استراتژی جذب، توسعه، مدیریت و ایجاد انگیزش منابع انسانی

ارسال شده توسط بابک بابکی | 18 Dec, 2013

چكيده: مقصود از مدیریت منابع انسانی سیاست‌ها و اقدامات مورد نیاز برای اجرای بخشی از وظیفه مدیریت است که با جنبه‌هایی از فعالیت‌ کارکنان بستگی دارد، به ویژه برای کارمندیابی، آموزش دادن به کارکنان ، ارزیابی عملکرد ، دادن پاداش و ایجاد محیطی سالم و منصفانه برای کارکنان سازمان. مدیریت امور کارکنان حوزه‌ای است که به اندازه کل حوزه مدیریت قدمت دارد اما به طور طبیعی دستخوش تغییر و تکامل شده است. نقطه عطف این تغییر و تکامل جایی است که به جای مدیریت کارکنان1 ، مدیریت منابع انسانی2 مطرح می‌شود. مدیریت منابع انسانی علاوه بر دارا بودن مبانی و مفاهیم مدیریت کارکنان، رویکردهای کلی‌تر و جدید‌تری را در مدیریت نیروی انسانی در نظر می‌گیرد.


مقدمه
مدیریت منابع انسانی معطوف به سیاست‌ها، اقدامات و سیستم‌هایی است که رفتار، طرز فکر و عملکرد کارکنان را تحت تأثیر قرار می‌دهند (نو و دیگران 2000، 4). مدیریت منابع انسانی عبارتست از رویکردی استراتژیک به جذب، توسعه، مدیریت، ایجاد انگیزش و دست‌یابی به تعهد منابع کلیدی سازمان؛ یعنی افرادی که در آن یا برای آن کار می‌کنند (آرمسترانگ 1993، 33-34)مدیریت منابع انسانی فرایندی شامل چهار وظیفه جذب، توسعه، ایجاد انگیزش و نگهداشت منابع انسانی است (دی سنزو و رابینز 1988، 4).
مدیریت منابع انسانی یعنی مدیریت کارکنان سازمان (اسکارپلو و لدوینکا 1988، 4)
مقصود از مدیریت منابع انسانی سیاست‌ها و اقدامات مورد نیاز برای اجرای بخشی از وظیفه مدیریت است که با جنبه‌هایی از فعالیت‌ کارکنان بستگی دارد، به ویژه برای کارمندیابی، آموزش دادن به کارکنان، ارزیابی عملکرد، دادن پاداش و ایجاد محیطی سالم و منصفانه برای کارکنان سازمان. برای مثال این سیاست‌ها و اقدامات دربرگیرنده موارد زیر می‌شود:
•    تجزیه و تحلیل شغل (تعیین ماهیت شغل هر یک از کارکنان)
•    برنامه‌ریزی منابع انسانی و کارمندیابی
•    گزینش داوطلبان واجد شرایط
•    توجیه و آموزش دادن به کارکنان تازه استخدام
•    مدیریت حقوق و دستمزد (چگونگی جبران خدمت کارکنان)
•    ایجاد انگیزه و مزایا
•    ارزیابی عملکرد
•    برقراری ارتباط با کارکنان (مصاحبه، مشاوره و اجرای مقررات انضباطی)
•    توسعه نیروی انسانی و آموزش
•    متعهد نمودن کارکنان به سازمان (دسلر 1381، 2)
•    دیریت منابع انسانی معطوف به سیاست‌ها، اقدامات و سیستم‌هایی است که رفتار، طرز فکر و عملکرد کارکنان را تحت تأثیر قرار می‌دهند (نو و دیگران 2000، 4). مدیریت منابع انسانی عبارتست از رویکردی استراتژیک به جذب، توسعه، مدیریت، ایجاد انگیزش و دست‌یابی به تعهد منابع کلیدی سازمان؛ یعنی افرادی که در آن یا برای آن کار می‌کنند (آرمسترانگ 1993، 33-34). مدیریت منابع انسانی فرایندی شامل چهار وظیفه جذب، توسعه، ایجاد انگیزش و نگهداشت منابع انسانی است (دی سنزو و رابینز 1988، 4). مدیریت منابع انسانی یعنی مدیریت کارکنان سازمان (اسکارپلو و لدوینکا 1988، 4)
مقصود از مدیریت منابع انسانی سیاست‌ها و اقدامات مورد نیاز برای اجرای بخشی از وظیفه مدیریت است که با جنبه‌هایی از فعالیت‌ کارکنان بستگی دارد، به ویژه برای کارمندیابی، آموزش دادن به کارکنان، ارزیابی عملکرد، دادن پاداش و ایجاد محیطی سالم و منصفانه برای کارکنان سازمان. برای مثال این سیاست‌ها و اقدامات دربرگیرنده موارد زیر می‌شود:
•    ۱-تجزیه و تحلیل شغل (تعیین ماهیت شغل هر یک از کارکنان)
•    ۲-برنامه‌ریزی منابع انسانی و کارمندیابی
•    ۳-گزینش داوطلبان واجد شرایط
•    ۴-توجیه و آموزش دادن به کارکنان تازه استخدام
•    ۵-مدیریت حقوق و دستمزد (چگونگی جبران خدمت کارکنان)
•    ۶-ایجاد انگیزه و مزایا
•    ۷-ارزیابی عملکرد
•    ۸-برقراری ارتباط با کارکنان (مصاحبه، مشاوره و اجرای مقررات انضباطی)
•    ۹-توسعه نیروی انسانی و آموزش
•    ۱۰-متعهد نمودن کارکنان به سازمان (دسلر 1381، 2)
•    مدیریت منابع انسانی و مدیریت کارکنان
•    برای دهها سال، اجرای وظایف انتخاب، آموزش و جبران خدمت کارکنان وظایف اصلی حوزه‌ای به نام مدیریت کارکنان بود. این وظایف بدون توجه به اینکه چگونه به یکدیگر مرتبط هستند انجام می‌شدند. اما اکنون حوزه‌ای به نام مدیریت منابع انسانی مطرح شده است. مدیریت منابع انسانی آنطور که در حال حاضر درک می‌شود، به جای رد یا حذف، تعمیمی از نیازمندهای سنتی اداره اثربخش کارکنان است. در این حوزه درک مناسبی از رفتار بشری و مهارت استفاده از این درک و بینش نیاز است. هم‌چنین داشتن دانش و درک از وظایف مختلف کارکنان و آگاهی از شرایط محیطی ضروری است (شرمان، بوهلندر و چرودن 1988، 4)
مدیریت منابع انسانی در دهه 1980 ظهور کرد و توسط طرفداران آن به عنوان فصل جدیدی در مدیریت نیروی انسانی تکامل یافت. اکنون این توافق وجود دارد که مدیریت منابع انسانی جایگزین مدیریت کارکنان نمی‌شود بلکه به فرایندهای مدیریت کارکنان از منظر متفاوتی می‌نگرد. هم‌چنین فلسفه‌های اصلی آن تا حد قابل ملاحظه‌ای متفاوت از مفاهیم سنتی مدیریت کارکنان است. با این همه برخی از رویکردهای خاص مدیریت کارکنان و روابط کارکنان می‌توانند تحت عنوان رویکردهای مدیریت منابع انسانی توصیف شوند زیرا در راستای فلسفه اساسی مدیریت منابع انسانی هستند (آرمسترانگ 1993، 33).
مدیریت منابع انسانی رویکردی جامع به مدیریت استراتژیک منابع کلیدی سازمان یعنی منابع انسانی است. مدیریت منابع انسانی نه تنها رویکردی از روی سودآوری به مدیریت کارکنان است بلکه رویکردی ویژه به روابط کارکنان با تأکید بر تعهد و دو طرفه بودن ارتباط دارد

 

فلسفه مدیریت منابع انسانی
•    ۱-منابع انسانی مهمترین دارایی یک سازمان است و مدیریت اثربخش آنها کلید موفقیت سازمان است.
•  ۲-اگر سیاست‌ها و رویه‌های مربوط به کارکنان سازمان با همدیگر تطابق و سهم قابل ملاحظه‌ای در دستیابی به اهداف سازمان و برنامه‌های استراتژیک داشته باشند دستیابی به موفقیت سازمانی محتمل‌تر است.
•    ۳-فرهنگ و ارزش‌های کلی، شرایط سازمانی و رفتار مدیریتی که از آن فرهنگ نشأت می‌گیرد تأثیر زیادی بر دستیابی به تعالی مطلوب می‌گذارد. چنین فرهنگی نیازمند مدیریت شدن است بدین معنی که باید تلاشی مستمر برای ایجاد پذیرش و انجام آنها صرف شود.
•    ۴-دستیابی به یکپارچگی نیازمند تلاش مستمر است. منظور از یکپارچگی این است که تمام اعضای سازمان با داشتن حسی از مقصود مشترک با یکدیگر کار کنند.

مدیریت منابع انسانی و مدیریت کارکنان
برای دهها سال، اجرای وظایف انتخاب، آموزش و جبران خدمت کارکنان وظایف اصلی حوزه‌ای به نام مدیریت کارکنان بود. این وظایف بدون توجه به اینکه چگونه به یکدیگر مرتبط هستند انجام می‌شدند. اما اکنون حوزه‌ای به نام مدیریت منابع انسانی مطرح شده است. مدیریت منابع انسانی آنطور که در حال حاضر درک می‌شود، به جای رد یا حذف، تعمیمی از نیازمندهای سنتی اداره اثربخش کارکنان است. در این حوزه درک مناسبی از رفتار بشری و مهارت استفاده از این درک و بینش نیاز است. هم‌چنین داشتن دانش و درک از وظایف مختلف کارکنان و آگاهی از شرایط محیطی ضروری است (شرمان، بوهلندر و چرودن 1988، 4
مدیریت منابع انسانی در دهه 1980 ظهور کرد و توسط طرفداران آن به عنوان فصل جدیدی در مدیریت نیروی انسانی تکامل یافت. اکنون این توافق وجود دارد که مدیریت منابع انسانی جایگزین مدیریت کارکنان نمی‌شود بلکه به فرایندهای مدیریت کارکنان از منظر متفاوتی می‌نگرد. هم‌چنین فلسفه‌های اصلی آن تا حد قابل ملاحظه‌ای متفاوت از مفاهیم سنتی مدیریت کارکنان است. با این همه برخی از رویکردهای خاص مدیریت کارکنان و روابط کارکنان می‌توانند تحت عنوان رویکردهای مدیریت منابع انسانی توصیف شوند زیرا در راستای فلسفه اساسی مدیریت منابع انسانی هستند (آرمسترانگ 1993، 33)
مدیریت منابع انسانی رویکردی جامع به مدیریت استراتژیک منابع کلیدی سازمان یعنی منابع انسانی است. مدیریت منابع انسانی نه تنها رویکردی از روی سودآوری به مدیریت کارکنان است بلکه رویکردی ویژه به روابط کارکنان با تأکید بر تعهد و دو طرفه بودن ارتباط دارد

رویکردهای مدیریت منابع انسانی
دو رویکرد کلی در مدیریت منابع انسانی وجود دارد: رویکرد سخت و رویکرد نرم.
رویکرد سخت:
به کارکنان مانند دیگر منابع نگاه می‌شود که باید معادله ورودی- خروجی برقرار شود و به صورت کارآمد اداره شوند.
رویکرد نرم:
بیشتر به این حقیقت توجه می‌کند که نمی‌توان با کارکنان مانند دیگر منابع رفتار کرد زیرا برخلاف دیگر منابع، منابع انسانی فکر کرده و عکس‌العمل نشان می‌دهند. در این رویکرد بر استراتژی‌هایی برای دستیابی به تعهد از طریق آگاه ساختن کارکنان از مأموریت، ارزش‌ها، برنامه‌های سازمان و شرایط محیطی، مشارکت کارکنان در تصمیم‌گیری در مورد چگونگی انجام امور و گروه‌بندی کارکنان در تیم‌های کاری بدون نظارت رسمی تأکید بیشتری می‌شود. در واقع رویکرد سخت بر فرایند مدیریت امور کارکنان تمرکز می‌کند در حالی که رویکرد نرم بر طرز تلقی کارکنان و چگونگی رفتار با آنان تأکید می‌کند. رویکرد سخت سیستم‌ها، رویه‌ها و دستور‌العمل‌ها و چگونگی انجام فرایندها را مورد بررسی قرار می‌دهد. رویکرد نرم عوامل انسانی و رفتاری را در نظر می‌گیرد.

اهداف مدیریت منابع انسانی
اهداف اساسی مدیریت منابع انسانی حصول نتایج مطلوب از تلاش‌های جمعی کارکنان سازمان است که می‌توان به صورت زیر آن را بیان نمود:
•    تأمین نیروی انسانی با حداقل هزینه
•    پرورش و توسعه استعدادها و مهارت‌های افراد
•    حفظ و نگهداری نیروهای لایق و ایجاد روابط مطلوب بین آنان
•    تأمین احتیاجات مادی و معنوی و جلب رضایت پرسنل بطوری که همسویی لازم بین اهداف شخصی آنها، و هدف‌های سازمان ایجاد گردد.

وظایف مدیریت منابع انسانی
همانطور که در تعاریف مدیریت منابع انسانی آمد وظایف کلی عبارتند از: جذب، توسعه ایجاد انگیزش و نگهداشت. اما این وظایف را می‌توان به حوزه‌های فعالیت زیر دسته‌بندی کرد:
1-سازماندهی
•    طراحی سازمان
•    طراحی شغل
•    تجزیه و تحلیل شغل
•    طبقه‌بندی مشاغل
2-جذب منابع انسانی
•    برنامه‌ریزی
•    کارمندیابی
•    انتخاب
•    استخدام
3-توسعه و منابع انسانی
•    مدیریت عملکرد
•    آموزش
4-مدیریت پاداش
•    حقوق و دستمزد
•    ارزشیابی مشاغل
•    پاداش
•    مزایا
5-روابط کارکنان
•    روابط صنعتی
•    مشارکت
•    ارتباطات
6-بهداشت، ایمنی و رفاه
•    بهداشت و ایمنی
•    رفاه
7-امور اداری استخدام و کارکنان
•    چارچوب قانونی و مقررات دولتی
•    رویه‌ها و اقدامات استخدام
•    سیستم اطلاعاتی منابع انسانی
البته مدل‌های متفاوت دیگری نیز برای دسته‌بندی وجود دارد (جزنی 1378، 29-36) اما همه آنها تقریباً همین اجزاء را شامل می‌شوند.

عوامل مؤثر بر مدیریت منابع انسانی
عوامل بیرونی
•    قوانین و مقررات
•    بازار نیروی کار
•    فرهنگ جامعه
•    سهامداران
•    رقابت
•    مشتریان
•    فناوری
عوامل درونی
•    اهداف اساسی یا رسالت سازمان
•    خط‌مشی‌ها
•    جو و فرهنگ سازمانی

ویژگی فعالیت‌های مدیریت منابع انسانی
مدیریت منابع انسانی شامل انجام فعالیت‌هایی است که دارای مبانی، مفاهیم، فرایندها و ابزارهای متفاوتی هستند تا حدی که در سازمان‌های بزرگ برای برخی از آنها واحدهای مستقلی تشکیل می‌دهند. با وجود تفاوت ماهیتی بین این فعالیت‌ها، بیشتر آنها دارای ارتباط از جهت عملیات و اطلاعات هستند. نوزده فعالیت مشخص از مدیریت منابع انسانی عبارتند از:
•    تجزیه و تحلیل مشاغل
•    طراحی شغل
•    طبقه‌بندی مشاغل
•    ارزشیابی مشاغل
•    برنامه‌ریزی نیروی انسانی
•    کارمندیابی
•    انتخاب
•    انتصاب
•    اجتماعی کردن
•    آموزش کارکنان
•    ارزیابی عملکرد
•    بهداشت و ایمنی
•    بیمه و بازنشستگی
•    رفاه
•    انگیزش، مشارکت و روابط کارکنان
•    حقوق و دستمزد
•    پاداش
•    جابجایی
•    انضباط

مدیریت منابع انسانی در قالب یک سیستم
هیچ یک از منابع مطالعه شده در این زمینه، مجموعه فعالیت‌های مدیریت منابع انسانی را در قالب سیستمی از فرایندهای مرتبط و به هم پیوسته ترسیم و تشریح نکرده‌اند. یکی از دلایل این واقعیت این است که فعالیت‌های مدیریت منابع انسانی به قدری متفاوت، متنوع و دارای مبانی مختلف هستند که تجمع تمام آنها در قالب یک سیستم امکان‌ناپذیر است. همانند تقسیم‌بندی رویکردهای سخت و نرم به مدیریت منابع انسانی، فعالیت‌های آن را هم می‌توان در دو دسته سخت و نرم گنجاند. به عنوان مثال مبحث انگیزش کارکنان یک فعالیت کاملاً نرم است در حالی که فعالیت حقوق و دستمزد یک فعالیت کاملاً سخت است. البته این دسته‌بندی فرضی است چرا که میزان سختی یا نرمی دارای طیفی خواهد بود. به هر حال، علیرغم نبود چنین تصویر سیستماتیک از فعالیت‌های سخت مدیریت منابع انسانی، می‌توان سیستمی برای آن طراحی کرد که شامل فعالیت‌های رویه‌پذیر باشد.

سیستم اطلاعات منابع انسانی
تعاریف مختلفی از سیستم اطلاعات منابع انسانی وجود دارد. در بیون(1997) تعاریف زیر آمده است:
•    یک سیستم رایانه‌ای فقط برای جمع‌آوری، ذخیره، نگهداری، بازیابی داده‌های مورد نیاز یک سازمان از کارکنانش.
•    علاوه بر استفاده فوق برای کمک به برنامه‌ریزی، امور اداری، تصمیم‌گیری و کنترل فعالیت‌های مدیریت منابع انسانی طراحی می‌شود.
•    یک سیستم اطلاعات منابع انسانی باید رویکردی یکپارچه برای جمع‌آوری، ذخیره، تحلیل و کنترل جریان اطلاعات منابع انسانی در داخل یک سازمان تعریف شود.
شرمان، بوهلندر و اسنل (1998، 8) سیستم اطلاعات منابع انسانی را سیستمی تعریف می‌کنند که اطلاعات جاری و دقیق برای مقاصد کنترل و تصمیم‌گیری فراهم کند. به گفته آنها طبق یک پیمایشی که اخیراً انجام شده است بیشتر فناوری اطلاعات استفاده شده، برای نگهداری اطلاعات کارکنان، نظارت بر عملیات حقوق و دستمزد، نگاهداری اطلاعات مربوط به غیبت‌ها و مرخصی‌ها و انجام امور اداری و استخدام و برنامه‌های آموزشی بوده است.
اسکارپلو و لدوینکا (1988، 714) سیستم اطلاعات منابع انسانی را بخشی از سیستم اطلاعاتی سازمان می‌دانند که اطلاعات لازم را برای تصمیم‌گیری در امور منابع انسانی ارائه می‌دهد.
تفاوت در سطح استفاده از سیستم اطلاعات منابع انسانی در تعاریف فوق، اشاره به این مطلب دارد که می‌توان سیستم اطلاعات منابع انسانی را در قالب یکی از سیستم‌های اطلاعاتی مانند سیستم پردازش عملیات ، سیستم اطلاعات مدیریت ، سیستم پشتیبان تصمیم‌گیری یا دیگر انواع سیستم‌های اطلاعات سازمانی طراحی کرد.

مراجع
1-    ايران نژاد پاريزي مهدي و ساسان گهر پرويز (1373)، سازمان و مديريت از تئوري تا عمل، تهران: موسسه بانكداري ايران، چاپ دوم
2-    سيد جوادين سيد رضا (1386)، مباني سازمان و مديريت، نگاه دانش، چاپ دوم
3-    سيد جوادين سيد رضا (1386)، تئوري هاي مديريت، نگاه دانش، چاپ سوم
4-    استيفن پي رابينز(1373) ، رفتار سازماني، ترجمه علي پارسائيان و محمد اعرابي، تهران: نوبهار ، چاپ اول
5-    محمدزاده عباس و مهر وژان آرمن (1375) ،رفتار سازماني، تهران: دانشگاه علامه طباطبائي، چاپ اول
6-    مورهد / گريفين (1374)، رفتار سازماني، ترجمه مهدي الواني و غلامرضا معمارزاده، تهران: چاپ صهبا، چاپ اول
7-    ترنس ميچل، مديريت در سازمانها، ترجمه محمد حسين نظري نژاد، مشهد: آستان قدس رضوي، چاپ اول
8-    مشبكي اصغر (1377)، مديريت رفتار سازماني، تهران: ترمه، چاپ اول
9-    نايلي محمد علي (1373)، انگيزش در سازمانها، اهواز: دانشگاه شهيد چمران، چاپ اول
10-    پاول هرسي و كنت ايچ بلانچارد (1373)، مديريت رفتار سازماني، ترجمه قاسم كبيري، تهران: جهاد دانشگاهي، چاپ چهارم
11-    شرمر هورن، جان آر و ساير همكاران (1378)، مديريت رفتار سازماني، ترجمه مهدي ايران نژاد پاريزي و ساير همكاران، كرج: موسسه تحقيقات و آموزش مديريت، چاپ اول

نويسنده : محمود کمالی

دلایل عدم خرید از سایت

ارسال شده توسط بابک بابکی | 16 Dec, 2013
در این مقاله ده دلیل ساده ولی مهم عنوان شده که می توانند در مورد تجارت شما هم صادق باشند. شاید بارها این سوال را از خود پرسیده باشید که چرا مردم از من خرید نمی کنند. دلایل زیر به شما کمک می کنند تا استراتژی بازاریابی و فروش تجارت الکترونیکی خود را بازنگری کنید.یکی ازعوامل عدم موفقیت در زمینه بازاریابی زمانی حاصل می شود که سایت قادر به ایجاد بستری امن و قابل اطمینان در هنگام سفارش خریداران، نباشد…

● به ده دلیل مردم از شما خرید نمی کنند
در این مقاله ده دلیل ساده ولی مهم عنوان شده که می توانند در مورد تجارت شما هم صادق باشند. شاید بارها این سوال را از خود پرسیده باشید که چرا مردم از من خرید نمی کنند. دلایل زیر به شما کمک می کنند تا استراتژی بازاریابی و فروش تجارت الکترونیکی خود را بازنگری کنید.
۱) یکی ازعوامل عدم موفقیت در زمینه بازاریابی زمانی حاصل می شود که سایت قادر به ایجاد بستری امن و قابل اطمینان در هنگام سفارش خریداران، نباشد.
برای ایجاد چنین اطمینانی، سایت می تواند به خریداران این اطمینان را بدهد که کلیه عملیات سفارش خرید از طریق سرورهای امن انجام خواهد گرفت. و برای مشتری اطمینانی ایجاد کند که کلیه اطلاعات از قبیل آدرس الکترونیکی و اطلاعات شخصی افراد به صورت کاملا محفوظ، نگه داری شده و به هیچ وجه فروخته نخواهند شد.
۲) چنانچه تبلیغات سایت از قابلیت جذب بالایی برخوردار نباشند. یکی از عوامل عدم جذب مشتریان، پرداختن به بیان کلیه جزییات خدمات بدون ذکر قابلیتهای اصلی محصولات و خدمات است. همچنین به دلیل عدم وجود تیترها ویا خبرهای اصلی، سایت قادر به جذب مشتریان نخواهد بود. یکی دیگر از عوامل مهم عدم جذب مشتریان، عدم وجود رضایت نامه سایر مشتریان که از خدمات و محصولات شما استفاده کرده اند و همچنین نبود ضمانت برای محصولات و خدمات می باشد.
۳) یکی دیگر از عوامل عدم موفقیت درامر بازاریابی، عدم وجود سیستمی مناسب جهت ترقیب کاربران به بازدید مجدد از سایت است. توجه به وجود چنین سیستمی به این علت حایز اهمیت است که، کلیه افرادی که مایل به خرید جنس هستند در دفعات اولی که از هر سایت بازدید به عمل خواهند آورد، هرگز جنسی را خریداری نخواهند نمود.
در اصل هر چقدر تعداد دفعات بازدید بیشتر شود، شانس و یااحتمال خرید نیز به میزان قابل ملاحظه بالا خواهد رفت. موثرترین راه برای متمایل ساختن کاربران به بازدید مجدد، امکان عضویت رایگان در خبرنامه الکترونیکی وب سایت شما است.
۴) عاملی دیگرکه در عدم موفقیت سایت نقش دارد، عدم آگاهی دادن به خریداران در مورد تجارت شما است. بدین معنا که چنانچه خریداران اطلاعات کافی در مورد طرف مقابل خود که قرار است از آنها محصول را خریداری نمایند داشته باشند، با اطمینان و اعتماد بیشتری در این راه گام بر می دارند. در سایت خود صفحه ای با نام “درباره ما” شامل اطلاعاتی از قبیل تاریخچه بنگاه اقتصادی خود، کارمندان، اطلاعات تماس و غیره قرار دهید.
۵) نبود راه های متعدد جهت دریافت سفارش از طرف مشتریان. از انواع روشهای پرداخت پول می توان به کارتهای اعتباری، چک، پول نقد و فرمهای خاص الکترونیکی دیگر اشاره نمود. شما قادرید با گذاردن راههای گرفتن سفارشات از طریق تلفن، آدرس پست الکترونیکی، سایت، فکس، آدرس پستی و غیره زمینه را برای خریداران مساعد سازید.
۶) عاملی دیگر در عدم پیشرفت امر بازاریابی، نداشتن ساختار و ظاهر حرفه ای وب سایت می باشد. شما باید نام دامنه اختصاصی برای وب سایت خود داشته باشید که با تجارت شما مناسبت داشته باشد. ساختار طراحی صفحه بایستی به گونه ای شکل گرفته باشد که بازدید کنندگان قادر به پیمایشی ساده و سریع در آن باشند. و همچنین
بایستی طراحی گرافیکی صفحات کاملا مرتبط با نوع فعالیت سایت باشد.
۷) قبل از دادن چیزهای رایگان به مشتریان، آنها باید تبلیغات شما را ببینند و سپس به صفحات دیگر سایت هدایت شوند. اگر سایت از قابلیت ارایه محصولات رایگان در جهت متمایل ساختن بازدیدکننده به سایت استفاده می کند، بایستی این محصولات یا در زیر تبلیغات سایت و یا در صفحات دیگر سایت واقع شوند. چنانچه لیستی از محصولات رایگان در بالای تبلیغات گذارده شوند، بازدیدکنندگان هرگز به تبلیغات برای محصولاتی که جهت فروش هستند، توجه نخواهند کرد.
۸) سایت شما قادر به جذب مخاطبان هدف شما نیست. یکی از ساده ترین راههای موجود، بررسی خریدهای انجام شده توسط مشتریان و بررسی علل توجه آنها به این محصولات می باشد. اطلاعات بدست آمده در این زمینه، به شما در اصلاح روشهای بازاریابی و نوع تبلیغات کمک خواهند کرد.
۹) یکی از مهمترین عوامل شکست یک سایت، نداشتن سیستمی منظم جهت بررسی سایت ، تبلیغات آن و در نهایت اصلاح آن است. فروشندگان زیادی هستند که هیچگاه تبلیغات طراحی شده خود را تغییر نمی دهند. شما باید همواره وضعیت تبلیغات سایت خود را کنترل و اصلاح کنید تا حداکثر میزان پاسخ از تبلیلغات را بدست آورید.
۱۰) هیچ اجباری را جهت خرید محصولات خود به بازدیدکننده القا نمی کند. ممکن است محصولات شما به دلیل کیفیتهای بالایی که دارند، موردتوجه افراد زیادی واقع شود اما همین افراد به محض خروج از سایت، به مرور زمان و به تعویق انداختن زمان خرید، محصولات شما را فراموش خواهند کرد. برای حل این مشکل، به بازدیدکنندگان یک سری محصولات و امکانات رایگان و همچنین تخفیف بدهید و در ضمن برای هر تخفیف یک زمان پایان اعتبار در نظر بگیرید.


منبع:
روناش گرافیک

هشت تکنولوژی خطرناک برای امنیت اطلاعات سازمان‌ها و شرکت‌ها

ارسال شده توسط بابک بابکی | 15 Dec, 2013
تکنولوژی‏های جدید اعم از محصولات و سرویس‌ها از انواع مختلف با روش‌های گوناگونی وارد محیط‌های کار می‏شوند.از گوشی‏های هوشمند، سیستم‌های Voice-over-IP و حافظه‏ های فلش گرفته تا دنیای آنلاین. این تکنولوژی‏ها پس  از مدتی بخشی از زندگی روزمره مردم می‏شوند به طوری که تصور زندگی بدون آنها غیرممکن می‏شود. اما سوال اینجاست که آیا کارکنان بايد حتما از آنها در محیط کار استفاده کنند یا بالعکس بايد از آنها پرهیز کنند.
در نظرسنجی اخیری که مرکز تحقیقاتی Yankee Group انجام داده است، 86درصد از 500 پاسخ‏دهنده در این نظرسنجی گفته‏اند که حداقل از یکی از تکنولوژی‏های مورد بحث در این مقاله در محل کار استفاده می‏کنند.
متاسفانه این تکنولوژی‏ها باعث بروز برخی مشکلات در واحدهای IT سازمان‌ها هم شده‏اند. استفاده از برخی تکنولوژی‏ها نوعی ریسک محسوب می‏شود. از سوی دیگر کاربران توقع دارند که واحد IT از دستگاه‏ها و سرویس‌ها به ويژه آنهایی که با آنها در برنامه‏ها سر و کار دارند، پشتیبانی کند.
ممنوع کردن استفاده از برخی تکنولوژی‏ها در بسیاری از شرکت‌های بر خلاف فرهنگ آن سازمان است ولی از طرفی دیگر نمی‏توانند تمام ریسک‌های امنیتی را نیز نادیده بگیرند.
«من فکر نمی‏کنم كاركنان وقت این را داشته باشند که در مورد تمام تکنولوژی‏ها مطالعه کنند و همه جنبه‏های آن را در نظر بگیرند، آنها مشغول کار خودشان هستند و وقت چنین کارهایی را ندارند.» این صحبت‌های«شارون فايني»، مدیر بخش امنیت اطلاعات مرکز درمانی Dekalb است. او ادامه می‏دهد: «من فکر می‏کنم این وظیفه من است که در مورد این تکنولوژی‏ها تحقیق کنم و به‌صورت ساده به آنها آموزش دهم و در عین حال مسائل امنیتی آن را هم در نظر بگیرم.»
برخی دیگر مانند «مايكل ميلر»، معاون بخش امنیت سرویس‌های ارتباطی شرکت Global Crossing معتقد است که ابتدا واحد IT باید صبر کند تا ببیند استفاده از این دستگاه‏ها تاثیری مثبت بر روی راندمان کار دارد یا باعث بروز مشکلاتی مانند نفوذ Worm و یا افزایش ترافیک شبکه می‏شود. براساس نظر او واکنش به این تکنولوژی‏ها بايد ترکیبی از پیروی از فرهنگ سازمان و دادن حق دسترسی (در حد منطقی) به کارکنان و مطمئن بودن از سطح امنیتی شبکه باشد.
«جاش‌ها لبروك» تحلیلگر Yankee Group می‏گوید: «مقابله با مشکلاتی که این تکنولوژِی‏ها باعث آن هستند، منابع زیادی از بخش IT سازمان را به خود اختصاص می‏دهد. استفاده از برخی تکنولوژی‏ها برای بخش‌های IT سازمان‌ها به یک کابوس تبدیل خواهد شد، مگر آنکه کارکنان سیاست‌های سازمان در خصوص استفاده از تکنولوژی‏های جدید را به خوبی بپذیرند. در همان حال بی‏توجهی به زیر نظر داشتن تکنولوژی‏های جدید خطر بالقوه‏ای در خصوص امنیت اطلاعات سازمان است.»

برای نمونه در زیر به بررسی خطرهاي 8 تکنولوژی معروف پرداخته می‏شود:
1. Instant Messaging
این روزها مردم از IMها (Instant Messaging) برای هر چیزی استفاده می‏کنند، از مطمئن شدن رسیدن بچه‏ها به منزل تا گفت‌وگو با همکاران و یا حتی شرکای تجاری. براساس تحقیق Y،Yankee Groupن40 درصد از پاسخگویان گفته بودند که از IM در محل کار استفاده می‏کنند. IMها مسائل امنیتی متعددی را به چالش می‏کشاند. به‌خصوص که تبادل اطلاعات در IM و در محیط اینترنت، خط ارتباطی ناامنی محسوب می‏شود و چه‌بسا یک نفوذگر از همین طریق بتواند به اطلاعات محرمانه‏ای که مثلا یک کارمند با یک مشتری در خارج از سازمان و بر روی بستر اینترنت در حال تبادل آن هستند، دسترسی پیدا کند.
یک راه برای مقابله با تهدیدات IMها استفاده از سرورهای IMهای درون‏سازمانی است. مثلا در اواخر سال 2005، شرکت Global Crossing از نرم‏افزار Live Communications Server یا به اختصار LCS، برای این منظور استفاده کرد. این شرکت در ادامه در آگوست 2006، کارکنانش را از استفاده از IMهای شرکت‌هایی نظیر AOL، MSN و Yahoo منع کرده است. در حال حاضر تمام تبادل اطلاعاتی که از طریق سرورهای داخلی انجام می‏شود، رمز شده (Encrypted) و تمامی IM برون سازمانی محافظت شده‏اند.
همچنین به کارگیری سرورهای IMهای داخلی به واحد امنیت آن سازمان کنترل بیشتری می‏دهد. «ميلر» می‏گوید: «از این طریق ما این توانایی را داریم که سیاست‌های امنیتی را به راحتی اعمال کنیم. برایی نمونه ما می‏توانیم تبادل فایل از طریق IM را محدود کنیم یا کاربران اجازه استفاده از URLهای ارسال شده از طریق شخصی که با آن مشغول چت هستند، نداشته باشند. اینها روش‌های متداولی برای جلوگیری از ورود Wormها به درون سازمان است.» او ادامه می‏دهد: «این روش از اتلاف وقت هم جلوگیری می‏کند.»
روش‌های سخت‏گیرانه‏تری هم وجود دارد. سیاست امنیتی مرکز درمانی DeKalb، استفاده از IMها را کلا ممنوع كرده است. «فايني» برای اطمینان بیشتر نیز اکثر سایت‌هایی را که از طریق آنها می‏توان IMها دانلود کرد را نیز محدود کرده است. اما او نمی‏تواند سایت‌های AOL یا Yahoo را هم بلاک کند؛ چرا که بسیاری از پرسنل از این سایت‌ها برای ایمیل استفاده می‏کنند. گروه او همچنین از یک نرم‏افزار کمکی که وظیفه آن پیدا کردن کامپیوترهایی است که بر روی آنها نرم‏افزار IM نصب شده است نیز استفاده می‏کنند. در صورتی که این نرم‏افزار وجود چنین کامپیوتری را اعلام کند، به کارمند خاطی تذکر داده و سیاست امنیتی سازمان به او یادآور می‏شود. فايني همچنین متدهای مختلفی را برای بلاک کردن ارسال اطلاعات از درون سازمان به بیرون به‌کار گرفته است. در حال حاضر او از یک برنامه کمکی متعلق به شرکت Vericept برای مانیتور کردن اطلاعات استفاده می‏کند. همچنین تیم او اکثر پورت‌های کامپیوترها را بسته‏اند تا نرم‏افزارها راهی جز استفاده از پورت 80 (HTTP Port) برای تبادل اطلاعات با بیرون از سازمان را نداشته باشند.
مرکز درمانی DeKalb به دنبال یافتن ایده‏هایی برای استفاده از نرم‏افزارهایی نظیر IBM Lotus Notes یا حتی نرم‏افزارهای رایگان IM نظیر Jabber برای افرادی که برای امور کاری می‏خواهند در داخل سازمان چت کنند مي‌گردد. فايني در آخر می‏گوید: «هیچ چیز 100درصد نیست. IM هنوز نگرانی بزرگی برای امنیت و همین‌طور کارایی سازمان است.»

2. Web Mail
50درصد پاسخگویان نظرسنجی Yankee Group گفته‏اند که آنها از ایمیل‌ها برای اهداف تجاری سازمان استفاده می‏کنند. مشکل استفاده از ایمیل‌های سرویس‏دهنده‏هایی نظیر G،Google Gmail، Microsoft Hotmail، AOL و Yahoo این است که کاربران به ناامن بودن آنها توجه نمی‏کنند. چرا که اطلاعات بر روی سرورهای ISPها و همان میل‏سرورها ذخیره می‏شوند. کارکنان بی‏توجه به این مسائل، اطلاعات بسیار مهمی نظیر شماره‏های امنیتی، کلمه عبور و بسیاری دیگر از اطلاعات محرمانه سازمان را از این طریق بر روی اینترنت جابه جا می‏کنند.
یکی از راه‏های کاهش دادن خطر لو رفتن اطلاعات سازمان از طریق ایمیل‌ها استفاده از برنامه‏های مانیتورینگ و اعمال فیلترها برای بررسی محتوای ایمیل‌ها و بلاک کردن آنها در صورت مغایر بودن با سیاست‌های امنیتی سازمان است. در این زمینه «مايكل ماشادو» مدیر بخش IT شرکت WebEx از برنامه‏ای متعلق به شرکت Reconnex برای مانیتور و فیلتر کردن ایمیل‌ها استفاده می‏کند.
همچنین مرکز درمانی DeKalb از نرم‏افزار Vericept برای مانیتور کردن تمامی ایمیل‌ها استفاده می‏کند. در صورت وجود مشکل، بخش IT به کاربر مربوطه آموزش مي‌دهد و او را از خطرات احتمالی چنین اقداماتی آگاه می‏سازد.

3. دستگاه‏های ذخیره‏سازی قابل‏حمل
(Portable Storage Devices)
یکی از اصلی‏ترین نگرانی‏های مدیران IT، افزایش روزافزون دستگاه‏های ذخیره‏سازی اطلاعات از Apple iPhone و iPodها گرفته تا حافظه‏های فلش و ورود آنها به سازمان است. «هالبروك» این رابطه می‏گوید: «مردم براحتی می‏توانند با این وسایل تمامی اطلاعات محرمانه سازمان را کپی کنند و آنها را به محلی ناامن منتقل کنند.»
«تنها در این سه هفته اخیر، من 6 مطلب مختلف در مورد خطرات این دستگاه‏ها شنیدم» اینها مطلبی بود که « مارك رودس اوسلي» معمار امنیت اطلاعات و نویسنده کتاب
«Network Security: The Complete Reference» بیان می‏کند.
در حالی که بستن پورت‌های USB کار آسانی است، اما بسیاری از مدیران شبکه این روش را روشی درست نمی‏دانند. «ميلر» در خصوص استفاده از این روش می‏گوید: «اگر مردم بخواهند اطلاعاتی جابه جا کنند، به هرحال راهی برای آن پیدا می‏کنند. اگر شما پورت‌های USB را بلاک کنید، در مورد Infrared، و CD Writer و سایر موارد چه می‏خواهید بکنید؟»
او پیشنهاد می‏دهد بايد حفاظت از اطلاعات به خود کارکنان آموزش داده شود و آنها را توجیه کرد که استفاده نادرست از این وسایل چه خطراتی برای سازمان می‏تواند به‌همراه داشته باشد. ميلر ادامه می‏دهد: «بسیاری از فاجعه‏هایی که در این رابطه اتفاق می‏افتد، غیرعمدی بوده است و به همین خاطر است که کارکنان باید آموزش ببینند.»
«ماشادو» هم موافق بلاک کردن USBها در شرکت WebEx نیست. چرا که این موضوع باعث درخواست‌های بی‏شمار به واحد IT سازمان می‏شود و کم‏کم مسوولان ناچار می‏شوند در خصوص این درخواست‌ها استثناهایی را لحاظ کنند و پس از اندک مدتی مدیریت این استثناها غیرکنترل می‏شود. او می‏گوید: «همه یک استثنا دارند که از نظر خودشان مهم‌ترین کار سازمان است. پاسخگویی به این کاربران زمان‏بر است.»
او معتقد است که بهترین کار استفاده از ابزاری است که به‌صورت خودکار به کاربری که در حال کپی کردن اطلاعات بر روی این دستگاه‏ها است، پیغام هشدار دهد. او می‏گوید: «در این صورت او خواهد دانست که به او حق انتخاب داده شده است اما کارش نیز قابل ردیابی خواهد بود.»
اما فايني خود را طرفدار بلاک کردن USB در مرکز درمانی DeKalb می‏داند و از نرم‏افزار Vericept برای این منظور استفاده می‏کند. او همچنین دادن یپغام هشدار به کاربر را نیز ایده جالبی می‏داند.
در همین حال دانشگاه ایالتی Grand Valley میشیگان و برخی دیگر از دانشگاه‏ها به‌دنبال روشی برای استاندارد کردن رمزگذاری حافظه‏های فلش برای بالا بردن امنیت این دستگاه‏ها هستند.

4. PDAها و گوشی‏های هوشمند
هر روز بر تعداد کسانی که از PDAها استفاده می‏کنند، افزوده می‏شود. اما زمانی که آنها می‏خواهند اطلاعات را از روی PC به آن منتقل کنند یا بالعکس، می‏توانند مسبب مشکلاتی شوند. از ایجاد یک اشکال کوچک گرفته تا صفحه آبی ویندوز. «هالبروك» در این خصوص می‏گوید: «این نوع مشکلات، اشکالات غیررایجی نیستند. اشکالات ناخوشایندی هستند که مدام تکرار می‌شوند.»
مساله اینجا است که آیا پرسنل باید برای استفاده از این دستگاه‏ها آزاد باشند. یک کارمند می‏تواند از در خارج شود، در حالی که اطلاعات زیادی از سازمان را در درون PDA خود ذخیره کرده است.
مانند بسیاری از سازمان‌ها، شرکت WebEx خطرات این دستگاه‏ها را از طریق استاندارد کردن استفاده از یک برند خاص PDA کاهش داده است. کارکنان تنها اجاز استفاده از نوع خاصی از PDA را در محل کار دارند که مسائل امنیتی آن به‌شدت تحت کنترل واحد IT است. این شرکت همین کار را در مورد Laptopها نیز انجام داده است که بنا به عقیده «ماشادو» از PDAها بسیار خطرناکترند؛ چرا که می‏توانند اطلاعات بیشتری را در خود ذخیره کنند. کارکنان اجازه آوردن Laptop با برند دیگر را به درون سازمان ندارند.

5. گوشی‏های دوربین‏دار
یک کارگر بیمارستان در مقابل اتاق پرستاران ایستاده بود و با پرستاران بسیار خودمانی مشغول صحبت بود. هیچ‌کس متوجه این موضوع نبود که او مدام دکمه کوچک موبایلش را می‏فشارد. این یک صحنه از دزدی اطلاعات با گوشی دوربین‏دار می‏تواند باشد.
«فايني» در این مورد می‏گوید: «یکی از این تست‌ها که من برای مرکز درمانی DeKalb انجام داده بودم، رفتن به اتاق پرستاران (در حالی که خودشان در اتاق بودند) و عکس گرفتن از اتاق آنها به‌صورت نامحسوس بود. من می‏خواستم ببینم که آیا از این طریق می‏توان به اطلاعات پرونده‏ها و کاغذهایی که روی میز قرار داشتند، دسترسی داشت یا خیر.»
وقتی او به اتاق کارش باز می‏گردد، اطلاعات خاصی در مورد آن پرونده‏ها از آن عکس‌ها به‌دست نمی‏آید اما به‌صورت تصادفی نام کامپیوتر (نه IP) را که بر روی مانیتور نمایش داده شده بود، در یکی از عکس‌ها می‏بیند.
«این نوع اطلاعات می‏تواند در کنار سایر اطلاعات به‌دست آمده از روش‌های دیگر باعث ایجاد دیدی روشن برای طرح‌ریزی یک حمله شود.»
او در این مورد با کارکنان صحبت کرده است و در مورد خطرناک بودن در معرض دید قرار دادن اطلاعات کلیدی هشدار داده است.

6. Skype و دیگر سرویس‌های VoIP
تکنولوژی دیگری که به شدت در حال رشد است Skype است، نرم‏افزاری قابل‏دانلود که کاربران از طریق آن می‏توانند تماس‌های تلفنی رایگان برقرار کنند. 20درصد از پاسخگویان به این نظرسنجی گفته‏اند از این سرویس برای اهداف تجاری استفاده می‏کنند.
خطری که Skype یک سازمان را تهدید می‏کند، همان خطری است که هر نرم‏افزار کوچک قابل‏دانلود دیگر را تهدید می‏کند. هالبروك در این خصوص می‏گوید: «نرم‏افزارهای تجاری برای یک سازمان از لحاظ امنیتی مطمئن‏تر از برنامه‏های کوچک قابل‏دانلود بر روی اینترنت می‏باشند. بنابراین دانلود هر نرم‏افزاری می‏تواند نوعی ریسک برای سازمان محسوب شود.»
Skype حداقل 4 مورد مشکل امنیتی را اعلام کرده است و برای آنها آپدیت ارائه کرده است. متاسفانه اغلب بخش‌های IT سازمان‌ها آماری در مورد اینکه چه تعداد از پرسنل از این نرم‏افزار استفاده می‏کنند و از این تعداد چند نفر از آخرین نسخه استفاده نمی‏کنند، اطلاعاتي ندارند. لذا نمی‏تواند کنترل صحیحی را اعمال کند.
بنا به نظر شرکت Gartner ایمن‏ترین راه، محدود کردن ترافیک‌های مربوط به این نرم‏افزار در شبکه است و اگر قرار شد برخی افراد از آن استفاده کنند، بايد ویرایش آخر این نرم‏افزار را به‌همراه آپدیت‏هایش اجرا کنند.

