بررسی علل کاهش سرعت کامپيوتر و راه های رفع آن


Kasra می نویسد:

شايد تاکنون برای شما اين سوال مطرح شده باشد که  علت افت ناگهانی سرعت کامپيوتر و  کند کار کردن آن چيست و برای بهبود و يا افزايش سرعت آن می بايست چه اقدام و يا اقداماتی را انجام داد ؟ پاسخ به سوال فوق متغير بوده و ممکن است دلايل متعددی در اين رابطه وجود داشته باشد . در برخی موارد ممکن است با رعايت برخی نکات ساده در خصوص نحوه نگهداری سيستم مشکل برطرف گردد و در موارد ديگر ممکن است مجبور به ارتقاء سيستم و يا تعويض قطعات مسئله دار  گرديم . در این ترفند قصد داریم به برخی نکات اوليه به منظور بهبود کارآئی سيستم اشاره کنیم. 

اجرای دقيق Scan disk : وجود اشکال در فايل های ذخيره شده بر روی هارد ديسک ممکن است کاهش کارآئی سيستم و بروز اشکالات فيزيکی هارد ديسک را بدنبال داشته باشد . با اجرای برنامه Scan disk  می توان تعداد زيادی از خطاهای موجود بر روی هارد ديسک را برطرف نمود . برنامه فوق بررسی لازم در خصوص وجود اشکالات فيزيکی بر روی هارد ديسک را نيز انجام خواهد داد . بخاطر داشته باشيد که با توجه به ظرفيت هارد ديسک نصب شده بر روی کامپيوتر ، فرآيند بررسی وضعيت هارد ديسک می تواند مدت زمان زيادی بطول انجامد و نمی بايست در اين فاصله عمليات خاصی را انجام داد .  
حذف فايل های موقت موجود بر روی هارد ديسک : فايل های موقت به آندسته از فايل ها اطلاق می گردد که معمولا" پس از نصب يک برنامه همچنان بر روی هارد ديسک باقی می مانند و می توان بدون نگرانی اقدام به حذف آنان نمود  . 
حذف اطلاعات موجود در Cache برنامه مرورگر : فايل های cache شده ، به آندسته از فايل هائی اطلاق می گردد که در زمان استفاده از اينترنت بر روی سيستم شما باقی مانده و  اغلب شامل تصاويری می باشند که به منظور نمايش صحيح صفحات وب ، برنامه مرورگر مجبور به دريافت آنان از اينترنت شده است .
defrag نمودن فايل های موجود بر روی هارد ديسک : defrag ، سازماندهی فايل های موجود بر روی هارد ديسک را  بگونه ای انجام خواهد داد که امکان بازيابی آنان با سرعت بيشتری ميسر می گردد . 
اجرای يک برنامه ويروس ياب : اغلب ويروس های کامپيوتری درصد بالائی از منابع سيستم را استفاده می نمايند . همين موضوع می تواند کاهش کارآئی سيستم را بدنبال داشته باشد . برخی از ويروس ها حتی می توانند باعث از کارافتادن کامل سيستم گردند . به منظور برخورد موثر با ويروس های موجود همواره سعی نمائيد که از يک برنامه آنتی ويروس بهنگام شده استفاده کرده و عمليات پويش به منظور يافتن ويروس را در فواصل زمانی خاصی تکرار نمائيد . 
بررسی سيستم به منظور وجود Spyware : تعداد زيادی از وب سايـت ها بدون آگاهی شما اقدام به نصب Spyware بر روی سيستم شما می نمايند . يک spyware می تواند صرفا" در حد و اندازه يک کوکی ساده باشد که وب سايت های ملاقات شده توسط شما را در خود ثبت می نمايد و يا برنامه هائی باشند که امکان دستيابی ساير افراد به کامپيوتر شما را فراهم می نمايند . در اين رابطه می توان از برنامه های متعدد Anti Spyware به منظور پويش و برخورد با اين نوع برنامه ها استفاده نمود . 
غيرفعال نمودن برنامه های نصب شده غيرضروری  :يکی ديگر از دلايلی که می تواند کاهش سرعت کامپيوتر را بدنبال داشته باشد ، تعداد و تنوع برنامه هائی است که در زمان راه اندازی سيستم اجراء می گردند. در ويندوز XP می توان با استفاده از برنامه کاربردی MsConfig برنامه هائی را که در زمان راه انداری سيستم فعال می گردند مشاهده و در رابطه با آنان تعيين تکليف نمود . با استفاده از برنامه MsConfig  صرفا" می توان ليست برنامه هائی را که در زمان راه اندازی سيستم اجراء می گردند مشاهده نمود و  نمی توان از اين طريق آنان را حذف نمود . پيشنهاد می گردد که حتی المقدور از نصب برنامه های غير ضروری بر روی کامپيوتر اجتناب گردد ، چراکه هر برنامه پس از نصب درصدی از منابع سيستم را استفاده خواهد کرد و بديهی است که در اينچنين مواردی می بايست در انتظار کاهش کارآئی سيستم بود.  بخاطر داشته باشيد که برای حذف يک برنامه از روی کامپيوتر از برنامه هائی موسوم به Uninstall می بايست استفاده گردد . حذف فولدرهای حاوی برنامه به تنهائی در اين رابطه کافی نبوده و اطلاعات مربوط به آنان همچنان در ريجستری باقی خواهد ماند  .
پاک کردن ريجستری : ريجستری تنظيمات و اطلاعات مورد نياز ويندوز و ساير برنامه های نصب شده را در خود نگهداری می نمايد . به موازات افزايش فرآيندهای نصب و يا Uninstall ممکن است اطلاعات غيرضروری متعددی در ريجستری باقی بماند . در چنين مواردی می توان برای حذف اطلاعات غيرضروری موجود در ريجستری از برنامه های کاربردی متعددی استفاده نمود .  
ايجاد يک فايل Swap با ظرفيت ثابت : هر يک از نسخه های ويندوز تابع يک رويکرد خاص برای Paging و فايل swap ذخيره شده بر روی هارد ديسک می باشند. پس از اشغال تمامی فضای حافظه اصلی از فايل swap به منظور ذخيره اطلاعات استفاده خواهد شد . اندازه فايل فوق ثابت نبوده و می تواند با توجه به شرايط موجود تغيير نمايد . پس از استفاده از تمامی فضای حافظه و ظرفيت اختصتاص يافته برای فايل swap ، ويندوز اقدام به افزايش ظرفيت آن می نمايد . در صورت تحقق چنين شرايطی سرعت و کارآئی سيستم کاهش پيدا خواهد کرد . برای مشخص نمودن ظرفيت فايل swap می توان از گزينه System موجود  در control panel استفاده نمود ( System |Advanced | Performance Settings | Advanced | Virtual memory  ;) . مثلا" می توان حداقل و حداکثر ظرفيت فايل swap را مشابه و معادل سيصد مگابايت در نظر گرفت . 
بهنگام نمودن درايورهای سيستم : پيشنهاد می گردد  همواره درايورهای مربوط به کارت ويدئو و کنترل کننده IDE  بهنگام شده و از جديدترين درايورهای ارائه شده مرتبط با آنان استفاده گردد  .   
استفاده از حافظه RAM بيشتر و هارد درايوهائی با 7200 دور در دقيقه ( RPM ) : حافظه اصلی و هارد درايو دو قطعه اصلی در کامپيوتر می باشند که نسبت به پردازنده دارای سرعت بمراتب کمتری می باشند . افزايش حافظه RAM می تواند اثرات مثبتی را در ارتباط با سرعت اجرای برنامه های کامپيوتری بدنبال داشته باشد . سعی گردد از هارد درايوهائی استفاده گردد که RPM ( دور در دقيقه ) بالائی داشته باشند ( نظير 7200 دور در دقيقه ) . 
تبديل سيستم فايل : در صورتی که بر روی سيستم شما ويندوز 95 نصب شده است ، ويندوز از سيستم فايل FAT 16 استفاده می نمايد . در صورت تبديل سيستم فايل فوق به  FAT 32 ، سرعت سيستم افزايش نخواهد يافت ولی حجم و تعداد فايل هائی را که می توان بر روی هارد ديسک ذخيره نمود ، افزايش می يابد . در صورت استفاده از ويندوز XP و يا 2000 ، ارتقاء FAT16/32 به NTFS بهبود کارآئی و امنيت سيستم را بدنبال خواهد داشت . توجه داشته باشيد که پس از تبديل سيستم فايل ، امکان برگشت به وضعيت قبلی وجود نخواهد داشت. نسخه های ويندوز  95 ، 98 ، SE و ME قادر به خواندن اطلاعات از سيستم فايل NTFS نمی باشند .  بنابراين در صورتی که قصد استفاده از سيستم به صورت  dual-booting ( نصب بيش از يک سيستم عامل و انتخاب يکی از آنان در زمان راه اندازی سيستم ) را داشته باشيد و يا تمايل به اشتراک درايوهای موجود بين چندين سيستم عامل را داريد ، بهتر است که از FAT32 استفاده نمائيد . 
در صورتی که تمامی موارد اشاره شده منجر به حل مشکل کاهش سرعت نگردد ، می توان هارد ديسک را مجددا" فرمت و اقدام به نصب سيستم عامل و ساير نرم افزارهای دلخواه نمود و يا در صورت ضرورت سخت افزار سيستم را ارتقاء داد. 

