جديدترين مقالات مرتبط با مدیریت فناوری اطلاعات IT
ارسال شده توسط احمد محمدی | 6 02, 2016 | بازدید‌ها (800)

بررسی تکنولوژي In-Memory OLTP در SQL Server 2014


بدون شک، مهم‌ترين ويژگي‌هاي جديد در SQL Server 2014 موتور جديد پردازش تراکنش برخط در-حافظه است. در سال 2007 با توجه به اينکه سرعت پردازش CPU ها به حداکثر خود رسيده‌بود، مايکروسافت بر روي افزايش کارايي از طريق بهينه‌سازي حافظه، کار مي‌کرد. اين روند با تکنولوژي VertiPaq شروع شد که در ابتدا مايکروسافت آن را با انتشار SQL Server 2008 تحت عنوان Power Pivot معرفي نمود.Power Pivot از تکنولوژي حافظه فشرده استفاده مي‌کرد و اجازه مي‌داد محيط مايکروسافت اکسل، تحليلهاي هوش تجاري (BI) را بر روي مجموعه‌داده‌هايي با بيش از چندين ميليون سطر انجام دهد. اين فن‌آوري در-حافظه بعدها به فن‌آوري ايندکس ستوني ارتقاء پيدا کرد که مايکروسافت آن را با SQL Server 2012 منتشر نمود.برخلاف فن‌آوري اصلي VertiPaq که در محيط اکسل معرفي شد، شاخص ستوتي که در محيط SQL Server 2012 قرار داده شده بود، يک موتور پردازش جداگانه‌اي بود که به منظور پياده‌سازي بهتر انبار داده‌ها بر روي SQL Server پياده‌سازي شده بود.

ايندکس ستوني از طريق فشرده‌سازي داده‌هاي ستوني، جابجا نمودن آنها به داخل حافظه، و اجراي پرس و جوهاي ستوني بر روي داده‌ها، کارايي انبار داده‌ها را بهبود بخشيده بود. البته قابليت ايندکس ستوني به صورت فقط خواندني قابل استفاده بود و در عمليات حذف، اضافه و به‌روزرساني قابل استفاده نبود و بنابراين کاربرد اين تکنولوژي به عنوان يک موتور فقط بر روي انبار داده‌ها قرار گرفته بود.در SQL Server 2014 مايکروسافت نسخه تکامل‌يافته تکنولوژي در-حافظه را ارائه داد و موتور کاملاً جديد پردازش تراکنش برخط در-حافظه را ارائه داد که به طراحان اجازه مي‌دهد جداول را به طور کامل انتخاب و براي کارايي بيشتر و دسترسي به داده‌ها با زمان تاخير کمتر، در حافظه قرار دهند.در اينجا معماري اوليه موتور پردازش تراکنش برخط در-حافظه مورد بررسي قرار خواهد گرفت. بعلاوه نيازها و محدوديتهاي استفاده از موتور پردازش تراکنش برخط در-حافظه بيان خواهد شد.


ديد کلي معماري In Memory Database

 

موتور پردازش تراکنش برخط در-حافظه SQL Server 2014 ، در ابتدا با نام Hekaton معرفي شد. اين کلمه معادل واژه يوناني 100 است و دليل اين نامگذاري اين بود که هدف مايکروسافت از اين تکنولوژي بهبود کارايي به ميزان 100 برابر (100x) بود. مايکروسافت اين موتور پردازش پرس و جو را از ابتدا با استفاده از يک مدل بدون قفل طراحي کرد. هيچ قفل داخلي براي حفظ تماميت داده تراکنشي استفاده نشده است.طراحي بدون قفل، يکي از نقاط کليدي است که موتور پردازش تراکنش برخط در-حافظه را از جداول pinning با DBCC PINTABLE يا از putting-database روي SSD ها متمايز مي‌کند.DBCC PINTABLE يک جدول را در buffer pool SQL Server نگهداري مي‌کند، اما در اين روش موتور رابطه‌اي يکساني را براي نگهداري خود جدول و قفلهاي آن استفاده مي‌کند، بنابراين اين روش مقياس‌پذيري موجود در موتور OLTP در حافظه را ارائه نمي‌دهد. همين مسئله براي SSD ها هم صدق مي‌کند، اين روش هم مي‌تواند I/O سريعتري را فراهم کند، اما استفاده از موتور رابطه‌اي يکسان استفاده مي‌کند.در مقابل، موتور OLTP در-حافظه از يک مکانيسم جديد بهينه براي کنترل همزمان چند نسخه‌ با الگوريتمهايي که براي داده مقيم در حافظه بهينه‌شده‌اند، استفاده مي‌کند. وقتيکه يک سطر در يک بافر مشترک اصلاح مي‌شود، موتور OLTP در-حافظه يک نسخه جديد کامل از آن سطر و برچسب زماني آن را ايجاد مي‌کند.

اين فرآيند بسيار سريع است به دليل اينکه اين مسئله به طور کامل در حافظه انجام مي‌شود. موتور سپس هر سطر به‌روز شده‌اي را قبل از انجام آن تحليل و اعتبار سنجي مي‌کند. اين طراحي، سريعتر و مقياس‌پذيرتر از مکانيسم قفل‌گذاري سنتي است که در موتور بانک اطلاعاتي رابطه‌اي SQL Server استفاده مي‌شد، به دليل اينکه هيچ قفل و وضعيت انتظاري وجود ندارد که جلوي اجراي سريع پردازنده را بگيرد.از آنجا که اين پردازش بهينه تعداد زيادي نسخه‌هاي مختلف از يک سطر را ايجاد مي‌کند، تعدادي سطر دورانداختي در حافظه باقي مي‌گذارد. براي رسيدگي به نسخه‌هاي سطرهاي دورانداختني، مايکروسافت يک فرآيند جديد جمع‌آوري زباله با قفل آزاد را به عنوان قسمتي از موتور OLTP در-حافظه، پياده‌سازي نموده است. فرآيند جمع‌آوري زباله به صورت تناوبي همه سطرهاي غيرضروري را پاک مي‌کند.در رابطه با طراحي قفل آزاد جديد، مايکروسافت يک فرآيند کامپايل رويه‌هاي ذخيره‌شده را معرفي مي‌کد که کد T-SQL را تفسير نموده و آن را به کد Win64 پايه کامپايل مي‌کند. هدف از آن کاهش تعداد دستورالعمل‌هاي CPU است که بايد براي پردازش هر پرس و جو اجرا گردد. يک مسير کد کوتاهتر معادل است با اجراي کد سريعتر. ترکيب موتور پردازش پرس و جوي جديد و رويه‌هاي ذخيره شده کامپايل شده، فاکتورهاي اصلي هستند که باعث ايجاد کارايي بهترمي‌شوند


همانطور که در شکل مي‌بينيد، موتور OLTP بر-خط به صورت جداگانه کار نمي‌کند، بلکه با موتور SQL Server رابطه‌اي در تعامل است و به شما اجازه مي‌دهد تا اشياء حافظه بهينه‌سازي شده و اشياء بانک اطلاعاتي استاندارد را در يک پرس و جوها استفاده کنيد.


جداول، رويه‌هاي ذخيره شده و ايندکس‌ها

 

براي پياده‌سازي موتور OLTP در حافظه، مايکروسافت روش رسيدگي به جداول، رويه‌هاي ذخيره‌شده و ايندکسها رااصلاح نموده است. جداول به طور کامل در حافظ کپي مي‌شوند و با نوشته شدن وقايع تراکنش بر روي ديسک، پايا مي‌شوند. موتور قفل آزاد، تراکنشها را براي جداول مقيم در حافظه پردازش مي‌کند. کارايي رويه‌هاي ذخيره‌شده بوسيله کامپايل شدن رويه‌هاي ذخيره شده در کد اصلي، بهبود يافته است. به طور معمول، وقتي رويه‌هاي ذخيره شده T-SQL تفسير مي‌شوند، سرباري را به فرآيند اجرا تحميل مي‌کنند. وقتي که داده مقيم در حافظه است، اين مي‌تواند مانعي براي کارايي باشد. کامپايل شدن رويه‌هاي ذخيره شده در کد Win64 اصلي، باعث اجراي مستقيم آن مي‌شود، بنابراين به بيشترين حد کارايي و کمترين زمان اجرا دست‌خواهيم يافت.همانطور که انتظار داريد، ايندکسها براي جداول مقيم در حافظه، متفاوت مي‌باشد. آنها ساختار B-tree را که براي ايندکسهاي بر روي ديسک استفاده مي‌شود، استفاده نمي‌کنند. SQL Server 20014 يک hash index جديد يا ايندکس بهينه‌شده در حافظه بدون کلاستر را براي جداول بهينه‌سازي شده در حافظه استفاده مي‌کند. Hash index در عمليات جستجو بسيار موثر است، اما براي مقادير دامنه بهترين عملکرد را ندارد. ايندکسهاي بهينه شده در حافظه بدون کلاستر در بازيابي مقادير دامنه بسيار مناسب عمل مي‌کند. آنها بازيابي سطوح جداول با همان نظمي که در هنگام ايجاد ايندکس مشخص شده بود را به خوبي پشتيباني مي‌کنند.

هر جدول بهينه شده در حافظه بايد حداقل يک ايندکس داشته باشد. ايندکسهاي بهينه شده در حافظه بايد به عنوان يک جزئي از دستور Create Table استفاده گردد. شما نمي‌توانيد دستور Create Index را براي ايجاد يک ايندکس براي يک جدول بهينه شده در حافظه، بعد از اينکه جدول ايجاد شد، استفاده کنيد. ساختارهاي ايندکس بر روي ديسک وجود ندارد، و عمليات ايندکس در وقايع تراکنش ثبت نمي‌شود. در اصل همه ايندکس‌هاي بهينه‌شده در حافظه، همه ستونها و ايندکسها را پوشش مي‌دهند و شامل مي‌شوند. نکته مهمي که بايد مورد توجه قرار گيرد، اين است که جداول بهينه شده در حافظه در بيشترين حالت فقط هشت ايندکس را مي‌توانند پشتيباني کنند.


نيازمنديهای In Memory Database

 

از نظر سخت‌افزاري براي پياده‌سازي موتور OLTP در-حافظه، يک سرور 64 بيتي مورد نياز است که دستورات cmpxchg16b را پشتيباني کند. همه پردازنده‌هاي مدرن 64 بيتي اين دستورات را پشتيباني مي‌کنند. فقط زماني ممکن است با مشکل مواجه شويد که موتور OLTP در-حافظه را در ماشين مجازي 64 بيتي پياده‌سازي نماييد که يک پردازنده مجازي قديمي‌تر را استفاده نمايد. اگر با اين مورد مواجه شديد، شما نياز به به‌روز رساني پردازنده مجازي VM را داريد. به‌علاوه SQL Server به حافظه کافي براي ذخيره همه جداول و ايندکسهاي بهينه شده در حافظه، نياز دارد. براي اينکه مطمئين شويد که حافظه کافي داريد، مايکروسافت پيشنهاد مي‌دهد که دو برابر سايز روي ديسک جداول و ايندکس‌هاي بهينه شده در حافظه، حافظه فراهم نماييد. بيشترين حجم پيشنهادي توصيه شده براي جداول بهينه شده در حافظه GB 256 مي‌باشد.موتور OLTP در حافظه بر روي Windows Server 2012 R2 ، Windows Server 2012 و Windows Server 2008 R2 SP2 پشتيباني مي‌شود. البته همانطور که بيان شد، سيستم عامل 64 بيتي مورد نياز است. به‌علاوه بايد از نسخه Enterprise ، Developer يا Evaluation SQL Server 20014 استفاده شود. SQL Server 2014 نسخه Standard ، موتور OLTP در-حافظه را پشتيباني نمي‌کند.وقتيکه يک نسخه از SQL Server 2014 با پشتيباني از OLTP در-حافظه نصب مي‌کنيد، مطمئن شويد که Database Engine Services to install support for In-Memory OLTP engine را انتخاب نموده‌ايد. توجه داشته باشيد که موتور OLTP در-حافظه از چندين فن‌آوري دسترسي‌پذيري بالا شامل failover clustering ، Alwayson Availability Groups و log shipping پشتيباني مي‌کند.


محدوديتهای In Memory Database

 

همانطور که شما هم انتظار داريد، طبيعت حافظه فشرده به گونه‌اي است که محدوديتهايي را براي استفاده از موتور OLTP در-حافظه ايجااد مي‌کند. اولين مورد اينکه همه انواع داده تعريف شده در SQL Server 2014 پشتيباني نمي‌گردد. انواع داده‌هاي زير در جداول بهينه شده در حافظه پشتيباني نمي‌شود :

  • Datetimeoffset
  • Geography
  • Hierarchyid
  • Image
  • Ntext
  • Sql_variant
  • Text
  • (Varchar(max
  • Xml
  • (User data types (UDTs


به‌علاوه، بعضي از ويژگيهاي بانک اطلاعاتي پشتيباني نمي‌گردد. در زير، بعضي از مهمترين محدوديتهاي بانک اطلاعاتي و جداول آمده است:

  • مانيتورينگ بانک اطلاعاتي پشتيباني نمي‌شود.
  • گزينه Auto-Closed براي بانک اطلاعاتي پشتيباني نمي‌شود.
  • تصاوير لحظه‌اي بانک اطلاعاتي پشتيباني نمي‌شود.
  • DBCC CHECKDB و DBCC CHECKTABLE کار نمي‌کند.
  • ستونهاي محاسبه شده ، پشتيباني نمي‌شد.
  • Trigger ها پشتيباني نمي‌شود.
  • قيدهاي Foreign Key، Check و Uniqe پشتيباني نمي‌شود.
  • ستونهاي IDENTITY پشتيباني نمي‌شود.
  • ذخيره‌سازي FILESTREAM پشتيباني نمي‌شود.
  • RowGuidcol پشتيباني نمي‌شود.
  • Clusterd Index ها پشتيباني نمي‌شود.
  • جداول بهينه شده در حافظه، در بيشترين حالت، هشت ايندکس را پشتيباني مي‌کند.
  • ColumnStore Index ها پشتيباني نمي‌شود.
  • Alter Table پشتيباني نمي‌شود. جداول OLTP در-حافظه بايد حذف شده و دوباره ايجاد شوند.
  • فشرده‌سازي داده پشتيباني نمي‌شود.
  • مجموعه‌هاي Multiple Active Result پشتيباني نمي‌شود.
  • (Change Data Capter(CDC پشتيباني نمي‌شود.


شما نبايد به صورت دستي هيچ فايل Checkpoint اي را در اشياء بانک اطلاعاتي OLTP در-حافظه حذف کنيد. SQL Server همه فايلهاي Checkpoint بلااستفاده را وقتي که از بانک اطلاعاتي يا از log ، پشتيبان تهيه مي‌کنيد، حذف مي‌کند. اگر شما فايل پشتيبان تهيه نکنيد، فضاي در دسترس روي ديسک کاهش خواهد يافت.اگر از OLTP بر-خط استفاده مي‌کنيد، مايکروسافت به شما پيشنهاد مي‌دهدد که يکي از policy هاي ويندوز سرور با عنوان Instance File Initialization را فعال نماييد. براي فعال کردن آن، شما بايد به حساب کاربري SQL Server Service حق دسترسي SE_MANAGE_VOLUM_NAME را اضافه نماييد. توجه داشته باشيد که تنها راه حذف کردن فايل گروه بهينه شده در حافظه، از يک بانک اطلاعاتي، حذف کردن بانک اطلاعاتي مي‌باشد.


موارد استفاده از پردازش تراکنش برخط در-حافظه

 

در چه مواقعي استفاده از OLTP در-حافظه کارايي بانک اطلاعاتي شما را افزايش خواهد داد. مايکروسافت يک ابزار جديدي براي تحليل، مهاجرت و گزارش‌گيري(AMR) ارائه داده است. همانگونه که نام اين ابزار نشان مي‌دهد، ابزار AMR مي‌تواند در تشخيص اينکه جابه‌جا کردن کدام جداول و رويه‌هاي ذخيره شده به حافظه، مفيد است، کمک نمايد.به‌علاوه، اين ابزار مي‌تواند در جابه‌جا کردن اشياء بانک اطلاعاتي به داخل حافظه کمک کند. ابزار AMR وقتيکه ابزار مديريت را در هنگام نصب SQL Server 2014 انتخاب مي‌کنيد، نصب مي‌شود. شما مي‌توانيد به ابزار AMR از طريق SQL Server Management Studio (SSMS) دسترسي پيدا کنيد.

 

Normal 0 false false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4
ارسال شده توسط احمد محمدی | 10 10, 2015 | بازدید‌ها (1289)

نقش فن آوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) در توسعه بیمه های عمر

 

مقدمه

زمانی که فن آوری اطلاعات برای نخستین بار در بیمه کاربرد پیدا کرد برای هر کدام از وظایف اصلی بیمه ای نظام های متفاوتی وجود داشت. پیدایش نرم افزارهای بانک اطلاعاتی و رشد در پردازش و ظرفیت ذخیره سازی رایانه ها بدین معنا بوده است که بسیاری از شرکت های بیمه از نظام های یکپارچه استفاده می کنند به گونه ای که در این نظام ها داده ها بین حوزه های مختلف سازمان به اشتراک گذاشته می شوند و تکرار نمی شوند. فن آوری اطلاعات باید کاربرد مناسبی برای پشتیبانی از تمام عملیات بازرگانی علاوه بر تأمین زیرساخت های زیربنائی فن آوری اطلاعات پشتیبانی کند. پیشرفت های حاصله در فن آوری اطلاعات و رشد در سازگاری مشتری با فنون جدید رایانه ای و ارتباطات به شرکت های بیمه این امکان را فراهم کرده است که کانال های توزیع جایگزین برای مشتریان خود فراهم کنند. برای مدیریت صحیح کانال های توزیع به سیاست راهبردی صحیحی نیاز داریم. کانال های توزیع شامل ساز و کار های سنتی نمابر، مراکز تماس، نیروی فروش سیار، تلفن همراه، کیوسک های عمومی، تلویزیون دیجیتال، دفاتر خدمات دولت الکترونیک، دستگاه خودکار گویا (ATM) و اینترنت است. ارزش بعضی از این کانال های توزیع با حرکت بیمه گران در بعضی موارد به سمت دیگر نواحی خدمات مالی بیشتر شده است
در این مقاله تلاش شده است وضعیت موجود کانال های توزیع در شرکت های بیمه بررسی شوند و سپس با توجه به گسترش فن آوری ICT به تحلیل، بررسی و معرفی کانال های توزیع جدید و راهکارهای عملی برای توسعه بازار بیمه عمر ارائه شوند. بسیاری از کانال های توزیع ممکن است در دیگر رشته های بیمه نیز کاربرد داشته باشند ولی بررسی دیگر رشته های بیمه از حوزه بررسی این پژوهش خارج است. در این پژوهش تجربه کشورهای دیگر مانند هند نیز بررسی شده اند. این تجربیات قابلیت محلی سازی و استفاده در ایران را به صورت بالقوه دارند. کانال های معرفی شده دارای ویژگی هائی هستند که با حفظ بازار موجود، با افزایش فرصت های تهیه پوشش بیمه توسط بیمه گذار، کاهش زمان صدور بیمه نامه با رفع موانع بوروکراتیک و افزایش دانش فنی کادر فروش با استفاده از فن آوری ICT بازارهای جدیدی برای برای شرکت های بیمه به ارمغان می آورند. استفاده از فن آوری ICT امکان ارائه محصولات را در بازه زمانی شبانه روز فراهم می کند، هزینه های صدور بیمه نامه را کاهش می دهد و فواصل مکانی را از بین می برد. در این پژوهش به عوامل روانی و مشوق نیروی انسانی شاغل در کانال های فروش پرداخته نشده است ولی مؤلف در کاری جداگانه نسبت به معرفی چند نمونه از مشوق های اعطائی به نمایندگان توسط شرکت های معتبر منطقه دست یافته و این مشوق ها را معرفی کرده است.


