بالاخره علم بهتراست يا ثروت؟

ارسال شده توسط احسان عسکریان | 20 Aug, 2012

جمعيت زيادى دور حضرت على(عليه السلام) حلقه زده بودند. مردى وارد مسجد شد و در فرصتى مناسب پرسيد: يا على! سؤالى دارم. علم بهتر است يا ثروت ؟

على(عليه السلام) در پاسخ گفت: علم بهتر است ؛ زيرا علم ميراث انبياست و مال و ثروت ميراث قارون و فرعون و هامان و شداد.

مرد كه پاسخ سؤال خود را گرفته بود، سكوت كرد.

 

در همين هنگام مرد ديگرى وارد مسجد شد و همانطور كه ايستاده بود بلافاصله پرسيد: اباالحسن! سؤالى دارم، ميتوانم بپرسم؟ امام در پاسخ آن مرد گفت: بپرس! مرد كه آخر جمعيت ايستاده بود پرسيد: علم بهتر است يا ثروت؟

على(عليه السلام) فرمود: علم بهتر است؛ زيرا علم تو را حفظ ميكند، ولى مال و ثروت را تو مجبورى حفظ كنى.

نفر دوم كه از پاسخ سؤالش قانع شده بود، همانجا كه ايستاده بود نشست.

 

در همين حال سومين نفر وارد شد، او نيز همان سؤال را تكرار كرد، و امام (عليه السلام) در پاسخش فرمود: علم بهتر است ؛ زيرا براي شخص عالم دوستان بسيارى است، ولى براى ثروتمند دشمنان بسيار!

 

هنوز سخن امام(عليه السلام) به پايان نرسيده بود كه چهارمين نفر وارد مسجد شد. او در حالى كه كنار دوستانش مى نشست، عصاى خود را جلو گذاشت و پرسيد:  يا على! علم بهتر است يا ثروت؟

حضرت على(عليه السلام) در پاسخ به آن مرد فرمودند: علم بهتر است ؛ زيرا اگر از مال انفاق كنى كم مى شود؛ ولى اگر از علم انفاق كنى و آن را به ديگران بياموزى بر آن افزوده مى شود.

 

نوبت پنجمين نفر بود. او كه مدتى قبل وارد مسجد شده بود و كنار ستون مسجد منتظر ايستاده بود، با تمام شدن سخن امام همان سؤال را تكرار كرد. حضرت على(عليه السلام) در پاسخ به او فرمودند: علم بهتر است ؛ زيرا مردم شخص پولدار و ثروتمند را بخيل مى دانند، ولى از عالم و دانشمند به بزرگى و عظمت ياد ميكنند.

 

با ورود ششمين نفر سرها به عقب برگشت، مردم با تعجب او را نگاه كردند. يكى از ميان جمعيت گفت: حتماً اين هم ميخواهد بداند كه علم بهتر است يا ثروت! كسانى كه صدايش را شنيده بودند، پوزخندى زدند. مرد، آخر جمعيت كنار دوستانش نشست و با صداى بلندى شروع به سخن كرد: يا على! علم بهتر است يا ثروت؟

امام(عليه السلام) نگاهى به جمعيت كرد و گفت: علم بهتر است ؛ زيرا ممكن است مال را دزد ببرد، اما ترس و وحشتى از دستبرد به علم وجود ندارد. مرد ساكت شد.

 

همهمه اى در ميان مردم افتاد؛ چه خبر است امروز! چرا همه يك سؤال را مى پرسند؟ نگاه متعجب مردم گاهى به حضرت على(عليه السلام) و گاهى به تازه واردها دوخته مى شد.

در همين هنگام هفتمين نفر كه كمى پيش از تمام شدن سخنان حضرت على(عليه السلام) وارد مسجد شده بود و در ميان جمعيت نشسته بود، پرسيد: يا اباالحسن! علم بهتر است يا ثروت؟

امام(عليه السلام) فرمودند: علم بهتر است؛ زيرا مال به مرور زمان كهنه مى شود، اما علم هرچه زمان بر آن بگذرد، پوسيده نخواهد شد.

 

در همين هنگام هشتمين نفر وارد شد و سؤال دوستانش را پرسيد كه امام(عليه السلام) در پاسخش فرمود: علم بهتر است ؛ براي اينكه مال و ثروت فقط هنگام مرگ با صاحبش مى ماند، ولى علم، هم در اين دنيا و هم پس از مرگ همراه انسان است.

 

سكوت، مجلس را فراگرفته بود، كسى چيزى نمى گفت. همه از پاسخهاى امام(عليه السلام) شگفت زده شده بودند كه… نهمين نفر هم وارد مسجد شد و در ميان بهت و حيرت مردم پرسيد: يا على! علم بهتر است يا ثروت؟

امام(عليه السلام) در حالى كه تبسمى بر لب داشت، فرمود: علم بهتر است ؛ زيرا مال و ثروت انسان را سنگدل ميكند، اما علم موجب نورانى شدن قلب انسان ميشود.

 

نگاههاى متعجب و سرگردان مردم به در دوخته شده بود، انگار كه انتظار دهمين نفر را مى كشيدند. در همين حال مردى كه دست كودكى در دستش بود، وارد مسجد شد. او در آخر مجلس نشست و مشتى خرما در دامن كودك ريخت و به روبرو چشم دوخت. مردم كه فكر نميكردند ديگر كسى چيزى بپرسد، سرهايشان را برگرداندند، كه در اين هنگام مرد پرسيد: يا اباالحسن! علم بهتر است يا ثروت؟

نگاههاى متعجب مردم به عقب برگشت. با شنيدن صداى على(عليه السلام) مردم به خود آمدند: علم بهتر است ؛ زيرا ثروتمندان تكبر دارند، تا آنجا كه گاه ادعاى خدايى مى كنند، اما صاحبان علم همواره فروتن و متواضع اند.

 

فرياد هياهو و شادى و تحسين مردم مجلس را پر كرده بود.

