جديدترين مقالات مرتبط با مدیریت فناوری اطلاعات IT
ارسال شده توسط احمد محمدی | 10 01, 2014 | بازدید‌ها (7186)
TPS(Transaction Processing System) یا سیستمهای پردازش رخداد:

به طور کلی در هر سازمانی یک سری رخداد وجود دارد که برای سازمان حیاتی است، لذا باید از این اطلاعات به نحو احسند استفاده شود. از نظر تنوع، این نوع سیستم­ها بیشترین تنوع را دارند. TPSها سیستم­های ساده­ای هستند و پیچیدگی خاصی ندارند و ترکیب بیشتر آنها در جمع­آوری اطلاعات می­باشد. سیستم­های پردازش رخداد معمولاً در سازمان­ها برای انجام کارهای ساده و تکراری و اموری که بصورت روزانه انجام می­گیرند، مورد استفاده قرار می­گیرد. کار با این سیستم­ها ساده و روتین است و این سیستم­ها بیشتر، رخدادهایی را ثبت می­کنند که ارتباط سازمان با بیرون از سازمان مطرح می­باشد. TPSها معمولاً سیستم­های کامپیوتری هستند. این سیستم­ها کاملاً ساخت­یافته بوده و اهداف و منابع آنها از قبل تعیین شده می­باشد. از کار افتادن TPS، گاهی مساوی با ورشکستگی سیستم است. به طور کلی TPS بستری فراهم می­کند که سایر سیستم­ها بر آن بنا می­شوند.

عملیات روزانه سازمان­ها بوسیله­ی این سیستم­ها انجام می­پذیرد. از خصوصیات اصلی این سیستم­ها داشتن ماهیت روتین، داشتن داده و اطلاعات حجیم و دارای جزئیات و عدم نیاز به تصمیم­گیری­های مدیریتی در حین كار با سیستم می­باشد.

     نمونه: سیستم دریافت و پرداخت بانك­ها

2. OAS(Office Automation System) یا سیستم­های اتوماسیون اداری:

کار اصلی این سیستم­ها مدیریت اسناد و ایجاد تسهیل در نامه نگاری و اطلاعات درون سازمان می­باشد. در این سیستمها به كمك تكنولوژی ارتباطی و با استفاده از واژه­پردازها‏‏، فایل­های الكترونیكی، نامه­های الكترونیكی، كنفرانس الكترونیكی و ... در جهت اتوماسیون اداری استفاده می­گردد. از سیستم­های اتوماسیون اداری برای برقراری مكاتبات بدون كاغذ در سازمان استفاده می­گردد. سیستم اتوماسیون اداری وظیفه­ی برقراری ارتباطات داخلی سازمان و همچنین افراد سازمان با خارج از سازمان را عهده­دار است. این ارتباط به بهبود هماهنگی فعالیت­ها و كیفی كردن كار كمك می­كند. پردازشگر­های متن، پست الكترونیك، ارسال صدا، ارسال فكس، ویدئو كنفرانس و كنفرانس صوتی از ابزارهایی هستند كه می­تواند در این مجموعه بكار رود.

 

4. MIS(Management Information System) یا سیستم­های اطلاعات مدیریت:

این سیستم­ها وظیفه­ی پشتیبانی از مدیریت میانی و بعضاً مدیریت عملیاتی را بوسیله­ی اطلاعاتی که به آن می­دهند، انجام می­دهند تا مدیر وظایفش را بهتر انجام دهد. توجه MIS به گذشته و حال است و به صورت مشخص به عملیات داخلی سازمان توجه دارد و به بیرون سازمان ارتباطی ندارد و عملیات وسیع سازمان را خلاصه می­کند. این سیستم­ها ساخت­یافته و نیمه ساخت­یافته می­باشند. با این حال MIS دارای انعطاف­پذیری بالایی نیست و توان تحلیل و پردازش وسیع و پیچیده را ندارد. همچنین این سیستم در مقابل اطلاعاتی که به مدیر ارائه می­دهد بی­تفاوت است. مدل­هایی که در MIS مورد استفاده هستند، مدل­های ساده­ای بوده و جهت گذارش­گیری استفاده می­شوند.

