هم برنامه های آينده است.

4. ايمنی و محرمانگی:

قابليت ذخيره اطلاعات وارتباط بطور آزاد مسئوليت محرمانگی وپاسخگويی را به دنبال دارد .بنابراين پرونده الکترونيک سلامت بايد توانايي پشتيبانی از محرمانگي ، قوانين ونيازهای اخلاقی از طريق ثبت معتقدانه اقدامات کلينيکی ، اختيار کاربر، کنترل دسترسی ، کنترل متن ومميزی مستمر را داشته باشد.

 5. تحول:

توانايی حمايت از حيات طولانی پرونده الکترونيکی از طريق توانايي سازگاریقبلی وبعدی هم  با پرونده های الکترونيک وهم با سيستم های پرونده الکترونيکی بايد وجود داشته باشد .به عبارتی نرم افزار جديد بايد قادر به انجام فرآيند ويرايش قديمی تر پرونده الکترونيکی باشدو نرم افزار قديمی بايد قادر به انجام فرآيند ويراش جديدتر پرونده الکترونيکی باشد. به منظور اطمينان از اين که هم پرونده الکترونيکی وهم نرم افزار پرونده های الکترونيکی در طول زمان بادوام باقی بماند، سبک توسعه يافته پرونده الکترونيک خوب سلامت(GEHR ) ، استفاده از الگوهای اصلی را پيشنهاد می کند.

اين راهبرد امکان ميدهد تعريف ساختار های بالينی قانونی بين تعاريف هسته و تعاريف بيرونی از هم جدا شود بطورِکه هسته بطور مستقيم ، تنها مفاهيم پايه واساسی را نظير انواع داده های بالِنی ، تبادلات ، تصديق امضاها ، عناوين وغيره را اجرا کند، در حاليکه ابتدا توسط مدلهای شبيه الگوهای اصلی بيرونی از مفاهيم سطح بالا نظير انواع تبادلات ، مشکل بخش و ساختارهای عنوان ترجيحی ، گرفته شده اند.

تنها راه برآورد کردن اين الزامات استاندارد سازی پرونده الکترونيک سلامت در سطح معماری است . اين معماری بايد بر حسب يک مدل اطلاعاتی تعريف شود که حداقل ويژگيهای اطلاعاتی عام اطلاعات بالينی يک پرونده الکترونيک سلامت را شرح دهد و مطابق با معماری استاندارد بوده و تو سط سيستم EHR  فابل فهم باشد.

 

استانداردهاي اصلي مرتبط با معماري پرونده الكترونيك سلامت:

متخصصان كميته اروپايي استانداردها (CEN)  كه يك كميته بين المللي استانداردهاست،استانداردسازي چهار موضوع اصلي مربوط به استانداردهاي پرونده الكترونيك سلامت را تعيين كرده اند.اين چهار موضوع عبارتند از : معماري ،ارتباط ،اصطلاح شناسي و ايمني . در همين ارتباط سازمان بين المللي استانداردها (ISO) كه هدف آن ترويج گسترش استانداردسازي جهاني و فعاليتهاي مربوطه است ،كميته فني را تحت عنوان 512 TC  براي استانداردهاي انفورماتيك بهداشتي تشكيل داده است .

كميته فنيISO   512 ، يك سيستم ارتباطي با ساير سازمانها ي مجموعه سازي استانداردها برقرار ميكند تا در مورد موضوعات همپوشان و هماهنگي محتوا گفتگو كند. اين كميته 5 گروه كاري در سطوح استانداردسازيHER  ،پيام رساني ،ارائه مفهوم بهداشتي ،ايمني و كارتهاي بهداشتي تشكيل داده است. به دليل طبيعت جامع پرونده الكترونيك سلامت ، آنها با اغلب سطوح استانداردسازي مرتبط هستند. كميته اروپايي استاندارد) CEN ( در ارتباط با استانداردهاي اختصاصي معماري پرونده الكترونيكي، استانداردهاي اروپايي را منتشر كرده است.

 

پيش استانداردهاي اروپايي معماري پرونده الكترونيك سلامت :

استاندارد12265

  معماري عمومي EHR ،به عنوان يك پيش استاندارد در سال 1996 پذيرفته شد) 12265ENV ( در اين پيش استاندارد اروپايي اصول پايه معماري براي بيان محتوا و ساختار پرونده هاي الكترونيكي سلامت را تعيين مي كند و بنياني براي استاندارد معماري مرجع جهت مبادله پرونده هاي الكترونيك (بطور كامل يا بخشي از پرونده ) بين سيستم

ارسال شده توسط احمد محمدی | 31 12, 2013 | بازدید‌ها (2770)

به نام خداوند بخشنده مهربان

 

هوش تجاري در SQL Server 2008

Business Intelligence Development Studio

(SSAS)

احمد محمدي

Ahmad.Mohammadi.A@gmail.com

پاييز 1392

چکيده

در اين  سعي شده است بصورت کاملا عملي به بيان امکانات و ابزار هاي داده کاوي و هوش تجاري درsql server  پرداخته و توضيحي در خصوص لغات و اصلاحات مورد استفاده خواهيم داد .

همچنين در آموزشي يک مدل داده کاوي ايجاد مي نماييم که اين عمليات از طريق سرويس هاي آناليز   sql server 2012 انجام مي دهيم .که در آن الگوريتم هاي سرويس آناليز نظير درخت تصميم آموزش داده مي شود که براي ايجاد مدل داده کاوي مورد استفاده قرار مي گيرند.در نهايت بعد از ايجاد مدل و تنظيم ساختار يک تست روي مدل اجرا مي گردد.

 

 مقدمه

امروزه با پيشرفت فناوري، سازمان ها به دنبال راه ها و ترفندهايي مي گردند که بقايشان را در اين عرصه تضمين کنند. سازمان ها مي دانند که ديگر بقاي آنها تنها در رسيدن به وضعيت سوددهي مداوم نيست و بايد به دنبال رقابت و ابزار آن باشند. همچنين مي دانند که کليد موفقيت در عصر اطلاعات، اتخاذ تصميماتي است که بدون تناقض، بهتر و سريع تر در رقابت پيش دستي کند.

يک سازمان در طول حياتش، داده ايجاد مي کند. اين داده معمولا پيرامون دارايي، بازاريابي، فروش، منابع انساني، مديريت ارتباط با مشتري و ... گروه بندي مي شوند و هر بخش يک وظيفه جدا در شرکت انجام داده و داده هاي مرتبط به خود را جمع آوري مي کند. اين حقيقت سازمان ها را ملزم به جستجوي ابزارهايي براي تسهيل فرايند کسب اثربخش داده ها، پردازش و تحليل وسيع آنها کرده است تا براساس آن پايه اي را براي کشف دانش جديد بنا نهند.

براي ساليان متوالي از سيستم هاي اطلاعات مديريت موجود مانند: MIS,DSS,ES,EIS استفاده مي شد اما اين سيستم ها قادر به ايجاد يکپارچگي ميان داده هاي پراکنده و ناهمگن و شناسايي مناسب وابستگي هاي موجود ميان داده هاي جديد نبودند. براي اينکه سازمان ها قادر به واکنش سريع در برابر تغييرات بازار باشند، نياز به سيستم هاي اطلاعات مديريتي دارند که بتوانند از سازمان و محيط آن تحليل هاي علت و معلولي مختلف انجام دهند.

بنابراين سازمان ها براي حفظ بقا همزمان با پيشرفت فناوري، بايد تسلط بر فناوري هاي جديدي مانند هوش تجاري را در کسب وکارها يک الزام و ضرورتي اجتناب ناپذير تلقي کنند. سيستم هاي هوش تجاري ابزاري را فراهم مي کنند که بر اساس آن نيازهاي اطلاعاتي سازمان به شکل مناسبي پاسخ داده شود.

واژه هوش تجاري توسط گروه گارتنر 1در اواسط ده? 1991 رواج پيدا کرد. با اين حال، اين واژه اخيراً

رواج بسيار زيادي يافته است و در سيستم هاي گزارش دهي MIS ده? 1971 ريشه دارد. در آن دوران، سيستم هاي گزارش دهي ايستا، دو بعدي و فاقد قابليت تحليل بودند. در اوايل ده? 1981 ، مفهوم سيستم اطلاعات اجرايي ( EIS ) به وجود آمد. اين مفهوم سيستم هاي پشتيباني کامپيوتري را به سطوح مديران عالي و اجرايي برد. اين سيستم ها از قابليت گزارش دهي پويا و چند بعدي )ادهاک 4 يا بر مبناي خواسته(، پيش بيني، تجزيه و تحليل روند، پرداختن به جزئيات، دسترسي به وضعيت و عوامل کليدي موفقيت برخوردار بودند. تا اواسط ده? 1991 بسياري از محصولات تجاري از اين ويژگي ها برخوردار بودند. سپس برخي از محصولات جديد تحت نام هوش تجاري پا به عرصه گذاشتند. امروزه همگي به اين نتيجه رسيده اند که کلي? نيازهاي اطلاعات مديران اجرايي در قالب يک سيستم اطلاعات مبتني بر هوش تجاري قابل پاسخ است. بنابراين، مفهوم اصلي سيستم اطلاعات اجرايي به هوش تجاري تغيير يافت.

هوش تجاري، شامل ابزارها، تکنولوژي ها و فرايندهاي تبديل داده ها به اطلاعات و تبديل اطلاعات به دانش مورد نياز براي بهينه سازي تصميم گيري در سازمان است . امروزه با اطمينان کامل مي توان ادعا کرد که استفاده از راه حل هوش تجاري مي تواند قدرت رقابت پذيري يک سازمان را افزايش دهد و آن را از ديگر سازمان ها متمايز نمايد. اين راه حل اين امکان را به سازمان ها مي دهد تا با به کارگيري اطلاعات موجود از مزاياي رقابتي و پيشرو بودن بهره برداري نمايند و درک بهتر تقاضاها و نيازمندي هاي مشتريان و مديريت ارتباط با آنان را ميسر مي سازند.

مفهوم هوش تجاري:

تعاريف زيادي براي هوش تجاري وجود دارد، اما به طور کلي هوش تجاري به عنوان يک رويکرد جديد در معماري سازماني مطرح شده است که اين معماري بر اساس سرعت در تحليل اطلاعات به مديران جهت اتخاذ تصميمات دقيق و هوشمند کسب و کار در حداقل زمان ممکن کمک مي کند. هوش تجاري يک چارچوب کاري شامل فرايندها، ابزار و فناوري هاي مختلف است که براي تبديل داده به اطلاعات و اطلاعات به دانش مورد نياز هستند، که با استفاده از همين دانش مديران قادر به تصميم گيري بهتر مي شوند و در نتيجه عملکرد سازمان خود را بهبود مي بخشند.

با پياده سازي راهکارهاي هوش تجاري فاصله موجود بين مديران مياني و مديران ارشد از ديدگاه ارتباط اطلاعاتي از ميان خواهد رفت و اطلاعات مورد نياز مديران در هر سطح، در لحظه و با کيفيت بالا در اختيار آنها قرار خواهد گرفت. همچنين کارشناسان و تحليل گران مي توانند با استفاده از امکانات ساده، فعاليتهاي خود را بهبود بخشند و به نتايج بهتري دست پيدا نمايند.

احساس نياز به وجود يک سيستم هوش تجاري در سازمان براي اولين بار در سطوح بالاي مديريتي احساس مي شود و از بالاي هرم ساختار سازماني به بخش هاي زيرين منتقل مي گردد. مهم ترين نياز يک مدير، تصميم گيري است. فرآيند تصميم گيري مي تواند به سه بخش کلي تقسيم شود که عبارتند از:

1) دسترسي، جمع آوري و پالايش داده ها و اطلاعات مورد نياز.

2) پردازش، تحليل و نتيجه گيري براساس دانش.

3) اعمال نتيجه و نظارت بر پيامد هاي اجراي آن.

در هر يک از موارد فوق، سازمان هاي قديمي که از هوش تجاري استفاده نمي کنند، داراي مشکلاتي هستند که اغلب به دليل حجيم بودن داده ها، پيچيدگي تحليل ها و ناتواني در ردگيري پيامدهاي تصميم گرفته شده، به وجود مي آيند. هوش تجاري با کمک به حل مشکلات فوق، به دليل ساختاري که در سازمان به وجود مي آورد، خالق فرصت هاي جديدي براي سازمان است.

هوش تجاري يک چارچوب کاري شامل فرايندها، ابزار و فناوري هاي مختلف است که براي تبديل داده به اطلاعات و اطلاعات به دانش مورد نياز هستند، که با استفاده از همين دانش مديران قادر به تصميم گيري بهتر مي شوند و در نتيجه عملکرد سازمان خود را بهبود مي بخشند.