برگرفته از وب
 

Comments (0) Posted to مطالب علمی 05/17/2012 Edit

اندیشه اسلامی - بخش اول

 مقدمه مؤلف


بسم الله الرحمن الرحيم
(لكلٍ جعلنامنكم شرعة و منها جاً)-(المائده: 48.) "براي هر ملتي از شما راهي و برنامه اي را قرار داديم. "الحمد لله رب العالمين ،و إله الاولين والآخرين، و صلاة الله و سلامه و رحماته و بركاته علي صفوة خلقه، وخاتم أنبيائه و رسله سيدنا محمد وآله الطاهرين و صحابته اجمعين ،و رحمة الله و مغفرته للتابعين، و تابعهم بإحسان الي يوم الدين.
 ايامي كه به كشور مغرب مسافرت نموده بودم ،و در آنجا مسلمانان را به پيروي و پايبندي به قرآن و سنت -كه تنها راه سر بلندي و رهايي مسلمانان ، و در هر عصر وزماني مايه خير وقوت براي آنهاست - فرا مي خواندم، برخي از دوستان اهل شهر "وجده"پيشنهادي با من درميان گذاشتند آنها از من خواستند كه براي استفاده قشرهاي مختلف مردم و گروههاي اسلامي فعال و دعوتگر مجموعه اي از راهكارنا و مقررات و قوانيني را در كتابي جمع آوري نمايم.كتابي كه پاسخگوي همه مسايل عقيدتي، اخلاقي و آداب و عبادات و روابط اجتماعي مسلمانان باشد. كتابي كه پرتوي از خورشيد قرآن و درخششي از سنت و حكمت محمدي بوده، و از چهار چوب و محدوده روشن گرديده به وسيله آن دونور خارج نگردد، و در هيچ حال و احوالي از حركت بر حول محور و مركزيت آن دو بازنايستند.
 به درخواست آن دوستان پاسخ مثبت دادم، و براي تأليف كتابي مطلوب كه در بر گيرنده راهكارهاي مناسب باشد، از خداوند متعال مدد جستم ودرهمان روز بازگشت به سرزمين مقدس حجاز،علي رغم كمبود فراغت كافي كار جمع آوري مطالب و برسي و صلاح موضوعات و تأليف كتابرا آغاز نمودم. خداوند خود آن ساعتهاي اندكي را كه آنها را از انبار ايام و اوقات پر مشغلت و كار فكري هفتگي ام مي قابيدم،ساعات بسيار با بركتي گردانيد. وتنها بس از گذشت دو سال كار تأليف كتاب آنگونه كه خود اميدوار بودم و به صورتي كه دوستان انتظارش را داشتند،به پايان رسيد. اينك آن كتاب را به همه برادران خوب ايماني در هر كجا كه هستند تقديم مي نمايم. براستي اگر خود مؤلف و جمع آوري كننده آن نمي بودم، در مورد منزلت و ارزش آن-براي رغبت و روي آوري بيشتر به مطالعه اش - بيشتر به تعريف و تمجيد ازم آن مي برداختم. اما به همين نكته اكتفاء مي نمايم كه بر اين باورم،اين كتاب كتابي است كه به همه مسلمانان تعلق دارد و هيچ خوانوادهء مسلماني از آن بي نياز نيست.
 اين كتاب در بر گيرنده پنج بخش است و هر بخش شامل فصل هاي متعددي است وهر يك از فصلها  دو بخش عبادات و معاملات كم و بيش بندهايي را در برمي گيرند. بخش اول كتاب در  ارتباط با عقايد ،بخش دوم :آداب، بخش سوم: اخلاق، بخش چهارم: عبادات و بخش پنجم در مورد معاملات و روابط اجتماعي است. و به همين خاطر همه اصول و فروع شريعت اسلامي را شامل مي شود. و عنوان و نام "برنامهء مسلمان" را براي آن مناسب مي دانم و همه برادران مسلمان را به مطالعه دقيق و عمل و بايبندي به موضوعات آن فرامي خوانم.
خداوند را سپاسگزارم كه در جمع آوري مطالب آن توانستم روش مطلوب و مورد پسندي را در پيش بگيرم. براي مثال در ارتباط با بخش عقايد از چهار چوب عقايد و باورهاي پيشينيان پاك سيرت-كه همه در مورد صحت و سلامت و نجات و سربلندي باورمندان به آن اجماع و اتفاق نظر دارند - خارج نگرديده ام . زيرا آن باورها باورهاي بيامبر گرامي و ياران و تابعين آنها ، و عقايدي سازگار باسرشت انسان و امت حق جويي است كه خداوند براساس آنها پيامبراني را فرستاده و كتابهايي را نازل نموده است.
 دربخش مربوط به عبادات و معاملات و روابط اجتماعي، در مورد موضوعاتي كه نصي صحيح و صريح و دليلي از قرآن و سنت راجع به آنها وجود نداشته از ميان آرا‌ء پيشوايان بدرگواگي مانند: ابوحنيفه ، مالك، شافعي و احمد رحمهم الله ، براي انتخاب صحيح ترين و مناسب ترين آنها از هيچ تلاشي كوتاهي ننموده ام. به همين خاطر در اين مورد كمترين شك وترديدي ندارم كه هر كس به موضوعات ايماني و اخلاقي و فقهي و آداب موجود در اين كتاب عمل نمايد، در واقع به شريعت و راه و رسم مورد قبول خداوند و سنت پيامبر اسلام  - صلي الله عليه وسلم - عمل نموده است. خوب است برادران ايماني اين مطلب را مورد توجه قرار دهند كه اگر من - به شرط ياري خداوند – مي خواستم مسايل فقهي را بر اساس مذهب يكي از ائمه تهيه و تدوين نمايم، به سادگي از عهده آن كار برمي آمدم و خود را از رنح تلاش مراجعه به منابع متعدد، و ترجيح يك رأي بر آراء گوناگون كه گاهي موافق و گاهي مخالف باهم بودند، مي رهانيدم اما براي همگام وهمراه قرار دادن اهل ايمان و همه نيروها و انديشه ها و استعداد هاي معنوي، آنها را در يك مجموعه گرد آوردن، كه روح و عاطفه و احساسات و انگيزه هايشان را در كنار هم قرار دهد‌، ارائه يك راه واحد را بهتر و درست تر تصور نمودم. و همين انگيزه باعث گرديد كه اين راه دشوار را در پيش گيرم و همه اين سختيها را متحمل بشوم. و به خاطر دست يابي به مراد و مقصود خويش خداوند را سپاسگزادم. و همه كساني را كه بر اين باورند. من با اين كار خود ،بدعت بدي را ايجاد نموده و مذهبي را بر خلاف مذاهب مسلمانان به وجود آورده ام ، به خداوند حكيم مقتدر واگذار مي نمايم . و در مورد آنهايي كه با اين بهانه مي خواهند از روي آوري اهل صلاح و ايمان براي بيروي از راهي كه به آن فرامي خوانم جلو گيري نمايند ، و براي انصراف آنها تلاش مي كنند، از آنان نزد خداوند گلايه و شكوي مي نمايم. زيرا به خداوند تنهاي بي سوگند ياد مي نمايم كه نه به عمد و نه به غير عمد از شناختي كه از قرآن و سنت پيامبر گرامي اسلام و آراء وعملكرد ائمه بزرگوار و مسايلي كه ميليونها مسلمان در آ نها از آنان بيروي نموده اند ، به اندازه يك تار مو خارج نگرديده ام. و بجز ايجاد وحدت و نزديك گردانيدن هر چه بيشتر هدف ، هدف ديگري را دنبال ننموده ام. اي پروردگاري كه تو خود دوست و ياور اهل ايمان وپشتيبان باكان و صالحاني ! از تو مي خواهم كه اين كارم را مورد قبول و بذيرش خيش قرار دهي ! و تلاش و زحماتم مورد رضايت و پاداش تو قرار گيرد! خداوندا!همه آنهايي كه مطالب اين كتاب را مي پذيرند وبه آن عمل مي نمايند ،سر بلند و بهره مند بفرما و آن را وسيله هدايت و نجات انسانهاي حيران و سرگردان قرار بده! و آن را اسباب هدايت هر يك از بندگانت كه خود آنها را شايسته هدايت ميداني بگردان !زيرا تنها تويي كه توان اين كار را داري . و صل اللهم علي سيدنا محمد و آله و صحبه و سلم.
ابوبكر جا بر الجزايري  مدينه منوره 21 /2 /1384 هـ.ق

 ----------------------------------------------------------------------------------------

 بخش اول: عقـايد ( فصل اول ايمان به خداوند)

از نظر جايگاه و منزلت اين فصل از مهمترين فصلهاي اين بخش است. زيرا همه ابعاد زندگي انسان بر حول محور آن مي چرخد و با توجه به وضعيت آن دگرگون مي شود. و در نظام همه جانبه زندگي عمومي انسان مسلمان واساس محور اصلهاي ديگري است.
 ايمان به وجود خداوند انسان مسلمان به خداوند ايمان دارد. بدين معني كه به وجود او به عنوان پديدآورنده آسمانها و زمين و جهان آشكار و پنهان و آفريدگار و مالك همه چيز باور دارد . خداوندي كه هيچ فرمانروا و فريادرسي بجز او مشروعيت ندارد ،و آفريننده اي به غير از او نيست . و همه صفات كمال و برتري را داراست ، و از هر گونه كمبود و نقصاني بري مي باشد ، و اين باور پيش از هر چيز مديو ن هدايت خداوند است و بعد از آن دلايل نقلي و عقلي هم وجود او را شهادت وي دهند.

دلايل نقلي
در قرآن خداوند متعال در ارتباط با وجود و آفريدگار آفريدها و اسماء و صفات خود مي فرمايد: (ان ربكم الله خلق السموات و الارض في ستة ايامٍ ، ثم استوي علي العرش يغشي الليل النهار يطلبه حثيثاً، والشمس و القمر و االنجومسخراتٍ بأمره الا له الخلق و الأمر ، تبارك الله رب العالمين )-(الأعراف:54) "برودگار شما خداوندي است كه آسمانها و زمين را در شش دوره آفريد ، سبس به اداره جهان هستي پرداخت با(پرده تاريك) شب دوز را مي بوشاند و شب شتابان به دنبال روز روان است. خورشيد و ماه و ستارگان را آفريده است ، و جملگي مسخر فرمان او هستند ، آگاه باشيد كه تنها او مي آفريند و تنها او فرمان مي دهد . بزرگوار و جاويدان و داراي خيرات فراوان خداوندي است كه پروردگار جهانيان است".
همچنين مي فرمايد : (هو الذي لا اله الا هو عالم الغيب و الشهادة هو الرحمان الحيم ، هو الله الذي لا اله الاهو الملك القدوس السلام المؤمن المهيمن العزيز الجبار المتكبر ، سبحان الله عما يشركون ، هو الله الخالق البارئ المصور له الاسماء الحسني يسبح له ما في السموات والارض و هو العزيز الحكيم )-(الحشر :22-24 ) " خداوند كسي است كه بجز او پروردگار و معبودي نيست به جها نيان نهان و آشكار آگاه است .او (در اين جهان در حق همگان ) داراي رحمت فرا گير، و(در جهان ديگر در حق مؤمنان ) داراي رحمت خاص است . خداوند كسي است  كه جز او پروردگار و معبودي نيست ، او فرمانروا ، منزه و بي عيب و نقص ،امان دهنده ، و امنيت بخشنده، مراقب و نگاهدارنده و قدرتمند و چيره ، بزرگوار وشكوهمند ، والامقام و فرازمند است. و او فراتر و والاتر از آن چيزهايي است كه شريك او مي نمايند. او خداوندي است كه طراح هستي و آفريدگار آن از نيستي ، و صورتگر جهان است ،داراي نامهاي نيك و زيباست ،همه آن  چيزهايي كه در آسمانها و زمنين هستند او را تقديس و تسبيح مي گو يند، و او چيره و كارهايش بجا و به موقع است".
 در آيه ديگر از قرآن مي فرمايد: (قل لو كان فيهما آلهة الاالله لفسدتا فسبحان الله ربالعرش عما يصفون )-(الأنبياء:22) "اگر در آسمانها و زمين غير از الله ، معبودها و خدايان ديگري وجود مي داشتند و (امور جهان را اداره مي كردند) قطعاً آسمانها و زمين تباه مي گرديدند (و نظم نظام هستي به هم مي خورد ) لذا خداوند صاحب سلطه بر جهان بسي برتر ازآن چيزهايي است كه آنها به او نسبت مي دهند وبر زبان مي رانند".
2- پيام رسالت دود يكصد و بيست و چهارهزار پيامبر متضمن وجود و آفريدگاري خداوند براي همه سفريده هاي جهان ، و تصرف در آنها ، و اسماء آن پيامبران و فرستادگان بطور مستقيم يا به وسيله فرستاده اي و يا به صورت الهام قلبي سخن گفته است، سخني كه آنها كمترين ترديدي در مورد تعلق آن به خداوند و وحي بودنش نداشتند. عقل بشري تكذيب پيام و رسالت اين تعداد بسيار از برگزيدهاي بشريت و عصاره انسانيت را محال مي داند ، واتفاق واجماع آنها را بر بيامي نادرست و چيزي كه به آن آگاهي نيافته و برايشان محقق نشده و به صورت يقين وقاطع درستي آن را در نيافته باشند. محال وغير ممكن مي شمارد. زيرا آنان به نسبت ديگر انسانها از بي آلايشي شخصيتي وانديشه برتر وراستگويي بيشتري برخوردار بودند.
3- ايمان واعتقاد ميلياردها انسان به وجود آفريدگار واداي عبادت و فرمانبرداري از او گواه گرانقدر ديگري بر وجود خداوند است، زيرا معمولاَ وعادتاَ مردم خبر و سخن يك  ودو نفر را تصديق ميكنند. تا چه برسد به خبر وايماني كه جماعت وامت وتعداد غير قابل شمارشي از مردم آن را خبر دهند وبه آن ايمان داشته باشند، ودر كنار آن شهادت وگواهي عقل وفطرت را براي اين ايمان وعمل خود نيز داشته باشند.
4- ادعا وايمان ميليونها عالم ودانشمند درمورد و وجود خداوند واسماُء و صفات و آفريدگاري وتسلط او بر تمامي آفريده ها وبه همين خاطر عبادت و فرمانبرداري آنها از خداوند و دوستي ودشمنيشان در راستاي رضايت او، گواه ديگري بر وجود خداوند است.

دلايل عقلي: 
1- وجود اين همه سياره ها وستارگان وكهكشانها و پديده هاي مختلف به وجود خداوند قاطعانه شهادت مي دهند. و از طرف هيچكس نمي تواند مدعي شود واثبات نمايدكه كسي به جز خداوند اين جهان و پديده ها را آفريده است. زيرا عقل وانديشه بشري به وجود آمدن چيزي را بدون نيازبه وجود آورنده محال ميشمارد. حتي ساده ترين اشياء را بدون پديد آوردنده غير ممكن مي داند، و هيچ عقل سالمي نمي پذيرد كه بدون احتياج به آشپز و وسايل آشپزي هيچ غذايي طبخ مي گردد يا فرشي بدون نياز به كسي ونيرويي خود به خود گسترده ميشود. در عين حال اين همه پديده هاي گوناگون كه در گستره جهان پهناور وجود دارند، همچون ستارگان وسياره ها و ماه وخورشيد باحجمهاواندازه ها ومسير ومدار حركت مختلف وزمين باهمه آفريده ها ازجمله انسان و پديده هاي پنهان و حيوانات با گونه ها و شكلهاورنگهاي مختلف وداراي ادراك وشناختهاي متفاوت و ويژگيها ونشانه هاي گوناگون، ومعادن مختلف كه هر يك منافع خاصي را تامين مي نمايند، وجريان جويبارها رودها ودرياها و درختان وگياهان گوناگون با گونه ها وطعماهاوبوها و ويژگيها و فوائد مختلفي كه دارند، همه گويا و خموش به وجودخداوند آفريدگار جهان شهادت مي دهند. 
2- وجود قرآني كه آن را مطالعه نموده و در مورد آياتش ميانديشيم ومعاني آن را در مي يابيم، خود دليل ديگري بر وجود خداوند است، زيرا كلام بدون گوينده و سخن بدون سخنگومحال است.  كلام خداند شاهدي است بر وجوداو به ويژه كلام او حاوي استوار ترين قوانيني است كه تاريخ بشريت به خودديده است، وقوي ترين راهكاري است كه خيرات و منافع فراواني را براي انسان به ارمغان مي آورد. وبسياري از صحيحترين تئوريهاي علمي، وامور غيبي، وحوادث تارييخي را بر اساس واقعيت و حقيقت بيان مي نمايد. وعلي رغم تفاوت زمان ومكان هيچيك از احكام شريعت او از ايجاد فوائد و منافع باز نمانده است، وهيچيك از تئوريهاي علمي آن مخدوش نگرديده، وهمه امور غيبي كه قرآن آنها را بيان نموده بر خلاف واقع نبوده اند.   همچنين هيچ تاريخ نگار و تاريخ شناسي اين جرات رابه خود نداده كه يكي از دهها قصه وداستاني را كه قرآن بيان مي نمايد، يا يكي از حوادثي را كه بصورت مختصر يا مفصل راجع به آنها سخن گفته تكذيب نمايد.  نسبت دادن اينگونه كلام حكيمانه و صادقانه به انسان براي عقل وانديشه بشري قابل قبول نيست .زيرا با ميزان توانايي وحدود دانش بشري سازگار نمي باشد.در نتيجه وقتي كه قرآن كلام وسخن انسان نيست، معلوم مي شود كه، كلام آفريدگار انسان ونشانه وجود ودانش وقدرت وحكمت اوست. 
3- وجوداين نظم و ساختار دقيق كه در قوانين آفرينش و آفريدن و دگرگون شدن موجودات زنده وجود دارد، دليلي بسيار گويا بر وجود خداونداست .همه آن موجودات مشمول اين قوانين وسنتها ميباشند، ونمي توانند از چهار جوب آنها پارا فراتر بگذارند. براي مثال انسان به صورت نطفه در  رحم جاي ميگيرد، ومراحلي بر او ميگذردكه بجزخداوند متعال كسي در آن نقشي ندارد، وسپس به صورت انساني آراسته در ميآيد.
و اين به آفرينش او ارتباط دارد و در مورد رشد و تحولات جسمي و روحي او از كودكي و نوجواني و جواني و ميانسالي و پيري حال و وضع به همين صورت است . اين قوانين عام و فراگير بر انسان و حيوان ودرختان و گياهان ،همچنين بر سياره ها و كهكشانها حاكم است و همه آنها با آن قوانين ارتباطي ناگسستني پيدا نموده و هيچيك از دايره آنها خارج نمي شوند ، و چنانچه چنين  چيزي روي بدهد و مجموعه از ستارگان از مدار و مسير حركت خود خارج شوند،سببب نابودي نظام هستي مي گردند وصفحات كتاب زندگي از هم پراكنده مي شوند . براساس آن دلايل عقلي و منطقي و نقلي است كه انسان مسلمان به وجود خداوند و آفريدگاري و فرمانرواني  و فريادرسي او بر همه گذشتگان و آيندگان ايمان و يقين پيدا مي كند ، و بر مبناي همين ايمان و يقين است كه همه امور و شئون زندگي او سر و سامان پيدا مي نمايد.