 

سیستم‌های اطلاعات مدیریت((MIS در سازمان‌ها از طریق مكانیزه كردن كامپیوتری تحقق می‌یابد كه ایجاد سیستم اطلاعات كامپیوتری دارای مراحل مختلفی به شرح زیر است (مدل مرحله ای نولان)

1. آشنا سازی: در این مرحله سازمان با دستگاهی به نام كامپیوتر آشنا می­شود. كاهش هزینه­ها و كاهش حجم اطلاعات روی كاغذ هدف استفاده از این دستگاه است.

2. سرایت: تعریف كاربردهای جدید برای كامپیوتر انجام می­شود و تقاضا برای استفاده از كامپیوتر افزایش می­یابد.

3. كنترل: در این مرحله مدیریت احساس می‌كند كه هزینه‌های استفاده از كامپیوتر افزایش پیدا كرده است و سعی در كنترل آن می‌كند كه شروع به استفاده از سیستمی با عنوان DSS(Decision Support System) می­كند.

([DSS]سیستم پشتیبانی تصمیم): موقعی عمل می­كند كه مسئله بروز شده باشد. این نوع سیستم ادامه یا مكمل سیستم گزارشهای مدیریت است كه از مدلهای تصمیم­گیری و پایگاه داده­هایی خاص در جهت پشتیبانی از تصمیمات نیمه ساخت­یافته یا ساخت­نیافته استفاده می كند.

4. جامعیت: سیستم‌هایی كه در دومین مرحله بطور مجزا پیاده شده بودند با هم جمع شده به این نحو كه داده­ها از یك محدوده به محدوده‌ی دیگر جریان می­یابند. سیستم‌های فرعی پردازش داده با هم جمع شده و بین سیستم‌های فرعی اطلاعات، ارتباط برقرار می­گردد.

5. اداره­ی داده: مدیریت داده از اهمیت پایگاه داده برای پردازش داده آگاه می­شود و نرم­افزاری با وظیفه­ی اداره­ی داده مطرح می­گردد.

6. بلوغ: تمام اجزای سیستم‌های اطلاعات مدیریت در جای خود قرار می­گیرند.

 

5. DSS(Decision Support System) یا سیستم پشتیبانی از تصمیم:

این سیستم­ها جهت اجرای مدل­های پیچیده­ی آماری و ریاضی، تحلیل داده­ها و پشتیبانی از تصمیم مورد استفاده قرار می­گیرند. ورودی این سیستم­ها حجم داده­های کم، پردازش همراه با تعامل با کاربر، خروجی تحلیل تصمیم  و کاربران آن پرسنل حرفه­ای سازمان می­باشند. DSSها جهت تصمیم­گیری در مواقعی که سابقه وجود ندارد، استفاده می­شوند و نتایج بدست آمده از آنها بهینه است که مدیران را در اخذ تصمیمات منحصر به فرد که غیر ساخت­یافته یا نیمه ساخت­یافته هستند، یاری می­دهد و هوشمندی مدیران یا کارکنان حرفه­ای را با قابلیت­های کامپیوتری ادغام کرده تا کیفیت تصمیمات را بهبود بخشد.

 

خصوصیات عمده­ی DSSها:

1.پیوند داده­های اطلاعاتی و مدل­ها 2.یاری دادن مدیران که با مسائل غیر ساخت­یافته روبه­رو هستند 3.پشتیبانی قضاوتهای مدیریتی به جای جایگزینی 4.هدف، بهبود اثربخشی تصمیمات بوده و ملاک کار این نیست 5.اطلاعات مورد نیاز حتی پس از شناسایی توسط مدیر باید از طریق منابع خاص تفکیک گردد 6.از ابتدا مشخص نیست که بهترین اقدام در خصوص بهترین تصمیم چیست 7.برخی از داده­های DSS از طریق TPS و برخی از طریق MIS تامین می­شود و بعضی EIS و خارج سازمان بدست می­آیند 8.از انعطاف پذیری بیشتری نسبت به MIS برخوردارند

 

برخی از منافع DSSها:

1.توانایی پشتیبانی و حل مسائل پیچیده 2.پاسخ صحیح به شرایط غیر منتظره 3.توانایی آزمایش استراتژی­های گوناگون تحت شرایط مختلف بصورت سریع و بی­طرفانه 4.درک جدید و یادگیری کاربر می­تواند به ترکیب مدل­ها تحلیل بهتر منجر شود 5.ایجاد ارتباط آسان 6.کنترل و عملکرد بهتر مدیریت 7.صرفه­جویی در منابع یا هزینه­ها 8.تصمیمات بی­طرفانه 9.افزایش بهبود 10.حمایت و پشتیبانی از گروه­ها

