شبکه های اجتماعی عامل رونق تجارت الکترونیک

| | ارسال نظر | بازتاب (0)

 

شبکه‌های اجتماعی؛ عامل رونق تجارت الکترونیک

دنیای‌اقتصاد: تجارت الکترونیک در سال‌های اخیر رشد قابل توجهی کرده است. به این ترتیب در سرتاسر دنیا و حتی کشورهای نه چندان توسعه یافته تمایل به خرید و فروش و مبادلات الکترونیکی و مجازی افزایش پیدا کرده است، تا جایی که این روند باعث رشد چشمگیر شرکت‌های فعال در این عرصه شده است. بهترین نمونه در این مورد شرکت Alibaba است که به تازگی وارد بورس شده و به این ترتیب بزرگ‌ترین ورود اولیه یک شرکت به بازار سهام آمریکا را رقم زده است

 


 

در این میان شبکه‌های اجتماعی و نفوذ هر چه بیشتر آنها در میان کاربران مختلف در تمام نقاط دنیا باعث شده است که این شبکه‌ها به ابزارهایی مناسب برای تبلیغات و تجارت الکترونیک تبدیل بشوند. ایده پست کردن و به اشتراک گذاشتن آگهی‌های تبلیغی روی سایت‌هایی مانندFacebook و Pinterest فروش وب‌سایت‌های فعال در زمینه تجارت الکترونیک را به طرز قابل‌توجهی افزایش داده است

امروزه فقط بخش فروش آنلاین خرده‌فروشی واقعا به صورت مستقیم از طریق ارجاعات آمده از شبکه‌های اجتماعی کسب درآمد می‌کند. با این حال حجم تجارت الکترونیک از طریق شبکه‌های اجتماعی به سرعت در حال رشد است

به‌طور کلی میزان فروش تجارت الکترونیک از طریق شبکه‌های اجتماعی رشدی تا سه برابر بیشتر از فروش کل تجارت الکترونیک جهانی در سال گذشته میلادی داشته است

در گزارش جدید موسسه تحقیقاتی BI Intelligence میزان تاثیر شبکه‌های اجتماعی بر خرده‌فروشی‌های آنلاین بررسی شده است. در این گزارش آمده است که در سال‌های اخیر، حجم زیادی از خریدهای الکترونیکی و مجازی از طریق آگهی‌های پست شده در شبکه‌های اجتماعی Facebook و Pinterest انجام شده است. در این میان کارشناسان و فعالان حوزه تجارت الکترونیک معتقدند که میزان بحث و گفت‌وگو درباره این آگهی‌های تبلیغاتی، متوسط قیمت فروش آنها و تعداد دفعات به اشتراک‌گذاری آنها عوامل موثری در افزایش میزان ارجاعات از شبکه‌های اجتماعی به وب‌سایت‌های تجارت الکترونیک و خرده‌فروشی‌های آنلاین بوده‌اند. این گزارش نشان می‌دهد که 500 خرده فروشی آنلاین برتر جهان در سال 2013 درآمدی برابر 69/2 میلیارد دلار از طریق ارجاعات از شبکه‌های اجتماعی به‌دست آورده‌اند که این میزان در مقایسه با سال 2012، رشدی بیش از 60 درصد را تجربه کرده است.

 این در حالی است که بازار جهانی تجارت الکترونیک در همین دوره زمانی تنها رشد 17 درصدی را برای خودش به ثبت رسانده است.تجارت الکترونیک از طریق شبکه‌های اجتماعی از نظر درآمد هم آمار بسیار بالاتری در مقایسه با کل بازار جهانی تجارت الکترونیک دارد. حالا این روند رشد گویا همچنان ادامه دارد و کارشناسان پیش‌بینی کرده‌اند که میزان خریدهای الکترونیکی از طریق شبکه‌های اجتماعی در سال‌های آینده هم افزایش پیدا می‌کند تا جایی که انتظار می‌رود شبکه‌های اجتماعی مانند Facebook و Twitter دکمه‌ای به نام «خرید» را هم در ساختار خودشان بگنجانند تا به این ترتیب کاربران این شبکه‌ها بتوانند به‌طور مستقیم از این طریق وارد وب‌سایت تجارت الکترونیک مربوطه شده و خریدشان را انجام بدهند. Facebook این کار را از ماه جولای گذشته به‌صورت آزمایشی و محدود انجام داده است و Twitter تصمیم دارد از اواخر ماه سپتامبر این کار آزمایشی را انجام بدهد.

ازآنجا که Facebook در حال حاضر بزرگ‌ترین و پرمخاطب‌ترین شبکه اجتماعی جهان است، انتظار می‌رود حاکم بی‌چون و چرای ارجاعات از شبکه‌های اجتماعی به وب سایت‌های تجارت الکترونیک هم باشد و به این ترتیب سهم زیادی از فروش این وب‌سایت‌ها را به خود اختصاص بدهد. آمار نشان می‌دهد که 71 درصد از کاربران اینترنت بزرگسال در آمریکا در Facebook هستند. به این ترتیب AddShoppers اعلام کرده است که سهم Facebook از درآمد حاصل از فروش مربوط به یک پست تجارت الکترونیک به‌طور متوسط برابر 58/3 دلار است. در Twitter اما این سهم برابر 85 سنت است

این در حالی است که وب‌سایت‌های اجتماعی دیگر هم به دنبال کسب سهم بیشتر از این روند پررونق هستند. در این میان شبکه اجتماعی Pinterest هم سهمی حتی بیشتر از Facebook در به اشتراک‌گذاری پست‌های مربوط به شبکه‌های اجتماعی دارد و به این ترتیب کاربرانش را به سمت وب‌سایت‌های تجارت الکترونیک سوق می‌دهد.

منبع

  http://www.ictna.ir/id/064542/

 

هشدار مخترع وب در خصوص افزایش فیلترینگ

| | ارسال نظر | بازتاب (0)

 هشدار مخترع وب در خصوص افزایش فیلترینگ و جاسوسی آنلاین در جهان

مخترع وب با هشدار نسبت به مداخله دولت‌ها در ارتباطات دیجیتال٬ از پایان عصر فیلترینگ در آینده نزدیک خبر داد.

 تیم برنرز لی با اشاره به افشاگری‌های اخیر درباره تلاش‌های گسترده دولت‌ها برای جاسوسی روی ارتباطات دیجیتال شهروندان٬ هشدار داد که جاسوسی‌های آنلاین تهدیدی جدی برای آینده دموکراسی و آزادی است.

 

وی از دولت‌هایی نظیر آمریکا و انگلیس خواست تا برای حراست از حریم خصوصی کاربران اینترنت بیشتر تلاش کنند.

 

تیم برنرز لی همچنین با لحنی سرشار از انتقاد خطاب به سیاستمداران آمریکایی گفت که برنامه‌های جاسوسی آنها پایه و اساس اینترنت را مخدوش کرده و راه توسعه و تکامل طبیعی بزرگ‌ترین شبکه ارتباطی انسان‌ها را سد خواهد کرد.

 

این متخصص 58 ساله علوم کامپیوتر که در لندن متولد شده و در سال 1989 وب پهناور جهانی (World Wide Web) را بنیان نهاده٬ موسسه‌ای با همین نام هم راه‌اندازی کرده که برای دومین سال متوالی 81 کشور تاثیرگذار در فرآیند حاکمیت اینترنت جهان را از نظر ضریب نفوذ اینترنت و آزادی دسترسی به محتوا و اطلاعات رده‌بندی کرده است.

 

در رده‌بندی سال 2013 این موسسه٬ آمریکا به‌خاطر جاسوسی‌های گسترده آژانس امنیت ملی (NSA) و ضریب نفوذ پایین اینترنت در مناطق روستایی به رده چهارم سقوط کرده و سوئد برای دومین سال پیاپی در صدر نشسته است.

 

به گزارش دویچه وله، تیم برنرز لی معتقد است برای دیوارهای آنلاین نمی‌توان سرنوشتی متفاوت از سرنوشت دیوار برلین متصور شد.

 

او فروپاشی این دیوارهای آنلاین را محتوم می‌داند و می‌گوید کشورهایی نظیر چین حتی ممکن است در آینده خود داوطلبانه دست به این اقدام بزنند چون شکوفایی اقتصادی شگفت‌انگیزی را برایشان به همراه خواهد داشت.

 

به اعتقاد مخترع وب٬ این تغییر تدریجی خواهد بود اما تردیدی در این نیست که کشوری که امکان دسترسی کامل و آزادانه به وب را برای شهروندانش فراهم می‌کند٬ جامعه‌ای پویاتر و توسعه‌یافته‌تر خواهد داشت و اقتصادش هم قدرتمندتر خواهد شد.

 

برنرز لی اقداماتی نظیر اقدام آژانس امنیت ملی آمریکا را نقض آشکار حقوق شهروندان در خفا خواند و گفت آنچه دولت‌هایی نظیر انگلیس و آمریکا انجام داده‌اند٬ مهم‌ترین تهدید در برابر اینترنت است؛ اینترنتی که به گفته او می‌تواند نیرویی عظیم برای ایجاد تغییرات مثبت در سراسر جهان باشد.

 

به اعتقاد او دولت‌ها این حق را دارند که برای مقابله با مجرمان آنلاین و آفلاین از ظرفیت‌های اینترنت بهره بگیرند اما باید نظارت بیشتر و دقیق‌تری روی سازمان‌های جاسوسی وجود داشته باشد تا آنها از قدرت خود استفاده سوء نکنند و بیش از پیش به شهروندان پاسخگو باشند.

 

تیم برنرز لی معتقد است: اینترنت از زمان پیدایشش بیشتر نیرویی برای تحولات مثبت و مفید بوده و انسان را بسیار توانمندتر از پیش کرده است و در صورتی که این شبکه جهانی با مداخله سرکوب‌گرانه دولت‌ها تجزیه نشود همچنان می‌تواند منشأ تحولات مطلوب برای بشریت باشد.

منبع: ایسنا


 

فیلم - مرتبط با ERP Integration

| | ارسال نظر | بازتاب (0)

 

FILM - DEMO - ERP Integration

With SAP Cloud for Sales’s native integration to SAP ERP, you no longer have to hunt for back office information, such as sales orders or invoices. The latest customer information is automatically pushed to you, so that you’re always up-to-speed on your accounts.Watch the video to see how

http://sales.ondemand.com/demo/

 

 

 

آینده نوآوری: پنج نکته‌ای که می‌توان از بیت‌کوین آموخت

در چند سال گذشته شاهد بوده‌ایم که کریپتو کارنسی یا پول‌های دیجیتال مانند «بیت‌کوین» (Bitcoin) به اکوسیستمی چند میلیارد دلاری تبدیل‌شده‌اند و صدها شرکت نوپا و بیش از ۱۰۰ میلیون دلار سرمایه‌گذار مخاطره‌آمیز را جذب کرده‌اند.
پول‌های دیجیتال بدون شک نوآوری بزرگی در دنیای پرداخت‌های الکترونیک محسوب می‌شوند؛ اما در ضمن آموزه‌های گسترده‌ای فراتر از دنیای مالی در اختیار ما قرار می‌دهند. در اینجا پنج نکته‌ای را که رشد پول‌های دیجیتال در مورد آینده نوآوری به ما می‌آموزد عنوان می‌کنیم:
۱- اطمینان نامتمرکز، پتانسیل گسترده‌ و درعین‌حال بهره‌برداری نشده‌ای دارد.
یکی از بارزترین جنبه‌های پروتکل بیت‌کوین این است که می‌تواند اطمینان ایجاد کند، حتی اگر هیچ‌یک از هویت‌های موجود در شبکه قابل‌اطمینان نباشند. این موضوع، فرضیه سنتی را که اطمینان باید از یک منبع منفرد و متمرکز جریان پیدا کند، نقض می‌کند. اطمینان نامتمرکز تاکنون به‌صورت اصولی برای تسهیل معاملات مالی مورداستفاده قرارگرفته است. همچنین پتانسیل استفاده از این اطمینان برای توسعه مدیریت حقوق دیجیتال برای موسیقی، فیلم و دیگر محتواهای خلاقانه وجود دارد. این موضوع باعث می‌شود هنرمندانی که می‌خواهند به طرفداران خود اجازه دهند کارهای دیجیتال آن‌ها را دوباره بفروشند، این کار را بدون ایجاد و مدیریت زیرساخت برای اداره نقل‌وانتقال‌های دیجیتال و بدون اینکه نیاز باشد طرفداران در یک شبکه واحد بمانند، انجام دهند.

پول‌های دیجیتال بدون شک نوآوری بزرگی در دنیای پرداخت‌های الکترونیک محسوب می‌شوند؛ اما آموزه‌های گسترده‌ای فراتر از دنیای مالی نیز در اختیار ما قرار می‌دهند


اطمینان نامتمرکز همچنین می‌تواند برای مقابله با چالش‌های مدیریت و یکپارچگی داده که توسط «داده‌های بزرگ» ایجاد می‌شوند، استفاده شود.
۲-نوآوری را نیز می‌توان نامتمرکز کرد.
ما نمی‌دانیم فرد یا افرادی مانند «ساتوشی ناکاموتو» (سازنده پروتکل بیت‌کوین) خانه‌های خود را کجا بنا می‌کنند؛ اما این را می‌دانیم بعدازاینکه ناکاموتو بیت‌کوین را معرفی کرد، نوآوری در پول‌های دیجیتال با سرعت فوق‌العاده و در گوشه و کنار جهان رخ‌داده است. اکنون هیچ شرکت یا منطقه جغرافیایی خاصی وجود ندارد که بتواند ادعا کند فضای پول‌های دیجیتال متعلق به آن است. در عوض، این اکوسیستم شامل صدها شرکت در قاره‌های مختلف است که در تولید ایده‌ها، محصولات، خدمات و پایگاه‌های جدید بر مبنایی تقریباً روزانه، نقش دارند.
در مورد مراکز نوآوری مانند منطقه سیلیکون ولی آمریکا که تمرکز بالای استعدادها، سرمایه‌گذاری مخاطره‌آمیز و شرکت‌های فنّاوری موفق توانسته‌اند چرخه بازخورد مثبتی ایجاد کنند و عامل بروز استعدادها، سرمایه و داستان‌های موفقیت‌آمیز بیشتری شوند، مطالب زیادی گفته‌شده ‌است. همه این مطالب درست هستند؛ اما پول‌های دیجیتال به ما نشان می‌دهند که مدل دیگری هم وجود دارد که کاربردپذیر است: وقتی یک صنعت با افرادی همراه می‌شود که در دنیایی به‌شدت مرتبط بزرگ‌شده‌اند و همکاری با مردم دنیا برای آن‌ها به‌راحتی ارتباط و همکاری با افراد در یک اتاق است، نوآوری سریع اتفاق می‌افتد.
۳- کاهش هزینه‌ ذخیره‌سازی دیجیتال درها را به‌سوی روش‌های جدید و گاهی خلاف انتظار طراحی سیستم‌ها بازکرده است.
اگر روزهایی را که ذخیره‌سازی دیجیتال واقعاً گران تمام می‌شد به یاد بیاورید، ارزش ذخیره‌سازی را فقط در کپی کردن بیشتر اطلاعات می‌بینید. شاید برای شما اتفاق نیفتد که سیستمی را طراحی کنید که هزاران کپی از یک اطلاعات را ذخیره‌سازی کند.
اما تکرار در سطح گسترده، دقیقاً یکی از دلایل کارآمدی بیت‌کوین است. کلیه معاملات بیت‌کوین که تاکنون صورت گرفته، به مجموعه‌ای از بلوک‌های مرتبط به هم (ازنظر ریاضی) گروه‌بندی‌شده‌اند. زنجیره حاصل از این بلوک‌ها خبرنامه‌ای عمومی را تشکیل می‌دهد که برای همه در دسترس است و در هزاران کامپیوتر مختلف در سراسر دنیا تکرار می‌شود.
پروتکل بیت‌کوین مثال فوق‌العاده‌ای از کاهش بیشتر هزینه‌های ذخیره‌سازی است تا چیزی را که ۱۵ سال پیش معنا نداشت – یعنی ذخیره‌سازی هزاران کپی از یک‌چیز – به مبنایی برای روش جدید طراحی  ‌ها تبدیل کند. پیشرفت‌های مداوم در قابلیت‌های ذخیره‌سازی، برقراری ارتباط و رایانش، فرصت‌های بیشتری برای ایجاد سیستم‌ها با استفاده از رویکردهایی که درگذشته دور از انتظار بوده، ایجاد خواهد کرد. افرادی که بتوانند این فرصت‌ها را ببینند، امتیازی برای نوآوری خواهند داشت.
۴-انتشار یک مقاله نوآورانه در اینترنت می‌تواند اثر عظیمی داشته باشد.