مفاهیم:


در این پژوهش واژگان و مفاهیم به ترتیب زیر به کار رفته اند:
فن آوری اطلاعات : فن آوری اطلاعات به عنوان زیرمجموعه ای از فن آوری اطلاعات و ارتباطات در نظر گرفته شده است. این مفهموم شامل فن آوری مربوط به رایانه می شود.
فن آوری اطلاعات و ارتباطات : این مفهوم شامل فن آوری مروبط به ارتباطات اعم از رایانه ای، تلفن و دیگر وسایل ارتباطی است.
کانال های توزیع : کانال های توزیع شامل هر نوع ساختار و یا ساز و کاری که نسبت به ارائه محصولات و خدمات ارائه شده یک واحد بازرگانی می شود. در این پژوهش کانال توزیع عبارت است از هر نوع واحد و یا ساز و کاری که امکان فروش بیمه های عمر انفرادی توسط یک شرکت بیمه را فراهم می آورد. با توجه به گسترش فن آوری اطلاعات و ارتباطات کانال های توزیع محدود به کانال های انسانی (کارگزاران، نمایندگان و بازاریابان مستقیم و غیر مستقیم) نمی شود، ولی آنان و امکانات در اختیار آنان را در بر می گیرد.


تقسیم بندی بیمه عمر در ایران به شرح زیر است :
1.
بیمه عمر و پس انداز؛
2.
بیمه عمر زمانی (به شرط فوت، به شرط حیات)؛
3.
بیمه عمر گروهی؛
4.
بیمه عمر کارکنان دولت؛



طرح مسأله:


گسترش فن آوری اطلاعات و ارتباطات ظرفیت های بالفعل و بالقوه ای را برای صنعت بیمه در ایران و جهان فراهم کرده است. سرعت این پیشرفت ها به حدی است که در طول تاریخ بشر سابقه ندشاته است و امکانات روزافزونی را در اختیار قرار می دهد. صنعت بیمه در جهان متأثر از همین پیشرفت های شگرف قرار گرفته است. اساس کار بیمه داده و بانک های اطلاعاتی است که فن آوری اطلاعات و ارتباطات فرصت های طلائی را در اختیار صنعت بیمه قرار می دهد. این امکانات بسیار گسترده و غیر قابل چشم پوشی هستند و هزینه های بیمه گران را بسیار کاهش می دهند. تجربه کشورهای دیگر نیز در این زمینه بازارهای جدیدی را برای بیمه گران گشوده است.
از سوی دیگر زمان فرآیند صدور بیمه نامه ممکن است برای بعضی از مشتریان طولانی باشد. به عبارت دیگر فن آوری اطلاعات و ارتباطات باعث کاهش زمان فرآیند صدور بیمه نامه ها می شود که گونه ای که انتظار می رود بخشی از بازار را که به خاطر طولانی بودن فرآیند صدور بیمه نامه به خصوص بیمه عمر و معاینات پزشکی مرتبط از خرید صرف نظر می کنند به شرکت های بیمه باز میگرداند.
به کارگیری فن آوری اطلاعات و ارتباطات بخش هائی از بازار را که تا کنون تحت پوشش قرار نگرفته اند، تحت پوشش قرار می دهد. ممکن است با به کارگیری فن آوری اطلاعات و ارتباطات بخشی از بازار جذب شده توسط فن آوری جدید با بازار سنتی فعلی همپوشانی داشته باشد لیکن در بخش مربوطه توضیح داده خواهد شد که شبکه فروش سیار نیز خود از دانش فنی شرکت مادر و فن آوری اطلاعات و ارتباطات تا چه حد بهرهمند خواهد شد.
به طور خلاصه، مسأله مورد بررسی شناسائی ظرفیت بالقوه بازار است که با فن آوری اطلاعات و ارتباطات پوشش داده می شود که تا کنون پوشش داده نشده است. همچنین اثرات جنبی مثبت و امکان سنجی به کارگیری هر کانال توزیع به تفکیک بررسی می شود.


کانال های توزیع:

  1. مراکز تماس: یک مرکز تماس خدمتی جامع است که شرکت برای تأمین منافع مشتریان خود ایجاد می کند. ارتباط با مراکز تماس به طور عمده از طریق تلفن انجام می شود. اخیراً پست الکترونیک نیز بدان افزوده شده است. فن آوری هائی که در این زمینه کاربرد دارند صدای پاسخ دهنده هم کنشی، تشخیص صدای هوشمند و تشخیص نوری حروف است. صدای پاسخ هم کنشی برای فیلتر کردن تماس های ورودی مراکز تماس است. به عبارت دیگر یک مرکز تماس ضمن کاهش زیاد تلفن های غیر ضروری و غیر مرتبط، این امکان را فراهم می کند که با توجه به تنوع محصولات بیمه عمر و سایر انواع بیمه، مشتری در حداقل زمان ممکن با کارشناس فروش ذیربط تماس حاصل نماید.
  2. نیروی فروش متحرک: نیروی فروش سیار برای بعضی از بیمه گران و کسانی که باید بازدید در محل انجام دهند، در بلند مدت ضروری است. یک رایانه قابل حمل و اطلاعات ذخیره شده روی آن امکان ارائه مطالب در محل را فراهم می کند. طرح های چه_اگر را می توان آزمود. رایانه های قابل حمل موسوم به لپ تاپ و یا همیار همراه برای نیروی فروش سیار پیشنهاد می شود. همینطور مودم یا دسترسی بیسیم به پایگاه داده های مرکزی و فن آوری های دیگر تلفن همراه از جمله فن آوری های ضروری برای نیروی فروش متحرک است. نرم افزار های مورد استفاده اینترنت، اینترانت، مدیریت روابط مشتری (CRM)، نظام های نیاز مشتری (برنامه ریزی مالی و پیشنهاد) نرم افزار صدور بیمه نامه، الگوی چه-اگر مدیریت پورتفوی و ارزیابی خطر را شامل می شود. با استفاده از شبکه اینترنت بیسیم شبکه فروش سیار نه تنها امکان دسترسی به بانک اطلاعاتی مرکزی را در هر نقطه دارند، می توانند از آخرین اطلاعات، بخش نامه ها، آئین نامه ها و مقررات آگاه شوند. بدین ترتیب بار منفی ضعف اطلاع رسانی از دوش شرکت ها برداشته می شود، ضمن این که امکان پشتیبانی شبکه فروش در هر نقطه ای امکان پذیر خواهد بود. می توان امکان صدور بیمه نامه را در هر نقطه ای به امتیاز مزبور افزود. بحث پرداخت خسارت به طور مستقیم از موضوع این پژوهش خارج است لیکن فن آوری اطلاعات و ارتباطات فرآیند پرداخت خسارت را نیز کاهش می دهد و کارشناسان خسارت نیز همانند شبکه های توزیع از تسهیلات این بخش استفاده می کنند. بدین ترتیب موضوع «نقش فن آوری اطلاعات و ارتباطات در پرداخت خسارت» به عنوان یک موضوع مستقل به پژوهشگرانی که در این حوزه فعالیت دارند، پیشنهاد می شود.
  3. موبایل: تلفن همراه بر مبنای شاخص های جهانی برای تلفن همراه (GSM) کار می کند. این شاخص ها در بیش از هشتاد کشور دنیا به کار گرفته می شود و میلیون ها مشترک را به خود جذب کرده است. نفوذ تلفن همراهدر بریتانیا به حدود 85% در ژوئن سال 2006 رسید. کارکرد اصلی GSM ارائه خدمات تلفن است و می توان از آن برای ارسال و دریافت داده ها و همچنین پیامک برای تحویل پیام های کوتاه متنی استفاده کرد. استفاده از پیام متنی در ژوئن 2006، 62% بوده است. سیستم های بیسیم این امکان را فراهم می کنند که تلفیق قدرتمند یکسان ظرفیت صدا و انتقال داده ها در یک وسیله فراهم آید. سیستم بیسیم امکان میزبانی کلی تمام کارکرد های موبایل را بر مبنای Html، فراهم کند. سیستم بیسیم امکان دسترسی به اینترنت، پست الکترونیکو حتی ایجاد صفحات وب را همانند ارتباط تلفنی فراهم می کند.
    فن آوری های جدیدی برای افزایش عرض باند در راهند. (GPRS) وسیله های را در اختیار قرار می دهد که همیشه متصل است و پست الکترونیک می تواند به داخل آن وارد شود. (UMTS) یا شاخص های جهانی تلفن همراه یا (GPRS2) عرض باند بیشتری را در اختیار قرار می دهد و سرعت دسترسی 384 کیلوبایت را ارئه می دهد. در این صورت به کاربران امکان تماشای ویدئو و تلویزیون از طریق تلفن همراه را می دهد
    مشترکین موبایل دارای پرونده و نشانی در مراکز مخابراتی هستند. در صورتی که شرکت های بیمه ساز و کار مناسب را فراهم کنند امکان خرید بیمه نامه از طریق ارسال پیامک و یا روش های مشابه وجود خواهد داشت. ایجاب از طرف شرکت با اعلام شماره تلفن مشخص اعلام می شود و قصد، اختیار و قبول بیمه گذار از طریق ارسال پیامک اعلام می شود. امکان اخد حق بیمه از طریق صورتحساب تلفن همراه و تلفن ثابت وجود دارد و در صورت عدم پرداخت ساز و کار فسخ قرارداد پیش بینی می شود. در صورت نیاز به معاینات پزشکی کافی است شماره تأمین اجتماعی فرد از طریق پیامک ارسال شود. در این صورت بیمه گر به طور خودکار از سوابق پزشکی بیمه گذار آگاه خواهد بود و امکان تقلب احتمالی نیز از بین می رود.
    در صورتی که امکان ارسال پیامک توسط تلفن ثابت نیز فراهم شود، همان ساز و کاری که برای ارسال پیامک از طریق تلفن همراه وجود دارد برای تلفن ثابت نیز قابل استفاده خواهد بود.
    «
    در فیلیپین بیمه گران هزین های عملیاتی را با جمع آوری حق بیمه های کوچک و با ایجاد امکان پرداخت این هزینه ها توسط مردم به وسیله تلفن همراه کاهش داده اند. »
  4. اینترنت: «اخیراً اکثریت جمعیت بریتانیا به طور مؤثر به نوعی از اینترنت دسترسی پیدا کرده اند. امکان برقراری این ارتباط از خانه، ساختمان های عمومی مانند کتابخانه ها و محل کار یا از طرق تلفن همراه فراهم شده است. با این وجود همه مایل به در دسترس قرار گرفتن نیستند. سایت ها را می توان به چهار دسته تقسیم کرد:
    1.
    سایت های دسته اول اطلاعات جزئی از شرکت و محصولات خود ارائه می دهند.
    2.
    سایت های نسل دوم عملیات بازرگانی جزئی انجام می دهند.
    3.
    سایت های نسل سوم تعامل واقعی همراه با پذیرش ریسک انجام می دهند و در سرمایه گذاری های مرتبط سرمایه گذاری می کنند.
    4.
    سایت های نسل چهارم با استفاده از CRM کاملاً سفارشی شده اند
  5. کیوسک های عمومی: کیوسک ها در اماکن عمومی نصب شده اند. مراکز خرید و حمل و نقل نمونه هائی از این دشت هستند. کیوسک ها امکان اجرای درخواست هائی در باب موضوعات مشخص را می دهد. اغلب این کیوسک ها از پویشگری شبیه به اینترنت استفاده می کند. کانال کیوسک عمومی در حال حاضر استفاده کمی دارد.
  6. تلویزیون های دیجیتال: تلویزیون دیجیتال، پیوندهائی را با آگهی های تلویزیونی، برنامه ها، خریدهای برخط و جزئیات محصولات و خدمات ایجاد می کند. این روش این امکان را برای ما فراهم می کند که آن دسته از افرادی که دسترسی به اینترنت یا دیگر وسائل ندارند، دسترسی پیدا کنیم. این کانال توزیع نسبت به اینترنت از خود سازگاری کمتری نشان می دهد ولی آینده ممکن است این فاصله را کم کند.
  7. ATM:یک بیمه گر به سمت صنعت بانکداری حرکت می کند. دستگاه های ATM به طور افزاینده ای مفید واقع خواهند شد. آنها ممکن است شرکت های بیمه را در پوشش های بیمه ای ساده و روزمره و همچنین عملیات مالی یاری کنند. دستگاه های ATM به عنوان مراکز نقدی و دستگاه -های دیواری شناخته می شوند. این دستگاه ها از تجهیزات ورودی، خروجی، ذخیره سازی و پردازش پایه هستند. یک دستگاه کارت خوان که از روی تراشه نام، شماره حساب، شاخص ردیف کارت را می خواند تشکیل می شوند. این امکان وجود دارد که از روی کارت های هوشمند دارای تراشه داده ها از طریق دستگاه کارت خوان خوانده شوند. یک صفحه کلید برای وارد کردن داده های دیگر مانند PIN در دستگاه تعبیه شده است. این دستگاه ها دستگاه هائی هستند که به نظام رایانه مرکزی بانک وصل می شوند و اطلاعات را بلافاصله روزآمد می کنند و می توانند با بانک از طریق شبکه ATM به تعامل برسند
  8. دفاتر خدمات دولت الکترونیک: اخیراً دفاتر خدمات دولت الکترونیک خدماتی از قبیل خدمات مربوط به نیروی انتظامی ارائه می دهند. با اتخاذ ساز و کار مناسب این امکان وجود دارد که فروش بیمه عمر با رعایت توضیحات مرتبط توسط دفاتر خدمات دولت الکترونیک انجام شود. به تعبیر دیگر دفاتر خدمات دولت الکترونیک می توانند در کنار نمایندگی های فروش قرار گیرند و در صورت اقتضا جایگزین نمایندگی های فروش شوند. در صورتی که دفاتر خدمات دولت الکترونیک عرضه محصولات بیمه ای را نیز بر عهده گیرند به صورت بالقوه این امکان وجود دارد که بخشی از بازار که به صورت پنهان وجود دارد جذب بازار بیمه عمر شود. دفاتر خدمات دولت الکترونیک به صورت نقاط پایانی بسیاری از سازمان های دولتی برای ارائه خدمات ظرفیت های فراوانی دارند. سیاستگذاری در این زمینه دارای الگوهای متفاوتی است که هر کدام مزایای و معایب خود را دارد و در مقاله ای جداگانه مورد بررسی قرار گرفته است.
  9. کارتهای هوشمند: «در اوگاندا و مالاوی بعضی از بیمه گران برای خانوارهای کم درآمد کارتهای هوشمند صادر کرده اند تا صحت اظهارات خانوارها تأئید شود. آنها همچنین می توانند بی درنگ اطلاعات لازم در مورد سطح پوشش و حتی حق بیمه پرداخت شده را به دست آورند.» در این روش امکان ثبت داده های پزشکی نیز در صورت ضرورت به استفاده بر روی تراشه امکان پذیر است. بدین ترتیب فرآیند آزمایش پزشکی به حداقل ممکن کاهش می یابد.
  10. برچسب بارکد: «در هند نظام بارکد به عنوان راهی برای مدیریت اطلاعات مشتری آزمایش شده است. برچسب های بارکدبه طور اخص برای مشتری های بیسواد مفید هستند که می توانند به منظور شناسائی خود این برچسب ها را به یک پاکت آدرس دار ضمیمه کنند

انتخاب کانال توزیع:


با تعدد کانال های توزیع یک سازملن به تعدادی پرسش راهبردی روبرو خواهد بود:

  1. مشتریان ما مایلند چگونه به ما دسترسی داشته باشند و محصولات ما را بخرند؟
  2. رفتار مشتری و پیچیدگی استفاده از کانال توزیع در طول زمان تغییر می کند؟
  3. آیا می توانیم توانمندی ارائه محصولات خود را از طریق تمام کانال های توزیع ایجاد کنیم و اگر بله آیا به تمام مشتریان؟
  4. چگونه باید یک سیستم اداری متمرکز برای پشتیبانی از کانال های متفاوت ایجاد کنیم؟
  5. چگونه با رقبائی که دارای یک کانال توزیع و چند محصول هستند رقابت کنیم؟
    پاسخ به این پرسش ها به سازمان کمک خواهد کرد که بهترین ترکیب از کانال ها را برای پشتیبانی از راهبرد خود طراحی کند. سپس سازمان نیاز خواهد داشت چگونگی ترکیب این روش ها را بشناسد

نتیجه
با بررسی های انجام شده به نظر می رسد گسترش فن آوری اطلاعات و ارتباطات ده راه مختلف برای گسترش بازار بیمه به خصوص بیمه های عمر پیش پای بیمه گران و صنعت بیمه در جمهوری اسلامی ایران قرار داده است. هر کدام از کانال های توزیع بخشی از بازار را تحت پوشش خود قرار می دهد . استفاده از هر کانال توزیع دلایل خاص خود را دارد که بر مبنای بازار هدف آن تعیین می شود. بدیهی است استفاده از این ظرفیت های بالقوه و یا بالفعل نیاز به تعیین راهبرد استفاده شرکت از کانال های توزیع دارد.

کلمات کلیدی


فن آوری اطلاعات، فن آوری اطلاعات و ارتباطات، کانال های توزیع، انتخاب کانال توزیع.