 

۶. EIS(Executive Information System) یا سیستم­های اطلاعاتی اجرایی:

سیستم EIS به مدیر ارشد سازمان کمک می­کند تا یک تصویر کلی از سازمان را در اختیار داشته باشد. از آنجایی که مدیر ارشد باید با استفاده از کمترین وسایل و اطلاعات، کاملترین و جامع­ترین برداشت را از وضع سازمان داشته باشد و از طرف دیگر مدیر ارشد باید معیارهایی برای ارزیابی داشته باشد و ریشه­یابی مسائل ممکن است برای مدیر ارشد با اهمیت باشد، این سیستم می­تواند بهترین کمک را به او برساند. توجه مدیر ارشد بیشتر به خارج سازمان می­باشد، از این رو باید بتواند فرصتها و تهدیدها را شناسایی کند. سیستم­های EIS بمنظور کمک به دستیابی مدیران به عوامل کلیدی موفقیت طراحی شده و با معرفی موقعیت­ها و فرصت­ها، امکان تحلیل آن را فراهم می­سازند.

ارسال شده توسط احمد محمدی | 5 01, 2014 | بازدید‌ها (1600)

 تعيين ارزش اطلاعات در توجيه سيستمهاي پشتيبان تصميم

چكيده

استفاده از سيستمهاي اطلاعاتي در سازمان و مديريت، مستلزم صرف هزينه‌هايي است كه بايد با برآورد منافع آنها، توجيه شوند. توجيه اين سيستمها در ابتدا كه تمركز آنها بر داده‌ها و خودكارسازي عمليات دستي بود، به آساني انجام مي‌گرفت اما با محور شدن اطلاعات در آنها، كار توجيه سرمايه‌گذاري لازم نيز به پيچيدگي گراييد. به همين دليل، تحليل هزينه ـ منفعت به يكي از مراحل توسعه سيستمهاي اطلاعاتي مبدل گرديد. اين تحليل بويژه درباره سيستمهاي پشتيبان تصميم، با دشواريهاي بيشتري روبه‌روست. پيچيدگي و تعامل منافع و ناممكن بودن كمّي كردن بسياري از آنها به‌علاوه مشكل تعيين ارزش اقتصادي براي اطلاعات به عنوان خروجي اصلي اين سيستمها، اصلي‌ترين اين دشواريها به شمار مي‌روند. در اين مقاله، پس از بررسي سير تحول سيستمهاي اطلاعاتي و ماهيت متغير منافع آنها، توصيف سيستمهاي پشتيبان تصميم و منافع آنها، مشكل تعيين ارزش اقتصادي براي اطلاعات مطرح و سپس با بررسي مفهوم ارزش در علم اقتصاد، مشكلات تعيين ارزش اطلاعات از ديدگاه اقتصاد اطلاعات بيان مي‌شوند. در پايان نيز با ارائة مدل فضاي اطلاعاتي، كاربرد آن در تعيين ارزش اطلاعات ارائه مي‌گردد.

كليدواژه‌ها: سيستمهاي اطلاعات، سيستمهاي پشتيبان تصميم، ارزش اطلاعات، تحليل هزينه‌ ـ منفعت، مدل فضاي اطلاعاتي.



مقدمه

تا پيش از دهة 1950، نه استادان دانشگاهي و نه مديران اجرايي، هيچ‌يك به سازمان به عنوان تصميم‎گيرنده يا پردازندة اطلاعات نمي‌نگريستند و اين ايده كه سازمانها اطلاعات را پردازش مي‌كنند، ايده‎اي نسبتاً جديد است. پيش از آن، نظريه‌هاي رهبري به بحث دربارة مهارتهاي تصميم‎گيري يا مهارتهاي ارتباطي نمي‎پرداختند و اقتصاددانان، بنگاهها را داراي اطلاعات كامل و قابليتهاي تحليلي نامحدود مي‎دانستند.

