جديدترين مقالات مرتبط با مدیریت فناوری اطلاعات IT
ارسال شده توسط احمد محمدی | 12 11, 2013 | بازدید‌ها (1651)

سیستم های پشتیبان تصمیم گیری پزشکی (CDSS)

اغلب مسایل در پزشکی مدرن بسیار پیچیده می­باشند و دلایل منطقیبرای تصمیم­گیریهای دقیق وجود ندارد. به همین جهت تصمیم­گیریهای پزشکان معمولا دلخواه و متغیر می­باشد. از سوی دیگر حجم مفید اطلاعات پزشکی که حتی با یک محدوده کوچک تشخیصی در ارتباط است، به قدری زیاد می­باشد که تصمیم­گیری سریع و دقیق را دشوار خواهد ساخت. ضمنا فناوریهای مدرن روز به روز بر حجم این اطلاعات می­افزایند و مساله را دشوار­تر از پیش خواهند ساخت؛ به صورتیکه پزشکان تاکنون با چنین حجم وسیعی از اطلاعات مواجه نشده بودند. از ان­گذشته، اشخاص به تصمیمات اختصاصی نیازمند می­باشند؛ زیرا ویژگیهای انان با حد متوسط بیان شده در مراجع پزشکی متفاوت است و هر یک از ایشان دارای خواستهای منحصر به فرد خود می­باشد. با توجه به مسایل فوق الذکر به اسانی قابل درک است که ما با چالش عظیمی در پروسه تشخیص پزشکی - به طور عمومی- و عملکرد پزشکان - به طور اختصاصی- مواجه خواهیم شد که نیاز به پیدایش سیستمهای پشتیبان تصمیم­گیری در پزشکی را اشکار خواهد نمود. سیستمهای پشتیبان تصمیم­گیری در پزشکی به نرم افزارهای کامپیوتری گفته می­شوند که برای کمک به تشخیص­ها و درمان­های، بالینی طراحی و ساخته شده­اند. این سیستمها با استفاده از اطلاعات و دانش پزشکی به تشخیص عارضه­های گوناگون و تجویز توصیه­های پزشکی برای بیماران اقدام می­نمایند. این سیستمها برای جایگزینی پزشکان طراحی نشده و تنها جهت یاری­رسانی به متخصصان علوم پزشکی در امر تشخیص بیماریها بر اساس یکسری از قواعد تجربی ارایه شده­اند.

 

تاریخچه

 

تاریخچه سیستمهای پشتیبان تصمیم­گیری در پزشکی در حقیقت تاریخچه همکاریهای متقابل پزشکان و ریاضیدانان می­باشد. به مجرد پیدایش کامپیوترهای الکترونیکی در سالهای ۱۹۵۰-۱۹۶۰میلادی، نخستین سیستمهای پشتیبان تصمیم­گیری در پزشکی با اهداف گوناگون بهداشتی پا به عرصه وجود نهادند. در نخستین مقاله­ای که در این زمینه در سال ۱۹۵۹میلادی منتشر شد،لدلی[1] و لاستد[2]اعلام نمودند که پزشکان معمولا اگاهی چندانی از چگونگی حل مسایل تشخیصی دارا نمی­باشند. همچنین انها اظهار داشتند که برای مدلسازی پروسه تشخیص پزشکی هم قوانین منطقی (نظیر نظریه مجموعه­ها و جبر بولی) و هم محاسبات استدلالی (نظیر قوانین بیز) مورد نیاز خواهد بود. متعاقب این تحقیق، سیستمهای منطقی که بر اساس پرسشهای هوشمند به تمایز میان گزینه­های مانعه­الجمع می­پرداختند، توسطبلیچ[3] و همکارانش پا به عرصه وجود نهادند. لازم به ذکر است در ان زمان کلیه سیستمهای پشتیبان تصمیم­گیری در پزشکی تنها می­توانستند در حوزه­های کاملا محدود  و به ویژه در مواردی که یقینا فقط یک بیماری باعث بروز نشانه­ها می­شد، به کار بپردازند؛ در حالیکه در عمل معمولا چندین بیماری در ان واحد در شخص بیمار با یکدیگر تداخل دارند. در سال ۱۹۶۱میلادی نیز وارنر[4]  و همکارانش یکی از نخستین سیستمهای پشتیبان تصمیم­گیری در پزشکی را که بر اساس قوانین بیز به کار         می­پرداخت، طراحی و راه­اندازی نمودند؛ البته نخستین سیستم واقعی پشتیبان تصمیم­گیری در پزشکی که          براساس قوانین بیز طراحی شده بود و در عمل نیز در بسیاری از پایگاههای بهداشتی به کار گرفته شد، سیستمی بود که توسطدامبل[5] برای تشخیص دردهای حاد شکمی ارایه شد.

به دلیل فناوری موجود در کامپیوترهای سالهای ۱۹۵۰-۱۹۶۰که نرم افزارهای پشتیبان تصمیم­گیری در پزشکی می­بایست بر روی انها راه اندازی شوند، این سیستمها در ان زمان در دو شاخه مجزا از یکدیگر توسعه یافته بودند: قیاسی و احتمالاتی؛ اما نزدیک به دو دهه بعد از نخستین تلاشهای انجام­گرفته در این زمینه، Szolovits وPauker با بررسی عمیق­تر ریشه­های فلسفی این دو روش استدلال، روش سومی را که با حفظ ویژگیهای ممتاز این دو روش از هویت خاص خود نیز برخوردار بود، پیشنهاد نمودند. این روش، هیوریستیک  نام داشت. برنامهHEME که برای تشخیص بیماریهای هماتولوژیک به کار می­رفت، یکی از نخستین سیستمهایی بود که از این روش استفاده نمود. در ادامه کاربردهای این روش، گری[6] یکی از پیشتازان کاربرد روش هیوریستیک در سیستمهای پشتیبان تصمیم­گیری در پزشکی- در طی یک مقاله کلاسیک که در سال ۱۹۶۸منتشر نمود، اصول کلی حاکم بر سیستمهای خبره پشتیبان تصمیم­گیری در پزشکی را تبیین نمود. این اصول در سالهای ۱۹۷۰تا ۱۹۸۰اساس عملکرد بسیاری از سیستمهای پشتیبان تصمیم­گیری در پزشکی را تشکیل دادند. در این مقاله، گری،تعریفی رسمی از مساله تشخیص پزشکی را ارایه نمود. وی همچنین تفاوتهای مابین ارزش اطلاعات، هزینه های اقتصادی، و خطرات ناشی از انجام تستهای تشخیصی را نشان داد و مساله «چند-تشخیصی» را که به هنگام مواجهه سیستم با بیماران دارای چندین بیماری همزمان روی می­دهد، توصیف نمود. مقاله گری در حقیقت تئوری بسیاری از سیستمهای پشتیبان تصمیم­گیری در پزشکی نظیرPIP، MEDITEL، Internist-1، QMR، DXplainو ILIADمحسوب می­گردد. در سال ۱۹۷۶میلادی نیز شرتلیف[7] سیستم خبره مبتنی بر تئوری شواهد  [8]را برای کاربردهای تشخیصی و درمانی به نام  MYCIN  ارایه نمود. این سیستم که برای تشخیص عفونتهای میکروبی و تجویز داروهای لازم به کار می­رفت، دارای قابلیتهای متعددی نظیر دریافت اطلاعات، یادگیری، تفسیر داده­ها و اموزش­دهی بود و امروزه از ان به عنوان پدر سیستمهای خبره یاد می­گردد. اکثر سیستمهای یاد شده به عنوان نسل اول سیستمهای پشتیبان تصمیم­گیری در پزشکی محسوب می­گردند.

در سالهای ۱۹۸۰تا ۱۹۹۰میلادی با تغییرات اساسی که در سخت افزار کامپیوترها صورت پذیرفت و منجر به تولید انواع کامپیوترهای کوچک و ارزان قیمت(PC) شد، تحولی اساسی در تولید سیستمهای پشتیبان    تصمیم­گیری در پزشکی ایجاد شد و نسل جدیدی از این سیستمها پا به عرصه وجود نهادند. همچنین در این سالها با ارایه مدلهای جدید تصمیم­گیری و یا با ارایه نواوری در مدلهای پیشین تغییرات چشمگیری در عملکرد سیستمهای پشتیبان تصمیم­گیری در پزشکی ایجاد شد، به صورتی که سیستمهای مبتنی بر تئوری فازی نظیرCADIAG-II  و شبکه­های بیز نظیرInternist-1/QMR برای غلبه بر محدودیتهای سیستمهای ساده پیشین طراحی و راه­اندازی شدند. در سالهای اخیر نیز رجیا[9] و همکارانش مدلهای پوشش مجموعه­ای[10]را برای حل مساله تشخیص پزشکی ارایه نمودند. شبکه­های عصبی مصنوعی واستدلال مبتنی بر مورد،نیز از دیگر تکنیکهای نوین ارایه شده برای برخورد با مساله تشخیص پزشکی می­باشند.

 

برخی دلایل استفاده از سیستم­های پشتیبان تصمیم در پزشکی:

·پزشکان برخی اوقات دچار خطا و اشتباه می­شوند.

·پزشکان قادر نیستند که همیشه خود را با اخرین یافته­های اطلاعات پزشکی تطبیق دهند.

·در موارد متداول استفاده از تصمیم­گیری خودکار، موثر است.

·سازمانهای مراقبت بهداشتی مایل به افزایش کیفیت مراقبت و کاهش هزینه­های ان هستند.

 

زمینه­های مورد استفاده سیستم­های پشتیبان تصمیم­گیری بالینی:

·تولید  هشدارها و یاداوری­کننده­ها برای پزشک

·کمک در تشخیص بیماری به پزشک

·برنامه­ریزی درمان

·تشخیص و تفسیر تصاویر پزشکی

 

چهار عملکرد کلیدی سیستم­های الکترونیکی حمایت از تصمیمات بالینی:

·اداری؛ حمایت از کد­های بالینی و مستندات

·مدیریت موارد پیچیده بالینی؛ مانند پروتکل­های شیمی درمانی، ارجاع و پیگیری، مراقبت­های پیشگیری

·کنترل هزینه­ها؛ کنترل دستورات پزشکی، جلوگیری از تکرار ازمایشات یا انجام ازمایشات غیرضروری

·حمایت از تصمیم؛ حمایت از تصمیمات کلینیکی و فرایند درمان و ارتقا استفاده از راهنمائی­های اختصاصی

 انواع سیستم های CDSS:

تعامل مستقیم سیستم و پزشک (مانند INTERNIST)

سیستم مستقیما به منبع داده­های بیمار متصل است. (مانند سیستمهای مفسر ECG)

سیستمهای همراه با مدارک کامپیوتری بیمار(CPR)و بکاربردن این رکوردها بعنوان ورودی

 



[1]Ledley

[2]Lusted

[3]Bleich

[4]Warner

[5]de Dombal

[6]Gorry

[7]Shortliffe

[8]Evidence Theory

[9]Reggia

[10]Set-Covering Theory

 

دسته بندی سیستمهای پشتیبانی تصمیم بالینی:

 

 سیستمهای DSSاز جوانب مختلفی طبقه­بندی می شوند:

·نمایش اطلاعات: مثلا سیستمهای مبتنی بر درخت تصمیم یا قواعد تولیدی

·نوع تصمیم : مثلا تشخیصی یا درمانی

·زمینه پزشکی : مثلا سیستمهای مربوط به پزشکی داخلی یا جراحی

 

دسته بندی سیستمهای پشتیبان تصمیم گیری از دید پزشکان

 

1-پیشنهاد درخواستی[1]: به شرایطی اطلاق می­شود که در ان پزشک از DSSمشورت می­طلبد. این     سیستم­ها درحالت عادی غیرفعالند و با درخواست کاربر فعال می­شوند. امکان کنترل استدلال­های   انجام شده را فراهم می­کنند. در این شرایط پزشک می­تواند سیستم را در مسیر خاصی هدایت کند و صحت تشخیص خود را بررسی نماید. بطور مثال:  مرجع پزشکی سریع[2] (QMR)، نسخه تجاری INTERNIST  نمونه­ای از سیستمهای پیشنهاد درخواستی است.

2-پیشنهاد غیر درخواستی[3]: این نوع سیستمها نیازمند درخواست پزشک برای ارائه پیشنهاد نیستند و بر   داده­های در دسترس بیمار (مانند داده­های ازمایشگاه تشخیص طبی یا CPR) تکیه دارند و مستقل از درخواست پزشک پیشنهاد خود را ارائه می­دهند. در این سیستم­ها ارائه پیشنهاد جزئی از فعالیت مدیریت داده است. سیستم نمی­تواند اهداف درمان و تشخیص را به درستی تشخیص دهد که این امر منجر به تولید پیشنهاد مثبت نادرست (FP)و هشدار اشتباه می­گردد.

3-سیستم خودکار[4]: سیستمهایی که در انها پیشنهاد بطور مستقیم بر روی بیمار اعمال می­شود، سیستم خودکار نامیده می­شوند. این سیستمها چندین داده را در زمانهای مشخصی اندازه می­گیرند و متناسب با ان رفتار خود را تطبیق می­دهند. به عنوان مثال می توان به سیستمهای کنترل بیهوشی یا تنفس مصنوعی، اشاره کرد. در این شرایط خرابی سیستم می­تواند خسارات جبران ناپذیری، ایجاد نماید. 

 



[1]Solicited Advice

[2]quick medical refrence

[3]Unsolicited Advice

[4]Autonomous System

 

انواع سیستمهای پشتیبانی تصمیم در پزشکی از لحاظ روش و سیستم مورد استفاده

 

·الگوریتم­های بالینی: قواعد تولید هشدار در سیستم مانیتورینگ علائم حیاتی بیمار

·پایگاه داده بالینی (توابع تحلیلی): قواعد موجود برای نحوه درهم کنش داروها

·مدلهای پاتوفیزیولوژیکی ریاضی: مدلهای فارماکوکینتیک  برای محاسبه اثر تزریق دارو

·سیستمهای بازشناخت الگو: طبقه­بندی انواع مختلف گلبول سفید

·سیستمهای اماری: طبقه بندی ECGبا الگوریتمهای اماری

·سیستمهای تصمیم تحلیلی: محاسبه ریسک عمل جراحی

·استدلال سمبلیک یا سیستمهای خبره:  QMRبرای تشخیص در پزشکی داخلی

 

 

انواع مدل های پشتیبانی تصمیم

 

lکمی؛ بر اساس روشهای اماری موجود است و از داده­های اموزشی استفاده می­کند. مثل  شبکه­های عصبی، فازی و احتمالی. روشهای اماری در پشتیبانی تصمیم بالینی به کار می­رود تا احتمال وقوع یک بیماری را تعیین کند. در تصمیم­گیری اماری همه ویژگی­ها معمولا با هم به کار برده   می­شوند.

lکیفی؛ از ویژگی­های پیشنهاد شده متخصصین استفاده می­کند و از استدلال های سمبولیک بهره  می­برد. از این نوع مدل می­توان به، بولین[1]، سیستم­های خبره، درخت تصمیم، اشاره کرد.  این روش­ها ریاضی نیستند. روشهای کیفی براساس الهام و درک و استدلال توسط انسان،  بنا شده­اند. این روش ارتباط یک ویژگی اندازه­گیری شده را با مقدار استانه می­سنجد.

 

ابزار کسب دانش

کسب دانش یکی از مهم­ترین رویه­های اغازین برای ایجاد پایگاه دانش در CDSSمی­باشد. اولین گام برای کسب دانش، انتخاب ناحیه بالینی و متخصصین خبره برای کسب دانش بخصوصی، می­باشد. گام بعدی انتقال دانش قابل­تفسیر در کامپیوتر  براساس روش­های ارائه دانش می­باشد. این بخش بر ابزار کسب دانش تمرکز    می­کند وهدف ان بکارگیری الگو­های اماده برای دریافت دانش بالینی از متخصصین است.

ابزار­های کسب دانش زیادی برای CDSS، توسعه یافته است.  در میان ان­ها، بعضی از ابزار های کسب دانش پزشکی است و بقیه ابزاری برای رهنمودهای بالینی است که در رویه­های بالینی استاندارد مورد استفاده قرار می­گیرد. از انجایی که کنترل خطا یکی از بزرگترین چالشهای ابزار کسب دانش است، در ادامه بر مقایسه توانایی کنترل خطا تمرکز می­کنیم.

   در جدول 6-1،proforma ، ابزار کسب راهنمایی است که شامل ساختارهایی  پر معنی برای توصیف خطاها می­باشد. توانایی تصمیم­گیری ان تحت خطا توسط ابزارهای مکانیسم ایجاد می­شود. در این روش مکانیسم  استدلال، تشخیص و تصمیمات درمانی بر حسب چندoption  تعریف می­شود و با استفاده از قانونهای استدلال، تصمیمات لازم گرفته می­شود. قانونهای استدلال از تصمیمات، پشتیبانی می­کند و در اخر توصیه­های لازم داده می­شود.

GLARE، توانایی کنترل خطا در تصمیمات خطایاب را محدود کرده است. در GLARE ، تصمیمات سه بعد دارد ( تشخیص، پارامتر، نمره ) که خود پارامتر هم سه بعد دارد ( داده، خصوصیت، مقدار )، یک مقدار استانه برای مقایسه تشخیص ها استفاده می شود. نمره و سایر تشخیص ها به کاربران نشان داده می شود. GLARE   به کاربر اجازه می دهد تا تصمیمات تشخیصی لازم را از میان لیست انتخاب کند. در صورتی که کاربری تصمیمی اتخاذ کند که  نمره­اش بیشتر از حد استانه نباشد، اخطاری داده می­شود.

CMDS: ویرایشگر کسب دانش شی­گرا، در مورد کنترل خطا، عملکرد بهتری دارد. زیرا هر قانون دارای فاکتور قطعیت است که نشان می­دهد که ان قانون تا چه اندازه درست است. فاکتور قطعیت از -1تا  1 متغیر است. که -1به معنی قانون اشتباه، 0 به معنی عدم وجود اطلاعات  و 1 به معنی قانون درست است.

 

مکانیسم های استنباطی استفاده شده درCDSS

مکانیسم های استنباطی که در CDSS  استفاده می­شود شامل شبکه­های عصبی، شبکه­های معنایی، الگوریتم ژنتیک و سیستم­های غیرمستدل می­باشد. در CDSS  های مبتنی بر قانون، قانون­های if-then، مورد پردازش قرار- می­گیرند. زنجیره­های پسرو و پیشروی قانون­ها ممکن است برای تشخیص و تهیه توضیحات تشخیصی کاربران بالینی، مورد استفاده قرارگیرند. سیستم­های بیزین[1] بر اساس تشخیص­هایی که از بیماری های قبلی به دست امده است و همچنین علائم و نشانه­های بالینی، پیش بینی می­کنند. سیستم­های غیر مستدل شامل پیش بینی­های اماری است. بعضی از روش­های اماری مانند ماشین بردار پشتیبان (SVM) و ماشین ابزار حداقل مربعات (LSSVM  ;) برای استدلال­های پزشکی پیشنهاد شده است. شبکه­های عصبی به عنوان مکانیسم استنباطی توسط محققین استفاده می­شود. زیرا در هنگام توسعه این نوع از CDSSها، نیاز به درک رابطه بین متغیرهای ورودی و خروجی ندارند. 

لی[2] و همکارانش، شبکه­های عصبی را با سایر مدل­های ریاضی مقایسه می­کنند تا سیستم پشتیبان         تصمیم­گیری پزشکی مربوط به اسیب­های مغزی را بسازند (MDSS) و نتیجه این است که شبکه­های عصبی   راه­حل بهتری برای CDSSهای غیر خطی و پیچیده نسبت به تکنیکهای اماری قراردادی ارائه می­کند . ایراد شبکه­های عصبی این است که شبکه­ها از قانون­هایی استفاده می­کنند که از منطق خاصی پیروی نمی­کند و به طور اشکار قابل درک نیست.

در الگوریتم ژنتیک، با توسعه بهترین راه­حل، راه حل بهینه­ای که مناسب­ترین است، به دست می­اید. در مطالعات جدید متدلوژی­های استنباطی مختلفی برای پاسخ­های پزشکی، الحاق شده­اند  مانند LSSVMبا       وزن­دهی فازی، یا شبکه­های عصبی مصنوعی با وزن­دهی فازی. هنگامی که مدل سازی دانش پزشکی به صورت منطقی دشوار است، متخصصین پزشکی اطلاعات خود را با مثال ارائه می­دهند.  در این شرایط، مدل سازی نمادین (CBR)درDSS ، استفاده می­شود. فایدهCBR   این است که موارد بالینی تجربی مشابه، از سایر        دانش­های پزشکی متقاعد کننده­تر است. اما اشکال این روش این است که اندازه­گیری شباهت میان موارد مختلف دشوار است، همچنین فرایندهای بازیابی به ندرت دقیق و موثر است و ورودی­های موردنیاز CDSS  که بر اساس CBR  به دست می­اید، به اسانی مورد قبول متخصصین واقع نمی­شود.

 

ارزیابی CDSS  :

 به گفته میلر[3]، ارزیابی CDSSباید شامل چهار مورد زیر باشد:

1- ارزیابی مناسب

2- ارزیابی درجه سودمندی CDSS

3- ارزیابی محدودیت­های CDSS

4- تعیین دلایل پنهان محدودیت تاثیرات سیستم

کیت[4] وگرین[5] مراحل بررسی  CDSSرا این گونه تعریف می­کنند:

1-   ارزیابی دانش متخصصین

     2- ارزیابی سیستم مجتمع

     3-ارزیابی خارجی سیستم

    4- ازمایشات تصادفی چندمرکزی برای ارزیابی سیستم

اکثر ارزیابی­هایCDSS  بر صحت سیستم متمرکزند و تمرکز کمتری بر ارزیابی تاثیر استفاده CDSSبر مراقبت­های بالینی دارند.

معیارهای پذیرش سیستمهای پشتیبانی تصمیم

·پشتیبانی جمع­اوری داده[6]: سیستمهای تصویربرداری

·کاهش داده[7]: سیستمهای اطاق عمل و واحدهای مراقبت ویژه

·ارزیابی داده[8]: سیستمهای ازمایشگاهی

 

پایگاه دانش(KB)[9]پزشکی:

مجموعه اطلاعات (دانش)پزشکی که بطور سیستماتیک سازماندهی شده و بصورت الکترونیکی قابل دسترسی هستند و نیز قابلیت تفسیر بوسیله کامپیوتر را دارند، پایگاه دانش پزشکی را تشکیل می­دهند. با ایجاد KBمی­توان، جمع­اوری و پخش الکترونیکی اطلاعات پزشکی را تسهیل نمود.