در ژانویه ۲۰۰۹ شبکه بیت‌کوین راه‌اندازی شد؛ و ظرف مدت کوتاهی پول‌های دیجیتال به‌عنوان یکی از جالب‌ترین و نوآورانه‌ترین پیشرفت‌های تاریخ فنّاوری پرداخت در سراسر دنیا شناخته شدند.


در محیط دانشگاه، اغلب این فرضیه وجود دارد که فقط مقاله‌هایی ارزش‌دارند که فرآیند بازبینی دقیق را گذرانده باشند، حتی اگر این کار چند سال طول بکشد. در برخی رشته‌ها – مثلاً پزشکی – بازبینی دقیق برای حفاظت از جان مردم ضروری است؛ اما در بسیاری از حوزه‌های فنّاوری، تأخیرهای موجود ربطی به ایمنی مردم ندارد و عملاً این معنا را دارد که ایده‌های نوآورانه قبل از اینکه علناً منتشر شوند و به تائید برسند، بیات می‌شوند. تصور کنید ساتوشی ناکاموتو تلاش می‌کرد مقاله معرفی بیت‌کوین را به‌واسطه یک نشریه آکادمیک سنتی منتشر کند. اول‌ازهمه، این مقاله درجا رد می‌شد، چون تعداد کمی از نشریات هستند که قبول می‌کنند مقاله‌ نویسندگان ناشناس با اسم مستعار را چاپ کنند. دوم، حتی اگر این مانع را نادیده بگیریم، ناظران احتمالاً می‌گفتند که اطمینان نامتمرکز کارایی ندارد، به‌خصوص وقتی میلیاردها دلار دارایی درخطر باشد. ناکاموتو در این صورت مجبور بود سال‌ها صبر کند تا این مقاله چند بار برود و بیاید و رد شود تا اینکه شاید بالاخره روزی اجازه چاپ بگیرد.
در برابر این سناریوی فرضی، بنگرید که واقعاً چه اتفاقی رخ داد: ناکاموتو در اواخر سال ۲۰۰۸ تصمیم گرفت خودش مقاله را چاپ کند و تنها چند ماه بعد، در ژانویه ۲۰۰۹ شبکه بیت‌کوین راه‌اندازی شد؛ و ظرف مدت کوتاهی پول‌های دیجیتال به‌عنوان یکی از جالب‌ترین و نوآورانه‌ترین پیشرفت‌های تاریخ فنّاوری پرداخت در سراسر دنیا شناخته شدند.
۵)    در چشم‌اندازی که به‌سرعت تغییر می‌کند، آموزش بیشتر در مورد نوآوری می‌تواند به‌اندازه خود آن مهم باشد.
در روز ۲۵ فوریه، بعدازاینکه سایت Mt.Gox، محل خریدوفروش بیت‌کوین در توکیو بسته شد، خبرگزاری سی‌‌ان‌ان خبری را تحت عنوان «ناپدید شدن Mt.Gox، آینده بیت‌کوین در تردید» کارکرد. منطق این تیتر مثل این است که بگوییم «تخریب پل در طوفان، آینده اتومبیل در تردید
بزرگ‌ترین مانع بر سر راه به‌کارگیری مناسب نوآوری‌های نوظهور به‌واسطه پول‌های دیجیتال فنّاوری‌های مهم نیستند، بلکه دیدگاه‌های موجود در مورد این فنّاوری‌ها، به‌خصوص در محافل سیاست عمومی هستند.
این گسستگی در برخی جهات چیز جدیدی نیست. به‌طورکلی، داستان نوآوری در عصر اینترنت تا حدی این داستان است که قانون‌گذاران و مطبوعات چگونه توانسته‌اند خود را با تحولات فنّاوری سازگار کنند. به‌هرحال نوآوری در فضای پول دیجیتال، سریع‌تر از هر حوزه تکنولوژیک دیگری روی می‌دهد و شکاف بین احساس و واقعیت را بیشتر می‌کند.در این محیط کاملاً دینامیک، نوآوری‌هایی به موفقیت می‌رسند که علاوه برنداشتن معایب فنی، از سوی افرادی که می‌خواهند درگیر گفت‌وگوی سیاست‌گذاری گسترده‌تر شوند، موردحمایت قرار گیرند.
منبع:
Forbes

 

ده رویداد اجتماعی- تکنولوژیک دهه آینده

| | ارسال نظر | بازتاب (0)
 

10رویداد اجتماعی- تکنولوژیک دهه آینده

یک دهه گذشته، ایده خودروهای الکتریکی بدون سرنشین، پول‌های دیجیتال و معدن‌کاوی عمیق درون دریا مثل داستان علمی به نظر می‌رسید. اما سرعت بالای تحولات اجتماعی، اقتصادی و تکنولوژیک باعث شده شاهد این باشیم که این مفاهیم دیگر غیرممکن نیستند. به این ترتیب، انقلابی در حال شکل‌گیری است که در آن ابزارهای بزرگ و کوچک جامعه ما را تغییر می‌دهند. این ابزار‌ها دیگر ساختگی نیستند. در کمتر از یک دهه، بسیاری از این جریانات وارد زندگی روزانه ما خواهد شد.
این تحولات انقلابی فرصت‌های بزرگی را برای کارآفرینان و کسب‌وکار‌ها ایجاد می‌کند و اگر آن‌ها اولین نفری باشند که خود را با این نیروهای تحولی و اجتماعی جهانی که می‌توان آن‌ها را «بزرگ‌رویداد» نامید وفق دهند، به موفقیت خواهند رسید. دانستن در مورد این بزرگ رویداد‌ها تنها اولین قدم به سوی شناخت فرصت‌های آینده است. تبدیل این فرصت‌های بزرگ به فرصت‌هایی کوچک در صنعت، کشور یا حتی سطوح شخصی زمانی اتفاق می‌افتد که افراد بتوانند از این رویداد‌ها منتفع شوند. در اینجا ۱۰ بزرگ رویداد و مفاهیم کوچک آن‌ها را معرفی می‌کنیم:
۱) اتصال و همگرایی
تا سال ۲۰۲۰، بیش از ۵ میلیارد کاربر اینترنت در کره زمین خواهیم داشت که بیش از نیمی از آن‌ها از طریق ابزارهای دستی مانند تبلت به اینترنت متصل خواهند شد. این اتصال‌ در زندگی روزانه ما گسترش خواهد یافت و زندگی کاری، شخصی و محیط اطراف ما را به تجربه‌ای یکپارچه به عنوان «زندگی متصل به اینترنت» تبدیل خواهد کرد. این زندگی متصل پشتیبانی دیجیتال را دربرمی‌گیرد که زندگی روزانه ما را هدایت می‌کند و مثلا موسیقی را به طور مداوم از خانه به خودروی ما و در یک چشم بر هم زدن منتقل می‌کند و گویی هر چیزی روی ابری نشسته که ما می‌توانیم در هر جا و هر زمانی به آن دسترسی داشته باشیم. دامنه تازه‌ای از سرویس‌های فعال شده با تکنولوژی مانند سیستم‌های روشنایی هوشمند، راهکارهای موبایل و مدیریت هوشمند تجربیات هر روزه ما را تعریف کرده و شکل خواهند داد.

تا سال ۲۰۲۰، بیش از ۵ میلیارد کاربر اینترنت در کره زمین خواهیم داشت که بیش از نیمی از آن‌ها از طریق ابزارهای دستی مانند تبلت به اینترنت متصل خواهند شد.

این اتصال، دیگر رویدادهای کوچک مانند داده‌های بزرگ را به جلو می‌برند تا فرصت‌های بازار برای محصولات و خدمات جدید ایجاد کنند. برخی از آن‌ها امروز هم در زندگی ما وجود دارند، مانند تحلیل اجتماعی، نوآوری باز، مدل‌های کسب‌وکار بیمه‌ای جدید و بازاریابی خرد شخصی‌شده.

۲) فروشگاه و خرید آنلاین
این موضوع به امری عادی در آینده تبدیل می‌شود و هر خرده‌فروشی علاوه بر فروشگاه و حضور فیزیکی تا سال ۲۰۲۰ از یک هویت آنلاین برخوردار خواهد بود. حدود ۱۹ درصد خرده‌فروشی کسب‌وکار به مصرف‌کننده (B۲C) در سطح جهان به صورت آنلاین رخ می‌دهد و انتظار می‌رود فروش خرده‌فروشی آنلاین تا سال ۲۰۲۵ به ۴. ۳ تریلیون دلار برسد که این امر به ظهور فروشگاه‌های مجازی، هایپرمارکت‌های مجازی، فروشگاه‌های تعاملی و مدل‌های خرده‌فروشی «کلیک کن و جمع کن» منجر می‌شود. خرده‌فروشی آنلاین کسب‌وکار به کسب‌وکار (B۲B) که تاکنون کمی عقب مانده، اکنون آماده فرود است و ما بیشتر شاهد عرضه عمومی شرکت‌های تجارت الکترونیک هستیم تا فروشگاه‌های واقعی. حتی شرکت‌های خودروسازی به ارائه فروشگاه‌های دیجیتال و فروش آنلاین خودرو روی آورده‌اند و شاید این موضوع در کشورهای در حال توسعه بیشتر باشد، چون سیاست‌های محافظتی و لابی‌گری پتانسیل این بازار را به برخی کشورهای پیشرفته مانند آمریکا بازمی‌گرداند.
اثر کلیدی بسیار کوچک این موضوع تمرکز کسب‌وکار‌ها بر ایجاد یک سفر مشتری آنلاین یا غیرآنلاین یکپارچه و تجربه مشتری منحصر به فرد و شخصی‌شده‌ درون چرخه عمر محصول یا خدمات خواهد بود.
۳) آینده تحرک
در آینده، مردم و سازمان‌ها برای سفر از نقطه A به نقطه B خواهان تحرک شخصی خواهند بود (نه لزوما با خودرو)، چرا که مسافرت‌ها با تکنولوژی‌های هوشمند تلفیق خواهد شد که این امر با سیستم‌های حمل و نقل با کیفیت‌های گوناگون که خودرو جزء لاینفک یک شبکه حمل و نقل گسترده‌تر خواهد بود، امکان‌پذیر می‌شود. شرکت‌های خودروسازی سهم تحرک را خواهند سنجید نه سهم فقط سهم بازار و هدف آن‌ها فقط فروش خودرو نخواهد بود، بلکه کلیه نیازهای سفر را تلفیق و یکپارچه‌سازی خواهند کرد. به اشتراک‌گذاری خودرو مدلی پیش پا افتاده خواهد شد و به صورت مستقل در محیط‌های بسته مانند فرودگاه یا جوامع کوچک کار خواهد کرد. سفارش دادن و به اشتراک‌گذاری خودرو با اپلیکیشن امری متداول خواهد بود و قوانین راهنمایی و رانندگی از طرف قانون‌گذاران نیاز به تغییر خواهد داشت، چون به زودی خودروهای شما خودشان شما را به منزل می‌رسانند.

در سال‌های آینده محصولات هوشمند ما را احاطه خواهند کرد. از لباس، ساعت، گوشی تا ساختمان و شهرهای هوشمند.

۴) شهری‌سازی: شهر به عنوان یک مشتری
 
مهاتما گاندی زمانی گفته بود «هند را نمی‌تواند در شهرهای آن پیدا کرد، بلکه آن را باید در ۷۰۰ هزار روستایش یافت» اگرچه این گفته ممکن است در قرن ۱۹ درست باشد، اما در قرن ۲۱ مصداقی ندارد، چرا که شهر‌ها در حال تبدیل شدن به کلان‌شهر‌ها، کلان‌مناطق و حتی کلان‌کوریدور‌ها هستند، مانند کوریدور بوستون به واشنگتن که پیش‌بینی می‌شود تا سال ۲۰۲۵ تعداد ۲. ۵۸ میلیون نفر جمعیت داشته باشد و حدود ۲۰ درصد تولید ناخالص داخلی (GDP) آمریکا را تشکیل خواهد داد.
این «کلان‌بخش‌ها» به قدری بزرگ خواهند بود که کسب‌وکار‌ها آن‌ها را مراکز تمرکز کلیدی خود برای سرمایه‌گذاری محسوب کرده و به جای کشور‌ها، شهر‌ها را «به عنوان مشتری»، جزو استراتژی اصلی خود قرار خواهند داد. در این شرایط، ممکن است شهرداران شهر‌ها خواستار به دست آوردن کرسی در سازمان ملل شوند، چرا که سهم عمده کسب ثروت برای کشورشان به دست آن‌ها است. شهرهایی مانند بوگوتا، سئول و بروکسل از این دسته‌اند.


۵) تغییر نظام اجتماعی
تغییر نظام اجتماعی نسل گذشته، ظهور طبقه متوسط، پیر شدن جمعیت، فرار مغزهای معکوس، جامعه ناهمگن، تغییر سیاسی نسلی در کشورهایی مانند هند، لغو سیاست تک‌فرزندی در چین و قدرت یافتن زنان، جامعه آینده را وارد تحولات اقتصادی-اجتماعی عمیقی خواهد کرد.
۶) سلامت، آرامش و رفاه
اگر منطق چرخه «کوندراتیف» را دنبال کنیم، این بزرگ‌ترین چرخه بعدی آینده در سال ۲۰۵۰ و بعد از آن خواهد بود. تلاش اقتصاد‌ها برای تامین هزینه‌های بهداشت و درمان، تعریف بهداشت و درمان را تغییر خواهد داد و ۲۰ درصد GDP کشورهای دنیای توسعه یافته را تحت تاثیر قرار خواهد داد. به این ترتیب، بیشترین تمرکز بر پیشگیری و تشخیص درست بیماری‌ها و جنبه‌های رفاه مغز، بدن و روح قرار خواهد گرفت.
۷) «نوآوری به سوی صفر»
نوآوری به سوی صفر، دیدگاه بزرگی از دنیای «مفهوم صفر» است که تمرکز ما را به سوی تولید محصولات و تکنولوژی‌هایی تغییر می‌دهد که «نوآوری به سوی صفر» در دنیای واقعی داشته باشند و نوآوری اجتماعی را در راس کار قرار دهند. در چنین دنیایی، ما خودروهایی خواهیم داشت که تولید آلودگی آن‌ها صفر خواهد بود و تعداد تصادفات و تلفات انسانی نیز به صفر خواهد رسید. شهر‌ها و ساختمان‌ها خواهان قطع انتشار کربن خواهند بود، درست مثل شهر کپنهاگ که قصد دارد به اولین پایتخت بدون انتشار کربن در جهان تبدیل شود. سازمان‌ها نیز موضوع نوآوری به سوی صفر را مد نظر قرار داده‌اند و قصد دارند در سیستم مدیریت زمان استراتژی ایجاد «inbox صفر» را در دستور کار قرار دهند.
۸) هوشمندی در سبز بودن
توجه به محیط زیست رویکرد مهمی در دهه گذشته بوده و با اینکه همچنان مساله مهمی است، اما کم کم این موضوع به سوی تولید محصولات هوشمند که توانایی اتصال به اینترنت، حس کردن، پردازش کردن، گزارش‌دهی و انجام اقدامات اصلاحی را دارند، پیش می‌رود.
محصولات هوشمند ما را احاطه خواهند کرد و از لباس، ساعت، گوشی تا ساختمان و شهرهای هوشمند را دربرخواهند گرفت. به طور خاص، بازار شهری هوشمند ایجاد خواهد شد و پیش‌بینی می‌شود ارزش آن تا سال ۲۰۲۰ به یک‌ونیم تریلیون دلار (۱۵۰۰ میلیارد دلار) برسد. افرادی که در چنین بازاری فعالیت می‌کنند، یکی از چهار نقش مهم اکوسیستم آن را ایفا خواهند کرد که عبارت است از: ارتباط‌دهندگان، اپراتورهای شبکه، فروشندگان محصول و سرویس‌دهندگان مدیریت شده.