7. برنامه‏های کوچک قابل‏دانلود
براساس تحقیق Yankee Group استفاده‏کنندگان این برنامه‏ها از دستگاه‏هایی نظیر Q و Nokia E62 جهت دسترسی سریع به اینترنت برای دانلود آنها استفاده می‏کنند. این برنامه‏ها می‏توانند به آسانی وارد یک کامپیوتر شوند و این درگاهی دیگر برای ورود اطلاعات ناخواسته به اکوسیستم سازمان است که با معیارهای امنیتی بخش IT سازگار نیست.
مشکل اینجا است که این برنامه‏های کوچک قدرت پردازش کامپیوتر و پهنای باند شبکه را اشغال می‏کنند. هالبروك می‏گوید: «من نمی‏خواهم بگویم اینها ویروس هستند اما شما در حال دانلود کردن نرم افزاری هستید که اطمینان زیادی به آن ندارید.»
WebEx به کارکنانش در خصوص ریسک‌های این برنامه‏های کوچک آموزش می‏دهد و از Reconnex برای مانیتور برنامه‏های نصب شده بر روی کامپیوترها استفاده می‏کند، ضمن اینکه برخی از حق دسترسی‏هایی را که به صورت پیش فرض برای دانلود فعال می‏باشند نیز غیرفعال کرده است.

8. دنیاهای مجازی (Virtual Worlds)
کارکنان شرکت‌های تجاری در حال تجربه کردن زندگی کاری در دنیاهایی مجازی هستند، دنیاهایی که برخی معتقدند زندگی دوم ما انسان‌ها است. اما وظیفه بخش IT سازمان این است که در خصوص خطرات آن آگاه باشد.
در همان حال ذات این محیط‌ها براساس دانلود حجم زیادی از اطلاعات و برنامه‏ها است که با عبور از Firewall و ورود به سازمان شروع به اجرا شدن می‏کنند.
Gartner پیشنهاد می‏کند که کارکنان حتی‏الامکان در خارج از شبکه درونی سازمان و یا منزل در حالی که توسط Firewall بیرونی سازمان کامپیوترشان محافظت می‏شود، از این محیط‌ها استفاده کنند. در واقع سازمان دارای دو دیواره آتش باشد. اولی از کامپیوترهایی که می‏خواهند به این محیط‌ها دسترسی داشته باشند محافظت کند و دومین دیواره آتش بعد از دیواره آتش اول از شبکه داخلی سازمان محافظت کند.

*دنیای اقتصاد

ویژگیهای بازار ERP در ایران

ارسال شده توسط بابک بابکی | 14 Dec, 2013

چکیده
این پژوهش که حاصل تلاش یکساله کارشناسان یکی از شرکتهای نرم افزاری است با هدف ارائه آمار و اطلاعاتی مناسب از وضعیت بازار ERP ایران، در ابعاد زیر انجام شده است:
_ شناسایی و تعریف رده‌های بازار ERPایران،
_ شناسایی حجم بالقوه بازار، براساس تعداد شرکت‌های موجود در هر رده‌،
_ شناسایی وضعیت کمی و کیفی زیرساخت‌های شرکت‌های مستقر در هر رده از بازار،
_ شناسایی بهترین رده بازار برای سرمایه گذاری با توجه به توان و استعداد شرکت های ارائه دهنده ERP در ایران.
با توجه به هدفهای یاد شده، اجرای این پژوهش به شرح زیر پیگیری شده است:
_ شناسایی جامعه آماری شرکتهای موجود در بازار،
_ شناسایی و انتخاب شاخصهای مناسب برای رده بندی بازار،
_ رده‌بندی بازار ERP براساس بهترین و مناسب ترین شاخص و تحلیل وضعیت رده‌های بازار.

مقدمه
در دنیای امروزی، کسب و کار و فناوری اطلاعات، آن چنان در هم آمیخته‌اند که تفکیک این دو در برخی از سازمانها، نا ممکن به نظر می رسد. ERP (برنامه ریزی منابع بنگاه) و ERPII از راهکارهای نوین مدیریتی هستند که در ترکیب این دو منظر، پا به عرصه نهاده‌اند‌.
مدتی است در کشور ما نیز نسبت به تهیه این سیستم اقدام شده است و حتی سازمانها و شرکتهای بزرگی نیز به خرید و پیاده سازی آن مبادرت کرده اند که قضاوت در مورد موفقیت یا عدم موفقیت آنها خارج از حوصله این پژوهش است. در این پژوهش به منظور ارائه اطلاعاتی مناسب، برای انجام مطالعات اولیه و شناخت بازار از نگاه مدیریتی و بازاریابی تلاش داشتیم تا یک چارچوب مناسب برای رده بندی و تقسیم بازار در سطح کشور ارائه دهیم. سعی ما بر این است تا از این راه پایه‌ای اساسی برای سایر پژوهشهای بازار در این حوزه را گذاشته باشیم و چارچوب مناسبی برای اتخاذ تصمیم در سطح خرد و کلان ارائه داده باشیم.

بررسی و مرور ادبیات پژوهش
همان گونه که آگاهی دارید در بسیاری از سازمانها، سیستم‌های نرم‌افزاری مختلفی، مانند: حسابداری، فروش، حقوق و دستمزد، انبار و... به صورت مجزا در حوزه های کارکردی سازمان، مانند: واحد مالی، واحد بازرگانی، واحد اداری، واحد برنامه ریزی تولید و... مستقر شده است که مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرند و هر یک نیز به تنهایی در حوزه سازمانی مربوطه به نسبت موفق عمل می کنند. ولی با تغییرات سریع و تحولات شگرفی که در بازار رقابت بین سازمانهای تولیدی و خدماتی صورت گرفت بسیاری از آنها برای ادامه حیات با مشکلاتی این چنینی روبه رو شدند:
_ پیچیدگی فرایند زنجیره تامین،
_ ضعف در مدیریت ارتباط با مشتری،
_ عدم انعطاف در پاسخگویی به ظهور بازارهای جدید،
_ عدم انعطاف در پاسخگویی موثر به نوسانهای تقاضا و....
سیستمهای سنتی که به صورت جزیره‌ای در سازمان پراکنده بودند و ماهیت کارکردی داشتند، به علت عدم یکپارچگی و فقدان ارتباط بین آنها و نبود زیر ساخت و بستر مشترک نرم افزاری و سخت افزاری، نتوانستند گام مناسبی در حل مشکلات یاد شده داشته باشند. برای حل این مشکلات نیاز به سیستم جامعی که پاسخگوی طبیعت فرایند گرای سازمان باشد تا بتواند تمام حوزه های سازمانی و فعالیت آنها را یکپارچه سازد، احساس می‌شد.
بدین ترتیب، سیستم برنامه ریزی منابع سازمانی برای شناسایی، تقویت واصلاح این نقاط ضعف، در بسیاری از سازمان‌ها پیاده سازی شد. در ادامه به منظور دستیابی به اطلاعاتی مناسب از وضعیت سیستمهای برنامه ریزی، منابع سازمانی، مسیر تکاملی این سیستم، سیستمهای اطلاعاتی و مبانی تقسیم بندی بازار ارائه و تشریح شده است.

1- مسیر تکاملی سیستم­های برنامه ریزی منابع سازمانی
در یک تحلیل کلی برای رسیدن به تعریف مناسب تر از برنامه ریزی منابع سازمانی، می‌بایستی به مسیر تکاملی سیستم های اطلاعاتی نیز نگاه کرد، تا با شناخت بهتر این سیستم، تعریف بهتری از آن را ارائه داد.
1-1. انواع سیستم­های برنامه ریزی منابع
1-1-1. برنامه‌ریزی فرایندی مواد‌: (BOM) سیستمی است که موجودی هر کالا را با توجه به صورت مواد، در سطح مناسب و معینی نگه می‌دارد که، شامل: تشخیص نیازهای انبار، جبران کسری قطعات، ردگیری مصرف هر یک از قطعات، موازنه انبار و گزارش وضعیت موجودی است.
1-1-2. برنامه ریزی نیازمندیهای مواد:(MRP) سیستمی است که با ارائه برنامه زمانبندی مشخصی، تامین مواد مورد نیاز را برای فرآیند تولید، برنامه ریزی می‌کند و با استفاده از اطلاعات ورودی، مانند: نیازمندیهای تولید محصولات نهایی مختلف، ساختار سیستم تولید، سطح موجود ی فعلی هر یک از کالاهای تمام شده در انبار‌، می تواند یک برنامه زمانبندی شده برای عملیات تولید و خرید مواد اولیه ارائه دهد.
1-1-3. برنامه‌ریزی منابع تولید: (MRP II) سیستمی است که با پشتیبانی مجموعه گسترده ای از فعالیتها در راستای هماهنگ‌سازی فرایندهای تولیدی و طراحی به کار می‌رود. این سیستم از مدیریت تولید، خرید قطعات، کنترل موجودی انبار، تا توزیع محصول نهایی را در بر می‌گیرد.
1-1-4. برنامه ریزی منابع سازمانی: (ERP) سیستمی است که تمامی بخشها و وظایف یک سازمان را در بستر فناوری اطلاعات یکپارچه می‌سازد به گونه‌ای که بتواند تمامی نیازمندیهای بخشهای مختلف سازمان را تامین کند و منابع سازمان را به سرعت، دقت و با کیفیت بالا در کنترل مدیران سطوح مختلف سازمانی قرار دهد، تا بتواند از آن، در جهت بهبود فرایند برنامه ریزی و تصمیم گیری، کمک بگیرد. بخشهای مختلفی که در این زمینه می‌توانند مفید و اثرگذار باشند، عبارتند از: مدیریت کیفیت، مدیریت مالی، مدیریت ساخت، منابع انسانی و...
1-2. انواع سیستم­های اطلاعاتی
1-2-1. سیستم پردازش فعالیتها:(TPS) سیستمی است که به پایین ترین لایه هرم مدیریت (سطح عملیاتی سازمان) ارائه خدمت می کند. این سیستم مسئولیت ثبت و نگهداری تراکنش های روزانه، از قبیل: ثبت سفارش، سوابق پرسنلی، حقوق و دستمزد، رزرو هتل و... را به عهده دارد.
1-2-2. سیستم­های اطلاعاتی مدیریت: (MIS) سیستمی است که با فراهم کردن گزارشهای عملکردی به لایه میانی مدیریت سازمان، ارائه خدمت می کند. این سیستم داده‌های مورد نیاز را از سیستم پردازش فعالیتها، دریافت، دسته بندی و... خلاصه می‌کند و گزارشهای مدیریتی برای بازه های زمانی روزانه، هفتگی، ماهانه و سالیانه تهیه و ارائه می‌کند.
1-2-3. سیستم­های پشتیبانی تصمیم‌گیری: (DSS) سیستمی است که مانند لایه پیش به مدیران میانی سازمان خدمات ارائه می‌دهد. این سیستم ضمن دریافت داده های مورد نیاز از دو لایه پیشین، از اطلاعات خارج سازمانی نیز استفاده کرده، گزارشهایی برای تصمیم گیری سریع مدیران فراهم می آورد.
1-2-4- سیستم­های اطلاعاتی مدیران ارشد: (ESS) سیستمی است که به مدیران ارشد سازمان که در بالاترین لایه هرم مدیریت هستند ارائه خدمت می‌کند. این سیستم با استفاده از داده‌های محیطی سازمان و داده‌های سیستم‌های‌ سه رده پیشین به حل مسائل پیچیده سازمانی می‌پردازد.
1-2-5. هوشمندی سازمانی: (BI) سیستمی است که با جمع آوری، طبقه‌بندی و معنا بخشی به داده ها، می تواند تحلیل جامع و واقع بینانه ای از شرایط و وضعیت کسب و کار برای تصمیم سازی به مدیران عالی ارائه دهد. هر دو دسته این سیستم ها برای کمک به تصمیم گیری در لایه های مختلف مدیریت در راستای تحقق هدفهای استراتژیک، تاکتیکی و عملیاتی سازمان نقش پراثری دارند، ولی با بالا رفتن حجم اطلاعات در سازمانها و پیچیدگی روز افزون فرایندهای کسب و کار، نیاز به سیستم برنامه ریزی منابع سازمانی به عنوان یک راه حل نوی مدیریتی برای یکپارچه ساختن سیستم ها، در حوزه های مختلف و فعالیت های مرتبط، احساس شده است. ( منابع شماره3و4)

 

 

1-3. تعریف برنامه ریزی منابع سازمانی و تقسیم بندی بازار
1-3-1. برنامه ریزی منابع سازمانی
تمامی سیستم هایی که در تاریخچه برنامه ریزی منابع سازمانی از آنها نام برده شد، برای سرویس دهی به سطوح مختلف هرم سازمانی پیاده سازی شدند و حوزه فعالیت آنها از چارچوب سازمان خارج نمی شد، حتی در سیستم سنتی ERPنیز وسعت یکپارچگی به اندازه خود سازمان بود که با آمدن ERPII مفهوم Enterprise وسعت بیشتری به خود گرفت و دامنه آن به گستردگی تمامی زنجیره ارزش شد، زیرا امروزه سازمان ها برای ماندگاری خود چاره ای جز این ندارند که نیازمندیهای ذینفعان سازمانی، از قبیل: مشتریان، تامین کنندگان، سهامداران و شرکای مالی و... را به بهترین گونه برطرف کرده، احساس شعف و رضایت را در آنان به وجود آورند. با اضافه شدن دو بخش مهم و استراتژیک: مدیریت ارتباط با مشتری و مدیریت زنجیره تامین به سیستم سنتیERP و با استفاده از تکنولوژی تحت وب‌، میدان عملیاتی ERP از درون سازمان که در حد تولید اطلاعات بود به دنیای بیرونی توسعه داده شد و با در بر گرفتن شبکه ای از سازمانها به قلمرو دانش دست پیدا کرد و به ERPII شهرت یافت. (منابع شماره 5و6)
موسسه گارتنر برنامه ریزی منابع سازمانی پیشرفته را چنین تعریف کرده است: ERPII یک استراتژی کسب و کار سازمانی است که در قالب مجموعه ای از سیستم های نرم افزاری بر اساس یک بهترین فرایند ویژه یک حوزه کسب وکار، پیاده سازی می شود و اجرای آن منجر به بهینه سازی فرآیندهای درون سازمانی و توانمند سازی همکاری های بین سازمانی خواهد شد و در نهایت شبکه ای از زنجیره ارزش را برای تامین کنندگان، سازمان و مشتریان ایجاد می کند (منبع شماره 7). با توجه به تعریفهای ارائه شده در این پژوهش مفهوم مورد نظر ما همان برنامه ریزی منابع سازمانی پیشرفته خواهد بود که به اختصار برنامه ریزی منابع سازمانی خوانده می‌شود.
1-3-2. تقسیم بندی بازار برنامه ریزی منابع سازمانی
از نگاه بازاریابی، رده‌بندی بازار، هسته مرکزی استراتژی بازاریابی است. در واقع رده‌بندی بازار در پژوهش ما، اقدامی است برای تشخیص و مجزا کردن ویژگی‌های خریداران، به منظور:
_ انتخاب بازارهایی که عرضه‌کننده محصول ERP می‌خواهد یا می‌تواند محصولات و خدماتش را در آنها عرضه کند.
_ طراحی محصولات برای پاسخگویی به احتیاجهای خریداران مورد نظر.
_ تنظیم برنامه‌های بازاریابی بر اساس ویژگی‌های رده مورد نظر از بازار.
_ آگاه شدن هر متقاضی خرید از ویژگیهای رده خود و استفاده از محصولات ERP متناسب با آن
تقسیم بازار امکان برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی، کنترل و هماهنگی شرکتهای فعال در هر رده بازار را فراهم می‌سازد. این رده‌بندی برای فروشندگان از این ابعاد دارای اهمیت است:
_ توجه به اندازه بازار در هر رده،
_ توجه به رشد بازار و در نظر گرفتن رشد احتمالی آن در هر رده،
_ توجه به موقعیت رقابتی و در نظر گرفتن افزایش یا کاهش رقابت در هر رده از بازار،
_ توجه به هزینه‌های تصاحب هر بخش از بازار و در صورت لزوم صرف‌نظر کردن از آن.
_ توجه به قابلیت انطباق بازار با هدفها و منابع سازمانی و لزوم برنامه‌ریزی برای آن.
با در نظر گرفتن موارد یاد شده، برای شرکتهای ارائه دهنده ERP مشخص می‌شود که تمرکز بر چه رده یا رده‌هایی از بازار می‌تواند برای آنها مناسب‌ و سودآور است و برنامه‌ مناسب در راستای تحقق هدف در هر رده، چه برنامه‌ای خواهد بود. (منبع شماره 8)

2- تقسیم بندی بازار ERP‌ ایران
از دیدگاه بازاریابی و نگاه مطلوب ما، بازار ERP ایران عبارت است از: مجموعه‌ای از خریداران بالقوه و بالفعل ERP که در آن شرکتها تمایل، توانمندی و دسترسی به این راه‌حل‌ سازمانی برای انتخاب و پیاده‌سازی وجود داشته باشد.
براساس آمار و ارقام گردآوری شده از شرکتها، آنها در 34 طبقه و بیش از 30 هزار شرکت طبقه بندی شدند که برای استخراج معنی‌دار رده‌های بازار، وضعیت نموداری آنها مورد استفاده قرار گرفته است. از دید کارشناسان این پروژه، شرکتهای با سرمایه ثبتی 100 هزار دلار و کمتر، در حوزه صنعت کشور شرکتهای کوچک یا خیلی کوچک محسوب شده، احتمال به کارگیری ERP در آنها بسیار اندک است. بنابراین رده‌بندی معنی‌دار بازار به این معنی است که شرکتهای با سرمایه ثبتی بیش از 100 هزار دلار، مبنای این رده‌بندی قرار گیرند. با این وصف، تعداد شرکتها به حدود20 هزار شرکت کاهش خواهد یافت که دامنه سرمایه ثبتی آنها در طیفی بین 100 هزار دلار تا 630 میلیون دلار قرار دارند. با تحلیل وضعیت این شرکتها در نمودار‌های مختلف دسته‌بندی‌، رده‌های مختلف بازار حاصل شده است. براساس تحلیل شماتیک نمودارهای این تحقیق، سه نقطه شکست و چهار طبقه می‌توان ارائه کرد که این نخستین گام در جهت تقسیم بندی بازار است. در گام بعدی با ترسیم نمودارهای بیشتر و تفکیک بیشتر نمودار اولیه رده‌های مختلف بازار ERP‌ ایران به این گونه است:
منبع داده‌های اولیه: وزارت صنایع و معادن، لوح فشرده داده‌ها، شرکتهای عضو بورس و شرکتهای زیر پوشش سایر وزارت‌خانه‌ها

3. تحلیل اطلاعات رده­‌های بازار ERP‌ ایران
3-1. رده اول
این رده دربرگیرنده شرکت‌های بزرگ با سرمایه بیش از 100 میلیون دلار با این ویژگیها است:
_ برخورداری از توان مالی بالا برای پرداخت هزینه‌های این راه‌حل سازمانی،
_ گستردگی وضعیت زیرساختهای شرکت و نیاز به ایجاد هماهنگی و یکپارچگی،
_ پیچیدگی ساختار سازمانی،
_ پیچیدگی محیط و اثرات آن بر سازمان و عمل‌کرد آن،
_ گستردگی وظایف تخصصی و حیطه فعالیت این سازمان‌ها،
مجموعة این عوامل و دلایلی که در پی می‌آید، سبب می‌شود این گونه شرکتها به سمت به کارگیری راه‌حل سازمانی ERP حرکت کنند:
_ نیاز به استانداردسازی و کاهش رویه‌های زائد،
_ نیاز به اطلاعات شفاف با دسترسی آسان برای کنترل و تصمیم‌گیری،
_ نیاز به ایجاد ساختاری انعطاف‌پذیر برای رویارویی با تغییرات،
_ نیاز به کسب رضایت مشتری به منظور افزایش رقابت‌پذیری و ماندگاری در بازار،
_ نیاز به یکپارچه‌سازی اطلاعات سازمانی، از جمله: اطلاعات مالی، منابع انسانی، مشتریان و... ،
_ نیاز به پاسخ بهنگام به سفارشهای مشتریان و کاهش موجودی‌ها،
_ نیاز به برنامه‌ریزی و کنترل منابع سازمانی،
_ نیاز به همگام شدن با پیشرفت صنعت.

3-2- رده دوم بازار
رده دوم بازار ایران، شامل شرکت‌هایی: با سرمایه ثابت بین 5 میلیون دلار تا 100 میلیون دلار است. این ویژگی‌های زیر می‌توانند عامل روی‌آوری شرکت‌ها و سازمان‌های این رده، در به کارگیری ERP‌ باشند:
_ برخورداری از توان مالی برای پرداخت هزینه‌های این راه‌حل سازمانی،
_ دامنه وسیع زیرساخت‌های ارتباطی و اطلاعاتی و نیاز به ایجاد هماهنگی و یکپارچگی،
_ ساختار سازمانی بزرگ و به نسبت پیچیده، که متناسب با محیط پیچیده در حال تغییر است،
_ تخصصی بودن وظایف و حیطه فعالیت در این سازمان‌ها.

3-3- رده سوم بازار برنامه­‌ریزی منابع سازمانی ایران
رده سوم بازار ایران در برگیرنده شرکت‌هایی با سرمایه 1 میلیون دلار تا 5 میلیون دلار است. این رده از شرکت‌های متوسط و به نسبت بزرگی تشکیل شده‌ است که در مقایسه با دو رده پیشین از نظر گستردگی و اندازه در دامنه پایین‌تری قرار دارند. این شرکتها نسبت به شرکتهای رده بالاتر، از ویژگی‌هایی برخوردارند که توجه به آنها کمک مناسبی به شرکت‌های ارائه دهنده این راه‌حل سازمانی خواهد بود:
_ فرایند تصمیم‌گیری برای انتخاب ERP در این شرکتها از روند سریع‌تری نسبت به رده‌های اول و دوم برخوردار است.
_ فرایندهای کاری در این رده، در مقایسه با شرکت‌های رده‌های بالاتر، از پیچیدگی کمتری برخوردار است.
_ زمان به نسبت کوتاهتر برای پیاده‌سازی، کوتاهتر بودن زمان آموزش سیستم جدید پیاده شده، نیاز به استانداردسازی و بهینه کردن فعالیتها و فرایندهای کاری با درصد بالاتری نسبت به طبقات پیش از ویژگی‌های این طبقه است.

3-4. رده چهارم بازار برنامه‌­ریزی منابع سازمانی ایران
رده چهارم بازار ایران، در برگیرنده شرکت‌هایی با سرمایه بین 100 هزار دلار تا 1 میلیون دلار است. عمده شرکتهای موجود در این رده از بازار، با ERP و مفاهیم آن آشنایی ندارند. این امر در کنار درآمد کمتر آنها، باعث می‌شود که احتمال به کارگیری ERP در آنها کمتر از سایر رده‌ها باشد.

4. تحلیل ابعاد ساختاری و محتوایی رده‌­های بازار ERP ایران
در بخش دیگری از این گزارش، به بررسی طبقات بازار و شناخت وضعیت ابعاد ساختاری و محتوایی شرکتهای مستقر در رده‌های اول تا سوم بازار، با توجه به کاربری ERP‌ پرداخته شده است که به دلیل طولانی شدن مقاله، فقط خلاصه ای از آن ارائه می‌شود.

4-1. ابعاد ساختاری
رده‌های مختلف از نظر ساختار سازمانی (که بیان‌کننده ویژگیهای درونی سازمان است) دارای ویژگیهای زیر هستند:
_ رسمی بودن: رسمی بودن، زمان تصمیم‌گیری برای انتخاب، به کارگیری و پیاده‌سازی ERP را در رده‌های بالاتر طولانی‌تر کرده، نقش مذاکره و چانه‌زنی برای پیشبرد پروژه در این بخش را با اهمیت‌تر می‌سازد.
_ تخصصی بودن واحدها: این شاخص سبب می‌شود تا شرکت‌های رده‌های بالاتر بازار، نگاه دقیق‌تر و موشکافانه‌تری را برای انتخاب ERP‌ مورد نیاز سازمان خود به ارائه کنندگان داشته باشند. به دلیل تعیین کننده بودن این راه حل در انجام فرایندهای کاری، این شرکتها از تیم‌های راهبری و شرکتهای بزرگ مشاوره‌ای تخصصی در این زمینه استفاده می‌کنند.
_ داشتن استاندارد،
_ سلسله مراتب اختیارات،
_ پیچیدگی،
_ حرفه‌ای بودن.
علاوه بر این موارد، ویژگیهای مشترکی به این شرح نیز برای تمامی طبقات وجود دارد:
_ نسبت‌های پرسنلی،
_ متمرکز بودن.

4-2. ابعاد محتوایی
رده‌های بازار از نظر ابعاد محتوایی سازمان (که معرف کلیت سازمان هستند) در وضعیت‌های زیر قرار دارند:
_ اندازه: بیان‌کننده بزرگی سازمان است که دارای متغیرهای گسترده‌ای، مانند: فروش، کل دارایی، دوایر متعدد و... است. اندازه بزرگتر رده‌های بالاتر بازار، از نظر مالی به کارگیری ERP‌های متناسب با نیاز آنها را مقدور ساخته، از بعد سرعت تصمیم‌گیری، سرعت اتخاذ تصمیم در این سازمانها را کاهش داده، نیاز به ایجاد تغییرات را کمتر می‌سازد.
_ تکنولوژی سازمان،
_ محیط،
_ فرهنگ،
_ هدفها و استراتژی‌های سازمان.

5. میزان آمادگی شرکتهای مستقر در رده‌های بازار ایران برای ERP
در این بخش میزان آمادگی و توانایی‌ شرکتهای مستقر در رده‌های چهارگانه بازار، در زمینه به‌کارگیری و اجرای ERP‌ مورد بررسی و سنجش قرار گرفته است. در این راستا پس از مرور شاخص‌های ارزیابی توانمندی شرکتها در به کارگیری و اجرای ERP‌، چندین شاخص‌ انتخاب شد که برای انتخاب نهایی آنها در حوزه ERP، از نظرات کارشناسان و خبرگان اجرایی شرکتهای پیاده‌ساز ERP‌ استفاده شد. در نهایت 4 شاخص برای سنجش میزان توانمندی شرکت‌های ایرانی در پیاده‌سازی، به‌کارگیری و اجرای ERP‌ بدست آمد. این شاخص‌ها عبارت‌اند از:

1. زیرساخت‌های فنی شرکت‌های موجود در رده‌های چهارگانه بازار‌:
منظور از زیرساختهای فنی وضعیت سخت‌افزار، نرم‌افزار و سیستم‌های شبکه‌ای سازمانهای مستقر در رده‌های مختلف بازار است.
2. میزان آمادگی شرکتها از بعد احساس نیاز و تفکر مدیریت در کاربری این راه‌حل.
در هر سازمان، عزم و اراده مدیران ارشد، به نشانة پشتیبان اصلی برای اجرای هدفهای سازمان محسوب می‌شود. در این گزارش منظور از احساس نیاز مدیر، میزان تمایل، توانمندی و پی‌گیری او در تحقق هدفهای تعریف شده سازمانی است.
3- میزان آمادگی شرکتها از بعد مهارتهای نیروی انسانی در به کارگیری این راه‌حل:
برنامه‌ریزی برای رسیدن به هدف در هر سازمانی، مستلزم استفاده از نیروهای کارآزموده و خبره است. میزان آمادگی نیروی انسانی شرکتها در استفاده از ERP تعیین کننده سرعت یادگیری در استفاده از این راه حل است.
4- میزان بودجه اختصاصی شرکتها برای خرید و به کارگیری این راه‌حل:
به طور معمول سازمانها بودجه ویژه‌ای برای بخش IT خود اختصاص می‌دهند. تعدادی از این سازمانها تفکیک این بودجه را برای ERP با توجه به هدف کلان خود مشخص می‌کنند که منظور ما در این بخش همان بودجه تخصیصی است. برای تعیین میزان آمادگی شرکتهای مستقر در چهار رده تعریف شده بازار ایران، علاوه بر دریافت نظر از شرکتهای رده‌های مختلف بازار، به این دلایل از ارائه‌دهندگان ERP نیز نظرخواهی صورت گرفت:
_ فعالیت شرکتهای نرم‌افزاری در رده‌های مختلف بازار، و آگاهی از وضعیت بازار به دلیل کار در بازار.
_ آگاهی کارشناسان شرکتهای نرم‌افزاری از وضعیت بخشهای مختلف صنایع کشور.
با این استدلال برای هر گروه از شرکتها پرسش‌نامه‌ای طراحی شده و از راه مصاحبه حضوری و تلفنی از 40 شرکت بزرگ نرم‌افزاری کشور و هم‌چنین 160 شرکت مستقر در رده‌های مختلف بازار براساس شاخص‌های مشخص شده، اطلاعات مورد نیاز فراهم آمد. براساس اطلاعات گردآوری شده از کارشناسان شرکتهای ارائه دهنده ERP، وزن و نمرات نهایی هر شاخص در هر رده به شرح جدول (2) حاصل شد:
6. جمع‌بندی میزان آمادگی رده‌های بازار ایران برای به کارگیری ERP
با توجه به اطلاعات موجود در جدول بالا، می‌توان به نتایج زیر دست یافت:
_ میزان بودجه اختصاص یافته شرکتها برای پیاده‌سازی و به کارگیری ERP‌ (توانایی مالی) از رده اول به سمت رده چهارم رو به کاهش است. شرکتهای رده‌های اول و دوم در بهترین جایگاه قرار دارند.
_ سطح مهارت نیروهای انسانی در تمامی رده‌ها تقریباً مشابه است. این امر بیانگر این مطلب است که شرکتهای ارائه‌دهنده ERP از بُعد آموزش نیروی انسانی و فرهنگ‌سازی برای کاربری این راه‌حل سازمانی، در رده‌های مختلف بازار وضعیت یکسانی را پیش رو خواهند داشت.
_ میزان احساس نیاز و تفکر مثبت مدیران ارشد در زمینه پیاده‌سازی و به کارگیری این راه‌حل سازمانی، در رده دوم، در بیشترین حد قرار دارد. شرکتهای موجود در رده‌های سوم و اول در رده‌های بعدی قرار دارند.
_ وضعیت آمادگی زیرساخت فنی در شرکتهای رده اول و دوم تقریباً یکسان است. اما تفاوت رده دوم با سوم بیشتر است. نکته جالب آن است که زیرساختهای فنی رده سوم با رده چهارم تفاوت فاحش دارند.
_ بر مبنای جمیع معیارها، رده‌های اول و دوم بازار، مطلوب‌ترین و مناسب‌ترین بخش‌های بازار برای شرکت‌های ارائه‌دهنده ERP محسوب می‌شوند. و به همان ترتیب رده سوم با اختلاف قابل توجهی از دو رده اول و دوم، در جایگاه سوم قرار دارد.

7. موانع و مشکلات بکارگیری ERP، از نظر کارشناسان طرف بازار
بخشی از پرسش‌نامه ارسالی به شرکتهای مستقر در طرف بازار ERP ایران در این پژوهش، به شناسایی موانع و مشکلات شرکتها و سازمانهای ایرانی در انتخاب، به کارگیری و پیاده‌سازی ERP، اختصاص داده شد. پس از گردآوری و جمع‌بندی اطلاعات، عوامل و موانع زیر به عنوان مهمترین مشکلات موجود در پیاده‌سازی و به کارگیری ERP ‌عنوان شد:
_ نبود برنامه‌ مدون و تفکر استراتژیک در سطح مدیریت کلان شرکتهای رده‌های مختلف بازار، برای انتخاب و به کارگیری ERP،
_ بالا بودن هزینه‌های خرید و پیاده‌سازی ERP،
_ نبود مجری مسلط و کارآزموده برای پیاده‌سازی در این زمینه،
_ مشکلات مربوط به مهندسی مجدد فرایندهای کاری و اصلاح روشهای سنتی براساس تجربه‌های موفق (بهترین فرایندها)،
_ عدم دسترسی به شرکتهای توانمند خارجی و عدم پشتیبانی مستقیم این شرکتها از محصولات خود به علت تحریمهای بین‌المللی،
_ لزوم تغییرات زیاد برای پیاده‌سازی ERP در سازمان، که مشکلات زیادی به هم‌راه خواهد آورد،
_ فراهم نبودن بستر فرهنگی لازم برای پذیرش سیستم‌های جدید در سازمان از سوی کارکنان،
_ ضعف امکانات زیر ساختی سازمانها و شرکتهای مستقر در رده‌های مختلف بازار،
_ نامناسب بودن نرم‌‌افزارهای ارائه شده در بازار و ناهماهنگی آن با سیستم‌های فعلی،
_ آگاهی و آشنایی اندک مدیران از مزایا و منافع به کارگیری این راه‌حل سازمانی.

نتیجه‌گیری
در این گزارش پس از مشخص کردن طبقات مختلف صنعت کشور، رده‌بندی بازار ERP براساس سرمایه ثبتی شرکتها ارائه شد. نتیجه این کار، ارائه دیدی کلان از وضعیت شرکتهای مستقر در رده‌های مختلف بازار ایران بود. در این پژوهش رده‌های مختلف بازار ایران در چهار رده دسته بندی شد.
براساس اطلاعات به دست آمده، این موارد از عوامل مهم روی‌آوری شرکتهای مستقر در رده‌های مختلف بازار به ERP بوده است:
_ وجود فرایندهای به نسبت پیچیده کاری در رده‌های بالای بازار، که به طرف رده‌های پایین‌تر از میزان آن کاسته می‌شود.
_ گستردگی فعالیت‌ها و منابع سازمانی و نیاز به کنترل و هماهنگی میان حوزه‌های کاری مختلف، به ویژه در رده‌های بالاتر،
_ حرکت به سوی صادرات محصولات، به منظور حفظ ماندگاری سازمان و افزایش رقابت در میان شرکتهای فعال در یک حیطه کاری مشخص و ورود رقبای خارجی به بازار این شرکت‌ها،
در مورد چهار رده به دست آمده از بازار ERP‌ ایران، تحلیل های ساختاری و محتوایی ارائه شد. در بخش دیگری نیز به بررسی وضعیت آمادگی زیرساختهای سرکتها و سازمانهای ایرانی برای پیاده سازی این راه حل، پرداخته شد. در بخش پایانی نیز مشکلات حرکت به سمت پیاده سازی این راه حل از دید کارشناسان عنوان شد.


مولف/مترجم: پرویز ناصری طاهری -حسن طاهری اردکانی -حجت اله خالو باقری
منبع: ماهنامه تدبیر- سال نوزدهم- شماره 195
منابع:
1) Altekar, 2005, Enterprisewide Resource Planning Theory And Practice,SatNam
2) Farzad Shafiei and David Sundaram, 2004, Multi- Enterprise Collaborative Enterprise Resource Planning
and Decision Support Systems , Department of Management Science & Information Systems
3) Laudon & Laudon, 2003 , Management Information Systems , 7th edition
4) Turban & Aronson, 2001 , Decision Support Systems and Intelligent Systems, 6th edition
5) Akkermans Henk A. , 2000, The Impact of ERP on Supply Chain Management , Eindhoven University
of Technology
6) Gunson John, Blasis, 2001, The Place and Key Success Factors of ERP in The New Paradigms of Business
Management, University of Geneva
7) www.Gartner.com
8- ابراهیمی، عبدالحمید، روستا، احمد، ونوس، داوور، مدیریت بازاریابی، انتشارات سمت، 1383.
9- وزارت صنایع و معادن، لوح فشرده داده‌های شرکتهای صنعتی ایران، 1384.

بررسی و شناخت عوامل موثر بر بهبود و ارتقاء رفتار سازمانی

ارسال شده توسط بابک بابکی | 14 Dec, 2013

چکیده: آنچه موجبات بقاء سازمانها را فراهم می آورد رعایت اصول و شیوه های صحیح انجام کارها است که سازمانها در محیط رقابتی محکوم به تمرکز و اجرای بهره وری می باشند. از این رو نیروز انسانی هر سازمان که عامل اصلی حیاتی هر سازمان بشما می آید باید مورد شناخت قرار گرفته شود. یک مهندس برق چیزهای زیادی یاد می گیرد ولی به ناچار برای کار در سازمان باید رفتار سازمانی بداند. علم رفتار سازمانی درصدد است تبیین کند که انسان در هر سازمان چرا و چگونه رفتار میکند.

واژه های کلیدی: رفتار سازمانی، اهداف سازمانی، بهره وری

مقدمه
مدیریت رفتار سازمانی به عنوان یک علم زمانی در تاریخ تفکر بشری در غرب به وجود آمد که بشر مدرن معنویات را از یاد برده بود و می کوشید با شناخت انسان و رفتار آن، او را به کنترل درآورد. که این امر سبب به وجود آمدن علم مدیریت رفتار سازمانی گردید. هدف رفتار سازمانی شناخت، پیش بینی و کنترل انسان در سازمان بوده و نه فقط به دنبال علل رفتار، بلکه با ارائه راه حل، او را هدایت می نماید. در مطالعه علم رفتار سازمانی از موضوعات تجربی – عینی و نظری و ذهنی بحث می شود. باید اذعان کرد که برای بقا در یک سازمان، پیش بینی رفتار انسان حیاتی می باشد. یک قانون نانوشته در سازمان این است که کسی که رفتار سازمانی نمی داند، وارد نشود. یک مهندس برق چیزهای زیادی یاد می گیرد ولی به ناچار برای کار در سازمان باید رفتار سازمانی بداند. علم رفتار سازمانی درصدد است تبیین کند که انسان در هر سازمان چرا و چگونه رفتار میکند. دنیای امروزی، دنیای سازمانی است و همه افراد بنحوی نقش سازمانی را ایفا می کنند؛ بنابر این درک رفتار سازمانی ضرورتی انکار ناپذیری را در جهان دارد.

اهمیت ضرورت شناخت و مطالعه رفتار سازمانی
یکی از سوالاتی که ممکن است برای افراد پیش آید این است که چرا در حال حاضر رفتار سازمانی در تمام سازمانها و ادارات به صورت جدی مورد مطالعه قرار می گیرد در حالی که در هیچ سازمانی نمودار مدیر رفتار سازمانی، معاون و یا رئیس رفتار سازمانی به مانند مدیر تولید، مدیر حسابداری و غیره دیده نمی شود.
به طور فطری هر انسانی تمایل دارد جهانی را که در آن زندگی می کند درک و پیش بینی کند. جهان امروزی، جهانی سازمانی است و همه مردان و زنان نقش سازمانی را در آن ایفا می کنند بنابر این درک و فهم رفتار سازمانی ضرورت بسیاری در جهان امروز دارد. تبیین روابط علت و معلولی به پیش بینی رفتار سازمانی کمک شایانی می کند. باید این نکته را مورد توجه قرارداد که این مدیریت در حد تبیین و پیش بینی رفتار باقی نمی ماند و بدنبال آن است که رفتار را مورد کنترل درآورد که این کنترل رفتار از هدف نهایی مطاله و بررسی علم مدیریت رفتار سازمانی می باشد.

تعارف رفتار سازمانی و شناسایی ریشه های آن
رفتار سازمانی علم مطالعه و کاربرد دانش درباره نحوه برخورد افراد در سازمانها می‌باشد. روابط بین مردم و سازمانها را در ارتباط با کل افراد، گروه ها، سازمانها را تشریح می نماید و هدف آن دستیابی به اهداف انسانی سازمانی و اجتماعی با ایجاد روابط بهتر می‌باشد.
باید این مهم را مورد توجه قرارداد که این علم تحت تاثیر علوم مختلفی بوده و آنها در شکل گیری و شکوفایی آن نقش داشته اند. در این بین علومی چون روان شناسی، جامعه شناسی، اقتصاد، مردم شناسی تاثیر بیشتری داشته و علومی چون پزشکی و علوم فنی نیز تا حدی در تکوین رفتار سازمانی نقش داشته اند.
•    روانشناسی. روانشناسان در مطالعه رفتار انسان به دنبال درک روان انسانند و در تبیین مفاهیم رفتار سازمانی همچون یادگیری، شخصیت، احساس، ادارک و غیره کمک شایانی را به مطالعه رفتار انسان نموده اند.
•    جامعه شناسی. برخلاف روانشناسان که به جنبه فردی رفتار تاکید دارد، جامعه شناسی به جنبه گروهی و اجتماهی تاکید دارد. رفتار گروهها در اجتماعات از دیرباز مورد توجه جامعه شناسان بوده و رفتار سازمانی مفاهیم کار تیمی، ساختار، ارتباطات و خیلی از معانی گروهی را از جامعه شناسان به عاریت گرفته است.
•    اقتصاد. رفتار شناسان معتقدند که مسائل اقتصادی موجب ایجاد نگرشهای خاصی و باعث بروز رفتارهای مختلفی در سازمانها می شود. افراد موفقیت پیشرفت خود را بر اساس پولی که میگیرند محاسبه می کنند حتی افرادی که به روح کار توجه نموده و برای پول ارزش چندانی قائل نیستند نیز از میزان پولی که میگیرند به عنوان یک بازخور استفاده می کنند.
•    مردم شناسی. دانشمندان این عرضه علاقمندند که رفتار انسان را در بطن جامعه و تاریخ گذشته مورد مطالعه قرار دهند. مقایسه مفاهیم، الگوها و مضامین فرهنگی در بین جوامع برای مردم شناسان جالب توجه بوده و ریشه تفکرات فرهنگ سازمانی در رفتار سازمانی به کارهای مردم شناسان بر می گردد.
ملاحظه می شود رشته های مختلفی در شکل گیری و تکامل رفتار سازمانی نقش داشته اند و این مسئله ایست که می تواند در مورد بسیاری از حوزه های مطالعاتی علم مدیریت صادق باشد.

بهبود و ارتقای رفتار سازمانی
برای بهبود و ارتقاء رفتار سازمانی ابتدا باید متغییر های تاثیر گذار بر آن را شناسایی کرد. به طور کلی دو دسته متغییر در رفتار سازمانی مورد مطالعه قرار می گیرند که عبارتند از متغییر های وابسته و مستقل.
متغییر های وابسته متغییر هایی هستند که تحت تاثیر متغییرهای مستقل اند؛ همه تلاشهای محققان رفتار سازمانی در نهایت در جهت مداخله در این متغییرهاست. تبیین و شناسایی این متغییرها از اهمیت بسزایی برخوردار است. افزایش رضایت شغلی،ارتقاء بهره وری، کاهش غیبت و جابجایی، تقویت رفتار شهروندی سازمانی و وفاداری سازمانی و عجین شدن با شغل هدف غایی مدیریت رفتار سازمانی است که شناسایی هر کدام از آنها بنحوی باعث بهبود و ارتقا رفتار سازمانی خواهد بود.

روشهای تغییر و بهبود رفتا سازمانی:
•    آموزش: تغییر رفتار در یک سازمان از مهم ترین برنامه های آموزش عمومی و از مهمترین روشهای تغییر و بهبود رفتار سازمانی است. بطور کلی آموزش یک روش اساسی ایجاد تحول و تغییر در سازمان است. آموزش و بهبود رفتار مدیران در اکثر سازمانها مورد توجه بیشتری نسبت به سایر افراد محور فعالیت بوده است.
•    تغییر افراد کلیدی: اگر در سازمان افراد مورد نظر در پست های کلیدی رفتار سازمانیمطلوب و مناسبی داشته باشند با تغییر و انتصاب آنها در پست های مختلف منجر به انتقال مفاهیم، تجربیات، ارزشها و همچنین کسب معرفت شده و موجب بهبود و ارتقاء رفتار سازمانی می شود.
•    توسعه نظام مشارکتی: یکی از روشهای بهبود و ارتقاء رفتار سازمانی، ایجاد توسعه نظام مشارکتی در سازمان است. در این نظام از آنجا که فکر و نظریات افراد مورد توجه قرار دارد، منجر به پرورش حس وفاداری، همکاری و تعهد افراد نسبت به سازمان می شود.
•    نظام ارزشیابی عملکرد: معیارهای ارزشیابی عملکرد مدیران و سایر کارکنان می تواند به ترویج رفتار سازمانی کمک شایانی کند. در واقع در این نظام به کیفیت و کمیت کار نباید توجه نمود بلکه بر اساس ارزش های رفتار سازمانی، معیارهایی تدوین گشته که به بهبود و ارتقا رفتار سازمانی بیانجامد.

نقش مدیران و رهبران در بهبود و ارتقای رفتار سازمانی
مدیران ارشد و رهبران، مسئول مدیریت رفتار سازمانی برای دستیابی به اهداف آینده سازمان هستند. بازبینی، تصحیح، بهبود و تطابق رفتار سازمانی، از نقش های اساسی و مهم رهبران در سازمان است. اگر رهبر می خواهد سازمان را به سوی آینده مطلوب رهنمایی نماید، در نخستین قدم باید اطمینان حاصل نماید که رفتار سازمانی با او همراهی نماید و بعد از آن اینکه بخش ها ، افراد و گروهها نیز بر سر موضوع با یکدیگر توافق داخلی دارند. یک مدیر باید همواره رفتار سازمانی را مورد بررسی و بازبینی قرار دهد تا بتواند مواردی که احتمال عدم موفقیت در آن وجود دارد را شناسایی قرار دهد. برنامه آموزشی تدارک دیده و به کنترل های مالی و از همه مهمتر به خلاقیت افراد توجه کرده و سنتها و اقدامهای که مانع پیشرفت می شوند را شناسایی کنند.