مراجع
1_ CITIP Course Book
، Chartered Insurance Institute، Michael Kennedy، 2006
2_
تازه های بیمه، ماهنامه خبری آموزشی، صاحب امتیاز: بیمه مرکزی ایران، حمایت از اقشار کم درآمد؛دفن آوری اطلاعات به کمک بیمه های خرد می آید؛ مرجه سایت سازمان جهانی کار، مترجم: بهمن کبیری پرویزی، شماره 108، خرداد 1386؛
3_
پیک بیمه، روابط عمومی بیمه مرکزی ایران،فهرست رشته های بیمه ای موجود در بازار بیمه، شماره 266، شهریور 1386؛

مؤلف و مترجم: بهمن کبیری پرویزی
عضو عادی مؤسسه بیمه چارتر لندن

 

 

ارسال شده توسط احمد محمدی | 3 02, 2015 | بازدید‌ها (1306)

مقایسه  BPMS با ERP

امروزه استفاده از سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان (یا همان ERP) در صنعت و خدمات رواج یافته است و این سیستم ها از جمله ابزارهای پررونق فناوری اطلاعات محسوب می شود.
سیستم های BPM نیز هر چند در بین اهالی کسب و کار کمتر شناخته شده است ولی چند دهه پیشینه تکامل دارد.
به گزارش فراگستر به نقل از ماهنامه فناوری اطلاعات، هر دوی این سیستم ها ادعای اتوماسیون و مدیریت فرآیندهای سطح عملیاتی سازمان را دارند و البته هر کدام راهکار ویژه ای را برای نیل به این هدف عرضه می نماید.
در این قسمت، ما تفاوت ها و شباهت های سیستم های ERP و BPM را بررسی می کنیم.
سیستم های ERP و BPMS با قابلیت های فنی متفاوتی توسعه یافته اند. این تفاوت ها را می توان در کاربردهای هر کدام مشاهده کرد.
در اصل فناوری فرآیندی از سه نوع کاربرد پشتیبانی می کند:
  1. گردش کارهای دربردارنده انسان ها؛
  2. گردش کارهای دربردارنده سیستم ها و کاربردها، و
  3. گردش کارهای تراکنشی.

این سه نوع کاربرد برای نشان دادن تفاوت بین سیستم های ERP و BPMS مفید هستند.
سیستم های BPMS برای مدل سازی گردش کارهای شامل انسان و سیستم های نرم افزاری (نوع 1 و 2) به خصوص در مواردی که سیستم ها خودکار و ناهمگن هستند، مناسب ترند.
در مقابل، سیستم های ERP برای مدل سازی گردش کارهای تراکنشی مناسب تر هستند؛ البته اگر گردش کارهای تراکنشی سیستم های ناهمگن را در بر داشته باشد، باز هم BPMS بهتر است.
سازمان ها ممکن است به سیستم های ERP و BPMS یا هر دو نیاز داشته باشند.
سیستم های مدیریت کار بیشتر برای مدیریت فرآیند، شامل یکپارچه سازی نرم افزارها و داده های ناهمگن، خودکار و سیستم های توزیع شده به کار می آیند.
بیشتر BPMS ها مستقل از حوزه کاری هستند و بنابراین می توان آنها را در هر بخش از کسب و کار، پیاده سازی و استفاده کرد.
سیستم های ERP داده محورند و از این لحاظ بیشتر روی مدیریت اطلاعات و یکپارچه سازی داده ها متمرکزند.
همچنین این نوع سیستم ها به حوزه کاری خاصی وابسته اند.
قالب های کسب و کار عرضه شده در ERP برای بخش خاصی از تولید می شود (مانند مالی، نیروی انسانی، تولید و...).
سیستم های ERP برای یک واحد سازمانی، کل سیستم یا سیستم های بین سازمانی که در مقیاس ملی یا بین المللی فعالیت می کنند، بسیار مناسب اند به شرطی که تطابق خوبی بین فرآیندهای سازمان مورد نظر و نرم افزارهای تعبیه شده در ERP وجود داشته باشد.
در گذشته مشتریان ERP به دلیل اختصاصی بودن اینترفیس ها، به فروشنده خاصی وابسته می شدند ولی در روند جاری که فروشندگان ERP در پیش گرفته اند، منطق گردش کار از منطق وظیفه ای جدا می شود و این مزیت در اختیار مشتریان قرار می گیرد که بتوانند از این ابزارهای ERP در شکل وب سرویس استفاده کنند.
ERP استانداردسازی فرایندهای سازمانی است. یعنی ERPها فرایندهای سازمانی را بر اساس بهترین تجربیاتی که ازسازمانهای مختلف به دست آورده‌اند، ارائه می نمایند.

ERP لباسی است از پیش دوخته شده که بر تن سازمان پوشانده می­شود یعنی سفارشی­سازی و اعمال تغییرات در ERP به سختی و با صرف زمان و هزینه بالایی صورت خواهد گرفت پس از این مثال استفاده می­کنیم که فردی اقدام به خرید یک دست کت و شلوار آماده می­نماید. حال امکان اعمال تغییرات در این کت و شلوار در حد نه چندان زیادی خواهد بود و اصولاً اعمال تغییرات اساسی در آن احتمالاً اصلاً مقرون به صرفه نخواهد بود.
یعنی بجای لباس ابزاری مثل چرخ خیاطی داشته باشیم تا بتوانیم متناسب با نیازمندیمان لباس بدوزیم.

نقش BPMS، نقش چرخ خیاطی است. پس از طریق BPMS می­توانیم متناسب با شرایط خود عمل نماییم.
راه حلی که فروشندگان معتبر ERP خود پیشنهاد می­دهند، استفاده از سیستم­هایی با قابلیت انعطاف بالاتر و سرعت اعمال تغییرات بیشتر یعنی BPMS است. به این ترتیب که بخش­هایی از سازمان را که ERP پوشش نخواهد داد، می­توان از طریق BPMS مکانیزه نمود.
نقش مکملی دارند

 یعنی سازمان­ها بایستی فرایندهای خود را از طریق BPMS اجرا و مرحله به مرحله و بر اساس الگوی بهبود مستمر ارتقاء داده تا به بلوغ حداقلی برای ERP برسند.

در نتیجه نقش اول BPMS در مواجه با ERP تضاد با آن نیست بلکه پلی است بین وضعیت نه چندان بالغ موجود سازمان­ها با وضعیت مطلوب حداقلی.
تاکید این نکته ضروری است که طراحي و راه‌اندازي نرم‌افزاري‌هاي ERP نيازمند سرمايه‌گذاري در حد كلان است و شرکت­های حوزه فناوری اطلاعات داخل كشورمان، متاسفانه توان ساخت ERP را متاسفانه ندارد

آنچه امروزه به نام ERP توسط شرکت­های داخل کشور ما عرضه مي‌شود واقعا ERP نيستند و ماهيت MIS دارند. بزرگ‌ترين خاصيت ERP برنامه‌ريزي منابع در سطح سازماني است كه در محصولات ايراني هنوز ديده نشده است. البته شاید اختراع مجدد چرخ امری بیهوده باشد.

 
 
 
- BPMS ERP
حوزه کاری فرآیند سفارشی فرآیندهای جاسازی شده با مقداری سفارشی سازی
  مستقل از حوزه کاری برای حوزه های کاری خاصی طراحی شده است.
  حوزه های پویا و متغیر حوزه های ساکن
  فاقد تنظیمات بین المللی دارای تنظیمات بین المللی
حوزه فنی فرآیندگرا داده گرا
  پشتیبانی از گردش کارهایی که انسان، ماشین و تراکنش ها را در بر دارند. بگردش کارهای تراکنشی
  محیط های ناهمگن و خودکنترل محیط های همگن با زیرساخت داده ای مشترک
پیاده سازی سیستم گردش کارها به صورت دستی طراحی می شود و کد مربوطه، به صورت خودکار تولید می گردد. مبتنی بر اجزای از پیش طراحی شده
  ممکن است به تبدیل داده ها نیاز داشته باشد. تبدیل داده ها لازم است.

ارسال شده توسط احمد محمدی | 6 05, 2014 | بازدید‌ها (3501)
سیستم پایگاه داده سیار چیست؟
سیستم پایگاه داده سیار یا به اختصار MDS به سیستمی گفته می شود که قابلیتهای یک پایگاه داده کامل را به صورت کاملا متحرک داشته باشد.همانطور که از اسم سیستم پیدا است این نوع از پایگاه داده،یک سیستم سیار است که به دو صورت کابلی و بی سیم می تواند ارتباط برقرار کند . کارکرد اصلی این سیستم در ارتباط بیسیم آن می باشد که می تواند به دو صورت GSM یا PCS باشد.

    
ارتباط PCS و GSM
سیستمهای سلولی در ابتدا بر اساس انتقال آنالوگ کار می کردند . این سیستم ها رشد سریعی را در اروپا و آمریکای شمالی تجربه کرد اما به خاطر محدودیت های ذاتی که داشت و با رشد سریع مشترکین ، نتوانست به سرعت آنان رشد کند. این مسئله باعث شد تا دو سیستم ارتباطی سیار به نام های PCS و GSM رشد کنند . PCS در آمریکای شمالی و GSM در اروپا که هر دو دیجیتالی بودند جایگزین تکنولوژی قبلی که آنالوگ بود شد. PCS برای سرویس دادن به مشترکین قبلی ، ارسال آنالوگ را نیز پشتیبانی می کرد اما GSM فقط دیجیتالی بود.محاسبات سیار نتیجه ی پیشرفتهای صورت گرفته در دو فناوری زیر است :
•    ظهور کامپیوترهای قابل حمل قدرتمند
•    شبکه های سریع قابل اطمینان
    
1.    واحد سیار( MU ) : این کامپوننت به نام های Mobile Host و Mobile Station نیز خوانده می شود. آن( MU ) یک دستگاه بی سیم است که شامل 1.آنتن 2.فرستنده/گیرنده [3. رابط کاربر . آنتن سیگنالها را به دام می اندازد و فرستنده/گیرنده مسئول دریافت و ارسال سیگنال است. رابط کاربر مسئول تعامل با کاربر از طریق نمایش دادن گرافیک و متن و دریافت ورودی کاربر است. هر یونیت داراری حافظه دائمی است که شامل اطلاعاتی از قبیل : شماره شناسایی سیار( Mobile Identification Number ) ، شماره سریال الکترونیکی ( Electronic Serial Number ) ، نوع کلاس ایستگاه ( Station Class Mark ) .شماره شناسایی سیار یک شماره 10رقمی مشترک است ، زمانیکه واحد سیار درخواست مکالمه می کند شماره مقصد توسط MSC به تمام ایستگاهها فرستاده می شود ، اگر ایستگاه با شماره مورد نظر در ارتباط باشد بلافاصله ارتباط برقرار می گردد. شماره سریال الکترونیکی یک شماره منحصر به فرد 32 بیتی است که برای شناسایی یونیت توسط سلول به کار می رود لازم به ذکر است که این شماره سخت افزاری است و قابل تغییر نیست.
2.    ایستگاه اصلی( BS ): ایستگاه اصلی شامل یک جفت فرستنده و گیرنده است. هر سلول فقط توسط یک BS اداره می شود و اندازه سلول نیز به قدرت BS بستگی دارد. در معماری PCS فعالیتهای BS شامل : برقرای ارتباط ، مکان یابی یک کانال ارتباطی ، و... می شود که مستقیما توسط MSC مدیریت می گردد. زمانیکه یک مشترک سیار شماره ای را می گیرد BS آن سلول کانالی را MSC اش می گیرد تا تماس برقرار کند و وقتی که تماس تمام شد کانال را به MSC بر میگرداند.
3.    کنترل کنندۀ ایستگاه اصلی ( BSC ): این قطعه باری مدیریت BS ها است که بیشتر در GSM کاربرد دارد.
4.    مرکز سوئیچ سیار ( MSC ): این کامپوننت با نام های MTSO (MobileTelephone Switching Office) mobile switch (MS) نیز خوانده می شود . همانطور که از نامش پیداست وظیفه ی سوئیچ در شبکه را بر عهده دارد . ممکن است در شبکه های بزرگ از چند MSC که باسیم به هم متصل ان استفاده شود.
5.    ثبت کننده مکان خانگی ( HLR ): یک دیتابیس بسیار بزرگ است اطلاعات مشترکین را نگهداری می کند
6.    ثبت کنندۀ مکان ویزیتور( VLR ): VLR یک زیر مجموعه از HLR برای یک سلول خاص است.هر موقع که مشترکی بخواهد تماسی بگیرد اطلاعات آن در VLR قرار میگیرد و پس از مکالمه در HLR بایگانی می گرددو VLR خالی می شود.
7.    شبکه تلفن عمومی( PSTN ): این کامپوننت همان شبکه تلفن سیمی است که عموما از طریق خط تلفن به آن دستیابی دارند.
8.    شبکه دیجیتالی یکپارچه( ISDN ): یک شبکه سیمی است که توانایی فرستادن صدا و داده ها را با سرعتی بالا دارد.

        
معماری پایگاه داده سیار
در پایگاه داده سیار اولین عضو واحد سیار( MU ) است که ممکن است تلفن همراه ، PDA MP3 player ، و یا حتی سیستم های ناوبری ماشینها باشد. هر واحد سیار با یک ایستگاه اصلی (BS) در ارتباط است که با هم یک سلول (Cell) را تشکیل می دهند. یک سلول از طریق کنترل کنندۀ ایستگاه های اصلی (BSC) به میزبانهای ثابت یا همان شبکه های ثابت متصل می شود. در سیستم پایگاه داده سیار یک پایگاه داده HLR است که شامل اطلاعاتی از قبیل شماره شناسایی (ID) ، آخرین مکان دیده شده ، نوع ارتباط و ...می شود و یک پایگاه داده VLR که خود زیر مجموعه ای از HLR است وجود دارد .زمانیکه یک سلول جدید ایجاد یا دیده می شود مقعیت جاری آن در VLR ذخیره می شود که در نهایت این اطلاعات در HLR بایگانی می شود . هر HLR با AC که یک پردازنده برای اعتبار دادن به شاخص ها(مانند کانال های دستیابی)است، در ارتباط است.و در نهایت MSC با شبکه سوئیچ تلفن های عمومی (PSTN) در ارتباط است. EIR نیز یک دیتابیسی شامل شماره سریال های منحصر به فرد برای اختصاص دادن به MU های جدید است.


    
ویژگی های سیستم پایگاه داده سیار
اگرچه یک شبکه بی سیم با مشتری های سیار اساسا یک سیستک نامتمرکز است اما ویژگی های خاص آن( MDS ) این محیط را منحر به فرد کرده است برخی از مهمترین ویژگی های محیط سیار عبارتند از :
• کم بودن پهنای باند
• نامطمئن بودن کانالهای بی سیم برای انتقال داده
• آسیب پزیری با شرایط فیزیکی
• نامتقارن بودن ارتباطات : پهنای باند در جهت رو به پایین جریان (از سرویس دهنده به مشتری ) بسیار بیشتر از جهت معکوس آن است.اگرچه مشتری ها می توانند داده ها را با نرخ بالایی دریافت نمایند ، اما در برخی سیستم ها مشتری قادر به ارسال پیام های زیادی به سرویس دهنده نمی باشد.
• قطع شدن متناوب : مشتری های سیار (برخلاف میزبان های ثابت ) به طور پیوسته و مداوم به شبکه متصل نمی مانند بلکه کاربران ، واحدهای سیار خود را به طور منظم خاموش روشن می کنند.
• انرژی محدود : برخی از واحدهای قابل حمل از لحاظ میزان انرژی باتری (تا قبل از شارژ مجدد) به شدت محدودیت دارند.

    
       
دسته بندی داده ها در MDS
 
داده ها در MDS به دو دسته ی داده های وابسته به مکان و داده های مستقل از مکان  تقسیم میشوند.داده های نوع اول ارزششان به مکانشان بستگی دارد مانند: مایات شهری ، منطقه شهری و... ، اما دسته ی دوم ارزششان به مکان بستگی ندارد و از اینرو آنها را مستقل از مکان می نامند.مانند نام شخص ، شماره حساب بانکی و...
داده های LDD باید توسط همان منطقه پردازش شود که اصطلاحا Location binding می گویند.
 
 

    
مدیریت تراکنش در پایگاه داده سیار
تمام اصول مدیریت تراکنش ها که برای پایگاه داده های متمرکز و نامتمرکز وجود دارد در پایگاه داده های سیار نیز لحاظ می شود اما ویژگی ها و محدودیت های محیط سیار سبب می شود که تراکنش و مدیریت آن تا حدودی متفاوت باشد .
یک تراکنش سیار ، تراکنشی است که حداقل از یک میزبان سیار استفاده می کند ، پس در مدیریت تراکنش های بانک اطلاعات سیار باید تغییر مکان میزبان های سیار را نیز در نظر گرفت.
اجرای یک تراکنش سیار که در میزبان های ثابت و سیار انجام می گیرد را می توان به صورت زیر تقسیم کرد:
اجرا به طور کامل در شبکه غیر بی سیم.
اجرای به طور کامل روی یک میزبان سیار
اجرا به طور نامتمرکز روی شبکه غیر بی سیم و میزبان سیار
اجرا به طور نامتمرکز روی چند میزبان سیار
اجرا به طور نامتمرکز بین میزبان های سیار و ثابت
نکته ی مهم این است که در MDS رعایت قانون ACID یعنی یکپارچگی، همخوانی ، انزوا و پایایی بسیار گران و هزینه بر است

ارسال شده توسط احمد محمدی | 2 05, 2014 | بازدید‌ها (1289)
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

معرفی كسب و كار هوشمند ( BI) و انباره داده تحلیلی (DW) 

انباره‌سازی داده فرآیندی است که طی آن داده‌های جدا از هم موجود در منابع متعدد داده‌ای در سازمان كه با ابزار و فرمت‌های مختلف ذخیره‌سازی شده‌اند، . بصورت یكپارچه و در یك قالب گردهم جمع‌آوری می‌گردند. از ویژگی‌های انباره تحلیلی داده که باعث برتری آن نسبت به پایگاه‌های داده شده است, استفاده از مدل‌های چند بعدی داده است. این ویژگی مخزن داده، ضمن تسریع در روند تهیه گزارشات، امكان تهیه گزارشات سطح بالا، راهبردی و چندبعدی را برای سازمان فراهم می‌نماید. می‌توان از انباره تحلیلی داده با این ویژگی‌ها در داده‌کاوی (Data Mining) نیز استفاده نمود.