 -----------------------------------------

فصل دوم: ايمان به آفريدگاري خداوند

 انسان مسلمان به آفريدگاري خداوند براي همه موجودات، و اينكه در آن آفريدگاري و خداوندي داراي همسان وشريكي نيست، ايمان دارد. و اين ايمان پيش از هرچيز بخاطر هدايت خداوند و براساس دلايل نقلي و عقلي زير است. 

دلايل نقلي:
خداوند راجع به پروردگاري و آفريدگاريش در مقام ثناي خود مي فرمايد : (الحمد لله رب العالمين ) "سپاس و ستايش خداوند آفريدگار جهانيان را سزاست".
و در مورد آفريدگاري و فرمانروايي و فريادرسي خويش مي فرمايد: (رب السموات والارض و ما بينهما ان كنتم موقنين. لا اله الا هو يحيي و يميت ، ربكم و رب آبائكم الاولين )-(الدخان :7-8 )
"(پروردگار تو) كه پروردگار آسمانها و زمين و همه چيزهايي است كه در ميان آن دو قرار دارد، اگر شما طالب يقين و باور يد. به جز او خدايي نيست. اوست كه زنده مي گرداند و مي ميراند و پروردگار شما و پروردگار پدران و نياكان پيشين شماست". و در مقام يادآوري پيماني كه پيشتر از انسانها گرفته شده است كه به آفريدگاري و خداوندي او ايمان بياورند، و تنها او را عبادت كنند و كسي و چيزي را شريكش ننمايند ، مي فرمايد : (و اذ أخذ ربك من بني آدم من ظهورهم ذرياتهم و اشهدهم علي انفسهم. الست بربكم؟ قالوا: بلي شهدنا )-(الاعراف 172)
"هنگامي را كه پروردگارت فرزندان آدم را از پشت آدميزادگان پديدار كرد (بياد بياور) و ايشان را بر خودشان گواه گرفت، كه آيا من پروردگار شما نيستم؟ آنان گفته اند: آري گواهي مي دهيم".
2- پيام پيامبران در مورد آفريدگاري و اقرار و شهادتشان در مورد ربوبيت خداوند براي نمونه حضرت آدم در آن دعاي مشهور خود مي فرمايد :
(ربنا ظلمنا أنفسنا و إن لم تغفر لنا و ترحمنا لنكو نن من الخاسرين). (الاعراف 23) "پروردگارا ما(با نافرماني تو) بر خويشتن ستم كرده ايم و اگر ما را نبخشاني و بر ما رحم نكني از زيانكاران خواهيم  بود". و حضرت نوح در گلايه و شكوايه خويش خطاب به خداوند مي فرمايد: (رب إنهم عصوني واتبعوا من لم يزده ماله و ولده إلا خسارا) – (نوح: 21) "پروردگارا! آنان مرا نافرماني نمودند، و از كسي دنباله روي كردند كه مال و فرزندش بجز زيان چيزي بر او نيفزود".
و حضرت ابراهيم به هنگام دعا براي حفظ و حرمت مكه و براي خود و فرزندانش مي فرمايد: (رب اجعل هذا البلد آمناً واجنبني و بني أن نعبد الأصنام )-(ابراهيم : 35) "پروردگارا! اين ديار را امن نگاه دار و من و فرزندانم را ازبت پرستي دور فرما".  و حضرت موسي در يكي از دعاهايش مي فرمايد:
(رب اشرح لي صدري و يسرلي أمري واحلل عقدة من لساني يفقهوا قولي واجعل لي وزيراً من أهلي) – (طه:25).  "گفت : پروردگارا سينه ام را فراخ و گشاده دار و كار (رسالت) مرا آسان گردان و گره از زبانم بگشايي تا سخنان مرا بفهمند، و  ياوري را از خاندانم براي من قرار بده". و حضرت عيسي در پاسخ به خداوند مي گويد:
(ما قلت لهم إلا ما امرتني به أن اعبدوا الله ربي و ربكم ) –(المائده 117). "من چيزي را بجز آنچه تو به من دستور داده اي به آنها نگفته ام، كه خداوند پروردگار من و پروردگار خودتان را عبادت و فرمانبرداري كنيد". و حضرت محمد- صلي الله عليه وسلم – به هنگام سختيها مي فرمود: "هيچ معبود و مستعاني بجز الله مشروعيت ندارد ، خداوندي كه بزرگوار و بردبار است، هيچ معبود و مستعاني به جز الله  آفريد گار عرش بزرگ وجود ندارد ، هيچ معبود و مستعاني به غير از الله آفريدگار آسمانها و زمين و عرش گرامي حقانيت ندارد".  
همه آن پيامبران و ديگر فرستادگان خداوند عليهم الصلاة و السلام به پروردگاري و آفريدگاري خداوند معترف بودند. و بر اساس دانشها و معرفت بسيار خود مردم را به آن فرا مي خواندند، پيامبراني كه در مقايسه با ديگر انسانها از انديشه هايي افزونتر ، و راستگويي بيشتر بر خوردار بودند ، و بيش از همه انسانها خداوند و اسماء و صفات او را مي شناختند .
3- باور و اعتقاد يفيني ميليونها دانشمند و انديشمند به پروردگاري و آفريدگاري خداوند در ارتباط با همه موجودات .
4- ايمان ميلياردها انسان عاقل و بادرايت به پروردگاري و آفريدگاري خداوند. 

دلايل عقلي: 
براي اثبات پروردگاري خداوند مي توان به دلايل عقلي و منطقي زير استدلال نمود: 
1- يگانگي خداوند در آفريدگاري همه آقريده ها. زيرا همه انسانها به يقين مي دانند كه بجز خداوند هيچكس آفريده ها را نيافريده و چنين ادعايي هم اگر بشود ، كاملاً بي اساس است و كسي به غير از خداوند توانايي آفريدن ساده ترين و كم ارزشترين پديده را مانند : يك تار موي انسان يا حيوان  يا پر پرندگان يا برگي از درختان را ندارد ، و آفريدن انسان و حيوان و زمين و ستارگان و خورشيد كهكشان كه جاي خود را دارند .   خداوند خود مورد اختصاصش به آفريدگاري مي فرمايد: (الا له الخلق و الأمر ) "آگاه باشيد كه آفريدگاري و امر از آن اوست". ومي فرمايد: (و هو الذي يبدأ الخلق ثم يعيده و هو اهون عليه، و هو المثل الاعلي في السموات و الارض و هو العزيز الحكيم ) – (الروم:27). "اوست كه آفرينش را آغاز مي كند، و آن را بار ديگر باز مي گرداند و اين كار براي او آسان تر است ىو و بالاترين وصف در آسمانها و زمين متعلق به خداوند است و او بسيار با عزت و اقتدار و سنجيده و كارش بجا و به موقع است". و بر اساس آفريدگاريش براي همه موجودات پروردگاري و خداوندي او موضوعي مسلم و بدون ترديد است.
 2 – يگانگي و تنهايي او در تأمين روزي جانداران اعم از حيوانات صحرا و جانوران دريا و ...كه روزي و مايحتاج آنها را فراهم نموده و چگونگي بهره گيري از آن را به آنان آموخته است. از جانوري ساده مانند مورچه تا انسان كه برترين و پيچيده ترين موجودات است، همه در آفرينش و زندگي و غذا و نيازها به خداوند نياز دارند، و تنها اوست كه آنها را از نيستي به هستي درآورده و امكانات ادامه زندگي را برايشان فراهم گردانه است. و آيات قرآن اين حقيقت آشكار را آشكارتر مي فرمايد:
(فلينظرالإنسان الي طعامه أنّا صببناالماء صباً صم شققنا الأرض شقا ، فأنبتنا فيها حباً و عنباً و قضباو زيتوناً و نخلاً و حدائق غلباً و فاكهةً و أبّا)-(عبس:24). "انسان بايد به غذاي خويش بنگرد ، و دربارهآن بينديشد ،و آب را از آسمان به گونه شگفتي مي بارانيم . سپس زمين را مي شكافيم و از هم باز مي كنيم د و در آن دانه ها را مي رويانيم ، و روزها (موها)و گياهان خوردني و در ختان زيتون و خرما و باغها پر درخت و انبوه و ميوه و چرا گاه را (فراهم نموديم).  و مي فرمايد: (و ما من دابّةٍ في الأرض الا علي الله رزقها و يعلم مستقرها و مستودعها)-(هود:6) "هيچ جنبنده اي در زمين نيست مگر اينكه روزي آن ىو برعهده خداوند ايست، و محل زيست (دوران حيات) و دفن (پس از ممات) او را مي داند ".  بر اين اساس كه ترديدي در يگانگي او در تهيه روزي و امكانات ادامه حيات براي جانداران وجود ندارد،پروردگاري و خدارندي او هم موضوعي مسلم و يقيني است. 
3 – يكي ديگر از دلايل پروردگاري و خداوندي خداوند،گواهي آشكار فطرت بشري است . زيرا چنانچه فطرت انسان دچار فساد وتباهي نگرديده باشد به ناتواني خود در برابر نيرويي بي نياز و قدرتمند اقرار مي نمايد ، و مي پذيرد كه تسليم تصرفات و تدبيرهاي اوست و به صورتي آشكار و بدون ترديد نداي ربوبيت و پروردگاري او را بر همه موجودات سر مي دهد.   هر چند اين حقيقت را كسي انكار نمينمايد ، و هيچ انساني كه از فطرت سالمي بر خوردار باشد. راجع به آن كمترين ترديدي ندارد . امادر راستاي اثبات و يقين بيشتر بهتر آن است ، برخي از اعترافات بزرگان بت پرست را به حقيقت خداوندى و پروردگارى خداوند در مورد همه اشياء و موجودات كه قرآن آنها را بيان مى نمايد ، يادآورى نماييم ، قرآن مي فرمايد :  (ولئن سألتم من خلق السموات والارض ليقولُنّ خلقهن العزيز العليم)-(الزخرف : 9) " اگر از آن(مشركان ) سوال كنى كه چه كس آسمانها و زمين را آفريده ، با اطمينان پاسخ مي دهند كه : آنها را خداوند چيره و آگاه آفريده است ". و مى فرمايد : (ولئن سألتم من خلق السموات والارض و سخر الشمس و القمر ليقولُنّ الله)-(العنكبوت : 61) " اگر از آن(مشركان ) سوال نمايى كه چه كس آسمانها و زمين را آفريده  و خورشيد و ماه را در اختيار و تسخير خود دارد ؟ با قاطعيت پاسخ مى دهند كه : الله ". 
4- يگانگي خداوند در مالكيت همه موجودات و دخل و تصرف بدون قيد و حدود و اداره و تدبير آنها نشانى ديگر از پروردگارى خداوند است . زيرا همه انسانها اين حقيت را به خوبي دريافته اند كه ، انسان هم مانند همه موجودات زنده ديگر در واقع بر چيزي مالكيت ندارد.  زيرا او به تنى عريان و سر و پاى بدون كلاه و كفش پا بر عرصه وجود نهاده و تنها با كفنى كه تن او را مى پوشاند ،با جهان هستى خدا حافظى مى نمايد ، در اين صورت چگونه مى توان انسان را مالك و صاحب حقيقى چيزى در اين دنيا دانست؟!  وقتى كه انسان در عين اينكه اشرف مخلوقات است، بر چيزى مالكيت ندارد و دست خالى مى آيد و دست خالى از اينجا مى رود، پس چه كسى بجز خداوند بر نظام و پديده هاى جهان آشكار و پنهان مالكيت دارد؟ در اين حقيقت هيچكس بجز انسان هاى بى مايه  و سبك مغز ترديدى  ندارد .  آنچه در مورد مالكيت گفته شد، در مورد دخل و تصرف واداره امور هستي نيز صدق مينمايد، واين جاست كه صفات ربوبيت وپروردگاري، آفريدگاري، روزي دهندگي، مالكيت، تصرف و تدبير او به اثبات ميرسد. ودر گذشته ها بزرگان بت پرست و مشركان به ربوبيت خداوند اذعان و اعتراف داشته اند و قرآن در بسياري از سوره ها آنها را ياد آور شده است. خداوند متعال ميفرمايد:  «قل من يرزقكم من السماء و الارض،ام من يملك السمع والابصار، ومن يخرج الحي من الميت، و يخرج الميت من الحي، ومن يدبر الامر فسيقولون الله، فقل افلا تتقون؟ فذلكم الله ربكم الحق فماذا بعد الحق الا الضلال» (يونس: 31- 32)  «بگو: چه كسي از آسمان و زمين به شما روزي مي رساند؟ يا چه كسي است كه بر (نيروي) ديدنها و شنيدنها تواناست؟ ياچه كسي است كهزنده را از مرده و مرده را از زنده بيرون مي آورد؟ يا چه كي است كه امور را اداره مي كند؟ (در پاسخ) مي گويند:خداند است. پس بگو: چرا پرهيز كاري را پيشه خود نمي كنند؟!».