سؤال كنندگان، آرام و سرافكنده از ميان جمعيت برخاستند. هنگاميكه آنان مسجد را ترك ميكردند، صداى امام(عليه السلام) را شنيدند كه مى گفت: اگر تمام مردم دنيا همين يك سؤال را از من مى پرسيدند، به هر كدام پاسخ متفاوتى ميدادم !

* البته نقل است كه گروهى با قصد و نيت ، اين افراد را اجير كرده بودند و به نزد حضرت مولا (عليه السلام) مى‌فرستادند تا او را به زعم خود در نزد مردم خوار كنند؛ اما ...

ماجرای جالب توبه نَصوح

ارسال شده توسط احسان عسکریان | 27 Jul, 2012

 

 نَصوح مردى بود شبيه زنها ، صورتش مو نداشت و اندامی چون زنها داشت و در حمام زنانه كار مى كرد. او سالیان متمادی بر این کار بود و از این راه هم امرار معاش می‌کرد و هم ارضای شهوت. گرچه چندین بار به حکم وجدان توبه کرده بود اما هر بار اخگر شهوت، او را به کام خود اندر می‌ساخت و كسى از وضع او خبر نداشت و آوازه تميزكارى و زرنگى او به گوش همه رسيده و زنان و دختران رجال دولت و اعيان و اشراف دوست داشتند كه وى آنها را دلاكى كند و از او قبلاً وقت مى گرفتند تا روزى در كاخ شاه صحبت از او به ميان آمد.

دختر شاه مايل شد كه به حمام آمده و كار نَصوح را ببيند. نصوح جهت پذيرايى و خدمتگزارى اعلام آمادگى نمود ، سپس دختر شاه با چند تن از خواص نديمانش به اتفاق نصوح به حمام آمده و مشغول استحمام شد . از قضا گوهر گرانبهاى دختر پادشاه در آن حمام مفقود گشت ، از اين حادثه دختر پادشاه در غضب شده و به دو تن از خواصش دستور داد كه همه كارگران را تفتيش كنند تا شايد آن گوهر ارزنده پيدا شود . طبق اين دستور مأمورين ، كارگران را يكى بعد از ديگرى مورد بازديد خود قرار دادند، همين كه نوبت به نصوح رسيد با اينكه آن بيچاره هيچگونه خبرى از آن نداشت ، ولى از ترس رسوايى ، حاضر نـشد كه وى را تفتيش ‍ كنند، لذا به هر طرفى كه مى رفتند تا دستگيرش كنند، او به طرف ديگر فرار مى كرد و اين عمل او سوء ظن دزدى را در مورد او تقويت مى كرد و لذا مأمورين براى دستگيرى او بيشتر سعى مى كردند. نصوح هم تنها راه نجات را در اين ديد كه خود را در ميان خزينه حمام پنهان كند، ناچار به داخل خزينه رفته و همين كه ديد مأمورين براى گرفتن او به خزينه آمدند و ديگر كارش از كار گذشته و الان است كه رسوا شود به خداى تعالى متوجه شد و از روى اخلاص توبه كرد در حالی که بدنش مثل بید می‌لرزید با تمام وجود و با دلی شکسته خدا را طلبید و گفت: خداوندا گرچه بارها توبه‌ام بشکستم، اما تو را به مقام ستاری ات این بار نیز فعل قبیحم بپوشان تا زین پس گرد هیچ گناهی نگردم و از خدا خواست كه از اين غم و رسوايى نجاتش دهد . به مجرد اين كه نصوح توبه كرد، ناگهان از بيرون حمام آوازى بلند شد كه دست از اين بيچاره برداريد كه گوهر پيدا شد . پس از او دست برداشتند. و نصوح خسته و نالان شكر خدا به جا آورده و از خدمت دختر شاه مرخص ‍ شد و به خانه خود رفت . او در این واقعه عیاناً لطف و عنایت ربانی را مشاهده کرد. این بود که بر توبه‌اش ثابت‌قدم ماند و فوراً از آن کار کناره گرفت. چند روزی از غیبت او در حمام سپری نشده بود که دختر شاه او را به کار در حمام زنانه دعوت کرد، ولی نصوح جواب داد که دستم علیل شده و قادر به دلاکی و مشت و مال نیستم، و دیگر هم نرفت.

هر مقدار مالى كه از راه گناه تحصيل كرده بود در راه خدا به فقرا داد و چون زنان شهر از او دست بردار نبودند ، ديگر نمى توانست در آن شهر بماند و از طرفى نمى توانست راز خودش را به كسى اظهار كند، ناچار از شهر خارج و در كوهى كه در چند فرسخى آن شهر بود، سكونت اختيار نمود و به عبادت خدا مشغول گرديد . اتفاقاً شبى در خواب ديد كسى به او مى گويد : « اى نصـــوح ! چگونه توبه كرده اى و حال آنكه گوشت و پوست تو از فعل حرام روئيده شده است ؟ تو بايد چنان توبه كنى كه گوشتهاى حرام از بدنت بريزد.»

همين كه از خواب بيدار شد با خودش قرار گذاشت كه سنگهاى گران وزن را حمل كند و به اين ترتيب گوشتهاى حرام تنش را آب كند . نصوح اين برنامه را مرتب عمل مى كرد تا در يكى از روزها همانطورى كه مشغول به كار بود، چشمش به ميشى افتاد كه در آن كوه چرا میكرد. از اين امر به فكر فرو رفت كه اين ميش از كجا آمده و از كيست ؟ تا عاقبت با خود انديشيد كه اين ميش قطعاً از شبانى فرار كرده و به اينجا آمده است ، بايستى من از آن نگهدارى كنم تا صاحبش پيدا شود و به او تسليمش نمايم . لذا آن ميش را گرفت و نگهدارى نمود و از همان علوفه و گياهان كه خود مى خورد ، به آن حيوان نيز مى داد و مواظبت مى كرد كه گرسنه نماند.