برخی از دلایل نیاز سازمان‌ها به انباره تحلیلی داده

- كثرت منابع داده‌ای در سازمان‌ها‌ كه منجر به استفاده از ابزارها، روش‌ها و قالب‌های مختلف در ذخیره‌سازی داده‌ها شده است كه این امر سازمان‌دهی داده‌های مختلف به منظور تولید اطلاعات و دانش را، دچار مشكل اساسی كرده است.
-
ناهمگونی در ذخیره‌سازی اطلاعات، تكرار در ذخیره‌سازی اطلاعات، یكپارچه‌نبودن اطلاعات در سیستم‌های اطلاعاتی سازمان، عدم وجود تاریخچه داده‌ای و نبود داده‌های خلاصه‌بندی شده.
-
بالا بودن حجم اطلاعات در سازمان‌های بزرگ كه منجر به توسعه سیستم‌های اطلاعاتی متعدد و جزیره‌ای شده است.
-
خودكارسازی فرایندهای اجرایی در سازمان‌ها در قالب سیستم‌های اطلاعاتی غیریكپارچه و نامرتبط كه هر كدام از این سیستم‌ها وظیفه خودكارسازی تنها یك بخشی از كسب و كار سازمان را بر عهده دارند.
-
تغییر رویكرد سازمان‌ها در تولید محصولات و ارائه خدمات از رویكرد تولید انبوه به رویكرد بومی‌سازی انبوه كه این امر تنها از طریق شناسایی رفتار مشتریان و پیش‌بینی رفتار آتی آنها امكان‌پذیر خواهد بود. دستیابی به این مهم مستلزم كسب دانش در مورد روند حاكم بر رفتار مشتریان -از طریق یكپارچه‌سازی و سازماندهی داده‌های موجود در سیستم‌های متعدد عملیاتی سازمان- است.

مزایای كلی استفاده از انباره تحلیلی داده

- بهره‌مندی از یك منبع یكپارچه و منسجم از داده‌های تولیدشده توسط سیستم‌های اطلاعاتی و منابع داده‌ای متعدد در سازمان
-
ارتقای سطح كیفی تصمیمات راهبردی در سازمان با اتكا با گزارشات تولیدشده توسط یك انباره تحلیلی داده‌ای یكپارچه
-
ایجاد مزیت رقابتی پایدار برای سازمان و افزایش شانس موفقیت در رقابتهای تجاری
-
ارتقای سطح كارایی و اثربخشی فعالیت‌های سطوح تاكتیكی و راهبردی سازمان
-
برقراری ارتباط قویتر با سایر اجزای موجود در زنجیره تامین سازمان از جمله مشتریان و فروشندگان

علاوه بر انباره تحلیلی داده، سیستم‌های هوشمندی كسب و كار نیز یكی از مهمترین فناوری‌های نوین اطلاعاتی در استفاده از داده‌ها به منظور تولید اطلاعات و دانش مورد نیاز جهت ارتقای سطح كیفیت تصمیمات راهبردی در سازمان می‌باشد.

معرفی هوشمندی كسب و كار( BI) و ضرورت بكارگیری آن

هوشمندی كسب و كار عبارتست از ارائه اطلاعات مناسب، در زمان مناسب، در قالبی مناسب به کاربر مورد نظر برای پشتیبانی از فرایند تصمیم گیری. هوشمندی كسب و كار ابزاری جهت تولید دانش در میان انبوهی از داده‌ها و اطلاعات می‌باشد. BI مجموعه وسیعی از فناوری‌ها برای جمع آوری اطلاعات و دانش در سطح یک سازمان و کمک به فرایند تصمیم گیری از طریق تجزیه و تحلیل این اطلاعات و دانشها با ایجاد پرس و جو می‌باشد. نکته مهمی که باید مد نظر قرار گیرد این است که وظیفه هوشمندی كسب و كار، تمهید اقدامات مقتضی از روی اطلاعات به منظور ارتقای سطح كارایی و اثربخشی در سازمان هاست. سیستم هوشمندی كسب و كار یکی از نیازهای مبرم در بازار رقابتی کنونی می‌باشد. این راه حل مشتمل بر یكسری ابزار است كه این ابزارها بر روی داده‌های موجود در مخازن داده، پردازش‌های لازم را انجام داده و اقدام به تولید گزارش برای کاربران می‌نماید. این اطلاعات در بهتر کردن خدمات رسانی به كاربران(كه عمدتا مدیران ارشد سازمان هستند) نقش بسیار مؤثری را ایفا می‌نمایند. سازمان‌ها با استفاده از این ابزارها قادر خواهند بود وضعیت خود و رقیبان را به راحتی شناسائی کنند. سیستم‌های هوشمندی كسب و كار، امكان استخراج انواع روندها از داده‌های موجود در مخازن داده را فراهم می‌نمایند. كه این روندها در اتخاذ تصمیمات راهبردی و برنامه‌ریزی برای آینده به مدیران کمک شایان توجهی می‌نمایند. همچنین سیستم‌های هوشمندی كسب و كار، امكان تولید گزارشات راهبردی پیچیده جهت استفاده در لایه‌های تصمیم‌گیر سازمان را فراهم می‌نماید. برخی از کارکردهای سیستم‌های هوشمندی كسب و كار عبارتست از:

- استخراج داده ها از منابع متعدد نظیر سیستم‌های مدیریت ارتباط با مشتری (CRM)، مدیریت زنجیره تامین (SCM)، برنامه ریزی منابع سازمان (ERP) و یا از سایر برنامه های کاربردی.

- ارائه ابزار تحلیل که به طیف وسیعی از متخصصان فنی و تجاری امكان ارائه پرس و جو هایی برای کشف الگوها و تشخیص مسائل را می‌دهد.

در فضای هوشمندی كسب و كار، تحلیلگرهای فنی و تجاری از ابزار متنوعی برای دسترسی به داده ها، تحلیل اطلاعات و مشاهده نتایج بهره می‌گیرند که شامل موارد ذیل می‌باشد:
-
ابزار پرس و جو و گزارش گیری: بسیاری از سیستمهای BI به کاربران اجازه می‌دهند که تحلیل‌های Slice-and-Dice (شکستن اطلاعات به قطعات کوچکتر برای بررسی آنها از دیدگاه های مختلف برای فهم بهتر آنها) بر روی اطلاعات ذخیره شده بر روی پایگاه داده رابطه ای انجام دهند. اغلب کاربران از پرس و جو ها و گزارشهای پیش‌ساخته بهره میبرند.
- OLAP
و داده کاوی: ابزارهای تحلیل OLAP و ابزارهای داده کاوی به کاربران اجازه میدهد تحلیلهای پیشگویانه و چند بعدی (تحلیلهای Drill-down) -تحلیلی که بر اساس جستجو در میان اطلاعات بر اساس یک سلسله مراتب مشخص است- انجام دهند.
-
مدیریت کارایی کسب و کار(BPM): این رویکرد، مدل توسعه یافته رویکرد قدیمیتر Business Scoreboards (یک تکنیک تحلیل برای تبدیل استراتژیهای کلی سازمان به اهداف مشخص و قابل اندازه گیری برای نظارت بر کارایی سازمان) می‌باشد و میتواند شامل مدیریت مالی، سازمانی، خدمات مشتری و زنجیره تامین باشد.
-
نمایش اطلاعات: نمایش نتایج پرس و جو ها و گزارش‌ها میتواند از طریق برنامه های کاربردی اختصاصی، Dashboard ها (برنامه های کاربردی که اطلاعات را از مولفه های مختلف بصورت یکپارچه و واحد نمایش می‌دهند)، و یا درگاه‌های اینترانت و یا اکسترانت صورت پذیرد.

با عنایت به موارد فوق‌الذكر، انباره تحلیلی داده و سیستم‌های هوشمندی كسب و كار در صنایعی چون بانكداری و بیمه، خدمات مالی و سرمایه‌گذاری، نفت و گاز،‌ تولیدی، نیرو، وزارت‌خانه و سازمان‌های خدمات دولتی و ... دارای بیشترین كاربرد می‌باشد.

تاریخچه و تعاریف انباره داده

بعد از رشد استفاده از TPSها بعنوان سیستم‌های پردازش تراكنش در بخش‌های عملیاتی سازمان، نیاز جدی به سیستم‌های اطلاعاتی كه بتوانند عملیات گزارش‌گیری را علی‌الخصوص در رده گزارش‌های مدیریتی ساماندهی كنند احساس می‌شد. علی‌الخصوص بوجود آمدن جزایر فناوری، سیستم‌هایی كه بصورت جدا از هم فعالیت می‌كردند و امكان تهیه گزارشات تركیبی از اطلاعات سیستم‌های مختلف و انجام پرس و جوها را مشكل و یا غیرممكن می‌نمود. بنابراین حركت فناوری به سمت استفاده از سیستم‌های اطلاعات مدیریت (MIS:Management Information Systems) و بویژه سیستم‌های گزارش‌گیری مدیریتی (MRS: Management Reporting Systems) آغاز شد. اما مشكل آنجا بود كه این سیستم‌ها به شدت به TPSها وابسته بودند و داده‌هاشان اغلب یكی بود. این باعث می‌شد كه تغییر یكی باعث انتشار تغییرات در همه سیستم‌ها شود. از سوی دیگر ساختار داده‌ای مشابه، امكان تهیه گزارشات زمانی و موضوعی را مشكل می‌ساخت. از اینرو مدل جدیدی از تفكر به انباره تحلیلی ‌داده ایجاد شد.

تاریخچه
انباره‌های‌ تحلیلی داده در اواخر دهه 1980 و اوایل دهد 1990 بعنوان نوع متمایزی از پایگاه‌های داده مطرح شدند. انباره‌های تحلیلی داده برای رفع نیازهای روزافزون تحلیلی و اطلاعات مدیریتی كه توسط سیستم‌های رابطه‌ای قابل برطرف ساختن نبودند، گسترش یافتند. سیستم‌های رابطه‌ای به دلایل زیر قابلیت پاسخگویی به این نیازها را ندارند:
-
باری كه بخاطر پردازش‌های گزارش‌گیری بر روی این سیستم‌ها ایجاد می‌شود، زمان پاسخ‌گویی را بسیار كاهش می‌دهد.
-
طراحی سیستم‌های رابطه‌ای برای گزارش‌گیری و تحلیل اطلاعات بهینه نمی‌باشد.
-
از آنجاكه بسیاری از شركت‌ها و سازمان‌ها تعداد بیش از یك سیستم رابطه‌ای دارند، گزارش‌گیری‌های در سطح سازمانی كه وابسته به اطلاعات كلیه سیستم‌های رابطه‌ای سازمان هستند، به سادگی به دست نمی‌آیند.
-
ایجاد گزارش در سیستم‌های رابطه‌ای اغلب نیازمند نوشتن برنامه‌های خاص كامپیوتری كه معمولا كند و گران‌قیمت هستند بوده است.
از اینرو، پایگاه‌های داده مجزایی طراحی شدند كه بصورت اختصاصی برای پشتیبانی از اطلاعات و تحلیل‌های مدیریتی بكار روند. این انباره‌های داده قادر به جمع‌آوری داده‌ها از منابع داده‌ای مختلف و ناهمگون مانند كامپیوترهای پردازنده مركزی ، مینی كامپیوترها و كامپیوترهای شخصی ، همچنین نرم‌افزارهایی مثل spreadsheetها بوده و تمامی این اطلاعات را در یك مكان مشترك ذخیره می‌كنند. این قابلیت به همراه استفاده از ابزارهای گزارش‌گیری آسان و خلاصی از مشكلات رابطه‌ای موجب رشد این نوع از سیستم‌ها گردید.
با پیشرفت فناوری و درنتیجه پایین آمدن هزینه‌ها، بالا رفتن كارائی و افزایش نیازهای كاربران مثل زمان كوتاه‌تر برای بارگذاری داده‌ها، انباره‌های تحلیلی داده به چهارگروه اصلی تقسیم بندی شدند:
۱- پایگاه‌های داده رابطه‌ای برون‌خطی : در ساده‌ترین سطح، یك انباره‌داده با كپی كردن اطلاعات یك پایگاه‌داده رابطه‌ای به یك سرور برون‌خطی ایجاد می‌شود. بدین ترتیب، بار گزارش‌گیری بر روی كارائی سیستم رابطه‌ای اثر منفی نخواهد داشت.
۲- انباره‌های داده برون‌خطی : در این حالت انباره‌داده در یك دوره زمانی ثابت (بصورت روزانه، هفتگی یا ماهانه) از روی سیستم‌های رابطه‌ای منبع به‌روز شده و داده‌های مربوطه بر روی یك ساختمان داده گزارش گرا ذخیره می‌شوند.
۳- انباره‌های داده بلادرنگ : این نوع انباره‌های داده بر اساس یك تراكنش یا رویداد عمل می‌كنند؛ بدین ترتیب كه هربار كه سیستم رابطه‌ای تراكنشی (مثل عملیات سفارش یا رزرو) را صورت می‌دهد، انباره‌داده به روز می‌گردد.
۴- انباره‌های داده مجتمع : در این حالت انباره داده فعالیت‌ها یا تراكنش‌هایی را ایجاد می‌كند كه جهت استفاده روزانه سازمان به سیستم‌های رابطه‌ای برگردانده می‌شوند.

طبق تعریفی كه در سال 1992 توسط Bill Inmon برای انباره تحلیلی داده آورده شده است : یك انباره تحلیلی داده مجموعه‌ای موضوع گرا ، یکپارچه ، متغیر با زمان و بدون تغییرحالت ناگهانی از داده هاست كه در فرآیند تصمیم گیری مدیریت را یاری می كند. این چهار خاصیت اصلی، انباره داده را از دیگر مخازن نگهداری داده ها متمایز می كند.

دلایل نیاز سازمان‌ها به فناوری‌های EDW و BI

میتوان از مهمترین دلایل نیاز به انباره‌های دادهای به موارد زیر اشاره نمود:
-
امروزه اكتسابات و ادغامات سبب تولید سیستمهای كامپیوتری گوناگونی در شركتهای بزرگ شدهاند. به عنوان مثال، بانكهای بزرگ، غالبا چند نوع سیستم برای انجام كارهای مشابه دارند.
-
خودكارسازی تمام قسمتهای یك تجارت به صورت ادغام نشده و یكپارچه نشده با تعداد مختلفی سیستم كه هركدام گوشهای از كار را دربر میگیرند، اجرا میشود. (همانند داستان آن مرد نابینایی كه به فیلی برخورد میكرد و با لمس هر قسمت از بدن فیل استنباط خاصی داشت.)
-
انعطاف پذیری در زمینه بازار سبب به وجود آمدن محصولات بسیاری شده است، و در واقع تولید انبوه بهتنهایی مد نظر نمیباشد، بلكه سفارش‌گیری انبوه و سپس بازاریابی هدف واقعی است. روند كار به سوی جمعآوری و استفاده از اطلاعات میباشد. به خصوص دانش در رابطه با مشتریان، محصولات، بازار و رقیبان، و به طور كلی دادههای موجود درون سیستمهای عملیاتی كم هزینهترین راه جمع‎‎آوری دانش در مورد مشتریان میباشد.
-
تمركز رو به رشد بر روی خدمات به جای محصولات سبب به وجود آمدن فضاهای خالی ارتباطی گردیده است. این فضاهای خالی براساس دیدگاههای مختلفی كه از تجارت نتیجه میشود وجود دارد و تا زمانی كه اصلاح نشود میتواند به اهداف راهبردی و حساس صدمه وارد كند.
هر فردی درون سازمان میتواند راجع به اینكه چند واحد و در چه زمان فروخته شود نظر دهد ولی مثلا بخش بازاریابی درون بانك ممكن است تعریفی متفاوت از « وام مشتریان» (نحوه استفاده از وام) نسبت به مدیریت ریسك (شرایط وام دادن) داشته باشد. بنابراین گزارشاتی كه توصیف كننده وام مشتریان است، نسبت به گزارشی كه جزئیات ریسك را بر روی محصولاتی مشابه عرضه میكند، متفاوت می‌باشد.
-
فن آوری میتواند از انباره دادهای پشتیبانی كند. رقابت درون بازارهای عمده و میانی نیازمند محاسبات و ذخیرهسازی كم هزینهای است. چرا كه در زمانی مشابه، فن آوریهای موازی جدید سازنده پایگاه‌های دادهای چند ترابایتی میباشند
بنابراین دلایل استفاده از انباره داده را می توان در موارد زیر خلاصه نمود:

مشکلات محیطهای قدیمی
-
سطح عملیاتی مختلف
-
نمایش داده ای مختلف
-
اطلاعا ت ذخیره شده ناسازگار و ناهمگن و دو بار ذخیره شده
-
یکپارچه نبودن اطلاعات در سیستمها
-
كمبود تاریخچه داده ای
-
نبود داده خلاصه بندی شده

نیاز مدیران امروز
-
از دید اطلاعاتی بتوانند تصویر واضح و کاملی نسبت به کار و تجارت خود داشته باشند.
-
داده های یکپارچه در سطح کارکردی داشته باشند.
-
تاریخچه داده ای مختصر و با جزئیات کافی داشته باشند.
-
نهایتا برای رفع مشکلات مذکور و بر آوردن نیازهای مدیران در تصمیم گیریها ایده انباره داده مطرح گردید.

مزایای استفاده از فناوری‌های EDW و BI در سازمان‌‌ها

بهره‌گیری از انباره‌های تحلیلی داده دارای مزایای بسیاری است. از جمله مزیت‌های آن عبارتند از:
-
بالابردن امكان دسترسی كاربران به حجم زیادی از داده‌ها.
-
امكان ارائه گزارش‌های خاص سیستم‌های تصمیم یار
-
تقویت برنامه‌های كاربردی تجاری مثل مدیریت ارتباط با مشتری
-
بهتر کردن کیفیت تصمیم گیری
-
افزایش شانس موفقیت در رقابتهای تجاری
-
برقراری ارتباط قویتر با مشتریان
-
بهتر کردن سطح عملیاتی
-
بهتر کردن رابطه فروشندگان و مشتریان
امروزه موسسات غالبا دارای دو نوع بانک اطلاعاتی مستقل هستند که یکی از این بانک‌ها حاوی داده های عملیاتی و بانک دیگر انباره داده می باشد که حاوی داده‌های مبتنی برتصمیم‌گیری است.