 ---------------------------------------------------------------------- 

فصل سوم: ايمان به الوهيت خداوند

انسان مسلمان په «الوهيت» خداوند بر گذشتگان و آيندگان ايمان دارد، كه هيچ معبود و مستعاني بجز او مشروعيت و حقانيت ندارد. واين ايمان بر اساس دلايل نقلي وعقلي زير و قبل از هر چيزي بر مبناي هدايتخداوند استوار است، زير هر كس را كه خداوندهدايت نمايد، هدايت يافته و هر كس را كه او گمراه گرداند، رهنماي ديگري نخواهد يافت، واين خود انسان است كه با عملكرد خويش زمينه هدايت يا گمراهيش را فراهم ميسازد.

 دلايل نقلي:
 1- شهادت خداوند وملائك و دانشمندان بر الوهيت خداوند و يگانگي او در فرمانروايى و فريادرسى، آنگونه كه قرآن در سوره آل عمران مي فرمايد: « شهدالله انه لا اله هوو الملائكة و اولوالعلم قائماَ بالقسط، لا اله الا هو العزيز الحكيم » (آل عمران: 18). « خداوند گواهي مي دهد كه معبود و مستعاني بجز او حقانيتت ندارد، و او ) در امور آفريدگان خود دادگري مي كند، و فرشتگان و صاحبان دانش گواهي مي دهد جز او فرمانراو و فريادرسي مشروعيت ندارد، و او تواناست و كارهايش به جاو به موقع است ».
 خداوند در بسياري از آيات قرآن به اين حقيقت اشاره مي نمايد، و براي مثال مي فرمايد: « والهكم اله واحد، لااله الا هو الرحمان الرحيم » ( البقره:255). « و خداوند شما خداوند واحدي است كه هيچ فرمانرواو فرياددرسي بجزاومشروعيت ندارد، واوست مهربان مهر ورز».  همچنين مي فرمايد: « هو الله الذي لااله الا عالم الغيب و الشهادة،هوالرحمان الرحيم، هو الله الذي لا اله الا هو الملك القدوس...» (الحشر: 22) «خداوند كسي است كه بجز او فرمانروا و فريادرسي مشروعيت ندارد. وازجهان آشكار وجهان آگاه است، ومهربان و مهرورز است، خداوند كسي است كه بغير ازاو فرمانروا وفريادرسي حقانيتندارد، ومالك ومقدس است... ».
2- پيام پيامبران و دعوت مردم از طرف آنها به پذيرش الوهيت و فرمانبرداري وعبادت خالصانه تنها ازخداوند، حضرت نوح مي فرمايد: «يا قوم اعبدوالله مالكم من اله غيره » (الاعراف: 59). « اي طائفه من خداوند را فرمانبرداري كنيد! زيرا معبودو مستعاني بغير از او براي شما شايسته نيست». و پيامپراني همچون هود و صالح و شعيب و نوح خطاب به مردم عصر خومي فرمودند:  « ياقوم اعبدوا الله مالكم ومن اله غيره ». «اي مردم تنها خداوهد رافرمانبرداري كنيد و هيچ فرمانروا و فريادرسي به غير ازاو براي شماوجود ندارد». و حضرت محمد در تشهد نماز مدام مي فرمود: « گواهي مي دهم كه هيچ معبود و مستعاني بجز الله مشروعيت ندارد، و تنها و بي شريكاست.» 

دلايل عقلي:
1.  اثبات خداوندي پروردگار خداوند لازمه اش پذيرش «الوهيت» و فرمانروايى و فريادرسي اوست.پروردگارى كه زندگي و مرگ و بخشش و محروم گردانيدن و سود و زيان در اختيار اراده اوست، شايسته عبادت وفرمانبرداري آفريده هاي و مستحق آن است كه او را به عنوان فرمانروا و فرمانبرداري و فريادرسي نمايند ، بزرگ و مقدس شمارند، و اميد و هراسشان تنها از او باشد.
2. باتوجه به اينكه همه موجودات آفريده خداوند هستند، بدين معني كه خداوندآنها را پديد آورده و روزي آنها را فراهم گردانيده و امور زندگي و احوال و اوضاع آنها را او اداره مي نمايد، چگونه معقول و صحيح است كه يكي از ناتوان او را بعنوان اله  و فرمانروا و فريادرس بپذيرد، پس با توجه به اينكه هيچيك از آفريده ها ارزش و توان» الوهيّت را ندارند »الوهيت حقيقي و راستين تنها از آن خداوند خواهد بود.
3. برخورداري خداوند از صفات و ويژگيهايي مطلق و نا محدود مانند: قدرت و توانايي، بزرگواري و برتري، مهرباني، و محبت، ريزبيني و آگاهي، زمينه ساز آن است كه دلهاي انسانها همرا با محبت و عشق، و اعضايشان با اطاعت و فرمانبرداري فرمانروايي و الوهيتش را بپذيرند.

 -----------------------------------------------------------------------------------------

فصل چهارم: ايمان به اسماء و صفات خداوند

 انسان مسلمان به نامهاي نيكو و صفات برتر خداوند باور دارد، و هيچكس و هيچ چيزي را در آنها با خداوند شريك نمي نمايد و با تأويل آنها را تعطيل نمي گرداند، و اورا به صفات پديده ها نمي نماياند، و دچار دگرگوني و تشبيه نمي سازد، زيرا چنان مواردي از محالات است. انسان مؤمن همان اسماء و صفاتي را به خداوند نسبت مي دهد كه خداوند آنها را به خود نسبت داده، و پيامبرش آنها را بيان نموده است. و چيزهايي را مانند، نقص و عيب از خداوند نفي مي نمايد كه خداوند و پيامبر كليّات و حزئيات آنها را نفي نموده اند، در اين رابطه دلايل نقلي و عقلي فراواني وجود دارند:

دلايل نقلي: 
1.  خداوند خود در ارتباط با اسم ها و صفاتش مي فرمايد:  « و لله الأسماء‌الحسني فادعوا بها و ذروا الّذين يلحدون في اسمائه سيجزون ما كانوا يعلمون» -(الأعراف:180)  «خداوند داراي زيباترين نامهاست، او را به آن نامها بخوانيد،آنهايي را كه در مورد اسماء او (از حق) منحرف مي شوند، ترك كنيد،”آنان كيفر كار خود را خواهند ديد ». و در لابلاي آيات قرآن خداوند صفات زير را براي خود بيان مي فرمايد: «بينا،شنوا،حكيم،دانا، مسلّط و توانا،ريزبين،آگاه سپاسگذار، بردبار،بخشنده و مهربان...».  همچنين او با حضرت موسي به راستي سخن گفت، نيكوكاران را دوست مي دارد، واز اهل ايمان رضايت دارد،وديگر صفات و ويژگيهاي ذاتي و عملي ديگري كه در قرآن ذكر گرديده و رسول خدا آنها را بيان فرموده است.
2.  د راخبار و روايات صحيحي رسول خدا – صلي الله عليه وسلم- در مورد اسماء و صفات خاوند صحبت فرموده،از جمله مي فرمايد: «پروردگارمان هر شب زماني كه يك سوم از آن باقي مي ماند،به آسمان دنيا فرود مي آيد و مي فرمايد: كيست كه مرا بخواند،تادعاي او را پذيرا شوم ؟ كيست كه چيزي را از من بخواهد،تا آن را به او بدهم ؟ و كيست ازمن آمورزش بطلبد تا او را بيامرزم ؟».  همچنين رسول خدا- صلي الله عليه و سلم - مي فرمايد: « در روز قيامت خداوند زمين را نگاه مي دارد، و آسمان را با قدرت خود درهم مي پيچد و سپس مي فرمايد:  « من فرمانروايم،مدعيان فرمانروايي بر زمين كجايند».  
3.  اصحاب واتباع آنها و ائمه و پيشوايان فقهي و فكري – رضي الله عنهم – همه به اسماء و صفات خداوند اقرار و اعتراف نموده و از تأويل و توجيه آنها و بي توجهي به ظاهرشان خودداري مي كردند. وخبر مطمئني در دست نيست كه يكي از اصحاب رسول خدا أسماء و صفات خداوند را تأويل نموده يا مردود شمرده باشد، يا ادعا كند كه ظاهر آنها معتبر نيست. بلكه همه آنها به معني آن صفات ايمان داشتند، و به خوبي مي دانستند كه صفات خدا  صفات مخلوقات يكسان نيستند. از امام مالك –رضي الله عنه – در مورد معني: «استوا علي العرش» سؤال شد. ايشان فرمودند: استواء و قرار گرفتن معلوم و كيفيت آن مجهول و پرسيدن در موردش مذموم است».   امام شافعي- رضي الله عنه – مي فرمايد:"به خداوند و آنچه از جانب او آمده، آنگونه كه مراد مورد نظر اوست، ايمان دارم”. امام احمد در مورد آن فرموده رسول خدا كه:"خداوند به آسمان دنيا فرود مي آيد" مي فرمايد”خداوند به آسمان دنيا فرود مي آيد، و او در روز قيامت ديده مي شود،و خداوند متعجب مي شود، و مي خندد، و خشمگين مي شود، و راضي و ناراضي مي گردد و دوست مي دارد و دشمني مي ورزد".  همچنين امام احمد مي فرمود:"به اسماء و صفات خداوند باور داريم و آنها را درست مي دانيم، و كاري به كيفيت و معاني حقيقي آنها نداريم ، بدين معني كه، به نازل گرديدن و ديده شدن، و قرار گرفتن او برعرش ايمان داريم ، اما به چگونگي فرود آمدن و ديده شدن و قرار گرفتنش بر عرش آگاهي نداريم، و دانش حقيقي آنها را به خداوندي كه خود آنهارا فرموده و بر پيامبرش نازل گردانيده مي سپاريم، و فرموده هاي فرستاده اش را مردود نمي شماريم، و بيش از آنچه خداوند خود و پيامبرش و صف مي فرمايد، توصيف و تعريف نمي نماييم، و براي اسماء و صفاتش حد و حدودي قايل نمي شويم و به خوبي مي دانيم كه هيچ چيزي به خداوند شباهت ندارد و او شنوا و بيناست". 

دلايل عقلي:
خداوند متعال خويشتن را به صفتها و نامهايي ناميده است، و ما را از توصيفش به وسيله آنها بر حذر نداشته و به تأويل و تفسيرشان بر خلاف معني ظاهر يشان دستور نفرموده است. آيا معقول است گفته شود كه اگر خداوند را باآن نامها نام ببريم و ظه آن صفتها بستاييم، در واقع او را به آفريده هايش تشبيه كرده ايم، و به همين دليل بايد آها را تأويل ننموده و برغير معني ظاهريشان حمل نماييم ؟ هر چند در عمل صفات خداوند را تعطيل و نفي نموده ؟ و در مورد أسماء و صفاتش به بيراهه رفته باشيم. در حالي كه خداوند متعال در مورد كساني كه راجع به آسماء او به انهراف رفته اند مي فرمايد: «و ذرو الّذين يلحدون پي اسمائه سيجزون ما كانوا يعملون» - (الأعراف: 180). «و آنهايي را كه در مورد اسماء او به بيراهه مي روند، ترك كنيد. آنان كيفر كار خود را خواهند ديد".
كسي كه بخاطر دچار نگرديدن به تشبيه صفتي از صفات خداوند را انكار مي كند، بدين معني كه پيشتر يكي از آن صفات را به صفات مخلوقات تشبيه نموده و براي فرار از آن، دچار نفي و تعطيل آن صفت گرديده است، و در عمل صفاتي را كه براي خداوند پذيرفته بود، تعطيل و بي معني گردانيده، و در واقع دچار دو گناه بزرگ شده است، يكي گناه”تشبيه"و ديگري گناه"تعطيل"؟
در اين صورت آيا بهتر آن نيست كه خداوند متعال با همان اسماء و صفاتي كه خود و پيامبرش بيان فرموده اند توصيف شود، البته همراه با اين باور كه صفات او هيچ مشابهتي باصفات آفريده هايش ندارد و ذات او با ماهيّت مخلوقاتش همسان نيست؟
در واقع ايمان به صفات خداوند و توصيفش به آن صفات به معني تشبيه او به صفات پديده ها و آفريده ها نمي باشد،زيرا عقل و انديشه انسان بر خوردار بودن خداوند از صفاتي را كه هيچگونه مشابهتي با صفات مخلوقات نداشته، و تنها در اسم و نامگذاري همخواني داشته باشند، محال نمي شمارد، بدين معني كه خداوند داراي صفات خاص خود باشد و مخلوقات نيز صفات ويژه خود را داراباشند. به همين خاطر انسان مسلمان به صفات خداوند متعال باور دارد، و او را با آن صفات مي شناسد، و در عين حال هيچگاه بر اين باور نيست و به ذهن او خطور نمي كند كه دست خداوند”يدالله” - بجز در نام ولغت - با دست مخلوقات مشابهت دارد، زيرا خداوند در ذات و صفات و افعالش هيچگونه مشابهتي با مخلوقات ندارد. خداوند مي فرمايد: «ليس كمثله شئٌ و هُوالسّميعُ البصير» -(شوري:1 ) " هيچ چيزي همانند خداوند نيست و او شنوا و بيناست".