 



[1]Bayesian

[2]Li

[3]Miller 

[4]Keith

[5]Greene

[6]Support of Data Acquisition

[7]Data Reduction

[8]Data Validation

[9]Knowledge Base

 

 پشتیبانی تصمیم با ابزارهای پیش بینی ساده

 

ابزارهای پیش­بینی ساده بر اساس روش­های مختلف پایه­گذاری شده­اند که در 2 گروه عمده می­توان انها را بررسی کرد :

·ابزارهای پیش­بینی مبتنی بر تحلیل اماری مجموعه داده­های بالینی

·ابزارهای پشتیبانی تصمیم براساس نتایج انالیز تصمیم

 

قواعد پیش بینی مبتنی بر تحلیل اماری[1]

روشهای اماری مورد استفاده برای پیش­بینی در این موارد، اغلب نوعی رگرسیون هستند بطور مثال : رگرسیون خطی برای خروجی­های پیوسته مانند فشارخون  و رگرسیون منطقی برای خروجی­های دو بخشی مانند مرگ و میر مورد استفاده قرار می­گیرند.

 

راهبرد­های کلی برای ارزیابی قواعد پیش­بینی :

-تعریف روشن متغیرهای پیش­بینی­­کننده و خروجی­ها

-توصیف صحیح جمعیت بیماران و امکان مقایسه

-توصیف روش­های ریاضی بکار رفته

-دسترسی به نرخ صحت یا خطای قاعده طبقه­بندی

-اثرات کاربرد قاعده پیش­بینی روی مراقبت بیمار

 

فرایند مدلسازی اماری:

فرایند مدلسازی دارای جوانب زیر است :

·انتخاب متغیرها : در بسیاری از موارد تعداد زیادی مشخصه پیش­بینی­­کننده بیمار داریم که بکار­گیری همه غیر عملی است. انتخاب تدریجی[2]، روشی برای انتخاب تعداد محدودی پیش­بینی­کننده است.

·تخمین ضرائب رگرسیون: پس از انتخاب پیش­بینی­کننده ها، ضرایب تعیین می­شوند که دقیق بودن ان مستلزم داده­هایی با کیفیت بالاست. هرچه حجم داده بالا باشد، نامعینی مقدار ضرائب تخمین زده شده، کمتر است و پیش­بینی دقیق­تر انجام می­گیرد.

·ارزیابی عملکرد مدل: عیار مهم برای ارزیابی یک مدل قابلیت تمایز مدل برای طبقه­بندی بیماران است.

·نمایش نتایج مدل: جدول پیش­بینی­های متناظر

 

چرا CDSSها در حال حاضر مقبولیت ندارند؟

- ایده­های نمایش اطلاعات[3]  بسیار ساده است.

-تصمیمات پزشکان متفاوت است و این تغییر پذیری نمی­تواند در DSSلحاظ شود. 

-پارادوکس تخصصی در DSSلحاظ نمی­شود.

 

 برخی محدودیت ها ومعایب سیستمهای  های CDSS :

·محدوده کوچکی از علم پزشکی را پوشش می­دهند.

·نمی­توانند تنوع زیادی از استراتژیهای تشخیصی و درمانی را برای حل مشکلات بیماران پیچیده ارائه دهند.

·تاکید بیش از اندازه بر داده­های ازمایشگاهی ممکن است موجب غفلت از اطلاعات روانی و اجتماعی بیمار شود.

·ایجاد تغییر در رابطه بیمار و پزشک

  • ایجاد محدودیت برای پزشک در حل مسایل بصورت مستقل

·مسایل حقوقی و قانونی در صورت بروز اشتباه و خطا

 



[1]prediction rules Based on statistical Analysis

[2]stepwise

[3]Representation

 

منبع:

http://thesis.ecg-pnum.com/index.php?pages=thesis&opt=onel&i=14&l=719

ارسال شده توسط احمد محمدی | 11 11, 2013 | بازدید‌ها (716)
عنوان مقاله: سیستم پشتیبان تصمیم گیری در جذب فناوری اطلاعات
مترجم: پیمان جسری (دانشگاه آزاد اسلامی سنندج)
موضوع: فناوری اطلاعاتIT

منبع: ارسال شده توسط عضو پایگاه مقالات علمی مدیریت www.SYSTEM.PARSIBLOG.com
تهیه و تنظیم: پایگاه مقالات علمی مدیریت www.SYSTEM.PARSIBLOG.com
چکیده:
سازمانهای پویا و متحولی که در زمینه تکنولوژی رایانه پیشرفت کرده اند، مجموعه بالقوه ای از برنامه های کاربردی DSS را ایجاد کرده اند.برای برنامه ریزی استراتژیک سازمان یا نقشه راه ، درک درستی از برنامه های کاربردیDSS حائز اهمیت است.این تحقیق می کوشد تا تعریفی از DSS، جذب فناوری اطلاعات و پویایی جذب DSS ارائه کند.آنچه که به عنوان ابزارهای DSS جذب برنامه های کاربردی سازمان میشود شامل آنهایی است که به عنوان برنامه های کاربردی یک بارهDSS (غیر تکراری) در سطح برنامه ریزی استراتژیک وارد سازمان میگردد.انتقال فناوری تا جاگیری ابزارها در برنامه های کاربردی پشتیبان تصمیم ساختار یافته (SDS) یا سیستم های فرایند تبادل (TPS) ادمه دارد.بنابراین مدیران باید آنها را به عنوان یک سیستم SDS/TPS ببینند نه به عنوان یک سیستم DSS. شناسایی نقشه راه جذب فناوری اطلاعات، به انتقال فناوری کمک می کند و آن را به رسمیت می شناسد. این به معنای قابل قبول بودن ایجاد این انتقال است.
واژه های کلیدی:
DSS، سیستم پشتیبان تصمیم گیری ،جذب فناوری اطلاعات ، توسعه نرم افزاری.
مقدمه
چه موقع یک سیستم پشتیبان تصمیم گیری واقعا یک DSSنیست؟ غالبا یک برنامه کاربردی که شامل تصمیم گیری به هر روشی است به عنوان DSS طبقه بندی می شود.پیشرفتهای پویای در زمینه تکنولوژی رایانه در برنامه های کاربردی مثل DSS موثر می باشد.در نتیجه این پیشرفتها بوده که این برنامه های کاربردی همواره در حال تغییر می باشند.این موضوع سبب شده است که تقریبا متوقف کردن چنین تغییراتی برای برنامه های کاربردی DSS غیر ممکن باشد.بدیهی است که ماهیت تغییرات DSS به موازات پیشرفت توسعه تکنولوژی رایانه در جریان می باشد.کدون[9] گزارش می دهد که قانون مور ( دو برابر شدن قدرت رایانه در هر هیجده ماه )دست کم برای 5 سال دیگر سر می رسداین امر نشان دهنده این است که سیستم های اطلاعاتی پیشرفت خود را در دستورالعمل های جدید و متنوع ادامه خواهد داد.
در حالی که برخی از برنامه های کاربردی DSS به طور گسترده ای مورد قبول واقع شده اند ، برخی دیگرانیز احتمالا در جریان تغییرات تکنولوژیکی منسوخ شده اند.این ماهیت پویای فناوری سیستم های اطلاعاتی عموما، و برنامه های کاربردی DSS خصوصا، باعث می گردد که مدیران عالی اطلاعاتی و دیگران مدیران در مواجه با یک تعریف واضح و روشن از مجموعه برنامه های ثابت و کاربردی DSS به مشکل بر بخورند.با این حال شناسایی برنامه های کاربردی DS در برنامه ریزی استراتژی های سازمانی برای استقرار فناوری اطلاعات مهم است.تجزیه وتحلیل این تحقیق یک چهارچوب را ژیش روی فناوری اطلاعات قرار می دهد که شانل تکامل مستمر و استفاده از ابزارهای DSS است.هدف بررسی یک چشم انداز برنامه ریزی برای استقرار آینده ابزارهای DSS و برنامه های کاربردی آن است که تکامل فناوری اطلاعات را امکان پذیر می سازد.یک چهارچوب برنامه ریزی برای سیستم های اطلاعاتی حرفه ای مستلزم شناسایی نقشه راه جذب فناوری از طریق ایفای نقش DSS می باشد.این تحقیق شامل بررسی تعریف DSS ، مراحل و پویایی جذب فناوری اطلاعات و در آخر خلاصه و نقشه راه جذب فناوری می باشد.
تعریف سیستم پشتیبان تصمیم گیری(DSS ):
یک تعریف عملیاتی از یک سیستم DSS برای شناسایی و طبقه بندی ابزارهای DSS و برنامه های کاربردی و به تبع آن بررسی نقشه هرا جذب فناوری حائز اهمیت می باشد.
DSS با بکار گیری رایانه برای موارد زیر تعریف می شود:
1 – کمک به مدیران برای فرایند تصمیم گیری در وظایف نیمه ساختار یافته
2 – برای پشتیبانی و بهتر از آن جایگزینی قضاوتهای مدیریتی. و
3 – به منظور بهبود اثربخش تصمیم گیری به جای کارایی آن( کین و اسکات مورتون،8ص1)
همچنین دیگران(10، 12 و 13 )تعاریفی را برای DSS ارائه کرده اند.اگرچه برخی تفاوتهای جزیی در تعاریف آنان وجود دارد،اما یک بررسی از این تعاریف نشان می دهد که به طور کلی آنها تعریف کین و مورتون را حمایت می کنند.با این حال تعریف کین و اسکات مورتون به عنوان تعریف عملیاتی برای این تجزیه و تحلیل مورد استفاده قرار گرفت آنها توضیح اضافی DSS را به شرح زیر ارائه نمودند:سوال کلیدی برای کسی که در مورد DSS کار می کند این است : "چه نوع تصمیم خاصی یا چه فرایند تصمیم گیری وجود دارد که برای پشتیبانی از آن باید تلاش کرد؟" تصمیم ممکن است تکراری و همیشگی و یا لحظه ای و یک باره باشد .تمرکز پشتیبان تصمیم گیری بر این فرض استوار است که مشکلی که مدیران با آن مواجهند بی اهمیت نیست و نمی تواند بصورت خودکار بروز کند. این دیدگاه نیازمند توسعه ابزارهای روش شنلاسی برالی تصمیم گیریهای کلیدی میران و تعریف اطلاعاتی است که میتواند یا باید در دسترس مدیران باشد البته در طول زمان سطح درک ما افزایش می یابد و شاید بسیاری ازمشکلاتی که ما امروزه به طور مرحله ای و سیستمی با آن مواجهیم به یک کاربر یا راینه واگذار گردد.
نمونه بارز این روند ، سود سپرده است .بیشتر بانک ها و شرکتهای وام دهنده روشهای ساده ای دارند که بر اساس داده های آماری و گزارشهای اعتباری پشتیبانی شده استوار می باشد که جایگزین قضاوتهای اولیه مدیران ارشد وام دهنده می گردد.مادامی که مشکل صرفا ساختار یافته بوده و مدیران در درک و سطح نیازمندیهایشان به بلوغ رسیده به به عنوان یک سیستمDSS باید همواره به عنوان کاربر سازگار و یاد گیرنده رشد و تکامل داشته باشد.این ماهیت خود است که بر ساخت نوعی از نرم افزار دلالت دارد که بتواند در سازمان به اجرا درآمده و باقی بماند.(ص58-59)
گوری و اسکات مورتون (7) چهارچوبی را برای ویژگی های نیمه ساختار یافته این تعریف سیستم پشتیبان تصمیم گیری ارائه نمودند.انها کار سیمون و نویل را با با جهارجوبی از فرایند تصمیم گیری ساختار یافته و غیر ساختار یافته ارتباط دادند.یک مشکل کاملا ساختار یافته موردی است که تمام سه مرحله فرایند تصمیم گیری (هوش ، طراحی و انتخاب ) برای آن ساختار یافته است. برای یک مشکل کاملا ساختار نیافته مراحل تصمیم گیری کاملا ساختار نیافته می باشد. برای یک مشکل نیمه ساختار یافته یک یا دو مورد (نه همه آنها ) از مراحل تصمیم گیری ساختار نیافته می باشد. آنها سیستم های اطلاعاتی را به عنوان سیستم های ساختار یافته تصمیم گیری((SDS که قویا ساختار یافته می باشند تعریف می کنند، در حالی که سیستم های نیمه ساختار یافته و ساختار نیافته را به عنوان DSS معرفی می کنندمبادله اطلاعات از این طبقه بندی ساختار یافته و ساختار نیافته حذف گردید.فعالیت مبادله اطلاعات در یک سازمان یعنی اینکه در آن سازمان رایانه مورد نظر به امر مبادله داده های سر راست (البته نه از طریق تصمیم خارجی )اختصاص داده می شود.مثل فرایند حقوق و دستمزد.هر دو فرایند SDS و مبادله اطلاعات قویا ، محصول پردازش اطلاعات یا فعالیتهای سیستم فرایند تبادل(TPS) می باشد.این دیدگاه بیان میدارد که هر سیستم اطلاعاتی که به عنوان SDS/TPS نباشد ، بیشتر به عنوان DSSشناخته می شود (پاور 12،ص19).بنابراین تعریف یک DSS دارای شرایط 1 طبقات استفاده و 2 – حرکت در طول زنجیره ساختار یافته / ساختار نیافته می باشد.به علاوه DSS به معنای واقعی به دو دسته تقسیم می گردد : DSS نهادی (سازمانی) که با تصمیم های با ماهیت دوره ای و تکراری در تعامل می باشد و DSS موقت که با تصمیمات خاص که معمولا قابل پیش بینی نبوده و دوره ای نیستند( لحظه ای هستند) در تعامل می باشد(5و8 ص58)." تغییر مشکلات به سمت ساختاریافتگی از زمان شروع دانش مدیریت در حال پیشرفت بوده است "(8ص92).ظهور DSS این حرکت را بیشتر از گذشته تسهیل می کند . تکامل و حرکت DSS به سمت قابلیت های جداسازی شده SDS/TPS شاخص بزرگی از تغییرات به سمت ساختار یافتگی در این طیف است.
مطابق این تجزیه و تحلیل ، برنامه کاربردی DSSS از ابزارDSS متمایز می باشد.ابزار DSS همچنین به عنوان ژنراتور DSS شناخته می شود .که شامل نرم افزارهای رایانه ای است که از آن در ایجاد برنامه کاربردی مخصوص DSS استفاده می گردد.ابزار یک فناوری توانمند است. برنامه کاربردی سیستمی است که واقعا کار را انجام می دهد و اطلاعات مورد نیاز تصمیم گیرنده را ذخیره می کند .ناحیه DSS تغییرات ساختاری خیلی عمیقی مثل ابزارهای فناوری را دارا می باشد(6).سیستم های پشتیبانی تصمیم گیری امروزی ، از انواع کامپیوتر هایی استفاده می کنند که بر اساس ابزارها ، ایجاد بر نامه های کاربردی پیشرفته DSS را ممکن می سازد.(11)ابزار سیستم اطلاعاتی که در یک زمان توسط تمرکز اولیه برای ساختن DSS مورد استفاده قرار می گیرد، در زمان بعد ممکن است در درجه اول به عنوان استفاده اش از SDS/TPS برای یافت گردد.از انجا که در ابتدا ابزار برای استفاده در ساختمان یک DSS ساخته شده است ، گمان نمی رود که تمام سیستم های اطلاعاتی متعاقبا با استفاده از ابزارهای DSS ساخته شده باشند.در واقع تعریف اساسی از DSS بایستی در تبیین آن به کار رود نه در کاربرد آن.
مراحل جذب فناوری اطلاعات:
مدیران سیستم های اطلاعاتی باید انتظار داشته باشند که تکنولوژی جدید ایجاد شده یا تکامل یافته کامپیوتری اغلب به راه های مختلف جذب سازمان خواهد شد.اپل گیت ، مک فارلن و مکنزی (1، ص 226) فرایند جذب تکنولوژی های اطلاعات در حال ظهور در سازمان را به طور خلاصه بیان می کنند..این مثال شامل یک سری مراحل است که طی آن فناوری جدید شناسایی شده ، جذب شده و نهادینه می گردد.آنها چهار مرحله را شرح دادند: 1 - شناسایی تکنولوژی 2 – آموزش تکنولوژی و سازگاری 3 – کنترل سازگاری با اصول عقلانی مدیریت 4 – انتقال تکنولوژی بلوغ/ توسعه. مرحله شناسایی تکنولوژی ، ابزارهای سیستم های اطلاعاتی جدید را بررسی کرده ، آن ابزارها را مورد آزمایش قرار داده و منجر به مطلوبیت دستیابی به تکنولوژی می گردد.
مرحله آموزش فنآوری و سازگاری یا انطباق ، شامل کسب دانش چگونگی گسترش تکنولوژی در فرصت های بالاتر از سیستم های اطلاعاتی پروژه های ارزیابی شده اولیه می باشد. مرحله سوم ،شامل ادامه تکامل برنامه های کاربردی تکنولوژی و توسعه کنترل ها به منظور راهنمایی طرح ها و اجرای سیستم هایی است که این تکنولوژی را بکار میگیرند. مرحله چهارم (انتقال تکنولوژی بلوغ/ توسعه ) وقتی رخ می دهد که تکنولوژی سراسر سازمان را در بر بگیرد. در خلال مرحله اول ( شناسایی تکنولوژی ) پروژه های آزمایشی معمولا در سطح بر نامه ریزی استراتژیک سازمان اجرا می گردد.خصوصا جایی که یک پروژه واحد به عنوان ضامن کلیدی اجرایی به انجام برسد.هنگامی که مرحله انتقال تکنولوژی بلوغ / توسعه رخ داده است تکنولوژی عموما در همه سازمان و خصوصا در سطح کنترل عملیاتی توسط بسیاری از کاربران در سازمان مورد استفاده قرار می گیرد.
مشابه آنچه که برای توسعه ابزارهای دیگر سیستم های اطلاعاتی وجود دارد ، این مراحل جذب نیز نقش اصلی را به عنوان ابزار کار در توسعه و کاربرد DSS در سازمانها ایفا می کند.
جذب ابزارهای فناوری اطلاعات، زمانی که برای اولین بار وارد یک سازمان در مراحل 1 و 2 شود می تواند در درجه اول به عنوان یک ابزار DSS مطرح باشد تا پس از آن به طرف مرحله SDS/TPS و سپس مرحله چهارم گسترش یابد. با این نوع جذب حیطه SDS/TPS گسترش یافته ، شاخص های اصلی فناوری های DSS به مرحله 4 رسیده و به عنوان یک TPS استقرار یافته که شامل تعدادی از کاربران و چگونگی نحوه پشتیبانی سیستم می باشد.این گسترش از زمان اولین نرم افزار پردازش داده ها در سال 1950 شروع شده است .
افزایش قدرت محاسباتی و کاهش هزینه برای قابلیت پردازش آن ، یک کلید محرکه سوق دهنده تکنولوژی و ابزارهای اولیه کاربرد DSS به سوی برنامه های کاربردی SDS/TPS می باشد.این تکامل احتمالا به عنوان فصول قانون مور (9) رخ داده و در ادامه شرح تکامل فناوری رایانه می باشد.برای مثال جذب نرم افزار صفحه گسترده را به عنوان یک ابزار پر طرفدار در نظر بگیرید. در اولین روزهای استفاده از نرم افزار VISI CALC تعداد کمی کامپیوتر شخصی در سازمان وجود داشت. VISI CALCابتدا برای پشتیبانی از مدیران اجرایی در سطح برنامه ریزی استراتژیک بکار گرفته شد(مرحله 1).از آنجایی که این تکنولوژی با استفاده سازمان از آن تکامل می یابد ، برنامه صفحه گسترده اکسل مایکرو سافت (یا نظیر آن ) هم اکنون صرف نظر از سطح هر یک از کاربران سازمان ، بر روی دسکتاب کامپیوتر آنان قرار دارد(مرحله 4). بنابراین یک ابزار صفحه گسترده که زمانی فقط برای استفاده مدیریت ارشد سازمان بوده است ، امروزه یک ابزار روزمره برای تمام کاربران رایانه ها می باشد.وقتی فناوری اطلاعات در مرحله 1 به عنوان یک ابزار کاربردی DSS معرفی گردید ، بر اساس الگوی استفاده سازمان به مرحله 4 رسیده سپس می بایست سیستم برای آنچه که برای ان در نظر گرفته شده است به رسمیت شناخته شود.به این معنا که برنامه SDS/TPS جایگزین خوبی برای نرم افزار DSS می باشد.
پویایی جذب فناوری اطلاعات
پس از این که تکنولوژی توسعه یافت و از طریق مراحل جذب ارتقاء پیدا کرد ، این تکنولوژی از مرحله معرفی اولیه تا استفاده گسترده و فراگیر نهادی و سازمانی تکامل می یابد. بخشی از تکنولوژی که با DSS معرفی می شود احتمالا به استقرار SDS/TPS می انجامد.
یک سیستم اطلاعاتی تکنولوژیکی ( TEIS ) یک سیستم SDS/TPS می باشد که شامل ابزارهای استقرار یافته و تکنیک هایی است که از مرحله 1 تا 4 فرایند توسعه DSS تکامل یافته است. با توجه به ایده پا ور (12) ، " DSS در بسیاری از سیستم های عامل تعاملی TP)) به صورت متفاوت وجود دارد.برای مثال یک سیستم پر طرفدار که گسترش یافته است برنامه ریزی منابع سازمانی (ERP) است .برنامه ریزی منابع سازمانی (ERP) حتی اگر نشان دهنده اصلاح تصمیم گیری و برنامه ریزی باشد نمی تواند به عنوان DSS مطرح باشد . به طور کلی برنامه ریزی منابع سازمانی (ERP) ، یک سیستم TPS ادغام شده می باشد که جریان اطلاعات را بین قسمت های وظیفه ای یک کسب و کار تسهیل می کند "(8). به عبارت دیگر ، بسیاری از سیستم هایی که در رده DSS قرار می گیرند به عنوان سیستم پیشرفته فناوری اطلاعات (TEIS) مطرح هستند که نشان دهنده استقرار تصمیم گیری در سیستم اطلاعات می باشد.این یک پیشرفت طبیعی ابزارهای DSS به سوی ابزارهای SDS/TPS میباشد.آنچه که به عنوان لبه برش DSS شناخته می شود فقط به عنوان یک SDS/TPS روزمره است.بهتر است مدیران امروزه برای داشتن یک مجموعه مشخص از ابزارها برنامه ریزی کنند و در 5 سال آینده نیز برای یک مجموعه کاملا متفاوت از ابزارها برنامه ریزی نمایند (3) .هیچ دلیلی برای انتظار این پیشرفت سیستم های فرایندی SDS/TPS که به زودی فرا میرسد وجود ندارد.
برنامه های کاربردی سیستم اطلاعات را می توان یک زنجیره از SDS/TPS تا DSS در نظر گرفت .شکل 1 نشان می دهد که انتقال تکنولوژی DSS تک منظوره وسیله ای برای تسهیل فعالیتهای جذب را از مرحله 1 تا 2 فراهم میکند و محیطی را که در آن یک پروژه به عنوان کلید پشتیبان اجرایی مطرح است آماده می کند.سپس ابزار DSS در سطوح پایین تر در درون سازمان مورد استفاده قرار می گیرد
ابزارهای DSS موقتی و یک باره
نهادی و سازمانی