۹) ارزش برای همه
ظهور طبقه متوسط در جهان که ۴ میلیارد نفر از جمعیت زمین هستند و جمعیت ۵ میلیاردی کاربران اینترنت، باعث می‌شوند کارآفرینان و کسب‌وکار‌ها به «ساخت یک محصول، فروش به همه» روی آورند؛ مفهومی که در آینده اهمیت بسیار زیادی خواهند یافت و منجر به ایجاد مدل جدید کسب‌وکار «ارزش برای همه» خواهد شد. این مفهوم نشان‌دهنده این است که کسب‌وکار‌ها می‌توانند یک محصول یا خدمات را تولید کنند و آن را به صورت اینترنتی به انبوه مردم در کشورهای در حال توسعه و توسعه‌یافته بفروشند.
جالب‌ترین ویژگی مدل کسب‌وکار «ارزش برای همه» این است که در طیف گسترده‌ای از صنایع مختلف، از پروازهای کم‌هزینه گرفته تا محصولات بهداشتی ارزان و نیز فروش و ارزیابی کسب‌وکار به بازار جهانی، نوآوری را هدایت می‌کند.
۱۰) آینده انرژی
صنعت انرژی با چندین صنعت مرتبط همگرا خواهد شد تا راهکارهای کارآمد و سازگار با محیط زیست ایجاد شود. رویدادهای مهمی که در این حوزه شاهد آن خواهیم بود، ایجاد «شبکه هوشمند»، اینترنت انرژی، افزایش تولید گاز حاصل از لایه‌های رسی در آمریکا که به ۴۰ درصد کل تولید انرژی این کشور در سال ۲۰۳۰ خواهد رسید، اکتشاف نفت در اعماق دریا که ۲۰ درصد تولید نفت جهانی را تشکیل خواهد داد و ظهور تکنولوژی برای اکتشاف عمیق درون دریا، خواهد بود. در آینده شاهد تکنولوژی‌های ذخیره‌سازی انرژی برای تقویت باتری خودروهای الکتریکی خواهیم بود و نیز برای اولین بار ماهواره‌های خورشیدی در فضا نصب خواهد شد که انرژی برق را به زمین منتقل خواهد کرد.

منبع  forbes

 راهکارهای نرم‌افزاری «هوشمندی تجاری» چیست و چه کاربردهایی دارد؟

راهکارهای نرم‌افزاری هوشمندی تجاری (BI) که به هوشمندی کسب و کار نیز شناخته می‌شود، به سازمان‌ها کمک می‌کند داده‌ها را برای اتخاذ تصمیم‌های بهتر سازمان‌دهی و تحلیل کنند. این امر داده‌های داخلی از بخش‌های مختلف شرکت و نیز داده‌های به دست آمده از منابع خارجی مانند خدمات داده بازاریابی، کانال‌های رسانه‌های اجتماعی یا حتی اطلاعات اقتصاد کلان را دربرمی‌گیرد.
بازار هوشمندی تجاری به دلیل ازدیاد داده‌هایی که باید تحلیل شود، به سرعت در حال رشد است. طی دهه‌های گذشته، شرکت‌هایی که از «برنامه‌ریزی منابع سازمان» (ERP)، «مدیریت ارتباط با مشتری» (CRM) و دیگر اپلیکیشن‌های اینچنینی استفاده کرده‌اند، روی انبوهی از داده‌ها کار می‌کنند که می‌تواند مورد تحلیل قرار بگیرد. به علاوه، رشد وب تقاضا برای ابزارهایی را که می‌توانند مجموعه داده‌های بزرگ را تحلیل کنند، افزایش داده است.
یکی از بزرگ‌ترین رویکرد‌ها در بازار هوشمندی تجاری تغییر ساختار نرم‌افزار و طراحی اپلیکیشن‌های مناسب‌تر برای کاربر است. این اپلیکیشن‌ها اکنون توسط کاربران کسب‌وکار – و نه صرفا پرسنل IT - مورد استفاده قرار می‌گیرند تا مجموعه داده‌های اداری خاص، از جمله داده‌های بازاریابی، تدارکات، خرده‌فروشی و وب، مورد تحلیل قرار گیرد.

سازگاری ابزارهای هوشمندی تجاری با نیازهای شما
ابزارهای نرم‌افزاری هوشمندی تجاری به سه دسته اپلیکیشن گسترده دیگر تقسیم می‌شود: ابزارهای مدیریت داده، اپلیکیشن‌های اکتشاف داده و ابزارهای گزارش‌دهی (از جمله داشبورد‌ها و نرم‌افزار تصویرسازی). در ادامه مطلب، توضیح داده خواهد شد که این اپلیکیشن‌ها چگونه کمک می‌کنند فرآیندهای تصمیم‌گیری سازمان شما داده‌محور‌تر شود.
اینکه به چه نوع ابزار هوشمندی تجاری نیاز دارید، به این بستگی دارد که داده‌های شما چگونه مدیریت می‌شود و چگونه دوست دارید آن را تحلیل کنید. به عنوان مثال، اگر در حال حاضر داده‌های شما در پایگاه‌های تبادلی مختلف پراکنده‌اند، باید انبار داده‌ای برای متمرکزسازی آن و سرمایه‌گذاری در ابزارهای مدیریت داده که کاربردپذیری استخراج، تبدیل و بارگذاری (ETL) را ارائه می‌دهند تا داده‌ها را انتقال و تغییر ساختار دهند، ایجاد کنید.
به محض اینکه داده‌ها شکل و ساختار مشترکی پیدا کردند، می‌توانید در اپلیکیشن‌های کشف داده که «پردازش تحلیلی بر خط» (OLAP)، استخراج داده و قابلیت ایجاد گزارش‌های خاص ارائه می‌کنند، سرمایه‌گذاری کنید. و چون اطلاعات در انبار داده ذخیره شده، کاربران می‌توانند به سرعت گزارش‌ها را استخراج کنند، بدون اینکه بر عملکرد اپلیکیشن‌های نرم‌افزاری سازمان مانند CRM، ERP و SCM (راهکارهای مدیریت زنجیره عرضه) اثر بگذارند.
این مفهوم در تصویر زیر نشان داده شده است:


اما این تنها راه اجرای هوشمندی تجاری در سازمان شما نیست. اگر داده‌ها را فقط از یک منبع واحد تحلیل می‌کنید، ETL و انبارهای داده ضروری نیستند. در عوض، ممکن است به انبارهای داده چندگانه نیاز داشته باشید و بنابراین به ابزارهای مختلف برای ارتباط دادن بین این دو سرور و دیگر اپلیکیشن‌های هوشمندی تجاری که باید به این داده‌ها دسترسی داشته باشند، نیاز خواهید داشت.

ابزارهای مدیریت داده
تصمیم‌گیری بهتر با داده‌های بهتر شروع می‌شود. ابزارهای مدیریت داده به پاکسازی «داده‌های کثیف»، سازماندهی اطلاعات با ارائه شکل و ساختار و آماده‌سازی پایگاه داده برای تحلیل، کمک می‌کنند.

توصیف

کاربردپذیری

به سازمان‌ها کمک می‌کند داده‌های پاک، استاندارد شده و بدون اشتباه را حفظ کنند. برای اجرای هوشمندی تجاری، استانداردسازی از اهمیت خاصی برخوردار است، چرا که داده‌ها را از منابع مختلف تلفیق می‌کند. مدیریت کیفیت داده تضمین می‌کند که تحلیل‌های بعدی در دسترس هستند و می‌توانند به پیشرفت‌های بیشتری در کسب‌وکار منجر شوند.

کیفیت داده

داده‌ها را از منابع خارجی جمع کرده و سپس آن‌ها را تبدیل و به سیستم هدف (پایگاه یا انبار داده) بارگذاری می‌کند. چون داده‌های اولیه اغلب با استفاده از الگو‌ها یا اشکال مختلف سازماندهی می‌شوند، تحلیلگران می‌توانند از ابزارهای ETL برای استاندارد کردن داده‌ها جهت تحلیل‌های مفید استفاده کنند.

استخراج، تبدیل و بارگذاری (ETL)

 

اپلیکیشن‌های اکتشاف داده

توانایی گزینش کردن داد‌ه‌ها و رسیدن به نتایج مطلوب، یکی از قدرتمند‌ترین مزایای بکارگیری ابزارهای هوشمندی تجاری است. اپلیکیشن‌های کشف داده به کاربران در شناسایی داده‌ها کمک می‌کنند؛ چه از طریق تحلیل چند بعدی سریع در تکنولوژی OLAP و یا از طریق الگوریتم‌های پیشرفته و محاسبات آماری در ابزارهای اکتشاف داده.

توصیف

کاربردپذیری

حجم گسترده‌ای از داده‌ها را دسته‌بندی می‌کند تا الگوهای جدید یا ناشناخته را شناسایی کند. این اغلب اولین قدمی است که فرآیندهای دیگر، مانند تحلیل‌های پیش‌بینانه بر آن تکیه می‌کنند. پایگاه‌های داده معمولا بسیار بزرگ و پیچیده‌اند. فرآیند استخراج داده کمک می‌کند کاربران از طریق ارائه روش اتوماتیک‌ کشف روندهای مخفی مانده، برای تحلیل‌های بیشتر در مسیر درستی قرار گیرند.

استخراج داده

به کاربران این امکان را می‌دهد که داده‌های چندبعدی را از چشم‌اندازهای مختلف به سرعت تجزیه و تحلیل کنند. این فرآیندسازی از سه عملیات تحلیل تشکیل شده است: تثبیت داده، مرتب‌سازی و دسته‌بندی داده و تحلیل داده از یک چشم‌انداز خاص. به عنوان مثال، یک کاربر می‌تواند عدد فروش محصولات مختلف را با معیار فروشگاه و یا ماه تحلیل کند. کاربران با استفاده از OLAP می‌توانند این تحلیل را ایجاد کنند.

پردازش تحلیلی بر خط (OLAP)

داده‌های موجود و داده‌های تاریخی را تحلیل می‌کند تا ریسک‌ها و فرصت‌های آینده را پیش‌بینی کند. نمونه آن، امتیازبندی اعتبار است که بر موقعیت مالی فعلی افراد تکیه می‌کند تا در مورد رفتار اعتباری آینده آن‌ها پیش‌بینی کند.

تحلیل‌های پیش‌بینانه

حجم گسترده‌ای از متون را برای شناسایی الگو‌ها، روابط و احساسات استخراج و تفسیر می‌کند. به عنوان مثال، رواج رسانه‌های اجتماعی، تحلیل متون را برای شرکت‌هایی که اثرات اجتماعی گسترده‌ای دارند، ارزشمند ساخته است. شناخت رویکردهای معنایی ابزاری قدرتمند برای سازمان‌هایی است که مفهوم خرید یا رضایت مشتری را ارزیابی می‌کنند.

تحلیل متنی و معنایی

ابزارهای گزارش‌دهی

به گفته جان تاکی، «بیشترین ارزش یک تصویر زمانی است که ما را مجبور می‌کند به چیزی توجه کنیم که هیچ‌گاه انتظار دیدن آن را نداشته‌ایماپلیکیشن‌های گزارش‌دهی روش مهمی برای ارائه داده و انتقال آسان نتایج تحلیل هستند.
کاربران هوشمندی تجاری، کاربران کسب‌وکار هستند – نه پرسنل IT – که به نمایش اطلاعات سریع و آسان‌فهم نیاز دارند. فروشندگان نرم‌افزار، در پاسخ به این نیاز، تلاش‌ کرده‌اند تا از پیچیدگی این اپلیکیشن‌ها بکاهند و به طور فزاینده‌ای روی تسهیل کاربری سیستم توسط کاربران متمرکز شوند.

توصیف

کاربردپذیری

به کاربران کمک می‌کند نمایش‌های گرافیکی پیشرفته از داده‌ها را از طریق رابط کمکی ساده ایجاد کنند. توانایی تصویرسازی اطلاعات در یک شکل گرافیکی می‌تواند به کاربران کمک کند داده‌ها را به شکل مستقیم‌تری درک کنند. به علاوه، ابزارهای تعاملی جدید به تیم‌ها این قابلیت را می‌دهد که گزارش‌ها را به صورت آنی تحلیل و دستکاری کنند..

تصویرسازی

داشبورد‌ها یا تصاویر گرافیکی شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPIs) را مورد تاکید قرار می‌دهند که این امر به مدیران کمک می‌کند بر معیارهایی متمرکز شوند که بیشترین اهمیت را برای آن‌ها دارد. داشبورد‌ها اغلب مبتنی بر مرورگر‌ها هستند که در این صورت دسترسی به آن‌ها آسان می‌شود.

داشبوردها

به کاربران اجازه می‌دهد گزارش‌های دلخواه مورد نیاز را طراحی و ایجاد کنند. بسیاری از سیستم‌های CRM و ERP شامل ابزارهای گزارش سازی داخل برنامه‌ای هستند، اما کاربران در ضمن می‌توانند اپلیکیشن‌های مستقل مانند Crystal Reports را نیز خریداری کنند تا گزارش‌های خاص بر اساس پرس و جوهای پیچیده ایجاد کنند. این موضوع به خصوص برای سازمان‌هایی که دائما از تحلیل‌های مختلف استفاده می‌کنند و نیاز دارند تا گزارش‌های جدید را با سرعت بالا تولید کنند، پرکاربرد است.

گزارش ساز‌ها

کارت‌های امتیازی، وزنی عددی را برای نشان دادن میزان پیشرفت عملکرد به سوی اهداف به همراه دارند. می‌توان آن‌ها را مثل داشبورد‌ها، اما یک قدم جلو‌تر در نظر گرفت. در سازمان‌هایی که متدولوژی مدیریت استراتژیک دارند (مانند Six Sigma)، کارت‌های امتیازی روش موثری برای چک کردن معیارهای کلیدی هستند.

کارت‌های امتیازی


شما چه نوع خریداری هستید؟
قبل از ارزیابی نرم‌افزار، باید تعیین کنید که چه نوع خریداری هستید.
کاربران کسب‌وکار و خریداران اداری: این گروه از خریداران، فروشندگان داده‌های کوچک و ابزارهای هوشمندی تجاری را به سیستم‌های هوشمندی تجاری سنتی بزرگ ترجیح می‌دهند. سهولت استفاده و استقرار سریع، بیش از کاربردپذیری عمیق و یکپارچه‌سازی اطلاعات اهمیت دارد. آن‌ها معمولا کاربران کسب‌وکار هستند، نه پرسنل IT.
خریداران IT: خریداران سنتی بیشتر بر کاربردپذیری و یکپارچه‌سازی در زیرساخت اطلاعات یا دیگر اپلیکیشن‌های ERP متمرکز می‌شوند. برای این نوع خریداران، یکپارچه‌سازی در بخش‌ها و هویت‌های مختلف بیش از سهولت استفاده اهمیت دارد.