بنابراين هوش تجاري مجموعه اي از مهارت ها، فناوري ها و سيستم هاي کاربردي است  که براي جمع آوري، ذخيره سازي ، تحليل و ايجاد دسترسي کارآمد به انبارهاي داده جهت کمک به سازمان ها براي تصميم گيري صحيح مورد استفاده قرار مي گيرد.

پس از آن که داده ها در انبارهاي داده و بازارهاي داده گردآوري و سازمان دهي شدند، مي توان آن ها را براي تحليل هاي آتي به کار گرفت. تحليل داده ها شامل طبقه بندي، خوشته بندي، آناليزهاي آماري، پيش بيني هاي رياضي، تحليل هاي هوشمند مبتني بر شبکه هاي عصبي و الگوريتم هاي ژنتيک مي باشد.

هوش تجاري شما را براي تصميم گيري در همه عوامل موثر بر سازمان يا شرکت توانمند مي سازد.

مجموعه اي از ابزارها کاربران را قادر مي سازند تا داده ها را براي کشف الگوها، ارتباطات و چشم اندازهاي جديدي که براي هدايت تصميم گيري ها سودمند هستند، تحليل کنند. به اين ابزارهاکه براي يکپارچه سازي، تحليل و فراهم نمودن دسترسي به انبوه داده ها براي کمک به اتخاذ تصميمات بهتر مورد استفاده قرار مي گيرند، هوش يا هوشمندي تجاري، اطلاق مي شود.

ابزارهاي اصلي هوشمندي تجاري شامل نرم افزار ارائ? پرسش و گزارش گيري، ابزارهاي تحليل چند بعدي داده (پردازش تحليلي آنلاين  ) و داده کاوي است.

وقتي به مفهوم هوشمندي در انسان ها فکر مي کنيم، عموماً مقصود ما قابليت افراد براي ادغام دانش فرا گرفته شده به اطلاعات جديد و تغيير رفتارها است، به گونه اي که موجب توفيق آن ها در انجام وظايف يا انطباق با شرايط جديد مي شود. به طور مشابه، هوش تجاري اين قابليت را به سازمان ها مي دهد تا اطلاعات را جمع آوري کنند؛ در مورد رقبا، مشتريان و عمليات داخلي خود دانش ايجاد کنند و رفتار تصميم گيري خود را به منظور دستيابي به سوددهي بالاتر و ساير اهداف تجاري تغيير دهند.

 

مراحل هوش تجاري

اگر مراحل هوش تجاري را به صورت شکل زير در نظر بگيريم، منابع داده در مرحله اول جمع آوري مي شوند. اين منابع مي تواند داده هاي انواع پايگاه داده يا اطلاعات نرم افزارهاي موجود را در بر بگيرد.

اطلاعات جمع آوري شده طي فرايند  ETLدر پايگاه داده تحليلي يا همان انبار داده(Data Warehouse) بارگذاري مي شود.

داده در پايگاه داده تحليلي در بخش هاي مجزايي به نام داده گاه (Data Mart) قرار مي گيرد.

در مرحله بعد هوش تجاري وارد عمل شده و روي اطلاعات طبقه بندي شده تجزيه و تحليل انجام مي دهد.

در نهايت اطلاعات جهت انتشار به ابزارهاي سطح بالا تحويل داده مي شود.

 

 

تکنيک هاي مورد استفاده در هوش تجاري

 

در عصري که زمان، کليد اصلي در تجارت است، شرکت ها به استفاده از ابزارهاي اطلاعاتي روي آورده اند تا بتوانند اطلاعات مورد نظر را به سرعت از منابع استخراج کنند. هوش تجاري در امر تصميم گيري در سطوح مختلف سازمان به ويژه سطوح مديران ارشد با تحليل اطلاعات و روش هاي پرس و جو تسهيلات زيادي را فراهم مي کند که متداول ترين اين روش ها به قرار زير است:

 On-Line Analytical Processing (OLAP)

 On-Line Transaction Processing (OLTP)

 Data Warehousing (DW)

 Data Mining (DM)

 Intelligent Decision Support System (IDSS)

 Intelligent Agent (IA)

 Knowledge Management System (KMS)

 Supply Chain Management (SCM)

 Customer Relationship Management (CRM)

Enterprise Resource Planning (ERP )

 Enterprise Information Management (EIM)

لازم به ذکر است، صرف وجود تمام اين تکنيک ها در سطح سازمان بدون در نظر داشتن فرهنگ سازمان و رويکرد سيستمي موجود بين کارکنان نمي‌تواند اثبات کننده هوشمندي کسب و کار آن سازمان باشد.

 

 آشنايي با داده‌کاوي :

OLAP و Data Mining دو راهکاري هستند که در SSAS براي مديرت داده ها و کشف دانش معرفي شده است. در اينجا به معرفي اجمالي داده کاوي(DataMining) مي پردازيم.

داده‌کاوي علمي نوين و جذاب براي کشف دانش از داده ها مي باشد. با توجه به رقابتي شدن بازار و تلاش سازمان ها براي رقابت و بدست آوردن درآمد بيشتر، استفاده از داده‌کاوي امري مهم تلقي مي شود. استفاده از داده هاي پيشين و نتيجه گرفتن از آن ها جهت بهبود عملکرد آينده، يکي از ايده‌آل‌ترين روش ها براي کمک به سازمان ها مي‌باشد. از سوي ديگر با توجه به قابليت حضور داده‌کاوي در تمام عرصه‌ها و همچنين وجود بنيان قوي علوم آمار، کامپيوتر، هوش مصنوعي و الگوشناسي در نهان داد‌ه‌کاوي موجب فراگير شدن اين دانش در تمامي سطوح گرديده است.

داده‌کاوي عملي بسيار ظريف بوده که اگر در آن تحليل داده‌ها بصورت دقيق انجام نگيرد، ممکن است باعث استدلال نادرست گردد. از طرفي الگوريتم هاي دادهکاوي نيز پيچيدگي زيادي دارند، خوشبختانه نرم افزارSQL Server Business Intelligence Development Studio سبب گرديده که از پيچيدگي محتواي الگوريتم‌هاي داده‌کاوي دور گرديم و با خيالي آسوده عمليات داده‌کاوي را انجام دهيم. 

آشنايي با  Analysis Services :

تحليل در قلب هوش تجاري است و با آن، مي توان به داده هاي خود مفهوم بخشيد.

SQL Server  شامل موتور بسيار قدرتمندي براي ساخت ساختمان هاي داده چند بعدي است که به شما اجازه مرتب کردن ، تجميع و تحليل داده ها را مي دهد و تحت عنوان   SQL Server Analysis Services

شناخته مي شود. جمع آوري اطلاعات صرفاً به منظور گردآوري آن ها موجب هدر دادن وقت، پول و نيروي انساني است، زماني گردآوري اطلاعات مفيد خواهد بود که بتوان از اين اطلاعات براي کشف تمايلات، شناسايي مشکلات و ساماندهي کمبودها، که ارزش تجاري به همراه دارد استفاده کرد.

SQL Server Analysis Services از يک موتور OLAP براي ساخت و ذخيره سازي پايگاه داده هاي چند بعدي استفاده مي کند.

هدف از اين تحقيق، بررسي مطالبي درباره اصول فناوري OLAP ، ابزارهاي مورد استفاده براي ساخت

پايگاه داده هاي OLAP و اجزاي مورد استفاده در آن مي باشد. هم چنين در حين بررسي مفاهيم تئوري در رابطه با SSAS ، روند ايجاد يک پروژه در SSAS از ابتدا به شکل گام به گام به صورت شماتيک ارائه مي شود؛ که در اين راستا از انبار? داد? نمون? ماکروسافت با عنوان dventureWorksDW2008R2 و از نرم افزار SQL Server 2008 R2 (Enterprise Data Management & Business Intelligence Software) استفاده شده است.

آشنايي با: OLAP 

پايگاه داده هاي OLAP حول مفهوم مکعب 9 ساخته مي شوند. مکعب ها، اشياي چند بعدي هستند که ساختارهاي آن ها با اشياي سلسله مرتبه اي تحت عنوان ابعاد 11 تعريف مي شوند. نمونه اي از پر استفاده ترين بعدها، بعد تاريخ است. واحد هاي زماني درصورت نياز مي توانند بر طبق سطح يا عمق داده اي که در پايگاه داده ذخيره خواهد شد، تقسيم بندي يا ترکيب شوند. مثلاً بعد Date ممکن است شامل يک سطح دهه، يک سطح سال، يک سطح فصل و الي آخر باشد که در نهايت به روز ختم مي شود )يا در صورت لزوم کمتر(.

 

مفهوم مهم ديگر هنگام کار با مکعب ها، شناخت اين مساله است که بيشتر داده هاي دستيابي شده، تجميع مي شوند يا حداقل مي توانند تجميع شوند. اين بدان معني است که هنگام ساخت يک مکعب، نيازي به ذخيره سازي کليه محاسبات احتمالي روي داده ها نيست، بلکه در عوض مي توانيد روشي را تعريف کنيد که پايين ترين سطح داده ها ترکيب شوند تا بتوانيد به پاسخ مورد نظر دست يابيد.

مثلاً، اگر تعداد فروش روزانه خود را رديابي کنيد، ولي بخواهيد بدانيد کل فروش فصل گذشته چقدر بوده است، برطبق روشي که مکعب مربوطه طراحي شده است، مي تواند به طور خودکار کل فروش روزانه رابراي 91 روز گذشته با هم جمع کند. بسته به چگونگي تعريف بعد Date ، هم چنين مي  توانيد داده مشابهي را بررسي کنيد که به ماه يا هفته تقسيم شده است، بدون اينکه مجبور به انجام محاسبات پيچيده اضافي باشيد.

مکعب هاي OLAP هم چنين مي توانند مقادير خلاصه شده و داده هاي پايين ترين سطح را ذخيره کنند.

اين امر بازيابي اطلاعات را آسان تر مي کند. مثلاً داده هاي 91 روز آخر فروش، زيرا آن مجموع هم اکنون در مکعب به عنوان يک مقدار محاسبه شده ذخيره شده است.

اصطلاحات OLAP   :

تاکنون، تعدادي از واژه هاي کليدي مورد استفاده در محيط هاي OLAP به شما معرفي شدند، ولي در

اين بخش، فهرستي ساخت يافته تر از واژه ها و تعاريفي ارائه مي شود که معمولاً مورد استفاده قرار مي

گيرند.

شناخت اجزاي مختلف يک راه حل OLAP کمک شاياني در مديريت بهتر پايگاه داده هاي OLAP مي

کند. در اين قسمت واژه ها و تعاريف مذکور در يک جدول ارائه مي شوند.

پايگاه داده OLAP:کانتينري براي اشياي متفاوتي که در يک راه حل Analysis Services وجود

دارد، مي باشد که علاوه بر ابعاد و مکعب هاي مذکور در صفحات قبل، اين

قسمت هم چنين شامل اشياي ديگري از قبيل منابع داده مي باشد که در اين

فهرست معرفي خواهند شد.

منبع داده:داده ها از يک پايگاه OLAP سرچشمه نمي گيرند، بلکه در عوض از پايگاه داده هاي ديگري استفاده مي کنند که اغلب يک پايگاه داده رابطه اي، منبع آن مي باشد. پشتيباني هاي مايکروسافت از تامين کننده هاي OLE DB موجود براي اتصال به 1 Microsoft SQL Server و پايگاه داده هاي جديدتر و هم چنين SQL Native Client براي Analysis Services استفاده مي کنند. برخي از پايگاه داده هاي شخص ثالث مي توانند به عنوان منبع داده استفاده شوند، مادامي که يک درايور OLE DB مناسب داشته باشيد.

 

بعد: بلوک هاي سازنده ساختار يک مکعب مي باشند. ابعاد برطبق جداول يا ديدگاه هاي منبع داده بوده و حاوي صفاتي خواهند بود که بر طبق ستون هاي اين جداول يا ديدگاه ها باشند. هر چند ابعاد براي ساخت مکعب ها استفاده مي شوند، تعريف ابعاد در مکعب ذخيره نمي شود مگر آن که، آن ها به مکعب اضافه شوند. تعريف ابعاد نيز در کلکسيون بعد پايگاه داده OLAP ذخيره مي شود. اين امر به يک بعد واحد اجازه مي دهد در يک يا چند مکعب استفاده شود.