فرآیند پیاده‌سازی این پروژه در یك سازمان

معماری انباره تحلیلی داده از سه لایه تشكیل شده است:
-
در اولین لایه این معماری، سرویس دهنده انباره تحلیلی داده‌ای است که یک سیستم پایگاه داده رابطه‌ای می باشد . این لایه داده های مورد نیاز خود را از داده های عملیاتی و منا بع خارجی و فایلهای مسطح و غیره برای ایجاد انباره داده استخراج می کند.
-
در لایه میانی یک سرویس دهنده پردازش تحلیلی برخط می‌باشد که بوسیله آن می‌توان مکعب های چند بعدی ساخت . پردازش تحلیلی برخط یک ابزار قدرتمند، سریع و مناسب برای گزارشگیری می‌باشد.
-
در آخرین لایه ما ابزارهای گزارش گیری و تحلیل و داده کاوی را داریم.
برای پیاده‌سازی یك انباره داده باید هریك از این لایه‌ها به درستی پیاده‌سازی شوند.
اخذ داده
اخذ داده از منابع مربوطه (پایگاه داده منبع) انجام می‌گردد. این مرحله بخش استخراج اطلاعات (Extract) از سری عملیات ETL است. برای انجام عملیات اخذ داده، باید منبع اخذ داده، نحوه اخذ داده، فرمت داده‌های اخذ شده و مقاطع زمانی اخذ داده‌ها، همچنین نحوه دسترسی به این داده‌ها معلوم و مشخص باشد.

بررسی و پاكسازی داده ها

این مرحله بخش تغییر شكل (Transform) از عملیات ETL است. بررسی و پاكسازی داده های استخراج شده جهت ورود به انباره تحلیلی داده در این مرحله انجام می‌گیرد. پس از بررسی جداول موجود، فیلدهای موجود در جداول و محتویات فیلدهای مذکور، كلیه مشكلات داده‌ای در قالب لیستی ارائه می‌گردند. سپس عملیات پاكسازی برای آنها انجام می‌گیرد. این عملیات غالبا در زمره یكی از موارد زیر هستند:
-
حذف مقادیر null
-
هم مقدار سازی فیلدهای مشابه از نظر معنا
-
ایجاد فیلدهای كمی جدید قابل بدست آمدن از روی داده‌های جدول و مورد نیاز
-
یكی كردن داده‌ها از منابع مختلف
-
خلاصه سازی سطرهای هم معنی كه ایجاد افزونگی می‌كنند.
-
ایجاد كلید جانشین برای جداول
- Pivoting (
تبدیل چند ستون به چند سطر یا بالعكس)
-
تقسیم یك ستون جدول به چند ستون

طراحی انباره تحلیلی داده موضوعی

انباره تحلیلی داده موضوعی: از آنجا كه كاربران مختلف با نیازهای متفاوتی وجود دارند كه می‌توانند از داده‌های درون انباره استفاده كنند، برآوردن نیازهای تمام كاربران به وسیله یك سیستم مركزی همیشه امكان پذیر نیست. از طرفی یك سیستم مركزی، متمركز بر روی داده و سیستم می‌باشد و كاربر نهایی ممكن است كه بخواهد كنترل بیشتری روی محیط اطلاعاتی خود داشته باشد. راه حل این مشكلات مرکز داده ای است، كه به آن انباره داده‌ای سازمانی نیز گفته می‌شود. مرکز‌داده ای، انباره داده خاصی است كه داده‌های مورد نیاز برای یك بخش از سازمان یا كاربرهای مرتبط به آن را جمع آوری می‌كند. طراحی مراكز داده‌ای مربوطه بنا به صلاحدید فرد خبره در قالب مدل ستاره‌ای یا دانه‌برفی و یا طرح منظومه حقایق صورت می‌گیرد.
طرح ستاره‌ای: عمومی‌ترین نمونه برای مدلسازی مدل چند بعدی، طرح ستاره است. در این طرح انباره داده شامل یک جدول بزرگ مرکزی به نام جدول حقایق و یک سری جدول کوچکتر به نام جدول بعد یا جدول بعد که وابسته به جدول حقایق هستند می‌باشد.
طرح دانه برفی: این طرح، تغییریافته طرح ستاره‌ای است بطوریکه بعضی از جداول بعد، نرمال شده‌اند. تفاوت اصلی بین طرح ستاره‌ای و طرح دانه برفی این است که جدول بعد در طرح دانه‌برفی به فرم نرمال نگهداری می‌شود تا میزان افزونگی کاهش پیدا کند. این کار باعث کاهش میزان حافظه مورد نیاز خواهد شد. البته صرفه‌جویی در فضای ذخیره‌سازی جدول بعد در مقایسه با حجم جدول حقایق ناچیز است چون تعداد اتصالاتی که برای پردازش یک گزارش باید گذارده شود در این حالت افزایش می‌یابد و مدت زمان پاسخ‌دادن به گزارش در مدل دانه برفی بیشتر از مدت زمان لازم در مدل ستاره‌ای است بنابراین غالبا طرح دانه برفی در طراحی انباره داده عمومیت طرح ستاره‌ای را ندارد مگر آنكه بنا بر صلاحدید فرد خبره بر طرح ستاره‌ای ترجیح داده شود.
طرح منظومه حقایق: هنگامی كه نیاز به چندین جدول حقایق وجود دارد که دارای جداول بعدهای مشترک هستند، طرحی ایجاد می‌شود که به آن طرح کهکشان یا منــظومه حقایق می‌گویند. یک طرح منظومه حقایق به جداول ابعاد اجازه می‌دهد که بین جداول حقایق مشترک باشند.

تحلیل داده با ابزار پردازش تحلیلی برخط و داده‌كاوی

عملیات پردازش تحلیلی برخط بر انباره‌داده‌های موضوعی اعمال می‌گردد. بسیاری فکر می کنند که داده کاوی و OLAP دو چیز مشابه هستند در این بخش سعی می کنیم این مسئله را بررسی کنیم و همانطور که خواهیم دید این دو ابزار های کاملا متفاوت می باشند که می توانند همدیگر را تکمیل کنند.
OLAP
جزیی از تكنیك‌های تصمیم گیری می باشد. سیستم های سنتی گزارش گیری و پایگاه داده ای آنچه را که در پایگاه داده بود توضیح می دادند حال آنکه در OLAP هدف بررسی دلیل صحت یک فرضیه است.بدین معنی که کاربر فرضیه ای در مورد داده ها و روابط بین آنها ارائه می کند و سپس به وسیله ابزار OLAP با انجام چند Query صحت آن فرضیه را بررسی می کند. اما این روش برای هنگامی که داده ها بسیار حجیم بوده و تعداد پارامترها زیاد باشد نمیتواند مفید باشد چون حدس روابط بین داده ها کار سخت و بررسی صحت آن بسیار زمانبر خواهد بود. تفاوت داده کاوی با OLAP در این است که داده کاوی برخلاف OLAP برای بررسی صحت یک الگوی فرضی استفاده نمی شود بلکه خود سعی می کند این الگوها را کشف کند. درنتیجه داده کاوی و OLAP می توانند همدیگر را تکمیل کنند و تحلیل گر می تواند به وسیله ابزار OLAP یک سری اطلاعات کسب کند که در مرحله داده کاوی می تواند مفید باشد و همچنین الگوها و روابط کشف شده در مرحله داده کاوی می تواند درست نباشد که با اعمال تغییرات در آنها می توان به وسیله OLAP بیشتر بررسی شوند.

ارسال شده توسط احمد محمدی | 21 01, 2014 | بازدید‌ها (2816)

مديريت ارزش كسب شده( EVM)

مقدمه

با افزايش پروژه هاي صنعتي و خدماتي در تمام دنيا، مديريت ارزش كسب شده( EVM) به عنوان روشي جديد و كارآمد، نقش مهمي را در كنترل يكپارچه پروژه ايفا مي كند. یکی از دغدغه های اصلی مدیران و ذینفعان پروژه اطلاع دقیق از پیشرفت و مقایسه میزان کار انجام شده با میزان کار پیش بینی شده و محاسبه مغایرت های هزینه ای و زمانی با عملکرد واقعی می باشد. همیشه در ارزیابی دقیق مقدار کار انجام شده پروژه محدودیت هایی وجود دارد اما بدون اندازه گیری و سنجش پیشرفت آنچه انجام شده است نمی توان پروژه را کنترل نمود متداولترین روش اندازه گیری و پیشرفت پروژه از طریق تجزیه و تحلیل مغایرت یا ارزش افزوده می باشد "EARNED VALUE ANALYSIS" تجزیه و تحلیل انحراف از برنامه زمانبندی به مدیر پروژه امکان می دهد تا مشکلات و موانع پروژه را شناسائی و اقدامات لازم را جهت رفع موانع بعمل آورد سه محور اصلی در هر پروژه وجود دارد که مدیر پروژه باید آنرا تحت کنترل و نظارت داشته باشد.  

جهت دستیابی به اهداف کیفی بایستی مکانیزم های خاصی جهت دستیابی به اهداف کیفی را اعمال نمایند تا نسبت به دستیابی به این اهداف اطمینان حاصل نمایند ولی در مورد اهداف زود بودن و ارزان بودن (کنترل مغایرت های زمانی و هزینه ای) بایستی مغایرت بین زمان پیش بینی شده و زمان انجام شده و همچنین هزینه پیش بینی شده شده در مقاطع زمانی تعریف شده از قبل شناسائی و مورد ارزیابی قرار گیرد و اثر آن نیز بر کل پروژه کاملا مشخص گردد . مدیر پروژه برای اقتصادی نگه داشتن پروژه و استفاده کارآمد از بودجه تخصیص یافته باید هزینه های واقعی فعالیتها را مرتباً تحت نظارت داشته باشد و علل انحراف از مقادیر پیش بینی شده را شناسائی کند و جهت دستیابی به این اهداف عمل نماید.

مسير توسعه در سازمان ها را مي توان به واسطه خطوط استراتژيك منقوش در نقشه هاي راهبردي سازمان جستجو نمود. مسيري كه از ماموريت هاي سازماني، چشم اندازها، استراتژي ها و اهداف راهبردي به طرح ها و پروژه هاي قابل اجرا ختم مي شود. فرآيند برنامه ريزي استراتژي هاي سازمان به هيچ عناون نبايد از فرآيند پياده سازي استراتژي هاي سازمان جدا شود كه البته حركت جزيره اي اين دو فرآيند در كشور ما مخصوصا در صنايع بزرگ مشهود است. نحوه اجراي پروژه ها كه وضعيت تحقق اهداف استراتژيك سازمان را نمايش مي دهد يكي از بازخوردهاي اصلي فرآيند برنامه ريزي استراتژيك سازماني است، بنابراین كيفيت داده هايي كه بعنوان بازخوردي از محيط اجرايي استراتژي ها به محيط كلان برنامه ريزي استراتژي ها وارد مي شود اهميت فراواني دارد. در اين مطالعه تلفيق ابزارهاي حاصل از دو روش مديريت پرتفوليويي پروژه ها و مديريت ارزش حاصله پروژه به عنوان يك راه مناسب براي رسيدن به اين هدف مورد تحليل و بررسي قرار مي گيرد. نحوه تلفيق اين دو روش به همراه داده هاي ورودي مورد نياز، بستر سازي مناسب و خروجي هاي آن نيز شالوده اين مطالعه خواهد بود.

تاریخچه

مفهوم ارزش ایجادی در اواخر قرن بیستم  میلادی (دهه١٩٦٠) ظهور نموده است. مدیریت ارزش کسب شده(EVPM) از معیارهای سیستم کنترل زمانبندی/ هزینه (C/SCSC) نشات گرفته است که این معیار برای اولین بار توسط وزارت دفاع ایالات متحده (DOD) در سال 1967 میلادی به عنوان متدهای قابل قبول جهت مدیریت هزینه و تدارکات سیستم های جدید بزرگ مورد استفاده قرار می گرفتند. اين قانون در سال ١٩٦٧ به تمامي شرکت هاي صنايع (DOD) Department Of Defense وزارت دفاع آمريكا خصوصي که طرف قرارداد با اين وزارتخانه بودند ابلاغ گرديد اعلام نمود که تمام پرداخت های Cost /Schedule Control System) ( خود را بر اساس سيستم جديدي که به نام ناميده شده انجام خواهد داد.اين دستور العمل مشتمل بر ٣٥ معيار C/SCSC (Criteria در انجام تعهدات (DOD) کنترل زمان – هزينه بود که مي بايست شرکت هاي طرف قرارداد با خود آنرا به کار مي بستند . از آن پس مقامات وزارت دفاع به منظور غير تجهيزات عمده و اصلي که در تدارك آن از سوي پيمانكاران احتمال بروز هزينه ها غيرقابل پيش بيني وجود داشت، بكارگيري اين سيستم را اجباري نمودند تا بدين وسيله ريسك هزينه هاي پروژه هاي اعمال مديريت (C/SCSC)، خود را کاهش دهند. مهمترين نتيجه بكارگيري اجباري سيستم موثر بر هزينه و برنامه (زمانبندي) پروژه هاي واگذار شده (تدارکات تجهيزات دفاعي) به پيمانكاران بود، که اين مفهوم همان تفسير تفصيلي ارزش کسب شده و يا بهتر بگوئيم تكنيك ارزش بدست آمده بود. در اين سيستم پيمانكاران ملزم بودند تا در ابتدا يك برنامه که شامل کمترين زمان و هزينه لازم براي اجراي قراردادهاي تدارکاتي بود را به کارفرما ( وزارت دفاع ) بدين (C/SCSC) ارائه نمايند. بمدت ٣٠ سال بعنوان يك استاندارد و مبناي کنترل پروژه هاي ترتيب معيار مفروض بكار گرفته شد و به تبع آن جريان و دست اندرکاران پروژه ها در کشورهاي ديگر نظير کانادا، استراليا وسوئد نيز از آن اقتباس نمودند. امروزه پيش بيني مي شود که ٩٩% از پروژه ها در جهان از بكارگيري تكنيك ارزش کسب شده در مديريت هزينه هاي پروژه ها امتناع مي ورزند و براي ارزيابي وضعيت هزينه پروژه هايشان صرفا به مقايسه هزينه هاي واقعي انجام شده با بودجه مصوب طرح مي پردازند. بنظر مي رسد براي رفع اين مشكل لازم است تا نهادهايي حرفه اي با ارائه الگوهايي فراگير و ساده از ارزش کسب شده براي پروژه هاي مختلف اعم از عمراني ، تجاري و نظامي و يا بزرگ وکوچك به اين مهم بپردازند.

كاربرد متد EV در توليد شاخص هاي كارايي پروژه

جهت برنامه ريزي و كنترل موثّرتر پروژه ها، بكارگيري شاخص هاي پيشنهادي متد EV در كنار شاخص هاي سنتي (درصد پيشرفت فيزيكي پروژه، درصد جذب بودجه...) مي تواند بسيار اثر بخش باشد. اين شاخص ها مي توانند در يك سازمان پروژه محور به خروجي هاي مداوم سيستم برنامه ريزي و كنترل پروژه هاي سازمان تبديل شده و بازخوردهاي مناسبي جهت دپارتمان هاي ديگر بوجود آورند . فرآيندهاي بودجه اي و زماني پروژه را نمي توان از يكديگر مستقل در نظر گرفت و تاثير هر يك بر ديگري را مورد توجه قرار نداد. اين موضوعي است كه در روش هاي سنتي كنترل پروژه ناديده گرفته مي شود.

فرآيند توليد شاخص هاي مذكور كه مي بايد در دفتر مديريت پروژه سازمان (Project Management Office; PMO) صورت پذيرد در عمل به ايجاد ارزش افزوده اطلاعاتي بر روي Data Pool پروژه هاي سازمان مي انجامد.

متدلوژي محاسبه درصد پيشرفت پروژه در EVM اصلي ترين مفهومي است كه صحت نتايج اين قبيل تحليل ها را تضمين مي نمايد. روش هاي سنتي متداولي كه جهت محاسبات پيشرفت فيزيكي فعاليتهاي پروژه و بالتبع پرداخت هاي قراردادي استفاده مي شود در اينجا كاربردي نخواهد داشت فلذا جهت استفاده از متد ارزش حاصله پروژه در سازمان، مي بايد رويه هاي محاسباتي و كنترلي پروژه ها بر مبناي اين روش مهندسي مجدد گردند.

جريان اطلاعاتي اكثر سازمان ها در خصوص پروسه هاي مالي، بالاخص امور مالي پروژه ها معمولا Real Time نيست بدين معنا كه تراكنش هاي مالي انجام شده با تاخير زماني قابل ملاحظه اي به واحد هاي كنترلي پروژه ها اطلاع رساني مي گردد . فلذا جمع آوري اطلاعات در اين زمينه از معضلات فرآيند برنامه ريزي و كنترل پروژه در شركت ها است.

اين مسئله باعث مي شود تا كارايي داده هاي ورودي تحليل EV بر روي وضعيت پروژه تنزيل يافته و خروجي تحليل از صحت و سقم پايين تري برخوردار گردد. فرآيند كنترلي پروژه اي به دليل برخورداري از محدوديت هاي ويژه(از جمله محدوديت هاي زماني) معمولا در برقراري ارتباط پويا با فرآيند هاي كنترلي جاري سازمان(مانند فرآيندهاي كنترل مالي) تا حدي كه بايد موفق نيستند . البته روش هاي يكپارچه سازي جريان هاي

اطلاعاتي سازماني مانند ERP و ابزارهاي آن (به طور مثال نرم افزار SAP) اين قابليت را بوجود آورده اند تا تراكنش اطلاعات در سازمان از كارايي لازم برخوردار گردد. (2)

تعریف ارزش كسب شده ( (EV

(Earned Value Project Management  (EVPM؛ يكي اساسي ترين تكنيك هاي كنترل هزينه است و روشي براي اندازه‌گيري و ارزيابي پيشرفت واقعي پروژه بر اساس كار انجام شده، زمان سپري شده و هزينه‌ها است. اين روش كمك مي‌كند كه تا با مقايسه برنامه اوليه و پيشرفت واقعي ميزان بهره‌وري پروژه مورد ارزيابي قرار گيرد. با تهيه تصويري گويا از وضعيت پروژه و محاسبه‌ي مقدار ارزش بدست‌آمده، مي‌توان برنامه اوليه را با وضعيت واقعي انجام امور مقايسه كرد و به ارزيابي روشن‌تري از روند پيشرفت پروژه دست‌يافت. نام ارزش کسب شده ناشي از اين تفکر است که هر قلم قابل تحويلي از پروژه يک گويند و زمانيکه آن قلم مورد نظر (value) هزينه بر نامه ريزي شده اي دارد که به آن ارزش تکميل شده و به وقوع بپيوندد، ارزش آن در پروژه حاصل خواهد شدکه به آن "ارزش کسب شده" گويند .