رویکردهای بازار
وقتی مقایسه و ارزیابی نرم‌افزار خود را شروع می‌کنید، باید رویکردهای زیر را مورد توجه قرار دهید:
فرآیندسازی درون-حافظه: سیستم‌های قدیمی OLAP هر ترکیب داده ممکنی را از پیش محاسبه می‌کنند. این محاسبات در یک «جعبه» ذخیره می‌شوند و کاربران وقتی به تحلیل خاصی نیاز دارند، می‌توانند آن‌ها را احیا کنند. اما ایجاد این «جعبه‌ها» بسیار وقت‌گیر بود و گاهی حتی یک سال طول می‌کشید و به تخصص نیاز داشت. امروز، تراشه‌های حافظه و پردازنده‌های کامپیو‌تر سریع‌تر، ارزان‌تر و به طور کلی قدرتمند‌تر هستند. همین فرآیند می‌تواند به جای استفاده از رویکرد مبتنی بر دیسک درون خود حافظه‌ها روی دهد. نرم‌افزار تحلیلی ایجاد شده بر یک ساختار درون-حافظه‌ای می‌تواند داده‌ها را احیا کند و محاسباتی در زمان واقعی یا هنگام تغییر ایجاد کند.
داده‌های بزرگ: اینترنت به سرعت در حال ایجاد حجم انبوهی از داده است. به گفته شرکت داده‌های بین‌المللی (IDC)، استفاده از داده در سال ۲۰۱۱ به میزان ۴۴ درصد معادل ۲/۳۵ زتابایت در سراسر جهان افزایش خواهد یافت. این پدیده در میان رهبران IT و کسب‌وکار «داده‌های بزرگ» نام گرفته است. شرکت‌های نرم‌افزاری در حال گسترش فضای انبارهای داده و قابلیت‌های تحلیلی خود هستند تا تقاضا را بالا نگه دارند.
کاربران کسب‌وکار بیشتر از پرسنل IT: این رویکرد نقش مهمی در بازار دارد. کاربران کسب‌وکار بیشتری – به جای پرسنل قدیمی IT – در حال ارزیابی و خرید نرم‌افزار هستند. بنابراین در ارزیابی‌های نرم‌افزاری، قابلیت استفاده بیش از کاربردپذیری اهمیت می‌یابد. در نتیجه، فروشندگان داده‌های کوچک که ابزارهای تصویرسازی تعاملی خوبی ارائه می‌کنند، سهم بازار را به دست می‌گیرند. در ضمن، فروشندگان قدیمی هوشمندی تجاری نیز با ارتقای سهولت استفاده، ورود به بازار جدید را تکرار می‌کنند.
نرم‌افزار به عنوان خدمات (SaaS): تعداد زیادی از سازمان‌ها به ابزارهای هوشمندی تجاری مبتنی بر SaaS یا «تکنولوژی ابری» به جای نرم‌افزارهای قدیمی فکر می‌کنند. هزینه، محرک اصلی این رویکرد است. عملکرد ضعیف اقتصادی شرکت‌ها را تشویق می‌کند که از راهکارهای نرم‌افزاری هوشمندی تجاری ارزان‌ قیمت‌تر از SaaS و فروشندگان متن باز استفاده کنند. البته، سهولت استفاده قابل درک، اجرای سریع‌تر و نیازهای کاهش یافته IT از محرک‌های این رویکرد هستند.

منبع:
softwareadvice

 

 

 

آیا راهکار هوشمندی تجاری، فقط یک نرم‌افزار گزارش‌ساز پیشرفته است؟

از اوایل دهه ۹۰ تاکنون کاربردهای هوشمندی تجاری یا Business Intelligence توسعه چشمگیری داشته‌اند. ابزارها، فناوری‌ها و برنامه‌های نرم‌افزاری این حوزه که بر اساس تعریف موسسه تحقیقات فناوری اطلاعات گارتنر، "بسترهای نرم‌افزاری هوشمندی تجاری و تحلیلی" (Business Intelligence and Analytics Platforms) نامیده می‌شوند، فراهم‌کننده زیرساخت فناوری اطلاعات برای استقرار هوشمندی تجاری در سازمان‌ها بوده‌اند. تاثیر مثبت و نقش موفق این بسترهای نرم‌افزاری در تحلیل معنادار داده‌های انبوه سازمانی، تصمیم‌سازی و در نهایت افزایش کیفیت تصمیم‌های سازمان‌ها، اقبال روز افزون کاربران به استفاده از راهکارهای نرم‌افزاری هوشمندی تجاری را سبب شد و این نرم‌افزارها به سرعت توسط تولیدکنندگان نرم‌افزار در جهان تولید و عرضه شدند. در همین راستا قابلیت‌های خاص استخراج و جمع آوری داده‌های پراکنده، گزارش‌گیری و تصویر سازی اطلاعات و نیز امکانات تجزیه و تحلیل اطلاعات در برنامه های نرم‌افزاری هوشمندی تجاری تا به امروز به روند توسعه‌ای خود ادامه داده‌اند.
اما با توسعه بسترهای نرم‌افزاری هوشمندی تجاری و به ویژه امکانات گزارش‌سازی آن در کنار راهکارهای نرم‌افزاری یکپارچه سازمانی مانند سیستم‌های یکپارچه اطلاعات مدیریت سنتی(MIS) و سیستم‌‌های برنامه ریزی منابع سازمانی یا ERPها (Enterprise Resource Planning) که ابزارهای گزارش‌سازی در درون خود دارند، سوال اساسی در سازمان‌ها ایجاد شده است و آن اینکه "راهکار نرم‌افزاری هوشمندی تجاری را در چه سطحی می‌توان با امکانات گزارش‌سازی در راهکارهای نرم‌افزاری عملیاتی سازمان‌ها مانند ERP مقایسه نمود؟"
هم‌پوشانی قابلیت‌ها در راهکار نرم‌افزاری هوشمندی تجاری با سیستم‌های عملیاتی ERP در شکل زير نشان داده شده است.

 

شكل شماره ۱

معماری چند لایه هوشمندی تجاری برای آماده‌سازی اطلاعات

برای پرداختن به پاسخ این سوال، لازم است تا بطور خلاصه اشاره‌ای به معماری بسترهای نرم‌افزاری هوشمندی تجاری داشته باشیم. با رقابتی‌تر شدن محیط کسب و کار و شرایط متغیر اقتصادی، نیاز مدیران به آگاهی از میزان شاخص‌های مؤثر برای تصمیم‌گیری بسیار پررنگ شده است، مدیران نیازمند توانمندی تصمیم‌گیری سریع، دقیق و هوشمندانه برای حفظ بقاء سازمان در بازار رقابتی امروزی هستند. دستیابی به این مهم ساده نخواهد بود زیرا سازمان‌ها با شرایطی روبرو هستند که انبوه داده در هر ثانیه در سیستم‌های عملیاتی مختلف سازمان مانند ERP و CRM ثبت می‌شود و نیز دسترسی به داده‌ها به دلیل پراکندگی جغرافیایی پیچیده‌تر شده است، بنابراین به معماری خاصی برای قابل استفاده کردن داده‌ها نیاز است.

راهکار هوشمندی تجاری را می‌توان به یک کوه یخی با عمق چهار لایه یخ تشبیه کرد که سه لایه آن، فرایند تجمیع و یکپارچه‌سازی داده های سازمان را مدیریت می‌کند و تنها یک لایه آن قدرت حاصل از این ساختار مناسب اطلاعاتی را به تصویر می‌کشد.


بسترهای نرم‌افزاری هوشمندی تجاری برای حل این مسئله، معماری خاصی را در استخراج، پالایش و استفاده از داده ها ارائه می‌دهند. همانطور که در «شکل ۲» مشاهده می‌شود، کلیت عملکرد اجزاء این معماری به این صورت است که اطلاعات موجود در پایگاه داده‌های عملیاتی سازمان مانند ERP و CRM که داده‌های تراکنش‌های عملیاتی روزانه سازمان مانند مالی، منابع انسانی، انبار، فروش و غیره را ثبت و نگهداری می‌کنند، طی فرایندی با عنوان ETL) Extract/Transform/Load) پالایش شده و به یک مخزن داده تجمیعی(Data Warehouse) وارد می‌شوند که ساختاری متناسب‌تر برای گزارش سازی و تحلیل دارد. اطلاعات مخزن داده، با استفاده از فناوری‌هایی مانند پردازش تحلیلی بر خط(OLAP) در اصطلاح تحلیل می‌شوند و در مکعب‌های اطلاعاتی(Cube) خاصی قرار می گیرند که معمولاً به عنوان پایگاه داده اصلی برای گزارش‌سازی و تجزیه و تحلیل مورد استفاده قرار خواهد گرفت. در نهایت با استفاده از قابلیت‌هایی که در برنامه های نرم‌افزاری هوشمندی تجاری در لایه نمایش وجود دارند می‌توان اطلاعات موجود در مکعب های OLAP را در گزارش‌ها یا داشبوردهای مدیریتی به تصویر کشید و یا با تجزیه و تحلیل تعاملی(Interactive) به تحلیل مسائل سازمان پرداخت. شاید بتوان گفت که ستون اصلی راهکارهای نرم‌افزاری هوشمندی تجاری، فرایند سازماندهی و آماده‌سازی داده‌های خام، بزرگ و پراکنده سازمان در مناسب‌ترین ساختار برای گزارش‌گیری و انجام تجزیه و تحلیل است. بر این اساس معماری چند لایه راهکار هوشمندی تجاری را می‌توان به یک کوه یخی با عمق چهار لایه یخ تشبیه کرد که سه لایه آن، فرایند تجمیع و یکپارچه‌سازی داده و اطلاعات سازمان را مدیریت می‌کند و تنها یک لایه آن قدرت حاصل از این ساختار مناسب اطلاعاتی را به تصویر می‌کشد.


شکل شماره ۲

سطح مقایسه راهکار نرم‌افزاری هوشمندی تجاری با امکانات گزارش سازی ERP

توصیف بخش قبل نشان می‌دهد که کارشناسان و متخصصان فناوری اطلاعات (IT Users) سازمان از نقش اساسی لایه‌های زیرین کوه یخی در مدیریت داده‌ها مطلع هستند ولی کاربران نهایی اصلی سیستم که همان مدیران تصمیم‌گیرنده و کارشناسان تحلیگر کسب و کار هستند(Business Users)، بیشتر از امکانات گزارش‌سازی و ابزارهای تجزیه و تحلیل تعاملی استفاده می‌کنند (به عنوان مثال مدیر فروش، گزارش‌های موجود در داشبورد فروش را می‌بیند و با تجزیه و تحلیل تعاملی شکل گزارش را به دلخواه خود تغییر می دهد) و به همین دلیل این گروه از کاربران -که به نوعی استفاده کنندگان اصلی محسوب می‌شوند - عموماً با لایه بیرون از آب کوه یخی یا همان "لایه نمایش و استفاده از اطلاعات" سر و کار دارند. بنابراین اکثر کاربران نهایی راهکارهای نرم‌افزاری هوشمندی تجاری فقط با لایه نمایش سر و کار دارند و برداشت رایج آنها اینست که راهکار نرم‌افزاری هوشمندی تجاری بیشتر همین لایه نمایش است که قرار است ساخت گزارش‌های گرافیکی زیبا را تسهیل کند و یا امکاناتی برای عمیق شدن در اطلاعات(Drill) و تصویرسازی تعاملی ساده و سریع اطلاعات (Interactive Visualization) را در اختیارشان قرار دهد و طبیعتاً مشابه بعضی از این امکانات را در ابزارهای گزارش سازی سیستم‌های نرم‌افزاری عملیاتی از جمله ERP نیز تجربه کرده‌اند و لذا شروع به مقایسه راهکار نرم‌افزاری هوشمندی تجاری با ابزارهای گزارش‌ساز سیستم عملیاتی می‌کنند تا مزیت‌های یکی را بر دیگری ترجیح دهند.

مقایسه قابلیت‌های هوشمندی تجاری با گزارش سازهای سیستم عملیاتی ERP، در سطحی محدود و فقط در بخشی از معماری هوشمندی تجاری به نام "لایه نمایش و استفاده از اطلاعات" معنادار است زیرا هوشمندی تجاری صرفاً یک نرم‌افزار گزارش ساز پیشرفته نیست!


اما مقایسه این دو نرم‌افزار در این سطح صحیح نیست و مقایسه قابلیت‌های هوشمندی تجاری با گزارش‌سازهای سیستم عملیاتی که یکی از قابلیت های راهکار ERP محسوب می شوند، در سطحی کوچکتر و فقط در بخشی از معماری هوشمندی تجاری به نام "لایه نمایش و استفاده از اطلاعات" معنادار است؛ زیرا ابزارهای گزارش‌سازی در ERP یک برنامه نرم‌افزاری متصل به پایگاه داده عملیاتی(OLTP) صرفاً برای گزارش‌سازی هستند در حالیکه هوشمندی تجاری یک چارچوب برای مدیریت داده‌های حجیم ارائه می دهد که مبتنی بر معماری چند لایه پالایش داده عمل کرده و مناسب‌ترین ساختار اطلاعاتی را برای استفاده در ابزارهای گزارش‌سازی و تجزیه و تحلیل فراهم می کند که ساختار اطلاعاتی کاربردی و بسیار اثربخشی را برای بهبود فرایند تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری سازمان ارائه می‌دهد؛ بنابراین هوشمندی تجاری صرفاً یک نرم‌افزار گزارش ساز پیشرفته نیست!
این نحوه مقایسه را می‌توان به نرم‌افزارهای صفحه گسترده نیز بسط داد. نرم‌افزارهای صفحه گسترده یا همان Spreadsheetهایی مانند Microsoft Excel و Microsoft Access، برنامه‌هایی هستند که می‌توان با متصل کرد‌‌ن آنها  به منابع اطلاعاتی مختلف، گزارش‌هایی همراه جدول و نمودار در آنها ساخت؛ این نرم‌افزارها به دلیل زیرساخت انعطاف‌پذیر، علاوه بر اینکه خودشان پایگاه داده ساختار نیافته‌ای را ایجاد کرده و از آن استفاده می‌کنند، امکان برقراری ارتباط با پایگاه داده‌های ساختار یافته سیستم های عملیاتی سازمان(OLTP) و همچنین پایگاه داده تحلیلی(OLAP) را نیز دارند، اگرچه معمولا سازمان ها ترجیح می‌دهند در صورت استفاده از فناوری OLAP، از برنامه های گزارش‌سازی و داشبوردسازی حرفه‌ای تحت وب (که در همان راهکار نرم‌افزاری هوشمندی تجاری سازمان وجود دارد)  و از صفحه گسترده‌ها برای ساخت گزارش‌های جانبی استفاده کنند. لذا صفحه گسترده‌ها نیز در "لایه نمایش و استفاده از اطلاعات" با امکانات گزارش‌سازی در راهکار نرم‌افزاری هوشمندی تجاری قابل مقایسه هستند. علاوه بر این، صفحه گسترده‌ها معمولاً با هدف پالایش و آماده سازی داده در مقیاس انبوه بکار گرفته نمی شوند و بیشتر از پایگاه داده ساختار نیافته محدود خود استفاده می‌کنند و این در حالی‌ست که در راهکار نرم‌افزاری هوشمندی تجاری، پالایش چند لایه داده‌های انبوه و رسیدن به مناسب‌ترین ساختار اطلاعات برای شروع فرایند گزارش‌سازی، جزء مهم‌ترین قابلیت‌ها محسوب می‌شود.
در مقالات آتی، مقایسه ابزارهای گزارش سازی ERP با راهکار نرم افزاری هوشمندی تجاری با جزئیات بیشتری تحلیل و بررسی خواهد شد.