شکل 1 – جذب تکنولوژی ابزار های DSS

این تا حد زیادی پایه کاربردی را که در مقیاس بزرگ با DSS در ارتباط است توسعه می دهد.در حال حاضر DSS به سوی SDS/TPS توسعه یافته است و در سازمان مستقر شده و تکامل آن حفظ شده است . توان تکنولوژی به مرحله چهارم از فرایند انتقال بلوغ /توسعه رسیده و برنامه کاربردی توسعه یافته و مستقر شده است و از قدرت تکنولوژی برای ابزار اولیه DSS استفاده می کند.که این توانایی شامل ETIS است که نمایانگر مشخصات یک سیستم SDS/TPS می باشد.
تمایز بین DSS و SDS/TPS بسیار حائز اهمیت است چرا که کلیدهای متعدد و متفاوتی بین توسعه و بقای یک سیستم DSS در مقایسه با دیگر سیستم های SDS/TPS به شرح زیر وجود دارد(8، ص 98) :
1 – افراد مشغول در ساخت DSS نیازمند مهارتها و نگرش های مختلف نسبت به ساخت SDS/TPS می باشند.
2 – تکنولوژی که از DSS پشتیبانی می کند در خصوص نگهداری و بهره برداری موثر سیستم با SDS/TPS متفاوت است.
3 – مدل هایی که در تصمیم گیری در سیستم DSS به مدیران کمک می کنند ممکن است با الگو های بهینه سازی سیستم SDS/TPS به طور قابل ملاحظه ای متفاوت باشد.
4 – فرایندهایی که به وسیله سیستم DSS به دنبال روشهای تکمیلی توسعه یافته است ، نسبت به تحویل نهایی محصول سیستم SDS/TPS (که ناشی از استفاده های مکرر از آن است متفاوت می باشد.
اگر چه تکنولوژی پیشرفت کرده است اما ویژگی هایش معتبر باقی مانده است.یک رده از DSS مشخص را به عنوان سیستم اطلاعات اجرایی (EIS ) ، در نظر بگیرید که دارای قابلیت های خود جداسازی شده در نرم افزار SAP R/3 یک شرکت یاشد (2 ، ص319 و 320 ).نرم افزار ERP سازمان نرم افزاری است که ابتدا سازمان را با مجموع ه ای از قابلیتهای TPS مواجه می کند.این شاخصی از استقرار تکنولوژی DSS در سیستم TPS و نشان دهنده پویایی جذب تکنولوژی است.در اینجا ERP یک TEIS است که شامل ظرفیت EIS بوده و در ابتدا به عنوان یک نوع از DSS مطرح بوده و توسعه یافته است اما سیستم نرم افزار SAP R/3 یک DSS نیست.( نکته: نرم افزار SAP R/3 نرم افزار نسخه سوم SAP است که برنامه ریزی منابع سازمان را انجام می دهد).
یکی دیگر از نمونه های TEIS ،برنامه اکسپرس آمریکا (American Express application)از تکنولوژی سیستم خبره می باشد(4).ابزارهای سیستم خبره ابزارهای اولیه برای ساختن یک سیستم DSS خاص است .این مثال نشان دهنده توسعه و بکارگیری و پشتیبانی از TEIS است.هنگامی که ابزارهای DSS در این شیوه در ابعاد بزرگ به کار گرفته شوند، آنها قادر هستند از طریق فرایند های اجرا و نگهداری ، استفاده از SDS/TPS را تنظیم کنند. پشتیبانی مداوم و نگهداری از یک سیستم DSS به یک سیستم TPS قابل تغییر است در نتیجه این مثال یک سیستم DSS نیست.
ولز و هس (14) 0DSS ذخیره داده ها را تشریح کردند که در سازمانهای ارائه دهنده خدمات مالی کاربرد دارد.آنها این مورد را به عنوان یک DSS ذخیره داده ها در مقیاس بزرگ توصیف می کنند که در دسته DSS های سازمانی (نهادی ) تقسیم بندی می گردد.این برنامه کاربردی DSS توسط 1500 نفر از مشاوران مالی مورد استفاده قرار می گیرد .این برنامه هر هفته برای 60 نفرا زمشتریان متقاضی، خدمات ارائه می کند.این برنامه به عنوان نرم افزار CRM (مدیریت ارتباط با مشتری ) شناخته می شود. این نرم افزار اطلاعات مورد نیاز برای پشتیبانی مشاوران اراده نمی کند و اگر مشاوران احساس کنند که محصول تولید شده مناسب نیست ، آنگاه از دیگر سیستم های خروجی و منابع برای شکل دادن به توصیه های مختلف استفاده می کنند. بر اساس تعریف سیستم باید اطلاعاتی را ارائه کند که تصمیم گیری را پشتیبانی نماید .این گزارش DSS ذخیره داده ها ، نتایجی را که بر اساس یک سیستم SDS ساخته شده و تعبیه شده است ارائه می کند. ابزار ذخیره داده ها (DW) در توسعه سیستم به کار گرفته میشود و این ابزار غالبا در سیستم DSS استفاده می گردد . به هر حال این استفاده از ابزار نتایج را در SDS بهتر از DSS نشان می دهد.این کار نشان می دهد که TEIS یک سیستم SDS است و DSS نیست.
جذب ابزارهای DSS به سمت SDS/TPS موجب تغییر اهداف برخی از ویژگی های DSS می گردد.این خوب است یا بد؟اگر اطلاعات بهتر که منجر به پشتیبانی فعالیتهای مدیران یک سازمان میشود ارائه شده باشد ، این وجه خوب قضیه است .به هر حال این حالت وضوح و شفافیت تشخیص این موضوع را که نقطه پایان SDS/TPS و آغاز DSS کجاست بیشتر با مشکل مواجه می کند . حد وسط مرحله ای که در این خصوص وجود دارد این است که جابجایی تکنولوژی به طور مداوم ، به برنامه های کاربردی هردو سیستم DSS و SDS/ TPS اجازه گسترش و توسعه می دهد.
خلاصه بحث
DSS فناوری اطلاعاتی است که در یک سازمان به شیوه مشابه سایر تکنولوژی های اطلاعات جذب می گردد. با این حال هنگامی که در ابتدا یک تکنولوژی به عنوان فناوری DSS معرفی می گردد به مرحله بلوغ یا انتقال تکنولوژی توسعه یافته می رسد، این استقرار اولیه به عنوان ابزارهای DSS احتمالا مهاجرت به سمت تکنولوژی SDS/TPS را تکمیل کرده است.مدیران سیستم های اطلاعاتی باید انتظار ایجاد و توسعه تکنولوژی جدید رایانه ای را داشته باشند.این تکنولوژی اغلب در سازمان به عنوان ابزارهای DSS مستقر شده که باعث ورود سازمان به سطح برنامه ریزی استراتژیک می گردد. پس از آنکه موفقیت این مرحله به اثبات رسید ، احتمالا استفاده از برنامه های DSS در سطوح پایین تر سلسله مراتب سازمان امکان پذیر است یعنی جایی که این برنامه ها در مقیاس بزرگ DSS نهادی یا سازمانی بویا همه ویژ گیهای SDS/TPS مورد استفاده قرار گیرد.
ابزار DSS به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از SDS/TPS مطرح می گردد و در نتیجه به طور خلاصه نرم افزار به عنوان DSS نهادی شناخته می گردد. این ادغام در مقیاس بزرگ به کار گرفته میشود سپس به گسترش یکپارچه سیستم نیاز دارد و بقا و نگهداری آن مستلزم وجود سایر برنامه های کاربردی در مقیاس بزرگ است .رابطه بین سازندگان سیستم و کاربران آن هم اکنون مانند SDS/TPS است، و چنین جذب و یکپارچه سازی قابل قبول است . در نتیجه مجموعه ابزارهای DSS و برنامه های نرم افزاری پویا بوده و می بایست قابلیت سازگاری را با تغییرات پیشرفت تکنولوژی اطلاعات که به منظور استفاده از ساختمان و استقرار DSS رخ می دهد داشته باشد. به رسمیت شناختن این فرایند جذب فناوری اطلاعات ، یک راهنمایی و نقشه راه را برای تغییرات به منظور نگهداری و حمایت از یک سیستم TEIS ارائه می کند که این TEIS از مرحله DSS به مرحله SDS/TPS توسعه یافته است.سپس این برنامه های کاربردی برای تمرکز بر روی فعالیتهای تصمیم گیری ساختار نیافته و نیمه ساختار یافته ، به تعریف اصلی خود بر می گردند.بدیهی است که هر برنامه کاربردی که از ابزار سیستم های اطلاعاتی جدید نوظهور استفاده نماید ، نبایستی بلا فاصله به عنوان یک سیستم DSS از ؟آن نام برد.
منابع
1. Applegate, L. M., McFarlan, F. W., and McKenney, J.L. (1999). Corporate information
systems management: Text and cases. Boston: Irwin/McGraw-Hill.
2. ASAP World Consultancy (1996). Special Edition Using SAP R/3, Indianapolis, IN: Que
Corporation.
3. Darling, C.B. (1996, April 15). Build an app dev framework for DSS, Datamation, 82-87.
4. Ditlea, S. (1992, December 1). How AMEX leverages technology assets, Datamation, 95-96.
5. Donovan, J. & Madnick, S. (1977). Institutional and ad hoc DSS and their effective use,
Database, 8(3), 79-88.
6. Eom S. B. (1999). Decision support systems research: current state and trends, Industrial
Management & Data Systems, 99(5), 213-220.
7. Gorry, G. A., & Scott Morton, M. S. (1989). A framework for management information
systems. Sloan Management Review, 31(3), 49-61.
8. Keen, P. G. W., & Scott Morton, M. S. (1978). Decision support systems: An organizational
perspective. Reading, MA: Addison-Wesley.
9. Kren, Lawrence (2002). Upholding Moore’s Law. Machine Design, 74(2), s30.
10. Marakas, G. M. (2003). Decision support systems in the 21st century (2nd ed.) Upper Saddle
River, NJ: Prentice-Hall.
11. Nemhauser, G. L. (1993, May). The age of optimization: solving large-scale real world
problems, TIMS/ORSA Joint National Meeting, Chicago, IL (May 7).
12. Power, D. J. (2002). Decision support systems: Concepts and resources for managers.
Westport, CN: Quorum Books.
13. Sprague, R. H., & Carlson, E. D. (1982). Building Effective Decision Support Systems,
Englewood Cliffs, NJ: Prentice Hall.
14. Wells, J. D. & Hess, T. J. (2002). Understanding decision-making in data warehousing and
related decision support systems: an explanatory study of customer relationship
management application, Information Resources Management Journal, 15(4), 16-32
مولفین:
راجر ال .هین ، دانشگاه مرکزی میشیگان
مونیکا سی. هولمز ، دانشگاه مرکزی میشیگان
جیمز پی . اسکات ، دانشگاه مرکزی میشیگان
ارسال شده توسط احمد محمدی | 11 11, 2013 | بازدید‌ها (1133)
آشنایی با سیر تحول و کاربردهای سیستم های MRP و  ERPدر سازمانها
مولف: گسترش انفورماتیک ایران
موضوع: مدیریت صنعتی
سال انتشار(میلادی): 2010
وضعیت: تمام متن
منبع: گسترش انفورماتیک ایران (تحت پوشش سازمان گسترش صنایع ایران)
تهیه و تنظیم: پایگاه مقالات علمی مدیریت  www.SYSTEM.parsiblog.com   
مقدمه:  هر سازمان، هرچند که کوچک باشد، دارای بخش ها و سلسله مراتبی است. هر بخش مسئولیتهایی را بر عهده دارد که به نحوی تکمیل کننده وظایف سایر قسمت های سازمان میباشند. این بخش ها، در کل در جهت منافع سازمان قدم برداشته و سعی می کنند اهداف سازمان خود را عملی سازند، همچنین بسته به وظایف تعیین شده برای هربخش از سازمان، بعضا موظف هستند با دیگر بخشهای درون سازمان و یا برون از سازمان ارتباط متقابل داشته باشند. برای مثال بخش فروش یک سازمان را در نظر بگیرید. این بخش باید با بخش تولید و همچنین بخش مالی درون سازمان ارتباط مستمر داشته باشد و در عین حال با دیگر شرکتها که نقش مشتری را ایفا میکنند در ارتباط است. حال سازمانی را در نظر بگیرید که بخش فروش آن با دیگر قسمتهای آن سازمان بی ارتباط است و به صورت یکسویه انجام فعالیت میکند. کاملا واضح است که چه تبعاتی را به دنبال خواهد داشت. در خوشبینانه ترین حالت میتوان حدس زد که واحد فروش کالایی را به فروش میرساند در حالی که واحد تولید در آن بازه زمانی قادر به تامین و تولید آن کالا نیست. اگر تعامل در هر یک از قسمتهای سازمان از بین برود، بدون شک شاهد تبعات منفی زیادی خواهیم بود. از این رو باید با استفاده از یک راه حل  کارآمد، تعامل درون سازمانی  و تعامل برون سازمانی  را پوشش داده و یکپارچگی اطلاعاتی به وجود آوریم.


در این زمان،  ERP به عنوان سیستم یکپارچه ساز اطلاعاتی در سازمان، مورد توجه قرار میگیرد. یک سیستم ERP کلیه بخشهای درون سازمان را در برگرفته و اطلاعات را به صورت یکپارچه، در یک بانک اطلاعاتی نگهداری میکند، که از این اطلاعات در هر زمان که نیاز باشد در انجام سایر وظایف استفاده میشود. مانند تولید، مدیریت زنجیره تامین، پروژه ها، منابع انسانی و ... .
در ادامه این مطلب نگاهی به تاریخچه ERP و نحوه شکل گیری آن خواهیم داشت. همچنین خواهیم دید که چگونه باید ERP را انتخاب کرد و خصوصیات و نقاط قوت و ضعف سیستم ERP را مورد بررسی قرار میدهیم.
تاریخچه ERP
در زمانهای گذشته، یعنی قبل از دهه 60، سازمان ها و شرکت توجه چندانی به روند انجام وظیفه توسط بخشهای مختلف خود نداشتند. به بیانی دیگر هر بخش از سازمان فقط به انجام وظیفه در حیطه کاری خود تمرکز داشت و ارتباطی بین بخش های مختلف سازمان به چشم نمی خورد. نرم افزارهایی که در این دوران مورد استفاده قرار میگرفتند توجهی به حجم تولید، زمان تحویل، موجودی و ... نداشتند و هدف آنها تهیه مواد لازم برای تولید تعدادی محصول بود.
دهه 60 یعنی سالهای بین 1960 و 1970، مفهوم MRP  توسط شرکت IBM  ارائه گردید. در این دوران تمرکز بیشتر بر روی سیستم های کنترل موجودی بود. منظور از MRP ، برنامه ریزی مواد مورد نیاز و نظارت دقیق بر روند تغییر میزان موجودی است. شرکت IBM نرم افزاری را تحت عنوان MRP I  ارائه کرد که مشکل اصلی آن نیاز به وجود کامپیوترهای بسیار گرانقیمت  بود. از طرفی دیگر این سیستم ارتباط بین تولید و استراتژی های رقابتی سازمان را چندان مد نظر قرار نمی داد. ضمنا ظرفیتهای تولیدی سازمان چندان در این سیستم لحاظ نمی شدند.
MRP  در نوع خود یک انقلاب بزرگ محسوب می شد اما ضعف بزرگ آن این بود که خود نیز جزیی از زیرسیستم ها محسوب به شمار می رفت و عدم توانایی در یکپارچگی مابین اجزای سیستم باعث شد که جای خود را به  MRPII بدهد. این سیستم در ایجاد یکپارچگی در اجزاء بخش تولید موفق عمل کرد اما باز هم نتوانست بخش غیر تولیدی و خدماتی را به صورتی یکپارچه مدیریت کند. همچنین این سیستم ها به صورت اطلاعاتی مطلق عمل میکردند و در انجام امور و فعالیت ها نقشی نداشتند. در اوایل دهه 90 میلادی، نسل جدیدی از این سیستم ها تحت عنوان ERP، پا به عرصه وجود نهادند، که توانستند با استفاده از فن آوری اطلاعات، شبکه ای از نرم افزار ها و سخت افزار ها ایجاد یکپارچگی بین تمام بخشهای سازمان ( تولیدی و خدماتی) را فراهم سازند.
ERP با ایجاد زنجیره ای کاملا یکپارچه بین کلیه واحدها و بخشهای یک سازمان ضمن افزایش راندمان کاری هر یک از این بخش ها و کاهش زمان لازم جهت تولید و ارائه کالا ها و خدمات، در هر لحظه آماده پاسخ گویی به نیازهای مشتریان، کارکنان و تامین کنندگان می باشد. ERP را نمی توان به تولید یا تجارتی خاص محدود کرد و میتواند در هر سازمان چه تولیدی باشد و چه خدماتی، مستقر شده و صاحبان آن را از مزایای خود بهره مند کند. امروزهERPهای پیشرو، علاوه بر اینکه کلیه وظایف سنتی مدیریتی شرکتها همچون سیستمهای مالی، فروش، تولید، منابع انسانی و ... را پوشش می دهند، شامل راه حل هائی همچون مدیریت داده های تولید ، سیستم مدیریت انبار ، سیستم اجرائی تولید  و غیره نیز میباشند. اکنون کارائیERPها آنچنان افزون گردیده که بتوانند بمنظور پشتیبانی از نیازهای همه صنایع و زمینه های تجاری همانند صنایع بهداشت و درمان و خودروسازی متناسب گردند. یک سیستم ERP از لحظه ای که مواد اولیه از تامین کنندگان تقاضا میشود تا لحظه ای که محصول ارائه شده توسط شرکت به مصرف کامل می رسد، حضور دارد و کلیه مراحل را به صورت یکپارچه مدیریت می کند.
 
جدول 1) سیر تکامل سیستم های مدیریت منابع سازمان
اجزاء ERP
همان طور که قبلا اشاره شد، مدیریت منابع سازمانی (ERP) در واقع ارائه جدیدی از مدیریت منابع ساخت (MRPII) می باشد. در مدیریت منابع ساخت کاستی هایی وجود داشت که باعث عدم موفقیت در برطرف کردن مشکلات سازمان می شد. یکی از این مشکلات عدم ارتباط در لایه های مختلف بود و بیشتر ارتباطات به صورت افقی انجام می شد. همچنین این سیستم ها به صورت اطلاعاتی مطلق عمل می کردند و در انجام امور و فعالیت ها نقشی نداشتند. پس از ظهور نسل سیستمهای  ERPدر اوایل دهه 90 میلادی، مدیریت منابع سازمانی، رنگی دیگر پیدا کرد و یکپارچگی کل فرآیندهای سازمانی و بین بخشی آن فراهم آمد. ارتباط بین کلیه بخش های سازمان، صرف نظر از تولیدی یا خدماتی بودن، از مهمترین و اصلی ترین وظایف یک سیستم ERP محسوب می شود.
تا قبل از ظهور سیستم ERP، این مسئله که هر بخش از سازمان برای خود یک سیستم اطلاعاتی جداگانه داشته باشد، زیاد دور از ذهن به نظر نمی رسید. برای مثال بخشهای منابع انسانی، ارتباط با مشتری و تولید، هر یک برای خود یک سیستم مجزا و با ساختار انحصاری داشتند. در این حالت مشکل عمومی، ایجاد تعامل و یکپارچگی بین اطلاعات این بخشها می باشد. از ابتدای دهه 90 میلادی و احساس نیاز به یکپارچگی بین بخشهای مختلف سازمان و ظهور ERP، تا به امروز، شاهد صعود شگرفی در روند فعالیتهای تجاری سازمانها و شرکت ها هستیم و این روند همچنان ادامه دارد. دلیل اصلی این امر را می توان بدین گونه بیان کرد که با پیشرفت روز افزون علم و تکنولوژی ، سیستم های ERP نیز گسترش یافته و توانسته اند زیر بخش های  مدیریتی بیشتری را در کلیه زمینه های فعالیت سازمان، تحت پوشش قرار دهند.
 
شکل 1) نمودار ارزیابی میزان سود سازمانها از ابتدای شکل گیری سیستم ERP تا سال 2004
در یک تقسیم بندی کلی می توان اجزاء تشکیل دهنده سیستم‌های ERP را در قالب گروههای زیر مورد بررسی قرار داد :
• بخش تولید  :
   o مهندسی، صورت حساب مواد، زمانبندی، مدیریت جریان کار، کنترل کیفیت، مدیریت قیمتها، فرآیند ساخت و ... .
• مدیریت زنجیره تامین  :
   o روند دریافت سفارش تا تامین، صورت موجودی، خرید، برنامه ریزی زنجیره تامین، زمانبندی تامین کنندگان، ارزیابی کالاها، محاسبات مربوط به کارمزد و ... .
• بخش مالی  :
   o دفتر کل، مدیریت نقدینگی، حسابهای پرداختی، حسابهای دریافتی، دارایی های ثابت و ... .
• بخش طرح و برنامه :
   o قیمت گذاری، صدور صورت حساب،  مدیریت فعالیتها و ... .
• بخش منابع انسانی  :
   o منابع انسانی، صورت حقوقی، آموزش، صورت وظایف و... .
• بخش مدیریت ارتباط با مشتری   :
   o فروش و بازاریابی، کمیسیون، کار و خدمات و ... .
• بخش انبار داده  :
   o ثبت کلیه داده ها و اطلاعات مربوط به بخشهای سازمان و ایجاد تعامل مابین این بخشها.
• برنامه ریزی تولید:
   o برای برنامه ریزی و کنترل فعالیتهای تولیدی یک شرکت کاربرد دارد. این ماژول شامل اجزای فرعیBOM ، مراکز کاری، ردیابی مواد، برنامه ریزی عملیات و فروش، برنامه کلان تولید، برنامه ریزی نیازمندیهای مواد، کنترل سطح کارخانه، سفارشات تولید، هزینه یابی مواد و...می‌باشد.
• مدیریت کیفیت :
   o یک سیستم اطلاعاتی و کنترل کیفی است که برنامه ریزی کیفیت ، بازرسی و کنترل تدارکات و تولید را بر عهده دارد.
توجه به این مطلب ضروری است که اصلی ترین بخش هر سیستم ERP، شامل ماژولهای کاربردی آن می باشد. این اجزا می توانند خود دارای اجزای فرعی باشند که برای وظایف و مقاصد ویژه ای کاربرد دارد که عبارتند از : ساختار سازمانی شرکت ، طراحی چارچوب گزارشات داخلی و خارجی ( جهت ارسال به سازمانهای خارج از شرکت ) ، سازمان فروش ، کانالهای توزیع کالا، سلف سرویس کارمندان ( کارمندان قادرند از طریق اینترنت به اطلاعات خود درسیستم منابع انسانی دسترسی داشته باشند )، سیستم MATCHCODE جهت یافتن اطلاعات خاص مورد نیاز با استفاده از ابزارهای جستجو ، امنیت سیستم و ... .
 