تاثیر فناوری اطلاعات بر رفتار سازمانی
اهميت و نقش فناوري اطلاعات و ارتباطات در اصلاح و بهبود رفتار سازماني كه به افزايش بهره وري سازمان مي انجامد امري انكار ناپذير است. اینترنت و انواع دیگر فناوری اطلاعات زندگی را متحول نموده است. هر فرد در هر سازمان می تواند با تمام نقاط دنیا ارتباط برقرار نماید. در دورن سازمانها ارتباطات سهولت پیدا کرده و در بیرون از سازمانها، مرزهای جغرافیایی از بین رفته است. مسلماً چنین وضعیتی تاثیر عمیق بر رفتار سازمانی داشته و کیفیت ارتباطات را تحت تاثیر خود قرار خواهد داد. بعنوان مثال می توان کار از راه دور را مثال آورد که نیاز به ایاب و ذهاب را از بین برده و افراد از طریق منزل و با یک رایانه شخصی کارهای اداری را انجام می دهند و از بسیاری از هزینه های اضافی جلوگیری خواهد شد.

نتیجه:
دنیای امروزی، دنیای سازمانی است و همه افراد بنحوی نقش سازمانی را ایفا می کنند؛ بنابراین درک رفتار سازمانی ضرورتی انکار ناپذیر را در جهان داشته دارد و از سویی مدیران و افراد امروزه با چالشهای متعددی در محیطهای کاری روبه برو هستند که در صورت آگاهی از رفتار سازمانی مناسب می توانند با ابراز رفتار مناسب در سازمان باعث حفظ جایگاه و منزلت سازممان باشند.


منابع:
قلی پور آرین 1380. جامعه شناسی سازمانها: رویکرد جامعه شناختی به سازمان و مدیریت، سمت، چاپ هفتم، شماره 53
قلی پور آرین 1388. مدیریت رفتار سازمانی: رفتار فردی، سمت، چاپ دوم

 

موضوع: بررسی و شناخت عوامل موثر بر بهبود و ارتقاء رفتار سازمانی
•   نویسنده: موسی رضایی قشمی
•    دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی (گرایش تحول) دانشگاه آزاد اسلامی واحد قشم
•    استاد راهنما: جناب آقای دکتر شهباز براهویی

هفت فناوري جديد كه همه چيز را تغيير خواهند داد

ارسال شده توسط بابک بابکی | 12 Dec, 2013
1- ‌AJAX
اين فناوري باعث مي‌شود برنامه‌‌هاي كاربردي تحت وب رفتاري همانند نرم‌افزار‌هاي نصب شده روي كامپيو‌تر از خود نشان دهند. ‌اهميت آن هم در اين است كه اكثر برنامه‌‌هاي كاربردي تحت وب براي اجرا نياز دارند يك صفحه وب كاربر باز كنند و همين امر معمولاً دليل كند بودن اجراي اين گونه برنامه‌هاست. اما ‌Asynchronous JavaScript and XML‌) ‌AJAX) ورود اطلاعات و ديتا‌هاي جديد را همزمان با بروزرساني محتوا در نگام اجراي برنامه مقدور مي‌سازد.

ممكن است خود شما هم از ‌‌AJAX استفاده كرده باشيد: روش س‌ل‌ري جستجوگر‌‌ ‌A9 آمازون، سرويس‌ جي‌ميل‌ گوگل، سيستم درجه‌بندي فيلم ‌Netflix،‌ و سرويس عكس فليكر ياهو. با اين‌حال جسي جيمز گرت، مشاور وب كه با نام ‌AJAX به شهرت رسيده است اعتقاد دارد: تأثير واقعي اين فناوري بر برنامه‌‌هاي كاربردي در مقياس تجاري و‌‌Enterprise است؛ جايي‌كه سرعت كار كاربران تحت شبكه افزايش قابل ملاحظه‌اي مي‌يابد. شركت نرم‌افزاري ‌Tibco، پيش از اين، يكپارچه‌سازي ‌AJAX را با زيرساخت رابط عمومي‌ محصول خود آغاز نموده است. مايكروسافت نيز ساخت يك توسعه دهنده ‌AJAX را آغاز نموده‌است كه نمايانگر فرارسيدن دوران مهم و تأثيرگذاري اين فناوري است.‌


2 -‌ ‌WiMax‌
اين فناوري را مي‌توان تقويت شده ‌‌WiFi دانست كه بُرد موثرآن از لحاظ نظري سي مايل است. اهميت آن هم در اين است كه ‌WiFi فناوري خوبي است. اما برد محدودي دارد. شركت اينتل در زمينه توسعه استاندارد‌هاي ‌WiMax پيش‌قدم شده‌است و به‌نظر مي‌‌رسد تا دو سال آينده مي‌‌توانيم منتظر ارائه سرويس‌‌هايي مبتني بر اين فناوري باشيم. ابتدا در بازارهاي روستايي در ايالات متحده، اروپا و آسيا و پس از آن در بازار‌هاي مخابراتي ديگر نقاط جهان. در يك اقدام آزمايشي، اينتل يك فيلم ديجيتالي را از طريق شبكه‌هاي با برد 55 مايل و به وسيله فرستنده‌‌هاي ‌‌WiMax به يك جشنواره فيلم ارسال نمود.

منتقدان بدبين استدلال مي‌كنند كه‌ ممكن است فناوري‌هاي رقابتي آينده، WiMax را، به‌زودي از بازار بيرون برانند. اما در اين رابطه نبايد تأثير شركت‌هايي از قبيل ‌AT&T ،BellSouth ،Qwest و ‌Sprint PCS كه براي پشتيباني از اين فناوري برنامه‌ريزي كرده‌اند را دست كم گرفت. موسسه تحقيقاتي‌ ‌ABI تخمين مي‌زند كه تا سال 2008 مشتركان‌‌WiMax از مرز هشت ميليون مشترك بگذرد. گروه تحقيقاتي ‌‌Maravedis Telecom مي‌گويد: تقاضا براي ‌‌WiMax تا سال 2010 بازاري در حدود دوميليارددلار به‌وجود خواهد آورد. چنانچه اين پيشگويي‌ها به واقعيت بپيوندند، DSL، شبكه‌‌هاي كابلي و حتي ارتباطات‌ ‌‌T1 را ديگر مي‌توان جزئي از تاريخ گذشته دانست.

3 - جستجوي عمقي وب‌
اين فناوري به‌ شكلي جسورانه‌ ديگر موتور‌هاي جستجو را به چالش مي‌كشد.‌ اهميت آن نيز به اين دليل است كه شايد گوگل تاكنون حدود هشت ميليارد صفحه وب را نشانه‌گذاري كرده باشد. ولي اين تنها نمونه‌اي از خروار است. صفحات زياد ديگري پشت فايروال شركت‌ها و يا داخل بانك‌هاي اطلاعاتي پنهان مانده‌ و منتظرند موتور‌هاي جستجو آن‌ها را شناسايي و نشانه‌گذاري كنند. براساس برخي تخمين‌ها اين دسته از صفحات وب كه اصطلاحاً به " صفحات تاريك " معروفند، پانصد برابر بيش‌تر از ‌چيزي است كه امروزه به‌نام شبكه جهاني اينترنت مي‌‌شناسيم.

بر خلاف محتواي عمومي‌ اينترنت، روبات‌هاي خزنده‌ موتورهاي جستجوي عادي نمي‌توانند اين محتويات پنهان را شناسايي و ايندكس‌گذاري نمايند و بايد با تكنيك‌هاي خاصي به انباره‌‌هاي اطلاعاتي عظيم موتورهاي جستجو اضافه شوند.

قبل از ظهور ابزار‌هاي جستجوگر دسكتاپ‌، كامپيو‌ترها عضو پنهاني از وب بودند كه با وجود اتصال به اينترنت، محتويات آن‌ها جستجو و نشانه‌گذاري نمي‌شد. شبكه‌‌هاي اشتراك‌گذاري موسيقي، دستگاه‌ها را براي يافتن فايل‌هاي‌‌ ‌MP3 جستجو مي‌كردند. اما قبل از پيوستن هارد دستگاه به شبكه قابل رويت اينترنت، توافقات و شروط عمدتاً خدعه‌آميزي در زمينه‌ امنيت و حفظ حريم خصوصي وجود داشتند كه مي‌بايست مورد پذيرش واقع شوند. به علا‌وه، هنوز ميليون‌ها نسخه ديجيتالي نسخه‌برداري‌شده از روي كتب وجود‌دارند كه منتظر اتصال به اينترنت مي‌‌باشند. در نهايت جستجوي عمقي وب، مي‌تواند بهتر از ارائه صدها لينك، به سؤال‌هاي مستقيم پاسخ مناسبي بدهد. زيرا هنوز بسياري از منابع موثق و غني منتظر اتصال به شبكه جهاني ايتنرنتند.‌

4 - راديوي با كيفيت بالا‌‌
اين فناوري ماهواره نيست. يك راديوي معمولي در حال ارتقاست. با كيفيتي در حد سي‌دي‌ و كانال‌هاي بسيار بيشتر.‌اهميت آن هم در اين است كه امروزه و تحت فشار سرويس‌دهندگان ماهوار‌ه‌اي نظير ‌‌XM Radio و Sirius، سرويس‌هاي آنلاين موسيقي و ابزار‌هايي همانند آي‌پاد، صنعت راديو كه درآمد ساليانه‌اي بالغ بر بيست ميليارد دلار دارد، به‌صورت پيوسته در حال از دست‌دادن شنوندگان خود است. در اين ميان راديوي ‌‌HD به‌عنوان يك راه حل خوب مي‌تواند اين وضعيت را تغييردهد.

در اين فناوري باند موج راديويي موجود كه در اختيار مالكان ايستگاه‌هاي پخش قراردارند، به باند‌هاي بسيار كم‌عرض و باريك تبديل مي‌‌شوند. هر باند از يك ايستگاه جديد پشتيباني مي‌‌نمايد. بدين صورت هر ايستگاه ‌FM يا ‌‌AM مي‌تواند به هشت كانال تفكيك شود و به اين وسيله هشت برابر قبل موسيقي، گفتار و از همه مهم‌تر تبليغات را پخش نمايد و از آنجايي‌كه اين كانال‌ها ديجيتالي هستند، برنامه‌‌هاي راديويي ‌‌HD به‌سادگي قابل ضبطند و به شنوندگان خود امكان مي‌دهند پخش برنامه‌‌هاي زنده را ‌‌Pause كنند يا به عقب برگردانند؛ همانند امكاني كه سرويس ‌‌TiVo براي برنامه‌‌هاي تلويزيوني مهيا نموده‌است.‌

در حال حاضر در ايالات متحده حدود 450 ايستگاه به‌صورت ‌‌HD برنامه پخش مي‌كنند. در سال 2007 اين تعداد با افزايش به 2500 ايستگاه، نوددرصد ايالات متحده را فرا خواهد گرفت. بزرگ‌ترين مانع پذيرش اين فناوري نيز اين است كه شنوندگان مجبورند دستگاه‌هاي راديوي جديدي بخرند تا بتوانند سيگنال‌هاي راديوي ‌‌HD را دريافت نمايند.‌

5 - تلفن‌هاي همراه تركيبي‌
اين فناوري مربوط به تلفن‌هاي سلولي (همراه) است كه مي‌تواند با پروتكل ‌WiFi كار كند و سيستم‌هاي تلفن‌هاي همراه و ثابت را با يكديگر ادغام نمايد. اهميت آن هم اين است كه با عرضه اين نوع تلفن‌ها در اواسط سال 2006، در پانزده مدل و با قيمت متوسط، سرويس‌هاي ‌تركيبي به‌طور خودكار جاي خود را به شبكه‌‌هاي باز مبتني بر ‌‌‌WiFi در داخل محل كار و منازل خواهند داد. اين‌كار باعث خواهد شد دو نقص و محدوديت عمده كه متوجه مشتريان و مصرف كنندگان است، برطرف گردند: رويكرد به فناوري ‌‌‌WiFi به‌طور وسيعي باعث افزايش كيفيت مكالمه در داخل مكان‌ها و برج‌هاي تجاري مي‌گردد كه معمولاً پوشش دادن اين مكان‌ها با شبكه‌‌هاي سلولي مشكل است. به‌علاوه، باعث افزايش سرعت گشت‌زني در اينترنت با استفاده از تلفن‌هاي هوشمند خواهد شد. ارتقايي كه باعث خواهد شد اين دستگاه‌ها عاقبت به‌صورت يك جايگزين ماندگار براي PCها مطرح شوند.

همگرايي شبكه‌‌هاي بي‌سيم و ثابت به‌همراه سرويس‌هايي كه روي اين ‌تركيب سيستمي‌ ارائه خواهند شد، جايي است كه سرمايه‌گذاران مايل به خرج كردن بخش مهمي از سرمايه خود هستند. براساس تحقيقات شركت ‌‌ABI، مشتريان در پنج سال آينده صد‌ميليون دلار بابت تلفن‌هاي ‌تركيبي هزينه خواهند نمود.‌

6- باتري‌هاي سوختي بسيار كوچك‌
اين فناوري مربوط به باتري‌هاي تجهيزات قابل حمل است كه از يك منبع خارجي با سوخت قابل شارژ (نظير هيدروژن، گاز طبيعي، متانول، اتانول و سديم بروهيدرات) تغذيه مي‌كنند.‌ اهميت اين فناوري هم آن است كه هر چه دستگاه‌‌هاي ديجيتالي پر مصرف‌تري به بازار بيايند، باتري‌‌هاي ليتيومي‌ كمتري يافت مي‌‌شوند كه توان پاسخگويي به اين مصارف بالا را داشته باشند. باتري‌هاي سوختي (Fuel Cell‌) جايگزين مناسبي براي اين باتري‌ها هستند. فناوري محبوب در اين زمينه ‌Direct Methanol Fuel Cell‌) DMCF) ‌نام دارد.

در اين روش براي توليد انرژي موردنياز، متانول و اكسيژن با يكديگر ‌تركيب مي‌‌شوند. شركت هيتاچي در حال كار روي نوعي از اين باتري براي استفاده در لپ‌تاپ‌‌هاي خود است كه تا سال 2007 به بازار عرضه خواهدشد. همچنين شركت ژاپني ‌NTT DoCoMo،‌ توليدكننده بزرگ تلفن‌هاي سلولي با همكاري فوجيتسو در حال كار روي مدل باريكي از اين نوع باتري سوختي براي تلفن‌هاي همراه است.‌

مرحله گذار از باتري‌‌هاي قديمي‌ به اين باتري‌ها به زمان نياز دارد. بنابراين نبايد انتظار خريد يك باتري سوختي را به همين زودي‌ها داشته باشيم. ولي گروه تحقيقاتي‌ ‌Research Markets اطلاعاتي را در اين زمينه منتشر نموده‌است كه نشان‌ مي‌دهد رشد فروش باتري‌‌هاي سوختي كم‌حجم تا سال 2008 به 510 ميليون دلار و تا سال 2013 به يازده ميليارد دلار مي‌‌رسد.

7‌- Biogenerics
فناوري ايجاد فرم ژنريك پروتئين‌هاي دارويي داراي حق انحصار است كه شركت‌هاي بزرگ فعال درحوزه فناوري‌هاي پيشرفته دارويي آن را عرضه مي‌نمايد. اهميت آن هم اين است كه ‌شركت‌هايي نظير ‌‌Amgen و ‌‌Genentech براي درمان بيماري‌هاي زيادي، از نارسايي‌هاي مزمن كليه گرفته تا ديابت، به درمان‌هاي پرهزينه مبتني بر پروتئين‌ها وابستگي زيادي دارند.

اين روش‌هاي درماني ثبت شده و انحصاري كه به نام ‌‌Biodrugs نيز شناخته مي‌‌شوند، در سال گذشته براي اين شركت‌ها درآمدي بالغ بر هيجده ميليارددلار را در پي داشتند. اكنون بسياري از اين روش‌هاي درماني سودآور در حال از دست دادن انحصار خود هستند. اين بدين معني است كه چنانچه ديگر رقبا بتوانند از روي اين روش‌ها كپي‌برداري كنند، حق فروش آنان را خواهند داشت. اما شبيه‌سازي ‌(Cloning) يك پروتئين بسيار دشوار‌تر از كپي‌برداري از آسپيرين خواهد بود و تا زماني‌كه اين شبيه‌سازي، كامل و بي عيب و نقص نباشد، توليد آنان تاييد نخواهد شد. ‌

‌Biogenerics در كشور‌هاي هند و چين بسيار مورد توجه و علاقه شركت‌هاي داروسازي قرار گرفته است و به زودي اين فناوري در كشور‌هاي عضو اتحاديه اروپا نيز ارائه خواهد شد. البته اتحاديه دارويي ايالا‌ت متحده (‌FDA) براي داخل كشور شرايط و مقرراتي را وضع كرده‌است و صنايع مربوط به اين فناوري هم بر اساس چگونگي استفاده از اين داروها شكل خواهند گرفت. ‌‌Biogeneric قادر خواهد بود تا يازده درصد از كل بازار ‌‌Biodrug را به خود اختصاص دهد و اين مسئله مي‌تواند باعث سقوط قيمت‌ها گردد. اين خبر بدي براي طرفداران ‌ژنتيك و خبري بالقوه عالي براي بيماران است.

*ماهنامه شبکه - شماره 63

سنجش موفقيت برنامه ريزي فناوري اطلاعات IT/ISSP

ارسال شده توسط بابک بابکی | 10 Dec, 2013
چکيده: براي برنامه ريزي استراتژيک فناوري اطلاعات و سيستم‌هاي اطلاعاتي چارچوبهاي متفاوتي ارائه شده است، ولي هنوز سازمانها در تدوين استراتژيهاي فناوري اطلاعات با مشکلاتي مواجه هستند که نهايتا اين مشکلات منجر به شکست برنامه‌ها مي‌شود. اين شکست‌ها غالبا به اين دليل است که چارچوبهاي مختلف برنامه‌ريزي
استراتژيک فناوري اطلاعات، در شناسايي مشکلات ريشه‌اي مربوط به سيستم‌هاي اطلاعاتي که بندرت مشکلات فني و تکنولوژيک هستند، دچار ناکارايي هستند که اين امر ناشي از توجه نکردن به رابطه بين فناوري اطلاعات با محتواي سازماني است. در اين مقاله سعي شده است تا با ارائه يک مدلي با رويکرد سازماني، عواملي که کيفيت و موفقيت اين فرايند را متاثر مي‌کنند، شناسايي کنيم.

مقدمه
برنامه ريزي استراتژيک فناوري اطلاعات و سيستم‌هاي اطلاعاتي(IT/ISSP) عامل اساسي در انسجام فناوري اطلاعات در يک سازمان براي افزايش مزيت رقابتي است. طبق مطالعات انجام شده روي مباحث مديريت سيستم‌هاي اطلاعاتي، برنامه ريزي استراتژيک سيستم‌هاي اطلاعاتي يکي از ده موضوع اصلي است که مديران شرکتها و متخصصان سيستم‌هاي اطلاعاتي با آن مواجهند.
فرايندIT/ISSP شامل افقهاي برنامه ريزي بلندمدت براي سرمايه ها، خدمات انساني، تخصص فني، الزامات سخت افزاري و نرم افزاري براي استفاده از فرصتهاي پيش آمده است. لدرر و ستي (1996) نشان دادند که IT/ISSP ناقص ممکن است منجر به شکست پيش بيني هاي انجام شده براي سرمايه گذاريها در سيستم‌هاي اطلاعاتي و فناوري اطلاعات شود که نهايتا منجر به ايجاد سيستم‌هاي اطلاعاتي غير منعطف ، تکراري و ناقص مي‌شود. برنامه ريزي استراتژيک سيستم‌هاي اطلاعاتي يک وظيفه مديريتي بسيار مهم است که باعث مي‌شود تا سازمان بطور اثربخشتر و مناسبتر از فناوري اطلاعات استفاده کند.
مطالعات گذشته در اين زمينه، عموماً بر متدولوژي‌هاي برنامه ريزي سيستم‌هاي اطلاعاتي، منافع و مشکلات برنامه ريزي سيستم‌هاي اطلاعاتي، ارزيابي اثر، مراحل رشد، نقش کميته راهبري، طرح تحقيق براي برنامه ريزي سيستم‌هاي اطلاعاتي، ابعاد فرايندي و محتوايي برنامه ريزي سيستم‌هاي اطلاعاتي، هم راستايي بين برنامه ريزي سيستم‌هاي اطلاعاتي و برنامه ريزي تجاري و خود فرايند برنامه ريزي، تمرکز داشته‌اند.
براي مثال (لدرر و ستي 1911) گزارش دادند که سازماندهي و پياده سازي ، ابعاد مهم برنامه ريزي سيستم‌هاي اطلاعاتي هستند. داس و همکاران، ابعاد برنامه ريزي سيستم‌هاي اطلاعاتي را به متغيرهاي محتوايي و فرايندي تقسيم کردند و نشان دادند که رسميت، حوزه کاربري، مشارکت ، نفوذ و همکاري ، ابعاد مهم برنامه ريزي سيستم‌هاي اطلاعاتي هستند. محققان ديگري ادعا مي‌کنند که ابعاد برنامه ريزي سيستم‌هاي اطلاعاتي عبارتند از: رسميت، ميزان تلاش براي برنامه ريزي، توجيه فرايندها، افق برنامه ريزي و ميزان مشارکت و درگيري مديران ارشد سازمان. همچنين يکسري از مطالعات، تاثير فرايند برنامه ريزي سيستم‌هاي اطلاعاتي و انسجام برنامه ريزي سيستم‌هاي اطلاعاتي را مورد بررسي قرار داده اند.
(سگارز و گروور، 1998) چهار عامل هم راستايي، تحليل برنامه ريزي، همکاري و توانمندي در برنامه ريزي را بعنوان عوامل موثر بر برنامه ريزي استراتژيک سيستم‌هاي اطلاعاتي شناسايي کردند. راگواناتان و راگواناتان (1996) مدل موفقيت برنامه ريزي را از ادبيات مديريت استراتژيک توسعه دادند و تلاش کردند تا موفقيت برنامه ريزي سيستم‌هاي اطلاعاتي را مفهوم سازي و اعتبار سنجي کنند.
با توجه به پيشينه ارائه شده، فرايند برنامه ريزي استراتژيک فناوري اطلاعات و سيستم‌هاي اطلاعاتي خيلي پيچيده تر از آن است که بتوان آن را با تغييرات تکنولوژيک اداره کرد. تئووآنگ (2000) بيان مي‌کنند که فرايند IT/ISSP بسيار وابسته به محتوي است و بايد از ديدگاه سازماني به آن نگاه شود. بنابراين اثربخشي و کيفيت برنامه ريزي سيستم‌هاي اطلاعاتي وابسته به ماهيت عمليات سيستم‌هاي اطلاعاتي، خصوصيات و مشخصه هاي سازماني و خود فرايند برنامه ريزي است. اگرچه مطالعات گذشته يکسري فاکتورها و ابعاد را شناسايي کرده اند، ولي بين آنها ارتباط اندکي را پيدا کرده اند. بنابراين در اين مقاله سعي شده است تا بيشتر با ديد سازماني و مديريتي و با عنايت به مطالعات گذشته ، عوامل موثر بر کيفيت فرايند IT/ISSP شناسايي شود و به کمک آن مدلي براي سنجش ميزان موفقيت اين فرايند مهم، ارائه شود.

رويکرد هاي برنامه ريزي استراتژيک فناوري اطلاعات
سه نقش اساسي فناوري اطلاعات عبارتند از نقشهاي اجرايي، عملياتي و رقابتي. نقش اجرايي شامل اتوماسيون فعاليتهاي حسابرسي و کنترل است که مستلزم استقرار يک بستر کارا از فناوري اطلاعات است. نقش عملياتي، يک حالت توسعه يافته‌اي از نقش اجرايي است، با اين وجه تمايز که شامل ايجاد و استقرار يک بستري از فناوري اطلاعات است که باعث ايجاد توانايي در اتوماسيون کل فرايندهاي تجاري سازمان مي‌شود. نقش رقابتي هم، شامل استقرار يکسري برنامه هاي کاربردي جديد از فناوري اطلاعات است که بتوان به آن به عنوان يک مزيت رقابتي در محيط بازار نگريست. امروزه بيشتر به نقش و اساس رقابتي فناوري اطلاعات توجه مي‌شود. بنابراين براي استفاده از فناوري اطلاعات بعنوان يک مزيت رقابتي ما نياز به برنامه ريزي استراتژيک داريم تا بتوان از آن در تحقق اهداف استراتژيک سازمان استفاده کرد.
از نظر (لدرر و ستي، 1996) برنامه ريزي استراتژيک سيستم‌هاي اطلاعاتي عبارت است از فرايند شناسايي يک پرتفوليويي از برنامه هاي کاربردي مبتني بر کامپيوتر که به سازمان در تحقق اهداف تجاري اش کمک مي‌کند. برنامه ريزي سيستم‌هاي اطلاعاتي يک فرايند مديريتي است براي ايجاد انسجام سيستم‌هاي اطلاعاتي با فرايند برنامه ريزي سازمان، مرتبط کردن برنامه هاي کاربردي سيستم‌هاي اطلاعاتي با اهداف تجاري سازمان و تعيين الزامات اطلاعاتي براي دستيابي به اهداف بلند مدت و کوتاه مدت سازماني. به عبارت ديگر برنامه ريزي استراتژيک فناوري اطلاعات و سيستم‌هاي اطلاعاتي عبارت است از فرايند جستجوي يکسري برنامه هاي کاربردي از سيستم‌هاي اطلاعاتي استراتژيک که سازمان را قادر به کسب مزيت رقابتي کند. نتيجه برنامه ريزي استراتژيک سيستم‌هاي اطلاعاتي عبارت است از يکسري برنامه هاي اجرايي که وجود اين برنامه ها براي ايجاد هم راستايي بين نيازهاي اطلاعاتي سازمان با جهت گيريهاي استراتژيک آن لازم و ضروري است.
بر اساس مطالعه انجام شده توسط تئووآنگ (2000) يکسري دلايل براي نشان دادن لزوم برنامه ريزي استراتژيک سيستم‌هاي اطلاعاتي ليست شده است که از آن جمله عبارتند از: پشتيباني بهتر از اهداف تجاري سازمان، بهبود انسجام بين سيستمها، بهره مندي از فناوري اطلاعات بعنوان يک مزيت رقابتي، اولويت بندي پروژه هاي سيستم‌هاي اطلاعاتي، افزايش پشتيباني مديريت ارشد سازمان از عمليات سيستم‌هاي اطلاعاتي، تسهيل تصميم گيري راجع به سرمايه گذاري در زمينه سيستم‌هاي اطلاعاتي، بهبود تخصيص منابع، پيش بيني منابع مورد نياز ، تسهيل ارتباطات با مديريت ارشد و ... .
براي برنامه ريزي استراتژيک فناوري اطلاعات و سيستم‌هاي اطلاعاتي چارچوبهاي مختلفي ارائه شده است، مثل مدل BSP ارائه شده توسط شرکتIBM، دگر سازي استراتژي‌ها، عوامل کليدي موفقيت، مديريت پورتفوليو، مهندسي اطلاعات، توصيف اطلاعات تجاري، روش تحليل End/Means و ... به دليل پيچيدگي فرايند برنامه ريزي استراتژيک فناوري اطلاعات و به دليل وجود موقعيتهاي خاص براي هر سازمان، نمي‌توان يک بهترين روش را براي اين فرايند مهم پيشنهاد کرد.
محققان مختلف به روشهاي متفاوتي اين چارچوبها را تقسيم بندي کرده اند. ويتال و همکاران (1986) متدولوژي‌هاي برنامه‌ريزي سيستم‌هاي اطلاعاتي را به دو حوزه تقسيم مي‌کنند: هم راستايي و اثرگذاري. متدولوژي‌هاي اثرگذاري توجيه کننده استفاده‌هاي جديد از فناوري اطلاعات است در حالي‌که متدولوژي‌هاي هم راستايي هدفشان ايجاد هم راستايي بين اهداف تجاري با اهداف سيستم‌هاي اطلاعاتي است. متدولوژي‌هاي اثرگذاري شامل تحليل زنجيره ارزش و عوامل کليدي موفقيت است. متدولوژي‌هاي هم راستايي هم شامل روش BSP ، روش SSP و روش مهندسي اطلاعات است.

هم راستايي استراتژي‌هاي تجاري و سيستم‌هاي اطلاعاتي
يکي از جنبه هاي کليدي برنامه ريزي استراتژيک سيستم‌هاي اطلاعاتي عبارت است از هم راستايي ميان برنامه ريزي سيستم‌هاي اطلاعاتي و برنامه ريزي تجاري سازمان. هم راستايي بين برنامه ريزي سيستم‌هاي اطلاعاتي و برنامه ريزي تجاري سازمان براي حصول اطمينان از اينکه عمليات سيستم‌هاي اطلاعاتي از اهداف و فعاليتهاي سازماني در تمام سطوح پشتيباني مي‌کند و استفاده بهتر از فناوري اطلاعات به منظور دستيابي به مزيت استراتژيک، لازم و ضروري است چنين هم راستايي سازمان را در شناسايي برنامه هاي کاربردي که بايد توسعه داده شوند و اطمينان از اينکه منابع کافي به اين برنامه هاي کاربردي اختصاص داده شده است، کمک مي‌کند. نبود هم راستايي در برنامه ريزي سيستم‌هاي اطلاعاتي و برنامه ريزي تجاري يک عامل شکست سرمايه گذاري در فناوري اطلاعات است. تصميمات سرمايه گذاري در فناوري اطلاعات غالبا بر اساس برنامه ريزي سيستم‌هاي اطلاعاتي و اهداف تجاري سازمان اتخاذ مي‌شود. بنابراين اين هم راستايي منجر به اثر بخشي سيستم‌هاي اطلاعاتي مي‌شود.
هم راستايي استراتژيک عبارت است از ارتباط برنامه هاي تجاري و سيستم‌هاي اطلاعاتي سازمان. از طريق ايجاد اين هم راستايي، منابع اطلاعاتي سازمان، اهداف تجاري سازمان را پشتيباني مي کنند و از فرصتهاي پيش آمده براي استفاده استراتژيک از سيستم‌هاي اطلاعاتي بهره مند مي‌شوند.
کينگ (1978) چنين هم راستايي را در رابطه يک طرفه، که برنامه هاي تجاري سازمان برنامه هاي سيستم‌هاي اطلاعاتي را متاثر مي‌کند، نشان داد، ولي برنامه هاي کاربردي، استراتژي‌هاي تجاري سازمان را تحت تاثير قرار مي‌دهند. بنابراين برنامه ريزي سيستم‌هاي اطلاعاتي فقط برگرفته از برنامه هاي تجاري نيست بلکه بر آن تاثير نيز مي‌گذارد بنابراين برنامه ريزي تجاري و سيستم‌هاي اطلاعاتي بطور دو طرفه، بر هم تاثير مي‌گذارند. هم چنين برخي از مطالعات وجود رابطه منسجم بين اين دو نوع برنامه ريزي را بطور همزمان در يک فرايند برنامه ريزي نشان مي‌دهد.
کرنز و لدرر (2000) هم، در مطالعه خود دو دسته هم راستايي استراتژيک را شناسايي کردند. در نوع اول برنامه هاي سيستم‌هاي اطلاعاتي بطور مستقيم به بيانيه رسالت و اهداف و استراتژيهاي تجاري مرتبط مي‌شود. نوع دوم هم راستايي استراتژيک شامل هم راستايي برنامه ريزي تجاري با برنامه ريزي سيستم‌هاي اطلاعاتي است و اين زماني است که برنامه هاي تجاري سازمان بطور مستقيم مرتبط با برنامه ريزيهاي سيستم‌هاي اطلاعاتي و برنامه هاي کاربردي ناشي از آن است.
باوجود اهميت انسجام اين دو نوع هم راستايي استراتژيک ، در غالب سازمانها اين دو نوع هم راستايي با هم وجود ندارد. مشارکت نداشتن مديريت در فرايند برنامه ريزي سيستم‌هاي اطلاعاتي و وجود موانع داخلي در استفاده استراتژيک از سيستم‌هاي اطلاعاتي از جمله عوامل هم راستايي نبودن اهداف تجاري با اهداف سيستم‌هاي اطلاعاتي در سازمان است. بر اساس مطالعه اي که بر روي بيش از 300 سازمان صورت گرفته ، ارتباطات ضعيف بين مديران سيستم‌هاي اطلاعاتي و ساير مديران سازمان‌، عامل اصلي در تحقق نيافتن هم راستايي استراتژيک شناخته شده است.

مدل مفهومي
يک مدل مفهومي براي شناسايي عوامل موثر بر کيفيت برنامه ريزي استراتژيک IS/IT به عنوان مبناي کار ، ارائه شده است.
عوامل موثر بر موفقيت برنامه ريزي استراتژيک فناوري اطلاعات و سيستم‌هاي اطلاعاتي، شامل عوامل سازماني و ابعاد استراتژيک IS/IT است و کيفيت برنامه ريزي استراتژيک مي تواند از عوامل سازماني متاثر شود که اين تاثير به واسطه ابعاد برنامه ريزي استراتژيک IS/IT صورت مي‌پذيرد. ابعاد برنامه ريزي استراتژيک IS/IT، شامل هم راستايي استراتژيک در برنامه ريزي تجاري و برنامه ريزي IS/IT، و ارزيابي محيطي است.

عوامل سازماني
عوامل سازماني شناسايي شده عبارتند از :
الف - مديريت دانش
در خلال فرايند برنامه ريزي استراتژيک IS/IT، چهار دسته دانش بايد با هم منسجم شوند که عبارتند از:دانش تجاري، دانش خاص سازماني، دانش IS/IT و توانمنديهاي مديريتي. به عبارت ديگر فرايند برنامه ريزي استراتژيک IS/IT نيازمند دانش افراد مختلف سازمان است مثل CIO,CEO,CFO و... .
نامبيسان و همکاران (1999) نشان دادند که يکسري مکانيزمهاي سازماني وجود دارد که مي‌توان از آن براي تسهيم و انتقال دانش در سازمان استفاده کرد، مثل کميته راهبري فناوري اطلاعات و تيم استراتژيک فناوري اطلاعات – سيستم‌هاي اطلاعاتي.

ب - ارتباط CIO و CEO
طبق مطالعات انجام شده توسط تاي و فلپس (2000) يکي از عـوامل شکست پروژه هاي فناوري اطلاعات ، تعـــــارض بين CIO) Chief Information Officer) و CEO) Chief Executive Officer ) است. که اين تعارض ناشي از اختلافات نگرشي در زمينه فناوري اطلاعات و مباحث سازماني است. ارتباط نامناسب بين مديران سيستم‌هاي اطلاعاتي با مديران ارشد سازمان دال بر نامناسب بودن برنامه ريزي سيستم‌هاي اطلاعاتي موجود در سازمان است. ارتباط مناسب بين اين دو، مي‌تواند باعث هم راستايي استراتژيک و موفقيت در استفاده استراتژيک از سيستم‌هاي اطلاعاتي شود.
بنابراين لازم است که مديران ارشد سازمان آگاهي لازم را در زمينه منافع فناوري اطلاعات داشته باشند و مديران سيستم‌هاي اطلاعاتي هم بايد اهداف تجاري سازمانشان را بخوبي درک کنند تا بتوانند به موقع فرصتها و تهديدات را شناسايي کنند.

ج - هماهنگي و تعامل بين ذي‌نفعان از فرايند IT/ISSP
تعامل، عملکرد گروهي را متاثر مي‌کند و هماهنگي عامل کليدي در موفقيت کار گروهي است. در فرايند برنامه ريزي استراتژيک IS/IT گروههاي ذي‌نفع به هم وابسته‌اند و هر کدام وظايف خاص خودشان را انجام مي‌دهند. بنابراين براي دستيابي به اهداف برنامه ريزي و اطمينان از اينکه برنامه ريزي سيستم‌هاي اطلاعاتي مطابق انتظارات اجرا شده، مستلزم هماهنگي موثر سازماني است. تعامل مستمر بين گروههاي ذي‌نفع از فرايند برنامه ريزي استراتژيک IS/IT باعث دستيابي آنها به يک چارچوب مشترک مي‌شود که اين امر منجر به برقراري ثبات دروني و اعتبار خارجي در خروجيهاي حاصل از برنامه ريزي سيستم‌هاي اطلاعاتي است.

د - مديريت تغييرات
تغيير سازماني عامل مهم براي تسهيل تغيير و بهبود ساختار سازماني، فرهنگ ، وظايف، پرسنل و مهارتهاي کاري است. تغييرات سازماني مي‌تواند متاثر از عوامل مختلف داخلي و خارجي باشد که بعضي از تغييرات قابل کنترل و برنامه ريزي شده و برخي غير قابل کنترل هستند. معرفي فناوري اطلاعات و سيستم‌هاي اطلاعاتي در سازمان نيز مستلزم تغييرات شايان ذکر سازماني است تا بتواند بستر لازم براي استفاده از اين ابزار نوين را در پشتيباني از اهداف تجاري سازمان فراهم کند.

دليل موفق نشدن بسياري از کسب و کارها در پياده سازي متدولوژي‌هاي برنامه ريزي استراتژيک IS/IT ، ناديده گرفتن تغييرات سازماني ناشي از آن است که براي کاهش مقاومت در برابر تغيير ، فرايند IT/ISSP نه تنها بايد شامل استراتژي‌هاي تجاري و کنترل مديريت باشد، بلکه بايد «مديريت تغيير» را هم در پياده سازي چارچوبهاي برنامه ريزي استراتژيک IS/IT مد نظر قرار دهد.
مديريت تغيير مي‌تواند شامل مباحث متفاوتي باشد، مثل: تغيير در فرهنگ سازماني، تغيير در الگوي ارتباطات ميان مديران مختلف سازمان، تغيير در نحوه جريانهاي کاري، تغييرات ناشي از مهندسي مجدد فرايندها و.. .

ه - بلوغ سيستم‌هاي اطلاعاتي
طبق نظر لدرر و ستي (1996) بايد در مطالعات مربوط به برنامه ريزي استراتژيک سيستم‌هاي اطلاعاتي ، تخصص سازماني در برنامه ريزي استراتژيک IS/IT و بلوغ سازماني در بهره مندي از فناوري اطلاعات‌، مد نظر قرار گيرد. مطالعات سرپا و ورنر (1998) نشان مي‌دهد که يکي از کليدي ترين مباحث در برنامه ريزي استراتژيک سيستم‌هاي اطلاعاتي اين است که چگونه و به چه نحوي بلوغ فعاليتهاي سيستم‌هاي اطلاعاتي، فرايند برنامه ريزي را متاثر مي‌کند. ميزان بلوغ فرايند برنامه ريزي استراتژيک IS/IT بستگي به سطح بلوغ فعاليتهاي سيستم‌هاي اطلاعاتي در سازمان و متدولوژي‌هاي مورد پذيرش براي برنامه ريزي سيستم‌هاي اطلاعاتي ، دارد. به عبارت ديگر در سازمانهايي که بلوغ سيستم‌هاي اطلاعاتي آنها در سطح بالاتري است، مديران ارشد سازمان اهميت تصميمات استراتژيک سيستم‌هاي اطلاعاتي را بيشتر درک مي‌کنند.

و - آگاهي مديران ارشد سازمان از منافع فناوري اطلاعات و تعهد به استفاده استراتژيک از IT
تخصيص منابع يکي از وظايف اصلي مديران است. از آنجايي‌که منابع در هر سازمان محدود هستند و از آنجايي‌که سرمايه‌گذاري در زمينه فناوري اطلاعات بسيار هزينه بر است، بسيار مهم است که مديريت ارشد سازمان راجع به فناوري اطلاعات آگاهي داشته باشد تا بتواند بطور هدفمند پپيشنهادهاي مربوط را ارزيابي کند. اين دانش درباره فناوري اطلاعات شامل پتانسيل‌ها و محدوديتهاي زيرساختار فناوري اطلاعات در سازمان، فعاليتهاي IT رقبا و پتانسيل تکنولوژي‌هاي نوظهور براي کسب و کار سازمان است. همچنين با دانش در مورد فناوري اطلاعات، مديران ارشد مي‌توانند منافع حاصل از سرمايه گذاريهاي IT را ارزيابي کنند و همچنين انتظارات واقع بينانه تري نسبت به آنچه فناوري مي‌تواند يا نمي‌تواند حاصل کند، ايجاد مي‌کند. به عبارت ديگر از اين طريق، مديران مي‌توانند به انتظارات واقع بينانه تري در مورد فناوري اطلاعات دست پيدا کنند و تشخيص دهند که فناوري اطلاعات براي تمامي مشکلات سازمان مناسب نيست.
مورد بعد تعهد مديريت ارشد به استفاده استراتژيک از فناوري اطلاعات است. مديريت ارشد به طرق مختلف مي‌تواند اين تعهد را اثبات کند مثل ترفيع موقعيت مدير سيستم‌هاي اطلاعاتي بنحوي که او مستقيما به مديريت ارشد سازمان گزارش دهد ، يا تخصيص منابع کافي و مناسب براي توسعه برنامه هاي کاربردي فناوري اطلاعات. همچنين مديريت ارشد مي‌تواند يک کميته سيستم‌هاي اطلاعاتي تشکيل دهد که عضويت CEO در اين کميته دليل تعهد اوست و يا هر عامل ديگر که باعث درگيري بيشتر مديريت ارشد با فعاليتهاي برنامه ريزي سيستم‌هاي اطلاعاتي شود.

ز - آشنايي مديريت سيستم‌هاي اطلاعاتي با فرايندها و اهداف تجاري سازمان
تئووکينگ (1996) نشان دادند که دانش تجاري مدير سيستم‌هاي اطلاعاتي يک عامل کليدي در تسهيل هم راستايي ميان برنامه ريزي سيستم‌هاي اطلاعاتي و برنامه ريزي تجاري است. بطوري‌که دانش مديريت سيستم‌هاي اطلاعاتي درباره کسب و کار مهم تر از دانش مديريت ارشد درباره فناوري اطلاعات است. اين امر نشاندهنده اين نکته مهم است که مديران سيستم‌هاي اطلاعاتي نبايد فقط بر جنبه تکنيکي سيستم‌هاي اطلاعاتي تمرکز داشته باشند.

ابعاد برنامه ريزي استراتژيک فناوري اطلاعات
اين بخش از مدل شامل هم راستايي استراتژيک و ارزيابي محيطي است. هم راستايي استراتژيک عبارت است از ارتباط برنامه ريزي تجاري و برنامه ريزي سيستم‌هاي اطلاعاتي سازمان. ارزيابي محيطي عبارت است از ارزيابي محيط داخلي و خارجي. ارزيابي محيط داخلي عبارت است از تحليل مفهومي نقاط ضعف و قوت ، عملکرد گذشته ، دلايل شکست هاي گذشته و امکان سنجي برنامه ها. ارزيابي محيط خارجي هم عبارت است از تحليل رويدادها و وقايع اقتصادي، اجتماعي‌، قانوني و محيط فناوري اطلاعات.

نتيجه گيري
امروزه سازمانها به فناوري اطلاعات صرفا بعنوان ابزاري براي تسهيل فرايندها و اتوماسيون فعاليتها نگاه نمي‌کنند بلکه فناوري اطلاعات و سيستم‌هاي اطلاعاتي نقش استراتژيک به خود گرفته است و سازمانها سعي مي‌کنند از آن براي تحقق استراتژي‌هاي تجاري خود استفاده کنند. همچنين جو فناوري اطلاعات به گونه اي است که سازمانها ناگزير به استفاده از آن هستند. در اين مقاله در ابتدا يک تقسيم بندي از متدولوژي‌هاي مختلف برنامه ريزي استراتژيک IS/IT از ديدگاههاي مختلف ارايه شد. هم چنين اهميت و لزوم برنامه ريزي استراتژيک فناوري اطلاعات و سيستم‌هاي اطلاعاتي مورد بررسي قرار گرفت. علي‌رغم وجود چارچوبهاي متفاوت براي برنامه ريزي استراتژيک IS/IT ، در اين مقاله سعي شد تا عوامل موثر بر کيفيت برنامه ريزي استراتژيک IS/IT مورد مطالعه قرار گيرد، زيرا کيفيت اين فرايند ، کيفيت خروجيهاي حاصل از آن‌را نيز متاثر مي‌کند.
بحث فناوري اطلاعات و سيستم‌هاي اطلاعاتي صرفاً يک بحث تکنيکي و فني نيست، بلکه متاثر از مکانيزمهاي مختلف سازماني است. برنامه ريزي استراتژيک IS/IT که از مهمترين مباحث در زمينه فناوري اطلاعات است نيز از اين قاعده مستثني نيست. در اين مقاله هفت مکانيزم سازماني شناسايي شد که اين عوامل مي‌توانند به واسطه تاثيري که روي ابعاد برنامه ريزي استراتژيک IS/IT دارند، کيفيت اين فرايند را تحت تاثير قرار دهند. ابعاد برنامه ريزي استراتژيک IS/IT شامل هم راستايي استراتژيک برنامه ريزي تجاري و برنامه ريزي سيستم‌هاي اطلاعاتي و ارزيابي محيطي است. نهايتا به اين نتيجه رسيديم که بالا بودن کيفيت برنامه ريزي استراتژيک IS/IT به معناي تحقق اهداف برنامه ريزي است که اين همانا اثربخشي برنامه ريزي استراتژيک IS/IT است.