منبع :  همکاران سیستم

 

A


 

 

 


 

 

 

راهکار نرم‌افزاری هوشمندی تجاری چه قابلیت‌هایی را ارائه می دهد؟

هوشمندی تجاری مجموعه‌ای از ابزارها، روش‌ها و رویکردها، فناوری‌ها و فرایندهایی است که با تسهیل فرایند تبدیل داده‌های پراکنده و انبوه به اطلاعات معنادار و دانش تصمیم‌ساز، به بهبود تصمیم‌گیری در سازمان و افزایش کیفیت تصمیم‌ها کمک می‌کند. اما «با بکارگیری راهکار نرم‌افزاری هوشمندی تجاری چه توانمندی‌هایی در اختیار مدیران و تحلیلگران سازمان قرار می‌گیرد که امکان دستیابی به این هدف را فراهم می‌کند؟» آگاهی از انواع قابلیت‌های قابل ارائه در هوشمندی تجاری به سازمان کمک می‌کند تا بر بکارگیری قابلیت متناسب با نیاز و مسائل روز خود تمرکز کند و مبتنی بر آن راهکار نرم‌افزاری مناسبی را بکار گیرد.بر اساس یکی از معتبرترین طبقه‌بندی‌ها در این حوزه که توسط موسسه تحقیقات فناوری اطلاعات گارتنر منتشر شده است، قابلیت‌های ارائه شده توسط «بسترهای نرم‌افزاری هوشمندی تجاری و تحلیلی» (Business Intelligence and Analytics Platforms)  به سه گروه کلی زیر تقسیم می شوند:

  • زیرساخت‌های یکپارچه‌سازی(Integration)
  • قابلیت‌های ارائه اطلاعات(Information Delivery)
  • قابلیت‌های تجزیه و تحلیل(Analysis)

مدیران سازمان با داشبورد مدیریتی می‌توانند گزارش‌های مدیریتی را ببینند و از نوسانات مطلوب و نامطلوب شاخص‌های کلیدی عملکرد(KPI) سازمان و روندهای آنها مطلع شوند

در مجموع ۱۷ توانمندی در قالب این سه گروه در اختیار سازمان‌ها قرار می‌گیرد.(شکل ۱). مهم‌ترین این قابلیت‌ها و نحوه کاربرد آنها برای سازمان‌ها در ادامه تشریح شده است:

  • گزارش‌سازی و گزارش‌گیری(Reporting): گزارش‌ها در واقع ابتدایی‌ترین وسیله برای معنا دادن به داده‌ها هستند. سیستم‌های هوشمندی تجاری، امکانات قدرتمندی برای ساخت گزارش دارند. این قابلیت وجه مشترک اصلی هوشمندی تجاری با بسیاری از سیستم‌های نرم‌افزاری است، اگر چه معمولاً با استفاده از کنترل‌های گرافیکی مانند جدول، نمودار های بار-چارت، نمودارهای حبابی و غیره، گزارش‌ها با چهره‌ا‌ی جذاب‌تر در برنامه های نرم‌افزاری هوشمندی تجاری ظاهر می‌شوند.
  • داشبوردهای مدیریتی (Dashboards):با داشبوردهای مدیریتی می‌توان دید جامع و ۳۶۰ درجه نسبت به کل کسب و کار سازمان و یا هر یک از فرایندهای سازمان مانند فروش پیدا کرد و وضعیت تحقق اهداف و استراتژی‌های تعیین شده را پایش و عملکرد واقعی را با عملکرد بودجه شده مقایسه کرد. مدیران سازمان با داشبورد مدیریتی می‌توانند گزارش‌های مدیریتی را ببینند و در یک نما از نوسانات مطلوب و نامطلوب شاخص‌های کلیدی عملکرد(KPI) سازمان و روندهای آنها مطلع شوند. داشبوردها در واقع مجموعه‌ای از گزارش‌ها هستند که در یک فضای تعاملی ساده، امکان مرتبط شدن با یکدیگر یا اعمال فیلترهای پارامتریک بر روی یک یا مجموعه‌ای از گزارش‌های موجود در آنها وجود دارد. در داشبوردها معمولاً از کنترل‌های گرافیکی جذاب از جمله درجه‌ها، نمودارها و نقشه‌ها برای به تصویر کشیدن اطلاعات استفاده می شود.
  • گزارش‌ها و پرس و جوهای لحظه‌ای(Ad hoc Report/Query): یکی از اهداف اصلی در استفاده از برنامه‌های نرم‌افزارهای هوشمندی تجاری این است که کاربران اصلی سیستم از جمله مدیران و تحلیلگران سازمان بدون نیاز به متخصصین IT بتوانند گزارش‌هایی را که به صورت لحظه‌ای به آنها نیاز پیدا می‌کنند، بسازند و پاسخ سوالاتی که در خلال تحلیل عملکرد سازمان مطرح می‌شود را از درون داده ها بیرون بکشند.
  • هوشمندی تجاری همراه(Mobile BI): این قابلیت به سازمان‌ها این امکان را می‌دهد تا محتواهای گزارشی و تحلیلی مورد انتظار در هوشمندی تجاری را روی دستگاه‌های همراه مانند گوشی‌های هوشمند، تبلت‌ها و فبلت‌ها نیز در هر زمان و مكان در دسترس قرار دهند و همچنین از امکانات خاصی که روی این دستگاه‌ها وجود دارد از جمله دوربین، صفحات لمسی و GPS ، قابلیت‌های ترکیبی جدیدی را برای کاربران هوشمندی تجاری ایجاد نمایند.
  • تحلیل سریع و نفوذ به عمق داده(Interactive Visualization and Drills):پس از شناسایی مسائل سازمان در داشبوردهای مدیریتی، مدیران می‌توانند با قابلیت‌های تحلیل سریع و نفوذ به عمق داده‌ها (انواع Drill) در محیط کاربری ساده و تعاملی (Interactive) با نمودارها و سایر گزارش‌ها بازی کنند و ویژگی‌های مختلف آنها را از قبیل رنگ، سایز و ساختار آنها را برای رسیدن به تحلیل خود تغییر دهند. از این طریق می‌توان نوسانات و روندها را تجزیه و تحلیل نمود و به علت‌های ریشه‌ای مسائل سازمان پی برد و حتی فرصت‌های پنهان کسب و کاری را نیز شناسایی نمود.

قابلیت  ساخت مخزن داده تجمیعی سازمان (Data Warehousing) به اندازه‌ای حائز اهمیت است که  یکی از ریشه‌ای ترین دلایل پیدایش مفاهیم هوشمندی تجاری در جهان بوده و سایر قابلیت‌های حوزه هوشمندی تجاری بر آن بنا نهاده شده است.

  • پردازش تحلیلی بر خط(OLAP  : (OLAP فناوری خاصی است که در اغلب سیستم‌های نرم‌افزاری هوشمندی تجاری بکار گرفته می‌شود تا با ساختار خاصی که در پایگاه داده تحلیلی هوشمندی تجاری ایجاد می‌کند، سرعت بالا را در گزارش‌سازی و تجزیه و تحلیل‌های پیچیده و چند بعدی (Multidimensional Drill) پشتیبانی کند. در جایی که انبوه داده‌ها با چندین میلیون یا میلیارد رکورد وجود دارد، گزارش‌سازهای عملیاتی که مستقیما به پایگاه داده OLTP متصل می شوند، قادر به پاسخگویی مطلوب نخواهند بود و در این شرایط فناوری قدرتمند OLAP می تواند به تحلیلگران و مدیران تصمیم‌گیرنده سازمان کمک کند. با بکارگیری OLAP یکی از سبک‌های ساده و رایج تجزیه و تحلیل که با نام "Slicing and Dicing" یا «تکه کردن و برش به قطعات کوچکتر» شناخته می‌شود در اختیار کاربران قرار می‌گیرد.
  • تحلیل‌های تعبيه‌شده پيشرفته(Embedded Advanced Analytics): با این قابلیت‌ها می‌توان بر حسب روندهای گذشته و جاری اطلاعات موجود در پایگاه داده‌ها و ترکیب آنها با انواع پارامترهای محیطی، الگوهای پنهان داده‌ها را با استفاده از روش‌های تحلیلی مانند PMML و مدل های R-Based شناسایی نمود و آنچه را که در آینده ممکن است اتفاق بیفتد پیش‌بینی كرد. یکی از مهم‌ترین کاربردهای این قابلیت‌ها، پیش‌بینی رفتار مشتریان در خرید محصولات و خدمات است. مدل‌های داده‌کاوی(Data Mining) یکی از اصلی‌ترین ابزارها برای دستیابی به تحلیل‌های پیش بینی(Predictive Analytics) و تجویزی(Prescriptive Analytics) هستند.
  • زیرساخت‌های یکپارچه سازی اطلاعات(Integration): می‌توان گفت آنچه ستون توانمندکننده تمام قابلیت‌های فوق است، قابلیتی است که معماری چند لایه پالایش داده‌ها در نرم‌افزارهای هوشمندی تجاری آن را ایجاد می‌کند (BI Infrastructure)، یعنی قابلیت تعریف متادیتاهای یکپارچه‌سازی (Metadata Management) و در نهایت استخراج و یکپارچه‌سازی داده‌ها از انواع مختلف منابع داده ساختاریافته و ساختارنیافته و تجمیع آنها در مخزن داده سازمان.
    این قابلیت یعنی ساخت مخزن داده تجمیعی سازمان(Data Warehousing) به اندازه‌ای حائز اهمیت است که می‌توان گفت یکی از ریشه‌ای ترین دلایل پیدایش مفاهیم هوشمندی تجاری در جهان بوده و سایر قابلیت‌های حوزه هوشمندی تجاری بر آن بنا نهاده شده است. شاید بتوان بعضی از قابلیت‌های ذکر شده تا کنون را در یک راهکار هوشمندی تجاری استفاده نکرد ولی بدون قابلیت‌های زیر ساخت تجمیع و یکپارچه سازی اطلاعات، عنوان راهکار هوشمندی تجاری معنایی نخواهد داشت. قابلیت‌هایی که در قالب این زیرساخت ها با راهکار نرم‌افزاری هوشمندی تجاری فراهم می‌شوند عباتند از مدیریت متادیتا(Metadata management)، مدل‌سازی و ترکیب داده‌های کاربران کسب‌ و کاری(Business user data mash up and modeling)، امکانات توسعه‌دهی داخلی و بیرونی سیستم(Development tools)، تحلیل‌های جدید با امکان اضافه شدنEmbeddable) analytics)، امکانات تعامل با سایر افراد و کاربران(Collaboration) و پشتیبانی از منابع داده مبتنی بر داده‌های بزرگ(Support for Big Data sources).

 

 

همچنین بازار هوشمندی تجاری به روند رو به توسعه خود به سمت قابلیت‌های تجزیه و تحلیل دادها ادامه داده است که منجر به شکل‌گیری طبقه‌بندی جدیدی به طور اختصاصی برای بسترهای نرم‌افزاری ارائه دهنده تحلیل های پیش‌بینی و تجویزی شده است، این طبقه‌بندی که موسسه تحقیقاتی گارتنر آنرا با نام «بسترهای تحلیلی پیشرفته»(Advanced Analytics Platforms) معرفی می کند، شامل تمامی امکاناتی می‌شود که تجزیه ‌و‌ تحلیل تمام انواع داده‌ها با استفاده از روش‌های کمی پیشرفته و پیچیده مانند روش‌های آماری، داده‌کاوی پیش‌بینی، شبیه‌سازی و بهینه‌سازی را فراهم ساخته و بینشی عمیق را در اختیار مدیران و تحلیل‌گران کسب و کار در سازمان‌ها قرار می‌دهد. سازمان‌ها معمولا دو رویکرد رایج برای دستیابی به این تحلیل‌ها در پیش می‌گیرند بدین صورت که یا با شرکت‌هایی که خدمات خاص استخراج تحلیل های پیشرفته ارائه می‌دهند کار می کنند و یا از راهکارهای نرم افزاری تحلیلی آماده که تحلیل‌های خاص صنعت آنها ارائه می‌دهد استفاده  می‌کنند.

با آگاهی از طیف قابلیت‌ها در بسترهای نرم افزاری هوشمندی تجاری، در مقالات آتی به بررسی شفاف‌تر جایگاه هوشمندی تجاری در کنار ابزارهای گزارش سازی سیستم های عملیاتی از جمله راهکار نرم افزاری ERP خواهيم پرداخت.

منبع :  همکاران سیستم

http://www.systemgroup.net/articles/3133

 

 

مقایسه راهکار نرم‌افزاری هوشمندی تجاری با ابزارهای گزارش‌سازی در ERP


هم‌زمان با پیشرفت و توسعه بکارگیری راهکارهای نرم‌افزاری هوشمندی تجاری، راهکارهای نرم‌افزاری یکپارچه سازمانی مانند سیستم‌های برنامه ریزی منابع سازمانی یا ERPها نیز در حال توسعه بوده‌اند و طبیعتا ابزارهای گزارش‌سازی و گزارش‌گیری در این سیستم‌های نرم‌افزاری عملیاتی نیز پیشرفت قابل توجهی داشته‌اند. در چنین شرایطی دو سوال اساسی مطرح می شود: هر یک از این دو گروه امکانات نرم‌افزاری یعنی ابزارهای گزارش سازی داخل سیستم ERP سازمان و امکانات مشابه در راهکار نرم افزاری هوشمندی تجاری قرار است چه بخشی از نیازهای اطلاعاتی سازمان را پوشش دهند؟ آیا این دو جایگزین هم هستند یا مکمل یکدیگرند؟

در ادامه به بررسی طیف نیازهایی که در هر یک از این دو نرم‌افزار پوشش داده می شود، خواهیم پرداخت و مقایسه‌ای دقیق تر بین ماهیت و قابلیت‌های آنها بیان خواهد شد.

 مقایسه سطح اطلاعات گزارش‌ها در ERP با هوشمندی تجاری

ابزارهای گزارش‌سازی که در داخل سیستم‌های عملیاتی ERP تعبیه شده برای ساخت گزارش‌هایی که وضعیت عملیات روزمره سازمان و رویدادهای اتفاق افتاده را نشان دهند ضروری هستند. بدون این گزارش‌ها، حتی چرخش عادی کسب و کار سازمان در عملیات‌های مختلف مانند مالی، فروش، انبار و لجستیک، منابع انسانی، نگهداری و تعمیرات دستگاه‌ها، ساخت و تولید و غیره با مشکل مواجه خواهد شد. از جمله این گزارش‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

در یک پروژه استقرار هوشمندی تجاری، ابزارهای گزارش‌سازی داخل ERP ها نیز به کار گرفته می شود و گزارش های خروجی آنها نیز در راستای دستاوردهای هوشمندی تجاری قابل کاربرد است، لذا این دو گروه نرم افزار در یک پروژه استقرار راهکار هوشمندی تجاری مکمل یکدیگرند.

  • گزارش محصولاتی که قرار است امروز به مشتریان تحویل شوند یا گزارش موادی که قرار است امروز از طرف تامین کننده خاصی به انبار برسد برای کنترل ورود و خروج کالا ها به انبار توسط مسئول انبار.
  • گزارش لیست مرخصی‌های پرسنل برای هفته پیش رو برای مدیر منابع انسانی جهت اطمینان از مختل نشدن عملیات روزمره سازمان.
  • گزارش مانده مطالبات از هر مشتری در کنار مقدار محصولات تحویلی و مانده سفارش  وی برای مدیر فروش به منظور مدیریت مذاکره با مشتریان و نمایندگان

درنتیجه با گزارش‌هایی که در گزارش‌سازهای ERP می‌سازیم، می‌توانیم عملیات روتین و روزمره سازمان را بطور مداوم انجام دهیم. اما آیا صرفاً انجام مرتب و مداوم هر یک از عملیات‌های روزمره می تواند موفقیت کسب‌وکار سازمان را تضمین کند؟ مدیران عالی سازمان به دنبال پاسخ سوالات ِکلان‌تری نیز هستند:

  • آیا تمامی فرایندهای سازمان به صورت یکپارچه و در کنار هم، در حال ارزش‌افزایی برای کسب و کار هستند؟
  • عملکرد واقعی با عملکرد بودجه شده در فرایندهای مختلفی مانند فروش، تامین، منابع انسانی چقدر فاصله دارد و وضعیت تحقق شاخص‌های کلیدی عملکرد(KPIها) در این مقایسه چگونه است؟
  • آیا ادامه چرخش عملیات کسب ‌و‌کار به شکل فعلی آن در بازه‌های زمانی شش‌ماهه، یک‌ساله و دوساله آینده نیز سودآور خواهد بود؟
  • فرصت‌ها و مشتریان جدید برای محصولات جدید شرکت کدامند؟
  • چگونه از  کمبود نقدینگی سازمان  برای پرداخت حقوق پرسنل  جلوگیری کنیم؟

ابزارهای گزارش‌سازی داخل ERP ها با پایگاه داده اصلی تراکنشی (OLTP) ارتباط دارند و به دلیل ساختار تراکنشی و جزئی داده‌های مورد استفاده در آنها و شکل و ماهیت امکانات گزارش‌سازی متناسب با این ساختار داده، قادر به ارائه پاسخ اثربخش به مسائل کلان کاربران کسب و کار (Business Users) نیستند. برای پاسخ به این سوالات نیاز به اطلاعات تحلیل شده و دانش تصمیم‌ساز است، راهکار نرم افزاری هوشمندی تجاری با معماری چند لایه پالایش داده های انبوه، پایگاه داده تجمیعی و تحلیلی ایجاد می کند و با بکارگیری ابزارهای گزارش‌سازی، داشبوردسازی و تجریه و تحلیل که از این پایگاه دادها استفاده می‌کنند، می‌تواند مدیران سازمان را در دستیابی سریع، قابل اتکا و دقیق به این اطلاعات تحلیل شده و دانش تصمیم ساز توانمند کند. پس اگر سازمان شما به دنبال پاسخ چنین سوالاتی است و یا به عبارتی مدیران سازمان به دنبال اطمینان از موفقیت کلان و بلند مدت کسب‌وکار و اجرای صحیح استراتژی‌های تعیین شده هستند، بی شک علاوه بر گزارش‌سازهای ERP نیاز به راهکار نرم‌افزاری هوشمندی تجاری نیز خواهید داشت.