شکل 2) شمای کلی از منطق درونی سیستم ERP
چرا از ERP استفاده می کنیم؟
بطور کلی هدف اصلی و اولیه ERP آن است که فرآیند دریافت سفارش از مشتری و پردازش آن تا مرحله نهایی را بهبود بخشد . بعنوان مثال وقتی یک سفارش رسیده از سوی مشتری وارد سیستمERP میگردد ، همه اطلاعات لازم جهت تکمیل و ارائه این سفارش ، در آن موجود میباشد . اطلاعات مربوط به اینکه آیا مشتری سفارش دهنده ، اعتبار کافی نزد شرکت را دارد یا خیر ، از ماژول مالی بدست می آید و به همین ترتیب اطلاعات لازم در مورد سطح موجودی انبار کالا و مواد اولیه مربوط به این سفارش ، از ماژول انبار استخراج میگردد.
دلیل دیگری که یک سازمان را ملزم به پیاده سازی یک سیستم ERP میکند، بحث هزینه هاست. البته باید توجه داشت که اجرای یک سیستم ERP نیز خود به تنهایی منجر به صرف هزینه های بعضا زیاد میشود. در نتیجه باید با یک امکان سنجی دقیق بحث هزینه ها را زیر نظر گرفت. این امکان سنجی باید با علم به اینکه هزینه های مربوط به اجرای سیستم ERP معمولا برگشت پذیر خواهند بود، انجام گیرد. به طور کلی در صورت مواجه شدن با هریک از شرایط زیر باید به استقرار ERP و یا ارتقای نوع فعلی آن اقدام کرد:
• عدم وجود یکپارچگی در میان بخش های مختلف درون سازمانی و برون سازمانی
• احساس نیاز برای برقراری ارتباط با تجارت الکترونیک
• عدم هماهنگی زنجیره تامین با نیازهای سازمان
• رشد سریع و یا غیر قابل کنترل سازمانی
• شرایط مبهم مالی
• صرف هزینه های جانبی زیاد و اجتناب نا پذیر
• عدم هماهنگی انبار ها با بخش تولید
• دوباره کاری و یا موازی کاری
• تغییر صعودی نیازهای مشتریان
• نیاز به افزایش بازدهی
• تاثیر منفی ERP فعلی مستقر در سازمان بر روند رشد ( عدم موفقیت ERP فعلی)
•  عدم توانایی در برآورد های لازم بطور دقیق و همچنین پیش بینی ها و برنامه ریزی ها
• به طور کلی عدم توانایی در مدیریت منابع سازمان
یک سیستم ERP، سیستمی انعطاف پذیر است که اطلاعات و فرآیندهای مربوط به این اطلاعات، در درون واحدهای سازمانی، بین واحدهای سازمانی و واحدهای سازمانی با خارج از سازمان را یکپارچه میکند. از این رو میتوان گفت ERP به دلیل پوشش افقی سازمان، یکپارچگی آن را تضمین میکند و هر زیر سیستم اطلاعات خود را بر روی پایگاه داده مشترک درج میکند. به بیانی دیگر در ERP، افزونگی داده وجود ندارد و مغایرت بین زیر سیستمها از بین رفته و همخوانی اطلاعات تضمین میشود. ERP کلیه فرآیندهای سازمان را که جنبه اطلاعاتی دارد تحت پوشش قرار می دهد. برای مثال در شرکتهای توزیعی و تولیدی،  فرآیندهای فروش و خدمات پس از فروش، فرآیند تدارک و تامین کالا، فرآیند برنامه ریزی و کنترل تولید، فرآیند نگهداری و تعمیرات، فرآیند دریافت و پرداخت، فرآیند منابع انسانی و فرآیندهای مالی از قبیل دفتر داری ، حقوق و دستمزد، دارایی های ثابت، بودجه و گزارشات و قیمت تمام شده و ... ، به صورت خودکار و غیر قابل تغییر صادر گردد.
سیستم ERP قادر است با سیستم های خارج از سازمان تبادل اطلاعات نماید.این تبادل از قبیل اخذ سفارش از مشتری و درخواست خرید از تامین کنندگان است. به عبارت دیگر، ممکن است قسمتی از فرآیند، خارج از سازمان اجرا گردد.
یکی دیگر از عواملی که استفاده از ERP  را لازم جلوه می دهد خاصیت تغییر پذیری یا انعطاف پذیری آن است. یکی از عوامل شکست سازمانهای موفق، پایبندی سنتی سازمان به فرآیندهایی است که زمانی کار آمد بوده اند ولی به مرور و با تغییر شرایط ، ناکارآمد شده اند و سازمان برای طراحی مجدد آن تدبیری نیندیشیده است. بدیهی است سازمانهایی ماندگار ترند که از فرآیند های کار آمدتری برخوردارند و راهکار سیستماتیک برای بهبود مستمر فرآیندها تدارک دیده اند.
 
شکل 3) ایجاد یکپارچگی بین لایه های مختلف مدیریتی
 به طور خلاصه میتوان حداقل مزایای یک سیستم ERP را شامل موارد زیر دانست:
• فرآیندگرایی
   o فرآیند های کسب و کار از طریق سیستم مدیریت فرآیند ، در کارتابل  مسئولین به گردش در می آید.
• گزارش ساز
   o کاربران ERP با استفاده از داده های بانک اطلاعاتی می توانند گزارش های موردی را تعریف و تهیه نمایند.
• برنامه ریزی
   o برنامه ریزی تامین مواد
   o برنامه ریزی تولید بر اساس ظرفیت و سایر منابع
   o برنامه ریزی آموزش کارکنان
   o برنامه ریزی پیشگیرانه ماشین آلات و تجهیزات
• چند ارزی
دستاوردهای دیگری را که میتوان به وجود یک سیستم ERP نسبت داد،‌ چه در حوزه های فنی و عملیاتی و چه در حوزه مالی ، عبارتند از :
• ارائه روش‌های استاندارد و یکپارچه برای انجام عملیات در واحدهای مختلف سازمان
• بهبود کیفیت اطلاعات و سرعت دستیابی به آن
• به‌روز نمودن اطلاعات مالی و عملیاتی
• کاهش هزینه‌های عملیاتی (پردازش اطلاعات، خرید، فروش، پشتیبانی و تدارکات و ... )
• بهبود مدیریت سفارشات
• کاهش زمان انجام فرایندهای عملیاتی (خرید، فروش، تحویل/ توزیع کالا و ...)
• کاهش زمان دوره انبارداری و موجودی انبار
• افزایش راندمان کاری کارکنان
• کاهش هزینه‌های دوره‌های نگهداری تجهیزات
• سازماندهی و بهینه‌سازی روش‌های ورود داده‌ها در سیستم
• بهینه‌سازی موجودی سازمان
• دسترسی سریع و ایمن به اطلاعات به دلیل طراحی و پیاده‌سازی سیستم‌ها مبتنی بر اینترنت
• کاهش میزان سطوح آموزشی مورد نیاز جهت مدیریت سازمان به دلیل یکپارچگی سیستم‌ها
• همبستگی کامل و خودکار بین سیستم‌ها
• امکان شبیه‌سازی سناریوهای مختلف در سیستم ERP قبل از اجرای عملیات و مشاهده نتایج آن
• به حداقل رساندن هزینه‌های سازمان (به ویژه هزینه‌های عملیاتی)
• استفاده بهینه از دارائی‌ها
• افزایش برگشت سرمایه
• بهینه‌سازی گردش مالی
• کاهش زمان بستن حساب‌های مالی آخر دوره (کاهش زمان دوره‌های مالی)
• کنترل منابع جهت استفاده بهینه
از دیگر مزایای ERP امکان استفاده از تکنولوژی های روز دنیا در به کار گیری آن است. برای مثال با استفاده از یک سیستم ERP ، ایجاد یک تجارت الکترونیک  به ساده ترین صورت ممکن انجام پذیر است. که میتوان تحت عنوان ERPی توسعه یافته  از آن نام برد.
 
شکل 4) ERPی توسعه یافته مجهز به Network
نگرش های اجرای یک سیستم ERP  :
اولین اصل که در طراحی و پیاده سازی یک سیستم ERP در یک سازمان، باید مورد بررسی قرار گیرد و به نوعی بیشترین سهم را در تضمین موفقیت آن سیستم دارا میباشد، بحث فرهنگ سازی در بین کارکنان آن سازمان میباشد. باید به این مسئله توجه داشت سازمانی که میخواهد یک سیستم ERP را تجربه کند، آیا قبلا از سیستم دیگری استفاده میکرده و یا اینکه سازمان مربوطه در حال شکل گیری است و از بدو تاسیس تقاضای استفاده از ERP  را دارد؟ در صورتی سازمان مورد نظر قبلا با سیستمی ناکارآمد دست و پنجه نرم میکرده است باید در ابتدا به کاربران سیستم قبلی یک شمای کلی از خصوصیات سیستم ERP ارائه کرد و  به نوعی فرهنگ استفاده از آن را در بین افراد جا انداخت. چرا که اگر بدون فرهنگ سازی اقدام به تغییر در سیستم گردد،‌ مقاومت کارکنان را شاهد خواهیم بود. پس از این مرحله باید یک تعریف جامع از اهداف پیاده سازی سیستم ERP در سازمان و درک ضرورت آن تهیه شود.
همانطور که قبلا نیز اشاره شد، اجرا یک سیستم ERP مستلزم صرف هزینه خواهد بود که این هزینه بسته به حجم کار ممکن رقم بزرگی باشد. در نتیجه ایجاد اطمینان از اینکه بودجه کافی برای طرح موجود است یک امر مهم در فاز امکان سنجی محسوب می شود که به تبعات آن رضایت مدیران ارشد سازمان و اطمینان از حمایت آنان نیز مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
علل شکست بسیاری از ERPها که در ادامه مورد بررسی قرار خواهد گرفت ، عدم آگاهی در باره این موضوع است که : کدام سیستم ERP برای سازمان مناسب ترین خواهد بود؟ پس باید قبل اجرایی شدن طرح ، با تحلیل و بررسی های کارشناسانه و بهره گیری از مشاورین اصلح، بهترین و مناسبترین نوع سیستم ERP بر اساس نیازمندی های سازمان، حجم کاری سازمان، وسعت سازمان، زمینه های فعالیت سازمان و ... انتخاب گردد. با در نظر گرفتن موارد فوق و تعیین مسیر، با انتخاب تیمی کارآمد و با تجربه در زمینه ERP، پروژه به مرحله اجرا وارد می شود.
 با انجام این امکان سنجی های اولیه باید یک روش مشخص را برای جایگزینی سیستم فعلی با یک سیستم ERP انتخاب کرد. بر اساس تحقیقات انجام شده، سه روش عمده برای این کار وجود دارد که عبارتند از :
1. Big-Bang Approach :
§ در این روش، همانطور که از نام آن پیداست،‌ با یک جایگزینی انفجاری رو به رو هستیم. یعنی سیستم فعلی و کلیه تجهیزات وابسته به آن به یک باره و در یک روند ضربتی کنار گذاشته میشود و سیستم جدید جای آن را میگیرد. این روش، ریسک پذیری زیادی دارد و بحث فرهنگ سازی و امکان سنجی را نیز نادیده میگیرد. از این روش معمولا به ندرت استفاده میشود و در گذشته بیشتر کاربرد داشته است.
2. Pilot Approach :
§ در این روش از پیاده سازی، با مطالعه بخش های مختلف سازمان، یک بخش به عنوان Pilot در نظر گرفته میشود. از خصوصات بخش Pilot این است که تغییر در آن بر روند کاری سازمان کمترین تاثیر را داشته باشد.  از این طریق میتوان سیستم جدید را به صورت آزمایشی، در این بخش از سازمان اجرا کرد و نتایج را مورد بررسی قرار داد. در صورت موفقیت آمیز بودن سیستم، به مرور به اشاعه آن پرداخت. مزیت بزرگ این روش ، امکان استفاده از تجربیات قبلی در اجرای سیستم در بخش Pilot  میباشد. در این روش میتوان عیبهای احتمالی را به سرعت شناسایی کرد و با در دست داشتن زمان کافی به رفع آنها پرداخت.
3. Phased Approach  :
§ در این روش ، هدف به جای پیاده سازی کل پروژه ERP بر ماجولها و اجزایی از این سیستمها متمرکز است . به این ترتیب که ابتدا تیم راه اندازی با مدیران ارشد در مورد اینکه چه اجزایی پیاده سازی شود به اتفاق نظر رسیده و در نهایت اقدام به راه اندازی آن میکنند . از آنجا که در عمل چنین اجزایی معمولا سیستمهای حسابداری و مالی بوده است و در این بخشهامعمولا" تعداد نسبتا" محدودی از پرسنل کل سازمان فعالیت دارند ، موفقیت پروژه در این بخشها دلیلی قاطع بر موفقیت پروژه در سطح کل سازمان نخواهد بود . نهایتا" پس از تکمیل و عملیاتی شدن این بخشها ، سایر اجزای ERP نیز به ترتیب اولویت درسازمان پیاده سازی خواهد شد .

مشکلات موجود در پیاده سازی ERP ‌:
 بدون شک هیچ تغییری خالی از مشکلات نخواهد بود. ایجاد تغییر در روند سیستماتیک یک سازمان نیز تبعاتی را در پی خواهد داشت که میتوان با مطالعه قبلی و ایجاد آمادگی، خیلی از این مشکلات را حل کرد. البته باید توجه داشت که این معضلات در اجرای یک سیستم ERP نباید باعث خدشه دار شدن مزایای استفاده از آن گردد.
 اولین مشکل در اجرای یک ERP و بعد از آن، افزایش هزینه ها میباشد. این هزینه ها ، هم مربوط به زمان اجرای سیستم و هم مربوط به نگهداری آن میشود. همچنین افزایش هزینه پرسنل را نیز در پی خواهد داشت. منظور از هزینه پرسنل، جذب و به کار گیری افرادی است که آشنایی لازم با ERP را داشته باشند و یا ایجاد محیط آموزشی برای کارکنان فعلی. مسئله بعدی که پیش رو خواهد بود،‌ وجود الزام در مهندسی مجدد خواهد بود. مخارج بالا در تهیه ERP و همچنین پرداخت حق عضویت در برخی از سیستم های ERP یکی دیگر از مشکلات استفاده از این سیستم هاست. در برخی موارد به علت عدم موجود بودن پرسنل IT  قوی ، راهنمایی های فنی به درستی درک و یا عمل نمی شود و سبب توقف موقت در بهره برداری از سیستم می گردد.
 به طور کلی میتوان مشکلات اصلی موجود در یک سیستم ERP  را در شش مورد خلاصه کرد. البته راه کار پیشنهادی در رفع آنها نیز قید گردیده است :
 
1. زمانبر بودن  ERP:
ü راهکار : توجه بیشتر به مسائل عمومی و ایجاد اجماع عمومی و به حداقل رساندن مسائل با حساسیت بالا و سیاست های داخلی.
2. گران و پر هزینه بودن ERP:
ü راهکار : ایجاد یک سیستم ERP ممکن است از چند صد هزار تومان تا چند میلیارد تومان هزینه در بر داشته باشد. اما این هزینه به مراتب کمتر از مهندسی مجدد کل روند تجاری سازمان خواهد بود و همچنین ایجاد تغییر در سیستم ERP پس از گذشت چند سال بسیار ارزانتر از مهندسی مجدد چندباره میباشد.
3. ایجاد تطابق و هم شکلی میان ماژولهای سازمان :
ü راهکار :  میتوان در ابتدا از ساختار و معماری خاصی بهره جست که بیشترین یکپارچگی میان اجزای سازمان را پوشش دهد.
4. به وجود آمدن وابستگی به تامین کنندگان سیستم:
ü راهکار : با ایجاد سیستم ERP،‌ فقط با یک تامین کننده سر و کار خواهیم داشت و آن هم تامین کننده سیستم خواهد بود. در حالی که سایر تامین کنندگان به سیستم ارجاع داده میشوند و این ERP است که به آنها پاسخ خواهد داد. به عبارتی دیگر ، وابستگی به یک تامین کننده بهتر از چندین تامین کننده میباشد.
5. امکانات و پیچیدگی ماژولهای ERP :
ü  راهکار :  سازمانی که از ERP استفاده نمیکند نیز دارای ماژولها و بخشهای متعدد و بسیار زیادی است که کارکنان باید مرتب آنها زیر نظر داشته و نگهداری کنند اما با وجود یک ERP، کارکنان فقط ناظر بر روند اجرایی شدن کارها خواهند بود و وظایف کنترلی اصلی بر عهده ERP میباشد.
6. گسترش روند تجاری سازمان و نیاز  به روز رسانی :
ü راهکار : از آنجا ERP یک سیستم ساخت یافته و دارای تعامل با تکنولوژی های روز میباشد، درنتیجه هر گونه به روز رسانی در سیستم و چه از راه دور ، با صرف کمترین هزینه اتفاق می افتد.
 
دلیل عدم موفقیت ERP ها در بعضی از سازمانها:
 با توجه به روند رو به گسترش جهانی شدن و افزایش رقابت در بازارهای جهانی ، شرکتها در سالهای آینده ناگزیر به پیوستن به بازارهای جهانی خواهند بود و برای انجام این کار وجود آمادگی لازم از جهات مختلف امری ضروری بنظر میرسد . اما باید توجه داشت که  ERPروند کار افراد را در تمام موسسه دگرگون می‌کند. اگر کارکنان در هر یک از بخش‌ها با این امر که روش‌های جدید بهتر از روش‌های قبلی هستند موافق نباشند، در مقابل استفاده از نرم‌افزار مقاومت می‌کنند، مقاومت درونی موسسه در برابر تغییر یکی از دلایل متداول شکست پروژه‌های  ERP است.
در تحقیقی که توسط  MaheshwariوKumar  در سال2002 انجام شده است، موانع اصلی موجود در راه پیاده سازی این سیستمها در قالب فاکتورهایی با نظرخواهی از شرکتهای استفاده کننده از سیستمهایERP  شناخته شده اند که در زیر به آنها اشاره می شود:
 
جدول2) نتایج تحقیق MaheshwariوKumar  در سال 2002
با توجه به تحقیق فوق ، میتوان دلایل کلی عدم موفقیت اغلب سیستم های ERP موجود را در مقوله های زیر خلاصه کرد :
• عدم شناخت صحیح از اهداف سازمان
• عدم آشنایی با نوع پروسه ها و نحوه اجرای آنها در سازمان
• نداشتن شناخت کافی از نارسایی های موجود
• عدم حمایت مدیران ارشد از طرح
• عدم استفاده از افراد کار آمد در اجرای طرح
• عدم بررسی وضعیت سیستم فعلی
• عدم توجه به فرهنگ سازی و آموزش و آماده سازی کارکنان
• عدم توجه به مهندسی مجدد فرآیندها
• بی بهره بودن از مشاورین قدرتمند در زمینه ERP
• تغییر مدیریت یا ساختار یا اهداف و مأموریت سازمان در حین استقرار
البته موارد مذکور تنها بخشی از عواملی می باشد که در عدم موفقیت سیستم ERP نقش ایفا می کنند. ولی در کل می توان عدم امکان سنجی مناسب و بدون نقص را یکی از اصلی ترین عوامل اغلب شکستها دانست.

امنیت در سیستم های ERP
 از آنجایی که سیستم های ERP با کلیه منابع و اطلاعات در سطح سازمان و بعضا بیرون از سازمان در تعامل هستند، در نتیجه بحث امنیت اطلاعات و تعیین حد و مرز ها برای دسترسی به این اطلاعات از اهمیت ویژه برخوردار می باشد. از آنجایی که لایه های مختلف در سازمانها با یکدیگر متفاوت است و همچنین نوع اطلاعات و حجم اطلاعات کاری آنها نیز با هم فرق میکند ، هنگام پیاده سازی سیستم های ERP در سازمان باید استراتژی مناسبی برای کنترل دسترسی ها به سیستم و اطلاعات در نظر گرفته شود. به طور خلاصه ارزیابی امنیت در سیستم های ERP به پیشنیازهایی تقسیم میشوند که عبارتند از :
• فعالیت های تجاری سازمان و ریسک های مختص این فعالیتها را بشناسید.
• ساختار سازمان و سلسله مراتب لایه های درون سازمان را بشناسید.
• با سیستم در تعامل کامل باشید و کلیه بخش های آن دسترسی داشته باشید.
به منظور ایجاد امنیت اطلاعات در سیستم های ERP، بهترین راه قرار دادن چندین سطوح امنیتی در مراحل مختلف دستیابی به اطلاعات میباشد. این سطوح امنیتی را در بحث کلی میتوان به موارد زیر دسته بندی کرد :
1. ایجاد امنتیت در دسترسی به سیستم :
§ تعریف گروه های کاری، بر اساس پست سازمانی و یا اشخاص
§ تعیین اجازه های دسترسی به فرم های اطلاعاتی از نظر خواندن، درج، ویرایش و حذف اطلاعات با توجه به نوع گروه کاری
2. محدود سازی دستیابی به بانک اطلاعاتی :
§ بدین صورت که فقط افراد خاصی که بعضا مدیریت سیستم را بر عهده دارند مجاز به دسترسی مستقیم به بانک اطلاعاتی باشند. از این نظر نیز میتوان سطوح دسترسی برای این افراد تعریف کرد.
3. گزارش گیری و ثبت عملیات انجام شده :
§ تعیین فایلهایی به منظور ثبت وقایع و عملیات انجام شده توسط تمامی کاربران.
4. مدیریت بانک اطلاعاتی :
§ تهیه نسخه های پشتیبان به صورت دستی و اتوماتیک
§ تهیه نسخه پشتیبان به صورت دوره ای
§ نگهداری فایل های پشتیبان در خارج از محیط عملیاتی و در محیط حفاظت شده.
 
نتیجه گیری :
 با توجه به مطالب یاد شده و با در نظر گرفتن نیاز های روز افزون سازمان ها و مشتریان در کلیه عرصه های تولیدی و خدماتی، میتوان نتیجه گرفت که اجرای سیستم های مدیریت منابع سازمانی، امری اجتناب ناپذیر خواهد بود و نباید مشکلات پیش رو در اجرای این سیستم ها را دلیلی بر نقض کارآمد بودن آنها دانست. همچنین با نگرشی سیستماتیک و بررسی اهداف و موجودی های سازمان ها میتوان در جهت انتخاب بهترین سیستم ERP گام برداشت.
 هزینه های پیش رو در اجرایی کردن یک سیستم ERP را نباید جزء مخارج غیر قابل بازگشت قلمداد کرد و با تغییر لحن در بیان این مسئله ، صرف اینگونه هزینه ها نوعی سرمایه گذاری در سازمان محسوب می شوند. البته این مهم دارای پیش شرط ارزیابی های دقیق و امکان سنجی های مکرر و بدون نقص میباشد که با به کار گیری افرادی متخصص در این زمینه، میتوان به موفقیت سیستم امیدوار بود.
 