پس از اين سالها بود كه ديدگاه پردازش اطلاعات در سازمان مطرح شد و برخي از دانشمندان، مديران را به عنوان تصميم‎گيرندگاني با قابليتهاي محدود توصيف كردند. تعدادي از روانشناسان اجتماعي نيز به مطالعة حل مسئله از سوي گروههاي كوچك پرداختند و تلويحاً با گروهها به عنوان پردازشگران اطلاعات برخورد كردند. برخي از روانشناسان استفاده از برنامه‌هاي رايانه‌اي را به عنوان مدلهاي حل مسئلة انساني، آغاز كردند. تعدادي از اقتصاددانان دربارة محدوديتهاي ممكن در نظريه‎هاي اقتصادي بحث كردند. در همين سالها بود كه «مارچ» و «سايمون» سازمانها را به عنوان پردازشگران اطلاعات توصيف كردند (March and Simon 1958) و اطلاعات به عنوان توليدكنندة كليدي ثروت در جوامع پساصنعتي شناخته شد (Boisot and Canals 2004). در دهة 1970، بسياري از مطالعات دربارة سازمانها به عنوان سيستمهاي تصميم‎گيري و پردازش اطلاعات به انجام رسيد. ناظران به مشاهدة سازمانها به عنوان سيستمهايي با فعاليتهاي قابل انعطاف و همچنين ساختارهاي باثبات پرداختند و به ‌تدريج كانون تمركز در سازمانها از فعاليتهاي فيزيكي به سمت فعاليتهاي ذهني و فكري سوق يافت (Laudon and Starbuck 1996, 3923).

بدين ترتيب، مديران به عنوان افرادي مطرح شدند كه تصميم‎گيري و حل مسئله بخش عمده فعاليت آنان را تشكيل مي‌داد. «سايمون» و همكارانش، تواناييها و مهارتهايي را كه كيفيت تصميمها و راه‎حل مسائل را تعييين مي‎كنند، نه تنها در مغز و انديشه انسانها بلكه در ابزارها و ماشينهايي نيز مي‌دانند كه امروزه به نام «رايانه» شناخته مي‎شوند (Simon et al. 1987, 12). تلاشهاي اوليه براي كاربرد رايانه‎ها در سازمانها، بر داده‎ها تمركز داشتند. سپس اين تمركز به سمت اطلاعات و پشتيباني تصميم سوق يافت و امروزه بيشترين توجه به كاربردهاي رايانه‎ها، در ارتباطات و مشاوره معطوف است (McLeod 1995, 18).

استفاده از رايانه‎ها و توسعه سيستمهاي اطلاعاتي مانند هر سرمايه‎گذاري ديگري در سازمان بايد توجيه شده باشد (Alshawi, Irani, and Baldwin 2003). گزينش و پيگيري مؤثر سرمايه‌گذاريها در اين زمينه به عاملي حياتي در مانايي و كامروايي سازمانها بدل شده است (Gunasekaran, Ngai, McGaughey 2006). در دورة پردازش الكترونيكي داده‎ها[2]، هزينه‎هاي استفاده از رايانه‎ها بر اساس كاهش هزينه‎هاي نيروي انساني توجيه مي‎شدند. هر چند رايانه‎ها، آن‌طور كه برنامه‎ريزي شده بود، نتوانستند هزينه‎هاي نيروي انساني را كاهش دهند، اما به ميزان قابل‎توجهي باعث موفقيت در انجام بهتر كارها شدند كه به دستيابي به كارايي بالاتر و سرمايه‎گذاري كمتر منجر مي‎شد. اما توجيه كاربرد رايانه‎ها با پديد آمدن سيستمهاي اطلاعات ـ محور[3] به دشواري گراييد، زيرا سنجش و تعيين ارزش اطلاعات امري مشكل است. بنابراين، با وجود اينكه مديران، توجيه اقتصادي اقدامهاي خود را ترجيح مي‎دهند، اما هميشه چنين امكاني وجود ندارد، زيرا هزينه‎ها را مي‎توان با دقت نسبي برآورد كرد، اما برآورد منافع به اين صورت و با چنين دقتي امكان‎پذير نيست. اين مشكل دربارة سيستمهايي كه اطلاعات توليد مي‎كنند، بزرگتر است زيرا با موضوع تعيين ارزش براي اطلاعات مواجه هستيم (McLeod 1995, 25-26, 736).