مقایسه قابلیت‌های نرم افزاری در گزارش سازهای ERP با هوشمندی تجاری

بسترهای نرم افزاری این حوزه، ۱۷ قابلیت را در قالب سه طبقه کلی زیرساخت های یکپارچه‌سازی، قابلیت های ارائه اطلاعات و قابلیت‌های تجزیه و تحلیل را برای سازمان ها فراهم می‌کند. با مد نظر قرار دادن طیف این قابلیت‌ها همانطورکه در شکل ۱ قابل مشاهده است، راهکار نرم‌افزاری هوشمندی تجاری علاوه بر قابلیت‌های گزارش‌سازی و گزارش‌گیری(Reporting) که اصلی‌ترین وجه مشترک آن با گزارش‌سازهای سیستم‌های نرم‌افزاری عملیاتی مانند ERPها محسوب می‌شود، قابلیت‌های قدرتمند دیگری نیز در اختیار کاربران کسب و کاری سازمان قرار می‌دهد. سازمان بر حسب نیاز خود می‌تواند از یک یا تمام این قابلیت‌ها پس از استقرار راهکار هوشمندی تجاری استفاده کند.


با این اوصاف، روشن است که نرم‌افزارهای حوزه هوشمندی تجاری، طیف بسیار گسترده‌تری از قابلیت‌ها را نسبت به ابزارهای گزارش‌سازی سیستم‌های عملیاتی و یا نرم‌افزارهای صفحه گسترده(Spreadsheet) مانند Excel فراهم می کنند که به ویژه در حوزه قابلیت‌‌های تحلیلی(Analytics) این تمایز مشهود است. این تمایز طبیعی است زیرا هوشمندی تجاری باید پوشش دهنده سطع کلان‌‌تری از نیازهای اطلاعاتی و دانشی مدیران و تحلیل‌گران کسب و کار باشد، نیازهایی که هدف آنها «هدایت چرخش چرخ کسب و کار در مسیر تعیین شده» است. بنابراین برای دستيابي به این هدف، علاوه بر قابلیت‌های گزارش سازی در ERP، سازمان نیاز به بکارگیری چندین قابلیت دیگر نیز دارد که فقط در راهکار نرم‌‌افزاری هوشمندی تجاری وجود دارند.

 بر اساس نتایج مقاله جاری و همچنین بررسی سطح قابل مقایسه بسترهای نرم افزاری هوشمندی تجاری با گزارش سازهای عملیاتی ERP ، در جداول زیر جمع‌بندی مقایسه‌ای جامع بین ابزارهای گزارش سازی داخل ERPها و راهکار نرم‌‌افزاری هوشمندی تجاری از منظرهای مختلف به طور خلاصه بیان شده است:

 جدول شماره یک - مقایسه‌ ابزارهای گزارش‌سازی داخل ERP ها و راهکار نرم‌‌افزاری هوشمندی تجاری از منظر «رسالت‌ها و اهداف»

 جدول شماره دو - مقایسه‌ ابزارهای گزارش‌سازی داخل ERPها و راهکار نرم‌‌افزاری هوشمندی تجاری از منظر «امکانات و قابلیت‌ها»

جدول شماره سه - مقایسه‌ ابزارهای گزارش‌سازی داخل ERPها و راهکار نرم‌‌افزاری هوشمندی تجاری از منظر «نوع داده‌ها و گزارش‌ها»

ابزارهای گزارش سازی ERP در راستای دستاوردهای هوشمندی تجاری

اما آیا ابزارهای گزارش‌‌‌‌سازی داخل ERP، صرفاً برنامه‌هایی برای ساخت گزارش‌های عملیاتی هستند و کاملاً مجزا از راهکار نرم‌افزاری هوشمندی تجاری بکار گرفته می‌شوند؟ در پاسخ می‌توان گفت استقرار هوشمندی تجاری در یک سازمان پروژه ای بزرگ و بلند مدت است و در مدت اجرای آن فرایندهای سازمان در تمام سطوح درگیر  و نیازهای اطلاعاتی سطح کلان و عالی در کنار نیازهای اطلاعاتی لایه های میانی و عملیاتی سازمان تحلیل می‌شود و حتی می‌توان گفت که این نیازهای اطلاعاتی به یکدیگر گره خورده و یکپارچه می‌شوند و از اطلاعات تمامی برنامه‌های نرم‌افزاری قبلی مستقر شده در سازمان استفاده خواهد شد؛ در نتیجه بدیهی است در یک پروژه استقرار هوشمندی تجاری، ابزارهای گزارش‌سازی داخل ERP ها نیز به کار گرفته شده و گزارش های خروجی آنها نیز در راستای دستاوردهای هوشمندی تجاری قابل کاربرد باشد. لذا می‌توان گفت که ابزارهای گزارش‌سازی سیستم های عملیاتی پایه(مانند ERPها)، در صورت استقرار راهکار نرم‌افزاری هوشمندی تجاری در سازمان به عنوان بخشی از این راهکار ایفای نقش می‌کنند و طیف خاصی از گزارش‌ها که در حوزه اطلاعات عملیاتی- جزئی و تراکنشی هستند و مورد نیاز پروژه استقرار هوشمندی تجاری است، از طریق این ابزارها و برنامه های نرم‌افزاری ساخته می شوند؛ لذا این دو گروه نرم افزار، هیچ گاه رقیب یا جایگزین هم نخواهند بود و بلکه در یک پروژه استقرار راهکار هوشمندی تجاری مکمل یکدیگرند.

منبع :  همکاران سیستم

http://www.systemgroup.net/articles/3172

 

بررسی چالشها و موانع در استقرار ERP در دانشگاه شهید بهشتی



خلاصه مقاله:

سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان از آخرین ابزارهای مدیریتی است كه قادر است اطلاعات موجود در سازمان را با استفاده از فناوری اطلاعات درتمام حوزه های فعالیت سازمان به طور منسجم و یكپارچه جمع آوری نموده و این اطلاعات و نتایج حاصل از آن را در اختیار استفاده كنندگان آن در سطوح مختلف سازمان قرار دهد. به كارگیری سیستم ERP یك فعالیت با هزینه بالا می باشد كه نسبت قابل توجهی از منابع سازمان را در بر می گیرد همچنین این فعالیت دارای درجه ریسك و عدم اطمینان زیادی می باشد چرا كه اگر یك مدیریت ناصحیح صورت پذیرد به طور معكوس در حوزه های مختلف و در سطوح گوناگونی بر دانشگاه تاثیر گذاشته و در بعضی مواقع عملیات ا ساسی دانشگاه را به مخاطره می اندازد. در این پژوهش پس از بررسی ادبیات موضوعی و مذاكره با خبرگان و متخصصان ERP موانع پیاده سازی سیستم های ERP شناسایی شده و سپس به دسته بندی این عوامل پرداخته شده است دسته اول موانع سازمانی، دسته دوم موانع فردی و دسته سوم موانع تكنولوژیكی می باشند سپس برای بررسی میزان تاثیرگذاری عوامل مذكور در پیاده سازی ERP در دانشگاه شهید بهشتی مبادرت به توزیع پرسشنامه در میان جامعه آماری تحقیق و بررسی نتایج حاصل از پرسشنامه پرداخته شد.

كلمات كلیدی:

برنامه ریزی منابع سازمان ERP، موانع سازمانی، موانع فردی، موانع تكنولوژیكی

 

لینک مقاله:  http://www.civilica.com/Paper-IRERP01-IRERP01_009.html

 

ارزیابی عملكرد سیستم های ERP با رویكرد كارت امتیازی متوازن

خلاصه مقاله:

سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان ERP عبارتند از نرم افزار های تجاری كه می توانند به عنوان نرم افزارهای كاربردی، استاندارد و قابل سفارشی شدن تعریف شوند؛ و راه كارهای سازمانی را برای فرایندهای صف و ستاد یك سازمان ارائه نمایند. به طور سنتی، در ارزیابی عملكرد سیستم های ERP بر روی شاخصهای مالی تاكید شده است، كه معمولاً نتایج عملكرد گذشته را انعكاس می دادند. در این پژوهش از روش كارت امتیازی متوازن برای ارزیابی عملكرد سیستم های ERP بهره گرفته شده است. چهارچوبی كه یك مجموعه جامع از چشم انداز های كلیدی را ارائه می كند تا به طور همزمان و منسجم عملكرد سیستم های ERP را ارزیابی كند. به علاوه، به طور میدانی شركت هائی را كه از سیستم های ERP استفاده می نمودند را مورد مطالعه قرار داده، تا مشخص شود كه آیا اهداف تعریف شده برای سیستمهای ERP توانسته اند عملكرد بعد از بكارگیری ERP را تحت تاثیر قرار دهند و چشم انداز و استراتژی یك شركت را در همه سطوح سازمان تفسیركنند. بر اساس یافته های تحقیق، از یك مدل رگرسیون برای ارزیابی عملكرد سیستم های ERP استفاده و نشان داد شد كه چشم اندازهای مالی ارتباط معناداری با چشم اندازهای غیر مالی دارند.

 

كلمات كلیدی:

ارزیابی عملكرد، برنامه ریزی منابع سازمان، كارت امتیازی متوازن.

لینک مقاله :  http://www.civilica.com/Paper-IRERP01-IRERP01_003.html

 


  


ارزيابي تاثير سيستم‌هاي برنامه‌ريزي منابع سازماني (ERP) بر ارزش سهامدار


مقدمه:


سيستم‌هاي ERP با کمک به ‌افزايش بهره‌وري و ارتقاء عملکرد شرکت  بايد به شکل افزايش سودآوري بروز و ظهور يابند. اين افزايش سودآوري در نهايت بايد منجر به ‌افزايش ارزش و سود سهامدار شود.


شرکتها به ‌طور روزانه ‌و معمول سرمايه‌گذاري‌هاي مالي انجام مي‌دهد؛ با اين انتظار که‌ اين سرمايه‌گذاري از طريق افزايش ارزش سهام شرکت, براي سهامداران سودمند باشد. بنابراين, بايد مهمترين معيار سرمايه‌گذاري هر شرکت, تاثيري سرمايه‌گذاري بر ارزش و سود سهام باشد.


هرچند‌ در تحقيقات مختلف با استفاده ‌از روش مطالعه رويدادها (یک روش آماری برای ارزیابی تاثیر یک رویداد در ارزش یک شرکت می باشد), تاثير کوتاه ‌مدت بر قيمت سهام را بررسي مي‌کنند, اما اين مطالعه ‌اين موضوع را مطرح مي‌کند که‌ سود در افق بلند مدت خريد و نگهداري, مقياس دقيقتري است؛ زيرا سيستم‌هاي ERP سرمايه‌گذاري‌ بلند مدت هستند.


تحقيقات قبلي و ايجاد فرضيه:


شواهد نشان مي‌دهد که ‌در بلند مدت, بازار سودآور و کارآمد است. بنابراين, قيمت سهام شرکت در بازار بايد با توجه به سود مازاد ‌که مورد انتظار عموم (بر اساس اطلاعاتشان) است, باشد. نتيجه‌اين مي‌شود که‌وقتي سود حاصل از سيستم ERP تحقق مي‌يابد, و بازار از اين سود‌ آگاه ‌مي‌شود, ارزش اين افزايش‌ها و پيشرفت‌ها در قيمت سهام لحاظ ‌خواهد شد. دوره ‌مناسب ارزيابي براي اين نوع واقعه, چند ماه‌ و حتي چند سال طول مي‌کشد و نه‌ چند روز. تحقيقات نيز نشان داده، ‌رابطه‌اي قوي بين سود و زمان طولاني تر وجود دارد. اين روش بلند مدت, خصوصا براي سيستم‌هاي ERP, که‌ نمايانگر سرمايه‌گذاري‌هاي قابل توجه‌ و مورد انتظار براي افزايش درآمد‌ها در بلند مدت مي‌باشند,  مناسب است. با اين فرض که‌ سيستم‌هاي ERP مزيت رقابت پذيري را فراهم مي‌کنند, مي‌توان انتظار داشت که‌ اين مزيت رقابت پذيري در شکل افزايش سود مازاد ‌نمود مي‌يابد. اين افزايش سود مازاد منجر به‌افزايش پرداخت سود سهام يا افزايش قيمت‌هاي سهام مي‌شود که‌ نشانگر سرمايه‌گذاري دوباره‌ اين سود‌هاي بازگشتي در شرکت مي‌باشند و هر دوي آنها بر سود سهامدار در بلند مدت تاثير مي‌گذارند. اين امر منتهي به‌فرضيه‌زير مي‌شود :


فرضيه: اجراي سيستم‌هاي برنامه‌ريزي منابع سازمان (ERP) بر سود و ارزش سهامدار تاثير مثبت دارد.


روش تحقيق:


 مدل نگهداري و خريد بلند مدت, از آگن و ژانگ براي محاسبه ‌سود‌هاي غير نرمال جهت آزمون اوليه ‌فرضيه, به ‌کار مي‌رود                                                 


فرضيه ‌صفر بيان مي‌کند که ‌بسياري از سود‌هاي غير نرمال خريد و نگهداري برابر با صفر هستند, در مقابل, فرض جايگزين اظهار مي‌کند که‌ اين سود‌ها بيشتر از صفر هستند.


مدل رگرسيون چند متغيره‌ زير که ‌از اولسون گرفته ‌شده, براي آزمون تفاوت بين سود‌هاي غير نرمال قبل و بعد از اجراي ERP به‌کار مي‌رود


نمونه‌داده‌ها : نمونه‌، متشکل از 145 شرکت که‌ در سال‌هاي 1994 تا 2003 سيستم‌هاي ERP را پياده سازي کرده بودند


 نتايج تجربي:


شکل (1) تصويري از سود‌هاي غير نرمال را در دوره ‌ده ‌ساله از قبل تا پس از استقرار ERP, ارائه‌ مي‌دهد. اين الگو نشان دهنده ‌افزايش بعد از سال اجرا (t) است که ‌در سال t+2 در 5/27 درصد به‌ اوج خود رسيده ‌و سپس, هر سال و تا رسيدن به‌ ميزان 7/12% در سال t+ 5 کاهش مي‌يابد. همچنين, اين الگو نشان مي‌دهد که‌در سال اجرا (t) و دو سال قبل از اجرا (t-1 و t-2) سود‌هاي غير نرمال 5% يا کمتر بودند.


جدول  (2) جزئيات بيشتر در مورد اين سود‌ها, را ارائه ‌داده ‌و شاخص آماري t را وارد مي‌کند و نشان مي‌دهد که ‌سود‌هاي غير نرمال در سال اجرا و دو سال قبل از اجرا, به‌ لحاظ آماري از صفر متفاوت نيستند. در مقابل, سود‌هاي غير نرمال در کل پنج سال  قبل از اجرا, به‌لحاظ آماري معنادار بودند. اين نتايج اين فرضيه‌را تاييد مي‌کنند که ‌اجراي سيستم‌هاي ERP بر ارزش و سود سهامدار, به‌صورتي که ‌با سود‌هاي بلند مدت خريد و نگهداري اندازه‌گيري مي‌شود، تاثير مثبت دارند.


جدول (3) نتايج رگرسيون را خلاصه‌ مي‌کند. پنل A کل نمونه‌ متشکل از 1361 مشاهده ‌شرکت- سال را شامل شده‌ و در آن داده‌هاي گم شده ‌وجود ندارد؛ پنل B نتايج مربوط به‌ 109 شرکت را ارائه ‌مي‌دهد که‌داده‌هايشان در هر ده‌ سال در دسترس بوده ‌و 1090 مشاهده ‌سال- شرکت حاصل مي‌شود.


که‌PRICE= قيمت سهام؛ IMP= متغير دو شقي که‌براي دوره‌هاي بعد از اجرا در (1) و براي دوره‌هاي قبل از اجرا در (0) تنظيم شده‌است. EPS= درآمد در هر سهم. BVPS= ارزش ثبتي در هر سهم. BULL= متغير دو شقي که‌براي bull market در 1 و براي دوره‌هاي bear market در صفر تنظيم شده‌است.