منابع :
1) Fiona Fui-Hoon Nah , "Enterprise Resource Planning Solutions and Management",University of Nebraska,
2) Majed Al-Mashari, Abdullah Al-Mudimigh, Mohamed Zairi, "Enterprise resource planning: A taxonomy of critical factors", College of Computer and Information Sciences, King Saud University
3) Dimitris N. Chorafas, "Integrating ERP, CRM, Supply Chain Management,
and Smart Materials", "Library of Congress Cataloging-in-Publication Data"
4) محمود صارمی، محمد موسی خانی، مهدی عابدینی، " استخراج و ارزیابی شاخص های مرتبط با آمادگی صنعت خودروسازی جهت پیاده سازی ERP " ، نشریه دانش مدیریت ، سال 20، شماره 77
5) مشاورین پارس سیستم، " ارائه الکترونیکی، جلسه آموزش سیستم برنامه ریزی منابع سازمان"
6) خلاصه سمینار دکتر بهرامی "  ارائه الکترونیکی"
7) فرهاد سعادتی، " ارائه الکترونیکی ، برنامه ریزی منابع سازمانی، ERP " ، شرگت بین المللی انفورماتیک پیام آوران (باسا)
8) فرزاد خندان-شرکت داده پردازان سیمیاگران، " امنیت در سیستم های برنامه ریزی منابع سازمانی" ، چهارمین همایش سالانه سیستم مدیریت امنیت اطلاعات
9)  محمد ظاهری،  " استقرار پلکانی ERP، راهی برای کاهش هزینه هاو ریسک" ، شرکت سندپرداز

 

ارسال شده توسط احمد محمدی | 11 11, 2013 | بازدید‌ها (958)

نقش پياده سازي ERP در بهبود و افزايش بهره وري سازماني

سعيد رضائيان

كارشناس سيستم و مدير پروژه هاي فن آوري اطلاعات

واژه هاي كليدي :

بهره وري سازماني ، فن آوري اطلاعات (IT) ، برنامه ريزي منابع سازماني (ERP)

 

چكيده :

در خصوص تأثير متغيرهاي سازمان در بهره وري ، مطالعات متعددي انجام پذيرفته و سهم و درجة تأثير هر يك از متغيرها بر سطح بهره وري مورد بررسي قرار گرفته است .

يكي از متغيرها و يا عوامل سازماني مؤثر بر بهره وري روش انجام كار است                          (Work Method) . در كلية تحقيقات بهره وري سازماني ، همة محققين به اين نتيجه رسيده اند كه روش انجام كار يكي از متغيرهاي مؤثر در بهره وري است و از نظر آماري همبستگي شديدي بين ارتقاء بهره وري و اصلاح روش انجام كار به ثبوت رسيده است .

طبق تحقيقات به عمل آمده در دانشگاه دال حوز كانادا ، 6 % عملكرد سازمان ها مربوط به مهارت كاركنان ، 9 % مرتبط با تعهد كاركنان و 85 % آن نيز به ساختارها ، سيستم ها و روش‌هاي انجام كار مربوط مي شود .

خوشبختانه با پيشرفت روز افزون فن آوري اطلاعات (Information Technology) و به خصوص صنعت نرم افزار ، بخش عمده اي از مباحث مرتبط با سيستم ها و روش هاي انجام كار متحول گرديده است . امروزه در سازمان ها با تنوع وسيعي از سيستم هاي وابسته به IT مواجه هستيم كه هر كدام بر حوزه و بخش خاصي از فرآيند تجاري متمركز شده و ابزاري قدرتمند را براي مديريت فراهم كرده اند .پياده سازي سيستم برنامه ريزي منابع سازماني (ERP:Enterprise Resource Planning) ، به عنوان ابزار توانمند ساز سازماني ، نه تنها به بسترسازي ساختار سازماني و فرآيندهاي كاري (فروسيستم ها) توجه دارد كه بسترهاي فرهنگي اجتماعي و اقتصادي (فراسيستم ها) سازماني را نيز مورد توجه قرار مي دهد .

امروزه در طراحي سازمان هاي اطلاعات محور ، از ERP به عنوان ابزاري كه بهره مندي از آن نتايج تبعي بسيار را شامل افزايش شفافيت ، كاهش هزينه ها ، كاهش خستگي نيروي كار ، ايجاد محيط كار مناسب ، ارتقاء مهارت هاي شغلي كاركنان و مديريت ، اصلاح روش‌هاي انجام كار و . . . به همراه دارد ، ياد مي شود . به ديگر سخن ، با پياده سازي ERP در سازمان ، شرايط عرضه عملكرد خوب در سازمان فراهم مي آيد كه اين خود اساس مديريت بهره وري را شكل مي دهد .

در اين مقاله به ERP به عنوان سيستم با مديريت يكپارچه بر كلية منابع يك سازمان پرداخته خواهد شد و نقش پياده سازي ERP در حذف فعاليت هاي بدون ارزش افزوده ، افزايش راندمان و بهره وري در سازمان اشاره مي شود .

اهداف تحقيق

در دنياي امروز مديريت بدون استفاده از ابزارها و راهكارهاي مناسب و متكي بر فناوري مدرن روز ، كاري بس دشوار مي باشد . سيستم هاي مبتني بر فن آوري اطلاعات (Information Technology) كه در يكي دو دهة اخير رشد چشمگيري را طي نموده اند از جمله ابزارهاي مديريت و برنامه ريزي مي باشند كه حوزه‌هاي وسيعي را تحت پوشش خود قرار داده اند .

سيستم هاي برنامه ريزي منابع سازمان (ERP:Enterprise Resource Planning) نمونه اي از اين قبيل مي باشند كه در چند سال اخير در كشور ما مورد استقبال فراوان قرار گرفته و به عنوان راه حل معضلات و مشكلات سازمان ها و اصلاح روش‌هاي انجام كار از آن ياد مي شود .

مطابق تعريف سازمان بين المللي كار (ILO) نتايج ناشي از بررسي روش هاي انجام كار                          (Work Method) ، اهداف مندرج در ذيل است1 :

1-    ساده تر كردن كارها

2-    مؤثرتر كردن كارها

3-    تقليل هزينه ها

4-    كاهش كل زمان انجام كار

در اين مقاله سعي گرديده است با به خدمت گرفتن واژگان و ادبيات حوزة مهندسي صنايع و فن آوري اطلاعات به موضوع نقش مؤثر كاربرد ERP در محيط كسب و كار پرداخته شود و امكان تحقق اهداف فوق به كمك ERP مورد مداقه قرار گيرد و نتيجه تبعي بهبود و افزايش بهره وري در سازمان به كمك تغيير روش ها و ايجاد شرايطي براي عرضة عملكرد خوب در سازمان مورد بررسي دقيق واقع گردد .

 

روش تحقيق

روش تحقيق اين مقاله ـ اساساً مبتني بر روش تفكر عميق ( Deep Thinking) استوار است و حاصل تجربيات عملي سيزده سالة نگارنده در زمينة كارشناسي ، تحليل سيستم ها و مديريت پروژه هاي فن آوري اطلاعات در بخش صنعت و خدمات مي‌باشد. در اين روش محقق فكر و انديشة خود را و نيز منظرگاهي كه او از آن جايگاه به حوزة مسأله مي نگرد ، تشريح مي نمايد .

 

همچنين از مطالعات كتابخانه اي و جستجوي اينترنتي نيز براي ارائة برخي نكات سود برده شده است .

 

سازمان به عنوان يك سيستم اجتماعي ، مؤثر بر بهره وري ملي

نگرش روي سازمان ها ، به عنوان يك سيستم اجتماعي ، به مديران و مسئولان امر كمك مي كند تا سازمان ر ا در رابطه با همسازي و پاسخگويي مداوم به محيط بيروني مربوطه ، كارآمدتر كنند .

آقاي دكتر ناصر فقهي فرهمند در كتاب مديريت پوياي سازمان چنين مي گويند : ”لازمة دستيابي به چنين كارآمدي سازماني ، شناخت دقيق ويژگي هاي هر سيستم اجتماعي در رابطه با مسائل ساختاري و عملياتي ، فراهم ساختن محيط مساعد و روش هاي مناسب به آن ويژگي ها مي باشد 1 “ ايشان از جمله عوامل مهم مؤثر بر سيستم هاي اجتماعي را نهاده هاي فن آوري مي دانند كه با نوع فن آوري و شرايط فني سازمان ارتباط دارد و به نوع ساختار سازمان ، نحوة رهبري و سرپرستي مؤثر مي باشد . عدم رعايت تناسب بين نيازهاي فن آوري و نهاده هاي انساني و ساختاري موجب كاهش شديد بهره وري بدليل عدم به فعل درآمدن پتانسيل هاي موجود مي گردد .

لذا سازمان ها ناچارند كه عمل تطابق و هماهنگي خود را با تغييرات محيط خارجي به صورت مستمر و مداوم پيگيري نمايند .

در مطلبي ديگر به قلم دكتر ناصر ميرسپاسي در خصوص توسعة مجموعه هاي كسب و كار و توسعة منابع انساني به گزارشي از دانشگاه دال حوز كانادا اشاره مي شود كه در مارس 2005 منتشر شده است2 و طبق اين تحقيق فقط 6 % عملكرد سازمان ها مربوط به مهارت يا حتي انگيزة كاركنان ، 9 % مرتبط با تعهد كاركنان و 85 %‌ آن به ساختارهاي سازماني ، سيستم ها و روش ها مرتبط است .

بنا به اين دست آوردها و شواهد بسياري ديگر مي توان اذعان داشت كه براي دست يافتن به درجة بالاتري از توانايي ها در سازمان مي بايست همزمان و بطور مستمر ساختارهاي سازماني ، سيستم ها و روش‌هاي كاري به طور پايه اي بازنگري و در صورت لزوم تغيير يابند .

 


 

1- فقهي فرهمند ، 1381 ، صفحة 54

2- ميرسپاسي ، 1384 ، صفحة 67

 

جدول ذيل، نشان دهندة شرايط كاملاً متفاوت بين مقتضيات سازمان ها در گذشته و امروز مي باشد.

                        جدول شمارة 1 : مقايسه جهان ديروز با جهان امروز

امروز

ديروز

عوامل مقايسه

پيچيده

ساده

فن آوري

پيچيده، گسترده و الزامي

ساده و محدود

مقررات و قوانين

سريع و گسترده

كم و محدود

شتاب تغييرات

بدون محدوديت

مشخص و محدود

مرزها و قلمروها

سخت گير و جستجوگر

قانع

مشتري

گسترده و پيچيده

كم و محدود

رقابت

گروهي

فردي

تفكر و هدايت

 

منبع : پورشمس، اصول و فنون مستند سازي، 1382، ص 98 

ملاحظه مي شود كه سازمان هاي امروزي ناچارند كه عمل تطابق و هماهنگي خود را با تغييرات محيط خارجي به صورت مستمر و مداوم پيگيري نمايند و امروز ديگر سازمان ها را نمي توان فقط بر پاية اصول سنتي اداره و هدايت كرد .

 

بهره وري بعنوان يكي از معيارهاي اصلي سنجش و هدايت عملكرد سازمان ها

موضوع بهره وري ، موضوع پيچيده اي است كه خود عوامل بسياري را در بر مي گيرد . همچنين دربارة تعريف بهره وري اجماع نظر كلي وجود ندارد . تعاريف مختلفي از طرف كارشناسان و سازمان هاي مختلف بين المللي از جمله : سازمان بين المللي كار (ILO ، 1919 ) ، سازمان همكاري اقتصادي بهره وري اروپا        (EPA ، 1985) ، سازمان بهره وري آسيايي (APO ، 1961) ، سازمان ملي بهره وري ايران در سال 1370      (NIPO ، 1991) ارائه گرديده است كه مي توان گفت كاربردي ترين آنها ، تعريف سازمان ملي بهره وري ايران است : ” به حداكثر رساندن استفاده از منابع ، نيروي انساني ، تسهيلات و غيره به طريقة علمي ، كاهش هزينه هاي توليد ، گسترش بازارها ، افزايش اشتغال و كوشش براي افزايش دستمزدهاي واقعي و بهبود استانداردهاي زندگي ، آنگونه كه به نفع كاركنان ، مديريت و جامعه باشد“1.

همچنين پيتر دراكر (Druker) پاره اي از عوامل قابل اتكا بعنوان معيارهاي سنجش بنگاه هاي اقتصادي را در هزارة سوم كسب و كار (B2K) شامل توان رقابتي شركت در بازار ، قدرت نوآوري ، وضعيت نقدينگي و توان سودبخشي مي داند كه هر يك بيشترين بار معنايي را بر روي بهره وري دارد .

امروزه تلاش مي شود تا به منظور برخورداري از تصويري جامع از عملكرد شركت ها ، به مجموعة متوازني از معيارها و شاخص ها توجه نمود تا بتوان تعادل و توازن منطقي ، معقول و مناسب در عملكرد شركت ها بر‌قرار نمود . در يك دسته بندي ديگر ، سينك (Sink) معتقد است كه شاخص هاي سنجش مي تواند شامل عواملي نظير : اثر بخشي ، كارآيي ، كيفيت ، بهره وري ، كيفيت زندگي كاري (QWL) ، نوآوري و سوددهي باشد .

رابرت كاپلان و ديويد نورتون1 نيز معتقدند كه در عصر اطلاعات ، سازمان ها جهت نيل به موفقيت رقابتي ، نيازمند به توانائيهايي جديد همانند توانايي در برقراري ارتباط با مشتريان ، نوآوري توليدي ، توانايي ارائه محصولاتي مبتني بر سفارشات مشتري ، مهارت هاي پرسنلي ، مهارت هاي انگيزشي و تكنولوژيكي مي‌باشند.

مجموعه نكات اشاره شده ، مؤيد اين واقعيت است كه سازمان ها بايستي استانداردهاي جديد بهره وري را رعايت كنند و به عبارت بهتر ، متناسب با واقعيت هاي نوين در عرصة كسب و كار ، بهره وري را باز تعريف نمايند .

مطابق تعريف معمول ، بهره وري را نسبت ارزش حاصل از نتايج بدست آمده به ارزش منابع بكار رفته مي گويند . روشن است كه چنانچه صورت كسر افزايش يافته و يا مخرج كسر كاهش يابد ، بهره وري افزايش خواهد يافت و بنابراين براي انجام هر تحليلي ابتدا بايستي ارزش اجزاي مخرج كسر يعني ”منابع بكار رفته“ و همچنين ارزش اجزاي صورت كسر يعني ”نتايج بدست آمده“‌را شناسايي كنيم .

براي آنكه بهره وري به حداكثر برسد ، بايستي اولاً عوامل و اجزاي مخرج كسر بهره وري ، ثانياً عوامل و اجزاي صورت كسر و ثالثاً روند و فرآيند توليد مورد مطالعه قرار گرفته و ارتباط آن با بهره وري مشخص گردد.

البته براي آنكه عوامل بهره وري به صورت منطقي و بطور كامل مورد بررسي قرار گيرد ، بهتر است علاوه بر مطالعه تأثير عوامل مؤثر در بهره وري از نظر ورودي ها و خروجي ها به فضاي سازماني مؤثر بر بهره وري توجه داشته باشيم .

 

در شكل شمارة 1 ، مجموعه عوامل مؤثر بر بهره وري در فضاي سازماني ارائه گرديده است . فضاي سازماني اشاره به مجموعه اي از خاصيت هاي قابل اندازه گيري در محيط كاري دارد كه به طور مستقيم و يا غير مستقيم به وسيلة افرادي كه در آن محيط كار و زندگي مي كنند ، ادراك مي شود و در انگيزش و رفتار آنها تأثير مي گذارد (ليتوين و استرينجر ، 1968) .

شكل شماره 1 : فضاي سازماني مؤثر بر بهره وري

         خطوط           متغيرهاي داخلي بنگاه  و خطوط             متغيرهاي خارجي بنگاه

 

 

منبع: نگارندة مقاله

همانطور كه ملاحظه مي شود ، كلية عوامل شمرده شده ، به دو دستة كلي عوامل خارجي و غير قابل كنترل و نظارت از سوي بنگاه ( شامل دولت و زير ساخت هاي عمومي و منابع طبيعي و غيره) و عوامل داخلي كه خود شامل دو دسته عوامل نرم ( افراد ، روش هاي انجام كار ، شيوه هاي مديريت و . . . ) و عوامل سخت ( فرآورده ، تجهيزات ، فنون و . . . ) مي شود ، قابل دسته بندي مي باشد.

در اين مقاله ، تلاش داريم تا اين مفهوم را منتقل نمائيم كه پياده سازي سيستم برنامه ريزي منابع سازماني (ERP) در بنگاه بعنوان يك عامل مؤثر بر سازمان و بالطبع مؤثر بر بهره وري سازماني مطرح و ضروري مي باشد .

 

برنامه ريزي منابع در سازمان (Resource Planning)

از يك افق تاريخي ، برنامه ريزي منابع در محيط هاي كسب و كار ، به دهة 70 ميلادي بازگشت دارد . برنامه ريزي مواد اوليه براي توليد (MRP: Material Requirements Planning) در سال 1975 به وسيلة اورليكي (Joe Orlicky) براي اولين بار مطرح شد . اين سيستم عمدتاً به برنامه ريزي مواد اوليه براساس درخت محصول (BOM) ، برنامه كلان توليد (MPS) ، توانمندي ها و ظرفيت كاري مي پردازد . در دهة 80 و در سال 1984 بود كه آقاي وايت (Oliver Wight) ، مبحث برنامه ريزي منابع براي حوزة ساخت را مطرح كرد (MRP II: Manufacturing Resource Planning) و هدف خود را برنامه ريزي منابع ساخت عنوان نمود . در اين سيستم كلية منابع ماشيني ، مواد اوليه ، انسان مطرح بودند . وظايفي نظير : برنامه‌ريزي شركتي ، برنامه ريزي توليد ، زمان بندي اصلي توليد، برنامه ريزي نيازمندي هاي مواد و برنامه‌ريزي‌هاي نيازمندي هاي ظرفيت و سيستم اجرايي براي مديريت ظرفيت و الويت ها .

با بالا گرفتن موضوع قيمت تمام شده و رقابت در دنياي كسب و كار ، در دهة 90 ميلادي ، برنامه ريزي منابع مالي سازمان ( MRP III: Money Resource Planning ) مطرح شد كه به موضوع مديريت مالي توليد محصول توجه خاص داشت .

در اين سيستم علاوه بر موارد پيش گفته ، شامل گزارش هايي نظير : برنامة مالي شركت ، گزارش كميتة خريد ، بودجه و موجودي بود .

از اين رهگذر در سال 1990 بود كه واژه جديدي با عنوان ERP برگرفته از عبارت :         

  Enterprise Resource Planning با معناي برنامه ريزي منابع سازماني يا شركتي رواج يافت.   سيستم هاي MRP به موضوع موجودي پرداختند و فرزندانشان ، سيستم هاي MRP II و MRP III علاوه بر آن ، موضوعات برنامه ريزي توليد و حسابداري را نيز در بر گرفتند و هم اكنون ERP كه از نوادگان MRP به حساب مي آيند ، كل پهنة سيستم هاي شركت را از زنجيرة تأمين تا پشتيباني از مشتريان را در بر مي گيرد . به طور سنتي ، شركت هاي توليدي در دو سيستم مجزا شامل فعاليت هاي طراحي و فعاليت هاي غير طراحي عمل مي كردند . از يك سو سيستم مديريت داده هاي محصول

( PDM : Product Data Management ) بخش طراحي مهندسي محصول را رهبري مي‌كرد و از سوي ديگر ، سيستم برنامه ريزي نيازمندي هاي مواد اوليه يا MRP ، بخش لجستيكي سيستم را نشان مي‌داد و بيانگر درخت محصول (BOM) بود .

متأسفانه اين سيستم ها ، به صورت وسيعي از هم جدا باقي مانده بودند . سؤال اساسي كه مطرح است عبارت است از اين كه ”دقيقاً در سطح عمليات چه اتفاقي مي افتد ؟“ بدون اجراي محاسبات MRP بسياري از شركت ها قادر به پاسخ گويي به اين سؤال و موارد مشابه نبودند . آقاي ويليامز (Williams) مي گويد : سيستم هاي  جمع آوري داده از سطح كارخانه به خوبي مي توانند به حل اين مشكل كمك كنند . سؤالي كه مي تواند هم اكنون مطرح شود اين است كه آيا ERP مي تواند سيستم مديريت داده هاي محصول را نيز پشتيباني كند ، مثلاً اطلاعات مهندسي در طراحي محصول را نيز مي تواند مديريت كرد ؟ پاسخ آن است كه ERP به راحتي اين قابليت را در واسط ( Interface ) خود فراهم مي آورد تا بتواند به ابزارهاي قدرتمندي نظير CAD متصل شد و آنها را نيز به خدمت ERP در آورد .

 

برنامه ريزي منابع سازماني (ERP)

آقاي ريچاردسون (Richardson) از صاحب نظران علوم مديريت در تعريف ERP مي گويد : ” ERP ، مجموعه اي نرم افزاري ، متشكل از چند برنامة كاربردي شركتي مي باشد كه براي نظارت و كنترل وظايف كليدي شركت در يك سازمان ، شركت و يا بنگاه استفاده مي گردد . به عبارتي ، ERP اتصالي است بين بسته هاي نرم افزاري مالي نظير دفتر كل ، خريد ، حقوق و دستمزد و غيره با جنبه هاي عملياتي نظير مهندسي ، توليد ، تحقيق و توسعه (R&D) و نيروي انساني كه عمليات را پشتيباني مي كنند و غيره“1

با اين توصيفات ، توجه به اين نكته نيز مهم است كه در حال حاضر ، تفاوت چنداني ميان MRP II و ERP در جوامع آكادميك و صنعت نمي توان يافت . جز اينكه واژه MRP II براي شركت هاي توليدي و كارخانه ها استفاده مي شود ، در حالي كه واژه ERP براي هر نوع سازماني قابل استعمال است و به نظر مي‌‌رسد كه به تدريج در كارخانه ها و شركت هاي توليدي نيز به جاي استفاده از MRP II از ERP استفاده مي نمايند .

بر همين اساس در اين مقاله در جايي از كارخانه نام مي بريم در جايي ديگر سازمان و يا شركت و يا بنگاه.

منابع مورد نظر ERP نيز انسان ، پول ، ماشين ، مادة اوليه و داده است . ERP نيز همان سلف پيشين ، خود را متولي كلية اطلاعات درون سازمان مي داند و وظيفة خود را مديريت و پردازش دقيق و صحيح آنها به حساب مي آورد. محصول يا خروجي سيستم ERP نيز تهية انواع گزارش هاي مديريتي و اطلاعات مورد نياز مديران براي تصميم گيري در برنامه ريزي هاي بلند مدت ، تعيين استراتژي هاي سازمان و . . . مي باشد .

نكته آنكه محصول ERP امكان انطباق محصول با نيازهاي مشتري را از طريق ماژول هاي مديريت مشتري ( Customer Management ) فراهم مي آورد .

 

رابطة بازدهي منابع سازمان با درجة بكارگيري فن آوري اطلاعات

ضريب بازدهي و بهره وري منابع سازمان ، با ضريب به كارگيري فن آوري اطلاعات رابطة مستقيم دارد . بدين معني كه هر چه سازمان از فن آوري اطلاعات استفادة بيشتر و اصولي تر نمايد به همان نسبت بازدهي و بهره وري منابع خود را افزايش مي دهد . اين موضوع تا نقطة اشباع سازمان به لحاظ ظرفيت جذب فن‌آوري اطلاعات ادامه دارد . هر مقدار كه به كارگيري فن آوري اطلاعات در سازمان با برنامه ريزي بهتر و به شكل متوازن تر و با ملاحظه نتايج تحليل ”هزينه و فايده“ (Cost & Benefit Analysis ) و رعايت اولويت‌هاي به كارگيري آن باشد ، نسبت به شرايطي كه اين ملاحظات در آن كمتر رعايت شود ، ضريب بازدهي و بهره وري كل منابع سازمان افزايشي به مراتب چشمگيرتر دارد .