ویژگی های اساسی از اجرای هر EVM

تحلیل متدولوژی EV راه استاندارد صنعتی است برای :

1-   اندازه گیری پیشرفت پروژه

2-   نشان دادن تکامل زمانی و هزینه ی پروژه

3-    راهی است برای ثابت نگه داشتن انحراف معیارهای هزینه و  پروژه

 پیاده سازی EVM برای پروژه های بزرگ و پیچیده شامل بسیاری از ویژگی های بیشتر، از جمله شاخص ها و پیش بینی از عملکرد هزینه (بیش از بودجه و یا در بودجه) و عملکرد برنامه (در پشت برنامه و یا جلوتر از برنامه) مفید می باشد.  با این حال، اساسی ترین شرط سیستم EVM بررسی پیشرفت آن  با استفاده از PV و EV است.(3)

محدودیت های EVM

1. سبک وزنی و هزینه زیاد برخی از پروژه ها حاکی از عدم سازگاری با استانداردها می باشد.

2. EVM هیچ گونه پیش بینی برای اندازه گیری کیفیت پروژه ندارد.

3. چالش در ایجاد یا کشف محور پیاده سازی چالاک از اصلEVM .

4. دسترسی به مجموعه ای از اطلاعات درست و به موقع هزینه های واقعی را می توان سخت ترین جنبه از EVM دانست.

اصول EVMP

EVMP سه نوع اطلاعات را با هم مقايسه مي‏كند:

PV: مقدار كاري كه برنامه­ريزي شدهPlanned Value

AC: مقدار پولي كه هزینه شده (به دلار يا ساعت) - هزينه ي واقعي یا Actual Cost

EV: ارزش كار انجام شده (بر حسب بودجه مرجع به دلار يا ساعت) - ارزش افزوده یا Earned Value

در این متدولوژی همواره در طول پروژه PV و AC با ارزش افزوده مقايسه مي­شوند. يعني با كم كردن آنها از ارزش افزوده يا پيدا كردن نسبت آنها شاخص هاي عملكرد واريانس ها را بدست آوريم. این شاخص ها از مهمترین فاکتورهای تکنیک EVMP هستند و استفاده از آن ها برای تحلیل وضعیت پروژه و پیش بینی آن ضروری است. با استفاده از اين دو شاخص اصلي و ديگر شاخص ها ميتوان در هر لحظه وضعيت پروژه را از نظر زمان بندي و هزينه كنترل و يا پيش بيني كرد.

يكي از مشكلات اجراي EVMP اين است كه گفته ميشود هزينه ي اجراي آن زياد است و فقط براي سازمان هاي دولتي مثل وزارت دفاع مناسب است. اما با اجراي درست آن و اصلاحاتي كه در آن صورت مي گيرد، سود حاصل از آن بيشتر از هزينه آن مي‏شود.

مزایای پیاده سازی EVM

1.      استفاده از يك واحد ثابت اندازه گيري در تجزيه وتحليل ارزش کسب شده: در اين تكنيك براي محاسبه ميزان پيشرفت پروژه از نظر هزينه و زمانبندي از يك واحد ثابت مالي( ريالي/دلاري ) استفاده مي شود که محاسبات را تسهيل بخشيده و کار کنترل را راحت مي نمايد و براي کنترل زمان و هزينه به يك زبان مشترك دست خواهيم يافت.

2.      ارزش کسب شده بعنوان يك تكنيك و ابزار يكسان جهت اندازه گيري پيشرفت: اين تكنيك بعنوان يك تكنيك يكسان در اندازه گيري پيشرفت پروژه هاي مرکب مورد استفاده قرار مي گيرد ، بعنوان مثال اگر دو پروژه اي همزمان شروع شده باشند ولي ماهيت تعريف شده براي دو پروژه متفاوت باشد ، مي توان با اين تكنيك دو پروژه را بطور يكسان مورد ارزيابي قرار داده و پيشرفت هرکدام را نسبت به ديگري سنجيد.

3.      ارزش کسب شده تكنيكي چند منظوره: اين تكنيك مي تواند ميزان پيشرفت پروژه را از جهات مختلف يعني هزينه ، زمان و محدوده پروژه بطور همزمان و تلفيقي نشان دهد که اين قضيه در منحني ها و جداول مقايسه اي برنامه اي و وا قعي بخوبي مشهود خواهد بود .

4.     ارزش کسب شده تكنيكي بسيار دقيق در محاسبات پيشرفت: با استفاده از اين تكنيك در هرزماني از اجراي پروژه ميتوان مغايرت هاي زمان و هزينه را نسبت به برنامه از پيش تعيين شده با واحدهاي بسيار کوچك محاسبه و گزارش نمود .

5.   اختصاص CCNs های مختلف برای تیم پروژه می تواند به مدیر پروژه یک نگاه سریع در عملکرد از هر تیم را بدهد. تیم های مجازی را می توان از نزدیک موفق و پاسخگو برای اقدامات اصلاحی به عنوان ابزاری برای بهبود ارتباطات دانست و این امر منجر به روابط محکم تری با حامیان و همکاران می باشد.

6.    با استفاده از پیش بینی نتایج نهایی پروژه ارزش به دست آمده ، EVM هشدار دهنده اولیه است برای پروژه هایی که نیاز به اقدام اصلاحی دارند.

7.   با استفاده از EVM برای حمایت از مدیریت موثر و کارآمد می توان از نتایج EVM پروژه های متعدد برای راحتی در تصمیم گیری مدیریت بالا استفاده کرد.

8.  با استفاده از EVM به مدیران اجازه می دهد تا درس هایی راجع به زمان محلی در بسته شدن یک پروژه به مدیران تیم خود بدهند تا این مدیران در پروژه های مشابه در آینده ساعت و بودجه کمتری در منطقه ای خاص بکار برده و از آن ساعت در جای دیگری از برنامه استفاده کنند.

9.   سريعترين نمايانگر روند، مسائل و مشكلات پروژه.

10.  تصويري دقيق از وضعيت پروژه را نشان مي دهد.

11.  پايه و اساس اقدامات اصلاحي است.

12.  هزينه هاي نهائي پروژه را پيش بيني مي نمايد.

 

13.  ا هداف مشترك و دو جانبه تأمين کنندگان و مشتريان پروژه را برآورد مي سازد. (4)

بررسی شاخص های EV

 :(BCWS) Budgeted Cost of Work Scheduled مجموع بودجه های لازم برای کل پکیج های کاری برنامه ریزی شده، جهت اتمام کار  در یک دوره زمانی  معین.

 :(ACWP) Actual Cost of Work Performedهزینه های واقعی صرف شده جهت تکمیل  کارهای اجرایی در یک دوره زمانی معین؛ برای مقایسه متعادل، ACWP فقط برای کار انجام شده ثبت می شود تا در برابر کارهایی که BCWP آنها نیز گزارش شده، موجود باشد.

(BCWP) Budgeted Cost of Work Performed: مجموع بودجه های لازم برای پکیج های کاری تکمیل شده و اجزای کامل شده پکیج (بسته) های کاری ناتمام.

گزارش کلی: :(SV) Schedule Variance =(BCWP – BCWS) انحراف زمانبندی، با ارزش دلار بیان شده و از تفاضل "مقدار کاری که باید در دوره زمانی داده شده، تکمیل شود" و " کاری که واقعاً با همان بودجه تعیین شده به انجام رسیده"، حاصل می گردد.

اصطلاحات تکمیلی: ((CV) Cost Variance = (BCWP–ACWP: CV ارزش حقیقی(به واحد دلار)، هزینه های بالاسری(overrunning) و غیر بالاسری (under running)(در صورت وجود) را نسبت به هزینه برآورد شده اولیه، نشان می دهد. 

بكارگيري شاخص هاي EV در Lifecycle پروژه ها

شاخص هاي EV در چرخه عمر پروژهاي سازمان مي توانند با پردازش داده هاي پروژه اي در هر مرحله و ايجاد ارزش افزوده اطلاعاتي، بهره وري قابل توجهي در جريان اطلاعاتي سيستم اجرايي پروژه هاي سازمان بوجود آورند.

آنچه مهم است، ارتباط متقابل حوزه هاي عمده درگير در پروژه هاي يك سازمان پروژه محور مي باشد . اما جهت درك بهتر آنچه كه مي توان از تحليل ارزش حاصله در پروژه ها بدست آورد، چند پروژه در حال اجرا به عنوان نمونه بررسي و برخي از خروجي هاي اين قبيل گزارشات مورد تحليل قرار مي گيرد. (2)

مفاهيم اوليه روش ارزش بدست‌آمده با ترسيم نمودار S بخوبي روشن مي‌شوند. با مقايسه پارامترهاي فوق در نمودار  S به نحو موثري مي‌توان روند پيشرفت پروژه را بررسي كرد. در اين روش يك بودجه براي پروژه در نظر گرفته مي شود، سپس هزينه هاي آن كنترل مي شود. يا اين كه بودجه به هفته، ماه و یا سال شكسته مي شود و هربار مقدار واقعي هزينه با بودجه ي در نظر گرفته شده مقايسه شود. بدین ترتیب يك منحني بودجه بدست مي آيد. اگر پروژه مطابق با زمانبندي جلو رفته باشد، منحني هزینه ها، اطلاعات لازم در مورد وضعيت بودجه را نشان می دهد. اما اگر پروژه از زمانبندي عقبتر باشد, مدير پروژه نمي‏تواند وضعيت پروژه را از نمودار درك كند و بيان وضعيت واقعي با اعداد غير ممكن خواهد بود.

وقتي پروژه اي بسيار بزرگ يا پيچيده باشد، نمي‏ توان فهميد كه كدام يك از اجزاي پروژه در انحراف منحني سهم داشته اند. EVPM  يكي از راه هايي است كه زمانبندي و هزينه را به هم ربط مي دهد وآنها را به صورتي ارائه مي كند كه تحليل مديريت روي آن آسان باشد. در واقع EVPM  يك تصوير يكپارچه از عملكرد و كارايي هزينه و زمان بندي را مي‏دهد.

منبع:http://rahimy.blogfa.com

ارسال شده توسط احمد محمدی | 18 01, 2014 | بازدید‌ها (1410)

ABC؟

 معماري چندلايه

انواع فرايندهاي سازماني

يک سوال از گردش کار فرايند

فرايند بازمهندسي

Mrpبا اجزا و مثال و نمودار

ماژول مالي با رسم شکل

راههاي موفقيت erp

فرايند crm

يک سوال مشابه مساله دستگاه کپي

اثر شلاق چرمين

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA
ارسال شده توسط احمد محمدی | 18 01, 2014 | بازدید‌ها (5408)

مفاهيم: ABC و ABB و ABM

 

مقدمه

رشته حسابداري به مديران ﺁموزش هايي در سطح  عالي مي دهد، زيرا اين رشته با بسياري از جنبه هاي مختلف سازمان گره خورده است. وظايف حسابدار با برنامه ريزي، كنترل و تصميم گيري مديريت پیوند تنگاتنگ دارد. مطالعه حسابداري صنعتي پیشرفته بينش هاي فراواني درباره ي نقش مدیر و حسابدار در سازمان ارا ئه مي كند. مدير ﭼه تصميماتي مي گيرد؟ حسابداري چگونه مي تواند به مدير كمك كند؟ تحولات سريع در صنايع توليدی جهان، شامل رقابت سنگين در بازارهای جهانی، نوآوري های تکنولوژی و پيشرفت سيستم های کامپیوتری بوده است. اين تحولات موجب شده است که شرکت هايي که توان هماهنگ کردن عمليات خود را با شرايط جديد داشته اند به صورت شرکت هايی موفق جهانی درآيند و شرکت هایی که چنين توانی را نداشته اند از بازار رقابت خارج شوند .در شرايط جديد، حسابداران مديريت نيز ناچار از ابداع و بکارگيری روش ها و سيستم هايی بوده اند که جوابگوی نيازهای روز شرکت ها باشد و از جمله اين روش ها

1-   هزینه یابی بر مبنای فعالیت (ABC)

2-   بودجه بندی بر مبنای فعالیت (ABB)

3- مدیریت بر مبنای فعالیت (ABM)

 

 

 

هزينه يابي بر مبناي فعاليت (  Activity Based Costing)

تعريف ABC :

هزينه يابی بر مبناي عمليات، از روش های نوين هزينه يابی است. اين روش با بررسي فعاليتهايي که مستقيما در فرايند عملياتی دخالت دارند، به ارائه اطلاعات دقيق بهای تمام شده مي پردازد.

تاريخچه ABC :

از اوايل دهه 80 سازمان ها به اين نتيجه رسيدند که برای بقای خود و ارائه خدمات برتر به مشتريانشان بايستی شيوه و فرايندهای خود را بهبود بخشند و ضمن افزايش مستمر کيفيت، هزينه ها را به نحو قابل قبولی پايين آورند.

تفکر ايجاد ارتباط بين هزينه ها و فعاليت ها در اواخر دهه 60 و اوايل 70 در آثار سالومنز و استاباس ديده شده است اما به صورت آکادميک در دهه 80 مطرح شده است.

مفاهيم ABC

ABC چيست؟

هزينه يابی بر مبنای فعاليت كه داخل ساختار سيستم حسابداری هزينه قرار می گيرد.

آيا ABC  يک روش ارزيابی موجودی کالا است؟

•    اين روش می تواند همانند روش های سنتی برای ارزيابی موجودی کالا استفاده گردد. يا با کمک سيستم های کامپيوتری فقط برای بدست آوردن اطلاعات بيش تر و دقيق تر برای تصميمات مديران استفاده شود.

•    اگر ABC به عنوان يک مدل حمايتی برای تصميم گيری، فقط يکبار در سال انجام شود ديگر نمی تواند يک روش ارزيابی موجودی کالا محسوب گردد.

•        اگر ABC کاملا جايگزين سيستم هزينه يابی سنتی گردد، به يک روش ارزيابی موجودی کالا تبديل می گردد.

آيا  ABC يک روش تجميع هزينه است؟

روش های تجميع هزينه :

•        هزينه يابی سفارش کار

•        هزينه يابی فرايند

هزينه يابی بر مبنای فعاليت يک روش تجميع هزينه نمی باشد بنابراين جايگزين اين روش ها نمی شود. اما ABC برای افزايش دقت هزينه های محصول که هم در هزينه های سفارش کار و هم هزينه يابی فرايند مشخص شده اند مورد استفاده قرار می گيرد.

هزينه هاي ثابت و متغير در ABC چگونه هستند؟

ABC به هزینه ها بر اساس یک چشم انداز بلند مدت می نگرد در حاليكه در نگرش بلند مدت هزينه ثابت وجود ندارد و همه هزينه ها متغير هستند.

ABC چگونه هزينه هاي ثابت و متغير را در بر مي گيرد؟

هزينه هاي فعاليت هاي ثابت و متغير مي توانند شناسايي و با استفاده از نرخ هاي مبتني بر فعاليت به محصولات و خدمات مرتبط شوند. (نرخ هاي جداگانه براي هزينه هاي ثابت و متغير در نظر گرفته شود)

ABC و تخصيص هزينه سربار

 در بحث و گفتگوهاي مديران به منظور تصميم گيري همواره بر اهميت ارقام صحيح در مورد هزينه هاي توليد و بازاريابي تاكيد مي شود. ارقام مربوط به بهاي تمام شده با توجه به نحوه تخصيص هزينه هاي سربار به محصولات و خدمات به نحو چشمگيري متفاوت مي باشد.

يكي از وظايف و مشكلات مهم حسابداري در محاسبه بهاي تمام شده مربوط به تخصيص هزينه هاي سربار مي باشد.

 روشهاي تخصيص هزينه سربار در روش سنتی :

•        تخصيص كلي سربار

•        گردآوري و تخصيص هزينه ها برحسب دواير

روشهاي تخصيص هزينه سربار در روش ABC :

•        برخی معتقدند ABC تکامل يافته روش تخصيص هزينه برحسب دواير است.

•        ABC بر فعاليت هايی تاکيد دارد که موجد هزينه هستند هزينه آن ها بالاست و بايستی کارأمد شده يا تغيير يابند.

•    درABC نرخ هزينه برای هر واحد موجد هزينه (محرک هزينه) محاسبه شده و هزينه ها از طريق ضرب نرخ موجد هزينه در حجم موجد هزينه بدست می آيد.

•     در ABC به جای تخصيص نرخ سربار به هر دايره نرخ موجد هزينه برای هر مرکز فعاليت به طور جداگانه محاسبه می شود. به عبارتی هر فعاليت دارای مخزن هزينه مربوط به خود است.

اصول و مباني ABC :

1.    هزينه هاي سربار اختصاص يافته به محصولات و خدمات، بايستي هزينه سرباري كه واقعا براي آن محصولات صرف شده را منعكس نمايد.

2.       اين هدف از طريق يك تجزيه و تحليل از فعاليت ها و علل به وجود آمدن فعاليت ها محقق مي شود.

3.       فعاليت ها آنچه كه شركت انجام مي دهد مي باشند.

4.       فعاليت ها را مي توان در سطوح مختلفي از جزئيات تعريف نمود.

5.       فعاليت ها منابع را مصرف مي نمايند و بايد براي كسب و كار ارزش ايجاد نمايند.

6.       مصرف منابع موجب مي شود كه هزينه ها اتفاق بيفتد.

7.       بنابراين فعاليت ها هزينه ها را به وجود مي آورند.

8.       مديران در گذشته مي كوشيدند تا هزينه ها را به طور مستقيم مديريت نمايند.

9.    ABC بيان مي كند كه بهتر است فعاليت هايي كه موجب به وجود آمدن هزينه ها مي شوند مديريت شوند. (مديريت علل بوجود آمدن هزينه ها)

1- تعريف فعاليت ها و هزينه هاي آنان

تعريف فعاليت :

هر عملي كه به منظور توليد، توزيع و ارائه خدمات انجام شود و ماهيت تكراري داشته باشد فعاليت يا كار ناميده مي شود.

روش هاي شناسايي و طبقه بندي فعاليت ها :

n     توجه به نمودار سازماني و نمودار فرايندها

n     شناسايي و طبقه بندي فعاليت هاي همگن

n     توجه به سلسله مراتب ABC

سلسله مراتب ABC :

1.   هزينه مربوط به سطح واحد محصول (منابعي كه صرفا بر روي هر واحد از محصول انجام مي گيرد مثل : انرژي، استهلاك ماشين و تعميرات)

2.     هزينه مربوط به گروه محصول (هزينه هايي كه بر روي گروهي از محصولات انجام مي شود)

3.     هزينه هاي پشتيباني محصولات ( طراحي، 1 مهندسي و ...)

4.       هزينه هاي امكانات پشتيباني ( هزينه ساختمان، اجاره و ...)