نتايج جدول (3) نشان مي‌دهد که‌متغير مورد نظر (IMP) در سطح 05/0 براي کل نمونه ‌معنادار بوده ‌و در سطح 10/0 براي نمونه‌فرعي معنادار است که‌اين نشان مي‌دهد که‌قيمت سهام با اجراي ERP ارتباط مثبت دارد. همانطور که‌انتظار مي‌رود, ضرايب مربوط به‌ديگر متغير‌هاي مستقل, با وارد کردن متغير کنترل براي تاثير بازار bull در برابر بازار bear به‌ميزان زيادي معنادار هستند. شاخص آماري F و نتايج مربع R اصلاح شده ‌نشان مي‌دهند که‌اين مدل به‌ خوبي تعيين شده ‌است. اين نتايج اين فرضيه‌را تاييد مي‌کنند که‌اجراي سيستم‌هاي ERP با قيمت سهام ارتباط مثبت دارند و بنابراين عقيده ‌بر اين است که‌ ارزش و سود سهامدار بعد از کنترل ديگر عوامل بايد با قيمت سهام ارتباط داشته ‌باشد.


نتايج:


 اين مطالعه, تاثير سيستم‌هاي ERP بر سود سهامدار را با استفاده‌از سود‌هاي بازگشتي طولاني مدت و قيمت سهام در نمونه‌اي از شرکت‌ها که‌بين سال‌هاي 1994 و 2003 سيستم‌هاي ERP را اجرا کرده‌بودند, بررسي مي‌کند. نتايج اين مطالعه‌ نشان مي‌دهند که ‌ميانگين سود براي شرکتهاي مذکور بسيار بيشتر از سودي است که ‌مطابق شاخص اندازه‌گيري شده‌ سود سهام در پايگاه ‌داده‌هاي  CRSP (مرکز تحقيق قيمت‌هاي سهام) در طي پنج سال بعد از اجراي ERP سيستم‌ها بايستر بدست آيد. علاوه ‌بر اين, زمانيکه ‌اين تحليل با استفاده ‌از مدل رگرسيون قيمت براي مقايسه ‌دوره ‌پنج ساله ‌بعد از اجرا به‌ پنج سال قبل بسط مي‌يابد, مشخص مي‌شود که‌قيمت‌هاي سهام با اجراي ERP ارتباط و پيوند مثبت دارند. در کل, شواهد و مدارک به‌دست آمده ‌اين فرضيه ‌را تاييد مي‌کنند که ‌اجراي سيستم‌هاي ERP بر سود سهامدار تاثير مثبت دارند.


اين نتايج براي سرمايه‌گذاران, فروشنده‌هاي ERP و مديران سازمانها و شرکتها مهم است، زيرا اجراي اين سيستم‌ها بسيار گران است، و داشتن ‌شواهد تجربي مبني بر اينکه اين سيستم ها بر سود سهامدار تاثير مثبت دارد بسيار در تصميم گيري موثر خواهد بود.

منبع : وبلاگ محمد بهروان

http://fumblog.um.ac.ir/fumindex.php?op=Default&postCategoryId=1266&blogId=537


+++++++

الف)رزش سهامدار معمولا از ديد متخصصان مالي بررسي ميشود

دويل، غايت ايجاد ارزش در يك كسب و كار را ارزش سهامدار عنوان ميكند. به اعتقاد وي ارزش سازماني مبنايي براي ارزش بازاريابي است، ارزش بازاريابي پايه اي براي ايجاد ارزش مالي است و ارزش مالي هم پيشنياز ارزش سهامدار شامل سود تقسيمي يا تخصيصي و رشد سرمايه است 

ب) سود غير نرمال/ طبيعي : در امور مالی، سود غیر نرمال،  تفاوت بین سود واقعی اوراق بهادار و سود مورد انتظار است

گاهی "رويدادها" محرک سود غير نرمال هستند . رویدادها می تواند ادغام، اعلان سود سهام، اطلاعيه درآمد شرکت ، نرخ بهره افزایش ، دادخواهی، و غیره باشد


 


نمونه سوالات آقای دکتر کاهانی

| | ارسال نظر | بازتاب (0)

 

 نمونه سوالات آقای دکتر کاهانی از وبلاگ دانشجویان ترم پیش

 

http://fumblog.um.ac.ir/fumindex.php?op=ViewResource&blogId=765&resource=5012-Capture.JPG


ABC – ABB – ABM

| | ارسال نظر | بازتاب (0)

  Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

 ABC – ABB – ABM

 

  مقدمه

رشته حسابداري به مديران ﺁموزش هايي در سطح  عالي مي دهد، زيرا اين رشته با بسياري از جنبه هاي مختلف سازمان گره خورده است. وظايف حسابدار با برنامه ريزي، كنترل و تصميم گيري مديريت پیوند تنگاتنگ دارد. مطالعه حسابداري صنعتي پیشرفته بينش هاي فراواني درباره ي نقش مدیر و حسابدار در سازمان ارا ئه مي كند. مدير ﭼه تصميماتي مي گيرد؟ حسابداري چگونه مي تواند به مدير كمك كند؟ تحولات سريع در صنايع توليدی جهان، شامل رقابت سنگين در بازارهای جهانی، نوآوري های تکنولوژی و پيشرفت سيستم های کامپیوتری بوده است. اين تحولات موجب شده است که شرکت هايي که توان هماهنگ کردن عمليات خود را با شرايط جديد داشته اند به صورت شرکت هايی موفق جهانی درآيند و شرکت هایی که چنين توانی را نداشته اند از بازار رقابت خارج شوند .در شرايط جديد، حسابداران مديريت نيز ناچار از ابداع و بکارگيری روش ها و سيستم هايی بوده اند که جوابگوی نيازهای روز شرکت ها باشد و از جمله اين روش ها

1-   هزینه یابی بر مبنای فعالیت (ABC)

2-   بودجه بندی بر مبنای فعالیت (ABB)

3- مدیریت بر مبنای فعالیت (ABM)

 هزينه يابي بر مبناي فعاليت (  Activity Based Costing)

تعريف ABC :

هزينه يابی بر مبناي عمليات، از روش های نوين هزينه يابی است. اين روش با بررسي فعاليتهايي که مستقيما در فرايند عملياتی دخالت دارند، به ارائه اطلاعات دقيق بهای تمام شده مي پردازد.

تاريخچه ABC :

از اوايل دهه 80 سازمان ها به اين نتيجه رسيدند که برای بقای خود و ارائه خدمات برتر به مشتريانشان بايستی شيوه و فرايندهای خود را بهبود بخشند و ضمن افزايش مستمر کيفيت، هزينه ها را به نحو قابل قبولی پايين آورند.

تفکر ايجاد ارتباط بين هزينه ها و فعاليت ها در اواخر دهه 60 و اوايل 70 در آثار سالومنز و استاباس ديده شده است اما به صورت آکادميک در دهه 80 مطرح شده است.

مفاهيم ABC

ABC چيست؟

هزينه يابی بر مبنای فعاليت كه داخل ساختار سيستم حسابداری هزينه قرار می گيرد.

آيا ABC  يک روش ارزيابی موجودی کالا است؟

•    اين روش می تواند همانند روش های سنتی برای ارزيابی موجودی کالا استفاده گردد. يا با کمک سيستم های کامپيوتری فقط برای بدست آوردن اطلاعات بيش تر و دقيق تر برای تصميمات مديران استفاده شود.

•    اگر ABC به عنوان يک مدل حمايتی برای تصميم گيری، فقط يکبار در سال انجام شود ديگر نمی تواند يک روش ارزيابی موجودی کالا محسوب گردد.

•        اگر ABC کاملا جايگزين سيستم هزينه يابی سنتی گردد، به يک روش ارزيابی موجودی کالا تبديل می گردد.

آيا  ABC يک روش تجميع هزينه است؟

روش های تجميع هزينه :

•        هزينه يابی سفارش کار

•        هزينه يابی فرايند

هزينه يابی بر مبنای فعاليت يک روش تجميع هزينه نمی باشد بنابراين جايگزين اين روش ها نمی شود. اما ABC برای افزايش دقت هزينه های محصول که هم در هزينه های سفارش کار و هم هزينه يابی فرايند مشخص شده اند مورد استفاده قرار می گيرد.

هزينه هاي ثابت و متغير در ABC چگونه هستند؟

ABC به هزینه ها بر اساس یک چشم انداز بلند مدت می نگرد در حاليكه در نگرش بلند مدت هزينه ثابت وجود ندارد و همه هزينه ها متغير هستند.

ABC چگونه هزينه هاي ثابت و متغير را در بر مي گيرد؟

هزينه هاي فعاليت هاي ثابت و متغير مي توانند شناسايي و با استفاده از نرخ هاي مبتني بر فعاليت به محصولات و خدمات مرتبط شوند. (نرخ هاي جداگانه براي هزينه هاي ثابت و متغير در نظر گرفته شود)

ABC و تخصيص هزينه سربار

 در بحث و گفتگوهاي مديران به منظور تصميم گيري همواره بر اهميت ارقام صحيح در مورد هزينه هاي توليد و بازاريابي تاكيد مي شود. ارقام مربوط به بهاي تمام شده با توجه به نحوه تخصيص هزينه هاي سربار به محصولات و خدمات به نحو چشمگيري متفاوت مي باشد.

يكي از وظايف و مشكلات مهم حسابداري در محاسبه بهاي تمام شده مربوط به تخصيص هزينه هاي سربار مي باشد.

 روشهاي تخصيص هزينه سربار در روش سنتی :

•        تخصيص كلي سربار

•        گردآوري و تخصيص هزينه ها برحسب دواير

روشهاي تخصيص هزينه سربار در روش ABC :

•        برخی معتقدند ABC تکامل يافته روش تخصيص هزينه برحسب دواير است.

•        ABC بر فعاليت هايی تاکيد دارد که موجد هزينه هستند هزينه آن ها بالاست و بايستی کارأمد شده يا تغيير يابند.

•    درABC نرخ هزينه برای هر واحد موجد هزينه (محرک هزينه) محاسبه شده و هزينه ها از طريق ضرب نرخ موجد هزينه در حجم موجد هزينه بدست می آيد.

•     در ABC به جای تخصيص نرخ سربار به هر دايره نرخ موجد هزينه برای هر مرکز فعاليت به طور جداگانه محاسبه می شود. به عبارتی هر فعاليت دارای مخزن هزينه مربوط به خود است.

اصول و مباني ABC :

1.    هزينه هاي سربار اختصاص يافته به محصولات و خدمات، بايستي هزينه سرباري كه واقعا براي آن محصولات صرف شده را منعكس نمايد.

2.       اين هدف از طريق يك تجزيه و تحليل از فعاليت ها و علل به وجود آمدن فعاليت ها محقق مي شود.

3.       فعاليت ها آنچه كه شركت انجام مي دهد مي باشند.

4.       فعاليت ها را مي توان در سطوح مختلفي از جزئيات تعريف نمود.

5.       فعاليت ها منابع را مصرف مي نمايند و بايد براي كسب و كار ارزش ايجاد نمايند.

6.       مصرف منابع موجب مي شود كه هزينه ها اتفاق بيفتد.

7.       بنابراين فعاليت ها هزينه ها را به وجود مي آورند.

8.       مديران در گذشته مي كوشيدند تا هزينه ها را به طور مستقيم مديريت نمايند.

9.    ABC بيان مي كند كه بهتر است فعاليت هايي كه موجب به وجود آمدن هزينه ها مي شوند مديريت شوند. (مديريت علل بوجود آمدن هزينه ها)

1- تعريف فعاليت ها و هزينه هاي آنان

تعريف فعاليت :

هر عملي كه به منظور توليد، توزيع و ارائه خدمات انجام شود و ماهيت تكراري داشته باشد فعاليت يا كار ناميده مي شود.

روش هاي شناسايي و طبقه بندي فعاليت ها :

n     توجه به نمودار سازماني و نمودار فرايندها

n     شناسايي و طبقه بندي فعاليت هاي همگن

n     توجه به سلسله مراتب ABC

سلسله مراتب ABC :

1.   هزينه مربوط به سطح واحد محصول (منابعي كه صرفا بر روي هر واحد از محصول انجام مي گيرد مثل : انرژي، استهلاك ماشين و تعميرات)

2.     هزينه مربوط به گروه محصول (هزينه هايي كه بر روي گروهي از محصولات انجام مي شود)

3.     هزينه هاي پشتيباني محصولات ( طراحي، 1 مهندسي و ...)

4.       هزينه هاي امكانات پشتيباني ( هزينه ساختمان، اجاره و ...)

2- تعيين محرك هزينه ها

تعريف محرك هزينه :

در روش سنتي محرك هاي هزينه مرتبط با حجم، نظير: مقدار توليد، ساعت كار مستقيم و ساعت كار ماشين آلات تنها عواملي كه موجب ايجاد هزينه مي شوند دانسته مي شدند.

 اما در روش ABC كليه رويدادها يا فعاليت هايي كه منجر به وقوع هزينه مي شوند محرك هاي هزينه هستند. در ABC فعاليت ها به عنوان منابع هزينه شناسايي مي شوند و هزينه هاي سربار براساس مباني منطقي تعيين شده يا همان محرك هاي هزينه به محصولات تخصيص داده مي شوند.

موارد مهم در انتخاب محرك هاي هزينه :

1.       ميزان همبستگي

2.       هزينه اندازه گيري

3.       ﺁثار رفتاري

در سيستم ABC هرچه تعداد محرك هاي هزينه متنوع تر و ضريب همبستگي ميان محرك و فعاليت بيشتر باشد تخصيص هزينه سربار با دقت بيشتري انجام مي شود. اما امكان دارد هزينه اندازه گيري محرك هزينه بالا رود.

پيش فرض های اجرای ABC :

1.       محصولات تفاوت زيادی با هم داشته باشند.

2.       تنوع محصولات توليد شده بالا باشد

3.       هزينه های سربار , مبالغ قابل توجهی را تشکيل دهد و اين مبالغ سير صعودی داشته باشد.

4.       قيمت فروش بر اساس بازار تعيين می شود.

5.     دانش فنی توليد بالا باشد.

چهار گام در طراحی ABC :

1.       تشخيص و معرفی فعاليت های اصلی يک شرکت

2.       تعيين محرک های اوليه و ثانويه برای اين فعاليت ها

3.       ادغام فعاليت ها در يک مخزن هزينه مشابه

4.       گزينش محرک های فعاليت برای نشان دادن هر هزينه

مدل هاي سيستم ABC :

1.       مدل اوليه

2.       مدل دو بعدي

مدل اوليه :

جهت فراهم آوردن اطلاعات براي تصميم گيري هاي استراتژيك مطرح گرديد. خصوصا تهيه اطلاعات بهاي تمام شده خدمات.

كاربرد و مزاياي مدل اوليه ABC :

1.       كاربرد در تصميم گيري هاي استراتژيك

2.       تجزيه و تحليل هزينه ها

3.       سودآوري خدمات

4.       بهبود فعاليت هاي سازماني

5.       مديريت و اداره كردن فعاليت ها

6.       تعيين اولويت براي كاهش هزينه ها

نارسايي هاي مدل اوليه ABC :

1.       تك كاربردي بودن آن

2.       عدم ارائه اطلاعات مستقيم در مورد هزينه ها و فعاليت ها خصوصا در مورد هزينه هاي سربار

اين محدوديت ها ي مدل اوليه منجر به ارائه مدل دو بعدي ABC شد.

مدل دو بعدي :

انتظار از ABC جهت فراهم كردن اطلاعات عملياتي در فعاليت ها منجر به پيدايش مدل دوبعدي سيستم ABC گرديد.