بازگشت ناپذيري رشد بهره وري ناشي از فن آوري اطلاعات

يكي از اوصاف مهمي كه لازم است در طراحي فرآيند رشد بهره وري منابع سازمان مد نظر باشد، آن است كه فرآيندهاي رشد يافته حتي الامكان بازگشت ناپذير مي باشند . رشد فعاليت هاي مثبت الزاماً ماندگار و بازگشت ناپذير نيست . در مواردي كه رشدي به وجود مي آيد ، بستر مناسبي لازم است تا آنچه ”رشد“ يافته ، به مفهوم ”توسعه يافته“ بدل شود . يعني روند مثبت ايجاد شده نهادينه شود و به طور عادي قابل بازگشت نباشد . در اين صورت مفهوم توسعه تحقق مي يابد . البته اين بدان معني نيست كه در همة موارد به دنبال رشد غير قابل بازگشت باشيم و انواع ديگر بهبودي را نامقبول و مردود بدانيم . در برخي موارد ، ضرورت هاي مقطعي يا منابع موجود ايجاب مي كند تا در زمينة مورد نظر بهبودي ايجاد كنيم ولو آن كه غير دائم و موقت باشد . اما در بيشتر موارد ، اهميت بهبود و رشدي كه پديد مي آوريم در ماندگاري آن است . تحقق وصف پايداري براي حركت هاي اصلاحي ، پر هزينه تر از فرآيند اصلاحات مقطعي و بازگشت پذير است ، اما آنچه ارزشمند و پر بهاست ماندگاري بهبودها و خوبي هاي پديد آمده است .

يكي از كاركردهاي به كارگيري اصولي فن آوري اطلاعات در سازمان آن است كه رشد و بالندگي پديد آمده در بستر اين فن آوري ، غالباً مي تواند واحد وصف ماندگاري و بازگشت ناپذيري شود .

به عنوان نمونه ، زماني كه نظام برنامه ريزي سازمان و مديريت منابع در بستر اين فن آوري شكل مي‌گيرد ، چگونه مي توان تصور نمود كه پس از آن با بقاي سازمان ، نظام برنامه ريزي و نظام مديريت ايجاد شده بر مبناي اين فن آوري ، به وضعيت سابق بازگردانده شود .

زماني كه ارتباطات بازرگاني و مديريت روابط با مشتريان1 بر اساس فن آوري اطلاعات استوار گشت ، نمي‌‌توان سازمان را از اين حالت به وضعيت گذشته باز گرداند . حتي در ساده ترين و كم اهميت ترين حوزه ها نيز كه فن آوري اطلاعات جانشين عناصر انساني يا بخش هاي سازماني مي شود ، در صورتي كه اين جانشيني اصولي و محاسبه شده صورت پذيرفته باشد ، نه سازمان به حالت سابق باز مي گردد و نه در ميان مديران اراده اي براي بازگرداندن سازمان به وضعيت سابق شكل مي گيرد .

به عنوان مثال امور مالي ، حقوق و دستمزد و پرسنلي ، دبيرخانه و بايگاني سازمان اگر به نظام مبتني بر فن‌آوري اطلاعات منتقل گشت ، اين انتقال معمولاً دائمي و بدون بازگشت پذيري است .

تعريف مفهومي ERP

”مديريت يكپارچه بر كلية منابع مورد نياز و مشغول فعاليت در يك سازمان ، ايجاد ارتباطات لازم و حذف ارتباطات زائد (فعاليت هاي بدون ارزش افزوده) بين بخشي و درون سازماني كه نهايتاً افزايش راندمان و بهره‌وري هر يك از بخش ها و نيز كل سازمان را به همراه خواهد داشت“ . اين مفهوم با تمركز بر فرآيندهاي تجاري سازمان و استفاده از بهروش (Best Practice) صورت مي گيرد . بدين معني كه بهترين فرآيندها و عمليات مورد نياز هر سازمان يا صنعت ، از طريق بررسي و الگو برداري (Benchmarking) در ساير سازمان‌ها و صنايع مشابه در دنيا ، شناسايي شده و مبناي فعاليت و طرح ريزي در سازمان مورد نظر ، قرار مي‌گيرد1.

 

تعريف ابزاري ERP

”سيستمي كامپيوتري ، حجيم و با هزينة قابل توجه كه از ماژول هاي نرم افزاري متعددي جهت ايجاد يكپارچگي در سازمان ها تشكيل شده است . اين سيستم با استفاده از تكنولوژي هاي اطلاعاتي پيشرفته ، مديريت و برنامه ريزي يكپارچه بر منابع سازمان و هدايت و كنترل آن را تسهيل مي كند“  (Markus & Tanis,2000) به اين ترتيب مهمترين نكتة قابل استنتاج از هر دو تعريف مفهومي و ابزاري ERP ،اين است كه جهت دستيابي به يكپارچگي در يك سيستم ، ابتدا بايستي هر يك از زير سيستم ها و اجزاي آن ها در داخل خود ، سيستماتيك و منسجم شده و سپس به يكپارچگي اين بخش ها و لايه هاي جدا از هم در يك سيستم جامع و در قالب فرآيند تجاري آن سيستم اقدام نمود . شكل شماره 2 تصوير عمومي سيستم هاي ERP را ارائه مي‌دهد .

ERP چگونه مي تواند بهره وري را در سازمان افزايش دهد ؟

بكارگيري سيستم ها و روش هاي استاندارد شده انجام عمليات سازماني اين امكان را فراهم مي آورد كه به كارهاي خود نگرش سيستمي داشته و از اين طريق چگونگي عملكردهاي سازمان را بهبود بخشيم .

هنگامي كه استفاده از اين روش در سازمان بومي مي شود و گسترش مي يابد ، تمامي اعضاي گروه ها و استفاده كنندگان از اين روش در جهت حذف ضايعات ناشي از سرمايه ، كاركنان ، مواد اوليه ، زمان و بهبود موقعيت هاي سازماني حركت خواهند كرد .

و بدين ترتيب مشاغل سازماني سريعتر ، با هزينة كمتر ، ساده تر و ايمن تر به انجام خواهند پرداخت .

از آنجا كه نوعاً پياده سازي ERP يك نوع آسيب شناسي و شناخت وضع موجود را بهمراه دارد لذا موقعي كه ما در مسير بهبود فرآيندها حركت مي كنيم ، علل ريشه اي اتفاقات حادث شده در فرآيندها را به روش سيستماتيك شناسايي كرده و اثرات آنها را كاهش مي دهيم ، برخي از فعاليت ها را تغيير داده و از اين طريق سعي در كاهش خطاها و بهبود فرآيندها مي نمائيم .

برخي از نتايج  حاصل از پياده سازي ERP در سازمان  به قرار ذيل فهرست گرديده است :

1-    صرفه جويي در هزينه و بهبود بخشيدن جهت تبادل اطلاعات (كاهش هزينه هاي ناشي از حمل و نقل)

2-    اجتناب از خطاهاي انساني ، هنگامي كه وظايف تكراري يا بسيار پيچيده است

3-    صرفه جويي مالي بدليل كاهش خطاها و زمان انجام وظايف

4-    ادغام و هماهنگي چندين وظيفه در يك وظيفه

5-    بهبود بخشيدن كارآيي و اثر بخشي سازماني

6-    بهبود مديريت مياني و كاهش فرآيندهاي زائد از طريق اطلاعات مفيدتر

7-    ايجاد تمركز گرايي در عين تمركز زدايي در مديريت سازمان

8-    حذف فواصل و مرزهاي جغرافيايي بين دواير سازمان ها

9-    گسترش فرهنگ مشاركت در بين كاركنان

10-اعمال رويكرد زنجيرة تأمين در كوچكترين جزء سازماني

11-افزايش بهره وري و كيفيت خدمات عمومي

12-كنترل و نظارت بر شيوة و فرآيند ارائة خدمات و جلب رضايت مشتري

13-رقابت پذيري مؤسسات و بنگاههاي اقتصادي كشور در سطح بازارهاي داخلي و خارجي

14-افزايش بهره وري فعاليت هاي زنجيرة تأمين

15-كاهش سلسله مراتب و ارتفاع هرم مديريتي سازمان ها

16-حذف سازمان هاي موازي و شفافيت هر چه بيشتر امور و يكسان سازي فعاليت ها

17-توسعه و گسترش فرصت هاي جديد كسب و كار در سازمان

18-افزايش بهره وري و اثر بخشي در استفاده از تمام منابع در سراسر سازمان

 

هم سويي اقدامات پياده سازي ERP با معيارهاي جايزة ملي كيفيت و بهره وري

معيارهاي جايزة ملي كيفيت و بهره وري ، بر پاية  مجموعه اي از ارزش ها و مفاهيم محوري بنا شده اند . اين ارزش ها و مفاهيم محوري ، اصول برتري عملكرد است كه سازمان بايد در كلية فعاليت هاي خود اين اصول را به عنوان راهنماي عملكرد مد نظر قرار داده و در جهت دستيابي هر چه بهتر به آنها قدم بر دارد . اين ارزش ها و مفاهيم ، پايه و اساس تلفيق و يكپارچه سازي الزامات كليدي عملكرد سازماني در يك چارچوب نتيجه گرا هستند و رفتارهاي نهفته در سازمان هاي برتر را نشان مي دهند . مفاهيم و ارزش هاي محوري در جايزة ملي كيفيت و بهره وري عبارتند از :

1-    رهبري و مديريت

2-    مشتري گرايي

3-    بهبود بهره وري ، يادگيري مستمر و ارزش نهادن بر كاركنان

4-    پاسخگويي سريع

5-     كيفيت طراحي و پيشگيري

6-    تمركز بر آينده

7-    مديريت نوآوري

8-    مديريت بر مبناي واقعيات

9-    توسعة همكاري هاي داخلي و بيروني

10- مسئوليت پذيري عمومي

11- نتيجه گرايي و ايجاد ارزش

 

همانطور كه ملاحظه مي شود ، نظام جايزة ملي كيفيت و بهره وري ، به بعنوان الگوي ارزيابي عملكرد سازمان هاي كشور (تاكنون ، عمدتاً سازمان هاي بخش صنعت مطرح بوده اند) را در راستاي برآوردن الزامات و مفاهيم محوري تعالي عملكرد ، مورد بررسي قرار مي دهد .

با عنايت به دستاوردهاي ناشي از استقرار يك نظام برنامه ريزي منابع سازماني (ERP) مي توان چنين استنتاج كرد كه با توجه به امكان برن

ارسال شده توسط احمد محمدی | 9 11, 2013 | بازدید‌ها (599)

 ERP، کنترل خلاق منابع در مقیاس کلان

معرفی کلی ERP

عبارت ERP اصطلاحی است که سال‌ها در حیطه مشترک تجارت و کامپیوتر رایج است و تلاش برای استفاده از آن جهت بهره‌گیری بیشتر از امکانات موجود و سازماندهی اطلاعات بچشم می‌خورد. در اینجا قصد نداریم که شما عزیزان را با جزئیات این مفهوم آشنا سازیم. این مقاله تنها فرصتی به شما می‌دهد که دامنه وسعت افکار خود را گسترش بخشیده و از آنها در مدیریت آینده فعالیت‌های خود بهره گیرید.

این محصول، برنامه‌ای است که از تعداد زیادی زیر برنامه تشکیل شده است. هر کدام از آن زیر برنامه ها، خود وظیفه خاص خود را دارند. زیر برنامه ها باید با یکدیگر سازگار باشند و رابط میان زیر برنامه ها باید به گونه‌ای باشد که بتواند تمامی انواع اطلاعات را به زبانی واحد و مشترک تبدیل نماید. در حقیقت هر کدام از زیر برنامه ها یا ماژول‌ها، موظف به انجام کار خود هستند. این بدان معنی است که هر برنامه، یک ورودی و یک خروجی دارد. توجه به این نکته نیز خالی از لطف نیست که خروجی هر ماژول (که با احتمال زیاد، در جای دیگری بعنوان ورودی استفاده می‌شود) باید برای ماژول بعدی قابل فهم باشد. در حقیقت با وجود ERP در یک شرکت، دیگر نیازی به برنامه های جانبی یا امکانات دیگری نداریم، چون همه برنامه ها و امکانات باید جزئی از ERP باشند و کلیه عملیات توسط آن کنترل و هدایت شوند.

 

نرم افزارهای مرتبط به ERP
در یک مقاله کوتاه نمی‌توان محصولات ERP و یا حتی یکی از این محصولات را معرفی نمود. زیرا همانطور که اشاره شد، برنامه ERP می‌بایست «کلیه» فعالیت‌های مورد نیاز در شرکت را انجام دهد. تنها کاری که در این زمینه می‌توان انجام داد، معرفی برنامه‌های موجود و اشاره به ویژگی‌های آنها است. دوستانی که علاقمند به آشنایی با جزئیات بیشتر هستند، می‌توانند اطلاعات تکمیلی را از طریق اینترنت مطالعه نمایند.
 
نرم افزار های Open Source در زمینه ERP
: Wavelet 
بزرگترین نرم افزار کد باز جنوب شرقی آسیا است که بعنوان اولین شرکت سازنده ERP تحت وب، خود را به دنیای نرم افزار معرفی کرده است. این نرم افزار توسط سه فارغ التحصیل دانشگاه کمبریج ساخته شده که از زبان جاوا و دیگر نرم افزارهای کد باز دیگر برای ساخت محصول خود بهره برده است.
: Compiere
دیگر محصول کد باز ERP است که از مرورگر Mozilla و دیگر محصولات کد باز در نرم افزار خود استفاده می‌کند. در این نرم افزار، کاربران می‌توانند ساختار و قالب اطلاعات را بر اساس نیازهای خود تغییر داده و قالب جدید را مورد استفاده قرار دهند. این نرم افزار نیز از جاوا در ساختار برنامه نویسی خود بهره گرفته است.

:  ERP5   این نرم افزار نیز بصورت کد باز تهیه و در اختیار کاربران قرار می‌گیرد. زبان برنامه نویسی استفاده شده در این نرم افزار، زبان برنامه نویسی Python است. این نرم افزار انعطاف پذیری فوق العاده ای دارد و امکان تغییر هر کدام از بخش‌های برنامه، در آن تعبیه شده است.
 
سازندگان مطرح نرم افزارهای ERP
: Wavelet Enterprise Management Portal 
این شرکت، که سازنده محصول Wavelet است، از شرکت‌های طراحی نرم‌افزارهای ERP در جنوب شرقی آسیا است که مرکز آن در حال حاضر در کشور مالزی قرار دارد. کلیه نرم افزارهای طراحی شده توسط این شرکت، برای کار تحت وب برنامه نویسی شده اند.
 : SAP AG   
بیشتر دوستان احتمالا تاکنون نام این شرکت را شنیده‌اند. این شرکت برزگترین شرکت اروپایی طراحی محصولات ERP است. این شرکت توسط پنج مهندس سابق شرکت IBM در سال ۱۹۷۲ در آلمان تاسیس شد. این شرکت سومین شرکت بزرگ نرم افزاری در جهان است. همچنین نرم افزار SAP بزرگترین محصول نرم افزاری مربوط به تجارت در جهان بشمار می‌رود.
 : Oracle Corporation   
شرکت اوراکل، یک شرکت بزرگ و جهانی چند منظوره است که در در فیلدهای مختلفی فعالیت دارد. شاید مشهورترین محصول این شرکت، بانک داده آن می‌باشد و تمامی دوستان با آن آشنا هستند. این شرکت در سال ۱۹۷۷ تاسیس شده و هم اکنون در ۱۴۵ کشور جهان نمایندگی دارد. بعد از بانک داده Oracle ، مشهورترین محصول این شرکت نرم افزار ERP آن است که از خود بانک اطلاعاتی Oracle استفاده کرده است.
 : Microsoft Business Division   
که همان بخش تجاری مایکروسافت است. این شرکت که مثل همیشه سعی نموده همه نوع نرم افزاری داشته باشد، تمامی نرم افزارهایی که قبلا طراحی و روانه بازار نموده بود، بصورت یک مجموعه در آورده و بنام ERP به دنیای علم و تجارت تقدیم کرده است. محصولاتی که Microsoft در نرم افزار ERP خود استفاده نموده، از معجونی از برنامه های زیر استفاده نموده است Word، Access، Excel، Outlook، PowerPoint، FrontPage، Project و ...
قبل از اینکه کلیه خصوصیات ERP را در قسمت "معرفی"، تمام کنیم، بهتر است به دسته‌بندی موضوع پرداخته و هر یک را جداگانه بررسی نماییم.
 
لیست کلی خصوصیات ERP
وجود ماژول‌های متعدد
ارتباط ماژول‌ها با یکدیگر
استفاده از اطلاعات در هر زمان و از هر مکان
نمایش اطلاعات در قالب‌های مختلف)آمار عددی، نمودارهای خطی، چارتهای سه بعدی و( ...
داشتن قابلیت Real-time
کاربری آسان
پیچیدگی در متد سفارش و نصب
درصد موفقیتِ نامعلوم و هزینه بسیار بالا
سرمایه گذاری بلند مدت و گرفتن نتیجه احتمالی بعد از چندین سال
هزینه و ریسک بالای سفارشی کردن
آموزش کارمندان و هزینه های آن
شکست و یکی از علت‌هاوجود ماژول‌های متعدد
بصورت کلی ERP، سیستمی است که برای جوابگویی به تمام نیازهای کارمندان و بخش‌های یک شرکت بزرگ، ناچار است، ماژول‌های متعددی را برای بخش‌های مختلف در نظر بگیرد. تشخیص نیاز به وجود هر یک از ماژول‌ها و فعال کردن آنها به عهده مدیر اجرایی شرکت است. مدیر اجرایی، خود، این اطلاعات را از منابع مختلف و با بررسی مراحل اتوماتیک نشده که در کار گره ایجاد می‌کند، مورد توجه قرار می‌دهد. این ماژول‌های هر یک موظف هستند، وظایف خود را حتی در صورت جدا شدن از سیستم مرکزی، اگر چه بصورت نسبی، به انجام برسانند. زیر گروه‌های تشکیل دهنده ERP به زیر شاخه ها و دسته های مختلفی تقسیم می‌شوند. بعنوان مثال، بخش مالی ماژول‌های مخصوص به خود را دارد و بقیه بخش‌ها نیز ماژول‌های متفاوت خاص دیگری دارند.
 
ارتباط با ماژول‌های دیگر
در قسمت قبل به تعداد بالای زیر مجموعه ها اشاره شد. موضوعی که تقریبا برای همه شرکت‌ها صادق است. اما تفاوتی که ERP با دیگر نرم افزارها دارد، تلاش برای بهم پیوستن و ایجاد رابطه تنگاتنگ میان این ماژول‌ها یا زیرمجموعه ها است. همانطور که قبلا نیز اشاره شد، هر ماژول یک ورودی و یک خروجی دارد (البته خروجی می‌تواند شکل‌های متفاوتی داشته باشد ولی همه شکل‌ها در واقع منشعب از یک مدل بشمار می‌روند). خروجی ماژول‌ها ممکن است به عنوان ورودی زیربرنامه دیگری مورد استفاده قرار گیرد. بدین معنی که ممکن است یک ماژول، موارد و اطلاعات ورودی خود را از خروجی یکی از ماژول‌ها، برداشت نماید.
حال برای سهولت در امر انتقال اطلاعات از یک بخش به بخش دیگر، یا از یک ماژول به ماژول دیگر، می‌بایست یک قالب و فرمت استاندارد و فراگیر برای تمامی ورودی ها و خروجی ها در نظر گرفته شود تا تمامی ماژول‌ها بتوانند از آن بهره ببرند. در عمل این کار برای پروژه‌های بزرگ غیر ممکن است. برای حل این مشکل از یک رابط میانی استفاده می‌شود که این اطلاعات را از فرمت برنامه مبدا به فرمت رابط میانی تبدیل نماید و سپس اطلاعات تبدیل شده به قالب رابط میانی را به فرمت برنامه مقصد تبدیل نماید.در این سیستم هر برنامه در کنار یک converter یا مبدل عمل می‌کند که این مبدل، وظیفه تبدیل رفت و برگشت اطلاعات را به عهده دارد.
در قسمت‌های بعدی، مشکلات این مبدل، مزایا و نواقص آن‌ را بر خواهیم شمرد. هنگام مطالعه این مقاله فراموش نکنید که خود را بعنوان مدیر اجرایی شرکت خیالی (!) خود در نظر بگیرید و تلاش نمایید آنچه را از نظر می‌گذرانید، در شرکت خود مورد پردازش قرار دهید، زیرا ممکن است، با فرض اینکه شما جوان باشید و پرکار، ظرف چند سال آینده مجبور باشید برای پیشبرد کارهای شرکت واقعی (!) خود، از این مفاهیم بهره مند شوید. حال به قسمت بعدی توجه کنید.
 
امکان استفاده از اطلاعات در هر زمان و از هر مکان
مدیر و مدیران اجرایی برای پیشبرد کارهای خود و رقابت با رقبای خود در دیگر شرکت‌ها، می‌بایست اطلاعات مورد نظر خود را در هر زمان و از هر مکان بدست آورند. در غیر اینصورت مدیر، توانایی مدیریت خود را از دست می‌دهد و یا در بهترین حالت، تصمیمات خود را با تاخیر ابلاغ می‌کند. هر دو حالت فوق به بیشتر شدن فاصله شرکت با رقبا دامن می‌زند.
همانطور که شما نیز می‌دانید، شغل‌های مدیریتی از پر استرس ترین شغل‌هاست، مخصوصا اگر این مدیریت، مسئولیت پروژه های چند منظوره را بعهده داشته باشد که این خود به استرس موجود می‌افزاید.در این شرایط، اگر ERP ، با مطالعه و دقیق برگزیده و وارد سیستم کاری شرکت شود، می‌تواند در کم کردن استرس و بازدهی بیشتر مدیریت، نقش بسزایی ایفا نماید.
استفاده از اطلاعات در هر زمان بدین معنا است که سیستم باید قابلیت گزارشگیری و نمایش اطلاعات را در هر زمان که مدیر به آن نیاز داشته باشد، در اختیار او قرار دهد. بنابراین گرفتن خروجی از میان میلیون‌ها رکورد، نیاز به داشتن سرعت بالا دارد. اشاره به این مسئله خالی از لطف نیست که این سرعت بدون بهره گیری از هوش مصنوعی قابل دستیابی نیست، زیرا جستجوی هوشمند اطلاعات، زمان جستجو را Optimize می‌کند و مجبور نیست، تک تک رکوردها و فیلدها را مورد بررسی قرار دهد.
و اما مکان، تمامی دوستان بدون استثنا می‌توانند حدس بزنند که فاکتور مکان در دنیای امروز بسیار ساده تر از گذشته شده است. زیرا شبکه های خصوصی و مجازی و اینترنت دسترسی به اطلاعات را از هر مکان، ممکن ساخته است. تنها مسئله ای که باید در این مرحله مورد توجه قرار گیرد، کنترل امنیت در ارسال اطلاعات است. مقوله امنیت در همه جا مهم است، اما هنگامیکه کار به ERP می‌رسد و رقابت میلیاردی شرکت‌های بزرگ تنگاتنگ می‌شود، امنیت جایگاه خاصی پیدا می‌کند. اصول رمزگذاری یا Encryption داده ها اهمیت ویژه‌ای می‌یابد.
نمایش اطلاعات با خروجی‌های متفاوت (آمار عددی، نمودار خطی و چارت‌های گوناگون(
ازآنجا که مدیر اجرایی و دیگر مدیران شرکت به فراخور نیازهای خود، به گزارش‌های متفاوتی نیاز دارند، برنامه باید پس از جمع آوری اطلاعات مورد نیاز مدیران، آن داده ها را به شیوه دلخواه آنها تبدیل نماید. از جمله خروجیهایی که گزارش‌ها بر اساس آنها طراحی می‌شود، خروجی‌های زیر است:
آمار عددی با درصد
نمودارهای دو بعدی (خطی، پای، ...)
نمودارهای سه بعدی برای ارزیابی ابعاد مختلفی همچون، زمان، فروش و پیشرفت
یکی از مهترین مسایلی که باید در گزارش‌ها به آنها توجه ویژه‌ای داشت، این است که اگر مدیری تمایل داشته باشد، اطلاعات بیشتری در مورد یکی از نتایج داخل گزارش داشته باشد، باید برنامه این امکان را به مدیر بدهد که مثلا با یک کلیک بر روی آن مورد، بتواند به اطلاعاتی جزئی تر دسترسی داشته باشد که پشتوانه تهیه و ارائه آن مورد از گزارش را داشته باشد.
بحث نمایش اطلاعات به شیوه های مختلف نیاز به طرح مسایل متعددی دارد که از حوصله مقاله خارج است.
 