خلاصه ميش زاد ولد كرد و نصوح از شير و عوائد ديگر آن بهره مند مى شد تا سرانجام كاروانى كه راه را گم كرده بود و مردمش از تشنگى مشرف به هلاكت بودند عبورشان به آنجا افتاد، همين كه نصوح را ديدند از او آب خواستند و او به جاى آب به آنها شير مى داد به طورى كه همگى سير شده و راه شهر را از او پرسيدند. وى راهى نزديك را به آنها نشان داده و آنها موقع حركت هر كدام به نصوح احسانى كردند و او در آنجا قلعه اى بنا كرده و چاه آبى حفر نمود و كم كم در آنجا منازلى ساخته و شهركى بنا نمود و مردم از هر جا به آنجا آمده و رحل اقامت افكندند و نصوح بر آنها به عدل و داد حكومت نموده و مردمى كه در آن محل سكونت اختيار كردند، همگى به چشم بزرگى به او مى نگريستند.

رفته رفته ، آوازه خوبى و حسن تدبير او به گوش پادشاه آن عصر رسيد كه پدر آن دختر بود . از شنيدن اين خبر مشتاق ديدار او شده ، دستور داد تا وى را از طرف او به دربار دعوت كنند. همين كه دعوت شاه به نصوح رسيد، نپذيرفت و گفت : من كارى و نيازى به دربار شاه ندارم و از رفتن نزد سلطان عذر خواست . مأمورين چون اين سخن را به شاه رساندند، بسيار تعجب كرد و اظهار داشت حال كه او براى آمدن نزد ما حاضر نيست ما مى رويم كه او را و شهرك نوبنياد او را ببينيم .

پس با خواص درباريانش به سوى محل نصوح حركت كرد، همين كه به آن محل رسيد به عزرائيل امر شد كه جان پادشاه را بگيرد، پس پادشاه در آنجا سكته كرد و نصوح چون خبردار شد كه شاه براى ملاقات و ديدار او آمده بود ، در مراسم تشييع او شركت و آنجا ماند تا او را به خاك سپردند و چون پادشاه پسرى نداشت ، اركان دولت مصلحت ديدند كه نصوح را به تخت سلطنت بنشانند. چنان كردند و نصوح چون به پادشاهى رسيد، بساط عدالت را در تمام قلمرو مملكتش گسترانيده و بعد با همان دختر پادشاه كه ذكرش رفت ، ازدواج كرد و چون شب زفاف و عروسى رسيد، در بارگاهش ‍ نشسته بود كه ناگهان شخصى بر او وارد شد و گفت چند سال قبل ، ميش من گم شده بود و اكنون آن را نزد تو يافته ام ، مالم را به من رد كن . نصوح گفت : چنين است . دستور داد تا ميش را به او رد كنند، گفت چون ميش مرا نگهبانى كرده اى هرچه از منافع آن استفاده كرده اى ، بر تو حلال ولى بايد آنچه مانده با من نصف كنى . گفت : درست است و دستور داد تا تمام اموال منقول و غير منفول را با او نصف كنند.

آن شخص گفت : بدان اى نصوح ، نه من شبانم و نه آن ميش است بلكه ما دو فرشته براى آزمايش تو آمده ايم . تمام اين ملك و نعمت اجر توبه راستين و صادقانه ات بود كه بر تو حلال و گوارا باد ، و از نظر غايب شدند.

 

در خاتمه اين بحث نيز به روايتى از امام جعفر صادق عليه السلام اشاره مى شود كه به اهميت و اثرات توبه نصوح تأكيد دارد . معاوية بن وهب گويد ، شنيدم حضرت صادق (ع) مى فرمود :

 

چون بنده ، توبه نصوح كند، خداوند او را دوست دارد و در دنيا و آخرت بر او پرده پوشى كند. من عرض كردم : چگونه بر او پرده پوشى كند؟

حضرت عليه السلام فرمود : هر چه از گناهان كه دو فرشته موكل بر او نوشته اند، از يادشان ببرد و به جوارح و اعضاى بدن او وحى فرمايد كه گناهان او را پنهان كنيد و به قطعه هاى زمين كه در آنجاها گناه كرده وحى فرمايد كه پنهان داريد، آنچه گناهان كه بر روى تو كرده است . پس ديدار كند خدا را هنگام ملاقات او و چيزى كه به ضرر او بر گناهانش گواهى دهد، نيست .

(منبع : اصول كافى ، ج 4 ، ص 164)

 

 

در مجمع آمده كه معاذ بن جبل گفت: یا رسول اللّه توبه نصوح چیست؟

فرمود: أن یتوب التّائب ثمّ لا یرجع فى ذنب كما لا یعود اللبن الى الضرع یعنى توبه كند بعد به گناه برنگردد چنان كه شیر به پستان باز نمی گردد.

 

چون بنده اى توبه نصوح كند، خدا دوستش دارد و گناهانش را در دنیا و آخرت بپوشاند

 

 

نرم افزار (سورس باز) قرآن پژوهی الانوار

ارسال شده توسط احسان عسکریان | 28 Jun, 2012

الانوار یک نرم افزار کاملا رایگان و متن باز قرآن پژوهی می باشد که استفاده و تکثیر و توزیع آن کاملا رایگان و بلامانع می‌باشد. این نرم افزار در حال حاضر سه زبانه‌ (فارسی ،عربی و انگلیسی) بوده و در تمامی سیستم عامل های معروف دنیا (ویندوز و لینوکس و مک) قابل اجراست و سعی شده کار با آن ساده و کاربر پسند باشد. در این نرم افزار امکانات زیادی وجود دارد که تلاوت کنندگان قرآن را در امر پژوهش و تحقیق و تعمق در قرآن یاری می دهد.‏

همچنین کتابهای ارزشمندی از قبیل مفاتیح الجنان، نهج البلاغه، صحیفه سجادیه، اصول کافی و ... را می‌توان به عنوان افزونه به این نرم افزار اضافه کرد.‏