منابع

[1] Anand, V., Manz, C.C. and Glick, W.H. (1998), ``An organizational memory approach to information management’’, Academy of Management Review, Vol. 23 No. 4, pp. 796-809.
[2] Armestrong, C.P.,Sambamurthy,V. (1996),” creating business value through information technology : the effects of chief information officer and top management team characteristics”, Proceeding of the 17th international conference on information systems,16-18 December , Cleveland,ohaio,pp.195-208
[3] Bai,R.j.,Lee,G.G(2003),” organizational Factor influencing the quality of the IS/IT strategic planning process” industrial Management and Data systems ,vol.103 No.8, pp.622-632.
[4] Baker, B. (1995) ``the role of feedback in assessing information systems strategic planning effectiveness’’, Journal of Strategic Information Systems, Vol. 4 No. 1, pp. 61-80
[5] Basu,v., Hartono, E., lederer , A.L., sethi, v.(2002),”the impact of organizational commitment, senior management involvement and team involvement on strategic information systems planning” , Information and Management , vol.39, pp.513-524

منبع: ماهنامه تدبير-سال هجدهم-شماره 179

استراتژی کسب و کار الکترونیکی

ارسال شده توسط بابک بابکی | 9 Dec, 2013

مقدمه: موج تجارت الكترونیك تقریبا همه شركتها را در تمامی اقتصادها تحت تاثیر قرار داده است و این شركتها ناگزیر از ورود به عرصه تجارت الكترونیك هستند. گام اولیه و اساسی تدوین استراتژی بدون شك تدوین وطراحی اهداف استراتژیك تجارت الكترونیك است. اهداف استراتژیك تجارت الكترونیك همانند یك چراغ راهنما، تمامی تلاشها و اقدامات را در راه استقرار مناسب تجارت الكترونیك و كسب مزیت رقابتی در عرصه دنیای الكترونیك را تسهیل می كند.
برای تجارت الکترونیکی تعاریف مختلفی ارائه شده است که اغلب آنها مبتنی بر تجارت گذشته در استفاده از تجارت الکترونیکی بوده است . در ساده ترین شکل می توان آن را به صورت " انجام مبادلات تجاری در یک قالب الکترونیکی " تعریف نمود.کمیسیون اروپایی در سال ۱۹۹۷ آن را به شکل زیر تعریف نموده است :
" تجارت الکترونیکی بر پردازش و انتقال الکترونیکی داده ها شامل : متن , صدا و تصویر مبتنی می باشد."
تجارت الکترونیکی فعالیتهای گوناگونی از قبیل مبادله ی الکترونیکی کالاها و خدمات , تحویل فوری مطالب دیجیتال , انتقال الکترونیکی وجوه , مبادله ی الکترونیکی سهام , بارنامه یالکترونیکی , طرح های تجاری , طراحی و مهندسی مشترک , منبع یابی , خریدهای دولتی , بازاریابی مستقیم و خدمات بعد از فروش را در بر می گیرد .
تجارت و روش های کسب و کار یکی از مهم ترین حوزه هایی است که با به کارگیری فناوری های نوین اطلاعات و ارتباطی و اینترنت به سرعت و به شدت تحت تاثیر قرار گرفت. بسیاری از روش های سنتی کسب درآمد متحول شده و روش ها و ارزش های جدید فراوانی نیز پا به عرصه وجود گذاشتند. مدل کسب و کار یک متد انجام کسب و کار است به نحوی که توسط آن شرکت بتواند خود را حفظ کرده و بقای خود را تضمین و به عبارت دیگر تولید درآمد کند. در یک نگاه کلی می توان گفت کسب و کار الکترونیک عبارت است از کاربردی کردن کلیه سیستم های اطلاعاتی برای تقویت و کنترل فرآیندهای کسب و کار. امروزه این فرآیندها با استفاده از تکنولوژی های مبتنی بر وب توسعه می یابند. تنها حدود ۱۰ سال از فراگیر شدن و کاربرد عمومی اینترنت گذشته است و میزان نفوذ این تکنولوژی در همین مدت کوتاه به حدی است که نمی توان زندگی امروز را بدون آن تصور کرد. فناوری نوین اطلاعات و ارتباطات در حوزه تجارت، نه تنها امکانات و تسهیلات متعددی برای شرکت های ارائه کننده محصولات و خدمات به شیوه سنتی مهیا کرده و باعث پیشرفت چشمگیر آنان شد بلکه موجب ایجاد بنگاه های جدیدی شد که تنها به ارائه خدمات و سرویس ها روی شبکه اینترنت پرداخته یا به طور موازی در هر دو حوزه سنتی و نوین مشغول به فعالیت شدند. با گسترش اینترنت، نیازهای جدید، منابع جدید، محصولات جدید، نگرش ها و راه های جدید برای کسب و کار و همین طور ارزش های جدید برای بنگاه و مشتری به وجود آمدند و مباحثی نظیر اقتصاد دیجیتالی مطرح شد که با نگرش کاهش قیمت محصول/ سرویس برای مصرف کننده تا نزدیک صفر و کسب درآمد از راه های دیگر وارد عرصه شدند.

رسالت تجارت الكترونیك
رسالت سازمان كه از آن به عنوان مأموریت و بیانیه رسالتی یاد می شود بیان می كند كه سازمان چه چیزی را برای جامعه تولید می‌كند. رسالت سازمانی اهداف بنیادی منحصر به فرد سازمان را تعیین و سازمان را از سایر سازمانها متمایز و جهت‌گیری سازمان را مشخص می كند (MOHAMMED.۲۰۰۲,P۳۴). رسالت سازمان هدف سازمان و یا دلیل وجودی آن را بیان می كند (WHEELEN & HUBGER, ۲۰۰۰, P۶). رسالت سازمان ضمن اینكه چشم انداز سازمان را عینی و ملموس می كند اعتقادات و جهت گیریهایی را كه مدیران دوراندیش سازمان درنظر دارند مشخص می كند (MILLER, ۱۹۹۶, P۴۴-۴۵). رسالت سازمانی تجارت الكترونیك باید چهار عنصر زیر را دربرگیرد:
۱) تعهد سازمانی به ذی‌نفعان در بازار الكترونیك
سازمان باید انتظارات دی‌نفعان متعدد از قبیل كاركنان، مدیریت و سرمایه گذاران را از تجارت الكترونیك مشخص كرده و خود را ملزم به تحقق آن بدانند. برای مثال سازمان باید امنیت شغلی كاركنان، بهبود ارزیابی عملكرد و تامین نرخ بازده موردانتظار را به عنوان انتظارات ذی‌نفعان در بازار الكترونیك لحاظ كند.
۲) حوزه كسب و كار
سازمان در رسالت تجارت الكترونیك خود باید محدوده و قلمرو فعالیت خود را در بازار الكترونیك مشخص كند. آیا سازمان قصد دارد در حوزه B۲C فعالیت كند یا B۲B و یا هر دو؟ اگر شركت در چندین كسب و كار شركت كند تاچه حد قصد دارد هریك از كسب و كارهای خود را به صورت الكترونیك تبدیل كند؟ آیا شركت قصد دارد فقط خدمات پس از فروش و مدیریت ارتباطات با مشتری را تامین كند یا اینكه درصدد است مبادلات و حمل‌ونقل دیجیتال و اینترنتی را نیز پیگیری كند؟
۳) منابع مزیت رقابتی تجارت الكترونیك
سازمان باید منابع و مهارتهایی را كه سبب ایجاد مزیت رقابتی در بازار الكترونیك می شوند را مشخص كند. اگر سازمان از منابع مالی كافی برای تامین هزینه های استقرار و نگهداری تجارت الكترونیك برخوردار باشد، كاركنان آشنا با مفاهیم و اصول تجارت الكترونیك داشته باشد، ازمارك قوی، معروف و معتبر برخوردار باشد و محصولات آن قابلیت تبدیل دیجیتال داشته باشند و از قابلیت دیجیتال بالایی برخوردار باشند، سازمان می تواند در بازار الكترونیك به مزیت رقابتی دست یابد. نكته مهم این است كه بازار الكترونیك و اینترنتی به خودی خود و فی‌نفسه مزیت رقابتی تلقی نمی شوند.
۴) تصویر آینده سازمان به بازار الكترونیك
در رسالت تجارت الكترونیك سازمان، باید تغییرات محیط قانونی، رقابتی، اقتصادی و فناوری موردتوجه قرار گیرد. محیط فناوری به دلیل اهمیت حیاتی آن و تدارك زیرساختارهای بازار الكترونیك ازتوجه و اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.
ابل (ABELL, ۱۹۹۳) اهمیت تدوین رسالت سازمانی را در سه مورد زیر معرفی می كند:
۱) رسالت سازمان منطق روشنی از اهداف سازمان برای كاركنان ارائه می كند.
۲) رسالت سازمان منطق روشنی از كسب و كار صنعتی كه سازمان در آن فعالیت می كند عرضه می نماید.
۳) رسالت سازمان استراتژی فعلی كسب و كار سازمان و جهت گیری آینده آن را بیان می كند.
رسالت تجارت الكترونیك دلیل وجودی و فلسفه حیات سازمان را در بازار الكترونیك مشخص می كند برخلاف چشم انداز تجارت الكترونیك كه حالت آینده‌نگر دارد رسالت حال‌نگر است و به زمان حال توجه دارد.
رسالت سازمانی در عرصه بازار الكترونیك سنگ بنای استراتژی تجارت الكترونیك بوده كه در زمان TO (حال حاضر) وجود دارد. سازمان برمبنای رسالت تجارت الكترونیك و با استفاده از استراتژی تجارت الكترونیك درصدد رسیدن به چشم انداز مطلوب تجارت الكترونیك در زمان آینده (TN) است.

سابان (SABAN,۲۰۰۱) اهداف عمده تجارت الكترونیك را در سه طبقه زیر خلاصه می كند:
۱) بهبود فرایندها:
هدف تجارت الكترونیك می تواند حذف فرایندهای زاید و یا بهبود فرایندهای موجود باشد. ۳/۶۸ درصد شركتهای به كارگیرنده تجارت الكترونیك، بهبود فرایندها را به عنوان یكی از اهداف خود قرار داده اند.
۲) مهار هزینه ها:
گاهی اوقات هدف تجارت الكترونیك كاهش هزینه و بهبود كارایی است. ۱/۱۷ درصد شركتها هزینه‌ها و افزایش كارایی را به عنوان هدف تجارت الكترونیك قرار داده اند.
۳) درآمدزایی:
در بعضی موارد هدف از استقرار تجارت الكترونیك افزایش فروش و درآمدزایی است. برای مثال شركت «می‌بری» در سال ۱۹۹۷ فقط از فروش سالانه ای معادل دو میلیون دلار برخوردار بود اما بعد از به كارگیری اینترنت برای انجام فروش اینترنتی این رقم در سال ۲۰۰۰ به هفت میلیون دلار رسید (DENNIS, ۲۰۰۰).هركدام از این سه هدف كلی خود از مجموعه ای از اهداف فرعی و جزیی تشكیل شده اند. مجموعه این اهداف جزیی در جدول (۱) نشان داده شده است.
سازمانها در تكنولوژی اطلاعات و سیستمهای اطلاعاتی سرمایه گذاری می كنند تا اهداف متفاوت مدیریت را برآورده سازند. اهداف مدیریتی از سرمایه گذاری در تكنولوژی اطلاعات و تجارت الكترونیك را می توان در سه دسته زیر بیان كرد (WEILL, ۱۹۹۵):

 


 

حجم مبادلات الکترونیکی و سرعت گسترش آن
ارزش مبادلات الکترونیکی در جهان طی سالهای اخیر به سرعت در حال افزایش بوده است . گرچه در مورد سرعت گسترش این شیوه از مبادله برآوردهای بسیار متفاوتی ارائه گردیده است , لکن در کلیه ی پیش بینی های به عمل آمده گفته شده است که تجارت الکترونیکی در سالهای آینده با رشد فزاینده ای روبه رو خواهد بود . در گروه کشورهای توسعه یافته (اعضاء OECD ) ایالات متحده آمریکا همچنان بیشترین سهم از مبادلات الکترونیکی را به خود اختصاص خواهد داد اما اروپا به سرعت در حال کم کردن فاصله ی خود با ایالات متحده است .
در سال ۱۹۹۹ حجم مبادلات الکترونیکی در ایالات متحده آمریکا معادل ۷۰۰ میلیارد دلار و در سایر کشورهای جهان ۳۳۰ میلیارد دلار بوده است.
در حیطه ی تجارت بین الملل نیز تجارت الکترونیکی سهم فزاینده ای را به خود اختصاص خواهد داد . برآوردهای موجود حاکی از آن است که تا سال ۲۰۰۳ , بین ۱۰ تا ۲۵ درصد از تجارت از طریق الکترونیکی صورت گرفته است , یعنی با فرض بسیار محافظه کارانه ۱۳۰۰۰ میلیارد دلار برای جمع صادرات و واردات کالایی جهان در سال ۲۰۰۳ ( این رقم در سال ۱۹۹۹ حدود ۱۱۵۰۰ میلیارد دلار بوده است),به ۱۳۰۰ تا ۳۲۵۰ میلیارد دلار بالغ خواهد گردید.
کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس از نظر حجم تجارت الکترونیکی در صدر فهرست کشورهای عربی قرار دارند . ارزش تجارت الکترونیکی این کشورها سالانه به ۳/۱ میلیارد دلار می رسد. کشور مصر ۵۰۰ میلیون دلار و حجم تجارت الکترونیکی سایر کشورهای عربی جمعا ۲/۱ میلیارد دلار است . بر اساس اعلام بانک الاهلی مصر حجم تجارت الکترونیکی کشورهای عربی از حدود ۳ میلیارد دلار بر سال ۲۰۰۰ به حدود ۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۲ رسیده است .
در کشورهای تازه صنعتی شده نیز تجارت الکترونیکی به سرعت در حال گسترش است . به عنوان نمونه رویکرد تجارت الکترونیکی در سنگاپور گرچه ازسال ۱۹۹۶ اتخاذ گردید لکن قوانین و زیرساختهای مورد نیاز برای انجام این امر تا سال ۱۹۹۸ فراهم گردید . هدف اعلام شده ی این کشور آن است که تا سال ۲۰۰۳ حدود ۴ میلیارد دلار سنگاپور کالا و خدمات لز طریق تجارت الکترونیکی مبادله کرده است .
در جدیدترین تحقیقات به عمل آمده توسط Economist Intelligence Unit رتبه بندی کشورهای جهان برای پذیرش و به کارگیری تجارت الکترونیکی انجام گردیده است . در این تحقیق عواملی نظیر قابلیت اتصال به شبکه , اوضاع و احوال کسب و کار , پذیرش تجارت الکترونیکی توسط تولید کنندگان و مصرف کنندگان , وجود قوانین و مقررات مناسب , فراهم بودن خدمات حمایتی برای تجارت الکترونیکی و زیرساختهای اجتماعی و فرهنگی به عنوان عمده ترین محورهای تعیین کننده ی گسترش تجارت الکترونیکی در کشورها شناخته شده اند . در آن بررسی آمریکا و استرالیا در رده های اول و دوم , کشورهای اسکاندیناوی جزو ده کشور اول و سنگاپور در رده ی هفتم قرار گرفتند . این در حالی است که فرانسه به دلیل تمرکز بر بازار داخلی , علیرغم گستردگی استفاده از اینترنت در این کشور در رده ی پانزدهم قرار گرفته است.
گسترش فناوری اطلاعات در مراحل مختلف طراحی، تولید، بازاریابی و فروش، فرایندهای موجود سازمان‌های مختلف را به کلی تحت تاثیر قرار داده است. عمده تاثیراتی که به کارگیری فناوری اطلاعات برای عرضه کنندگان به‌همراه داشته است، عبارتند از:
۱) کاهش زمان طراحی تا فروش.
۲) کاهش هزینه‌های خرید کالا و مواد اولیه.
۳) دسترسی به بازار گسترده تر.
۴) صرفه جویی‌های حاصل از مقیاس.
۵) امکان شخصی سازی کالاها و محصولات.
کلیه این موارد سبب خواهد شد تا عرضه کنندگان در یک قیمت مشخص بتوانند تعداد بیش‌تری از محصولات خود را عرضه کنند. به عبارت دیگر و بر مبنای دید اقتصادی، نمودار عرضه محصولات و خدمات با استفاه از فناوری اطلاعات حرکتی به سمت راست خواهد داشت. بنابر شرایط ایجاد شده و کاهش قیمتی که در بازار به وجود می آید، میزان تقاضا برای کالا افزوده می شود. افزایش تقاضا برای کالاهای تولید شده، نمودار مربوط به تقاضا را به سمت راست حرکت می دهد. تغییر در میزان عرضه و تقاضا، بازار را از حالت تعادل خارج کرده و نقطه تعادل جدیدی در بازار الکترونیکی ایجاد می شود .

نتیجه گیری
یكی از مهمترین مراحل در فرایند برنامه ریزی استراتژیك تجارت الكترونیك تعیین اهداف استراتژیك است. سازمان هدف، گیج و بی هدف به سوی پایانی نامعلوم گام برمی دارد. نمی توان فرد یا سازمانی را متصور شد كه بدون داشتن هدفهایی روشن به موفقیتهایی دست یافته باشد. با ورود ابزارهای الكترونیك به عرصه تجارت سازمانها باید نتایج موردانتظار خود را از فعالیتهای الكترونیك در چارچوب چشم اندازها، رسالت و اهداف تعیین كرده تا موفقیت و بقای سازمان تضمین شود. نكته مهم در برنامه ریزی راهبردی تجارت الكترونیك، استقرار براساس نیاز است. به عبارت دیگر استقرار تجارت الكترونیك نباید صرفا به عنوان یك مد در بین سازمانها معرفی شود. استقرار تجارت الكترونیك نیازمند سنجش زیرساختهای نرم و سخت سازمان، تعیین اهداف راهبردی، تدوین و انتخاب راهبردها و درنهایت اجرا و كنترل نتایج است.

 

گلکسی تب- وقتی همه چیز در یک چیز خلاصه میشود!

ارسال شده توسط بابک بابکی | 8 Dec, 2013
بدون شک در چند سال اخیر تکنولوژی پیش رفت چشم گیری داشته است که از جمله ی این تکنولوژی ها میتوان به تبلت ها اشاره کرد . تبلت ها صفحات لوحی شکلی هستند که معمولا از سسیستم عامل اندروید یا ویندوز موبایل بهره میبرند . شاید به عقیده بعضی ها تبلت جایی بین رایانه و تلفن همراه قرار گیرد البته به نظر زیاد جالب نمیرسد که از یک تبلت به عنوان یک تلفن همراه استفاده شود ، اما برای خیلی ها این میتواند یک ویژگی خوب به حساب آید.
تبلتی که امروز قصد نقد و برسی آن را داریم ، تبلت گلکسی تب پی ۱۰۰۰(Samsung P1000 Galaxy Tab) می باشد که بدون شک علاقه مندان زیادی را شیفته خودش کرده است.

شناخت:

اولین تجربه سامسونگ در دنیا بزرگ تبلت ها ، تبلت معروف و پرطرفدارش به نام گلکسی تب است که بسیار آن را یک اسمارت فون میدانند تا یک تبلت.
در نگاه اول میتوان به سیستم عامل اندروید ۲٫۲ آن و همچنین به سی پی یو یک گیگا هرتزی آن و همچنین به دوربین ۳٫۲ مگاپیکسلی و فلاش آن اشاره کرد .

صفحه نمایش :

 

گلکسی تب؛وقتی همه چیز در یک چیز خلاصه میشود!

صفحه نمایش گلکسی تب به شما این امکان را میدهد که با خیالی راحت یک سینما خانگی کوچک را به همراه خود داشته باشید ، اندازه صفحه نمایش این تبلت ۷ اینچ و صفحه نمایش لمسی LCD Capacitive می باشد . حالا شما به راحتی می توانید فیلم های با کیفت Hd را در این تبلت بدون هیچ مشکلی و با کیفت فوق العاده بالا مشاهده کنید . البته قابلیت مولتی تاچ (چند دریافته بودن) بودن این تبلت هم به شما این امکان را میدهد که به راحتی بنویسید ، کتاب ورق بزنید و یا هر کار دیگری مثل بازی کردن با قابلیت مولتی تاچ را انجام دهید . گلکسی تب با داشتن سنسور حرکتی این امکان را فراهم کرده تا با انرژی ۲ برابر بازی کنید و از آن لذت ببرید . (کیفیت صفحه نمایش ۶۰۰ × ۱۲۸۰ پیکسل می باشد.)

کیفیت صدا:

گلکسی تب؛وقتی همه چیز در یک چیز خلاصه میشود!

گلکسی تب با داشتن اسپیکر های استریو خود به شما این امکان را میدهد که به راحتی به صدا های خود گوش دهید یا با لذتی دو برابر به تماشای فیلم به کمک صفحه نمایش آن بپردازید و در اتاق خود یک سینما خانگی ایجاد کنید!

حافظه :

گلکسی تب از لحاظ حافظه به دو قسمت تقسیم میشود: گلکسی تب ۱۶ و گلکسی تب ۳۲ گیگ . از این میترسید که با مشکل کمبود فضا برخورد کنید سامسونگ یک شیار کارت حافظه میکرو اس دی قرار داده است که تا ۳۲ گیگابایت کارت حافظه را پشتیبانی میکند. حالا این دیگر دست شما است که با این مقدار فضا چه کنید . اما شاید بیش تر این حافظه در گلکسی تب به فیلم و بازی های شما اختصاص داده شود!

وزن و ابعاد:

وزن گلکسی تب در مقایسه با آی پد و دیگر تبلت ها به نظر سبک می آید ، وزن این تبلت ۳۸۰ گرم میباشد که به دلیل کشیدگی آن این وزن در هنگام گرفتن در دستتان زیاد مشخص نمیشود ، ابعاد این دستگاه هم ۱۹۰ × ۱۲۰ × ۱۲ mm می باشد که به راحتی در دستتان یا در جیب بارانی شما جا خوهد گرفت!

گلکسی تب؛وقتی همه چیز در یک چیز خلاصه میشود!

پردازنده:

گلکسی تب از پردازنده یک گیگا هرتزی ARM مدل Cortex A8 Processor بهره می برد و به راحتی سیستم عامل آن یعنی آندروید روی آن پاسخگو است.
حافظه رم این دستگاه نیز ۵۱۲ می باشد که برای نصب بسیاری از نرم افزار ها و بازی ها مناسب است . اگر اهل بازی و کار های گرافیکی هستید باید خدمتتان عرض کنیم که گلکسی تب از PowerVR SGX540 Graphics بهره میبرد که به شما اجازه میدهد به راحتی و با سرعت بالا کار های گرافیکی خود را انجام دهید .

گلکسی تب؛وقتی همه چیز در یک چیز خلاصه میشود!

دوربین :

گلکسی تب دارای دو دوربین یکی در جلو و دیگر در پشت خود است. دوربین جلو گلکسی تب به شما این امکان را میدهد که به راحتی با دوستانتان تماس تصویری داشته باشید و اگر هم زیاد اهل تماس تصویری و مکالمه تصویری نیستید میتوانید با دوربین ۳٫۲ مگاپیکسل مجهز به اتوفوکوس (Autofocus)، دارای فلاش LED و قابلیت ثبت موقعیت زمانی و مکانی عکس گرفته شده بر روی آن (Geo-Tagging) لذت یک عکاسی با کیفیت را داشته باشید! البته قابلیت فیلم برداری این دوربین هم با کیفیت نسبتا خوب ۳۰ فریم بر ثانیه میباشد که انتظار زیادی نباید از آن داشت. (فیلم برداری با ابعاد ۴۸۰ × ۷۲۰ و ۳۰ فریم بر ثانیه)
البته اگر دوربین با کیفیت فیلم برداری Hd روی گلکسی تب تجهیز میشد به نظر استقبال بیش تری از این تبلت میشد.

گلکسی تب؛وقتی همه چیز در یک چیز خلاصه میشود!

اینترنت و … :

همیشه با صفحه کوچک موبایلتان برای وب گردی و چک کردن ایمیل یا دیدن ویدئو دلخواهتان مشکل داشته اید ، گلکسی تب این مشکل را بر طرف میکند با داشتن صفحه ۷ اینچی و مجهز بودن به اپرا مینی و فلش ۱۰٫۱ دیگر اینترنت به فرمان شما خواهد بود . تماشا کردن ویدئو مورد علاقه تان در گلکسی تب انرژی دو چندان به شما خواهد داد که فقط با تجربه کردن آن متوجه این موضوع خواهید شد!

امکانات :

گلکسی تب از لحاظ تجهیزات خیلی قوی عمل کرده است از جمله ان ها می توان به قابلیت تماس تلفنی با نصب سیم کارت در آن و امکانات ارتباطی از جمله WiFi – GPRS – GPS – Edge و بلوتوث ۳ که سرعت بی نظیر و باور نکردنی در انتقال اطلاعات دارد ،کارت خوان ، دوربین ، قطب نما ، حسگر شتاب سنج ، USB و پورت ۳٫۵ میلیمتری صدا و بسیاری دیگر از امکانات اشاره کرد اما متاسفانه این تبلت با همه امکاناتی که دارد از رادیو اف ام بی بهره است. اما مشکل به اینجا ختم نمیشود نداشتن پورت HDMI در این تبلت یک ضعف برای آن محسوب میشود که البته میتوان آن را با افزونه های جانبی برطرف کرد.

در پایان :

گلکسی تب به جرات یکی از بهترین تبلت هایی است که در بازار یافت میشود و قیمت نسبتا خوبی دارد اما نداشتن بعضی امکانات که در بالا به آن ها ذکر شد کماکان باعث شده که محبوبیت این تبلت کاهش پیدا کند ، اما اگر شما دوست دارید با بودجه نسبتا مناسب به یک تبلت خوب دست پیدا کنید که نیاز های روزانه شما را تامین کند ما به شما گلکسی تب سامسونگ را معرفی میکنیم که در حقیقت شما با خرید آن هم صاحب یک تلفن با تمام امکانات می شوید و هم یک تبلت قدرتمند !

منبع:http://www.gooyait.com

ویژگی های فروشگاه های اینترنتی

ارسال شده توسط بابک بابکی | 8 Dec, 2013
بسیاری از مطالعات ، ویژگی های خدمات اینترنتی را مورد توجه قرار داده‌اند . این مطالعات ویژگی های فروشگاه های اینترنتی را در ۴ دسته طبقه بندی کرده‌اند :
۱ . کالا ۲ . خدمت به مشتری و ارتقای فروش ۳ . متقاعد کردن و راهنمایی ۴ . ایمنی

1 - کالا : شامل خصوصیات مرتبط به کالا مانند طبقه بندی ، تنوع و اطلاعات است . طبقه ‌بندی کالا می‌تواند رضایت مصرف کننده را افزایش دهد ، اما همه کالا های قابل دسترسی در کاتالوگ ‌های تجاری یا فروشگاه های واقعی به طور اینترنتی قابل دسترسی نیستند . براساس مطالعه لوث و اسپایلر ، فروشگاه های اینترنتی بزرگ کم اثر تر از فروشگاه های کوچک در تبدیل عده زیاد بازدید کنندگان از سایت به خریدار بالقوه هستند ، زیرا مصرف کنندگان در یافتن کالایی که جستجو می کنند ، مشکل دارند و این امر به دلیل این است که هدف مهم در فروشگاه های اینترنتی فراهم آوردن اطلاعات در مورد کالا و قیمت آن برای کمک به مصرف کننده در کاهش زمان جستجو است . این گونه فروشگاه ها با ارائه اطلاعات گسترده از کالا همانند قیمت و مقایسه با قیمت سایر فروشگاه ها ، و خلاصه ای از کالا ( مانند خلاصه کتاب در فروشگاه کتاب اینترنتی ) و یا نمایش کالا ( مانند انتقال و ذخیره ‌سازی در نرم افزار ) می ‌توانند به خریدار کمک کنند  .
2 - خدمت به مشتریان و ارتقای فروش : مشتریان ارتباطات دقیق و مستمر و مفید و محافظت های فرا جغرافیایی می خواهند . این ویژگی ها به طور مداوم به عنوان بعد برجسته در تعیین رفتار انتخاب فروشگاه های اینترنتی و غیر اینترنتی تعریف شده است . خدمت به مشتری شامل مواردی نظیر ، خدمات کارکنان فروش برای انتخاب کالا ، پاسخ به سؤالات مشتریان ، کمک در انتخاب کالا ، خدمات رایگان ، پاسخ در مورد انتقال و هزینه حمل و نقل و تخفیفات کالا را در بر می گیرد .
3 - متقاعد کردن و راهنمایی : این خصیصه به ارتباط مشتریان با فروشگاه های اینترنتی مربوط است . در این طبقه ویژگی سازمان و استفاده آسان مورد توجه قرار می گیرند . ارتباط استفاده کنندگان با فروشگاه های اینترنتی ، تجربه تعامل مصرف کنندگان با ارائه کالا و خدمات خرده فروشان را تحت تأثیر قرار می دهد . اگر یک سیستم ارتباطی با مصرف کنندگان خوب طراحی شود هزینه مصرف کنندگان را در جستجو و زمان مورد نیاز برای پردازش اطلاعات کاهش می‌ دهد و این امر باعث می شود تا زمان مورد نیاز برای انتخاب و خرید به حداقل برسد  . خرید اینترنتی زمانی مطلوب و رضایت بخش است که سایت ‌های فروشندگان دارای سرعت بالا ، غیر انبوه ( شلوغ نباشند ) و دسترسی ساده باشند . سایت ‌های قابل دسترسی آسان و کم تراکم ، زمان فروش را کوتاه و میزان تلاشی که مصرف کنندگان باید صرف درک و فهم چگونگی فروش اینترنتی کنند را اقتصادی و بهینه می سازد  .
۴ - ایمنی : مصرف کنندگان در مورد افشای اطلاعات مالی و خصوصی خود نگرانی دارند  . اگر چه بیشتر سایت‌ های فروش اینترنتی سیاست حفاظت شخصی و خصوصی را اعمال و ایمنی مبادلات را تضمین می کنند . ولی آنها اطلاعات جزئی در مورد اینکه چگونه مبادلات و اطلاعات شخصی امنیت لازم را دارند ، ارائه نمی ‌دهند .

رفتار ارتباطی مشتریان در موقعیت خرید اینترنتی
به کار گیری رفتار های مرتبط برای دستیابی به اثر بخشی بیشتر در تصمیم گیری ها و کاهش هزینه های پردازش اطلاعات و دستیابی به شناخت بیشتر مطابق با تصمیمات آنها و کاهش ریسک مربوط به انتخاب اکنون ازجمله تمایلات مشتریان است . بعد از چند مبادله موفق ، مشتریان نسبت به تأمین کننده خدمات و عرضه کنندگان احساس امنیت می کنند . زمانی که مشتری به یک سازمان اعتماد کرد ، آنها می دانند که این شرکت قادر به تامین نیاز ها و خواسته هایشان است و به این شرکت متعهد می شوند .
محیط خرید به صورت اینترنتی به مشتریان و خریداران کمک می کند تا با فراهم کردن انتخاب گسترده ، ارزیابی اطلاعات ، دقت و مقایسه کالا ها زمان کمتری را صرف تصمیم گیری کنند  . اینترنت اطلاعات مقایسه ای و ارزیابی شده ‌‌ای را فراهم می کند و ممکن است هزینه جستجوی اطلاعات و تلاش برای تصمیم خرید را کاهش دهد . اگر چه مشتریان اینترنتی عمدتاً در تعامل با سیستم ‌های کامپیوتری هستند و نمی توانند به طور فیزیکی کالای واقعی را لمس و احساس کنند ، ولی آنها با استفاده از اطلاعات فراهم شده به وسیله فروشگاه های اینترنتی می‌ توانند به شکل الکترونیک تصمیم گیری کنند .
بنابراین بحث در مورد عوامل مهم در رفتار خرید مشتریان در محیط تجارت الکترونیک نیازمند تمرکز بر قابلیت دسترسی اطلاعات است . دسترسی اطلاعات نه فقط اطلاعات مربوط به کالا و خدمات بلکه سهولت و شخصی سازی را برای نگهداری مشتریان مورد توجه قرار می دهد و آن به درجه ای که اطلاعات می تواند به وسیله مشتریان برای پیش بینی رضایت احتمالی ‌شان در خرید بعد به کار رود ، بستگی دارد . پس موفقیت در خرید اینترنتی با توانایی برای سازگار کردن اطلاعات برای ارضای نیاز های مشتریان ارتباط دارد  . اما عوامل مختلفی ارزش پیش بینی اطلاعات را تعیین می کند و فقط یک نوع اطلاعات برای همه مشتریان ارزشمند نیست . نیاز اساسی برای ترغیب مصرف کننده به خرید اینترنتی عبارت است از کاهش هزینه جستجوی اطلاعات و افزایش قابلیت پیش بینی کیفیت کالا که به وسیله تامین و فراهم کردن اطلاعات تخصصی برای مصرف کنندگان به دست خواهد آمد . همچنین منافع زیادی برای مصرف کننده درفرایند خرید به صورت اینترنتی وجود دارد که از جمله آنها می توان به صرفه جویی در زمان ، افزایش سهولت و کاهش ریسک عدم رضایت خرید اشاره کرد .

پس خدمت به مشتریان و پیشبرد فروش در طراحی فروشگاه های اینترنتی از عوامل مهم به شمار می آیند  . بر اساس مطالعات انجام شده در سیستم های اطلاعات ، کیفیت اطلاعات و کیفیت ارتباط با مشتریان بر رضایت اطلاعاتی مشتریان تأثیر می گذارد . اطلاعات فراهم شده توسط فروشگاه های اینترنتی به اطلاعات در مورد کالا و اطلاعات در مورد خدمات تقسیم می‌شود  . اطلاعات کالا شامل نشانه های کالا ، توصیه به مصرف کنندگان و گزارش های ارزیابی است . اطلاعات خدمات که بیشتر فروشگاه های اینترنتی فراهم می کنند ، شامل اطلاعات اعضا ، نحوه پاسخ به سؤالات جاری ، اطلاعات تحویل و سفارش کالا و تبلیغات می شود .
برای ارزیابی اطلاعات کالا و خدمات ، شش ویژگی مرتبط بودن ، جدید بودن ،کافی بودن ، خوشایند بودن ، سازگار بودن و قابل فهم بودن مورد نیاز است . اطلاعات ارائه شده به وسیله فروشگاه های اینترنتی باید جستجوی کالا و خدمات مشتریان را حمایت کنند . برای ارضای نیازهای اطلاعاتی مشتریان ، اطلاعات باید به روز و کافی و درجهت کمک به مشتریان در انتخاب ، سازگاری و در شکل و محتوا ساده و آسان برای درک مشتری باشد و از سوی دیگر لذت ، خوشی و بهره مندی ابعاد مهمی در شکل گیری گرایش و تمایل رفتاری به سوی یک سایت هستند .
بنابراین خوشایندی و سرزنده بودن یک عامل برجسته در ارائه اطلاعات مبتنی بر اینترنت هستند . کیفیت ارتباط مصرف کنندگان به طرح و نوع آن و سهولت در جستجوی کالا یا اطلاعات بستگی دارد . باید خاطر نشان کرد که خرید اینترنتی می تواند تحت تاثیر طراحی ضعیف سایت قرار گیرد . بنابراین ضروری است که تأثیر طرح های متفاوت و امکان جستجو سریع برای مشتریان را کاملا درک کنیم . در شکل ۳ مدلی را برای رفتار خرید مشتریان در یک موقعیت خرید اینترنتی نشان داده می‌شود  .

adsblog.net

مدیریت استراتژیک و موانع موجود در مسیر استفاده از آن

ارسال شده توسط بابک بابکی | 7 Dec, 2013
1- مقدمه: آيا تا به حال از خود پرسيده‌ايد كه چرا بعضي از شركت‌هاي بزرگ و موفق در مدت زمان كوتاهي با از دست دادن سهم بزرگي از بازار خود به موقعيتي معمولي و حتي تأسف بار تنزل يافته‌اند و چرا برخي از شركت‌هاي كوچك و گمنام به يكباره به جايگاه‌هاي

ممتازي در صحنه رقابت بين الملل رسيده‌اند؟ آيا در اين مورد فكر كرده‌ايد كه چرا برخي از مؤسسات، نوسان‌هاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي را به راحتي تحمل نموده و بر آنها غلبه مي‌كنند و در مقابل برخي از سازمان‌ها طعم تلخ شكست را چشيده و از ادامه راه باز مي‌مانند؟ به عقيده بسياري از متخصصان علم مديريت پاسخ بسياري از اين گونه سئوالات را بايد در مفاهيمي به نام «استراتژي» و «مديريت استراتژيك» جستجو كرد. در اين مقاله سعي شده است نگاهي گذرا بر مديريت استراتژيك و ضرورت و موانع بكارگيري آن در سازمان‌ها داشته باشيم.

2- تعريف استراتژي و مديريت استراتژيك
تاكنون تعاريف مختلف و گاه ناسازگاري از استراتژي و مديريت استراتژيك ارائه شده است. به تعبير يكي از متخصصان مديريت اين عبارات مانند« هنر» است كه وقتي آنها را مي‌بينيم تشخيص دادن آنها آسان است اما وقتي در پي تعريف كردن و توضيح دادن آنيم خيلي مشكل به نظر مي‌رسد. با اين حال در اينجا سعي شده است تا تعاريفي كه جوهره كليه مفاهيم را دارا باشد ارائه دهيم.
2-1- استراتژي
الگويي بنيادي از اهداف فعلي و برنامه‌ريزي شده، بهره برداري و تخصيص منابع و تعاملات يك سازمان با بازارها، رقبا و ديگر عوامل محيطي است. طبق اين تعريف يك استراتژي بايد سه چيز را مشخص كند:
    چه اهدافي بايد محقق گردد
    روي كدام صنايع، بازارها و محصول‌ها بايد تمركز كرد
    چگونه براي بهره‌برداري از فرصت‌هاي محيطي و مواجهه با تهديدهاي محيطي به منظور كسب يك مزيت رقابتي منابع تخصيص يابد و چه فعاليت‌هايي انجام گيرد.
2-2- مديريت استراتژيك
تصميمات و فعاليت‌هاي يكپارچه در جهت توسعه استراتژي‌هاي مؤثر، اجرا و كنترل نتايج آنهاست.
بنابراين مديريت استراتژيك فعاليت‌هاي مربوط به بررسي، ارزشيابي و انتخاب استراتژي‌ها، اتخاذ هر گونه تدابير درون و بيرون سازماني براي اجراي اين استراتژي‌ها و در نهايت كنترل فعاليت‌هاي انجام شده را در برمي‌گيرد.

3- ضرورت استفاده از مديريت استراتژيك
با نگاهي دقيق به مفهوم مديريت استراتژيك مي‌توان به ضرورت استفاده از آن پي برد. با توجه به تغييرات محيطي كه در حال حاضر شتاب زيادي به خود گرفته است و پيچيده شدن تصميمات سازماني، لزوم بكارگيري برنامه‌اي جامع براي مواجهه با اينگونه مسائل بيشتر از گذشته ملموس مي‌شود. اين برنامه چيزي جز برنامه استراتژيك نيست. مديريت استراتژيك با تكيه بر ذهنيتي پويا، آينده‌نگر، جامع‌نگر و اقتضايي راه حل بسياري از مسائل سازمانهاي امروزي است. پايه هاي مديريت استراتژيك بر اساس ميزان دركي است كه مديران از شركت‌هاي رقيب، بازارها، قيمت‌ها، عرضه‌كنندگان مواد اوليه، توزيع‌كنندگان، دولت‌ها، بستانكاران، سهامداران و مشترياني كه در سراسر دنيا وجود دارند قرار دارد و اين عوامل تعيين‌كنندگان موفقيت تجاري در دنياي امروز است. پس يكي از مهمترين ابزارهايي كه سازمان‌ها براي حصول موفقيت در آينده مي‌توانند از آن بهره گيرند «مديريت استراتژيك» خواهد بود.

4- مزاياي مديريت استراتژيك
مديريت استراتژيك به سازمان اين امكان را مي‌دهد كه به شيوه‌اي خلاق و نوآور عمل كند و براي شكل دادن به آينده خود به صورت انفعالي عمل نكند. اين شيوه مديريت باعث مي‌شود كه سازمان داراي ابتكار عمل باشد و فعاليت‌هايش به گونه‌اي درآيد كه اعمال نفوذ نمايد (نه اينكه تنها در برابر كنش‌ها، واكنش نشان دهد) و بدين گونه سرنوشت خود را رقم بزند و آينده را تحت كنترل درآورد.
از نظر تاريخي، منفعت اصلي مديريت استراتژيك اين بوده است كه به سازمان كمك مي‌كند از مجراي استفاده نمودن از روش منظم تر، معقول‌تر و منطقي‌تر راه‌ها يا گزينه‌هاي استراتژيك را انتخاب نمايد و بدين گونه استراتژي‌هاي بهتري را تدوين نمايد. ترديدي نيست كه اين يكي از منافع اصلي مديريت استراتژيك است  ولي نتيجه تحقيقات كنوني نشان مي‌دهد كه اين فرايند مي‌تواند در مديريت استراتژيك نقش مهم‌تري ايفا كنند. مديران و كاركنان از طريق درگيرشدن در اين فرايند خود را متعهد به حمايت از سازمان مي‌نمايند. يكي ديگر از مهمترين منافع مديريت استراتژيك اين است كه موجب تفاهم و تعهد هر چه بيشتر مديران و كاركنان مي‌شود. يكي از منافع بزرگ مديريت استراتژيك اين است كه موجب فرصتي مي‌شود تا به كاركنان تفويض اختيار شود. تفويض اختيار عملي است كه به وسيله آن كاركنان تشويق و ترغيب مي‌شوند در فرايندهاي تصميم‌گيري مشاركت كنند، خلاقيت، نوآوري و خيال پردازي را تمرين نمايند و بدين گونه اثر بخشي آنها افزايش خواهد يافت.

5- فرآيند مديريت استراتژيك
فرآيند مديريت استراتژيك را مي‌توان به چهار مرحله تقسيم كرد:
    تحليل وضعيت
    تدوين استراتژي  
    اجراي استراتژي
    ارزيابي استراتژي
كه اين مراحل را به اختصار توضيح مي‌دهيم:
5-1- تحليل وضعيت
    اهداف بلندمدت، مأموريت سازمان (علت وجودي و اينكه چه هستيم)، چشم انداز سازمان (چه مي‌خواهيم باشيم)
    تجزيه و تحليل محيط داخلي و قابليت‌هاي سازمان
    تجزيه و تحليل محيط خارجي
5-2- تدوين استراتژي
در تدوين استراتژي بايد ابتدا مجموعه استراتژي‌هاي قابل استفاده را ليست كرده و سپس با استفاده از مدل‌هاي مختلفي كه در بحث‌هاي مديريت استراتژيك آمده است و با توجه به نتايج بدست آمده در تحليل وضعيت كه در مرحله اول آمده است استراتژي برتر را انتخاب مي‌كنيم. در اين مرحله بايد مديران مياني و حتي رده پائين سازمان را نيز مشاركت داد تا در آنها ايجاد انگيزش كند.
5-3- اجراي استراتژي
براي اجراي استراتژي‌ها بايد از ابزار زير بهره گرفت:
    ساختار سازماني متناسب با استراتژي‌ها
    هماهنگ‌سازي مهارت‌ها، منابع و توانمندي‌هاي سازمان در سطح اجرايي
    ايجاد فرهنگ سازماني متناسب با استراتژي جديد سازمان
اجراي موفقيت آميز استراتژي به همكاري مديران همه بخش‌ها و واحدهاي وظيفه‌اي سازمان نياز دارد.
5-4- ارزيابي استراتژي
براي تعيين حدود دستيابي به هدف‌ها، استراتژي اجرا شده، بايد مورد كنترل و نظارت قرار گيرد. ارزيابي استراتژي شامل سه فعاليت اصلي مي‌شود:
    بررسي مباني اصلي استراتژي‌هاي شركت
    مقايسه نتيجه‌هاي مورد انتظار با نتيجه‌هاي واقعي
    انجام دادن اقدامات اصلاحي به منظور اطمينان يافتن از اين كه عملكردها با برنامه‌هاي پيش بيني شده مطابقت دارند.
اطلاعاتي كه از فرايند ارزيابي استراتژي به دست مي‌آيد بايد به گونه‌اي باشد كه عمليات و اقدامات را تسهيل نمايد و بايد كساني يا واحدهايي را معرفي نمايد كه نياز به اصلاح دارند.