داشتن قابلیت Real Time
وجود قابلیت Real Time بصورت صددرصد، بدلیل شرایط و عوامل دخیل در مدیریت و تجارت، تقریبا غیر ممکن است. اما تمامی سازندگان محصولات ERP تلاش می‌کنند خود را تا آنجا که در توان دارند به درصد مطلوب برسانند یا به سمت آن میل کنند.
کاربری آسان
بدلیل عدم تخصص مدیران، جهت استفاده از کامپیوتر، طراحی برنامه یا در حقیقت طراحی GUI برنامه باید به گونه‌ای باشد که این افراد با کمترین مشکل بتوانند به استفاده از نرم افزار اقدام نمایند. طراحی مناسب GUI یا رابط گرفیکی کاربر، مدت زمان آموزش برنامه را نیز کاهش می‌دهد. این خود به مزایای طرح می‌آفزاید. کاربر باید بتواند براحتی و تنها با یک نگاه به هدف خود در دستیابی به اطلاعات مورد نظر برسد

متاسفانه نرم افزارهایی که در ایران طراحی می‌شوند، از این لحاظ بسیار ضعیف هستند. این ضعف به چند دلیل برمی‌گردد:
.
1 عدم وجود ارتباط میان برنامه نویسان و طراحان با کاربران غیر حرفه ای است.
 .
2 برنامه نویسان، خودشان کار طراحی GUI را بعهده می‌گیرند، در حالی که در کشورهای پیشرفته، شرکت‌های عظیم و مطرح تولید نرم افزار، طراحی GUI ، توسط یک تیم زبده و متخصص انجام می‌گیرد که در نهایت بعد از برقراری جلساتی میان طراحان GUI و برنامه نویسان، رابط به اصل برنامه پیوند می‌خورد   
.
3 که از مهمترین عوامل بشمار می‌رود، این است که در کشور عزیزمان، برنامه نویسان جزء افرادی هستند که زیر خط فقر زندگی می‌کنند!! زیرا اولا قانون Copyright اصلا معنی ندارد. ثانیا برنامه نویس دائما تحت فشار است که برنامه را هر چه سریع‌تر تحویل دهد، زیرا مشتری در حال پریدن است!! و در آخر اینکه، منابع و تیم مورد نیاز در اختیار برنامه نویس قرار نمی‌ گیرد.
به کرات شاهد بودیم که دوستان عزیز برنامه نویس تمامی کارهای زیر را خود به تنهایی انجام می‌دهند، در حالیکه تمامی این کارها در شرکت‌های معتبر توسط تیم های جداگانه‌ای انجام می‌شود:
تعریف ماژول‌ها و میزان تقسیم ماژولی
برنامه نویسی ماژول‌ها
اسمبل کردن ماژول‌ها و ساختن برنامه اصلی با کمک برنامه نویسان
طراحی گرافیکی برنامه )زیبا شناختی برنامه و کارهای وابسته به گرافیک(
طراحی GUI )مراحل کار گرافیکی(
تست برنامه
مستحضر هستید که تمامی موارد یاد شده که هر یک توسط تیمی جدا انجام می‌شود، در اینجا، رفقا، یک تنه (یا حداکثر دو تنه!) تمامی این موانع را پشت سر می‌گذارن

ارسال شده توسط احمد محمدی | 4 11, 2013 | بازدید‌ها (573)
اين نسخه از نرم‌افزار جديد مايکروسافت با نام Microsoft Dynamics AX۶ شناخته مي‌شود و به گفته کارشناسان نياز به استفاده از کدهاي قابل تغيير براي شرکت‌هاي توسعه‌دهنده نرم‌افزار را کم مي‌کند. نسخه جديد اين نرم‌افزار به گونه‌اي ساخته شده است که با ديگر ابزارهاي مايکروسافت از جمله SQL Server و Microsoft Office سازگاري بيشتري دارد.
هدف اصلي از ارائه اين نرم‌افزار افزايش همکاري‌ها با شرکت‌هاي خصوصي نرم‌افزاري(ISV) است تا بتوانند راهکارهاي خود براي Dynamics را با سرعت بيشتر و کيفيت بالاتر توليد کنند. هم‌اکنون بيش از ۱۰۰ شرکت خصوصي نرم‌افزار در حال آزمايش نرم‌افزار Dynamics AX ۶ هستند که در کنار آن‌ها تعداد زيادي از کارشناسان و متخصصان نرم‌افزاري نيز روي اين محصول تحقيق و بررسي مي‌کنند.
دوگ کِنِدي، مدير مرکز Dynamics Partners در شرکت مايکروسافت در اين خصوص گفت: «تعداد زيادي از شرکت‌هاي خصوصي نرم‌افزاري که هم‌اکنون با ما همکاري مي‌کنند، راهکار‌هاي نرم‌افزاري خود را دارند و در بيشتر مواقع يک پلتفورم واحد را براي خود توليد مي‌کنند. ما با عرضه نسخه جديد نرم‌افزار خود شرايطي را فراهم کرده‌ايم تا امکان سازگاري تمامي اين پلتفورم‌ها با نرم‌افزارDynamics فراهم شود».
ارسال شده توسط احمد محمدی | 4 11, 2013 | بازدید‌ها (940)

Cyber ERP

 Cyber ERP, یک ERP کاملا مبتنی بر وب است که به طور کامل توسط کارشناسان داخلی تولید شده است. برای تولید این محصول، ERP های بزرگی نظیر Axapta,IFS,MySAP,Oracle Business Suite11 مطالعه شده اند و از کار مشاوران بزرگی نظیر APQC,TEC برای طراحی ERP کمک گرفته شده است.

Cyber ERP با دیدگاه فرآیندی برای سازمان های Middle Size طراحی شده است و تمامی ماژول های آن توسط فرآیندهای سازمانی سفارشی سازی شده براساس نیازهای مشتری، به هم متصل هستند.

بستر تکنولوژی Cyber ERP طوری طراحی شده است که بتوان پس از شناسایی و بهینه سازی فرآیندهای سازمانی کارفرما ،آن را در نرم افزار پیاده سازی نمود.

استفاده از بستر وب، محدودیت جغرافیایی و زمانی را برای کارفرمایان از بین برده است و بنابراین می توان تمام سازمان و شعب مربوطه را با استفاده از این محصول، مدیریت و راهبری نمود.

 

.        کاملا مبتنی بر وب: محصول Cyber ERP شرکت مهندسی رای دانا، کاملا مبتنی بر وب، با استفاده از تکنولوژی J2EE تولید شده است. به منظور ارتباط لایه ی Present با Database از Web Service و معماری کاملا شی گرا ( SOA) بهره گرفته شده است و این امکان برای کاربران به وجود آمده که در هر زمان و مکان که امکان اتصال به اینترنت یا شبکه Web وجود داشته باشد، بتوانند با استفاده از Username و Password خود به سیستم متصل شده، فعالیت های مورد نیاز خود را انجام دهند. از مزایای عمده ای که web Based بودن Cyber ERP به همراه دارد می توان به موارد زیر اشاره نمود:

a.        عدم نیاز به نصب نرم افزار بر روی همه Client ها و در نتیجه کاهش هزینه نگهداری

b.       تمرکز بر روی نگهداری اطلاعات موجود بر روی Server و در نتیجه تامین کامل امنیت اطلاعات

c.        کاربران می توانند مستقل از زمان و مکان در هر نقطه که امکان اتصال به Server از طریق Web وجود داشته باشد، به نرم افزار متصل شوند و عملیات مورد نظر خود را انجام دهند.

d.       عدم نیاز به Synchronization اطلاعاتی و در نتیجه از بین رفتن احتمال هدررفت داده ها

e.        به روز و Online بودن اطلاعات

 

2.        استفاده از تکنولوژی Form Generator : تکنولوژی Form Generator، تکنولوژی ای است که به وسیله آن می توان به سرعت، صفحات مورد نیاز نرم افزار را تولید نمود. با استفاده از این تکنولوژی، با اتصال به جداول موجود در پایگاه داده، فرم های استاندارد از پیش طراحی شده، فیلدهای مورد نیاز خود را Set می نمایند و در نتیجه صفحه مورد نیاز کارفرما به سرعت تولید می شود. مهمترین مزایای استفاده از Form Generator به شرح زیر است:

 

a.        افزایش سرعت توسعه نرم افزار و در نتیجه توانمند نمودن شرکت رای دانا در سفارشی سازی نرم افزار برای تمامی کارفرمایان

b.       کاهش احتمال تولید Bug به دلیل استفاده از فرم های استاندارد

c.        به دلیل مشابهت تمامی صفحات موجود در نرم افزار و استفاده از استاندارد فرم، آموزش استفاده از نرم افزار بسیار آسان تر است و کاربران با یادگیری نحوه استفاده از یک یا دو صفحه به راحتی می توانند با تمامی صفحات موجود در سیستم، کار کنند.

 

3.        استفاده از تکنولوژی JPDL به منظور تولید Workflow Engine و ایجاد XML های مورد نیاز برنامه: به دلیل آنکه جریان کاری سازمان ها با هم متفاوت است، در پیاده سازی ERP در هر سازمان،  نیاز به ایجاد جریان کاری مورد نیاز آن کارفرما در محصول Cyber ERP وجود دارد. این کار پس از آنکه تیم مهندسی صنایع، فرآیندهای کاری سازمان کارفرما را در فاز As-Is Analysis شناسایی و در فاز To-Be Analysis، با توافق کارفرما بهینه سازی نمود، توسط Workflow Engine انجام می گیرد. به منظور ایجاد موتور تولید کننده گردش کار، از واسط Java Process Diagram Language استفاده شده است که می تواند Workflow را به XML تبدیل نماید. سپس این XML به راحتی در نرم افزار Cyber ERP پیاده سازی می شود.

 

4.        استفاده از Report Generator به منظور تولید گزارشات دلخواه توسط کاربران: با توجه به نیاز کاربران به تولید گزارشات دلخواه، تیم مهندسی نرم افزار شرکت مهندسی رای دانا، اقدام به تولید نرم افزار Report Generator برپایه نرم افزار Crystal Report نموده است. با استفاده از این نرم افزار، افرادی از شرکت کارفرما که آشنایی بیشتری با فناوری اطلاعات دارند، می توانند هر گونه Report مورد نیاز آن سازمان را به صورت جدول یا نمودارهای گرافیکی مختلف طراحی و تولید نماید.

 

5.        تامین و تضمین کامل امنیت پایگاه داده: از آنجا که حفظ امنیت اطلاعات موجود در سازمان کارفرما، اهمیت بسیار بالایی دارد، شرکت مهندسی رای دانا با فروش محصول Cyber ERP خود را موظف به نگهداری و پایش آن می نماید. این شرکت با استفاده از پیشرفته ترین متدولوژی های روز دنیا به منظور Encryption بانک اطلاعاتی و حفظ امنیت سرور، امنیت داده های سازمان کارفرما را تضمین می نماید. همچنین به منظور جلوگیری از تخریب بانک اطلاعاتی یا از بین رفتن اطلاعات، همواره از یک پایگاه داده موازی در کنار پایگاه داده اصلی استفاده می شود که امکان این را فراهم می آورد که اگر به هر دلیل پایگاه داده اصلی از کار افتاد، پایگاه داده موازی به کار ادامه دهد و فعالیت سیستم، متوقف نشود.

 

6.        استفاده از معماری 5 لایه به منظور افزایش سرعت تراکنش داده ها، همچنین افزایش سرعت توسعه نرم افزار. همچنین با توجه به معماری 5 لایه و استفاده از مدل MVC ( استفاده از Spring/Struts، Hibernate، DB، JSP، JavaScript/Ajax) ، این قابلیت فراهم آمده که بتوان مستقل از 4 لایه دیگر، لایه Database را به هر نحو دلخواه طراحی نمود. بنابراین با توجه به نیاز مشتری، این امکان وجود دارد که از انواع Database ها ( My SQL، MS-SQL، Oracle و... استفاده شود.)

 

7.        با توجه به استفاده از تکنولوژی Java در تولید Cyber ERP، این نرم افزار بر روی تمامی Platform ها ( Windows, Linux, Mac OS, Novel و...) قابل پیاده سازی و نصب است.

 

8.        با توجه به استفاده از Web Service، این امکان وجود دارد که در صورت نبود امکان اتصال یک یا چند شعبه از شعب کارفرما،به اینترنت یا شبکه اصلی، ( به هر دلیل) نرم افزار به صورت مستقل در شبکه محلی آن شعب نصب گردد و در هر دوره زمانی مشخص، عملیات Synchronization انجام گیرد.

 

9.        با توجه به طراحی ماژولار نرم افزار، این امکان وجود دارد که کارفرما تنها ماژول یا ماژول هایی را که مورد نیاز دارد، خریداری نماید و لزومی به خرید تمام قسمت های CyberERP به صورت یکجا وجود ندارد.

 

10.     پشتیبانی از چند زبانی: Cyber ERP قادر است به تمام زبان های دنیا ترجمه شود و در حال حاضر به دو زبان فارسی و انگلیسی پیاده سازی شده است.

 

11.     پشتیبانی از چند ارزی: امکان استفاده از ارزهای مختلف در بخش های مالی، انبار ریالی و بازرگانی.

 

12.     پشتیبانی از Holding: امکان تعریف شرکت ها، واحدهای عملیاتی، چارت سازمانی و واحدهای سازمانی به صورت کاملا انعطاف پذیر در Cyber ERP وجود دارد و هر شرکت و واحد عملیاتی می تواند به صورت مستقل، فعالیت های خود را داشته باشد و در نهایت امکان گزارش گیری تجمیعی از کل Holding و حسابداری آن وجود دارد


 

ارسال شده توسط احمد محمدی | 4 11, 2013 | بازدید‌ها (1465)

انواع سیستم های اطلاعاتی
سیستمهای پردازش تراکنش TPS
سیستم های اطلاعات مدیریتMIS
سیستم های پشتیبان تصمیم گیری  DSS
سیستم های پشتیبان مدیران ارشد ESS

سیستم پشتیبان تصمیم گیری  (DSS) چیست؟
تعریف سیستم پشتیبانی از تصمیم (Dss: Decision support system)
مجموعه ای از برنامه ها و داده های مرتبط بهم که برای کمک به تحلیل و تصمیم گیری طراحی می شوند.کمک این گونه سیستم ها در تصمیم گیری بیش از سیستم های مدیریت اطلاعات (MIS) یا سیستم های اطلاعات اجرایی(EIS) است.

اجزای DSS :
این سیستم ها دارای یک بانک اطلاعاتی متشکل از دانش موجود درباره ی موضوع و یک زبان که برای فرموله کردن مسائل و پرسش بکار میرود و یک برنامه مدلسازی برای ازمایش تصمیمات ممکن هستند.
هر سیستم پشتیبان تصمیم گیری دستیابی به سه هدف اصلی را دنبال می کند:
1) کمک به مدیر برای تصمیم گیری در مورد مسائل نیمه ساخت یافته
2) پشتیبانی تصمیم گیری انجام شده توسط مدیر و نه جایگزینی ان
3) بهبود کارائی تصمیم گیری و توجه بیشتر به اثر بخشی ان
 
اجزای DSS
1-   بانک مدلها
2-   بانک اطلاعاتی
a.   داده های خارجی
b.   داده های داخلی
3-   سیستم مدیریت بانک اطلاعاتی
4-   سیستم مدیریت مدلها
5-   نرم افزار مدیریت

فرآیند DSS
الف)یکی از مهم ترین سیستمهای اطلاعاتی است که مدیران رده بالای هر سطح  سازمان را درامرتصمیم  گیری وهدایت سیستم، یاری می کند.   DSS پشتیبان، تصمیم گیری های مدیر است  و  تصمیم گیری نهایی با مدیر است.

   ب)

Data Analysis     
Data   Mining     
Intelligent Agent


نرم افزار های گروه گرا(GroupWare) :
نرم افزاری که به گروهی از کاربران یک شبکه امکان میدهد تا در رابطه با یک پروژه ی خاص با یکدیگر همکاری کنند. این گونه نرم افزار ها ممکن است خدماتی برای بر قراری ارتباط (مثلا پست الکترونیکی) و تئلید جمعی سند ها و زمان بندی و پیگیری فراهم کنند.سندها ممکن است حاوی متن و تصاویر یا دیگر اشکال اطلاعاتی باشند.
نرم افزار گروه گرا :که امکان فعالیت چندین حل کننده ی مسئله را در کنار هم برای هر راه حل فراهم می کند که در این مورد به عنوان سیستم پشتیبان تصمیم گیری گروهی بکار می رود.

این سیستم پشتیبان تصمیم گیری از بخش های زیر تشکیل شده است:
-مدیریت تقاضا و مدیریت ارشد
-برنامه ریزی احتیاجات مواد(MRP)
-کنترل فعالیت های تولید/ زمانبندی تامین کنندگان
-بانک اطلاعات
-زمانبندی خط مونتاژ
-هماهنگ کننده کارخانه
-رابط کاربر

هدف اصلی ایجاد یک سیستم پشتیبان تصمیم گیری برای کمک به زمانبندی تولید خط مونتاژ نهایی است به نحوی که تصمیم گیرنده بتواند امر هماهنگی تمامی اجزای کارخانه را طوری انجام بدهد که:
1) از موجودی انبارها بتواند یک برنامه تولیدی استخراج نماید
2) از موجودی های در جریان ساخت و انبار محصول نیمه ساخته بهترین استفاده را بنماید
3) فیدبک های لازم را در جهت تعیین بهترین برنامه خطوط مونتاژ ارائه دهد
4 ) پیشنهادات سفارشات جدید رد یا قبول نماید
5) در مقابل حوادث برهم زننده برنامه ریزی تولید واکنش نشان دهد

FCDSS طراحی شده شامل دو بخش زیر می باشد
۱. زمانبندی و ارسال کننده سطح کارخانه : توسعه خطوط راهنمای زمانبندی در سطح کارخانه و بکارگیری آن برای تهیه برنامه زمانبندی زمان واقعی برای کارگاه ها و خطوط مونتاژ
۲ . نظارت کننده سطح کارخانه: نظارت بر پیشرفت جریان تولید

الگوریتم فرآیند پشتیبانی تصمیم گیری
گام ۱ ( با انتخاب یک محصول به عنوان محصول مورد نظر برای تولید، DSS ابتدا با بررسی فایل وضعیت اطلاعات مقایسه ای میان میزان دردسترس بودن مواد موجود در کارخانه با مواد مورد نیاز تولید آن محصول بر اساس لیست مواد(BOM) آن صورت می دهد و فایل میزان دردسترس بودن را استخراج و عمل تفکیک بین قطعات دردسترس و غیر دردسترس (مورد نیاز به ساخت) را صورت خواهد داد. این میزان، شاخصی برای امکان تولید آن محصول بر اساس وضعیت موجود کارخانه است.

پنج مورد از خصوصیات سیستمهای DSS 
1-یک سیستم پشتیبان تصمیم ، با کنار هم قرار دادن افکار انسانی و اطلاعات رایانه‎ای، از تصمیم‎گیرندگان حمایت و پشتیبانی می‎کند.
2- این سیستمها برای پشتیبانی سطوح گوناگون مدیریت، از مدیران ارشد تا عملیاتی ارائه می شود.
3-انعطاف پذیر است.
4- قدرت ریسک را بالا می برد.
5- سبب بهبود بخشیدن  دقت، کیفیت، بروز بودن تصمیمات در تصمیم گیری می شود

DSS اولین بار در سالهای 1970 توسط آقای Lester مطرح شد.
از بدو ظهور ایده تصمیم گیری به کمک کامپیوتر در انستیتو تکنولوژی کارنگی "CARNEGIE" تا به امروز، تعاریف متعددی برای DSS پیشنهاد شده است . این تعددتعابیر تاحدودی به سیر تکاملی این رویکرد بازمی گردد. تعاریف اولیه بیشتر بر قابلیت DSS درحل مسائل نیمه ساختاریافته تمرکز داشته اند و تعاریف بعدی اجزای اصلی سیستم و فرایند طراحی آن را موردتوجه قرار داده اند. دلیل دیگر این اختلاف ، در زوایای نگرش متفاوت به موضوع نهفته است .

مفهوم سیستم تصمیم یار
همانگونه که گفته شد سیستم های اطلاعات مدیریت اشکالاتی دارد که سیستم های پشتیبانی تصمیم برای رفع آنها بوجود آمده است. سیستم اطلاعات مدیریت به منظورتدارک پشتیبانی شخصی برای هر مدیرنمی باشد. این ضعف سیستم اطلاعات مدیریت، اقداماتی را باعث شد که منتهی به مفهوم سیستم پشتیبانی تصمیم گشت.
مفهوم سیستم پشتیبانی تصمیم ،شکستهای اولیه سیستم اطلاعات مدیریت راتجربه نکرد. به احتمال قوی دلیل اصلی آن، دامنه محدودترسیستم پشتیبانی تصمیم است. برخورد ملایم تر سیستم پشتیبانی تصمیم، شانس موفقیت خود را حداکثر می کند.
این سیستمها،منابع انسانی (اگاهیهای فردی ) را با قابلیتهای کامپیوتری ترکیب میکنند تا باعث ارتقاء کیفیت تصمیم گیریها مخصوصا در مورد مسائل نیمه ساخت یافته شوند.
سیستم‌های پشتیبانی تصمیم، سیستم‌هایی هستند که منابع فکری افراد را با قابلیت‌های کامپیوتر، جهت بهبود کیفیت تصمیمات به کار می‌گیرند. این سیستم‌ها، معمولاً برای حل مسائل نیمه ساخت یافته به کار می‌روند.
 سیستم‌های پشتیبانی تصمیم، سیستمهای تعاملی مبتنی بر کامپیوتر می ‌باشند که تصمیم‌گیران را یاری می‌کنند تا با به‌کارگیری داده‌ها و مدل‌ها، مسائل نیمه‌ساخت‌یافته را حل نمایند.