 ----------------------------------------------

منبع: برگرفته از وب

Comments (0) Posted to مذهبی 05/16/2012 Edit

برترین سایت هادر سومین دوره ارزیابی وب سایت های دانشگاه مشخص شد


 
برترین سایت هادر سومین دوره ارزیابی وب سایت های دانشگاه مشخص شد

لیست کاندیداها


نام بخش رای کمیته داوری رای کاربران
انتشار و اشتراک گذاری اطلاعات آزمایشگاه اختلالات امنیتی آزمایشگاه فناوری وب
زبان انگلیسی Veterinary Parasitology Section of Ferdowsi University Veterinary Parasitology Section of Ferdowsi University
طراحی رابط کاربر معاونت طرح و برنامه معاونت طرح و برنامه
اخبار و اطلاع رسانی مدیریت فرهنگی مدیریت تربیت بدنی
معیارهای وبومتریک مدیریت فرهنگی  
مدیریت مخاطب مدیریت تربیت بدنی مدیریت تربیت بدنی
بهینه سازی برای موتورهای جستجو بدون نتیچه  
سازمانی/دانشکده ها و گروه ها دانشکده علوم اداری و اقتصاد گروه کامپیوتر دانشکده مهندسی
سازمانی/کتابخانه ها کتابخانه استاد تقی فاطمی کتابخانه استاد تقی فاطمی

سازمانی/پژوهشکده ها، قطب های علمی،آزمایشگاه ها

و مراکز تحقیقاتی

آزمایشگاه اختلالات امنیتی آزمایشگاه فناوری وب
سازمانی/ معاونت ها و واحدهای سازمانی مشترکا مدیریت تربیت بدنیمدیریت فرهنگی مدیریت تربیت بدنی
بیشترین پیشرفت مدیریت تربیت بدنی مدیریت تربیت بدنی
محبوبترین سایت    سایت خبری مرکز دانلود
برترین سایت در مجموع مدیریت فرهنگی  
برترین صفحه خانگی استادان صفحه خانگی دکتر مجتبی طهمورث پور  
برترین صفحه خانگی کارکنان صفحه خانگی مهدی حافظی  
برترین صفحه خانگی دانشجویان در این بخش هیچ صفحه خانگی حائز رتبه نشد.  
برترین وبلاگ تخصصی وبلاگ احمد استیری  
 

در این دوره، کلیه ی وب سایت ها، صفحه های خانگی و وبلاگ ها مورد ارزیابی قرارگرفته و برترین آن ها معرفی شدند. ارزیابی در دو بخش «رای داوران» و «رای کاربران» صورت گرفت.



Comments (0) Posted to کلی 04/03/2012 Edit

بزودی باز خواهم گشت

 

با سلام به تمام دوستان و علاقه مندانی که مطالب وبلاگ رو دنبال میکردند...

به دلیل قطع بودن سیستم بروزرسانی وبلاگ به مدت زیاد، مدتیه انگیزه ام رو برای گذاشتن مطالب جدید توی وبلاگ از دست دادم.

بزودی با مطالب جدیدی در زمینه ارزیابی خلاصه سازها و بررسی میزان تشابه متون انگلیسی و فارسی و سایر مباحث وبلاگ در خدمتتون خواهم بود.

راستی یادتون نره حتما در انتخابات شرکت کنید.

پیروز باشید

Comments (0) Posted to کلی 02/24/2012 Edit

زیر سیستم های راهنما و فیلترینگ

 


در چارچوب پیشنهادی مورد نظر ما هر سیستم توصیه گر از دو زیر سیستم تشکیل شده است. در ابتدا به تعریف اولی می پردازیم.
-  زیرسیستم تعاملی عهده دار وظیفه¬ی راهنمایی کاربر است. بنابراین، ما آن را راهنما می نامیم. به عبارت دیگر، راهنما باید پاسخ دهد که هر یک از توصیه ها چه وقت و چگونه باید به کاربر نشان داده شود.
-  زیرسیستم غیر تعاملی عهده دار وظیفه¬ی انتخاب موارد جالب و مفید در میان مقدار زیادی از آنها می باشد. بنابراین، ما آنرا فیلتر می نامیم. به عبارت دیگر، فیلتر باید پاسخ دهد کدام یک از اقلام، نامزد مفید یا جالبی برای پیوستن به آیتم های توصیه شده می باشد.
در اینجا لازم است که استفاده زیرکانه از اصطلاحات "توصیه" و "آیتم توصیه شده" در دو تعریف گذشته را متذکر گردیم. نکته اصلی این است : یک توصیه¬ی کامل شامل اطلاعاتی بیش از یک آیتم ساده توصیه شده می شود. در واقع یک توصیه از دو بخش تشکیل شده است: (الف) آیتمی که توصیه می شود (کدام آیتم؟/ چه مقدار؟) به علاوه (ب) روش و زمینه ای که در آن توصیه گر باید توصیه دهد (چگونگی و زمان توصیه به ترتیب). از این نقطه نظر، هر یک از توصیه ها ممکن است در قالب یک پوشش که آیتم های توصیه شده را لفاف بندی می کنند، نمایش داده شوند (نگاه کنید به شکل 6). همچنین، روند دستیابی به یک توصیه یا روند توصیه می تواند در قالب دو گام سیاستی دیده شود (1) برخی از اقلام از یک مخزن (بزرگ) از آنها (که جواب می دهد چه چیزی توصیه می شود) انتخاب شده است، (2) هر یک از آیتم های جمع آوری شده در یک لفاف باید بسته بندی شوند (پاسخ به چگونگی توصیه) و در یک روش شخصی سازی شده به کاربر نمایش داده شوند (پاسخ به زمان توصیه).

معیارهای سنتی   
اول از همه، ما باید به تفاوت نظر هر یک از دو زیر سیستم تعاملی و غیر تعاملی در حال ساخت معیار توجه نماییم. در واقع، این یک چیز معمولی نمی باشد و معیارهای حال حاضر با این ایده در ذهن ساخته نشده اند. بنابراین، همانطور که ما در بخش 3. 4 معرفی کردیم هر زمان که ما در حال کار با یک سیستم توصیه گر غیر تعاملی هستیم، ما خواهیم گفت که زیرسیستم راهنمای آن کامل است، به طوری که ما می توانیم از ملاحظات این سیستم اجتناب کنیم. در روشی مشابه، در یک سیستم توصیه گر تعاملی از زیرسیستم فیلتر با تعریف آن به طور کامل نیز اجتناب می کنیم.   
مورد اول، در رابطه با یک سیستم توصیه گر غیر تعاملی است. با توجه به این واقعیت که راهنما کامل است، می توان بر روی سودمندی یا علاقه مندی موارد توصیه شده تمرکز نمود. سپس، می توانیم به یک ماتریس درهم ریخته مثل موردی که در قسمت 2. 3 در جدول 2 معرفی گردید برسیم.   
از سوی دیگر، یک سیستم توصیه گر تعاملی را در نظر داشته باشید که هر توصیه¬ی آن به رغم سودمندی یا علاقه مندی نهایی آیتم های در نظر گرفته شده برای توصیه، کاملا موفق است. با این حال، در این مورد خاص، استفاده از ماتریس درهم آمیخته نظیر جدول 2 دشوارتر است. در واقع، تشخیص رفتار خوب یا بد توصیه ای که هرگز نمایش داده نمی¬شود دشوار است (اگر چه غیر ممکن نیست). بنابراین، این سیستم توصیه گر معمولا تنها accuracy و precision را برای توصیه های نمایش داده شده در نظر می گیرد.
به دلایل ذکر شده در بالا، ما باید معیارهای SDMC (نگاه کنید به بخش 2) را برای هر نوع از سیستم های توصیه گر از نظر عناصر رسمی موجود در چارچوب جدید بازنویسی نماییم
 

Comments (3) Posted to ارزیابی سیستم های توصه گر 01/27/2012 Edit

سیستم های توصیه گر تعاملی و غیر تعاملی

 


ما اقدام به توسعه این مفهوم به یک روش استقرایی خواهیم کرد. برای این منظور، ما دو نمونه مشخصه سیستم های توصیه گر تعاملی و غیر تعاملی استفاده کنید.   
دو سیستم که از لحاظ شرایط تعاملی کاملا مخالف یکدیگر هستند عبارتند از WebWatcher  ]20[،]43[  و سیستم Syskill&Webert ]23[،]44[ .
اگر چه هر دوی آنها معمولا با هم در یک رده مشابه با عنوان سیستم های توصیه گر مبتنی بر محتوی قرار می¬گیرند.   
توصیه گرهای مبتنی بر محتوا سعی در پیشنهاد کردن آیتم هایی مشابه به آنچه که در گذشته  برای کاربر مورد نظر، جالب یا مفید بوده است دارند. در نتیجه، آنها برای حل این سوال نیاز به ایجاد یک پروفایل کاربر خواهند داشت. در هر دو مورد، اقلام در نظر گرفته شده لینک وب هستند. در حالت اول، Syskill&Webert پروفایل کاربر خود را به وسیله امتیاز جمع آوری شده (صریح) بدست آمده توسط هر کاربر برای بعضی از صفحات وب بازدید شده است. در مورد دوم، WebWatcher از طریق برجسته کردن به عنوان مثال توصیه¬ی برخی از لینکهای موجود در هر صفحه¬ی نشان داده به هر کاربر، وی را در انجام بررسی هایش کمک می نماید. این روش در اصطلاح علامت گذاری در متن نامیده می شود. در WebWatcher، کاربر می تواند بر روی پیشنهادات کلیک نماید و یا خیر، اما، هر آنچه که انجام شود، به عنوان رفتار کاربر در سیستم ثبت شده و پروفایل مشخصات کاربر به روز رسانی می گردد.
لزوما بایستی بدین موضوع اشاره کنیم که  Syskill&Webert می تواند قبل از اینکه هر گونه توصیه ای رخ دهد، بازخورد کاربران را بدست آورد. در واقع، هیچ چیزی به هیچ وجه برای کاربران ممانعتی در امتیازدهی به اشیاء در برنامه های کاربردی که شامل هیچ سیستم توصیه گری نیستند، ایجاد نمی نماید. و این ممکن است موردی باشد، به عنوان مثال، در برنامه های کاربردی که تنها برای تجزیه و تحلیل داده های کاربر استفاده می شوند.   
به هیچ وجه، WebWatcher را نمی توان مشابه با این مورد در نظر گرفت. در واقع، در این سیستم توصیه گر، داده های جمع آوری شده به شدت به فعالیت های قبلی توصیه گر روی کاربر بستگی دارد. واضح است که فقط توصیه هایی که قبلا به کاربر نشان داده شده است امکان وجود در ادامه خواهند داشت. بنابراین، برای تمایز بین این دو نوع از سیستم های توصیه گر، سیستم های شبیه به WebWatcher را توصیه گرهای تعاملی و مابقی را توصیه گرهای غیر تعاملی می نامیم. توجه داشته باشید که منظور این نیست که توصیه گرهای غیر تعاملی نیازی به تعامل با کاربران ندارند، چرا که هر سیستم تطبیق پذیری نیازمند آن خواهد بود. بلکه، آنچه منظور ماست، این است که در مورد دوم، داده های تعاملی کاربران از سیستمی خارجی که هرگز بخشی از سیستم توصیه گر نیست جمع آوری شده است. به عبارت دیگر، در سیستم های توصیه گر غیر تعاملی، داده های تعاملی کاربران می تواند قبل از تعامل هر کاربر با سیستم توصیه گر، جمع آوری گردد.   
در حال حاضر، یک پرسش مهم مطرح می شود : آیا می توان سیستم های توصیه گر تعاملی و غیر تعاملی را با استفاده از معیارهایی مشابه ارزیابی نمود؟ در نگاه اول هر دو نمونه، Syskill&Webert و WebWatcher توسط همان معیار دقت مورد ارزیابی قرار گرفتند. با این حال، اگر روشی را که آنها در محاسبه¬ی مقادیر خود بکار می برند مرور نماییم ما متوجه خواهیم شد که حتی اگر چه هر دو نام یکسانی دارند، اما معیارها مشابه نیستند (ما مجددا در بخش 4 به این ایده بازخواهیم گشت).
در واقع، در مورد Syskill&Webert هدف ارزیابی این است که " تعیین کند که آیا این امکان برای یادگیری ترجیحات کاربر به دقت وجود دارد؟" ]44[. با این حال که، در مورد WebWatcher هدف ارزیابی این است که "چگونه خوب (دقیق) WebWatcher می تواند یاد بگیرد که به کاربر توصیه نماید؟" ]20[.
 همچنین بایستی مجددا اشاره کنیم که در مورد Syskill&Webert ارزیابی ممکن است با داده های ذخیره شده و استاتیک انجام گردد در حالیکه در مورد دوم داده های تعاملی و پویا مورد نیاز است.
با توجه به موارد گفته شده به نظر می رسد این دو سیستم متفاوت هستند، زیرا آنها دارای اهداف متفاوتی هستند. با این حال، ما ادعا می کنیم که آنها تنها یک هدف مشترک دارند، حتی اگر هر یک از سیستم ها توجه خود را به بخش های متفاوتی از آن معطوف نمایند. بنابراین، در مورد Syskill&Webert توجه خود را بیشتر در بخش دوم هدف مشترک قرار داده است: تعیین ترجیحات کاربر با دقت جهت ارائه¬ی اقلام مفید و جالب به کاربر. گرچه، در مورد WebWatcher، توجه خود را در بخش اول هدف مشترک معطوف نموده است: یاد گیری توصیه به کاربر جهت راهنمایی وی به درستی.   
در نتیجه، ما چارچوبی را در نظر می گیریم که در آن هر سیستم توصیه گر از دو زیرسیستم مختلف تشکیل شده است: یک زیرسیستم تعاملی و یک زیرسیستم غیر تعاملی. هر زیرسیستمی به ترتیب عهده دار زیر اهداف مربوط به خودش خواهد بود: (الف) راهنمایی کاربر و (ب) ارائه¬ی آیتم های مفید و جالب.
معمولا در هر سیستم توصیه گر یکی از دو زیر سیستم فعال تر از دیگری می¬باشد، و کلاس آن (تعاملی و یا غیر تعاملی) به این امر بستگی دارد. در نهایت، توجه کنید که هر کدامیک از دو زیر سیستم فوق به زیر هدف مربوط به خود در حال حاضر نزدیکترند تا نزدیکی کل سیستم توصیه گر به هدف عمومی خود. بخش بعدی به توضیح هر یک از زیرسیستم ها همراه با ذکر جزئیات اختصاص دارد.
 