لینک دانلود نرم افزار - لینک سورس نرم افزار - لینک سایت شرکت سازنده 

  شمایلی از نسخه جدید نرم افزار قرآنی الانوار

امکانات قرآن پژوهی
شما می توانید طبق سلیقه خودآیات قرآن را موضوع بندی نمایید و هر اندازه که می خواهید موضوع به لیست موضوعات اضافه نمایید و آیات مربوطه را به موضوع اختصاص بدهید و نیز می توانید از موضوعات یک فایل پشتیبان بگیرید. یکی از قابلیت‌های جالب و متمایز این نرم افزار امکان درج نکته در زیر آیه مورد نظر است. شما می‌توانید از این نکات یک فایل پشتیبان نیز بگیرید. همچنین امکان مشاهده تفسیر سوره‌ها و آیه‌ها و مقایسه بین ترجمه های مختلف نیز وجود دارد .

صفحه افزونه ها
این نرم‌افزار قابلیت اضافه کردن افزونه را داراست. شما می‌توانید از بین افزونه‌هایی که وجود دارد ترجمه‌ها و تفسیر‌هایی که باب میلتان است را دریافت و نصب کنید. افزونه ها شامل ترجمه های قرآن،تفاسیر قرآن ،زبان های برنامه و فایل های راهنما می ‌باشد.‏

جستجوی پیشرفته
امکان جستجوی پیشرفته از قابلیت‌های کلیدی این نرم افزار به شمار می‌آید و بر اساس آن شما می‌توانید کلمات موجود در متن و ترجمه را به راحتی جستجو کنید. امکان جستجوی ریشه ای از قابلیت‌های دیگر این نرم افزار به شمار می‌آید و بر اساس آن شما با نوشتن ریشه هرکلمه ای تمام مشتقات آنرا هم بیابید.‏

قابلیت های کلیدی نرم افزار Al-Anvar:
- متن قرآن
- امکان افزودن ترجمه های مختلف قرآن به نرم افزار (در حال حاضر حدود ۱۱ ترجمه فارسی و مجموعاً بیش از ۱۰۰ فایل ترجمه قرآن به زبانهای مختلف دنیا در نرم افزار قابل دسترسی می باشد)‏
- افزودن تفسیر قرآن(در حال حاضر دو تفسیر گرانقدر المیزان و نمونه قابل دسترسی می باشد )‏
- امکان دانلود و نصب ترجمه ها و تفاسیر مستقیما طریق نرم افزار
- مقایسه بین ترجمه ها
- مقایسه بین تفاسیر
- یادداشت گذاری ذیل هر آیه
- موضوع بندی آیات قرآن (بابیش از ۴۰۰ عنوان موضوع قرآن و امکان اضافه کردن یا حذف کردن موضوعات توسط کاربر نرم افزار )‏
- آیات تکرار شده
- آیات مرتبط از لحاظ موضوعی
- قرائت آیات قرآن به صورت آنلاین (به همراه ذخیره سازی فایلهای دانلود شده) و آفلاین توسط قاریان مختلف‏
- تنظیم تکرار قرائت آیات
- قرائت آیات در محدوده یک سوره یا یک حزب یا یک جزء
- جستجوی پیشرفته
- جستجوی ریشه ای کلمات قرآن
- نمایش سوره ها در تب های مختلف
- ذخیره سازی بافرمت های html و pdf و ODF
- تغییر قلم و رنگ و اندازه متن و ترجمه قرآن و همچنین فونت و استایل و تم نرم افزار به صورت مجزا
- مرتب سازی لیست سوره های قرآن بر اساس محصف و نزول 
 

داستان کوتاه "مصلحت خداوند" از پائولوکوئیلو

ارسال شده توسط احسان عسکریان | 28 Jun, 2012
 سالهای بسیار دور پادشاهی زندگی میکرد که وزیری داشت
وزیر همواره میگفت: هر اتفاقی که رخ میدهد به صلاح ماست
روزی پادشاه برای پوست کندن میوه کارد تیزی طلب کرد اما در حین بریدن میوه
انگشتش را برید،وزیر که در آنجا بود گفت: نگران نباشید تمام چیزهایی که رخ
میدهد در جهت خیر و صلاح شماست !‏
پادشاه از این سخن وزیر برآشفت و از رفتار او در برابر این اتفاق آزرده خاطر
 شد و دستور زندانی کردن وزیر را داد…‏
 
چند روز بعد پادشاه با ملازمانش برای شکار به نزدیکی جنگلی رفتند. پادشاه در
حالی که مشغول اسب سواری بود راه را گم کرد و وارد جنگل انبوهی شد و از
ملازمان خود دور افتاد،در حالی که پادشاه به دنبال راه بازگشت بود به محل
سکونت قبیله‌ای رسیدکه مردم آن در حال تدارک مراسم قربانی برای خدایانشان بودند،‏
 زمانی که مردم پادشاه خوش سیما را دیدند خوشحال شدند زیرا تصور کردند وی
بهترین قربانی برای تقدیم به خدای آنهاست!!!‏
آنها پادشاه را در برابر تندیس الهه خود بستند تا وی را بکشند،‏
 اما ناگهان یکی از مردان قبیله فریاد کشید : چگونه میتوانید این مرد را
برای قربانی کردن انتخاب کنید در حالی که وی بدنی ناقص دارد، به انگشت او نگاه کنید !!!‏
 به همین دلیل وی را قربانی نکردند و آزاد شد.‏
 