 

سلسله مراتب:          دو نوع سلسله مرتبه در SQL Server Analysis Services وجود دارد. سلسله مراتب صفات با استفاده از خصوصيات بعد براي تعريف يک ساختار سلسله مرتبه اي ساخته مي شود. از طرف ديگر، سلسله مراتب تعريف شده کاربر به طور دستي با تعريف متدي که در آن مکعب مي تواند در بعد خاص برش داده شود، ساخته مي شود. علاوه بر مثال سلسله مرتبه تاريخ بخش قبل، مثال ديگري که ممکن است استفاده کنيد بعد مکان جغرافيايي است که به شما اجازه مي دهد داده هاي خود را در صورت لزوم براساس قاره، کشور، ايالت، استان، بخش و شهر تحليل کنيد.

 

سطح  موقعيتي در يک سلسله مرتبه را شناسايي مي کند که آيتم هاي مجزا )تحت عنوان اعضا( به آن تعلق دارند.

عضو    اشيا يي در سلسله مرتبه اي که يک يا چند نمونه از داده واقعيت را نشان مي دهد، مي باشند.

مثلاً سلسله مرتبه مکان جغرافيايي ممکن است سطح کشور را تعريف کند که شامل اعضاي ايالات متحده، کانادا و ژاپن مي باشد. سطح شهر ممکن است شامل اعضاي سياتل، ونکوور و توکيو باشد.

 

معيارها معيارها، داده واقعيت کميت پذير در پايگاه داده شما را نشان مي دهند.

)معيارها قابل اندازه گيري اند(.

 

گروه هاي معيار براي مرتبط کردن ابعاد با معيارها از جداول واقعيت مرتبط استفاده مي شود، درست مانند زماني که تعداد متمايزي به عنوان رفتار تجميعي براي داده واقعيت استفاده مي شوند. اين گروه ها موجب بهينه شدن پردازش تجميع مي شوند.

مکعب  اشياي اصلي ايجاد شده در پايگاه داده OLAP مي باشد. دو جزء اصلي براي مکعب وجود دارد: ابعاد که براي تعريف ساختار مکعب استفاده مي شوند و معيارها که حاوي داده واقعيتي )واقعي( هستند که توسط مکعب به آن ها مراجعه مي شود و بلوک هاي سازند? پايگاه داده هاي OLAP شما هستند.

 

شاخص هاي کليدي

عملکرد :محاسبات داده گروه معيار که براي مقايسه عملکرد واقعي در برابر ارزش هدف تعيين شده استفاده مي شوند. مثلاً، دپارتمان فروش ممکن است دو هدف را براي کمک به شناسايي عمکلرد فروش تعريف کند. اولين هدف، تنظيم ارزش هدف براي تعداد واحدهاي فروخته شده و دومين هدف، شناسايي درآمد متصور از تمام فروش هاست. هر يک از اين اهداف مي توانند به عنوان شاخص

کليدي عملکرد دنبال شوند و شما مي توانيد فروش هاي ساليانه واقعي خود را با اهداف تعريف شده مقايسه کنيد .

OLAP به زبان ساده

OLAP  مجموعه‌اي از مکعب‌ها (Cubes) است. داخل اين مکعب‌ها داده‌هايي قرار دارند که از پيش انتخاب شده‌اند. ارتباطات بين ابعاد از قبل تعريف شده و همه ابعاد (نتايج) از قبل محاسبه و پيش‌بيني شده است. هنگامي که يک مکعب ايجاد مي‌شود، يک واسط کاربر نهايي که مي‌تواند يک داشبورد باشد براي يک فرد واقعي پياده‌سازي مي‌شود که کاربر نهايي(مديران و تصميم گيرندگان سازمان) بتواند با جواب‌هاي داخل مکعب تعامل داشته باشد.

اما فرض کنيد در يک مکعب براي تحليل فروش در يک سازمان مقدار و مبلغ فروش را بر اساس ابعادِ مناطق فروش، فروشنده (بازارياب)، مشتري و ماه داشته باشيم. زماني که اين مکعب فرضي ساخته مي‌شود، نرم‌افزار مبتني بر OLAP کليه ترکيبات عناصر داده‌ها را محاسبه و ذخيره مي‌کند، کاربر نهايي به اين داده‌ها از طريق داشبوردها و يا يک سري فرم‌ها مثلا Pivot Table  ها يا انواع ديگر فرم‌ها دسترسي خواهد داشت.

 در اين مثال فرضي کاربر نهايي محدود به تحليل در محدوده ابعاد از قبل تعريف شده مثل مناطق، نمايندگي‌ها، مشتري‌ها و ماه است. اگر کاربر بخواهد درباره فروش هفتگي، روزهاي هفته يا محصولات فروخته شده (و يا صدها ترکيب ديگر از داده‌ها) اطلاعاتي کسب کند ديگر شانسي براي بدست آوردن آن ندارد، بايد صبر کند که مکعب ديگري از اطلاعات مورد نياز او ايجاد شود که اين يعني محدودسازي و کاهش بهره‌وري و اثربخشي براي تصميم‌گيران آن سازمان. به عبارت ديگر کاربر نهايي بايد نيازهاي خود را از پيش شناخته و براي اين نيازها Cubeها، جداول حقايق (Fact) و ابعاد (Dimension) مورد نياز را پياده سازي کند تا با کنار هم قرار دادن گزارشات مختلف تا حدودي به دانش استخراج شده و مورد نياز خود دست پيدا کند.OLAP  برخي از قابليت‌هاي تحليل را فراهم مي‌کند، اما تقريبا مي‌توان گفت در کشورهاي  پيشرفته يک رويکرد قديمي است و متاسفانه در کشور ما همچنان ناشناخته! يا کمتر شناخته شده است. در حال حاضر انواع مختلف OLAPوجود دارد، مثل MultiDimensional OLAP (MOLAP) که به آن MMD نيز گفته مي‌شود و  Relational OLAP ROLAP  ياRDBMS  و سيستم هاي OLAP از نوع HOLAP.

کارکردن با : SSAS 

همانند ساير خدمات هوش تجاري، مي توان هم از Business Intelligence Development و هم از

SQL Server Management Studio  براي مديريت جنبه هاي مختلف  SQL Server Analysis Services

استفاده کرد.  BIDS  در اصل براي ايجاد و مديريت ابعاد، ساخت مکعب ها، تعريف KPI ها و ساير وظايف مربوط به مرتب کردن و ساختاردهي داده ها استفاده مي شود.

ايجاد پروژه: 

با ايجاد يک پروژه Analysis Services جديد شروع کنيد. در BIDS بايد پروژ? جديدي را ايجاد کنيد

که از الگوي پروژه Analysis Services استفاده مي کند. هم چنين ممکن است توجه داشته باشيد که

يک گزينه براي وارد کردن پايگاه داده SSAS موجود در پروژه جديد وجود دارد. براي مثال، پروژه اي به

نام Adventure Works 2008 Data Warehouse ايجاد خواهيم کرد .

 

تعريف منبع داده:

پس از ايجاد پروژه، مرحله بعدي، ايجاد منبع داده اي است که توسط پايگاه داده OLAP استفاده خواهد شد. در اين جا نياز به پايگاه داده AdventureWorksDW2008R2 داريد که مي توانيد از سايت

مايکروسافت دانلود کنيد. مراحل زير را انجام دهيد:

1.       با کليک راست روي پوشه Data Source در Solution Explorer شروع کنيد و New Data Source را انتخاب کنيد. اين امر موجب اجراي ويزارد New Data Source مي شود. همانند اکثر

ويزاردهاي SQL ، اولين صفحه ويزارد، به طور طبيعي صفحه مقدماتي است و مي توان با کليک بر

روي Next از آن رد شد.

2.       صفحه بعدي ويزارد به شما اجازه تعريف اتصال داده را مي دهد. ممکن است هم اکنون اتصالات داده تعريف شده اي داشته باشيد، ولي با توجه به تجربه اي که پس از اجراي پروژه توسط اينجانب به دست آمد بهتر است ابتدا با کليک بر روي Delete اتصال فعلي را حذف کرده و سپس با کليک بر روي New اتصال جديدي را درپنجره باز شده با نام Connection Manager ايجاد کرد.

3.ايجاد اتصال داده مورد نظر

 

4.       همانگونه که در شکل 2-5  مشاهده مي کنيد، مي توانيد خصوصيات اتصال جديد را انتخاب کنيد. از جمله تامين کننده OLE DB ) که در اين مثال بايد Native Client 10.0 SQL Server باشد(.سپس در قسمت Server Name يک نقطه ).( قرار مي دهيم )بدين وسيله از پايگاه داده محلي        استفاده مي کند( و سپس از کومبوباکس پايين پنجره نام پايگاه داده مورد استفاده را مشخص مي کنيم. )در اين جا AdventureWorksDW2008R2 مي باشد.( براي بازگشت به ويزارد، OK را کليک کنيد.

5.       پس از داشتن اتصال داده مناسب براي ادامه ويزارد، روي Next کليک کنيد. در اين مورد، مي توانيد حساب و رمز عبور را Windows

ارسال شده توسط احمد محمدی | 29 12, 2013 | بازدید‌ها (2664)
طراحی سیستم مبتنی بر دانش براي برنامه ریزي استراتژیک: دیدگاه کارت امتیازي متوازن

احمد محمدی
دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت فناوری اطلاعات
زمستان 1392

چکیده:
کارت امتیازي متوازن ابتدا توسط کاپلان و نورتون طراحی شد.کارت امتیازي متوازن _ آنچه را که بر عملکرد تاثیرگذار است را اندازه گیري می کند. در مجله Harward Business Rewiew کارت امتیازي متوازن (BSC) ؛ دیدگاه منسجمی از عملکرد کلی و اهداف استراتژیک سازمان ارائه می کند. BSC مقیاس هاي مالی را با سایر شاخص هاي کلیدي عملکرد ادغام می کند تا دیدگاهی ایجاد کند که هر دو جنبه مالی و غیر مالی را استفاده کند BSC  ابزار مفیدي براي برنامه ریزي استراتژیک و انتقال استراتژي است که در استقرار استراتژي مشارکت دارند. استقرار موفق استراتژي بر پایه برنامه ریزي موثر استراتژیک است- با توجه به اینکه برنامه ریزي استراتژیک یکی از موارد حیاتی در کسب وکار است. این تحقیق شیوه منسجمی براي ابزار BSC و سیستم مبتنی بر دانش به کمک شیوه فرایند تحلیل سلسله مراتبی(AHP)، ارائه می کند و سپس سیستم ذهنی مبتنی بر دانش BSCرا براي برنامه ریزي استراتژیک ایجاد می کند که استراتژي هاي عملیاتی یا مدیریتی شرکت را بر پایه این دیدگاهها تنظیم یا انتخاب می کند . عملکرد رشد و یادگیري، فرایند داخلی / کسب وکار، مشتري و مالی. این سیستم در تعیین وزنهاي خاص استراتژي کمک می کند . سیستم ذهنی مبتنی بر دانش BSC برنامه ریزي استراتژیک خودکار کارا را تسهیل می کند.