به طور خلاصه می توان سیستمهای حمایت ازتصمیم(DSS)را به این گونه ها تعریف کرد :
این سیستمها،منابع انسانی (اگاهیهای فردی) را با قابلیتهای کامپیوتری ترکیب میکنند تا باعث ارتقاء کیفیت تصمیم گیریها مخصوصا در مورد مسائل نیمه ساخت یافته شوند .
سیستم پشتیبان تصمیم گیرا  یک سیستم اطلاعاتی  کامپیوتری دوطرفه  (Interactive) است که انعطاف پذیر و وفق پذیر می باشد که بطور اختصاصی برای پشتیبانی حل یک مسئله غیرساخت یافته مدیریتی استفاده می شود .

خصوصیات کلی سیستمهای تصمیم یار :
•   سیستمی  است که به منظور پشتیبانی از تصمیم‌گیری نیمه‌ساخت‌یافته بکار می رود.
•   بر خط (On-line) است .
•   رابط کاربر و خروجی‌های گرافیکی می باشد .
•   یک سیستم برپایه کامپیوتر است که از تکنولوژی ها و متدولوژی های کامپیوتری استفاده می کند .
•   به تصمیم گیری کمک می کند ولی جایگزین فرد تصمیم گیر نمی شود.
•   از پایگاههای داده ، مدلهای تحلیلی و محاسباتی و سیستم های خبره درحل مسائل استفاده می کند.
•   قابلیت بکارگیری درحل مسائل نیمه ساختاریافته و بی ساختار را داراست ;
•   قابلیت پشتیبانی از تصمیم گیریهای فردی و گروهی "GDSS" را دارد;
•   برای کلیه سطوح مدیریتی قابل استفاده است ;
•   دقت ، سرعت و کیفیت تصمیم گیری را بهبود می بخشد "بهبود اثربخشی " ولی درراندمان تصمیم گیری "هزینه تصمیم گیری " تاثیری ندارد;
•   سیستم های DSS به سمت قابلیت های یادگیری و خلاقیت ، کارکرد شبکه ای و سهولت بهره برداری به پیش می رود
•   DSS ، تصمیم گیران سازمان را با کنار هم آوردن قضاوت انسانی و اطلاعات کامپیوتری شده در حل مسائل ساخت یافته و نیمه ساخت یافته یاری می‌کند، که اینگونه مسائل قابل حل با سیستمهای کامپیوتری دیگر و یا ابزارها و متدهای استاندارد نیستند.
•   پشتیبانی برای سطوح مختلف مدیریتی از سطوح استراتژیک گرفته تا مدیران عملیاتی فراهم می‌شود
•   پشتیبانی هم برای تصمیم گیری انفرادی و هم تصمیم گیری گروهی وجود دارد .
•   DSS برای چندین تصمیم گیری مرتبط با هم و یا تصمیم گیریهای متوالی پشتیبانی فراهم می‌‌کند.
•   DSS تمام مراحل تصمیم گیری را که: هوش (جستجوی شرایطی که نیاز به تصمیم گیری دارند) ، طراحی (اختراع، توسعه و بررسی گزینه‌های موجود برای پیاده کردن تصمیم) ، انتخاب ( انتخاب یکی از گزینه‌های ممکن) و پیاده سازی است را پشتیبانی می‌کند .
•    انواع مختلف فرآیندهای تصمیم گیری را پشتیبانی می‌کند .
•    DSS انعطاف پذیر است طوریکه کاربران بر حسب تغییراتی که بوجود می‌آید می‌توانند سیستم را نسبت به نیاز خود شکل دهند، به این معنی که عناصر اصلی را اضافه، حذف، ترکیب و یا سازماندهی دوباره کنند.
•    DSS در تلاش است که تاثیر گذار بودن تصمیم گیری یعنی دقت، بروز بودن تصمیمات را بهبود ببخشد.
•     تصمیم گیرنده بر تمامی مراحل تصمیم گیری در حل یک مسئله تسلط دارد .
•    DSS از مدلها برای ارزیابی موقعیتهای تصمیم گیری استفاده می‌کند. توانایی مدل کردن باعث می‌شود که استراتژیهای مختلف را در ترکیبها و شرایط مختلف بتوانیم بررسی کنیم .
•    DSS دستیابی به انواع مختلف منابع داده با فرمتهای گوناگون را فراهم می‌کند 

بطور کلی دلایل استفاده از سیستم DSS:

•   محاسبه سریع: کامپیوتر به تصمیم گیرنده اجازه می‌دهد مقادیر بسیار زیادی از داده را در مدت زمان کوتاه و با هزینه کمی پردازش کند .
•   غلبه بر محدودیتهای انسانی محاسبات و ذخیره سازی: مغز انسان در تجزیه و تحلیل اطلاعات و همچنین یادآوری آنها دارای محدودیت است .
•   محدودیتهای انسانی: قدرت حل مسئله یک فرد دارای محدودیت است
•   کاهش هزینه: کنار هم آوردن گروهی از تصمیم گیران مخصوصاً کارشناسان ممکن است هزینه زیادی داشته باشد
•   پشتیبانی فنی: بسیاری از تصمیمات محاسبات پیچیده‌ای را می‌طلبند
•   پشتیبانی کیفیت: سیستمهای کامپیوتری تصمیم گیرا می‌توانند کیفیت تصمیمات اتخاذ شده را بهبود بخشند.
•   رقابت: فشار رقابتی تصمیم گیری را مشکل می‌کند

دلایل نیاز به سیستم های مکانیزه حمایت از تصمیم گیری:
1)   محدودیتهای فکری بشر در پردازش وذخیره سازی: چون توانایی ذهن بشر در پردازش ذخیره ودسترسی به اطلاعات محدود است با استفاده ازاین سیستمها می توانیم این محدودیت را برطرف کنیم.
2)   محدودیتهای دانش: اگر برای حل یک مساله نیاز به اطلاعات ودانشهای متنوعی باشد توانائی یک فرد در حل ان مسئله محدود میباشدواگر بخواهیم از چندین متخصص در هر زمینه استفاده کنیم هماهنگی وارتباط بین این افراد مشکل خواهد بود.سیستمهای کامپیوتری این مشکلات را حل کرده ومی توانند به سرعت به حجم زیادی اطلاعات دسترسی پیدا کرده وانها راپردازش کنند همچنین میتوانند هماهنگی وارتباط بین ان افراد را اسان کنند.
3)   کاهش هزینه: حمایت کامپیوتری باعث کاهش تعداد افراد گروه می شود وامکان برقراری ارتباط از مناطق مختلف را برای اعضای گروه فراهم می سازد و همچنین باعث افزایش بهره وری بخش ستادی میشود که همه این موارد منجر به کاهش هزینه خواهد شد.
4)   حمایت فنی: کامپیوترها می توانند به سرعت وبه شکل مقرون به صرفه ای داده های لازم را جستجو وذخیره کنند یا انتقال دهند.
5)    حمایت از کیفیت: سیستمهای کامپیوتری با اجرای سریع شبیه سازیهای پیچیده به مدیران کمک میکنند تا امکانها و راهکارهای گوناگون را بررسی وتاثیرات مختلف را به سرعت ومقرون به صرفه ارزیابی کنند واز این طریق کیفیت تصمیمها را بالا ببرند.
6)    حاشیه رقابت_مهندسی مجدد فرایندها واختیارات: فناوریهای کامپیوتری در زمینه فشارهای رقابتی وتغییر در وضعیت عملیات سازمان ، مهندسی مجدد فرایندها وساختارها ، اختیارات کارکنان ونواوریها به مدیران اختیارهایی اعطا وانها را در اخذ تصمیم درست وسریع یاری می کنند.


فناوریهای اصلی پشتیبانی از تصمیم:
•   سیستم حمایت از تصمیم (DSS)
•   سیستم حمایت از تصمیم گروهی(GDSS)
•   سیستمهای اطلاعات مدیریت عالی(EIS)
•   سیستمهای خبره(ES)
•   شبکه های عصبی مصنوعی(ANN)
•   سیستمهای حمایت ترکیبی(MSS)

تعیین چهارچوبی برای پشتیبانی از تصمیم :
فرایندهای تصمیم گیری شامل سه نوع تصمیمات ساختار یافته (قابل برنامه ریزی) ، نیمه ساختار یافته ،ساختار نیافته(غیر قابل برنامه ریزی) است . فعالیتهای مدیریت نیز شامل سه قسمت برنامه استراتزیک، کنترل مدیریت، کنترل عملیاتی می باشد. از ترکیب این تصمیمات وفعالیتها حالتهای مختلفی بوجود می اید که برای هر حالت یک یا چند سیستم اطلاعاتی جوابگو می باشد.برای مثال زمانیکه تصمیم از نوع ساخت یافته باشد سیستمهای MIS، OR، TPS، DP جوابگو است یا اگر نیمه ساخت یافته باشد DSS مناسب می باشد.

پایگاه داده DSS
   DSSاز دادههای داخل ( پایگاه های داده سازمان) ، دادههای خارجی (اینترنت) و دادههای شخصی فرد تصمیمگیر استفاده مینماید.
   DSS می تواند خود دارای Database مستقل بوده یا از پایگاههای داده سازمان استفاده نماید

عناصر داخلی DSS


معرفی DSS در 4 فاز :


یک نمونه Framework برای تعیین سیستمهای مورد نیاز یک سازمان  


نتیجه گیری کلی :
•    یک DSS   یک سیستم بسیار ضروری برای تمامی سازمانها ، به ویژه مدیریت سازمان می باشد .
•   در حال حاضر کامل ترین سیستم برای یک سازمان ، DSS می باشد .
•   DSS بطور مستقیم با مدیران در ارتباط است وبا پردازش انبوهی از داده ها ، گزینه های یک تصمیم را در اختیار او قرار می دهد .
•   DSS در بستر IS تعریف و پیاده سازی می شود 

مدیریت داده     data managment
مدیریت داده کار ذخیره سازی و نگهداری از داده هایی را انجام می دهد که کاربر از طریق سیستم بر روی آنها تحلیل انجام می دهد. این بخش هم شامل یک پایگاه داده و هم نرم افزار مدیریت پایگاه داده می شود. در واقع اطلاعات در بستر یک نرم افزار مدیریت پایگاه داده ذخیره سازی شده و مورد استفاده قرار می گیرند. اطلاعاتی که در DSS مورد استفاده قرار می گیرند معمولاً از سه منبع عمده تامین می شوند: قسمتی از اطلاعات، اطلاعات سازمانی هستند که بسته به هدف کاربر از بکارگیری سیستم می تواند اطلاعات مختلفی را از محیط سازمان در بر بگیرد. معمولاً اطلاعات مورد نظر از پایگاه داده سازمانی و یا گاهی پایگاه داده تحلیلی بدست می آیند. بعضی از تصمیمات نیازمند استفاده از اطلاعات از منابع بیرونی مانند گزارشات دولتی، اینترنت و غیره هستند که به عنوان اطلاعات تکمیلی برای DSS مورد استفاده قرار می گیرند و آنها را اطلاعات بیرونی می نامند. همچنین گاهی می توان DSS هایی را طراحی کرد که اطلاعات را از کاربر دریافت می کند. به عبارتی به جای استخراج اطلاعات از منابع مختلف سازمانی و برون سازمانی، کاربر اطلاعات خود را وارد پایگاه داده سیستم می کند.

مدیریت مدل   Model managment
این جزء از DSS شامل مدلهای ذخیره شده در یک پایگاه مدل و نرم افزاری تحت عنوان سیستم مدیریت مدلها میشود که کار ایجاد و دسترسی به مدلها را بر عهده دارد. و اما مدل چیست؟
در واقع یک مدل بازنمایی است از یک سری وقایع و شرایط محیطی. انسانها برای درک خود از محیط و جهانی که در آن زندگی می کنند و درک پدیده های مرتبط با آن از مدلها استفاده می کنند. مدلهایی که بشر مورد استفاده قرار می دهد به چهار شکل می باشند:
1.    مدلهای فیزیکی که در ابعادی معمولاً کوچکتر از اندازه واقی یک موجودیت یا یک شی ساخته می شود تا ویژگیهای آن را به نمایش گذارد. مانند ماکت یک ساختمان
2.    مدلهای گرافیکی که به صورت تصویری یک واقعیت را بیان بیان می کند و مانند نقشه های جغرافیایی و یا نقشه یک ساختمان.
3.    مدلهای تشریحی که با استفاده از گفتار و نوشتار به وصف یک پدیده یا حادثه یا یک شی می پردازد. برای مثال توصیفی که ما از یک حادثه رانندگی داریم و یا اخباری که هر روزه در روزنامه ها و تلویزیون اعلام می شوند.
4.    مدلهای ریاضی که با تعریف تعدادی متغیر و تعیین نحوه تاثیر این متغیر ها بر یکدیگر تصمیم گیرندگان را در مدلسازی مسائل و راه حلهای ممکن یاری می دهند.
سیستمهای DSS برای مدلسازی مسائل و راه حلهای آنها از مدلهای ریاضی استفاده می کنند.

مدلهای ریاضی خود از چند بعد قابل تقسیم بندی می باشند که در زیر به آنها اشاره می کنیم:

مدلهای ایستا در برابر مدلهای پویا : مدلهایی که در آنها زمان به عنوان یک متغیر تعریف شده باشد را مدلهای پویا می گوییم و مدلهایی که در آنها متغیر زمان وجود نداشته باشد را مدلهای ایستا می نامیم. برای مثال مدلی که میزان رشد فروش یک شرکت را در طی پنج سال آینده پیش بینی کند مدلی پویاست. ولی ترازنامه یک شرکت که دارائی های آن را در یک لحظه خاص از زمان مثلاً پایان سال کاری به نمایش می گذارد مدلی ایستا می باشد. مدلهای ایستا همانند عکس هستند که یک لحظه را ثبت می کنند و لیکن مدلهای پویا همانند تصویر متحرکند که شرایط را در زمانهای مختلف نشان می دهند.

مدلهای احتمالی در برابر مدلهای قطعی : در مدلهای قطعی احتمال رخ دادن هر واقعه ای یا صفر است و یا یک. ولی در مدلهای احتمالی این احتمال از یک تا صفر متغیر است. مدلهایی احتمالی مدلهایی هستند درصدی از احتمال را برای وقوع رخدادی در نظر می گیرند. برای مثال مدلهایی که در کنترل کیفیت مورد استفاده قرار می گیرند و یا مدلهای آماری از این نوعند.
مدلهای بهینه و مدلهای خرده بهینه : مدلهای بهینه مدلهایی هستند که بهترین راه حل را از بین گزینه های مختلف انتخاب می کنند. این مدلها را برای مسائلی می توان مورد استفاده قرار داد که که به خوبی ساختارمند باشند. مدلهای خرده بهینه که گاهی مدلهای قانع کننده  نیز نامیده می شوند همواره بهترین راه حل را ارائه نمی کنند بلکه راه حلهای مختلف و نسبتاً مناسبی را ارائه می کنند که در این حالت انتخاب نهایی به عهده کاربر خواهد بود.
DSS ها با ارائه مدلهای تصمیم گیری که به کاربر امکان تحلیل اطلاعات را به اشکال مختلف می دهد، فرایند تصمیم گیری را اثربخش تر می کند. مدلهایی که در یک DSS استفاده می شوند به نوع تصمیمات و نوع تحلیل مورد نیاز بستگی دارد. قسمت مدیریت مدلهای سیستم DSS مدلهای سیستم را ذخیره سازی و نگهداری می کند و وظایف آن شبیه به وظایف سیستم مدیریت پایگاه داده نسبت به داده هاست. سیستم مدیریت مدلها نمی تواند تعیین کند کدام مدل برای حل یک مساله مناسب تر است ولیکن می تواند به کاربر کمک کند تا مدلها را با سرعت و به آسانی ایجاد و دستکاری کند.

واسط کاربری
واسط کاربری جزئی از سیستم است که به کاربر امکان می دهد با سیستم ارتباط برقرار کند. به عبارتی بخشی از سیستم است که به کاربر امکان می دهد دانش خود را با قابلیتهای پردازشیو ذخیره سازی سیستم در هم آمیزد. واسط کاربری قسمتی از سیستم است که کاربر آن را می بیند، و از طریق آن اطلاعات، دستورها و مدلها را وارد می کند و تنها قسمتی از سیستم است که مستقیماً با کاربر در ارتباط است.
استفاده از سیستمهای DSS باعث افزایش اثربخشی فرایند تصمیم گیری خواهد شد و در واقع این نوع از سیستمها مفهوم OLAP را مورد حمایت قرار می دهند. بکارگیری این سیستمها باعث خواهد شد هزینه های تصمیم گیری به علت استفاده از مدلهای مناسب توسط کاربر به میزان قابل ملاحظه ای کاهش یابد. در واقع کاربر به جای استفاده از روشهای آزمون و خطا که روشی بسیار پرهزینه برای تصمیم گیری است قبل از اینکه هرگونه اقدام عملی را انجام دهد نتایج را در قالب مدلهای مختلف خواهد دید.
استفاده از مدلهای ریاضی به علت پیچیدگی از محبوبیت چندانی برخوردار نیست و بسیاری از تصمیم گیرندگان به علت عدم تسلط کافی به استفاده از این مدلها تمایل چندانی به بکارگیری سیستمهای پشتیبان تصمیم گیری ندارند. برای حل این مشکل برای کار کردن با این سیستمها از واسط های کاربری گرافیکی استفاده می شود که درک و تقسیر آنها به راحتی صورت می پذیرد

ارسال شده توسط احمد محمدی | 1 11, 2013 | بازدید‌ها (1564)
DSS  كه قبلا شرح داده شد عمدتا بر تصميم گيري فردي تأكيد مي كند. با اين حال ،‌كار زياد در مورد گروه هاي داخل شركت ها انجام مي شود كه يك طبقه خاص از سيستم هايي موسوم به سيستم هاي پشتيباني تصميم گيري گروهي براي پتشتيباني از تصميم گيري گروهي و سازماني ابداع شده اند.

يك GDSS در سيستم مبتني بر كامپيوتر تعاملي براي تسهيل حل مسائل غيرساختاري با استفاده از مجموعه اي از تصميم گيرندگان با هم به عنوان يك گروه در مكان مشابه يا در مكان هاي مختلف مي باشند .سيستم هاي مشترك و ابزارهاي مبتني بر وب براي ويدئوكنفرانس و جلسات الكترونيكي ذكر شده از برخي فرايندهاي تصميم گيري گروهي پشتيباني مي كند ،‌اما تأكيد آنها عمدتا بر ارتباط مي باشد. با اين حال ،‌ GDSS ابزارها و فن آوري ها را به صراحت در جهت تصميم گيري گروهي فراهم مي كند. جلسات برگزار شده GDSS در اتاق كنفرانس با ابزارهاي نرم افزاري و سخت افزاري خاص براي سهولت تصميم گيري گروهي برگزار مي شوند. سخت افزار شامل تجهيزات شبكه و كامپيوتر ،‌ پروژکتور بالای سر و صفحه نمایش مي باشند .تجهيزات نرم افراري جلسه الكترونيكي ،‌اسناد ،‌رده ها ،‌ويرايش ها ،‌و ذخيره ايده هاي ارائه شده در جلسه تصميم گيري از آن جمله مي باشند. GDSS دقيق تر از يك تسهيل كننده حرفه اي استفاده مي كند و پرسنل را پشتيباني مي كند. تسهيل كننده ابزارهاي نرم افزاري را اتتخاب مي كندو به سازمان دهي  وبرگزاري جلسات كمك مي كند.

يك GDSS پيچيده به هر يك از شركت كنندگان يك كامپيوتر روي ميزي را مي دهد كه تحت كنترل فردي خودشان مي باشد. هيچ كس قادر نيست آنچه افراد در كامپيوتر خود مي ببننند را مشاهده كنند تا زماني كه براي به اشتراك گذاري اطلاعات آماده شوند. ورودي آنها در يك شبكه به يك سرور مركزي ارسال مي شود كه اطلاعات ايجاد شده توسط جلسه را ذخيره كرده و در تمامي شبكه حجلسه موجود مي باشد. داده ها همچنين مي توانند در يك صفحه نمايش بزرگ در اتاق جلسه نمايش داده شوند.

GDSS افزايش اندازه جلسه و در عين حال افزايش بازدهي آن را امكان پذير مي كند چون افراد هم زمان در يك زمان مشاركت مي كنند. يك GDSS جو مشاركتي را با تضمین گمنامی همکاران ارتقا مي دهد طوري كه حضار بر ارزيابي ايده هاي خودشان بدون ترس از انتقاد يا رد آنها تأكيد مي كنند.ابزارهاي نرم افزارGDSS از روش هاي سازمان يافته براي سازمان دهي و ارزيابي ايده ها و حفظ نتايج جلسات ،‌امكان به اشتراك گذاري داده هاي افراد غايب پس از جلسه استفاده مي كنند. كارايي GDSS به ماهيت مسئله و گروه و نحوه طرح ريزي و اجراي يك جلسه بستگي دارد.

سيستم هاي پشتيباني تصميم گيري گروهي (GDSS) به افراد كمك مي كند با هم در يك گروه كار كنند تا تصميمات را موثرتر اتخاذ كنند. و دارای امکانات اتاق کنفرانس ویژه ای است که در آن شرکت کنندگان ایده های خود را با استفاده از رایانه های شبکه و ابزارهای نرم افزاری برای سازماندهی ایده ها، جمع آوری اطلاعات، ساخت و تعیین اولویت، و مستند سازی جلسات جلسه کمک مي كند.

ارسال شده توسط احمد محمدی | 28 10, 2013 | بازدید‌ها (650)
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4

چه قدر زمان برای پیاده سازی پروژه ERP لازم است؟

شرکتهایی که می خواهند سیستم ERP را پیاده نمایند چندان آسوده نخواهند بود. وقتی ارائه دهندگان ERP به این سوال شما جواب می دهند: به طور متوسط 3 تا 6 ماه ، فریب نخورید! واقعاً این زمان بسیار کم است. اگر واقعاً جایی در این زمان پیاده سازی شده حتماً یا سازمان کوچک بوده یا فراینده پیاده سازی مربوط به یک بخش یا بخشهایی از سازمان بوده است و یا فقط بخشی از آن(به طور مثال بخش مالی) پیاده سازی شده است. اما یک نکته را فراموش نکنید پیاده سازی صحیح و تاثیرات شگرف آن روی کسب و کارتان بسیار مهم تر است تا زمان پیاده سازی، چرا که برای راه اندازی صحیح حتی ممکن است بین 1 تا 3 سال زمان نیاز باشد!

 

درباره من

  • 9163858398
  • احمد محمدی (کارشناس ارشد مدیریت فناوری اطلاعات و مهندس نرم افزار)

    مشاور و عضو کمیسیون نظارت و ارزشیابی سازمان نظام مهندسی رایانه ای خراسان رضوی

    بنیانگذار و مالک سایت های SEOparsian.com و SMSparsian.com

    جديدترين مقالات مرتبط با مدیریت فناوری اطلاعات

    ahmad.mohammadi.a@gmail.com

آخرين مطالب بروز شده