پادشاه که به قصر رسید وزیر را فراخواند و گفت:اکنون فهمیدم منظور تو از
اینکه میگفتی هر چه رخ میدهد به صلاح شماست چه  بوده زیرا بریده شدن انگشتم
موجب شد زندگیام نجات یابد اما در مورد تو چی؟ تو به زندان افتادی این امر چه
خیر و صلاحی برای تو داشت؟!!‏
 وزیر پاسخ داد: پادشاه عزیز مگر نمیبینید،اگر من به زندان نمیافتادم مانند
همیشه در جنگل به همراه شما بودم در آنجا زمانی که شما را قربانی نکردند مردم
قبیله مرا برای قربانی کردن انتخاب میکردند،‏
 بنابراین میبینید که حبس شدن نیز برای من مفید بود!!!‏

ایمان قوی داشته باشید و بدانید هر چه رخ میدهد خواست خداوند است
تصمیمات خداوند از قدرت درک ما خارج است اما همیشه به سود ما می‌باشد.‏
 (( پائولوکوئیلو )) 

ارتباط زنده با عتبات عالیات

ارسال شده توسط احسان عسکریان | 28 May, 2012
 
 
 
 
 

بلوار صارمی مشهد-جمعه 29 اردیبهشت 1391

ارسال شده توسط احسان عسکریان | 21 May, 2012
بلوار صارمی مشهد-جمعه 29 اردیبهشت 1391

معنی لغوی فاطمه در روایات

ارسال شده توسط احسان عسکریان | 28 Apr, 2012
 

فَطَمَ- فِطاماً فَطْماً الولدَ: فصله عن الرضاع. 
در لغت وقتى طفل از شیر گرفته مى‏شود، مى‏گویند: فَطَمَ الولدَ. 
«فاطمه وصفى است از مصدر فطم. و فطم در لغت عرب به معنى بریدن، قطع کردن و جدا شدن آمدن است. این صیغه که بر وزن فاعل معنى مفعولى مى‏دهد، به معنى بریده و جدا شده است. فاطمه از چه چیز جدا شده است؟» (1) 

در روایات بسیارى به وجه تسمیه‏ى آن حضرت به «فاطمه» اشاره شده است. فاطمه از جهل و پلیدى جدا شده است: 
عن الباقر علیه‏السلام قال:... ثم قال: 
«إنّی فطمتک بالعلم، و فطمتک عن الطّمت. ثم قال أبوجعفر علیه‏السلام: واللَّه لقد فطمها اللَّه تبارک و تعالى بالعلم و عن الطّمث بالمیثاق. 

امام باقر علیه‏السلام فرمودند: خداوند فاطمه‏ى زهراء را از جهل و پلیدى جدا نموده است، لذا «فاطمه» نام گرفته است. ایشان سپس ادامه دادند: به خدا قسم، خداوند در عالم پیمان و عهد (یعنى عالم ذر) فاطمه علیهاالسلام را از جهل و پلیدى جدا کرده است.» (2) 
فاطمه از شرّ به دور است. 

قال الصادق علیه‏السلام: 
«أتدرون أىّ شى‏ء تفسیر «فاطمة»؟ قلت: أخبرنی یا سیدی! قال: 
فطمت من الشّر. ثم قال: لولا أن أمیرالمؤمنین علیه‏السلام تزوجها لما کان لها کفو إلى یوم القیامة على وجه الأرض آدم فمن دونه، 
امام صادق علیه‏السلام فرمودند: مى‏دانید تفسیر فاطمه چیست؟ و فاطمه چه معنایى دارد؟ عرضه داشتم: مرا آگاه بنما چه معنایى دارد. فرمودند: «فاطمه» از شر و بدى جدا گردیده است. سپس فرمودند: اگر امیرالمؤمنین علیه‏السلام با حضرت زهرا علیهاالسلام ازدواج نمى‏کرد، هیچ‏کس همتاى زهرا علیهاالسلام نبود، از زمان حضرت آدم تا روز قیامت کفو و همتایى براى زهرا علیهاالسلام یافت نمى‏شد.» (3) 
فاطمه و دوستانش از آتش بازگرفته شده‏اند. 

 

ولى شیرین‏ترین تفسیر از علت نامگذارى فاطمه‏ى زهرا علیهاالسلام روایاتى است که مى‏گوید «فاطمه‏ى زهراء علیهاالسلام» «فاطمه» نامیده شد، زیرا شیعیان آن حضرت، از آتش جهنم بازگرفته شده‏اند. 

عن الرضا عن آبائه علیهم‏السلام قال رسول‏اللَّه صلى اللَّه علیه و آله: 
«یا فاطمة! أتدرین لم سمیتِ «فاطمة»؟ قال على علیه‏السلام: لِمَ سمّیتْ؟ قال: لانها فطمتْ هى و شیعتها من النار؛ 
امام رضا علیه‏السلام از اجدادش نقل مى‏فرماید: پیامبر صلى اللَّه علیه و آله فرمود: اى فاطمه! آیا مى‏دانى که چرا «فاطمه» نام گرفتى؟ امیرالمؤمنین علیه‏السلام عرضه مى‏دارند: شما بفرمایید چرا فاطمه، «فاطمه» نامیده شده است. پیامبر صلى اللَّه علیه و آله فرمودند: زیرا «فاطمه علیهاالسلام» و شیعیان فاطمه از آتش جهنم بازگرفته شده‏اند و به آتش نخواهند رفت.» (4) 
پیمان خدا، بر آزادى دوستداران فاطمه‏ى زهرا علیهاالسلام. 

عن محمّد بن مسلم قال: سمعت أباجعفر علیه‏السلام یقول: 
«لفاطمة علیهاالسلام وقفة على باب جهنم فإذا کان یوم القیامة، کتب بین عینی کل رجل مؤمن أو کافر. فیؤمر بمحبّ قد کثرت ذنوبه إلى النار. فتقرء بین عینیه محبّا. فتقول: إلهی و سیدی سمیتنی فاطمة و فطمت بی من تولانی و تولى ذریتی من النار و وعدک الحق و أنت لاتخلف المیعاد. فیقول اللَّه عز و جل: صدقت یا فاطمة انى سمیتک «فاطمة» و فطمت بک من أحبک و تولاک و أحب ذریتک و تولاهم من النار و وعدى الحق و أنا لا اُخلف المیعاد و إنّما امرت بعبدی هذا إلى النار لتشفعی فیه فاشفعک لیتبین لملائکتی و أنبیائی و رسلی و أهل الموقف موقفک منی و مکانتک عندی فمن قرأت بین عینیه مؤمناً فجذبت بیده و أدخلته الجنة. 