1-مقدمه
محققان و دانشمندان که در زمینه برنامه ریزي استراتژیک و حسابداري مدیریت فعالیت دارند، در دهه اخیر توجه رو به افزایشی به تاثیر BSC بر عملکرد سازمان و برنامه ریزي استراتژیک داشته اند. BSCکه توسط کاپلان و نورتون(1992)طراحی شد ،از توالی 4 دیدگاه یادگیري ورشد، دیدگاه فرایند کسب وکار داخلی، دیدگاه مشتري و دیدگاه مالی پیروی می کند. خروجی اصلی ( عملکرد) که در هر دیدگاه اندازه گیري می شود ،به عنوان شاخص هاي راهبردي مقیاس هاي خروجی هاي اصلی در دیدگاه بعد، استفاده می شود. از زمان توسعه اولیه BSC توسط کاپلان و نورتون، این شیوه توسط سازمانهاي تولیدي وخدماتی، سازمانهاي غیر انتفاعی،موسسات دولتی و سایر صنایع دنیا استفاده شده است. شرکتها به صورت رو به افزایشی از سیستمهاي اندازه گیري عملکرد جدید استفاده می کنند تا مقیاس هاسی غیر مالی را ثبت کنند. تحقیق مرتبط شامل تحقیق  Andrews (1996), Banker, Chang, and Pizzini (2004),
Banker, Potter, and Srinivasan (2000), Frigo (2002), Said,  و .HassabElnaby, and Wier (2003)
از زمان معرفی در اوایل دهه 1990 ، از یک ابزار اندازه گیري عملکرد ، به یک ابزار مدیریت استراتژیک تحول یافته است. متودولوژي BSC زیر بنایی براي فعالیتهاي  مدیریت استراتژیک ایجاد می کند.کارت امتیازي چهار فرایند جدید مدیریتی را معرفی می کند که به صورت جداگانه و در ترکیب با یکدیگر در ایجاد ارتباط بین اهداف بلندمدت استراتژیک و فعالیتهاي کوتاه مدت مشارکت دارند. با ترکیب دیدگاههاي مالی، مشتري، فرایند داخلی و یادگیري ورشد BSC، به مدیران کمک  می کند که روابط مختلف وتاثیرات علت و معلولی را شناسایی کنند.
این شناخت در برتري یافتن مدیران بر نکات سنتی با توجه به موانع عملیاتی و در نهایت بهبود تصمیم گیري و حل مسائل کمک می کند. مرور اجرایی و استراتژیک می تواند تیم مدیریت را در مرور برنامه استراتژیک، فرایند برنامه ریزي کمک کند که شامل مقیاس هاي BSCو نقشه هاي استراتژي است. برنامه ریزي استراتژیک در  کسب وکار بسیار مهم است،. یک برنامه استراتژیک از برنامه عملیاتی متفاوت است.
یک برنامه استراتژیک باید مفهومی، داراي چشم انداز و جهت دار باشد. با توجه به پیچیدگی و اهمیت برنامه ریزي استراتژیک ، سیستم مبتنی بر دانش(KBS) غالبا ، براي حمایت از تصمیم گیري استفاده می شود. سیستم هاي مبتنی بر دانش،(KBS)  ابزار مبتنی بر کامپیوتر هستند که تصمیم گیري مدیریتی را با ارائه گزینه هاي موثر مختلف ساده تر می کنند. در دهه 1990 ، سیستم هاي هوشیار مبتنی بر دانش نقش مهمی در ابزارهاي حمایتی تصمیم گیري داشتند. اما مطالعات کمی KBS را در برنامه ریزي استراتژیک نشان می دهد که استراتژي را بر پایه دیدگاهها ي BSC  تعیین یا انتخاب می کند. KBSمی تواند به عنوان ابزار برنامه ریزي استراتژیک براي برنامه ریزي یا تعیین استراتژي بر پایه اطلاعات تصمیم گیري استفاده شود. KBS براي پیشنهاد مراجع براي کمک به تصمیم گیرندگان در تصمیم گیري هاي  صحیح و در برخورد با موقعیت هاي پیچیده و مقادیر زیاد اطلاعات کمک می کند سیستم هوشیار مبتنی BSC مبتنی بر دانش (BSCKBS)، براي توسعه سیستم برنامه ریزي استراتژیک و براي استقرار سیستم هاي کسب وکار و حمایت از نیازها طراحی شده است. متعاقبا KBS کاربرد مبتنی بر دانش را طراحی می کند و استراتژي  هاي مدیریت را بر پایه ارزیابی از استراتژي و چشم انداز کسب و کار ایجاد می کند.بر پایه موضوعات بالا، این کار دو هدف مرتبط دارد: 1- براي پشنهاد چارچوب منسجم براي ابزار BSC و سیستم KBS به کمک فرایند تحلیل سلسله مراتبی و -2  توسعه سیستم KBSBSC براي برنامه ریزي استراتژیک که استراتژي شرکت را از  دیدگاههاي زیر تعیین یا انتخاب می کند: رشد و یادگیري، فرایند داخلی کسب وکار، مشتري و عملکرد مالی. به کمک شیوه AHP در تحلیل ها، این کار بررسی می کند که مدیریت چگونه اهداف و مقیاس ها را به کمک سلسله مراتب BSC می تواند انتخاب کند. این کار دو موضوع مهم رار مورد توجه قرار می دهد: تعیین اهداف و انتخاب مقیاس هاي مناسب.
مدیران شرکت به خوبی آگاه هستند که استقرار سریع تغییرات مشکل است. اما برنامه ریزي استراتژیک براي اجراي استراتژي مهم است. این تحقیق کاربرد AHP در اولویت بندي مقیاس ها و استراتژي ها در چارچوب BSCرا شرح می  دهد و تلاش می کند که سیستم پشتیبان تصمیم گیري هوشمند مدیریت و برنامه ریزي استراتژیک BSCرا براي برنامه ریزي استراتژیک ایجاد کند، یعنی سیستم مبتنی بر دانش BSC
.(BSCKBS)
ادامه این تحقیق به این ترتیب است: بخش 2 به صورت مختصرKBS و کاربردهاي مرتبط را مرور می کند. بخش 3 به صورت خلاصه دیدگاه BSC و تحقیقات مرتبط را مرور می کند.  بخش 4تئوري AHP و تحقیقات مرتبط را بیان می کند. سپس در بخش 5، معماري BSCKBS و مفاهیم مرتبط بیان می شود. در نهایت نکان انتهایی و خلاصه فصل در بخش 6 ارائه می شود.
-2 سیستم مبتنی بر دانش و کاربردها
2-1 مفهوم سیستم مبتنی بر دانش KBS
تکنولوژي کاربر کامپیوتر با تکنولوژي بالا، سیتم مبتنمی بر دانش KBS را به عنوان یک سیستم کامپیوتري که براي تسهیل حل مسائل نیروي انسانی از طریق ترکیبی از هوش مصنوعی و پایگاهی از دانش مربوط به حوزه خاص تعریف می کند. سیستمهاي مبتنی بر دانش، بر پایه روش ها وتکنیکهاي هوش مصنوعی (AI) هستند. اقلام اصلی سیتم هاي مبتنی بر دانش عبارتند از : مکانیزمهاي مبتنی بر دانش و علت یابی. KBS مانند سیستمهاي حل مساله، براي کسب اطلاعات از یک  سیستم مبتنی بر دانش تلاش می کند و از این اطلاعات در کسب نتایج مفید و براي تصمیم گیري استفاده می کند. KBS سیستمهاي مبتنی بر کامپیوتر هستند که دانش  را در غالب شیوه هایی براي حل مساله و به منظور کمک به انسانها در حل مساله  ارائه می کنند. در عملKBS ، خلاصه اي براي سیستم مبتنی بر دانش است در ادبیات KBSBSC، Dhaliwal and Benbasat (1996) فرض کردند که چهار جزئ اصلی KBS عموما به این ترتیب هستند: مبناي دانشی، موتور واسط، ابزار مهندسی دانش، و واسطه خاص کاربر. (2002)Albermani & Chau پیشنهاد کردند که KBS سه جزء پایه اي اصلی دارد: پایگاه دانش، مکانیسمهاي محتوا و واسط کاربر. بنابراین پایگاه دانش، مرکز اصلی KBS است و شامل دانش تخصصی حوزه است که از طریق انواع تکنیکهاي نمایش جمع آوري شده است.( مانند شبکه ها، چارچوبها و منطق هاي سمانتیک)، تکنی یا شیوه اي که بسیار استفاده می شود، قانون تولید اگر ( شرط)، آنگاه (عمل) است.
2.2 کاربرد KBS
 در طول دهه 1990 ، محققان و دانشمندان اهمیتKBS را شناسایی کردند و مفاهیم  مرتبط با آن یکی از مهمترین مباحث مرتبط با ابزار پشتیبان تصمیم گیري یا سیستم هاي اطلاعات مدیریت شد. KBSاز زمان توسعه در مطالعات و مباحث مختلفی  استفاده شد که شامل ارزیابی عملکرد، وام تجاري ،طراحی استراتژي پشتیبانی، تولید کشاورزي، ادغام و تحصیل یا طراحی براي زلزله ، پویایی هاي سیستم، انتخاب تجهیزات حمل ونقل، مدیریت خدمات مشتري و کسب دانش است. براي مثال، Wang 2007  چارچوب ارزیابی با نام DSSPE ، براي ارزیابی موسسات دولتی (SOE )، به کمک مدلهاي DEA پیشنهاد کرد که شامل زیر سیستمهاي پایگاه  اطلاعاتی مدیریت، زیر سیستم مبتنی بر مدل، زیر سیستم کسب دانش و زیر سیستم دیالوگ استKumra در سال 2006 ، شیوه تخصصی مبتنی بر سیستم MRA را براي تامین اعتبار وامهایی که به صورت تجاري براي بیش از 10 سال در موسسات مختلف مالی شرح داد. Chaw 2005 فرض کرد که سیستم مبتنی بر دانش KLSS براي کاربرد در هنگ کنگ، منطقه Peal Delta River مناسب بود که اثربخشی تنظیم استراتژي پشتیبانی را با ادغام تکنیکهاي مانند جمع آوري داده ها، پردازش تحلیلی آن لاین، مدیریت چندبعدي پایگاه داده ها و علت یابی مبتنی بر مورد را تقویت می کند. Pomar & Pomar  سیستم پشتیبانی تصمیم گیري مبتنی بر دانش به نام CULLSOW را براي شناسایی خوکهاي چاق با قدرت کمتر را در شرکتهاي تجاري خوك طراحی کردند. متعاقبا KBS ، اخیرا موفقیت قابل توجهی در مطبوعات مدیریت اطلاعات فعلی کسب کردند.
3- کارت امتیازي متوازن
3.1 دیدگاه کارت امتیازي متوازن (BSC)
فرایند کارت امتیازي متوازن در اولین نسخه اي که توسط اپلان و نورتون طراحی شد، شامل چهار دیدگاه است: رشد و یادگیري، فرایند داخلی ،مشتري ومالی.  BSCشیوه استراتژیک و سیستم مدیريت عملکرد است که سازمانها براي استقرار چشم انداز و استراتژي استفاده می کنند. مدل BSC شامل چهار فرایند جدید مدیریتی است  که به صورت جداگانه و در ترکیب با یکدیگر در ایجاد ارتباط بین اهداف بلند مدت و اهداف استراتژیک با اقدامات کوتاه مدت است. شرکتها و صنایع زیادي BSC را استفاده کرده اند که نیاز هاي مختلف مدیریتی را پاسخ دهند.مدل BSCچیزي  بیش از مجموعه اي از مقیاس هاي مالی و غیر مالی است و ترجمه اي از استراتژي واحدهاي کسب وکار به مقیاس هاي مرتبطی که اهداف استراتژیک بلندمدت و مکانیسم ها را براي دستیابی و کسب بازخورد با توجه به آن اهداف تعریف میکند. بنابراین کاپلان و نورتون ابزار جدید قدرتمندي طراحی کردند. نقشه استراتژي که شرکتها می توانند براي تشریح ارتباط و ایجاد ارزش با درجه بسیار بالاي دقت و وضوح استفاده شوند. نقشه استراتژي براي ایجاد ارتباط بین فرایندها با نتایج مطلوب استفاده کنند. براي ارزیابی ، اندازه گیري و بهبود فرایندهایی که براي موفقیت حیاتی تر هستند و هدف گذاري سرمایه گذاري ها در سرمایه انسانی، اطلاعاتی و سازمانی. مدل BSC چهار دیدگاه مرتبط را بر فعالیتهایی که با احتمال  زیادي براي بسیاري از سازمانها حیاتی هستند و براي تمام سطوح درون سازمانی ضروري هستند: 1- سرمایه گذاري در ظرفیت هاي رشد و یادگیري، 2- بهبود
کارایی هاي فراین داخلی، 3- ارائه ارزش مشتري و 4- افزایش موفقیت مالی.
3.1.1 دیدگاه رشد و یادگیري
کاپلان و نورتون 1992 ، مدل BSC  بر فعالیتهایی که دیدگاه رشد و یادگیري را  توسعه می دادند، بنا نهادند. این دیدگاه توانایی کارکنان سیستم هاي اطلاعاتی و جهت دهی سازمانی را براي مدیریت کسب وکار و انطباق با تغییرات ایجاد می کند. موفقیت فرایند بسته به کارکنان توانمند و با انگیزه و اطلاعات به موقع و صحیح دارد.
3.1.2 دیدگاه فرایند داخلی
مدل علی BSC  فرض می کند که توانمندي هاي کارکنان موجب بهبود فرایندهاي  داخلی می شود. کاپلان و نورتون فعالیتهاي زنجیره ارزش اصلی شرکت را به چهار- حوزه فرایندهاي سطح بالا تقسیم کرده اند: 1- وآوري، 2- مدیریت مشتري 3 عملیات 4-قوانین و محیط.هر یک از این حوزه ها می تواند شامل فرایندها و فرایندهاي اصلی باشد. نمودار دایره اي سازمانی به این ترتیب به شیوه هاي مختلفی قابل تقسیم است.
3.1.3 دیدگاه مشتري
دیدگاه مشتري نتایج مرتبط با تحویل مفروضات متفاوت ارزش را شناسایی می کند. این نتایج شامل سهم بازار در بخش خاص مشتري، اختصاص حساب به مشتریان هدف، کسب و جهت دهی مشتریان در بخش هاي هدفمند و سودآوري مشتري است. بسیاري از مطالعات رابطه آشکاري بین رضایت مشتري و عملکرد نشان دادند. مانند تحقیق Jones, Sasser, and ، Banker et al. (2000), Heskett,