6- موانع و مشكلات طراحي برنامه‌هاي استراتژيك
در اين زمينه اولين مشكلات عبارتست از موانع ايجاد و توسعه روند مديريت استراتژيك در سازمان‌ها كه اين فرآيند را از بنيان و پاي بست با مشكل مواجه مي‌سازند. دلايل گوناگوني وجود دارند كه برخي از سازمان‌ها تمايل چنداني به ايجاد و توسعه روندهاي مديريت استراتژيك از خود نشان ندهند كه مهمترين آنها عبارتند از:
    عدم آگاهي مديريت سطح بالا نسبت به وضعيت واقعي سازمان
    خودفريبي مديران سطح بالا به طور جمعي درباره موقعيت سازمان
    توجه مديران به حفظ وضع موجود
    درهم آميختگي دشواري‌هاي مشترك مديريت سطح بالا و دشواري‌هاي عملكرد روزانه
    كاميابي‌هاي گذشته سازمان
    اشتباه تلقي كردن هر گونه تغيير در رابطه با هر چه در گذشته در سازمان انجام گرفته است
    نارسايي در كاربرد وظايف فوري

7- بررسي موانع اجراي برنامه‌هاي استراتژيك
يكي از پژوهشگران مديريت استراتژيك، در مقاله‌اي تحت عنوان«هفت خطاي مرگبار استراتژيك» به بيان خطاها و مشكلات رايج در زمينه اجراي استراتژي مي‌پردازد:
خطاي مرگبار شماره ۱- استراتژي ارزش اجرا ندارد
استراتژيي ارزش اجرا كردن را دارد كه قدرت الهام‌دهي داشته باشد و به كاركنان كمك كند تا دريابند وظايفشان چگونه با استراتژي مرتبط مي‌شود، به عنوان راهنمائي براي اولويت بندي تصميمات بكار رود و در كاركنان براي تسهيل ارتباطات ايجاد بصيرت نمايد.
خطاي مرگبار شماره ۲- كاركنان در مورد اينكه استراتژي چگونه اجرا خواهد شد روشن نيستند
در اين مورد تعدادي موضوع مهم هستند كه بايد در ابتدا مشخص شوند. اين موضوعات عبارتند از:
    اولويت‌ها: اولويت‌هاي شما چيست؟
    جدول زماني: اجراي استراتژي با چه سرعتي بايد پيش برود.
    تأثيرات: استراتژي، چه تأثيري بر فعاليت‌هاي شما مي‌گذارد.
    مشاركت: چه كساني بايستي مشاركت داشته باشند و در چه زماني.
    مخاطرات: مخاطراتي كه مانع اجراي استراتژي هستند را شناسايي و آنها را كاهش دهيد.
خطاي مرگبار شماره ۳- مشتريان و كاركنان، استراتژي‌ها را به طور كامل در نيافته‌اند
برنامه اجراي استراتژي بايد شامل يك برنامه ارتباطات باشد كه مشخص كند به چه افرادي و تا چه اندازه بايد در مورد استراتژي توضيح داده شود.
خطاي مرگبار شماره ۴ - مسئوليت اشخاص در زمينه اجراي تغييرات نامشخص است
كاركنان بايد به منظور اجراي استراتژي كاملاً تفهيم شده و مسئوليت‌هاي خاص هر يك به آنان واگذار شود. هر چه تعداد افرادي كه بطور مستقيم در فرايند اجرا مشاركت داده مي‌شوند بيشتر باشد بهتر است.
خطاي مرگبار ۵- مدير عامل و مديران ارشد به هنگام شروع اجرا، از صحنه خارج مي‌شوند
غالباً، سطح علاقه مديران ارشد پس از تدوين استراتژي و توافق بر آن كاهش مي‌يابد. اگر كاركنان احساس كنند كه مديريت ارشد كاملاً نسبت به استراتژي متعهد نيستند علاقه آنان نيز كاهش مي‌يابد.

خطاي مرگبار ۶- عدم تشخيص موانع
برنامه‌ها هيچگاه دقيقاً اجرا نمي‌شوند. سازمان‌ها در يك محيط پويا و متغير فعاليت مي‌كنند لذا حوادث پيش بيني نشده ممكن است در طول اجرا سر بر آورند. بايد اين موانع، تشخيص داده شوند و زماني كه اين بحران‌ها و عدم اطمينان‌ها به وقوع مي‌پيوندند، كاركنان بايد براي ايجاد راه‌حل‌هايي خلاقانه در جهت غلبه بر اين موانع تشويق شوند.

خطاي مرگبار ۷- فراموش كردن كسب و كار
يك مخاطره ديگر عبارت است از اين كه تدوين و اجراي استراتژي تمام توجه مديران ارشد را به خود جلب نمايد و آنان فراموش كنند كه كسب و كاري دارند كه بايد به اداره آن بپردازند.

سیمین همتی خمارتاج
منابع
ديويد، فردآر، مديريت استراتژيك، ترجمه:دكتر علي پارسائيان و دكتر سيد محمد اعرابي
واكر،آوريل سي.، استراتژي بازاريابي، ترجمه دكتر سيد محمد اعرابي و داود ايزدي
سيد صالحي، سيد رضا، بررسي موانع بكارگيري مديريت استراتژيك در شهرداري تهران، پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشگاه امام صادق (ع)
شكري، مصطفي، كنكاشي در شناخت مديريت استراتژيك، نشريه مديريت(انجمن مديريت ايران)، شماره۵۳و،۵۴ آبان ۸۰

Dr. Richard W. Oliver, The Evolution of Business Strategy, Journal of Business Strategy, 2005

بیمه و تجارت الکترونیکی

ارسال شده توسط بابک بابکی | 6 Dec, 2013
بيمه الكترونيكي (e-Insurance) به معناي عام به عنوان كاربرد اينترنت و فنّاوري اطّلاعات (IT) در توليد و توزيع خدمات بيمه ‎اي اطلاق مي‎گردد و در معناي خاص بيمه الكترونيكي را مي‎توان به عنوان تأمين يك پوشش بيمه ‎اي از طريق بيمه ‎نامه ‎اي است كه به طور برخط (online)  درخواست، پيشنهاد، مذاكره و قرارداد آن منعقد مي‎گردد. با اينكه پرداخت حق ‎بيمه، توزيع بيمه‎ نامه و پردازش پرداخت خسارت مي‎تواند online انجام گيرد در برخي كشورها محدوديت‎هاي مقرراتي (نظارتي) و تكنيكي (فني) ممكن است اجازه انجام كاملاً الكترونيكي عمليات را ندهد. اما در سطح جهاني براي پشتيباني از تحقق پرداخت حق ‎بيمه و توزيع بيمه ‎نامه به صورت online مقررات بطور مداوم در حال اصلاح هستند.

آنچه كه به عنوان اثراث بيمه الكترونيك در كارايي مورد قبول قرار گرفته است عبارتند از:
1ـ بيمه الكترونيكي هزينه ‎هاي مديريتي و اداري را از طريق پروسه اتوماسيون كسب و كار كاهش داده و اطّلاعات مديريتي را بهبود مي ‎بخشد.
2- كارمزد پرداختي به واسطه ‎ها را از طريق فروش مستقيم بيمه ‎نامه به مشتري كاهش مي‎دهد. (البته بخشي از اين كارمزد بايستي صرف جذب مشتري و بازاريابي شود.)
كاهش هزينه در بازار رقابتي موجب كاهش حق ‎بيمه شده و به مشتريان و مردم اجازه خريد بيمه بيشتري را مي‎دهد كه نتيجه آن نفوذ بيشتر بيمه در كشور است.
براساس برآورد نشريه سيگما, در بلندمدت بيمه ‎گران آمريكايي بيمه ‎هاي شخصي (Personal lines) هزينه‎ هاي فروش، امور اجرايي و تسويه خسارت را حداكثر تا 12 درصد (15 ميليارد دلار) كاهش خواهند داد. به سبب نياز به سطح بالايي از خدمات مشاوره‎اي در بيمه‎ هاي كسب و كار و امور تجاري (Commercial lines) در اين رشته‎ ها امكان كاهش هزينه ‎ها 9 درصد (11 ميليارد دلار) خواهد بود.
اگر تعريف به معناي عام را در نظر بگيريم حدود 1 درصد از 5/2 تريليون دلار حق ‎بيمه جهاني از طريق بيمه الكترونيكي انجام مي‎گيرد. اگر مفهوم خاص را در نظر بگيريم اين رقم كمتر خواهد شد.
براساس ‏تخمين ‏بخش تحقيقاتي شركت (Sigma)Swiss-Re تا سال 2005 بيمه‏الكترونيكي 5 تا 10 درصد سهم بازار در بيمه‎هاي استاندارد شده در بيمه هاي شخصي (Personal line)  را به خود اختصاص خواهد داد. اين رقم براي اروپا 3 تا 5 درصد پيش‎بيني شده است. ذكر رقم دقيق ممكن نيست ولي آن چه كه مهم است رشد مداوم و يكنواخت آن مي‎باشد. از 166 ميليون كاربر در آمريكا 25 درصد آنها از Web  براي كسب اطّلاعات بيمه‎اي استفاده مي‎كنند كه از آن ميان 73 درصد آنها استعلام نرخ را انجام مي‎دهند.
اينترنت به تازه واردان بازار امكان مي‎دهد كه از فرآيند پرهزينه و طولاني راه‎اندازي شبكه ‎هاي سنتي فروش پرهيز كنند و شركت‎هاي موجود خدمات مالي و اينترنتي نيز از حضور اينترنتي و نام تجاري خود براي اضافه كردن كالاهاي بيمه ‎اي به مجموعه كالاهاي موجود خود بهره مي‎برند.
بنابراين بيمه ‎گران قديمي با فشار رقابتي فزاينده‎اي روبرو مي‎باشند. محصولات بيمه ‎اي كه به مشاوره كمي نياز دارند براي فروش از طريق اينترنت مناسب هستند و واسطه ‎هاي سنتي بيمه خود را با فشار رقابتي روبرو مي‎بينند اما در مورد محصولات بيمه‎ اي پيچيده و با ارزش معاملاتي بالا كه مشتري تمايل بيشتري به صرف هزينه مشاوره دارد, فروش از طريق اينترنت خيلي تناسب ندارد.
بنابراين محصولاتي براي بازاريابي بر روي اينترنت و توزيع online مناسب هستند كه بتوان آنها را استاندار كرده و با تعداد محدودي از پارامترها تشريح و نرخ‎گذاري كرد نظير:
بيمه اتومبيل، بيمه مسئوليت خصوصي، بيمه خانوار و بيمه عمر زماني. البته اين بدان معنا نيست كه ديگر محصولات بيم ه‎اي از فرصت‎هاي فراواني كه تجارت الكترونيكي در اختيارشان مي‎گذارد براي بهبود كيفيت خدمات شان استفاده نكنند.
يكي از مسائل مهم در بيمه, ارزيابي متوسط خسارت مورد انتظار است تا بر پايه آن بتوان نرخ حق ‎بيمه را تعيين كرد. همچنين براي مواقعي كه حق ‎بيمه دريافتي براساس نرخ‎هاي متوسط براي پوشش خسارت‎ها در يك سال كافي نباشد بيمه ‎گر‎ها نياز به داشتن منابع و ذخاير اضافي مي‎باشند. نحوه وضع و بكارگيري اين ذخاير توسط مقام نظارتي بيمه تعيين مي‎شود.
محاسبه نرخ بيمه، تعيين ذخاير كافي براي پوشش خسارت‎هاي بيش از حق ‎بيمه سال، نحوه تعديل نرخ براي مشتريان خاص همه اينها متضمن درگير شدن در محاسبات و تحليل‎هاي آماري دريافتي است كه نياز به دسترسي به اطّلاعات كافي دارد. همچنين امروزه IT به صورت گسترده‎اي براي ارتباط با نمايندگان بيمه، پروسه صدور بيمه ‎نامه، اعلاميه حق‎بيمه، تحليل بازار ، پيش‎بيني فروش و عمليات حسابداري در شركت‎هاي بيمه بكار گرفته مي‏شود.
بنابراين واضح است كه بيمه يك فعاليت اطّلاعات‏ـ ‏بر (information Intensive)  است و براي تجارت الكترونيكي مناسب مي‎باشد.
براي يك قرارداد بيمه چيزي بيش از يك سري اطّلاعات نياز نيست. بيشتر قراردادهاي بيمه ‎اي تا وقتي خسارت اتفاق نيافتد در حد يك اطّلاعات خالص باقي مي‎ماند. يك قرارداد بيمه يا بيمه‎ نامه مثل ساير قراردادها نياز به 4 شرط دارد:

1ـ قانوني بودن Legality
2ـ ظرفيت قابليت  Capacity
3ـ پيشنهادOffer   
4ـ قبول Acceptance

براي اطمينان از قانوني بودن مشتري نيازمند داشتن منفعت قابل بيمه است. اموالي كه بايد بيمه شود بايستي دارايي بيمه ‎گذار باشد و اطّلاعات لازم در اين زمينه ارائه شود.
نياز به اهليت و قابليت با مبادله اطّلاعات در مورد اينكه شركت بيمه, كارگزار يا نماينده مجوز فعاليت دارد و نيز بيمه‎ گذار صغير، ديوانه و مست نباشد يا خارج از حيطه اختيارات عمل نكند.
شرط پيشنهاد (ايجاب) و قبول نيازمند داشتن شرايط پوشش بيمه ‎اي و شرايط منافع قابل بيمه در برابر خسارت وارده در پيشنهاد بيمه‎گر و متقابلاً قبول بيمه‎ گذار مي‎باشد. بعضي مواقع بيمه ‎گذار درخواست همراه با پيشنهاد مي‎دهد. پيشنهاد متعاقب آن از سوي بيمه ‎گر، به معناي قبول نيست. اين مشتري است كه بايد قبول كند. بنابراين اطّلاعات تجربه‏ اي براي انجام قرارداد بايستي مبادله شود. همچنين موضوع پرداخت حق ‎بيمه كه چگونه بايد انجام گيرد و نيز موقعي كه حادثه واقع مي‎شود خسارت ارزيابي و پرداخت مي‎گردد. بنابراين در اين حالت نيز ميزان زيادي از اطّلاعات بين بيمه‎ گذاران و واسطه ‎ها و بيمه‎ گران مبادله مي‎شود.
بحث بعدي كه اغلب به آن اشاره مي‎شود و در مبحث مناسب بودن دخيل است اين است كه اغلب گفته مي‎شود «بيمه فروختني است نه خريدني». بدون فشار فيزيكي نماينده يا بازارياب مصرف‎ كنندگان ممكن است بيمه كمتر يا با ارزش پايين بخرند لذا فروش بيمه از طريق اينترنت به مصرف‎ ننده به حد كافي فشار لازم براي جذب مشتريان بالقوه ندارد. اگر همه يا برخي از شرايط زير وجود داشته باشد فروش online بيمه مشكل خواهد بود:

ــ امضاء الكترونيكي قانوني نباشد.
ــ طبق مقررات اسناد فيزيكي (بيمه‎ نامه ‎ها) بايستي به مشتريان تحويل شود و كپي آن نزد بيمه‎ گر و نماينده آرشيو شود.
ــ چارچوب اسناد بيش از حد مقرراتي باشد.
ــ بيمه ‎گران و نمايندگان موظف به ارائه فيزيكي مجوز صدور بيمه باشند.
ــ تصويب فيزيكي پوشش بيمه‎اي توسط شخص ثالث (نماينده دولت ...) ضروري باشد.

از آنجا كه قرارداد بيمه از طريق اينترنت نياز به مبادله اطّلاعات بويژه اطّلاعات پرسنلي افراد دارد مصرف كنندگان اغلب از اينكه اطّلاعات شخصي آنها فاش شود نگراني دارند. وقتي توسط نماينده اطّلاعات داده شود در صورت تخلف مي‎تواند از طريق آن پي‎گيري كنند. اما وقتي از طريق اينترنت باشد پشت مونيتور كسي نيست كه مسئوليت بپذيرد. همچنين اغلب شركت‎هاي بيمه، نمايندگان را مشتري خود مي‎دانند تا بيمه ‎گذاران را. بنابراين پيش‎بيني اينكه خريد مستقيم بيمه از طريق اينترنت جايگزين نمايندگان بشود مشكل است.
بنابراين خيلي از بيمه ‎گران پذيرفته‎اند كه صرفاً اطّلاعات بيمه ‎نامه و آموزش بيمه ‎اي را در وب‏سايت خود بيآورند و فروش واقعي را به عهده واسطه ‎هاي بيمه ‎اي بگذارند. بنابراين وقتي مشتري نرخ را استعلام مي‏كند از وي كدپستي را خواسته سپس وي را به نزديك‎ترين نماينده محل راهنمايي مي‎كنند. البته مشكل وقتي خواهد بود كه اعتماد حرفه‎اي به نمايندگان وجود نداشته باشد. طبق بررسي توسط موسسه نظرسنجي گالوپ در آمريكا بين سال هاي 1993 تا 2000 نمايندگان بيمه از نظر ميزان اعتبار در رديف بسيار پايين بودند. صرفاً 9 تا 12 درصد از پاسخ دهندگان نمره بالا يا خيلي بالا از نظر صداقت و كردار (اخلاق) به نمايندگان دادند در حالي كه 23 تا 37 درصد اين نمره را به بانكداران و 13 تا 19 درصد اين نمره را به كارگزاران بورس دادند.
استفاده از اينترنت در بيمه اتكايي خيلي زودتر شروع شد و به سرعت به سمت online مي‎رود. شركت‎هاي خاصي در حال بازاريابي و توزيع محصولات بيمه اتكايي خود از طريق وب‎سايت هستند. برخي ديگر نظير سوييس‎ري و مونيخ‎ري در قالب استراتژي همكاري و تعاون در صدد شكل دهي بازارها و مبادلات بيمه اتكايي هستند. اخيراً الكوي كاري جديدي به نام بازارهاي ريسك online در بخش بنگاه به بنگاه به وجود آمده است. اين خدمات ‎دهندگان اينترنتي به عنوان دلال ميان شركاي تجاري كه معمولاً بيمه‎ گران، بيمه ‎گران اتكايي و مشتريان بزرگ سازماني هستند, فعاليت مي‎كنند و به دنبال جابه‏حايي ريسك‎هاي بزرگ يا كل پرتفوي‎هاي ريسك هستند. از ميان اين خدمات دهندگان مي‎توان به GRMP  و CATEX براي ريسك‎هاي حوادث غيرمترقبه اشاره كرد كه هر دوي آنها معامله ‎گران نسبتاً جديدي هستند.
براي تنظيم ‎كنندگان مقررات بيمه ‎اي در كشورهاي درحال توسعه ابزارهاي نظارتي مبتني بر اينترنت مي‎تواند از طريق افزايش سرعت گزارش‎دهي از شركت‎هاي بيمه, كارآئي را افزايش دهد. اين امر همچنين موجب تسريع در اطلاع ‎رساني عمومي و جريان اطّلاعات به مردم، بيمه‎ گران و سرمايه ‎گذاران داخلي و بين ‎المللي در مورد شرايط بازار، حقوق و تكاليف باشد. همچينن ارتباط امن اينترنتي ابزار مهمي براي توسعه همكاري بين‎المللي بين نهادهاي نظارتي براي بهبود امنيت بازارهاي بيمه است.
از نظر نهادهاي نظارتي در كشورهاي در حال توسعه نگراني عمده فعاليت‏هاي خارج از مرز و نحوه حفاظت از منافع مصرف‎كنندگان در ساير حوزه‎ هاي قضايي است.
البته خيلي از كشورها جهت ارائه خدمات در داخل كشور اخذ مجور را ضروري كرده‎اند و لذا فعاليت خارج مرزي را ممنوع اعلام كرده ‎‎اند. بنابراين تجارت بين مرزي در بيمه ‎هاي شخصي (Personal lines) محصولات بيمه ‎اي انبوه  (Mass Insurance Products) توسعه نيافته است.
همچينن بيمه الكترونيكي به عنوان كانال جديد توزيع محصولات بيمه‎اي ايجاد مي‎كند كه پروسه مبادلات شتاب يابد و لذا فرصت‎هاي زيادي براي كلاهبرداري و تقلب ايجاد مي‎كند. بنابراين نهادهاي نظارتي بايستي متدهاي نظارتي را متحول نمايند تا بتوانند در جهت منافع مصرف ‎كنندگان واكنش سريع نشان بدهند. البته ظهور بيمه الكترونيكي اصول نظارت فعلي در بازار بيمه را بطور بنيادي تغيير نمي‎دهد.
براي نهاد نظارتي مهم نحوه حمايت از حقوق بيمه گذاران (مصرف‎كنندگان) است. بنابراين در جهت كنترل نرخ، بررسي بازارسازي محصولات بيمه ي، پاسخگويي به شكايات مردم، راهبري آموزش مصرف ‎كنندگان و كنترل كلاهبرداري و تقلب كه از وظايف سنتي نهاد نظارتي است, نهادهاي نظارتي بايستي عمليات بيمه الكترونيك را راهبري نمايند.
براي بررسي ويژگي‎هاي نظارت بيمه الكترونيكي انجمن بين‎‎ المللي نظارت كنندگان بيمه (IAIS)  يك گروه كاري در مورد تجارت الكترونيكي و اينترنت تشكيل داد كه اين گروه «اصول نظارت بيمه در اينترنت» را منتشر كرد كه در كنفرانس سالانه IAIS  در كيپ‏تاون در 10 اكتبر 2000 تصويب شد.
در بيشتر كشورهاي در حال توسعه بيمه ‎گران بايد نرخ و شرايط و فرم بيمه ‎نامه را قبل از ارائه به مردم به تأييد نهاد نظارتي برسانند. اين امر در مورد بيمه‎ گراني كه بيمه را از طريق اينترنت ارائه مي‎كنند نيز صادق است. نهادهاي نظارتي بايستي توجه ويژه‎اي به نرخ و شرايط و نوع قرارداد بيمه‎اي كه در وب‎سايت عرضه مي‏شود داشته باشند. نهاد نظارتي بايد مطمئن باشد كه قرارداد مربوط يك پايه قانوني دارد و برخلاف منافع بيمه‎ گذار نيست چون در بيمه ‎الكترونيك, بيمه ‎گذار عموماً در چانه ‎زني و مذاكره براي مواد بيمه نامه شركت نمي‎كند.
در مورد بيمه‎ عمر، نهادهاي نظارتي بايستي از بيمه ‎گران بخواهند كه موادي در بيمه ‎نامه ‎هاي منتشره در وب‎سايت بگنجانند اين مواد دربرگيرنده مواردي نظير، غيرقابل انكار بودن (Incontestability) باشد يعني بيمه ‎گر بعد از يك دوره زماني نمي‎تواند موارد مطرح شده از سوي بيمه‎ گذار را انكار كرده و ناديده بگيرد. همچنين ماده‎اي در مورد عدم جريمه (non forfeiture) بايستي نشان داده شود. يك چنين ماده‎اي از ارزش نقدي بيمه ‏نامه دفاع مي‎كند و يك مهلت تأخير در پرداخت حق‎بيمه را فراهم مي‎سازد كه در اين دوره بيمه ‎نامه قابل ابطال و تكول نيست يك همچون موادي بايستي در بيمه الكترونيكي وجود داشته باشد. چون ممكن است بيمه ‎گذاران حق‎بيمه را نتوانند به موقع پرداخت كنند.
در كشورهاي درحال توسعه به علت فقدان فرهنگ عمومي بيمه و آموزش بيمه و براي اينكه اجازه به مصرف‎كنندگان داده شود كه بتوانند تصميم با اطّلاعات لازم بگيرند يك درجه زيادي از قابليت مقايسه بين قراردادهاي پيشنهادي از طريق وب بايستي وجود داشته باشد.
امضاءهاي الكترونيكي نه تنها براي تأييد وجود قرارداد بلكه براي مشخص كردن تاريخ شروع اعتبار پوشش بيمه‎نامه مهم است. اعتبار و كارآمدي يك قرارداد ممكن است به خاطر نقض انتقال اطّلاعات تحت تأثير قرار گيرد. بيمه ‎گذار ممكن است فكر كند بيمه انجام شده است ولي بيمه ‎گر اطّلاعات ناقص دريافت كرده و لذا بيمه ‎نامه صادر نشده باشد. وجود اين مشكل معلوم نمي‎شود مگر موقعي كه خسارت بوجود مي‎آيد و ادعاي خسارت مي‎شود ولي عملاً بيمه ‎نامه وجود ندارد.
از آنجا كه فروش بيمه از طريق اينترنت زمينه براي كلاهبرداري بيمه ‎اي و پول‎ شويي را افزايش مي‎دهد لذا وضع مقررات و نظارت از اهميت برخوردار مي‎شود. بيمه الكترونيك يك هدف آشكار براي عمليات پول‎شويي محسوب مي‎شود.

حال و آينده بيمه الكترونيكي در جهان
1ـ در جهان كنوني به علت مشابهت محصولات بيمه‎ اي, رقابت در قيمت براي بيمه ‎گران مشكل است و با توجه به اينكه تمايز بين بيمه‎ گران در ارائه خدمات مي‎باشد. بنابراين تدارك الكترونيكي براي فروش بيمه از اهميت ويژه‎اي جهت كاهش هزينه و قيمت برخوردار است.
2ـ براساس يك كار تحقيقي درآمد فروش بيمه online در آمريكا از 257 ميليون دلار در سال 1998 به 4 ميليارد دلار در سال 2003 مي‎رسد. همچنين تحقيق و انتخاب online و خريد offline   از 2 ميليارد دلار در سال 1998 به 7 ميليارد دلار در سال 2003 مي‎رسد.
3ـ در حال حاضر از فروش الكترونيكي بيمه 12 درصد online فروش مي‎رود و 88 درصد غير online.

مروري بر مزاياي فروش الكترونيكي بيمه
1ـ براساس برآورد انجام گرفته هزينه ‎هاي فروش، امور اجرايي و تسويه خسارت در بلندمدت بين 9 تا 12 درصد بسته به نوع رشته بيمه كاهش مي‎يابد.
2- پايين آمدن هزينه در فضاي رقابتي موجب كاهش قيمت و نهايتاً موجب افزايش نفوذ بيمه مي‎شود.
3ـ بيمه الكترونيكي موانع ورود به بازار را كاهش و رقابت را افزايش مي‎دهد و اينترنت به تازه‎ واردان اجازه مي‎دهد كه از فرآيند پرهزينه و طولاني راه‎اندازي شبكه سنتي فروش پرهيز كنند.
4ـ به خاطر ماهيت اطّلاعات ‎بر (Information - Intensive) بودن فعاليت بيمه ‎اي, اين فعاليت براي تجارت الكترونيكي مناسب مي‎باشد.
5ـ امكان انتشار سريع اطّلاعات و در حجم زياد از طريق اينترنت به وجود مي‎آيد.
6ـ در مورد رشته‎ هاي بيمه‎اي با پيچيدگي بيشتر و ارزش معاملاتي بيشتر نظير بيمه‎ هاي مستمري، بيمه درمان و بسياري از بيمه‎ هاي تجاري و كسب و كار كه نياز به مشاوره زياد دارند نيز اينترنت مي‎تواند به عنوان ابزار بازاريابي با پشتيباني تسويه خسارت مورد استفاده قرار گيرد.


منبع :   www.negaranit.com

سیستم هوشمند برای مدیریت امنیت اطلاعات

ارسال شده توسط بابک بابکی | 5 Dec, 2013

چکیده: محدودیت های هر فناوری امنیتی به همراه رشد فشار حملات سایبر، نیاز به وجود مدیریت امنیت اطلاعات را ضروری ساخته و باعث افزایش فعالیت هایی می شود که بوسیله قسمت های از  شبکه اجرایی و کارکنان امنیتی انجام می گیرد. بنابراین نیاز برای افزایش مکانیزم های ویرایش خودکار و گزارش های هوشمند برای اعتماد به سایبر وجود دارد. سیستم های هوشمند سیستم های محاسباتی خودکار بر مبنای روشهای هوشمند هستند که از مراقبت پیوسته و کنترل کردن فعالیت ها حمایت می کنند. هوش باعث پیشرفت توانایی فردی برای تصمیم گیری بهتر می باشد. این تحقیق، ساختار مفروض یک سیستم هوشمند برای مدیریت امنیت اطلاعات (ISISM) را نشان می دهد. هدف از این سیستم بهبود بخشیدن به فرایندهای مدیریت امنیت مثل مراقبت کردن، کنترل و تصمیم گیری در ابعاد موثر می باشد که بالاتر از متخصصین در سیستم امنیتی قرار دارد و مکانیزم هایی را فراهم می کند تا باعث تقویت ساختار فعال دانش و آگاهی در مورد تهـــــــــــدیدات، سیاست ها، فرآیندها و خــــــــــطرات شود. ما به مسائل مربوط به نیازها و طراحی برای اجزای اصلی سیستم هوشمند تمرکز می کنیم.
واژگان کلیدی: مدیریت امنیت اطلاعات، امنیت سایبر، سیستم هوشمند، معماری، کنترل بر مبنای عامل

مرور کلی در مورد امنیت سایبر
رشد فزاینده اینترنت، همگرایی اینترنت و برنامه های کاربردی چند رسانه ای بی سیم و خدمات ، چالش های جدید امنیتی را بوجود آورده است (Miller, 2001)  .        
امنیت یک سیستم پیچیده است و می بایست در هــــــمه نقاط و برای  هر کاربری مورد توجه قرار بگیرد (Volonino, 2004). سازمانها نیاز به یک روش سیستماتیک برای مــدیریت امنیت اطلاعات دارند که پیوستگی امنیتی را در هر سطحی نشان می دهد.
آنها به سیستم هایی نیاز دارند که از تخصیص بهینه منابع امنیتی به نسبت ریسک بیشتر و آسیب پذیری حمایت کند. بهرحال زیربنای امنیتی در بیشتر سازمانها الزامات وجود آنرا نسبت به برنامه ریزی، روش بر مبنای تعامل ، مثل مشاهده آسیب ها و استفاده از نرم افزارهای به روز(Cardoso & Freire 2005) ، نشان می دهد Gordon, Loeb & Lucyshyn, 2003) ). از طرف دیگر برنامه های امنیتی ســـــــــایبرجهت نیازهای تخصصی تر برای کامپیوتر و امنیت شبکه  می باشد که بــــــه ویرایش خودکار و مـــــکانیزم های گزارشی و تقویت محصولات برای ارزشیابی های امنیتی و مدیریت تهدیدات مورد اســــتفاده قرار  میگیرد(Chan & Perrig 2003; Hwang, Tzeng & Tsai, 2003; Leighton, 2004).
در کنار کنترل های امنیتی (سیستم امنیتی، رمزهای عبور، مشاهده تعدّی، برنامه های بازیافت حملات و ...) که وجود دارد امنیت یک سازمان شامل مسائلی است. که عموما موضوعاتی مثل سیاست ها، آموزش، عادات، آگاهی، فرآیندها و انواع دیگری از مسـائل فنــی و غیــر فنـی می باشد(Heimerl & Voight,2005). .آموزش امنیتی و آگاهی که در مورد استفاده گسترده از زیر بناهای دیجیتالی جدید میباشد (Tassabehji, 2005)  همه این عـــــوامل امنیت را به صورت فرایندی در می¬آورندکه بر مبنای اصول داخلی می باشد (Maiwald, 2004; Mena, 2004). چالش های موجود در مدیریت امنیت اطلاعات به همراه فقدان درک علمی از رفتارهای سازمانی نیاز به وجود سیستم های محاسباتی بهتر را باعث می شود که به طور موثر از فناوری های اطلاعاتی حمایت کنند و روشهای جدیدی که بر مبنای روشهای هوشمند و اطلاعات امنیتی می باشد برای همکاری و تقسیم اطلاعات می باشد.
سیستم های هوشمند به صورت سیستم های نرم افرازی جدید برای حمایت از برنامه های کاربردی پیچیده بوجود آمدند. در این تحقیق ما ساختاری را برای یک سیستم هوشمند برای مدیریت امنیت اطلاعات (ISISM) فرض می کنیم که از فرآیندهای امنیتی در یک سازمان حمایت می کند.
در میان این اجزا سیستم های هوشمند شامل عوامل هوشمندی هستند که سطح بالایی از خودکاری و کارکرد مناسب را نشان می دهند.دانش موجود در سیستم حمایتی این کمک را به کاربران میکند تا با سطح بالایی از دقت به فهم و حل مسائل موجود در قلمرو امنیت اطلاعات بپردازند.
بخش بعدی در این تحقیق خلاصه نتایج مربوط به مدیریت امنیت اطلاعات را نشان می دهد. یک مرور کلی در مورد تهدیدات امنیت اطلاعات که به همراه مرور روشهای AI برای برنامه های کاربردی امنیت سایبر می باشد.
سپس ساختار و اجزای اصلی سیستم هوشمند را نشان می دهیم و نیازمندیهای طراحی خاص را برای عوامل هوشمند نشان می دهیم. مسائل اصلی مرتبط با طراحی و تکنولوژی ها را با استفاده از روش مهندسی سیستم ها نشان می دهیم. ما سیستم هایی را مورد بررسی قرار می دهیم که بر مبنای کنترل بر مبنای عامل هوشمند هستند که روشی را برای تحلیل، طراحی و اجرای سیستم های نرم افزاری پیچیده ارائه می کنند. ما نتیجه گیری را بر مبنای آینده کیفی مدیریت امنیت اطلاعات و تاثیرگذاری بصورت چند مثال ادامه می دهیم.
مدیریت امنیت اطلاعات
مسائل و رویکردها
مدیریت سیستم اطلاعات زیربنایی برای اطمینان از تاثیرگذاری کنترلهای امنیت اطلاعات در طول منابع اطلاعاتی  می باشد. آن مراقبت و کنترل مسائل امنیتی را نشان می دهد که برپایه اتخاذ خط مشی امنیتی ، تکنولوزی ها ، و اقدامات اصلی برای تصمیم گیری بوسیله افراد قرار دارد. هدف از مدیریت امنیت اطلاعات اطمینان از پیوستگی، اعتماد و موجودیت پذیر بودن اطلاعات در یک سازمان می باشد.
اگرچه فناوری های امنیتی مختلف از کارکردهای امنیتی خاصی حمایت می کنند مسائل دیگری وجود دارد که بر مدیریت امنیت اطلاعات تاثیر می گذارد. اینها فناوری های موثر و قابل قیاس بندی نیستند چون بر مبنای تخصص انسانی در فواصل انسانی داده ها را تحلیل می کنند. بسیاری از ابزارها و سیستم ها رخدادی را تولید می کنند و نشانه هایی را از مشکلات بوجود می آورند.
همچنین این ابزار ممکن است در زمانهای مختلف و از شرکت های مختلفی با گزارشات و توانمندیهای مختلف مدیریتی و بدتر از همه فهرستهایی از داده های مختلف بوجود بیایند. تکنولوژی های امنیتی بطور پیوسته نیستند و هر فناوری اطلاعات را با فرمت خاص خود ارائه می دهد. این سیستم ها با نسخه ها و خطوط تولید مختلف فعالیت میکنند و تمایل اندکی به اصلاح داشته و یا کارکترهایی با علامت جلوگیری از وقایع میباشند.  بخش های فروش ممکن است دارای نشانه برابری نباشند. این تکنولوژی ها فاقد خصوصیات پیوستگی و تحلیل اطلاعات جمع آوری شده می باشند. در مدیریت امنیت، تحلیلگران می بایست انتخاب کنند که چگونه بهترین مشاهدات را جمع آوری کنند و حوزه های مورد علاقه خود را جدا کنند.
بخش کوتاهی که بوسیله فناوری امنیت فراهم می شود نوع خاصی از درک مورد نیاز برای پیش بینی را فراهم می کند. سازمانها به انسانها مانند اجرا کننده شبکه یا کارمندان امنیتی نگاه می کنند که پایگاههای اطلاعاتی مختلف را برای تهدیدات جدید مورد بررسی قرار می دهند و از راه حل های ممکن برای جلوگیری از حملات استفاده می کنند .
اغلب کارمندان امنیتی مختلف مسئول مراقبت و تحلیل اطلاعات فراهم شده بوسیله یک سیستم هستند. گزارش ها نشان می دهد که کارمندان امنیتی بطور پیوسته تحلیل اطلاعات و ارائه گزارش ها را انجام نمی دهند و همه نتایج حاصل از تحلیل گزارشات را در اختیار مدیران امنیتی قرار نمی دهند. همچنین ابزار مورد استفاده بسیار محدود هستند ، چون این سیستم ها فاقد قابلیت اجرایی برای تعمیم دادن، یادگیری و تطابق در زمان هستند.
فناوری های امنیتی در حال حاضر فاقد پیوستگی، پیش بینی و بازخور زمانی به انسانها هستند و از حملات جلوگیری  می کنند. همچنین فناوری ها در مقابل حملات عظیم موثر نیستند. به علاوه محدودیت های هر فناوری امنیتی به همراه رشد فشار حملات و افزایش فعالیت های این چنینی باید مورد توجه قرار بگیرند. مسائل خاص شامل جمع آوری داده، کاهش داده، نرمال کردن داده، پیوستگی رخداد، تقسیم بندی رفتار، گزارش و پاسخ است. برای فراهم کردن تصویر کامل، دقیق و جامع از رخدادهای شبکه فرایندهای بسیاری در آینده نزدیک مورد نیاز است. بنابراین راه حل های جامع مورد نیاز است که شامل مشاهده حملات منبع حمله و مشخص کردن و جلوگیری از خطر است.
نیاز برای افزایش ویرایش خودکار و مکانیزم های گزارش هوشمند وجود دارد که از  ارزشیابی امنیت و مدیریت تهدیدات حمایت می کند ( chang 2002).
سیولی در مقدمه ای به گیاراتا نو و ریلی اعلام می کند که راه حل خودکارسازی منوط به کاربرد موثر از حوزه علم کامپیوتر می باشد که هوش مصنوعی نامیده میشود .(Giarratano & Riley, 1989)
راه حل هایی که از تحلیل در زمان واقعی حمایت می کنند بسیار مهم هستند چون باعث می شود از بروز حملات اولیه جلوگیری شوند. این نتایج در کاهش آسیب بوجود آمده بوسیله حملات  موفقیت آمیز نقش دارند و خـــــطر از دست رفتن اطلاعات را کاهش می دهند(Kephart & Chess, 2003) . بیانیه IBM به مشکلات در مدیریت سیستم های محاسباتی اشاره می کند چون پیچیدگی آنها کارکردهای محدودی را برای انسان بوجود می آورد در حالیکه نیاز به پیوستگی و ارتباط داخلی وجود دارد.
سیستم ها حتی برای پیوند دادن سیستم فنی پیچیده هستند. مدیریت امنیت اطلاعات نیز از این قاعده مستثنی نیست. یک راه حل مفروض سیستم های محاسباتی خودکار است که خودشان می توانند مدیریت را انجام دهند.
این سیستم ها به قابلیت های اجرایی مثل تنظیم خودکار و محافظت خودکاراحتیاج دارند. متاسفانه ممکن است بوجود آوردن آن طول بکشد. در مقایسه با سیستم های خود کار روش دیگر سیستم هایی است که به تعامل موثر با عامل انسانی تاکید می کنند.
برای مثال سیاست های امنیتی می توانند اجرای عامل را کنترل کنند و با انسان ارتباط برقرار کنند تا مطمئن شوند رفتار حاصل در مقابل تهدیدها و سیاست های امنیتی به چه صورت می باشد
.(Bhatti, Bertino, Ghafoor & Joshi, 2004; Bradshaw, Cabri & Montanari, 2003)
راه حل های مدیریت وقایع امنیتی مورد نیاز است تا اطلاعات تهدید آمیز را از بخشهای مختلف جمع آوری کند، وقایع ا را از چندین منبع بهم پیوند دهد و وقایع قابل توجه را مشخص کند تا خطرات مدیریت نشده را تحت پوشش قرار دهد و باعث بهبود کارکرد امنیتی شود.
نیاز به استفاده روز افزون از ابزار خودکار وجود دارد تا وقایع   تهدیدات امنیتی را پیش بینی  کنند. ویرایش و مکانیزم های گزارش هوشمند می بایست مدیریت را در مقیاس بزرگ و همه زمانها انجام دهد. ابزارهای خودکار کاهش نیاز به انسان را برای انجام فرآیندها بوجود می آورند.
مدیریت امنیت اطلاعات به روش مدیریت وقایع امنیتی با تقویت قابلیت های اجرایی به سازگاری و تعمیم دادن احتیاج دارد که بتواند حملات ممکن را پیش بینی کند و از فعالیت های انسانی حمایت کند.
دوود و مک هنری(1998) به این نکته اشاره می کنند که امنیت شبکه می بایست بهتر درک و تقویت شود و استراتژی های پیشنهادی مثل ارزش حمایت از داده ها ، درک منابع خطر ،مشکلات سیستم اداری و مهندسی اجتماعی و تجاوزات داخلی و خارجی را نیز نشان می دهند .
برای حمایت در مقابل جدیدترین نسل از تهدیدات سایبر، قوانین حمایتی پیشگیری باید مورد توجه و حمایت قرار بگیرند. تاثیرگذاری سیستم مدیریت امنیتی بوسیله سیستم هوشمند بدست می آید که بصورت توانمندی برای مشاهده. حملات ناشناخته با دقت می باشد .(Wang, 2005)
تهدیدات امنیت اطلاعات
تهدیدات امنیت اطلاعات به دو گروه تقسیم بندی می شوند: (Tassabehji, 2005):
1- منابع فنی مثل حملات بدون اجازه، مراقبت کردن، نظارت خودکار، حملات خودکار به رمز عبور ، مخفی نگهداشتن حملات.
2- غیر فنی مثل حوادث طبیعی، حملات فیزیکی، اشتباه انسانی و مهندسی اجتماعی.
اگر سازمانها از ابزار خودکار برای تحلیل رفتار شبکه ای استفاده کنند آسیب های بوجود آمده بوسیله کرمSlammer   می تواند کاهش پیدا کند تا اینکه در ژانویه 2003 از آن جلوگیری شد. کرم حداقل به 75000 میزبان آسیب وارد کرد و اختلالاتی را در فعالیت تجاری و روزانه بوجود آورد. (پروازهای هواپیمایی لغو شدند، اختلالات در انتخابات بوجود آمد و ماشین های خودکار بانک ها دچار عدم  فعالیت شدند.) .(Moore et al, 2003)
کرم به سرعت از یک شبکه به شبکه دیگر می رفت. کرم ترافیک سنگینی را در شبکه ها، مصرف پهنای باند، تجهیزات شبکه و سرور پایگاه داده بوجود آورده بود.
(CPU و حافظه) و حملات DoS داخلی شامل افزایش ترافیک چند بخشی بود. اگر همه این روندهای اندازه گیری مورد تحلیل قرار بگیرند و ارتباط آنها بوسیله ابزار هوشمند مشخص شود، آسیب بوجود آمده بوسیله این کرم می تواند کاهش پیدا کند یا از آن جلوگیری شود. ترافیک شبکه تفسیری به نگاه کردن به چیزهای مختلف احتیاج دارد و نیازمند به تحلیل منطقی اطلاعات در کوتاهترین زمان است.
مدیریت موثر امنیت اطلاعات به درک فرآیندهای اکتشافی احتیاج دارد. عموما یک حمله دارای چندین مرحله         می باشد. اولین مرحله کشف یک شبکه می باشد. حمله کننده اطلاعاتی را در مورد هدف جمع آوری می کند مثل اسناد و اطلاعاتی که وجود دارند.
سپس حمله کننده تلاش می کند آسیب پذیری ها را در خدمات مشخص شده بوجود بیاورد. از این نقطه نظر اسکن ها عموما مضر می باشند بهرحال اسکن ها بخش اولیه در هر تهدید هستند. اگر مشخص شود که یک ورودی باز است هیچ ضمانتی وجود ندارد که حمله کننده باز نگردد اما بیشتر احتمال دارد که مرحله حمله را آغاز کند. چندین نوع خدمات و برنامه های کاربردی اهداف حملات هستند.
با وجود استفاده از فناوری های امنیتی بخش های اجرایی شبکه می بایست تصمیم بگیرند که چگونه از سیستم ها در مقابل حملات محافظت کنند. یک روش که شناسایی نامیده می شود بوسیله هکرها مورد استفاده قرار می گیرد تا شبکه ها را انتخاب کنند و در جستجوی اهداف برای حمله باشند. تشخیص به هکر اجازه می دهد که اهداف را مشخص کند.
اهداف سیستمها یا شبکه های آسیب  پذیر می باشند. برای حمایت در مقابل حملات لازم است روشهای شناسایی و دلایل آنها را بفهمیم. برای مثال با دانستن اهداف شناسایی هکر، بخشهای اجرایی شبکه و کارمندان امنیتی را مشخص کرده و امنیت شبکه را افزایش می دهند.
بنابراین مراقبت کردن و تحلیل الگوهای شناسایی هکر به درستی و پیوسته انجام می گیرد تا در مورد فشاری که به مدیریت امنیتی وارد می کنند بتوان تصمیم گرفت. در حمایت از این فعالیت ها کاربران اجرایی شبکه و بخش امنیتی روشهای موثری را برای تشخیص و تحلیل الگوهای شناسایی می توانند بوجود بیاورند.
بخش بعدی در مورد برنامه های اجرایی مختلف بر روی روشهای AI مختلف برای مراقبت، کنترل و برنامه های کاربردی امنیتی بحث می کند
روشهای هوش مصنوعی
روشهای AI (هوش مصنوعی) مثل کشف اطلاعات، شبکه های خنثی و مصنوعی، منطق پیچیده و سیستم های تخصصی می توانند به طور پیوسته به همراه روشهای فرآیندی و آماری باشند تا تحلیل و جمع آوری اطلاعات بوسیله حسگرها، الگوهای شناسایی تشخیص، رخدادهای پاکسازی و ارتباط مدیریت وقایع امنیتی و جلوگیری از تداخل ها بوجود بیاید.
این روشها باعث بهبود توانایی امنیتی سیستم های مدیریتی مــــــــی شوند تا رخدادهای پاکسازی و ارتباط مدیریت وقایع امنیتی و جلوگیری از تـــداخل ها بوجود بیاید. این روشها باعث بهبود توانایی امنیتی سیستم های مدیریتی          می شوند تا رخدادها را بهم پیوند داده و از ابزار مدرن برای مدیریت شبکه و مراقبت امنیتی  استفاده کنند. روشهای آماری برای ساخت مدلهای حمایتی پیش فرض، مورد استفاده قرار می گیرند.  اما این مدلها در زمینه یادگیری و به روز رسانی (Hentea, 2005a) کم فروغ هستند.(Manikopoulos & Papavassiliou, 2002),
سیستم های تخصصی، رایج ترین نمونه برای کاربر AI   در تولید، ارتباطات دور برد، تجارت و سایر حوزه ها می باشد. برای مثال میکرو سیستم های خورشیدی که بوسیله سیستم اکتشافی بر مبنای میزبان بوجود آمد با استفاده از روشهای سیستم های تخصصی برای پایگاههای خورشیدی بود. (Lindqvist & Porras,2001)
سیستم ها که بر مبنای سیستم تخصصی هستند به طور کلی قابل مقیاس بندی نیستند و اساسا بر مبنای تخصص انسانی، دانستن حقایق و قوانین برای میزبان یا شبکه خاص می باشند. بهرحال سیستم های تخصصی روند جدیدی را برای پیوند دادن فرآیندهای اطلاعاتی قدیمی مثل موارد موجود در دهه 90 را بوجود آوردند.
سیستم های بر مبنای اطلاعات، شبکه های خنثی و مصنوعی و منطق از مهمترین روشهای کاربردی برای برنامه های کاربردی AI می باشند که مشکلاتی مانند مراقبت از رخدادها، جدا کردن، تشخیص و کنترل سازگاری و کنترل و هدایت وجود دارد Rodd 1992)). کنترل تطابقی به قابلیت اجرایی سیستم برای تنظیم تطابق خودش برای رسیدن به حالت مطلوب دلالت دارد (Hentea, 1997;Passino & Ozguner, 1996) .
روشهای وابسته به کنترل هوشمند شامل تولید خودکار در شرکت موتور فورد میـــباشد.(Rychtyckyj, 2005)
روشهای هوش مصنوعی باعث تقویت قابلیت های اجرایی عامل می باشند. عوامل هوشمند و سیستم های چند عامله در میان حوزه پر رشد ترین حوزه های تحقیقاتی می باشند. ارزشیابی میزان آسیب پذیری بر مبنای روشها نیز مورد بــــــــحث قــــــــرار گــــــــرفته است .(Cardoso & Freire,2005) طراحی ساختار چند عامله و مسـائل اجرایی برای پـــایـگاه داده خودکار نیز توصـیف  شده است.(Ramanujan & Capretez, 2005)
استراتزی های امنیت اطلاعات تحلیل میکنند و تکنیک هایی را برای نمایش ا طلاعاتی در خصوص بحث های مربوط به سایبر قرار میدهند (Yao, Wang, Zeng & Wang, 2005).
یک سیستم چند عامله به چندین روش طراحی و اجرا می شود. سیستم های چند عامله برای نشان دادن مشکلات مناسب هستند و چندین روش را برای حل مشکل دارند.
عامل های هوشمند در ابتدا مناسب هستند و از لحاظ اجتماعی تعامل دارند. اگرچه روشهای بر مبنای AI برای حمایت از مدیریت امنیت اطلاعات هستند و هنوز به حوزه محدودی توجه می کنند. اخیرا روشهای AI برای بوجود آوردن سیستم های جلوگیری بکار میروند. چندین روش و مثال مورد بررسی قرار گرفته است (Hentea, 2005b) .
سیستم های هوشمند برای مدیریت شبکه از کارکردهای حمایتی مثل مراقبت، تشخیص یا مدیریت منابع شبکه خاص مورد بحث قرار گرفتند. .(Berenji, 1994; Hentea, 1999; Turban, Aronson & Liang,2005)
بطور مثال نرم افزارهای محافظ بعنوان عامل امنیتی از توانایی محدود مدیریت    (http://www.watchguard.com ) حمایت میکنند.
شبکه های عصبی مصنوعی تکنیک هایی هستند که معتقد به تطبیق تقاضا های بیو متریک هــستند. روش های شبکه های عصبی مصنوعی برای برنامه های کاربردی پیشنهاد می شوند &Lin, 2005).  .(Kung, Mak
یک سیستمی که بر پایه شبکه هوش مصنوعی قرار گرفته در خصوص پوشش مدیریت دریافت اطلاعات بحث های ظریفی میکند (2005).
روشهای AI می توانند برای ساخت مدلهای هوشمند مورد استفاده قرار بگیرند تا مدیریت امنیت اطلاعات، کیفیت کارکرد و تصمیم گیری را بوجود بیاورند.(Hentea, 2003, 2004, 2005b, 2005c).
سیستم های هوشمند، کمک های هوشمند نامیده می شوند که به کاربران در فرآیند تصمیم گیری کمک می کنند و می توانند باعث شناسایی و جلوگیری از خطر سایبر شوند. مدیریت امنیت اطلاعات موثر نیاز به سیستم هوشمندی دارد که از روش مدیریت اطلاعات امنیتی با قابلیت های اجرایی، تطابق دادن و تعمیم دادن به عالیت های انسانی حمایت می کند.
بخش زیر اجزای اصلی و کارکردهای اصلی سیستم هوشمند را برای مدیریت امنیت اطلاعات (ISISM) توصیف می کند.