Comments (2) Posted to ارزیابی سیستم های توصه گر 01/22/2012 Edit

یک چارچوب عمومی برای سیستم های توصیه گر

 

در این بخش ما به توسعه یک چارچوب عمومی برای سیستم های توصیه گر خواهیم پرداخت. بدین دلیل آن را عمومی می¬نامیم که این چارچوب مفروضات دیگری از هدف مشترک سیستم های توصیه گر معرفی نمی نماید. با این حال، به رغم انتزاعی بودن آن، همانطور که در پایان این بخش بررسی خواهد شد، این چارچوب به اندازه کافی نیز خاص میباشد به طوری که می توانیم از آن نتایج ثابت و قابل اطمینانی بدست آوریم. هدف ما دستیابی به یک چارچوب منطقی با اصطلاحات مشترک است. هنگامی که تمامی توصیه گرها از عبارات یکسانی استفاده نمایند، ایجاد معیارهای مشترک آسان تر خواهد بود. به منظور ساخت چنین چارچوبی نمی توان انتظار داشت که با توصیه گرهای فردی کار نماییم. در عوض، ما با مجموعه ای از سیستم های توصیه گر کار خواهیم کرد. در طی این سال ها، طرح های متعددی برای طبقه بندی این سیستم ها بوجود آمده اند. معروف ترین آن شامل طبقه بندی آنها به دو دسته می باشد : فیلترینگ تجمعی و فیلترینگ مبتنی بر محتوا ]42[. علاوه بر این، ترکیبی از این دو نیز وجود دارد ]22[،]36[ .
با وجود محبوبیت آنها، این طبقه بندی بسیار وابسته به نوع الگوریتم استفاده شده توسط سیستم توصیه گر می باشد و سیستم های توصیه گر مناسبی را ممکن است در نظر نگیرد. در واقع، برک مجبور به گسترش این طبقه بندی با اضافه کردن دو گروه بیشتر گردیده است: گروه جمعیت شناختی و گروه مبتنی بر دانش]22[.   
علاوه بر این، این طبقه بندی نیز نیاز به گسترش مجدد در آینده خواهند داشت.
به منظور درک طیف وسیعی از سیستم های توصیه گر در یک طبقه بندی، نخست ما باید بر روی شایع ترین و ضروری ترین ویژگی ها تمرکز نماییم: باز هم، هدف آنها. تمرکز بر روی این هدف، به عنوان اولین بار در بخش 1 مورد توجه قرار گرفت. ممکن است آن را به دو هدف جزئی جداگانه تقسیم نماییم: (الف) راهنمایی، (ب) فیلتر کردن آیتم های مفید و جالب. بخش اول ممکن است اساسا با رفتاری تعاملی، پویا و بسیار موقتی انجام گردد، در حالی که بخش دوم با یک رفتار تا حدودی مخالف انجام گیرد، دائمی تر و دارای تعامل مستقیم کمتر.   
این ما را به معرفی یک طبقه بندی جدید که مبتنی بر آن زیر اهدافی است که یک سیستم توصیه گر خاص بیشتر بر روی آن تمرکز دارد، تشویق می کند. در واقع، در بخش بعد خواهیم دید که رایج ترین سیستم های توصیه گر با ترک تقریبا خودکار یکی از این دو زیر هدف بیشتر تمایل به دیگری دارند. به همین دلیل، به عنوان بخش نخست و اصلی، ما تمام سیستم های توصیه گر ممکن را بسته به اینکه در آن کدامیک از اهداف بیشتر مد نظر قرار گرفته باشد به دو دسته¬¬ی تعاملی و غیر تعاملی به ترتیب طبقه بندی می کنیم.
 

Comments (1) Posted to ارزیابی سیستم های توصه گر 01/18/2012 Edit

بحث مهمی در ارزیابی سیستم های توصیه گر

 

این را نمی توان انکار کرد که نوعی عدم یکنواختی در معیارهای فعلی برای ارزیابی سیستم های توصیه گر وجود دارد که یحتمل به خاطر تعداد زیاد آنها خواهد بود.   
با این حال، ما تلاش خواهیم کرد آنها را بسته به روشی که آنها کمیت رفتار خوب یک سیستم توصیه گر را تعیین می کنند، به یکی از سه دسته طبقه بندی کنیم.   
(1) پیش بینی امتیاز. این معیارها بر روی اندازه گیری ظرفیت سیستم توصیه گر برای پیش بینی امتیازی که یک کاربر به یک آیتم خواهد داد قبل از انجام این امتیاز دهی متمرکز شده اند.
(2) پیش بینی رتبه بندی. این معیارها بر روی اندازه گیری ظرفیت سیستم توصیه گر برای پیش بینی رتبه ای که یک کاربر بر روی مجموعه ای از اقلام خواهد داد قبل از انجام این رتبه بندی متمرکز شده اند.
(3) ظرفیت تصمیم گیری موفق (SDMC). این معیارها بر روی اندازه گیری ظرفیت سیستم توصیه گر برای ایجاد یک تصمیم گیری (توصیه) موفق متمرکز شده اند.
جهت این طبقه بندی در ذهن، ما باید MAE ( و معیارهای مربوط به آن) را به طبقه اول، معیارهای رتبه بندی را به طبقه دوم، و دقت ( و معیارهای مرتبط با آن) و معیارهای IR را به طبقه سوم تخصیص دهیم.   
اکنون، اگر ما هدف اصلی از سیستم توصیه گر (اعلام شده در ابتدای بخش 1) را ارائه نماییم، مشاهده میکنیم آنچه که طبقه های اول و دوم از معیارها سعی بر اندازه گیری آن دارند را میتوان نوعی از معیارهای بیش از حد دارای جزئیات آن دانست. در واقع، ما نباید مفروضات بیشتری نسبت به آنچه که در واقع لازم دارند، بسازیم. با این حال، هیچ اشاره ای به امتیاز یا رتبه در تعریف هدف یک سیستم توصیه گر وجود ندارد. علاوه بر این، حتی با فرض اینکه توان یک آیتم مفید یک باشد که در اینصورت p(u , i) به اندازه کافی بالا خواهد بود، براستی جای بحث است که ما می توانیم تنها با استفاده از امتیازات کاربران مقدار دقیق تابع p(u , i) را نتیجه بگیریم]41[. در نتیجه، تمایل ما این است که ساخت متریک هایی که فقط هدف واقعی از یک نوع سیستم توصیه گر را اندازه گیری می کنند محدود نماییم که البته بایستی هشیار باشیم که مفروضات ساخته شده باید در سایر سیستم های توصیه گر مناسب از آغاز اندازه گیری قابل تنظیم کردن باشد.   
بنابراین، برای حفظ روشی به اندازه کافی عمومی که هر سیستم توصیه گری با هدف بیان شده¬ی قبلی را در بر بگیرد، به خاطر داشته باشیم که این هدف در مبحث شرایط تصمیم گیری سیستم توصیه گر بیان گردید. بنابراین، معیارهای SDMC به عنوان مناسب ترین گزینه برای این کار به نظر می رسد.
با این حال، توجه داشته باشید که هنگامی که ما به یک توصیه مفید در معیار SDMC اشاره می کنیم، به طور کلی در نظر داریم که یک توصیه موفق، توصیه ای است که در آن آیتم توصیه شده مشابه با علایق واقعی کاربر مورد نظر باشد. به عبارت دیگر، اگر توابع ترجیح باینری کاربران را در نظر بگیریم، توصیه های موفق، آنهایی هستند که در مورد آنها داشته باشیم:    | p(u , i) - P(u , i) | = 0   
در این مرحله، ما می خواهیم دو پیش فرض مهم را که در پشت این باور معروف وجود دارد بیان نماییم:
 (1) فرض اول اینکه یک توصیه موفقیت آمیز است اگر و تنها اگر آیتم توصیه شده، مفید واقع گردد. با این حال، یک هدف توصیه نیز راهنمایی به کاربر می باشد. علاوه بر این، اگر توصیه ای نه "مناسب" و نه به اندازه کافی "جذاب" برای هدایت کاربر به آیتم توصیه شده ارائه گردد، تمامی توصیه ها علی رغم سودمندی آیتم غیر قابل استفاده خواهند بود. به عبارت دیگر، مجزای از تصمیم متداول برای اینکه چه چیزی را توصیه کنیم، نیازمندیم که انتخاب کنیم چه وقت و چگونه توصیه کنیم.
(2) فرض دوم اینکه یک آیتم توصیه شده سودمند است اگر و تنها اگر ترجیحات مربوط به آیتم توصیه شده، منطبق بر ترجیحات کابر هدف واقع گردد. هر چند، این امر همیشه صحیح نیست. به عنوان مثال، بسیاری از سیستم های تجارت الکترونیک را در نظر بگیرید که در آن یک آیتم توصیه شده هر زمان که منجر به تحریک برای انجام یک معامله گردد، مفید است. به طور طبیعی، در مورد دومی می تواند هیچ ارتباطی با ترجیحات کاربر نداشته باشد. در واقع، آن می تواند یک ضرورت و نیاز باشد. بنابراین، سودمندی یک آیتم توصیه شده باید تجدید نظر گردیده و مورد تعمیم قرار گیرد.
بخاطر دلایل ذکر شده در بالا مدعی هستیم "مشخصات بیش از حدی" در معیارهای فعلی برای سیستم های توصیه گر وجود دارد. به عنوان یک راه حل، ما یک چارچوب به اندازه کافی عمومی برای تجزیه ی سیستم های توصیه گر با پیروی از سیاستهای تصریح شده فراهم خواهیم کرد، اما به اندازه کافی خاص که نتایج مهمی از آن حاصل گردد. برای این منظور، ما فرض خواهیم کرد تنها هدف سیستم های توصیه گر راهنمایی کاربران به اشیای جالب و مفید می باشد.
 

Comments (1) Posted to ارزیابی سیستم های توصه گر 01/14/2012 Edit

معیارهای قبلی برای ارزیابی سیستم های توصیه گر

 

هرگاه یک سیستم توصیه گر ارزیابی شده است، معیاری استفاده می شود که بر اساس یک سری فرضیات خاص برای آن ساخته شده است. بنابراین، ما این بخش را به مرور و بررسی رایج ترین معیارها با مشخص کردن مفروضاتی که بر آنها استوار هستند اختصاص خواهیم داد و پر اهمیت ترین آنها را در نظر خواهیم گرفت. برای این منظور، اول از همه، ما شروع به توصیف چارچوب معمول پذیرفته شده در این زمینه برای تعریف فرآیند توصیه عمومی می نماییم.
در این چارچوب فعلی، یک سیستم توصیه گر در سیستم دیگری حاوی تعدادی از آیتم های موجود که توصیه می شوند تعبیه شده است. به منظور آغاز روند توصیه، آیتم های موجود بایستی توسط افراد درجه بندی شوند. در بسیاری از سیستم های توصیه گر این درجه بندی به وضوح فراهم می گردد. در برخی از موارد دیگر، این درجه بندی و ارزیابی از فعل و انفعالات سایر کاربران استنباط می شود و رتبه های ضمنی نامیده می شوند.
پس از آن ، هنگامی که سیستم توصیه گر به اندازه کافی رتبه بندی داشته باشد، این روند می تواند شروع شود. برای هر یک از توصیه ها، تعداد N<=I از اشیاء  توسط توصیه گر  انتخاب شده ، و به کاربر مورد نظر نشان داده می شود. علاوه بر این ، برخی از سیستم های توصیه گر همچنین اشیای محدود شده و برگزیده را جهت نمایش به کاربر در قالب یک لیست مرتب رتبه بندی می کنند. در مرحله بعد، کاربر احتمالا آیتم هایی را که در بالای این لیست ظاهر می گردند وارسی می کند.
در نهایت ، به منظور ارزیابی عملکرد سیستم توصیه گر ، برای هر شیء نشان داده شده به یک کاربر خاص ما باید میزان مطلوبیت و نزدیکی آیتم نشان داده شده را نسبت به ترجیحات کاربر انداره گیری نماییم. علاوه بر این ، در مورد لیست مرتب، ما باید مکان هر آیتم توصیه شده در این لیست را نیز به حساب آورده و تفسیر نماییم. در ادامه ، مرور سریعی بر چگونگی ارزیابی های انجام شده تا به امروز خواهیم داشت.