سيستمهاي پشتيبان تصميم يكي از انواع سيستمهاي «اطلاعات ـ محور» هستند كه به مديران در حل مسائل و گرفتن تصميمهاي نيمه ساخت‌يافته ياري مي‎رسانند. اين سيستمها رايانه را به نحوي با فرايند تصميم‎گيري تركيب مي‎كنند كه جزئي از آن مي‎شود و بدين‌ترتيب به مديران اجازه مي‎دهند به جاي اينكه تنها دريافت‎كنندة ساده «اطلاعات» باشند، از آنها «استفاده» كنند (Floyed, Charles, and Davis 1989, 482). هزينه توسعه چنين سيستمهايي، در صورتي كه كوچك باشند نسبتاً ناچيز است و بنابراين توجيه آنها موضوع مهمي نيست. اما هزينه يك سيستم متوسط يا بزرگ مي‎تواند بسيار بالا باشد. بنابراين، به اين سيستمها بايد به عنوان بديلي در سرمايه‎گذاري نگاه كرد كه نه تنها بايد نتيجه‎اي مطلوب در بر داشته باشند، بلكه بايد نسبت به گزينه‎هاي ديگر سرمايه‎گذاري نيز (شامل انجام ندادن هرگونه اقدامي) مزيت داشته باشند Turban and Aronson 1998, 774)). بنابراين، در توسعه سيستمهاي پشتيبان تصميم، بايد براي سرمايه‌گذاري توجيه كافي وجود داشته باشد، زيرا از لحاظ عقلي مي‎توان با افزايش اطلاعات، تصميم بهتري گرفت. اما از ديدگاه مديريتي، پرسش بعدي اين است كه هزينه كسب اطلاعاتِ بيشتر چقدر است و نتايج بالقوة كسبِ آن چه هستند (Post and Anderson 2000, 135). با وجود اين، توجيه اين سيستمها پيش از توسعه و ارزيابي نتايج حاصل از توسعه و كاربرد آنها، از جنبه‎هايي با دشواري روبروست. از جملة اين دشواريها مي‎توان به كيفي بودن بيشتر منافع حاصل از سيستمهاي پشتيبان تصميم (Turabn, Leidner, McLean, and Wetherbe 1996, 561-562; Alshawi, Irani, and Baldwin) 2003)) كه اهميت فزاينده‌اي نيز يافته‌اند (Ward, Taylor, and Bond 1996, 215) و مشكلات موجود در تعيين ارزش اقتصادي براي اطلاعات به عنوان خروجي اصلي اين سيستمها اشاره كرد كه در ادامه به آنها پرداخته مي‎شود.



تحول سيستمهاي اطلاعاتي و ماهيت متغير منافع آنها

اولين رايانه‎ها براي محاسبة فرمولهاي علمي و كاربردهاي نظامي در طول جنگ دوم جهاني و بلافاصله پس از آن در دهة 1940 طراحي شدند، اما كاربرد تجاري آنها در اوايل دهة 1950 آغاز شد. كار آنها بر روي «داده‌ها» متمركز بود و مخصوص عملياتي پرحجم و تكراري بودند كه توجيه آنها وجود داده‌هاي پرحجم و تكراري بود. چنين سيستمهايي با عنوان «سيستمهاي پردازش داده‎ها يا عمليات» شناخته مي‎شوند.

با كاهش هزينه‎هاي سيستمهاي رايانه‎اي و افزايش قابليتهاي آنها، استفاده از سيستمهاي اطلاعاتي براي انجام كارهايي كه حجم كمتري از عمليات تكراري داشتند نيز توجيه يافت. در دهة 1960، نوع جديدي از سيستمهاي اطلاعاتي به وجود آمد كه اطلاعات مربوط به تصميمها را در حوزه‎هاي علمياتي سازمان، گردآوري، سازماندهي، خلاصه و ارائه مي‎كنند. اين سيستمها كه تمركزشان بر «اطلاعات» است، با نام «سيستمهاي اطلاعات مديريت» شناخته مي‎شوند.