ساختار (ISISM)
هر سیستم هوشمند شامل دو بخش می باشد: (Meystel & Albus, 2002)
1- داخلی یا محاسباتی که می تواند به چهار زیر شاخه هوشمند به شرح زیر تقسیم شود:
الف - پردازش حسگر_ ورودی به سیستم های هوشمند از طریق حسگرها فراهم می شود و حالت ثابتی را در دنیا بوجود می آورد. حسگرها برای مراقبت حالت دنیای خارجی و خود سیستم هوشمند مورد استفاده قرار می گیرند.
ب - مدلسازی دنیا- محاسبه حالت دنیا می باشد و شامل پایگاههایاطلاعاتی در مورد دنیا می باشد و شامل مدل شبیه سازی و محرک می باشد که اطلاعات را در مورد حالت های آینده دنیا فراهم می کند.
ج - تولید رفتار- مدل تصمیم گیری است که اهداف و برنامه ها را انتخاب می کند و دستورالعمل ها را اجرا می کند.
د - قضاوت ارزشی- هر دو حالت مشاهده و پیش بینی را مورد ارزیابی قرار می دهد و مبنایی را برای تصمیم گیری بوجود می آورد.
2- خارجی یا وجه مشترک، ورودی و خروجی از بخش داخلی سیستم های هوشمند بوسیله حسگرها تعمیم داده        می شود و می تواند در بخش های خارجی مورد توجه قرار بگیرد.
در همه سیستم های هوشمند زیر سیستم پردازش حسگر اطلاعات را از حسگر مورد نیاز بدست می آورد. سپس رفتار تولیدی زیر سیستم ها در این مورد تصمیم گیری می کند که چه فعالیتی برای دستیابی به هدف باید انجام بگیرد. رفتار تولید شده با توجه به مدل دنیای واقعی می باشد.
خروجی های موجود در سیستم های هوشمند دستورات یا عملیاتی را برای کنترل سیستم هدف بوجود می آورند. این اطلاعات مبنای اطلاعات جدید هستند و حملات سایبر را مشاهده و پیش بنی می کنند و تصمیم گیری انجام می دهند. مثالهای این موارد شامل بخش های زیر می باشد:
- ابزاری مثل کارکرد CPU، استفاده از حافظه، استفاده از فضای دیسک، استفاده از فایل با دو رابطه، تعداد ارتباطات باز، تعداد فعالیت ها، تقاضاهای کاربری جدید، تقاضاهای نرم افزاری جدید، پایانه کاربری، زمان پاسخ، تعداد کاربرانی که در یک زمان به سیستم احتیاج دارند، تعداد کاربران در حال حاضر، تغییرات پیکربندی، دستیابی به فایل بوسیله هر کاربر، تعداد تماس های سیستم، تعداد هشدارها، شکست های کاربری، ارتباطات نیمه، دوره های خارج زمانی، زمان اجرای برنامه ها، استفاده از فایل های سیستم، کتابخانه مشترک، پروتکل های همزمان سازی، ساعت سیستم،         دستیابی های کاربر به اطلاعات و فایل های اجرایی، اندازه فایل های ثبتی و...
- شبکه هایی مثل پهنای باند موجود، تاخیر، تقاضاهای دستیابی به شبکه، تعداد منابعی که برای چندین وقت موجود نیستند، تقاضا برای پروتکل جدید، تعداد ورودی هایی که همزمان باز هستند، تعداد معاملاتی که در اینترنت انجام می گیرند، تعداد تغییرات شکل بندی، صدای زیاد در مورد انتقال دوباره، تعداد دسته ها، پیام های ایمیل، پیامهای مشاوره و...
- وجوه مشترک مثل میزان استفاده آمارها
- محیط  (دما، باز بودن در، بسته بودن در، علایم هشدار)
- بخش های امنیتی (سیستم های مشاهده، نرم افزار آنتی ویروس، شبکه خصوصی مجازی، مثل تعداد ارتباطات انکار شده، تعداد هشدارها، تعداد نرم افزارهای به روز شده، فعالیت های اکتشافی، تعداد کلیدهای از بین رفته، دستیابی به راه دور و...)
- سیاست های امنیتی (تاریخ موضوعی، تاریخ تغییرات، اهداف و ...)
- خطرات (پذیرفته شده، کاهش پیدا کرده، انتقال پیدا کرده)
- احتمال و برنامه های بازیابی
- امنیت و فعالیت های اجرایی شبکه (دخول به سیستم، تغییرات پیکربندی، نصب نرم افزار، به روز در آوردن نرم افزار، آزمایش کردن تعداد پیام ها، اجرای برنامه های کاربردی و...)
ما ساختار سیستم را بر مبنای روشهای سیستم کنترل واقعی (RCS) به روز در آوردیم(Meystel & Abus 2002)
مسیتل و آلباس  به این نکته اشاره کردند که هوش سیستمی بوجود (2002, p. 19) آمده از ساختار محدود می باشد که کارکردهای ابزارهای هوشمند را به یکدیگر ارتباط می دهد.
همه اجزای هوشمند بر مبنای کارکرد اولیه هستندکه جریانهای اطلاعاتی را بوجود می آورند. شکل (1) نشان دهنده اجزای اصلی در بخش امنیتی می باشد. عامل دارای مفاهیمی که از طریق حسگر وارد می شوند می باشد که به عنوان ورودی در نظر گرفته می شود و فعالیت ها به عنوان خروجی هستند. عوامل نرم افزاری واحدهای محاسبای هستند که زمانهای بسیار زیادی در سیستم هوشمند در سطح مختلف تکرار می شوند همینطور که واحدها به بخش های مختلف اتصال پیدا می کنند.
در هر شیار پردازش حسگرهای امنیتی و مدلسازی امنیتی پایگاه اطلاعاتی را با گروهی از مشخصات بوجود می آورد. در هر سطحی برنامه ها آماده و به روز می شوند. ساختار یک سیستم هوشمند ساختاری خاص با عوامل است و هر عامل دارای ساختار مخصوص به خودش می باشد.
در هسته سیستم هوشمند مفهوم عامل کلی شده وجود دارد. عوامل با کارکردهای یکسان می توانند در گروهها مورد استفاده قرار بگیرند. بعدا عوامل گروهی می توانند به هم بچسبند تا گروه کلی تری را بوجود بیاورند
و این فن به  مدیریت اطلاعات امنیت کمک می کند.  Meystel & Abus 2002))

عوامل نرم افزاری می توانند مکان خود را در سیستم تغییر دهند که عوامل محرک نامیده می شوند. عوامل می توانند در طول شبکه حرکت کنند و وظایف خود را نسبت به سایر ماشین ها انجام دهند.
همچنین فرایند حرکت در سیستم های فایل، سرویس های اطلاعات و سایر عوامل انجام می گیرد. عوامل محرک برای کشف خدمات شبکه در محیط ها مورد استفاده قرار میگیرند.(Kopena et al, 2005)..
فضاهای هوشمند بر مبنای ابزارهای هوشمند در بخشهای هوشمند، محل های کار، کلاس ها، بیمارستان ها و سرویس¬های حمل و نقل مورد استفاده قرار می گیرند.(Yang & Wang, 2005)..
ساختار فرض شده شامل اجزای هوشمند برای بوجود آوردن رابطه های کارکردی و جریان اطلاعاتی بین زیر مجموعه های مختلف می باشد. اجزای هوشمند بر مبنای اجزایی با استفاده از یک یا چند روش AI می باشد: پردازش زبان خنثی، شبکه های عصبی مصنوعی، منطق پیچیده. به علاوه فواید رشد سیستم هوشمند را در ترکیب روش های AI و سایر فناوری ها مثل برنامه ریزی قراردادی و بسته های آماری مشاهده می کنیم که دارای ساختار سیستم هوشمند پیوندی  می باشند. (Zahedi, 1993)..
شکل (2 ) نشان دهنده ساختار مفروض سیستم کمکی هوشمند می باشد که بر مبنای روشهای آماری سنتی و روشهای AI مختلف می باشد که از سیستم کلی حمایت می کند که بطور خودکار و سازگار فعالیت می کند.

ساختار سیستم بر مبنای روش پیوندی تصمیم گیری را با استفاده از سیستم های هوشمند انجام می دهد. این سیستم با هدف بهبود بخشیدن به فرایندهای تصمیم گیری در ابعادی موثر می باشد که بالاتر از تخصص امنیتی قرار می گیرد. به علاوه این سیستم مکانیزم هایی را برای ساختار فعال آگاهی در مورد تهدیدات سیاست ها، فرآیندها و خطرات بوجود می آورد.
مدل تطابقی و حمایت کننده از طبقه بندی رویدادها و اطلاعاتی می باشد که حملات را پیش بینی می کند. یکی از اصلی ترین اجزا در طراحی رشد مدل هوشمند برای تحلیل و پیوستگی رخدادها در زمان واقعی می باشد تا حمایت و امنیت افزایش پیدا کند: سیستم های مشاهده، دیواره های امنیتی، نرم افزار آنتی ویروس، فیلترهای پاک کننده .بطور مثال مدل های نامعلوم و مصنوعی باید بروز رسانی و حمایت کند از فرایندهای طبقه بندی رویدادها و اطلاعات که در بازخورد استفاده دارد.
مدلها باید به صورتی گسترده شوند که ورودی برنامه های امنیتی و اندازه گیری هایی برای مراقبت شبکه ای، ویرایش، کنترلهای دستیابی منطقی و فیزیکی وجود داشته باشد (Hentea,2006) . مدلها باید وظایف حمایتی برای مدیریت امنیت اطلاعات مثل مشاهده کردن و کشف تهدیدات و جلوگیری از حملات بوسیله فعالیت های مجاز را داشته باشد.
نتایج در سایر بخش ها نیز می توانند مورد استفاده قرار بگیرند که در شکل( 1 ) نشان داده شده است. هر جزء ممکن است شامل 1 یا 2 مدل از شکل (2) باشد. اطلاعات از مدلسازی امنیتی عبور می کند و اطلاعاتی را در مورد پایگاه داده بوجود می آورد. سیستم پیوندی بخش پیوسته ای از مدلهای مختلف برای مدیریت رخداد امنیتی می باشد که شامل روشهای AI و سایر روشها  می باشد که بر مبنای روش فرآیندی سنتی و آماری می باشند.
نظر اصلی در مدلهای چند گانه برای کارکردی مجزا در اندازه گیری های مختلف می باشند که برای تقسیم بندی کردن الگوهای شناسایی مورد استفاده قرار می گیرند.چون خروجی مدلها نامطمئن هستند مدل تخصصی منطق پیچیده می تواند باعث بهبود نتایج شود.
سیستم می بایست همچنین کارکردهایی برای وظایف خودکار مثل جمع آوری داده، کاهش داده، پالایش و فناوری های چند عامله داشته باشد. عوامل هوشمند از اندازه گیری های امنیت اطلاعات، مراقبت تحلیل و کنترل حمایت می کنند. سیستم ممکن است دستوراتی را برای کاربر نهایی تنظیم کند تا به ابزار دیگری برود وقتیکه نشانه های مشکوکی مشاهده می شود.
دووی و راماچاندران سیستم چند عاملی را برای مدیریت شبکه تعریف کردند که در آن عوامل مذاکراتی را انجام می دهند. این مبنای اطلاعاتی می بایست سازگار و مطابق با تصمیم گیری های کامپیوتری باشد که با مقایسه تصمیمات متخصصان انجام می گیرد. به علاوه روشهای خودکار برای کشف حقیقت، این روش ساختاری را برای تصمیم گیری و فعالیت با استفاده از تجربه انسانی بوجود می آورد.
مدل بازخور کاربرد بازخورهای  مختلف را برای اجرا در شبکه یا برای گروه امنیتی بوجود می آورد. نوع بازخور نیز مهم است. بازخور مستقیم اطلاعات خاصی را در مورد نتایج و فشار ممکن در هر مورد بوجود می آورد. بازخور غیر مستقیم در سطح بالاتری قرار دارد و هیچ اطلاعات خاصی در مورد آن وجود ندارد.
این جنبه مهمی از یادگیری ماشینی می باشد. بیشتر تحقیق یادگیری ماشینی به یادگیری توجه می کنند تا بوجود آوردن بازخوردی که برای تصمیم گیری مفید می باشد. این شرایط به آسانی می توانند در برنامه ریزی ماشینی مورد استفاده قرار بگیرند تا از کاربر حمایت کنند. به علاوه برنامه یادگیری ماشینی می بایست از مبنای دانش حمایت کند تا محیط یادگیری غنی تری را بوجود بیاورد.
مسائل مربوط به طراحی
بخش اصلی تصمیم در هنگام طراحی ساختاری این است که چه عواملی می بایست در آن وجـــــود داشته باشند. چندین عامل می توانند طراحی شوند تا از مدیریت امنیت اطلاعات مــــــحافظت کنند(    . (Russell &Norvig 2003 در سیستم مفروض عوامل اصلی می بایست عامل تصمیم گیرنده و کنترل کننده باشند .
یک عامل هوشمند به صورت مجموعه ای از کارکردها و قابلیت های اجرایی هوشمند مشاهده می شود. توانایی برای فعالیت کردن در محیط نامطمئن، یادگیری، سازگار پذیری، احتمال موفقیت، کارکردها   چیزهایی هستند که بوسیله نگاه به مجموعه ای از کارکردها تعیین می شوند.
اگرچه گفتگوی زیادی در مورد اینکه چه چیزهایی یک عامل را تشکیل می دهد وجود دارد و اینکه کدام خصوصیات مهم است. با توجه به پیچیدگی وظایف مدیریت امنیت اطلاعات، سیستم مفروض بر مبنای پیوستگی انواع مختلفی از عوامل هوشمند و ساختار پیوندی در شرایط واقعی با محدودیت  روبرو می باشد. عوامل هوشمند باعث بهبود کارکرد اجرایی شبکه می شوند. طراحی و برنامه ریزی عوامل می بایست باعث حداکثر کردن کارکرد شود(Russell & Norvig,2003) .
سایر مسائل مهم مورد نیاز  ورودی پذیری، پایداری، حالت ارتجاعی و امنیت عوامل و سیستم می باشد.
(Bradshaw et al, 2001; Hamidi & Mohammadi, 2006) .
وجه مشترک می بایست خصوصیات هوشمندی را نشان دهد که به کاربر در تصمیم گیری و کنترل فرایند امنیتی کمک کند. ارزیابی های کارکردی می بایست بر طبق نیازهای محیط مدیریت اطلاعات طراحی شود.
به علاوه مرحله طراحی باید نوع بازخور را برای یادگیری مشخص کند چون معمولا عامل بسیار مهمی در تصمیم گیری در مورد ماهیت مسئله یادگیری می باشد که عامل با آن روبرو می شود. حوزه یادگیری ماشینی معمولا بین موارد مختلف یادگیری تفاوت قائل می شود حوزه مدیریت امنیت اطلاعات گسترده است و به استفاده از یک یا مجموعه ای از شکل ها برای بهتر نتیجه گرفتن احتیاج دارد.
خصوصیت دیگر این است که تحرک پذیری را باید مورد توجه قرار دهد که تصمیم بگیرد کدام عامل در حال حرکت کردن است. به علاوه نشان دادن داده های ورودی  مدل ها برای یادگیری و خروجی مدلها نقش مهمی را در طراحی ایفا می کند. عامل دیگر در طراحی موجودیت پذیری را برای تعدادی از وظایف مورد توجه قرار می دهد. اکثریت یادگیری با آگاهی در این مورد آغاز می شود که در تلاش برای یادگیری کدام عامل هستیم.
کارکردهای نشان داده شده بوسیله هر جز بر مبنای روش رشد فضایی گسترش پیدا می کند. قابلیت های اجرایی ISISM بر مبنای نیازهای امنیتی هر سازمان می باشد. ترتیب اجزای مدلها وابسته به منابع و نیازها می باشد. موارد زیر توصیف خلاصه و واضحی از خصوصیات مورد استفاده در هر پروژه می باشد.

 منبع انتشار اصل مقاله: Issues in Informing Science and Information Technology Volume 4, 2007
تهیه و تنظیم: پایگاه مقالات علمی مدیریت  www.SYSTEM.parsiblog.com

سلامت دیجیتالی

ارسال شده توسط بابک بابکی | 4 Dec, 2013
مقدمه
سلامت الكترونيك (e-Health) يك زمينه نوظهور از برخورد انفورماتيك، پزشكى، بهداشت عمومى و تجارت است كه از طريق شبكه جهانى وب (world wide web) و تكنولوژى هاى مرتبط با آن ارتقا و تكامل مى يابد. سلامت الكترونيك را نه تنها به عنوان يك توسعه فنى بلكه به عنوان حالتى روحى، طرز تفكر و يك حركت عمومى جهانى مى توان توصيف كرد. براى توصيف واژه سلامت الكترونيك بايد از فناورى اطلاعات و ارتباطات (Information Comunication Technology) در بخش سلامت بهره برد. اطلاعات ديجيتالى در بخش سلامت و بهداشت براى مقاصد بالينى و آموزشى و مديريتى از طريق الكترونيكى، انتقال ذخيره و بازيابى مى شود.

2- تعريف سلامت الکترونیک
سلامت الكترونيكى يك زمينه جديد و روبه رشد از تلاقى اطلاع رسانى پزشكى ـ سلامت عمومى و مبادلات تجارى است كه به خدمات و اطلاعات سلامت ارائه شده و يا تقويت شده از طريق اينترنت و فناورى هاى وابسته اطلاق مى گردد. در مفهومى وسيع تر اين واژه نه تنها به توسعه فناورى اشاره مى كند بلكه زمينه اى جامع براى ارتقاى محلى ـ منطقه اى و بين المللى مراقبت بهداشتى با استفاده از فناورى اطلاعات و ارتباطات است.

3- تاريخچه سلامت ديجيتال
واژه e-Health ابتدا در دهه ۹۰ ميلادى كلمه اى عمومى بود و به تمام مسائل مشترك ميان كامپيوتر و پزشكى اطلاق مى شد. اين كلمه در ابتدا بيشتر به وسيله بخش صنعت و تجارت مورد استفاده واقع مى شد و كاربرد علمى آن بسيار كم بود. در آن زمان تمام خدماتى كه اينترنت براى سلامت جامعه مى توانست ارائه دهد در اين حوزه قرار مى گرفت. به عنوان مثال شركت Intel از e-Health به عنوان تلاشى مشترك از سوى مسئولان بهداشت جهانى و فناورى ياد مى كند، اما با گسترش نفوذ اينترنت در جوامع و افزايش گرايش كاربران به استفاده از اينترنت، سلامت ديجيتال نيز دچار تحولى عظيم شد و از كاربردى عمومى خارج شده و تبديل به يك زيرشاخه از بهداشت عمومى شد. پس از آن كاربران و متخصصان فراوانى به استفاده از e-Health روى آوردند و سلامت الكترونيكى به واژه اى علمى و آكادميك تبديل شد اما در ابتدا گروهى از دانشمندان و متخصصين با ورود اين واژه به لغات علمى و دانشگاهى مخالف بودند و آن را واژه اى صرفاً تجارى مى دانستند اما براثر توسعه دامنه كاربرد مجوز ورود صادر شد به گونه اى كه امروزه در بانك اطلاعات پزشكى دنيا (medline) صدها مقاله علمى مرتبط با حوزه سلامت الكترونيكى مى توان يافت.

4- حوزه هاى سلامت ديجيتال
فوايد فراوانى از سلامت الكترونيكى مى توان به دست آورد اما بايد اين نكته را نيز در نظر داشت كه توسعه و گسترش خدمات بهداشتى و درمانى بدون استفاده از رايانه و تكنولوژى هاى مرتبط عملياتى نخواهد بود. لذا براى تبيين بيشتر اين كاربرد در ۱۰ حوزه به شرح زير قابل تفسير است:

4-1- توانمندسازى
به دليل در دسترس قرار گرفتن اطلاعات و دانش پايه و مورد نياز پزشكى و بهداشتى از سوى شبكه هاى اطلاعاتى براى همگان، راه هاى جديدى به سوى درمان بيمار محور در جامعه اطلاعاتى ايجاد مى شود. مردم جوامعى كه اطلاعات صحيح و كافى را نسبت به مراقبت از سلامت خود دارند، كمتر دچار بيمارى شده و در صورت ابتلا به بيمارى نيز مى دانند كه در چه زمانى به چه متخصصى رجوع كنند. بدين ترتيب از مراجعه هاى مكرر آن ها به مراكز غيرمرتبط جلوگيرى به عمل آمده و در نتيجه شاهد ترافيك هاى بيهوده در محيط هاى بهداشتى نخواهيم بود، افزون بر اين افراد بيمار مى توانند آموزش هاى مورد نياز خود را در مورد برخورد با بيمارى و عوارض آن از طريق شبكه هاى اطلاع رسانى دريافت كنند.

4-۲ـ امكان تبادل اطلاعات ميان مؤسسات بهداشتى
در اين حوزه از سلامت ديجيتال امكان تبادل اطلاعات و اسناد پزشكى ميان مؤسسات بهداشتى و درمانى فراهم خواهد شد به نحوى كه همواره از آخرين تغييرات دارويى، نسخه هاى درمانى، آموزش هاى پرستارى و مراقبتى و ديگر اطلاعات مورد نياز آگاه شوند، بانك هاى اطلاعاتى (Data Base) اين مؤسسات همواره به روز بوده و از آخرين تجربيات همكاران خود در هر گوشه از جهان مى توانند استفاده كنند.

4-۳ـ اصول اخلاقى
سلامت الكترونيكى الگوهاى نوين ارتباطى ميان پزشك و بيمار؛ پزشك و پزشك را ايجاد خواهد كرد و چالش ها، تهديدها، تحولات ونيز فرصت هاى جديدى از جنبه اخلاق را به وجود مى آورد. از جمله اين چالش ها بحث اخلاق پزشكى در درمان هاى online، محرمانه ماندن اطلاعات بيماران، محرمانه نگه داشتن مهارت هاى تخصصى پزشكان و نيز رضايت پزشك و بيمار در درمان است.

4-۴ـ كارآيى
خصوصياتى همچون حافظه، سرعت در پردازش و تحليل و توانايى انجام حجم زيادى از عمليات موجب خواهد شد كه مديريت خدمات بهداشتى و درمانى با استفاده از رايانه بتواند پيشرفت هاى قابل ملاحظه اى در راه توسعه و پيشرفت بردارد. براى تصميم گيرى در عرصه ارائه خدمات سلامت اصل نخست جمع آورى اطلاعات مناسب است. در زمان هاى گذشته در اثر يك مورد بيمارى جديد زمان زيادى را به خود اختصاص مى داد، اما امروزه به عنوان اقدامى فورى در بخش سلامت ديجيتال، قابل انجام است.

4-۵-آموزش online
يكى از حوزه هاى سلامت الكترونيكى كه ارتباط بسيار نزديك و تنگاتنگى نيز با آموزش الكترونيكى learningـe دارد حوزه آموزش online سلامت است. در اين بخش از سلامت ديجيتال متون آموزش پزشكى، آموزش سلامت، اطلاعات بهداشتى و درمانى و نيز اطلاعات پيشگيرى از وقوع بيمارى ها به صورت online و به شكل متن، صدا، تصوير و فيلم بر روى شبكه جهانى وب (world wide web) قرار مى گيرد تا همه كاربران به آن دسترسى داشته باشند. همچنين جديدترين مسائل و يافته هاى پزشكى دنيا نيز بر روى شبكه جهانى قرار مى گيرد تا پزشكان و متخصصان با مراجعه به آن اطلاعات پزشكى و درمانى خود را به روز نگاه دارند.

4-۶- ارتباطى جديد
سلامت ديجيتال نوعى ارتباط جديد ميان بيمار و پزشك برقرار خواهد كرد . ارتباطى تمام وقت و ۲۴ ساعته كه اين ارتباط در روزهاى غيركارى و تعطيل نيز قابل انجام است. بيمار از طريق آدرس اينترنتى كه پزشك معالجش در اختيار او قرار داده، مى تواند آخرين اطلاعات را درباره بيمارى خودبه دست آورده و با آخرين و جديدترين درمان ها آشنا شود. افزون بر اين مى تواند علايم و نشانه هاى جديد را كه خود مى بيند و دردهايى را كه در بدن خود احساس مى كند به صورت online در اختيار پزشك معالج خود قرار دهد و پزشك نيز راهنمايى هاى خود را به صورت online انجام دهد، بدون اين كه نياز به حضور فيزيكى هر يك از دو طرف در مطب و يا بيمارستان باشد. همچنين در صورت حاد شدن مشكل مريض مى تواند با ارسال درخواستى براى پزشك معالج خود، تقاضاى حضور فيزيكى ايشان را در منزل و يا محل كار خود بنمايد.

اين نوع از ارتباط كه شكل جديدى از ارتباط ميان پزشك و بيمار است به نوعى مشاركت تبديل شده و منجر به اتخاذ تصميمات مشترك نيز خواهد شد كه اين امر در بيمارى هاى جديد موجب افزايش سطح علمى پزشك و معالجه زودتر بيمار خواهد شد.

4-۷- گستره جغرافيايى
توسعه گستره مراقبت هاى بهداشتى به فراتر از مرزهاى جغرافيايى در مقوله سلامت الكترونيكى بيماران مفهوم جديدى است از پزشكان بى مرز.

در حوزه e-Health مراقبت هاى درمانى به فراتر از مرزهاى قراردادى بشرى، پزشكان را قادر مى سازد تا به آسانى مراقبت هاى پزشكى خود را به صورت online از طريق اينترنت پيگيرى نمايند و نيز دسترسى بيماران را به دليل نبود حضور فيزيكى پزشك معالج، محدود نخواهد كرد. همچنين پزشكان قادر خواهند بود تا با حضور مجازى در كشورهاى عقب مانده به مشكلات بيماران اين كشورها رسيدگى كنند. بدون آن كه حضور فيزيكى خود را در كشورشان از دست بدهند. اين امر منجر به افزايش سطح جهانى سلامت بهداشتى خواهد شد.

4-۸- افزايش كيفيت خدمات سلامت
به دليل ثبت و نگهدارى اطلاعات پزشكان و مراكز بهداشتى در حافظه رايانه ها، مقايسه ميان ارائه كنندگان خدمات بهداشتى درمانى راحت تر خواهد بود. زمانى كه اين مقايسه صورت مى گيرد مشتريان به سوى مراكزى كه خدمات با كيفيت ترى ارائه مى دهند، هدايت خواهند شد و اين امر سبب ازدحام جمعيت در مراكز بهداشتى و لزوم نوبت دهى براى مراجعه، اعلام نتايج آزمايشگاهى و امكان بحث و بررسى راه هاى درمانى از طريق اينترنت را فراهم مى آورد و به دليل استقبال مردم از مراكز درمانى با كيفيت تر، ديگر مراكز نيز به سمت تعالى پيش خواهند رفت.

4-۹- مبتنى بر مدارك بودن
معالجات در محيط e-Health بايد براساس مستندات صورت بگيرد به اين معنى كه اگر براى بيمار روش درمانى خاصى پيشنهاد شود اين روش بايد با يافته هاى علمى روز مطابقت داشته باشد همچنين پيش بينى يك روش درمانى نيز براساس آخرين اطلاعات و دانش پزشكى روز ميسر خواهد شد. البته در اين حوزه نياز به كار زيادى وجود دارد تا بسترهاى علمى آن فراهم شود.

4-۱۰- افزايش دسترسى به خدمات تأمين عدالت
استفاده از خدمات e-Health سبب خواهد شد كه افراد خدمات سرويس هاى بهداشتى درمانى مورد نياز خود را از ارائه دهندگان آن در هر نقطه از جهان دريافت كنند. اين خدمات مى تواند شامل مشاوره هاى ساده و ابتدايى تا معالجات پيچيده ترى در بيمارى هاى مزمن باشد. به اين ترتيب فردى كه تاكنون تنها امكان استفاده از خدمات بهداشتى را تنها در شهر خود داشته است اكنون توانايى استفاده از اين خدمات را در هر كجاى دنيا دارد و دسترسى استفاده كنندگان به مراكز بهداشتى راحت تر شده و بدين ترتيب امكان برقرارى عدالت فراهم خواهد شد.

5- زيرساخت هاى e-Health
بحث سلامت الكترونيك رابطه نزديكى با زيرساخت هاى ديجيتالى هر كشورى و نيز فرهنگ ديجيتالى آن كشور دارد. براى برقرارى نظام سلامت ديجيتالى هر كشورى زيرساخت هاى مخابراتى و اينترنتى آن كشور نقش تعيين كننده اى دارد. درصد كاربران از اينترنت، ميزان نفوذ فيزيكى اينترنت در كشور، سايت هاى ارائه دهنده اطلاعات پزشكى و درمانى، سرويس دهندگان اينترنت و غيره از عوامل مهم در توسعه سلامت الكترونيكى هستند. همچنين نقش وزارتخانه ها و سازمان هاى درگير در حوزه سلامت الكترونيكى مانند وزارت فناورى اطلاعات و ارتباطات (ICT ) و وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشكى و ديگر سازمان هاى مرتبط بسيار مهم خواهد بود.


منبع : روزنامه ايران،‌ يكشنبه 23 ارديبهشت 1386، سال سيزدهم، شماره 3636، صفحه 16.كليدواژه : سلامت الكترونيك ؛ e-Health ؛ سلامت ديجيتال

تاثیر فناوری اطلاعات بر مدیریت منابع انسانی

ارسال شده توسط بابک بابکی | 3 Dec, 2013

چکیده: اینترنت همه جنبه های جامعه انسانی را کم وبیش تغییر داده است.در سال های اخیر اهمیت اینترنت و فناوری اطلاعات به طور قابل ملاحظه ای افزایش یافته است.هچنین با ورود فن آوری اطلاعات به سازمانها عملکرد مدیریت منابع انسانی نیز تغییر یافته است.در صورتی این تغییر می تواند موثر واقع شود که فعالیت های فن آوری اطلاعات را شناخته و شرایط مناسب این فعالیت ها را فراهم نماییم.مدیریت منابع انسانی نیز باید با شرایط جدید آشنایی پیدا کند تا به وسیله ظرفیت های جدیدی که فناوری اطلاعات بوجود می آورد سبب ارتقاء عملکرد مدیریت منابع انسانی شود.در این مقاله سعی شده است تاریخچه ای از فناوری اطلاعات و مدیریت مناع انسانی بیان شود و پس از آن پیامدهایی که فن آوری اطلاعات در مدیریت منابع انسانی ایجاد میکند را مورد بررسی قرار گیرد.

 

کلمات کلیدی:فن آوری اطلاعات،مدیریت منابع انسانی،وظایف مدیریت منابع انسانی.

مقدمه:
فناوری اطلاعات به عنوان یک پیوند دهنده، تمامی علوم روز را به کار می گیرد تا بتواند اطلاعات مورد نیاز متخصصین، صنایع، سازمان ها و بالاخره همه مردم در قسمت های مختلف جامعه را در کمترین زمان و بهترین وجه ممکن تامین نماید. به طوری که امروزه فناوری اطلاعات مرزهای کشورهای جهان را در می نوردد و ملت ها را در یک جامعه جهانی گردهم می آورد. مکان فیزیکی جهت انجام کار و تحصیل، کمبود زمان، رقابت و حسادت های بی مورد و پنهان کاری در تحصیل علوم، اشتغال و تبادل فرهنگی را مرتفع خواهد نمود. طبعاً در این عرصه جدید، هر فرد و جامعه ای که با شناخت و اشراف بیشتر، اهداف و آرمان روشنتر پا به میدان بگذارد می تواند از این فناوری بهره بیشتری ببرد و در حوزه های مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جهان نقش بیشتری داشته باشد. در کل فناوری های اطلاعاتی همراه با فاکتورهای خود تحولات عظیمی در شرکت ها و سازمان های بازرگانی ایجاد کرده است به گونه ای که عملکرد کلی این قبیل شرکت ها کاملاً تحت تاثیر میزان کاربرد فناوری های مورد بحث می باشد. در این میان مدیریت منابع انسانی به دلیل نقش گسترده ای که در سازمان دارد به نوبه خود متاثر از این تحولات است . بدون شک کارکنان سازمان و محیط کاریشان ، از نظر طراحی شغل،شرایط کار و بسیاری چیزهای دیگر تحت تاثیر فناوری اطلاعات قرار گرفته است.از آنجا که در محیط تجاری امروزی افراد و دانش آنها به عنوان حیاتی ترین دارایی سازمان محسوب می شوند ، بدیهی است که در هر شرکتی باید نسبت به آن با اطلاع و آماده پذیرش تغییرات جدید باشد. آگاهی و درک جهت گیری های جدید نه فقط برای متخصصان فناوری اطلاعات لازم است ، بلکه مدیران نیز باید از آنها با خبر باشند.

فناوری اطلاعات
فنآوري اطلاعات قبل از اينکه يک سيستم سخت‌افزاري و مجموعه‌اي از الگوها باشد يک نظام فکري و فرهنگي است و مي‌توان آن را فرهنگ توليد اطلاعات ناميد.بدون ايجاد فرهنگ توليد اطلاعات، نظام فناوری اطلاعات نمي تواند دوام داشته باشد. بنابراين، آنچه درفناوری اطلاعات مهم است تفکر اطلاعات گرا است. فنآوري اطلاعات از اتصال و ترکيب مجموعه‌اي از فکرهاي مفيد توليد شده شکل مي‌گيرد و کامپيوتر و سوپرکامپيوترها و سيم و کابل و ابزارهايي از اين قبيل نيست. در فنآوري اطلاعات، فکر انسانهاي خردمند است که توليد اطلاعات مي‌کند.
فنآوري اطلاعات (IT) يعني روشهاي توليد و جمع‌آوري اطلاعات و استفاده از آن در جامعه و سازمان فنآوري اطلاعات با کوچک‌کردن، ارزان کردن و کاربري ساده برنامه‌هاي کامپيوتري باعث شده دسترسي به اطلاعات از هرجا و توسط هر شخص به راحتي صورت گيرد. پايگاههاي اطلاعاتي برگرفته از مفهوم فنآوري اطلاعات فرآيندهاي پيچيده درون سازماني را تسهيل کرده و بااتصال سازمانها به همديگر، شبکه‌هاي سازماني را بنا نهاده است و ديدگاههاي ميان مدت مديران به ديدگاههاي بلندمدت بدل شده است. به‌طور کلي در مفهوم فنآوري اطلاعات مولفه‌هاي زير وجود دارد:
فرهنگ توليد اطلاعات؛ اطلاعات گرايي؛ جمع‌آوري اطلاعات؛ خلاصه سازي اطلاعات؛ تحليل‌گري؛ حساسيت اطلاعاتي؛ پردازش‌گري؛ تفکر شبکه‌اي؛ بهينه‌سازي؛ يکپارچه‌سازي؛ پژوهش‌نگري؛ روش‌سازي؛ ذخيره‌سازي؛ انتقال اطلاعات.

مدیریت منابع انسانی
هر یک از دیدگاه های مختلف نظری در حوزه مدیریت، تعاریف متفاوتی از مدیریت منابع انسانی ارایه داده اند که در زیر به برخی از آنها اشاره می شود:
o    مدیریت منابع انسانی را شناسایی، انتخاب، تربیت و پرورش نیروی انسانی سازمان به منظور نیل به اهداف سازمان تعریف کرده اند.
o    مدیریت منابع انسانی از جمله مسئولیت های اصلی مدیریت در هر سازمان به شمار می رود و همه مدیران سطوح متعدد سازمان به نوعی از این مسئولیت برخوردارند. از اینرو مدیریت منابع انسانی را بهره برداری از سرمایه های انسانی شرکت، برای نیل به اهداف سازمانی می دانند.
o    مقصود از مدیریت منابع انسانی، سیاست ها و اقدامات مورد نیاز برای اجرای بخشی از وظیفه مدیریت است که با جنبه هایی از فعالیت کارکنان بستگی دارد، به ویژه برای کارمندیابی، آموزش دادن به کارکنان، ارزیابی عملکرد، دادن پاداش و ایجاد محیطی سالم و منصفانه برای کارکنان شرکت.

عملکردها (وظایف) مدیریت منابع انسانی
براساس مطالعات انجام شده و بررسی در منابع علمی معتبر مدیریت منابع انسانی در هر یک از مراحل جذب، به کارگیری، نگهداشت و جبران خدمت وظایفی را انجام می دهد که اهم آن به شرح ذیل می باشد:
o    نظارت بر استخدام
o    تجزیه و تحلیل شغل
o    برنامه ریزی جهت تامین نیروی انسانی مورد نیاز سازمان
o    کارمند یابی
o    انتخاب و استخدام بهترین و شایسته ترین نیروها برای تصدی مشاغل سازمان
o    طراحی و تنظیم برنامه هایی که ورود کارکنان جدید به سازمان را تسهیل و به ایشان کمک کند تا جایگاه صحیح سازمانی و اجتماعی خود را در آن بیابند.
o    آموزش کارکنان
o    تربیت مدیر
o    طراحی سیستم های ارزیابی عملکرد، پاداش، حقوق و دستمزد، شکایات، ایمنی و بهداشت و سیستم انضباط

نقش
«نقش» را به صورت جنبه یی از ساختار اجتماعی، می توان یک موقعیت اجتماعی تعریف کرد که دارای مجموعه یی از این مشخصه ها مانند کیفیت های شخصی و فعالیت می باشد. در این مقاله منظور از «نقش فناوری اطلاعات»، عبارت از مجموعه فعالیت هایی است که فناوری اطلاعات پس از ورود به سازمان می تواند در جهت انجام هر یک از عملکردهای مدیریت منابع انسانی انجام دهد.

سیر تحول مدیریت منابع انسانی
حوزه مدیریت منابع انسانی که از اوایل دهه 1980 در متون مدیریت مطرح شد اساساً با حوزه قدیمی مدیریت کارکنان و اداره امور کارکنان متفاوت است . بررسی ها نشان می دهد که مراحل سیر تحول مدیریت منابع انسانی را می توان به شرح ذیل ملاحظه کرد:
مرحله اول)دوران پیش از انقلاب صنعتی
مرحله دوم)انقلاب صنعتی و پیدایش نظام کارخانه ای
مرحله سوم)پیدایش شرکت های مدرن و سرمایه داری اداری
مرحله چهارم)مدیریت علمی ، نهضت رفاه اجتماعی و روانشناسی صنعتی
مرحله پنجم)جنگ جهانی اول و پیدایش حرفه مدیریت منابع انسانی
مرحله ششم)نهضت روابط انسانی(تلفیق عامل انسانی در مدیریت علمی)
مرحله هفتم)عصر طلایی روابط صنعتی و مدیریت کارکنان و کارکرد نگهداری.
مرحله هشتم)پیدایش رشته مدیریت منابع انسانی معاصر
مرحله نهم)دوران تمرکز استراتژیک در مدیریت منابع انسانی و حرکت به سمت کارکردهای شرکتی و نیز اهمیت یافتن دیدکاههای بین المللی وسیاسی
بنا به عقیده سینگر تا قبل از آغاز قرن بیستم نظر غالب در خصوص کارگران این بود که وجود آنان منحصراً برای برآوردن نیازهای کارفرمایان است. از این رو، به رفاه کارکنان یا نیاز های فردی آنان توجه اندکی می شد. کارگران یکی از عناصر فرایند تولید محسوب می شدند که به ارزان ترین وجه و تا سر حد ممکن از روی کفایت و لیاقت به دست آورده و به کار گرفته می شدند . لکن ، گسترش سریع خشونت های کارگری و اتحادیه های کارگری سبب شد تا نهضت رفاه اجتماعی در اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم برای بهبود شرایط کار به وجود آید . از این زمان به بعد به دلیل شرایطی که از یک سو بر اثر انقلاب صنعتی و تحول سریع فناوری و تخصصی شدن مشاغل ایجاد شده بود و از سوی دیگر با اوج گیری نهضت های کارگری و پیدایش اتحادیه ها که به نمایندگی از سوی کارگران خواهان در یافت مطالبات آنان بودند ، موقعیت های جدیدی در مورد مسائل نیروی انسانی فراهم شد.