Schlesinger (1994), Ittner and Larcker (1998)
 
3.1.4 دیدگاه مالی
مقیاس هاي عملکرد مالی نشان می دهد که آیا استراتژي شرکت ، استقرار و اجراي آن در بهبود خطوط پایینی مشارکت دارند یا نه. بعد مالی شامل سه مقیاس بسیار مهم براي سهامدار است. بازگشت سرمایه و جریان نقدي، ترجیحات کوتاه مدت را نشان می دهد در حالیکه پیش بینی اطمینان مدیران شرکت براي کاهش عدم اطمینان تاریخی مرتبط با تغییر غیر منتظره در عملکرد را نشان می دهد.در نهایت سودآوري پروژه به عنوان واحد اصلی برنامه ریزي و کنترل تاکید دارد.در حالیکه حجم فروش به کاهش عدم اطمینان در باره عملکرد کمک می کند.
KBS 3.2و BSC
طبق تحقیق کاپلان و نورتون1992  مدل BSC  به عنوان چارچوبی براي تسهیل  انعطاف پذیري استراتژي کسب وکار در مقیاس هاي عملکرد استراتژیک تعریف و طراحی شده که نتیجه کلیدي ( عملکرد) مقیاس ها در هر دیدگاه شاخص هاي کلیدي در دیدگاه بعدي می شوند. در طول دهه گذشته محققان علاقمند به BSC  بحث کردند که مدل  BSCابزار ارتباطی موفق است و در دستیابی به جهت گیري ها و برنامه ریزي هاي استراتژیک کمک میکند. مدل BSC در هم سو سازي افراد و فرایندها با استراتژي سازمانی کمک می کند. طراحان استراتژیک از فرایند منحصر به فرد مدیریت که به عنوان جریانی براي هم سو سازي مقیاس هاي عملکرد بااستراتژي کسب وکار عمل می کند، استفاده می کنند.
ادبیات گذشته در زمینه BSC در این بخش مرور می شود. Bernard & Nellپیشنهاد کردند که استقرار وسیع BSC نیازمند پشتیبانی IT است. تنها مطالعات کمی درباره KBS یا DSS را با BSC در نظر گرفته اند مانند تحقیق، al. (2005), Martinsons et al. (1999), Sohn  Berler et
 (2003), Sundararajan et al. et. (1998).
براي مثال Berler 2005 مدل اطلاعاتی براي مدیریت دانش ، KM و بر مبناي استفاده از شاخص هاي کلیدي عملکرد KPI در سیستم هاي بهداشتی استفاده کردند. علاوه بر این Sohn  2003،رابطه بین استراتژي هاي شرکت ، نیروهاي محیطی و مقیاس هاي عملکرد BSC را به کمک AHP مطالعه کردند.بر  پایه شواهد تجربی آنها، یک سیستم پشتیبان تصمیم گیري براي بازیابی اوزان BSC شرکت، با ویژگی هاي مشابه پیشنهاد می شود Martinson  1999 کارت امتیازي  متوازن براي سیستم اطلاعاتی طراحی کرد که فعالیتهاي سیستم اطلاعاتی را از دیدگاههاي زیر اندازه گیري و ارزیابی می کرد: ارزش کسب و کار ، جهت گیري کاربر، فرایند داخلی و امادگی براي آینده. هر چند 1998 Sundaraarjam کاربرد سیستم پشتیبان تصمیم گیري را براي تصمیم گیري عملیاتی در صنعت پردازش غذایی پیشنهاد کرد. تحقیق بالا نشان داد که BSCبه عنوان ابزار مهم پشتیبان تصمیم گیري در مدیریت استراتژیک ظهور کرده است.

-4 فرایند تحلیل سلسله مراتبی
4-1 روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی  AHP
AHP براي انعکاس تفکر واقعی انسانها در اوائل دهه 1970 و در پاسخ به نیازهاي تخصیص منابع کمیاب و برنامه ریزي ارتش ایجاد شد. AHP فرایند تصمیم گیري منعطف و قدرتمندي براي کمک به افراد در تعیین اولویت ها و انتخاب بهترین تصمیمات در موقعیتهایی است که براي در نظر گرفتن جنبه هاي کیفی و کمی یک تصمیم ضروري است. با کاهش تصمیمات پیچیده به مجموعه اي از مقایسات یک به یک شرکتها نتایج را بررسی می کنند. AHP ابزار سلسله مراتبی ارائه سیستم است.  و تصمیم گیرندگان را در ساختاردهی یک تصمیم به اجزا کوچکتر از یک هدف تا هدف بلندمدت ، هدف فرعی و در نهایت اعمال جایگزین کمک می کند. تصمیم گیرندگان مقایسات جفتی ساده را در سلسله مراتب و براي اولویت بخشیدن به گزینه ها ارائه می کنند. مساله تصمیم، می تواند شمال عوامل سیاسی، اجتماعی، تکنیکی و اقتصادي باشد. AHP به افراد در انطباق با محیطهاي محرك، منطقی ، غیر منطقی و مخاطره آمیز و پیچیده کمک میکند. AHP به منظورهاي زیر قابل  استفاده است: پیش بینی خروجی ها، برنامه ریزي براي آینده پیش بینی شده و مطلوب، تسهیل تصمیم گیري گروهی، اجراي کنترل بر تغییرات در سیستم تصمیم گیري گروهی، تخصیص منابع،انتخاب بین گزینه ها، اجراي مقایسات تحلیل هزینه / منفعت، ارزیابی کارکنان و تعیین افزایش دستمزد. AHP چارچوب جامع، منطقی و ساختاري که امکان درك تصمیمات پیچیده را از
طریق شکافتن مسائلی که در ساختارهاي سلسله مراتبی قرار دارند ،تسهیل می کند.
دخالت دادن تمام معیارهاي مرتبط تصمیم گیري و مقایسه جفتی آنها به تصمیم گیرندگان اجازه می دهد که ارتباط بین اهداف را مشخص کنند. AHP به صورت صریح دانش و تخصص افراد در محیطهاي خصوصی را از طریق استفاده از قضاوتهاي ذهنی آنها، در مواقعی که پایه اطلاعاتی ضعیف است، به کار می گیرد.
هر چند، AHPاطلاعات اندازه گیري شده واقعی را ( مانند بازده) با یکدیگر ادغام کرده و این گونه اطلاعات را در دسترس قرار می دهد.
کاربرد AHP  بر پایه چهار اصل زیر است :
-1 تجزیه: یک مساله تصمیم گیري پیچیده به سلسله مراتبی تقسیم می شود که در هرسطح آن اجزا قابل مدیریت کمی وجود دارند و هر یک به نوبه خود تجزیه می شوند.
-2 اولویت بندي: شامل مقایسات جفتی اجزا مختلف است که در یک سطح با توجه به اقلام در سطح بالاتر قرار گرفته اند.
-3 ترکیب: اولویتها از طریق اصل ترکیب سلسله مراتبی براي ارزیابی کلی گزینه ها طبقه بندي می شوند.
-4 تجزیه و تحلیل حساسیت: ثبات خروجی با آزمون بهترین گزینه در برابر تغییرات از نوع "WHAT_IF"  در اولویت معیارها تعیین می شود
BSC 4.2و AHP
با توجه به توانایی AHP در کمک به سازمانها یا شرکتها درانتخاب بین گزینه هاي  مختلف چشم اندازي و ماموریتی، انتخاب بین استراتژي هاي مختلف، و تخصیص منابع براي استقرار استراتژي هاي سازمانی و اهداف ؛ به صورت موفقیت آمیزي در مطالعات مربوط به BSC شامل تحقیقات زیر بررسی شده است:
Fletcher and Liberatore and Miller ؛ Smith (2004), Leung, Lam, and Cao (2006), (2003), Stewart and Mohammed ، (1998), Reisinger, Cravens,Tell (2001).
Leung, Lam, and Cao (2006) ازAHP  و فرایند شبکه هاي تحلیلی ANP براي تسهیل استقرار BSC استفاده کردند Fletcher and Smith (2004) سیستم ارزش افزوده داخلی را با BSC به کمک متدولوژي AHP ارتباط داده اند تا  سیستم جامع اندازه گیري براي ارزیابی عملکرد کلی سازمان طراحی کنند.
 2003 Reisinger ، AHP  را به عنوان مکانیزمی براي اولویت بندي مقیاس هاي سازمانی BSC استفاده کرده اند. Liberatore and Miller (1998)  شیوه اي با نام AHP ، براي ارتباط مقیاس هاي کلیدي عملکردBSC براي اهداف کلی شرکت طراحی کرد.
AHP 4.3و KBS
ادبیات در زمینه AHP شامل مطالعات مختلف با استفاده از DSS یا KBS و AHP است که شامل
Fletcher mith (2004), Leung, Lam, and Cao ،(2006),Siberatore and Miller (1998), Reisinger, Cravens, and Tell Song and Lee (2002), .(2003), Stewart and Mohammed (2001). Sundarraj (2004. (
Sundarraj (2004) شرح داد که چگونه یک سیستم مبتنی بر وب می تواند مدیریت ، و پشتیبانی قراردادهاي خدمات را به کمک شیوه AHP استاندارد کند. Phillips-Wren (2003) چارچوبی براي ارزیابی ، DSS هایی که مقیاس هاي مبتنی بر خروجی و فرایند را با یکدیگر ترکیب می کنندرا پیشنهاد کردند. Aguaron et al. (2003) بر ارزیابی تطابق قضاوتهاي انسانی در سیستم هاي پشتیبان تصمیم گیري به کمک فرایند AHP تمرکز کردند.  Forgionne et al. (2002) از فرایند تحلیل سلسله مراتبی براي ارزیابی 20 ژورنال پیشرو مرتبط با DSS ها استفاده کردند و رتبه بندي ژورنال DSS را براي کمک به ارزیابان در شناسایی ژورنالهاي DMSS  با کیفیت بالا استفاده کردند.علاوه بر این، Song and Lee  (2002) استراتژي علت یابی پویایی پیشنهاد کردند که می تواند رفتار پویاي تصمیم گیري را به کمک سیستم مبتنی بر دانش و طبق قوانین فازي ارائه کند. در نهایت Leung (1998)، یک سیستم پشتیبان تصمیم گیري کیفی/ کمی براي ارزیابی CIM ایجاد کردند که اهداف و ویژگی هاي عملیاتی شرکت را در نظر می گرفت. بنابراین از این موضوع که تکنولوژي انتخابی با تک تک نیازهاي شرکت مورد انطباق است، اطمینان حاصل می کند.
5. معماري سیستم مبتنی بر دانش BSC
5.1  معماري BSCKBS
طبق تحقیقات گذشته، هدف اصلی این کار پر کردن شکاف در تحقیقات با ترکیب تکنیکهاي BSC ، KBS و AHPبراي تولید شیوه توسعه یافته اي براي برنامه ریزي استراتژیک و تصمیم گیري است . KBS نرم افزار کامپیوتري است که داده هاي کسب وکار را تحلیل می کند و این داده ها را براي تسهیل تصمیم گیري کاربر ارائه می کند. اطلاعات معمولی که ممکن است توسط یک سیستم پشتیبان تصمیم گیري حمع آوري و ارائه شود، شامل: 1: مقیاس هاي غیر مالی، 2: داده ها و اطلاعات مقایسه اي مالی ، 3: توالی گزینه هاي مختلف تصمیم گیري در تجربیات گذشته با زمینه خاص. یک KBSاطلاعات را به صورت گرافیکی نمایش می دهد و می تواند شامل یک سیستم تخصصی یا هوش مصنوعی باشد. یک KBS می تواند بر مدیران اجرایی یا سایر گروههاي کارگران دانشی تمرکز کند.
KBS طبقه خاص سیستمهاي اطلاعاتی کامپیوتري هستند که تصمیم گیري سازمانی و تجاري را پشتیبانی می کنند.یک سیستم KBSبه خوبی طراحی شده ،سیستم فعال مبتنی بر نرم افزار است که براي کمک به تصمیم گیرندگان در پردازش اطلاعات مفید از داده هاي خام، اسناد، دانش فردي یا مدلهاي کسب وکار براي حل مساله و تصمیم گیري استفاده می کند.متعاقبا این مطالعه یک KBS نمونه اي را به کار می گیرد تا مدیریت سیستم پایگاه داده ها ،مبتنی بر مدل، کسب دانش، سیستمهاي فرعی محاوره اي را براي ایجاد یک سیستم مبتنی بر دانش براي برنامه ریزي استراتژیک به یکدیگر متصل می کند .(BSCKBS) .
BSCKBS شامل چهار جز اصلی است: همانگونه که در شکل 1 نیز نشان داده شده  است،: سیستم فرعی مدیریت پایگاه داده ها، سیستم فرعی مبتنی بر مدل، سیستم فرعی کسب دانش، سیستم فرعی محاوره. سیستم فرعی مدیریت پایگاه داده ها شامل یک پایگاه رابطه اي است که توسط یک برنامه نرم افزاري مدیریت می شود و به نام سیستم مدیریت پایگاه داده ها شناخته می شود. و بازیابی سریع داده ها، به روز رسانی و ایجاد ارتباط بین داده ها را سریعتر می کند. پایگاه داده هاي BSCKBS شامل داده هاي فعلی و تاریخی، اطلاعات مالی و غیر مالی، پرسشنامه  تخصصی از کاربردهاي مختلف یا واحدهاي مختلف است. سیستم فرعی مبتنی بر مدل شامل مدل AHP است که سیستم را قادر به تعیین اوزان خاص استراتژي می کند.زبانهاي مدلسازي براي ساختن مدلهاي کافی به عنوان سیستم مدیري مبتنی بر مدل شناخته می شوند.این تحقیق بر استفاده از مدل AHP براي ارزیابی اوزان تصمیم گیري استفاده می شود. در عین حال، سیستم فرعی کسب دانش هر یک از سیستمهاي فرعی را پشتیبانی می کند و میت واند به صورت جداکانه نیز عمل کند.
سیستم فرعی کسب دانش گزینه هاي مختلف یا فعالیتهاي مختلف را براي تصمیم گیرندگان ارائه می کند.علاوه بر این سیستم فرعی کسب دانش می تواند با سیستم مبتنی بر دانش شرکت مرتبط شود.در نهایت، سیستم فرعی محاوره از محیط بسیار مناسب براي ارتباط و دستورگیري KBS از طریق این سیتمهاي فرعی عمل می  کند. بخش بعد هر یک از اجزا سیستم BSC مبتین بر دانش را به صورت مشروح بررسی
می کند و عملیات کاربردي را نشان می دهد.