2- تعيين محرك هزينه ها

تعريف محرك هزينه :

در روش سنتي محرك هاي هزينه مرتبط با حجم، نظير: مقدار توليد، ساعت كار مستقيم و ساعت كار ماشين آلات تنها عواملي كه موجب ايجاد هزينه مي شوند دانسته مي شدند.

 اما در روش ABC كليه رويدادها يا فعاليت هايي كه منجر به وقوع هزينه مي شوند محرك هاي هزينه هستند. در ABC فعاليت ها به عنوان منابع هزينه شناسايي مي شوند و هزينه هاي سربار براساس مباني منطقي تعيين شده يا همان محرك هاي هزينه به محصولات تخصيص داده مي شوند.

موارد مهم در انتخاب محرك هاي هزينه :

1.       ميزان همبستگي

2.       هزينه اندازه گيري

3.       ﺁثار رفتاري

در سيستم ABC هرچه تعداد محرك هاي هزينه متنوع تر و ضريب همبستگي ميان محرك و فعاليت بيشتر باشد تخصيص هزينه سربار با دقت بيشتري انجام مي شود. اما امكان دارد هزينه اندازه گيري محرك هزينه بالا رود.

پيش فرض های اجرای ABC :

1.       محصولات تفاوت زيادی با هم داشته باشند.

2.       تنوع محصولات توليد شده بالا باشد

3.       هزينه های سربار , مبالغ قابل توجهی را تشکيل دهد و اين مبالغ سير صعودی داشته باشد.

4.       قيمت فروش بر اساس بازار تعيين می شود.

5.     دانش فنی توليد بالا باشد.

چهار گام در طراحی ABC :

1.       تشخيص و معرفی فعاليت های اصلی يک شرکت

2.       تعيين محرک های اوليه و ثانويه برای اين فعاليت ها

3.       ادغام فعاليت ها در يک مخزن هزينه مشابه

4.       گزينش محرک های فعاليت برای نشان دادن هر هزينه

مدل هاي سيستم ABC :

1.       مدل اوليه

2.       مدل دو بعدي

مدل اوليه :

جهت فراهم آوردن اطلاعات براي تصميم گيري هاي استراتژيك مطرح گرديد. خصوصا تهيه اطلاعات بهاي تمام شده خدمات.

كاربرد و مزاياي مدل اوليه ABC :

1.       كاربرد در تصميم گيري هاي استراتژيك

2.       تجزيه و تحليل هزينه ها

3.       سودآوري خدمات

4.       بهبود فعاليت هاي سازماني

5.       مديريت و اداره كردن فعاليت ها

6.       تعيين اولويت براي كاهش هزينه ها

نارسايي هاي مدل اوليه ABC :

1.       تك كاربردي بودن آن

2.       عدم ارائه اطلاعات مستقيم در مورد هزينه ها و فعاليت ها خصوصا در مورد هزينه هاي سربار

اين محدوديت ها ي مدل اوليه منجر به ارائه مدل دو بعدي ABC شد.

مدل دو بعدي :

انتظار از ABC جهت فراهم كردن اطلاعات عملياتي در فعاليت ها منجر به پيدايش مدل دوبعدي سيستم ABC گرديد.

هدف مدل دو بعدي :

ايجاد يك فرايند بهبود دائمي براي فعاليت هاي داخل و خارج از سازمان

اطلاعات بدست آمده از مدل دو بعدي :

1.       اطلاعات درباره فعاليت ها

2.       اطلاعات درباره استفاده كنندگان از خدمات

3.       اطلاعات در مورد فعاليت هاي غير توليدي

مراحل هفت گانه پياده سازی ABC :

1.       برنامه ريزی پروژه

2.       تعيين منابع مالی و عملياتی

3.       تعريف فعاليت ها و فرايندها

4.       توسعه طرح مفهومی مدل هزينه

5.       سنجش اعتبار و پايايی مدل هزينه

6.       تدارک اطلاعات جديد

7.     اطمينان از به روز بودن نظام انتخابی

مراحل بکارگيری ABC :

1.       توجيه مديريت

2.       ايجاد يک استراتژی و برنامه ريزی برای استفاده از مزايای بالقوه استفاده از ABC

3.       جمع آوری اطلاعات مورد نياز برای طراحی مدل

4.       طراحی سيستم ABC

5.       استفاده از اطلاعات ABC در فرايند بهبود سازمانی

ABC و تخصيص منابع :

هزينه ها ناشی از مصرف منابع هستند.

هزينه ها برای اهداف زير تحقق می يابد:

1.       کسب انگيزش بيشتر

2.       محاسبه سود و ارزيابی دارائي ها

3.     تعيين بها يا تنظيم صورت وضعيت

مراحل تخصيص هزينه مبتنی بر ABC :

گام اول : تعيين هزينه فعاليت ها

گام دوم : توسعه نقشه عمليات براي نشان دادن جريان كار و روابط بين فعاليت ها

گام سوم : جمع آوري داده هاي هزينه مرتبط و جريان فيزيكي واحدهاي محرك هاي هزينه از ميان فعاليت ها و منابع

گام چهارم : محاسبه و تفسير اطلاعات بر مبناي فعاليت

مزايای سيستم ABC :

1.       بهبود سيستم هزينه يابی و تخصيص هزينه های شرکت به طور مطلوبتر

2.       تعيين بهای تمام شده و قيمت گذاری محصولات به طور منطقی تر و دقيقتر

3.       کنترل عمليات شرکت وبرنامه ريزی کاراتر، صحيح تر و دقيق تر مديريتی

4.       کمک به تصميم گيري های کاراتر، صحيح تر و دقيق تر مديريتی

5.       ارزيابی صحيح تر از عمليات مالی مديران

6.       شناسايی فعاليت های هزينه زا و فاقد ارزش

7.       امکان وجود کنترل هزينه ها

8.       موجب تغيير نگرش بسياری از مديران نسبت به هزينه های سربار

9.       ايجاد شرايط لازم برای افزايش سهم بازار

10.   توجيه حاشيه فروش و تسهيل رقابت

11.   تصميم گيری در خصوص توليد يا توقف توليد

12.عملی کردن مفهموم مشتری مداری

 

محدوديتهای روش ABC :

1.       رابطه يکطرفه بين حجم فعاليت و هزينه ها

2.       چشم پوشی از امکان وجود هزينه ها و توليدات مشترک

3.     ناديده گرفتن ظرفيت (اضافی، منابع کمياب) و ميزان سودمندی منابع

معايب سيستم ABC :

1.       هزينه های گزاف ناشی از تعداد مراکز فعاليت و عوامل هزينه زا

2.     استمرار ضرورت تخصيص برخی هزينه ها بر اساس معيارهای قراردادی مبتنی بر حجم

بودجه بندی بر مبنای فعالیت (Activity Based Budgeting)

تعاريف و کارکردها :

1.     ABC يک روش سيستماتيک جهت برنامه ريزی کنترل و بودجه بندی منابع يک سازمان است.

2.   زمانی که بودجه بر مبنای فعاليت تصويب می شود، ABB بخش کليدی از اقتصاد داخلی است که بين عرضه و تقاضا توازن برقرار می کند.

3.   ABB باعث می شود مديران ظرف دوره ای ميان مدت تا بلندمدت به هزينه های ثابت به عنوان هزينه های متغير بينديشند.

ويژگيهاي  ABB :

1.       انتظارات مشتري را با منابع قابل دسترس سازمان تطبيق مي دهد.

2.    به جاي تاكيد بر يك  Benchmark (الگوبرداري) اختياري، مثل بودجه سال گذشته، بر بودجه‌هايي تاكيد دارد كه بر اساس بازگشت به سرمايه گذاري ها قرار دارد.

3.       يک بودجه منعطف را بر مبنای حجم کار فعاليت توسعه می دهد.

4.       برنامه ريزی مکرر و دائمی را مورد حمايت قرار می دهد.

5.       موارد زائد و بی ارزش را در بودجه شناسايی کرده و برنامه های عملی برای حذف آنها ايجاد می کند.

6.       حجم کارها را برای ايجاد سيستم ABB پيش بينی می کند.

 

7.       كليه فعاليت هاي سازمان را با استراتژي هاي كسب و كار مشتري منطبق مي سازد.

8.       مانع از افتادن در دام دفاع از پروژه هاي مشتري مي گردد.

9.    از اينكه ايده هاي مشتري را مورد قضاوت قرار داده و اولويت هاي خود را براساس آن ها تعيين كنيم جلوگيري مي كند و فعاليت هايي را كه سازمان بايد براي انجام آنها كوشش كند را مشخص مي نمايد.

10.   سرمايه و وقت لازم براي سرمايه گذاري هاي بحراني در داخل سازمان را پيش بيني مي كند.

11.   نرخها و قيمت هايي را كه عادلانه، قابل دفاع و قابل مقايسه outsourcing هستند را تعيين مي ‌كند.

12.  امروزه بسياري از شركت ها و سازمان هايي كه با روش هاي سنتي و تاكيد بر عناصر هزينه‌اي نمي ‌توانند خواسته هاي خود را برآورده سازند به استفاده از ABB و تاكيد بر اهميت بودجه بندي ازطريق فعاليت ها و مراحل آن روي آورده اند.

13.   پيش بينی درآمد

14.   مديريت ظرفيت

 

هدف اصلی ABB چيست؟

هدف اين سيستم نشان دادن ارتباط بين منابعي است كه سازمان براي مصرف آن ها جهت توليد محصولات برنامه ريزي مي كند. به كمك ABB بايد بر توليد محصولاتي كه موفقيت سازمان را موجب مي شوند تمركز يافت و سپس با مديريت منابع سازمان اعم از زمان، پول، نيروي انساني و غيره منابع بيشتر را به فعاليت هايي اختصاص داد كه موجبات آن را فراهم مي سازند.

مراحل بودجه بندی بر مبنای فعالیت :

1.       برآورد تعداد محصول نهایی (تولید و فروش برای دوره بعد)

2.       پیش بینی میزان تقاضای فعالیت ها در درون سازمان

3.       محاسبه منابع مورد تقاضا برای فعالیت های پیش بینی شده

4.       تعیین عرضه واقعی منابع

5.     تعیین ظرفیت منابع

تفاوت ABB با بودجه بندي سنتي :

ABB برخلاف بودجه بندي سنتي كه عوامل هزينه اي نظير جبران خدمت، ماموريت يا آموزش را توصيف مي كند، معرف بودجه اي است كه هزينه خدمات و محصولات يك سازمان را نشان مي‌دهد.

 بودجه بندی سنتی صرفا بر مبنای مذاکره ميان مديران و سرپرستان اجرايی قرار دارد اما در ABB مديران بايستی در نظر بگيرند که چه منابعی واقعا مورد نياز هستند.

تفاوت ABB و ABC :

ABBاز هزينه يابي بر مبناي فعاليت يا ABC متمايز است. ABB قبل از اينكه سال مالي آغاز شود انجام مي ‌گردد درحالي كه ABC تغييراتي است كه به سيستم هاي حسابداري اعمال مي ‌شود تا هزينه ها طي سال رديابي شوند.

مدیریت بر مبنای فعالیت : (Activity Based Management) :

•    مديريت بر مبنای فعاليت ( ABM ) رويکرد فلسفه مديريتی است که ضمن آن بنگاه اقتصادی به مثابه مجموعه ای از فعاليت های به هم پيوسته درنظر گرفته می شود که فعاليت ها در نهايت بايد درخدمت ارزش آفرينی برای مشتريان قرار گيرند. مديريت بر مبنای فعاليت بر اين فرض استوار است که در يک بنگاه اقتصادی، انجام فعاليت ها موجب ايجاد هزينه می گردد و بنابراين از طريق اعمال مديريت بر فعاليت ها،‌ مديريت بر هزينه ها قابل اعمال خواهد بود.

•    هدف مديريت بر مبنای فعاليت عبارت است از :پاسخگوئی به نياز مشتريان با حداقل استفاده از منابع سازمان  بودجه بندی سنتی و گزارش های مقايسه ای در اين روش، هزينه ها را برحسب حوزه های مسئوليت ( دواير) تفکيک می نمايد، درحالي که در رويکرد مديريت بر مبنای فعاليت ضروری است هزينه ها برحسب فعاليت ها تفکيک شده و بر اين اساس اطلاعات سودمندی درخصوص بازده و نتايج هريک از فعاليت ها و تحليل و مقايسه هزينه های انجام يافته با نتايج (خروجی های) هريک از فعاليت ها بدست داده شود.

 بنابراين در روشهای سنتی، گزارشگيری اساسا برحسب دواير صورت می پذيرد، درحالي که در رويکرد ABM گزارشگری براساس فعاليت ها انجام می گيرد .

خصوصيت پراهميت ديگر گزارشگيری بر اساس ABM اين است که يک فعاليت در مجموعه واحدهايی که در انجام يک فعاليت معين مشارکت دارند رديابی شده و جمع هزينه های مربوط به فعاليت مورد نظر در واحدهای مختلف شناسايی و منعکس می گردد. بعنوان مثال در پاسخگويی به سفارش مشتری، دواير مختلف توليد و فروش مشارکت دارند و اين دواير می کوشند فی المثل يک سفارش معوق را تسريع نمايند و محصول را به مشتری تحويل دهند. امور مالی به ارزيابی و کنترل اعتبار مشتری می پردازد و نهايتاً واحد خدمات فروش انجام هماهنگی ها و حصول اطمينان از تحويل به موقع سفارش دريافتی را عهده دار می گردد. به اين ترتيب کل هزينه پاسخگويی به سفارش مشتری از محدوده واحد خدمات فروش فراتر رفته و هزينه های ايجاد شده از اين بابت در واحدهای مختلف را شامل می گردد و درنتيجه جمع هزينه های مؤثر در انجام سفارش مشتری مشخص شده و بصورت جامع به مديريت منعکس می گردد .

با اين توضيحات، روش سنتی و روش مبتنی بر ABM را می توان براساس مثال فوق بصورت زير مقايسه نمود .

اهميت ديگر رويکرد مديريت بر مبنای فعاليت، شناسايی فعاليت های فاقد ارزش زايی است که در عمل به سودمندی محصول و يا خدمات نمی افزايد. به عبارت ديگر، فعاليت های فاقد ارزش زايی فعاليت هايی هستند که مشتری بابت آن ها حاضر نيست وجهی پرداخت نمايد، مانند بازرسی محصولات و جابه جایی مواد اين گونه فعاليت ها قابل کاهش و يا حذف می باشند .

شناسائی و گزارشگری فعاليت های فاقد ارزش زايی، به مديريت نشان می دهد که چه ميزان قابل ملاحظه ای از منابع بنگاه دراثر فعاليت های فاقد ارزش زايی می تواند به هدر رود. برپايه اين گزارش ها، مديريت می تواند نسبت به حذف برخی فعاليت ها و يا کاهش هزينه آن ها اقدام نمايد .

اعمال مديريت بر مبنای فعاليت مستلزم بکارگيری دو تکنيک هزينه يابی بر مبنای فعاليت (ABC)‌و بودجه بندی بر مبنای فعاليت (ABB) می باشد که به اختصار به معرفی آن ها پرداخته شد.

 اهداف مديريت بر مبنای فعاليت :

1.       بهبود منافع با معرفی فرصت های ارزش آفرين

2.       اندازه گيری هزينه منابعی که در اجرای فعاليت های اصلی واحد يا سازمان مصرف می شوند.

3.       تشخيص يا حذف هزينه هايی که مربوط به فعاليت های غير ارزش زا هستند.

4.       ايجاد فرايندها و فعاليت هايی که مشتری حاضر است برای آن پول بپردازد.

5.       تعيين معيار جهت فعاليت ها

6.       حمايت از تيم سازی

7.       تعيين کارايی و اثربخشی تمام فعاليت های انجام شده در واحد يا سازمان

وظايف مديريت بر مبنای فعاليت :

1.       معرفی فعاليت های دارای ارزش افزوده و فعاليت های بدون ارزش افزوده

2.       مهندسی مجدد و طراحی مجدد ساختار فعاليت ها

3.       الگوبرداری فعاليت های با ارزش افزوده به عنوان ابزار کليدی برای بهبود مستمر

4.     توسعه سيستم اندازه گيری کارايی برای بهبود مستمر

شرايط ايجاد يک سيستم حامی  :ABM

1.       فعاليت های کليدی انجام شده را تعيين نمايند.

2.       محرک های هزينه را توسط فعاليت تعيين کنند.

3.       هزينه های سربار و هزينه های غير مستقيم ديگر را توسط فعاليت با به کارگيری محرک های هزينه شفاف، دسته بندی کنند.

4.       داده ها را برمبنای تقاضاهای کار با فعاليت جمع ﺁوری کنند.

5.       هزينه ها را بر مبنای فعاليت به محصولات و مشتريان تخصيص دهند.

6.       اطلاعات مالی و عملياتی را در سطح هر فعاليت تعيين کنند.

مراحل هشتگانه ABM :

1.       تعريف دامنه پروژه

2.        شناسايی فعاليت ها، منابع و شاخص های ستاده

3.        تحليل جريان عملياتی فرايند

4.       جمع آوری داده ها و شناسايی نقش های رابط ميان داده ها

5.       تهيه يک مدل کامپيوتری

6.       ارزش گذاری و اعتبار دادن به مدل

7.       تعبير و تفسير اطلاعات جديد

8.       اجرا

دلايل به کارگيری ABM  :

1.       قيمت گذاری مجدد محصولات و بهينه سازی طراحی محصول جديد

2.       کاهش هزينه ها

3.     اثرگذاری بر برنامه ريزی استراتژيک و عملياتی

 اصول اساسی ساختار ABM :

1.       جريانات هزينه در اين مدل

2.       حساب های دفتر کل عمومی

3.       طبقه بندی هزينه ها و فعاليت ها

4.       تعيين هزينه ها از حساب های دفتر کل

5.       دانستن محرک های هزينه

6.       تغيير پذيری محرک هزينه

7.       تعيين کردن هزينه ها از حساب های دفتر کل به فعاليت ها

8.       تعيين دوباره هزينه های واحدها به ساير واحدها

9.       ارزش زايی محصول و مشتری

10.   استفاده از واحد هزينه برای تجزيه و تحليل

ويژگی های ABM در تعامل با ABC :

•        مدل ABM نتيجه به کارگيری موفقيت آميز ABC بوده است

•        مدل ABM بعد پويای تازه ای از لحاظ بهبود مستمر فعاليت ها به ABC اضافه کرده است.

•        مدل ABM اطلاعات مورد نياز خود را از ABC می گيرد.