هدف مدل دو بعدي :

ايجاد يك فرايند بهبود دائمي براي فعاليت هاي داخل و خارج از سازمان

اطلاعات بدست آمده از مدل دو بعدي :

1.       اطلاعات درباره فعاليت ها

2.       اطلاعات درباره استفاده كنندگان از خدمات

3.       اطلاعات در مورد فعاليت هاي غير توليدي

مراحل هفت گانه پياده سازی ABC :

1.       برنامه ريزی پروژه

2.       تعيين منابع مالی و عملياتی

3.       تعريف فعاليت ها و فرايندها

4.       توسعه طرح مفهومی مدل هزينه

5.       سنجش اعتبار و پايايی مدل هزينه

6.       تدارک اطلاعات جديد

7.     اطمينان از به روز بودن نظام انتخابی

مراحل بکارگيری ABC :

1.       توجيه مديريت

2.       ايجاد يک استراتژی و برنامه ريزی برای استفاده از مزايای بالقوه استفاده از ABC

3.       جمع آوری اطلاعات مورد نياز برای طراحی مدل

4.       طراحی سيستم ABC

5.       استفاده از اطلاعات ABC در فرايند بهبود سازمانی

ABC و تخصيص منابع :

هزينه ها ناشی از مصرف منابع هستند.

هزينه ها برای اهداف زير تحقق می يابد:

1.       کسب انگيزش بيشتر

2.       محاسبه سود و ارزيابی دارائي ها

3.     تعيين بها يا تنظيم صورت وضعيت

مراحل تخصيص هزينه مبتنی بر ABC :

گام اول : تعيين هزينه فعاليت ها

گام دوم : توسعه نقشه عمليات براي نشان دادن جريان كار و روابط بين فعاليت ها

گام سوم : جمع آوري داده هاي هزينه مرتبط و جريان فيزيكي واحدهاي محرك هاي هزينه از ميان فعاليت ها و منابع

گام چهارم : محاسبه و تفسير اطلاعات بر مبناي فعاليت

مزايای سيستم ABC :

1.       بهبود سيستم هزينه يابی و تخصيص هزينه های شرکت به طور مطلوبتر

2.       تعيين بهای تمام شده و قيمت گذاری محصولات به طور منطقی تر و دقيقتر

3.       کنترل عمليات شرکت وبرنامه ريزی کاراتر، صحيح تر و دقيق تر مديريتی

4.       کمک به تصميم گيري های کاراتر، صحيح تر و دقيق تر مديريتی

5.       ارزيابی صحيح تر از عمليات مالی مديران

6.       شناسايی فعاليت های هزينه زا و فاقد ارزش

7.       امکان وجود کنترل هزينه ها

8.       موجب تغيير نگرش بسياری از مديران نسبت به هزينه های سربار

9.       ايجاد شرايط لازم برای افزايش سهم بازار

10.   توجيه حاشيه فروش و تسهيل رقابت

11.   تصميم گيری در خصوص توليد يا توقف توليد

12.عملی کردن مفهموم مشتری مداری

 

محدوديتهای روش ABC :

1.       رابطه يکطرفه بين حجم فعاليت و هزينه ها

2.       چشم پوشی از امکان وجود هزينه ها و توليدات مشترک

3.     ناديده گرفتن ظرفيت (اضافی، منابع کمياب) و ميزان سودمندی منابع

معايب سيستم ABC :

1.       هزينه های گزاف ناشی از تعداد مراکز فعاليت و عوامل هزينه زا

2.     استمرار ضرورت تخصيص برخی هزينه ها بر اساس معيارهای قراردادی مبتنی بر حجم

بودجه بندی بر مبنای فعالیت (Activity Based Budgeting)

تعاريف و کارکردها :

1.  ABC يک روش سيستماتيک جهت برنامه ريزی کنترل و بودجه بندی منابع يک سازمان است.

2.   زمانی که بودجه بر مبنای فعاليت تصويب می شود، ABB بخش کليدی از اقتصاد داخلی است که بين عرضه و تقاضا توازن برقرار می کند.

3.   ABB باعث می شود مديران ظرف دوره ای ميان مدت تا بلندمدت به هزينه های ثابت به عنوان هزينه های متغير بينديشند.

ويژگيهاي  ABB :

1.       انتظارات مشتري را با منابع قابل دسترس سازمان تطبيق مي دهد.

2.    به جاي تاكيد بر يك  Benchmark (الگوبرداري) اختياري، مثل بودجه سال گذشته، بر بودجه‌هايي تاكيد دارد كه بر اساس بازگشت به سرمايه گذاري ها قرار دارد.

3.       يک بودجه منعطف را بر مبنای حجم کار فعاليت توسعه می دهد.

4.       برنامه ريزی مکرر و دائمی را مورد حمايت قرار می دهد.

5.       موارد زائد و بی ارزش را در بودجه شناسايی کرده و برنامه های عملی برای حذف آنها ايجاد می کند.

6.       حجم کارها را برای ايجاد سيستم ABB پيش بينی می کند.

 

7.       كليه فعاليت هاي سازمان را با استراتژي هاي كسب و كار مشتري منطبق مي سازد.

8.       مانع از افتادن در دام دفاع از پروژه هاي مشتري مي گردد.

9.    از اينكه ايده هاي مشتري را مورد قضاوت قرار داده و اولويت هاي خود را براساس آن ها تعيين كنيم جلوگيري مي كند و فعاليت هايي را كه سازمان بايد براي انجام آنها كوشش كند را مشخص مي نمايد.

10.   سرمايه و وقت لازم براي سرمايه گذاري هاي بحراني در داخل سازمان را پيش بيني مي كند.

11.   نرخها و قيمت هايي را كه عادلانه، قابل دفاع و قابل مقايسه outsourcing هستند را تعيين مي ‌كند.

12.  امروزه بسياري از شركت ها و سازمان هايي كه با روش هاي سنتي و تاكيد بر عناصر هزينه‌اي نمي ‌توانند خواسته هاي خود را برآورده سازند به استفاده از ABB و تاكيد بر اهميت بودجه بندي ازطريق فعاليت ها و مراحل آن روي آورده اند.

13.   پيش بينی درآمد

14.   مديريت ظرفيت

 هدف اصلی ABB چيست؟

هدف اين سيستم نشان دادن ارتباط بين منابعي است كه سازمان براي مصرف آن ها جهت توليد محصولات برنامه ريزي مي كند. به كمك ABB بايد بر توليد محصولاتي كه موفقيت سازمان را موجب مي شوند تمركز يافت و سپس با مديريت منابع سازمان اعم از زمان، پول، نيروي انساني و غيره منابع بيشتر را به فعاليت هايي اختصاص داد كه موجبات آن را فراهم مي سازند.

مراحل بودجه بندی بر مبنای فعالیت :

1.       برآورد تعداد محصول نهایی (تولید و فروش برای دوره بعد)

2.       پیش بینی میزان تقاضای فعالیت ها در درون سازمان

3.       محاسبه منابع مورد تقاضا برای فعالیت های پیش بینی شده

4.       تعیین عرضه واقعی منابع

5.     تعیین ظرفیت منابع

تفاوت ABB با بودجه بندي سنتي :

ABB برخلاف بودجه بندي سنتي كه عوامل هزينه اي نظير جبران خدمت، ماموريت يا آموزش را توصيف مي كند، معرف بودجه اي است كه هزينه خدمات و محصولات يك سازمان را نشان مي‌دهد.

 بودجه بندی سنتی صرفا بر مبنای مذاکره ميان مديران و سرپرستان اجرايی قرار دارد اما در ABB مديران بايستی در نظر بگيرند که چه منابعی واقعا مورد نياز هستند.

تفاوت ABB و ABC :

ABBاز هزينه يابي بر مبناي فعاليت يا ABC متمايز است. ABB قبل از اينكه سال مالي آغاز شود انجام مي ‌گردد درحالي كه ABC تغييراتي است كه به سيستم هاي حسابداري اعمال مي ‌شود تا هزينه ها طي سال رديابي شوند.

مدیریت بر مبنای فعالیت : (Activity Based Management) :

•    مديريت بر مبنای فعاليت ( ABM ) رويکرد فلسفه مديريتی است که ضمن آن بنگاه اقتصادی به مثابه مجموعه ای از فعاليت های به هم پيوسته درنظر گرفته می شود که فعاليت ها در نهايت بايد درخدمت ارزش آفرينی برای مشتريان قرار گيرند. مديريت بر مبنای فعاليت بر اين فرض استوار است که در يک بنگاه اقتصادی، انجام فعاليت ها موجب ايجاد هزينه می گردد و بنابراين از طريق اعمال مديريت بر فعاليت ها،‌ مديريت بر هزينه ها قابل اعمال خواهد بود.

•    هدف مديريت بر مبنای فعاليت عبارت است از :پاسخگویی به نیاز مشتریان با حد اقل استفاده از منابع سازمان . بودجه بندی سنتی و گزارش های مقايسه ای در اين روش، هزينه ها را برحسب حوزه های مسئوليت ( دواير) تفکيک می نمايد، درحالي که در رويکرد مديريت بر مبنای فعاليت ضروری است هزينه ها برحسب فعاليت ها تفکيک شده و بر اين اساس اطلاعات سودمندی درخصوص بازده و نتايج هريک از فعاليت ها و تحليل و مقايسه هزينه های انجام يافته با نتايج (خروجی های) هريک از فعاليت ها بدست داده شود.

 

 

 بنابراين در روشهای سنتی، گزارشگيری اساسا برحسب دواير صورت می پذيرد، درحالي که در رويکرد ABM گزارشگری براساس فعاليت ها انجام می گيرد .

خصوصيت پراهميت ديگر گزارشگيری بر اساس ABM اين است که يک فعاليت در مجموعه واحدهايی که در انجام يک فعاليت معين مشارکت دارند رديابی شده و جمع هزينه های مربوط به فعاليت مورد نظر در واحدهای مختلف شناسايی و منعکس می گردد. بعنوان مثال در پاسخگويی به سفارش مشتری، دواير مختلف توليد و فروش مشارکت دارند و اين دواير می کوشند فی المثل يک سفارش معوق را تسريع نمايند و محصول را به مشتری تحويل دهند. امور مالی به ارزيابی و کنترل اعتبار مشتری می پردازد و نهايتاً واحد خدمات فروش انجام هماهنگی ها و حصول اطمينان از تحويل به موقع سفارش دريافتی را عهده دار می گردد. به اين ترتيب کل هزينه پاسخگويی به سفارش مشتری از محدوده واحد خدمات فروش فراتر رفته و هزينه های ايجاد شده از اين بابت در واحدهای مختلف را شامل می گردد و درنتيجه جمع هزينه های مؤثر در انجام سفارش مشتری مشخص شده و بصورت جامع به مديريت منعکس می گردد .

با اين توضيحات، روش سنتی و روش مبتنی بر ABM را می توان براساس مثال فوق بصورت زير مقايسه نمود .

اهميت ديگر رويکرد مديريت بر مبنای فعاليت، شناسايی فعاليت های فاقد ارزش زايی است که در عمل به سودمندی محصول و يا خدمات نمی افزايد. به عبارت ديگر، فعاليت های فاقد ارزش زايی فعاليت هايی هستند که مشتری بابت آن ها حاضر نيست وجهی پرداخت نمايد، مانند بازرسی محصولات و جابه جایی مواد اين گونه فعاليت ها قابل کاهش و يا حذف می باشند .

شناسائی و گزارشگری فعاليت های فاقد ارزش زايی، به مديريت نشان می دهد که چه ميزان قابل ملاحظه ای از منابع بنگاه دراثر فعاليت های فاقد ارزش زايی می تواند به هدر رود. برپايه اين گزارش ها، مديريت می تواند نسبت به حذف برخی فعاليت ها و يا کاهش هزينه آن ها اقدام نمايد .

اعمال مديريت بر مبنای فعاليت مستلزم بکارگيری دو تکنيک هزينه يابی بر مبنای فعاليت (ABC)‌و بودجه بندی بر مبنای فعاليت (ABB) می باشد که به اختصار به معرفی آن ها پرداخته شد.

 اهداف مديريت بر مبنای فعاليت :

1.       بهبود منافع با معرفی فرصت های ارزش آفرين

2.       اندازه گيری هزينه منابعی که در اجرای فعاليت های اصلی واحد يا سازمان مصرف می شوند.

3.       تشخيص يا حذف هزينه هايی که مربوط به فعاليت های غير ارزش زا هستند.

4.       ايجاد فرايندها و فعاليت هايی که مشتری حاضر است برای آن پول بپردازد.

5.       تعيين معيار جهت فعاليت ها

6.       حمايت از تيم سازی

7.       تعيين کارايی و اثربخشی تمام فعاليت های انجام شده در واحد يا سازمان

وظايف مديريت بر مبنای فعاليت :

1.       معرفی فعاليت های دارای ارزش افزوده و فعاليت های بدون ارزش افزوده

2.       مهندسی مجدد و طراحی مجدد ساختار فعاليت ها

3.       الگوبرداری فعاليت های با ارزش افزوده به عنوان ابزار کليدی برای بهبود مستمر

4.     توسعه سيستم اندازه گيری کارايی برای بهبود مستمر

شرايط ايجاد يک سيستم حامی  :ABM

1.       فعاليت های کليدی انجام شده را تعيين نمايند.

2.       محرک های هزينه را توسط فعاليت تعيين کنند.

3.       هزينه های سربار و هزينه های غير مستقيم ديگر را توسط فعاليت با به کارگيری محرک های هزينه شفاف، دسته بندی کنند.

4.       داده ها را برمبنای تقاضاهای کار با فعاليت جمع ﺁوری کنند.

5.       هزينه ها را بر مبنای فعاليت به محصولات و مشتريان تخصيص دهند.

6.       اطلاعات مالی و عملياتی را در سطح هر فعاليت تعيين کنند.

مراحل هشتگانه ABM :

1.       تعريف دامنه پروژه

2.        شناسايی فعاليت ها، منابع و شاخص های ستاده

3.        تحليل جريان عملياتی فرايند

4.       جمع آوری داده ها و شناسايی نقش های رابط ميان داده ها

5.       تهيه يک مدل کامپيوتری

6.       ارزش گذاری و اعتبار دادن به مدل

7.       تعبير و تفسير اطلاعات جديد

8.       اجرا

دلايل به کارگيری ABM  :

1.       قيمت گذاری مجدد محصولات و بهينه سازی طراحی محصول جديد

2.       کاهش هزينه ها

3.     اثرگذاری بر برنامه ريزی استراتژيک و عملياتی

 اصول اساسی ساختار ABM :

1.       جريانات هزينه در اين مدل

2.       حساب های دفتر کل عمومی

3.       طبقه بندی هزينه ها و فعاليت ها

4.       تعيين هزينه ها از حساب های دفتر کل

5.       دانستن محرک های هزينه

6.       تغيير پذيری محرک هزينه

7.       تعيين کردن هزينه ها از حساب های دفتر کل به فعاليت ها

8.       تعيين دوباره هزينه های واحدها به ساير واحدها

9.       ارزش زايی محصول و مشتری

10.   استفاده از واحد هزينه برای تجزيه و تحليل

ويژگی های ABM در تعامل با ABC :

•        مدل ABM نتيجه به کارگيری موفقيت آميز ABC بوده است

•        مدل ABM بعد پويای تازه ای از لحاظ بهبود مستمر فعاليت ها به ABC اضافه کرده است.

•        مدل ABM اطلاعات مورد نياز خود را از ABC می گيرد.

مقايسه ABM و  : ABC

1.       مديريت بر مبنای فعاليت بر مديريت فعاليت ها جهت کاهش بهای تمام شده تاکيد دارد.

2.       هزينه يابی بر مبنای فعاليت بر ايجاد ارتباط بين هزينه های سربار و فعاليت ها تاکيد می کند.

منبع : وبلاگ احمد محمدی

 http://fumblog.um.ac.ir/fumindex.php?op=ViewArticle&articleId=8685&blogId=569


 

 

 

 

یکپارچگی سیستم ERP و ABC

| | ارسال نظر | بازتاب (0)


 

INTEGRATING ABC AND ERP SYSTEMS

یکپارچگی  سیستم ERP   و  ABC

یک مدل ABC آهسته به روز می شود و به طور گسترده توزیع نتایج آن  نمی تواند یک ابزار پشتیبانی در تصمیم گیری موثر باشد. ادغام   ABC با یک سیستم ERP اجازه می دهد تا یک سازمان به استفاده از یک راه حل جامع فن آوری، به ارائه اطلاعات پشتیبانی تصمیم گیری توسط روش ABC  به صورت به موقع تر و مقرون به صرفه بپردازد.

لینک مقاله از:

http://www.focusedmanagement.com/knowledge_base/articles/fmi_articles/middle/intabc-erpbyeb.htm