 

1 -ساختار سیستم BSC مبتنی بر دانش شکل .(BSCKBS)

5.2 پایگاه داده ها
یک پایگاه داده، ساختار کامپیوتري مشترك است که منسجم، و مشترك است و مجموعه اي از داده هاي کاربر نهایی را که شامل حقایق خام مورد علاقه کاربر است ، در خود جمع آوري کرده است.که به ان داده درباره داده می گویند.یک سیستم مدیریت پایگاه داده ها(DBMS) نیازمند مدیریت داده ها،پاسخ به ، درخواستهاي موقت، بهبود دسترسی ،و کاهش عدم تطابق داده ها است. DBMS  مجموعه اي از برنامه هایی است که ساختار پایگاه داده ها را مدیریت می کند و دسترسی به داده هاي مشمول آنرا تسهیل می کند. DBMS مورد استفاده در اینجا از نرم افزار ACCESSبراي ایجاد پایگاه داده ها استفاده می کند و از ODBC براي ارتباط داده ها در پایگاه داده ها استفاده می کند. پایگاه داده مورد نظر در این تحقیق از پرسشنامه هاي تخصصی تشکیل می شود .پرسشنامه تخصصی به صورت الکترونیکی از تمام شرکت کنندگان جمع آوري می شود.داده ها همانگونه که در شکل 2 نشان داده شده است، جمع آوري می شود. ابتدا سیستم لیست شرکت کنندگان را شناسایی می کند. سپس متغیرهاي وابسته از دید BSC کسب می شوند  که شامل رشد و یادگیري، فرایند داخلی، دیدگاه مشتري و مالی است. پایگاه داده شامل اطلاعات زمان بندي شده مرتبط در سیستم مبتنی بر دانشKBS)BSC ،(BSC شامل ماتریس مقایسات زوجی است.ماتریس مقایسات زوجی براي تعیین ، اهمیت نسبی بین اجزا مختلف ایجاد می شود.یک مقیاس اسمی با ارزش ها از 1 تا 9
براي اندازه گیري اوزان مختلف استفاده می شود( جدول 1 ).سیستم ارزش مقایسه جفتی معیارها و استراتژي ها را به کمک سیستم BSC مبتنی بر دانش مبتنی بر وب در پایگاه داده ها وارد می کند .
 
شکل 2 : جمع آوري داده ها

 
5.3  پایه مدل
مدلهاي ریاضی براي استفاده در مسائل تصمیمی گیري با ساختار مناسب بسیار خوب هستند که منجر به راه حل هاي بهینه می شود. در حالیکه سیستم هاي مبتنی بر قانون دانشی، براي بحث درباره مسائل بدون ساختار و نیمه ساختار یافته مناسب تر هستند.الگوریتم هاي ذهنی براي کسب جوابهاي موجه استفاده می شوند. این مطالعه از یک مبناي مدلی بر سیستم پشتیبان تصمیم گیري براي توسعه مدل AHP  براي برنامه ریزي و مدیریت استراتژیک BSC استفاده می کند. یک نمایش سلسله مراتبی از یک سیستم است. براي تلخیص توابع AHP  روش به ،  صورت خلاصه آورده می شود:
مرحله 1- مساله تصمیم: وزن دهی به معیار انتخاب
مرحله 2- چارچوب انتخاب پرسنل
مرحله 3- استقرار سلسله مراتب تصمیم. این مرحله مسائل تصمیم گیري راا در ك
سلسله مراتب طبقه بندي می کند. همانگونه که در شکل 3 نمایش داده شده است.
BSCKBS  از یک سلسله مراتب سه سطحی براي ارتباط استراتژي BSC  با اهداف  سازمانی استفاده می کند.با توجه به رتبه بندي در رده اهمیت ، این سه سطح عبارتند از: 1- اهداف سازمانی، 2- چهار جزء BSCو 3- استراتژي هاي سازمانی.
مرحله 4: جمع آوري داده هااز پنل انتخابی
مرحله 5: استفاده از مقایسات زوجی. این مرحله شامل مقایسه گزینه هاي مختلف و معیارهاست. مقایسات زوجی براي هر جزء از سطح بالاتر بعدي انجام می شود. این مقایسه به کمک مقیاس استفاده شدهدر جدول 1 انجام می شود. این مقیاس مقایسات رابه صورت کلمه اي، و این مقایسات کلمه اي، به صورت عددي بیان می شوند.
BSC مجموعه اي از مقایسات زوجی را در قالب ماتریس مربع ارائه می کند مانند ماتریس A که  ارزش نسبی با توجه به فاکتور ، با توجه به فاکتورJ ام i است   و  .
   
 
شکل: 3 ساختار اولیه سلسله مراتب  BSC

مرحله 6: تخمین اوزان نسبی براي هر سطح سلسله مراتبی
مرحله 7: محاسبه درجه تطابق (CI)  و نسبت انطباق(CR)   براي بررسی اعتبار نتایج Saaty فرایند ساده اي را براي بررسی انطباق پیشنهاد کرده است.سپس از فرایند AHPبراي تعیین درجه انطباق براي ماتریس استفاده می شود. اگر ارزش CR بیش از 0.1 که حد بالاي قابل قبول CRاست، باشد، آنگاه احتمال 10 % را نشان می دهد که اجزا به صورت مناسب با یکدیگر مقایسه نشده اند.
اگر ماتریس مقایسات زوجی، منطبق باشد، حداکثر مقدار مشخصه λ باید برابر با تعداد ردیف هاي آن باشد.(n) تفاوت بین این دو عدد براي ارزیابی انطباق  استفاده می شود. درمرجع ردیفها، محاسبات نسبت انطباق براي قضاوت درباره درجه انطباق استفاده می شود. اگر شاخص انطباق(CI)< 0.1باشد، سطح انطباق رضایت بخش است. ارزیابی در صورت شناسایی هر گونه عدم انطباق قابل اجراست. نسبت انطباق(CR)براي تعیین انطباق منطقی محاسبه می شود. نسبت انطباق به این ترتیب محاسبه می شود:
نسبت انطباق=(CR)  CI/RI
که = CI شاخص انطباق = (1- n) (n-&lambda;) و λ متوسط مقیاس انطباق براي تمام گزینه ها ست. N  برابر تعداد گزینه ها، و RI شاخص تصادفی مناسب است.
مرحله 8: محاسبه اوزان نسبی رتبه بندي با درجه قابل قبول انطباق براي انتخاب معیار.
5.4 علت یابی بر مبناي قاعده
ارائه دانش، در عیت یابی دانشی مهم است. ارائه مناسب دانش، بر عملکرد سیستم اطلاعاتی اثرگذار است. علت یابی بر مبناي قاعده نیازمند دامنه با ساختار مناسب و مبناي دانشی است. سیستمهاي مبتنی بر قاعده،(RBS) ، از طرح نمایشی فرایندي  بر مبناي قاعده اگر، آنگاه ،براي تشریح دانش دامنه استفاده می کنند (delaOssa)
Flores, Ga´mez, Mateo, & Puerta, 2007; Lau, Choy, Lau,Tsui, &
Choy, 2004; Sedbrook, 2001; Wang, 2005; Wanget al., 2007
قواعد به صورت " اگر" (شرط) ، آنگاه ( عمل) است. هر چند سیستمهاي مبتنی بر قاعده ،(RBS) ، همواره شامل قوانین با نوع " اگر مقدم، آنگاه تالی" هستند اما انها  در تئوري در نظر گرفته شده ( از لحاظ قاعده اي و معنی) با یکدیگر متفاوت هستند.(مانند منطق چند معیاره تصمیم گیري) در این تحقیق BSCKBS  بر منطق چندمعیاره تصمیم گیري تمرکز دارد ، یعنی AHP مبتی بر قانون با کاربرد دو نوع متفاوت سیستم هاي مبتنی بر قانون: قانون انطباق و قانون وزن.
 
جدول2 :  انواع مختلف قوانین تصمیم گیري
براي شفاف سازي فرایند زنجیره اي، جدول 2 مثالهاي مختلفی از قوانین مختلف که در BSC مبتنی بر دانش (BSCKBS) براي برنامه ریزي استراتژیک ،استفاده می  شود را نشان می دهد.
5.5 فرایند استقرار برنامه ریزي استراتژي سازمانی
برنامه ریزي استراتژیک براي اجراي استراتژي مهم است. این تحقیق شیوه منسجمی براي کارت امتیازي متوازن و سیستم مبتنی بر دانش با استفاده از AHP ارائه می کند و سپس یک سیستم ذهنی BSCKBS براي برنامه ریزي  استراتژیک ایجاد می کند که استراتژي هاي مدیریتی و عملیاتی شرکت را به کمک دیدگاههاي BSC تعیین یا انتخاب می کند. BSCKBS ذهنی می تواند به سرعت برنامه ریزي استراتژیک را مستقر کند.
براي استقرار BSCKBS  مرحله اول، شامل مصاحبه تیمی براي تایید دیدگاههاي ، عملکردي و مدیریت استراتژي به کمک تکنیک دلفی است. که هم رایی بر پایه نظارت تیم ایجاد می شود.متعاقبا، بر پایه نظارت و قضاوتهاي تیم به منظور کسب وزنهاي استراتژي اجرا می شود.
 