 

امام باقر علیه‏السلام فرمودند: در روز قیامت حضرت فاطمه علیهاالسلام بر در جهنم توقفى دارند. روى پیشانى هرکس نوشته شده است که مؤمن است یا کافر. در این هنگام به یکى از دوستان خطاکار حضرت فاطمه علیهاالسلام، فرمان مى‏دهند به طرف جهنم برو. فاطمه‏ى زهراء علیهاالسلام روى پیشانى او را مى‏خواند: (بر روى پیشانى او نوشته شده است) «دوستدار زهراء». 
«فاطمه‏ى زهراء علیهاالسلام به درگاه خداوند عرضه مى‏دارد: خدایا! پروردگارا! نام مرا «فاطمه» نهادى و فرمودى: «به خاطر تو، دوستدارانت و دوستداران فرزندانت را از آتش جهنم رهایى مى‏بخشم.» وعده‏ى تو همیشه حق بوده و هیچ‏گاه خلاف وعده‏ى خود عمل نکرده‏اى. 
«خداوند متعال مى‏فرماید: فاطمه جان! چنین است که مى‏گویى. من تو را فاطمه نام نهادم و هرکس که تو را دوست بدارد، یا فرزندان تو را دوست بدارد، او را از آتش جهنم رهایى مى‏بخشم، وعده‏ى من راست است و من خلاف وعده‏ى خود عمل نمى‏کنم. من این بنده‏ام را به طرف جهنم فرستادم تا تو او را شفاعت کنى و فرشتگان و پیامبران من و هرکس در محشر است مقام تو را پیش من ببینند. هرکس را که مؤمن (و عاشق) یافتى دستش را بگیر و داخل بهشت نما.» (5) خلایق از معرفت فاطمه عاجزند. 

قال الصادق علیه‏السلام: 
«إنا أنزلناه فى لیلة القدر، اللیلة، فاطمة والقدر، اللَّه. فمن عرف فاطمة حق معرفتها، فقد أدرک لیلة القدر و إنّما سمیت «فاطمة» لأنّ الخلق فطموا عن معرفتها، 
امام صادق علیه‏السلام درباره آیه‏ى کریمه «إنّا أنزلناه فى لیلة القدر» فرمود:مراد از «لیلة» فاطمه است. مراد از «قدر» خداوند است، پس هرکس مادرم فاطمه‏ى زهرا علیهاالسلام را آنگونه که باید، بشناسد، شب قدر را درک کرده است. مادرم «فاطمه» نامیده شد، زیرا خلایق از معرفت او عاجزند.» (6) 
فاطمه مشتق از فاطر است. 

قال النبى صلى اللَّه علیه و آله لفاطمة علیهاالسلام. 
«شق اللَّه لک یا فاطمة! إسماً من أسمائه، فهو «الفاطر» و أنت «فاطمة.» 
پیامبر اکرم صلى اللَّه علیه و آله به حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمودند: اى فاطمه‏ى من! 
خداوند براى تو اسمى از اسامى خود برگرفته است. (7) خداوند «فاطر» است و نام تو را «فاطمه» گذاشته است. (8 ) 
نام فاطمه برگرفته از نام خداوند 
«هذه «فاطمة» و أنا فاطر السماوات والأرضین فاطم، أعدائی عن رحمتی یوم فصل قضائی و فاطم أولیائی عمّا یعتریهم و یشینهم فشققت لها إسماء من إسمی، من فاطر زمین و آسمان هستم (یعنى خالق آسمان و زمین هستم.) و در روز قیامت دشمنان خود را از رحمتم محروم مى‏گردانم و اولیاى خود را، از هر چه آنها را مى‏آزارد و ناپسند دارند، جدا نموده‏ام، پس نام «فاطمه» را از نام خود مشتق نمودم. (9)


منبع مطالب:

مرکز اطلاع رسانی آل بیت (ع)

1- سید جعفر شهیدى، زندگانى فاطمه‏ى زهرا علیهاالسلام، ص 34. 
2- بحارالانوار، ج 43، ص 13، ر 9 از علل‏الشرایع. 
3- فاطمه الزهراء من المهد إلى اللحد، ص 71 از مقتل الحسین خوارزمى، ص 65 و مناقب ترمذى. 
4- فاطمة الزهراء من المهد إلى اللحد، ص 70. 
5- بحارالانوار، ج 8، ص 50، ر 58 از علل‏الشرایع. 
6- بحارالانوار، ج 43، ص 65 ر 58 از تفسیر فرات بن ابراهیم. 
7- اشتقاق بر سه قسم است. 1- صغیر 2- کبیر 3- اکبر، اشتقاق صغیر آن است که مشتق مشتمل بر حروف مشتق منه باشد و ترتیب حروف نیز در آن رعایت شده باشد، مانند یضرب و ضارب و مضروب که از «ضرب» مشتق مى‏شود. اگر در اشتقاق، مشتق مشتمل بر حروف مشتق منه باشد، لکن ترتیب حروف ملحوظ نباشد، آن را «اشتقاق کبیر» گویند، مانند جذب و جبذ، حمد و مدح، غرد و رغد. اگر در اشتقاق مشتق مشتمل بر بعض حروف مشتق منه باشد و در معنى چنان مناسبتى داشته باشد که صلاحیت رجوع معنا به سوى آن باشد، آن را «اشتقاق اکبر» گویند، مانند: ثلم و ثلب، قصم و فصم، خضم و هضم، حزوجز، فطر و فطم، نبع و نیع، نزح و نزف. لفظ فطر به معناى شق و ابتداء و انشاء و امثال اینها آمده است و فطم به معناى فصل و قطع و منع آمده و هر یک مستلزم دیگرى هستند، پس اشتقاق فاطمه از فاطر، اشتقاق اکبر است. شاید اشاره باشد به اینکه حضرت زهرا علیهاالسلام مظهر صفت فاطریت حق جل و علا و متادب به آداب اللَّه و متخلق به اخلاق اللَّه مى باشد (با قدرى تلخیص و تصرف از جنه العاصمه، ص 49.) 
8- بحارالانوار، ج 43، ص 15. 
9- بحارالانوار، ج 26، ص 326، ر 10. از تفسیر الإمام العسکرى.@.