استفاده از رايانه‎ها در اواخر دهة 1960 و اوايل دهه 1970 افزايش يافت و ارتباطات الكترونيكي را نيز در برگرفت اين ارتباطات، بخشي از سيستمهاي اتوماسيون اداري به شمار مي‌‎آمدند. در اوايل دهة 1970، با كاهش بيشتر هزينه‎ها و افزايش قابليتها، كاربرد پشتيباني رايانه‎اي براي تعداد روزافزوني از امور غيرمعمول توجيه يافت. در آن زمان، سيستمهاي پشتيبان تصميم متولد شدند كه هدف اصلي آنها، ارائة پشتيباني رايانه‎اي براي تصميمهاي پيچيده، غيرمعمول و نيمه ساخت‎يافته است. تمركز اصلي اين سيستمها بر پشتيباني تصميم است. استفاده گسترده از اين سيستمها، در آغاز به دليل هزينه‎هاي زياد ايجاد آنها، مقدور نبود اما با انقلاب رايانه‌هاي شخصي كه در حدود سال 1980 پديد آمد، اين وضع تغيير يافت. در اواسط دهة 1980، در رشته رايانه حوزة جديدي با عنوان «هوش مصنوعي» پديد آمد كه پاية بسياري از سيستمهاي هوشمند سيستمهاي مبتني بر دانش است. تمركز اين سيستمها بر تشخيص مسئله، پيشنهاد راه حل و يادگيري كاركنان است.

تمامي سيستمهاي ياد شده، بسيار مفيد، اما نسبتاً منفعل هستند. حتي سيستمهاي خبره به خوديِ خود، قادر به يادگيري نيستند. در اوايل دهة 1990، نوع جديدي از سيستمها پديد آمد كه قابليت يادگيري داشتند. سيستمهايي مانند «شبكه‎هاي عصبي مصنوعي» و «الگوريتم ژنتيك» از اين جمله‎اند كه قادر به يادگيري از گذشته هستند. چنين قابليتي، رايانه‎ها را قادر مي‎سازد حتي اطلاعات ناقص و مبهم را نيز پردازش كنند (Turban, Rainer, and Potter 2005, 38-39; McLeod 1995, 18-19; Watkins 1998, 58-60).

«توربان»، «گوناسكاران» و همكارانشان، بر اساس سير تحول سيستمهاي اطلاعاتي، ماهيت متغير منافع آنها را توصيف كرده‎اند. از نظر آنان سيستمهاي اطلاعاتي در ابتداي كاربرد فناوري اطلاعات، بيشتر براي افزايش كارايي استفاده مي‌شدند و سيستمهاي دستي را به خودكار تبديل مي‌كردند كه در نتيجه، هزينه‎ها كاهش مي‎يافت. منافع ناشي از چنين كاهش هزينه‎اي محدود و مشخص بودند؛ به‌علاوه، اندازه‎گيري ميزان اين منافع بيشتر به صورت مستقيم انجام مي‎پذيرفت.

در سالهاي اخير، منافع بالقوة فناوري اطلاعات، رو به افزايش مؤثري است. اين منافع، هر روز ناملموس‌تر مي‎شوند و تأثير مستقيمي بر هزينه ها ندارند، يا تأثير آنها بسيار ناچيز است. بدين‎ترتيب، نه تنها تشخيص منافع دشوارتر است، بلكه كمّي كردن آنها نيز مشكل است. افزون بر اين، منافع اين فرآيند نه فقط در قلمرو فناوري اطلاعات، بلكه در تمامي فرايند قابل مشاهده است. از اين گذشته، منافع مربوط به اثربخشي، ماهيتي هم‎افزا دارند. بدين ترتيب ممكن است يك سود عمده كه از كاربرد فناوري اطلاعات در يك زمينه حاصل مي‎شود، با منفعت بي‎اهميت ناشي از يك مورد ديگر، تركيب شود و منفعتي قابل‎توجه پديد آورد كه بسيار بيشتر از مجموع بخشهاي كم اهميت‎تر آن باشد. ويژگي ديگر منافع بسياري از سيستمهاي اطلاعاتي امروزي، اين است كه سازمانها را قادر مي‎سازند منافع ديگري را نيز از طريق آنها تحقق بخشند كه اين منافع ثانويه مي‎توانند به تنهايي توجيه‎كننده استفاده از آنها باشند.