شکل 4: فرایند تعریف استراتژي هاي سازمانی
فرایند سیستمی در شکل 4 نشان داده شده است:
مرحله 1: ترجمه چشم انداز:
رهبران مدیریت ، اعضاي تیم پروژه را در حوزه هاي کلیدي براي نظارت و شناسایی پویایی هاي محیط کمک می کنند و چشم اندازي براي تیم پروژه و کسب وکار ارائه می کنند.
اعضاي تیم باید چشم انداز وماموریت سازمان را برپایه نظر رهبر یا تحلیل استراتژي تعیین و آن چشم انداز را در سازمان مستقر کنند،
مرحله 2: انتقال وبرقراري ارتباط
سیستم مبتنی بر وب BSCKBS  چارچوب مباحثه اي را با فضاي مجازي ارائه می کند. اعضاي تیم پروژه، از BSCKBSبراي انتقال استراتژي استفاده می کنند.
مرحله 3: برنامه رریزي کسب وکار و استراتژي
تیم ایده هاي استراتژیک بسیار خلاقانه و موثر را ایجاد می کند که به تغییرات در برابر کسب وکار پاسخگو باشد. اعضاي تیم یراي تنظیم استراتژي هاي شفاف کسب وکار بر پایه تحلیل کلی تلاش میکنند.
مرحله 4: تعریف استراتژي سازمانی
پس از تعریف و شفاف سازي چشم انداز و ماموریت سازمان، اعضاي تیم تلاش می کنند استراتژي هاي سازمانی را به کمک BSCKBSطراحی کنند. تیمها، استراتژي  ها را بر مبناي مزیاي رقابتی ماندگار ایجاد می کنند.
نتیجه گیري و تحقیقات آتی
6.1 نتیجه گیري
این کار بر این سوال که مدیریت چگونه می تواند اهداف و مقیاس ها را با کمک سلسله مراتب کارت امتیازي متوازن انتخاب کنند، می پردازد.این تحقیق KBSرا براي بررسی این سوال به کار می برد ، به عبارتی سیستم BSCKBS. متعاقبا این تحقیق طراحی یک سیستم BSCKBS را براي برنامه ریزي و مدیریت استراتژیک  شرح می دهد.بخش بالقوه این تحقیق، به این ترتیب است: اول، این تحقیق ابزار منطقی و و قابل اطمینان براي تک تک واحدهاي کسب وکار و براي تشریح و استقرار برنامه ریزي استراتژیک ارائه می کند. این تحقیق از شیوه غیرپارامتریک AHP براي تحلیل استراتژي هاي سازمانی و اوزان نسبی آنها استفاده می کند.بنا براین ،این تحقیق استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی براي اولویت دهی تمام مقیاس ها و استراتژي ها در یک سیستم BSC مبتنی بر دانش را پیشنهاد می  کند.دوم، این سیستم می تواند در تعیین اوزان استراتژي هاي خاص کمک کند. BSCKBSهوشمند می تواند مشتریان را کمک کند تا برنامه هاي استراتژي را به منظور کسب نتایج بهتر کسب وکاربه صورت اثربخش اجرا کند. بنابراین، سیستم BSCKBS
هوشمند، براي شروع و کسب وکارهاي بالغ و واحدهاي استراتژیک کسب وکار مفید است.
6.2 کاربرد و تحقیقات آتی
این تحقیق نتایج تئوریکی ، تحقیقی و عملی را نتیجه گیري می کند. این تحقیق کاربردهاي عملی زیادي دارد. BSC ابزار مفیدي براي تعیین اهداف و مقیاس هاي مناسب براي تسهیل دستیابی به اهداف ارائه می کند. مدیریت براي یادگیري نحوه اجراي  BSCKBS براي دستیابی به مزایاي رقابتی سازمانی و برنامه ریزي استراتژیک اثربخش تلاش میکند.این تحقیق نتیجه می گیرد که مدیران شرکت یا سازمان، از این تحلیل ها براي شناسایی و مدیریت شاخص هاي استراتژیک و ارتباط زمانی که BSCKBSرا انطباق می دهد، استفاده می کند.  تحقیقات آتی می تواند در توسعه BSCKBS کمک کند، که نه تنها شامل مفهوم معماري BSCKBS شوند، بلکه استفاده کاربردي انرا نیز نشان دهند.
اول BSCKBS ، مبتنی بر شبکه وب است ،و از ویندوز براي دسترسی به اینترنت استفاده می کند.این سیستم با استفاده از HTML و ASPطراحی شده است.و به  کمک پایگاه داده ACCESSمدیریت می شود. دوم، اخیرا سیستمهاي علت یابی مبتنی بر قاعده (RBR) ،مبتنی بر مورد ،(CBR) و مبتنی بر مدل (MBR) به عنوان متدولوژي هاي مهم و تکمیلی براي کاربرد در سیستمهاي هوشمند ، ظهور کردند .براي حل مسائل پیچیده، ادغام RBR,CBR,MBR، در تصمیم گیري مهم است.در آینده BSCKBS باید RBR,CBR,MBR را به منظور برنامه ریزي استراتژیک و اجراي استراتژي ادغام کرد.
در نهایت، پیشنهاد می شود که شیوه بررسی ده ر این تحقیق، در سایر صنایع و شرکتهانیز اجرا شود.مطالعات آتی باید بر اعتبار BSCKBS پیشنهاد شده و اهداف استراتژیک مرتبط و مقیاس هاي عملکردي ، استقرار BSCKBSبراي سایر شرکتها  و سازمانها تمرکز کند، تا اثربخشی آنرا براي برنامه ریزي استراتژیک آزمون کند.

ارسال شده توسط احمد محمدی | 28 12, 2013 | بازدید‌ها (745)
 
داده‌گاه
 

بخشی از اطلاعات موجود در انبار داده در داده‌گاه نگهداری می‌شود. این اطلاعات بر حسب نیاز گروه‌هایی که در بخش ITسازمان فعالیت می‌کنند‌انتخاب و استخراج می‌شوند. در حالت کلی، اطلاعات مذکور از منابع اطلاعاتی مختلف موجود در سطح سازمان قابل تهیه هستند. معمولا اطلاعات موجود در داده‌گاه از یک انبار داده ستخراج‌می‌شود. در مجموع می‌توان گفت در یک داده‌گاه ایجادشده برای یک گروه، اطلاعاتی وجود دارد که گروه مذکور، از لحاظ تحلیلی و محتوایی به ان نیاز دارند و این اطلاعات را می‌توان به فرمت مناسب برای گروه مذکور نمایش داد. داده‌گاه‌ها به سه صورت وابسته، منطقی و ODS[1]وجود دارند.

  • داده‌گاه وابسته: یک پایگاه داده فیزیکی است که ممکن است سخت‌افزار ان از سخت‌افزار انبار‌ داده مجزا باشد و شامل زیر مجموعه‌های کوچکی از اطلاعات می‌شود.
  • داده‌گاه منطقی: به صورت فیزیکی وجود ندارد بلکه یک نمای فیلتر‌شده از انبار داده است. این نوع داده‌گاه نیازی به حافظه اضافی ندارد و داده‌ها همیشه بروز هستند. البته در این نوع زمان پاسخ‌دهی سیستم بیشتر خواهد‌ بود.
  • ODS: پایگاه داده یکپارچه از داده‌های عملیاتی سازمان هستند که معمولا اطلاعات باارزش یک دوره 30 یا 60 روزه را دربردارند و برای گزارش‌گیری‌های مربوط به زمان حال که قابل دستیابی از انبار داده نیستند، مورد استفاده قرار می‌گیرند.

لازم به ذکر است از دادگاه‌ها به صورت جداول ایندکس هم استفاده می‌شود به این صورت که به جای انکه اطلاعات سیستم در یک پایگاه اطلاعاتی مرکزی تکرار شود، اطلاعات سازمان تنها در منابع اطلاعاتی اولیه ذخیره می‌شوند و ایندکس‌هایی از اطلاعات ایجاد می‌شوند. در این ایندکس‌ها (که همان داده‌گاه‌ها هستند)، مشخص شده است که هر منبع اطلاعاتی شامل چه اطلاعاتی است و چگونه می‌توان اطلاعات مورد نظر را از ان استخراج کرد. به این روش، روش سریع و نامرتب[2]گفته می‌شود. زیرا در این روش داده‌گاه‌ها را می‌توان به سرعت ایجاد کرد و از طرفی اطلاعات مانند روش قبل پاکسازی نمی‌شوند.

یک انبار داده برای جمع‌اوری تمامی اطلاعات در مورد موضوعات مختلف مانند مشتری‌ها، محصولات، فروش، منابع، پرسنل و... ایجاد می‌شود. این اطلاعات در حوزه کل سازمان قرار دارد. ولی داده‌گاه‌ها اطلاعات زیر مجموعه‌های سازمانی را که روی یک موضوع خاص متمرکز است، دربردارند.

برای ایجاد بستر داده‌ای برای BIبه دو روش می‌توان عمل‌کرد:

  • بالا به پایین[3]: در این روش یک انبار داده یکپارچه یا یک ODSبرای کل یک سازمان ایجاد می‌شود. این پایگاه داده بزرگ تمامی اطلاعات و داده‌های عملیاتی سازمان را دربردارد. ایجاد، پیاده‌سازی و استفاده از این نوع پایگاه داده بسیار گران، هزینه‌بر و سخت است.
  • پایین به بالا[4]: در این روش داده‌های مرتبط با هم در یک داده‌گاه قرار می‌گیرند و چندین داده‌گاه در نقاط مختلف سازمان ایجاد شده و در راستای همدیگر یک انبار داده برای سازمان ایجاد می‌کنند.

برای ایجاد بستر داده‌ای یک سازمان روش اول بسیار سخت و هزینه‌بر است و در بسیاری از کاربرد‌ها غیر ممکن به نظر می‌رسد.

با توجه به اینکه بسیاری از سازمان‌ها از قبل دارای منابع داده‌ای جدا هستند، استفاده از داده‌گاه‌ها بسیار به صرفه است و عملا نیز بسیاری از سازمان‌ها از این روش در BIاستفاده می‌کنند. یکی از نقاط ضعف این روش این است که داده‌ها و اطلاعات مربوط به یک فعالیت در سازمان ممکن است در چندین داده‌گاه نگهداری شود که باعث ایجاد افزونگی در اطلاعات سازمان می‌شود.

داده‌گاه‌ها بنا به کاربرد و انتظاراتی که از لحاظ کارایی از انها دارند، طراحی و پیاده‌سازی می‌شوند. در کاربردهایی که نیاز است اخرین تغییرات داده‌های سازمان در داده‌گاه وجود داشته باشد نمی‌توان از‌نوع وابسته استفاده کرد و بهتر است در صورت کوچک‌بودن حجم پردازش مربوطه از نوع منطقی استفاده شود. در صورتی که حجم پردازش بالا باشد و نتوان ان را در زمان مناسبی از انبار داده استخراج کرد بهتر است بنا به مقدار هزینه‌ای که برای استقرار در نظر گرفته‌‌شده است، ازداده‌گاه‌های وابسته و یا ODSها استفاده شود.

با توجه به تقسیم‌بندی برنامه‌های کاربردی هوش تجاری در سطوح مختلف سازمانی (استراتژیک، تاکتیکی و عملیاتی که در ادامه فصل به انها پرداخته می‌شود) می‌توان گفت داده‌گاه‌هایی که برای منظور خاصی هستند، بیشتر ما‌بین سطوح عملیاتی و تاکتیکی کاربرد دارند. این داده‌گاه‌ها، اطلاعات ورودی خود را از سیستم‌های عملیاتی گرفته و با استفاده از ابزارهای هوشمند در سطوح میانی مدیریت که مربوط به مدیریت تاکتیکی می‌شود کاربرد دارند.

برای استفاده در سطوح استراتژیک که در سطوح بالای مدیریتی انجام می‌شود و در دفعات کم معمولا با انبوه اطلاعات سر و کار دارد، می‌توان از خود انبار داده و یا داده‌گاه‌های خاص استفاده کرد.

همچنین می‌توان از ترکیبی از روش‌های فوق برای پیاده‌سازی داده‌گاه‌های خاص استفاده کرد.

با توجه به مطالب بالا می‌توان دو معماری کلی برای سیستم‌های هوش تجاری بر‌شمرد:

  • اطلاعات در انبار داده وجود دارد و داده‌گاه شامل اطلاعات فیلتر شده و در واقع‌ نمایی از انبار داده است، در این معماری داده‌گاه‌ها را می‌توان بر اساس ویژگی‌های مختلف ایجاد کرد، البته باید توجه داشت در این معماری فضای ذخیره‌سازی مضاعفی لازم نیست و در واقع با داده‌گاه منطقی مواجه هستیم.

 

شکل 3-1- معماری هوش تجاری با داده‌گاه منطقی

 
  • اطلاعات در داده‌گاه‌ها طبقه‌بندی‌شده و انبار داده شامل یک کپی از اطلاعات داده‌گاه‌ها می‌باشد، لازم به ذکر است در این نوع معماری فضای ذخیره‌سازی به مراتب بالاتر از حالت قبل است.

در این پروژه معماری نوع اول به عنوان معماری کاندیدا انتخاب شده‌است و در ادامه در فصل‌های چهارم و پنجم پیاده‌سازی بر حسب این معماری است.

 

شکل 3-2- معماری هوش تجاری با داده‌گاه مستقل

 

[1]Operational Data Store

[2]Quick and Dirty

[3]Top-Down

[4]Down-Top 

ارسال شده توسط احمد محمدی | 28 12, 2013 | بازدید‌ها (724)
چارچوب توسعه‌یافته DSS

سیستم‌های پشتیبان تصمیم را می‌توان به عنوان دسته‌ای کلی از سیستم‌های اطلاعات مورد استفاده در زمینه اگاهی‌دادن و پشتیبانی از تصمیم‌گیران تعریف کرد. DSSتلاش می‌کند تا فرایندهای بین افراد تصمیم‌گیرنده یا مرتبط با تصمیم‌گیران را بهبود و سرعت بخشد. برای مدیران و طراحان DSSضروری است که از دسته‌بندی سیستم‌های پشتیبان تصمیم اگاهی داشته باشند. سپس می‌توانند ارتباطات را برای استقرار سیستم‌هایی برای اگاهی‌دادن و پشتیبانی از تصمیم‌ها بهبود بخشند.