نرم‏افزار رایگان ﺗﻘﻮﯾﻢ موبایل ﺑﺎﺩ ﺻﺒﺎ۳ جاوا/اندروید (نفحات سابق) ۱۳۹۱

ارسال شده توسط احسان عسکریان | 22 Apr, 2012
 
ﺗﻘﻮﯾﻢ ﺍﺫﺍﻥ ﮔﻮ موبایل ﺑﺎﺩ ﺻﺒﺎ۳ جاوا (نفحات سابق) ۱۳۹۱ - برای گوشی‌های جاوا و اندروید
(قابل اجرا و سازگار با صفحات لمسی

 

 

ﺗﻘﻮﻳﻢ ﺍﺳﻼﻣﻲ ﺑﺎﺩ ﺻﺒﺎ، ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺍﻱ ﺩﻳﮕﺮ ﺍﺯ ﻣﻌﺮﻓﻲ ﻭ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﺍﺭﺯﺵ ﻫﺎﻱ ﺍﺳﻼﻣﻲ ﺩﺭ ﻗﺎﻟﺐ ﺗﻘﻮﻳﻢ ﺳﻪ ﮔﺎﻧﻪ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﺪﻑ ﺍﺭﺝ ﻧﻬﺎﺩﻥ ﺑﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭﺍﻻﻱ ﻧﻤﺎﺯ ﺗﻮﺳﻂ ﻣﻮﺳﺴﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻣﻮﺝ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﻧﻮﺭ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﮔﺮﺩﻳﺪﻩ ﺍﺳﺖ.
ﺍﻳﻦ ﻧﺮﻡ ﺍﻓﺰﺍﺭ ﺑﮕﻮﻧﻪ ﺍﻱ ﻃﺮﺍﺣﻲ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﻧﺼﺐ ﻭ ﺍﺟﺮﺍ ﺑﺮ ﺭﻭﻱ ﻃﻴﻒ ﻭﺳﻴﻌﻲ ﺍﺯ ﮔﻮﺷﻲ ﻫﺎ ﻭ ﻧﻴﺰ نسخه مخصوص ﮔﻮﺷﻲ ﻫﺎﻳﻲ ﺑﺎ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﻋﺎﻣﻞ ﺁﻧﺪﺭﻭﻳﺪ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻣﻲﺳﺎﺯﺩ.
ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻧﺮﻡ ﺍﻓﺰﺍﺭ ﮐﺎﺭﺑﺮ ﺿﻤﻦ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﺍﻋﻤﺎﻝ، ﺍﺩﻋﻴﻪ، ﺁﺩﺍﺏ، ﺍﻭﻗﺎﺕ ﺷﺮﻋﻲ ﻭ… ﺑﺼﻮﺭﺕ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﺍﺯ ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ ﭘﺨﺶ ﺧﻮﺩﮐﺎﺭ ﺍﺫﺍﻥ ﺩﺭ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﺷﺮﻋﻲ ﺷﻬﺮ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻈﺮ ﻧﻴﺰ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﺭ ﺍﺳﺖ.
ﺍﺯ ﺩﻳﮕﺮ ﺍﻣﮑﺎﻧﺎﺕ ﺁﻥ ﻣﻲﺗﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﺷﺮﻋﻲ ۳۲۰ ﺷﻬﺮ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﻭ ﻫﺮ ﻧﻘﻄﻪ ﺟﻐﺮﺍﻓﻴﺎﻳﻲ ﺩﻳﮕﺮ، ﺍﺭﺍﺋﻪ ﻭﻗﺎﻳﻊ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ، ﭼﻨﺪﻳﻦ ﭘﻮﺳﺘﻪ ﮔﺮﺍﻓﻴﮑﻲ، ﺗﺒﺪﻳﻞ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﻭ… ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺩﺍﺷﺖ.
ﮔﻔﺘﻨﻲ ﺍﺳﺖ ﺗﻘﻮﻳﻢ ﺑﺎﺩ ﺻﺒﺎ ﺑﺪﻭﻥ ﻣﺤﺪﻭﺩﻳﺖ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻭ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺭﺍﻳﮕﺎﻥ ﺑﺮﺍﻱ ﮐﺎﺭﺑﺮﺍﻥ ﻗﺎﺑﻞ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ.

 