مقايسه ABM و  : ABC

1.       مديريت بر مبنای فعاليت بر مديريت فعاليت ها جهت کاهش بهای تمام شده تاکيد دارد.

2.       هزينه يابی بر مبنای فعاليت بر ايجاد ارتباط بين هزينه های سربار و فعاليت ها تاکيد می کند.

3.  

ارسال شده توسط احمد محمدی | 15 01, 2014 | بازدید‌ها (2508)

فرآیند استقرار ERP در سازمان ها

پياده سازي ERP در سازمان همراه با مخاطراتي است كه در صورت عدم توجه و كنترل مي تواند باعث شكست يا ناكار آمدي استقرار گردد، كه اهم آن همراه با ضرايب وزني اهميت در ذيل بررسي مي گردد:

  وزن عنوان #  
  5

 عدم حمايت و التزام مديريت ارشد سازمان

1  
  2

 عدم وجود زير ساخت مناسب

2  
  4

 عدم شناخت فرآيندهاي سازمان

3  
  3

 عدم انتخاب مشاور و ناظر مجرب

4  
  5

 عدم انتخاب راه حل متناسب و بهينه

5  
  4

 عدم استفاده از تيم مناسب براي استقرار

6  
  5

 ايجاد تغييرات و بومي سازي به مقدار زياد

7  
  4

 عدم توجه به فرهنگ سازي و آموزش در جهت كاهش مقاومت محيطي

8  
  3

 عدم توجه به مهندسي مجدد فرايندهاي و كسب و كار

9  
  4

 عدم الزام و اصرار بر راهبردي بودن تصميم به استقرار ERP

10  
  4

 تغيير مديريت، ساختار يا اهداف و مأموريت سازمان در حين استقرار

11  
  3

 عدم وجود مديريت دانش و مخاطرات ناشي از ريزش نيروهاي كليدي

12  
  3

 عدم برنامه ريزي مناسب براي تحقق استقرار ERP

13  
  3

 عدم وجود برنامه منسجم ITMP (برنامه كلي فناوري اطلاعات)

14  

شايان ذكر است كه ERP در مهندسي مجدد فرايندهاي سازمان (BPR) نقش Enabler يا تسهيل كننده دارد. ليكن در مورد اين كه ERP و BPR كدام يك مقدم بر ديگري هستند، بحث هاي زيادي مطرح است و مقالات مختلفي درباره آن وجود دارد. برخي ERP و BPR را دو فرايند لازم و ملزوم يكديگر دانسته اند و بسيار تأكيد بر اجراي كامل BPR همزمان با پياده سازي ERP و يا قبل از آن دارند، در حالي كه برخي ديگر بسيار تأكيد بر عدم اجراي BPR سنگين در فرآيندهاي سازمان به منظور افزايش احتمال موفقيت پروژه پياده سازي ERP در سازمان دارند. تأكيد گروه دوم بيشتر بر افزايش دقت در انتخاب ERP مناسب براي سازمان است، كه بيشترين انطباق را با فرايندهاي سازماني دارد.

اما به هر حال بايد اشاره كرد كه در برخي موارد نرم افزار ERP خريداري شده، و منطبق با آن BPR صورت مي گيرد كه به آن Package Enabled BPR مي گويند. در نوع ديگر BPR استاندارد اعمال، و پس از آن ERP منطبق با استاندارد اعمال شده انتخاب مي شود.

براي تعريف مدل چرخه عمر سيستم هاي ERP، از مدل ارائه شده به وسيله
Esteves & Pastor در سال 1999، استفاده شده است. اين مدل در مراحل و ابعاد، ساخت يافته است. در ادامه مراحل مختلف اين چرخه و شرح مختصري از هر مرحله ارايه مي گردد:

مرحله اول: تصميم براي انتخاب

در اين مرحله مديران زمينه هاي نياز به يك سيستم ERP جديد را بررسي مي كنند و با انتخاب نگرش سيستم جامع اطلاعاتي، بهترين چالش هاي حياتي سازمان را عنوان خواهند كرد و راهبرد سازماني را بهبود خواهند بخشيد. مرحله تصميم گيري شامل تعريف نيازمندي هاي سيستم، اهداف و مزاياي سيستم و تحليل تأثير اين انتخاب در يك شركت و كليه سطوح سازماني است.

مرحله دوم: انتخاب يا فراگيري

در اين مرحله يك سيستم ERP كه با احتياجات سازمان به بهترين نحو تناسب داشته باشد و نياز به تغييرات را به كمترين ميزان برساند، انتخاب مي شود. در مراحل بعدي چرخه عمر ERP، به ويژه مرحله اجرا يك شركت مشاوره در نظر گرفته مي شود. عواملي چون قيمت، آموزش و خدمات نگهداري بررسي و شرايط انعقاد قرارداد تعريف مي شود. در اين مرحله تحليل نرخ برگشت سرمايه هر محصول، بسيار با اهميت است.

مرحله سوم: اجرا

اين مرحله شامل ايجاد دوباره يا تطبيق و سازگاري نرم افزار سيستم ERP با نيازهاي سازمان باشد. به طور معمول اين وظيفه با كمك مشاوران براي تهيه روش هاي بسترسازي، اجرا و بهره برداري ايجاد مي گردد.

مرحله چهارم: كاربرد و نگهداري

اين مرحله زمان بعد از نصب را پوشش داده و منافع حاصل از سيستم هاي ERP و به حداقل رساندن بي نظمي ها را تعقيب مي نمايد. در طول اين مرحله بايد از جنبه هاي كاركردي، توانايي و شايستگي هاي سازماني و فرآيندهاي تجاري آگاهي داشته باشيم. يك سيستم اجرايي بايد به خوبي نگهداري شود تا خرابي سيستم قابل تصحيح باشد، پيشنهادهاي بهينگي برآورده شوند و يك سيستم جامع براي بهبود ايجاد شود.

مرحله پنجم: تكامل

اين مرحله يكپارچگي توانايي هاي جديد سيستم ERP در برآورده نمودن نيازهاي جديد را با عنوان زمان بندي و برنامه ريزي پيشرفته، مديريت زنجيره تأمين، مديريت ارتباط با مشتري و جريان كاري، بر عهده دارد.

مرحله ششم: بازنشستگي

اين مرحله زماني به وجود مي آيد كه فناوري جديد سيستم ERP نارسايي داشته باشد، يا به نيازهاي شركت، با نگرشي تازه پرداخته شود. در اينجا مديران نسبت به جايگزيني ديگر نگرش هاي سيستم هاي اطلاعاتي كه تناسب بيشتري با نيازهاي سازماني خواهند داشت، تصميم گيري مي كنند.

هزينه هاي مربوط به چرخه عمر سيستم هاي ERP به دو دسته مشهود و نامشهود تقسيم مي شوند. هزينه هاي مشهود، هزينه هاي هستند كه به شيوه مستقيم قابل اندازه گيري هستند. از آنجا كه هزينه هاي نامشهود به مفاهيم نامحسوس نسبت داده مي شوند در اندازه گيري آنها به شيوه مستقيم، مشكلاتي وجود دارد. اين هزينه ها با مراحل مربوط، در جدول زير نشان داده شده است:

 

هزينه هاي نامشهود

هزينه هاي مشهود

مرحله

 
 

هزينه هاي تصميم گيري

-

 انتخاب

 
 

هزينه هاي تصميم گيري

هزينه هاي فرصت از دست رفته

مشاوره

سخت افزار

پروانه هاي نرم افزاري

 فراگيري

 
 

ايجاد مجدد تبديل و تحليل داده ها

زمان صرف شده به وسيله كاركنان

مهندسي مجدد، فرايندهاي كسب وكار

مشاوره

آموزش

منابع انساني

مشخصات سيستم

 اجرا

 
 

هزينه‌هاي غير مستقيم خرابي سيستم

هزينه از دست دادن رقابت جويي

پيكربندي دوباره سيستم

سازگاري سيستم

هزينه خرابي سيستم

 كاربرد نگهداري

 
 

-

هزينه كاربردي جديد

 تكامل

 
 

هزينه هاي فرصت از دست رفته

هزينه هاي تصميم گيري

-

 بازنشستگي

 
 

روش هاي متفاوتي براي استقرار ERP در يك سازمان توسط شركت هاي مختلف تأمين كننده راه حل، استفاده مي گردد. در اينجا چند روش متداول معرفي مي گردد:

روش راه حل جامع (Total Solution)

«ارنست» و «يانگ» دو روش سيستماتيك جهت مهندسي مجدد سيستم ها ارائه كرده اند، كه راه حل جامع ناميده مي شود. اين روش شناسي 3 فاز عمده دارد:

فاز 1) پيشنهاد ارزش (ايجاد يك مورد كاربردي كسب و كار براي يك راه حل SAP)

قبل از شروع هر كاري بايد اطمينان حاصل كرد كه روش به كار رفته براي نوع كسب و كار مناسب است. براي اطمينان بايد به سوال هاي زير پاسخ داد:

- آيا سرمايه گذاري انجام شده براي اين فناوري قابل توجيه است؟

- آيا راه حل، با اهداف شركت سازگاري دارد؟

- آيا مديريت شركت درك درستي از تغيير دارد و آيا اين تغييرات پشتيباني خواهد شد؟

- ميزان پيشرفت فرآيند پروژه را كدام نقاط كليدي اندازه گيري مي كند؟

فاز 2) ارزيابي آمادگي سازمان براي تغيير

از آنجا كه تغيير به بسياري از افراد تحميل مي شود، ضروري است كه انتظارات تغيير در افراد قبل از تغيير ايجاد شود. در اين فاز بايد به سوال هاي زير پاسخ داد:

- آيا سازمان براي تغيير آماده است؟

- آيا هر كس در فضا و شرايط تغيير قرار گرفته است يا خير؟

- تغييرات چگونه مديريت خواهد شد؟

- انتظارات مديريت چيست؟

پاسخ به اين سوالات، تعيين كننده رويكرد پياده سازي خواهد بود و آگاهي از پاسخ آنها نيز مي تواند به پيشرفت پروژه كمك كند و مانع انطباق ناپذيري عوامل تغيير با واقعيت هاي مشتري خواهد شد.

فاز 3) رويكرد تعيين ارزش افزوده حاصل از پياده سازي

در اين فاز انتظارات موجود و ارزش افزوده پروژه در دوره هاي زماني كوتاه و بلند، مهمترين عامل كليدي موفقيت پروژه به شمار مي آيد. چون اگر پيشرفت پروژه ملموس باشد، پذيرش آن براي افراد مقاوم در برابر تغيير آسان تر خواهد شد.

روش Accelerated SAP

روش ASAP يك طرح جزيي از پروژه SAP است كه تمام فعاليت هاي پياده سازي را در بر مي گيرد. پيمودن مراحل اين پروژه سريع تر از پروژه هاي ديگر است. اين روش شناسي شامل فازهاي زير است:

فاز 1) آماده سازي پروژه

در اين فاز برنامه ريزي مناسب و ارزيابي آمادگي سازماني انجام مي گيرد، تا اطمينان حاصل شود كه:

- براي انجام پروژه در سازمان توافق كامل وجود دارد

- اهداف روشن براي پروژه تعيين شده است

- فرهنگ تغيير پذيري در شركت وجود دارد

فاز 2) مدل سازي كسب و كار

در اين فاز ابزارهاي كامل شامل فرايندهاي كسب و كار از پيش تعريف شده به كار مي روند كه با استفاده از پرسشنامه ها و الگوها، فرايندهاي جديد مدل سازي مي شوند. الگوهاي جديد شامل بهترين تجربيات هستند.

فاز 3) انطباق سيستم با واقعيت

بر اساس مدل سازي كسب و كار يك فرايند دو مرحله اي براي پيكربندي يك سيستم 3/R آغاز مي شود. در اين مرحله خطوط كلي سيستم جديد تعيين شده و سيستم براي برآورده كردن نيازمندي هاي كسب و كار آماده مي شود. اين خطوط كلي به كاربري مدل هاي كسب و كار در دنياي واقعي كمك مي كند و يك ديدگاه از تبادلات سيستم در عمل ارايه مي دهد.

فاز 4) تعيين اعتبار مدل (پياده سازي و آزمايش)

در اين فاز سيستم طراحي شده، پياده سازي و آزمايش مي شود.

فاز 5) آماده سازي نهايي

در اين مرحله سيستم 3/R به خوبي منطبق شده و آزمايش نهايي براي پياده سازي انجام مي شود.

فاز 6) پشتياني

در اين فاز بازنگري هاي ضروري در سيستم 3/R انجام مي شود. SAP خدماتي را به صورت بر خط فراهم مي كند تا از پياده سازي موفق سيستم، اطمينان حاصل شود. نگهداري سيستم نيز در اين فاز انجام مي شود.

روش شناسي Fast Track

اگر براي رسيدن به اهداف كسب و كار، مهندسي مجدد كلي فرايندها ضروري باشد، روش شناسيFast Track پياده سازي ERP را تسريع مي كند. اين روش شناسي 5 مرحله دارد كه با فعاليت هاي مشخص در جهت رسيدن به اهداف ERP كمك مي كند:

فاز 1- تعيين حوزه مسأله و برنامه ريزي

در اين فاز تعريف پروژه و حوزه مسأله اتفاق مي افتد.

فاز 2- تعيين آرمان ها و اهداف

در اين مرحله آرمان ها و اهداف مشخص مي شود.

فاز 3- طراحي مجدد

در اين فاز طراحي و توسعه نرم افزار انجام مي شود.

فاز 4- پيكربندي

در اين فاز، نرم افزار ايجاد و برنامه ريزي، آزمايش و يكپارچگي نرم افزار، انجام مي شود.

فاز 5- آزمون تحويل

در اين فاز سيستم مورد آزمايش نهايي قرار مي گيرد.

معمولاً سه روش براي نصب و پياده سازي ERP مورد استفاده قرار مي گيرد:

الف) يكباره

يكي از رويكردهاي جاه طلبانه و مشكل در پياده سازي مجموعه سيستم هاي برنامه ريزي منابع سازمان آن است كه به يكباره كليه سيستم هاي قديمي سازمان جمع آوري و به جاي آن يك سيستم ERP نصب شود. گر چه اين روش براي نسخ اوليه ERP ها مورد استفاده قرار مي گرفته است ولي يكي از دلايل استفاده از اين روش، رفع مشكلات مرتبط با سال 2000 بوده است. تعداد اندكي از شركت ها حاضر شدند براي رفع مشكل سال 2000 با سعي فراوان، شركت خود را آماده كنند تا تغييرات به يكباره صورت گيرد. اخبار رسيده از اواخر دهه 90 در رابطه با نصب و عملياتي شدن سيستم هاي ERP حاكي از آن است، كاركناني كه به اين شيوه همكاري كردند و سيستم هاي جديد را عملياتي نمودند، به دليل نداشتن تجربه بكارگيري سيستم هاي ERP، عدم شناخت نسبت به عملكرد صحيح سيستم ها و عدم وجود حمايت كننده خاص، كاري بس دشوار و عظيم انجام داده اند.

ب) تدريجي

اين رويكرد براي شركت هاي بزرگ كه فرايندهاي تجاري مشترك زيادي بين واحدهاي سطح شركت ندارد، مناسب است. سيستم هاي ERP به طور مستقل در واحدهاي سطح شركت نصب مي شوند و سپس ارتباطات بين بخشي از قبيل برقراري ارتباط بين مالي و دفتر داري ايجاد مي گردد. به اين ترتيب به يك راهكار مشترك براي نصب ERP دست مي يابيم. در بيشتر حالات هر يك از واحدهاي تجاري مصداق يك ERP با پايگاه داده و سيستم مجزا است. سيستم ها به منظور به اشتراك گذاشتن نيازمنديهاي اطلاعاتي براي به دست آوردن كارايي بيشتر در سطح شركت، با يكديگر ارتباط برقرار مي كنند.

معمولاً اين شيوه پياده سازي با يك برنامه نمايش و يا نصب آزمايشي در يكي از واحدهاي سازماني كه داراي شيوه كسب و كار بيمار است و ايجاد اشكال در آن سبب از هم گسيختگي زنجيره فرآيندهاي كسب و كار شركت نخواهد شد، آغاز مي شود.

وقتي كه يكي از تيم هاي پروژه سيستم را در يك واحد نصب و اجرايي نمود و مشغول رفع خطاهاي آن است، تيم ديگر بازاريابي فروش براي ساير واحدهاي شركت آغاز مي كند و از اولين پياده سازي صورت گرفته به عنوان نمونه اي از اجرا در محل خود مشتري استفاده مي نمايد.

برنامه ريزي براي اين راهكار بسيار طولاني خواهد بود. جالب است توجه شود كه بسياري از شركت هايي كه به اين شيوه ERP هاي اوليه خود را نصب كرده اند براي توسعه سيستم هاي موجود از راهكار اجراي همزمان براي كل شركت استفاده كرده اند.

پ) فرآيندي

در اين شيوه، طراحي فرآيندها از طرف ERP ديكته مي شود و بر روي تعدادي از فرايندهاي كليدي همانند فرايندهايي كه در ماجول مالي سيستم هاي ERP وجود دارد، تمركز ايجاد مي شود. اين شيوه معمولاً براي شركت هاي كوچك كه انتظار دارند درون ERP رشد و ترقي كنند، مفيد است.

هدف در اينجا آن است كه ERP به سرعت نصب و عملياتي شود و به همين منظور بايستي از مهندسي مجدد فرايندها صرف نظر شود. تعداد اندكي از شركت ها كه از اين شيوه براي عملياتي سازي ERP خود استفاده كرده اند، مي توانند مدعي بازگشت مقدار زيادي از سرمايه به واسطه سيستم باشند. آمارهاي زيادي وجود دارد كه اين نوع ERP (ERP بسته) به دليل آنكه كاركنان را مجبور به تغيير عادات كاري نمي كند كمي از سيستم هاي قديمي بهتر است.

در حقيقت كار اصلي و اساسي مهندسي مجدد فرايندها به زماني پس از اجرايي شدن ERP موكول مي شود كه به دليل بهره بردن برخي از كاركنان از مزاياي ERP به يك موضوع چالش انگيزي تبديل خواهد شد.

درباره من

  • 9163858398
  • احمد محمدی (کارشناس ارشد مدیریت فناوری اطلاعات و مهندس نرم افزار)

    مشاور و عضو کمیسیون نظارت و ارزشیابی سازمان نظام مهندسی رایانه ای خراسان رضوی

    بنیانگذار و مالک سایت های SEOparsian.com و SMSparsian.com

    جديدترين مقالات مرتبط با مدیریت فناوری اطلاعات

    ahmad.mohammadi.a@gmail.com

آخرين مطالب بروز شده