حجم زیادی از چارچوب‌‌ها برای دسته‌‌بندی سیستم‌های پشتیبان تصمیم وجود‌‌دارد. سیستم‌های پشتیبان تصمیمدر مواردی گوناگون به کار می‌روند. تاکید این سیستم‌ها بر داده، مدل و ارتباطات است. همچنین انها در حوزه عمل با هم فرق دارند. بعضی برای کاربران اولیه طراحی می‌شوند و در تجزیه و تحلیل خود‌اتکا هستند و بعضی دیگر برای کاربران زیادی در سازمان اختصاص می‌یابند.

چارچوب مورد بحث بر یک بعد اصلی با پنج نوع DSSو سه بعد جانبی تمرکز می‌کند که در ادامه انها را بررسی می‌کنیم.

  • DSSداده‌محور

اولین نوع سیستم‌های پشتیبان تصمیم کلی، داده‌گرا هستند. این سیستم‌ها، شامل سیستم‌های دریافت فایل و گزارش‌دهی مدیریت، انبارداری و تجزیه و تحلیل داده‌ها، اطلاعات مدیران اجرایی و سیستم فاصله‌ای هستند. DSSداده‌‌محور، بر امکان دسترسی و تغییر در پایگاه داده‌های بزرگ ساختار یافته، تاکید کرده و به ویژه در سری‌های زمانی از داده‌های داخل شرکت و گاهی نیز از داده‌های خارجی استفاده می‌کند. سیستم‌های انبار داده اجازه تغییر داده‌ها را با ابزار کامپیوتری می‌دهند، یا به منظور انجام وظیفه‌ای خاص، ایجاد و مستقر می‌شوند و یا همراه با ابزار کلی و عوامل دیگر، کارایی بیشتری را فراهم می‌اورند.

  • DSSمدل‌محور

DSSمدل‌محور شامل سیستم‌هایی می‌شود که از مدل‌های مالی و حسابداری، مدل‌های توصیفی و مدل‌های بهینه‌سازی استفاده می‌کنند. DSSمدل‌محور، بر دستیابی به مدل و ایجاد تغییر در ان تاکید دارد. ابزار ساده اماری و تحلیلی، سطوح ابتدایی عملکرد را امکان‌پذیر می‌کنند. DSSمدل‌محور از داده‌ها و عواملی که توسط تصمیم‌گیران فراهم شده‌اند، استفاده می‌کند تا در تجزیه و تحلیل وضعیت به انها کمک کند، اما گاهی داده‌ها متمرکز نیستند. پایگاه‌های داده خیلی بزرگ، معمولا به DSSمدل‌محور نیازی ندارند.

  • DSSدانش‌محور

DSSدانش‌محور می‌تواند انجام کارهایی را به مدیران پیشنهاد کند. این DSS‌ها، سیستم‌های فردی کامپیوتری هستند که در حل مسائلی خاص خبره‌اند. واژه خبره به معنی داشتن دانش در یک حوزه، توانایی فهم مسئله در ان حوزه و دانش مهارت برای حل چنین مسائلی استفاده می‌شود. مفهوم داده‌کاوی، به این مورد مرتبط است. این ارتباط به کاربردهای تحلیلی باز می‌گردد که الگوهای پنهان را در پایگاه داده جست‌وجو می‌کند. ابزار که برای ایجاد DSSدانش‌محور به کار گرفته می‌شوند، گاهی «روش‌های پشتیبانی تصمیم هوشمند» نیز نامیده می‌شوند.

  • DSSسند‌محور

به تازگی نوع جدیدی از DSS، تحت عنوان DSSسند‌محور یا سیستم دانش مدیریت به وجود امده‌است تا به مدیران در بازیابی و مدیریت اسناد و صفحات وب ‌ساختار نیافته، کمک کند. یک DSSسند‌محور، انواع مختلفی از فناوری‌های انبارداری و پردازشی را یکپارچه می‌کند تا سندی کامل، بازیابی‌شده و تجزیه و تحلیل‌شده را تهیه کند. وب امکان دسترسی به حجم عظیمی از پایگاه‌‌های داده (پایگاه‌های داده ترکیبی اسناد متنی، تصاویر، صوت‌ها و فیلم) را فراهم می‌کند. رویه‌ها و سیاست‌‌ها، کاتالوگ‌های خصوصیات تولید، اسناد تاریخی شرکت، مثال‌هایی از اسنادی هستند که به وسیله DSSسند‌محور در دسترس قرار می‌گیرند و شامل دقایقی از جلسات، یادداشت‌های شرکت و توافقات مهم نیز می‌شوند. یک موتور جست‌وجو، ابزار کمکی قدرتمندی برای تصمیم‌گیری بوده و با DSSسند‌محور در ارتباط است.

  • DSS‌گروهی و ارتباطات محور

سیستم‌های پشتیبان تصمیم گروه[1] (GDSS) از مدت‌ها پیش مطرح‌شده‌اند، اما در حال حاضر دسته وسیع‌تر DSSارتباطات محور یا گروه افزار را می‌توان تعریف کرد.

DSSگروهی، نوعی سیستم پشتیبان تصمیم ترکیبی است که بر استفاده از ارتباطات و مدل‌های تصمیم‌گیری تاکید دارد. سیستم پشتیبان تصمیم گروه یک سیستم فعل و انفعالی مبتنی بر رایانه است که تلاش می‌کند حل مسائل تصمیم‌گیرانی که با هم و به عنوان گروه کار می‌کنند، تسهیل‌ شود. گروه‌افزار از ارتباطات الکترونیکی، زمان‌بندی، اشتراک اسناد و دیگر فعالیت‌هایی که مربوط به بهره‌‌وری گروه و پشتیبانی تصمیم می‌شود، حمایت می‌کند. تعداد زیادی از توانمندی‌ها و فناوری‌ها مانند DSS‌گروهی، پست الکترونیکی، تابلوهای تبلیغاتی و ویدئو کنفرانس، در این دسته از چارچوب‌ وجود دارند.

  • DSSدرون سازمانی و برون ‌سازمانی

هدف‌های نسبتا جدید برای کاربران DSSکه به دلیل استفاده از فناوری‌های جدید و رشد سریع اینترنت قابل دسترس شده‌است، مشتریان و عرضه‌کنندگان هستند. این نوع DSSرا که برای کاربران خارج از سازمان هدف‌گذاری شده‌است DSSدرون سازمانی می‌نامیم. اینترنت، لینک‌های ارتباطاتی لازم برای انواع زیادی از سیستم‌‌های درون‌سازمانی را ایجاد کرده‌است که شامل DSSنیز می‌شود. DSSدرون‌سازمانی، امکان دسترسی به شبکه داخلی سازمان را فراهم می‌کند و مزایا و اختیارات استفاده از امکانات یک DSSخاص را فراهم می‌سازد. شرکت‌ها می‌توانند یک DSSداده‌محور را برای دسترسی عرضه‌کننده‌ها یا یک DSSمدل‌محور را برای دسترسی مشتریان برای طراحی یا انتخاب یک محصول ایجاد کنند. بیشتر DSSها برون سازمانی هستند که در یک سازمان برای استفاده‌های فردی به عنوان DSSهای مستقل یا برای استفاده گروهی از مدیران در شرکت به عنوان DSSگروهی یا برای کاربرد گسترده تجاری طراحی شده‌اند. پیشوند برون به این معنی است که DSSدر یک سازمان خاص استفاده می‌شود و پیشوند درون به معنی ان است که DSSبه طور گسترده‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرد.

  • DSSبا عملکرد ویژه یا هدف عمومی

بسیاری از DSSها برای پشتیبانی از عملکردهای خاص تجاری و یا استفاده در انواع کسب‌و‌کارها و صنایع طراحی شده‌اند. این سیستم‌های پشتیبان تصمیم را DSSدارای عملکرد ویژه یا DSSصنعت خاص می‌نامند. یک DSSعملکرد ویژه مانند یک سیستم بودجه‌بندی ممکن است از یک فروشنده خریداری یا به منظور استفاده در اهداف کلی سفارش‌شده‌باشد. فروشنده DSSرا برای حوزه‌های عملکردی کسب‌و‌کار مانند بازاریابی و مالی توسعه می‌دهد. بعضی DSSها برای این طراحی شده‌اند که وظیفه تصمیم‌گیری در صنایع خاص مانند برنامه‌ریزی خدمه در یک خط هوایی را برعهده گیرند. یک DSSدارای وظیفه خاص، نقش بسیار مهمی در حل مسائل روزمره یا در تصمیم‌گیری‌های تکراری برعهده دارد.

DSSدارای عملکرد یا وظیفه خاص، می‌تواند برحسب اجزای DSSغالب دسته‌بندی و درک ‌شود که به عنوان یک DSSمدل‌محور، داده‌محور یا DSSپیشنهادی مطرح می‌شود. این سیستم دانش مربوط به یک تصمیم را در مورد وظایفی که سازمان انجام می‌دهد، نگهداری و هدایت می‌کند (مثلا وظیفه تولید یا بازاریابی) این نوع از DSSها براساس هدف دسته‌بندی می‌شود. DSSعملکرد خاص به گروه یا شخص کمک می‌کند که یک وظیفه تصمیم‌گیری خاص را انجام ‌دهد. نرم‌افزار DSSدارای هدف کلی از وظایفی مانند مدیریت پروژه، انالیز تصمیم یا برنامه‌ریزی کسب‌و‌کار حمایت می‌کند. بیشتر سیستم‌های پشتیبان تصمیم با هدف کلی، گاهی به عنوان DSSمولد نیز شناخته می‌شوند. زیرا می‌توانند برای توسعه یا ایجاد بیشتر DSSهای خاص، مورد استفاده قرار گیرند. DSSهای مولد به نحوی طراحی شده‌اند که در خصوص ایجاد یا تولید کاربردهای سریع نیز مورد استفاده قرار گیرند، انها نه کاربردهای کاملی هستند مانند DSSهای سازمانی و نه زبان خاصی دارند، اما دربرگیرنده ترکیبی از زبان‌ها، قابلیت‌های گزارش‌دهی، تسهیلات گرافیکی و امکاناتی نظیر انها بوده و می‌توانند انها را در اختیار کاربران قرار دهند، تا هر زمان که مورد نیاز باشد، بتوانند یک DSSجدید ایجاد کنند.

  • DSSمبتنی بر وب

زمینه فعالیت این فناوری ممکن است در محدوده رایانه مرکزی، شبکه محلی و یا ساختاری بر مبنای وب باشد. همه موارد کلی DSSکه بحث شد، می‌توانند با استفاده از فناوری‌های وب گسترش یابند. این سیستم‌ها را DSSهای وب‌ محور می‌نامند. یک DSSوب محور سیستمی رایانه‌ای شده‌است که اطلاعات پشتیبان تصمیم را نشان می‌دهد یا ابزار پشتیبان سیستم را برای مدیران فراهم می‌کند. تحلیلگران کسب‌و‌کار از مرورگرهای مختلفی استفاده می‌کنند. رایانه سرور که میزبان برنامه‌های DSSاست، به رایانه کاربران وصل می‌شود. در بسیاری از شرکت‌ها، DSSوب‌ محور با DSSشبکه داخلی یا DSSتجاری گسترده، مترادف است. شبکه داخلی شرکت، مدیران زیادی را که از جست‌وجوگرها در محیط شبکه استفاده می‌کنند، پشتیبانی می‌کند. مدیران، به طور فزاینده‌ای در حال دسترسی به پایگاه‌های داده و ابزار تجزیه و تحلیل هستند. همچنین فناوری‌های وب، ابزار اولیه‌ای هستند که برای ایجاد DSSهای درون سازمانی مورد استفاده قرار می‌گیرند که از تصمیم‌گیری مشتریان و عرضه‌کنندگان پشتیبانی می‌کنند. فناوری‌های اینترنت یا وب، خطوطی راهنما برای ایجاد DSSهستند، اما بعضی DSSهای برون سازمانی با استفاده از زبان‌های برنامه‌نویسی ابتدایی ایجاد می‌شوند، مانند فناوری‌ تواناسازی رایانه‌های مرکزی.

 
1 2 3  بعدي»

درباره من

  • 9163858398
  • احمد محمدی (کارشناس ارشد مدیریت فناوری اطلاعات و مهندس نرم افزار)

    مشاور و عضو کمیسیون نظارت و ارزشیابی سازمان نظام مهندسی رایانه ای خراسان رضوی

    بنیانگذار و مالک سایت های SEOparsian.com و SMSparsian.com

    جديدترين مقالات مرتبط با مدیریت فناوری اطلاعات

    ahmad.mohammadi.a@gmail.com

آخرين مطالب بروز شده