 نفهات

ﻣﺸﺨﺼﺎﺕ ﻧﺴﺨﻪ ۳ ﻧﺮﻡ ﺍﻓﺰﺍﺭ:
.۱ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﺍﺟﺮﺍ ﺑﺮ ﺭﻭﻱ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﻋﺎﻣﻞﺁﻧﺪﺭﻭﻳﺪ (نسخه آندروید) ﻭ ﺟﺎﻭﺍ
.۲ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﺳﻪ ﺗﻘﻮﻳﻢ ﺷﻤﺴﻲ ، ﻗﻤﺮﻱ ﻭ ﻣﻴﻼﺩﻱ (ﺑﺪﻭﻥ ﻣﺤﺪﻭﺩﻳﺖ ﺯﻣﺎﻧﻲ)
.۳ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﻭﻗﺎﻳﻊ ﻗﻤﺮﻱ ﺑﺼﻮﺭﺕ ﻣﺘﺤﺮﻙ ﻭ ﺯﻳﺮ ﻧﻮﻳﺲ
.۴ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﺷﺮﻋﻲ ۳۲۰ ﺷﻬﺮ
.۵ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻃﻮﻝ ﻭ ﻋﺮﺽ ﺟﻐﺮﺍﻓﻴﺎﻳﻲ ﺩﻟﺨﻮﺍﻩ ﺑﺮﺍﻱ ﻧﻤﺎﻳﺶ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﺷﺮﻋﻲ ﻭ ﭘﺨﺶ ﺍﺫﺍﻥ
.۶ ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ ﭘﺨﺶ ﺍﺫﺍﻥ ﺑﺼﻮﺭﺕ ﺧﻮﺩﻛﺎﺭ
.۷ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﺷﺮﺡ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ
.۸ ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ ﺩﺭﺝ ﻳﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﺑﺮﺍﻱ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ
.۹ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﺍﺩﻋﻴﻪ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ ﺭﻭﺯ
.۱۰ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺍﻱ ﺍﺯ ﺁﺩﺍﺏ (ﺁﺩﺍﺏ ﺧﻮﺍﺑﻴﺪﻥ ، ﺯﻳﺎﺭﺕ ، ﻧﻤﺎﺯ ، ﻭﺿﻮ ﻭ..)
.۱۱ ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ ﺗﻨﻈﻴﻢ ﭘﺨﺶ ﺍﺫﺍﻥ
.۱۲ ﺍﻣﻜﺎﻥ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﻮﺫﻥ ﺩﻟﺨﻮﺍﻩ ﺟﻬﺖ ﭘﺨﺶ ﺍﺫﺍﻥ
.۱۳ ﺍﺭﺳﺎﻝ ﺧﻮﺩﮐﺎﺭ ﻧﺮﻡ ﺍﻓﺰﺍﺭ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﺑﻠﻮﺗﻮﺙ (ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺣﺎﺿﺮ ﺩﺭ ﻧﺴﺨﻪ ﺁﻧﺪﺭﻭﻳﺪ ﺍﻳﻦ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻧﻤﻲ ﺑﺎﺷﺪ).
.۱۴ ﺍﻣﻜﺎﻥ ﺭﻭﺷﻦ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻧﻮﺭ ﺻﻔﺤﻪ ﻧﻤﺎﻳﺶ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺩﻋﻴﻪ ﻭ ﺯﻳﺎﺭﺍﺕ
.۱۵ ﺫﺧﻴﺮﻩ ﺳﺎﺯﻱ ﺑﺨﺸﻲ ﺍﺯ ﻣﺘﻦ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﻲ ﺩﺭ ﻗﺎﻟﺐ ﻓﺎﻳﻞ ﻣﺘﻨﻲ (Text)
. 16ﺍﺭﺳﺎﻝ ﺑﺨﺸﻲ ﺍﺯ ﻣﺘﻦ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﻲ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﺍﻳﻤﻴﻞ ﻭ ﭘﻴﺎﻡ ﻛﻮﺗﺎﻩ
.۱۷ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﻣﻴﻼﺩﻱ ﺑﻪ ﺷﻤﺴﻲ ﻭ ﺑﺎﻟﻌﻜﺲ
.۱۸ ﺣﺮﻛﺖ ﺧﻮﺩﻛﺎﺭ ﻣﺘﻦ ﺑﺎ ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ ﺗﻨﻈﻴﻢ ﺳﺮﻋﺖ ﺣﺮﻛﺖ
.۱۹ ﺗﻨﻈﻴﻢ ﻣﻴﺰﺍﻥ ﺑﻠﻨﺪﻱ ﺻﺪﺍ
.۲۰ ﺍﻣﻜﺎﻥ ﭼﺮﺧﺶ ﻣﺘﻦ ﺑﺮﺍﻱ ﺳﻬﻮﻟﺖ ﺩﺭ ﺍﻣﺮ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ
.۲۱ ﻧﻤﺎﻳﺶ ﻣﺘﻮﻥ ﺩﺭﭘﻨﺞ ﺳﺎﻳﺰ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ
.۲۲ ﺍﻣﻜﺎﻥ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺭﻧﮓ ﻣﺘﻦ ﻭ ﺍﻋﺮﺍﺏ
.۲۳ ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ ﺗﻨﻈﻴﻢ ﭼﻴﺪﻣﺎﻥ ﺻﻔﺤﻪ ﻛﻠﻴﺪ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺩﻭ ﻣﺪﻝ ﻧﻮﻛﻴﺎ ﻭ ﺳﻮﻧﻲ ﺍﺭﻳﻜﺴﻮﻥ
.۲۴ ﻗﺎﺑﻞ ﺍﺟﺮﺍ ﻭ ﺳﺎﺯﮔﺎﺭ ﺑﺎ ﺻﻔﺤﺎﺕ ﻟﻤﺴﻲ
.۲۵ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﭘﻮﺳﺘﻪ ﮔﺮﺍﻓﻴﻜﻲ ﻧﺮﻡ ﺍﻓﺰﺍﺭ

 

 برای دریافت نرم افزار :

1- سایت سازنده : http://mth-co.ir

2- لینک دانلود نسخه جاوا  -  لینک دانلود نسخه اندروید

بولوار ملک آباد مشهد - یادش بخیر

ارسال شده توسط احسان عسکریان | 11 Apr, 2012
 
 بدون شرح!!!‏
 
 
بلوار وکیل آباد سال 1375 

اشعار پرمعنا برای شما که روزی استاد می‌شوید

ارسال شده توسط احسان عسکریان | 28 Jan, 2012
سلام علیکم
فردی که اشعار رو میخونه استاد مجتبی محزون دکتری مهندسی مکانیک از دانشگاه برکلی کالیفرنیا عضو هیات علمی دانشگاه ‏‏شیراز هست:‏
«قبلي   1 2