تاریخچه پیدایش و تحول فناوری اطلاعات
فناوری اطلاعات به معنای عام آن به عنوان مجموعه ای از ابزارها و سیستم ها جهت گردآوری، سازماندهی، ذخیره و نشر اطلاعات اعم از صوت، تصویر، متن یا عدد می باشد. سابقه این علم به 3500 سال قبل از میلاد مسیح بر می گردد. یعنی از زمان رم باستان که نامه ها را روی لوح گلی و به صورت تصویر می نوشتند و نامه بر در طی یک هفته تنها مقصد کوتاهی را طی می نمود تا هم اکنون که با استفاده از ابزارهای پیشرفته رایانه ای و سیستم های مجهز مخابراتی در کوتاه ترین زمان ممکن اطلاعات دلخواه در اختیار قرار می گیرد.
فناوری نوین اطلاعات یعنی فناوری اطلاعات مبتنی بر الکترونیک را می توان در چند سال پیش از دهه 1940 سراغ گرفت. در طی جنگ جهانی دوم و پس از آن بود که پیشرفت های عمده در فناوری الکترونیک رخ داد. تولید اولین کامپیوتر قابل برنامه ریزی و ترانزیستور که منشاء میکرو الکترونیک و هسته حقیقی انقلاب فناوری اطلاعات در قرن بیستم بود.
به عقیده «کاستلز » تنها در دهه 1970 بود که فناوری های جدید اطلاعاتی در سطحی گسترده انتشار یافتند و توسعه توأمان خود را شتاب بخشیدند و در پارادایمی جدید گردهم آمدند. کاستلز می گوید: بی گمان می توانیم بدون اغراق بگوییم که انقلاب فناوری اطلاعات به عنوان یک انقلاب در دهه 1970 متولد شد. به ویژه اگر پیدایش و رواج مهندسی ژنتیک به طور موازی و تقریباً در همان زمان و مکان را به آن اضافه کنیم.

جایگاه فناوری اطلاعات در تکامل و پیشرفت کشورها
بشر، سالیان متمادی بدون داشتن وسیلة محاسباتی زندگی می‌کرد و انگشتان دستانش، تنها وسیله محاسباتی او را تشکیل می‌داد. بالا بودن قدرت تفکر انسان در مقایسه با حیوان، سبب گردیده که هیچگاه به امکانات محدود خود اکتفا نکند و همواره درصدد یافتن راه‌هایی برای توسعه و تکامل این امکانات باشد.
با توسعه و پیشرفت فناوری‌های نوین در کشورهای مختلف، به خصوص در کشورهای پیشرفته و به دنبال آن انفجار اطلاعات در تمام بخش‌های مختلف جوامع، پاسخگویی با شیوه‌های سنتی دیگر جوابگوی انسان‌ها در زمینه انتقال سریع اطلاعات نبوده و لذا نیاز به شیوه‌های جدیدتر به شدت احساس می‌شد. با ورود کامپیوتر (رایانه)، دگرگونی عظیمی در امر انتقال و بازیابی اطلاعات به وقوع پیوست. در واقع می‌توان به کارگیری رایانه را سومین تحول عظیم بعد از پیدایش خط - کتابت و اختراع چاپ دانست.
در چند سال اخیر، رشد شتابان فناوری اطلاعات و به دنبال آن توسعه شبکه‌های ارتباطی، افق‌های تازه‌ای در پیشبرد تحقیقات علمی، صنعتی، پزشکی و کشاورزی پدید آورده است. هر چند که شکل نهایی نهادهایی که از این دگرگونی بر خواهند خواست، هنوز نامعلوم است.
قدرت سحرآمیز شبکه‌های اطلاعاتی و توزیع آنها در گستره این کره خاکی، دگرگونی‌های بنیادی را در ساختار نظام تحقیقات، توسعه و آموزش ایجاد کرد. این امر در کشورهای پیشرفته صنعتی که از این شبکه‌ها استفاده می‌کنند، به خوبی ملموس است.
بر این اساس، می‌توان اظهار داشت که در آستانه قرن دانش و اطلاعات، هر نوع برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری و در مجموع هر نوع فعالیت حیاتی معقول، بدون کاربرد اطلاعات (به روز) و سازماندهی اطلاعاتی بر مبنای فناوری‌های جدید در امر اطلاع‌رسانی، امری به دور از واقعیت‌های جامعه جهانی یا به عبارت دیگر "دهکده جهانی " خواهد بود. در عصر فنون جدید تبادل اطلاعات، هر نوع فعالیت ارتباطی به منزله یک سرمایه ملی و در حکم پشتوانه‌ایی برای نیل به اهداف برنامه‌های توسعه و نهایتا استقلال و خودکفایی کشورها محسوب می‌شود، بنابراین باید پذیرفت که بزرگراه‌های اطلاعاتی زمینه‌ساز بستری مناسب برای توسعه کشورها هستند و جوامعی که از این امکانات محرومند، عملا قدرت مانور تجاری و علمی خود را تا حد قابل توجهی محدود می‌بینند.
بدون شک سرویس‌های خدماتی و ارتباطی نوین و به دنبال آن جهانی شدن تجارت و بازرگانی، فعالیت‌هایی مانند شناسایی شرکای تجاری، برقراری ارتباط با خریداران و فروشندگان، معرفی محصولات و خدمات جدید، دستیابی به بازارها و منابع تهیه و تامین کالا با کارایی بیشتر و در عین حال کاربرد هزینه کمتر را امکان‌پذیر ساخته است. در این راستا، مصرف‌کنندگان این مجموعه عظیم و گسترده در برابر اطلاعاتی که از طریق کابل نوری بر روی صفحه تلویزیون و یا مانیتورشان ظاهر می‌شود، حالت انفعالی و گیرندگی صرف ندارند، بلکه می‌توانند با توجه به امکاناتی که نرم‌افزارهای این مجموعه غیر قابل توصیف برای‌شان فراهم می‌آورند، انواع و اقسام حالت‌ها را در نحوه دریافت و استفاده بهینه از اطلاعات به عمل آورند. هر چند که برخی از این اطلاعات تغییرات قابل توجهی در سطوح مختلف زندگی اجتماعی، فرهنگی و همچنین در روح و روان افراد بوجود آورده است و حساسیت‌هایی را از سوی دولت‌ها، برخی گروه‌های خاص، انجمن‌های مختلف، گروه‌های دینی و اخلاقی و بالاخره خانواده‌ها به دنبال داشته است.
اهمیت شبکه‌های اطلاعاتی تا آنجا پیش رفته است که امروزه، بسیاری از دولت‌ها، کاربران را موظف به پرداخت پول و مالیات نموده‌اند.
اما در همین راستا، این سؤال مطرح می‌شود بزرگراه‌های اطلاعاتی چه چیزی را با خود حمل می‌کنند که مردم برای دریافت آن باید پول و مالیات نیز بپردازند؟ پاسخ این است؛ "مهم‌ترین کالای قرن بیست‌ویکم یعنی اطلاعات ". بدون تردید فناوری اطلاعات و ارتباطات بیش از هر چیز دیگر در اقتصاد ملی و جهانی تاثیر فراوانی گذاشته است. توسعه شبکه‌های اطلاعاتی، نه تنها " اقتصاد اطلاعاتی"را حاصل نموده، بلکه از زاویه دیگر ، دگرگونی اطلاعات زیرساخت‌های ارتباطی مهمی را در نقاط دور و نزدیک جهان به ویژه در آسیای جنوب شرقی امکان‌پذیر ساخته است، تحصیل چنین اطلاعاتی جنبه استراتژیکی اقتصادی پیدا کرده و این امر باعث شده است، خود اطلاعات به صورت یک کالای اقتصادی مورد داد و ستد قرار گیرد.
از سوی دیگر شاهراه‌های ارتباطی این امکان را حاصل نموده که با استفاده از وسایل ارتباطی، رفت‌وآمد به مراکز کار تقلیل یافته و در عین حال با احداث خدمات اطلاعاتی در شئونات مختلف زندگی، مشاغل و کارهای جدید فزونی یابند و به استخدام و جذب نیروی انسانی کمک شود.
بنابراین در جهان کنونی، هر حادثه اقتصادی – اجتماعی و هر تحول علمی – فرهنگی بر زندگی همگان موثر است و در دنیایی که ارتباط تنگاتنگ و سرنوشت مشترک اعضا روز به روز به یکدیگر نزدیک می‌شود، دسترسی شبکه‌های اطلاعاتی در همه زمینه‌ها ضروری است . هیچ کس از اطلاعات بی‌نیاز نیست و ارتباطات گسترده اعضا جامعه بشری چنان است که بدون اطلاعات نمی‌توان در این جهان گام برداشت . گسترش شبکه‌های اطلاع‌رسانی در حقیقت گامی است برای پیوستن به ارتباطات جهانی و پیش از آن گامی است بلند در راه دستیابی به توسعه.
نقش فناوری اطلاعات در عملکردها (وظایف)ی مدیریت منابع انسانی
امروزه فناوری اطلاعات به عنوان یکی از فناوری های نوین بشری، نه تنها خود دستخوش تغییراتی ژرف شده است بلکه در حال تاثیرگذاری بر روی تمام جنبه های مختلف زندگی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی می باشد. بالطبع از مهمترین قسمت هایی که فناوری اطلاعات با ورود خود به سازمان در آن تاثیر گذار خواهد بود منابع انسانی و عملکردهای مدیریت منابع انسانی می باشد. لذا باید ابتدا عملکردهای مدیریت منابع انسانی و سپس نقش فناوری اطلاعات در هر یک از عملکردها را بررسی نماییم.

نقش های فناوری اطلاعات در هر یک از عملکردهای مدیریت منابع انسانی:
ورود و به کارگیری فناوری اطلاعات در سازمان در حوزه های مختلف کارکردهای خاص خود را خواهد داشت و از جمله در حوزه منابع انسانی و عملکردهای آن می تواند نقش های زیادی را در جهت انجام بهتر وظایف مدیریت منابع انسانی ایفا نماید. با به کارگیری فناوری اطلاعات در هر یک از عملکردها ، زمینه های لازم جهت شناسایی، انتخاب استخدام، آموزش و به کارگیری موثر منابع انسانی ایجاد خواهد شد و در نهایت ارتقاء عملکرد منابع انسانی را به دنبال خواهد داشت. برخی از نتایج کاربرد فناوری اطلاعات در عملکردهای مختلف مدیریت منابع انسانی به شرح ذیل است:
o    دقت در انجام عملکرد
o    سرعت در انجام عملکرد
o    شفافیت در سیستم
o    جامعیت در طراحی سیستم
o    اطلاع رسانی گسترده و به موقع با استفاده از شبکه های اینترنت و اینترانت
o    ارزیابی دقیق و سریع
o    اعلام بازخورد به موقع
o    انجام امور تکرارپذیر توسط سیستم های سخت افزاری
o    کنترل و ارزیابی نامحسوس
o    برقراری عدالت
o    برقراری نظم بیشتر
تغییر در فرآیندها و ساختار سازمانی از طریق فناوری اطلاعات

سازمان ها همواره از جوانب مختلف تحت فشار هستند تا تغییراتی در آنها اعمال شود به عبارتی دیگر سازمان ها برای انطباق با محیطشان تغییر می کنند و هدف نهایی از این تغییر یک معقوله استراتژیک است؛ سازمان از طریق انطباق با محیط می خواهند عملکرد بـقاء، رشـد و پیشرفت را تضمین نمایند. از این رو ساختار سازمانی در این رابطه نقشی مهم ایفا می کند. وقتی سازمان شکل مـعینی را می پذیرد بهتر می تواند وظایف خود را انجام دهد. در این رابطه به خصوص فناوری های اطلاعاتی عامل اصلی تغییر محسوب می شوند. فناوری های اطلاعاتی نه تنها عامل تغییر هستند بلکه خودشان با سرعت رو به رشدی تغییر می کنند. به عنوان مثال با گذشت زمان ابزارهایی که سازمان ها جهت انجام امور جاری استفاده می کنند تغییر می کند، هم اکنون شاید به سختی بتوان سازمانی را یافت که از دستگاه نمابر و رایانه جهت انجام امورجاری خود بهره نبرد.
پیشرفت در فناوری اطلاعات بدان معنی است که اطلاعات بیشتری در سازمان ها ایجاد شده و گردش آن نیز سریع تر بوده است. بسیاری از فرآیندهای دستی قدیمی به طور کامل مکانیزه شده اند، این تحولات موجب تغییرات مهمی در ساختار شغلی و تخصصی پرسنل شده است. همانطوری که در مبحث «نقش فناوری اطلاعات در عملکردهای مدیریت منابع انسانی» ملاحظه نمودید در جهت تغییر بسیاری از فرآیندهای قبلی و انجام کارها از طریق رایانه و شیوه های جدید، فناوری اطلاعات نقش به سزایی را ایفا می نماید.
برخی از مواردی که فناوری اطلاعات سبب تغییر فرآیندهای سازمان می شود عبارتند از:
o    فناوری اطلاعات موجب مکانیزه شدن و سرعت بالای فرآیندها می گردد.
o    فناوری اطلاعات مشاغل مجازی و همکاری های راه دور را ممکن می سازد.
o    فناوری اطلاعات تعاملات را افزایش داده و بازخورد فوری را ممکن می سازد.
o    فناوری اطلاعات موجب ایجاد، توزیع، مدیریت موثر و هوشمندانه دانش می شود.
o    فناوری اطلاعات محاسبات را در سطح وسیع و بدون خستگی انجام می دهد.
o    فناوری اطلاعات، اطلاعات را در سطوح مختلف سازمان به اشتراک می گذارد.
با توجه به مطالب فوق حتی بیان این مطلب که در آینده سازمانها بدون فناوری اطلاعات و ارتباطات بتوانند به حیات ساختاری خود ادامه دهند تقریبا دور از تصور است. تاثیرات فناوری اطلاعات، ساختار را به گونه ای دگرگون می سازد که با شکل امروزی آن متفاوت خواهد بود. ساختار سازمانی مناسب با پیشرفت فناوری ها، توان مدیریت را در تحصیل ماموریت ها و هدف های راهبردی افزایش خواهد داد. در سازمانی که فرآیند گردش اطلاعات در آن رکن اساسی را ایفا می کند (یا اطلاعات نگر و اطلاعات بر است) بدون شک فناوری اطلاعات و ارتباطات در ساختار آن تاثیر خواهد گذاشت.
ساختار سازمانی مهمترین عامل در برقراری ارتباطات و استفاده بهینه از فناوری اطلاعات و ارتباطات است به عبارت دیگر سرمایه گذاری و به کارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات بایستی ساختار سازمانی را متحول و اثربخش سازد.
از اینرو جوامع دچار دوگانگی شده یا می شوند و بخش فوقانی و زیرین ساختار اشتغال در حال رشد و بخش میانی آن در حال کوچک شدن است سرعت و میزان این تغییر به جایگاه هر کشور در تقسیم کار جهانی و فضای سیاسی آن بستگی دارد.

محیط و نقش در حال تغییر مدیریت منابع انسانی
یکی از پیامدهای فناوری اطلاعات، جهانی شدن نیروی کار می باشد. در واقع محیطی که مدیریت منابع انسانی می تواند نیروهای مورد نیاز خود را جذب نماید فراتر از مرزهای جغرافیایی خواهد بود. لذا مدیریت سازمان ها در زمینه جذب و به کارگیری نیروی کار در سطح جهانی (از نظر گزینش، آموزش و اجرای سیاست های پرداخت پاداش، حقوق و ...) با چالش های بسیاری رو به رو خواهد شد. جهانی شدن نیروی کار و سایر عوامل موجب شده اند که ماهیت مشاغل و کارها، دستخوش تغییرات شدید قرار گیرد و شرکت ها با بهره گیری از شبکه های ارتباطی و امکاناتی که در آنها وجود دارد سعی می کنند فعالیت های خود را در نقاطی از دنیا که نرخ دستمزد با آهنگی کند تر رشد می کند، دایر کنند. برخی از مشخصه های محیط جدید عبارتند از:
o    کاسته شدن از مشاغل دفتری
o    افزایش مشاغل حرفه ای، مدیریتی و فنی
o    نیاز به آموزش مداوم
o    پیمان سپاری کارها
o    عدم امکان نظارت برکار نیروها همانند قبل، به علت حرفه ای شدن نیروها
o    ضرورت ایجاد سیستم های خود کنترلی
o    کاهش مخارج جذب و پرورش نیروی انسانی
بالطبع مدیریت منابع انسانی بایستی روش های خود را نیز تغییر دهد. رقابت در سطح جهانی مطرح می باشد و شناخت نقاط قوت و ضعف، تهدیدها و فرصت ها می تواند به سازمان در انتخاب، استخدام، پرورش و به کارگیری نیروی مناسب کمک نماید. برخی از وظایف و نقش های در حال تغییر مدیریت منابع انسانی عبارتند از
o    کاهش نیروی انسانی غیرفعال و تقویت نیروهای باقیمانده
o    ایجاد زمینه دریافت آموزش های جدید و مستمر
o    کاهش فشار روانی کارکنان
o    افزایش کیفیت زندگی کاری
o    واکنش مناسب و سریع نسبت به تغییرات فناوری
o    مد نظر قرار دادن نوآوری در محصولات تولیدی
o    تشکیل تیم های تخصصی
o    پرداخت پاداش و مزایا براساس خروجی تیم های کاری
o    استفاده از ساعات کاری انعطاف پذیر
o    همسو سازی اهداف کارکنان با اهداف سازمان
o    به کارگیری روش هایی جهت افزایش تعهد در کارکنان

اثر فناوري اطلاعات و ارتباطات بر سازمان
فناوري اطلاعات و ارتباطات و اينترنت نه فقط متخصصان فناوري اطلاعات و کارکناني که فناوري اطلاعات را در محيط کارشان به طور منظم استفاده مي کنند ، تحت تاثير قرار داده ، بلکه محيط سازمان‌، خود سازمان و به طور کلي دنياي اجتماعي را نيز تحت تاثير قرار داده است .مديران مي بايست از اين تغييرات آگاهي يافته و براي درک و سازگاري مناسب با آنها تلاش کنند.
به ويژه در سطح انگيزش کارکنان ،‌ مي‌توان انتظار وقوع تغييرات اساسي را داشت‌. در کنار اينکه ارزيابان اجتماعي ، تغييرات بنيادي و عميقي را در سطح جامع پيش بيني مي کنند، اولين و مهم ترين وظيفه مديران در چنين شرايطي ، حفظ انگيزش کارکنان است.
اغلب متخصصان فناوري اطلاعات‌، مهمترين منفعتشان را که از يک شرکت انتظار دارند ، امکان کار در خانه مي‌دانند . به حدي که براي حقوق و شانس پيشرفت ،‌ اهميت کمتري قايل مي شوند.
مي توان انتظار داشت که در آينده فردگرايي بيشتري ظاهر شود. بدين معني که نيازهاي ويژه اي براي هر يک از کارکنان مطرح شود و اين نيازها براي کارکنان ديگر‌،‌ متفاوت باشد :
آيا همان چيزهايي که کارکنان هوشمند را بر مي انگيزد ، داوطلبان به کار را نيز تحريک مي کند. مي دانيم که داوطلبان شروع کار در شرکت ، نسبت به کارکناني که مدتي حقوق دريافت مي کرده اند ، رضايت‌مندي بيشتري از کارشان دارند. آنها بيش از همه نياز دارند که خود را به آب و آتش بزنند تا رسالت سازمان را بفهمند و آن را باور و براي مشاهده نتايج ، آموزش مستمر دريافت کنند . دراين رابطه ،‌اين نکته نيز نهفته است که گروههاي مختلف موجود در جمعيت کاري ، بايد به گونه هاي مختلفي مديريت شوند و همين گروهها نيز در زمانهاي مختلف به طور متفاوتي مديريت گردند.
همه آنچه گفته شد ، نشان مي دهد که در حال حاضر ، چالش سخت شرکتها اطمينان يافتن از اين است که آيا وظايف مي‌توانند در هر زمان بوسيله بهترين کارمند ( يا حداقل کارمند خوب ) يا پيمانکار جزء انجام شود . از آنجا که افراد در جامعه اطلاعاتي بسيار حياتي هستند ، روشن است که شرکتهايي به اين چالش پاسخ مناسب مي‌دهند که نه فقط در فکر بقا باشند بلکه به خوبي پيشرفت کنند . همان طور که دراکر بيان مي کند که « ما به نوعي نظريه اقتصادي نياز داريم که دانش افراد را در مرکز فرايند توليد - دارايي قرار دهد»

تغيير در مديريت اطلاعات و بهره برداري از دانش
مديريت اثربخش تر دانش سازماني و به کارگيري آن در بازار کار ،‌هدف نهايي کساني است که به دنبال مزيت رقابتي در بازار هستند . استفاده از دانش فردي کارکنان ، بسيار آسان تر از بهره برداري از تمامي دانشي است که در افکار همه کارکنان سازمان جاي گرفته است‌. طبق نتايج پژوهشي که در آمريکا انجام شد ، شرکتها فقط از 20 درصد دانشي که در کارکنانشان وجود دارد‌، استفاده مي کنند .
فناوري اطلاعات و ارتباطات ، فرصتهاي بي شماري را براي اصلاح مديريت اطلاعات در سازمانها پيشنهاد مي کند . با بهره گيري از اين فرصتها ، امکان استفاده بهتر از دانش کارکنان فراهم مي شود. يکي از اين موارد (‌فرصتها ) استفاده از سيستم ارتباط شبکه اي درون سازماني (Intranet) براي شرکت است که مبتني بر خدمات و موافقتهاي منطبق با اينترنت ‌ است.
اين شبکه درون سازماني ، امکان ذخيره سازي ساده و نسبتاً به صرفه ، سازماندهي ، پردازش ،‌نگهداري و اشتراک اطلاعات بين اعضاي سازمان را فراهم مي کند. طبق نظر «مرچند» و ديگران،‌ همه اين وظايف براي مديريت درست اطلاعات ، لازم و اساسي هستند. در عين حال ،‌از انتشار چنين اطلاعاتي (‌اطلاعات موجود در شبکه اينترانت ) به بيرون سازمان مي توان جلوگيري کرد.
در کنار اينترانت ، روشهاي بسيار زياد ديگري براي استفاده از دانش ذخيره شده درون سازمان و پردازش اطلاعات از انبوه داده ها وجود دارد . از جمله آنها مي توان به انبارهاي ذخيره داده ، سيستم هاي استخراج‌‌‌، سيستم هاي هوشمند و... اشاره کرد.
راه حلهاي سخت افزاري و نرم افزاري وضعيت موجود، استفاده از دانش است. موانع اصلي در اين مسير ، يکي مربوط به مفهوم دانش و ديگري مربوط به افراد در چگونگي دستيابي به دانش موجودي است که به کمک فناوري اطلاعات و به بهترين شيوه براي به اشتراک گذاشتن و ذخيره و انتقال دانش در تمامي سازمان انجام گرفته است . طبق پژوهش 28 ماهه اي که بيش از 1000 مدير ارشد شرکتهاي بين المللي را شامل مي شد ، عملکرد تجاري بهتر ، نه فقط از فناوري اطلاعات ، بلکه از مديريت درست اطلاعات و مديريت افراد سازمان حاصل مي شود.

نتیجه گیری:
نقش فناوری اطلاعات در سازمان های جدید به اندازه ای پررنگ است که بسیاری از نظریه پردازان سازمان، مدیران و تصمیم گیران سازمان ها را به اتخاذ استراتژی مرتبط با این فناوری ها در جهت گیری های آتی سازمان ها توصیه می کنند. از قسمت های مهم سازمان که تحت تاثیر این فناوری قرار خواهد گرفت، منابع انسانی سازمان می باشد. به طور طبیعی نحوه مدیریت بر نیروهایی که در محیط جدید یعنی محیطی که با فناوری اطلاعات عجین شدن است تحت الشعاع این فناوری قرار خواهد گرفت. در این راستا ضروری است نقش هایی را که فناوری اطلاعات می تواند برای مدیریت منابع انسانی ایفا کند را بررسی نموده و با استفاده از آن زمینه انجام هرچه بهتر وظایف را برای مدیر منابع انسانی فراهم نماییم. در غیر این صورت عملکرد منابع انسانی به ویژه از لحاظ دستیابی به اهداف سازمان ضعیف خواهد بود. در نتیجه برای انجام بهتر وظایف مدیریت منابع انسانی باید اولاً محیط جدید که تحت تاثیر فناوری اطلاعات می باشد را بشناسیم و ثانیاً بدانیم که در این محیط مدیر منابع انسانی چه وظایفی را باید انجام دهد.

منابع:
1.    سعادت ، اسفندیار ،1375 ،مدیریت منابع انسانی ، چاپ پانزدهم ، تهران ، انتشارات سمت
2.    محمودی ، مهدی ، تأثیر فناوری اطلاعات در نحوه مدیریت منابع انسانی ، ماهنامه تدبیر ، سال هفدهم ، شماره 174
3.    قطبوعی ، میلاد ، نقش فن آوری اطلاعات بر نحوه عملکرد مدیریت منابع انسانی
4.    عبدا... پور ، مجیدرضا ، نقش فن آوری اطلاعات بر نحوه عملکرد مدیریت منابع انسانی
5.    سلطانی ، ایرج ، فناوری اطلاعات در توسعه منابع انسانی ، ماهنامه تدبیر ، سال چهاردهم ، شماره 138

 

تهیه کنندگان
آقای دکتر برآهویی
هانیه کازرانی

تبلیغات بازرگانی در عصر اطلاعات

ارسال شده توسط بابک بابکی | 2 Dec, 2013

تحولات اخير فناوري ارتباطات و اطلاعات و شكل گيري زمينه هاي جديد فعاليت در كنار آموزش هاي نوين براي پيشبرد فعاليت هاي اجتماعي توجه صاحب نظران را در عرصه هاي مختلف به خود جلب كرده است. فناوري هاي جديد ارتباطي و اطلاعاتي ، جامعه اطلاعاتي شكل داده است و ظهور اين جامعه شرايط خاصي را پيش روي مخاطب قرار داده است . يكي از زمينه هاي مطرح ، تبليغات بازرگاني است كه با امكانات و فناوري جديد داراي ويژگي هاي خاص براي تبليغ كالا و معرفي پديده هاي توليدي جديد شده است . كارگزاران تبليغات بازرگاني تلاش مي كنند تا در كنار استفاده از نمادها تركيب رنگ ها، با تأكيد بر اصول و شيوه هاي تبليغ بازرگاني ، از آخرين فناوري هاي ارتباطي و رسانه اي براي معرفي كالا بهره گيرند تا تمايل مخاطب را نسبت به يك محصول يا خدمت جلب كنند. آنها مي كوشند با مخاطبان وسيع تري ارتباط برقرار كنند، كه از راه هاي مختلف ، به خصوص شبكه ، با علاقه هاي شان آشنا شده اند و در حال حاضر با همين امكان درصدد تبليغ محصولات هستند.

تمايل به گسترش تبليغات بازرگاني به سبب سودآوري بالاي آن فعاليتي اقتصادي است . امروزه ، بيشترين درآمد اقتصادي كشورها تابع تبليغات بازرگاني آنها است . سالانه بيشتر از400 ميليارد دلار هزينه تبليغات در سطح دنيا مي شود كه از اين ميان آمريكا با حدود 50درصد، بالاترين سهم و كشورهاي در حال توسعه با كم تر از 20 درصد اين مبلغ كمترين سهم را مي برند. امروزه فناوري هاي نوين ارتباطي توانسته اند در مقايسه با وسايل ارتباطي گذشته ، فرايندهاي تجاري و كسب درآمد اقتصادي را بهبود بخشند. به عنوان مثال ، اينترنت به عنوان يك فناوري جديد توانسته است ويژگي هاي فناوري هاي قديمي ارتباطي را يك جا در خود داشته باشد و لذا در فعاليت هاي اخير به خصوص در زمينه بازرگاني نفوذ بيشتري پيداكند.

از ديدگاه تبليغ بازرگاني ، چه از لحاظ نوع ارايه خدمات ، يعني پوشش جغرافيايي و يا حوزه دريافت مخاطب ، از بعد زماني و همچنين تعداد مجراهاي دسترسي ، يك فناوري جهاني ، فراگير، شبانه روزي و چند مجرايي و چه از ديدگاه ويژگي هاي رسانه اي به لحاظ كيفيت صدا، تصوير، متن ، استفاده از قابليت هاي تركيب صوت ، تصوير، حركت در قالب فيلم و پويانمايي انيميشن ، بسيار برجسته است و ويژگي تعاملي بودن آن وجه ممتاز اين فناوري است كه مخاطب را جذب استفاده از تبليغات بازرگاني نموده است .

در 20 سال اخير سازمان هاي تبليغاتي دريافته اند كه با توسل به ظاهرپرستي افراد مي توانند، انواع كالاهايي را كه در واقع نيازي به آنها نيست به آنها بفروشند. مردم وقتي صبح از خواب بر مي خيزند، صورت خود را با صابون مخصوص و گران قيمتي مي شويند كه توليدكنندگان آن مي گويند، صورت را خوشبو خواهد كرد. به اين ترتيب مردم ، تقريبا به هركاري دست مي زنند، آن هم نه براي اين كه خودشان مي خواهند، بلكه از ترس شرمندگي يا ناخوشايندي ظاهر خود نزد ديگران ، در حالي كه همه اينها ساخته سازمان هاي تبليغاتي است كه غرورهاي طبيعي و جزيي را تبديل به اضطراب هاي مهمي كرده اند تا صاحبان كالاها و خدمات بتوانند از آنها سود ببرند.

منتقداني مانند «بي اف، آرليوايز» (7) وسايل ارتباط جمعي به خصوص تبليغات را متهم مي كنند كه سبب مي شوند مخاطبان واكنش هاي مكانيكي بروز دهند و با تلقين ، انتخاب سريع ترين لذت ها را بدون كم ترين تلاش به آنها مي دهد. او اخطار مي دهد كه تبليغات بازرگاني احساسات را به فساد مي كشاند، زبان را كم ارزش، از نيازهاي عاطفي و ترس مردم بهره برداري و آنان را به حرص و طمع و طلب ثروت و انطباق با زندگي ثروتمندان تشويق مي كنند. او دقت و توجه را به آنچه به اذعان وي ، تأثير نامحسوس آگهي هاي بازرگاني بر پاسخ هاي انتقادي مردم به محيط اطراف شان است ، معطوف مي دارد. با اين كه چند دهه از اين اظهارنظر مي گذرد، انتقادهاي آرليوايز حتي امروز نيز قابل طرح و داراي اعتبار است ، با اين تفاوت كه امروز جاذبه هاي تبليغات شبكه اي ، به سبب تعاملي بودن و هم خواني بيشتر با سليقه هاي فردي بيشتر شده است و لذا در نگاه منتقدان آسيب هاي به همراه آمده بيشتر است ، اگر چه در اينجا صرفا نگاه به آسيب ها معطوف نيست يا كلا در ارايه چشم انداز تبليغات بازرگاني در شرايط شبكه اي نمي توان چشم را بر اين آسيب ها بست .

قطعا با توجه به مخارجي كه امروز توسط شركت هاي بزرگ صرف تبليغات بازرگاني مي شود و اين هزينه ها كه سرسام آورند انتظار فروش بيشتر كالاهاي مورد تبليغ و يا تغيير شمار مصرف كننده بالاتر است . جاذبه هاي تبليغات شبكه اي و به خصوص ويژگي تعاملي بودن اين نوع ارتباط، مصرف كننده پيام گير را در جايگاهي قرار مي دهد كه خواسته هاي خويش را برآورده و پيام را بيشتر منطبق با انتظارها و خواسته هاي خود مي يابد. علت اين امر ويژگي هاي جديد اين امكانات است .

به اعتقاد «دنيس مك كوئيل» صاحب نظر بازرگاني، فناوري هاي جديد داراي اين ويژگي ها هستند.

ارتباطات تعاملي (دوطرفه بودن فرايند ارتباط).
جمع زدايي (گرايش به ارتباطات فردي ).
ارتباط ناهمزمان (ارتباط دائم پيام ها).
تمركز زدايي (تأكيد بر پيام خاصي نيست ).
استفاده از ظرفيت بيشتر (افزايش مجراهاي ارتباط و حافظه و ذخيره بيشتر). و انعطاف پذيري (حق انتخاب ).

از نظر دنيس مك كوئيل اين ويژگي ها به بركت توزيع و انتشار فناوري ، كوچك سازي ، فناوري انباشت و دريافت ، فناوري ارزان نمايش يا دسترس دهي پيام و فناوري كنترل محقق شده اند. با نظر به امكاناتي كه در عصر كنوني از طريق رايانه هاي شخصي به همراه خطوط تلفن (به ويژه از طريق تحولي كه در توزيع كابلي از طريق الياف نوري و توزيع ماهواره اي از طريق نظام هاي پخش مستقيم رخ داده است ) فراهم شده است ، در حال حاضر عملكرد فناوري هاي جديد (كه البته در دنيا مورد استفاده است و براي كشورهاي پيشرفته چندان هم جديد نيست ) معرفه ها و ابعاد جامعه اطلاعاتي را شكل داده است .

سرعت در انتقال ، كيفيت انتقال و انتخاب هاي شخصي ويژگي هاي اين جامعه را تشكيل مي دهند. البته ، هنگامي كه «دانيل بل» براي اولين بار اين اصطلاح (جامعه اطلاعاتي ) را به كار برد، ويژگي هاي ديگري را نيز براي آن برشمرد، از جمله اضافه بار اطلاعاتي و سوخت شدن اطلاعات كه مي توان آن ها را به ويژگي هاي عمل رسانه اي در اين چارچوب اضافه كرد.

به هر حال ، نكته مورد تأكيد امكاني است كه اين شبكه اي شدن در اختيار اقتصاد و بازاريابي كالاها قرار داده است و تصوير مجسم آن در تبليغات بازرگاني به خوبي نمايان است .تبليغات بازرگاني امروز در قالب شبكه (به شرط در دسترس بودن و اتصال به شبكه اينترنت و يا حتي مانند اينترنت هاي شركتي ، سازماني و نهادها) با تنوع و گستردگي زيادي روبه رو شده است كه سهم هزينه كرد و بازگشت سرمايه و سود را به رقم هاي بسيار بالا صعود داده است . هزينه هاي توليد آگهي هاي تجاري به روش هاي مختلف و جديد، از بزرگ ترين ارقام تجارت جهاني اند. در حال حاضر، تبليغات تجاري و بازرگاني جديد، نه تنها كالاهاي موجود جديد را به مشتريان معرفي مي كند، بلكه روش و الگوي مخصوص اين گونه تبليغات ، انگيزه مهمي براي ايجاد بازارهاي جديد شده است .

مجموعه عوامل متعدد تبليغات بازرگاني در عصر اطلاعات را به سلاح و حربه جديدي در تجارت بين المللي و داد و ستد كالاها تبديل كرده اند؛ عواملي چون رقابت براي تسخير بازارهاي جهاني و تسلط بر آنها، افزايش توليد همراه با خلق كالاهاي جديد، انگيزه مصرف گرايي ، رقابت هاي اقتصادي بين شركت هاي بزرگ چند مليتي ، محدوديت مشتريان و بازارهاي مشخص جهاني هدف اين گونه تبليغات فروش مستقيم كالا نيست ، بلكه تزريق ارزش هايي است كه مصرف كالاهاي مورد نظر را در درازمدت تضمين مي كنند. تبليغات در عصر اطلاعات مبتني بر دو شيوه كلي عمل مي كند: 1- روانشناسي كاربردي و مهارت هاي ارتباطي. 2- به كارگيري، تكميل و ابداع وسايل و ابزارهاي جديد.

اينترنت امروز جايگزين مدل هاي قبلي تعامل بين مشتري و توليدكننده يا عرضه كننده كالا شده است . به زودي مشتريان در تمام بازارها اين فرصت را خواهند داشت كه به طور دقيق خواسته هاي خود را به عرضه كنندگان ارايه دهند، در مقابل ، عرضه كنندگان نيز از اين توان برخوردار خواهند شد كه به طور دقيق ، آن چه را مشتري مي خواهد، بدون تأخير و يا انحراف از خواست وي تحويل دهند. تابلوهاي انتخاب يكي از نوآوري هاي فناوري جديد ارتباطي است كه اين حركت را تسريع كرده است .

تابلوهاي انتخاب عبارت اند از نظام هاي تعاملي كه امكان طراحي محصولات مورد نياز تك تك مشتريان را فراهم مي آورند. مشتري اين كار را با انتخاب آزاد محصولات از فهرستي انجام مي دهد كه ويژگي ، اجزاء، قيمت ها و شيوه هاي مختلف تحويل در آن وجود دارد. تركيب اين عناصر، منجر به ايجاد تنوع بسيار زياد در انتخاب مشتري و شكل گيري مشتري سالاري در روابط تجاري مي شود. نقش مشتري در اين نوع نظام خريد، از نقش دريافت كننده منفعل به طراحي كننده فعال تغيير مي كند. اين حركت فقط يك مرحله (مرحله خيز) از تكامل بلندمدتي است كه نقش مشتري در اقتصاد طي مي كند. تا اواخر قرن 20، نقش مشتري در اقتصاد بيشتر در قالب پذيرنده قيمت و پذيرنده محصول تعريف مي شد، چرا كه كالاها و قيمت هاي ارايه شده ، توسط عرضه كننده را بدون تغيير مي پذيرفت ، اما در طول دو دهه گذشته ، با رشد قدرت مشتريان در طول فرايند خريد، نقش تأثيرپذير آن ها كم كم كنار گذاشته شد.

به هر حال ، استفاده از اينترنت در فعاليت هاي تبليغاتي ويژگي هايي دارد كه يكي ازمهم ترين آن ها دو طرفه بودن اينترنت است . متقاضيان ، كاربران و مصرف كنندگان هنگام بررسي «وب» مي توانند به صورت دو طرفه با منبع پيام ارتباط برقرار كنند و نحوه نمايش و نوع اطلاعات مورد نياز خود را در آن تعيين كنند. با توجه به اين كه تجارت الكترونيكي ويژگي جامعه اطلاعاتي است و مبادلات از طريق شبكه اتفاق مي افتند ، همين امكان در خصوص تبليغات بازرگاني نيز صدق مي كند. البته ، همين ساختار، مانع از انجام بسياري از فعاليت هاي تجاري در اينترنت شده است . از جمله اين محدوديت ها مي توان به مشكلات حقوقي ، محدوديت هاي فني و انتقال كالا اشاره كرد. از آنجا كه تبليغات از نظر ماهيتي ، جنبه اطلاعاتي بيشتري نسبت به ساير فعاليت هاي تجاري دارد، امكان و فرصت بيشتري نيز براي انجام فعاليت هاي تبليغاتي در اينترنت مشاهده مي شود. به دليل همين ماهيت اطلاعاتي است كه بسياري از شركت هاي كوچك و بزرگ ازفناوري «وب» در راستاي ايجاد ارتباط با مشتريان بالفعل و بالقوه خود استفاده مي كنند.

از اصول ديگري كه مبناي فعاليت تبليغي را در اينترنت شكل مي دهند، طراحي پيام متناسب با مخاطب ، صراحت و روشني پيام هاي ارسالي ، تحريك تمايلات با شيوه تعاملي ، سهولت دسترسي به اطلاعات ، تازگي و به روز بودن تبليغات و آگهي ها و دسترسي به اطلاعات منبع آگهي دهنده است . ابزار تبليغ در اينترنت نيز متعدد است ، اما «سايت وب» تنها ابزار تبليغاتي اثربخشي است كه در اينترنت مورد استفاده قرار مي گيرد. وب به عنوان بستري براي تبليغات ، بروشورها، كاتالوگ ها، ويترين فروشگاه ها و رسانه هاي ارتباطي را پوشش داده است . سايت وب مركز بسيار مهمي است كه براي ارايه حجم قابل توجهي از اطلاعات در اينترنت مورد استفاده قرار مي گيرد. اين اطلاعات مي تواند شامل اطلاعات مربوط به شركت ، نشان تجاري ، خدمات مشتري و فروش باشد.

مشتري محوري در اينترنت يك اصل است . با توجه به ماهيت اينترنت ، به نظر مي رسد كه مشتريان اينترنتي از طبقات جوان تر، مرفه تر و تحصيل كرده تر جامعه باشند. به لحاظ تركيب جنسي نيز هر دو جنس مؤنث و مذكر به نسبت مساوي (البته در كشورهاي پيشرفته ) از اينترنت بهره برداري مي كنند. اين موضوع در ايران با غلبه جنس مذكر همراه است . از آنجا كه افراد بهره بردار عمدتا در جست وجوي اطلاعات هستند، لذا علاقه مندند كه خود انتخاب كنند و اين مشتري است كه تأثير اصلي را بر مبادلات مي گذارد.

اگر چه اين شبكه ها هيچ حد و مرزي را نمي شناسند و محدوديت ها كم تر بر آن ها اعمال مي شوند و افراد هر لحظه در معرض صدها هزار پيام قرار مي گيرند، با اين وصف كارگزاران امر تبليغات محتاطانه عمل مي كنند و اين تلاش به خوبي مشهود است كه راي و حريم افراد محترم است ، زيرا افراد از هدايت اجباري به سمت خريد يك كالا و يا كسب آگاهي اجباري از تغييرات قيمت يك كالا و نظاير آن گريزان هستند. اگر چه هنوز از لحاظ حقوقي بسياري از مسايل اينترنت لاينحل مانده است ، با اين وصف چارچوب هاي حقوقي نيز براي فعاليت اينترنت وجود دارند.

از بعد حقوقي اگر چه كشورهاي پيشرفته غربي تلاش هاي خود را براي تدوين قوانين و مقرراتي براي مبارزه با پديده هاي ناهنجار و نادرست و جنايات ناشي از اينترنت از يك سو و براي كنترل برنامه هاي مختلف رايانه و اينترنت از سوي ديگر، آغاز كرده اند، هنوز هيچ منبع اطلاعاتي معتبر و پذيرفته شده اي در سطح جهان ايجاد نشده است تا به كار اينترنت جهت پيش گيري از تعارض هاي غير ضروري كمك كند و معيارها و موازين روشن و مشخصي را به آنان معرفي نمايد. تبليغات بازرگاني نيز از اين قاعده مستثني نيست . به هر حال ، استفاده كنندگان از اينترنت در تمامي زمينه ها، از جمله تبليغات بازرگاني ، مي توانند با در نظر داشتن قوانين مربوط به حق تأليف ، ثبت علائم تجاري ، اسرار تجاري ، حق ثبت اختراع و حقوق مالكيت معنوي و همچنين قوانين كيفري مربوط به افترا و تهمت و اهانت و اصول مربوط به اجازه فعاليت در امور نشر و مطبوعات ، به طور نسبي تكليف و حقوق خود را در استفاده از اينترنت دريابند و نادانسته مرتكب فعاليت هاي غير قانوني نشوند.

آنچه كه به عنوان تبليغ و سپس فروش كالا در يك نظام تعاملي اينترنتي رخ مي دهد، نيازها را به خوبي قابل شناسايي مي كند. به عبارت ديگر، دشواري هايي كه در شيوه قبلي شناخت نيازهاي مخاطب وجود داشتند، ديگر با وجود شبكه وجود نخواهند داشت و فعاليت هاي بازارسنجي براي كالاهاي مختلف و همچنين آگاهي از انتظارات مصرف كننده به راحتي گردآوري مي شود. البته ، هميشه زمينه نفوذ به شرايط بازار فروش در تبليغات بازرگاني اينترنتي و از بعد امنيتي هميشه خطر دسترسي به اطلاعات مشتري وجود دارد، بنابراين ديواره آتش براي محافظت از ارتباطات لازم است . ديواره آتش يك اصطلاح ژنريك براي توصيف انواع روش هاي امنيتي جهت محافظت از ارتباطات اينترنتي و شبكه اي افراد است . خط تلفن يا ارتباط كابلي كه رايانه را به اينترنت وصل مي كند، تعداد نقاط دستيابي را در اختيار نفوذگران مي گذارد. پروتوكل كه براي دستيابي به اكثر محتويات «وب» و فايل هايي كه بينندگان اينترنت با آن ها كار مي كنند ، به كار مي رود، بيش از 65000 درگاه مرتبط با خود دارد، كه مكانهايي هستند كه به داده ها در آن ها اجازه عبور از اينترنت به رايانه كاربر داده مي شود.

«هكرها» ي باهوش مي توانند دريابند كه كدام درگاه ها بيشترين قابليت دستيابي را دارند و توجه خود را معطوف نفوذ به آن ها مي كنند. كاربران تنبل و بي تجربه معمولا از جست وجوكنندگان درگاه خودكار شده بهره مي گيرند، كه داده ها را به هر درگاهي مي فرستند. درگاه هاي ضعيف علامتگذاري مي شوند و براي جست وجوهاي بعدي يادداشت مي شوند؛ نظارت و حفاظت روي همه اين درگاه ها وظيفه اصلي يك ديواره آتش است . به هر حال ، تبليغات بازرگاني در عصر ارتباطات شبكه اي ويژگي هاي ديگري نيز دارد كه عبارت اند از:

سهولت ارزيابي تبليغات مختلف بازرگاني با يكديگر.
شرايط برابر براي رقباي تجاري .
ايجاد علاقه در افراد به استفاده از تبليغ بازرگاني به سبب جاذبه هاي طراحي پيام .
سوق دادن افراد به خريد كالا يا خدمات با شرايط سهل رقابتي .
گستردگي شبكه ارتباط.