ملاحظات اولیه
به منظور اندازه گیری میزان نزدیکی پیش بینی ها به ترجیحات واقعی کاربران به طور معمول از یک نمایش عددی استفاده می شود. علاوه بر این ، به دلیل شفافیت بیشتر از علائم یکسانی در ادامه ی بخش جاری استفاده خواهیم کرد. برای این منظور( P(u , i پیش بینی سیستم توصیه گر برای کاربر خاص u و آیتم i و( p(u , i مقدار واقعی ترجیحات کابر تعریف می گردد.
واضح است، تابع( p(u , iهرگز نمی تواند با دقت مطلق آشکار گردد. بنابراین، ارزش این تابع معمولا با استفاده از رتبه بندی های قبلی کاربران تخمین زده می شود. همانطور که در بالا گفته شد این رتبه بندی می تواند به طور صریح یا ضمنی حاصل گردد.
در برخی موارد، هر دو تابع( p(u , i و( P(u , i تنها دو مقدار 1 یا 0 را ارائه می دهند که بدین معنی خواهد بود که آیتم خاص i برای کاربر خاص u به ترتیب مفید یا بی فایده در نظر گرفته شده است. برای این مورد منحصر بفرد، توابع p و P توابع دوتایی نامیده می شوند.
 

Comments (1) Posted to ارزیابی سیستم های توصه گر 01/10/2012 Edit

مقدمه ای بر ارزیابی سیستم های توصیه گر


و اما پس از آشنایی کامل با انواع سیستم های توصیه گر و نحوه¬ی کار آن¬ها به موضوع اصلی یعنی ارزیابی سیستم های توصیه گر خواهیم پرداخت. می دانیم که سیستم های توصیه گر فعلی یک هدف اصلی و روشن را دنبال می نمایند و آن هدایت کاربر به اشیاء و آیتم های مفید، جالب و مورد علاقه ی وی است. بدین ترتیب جهت ارزیابی یک سیستم توصیه گر می¬توان ارزیابی این امر که چه مقدار از این هدف محقق شده است را مد نظر قرار داد.
اگر چه با این تعریف، این سیستم ها طی سالیان اخیر تکامل یافته و رو به رشد هستند ولی به سختی می توان در مورد معیارهای ارزیابی آن ها اظهار نظر کرد. از اولین سیستم های توصیه¬گر تا به امروز، اکثر ارزیابی های تجربی منتشر شده صرفا بر اندازه گیری میزان نزدیکی پیش بینی¬های سیستم توصیه گر با ترجیحات واقعی کاربر متمرکز شده است.
اگر چه به طور کلی، این اندازه گیری ها بر هدف کلی و عمومی سیستم های توصیه گر فوق که در ابتدا بیان شد مطابقت ندارد. علاوه بر این، برخی از معیارها سیستم های توصیه گر را مجبور به پیروی از سیاست های خاصی میکنند که امکانات آنها را محدود می نماید. در واقع، به جای پیگیری هدف مشترکی که برای هر سیستم توصیه گر ادعا می شود، در حال حاضر متأسفانه، یک سری اهداف مبهم و غیرقطعی وجود دارد که عملا توسط معیارهای متنوع فعلی به طور غیر رسمی عرضه می شود.
برای تشریح بیشتر این امر، در چند پاراگراف نقل قول برخی از محققان در این حوزه را خواهیم آورد]20[:
چالش اصلی، انتخاب یک متریک مناسب است که تنوع زیاد معیارهای منتشر شده جهت ارزیابی کمی دقت سیستم های توصیه گر را پوشش داده و همگی آنها را در بر گیرد. این فقدان استاندارد باعث لطمه زدن به پیشرفت دانش مربوط به سیستم توصیه گر مبتنی بر فیلترینگ تجمعی خواهد بود. بدون داشتن معیارهای استانداردی در این زمینه، محققان در زمان ارزیابی سیستمهای خود به معرفی معیارهای جدیدی خواهند پرداخت و بدین ترتیب با تنوع بسیار زیاد معیارهای ارزیابی در حال استفاده، مقایسه¬ی نتایج منتشر شده در یک نشریه با نتایج نشریه ای دیگر بسیار دشوار خواهد بود.
به همین دلیل، بسیار سخت خواهد بود که بتوان این نشریات متنوع را در یک مجموعه منسجم علمی در رابطه با کیفیت الگوریتم های سیستم توصیه گر تجمیع نمود. علاوه بر این، این معیارها محدودیت های خاصی دارند.
محققانی که می خواهند به مقایسه کمی دقت سیستم های توصیه گر مختلف بپردازند نخست باید یک یا چند معیار را انتخاب کنند. در انتخاب یک متریک، محققان با طیف وسیعی از سوالات روبرو هستند. آیا متریک مورد نظر، کارایی سیستم را نسبت به وظایف کاربر که برای آن طراحی شده بود اندازه گیری می نماید؟ آیا نتایج حاصل از انتخاب این متریک با سایر نتایج منتشر شده در سایر کارها در این زمینه قابل مقایسه است؟ آیا مفروضاتی که مبنای یک متریک قرار می گیرد،درست است؟ آیا متریک از حساسیت کافی برای تشخیص تفاوت های واقعی موجود برخوردار می باشد؟ چه مقدار تفاوت بین مقادیر حاصل شده از متریک برای ایجاد یک اختلاف آماری قابل توجه بایستی وجود داشته باشد؟ پاسخ کامل به این پرسش ها هنوز هم به طور کامل در مطبوعات منتشر شده ذکر نگردیده است.
با وجود این مشکلات ، ما نبایستی از هدف نهایی از هر متریک برای سیستم های توصیه گر چشم پوشی نماییم. یک متریک خوب باید ظرفیت محاسبه ی "رفتار خوب" یک سیستم های توصیه گر را دارا بوده و هر زمان که این سیستم ها در محیط های مشابهی (به عنوان مثال مجموعه داده ای از فعل و انفعالات کاربران) ظاهر گشتند، مقادیر مشابهی را تولید نماید.
علاوه بر این ، بایستی تعریف روشنی از معنی "رفتار خوب" ارائه نماییم. در هر صورت، آن باید با هدف واقعی از سیستم توصیه گر عمومی گفته شده که در ابتدا ذکر گردید مطابقت داشته باشد: هدایت کاربر به اشیاء و آیتم های مفید، جالب و مورد علاقه ی وی. لازم به ذکر است که دستیابی به این هدف مستلزم انجام دو وظیفه مختلف می باشد: (الف) تولید پیشنهاداتی که توسط کاربر مورد پذیرش واقع شود. (ب) فیلتر کردن آیتم های مفید و جالب. اولین وظیفه، با یک رفتار خارجی و تعاملی که هر توصیه گر به طور مستقیم به کاربر نشان می دهد به انجام می¬رسد. وظیفه دوم که مرتبط است با ''پیدا کردن آیتم های خوب'' ، با یک رفتار داخلی تر و تعاملی کمتر. با این حال، با وجود تعداد زیاد معیارهای منتشر شده تا به امروز، تعیین این دو وظیفه با هم، به عنوان یک هدف کلی، بر روی آنها بسیار دشوار است. علاوه بر این، جهت گیری یک تحقیق خاص ممکن است بیشتر بخش دوم از هدف را مد نظر قرار دهد، به گونه ای که اغلب هدف بخش اول در نظر گرفته نشود. در پایان این مباحث ما به سمت توسعه یک استاندارد جدید خواهیم رفت به گونه ای که هر دو این اهداف را با یکدیگر محقق سازد.
 

Comments (2) Posted to ارزیابی سیستم های توصه گر 01/08/2012 Edit

مزایای استفاده از سیستم های توصیه گر


واما بد نیست برخی از مهم ترین مزایای استفاده از سیستم های توصیه گر را در این قسمت ذکر نماییم:
- مبتنی بر بودن بر اطلاعات زنده و واقعی: مهمترین مزیت سیستم‌های پیشنهاد دهنده این است که بر اساس فعالیت کاربران و گردآوری رفتار و سلایق آن‌ها عمل می‌کند. به این ترتیب پیشنهاد آن‌ها بر اساس حدس و گمان نمی‌باشد.
- عالی برای اکتشاف فضاهای جدید: با استفاده از سیستم‌های پیشنهاد دهنده می‌توانید به فیلم‌ها، تصاویر و خلاصه کلام مطالبی دست یابید که در حالت عادی شاید هرگز به ‌آن‌ها نمی‌رسیدید. به این ترتیب افق کاربری شما در وب گسترش می‌یابد و به جای اتلاف وقت و انرژی برای جستجوی کور و تصادفی در جستجوگرهای وب، وقت خود را صرف استفاده مفید از مطالب جدید خواهید کرد.
- تنظیم شده با خصوصیت‌های فردی شما: شما توصیه دوستان نزدیک و اعضای خانواده خود را به خاطر شناخت عمیقی که از شما دارند جدی می‌گیرید. چرا شما به نظر آن‌ها اعتماد می‌کنید؟ چون نظر آن‌ها مبتنی بر شناختی است که از شما دارند. به همین ترتیب می‌توانید به پیشنهاد سیستم‌هایی که از خلق و خوی شما آگاهی نسبی بیشتری دارند اطمینان بیشتری داشته باشید. این در حالی است که در وب‌ 1.0 پیشنهادات به صورت تصادفی و در غالب تبلیغات کور به شما ارائه می‌شد که طبیعتا با ضریب اطمینان بسیار پایینی از سوی شما مواجه می‌شد.
- همیشه به روز و جدید بمانید: با استفاده از «هوش جمعی» که چکیده رفتار هزاران کاربر مانند خود شماست، می‌توانید از جدیدترین و داغ‌ترین اتفاقات در زمینه‌های مورد علاقه‌تان با خبر بمانید.
- کاهش هزینه نگهداری سازمانی: در سیستم‌های پیشنهاد دهنده، با توجه به این‌که کاربران اطلاعات را بر اساس سلایق خود شکل می‌دهند، دستکاری و مدیریت اطلاعات وب‌گاه و به‌روزرسانی آن توسط خود کاربران انجام می‌شود. به این ترتیب هزینه نگهداری و سازماندهی وب‌گاه در مقایسه با وب‌گاه‌های سنتی بسیار کمتر است.

Comments (0) Posted to ارزیابی سیستم های توصه گر 01/03/2012 Edit

انواع سیستم‌های توصیه‌گر


سیستم‌های توصیه‌گر به طور کلی به سه دسته¬ی اصلی تقسیم می‌شوند.]7[ در رایج‌ترین تقسیم‌بندی، آنها را به سه گروه ۱.محتوا محور ۲.دانش محور و ۳. فیلترینگ تجمعی، تقسیم می‌کنند، که البته گونه چهارمی تحت عنوان Hybrid RS هم برای آنها قائل می‌شوند.
یک رویکرد به سیستم‌های توصیه‌گر، استفاده از الگوریتم‌های CF یا فیلترینگ تجمعی است.(نگاه کنید به شکل 1) در این رویکرد به جای استفاده از محتوای (Content) اقلام، از نظرات و رتبه‌بندی‌های انجام شده توسط کاربران برای ارائه پیشنهاد، استفاده می‌شود. لازم به ذکر است که به طور کلی سیستم های مبتنی بر فیلترینگ نیز خود به دو دسته¬ی کاربر محور و کالا محور تقسیم می شوند. همچنین در یک دسته بندی دیگر نیز الگوریتم های CF به دو نوع اصلی مبتنی بر حافظه یا مبتنی بر هیوریستیک و مبتنی بر مدل تقسیم بندی می شوند.
و اما در روش محتوا محور، اقلام پیشنهادی، به این دلیل که با اقلامی که کاربر فعال (کاربری که قرار است به او توصیه کنیم) نسبت به آنها ابراز علاقه کرده ‌است شباهت‌هایی دارند، به کاربر توصیه می‌شوند ولی در CF، لیست اقلام پیشنهادی، بر اساس این اصل که، کاربرانی، مشابه کاربر فعال، از آنها رضایت داشته‌اند تهیه می‌شود. از این رو واضح است که در روش محتوا محور، تمرکز بر روی یافتن شباهت بین اقلام بوده، در حالی که در CF، تمرکز روی یافتن شباهت بین کاربران است؛ بدین ترتیب که پیشنهادات در CF، بر اساس تشابه رفتاری کاربر فعال با کاربران دیگر صورت می‌گیرد و نه بر اساس تشابه ویژگی کالاهای پیشنهادی با ویژگی‌های کالاهای مورد علاقه وی (کاربر فعال). 
اما گونة سوم این سیستم‌ها را با نام سیستم‌های دانش محور می‌شناسند. این سیستم‌ها براساس ادراکی که از نیازهای مشتری و ویژگی‌های کالاها پیدا کرده‌اند، توصیه‌هایی را ارائه می‌دهند. به عبارتی در این گونه از سیستم‌های توصیه‌گر، مواد اولیه مورد استفاده برای تولید لیستی از پیشنهادها، دانش سیستم در مورد مشتری و کالا است. سیستم‌های دانش محور از متدهای مختلفی که برای تحلیل دانش، قابل استفاده هستند بهره می‌برند که متدهای رایج در الگوریتم‌های ژنتیک، فازی، شبکه‌های عصبی و ... از جمله آنهاست. همچنین، در این گونه سیستم‌ها از درخت‌های تصمیم، استدلال نمونه‌محور و ... نیز می‌توان استفاده کرد. یکی از رایج‌ترین متدهای تحلیل دانش درسیستم‌های توصیه‌گر دانش محور ،CBR یا روش استدلال نمونه‌محور است.