قابليت فروش مطلوب .
انبوهي تبليغات بازرگاني .
ازدحام و شلوغي شبكه براي بهره برداري.
نامشخص بودن نوع تأثيرها.

گرايش به تبليغ كالاها با قيمت بالاتر در مقايسه با كالاهاي ارزان قيمت .
تشديد روند خودكار شدن فرايند تبليغ.
تغيير در نحوه ارتباط، حتي براي خريد كالا.
به روز بودن آگهي هاي شبكه اي .
پاسخ به سؤال هاي مشتري و مصرف كننده ، و دسترسي به اطلاعات منبع آگهي دهنده و ضعف زمينه هاي حفاظتي از اطلاعات .

لازم به ذكر است كه حتي در شرايطي كه تبليغات بازرگاني شبكه اي در عصر اطلاعات مورد توجه است و كاربري زيادي نيز ممكن است داشته باشد، ديگر اشكال تبليغ بازرگاني كه با رسانه هاي ديگر صورت مي گيرند، همچنان به حيات خود ادامه خواهند داد و اشكال قديمي تر تبليغ بازرگاني از ميان نخواهند رفت .
 منبع: اقتصاد فراصنعتي

درایت در فناوری اطلاعات

ارسال شده توسط بابک بابکی | 1 Dec, 2013
چكيده
اگرچه اکنون مديريت سبد دارايي (IT (IT PORTFOLIO يکي از بهترين اقدامات محسوب مي‌شود، اما با اين حال بسياري از شرکتها هنوز بازدهي کمتر از پتانسيل واقعي خود از سرمايه گذاري IT به دست مي آورند.
مطالعات اخير نشان مي دهد مقدار قابل توجهي ارزش افزوده مي تواند به وسيله اجراي مجموعه اي از فعاليتها و فراگردهاي به هم پيوسته کسب و کار که روي هم رفته «درايت IT» ناميده مي شود، به دست آيد.
درباره تحقيق
اين مقاله حاصل 5 سال مطالعه روي مديران IT و مديران ارشد اطلاعات (CIO 147 ) شرکت آمريکايي است که با بحث و تبادل نظر با مديران IT سازمانهاي بزرگ آمريکايي ، اروپايي و آسياسي تکميل شد. داده ها به شکل شخصي و با تلفن توسط شرکت تحقيقاتي «هرت- هنکس» از سال 2001 تا 2003 جمع‌آوري شدند. براي درک بهتر نقش و تاثير درايت IT ، مصاحبه ها و بحثهايي با مديران ارشد اطلاعاتي و ديگر مديران ارشد از سال 2003 تا 2005 ترتيب داده شد. داده هاي مربوط به سبد دارايي IT از 640 شرکت در سال 2005 جمع آوري شد.
مجموع کل سرمايه گذاري IT شامل تمام هزينه هاي متمرکز و غير متمرکز IT (چه تأمين از داخل و يا خارج) به علاوه هزينه تمام کارکنان و مديراني که مشغول خدمات IT هستند مي شود. جامعه آماري متشکل از 58 درصد سازمانهاي توليدي و 42 درصد شرکتهاي خدماتي مي شود که در ليست نشريه فرچون آمده اند. تمام نتايج به لحاظ آماري معني دار و مبتني بر تحليل رگرسيون هستند.

مقدمه
هنگامي کـه هواگرم است، فروشگاههاي شرکت «سون- الون- جپن» (7-ELEVEN) در توکيو مقدار زيادي غذاي ژاپني سرد آماده فروش دارند. در روزهاي سرد نيز غذاي گرم فراوان براي فروش حاضر است. گويا کارکنان فروشگاههاي اين شرکت از آنچه مشتريان خود مي خواهند، فراوان دارند. در حقيقت آنها سه بار در روز غذاي تازه سفارش مي دهند و دريافت مي کنند. تصادفي نيست که اين شرکت، سودآورترين خرده فروش ژاپن است. سود ناخالص آن در سال 2004 بالغ بر 30 درصد يعني شش برابر سود ناخالص در سال 1977 شد.
شرکت ژاپني مذکور درواقع يک سازمان با درايت در به کارگيري IT است. در نتيجه هماهنگ کردن ترجيحات، اولويتها و فعاليتهاي محلي با سرمايه گذاريها، مغازه ها دائماً در ارائه محصولات جديد، موفق ظاهر مي شوند. هر فروشگاه نوعي در هر سال 70 در صد محصولات خود را جديد مي کند.
مديران فروشگاهها به طور مرتب داده‌هاي گرافيکي را از فروش، شرايط آب و هوايي و اطلاعات محصول دريافت مي‌کنند؛ از اين رو دقيقاً مي دانند چه تعداد بسته غذا سفارش دهند.
اين شرکت ، سرمايه گذاري IT خود را به صورت اثربخش انجام مي دهد و به شکلي سبد دارايي IT را مديريت مي‌کند که دائماً با استراتژي کسب و کار خود هماهنگ باشد. کارکنان فروشگاهها‌ي شرکت مهارتهاي خود را براي ايجاد شفافيت در يک زير ساخت اطلاعاتي تقويت مي کنند. اين زير ساخت 70 هزار کامپيوتر را در فروشگاهها، مراکز کنترل و سايت هاي تامين کنندگان به هم مرتبط مي کند.
اولين هدف اين مقاله اين است که نشان دهد سرمايه گذاريهاي IT به تنهايي قادر نخواهند بود نسبت به رسيدن به تمام اهداف کسب و کار اطمينان بدهند، هرچند که ترکيب مناسبي از سبد دارايي IT ايجاد کرده باشند. تحقيقات نشان مي دهد که شرکتها به واسطه يک سري تواناييها و اقدامات که متقابلاً همديگر را تقويت مي‌کنند، قادر خواهند بود، مقادير قابل توجهي از ارزش افزوده به ازاي هر دلار سرمايه گذاري در IT کسب کنند.
در مطالعه اي که طي 5 سال روي 147 شرکت انجام شد، دريافتيم که درايت IT بسيار موثر است. شرکتهايي که درايت بالايي در IT داشتند، به ازاي هر دلار سرمايه گذاري، سود خالص بالاتري نسبت به متوسط صنعت در سال بعد کسب کردند و برعکس شرکتهاي با درايت پايين در IT در سال بعد با کنترل بقيه عوامل، سود خالص کمتري حاصل کردند.
مفهوم «درايت IT » به معناي کاربرد پيوسته و برنامه ريزي شده اي از يک سري صلاحيتها و رويه هاي مرتبط است که روي هم رفته منشا ايجاد ارزش بيشتر از سرمايه گذاريهاي IT مي شوند.

تجديد نظر در ارزش داراييهاي IT
فنون سرمايه گذاري موفق در سبد سهام IT، حوزه بحث را از مسائل فني به مسائل راهبردي تغيير مي دهد و اين تغيير به واسطه به کارگيري يک نگرش تجاري به سرمايه گذاريهاي IT است. نتيجه آن عبارت است از تخصيص داراييهاي IT به شکلي که مناسب شرايط شرکت باشد.
در تحقيق ما چهار طبقه گسترده از سرمايه گذاريهاي IT شناسايي شدند: مبادله‌اي، اطلاعاتي، راهبردي و زيرساختي‌. سرمايه گذاريهاي مبادله‌اي عمدتاً جهت کاهش هزينه ها يا افزايش بازده ناشي از همان هزينه به کار گرفته مي شوند. (مثل سيستم پردازش تجاري يک شرکت دلالي) سرمايه گذاريهاي اطلاعاتي براي اهدافي همچون حسابداري، گزارش، ارتباطات، تحليل و متابعت اطلاعات فراهم مي کنند. سرمايه گذاري راهبردي در جهت کسب مزيت رقابتي به وسيله پشتيباني از ورود به بازارهاي جديد يا توسعه محصولات و خدمات جديد يا فراگردهاي کسب و کار به کار مي رود. سرمايه گذاريهاي زيرساختي، خدمات مشترک IT هستند که با کاربردهاي چندگانه به کار گرفته مي‌شوند. (مانند سرورها، شبکه‌ها، لپ تاپ ها و پايگاههاي داده مشتري) بسته به نوع خدمت، سرمايه گذاريهاي زيرساختي نوعاً ايجاد پايگاه منعطفي در مسير ابتکارات آينده کسب و کار يا کاهش هزينه هاي بلند مدت IT را از طريق مستحکم کردن آن هدف مي گيرند.
هر نوعي از سرمايه گذاري نمايانگر طبقه متفاوتي از دارايي IT با ريسک و بازده منحصر به فرد خود است.
شرکتهايي که در سال 2005 مطالعه شدند، به طور متوسط 46 درصد از کل سرمايه گذاري IT خود را براي زير ساختها تخصيص دادند. سيستم هاي مبادلاتي که استفاده کننده از زير ساخت هستند، 26 درصد از هزينه‌هاي متوسط IT را تشکيل مي دهند. به لحاظ مفهومي سيستم هاي راهبردي و اطلاعاتي در بالا قرار مي گيرند و از سيستم هاي مبادلاتي و زير ساختي بهره مي گيرند. سيستم هاي اطلاعاتي، 17 درصد و سيستم هاي راهبردي 11 درصد متوسط سرمايه گذاري IT را تشکيل مي‌دهند. البته سرمايه گذاري در هر پروژه‌اي مي تواند در يک يا چند طبقه از اين طبقات جاي گيرد.
مديريت سبد دارايي IT در حال تبديل به يک روش متداول براي کمک به تيم‌هاي مديريت است تا سرمايه گذاريهاي IT خود را با اهداف راهبردي كسب و كار همسوکنند. تفکر«سبد دارايي» به ما کمک مي کند که بفهميم سازمان ما از چه نوع است و ميزان ريسک و خصوصاً حوزه فعاليتهاي راهبردي کسب و کار ما را تعيين مي کند.

سود ناشي از چهار طبقه داراييهاي IT
رويکرد تخصيص سبد سهام از آن جهت مؤثر است که به جاي آنکه تمرکز آن برخود فناوري باشد بر اهميت چگونگي استفاده از فناوري تاکيد مي کند. لازمه تخصيص معقول دارايي اين است که مدير نسبت به اهداف خود و مسئوليتها کاملاً شفاف سازي کرده باشد. هر طبقه اي از دارايي، به انواع مختلفي از ارزش کسب و کار مرتبط است. (شکل1) براي مثال سرمايه گذاري در طبقه مبادلاتي منجر به کاهش هزينه ها مي شود؛ چنانکه IT امکان دستيابي به اطلاعات ردگيري مجاني بسته را روي وب سايت فراهم مي آورد.

پاداش درايت IT
روشن است که شرکتهايي که سرمايه گذاريهاي IT را با راهبرد کسب و کار خود همسو مي کنند، نسبت به رقباي خود در بعد عملکرد مطلوب پيشي مي گيرند. اما صرف سرمايه گذاري با مقادير درست در طبقات مناسب کافي نيست، بلکه قابليتهاي مديريتي نيز لازم است تا بازده بالاتر از متوسط صنعت حاصل از سرمايه گذاري IT به دست آيد.
هر شرکت بر حسب رويه ها ، اقدامات و قابليتها ، ميزان درايت IT خود را تعيين مي کند. يک سال پس از انجام سرمايه گذاري، شرکتهايي که هوش و درايت بالاتري در IT داشتند، عملکرد بالاتري در هر دلارِسرمايه گذاري شده نسبت به بقيه داشتند. درحقيقت درايت IT، يک پاداش و اضافه ارزش مالي بالايي را نتيجه مي‌دهد.
بازده ناشي از زيرساختها که بزرگترين طبقه ي دارايي IT را تشکيل مي دهند، به طور برجسته اي تأثير درايت IT را مي‌نماياند. به ازاي هر دلار سرمايه گذاري در زيرساختها، شرکتهاي با درايت بالاي IT ، در سال بعد به طور متوسط 247 دلار سود خالص بالاتري داشته اند.زير ساخت IT، شالوده تمام سرمايه گذاريهاي IT شامل شبکه ارتباطات، اطلاعات تقسيم شده مشتري، لپ تاپ، مراکز داده و سرورها مي شود و نزديک به نيمي از کل سرمايه‌گذاريهاي IT را شامل مي شود.
شرکتهاي با درايت IT بالا، به خاطر سرمايه گذاريهاي مبادلاتي خود که به جهت خودکارکردن تبادلات تکراري، کاهش هزينه و افزايش بازدهي به کار مي رود، عملکرد بهتري از خود نشان مي دهند. در سازمانهاي با ادراک و درايت IT بالا، ديجيتال کردن فرايندها منجر به خلق محصولات و خدمات ابتکاري جديد مي شود. اين موفقيت حاصل آزاد شدن ذهن مديران و در نتيجه فراهم شدن امکان نوآوري آنان روي پايگاه اين فراگردهاي ديجيتال است.IT راهبردي به خاطر اهداف خود که خلق ارزش جديد کسب وکارو يا رشد است، هميشه يک طبقه ي دارايي با بازده و ريسک بالاست. اما شرکتهاي با خلاقيت IT بالا ريسک هاي ذاتي سرمايه‌گذاري راهبردي را كاهش مي دهند و سودآوري و نوآوري بالاتري دارند. در چنين شرکتهايي مشارکت مديريت و فرهنگ به کارگيري IT در کسب و کار، ضرورتاً در جهت سرمايه گذاري راهبردي موفقيت آميز در IT است. سازمانهايي که درايت IT چشمگيري دارند، در طبقه اطلاعاتي نيز توان سودآوري ويژه اي را به نمايش مي گذارند که اين امر نتيجه ضوابط و قواعد لازم براي استفاده اثربخش از مجموعه مشترک از اطلاعات است.
در مقابل، سازمانهاي با درايت IT پايين، تداعي کننده بازده پايين از تمام طبقات سرمايه گذاري در سبد سهام IT هستند. هزينه هاي صرف شده موجب هرز مي رود و بهتر است چنين سازمانهايي سرمايه گذاريهاي IT خود را به حوزه هاي ضروري محدود کنند و سبد سهام خود را متناسب با انواعِ با ريسک پايين تنظيم کنند تا هنگامي که ادراک IT خود را بهبود بخشند.
مديريت سبد دارايي IT، درحال تبديل به يك روش متداول براي كمك به تيم‌هاي مديريتي است تا سرمايه گذاريهاي IT خود را با اهداف راهبردي كسب و كار همسو كنند.


ويژگيهايي که درايت IT را ايجاد مي‌کنند
شرکتهاي با درايت زياد در IT، پنج عامل را در خود تقويت کرده اند که اين عوامل متقابلاً همديگر را تقويت مي کنند. سه ويژگي اول اقداماتي هستند که به کاربرد مرتبط‌اند و دو خصوصيت آخر، شايستگيهايي هستند که براي درايت بالا در IT لازم هستند. همه اين ويژگيها براي ادراک بالاي IT لازم‌اند اما دربرگيرنده تمام شايستگيهاي شرکتهاي با درايت بالا در IT نمي شوند. در ادامه اين اقدامات و شايستگيها آمده است.
-1 IT براي ارتباطات: شامل کاربرد وسيع کانال هاي الکترونيک مانند پست الکترونيک، اينترانت و ابزارهاي بي سيم براي ارتباطات دروني و بيروني و شيوه‌هاي کاري مي‌شود.
-2 کاربرد اينترنت: عبارت است از به کارگيري ساختارهاي اينترنت در فراگردهاي کليدي مانند مديريت نيروي فروش، سنجش عملکرد کارکنان، آموزش و حمايت از مشتري پس از فروش.
-3 مبادلات ديجيتال: عبارت است از درجه بالاي ديجيتال شدن مبادلات تکراري شرکت بويژه فروش، تعامل با مشتري و خريد.
-4 مهارتهاي IT در سراسر سازمان: يعني توانايي تقريباً تمام کارکنان در استفاده اثربخش از .IT همين طور مهارتهاي زياد فني و مرتبط با کسب و کار در نيروي کار IT، مهارتهاي قوي IT در نيروي کسب و کار و نيز تأمين کافي نيروي کار با تخصص بالا از بازار. شرکت «سون- الون -جپن» 200 هزار کارمند خود را آموزش مي دهد تا داده هاي در دسترس به هنگام فروش را در کنار اطلاعات محصول، پيش بيني آب و هواي محلي، جمعيت شناسي منطقه و الگوهاي خريد به کارگيرند تا نوع محصول مورد تقاضا را در هر مغازه پيش بيني کنند.
-5 مشارکت و درگيري ثابت مديريت: يعني تعهد مديريت ارشد براي استفاده اثر بخش از IT . مديران واحدها کاملاً درگير تصميمات IT و نيز تقويت مشارکت بين نيروي کار IT و واحدهاي کسب و کار هستند تا زمينه خلق ارزش توسط سرمايه گذاريهاي IT را فراهم کنند. تعهد بالاي مديريت موجب مي شود تا مديران رده‌هاي پايين تر بيشتر درگير تصميمات IT بشوند. در عوض اين رويکرد موجب ايجاد مهارتهاي گسترده IT از طريق برنامه‌هاي آموزشي رسمي و غيررسمي خواهد شد.

هفت راه براي استخراج ارزش بيشتر کسب و کار از سبد سهام IT
در تحقيق انجام شده، بازده ناشي از انواع مختلف سرمايه گذاري IT در شرکتها شناسايي شدند و نتايج نشان داد که بازده بالاتر به وسيله جوركردن شيوه ها و صلاحيتهاي درايت IT با سبد دارايي IT قابل تحصيل است. در ادامه هفت پيشنهاد براي جور و همسو کردن درايت IT با ترکيب دارايي IT ارائه مي شود:
-1 شناسايي سبد دارايي کنوني و سالهاي گذشته مربوط به IT
با استفاده از طبقه بندي سبد دارايي ارائه شده، سبد سهام IT شرکت خود را براي سه سال اخير و نيز ميزان پيشنهاد شده براي سال بعد را ارزيابي کنيد. در يک کميته سرمايه گذار ي IT يا جلسه مديريت بررسي کنيد که آيا اين سرمايه‌گذاريها مناسب استراتژي شرکت هستند يا خير.
-2 عملکرد سطوح دارايي IT و معيارهاي کسب و کار خود را شناسايي کنيد.
از آنجا که نوع کسب و کار و واحدهاي مربوط آن، يک راهبرد و ادراک و درايت متفاوت IT دارند، سنجش و مقايسه همسويي اهداف، اقدامات، قابليتها و سبد دارايي IT آنها کمک مي کند تا نقاطي که سرمايه گذاريهاي IT بدرستي انجام شده است و نيز تغييراتي که بايد لحاظ شود، شناسايي شوند.
-3 شناخت و پيگيري درايت سازمان شما در IT
درايت IT بايد ارزيابي و بخوبي مديريت شود. پنج رويه و صلاحيت مذکور يک نقطه شروع مناسب را فراهم مي کنند. مجدداً مقايسه درايت IT بين واحدهاي متعدد کسب و کار آموزنده است.شرکتها يا واحدهاي کسب و کار با درايت کم در IT لازم است سبد دارايي IT خود را به سمت سرمايه گذاريهاي کم ريسک تر اطلاعاتي و مبادلاتي سوق دهند. در همين حالت، شرکتهاي با درايت کم IT مي توانند تمرکز خود را بر توسعه رويه ها و قابليتهايي ببرند که داراي بيشترين اهميت در طبقه دارايي بوده است وضمناً بالاترين سرمايه گذاري را در آن کرده اند.
جهت توسعه درايت IT با ويژگيهايي شروع کنيد که بيشترين تاثير را در مهمترين طبقه دارايي سبد سهام IT مي‌گذارند.

-4 سبد دارايي را متوازن کنيد.
با لحاظ کردن مراحل قبل، مديريت ارشد بايد قضاوت مناسبي از سبد دارايي IT خود داشته باشد. مبناي اين قضاوت عبارت است از ادراک او از راهبرد، تمايل او به ريسک کردن، درايت IT سازمان، اقتصاد، سرمايه موجود و ديگر موارد. داشتن يک رويه مشخص براي سبد دارايي IT اين قضاوت را بسيار شفاف مي كند.
-5 سبدهاي دارايي را سالانه و به هنگام وقوع تغييرات عمده مجدداً وزن گذاري کنيد.
هنگامي که شرکتها به درجات بالايي در درايت IT مي رسند، مي‌توانند سرمايه‌گذاري بيشتري در IT داشته باشند.
-6 نگرش سبد دارايي IT را وارد چارچوب مديريت IT کنيد.
مديريت اثربخش IT، حق تصميم و نيز چارچوب مسئوليتها را براي حصول اطمينان از طرحهاي درست IT مشخص مي کند. سرمايه گذاري IT يکي از تصميمات کليدي است. مديريت اثربخش مي تواند اصول سرمايه گذاري IT را در يک فراگرد قابل تکرار نهادينه کند. اين فراگرد قابل فهم و پيگيري توسط تمام مديران بوده و با سيستم پاداش و تنبيه شرکت مرتبط است.
-7 يادگيري از مرورهاي پس از اجرا و آموزش رسمي
بسياري از شرکتها در آموزش و يادگيري IT به اندازه کافي سرمايه گذاري نمي کنند. همچنين بسياري از شرکتها خود را از يادگيري فراهم شده در نتيجه مرور و بازبيني پس از اجراي پروژه يا حتي حين اجرا محروم مي‌کنند .

نتيجـه گيـري
شرکتهاي با درايت متوسط يا پايين IT قادر خواهند بود بدون هيچ سرمايه گذاري جديد در فناوري، بازده خود را افزايش دهند و ريسک IT خود را کم کنند. اين دليل به تنهايي براي رهبران کسب و کار کافي است تا اين موضوع را مورد توجه قرار دهند.
مهمتر از اين، داستان درايت IT حکايت يک پتانسيل بالفعل نشده و حکايت پول دست نخورده اي است که مي تواند رقبا را با يک مزيت رقابتي قدرتمند مواجه کند. در زمان رقابت بي رحمانه در سراسر جهان، مديران بايد نتايج عدم غني سازي درايت IT خود را درک کنند. آنها بايد پاسخهايي را براي بهترين بهره برداي از فناوري در سازمانهاي خود بيابند و به اين سوال بسيار جدي پاسخ دهند که: آيا ما براي سال 2010 و بعد از آن به اندازه کافي در IT با درايت خواهيم بود؟
منبع:
WEILL, PETER AND SINAN, ARAL, GENERATING PREMIUM RETURNS ON YOUR IT INVESTMENTS, MITSLOAN MANAGEMENT REVIEW, WINTER 2006 PP 39-48.

چهار منطق در طــراحي شرکتهاي فناورانه

ارسال شده توسط بابک بابکی | 1 Dec, 2013
چكيده
در اين مقاله، من ديدگاه ويژه‌اي به فن‌آفرين، يعني يک دانشمند يا مهندس اتخاذ مي کنم؛ فردي که کسب وکار مخاطره آميز جديدي را براي تجاري کردن فناوري‌اش طراحي مي کند. هدف، معرفي موضوع ها و گزينه‌هايي است که در فرايند طراحي يک شرکت رايج‌اند و بر روي رشد شرکت تأثير فزاينده اي دارند. در اين مقاله، قوانين طراحي براي شرکت هاي فناورانه (Technological Firms) ارائه مي شود: چگونه درباره مرتبط ترين هدفهاي طراحي تصميم بگيريم، و چگونه از راه انتخاب ابزارهاي مناسب، به نتايج دست بيابيم؟ به منظور دستيابي به اين نتيجه از بينش و شناخت حاصل ازنظامهاي گوناگون دانشگاهي، به ويژه کارآفريني، نظريه مديريت راهبردي، نظريه سازماني و مديريت عمليات استفاده مي شود. مقاله، فن آفرينها را افراد حرفه اي مي نامد که قادرند عدم اطمينان هاي مربوط به طراحي شرکتهاي فناورانه را، مديريت کنند.

1. طراحي شرکتهاي فناوري، انگيزه اي براي يک حرفه
شرکت چيست؟
تعريف قانوني و کاري اصطلاح شرکت، ازکاربرد واژه انگليسي محاوره اي و نيز بيشتر زبانهاي اروپايي متفاوت است. از اين رو، شرکت از لحاظ قانوني(‌از زمان ناپلئون) نامي تعريف مي شود- که فقط - تحت آن نام، يک فروشنده، کسب و کارش را اداره كرده، در بازار کار مي کند و مي تواند اقامه دعوي و شکايت کند يا از جنبه‌هاي ديگر، متعهد و مديون شناخته شود. نام شرکت بايد نيازمندي هاي ويژه‌اي را تأمين کند. بايد حقيقي بوده، گمراه کننده نباشد. نام شرکت بايد منحصر به فرد باشد، تا ازشرکتهاي ديگرشناسايي شود و استانداردهاي تماميت و يکپارچگي را تأمين کند. نخستين گزينه طراحي خلاق در طراحي يک شرکت فناورانه، نامگذاري آن است. در انگليسي محاوره‌اي، اصطلاح شرکت، کل شرکت (نام، موجوديت قانوني و سازمانش) را شامل مي شود. ما گستره اين تعريف محاوره اي را، که درراستاي هدفهاي حوزه مديريت تکنولوژي است و ابزارهايي براي تبديل تکنولوژي به محصول فراهم مي آورد، و سپس محصولها را در بازارها به پول تبديل مي کند و در نهايت بازده مالي براي کوشش‌هاي تقبل شده کسب مي کند، بيان مي کنيم. بنابراين، شرکتها به عنوان سيستم‌هاي پيچيده اي طرح مي شوند که حوزه هاي متعددي را پوشش مي دهند. دومين گزينه مهم طراحي براي شرکتهاي فناوري، موجوديت قانوني آنها است. شرکتهاي سهامي، مانند هر فردي مي توانند دربازار، طرفهاي يک قرارداد باشند، بنابراين از راه سيستم قضايي ثبت و تاسيس شوند. قانون شرکت سهامي، يک گونه از گونه‌هاي قانوني عرضه مي کند که تا اندازه اي(در مورد مسئوليت محدود) يا کاملأ ( درمورد شرکتهاي سهامي) از افرادي که آن را به وجود آورده اند يا مالک آن هستند، مستقل است. شرکتهاي غير سهامي، به نقشهاي افرادي توجه دارند که تحت نام شرکتي فعاليت مي کنند، ازجمله: قدرت تصميم گيري شان، مسئوليت ها، سهم ريسکي که بايد تقبل کنند، سهمي ازمنافع و پاداشهايي که دريافت مي کنند. اما، اساس و مبناي راهنماي طراحي يک شرکت فنآوري ، بايد همواره رشد فعاليتهايش باشد.

2. چه کسي شرکتهاي فناوري را طراحي مي کند؟
در اينجا مفيد است که بين سه نقش، تمايز قائل شوم. به آنهايي که يک شرکت را راه اندازي كرده، تشکيل مي دهند، کارآفرين، يا با تاکيد بر مشخصات راه اندازي شرکتهاي فني، فن آفرين گفته مي‌شود. فن‌آفرين، اغلب عوامل ديگري ‌ازجمله مشتريان، تأمين کنندگان، خبرگان کليدي، يا سرمايه گذاران را به عنوان سهامدار در يک کوشش مشترک درگير مي سازد که هر يك به شرکت فناورانه کمک مي کنند و در ريسک و مخاطره‌ها، مسئوليت پذيري، منابع و- در صورت موفقيت- پاداشهاي شرکت سهيم مي شوند. بعد ازراه اندازي و تشکيل شرکت، اداره آن را به مديران مي سپارند. تخصيص و تخصيص مجدد اين سه نقش، يک کوشش مستمر طراحي کارآفريني براي يک شرکت فناورانه است. فن‌آفرين و مديريت به اتفاق همديگر براي طراحي کسب وکار شرکت فناورانه به عنوان يک موجوديت اقتصادي مسئول هستند که حداکثرسازي نتايج و بازده کوششها و سرمايه هاي مصرف شده را هدف قرار مي‌دهند. براي تحقق اين هدف، مدلهاي کسب و کار بايد طراحي شوند که رفتار شرکتها را در بازار تعريف مي کنند. استراتژي هاي کسب و کار، مانند ورود به بازارها يا خروج از بازارها را مي‌پذيرند، نيازها را جرح و تعديل مي کنند، و با ساير شرکتها در بازار، رقابت يا همکاري مي‌کنند.
شرکتها با مفهوم سازمان عجين شده است. سازمان ها، ساختار هماهنگ شده پايدار و پايا هستند. طراحي شرکتهاي فني، طراحي سازمان را به عنوان گزينشي درباره چگونگي تعريف وظايف، و اين که کدام قوانين برهماهنگي شان حاکم است، ايجاب مي کند.
وظايف طراحي سازمان، از وظايف طراحي کسب وکار و فني بسيار متفاوت است، زيرا طراحي سازماني، طراحي اجتماعي و رهبري، برانگيختن افراد براي پيوستن به گروه، پذيرفتن رفتار تيمي، به کاربردن سعي و کوششها براي رسيدن به هدفهاي مشترک را ايجاب مي کنند. همه ابعاد يک سازمان با همديگر ارتباط دارند و به موقعيت خاصي، که يک شرکت فناورانه در آن فعاليت مي کند، وابسته بسيار هستند. براي مثال، يک دانشجوي علوم، يک فناوري را در دانشگاه توسعه مي دهد، سپس شرکتي را با هدف توسعه و تجاري کردن محصولاتش راه اندازي مي کند. او، خودش کارآفرين، سهامدار و مدير است. با کسب موفقيت اوليه، افرادي را استخدام كرده، به آنها مشاغلي واگذارمي کند، که با سرپرستي کارکنان، به انجام وظايف مديريتي مي پردازد. با رشد سازمان، او تصميم مي گيرد که مديريت را به فرد ديگري واگذار كرده، بر روي توسعه محصول تمرکز كند. پس با واگذاري نقش مديريت به فردي ديگر، او فقط مالک و سهامدار باقي مي ماند.

3. منطق طراحي شرکتهاي فناورانه- ابزارها و هدفها
ديدگاه اقتصادي
نظريه اقتصادي، يک نظريه ساده است که بر اساس آن، شرکتها به عنوان سيستم‌هاي بسته الگو مي شوند که بيشترين رانت‌هاي ممکن يا حداکثر سود را دنبال مي کنند. با ملاحظه اين نتيجه، يک شرکت فناوري، از لحاظ اقتصادي، ازهرنوع شرکت ديگري متفاوت نيست. دانشمندان و مهندسان، خودشان را به ارزشهاي اخلاقي بهبود رفاه انسان از راه فناوري مقيد و ملزم مي‌سازند. بنابراين شرکتهاي فناوري و تيمهاي مديريت شان اغلب با يک تضاد منافع دروني طولاني مدت زندگي مي کنند؛ تضادي که بين بخش فني، انتفاعي، ارزشي وجود دارد. به همين ترتيب، با حرکت از علم و تکنولوژي به سمت مديريت کسب و کار، هرمهندس يا دانشمند، شخصاً، انطباق و سازگاري با دو دنيا ازارزشهاي بسيار متفاوت را تجربه مي کند. پس هدف اقتصادي مهم طراحي شرکت ها، حداکثر سازي سود، دربلند مدت است.
در محدوده مديريت يک شرکت، نقش برنامه ريزي راهبردي، برنامه ريزي براي موفقيت است، يا به زبان اقتصادي، دستيابي به رانتهاي بيش از اندازه متوسط است،. معني سنتي برنامه ريزي راهبردي، تعيين موقعيت يک شرکت در يک صنعت است که فشار رقابتي پايين به آن امکان خواهد داد که سودآورباشد. بنابراين، يک گزينه مهم طراحي، انتخاب صنعتي است که شرکت در آن رقابت مي کند. صنايع از لحاظ سودآوري ذاتي شان متفاوت هستند و همه صنايع براي سودآوري پايدار يک شرکت، فرصتهاي برابر فراهم نمي کنند. بنابراين طراحي راهبردي يک شرکت فناوري نه فقط از فهم و شناخت نسبت به فناورانه رشد مي کند، بلکه به همان اندازه، از فهم و شناخت ژرف نسبت به قوانين رقابت رشد مي کند که جذابيت يک صنعت را معين مي‌سازد.
وظيفه طراحي سازماني، توسعه و اجراي يک ساختار کارآمد و کارا براي سازگار کردن شرکت با نيازهاي صنعت است. بنابراين، قانون طراحي نظريه اقتضايي سازمان(گالبرايت، 1973) اين است که هر چه شرکت با نيازصنعت هماهنگ‌تر شود، کارکردش افزايش خواهد يافت. نقش مديريت، حفظ يک فرايند طراحي مستمر براي حفظ و يا بهبود اين هماهنگي است. بنابراين طراحي اساس سازمان با مرحله تحليل وظيفه، براي فهم و تعيين فعاليتهاي اقتصادي لازم براي واکنش نشان دادن به موقعيت درمحيط رقابتي شروع مي شود. دومين مرحله در فرايند طراحي سازماني، گروه بندي و تلفيق وظايف تخصصي به منظور ايجاد هماهنگي بين آنها است. طراح سازماني، وسائل متعددي براي رسيدن به هماهنگي از راه ساختارمند کردن سازمان، در اختيار دارد. اين ابزارها درپنج مقوله کلي: سرپرستي مستقيم، استاندارد کردن فرايندهاي کار، استاندارد کردن مهارتها و توسعه آموزش حرفه اي، استاندارد کردن خروجي، تعديل و اصلاح متقابل قرار مي‌گيرند.
از بحث بالا مي توان دريافت که طراحي سازماني، يک فرايند بهينه سازي چند معياره است که دست سازمان را براي انتخاب بين گزينه هاي طراحي بازمي‌گذارد. نتيجه رسمي طراحي سازماني، نمودار سازماني است، که ساختار يک سازمان را به عنوان واحدها و قسمت هايي تشريح مي کند که در يک سلسله مراتب مرتب مي شوند.


4. شرکتهاي فناورانه در حوزه فناوري هستند
عنوان شرکتهاي فناورانه نشان مي دهد که اين مقاله با طراحي شرکتهايي سروکار دارد که خاص هستند، بدين علت که آنها فناوري ارتباط راهبردي را دربرمي‌گيرند. بنابراين فن‌آفرين مي تواند به ويژه از پذيرش يک رويکرد منبع مدار، نسبت به شرکت بهره مند شود. اين رويکرد به درون سازمان براي منابع برتري رقابتي پايدار مي نگرد. رويکرد منبع مدارمکمل رويکرد برون نگراست، نه مخالف و در تقابل با آن. رويکرد منبع مدار تصديق مي‌کند که ساختار دروني يک شرکت مي‌تواند ارزشمند و نادر، يا حتي منحصر به فرد و بي نظير باشد. بدين علت که آن، نتيجه کوشش گسترده طراحي است. منابع در مفهوم اقتصادي شامل همه دارايي ها، قابليتها، فرايندهاي سازماني، ويژگيها و مشخصات شرکت، اطلاعات، دانش، و ... است که تحت کنترل يک شرکت هستند که شرکت را به طراحي و اجراي استراتژي‌هايي قادر مي سازند که اثربخشي و کارايي را بهبود مي دهند. روشن است که منابع ساده اي مانند: ماشين آلات يا برنامه‌هاي کامپيوتري، منابع راهبردي نيستند، بدين علت که آنها نادر نيستند زيرا رقبا مي‌توانند آنها را بخرند. بدين‌گونه آنها نمي توانند يک منبع برتري رقابتي پايدارباشند. اين عامل، براهميت طراحي شرکتهاي فناوري مي‌افزايد، که منابع منحصر به فرد و راهبردي مي توانند فقط منابعي باشند که طراحي مي شوند و درون شرکت ساخته مي شوند.
قابليتهاي سازماني يا شايستگي هاي بنيادين نمونه هايي از منابع چسبناکي هستند که نمي توانندبه سهولت از يک شرکت به شرکت ديگري انتقال يابند. قابليتها مستلزم الگوهاي پيچيده هماهنگي بين افراد و ساير منابع هستند. تکميل چنين هماهنگي، نيازمند يادگيري از راه تکرار است. يادگيري تجربه مدار از راه تکرار پي در پي و فراوان فعاليت هاي مشابه به منظور ساختن رويه هاي روزمره سازمان (از طريق به كارگيري دانش سازمان براي حل مسائل به وجود آمده) زمانبر است. به عبارت ديگر، نه فقط ساختارهاي رسمي، بلکه همه الگوهاي تصميم گيري و حل مسئله، تابع کوشش هاي طراحي شرکتهاي فناورانه هستند. تمايزهاي بين شرکتها را مي‌توان از تصور شرکتهاي فناورانه به عنوان مجموعه اي از منابع دريافت که به گونه‌اي نامتجانس در بين شرکتها توزيع شده، به گونه اي متفاوت توسط هر شرکت تلفيق و ترکيب مي شوند.چنين تفاوتها و تمايزها در طي زمان حفظ مي شوند و مي‌توانند منابع برتري رقابتي پايدار باشند، که با تحليل بروني صنعت فهميده نمي‌شوند.

5. زمان بندي و انعطاف پذيري طراحي
از آنچه تاکنون گفته ام، آشکار است که شرکتهاي فناورانه، با مسئله هميشگي زمان بندي روبه‌رو هستند. منابع منحصر به فرد، فناوري و قابليتها بايد درون شرکت طراحي شوند، که ده سال يا بيشتر طول مي‌کشد. بنابراين، شايستگي بنيادين مي‌تواند به سهولت به انعطاف ناپذيري هاي بنيادين تبديل شوند. زماني که سازگاري سريع شرکت براي حفظ تناسب رضايت مندانه با نيازهاي در حال تغيير بازار غير ممکن باشد، چنين موقعيت هايي به عنوان رقابت بي قرار و ناآرام (hyper) يا محيط هاي رقابتي متلاطم تشريح مي شوند؛ جايي که تغييرها در محيط رقابتي، بر سرعت فرايند طراحي و طراحي مجدد در درون شرکت پيشي مي‌گيرد. در چنين شرايطي، طراحي روابط با ساير شرکتها وشبکه ها اهميت پيدا مي کنند و حوزه طراحي شرکت را توسعه مي دهند.
رويکرد شبکه اي به شرکت، يک ديدگاه جديد، اما سومين ديدگاه نسبت به طراحي شرکت است که به سرعت در حال توسعه است. شبکه ها مي توانند به گونه‌هاي بسياري مثل تجزيه شرکتهاي بزرگ موجود به صورت واحدهاي کاري مستقلتر، از راه واگذاري بخشهاي زيادي از توليد به ديگران در شکل قراردادهاي فرعي، و از راه اعطاي جواز طراحي مي‌شوند.
از ديدگاه هر شرکتي، سود اصلي همکاري در شبکه ها، اين است که آنها مي‌توانند بر روي يک مجموعه محدودي از فعاليتها، شايستگيهاي بنيادين يا تکنولوژي‌هايي تمرکز کنند و در آنها تخصص کسب کنند، در حالي که به فناوريها و منابع تکميلي شبکه ها دسترسي داشته باشند. به جاي طراحي مجدد شرکت در مواجهه با تغييرات بازار، شبکه به صورت يک گزينه براي آرايش دادن منابع، براي نيازهاي موقتي بازارعمل مي‌کند. بنابراين شبکه، انعطاف پذيري فراهم مي‌سازد، در حالي که از ثبات نسبي شرکت حفاظت مي‌کند.
وليکن، شبکه ها بدون هزينه نيستند. براي اهرم سازي شبکه ها، شرکتهاي فناوري نياز دارند که قابليت هاي تخصيص يافته به طراحي را توسعه دهند و روابط شبکه اي را، در کنار منابع استراژيک فني خودشان حفظ کنند. اين قابليت شامل قابليت اداره و مديريت سيستم هاي اطلاعاتي بين سازماني است، که مي تواند به طور بنيادين فرايندهاي کسب و کار دروني يک شرکت و الگوي ارتباطهاي شرکت را تغيير دهد.
خوشه ها، شبکه هايي هستند که شايستگي هاي فناوري خاص را توسعه مي دهند و در مجاورت جغرافيايي يک منطقه واقع مي شوند. مشهورترين نمونه‌ها از خوشه ها عبارتند از: دره سيليکون و بوستون در آمريكا و کمبريج و مونيخ در اروپا.
6. شرکت هاي فناورانه و نوآوري: يک ديدگاه طراحي تکاملي
تاکنون شرکت به عنوان يک نهاد داراي نام، هويت قانوني و يک سازمان نشان داده شد. بنابراين، مرز شرکت - اينكه در درون شرکت چيست و چه چيزي در بيرون شرکت باقي مي ماند- يک مفهوم اساسي درهر سه ديدگاه ارائه شده، تاکنون است. در ديدگاه برون نگر، طراحي دروني شرکت از نيازمندي هاي بروني تبعيت مي کند، در حالي که ديدگاه درون نگر، بيان مي کند که محيطهاي بروني مطلوب بر اساس ساختارهاي دروني موجود، جستجو و دنبال مي شوند و همچنين رويکرد شبکه اي بر روي تناسب روابط مرزي بين شرکتها تأکيد مي کند.
ديدگاه چهارم، ديدگاه تکاملي به تغييرو پيشرفت درطي زمان توجه مي کند و بنابراين مکمل سه ديدگاه استاتيک و ساکن است. براي مثال، وقتي منابع راهبردي به علت منسوخ و کهنه شدن يک فناوري، همچون گذشته ارزشمند نيستند، آنها مي‌توانند منبع ضعفها و انعطاف ناپذيري هايي بشوند که مانع توسعه و پيشرفت رقابتي بيشتر شرکت فناوري مي شوند. اين فرايند احتمالاً براي شرکتهاي فناوري رخ مي دهد بدين علت که آنها ماهيتا و ذاتي بايد نوآوري را بر انگيزانند که در نتيجه سبب کهنگي و مهجوريت فناوريها مي شوند. همزمان، تحقيق و نوآوري براي محصول جديد به يادگيري و پرورش شايستگي درون شرکت کمک مي کند. کسب شناخت، نسبت به طراحي شرکت، مسير توسعه خاص شرکت فناوري است. تيس و همکارانش (1997)، قابليت هاي پويا را به عنوان امور روزمره و کارهاي يکنواخت سازماني شناسايي كردند که مسيرهاي پيشرفت و توسعه و بنابراين کارکرد رقابتي شرکت را در بازارهاي درحال تغييرتعيين مي کند. قابليت هاي پويا مي توانند جريانهاي عادي يادگيري، نوآوري، توليد محصولات جديد يا فرايندهاي توليد باشند.
درديدگاه تکاملي، شرکتها، نه فقط به وسيله بازار يا صنعتي که موقعيت شان در آن تعيين مي شود، از همديگر متفاوتند، بلکه از لحاظ مراحل چرخه زندگي محصول که در آن تخصص پيدا مي کنند، متفاوت هستند. ميلز و اسنو (1978)، چهار نوع طراحي ثابت شرکت را شناسايي کردند:
1. پيشگام و پيشرو که در تجربه و آزمايش اکتشافي و ابداع مفاهيم محصول جديد قوي است.
2. تحليل گر: تحليل گر در تحليل ايده هاي كوچك اما ابتکاري كه پتانسيل پذيرش انبوه در بازارها را دارند، قوي هستند.
3. بازاريابان به بازارها و کانالهاي توزيع موجود براي دسترسي به مشتريان دسترسي دارند.
4. مدافعان، قابليت هاي ويژه‌اي در معرفي فرايندهاي توليد بسيارمعتبر، با کيفيت بالا و مقرون به صرفه دارند.
اين مقاله، چهار منطق بديل طراحي و فرايندهاي طراحي مرتبط براي شرکتهاي فناورانه معرفي کرده است. اولاً، يک منطق برون نگرطرح مي کند که شرکت خودش را براي کسب بهترين کارکرد، با شرايط رقابتي بروني منطبق مي‌سازد. ثانياً، يک منطق درون نگر طرح مي کند که شرکت کاربستهايي را جستجو و دنبال مي کند که با شايستگي هاي درونيش بهتر سازگار مي شوند. منطق شبکه اي، نه فقط طراحي شرکتها را طرح مي كند، بلکه روابطش را نيز با ساير شرکتها مطرح مي سازد. و بالاخره منطق تکاملي، نه فقط طراحي ساختارهاي استاتيک و ساکن شرکت را مطرح مي‌سازد، بلکه مسيرهاي توسعه و پيشرفت آن را در طي زمان بيان مي کند. اين منطق هاي طراحي، مکمل هم هستند؛ نه گزينه هايي براي انتخاب شدن. بدين معنا که هر کدام از آنها با دانش و شناخت هاي مهم شان به طراحي يک شرکت فناورانه کمک مي کنند. طراحي هاي خوب و با ثبات به تأمين همزمان همه منطق هاي طراحي نيازخواهند داشت.

منبع:
Katzy, Bernard, R.(2006). «Design of Technological Firm, «Managing Technology and Innovation», Routledge Taylor & Francis group, p23-42.
تدبیر
«قبلي   1 2