گونه چهارم، سیستم‌های ترکیبی هستند. طراحان این نوع سیستم‌ها دو یا چند گونه از انواع سه‌گانه مذکور را غالبا به دو منظور با هم ترکیب می‌کنند؛ ۱- افزایش عملکرد سیستم ۲- کاهش اثر نقاط ضعفی که آن سیستم‌ها وقتی به تنهایی به کار گرفته شوند، دارند. از میان سه روش موجود (CF و CB و KB)، غالباً روش CF یک پای ثابت این ترکیبات است.
 
 

Comments (1) Posted to ارزیابی سیستم های توصه گر 12/30/2011 Edit

اصطلاحات و تعاریف در ارزیابی سیستم های توصیه گر


برای درک مفهوم سیستم توصیه‌گر، مفاهیم چهارگانه و ابتدایی زیر را بررسی کنیم.
در سیستم‌های توصیه گر به کاربری که توصیه جاری در سیستم، برای وی در حال پردازش و آماده شدن است، کاربر فعال یا کاربر هدف می‌گویند.
الگوریتم‌های به کار رفته در این سیستم‌ها، از ماتریسی به نام ماتریس رتبه‌ها استفاده می‌کنند؛ اصطلاحات رایج برای این ماتریس Rating Database و Preference Database نیز هستند.
از فعل مصرف کردن در سیستم‌های توصیه‌گر، زمانی استفاده می‌کنند که کاربر توصیه ارائه شده را می‌پذیرد. به عبارتی وقتی کاربری پیشنهادی را که توسط سیستم به وی شده می‌پذیرد، می‌گوییم کاربر آن پیشنهاد را مصرف کرده، این پذیرش می‌تواند به شکل‌های مختلفی باشد، مثلاً کاربر، کتاب پیشنهادی را می‌خرد، سایت پیشنهادی را مرور می‌کند و یا به شرکت خدماتی ای که به او پیشنهاد شده مراجعه می‌کند. ساختار ماتریس رتبه‌ها بدین گونه‌است که در آن، هر سطر ماتریس نمایانگر یک کاربر و هر ستون آن معرف یک آیتم خاص است.
حال با مفهوم تابع سودمندی آشنا خواهیم شد که قصد داریم به کمک آن یک مدل کلی ریاضی از سیستم‌های توصیه‌گر را نیز ارائه دهیم. در واقع یک سیستم توصیه‌گر را می‌توان با این نگاشت همسان دانست و مدل کرد: u:C * S − > R
فرض کنید C مجموعه تمامی کاربران و S مجموعه اقلام در دسترس باشند. تابعی را که میزان مفید و متناسب بودن کالای c برای کاربر s را محاسبه می‌کند با u نشان می‌دهیم، که در آن R مجموعه‌ای است کاملاً مرتب (براساس میزان اهمیت) . هرکدام از عناصر S را می‌توان با مجموعه‌ای از خصوصیات، مشخص کرد. برای مثال، محصولی مثل فیلم را می‌توان با مشخصه‌هایی چون عنوان فیلم، کارگردان، طول زمانی فیلم، تاریخ تولید و ... ثبت کرد. همچنین عناصر مجموعه C را نیز می‌توان بر اساس ویژگی‌های مثل سن، جنسیت و ... ثبت کرد. (باید توجه داشت که u روی تمام فضای مجموعه آغازین S×C تعریف شده نیست؛ از این رو باید برون‌یابی شود.)
 
 

Comments (0) Posted to ارزیابی سیستم های توصه گر 12/26/2011 Edit

مقدمه ای بر سیستم های توصیه گر




وب، محیطی وسیع، متنوع و پویا است که کاربران متعدد اسناد خود را در آن منتشر می کنند. وب طی یک فرآیند آشفته و غیر متمرکز رشد می کند و این روند منجر به تولید حجم وسیعی از مستندات متصل به یکدیگر گشته است که از هیچ گونه سازماندهی منطقی برخوردار نیستند. با توجه به حجم وسیع اطلاعات در وب، مدیریت آن با ابزارهای سنتی تقریبا غیر ممکن است و ابزارها و روش هایی نو برای مدیریت آن مورد نیاز است.
برای حل این مشکل، شخصی کردن وب به یک پدیده محبوب به منظور سفارشی کردن محیط های وب تبدیل شده است. هدف از سیستم های شخصی ساز فراهم کردن نیازهای کاربران، بدون اینکه به طور صریح آن ها را بیان کنند یا نشان بدهند، می باشد.[1] شخصی سازی وب مجمو عه ای از عملیات است که تجربه ی وب را برای یک کاربر خاص یا مجموعه ای از کابران سازماندهی می کند.[2] 
همان طور که ذکر گردید حجم فراوان و روبه رشد اطلاعات بر روی وب و اینترنت، فرآیند تصمیم‌گیری و انتخاب اطلاعات، داده و یا کالاهای مورد نیاز را، برای بسیاری از کاربران وب دشوار کرده‌است. این موضوع، خود انگیزه‌ای شد تا محققین را وادار به پیداکردن راه‌حلی برای رویارویی با این مشکل اساسی عصر جدید که با عنوان سرریز داده‌ها شناخته می‌شود کند. برای رویارویی با این مسئله تاکنون دو رویکرد مطرح شده‌اند، اولین رویکردی که به کار گرفته شد استفاده از دو مفهوم بازیابی اطلاعات و تصفیه‌سازی اطلاعات بود. عمده محدودیتی که این دو مفهوم در ارائه پیشنهادات دارند، این است که برخلاف توصیه‌گرهای انسانی (مثل دوستان، اعضای خانواده و ...)، این دو روش قادر به تشخیص و تفکیک اقلام با کیفیت و بی کیفیت، در ارائه پیشنهاد برای یک موضوع یا کالا، نیستند. مشکل مذکور، موجب شد تا رویکرد دومی تحت عنوان سیستم توصیه‌گر پدید آید. این سیستم‌های جدید، مشکل سیستم‌های موجود در رویکرد اولیه را حل کرده‌اند.
سیستم های توصیه گر به عنوان نمونه ای از سیستم های پشتیبانی تصمیم یا تصمیم یار شناخته می شوند که در دهه ی 90 میلادی به عنوان یک شاخه ی مستقل پا به عرصه ی تحقیق و پژوهش گشودند. از این سیستم ها به عنوان یکی از راه حل های رویارویی با مساله ی سربار اطلاعات در وب یاد می شود. اگر چه دامنه ی کاربرد استفاده از سیستم های توصیه گر بسیار گسترده می باشد ولی کاربرد آن در زمینه تجارت الکترونیک بیشتر به چشم می آید. از یک سو کسب و کارهای فعال در زمینه-ی تجارت الکترونیک برای جذب مشتری بیشتر در بازار پر رقابت مذکور نیازمند این سیستم ها هستند و از سوی دیگر مشتری نیازمند یاری رسانی در خیل عظیم و رو به رشد کالا و به همان نسبت اطلاعات مربوط به آنها است تا بتواند از میان تعداد گزینه های پیش رو مناسب ترین آنها را برگزیند. [3]
سیستم های توصیه گر عمده ترین فناوری بازیابی شخصی سازی شده ی اطلاعات هستند که غالبا به دو شکل عمل می کنند [4]: (1) پیش بینی اینکه آیا یک کالای خاص مورد علاقه یک کاربر (مشتری) خاص هست یا خیر؟ (2) پیش بینی دسته ای کالا که احتمالا مورد پسند یک کابر قرار خواهد گرفت. به این ترتیب سیستم های توصیه گر از یک سو موجب جلب رضایت مشتری و از سوی دیگر افزایش فروش خواهند  شد. [5]
 
 
 
[1]  B. Mobasher, R. Cooley, J. Srivastava, "Automatic Personalization Based on Web Usage Mining", Communications of the ACM, Vol. 43, No.  8, 2000 .    

[2] B. Mobasher, H. Dai, T. Luo, M. Nakagawa, "Effective personalization based on association rule discovery from web usage data", Proceedings  of the 3rd ACM Workshop on Web Information and Data Management, 2001 . 

[3] Felfering A., Friedrich G., and Schmidt-Thieme L.,  "Recommender systems,"  IEEE Intelligent systems,  vol.  22, pp. 18-21, 2007.

[4] Cornelis C., Lu J., Guo X., and Zhang G., "One-and-only  item recommendation with fuzzy logic techniques,"  Information sciences, vol. doi:10.1016/j.ins.2007.07.001,  2007.

[5] Li Y., Lu L., and Xuefeng L., "A hybrid collaborative  filtering method for multiple-interests and multiplecontent recommendation in E-Commerce,"  Expert  systems with applications, vol. 28, pp. 67-77, 2005.
 

Comments (0) Posted to ارزیابی سیستم های توصه گر 12/22/2011 Edit

معیارهای ارزیابی سیستم های توصیه گر چیست؟


سیستم های توصیه گر با بهره گیری از تکنیک های آماری و تکنیک های کشف دانش به منظور توصیه محصولات به کاربران و کاهش مشکلات ناشی از حجم زیاد داده ها به کار گرفته می شوند. ارزیابی کیفیت سیستم های توصیه گر به یک مسئله مهم برای انتخاب بهترین الگوریتم های یادگیری تبدیل شده است.
مقایسه ی بین سیستم های توصیه گر نیازمند بکارگیری یک روش استاندارد و قابل قبول برای ارزیابی آنها می باشد. با این وجود، در حال حاضر، ارزیابی سیستم های توصیه گر با روش¬هایی غالبا ناسازگار با یکدیگر صورت می گیرد. مشکل اصلی عمدتا به دلیل فقدان یک چارچوب مشترک برای سیستم های توصیه گر است، یک چارچوب به اندازه کافی عمومی به طوری که طیف وسیعی از سیستم های توصیه گر تا به امروز را شامل گردد و به اندازه کافی خاص و معین به طوری که نتایج ثابت و قابل اطمینانی را بدست دهد. در این مستند، معیارهای موجود برای ارزیابی سیستم های توصیه گر را معرفی و تشریح نموده و در پایان چارچوبی ارائه خواهد گردید که اقدام به استخراج ویژگی های اساسی سیستم های توصیه گر می نماید. در این چارچوب، اساسی ترین ویژگی هر سیستم توصیه گر، هدف سیستم توصیه گر در نظر گرفته شده است.
لازم به ذکر است که سیستم های توصیه گر بعنوان برنامه هایی کاربردی با اهداف اساسی زیر در نظر گرفته می شوند. سیستم های توصیه گر باید : (الف) انتخاب کنند که کدامیک (از آیتم ها) باید به کاربر نشان داده شود و (ب) تصمیم بگیرد در چه زمانی و چگونه توصیه ها به نمایش درآیند.
در این مستند خواهید دید که یک متریک جدید به طور طبیعی از بکارگیری این چارچوب پدیدار می گردد. در نهایت، با مقایسه خواص این متریک جدید با متریک های سنتی نتیجه خواهیم گرفت که ممکن است بتوان طیف وسیعی از سیستم های توصیه گر را با این متریک واحد ارزیابی نمود.

Comments (4) Posted to ارزیابی سیستم های توصه گر 12/18/2011 Edit

«قبلي   1 2 3 4 5 6 7 8 9 10  بعدي»

درباره من

احمد استیری

احمد استیری هستم. بنده فارغ التحصیل مقطع کارشناسی ارشد رشته مهندسی کامپیوتر - گرایش نرم افزار از دانشگاه فردوسی مشهد می باشم. دوره کارشناسی ارشد را زیر نظر جناب دکتر کاهانی در آزمایشگاه فناوری وب دانشگاه فردوسی گذرانده ام. در این مدت در حوزه های مرتبط با پردازش متن از جمله وب معنایی و به طور ویژه متن کاوی بر روی متون زبان فارسی فعالیت داشتم. طراحی و پیاده سازی ابزارهای پایه ای پردازش زبان فارسی و به خصوص طراحی نخستین ابزار پارسر زبان فارسی و ابزار ارزیابی خودکار خلاصه سازهای فارسی و همچنین تولید پیکره قرآنی فرقان از جمله کارهای من در دوره کارشناسی ارشد می باشد.
در صورت نیاز به توضیحات تکمیلی و یا هر گرونه سوال و ابهام در مورد موضوعات مطرح شده در وبلاگ با ایمیل زیر مکاتبه نمایید.

پست الکترونیکی من:
UniversityDataInfo{@}yahoo.com

آخرين مطالب بروز شده

موضوعات

پيوندها

کلی

Feeds