نتيجة چنين تحولي در ماهيت منافع فناوري اطلاعات، اين است كه سازمانها بايد خلاقيت و زمان بيشتري را براي يافتن منافع ناپيداي آنها به خرج دهند و بويژه تأثيرات نامشهود آن را بر بهره‎وري كاركنان، نه تنها با دنبال كردن افزايش مشهود و بي‎واسطة بهره‌وري، بلكه با يافتن تأثيرات جانبي و با واسطة آن بررسي نمايند و به منافع هم‎افزا و قدرت‎بخش آن توجه خاصي كنند (Turban, McLean, and Wetherbe 1996, 394-395, Gunasekaran at al. 2001). «زوبوف» اين تحولات را در سه مرحله همراه با انواع منافع مربوط به آنها چنين خلاصه مي‌كند: خودكارسازي (كارايي)، آگاه سازي (اثربخشي) و دگرگون سازي (كسب و كار جديد) (Zuboff 1988, 8-12). البته بايد توجه داشت كه كاربرد سيستم يا فناوري اطلاعات به خودي خود منفعتي ندارد، اما فرصتي را براي انتفاع فراهم مي‌كند. براي بهره برداري از چنين فرصتهايي بايد در روش كار سازمان و چگونگي استفاده از اطلاعات، تغييراتي ايجاد شود (Ward, Taylor, and Bond 1996, 215).



توجيه سيستمهاي پشتيبان تصميم

اگر تمام هزينه‌ها و منافع مربوط به سيستمهاي پشتيبان تصميم، قابل كمي كردن بودند، با مقايسه اين هزينه‌ها و منافع، تحليل هزينه و بهره براي توجيه آنها به سادگي امكان‌پذير بود. در اين صورت، چنانچه منافع بيشتر از هزينه‌ها باشند، سيستم توجيه خواهد داشت (Turbam, Mclean, and wetherbe 1996, 392; Laudon and Laudon 1988, 679). با وجود اين، مشكل از آنجا ناشي مي‌شود كه بسياري از منافع، ناملموس[4] هستند (Irani 2002; Oppenheim and Stenson 2003) و منافع ناملموس را به دشواري مي‌توان تخمين زد (O'Brien 2000, 388). «پيتركين» با بررسي نتايج پژوهشهاي موردي انجام شده، منافع سيستمهاي پشتيبان تصميم را به اين شرح فهرست مي‌كند. (از ميان اين منافع، تنها پنج مورد اول را مي‌توان به آساني اندازه گيري كرد) (Keen 1993, 63-66).

1. امكان پاسخ سريع به وضعيتهاي پيش‌بيني نشده را فراهم مي‌كنند.

2. توانايي انجام تحليلهاي بدون سابقه را ايجاد مي‌كنند.

3. درهزينه‌ها صرفه جويي مي‌كنند.

4. در زمان صرفه جويي مي‌كنند.

5. ازمنابع داده‌ها، استفاده بهتري مي‌‌كنند.

6. تعداد گزينه‌هاي آزمون شده را افزايش مي‌دهند.

7. درك بهتري از حوزه كسب‌وكار ايجاد مي‌كنند.

8. ديدگاهها و يادگيريهاي جديدي ايجاد مي‌كنند.

9. ارتباطات را توسعه و بهبود مي‌دهند.

10. امكان كنترل ايجاد مي‌كنند.

11. تصميمها را بهتر مي‌كنند.

12. اثربخشي كارِ گروهي را افزايش مي‌دهند.

به دليل دشواري كمّي كردن و برآورد اين منافع، در اندكي از موارد، توسعة سيستمهاي پشتيبان تصميم براساس تحليل رسمي هزينه ـ منفعت انجام شده است. نتايج مطالعات موردي نشان مي‌دهند كه در بيشتر موارد، سيستم در پاسخ به مواردي مانند نياز به افزايش مهارتهاي مديريت، تمركز و سرعت در تحليل، استفاده از فرصت بالقوه‌اي كه يك منبع اطلاعات رايانه‌اي يا قابليت مدل‌سازي ارائه مي‌كنند، ساخته شده است. از آنجا كه هزينه‌ها و منافع اين سيستمها از پيش تشريح نشده‌اند، نتايج ايجاد (يا توسعه) آنها نيز خيلي كم ارزيابي شده است. برخي از سيستمهاي پشتيبان تصميم در دستيابي به هدفهاي خود ناكام مانده‌اند، اما در جايي كه اين سيستمها موفق بوده‌اند، به‌ندرت تحليلي رسمي از نتايج آنها به عمل آمده و بسياري از منافع آنها به اثبات نرسيده‌اند. به طوركلي، مديران، اين سيستمها را با عنوان «غيرقابل اجتناب» يا «گريزناپذير» توصيف مي‌كنند، بدون اينكه تلاش كنند براي آن ارزشي اقتصادي تعيين نمايند (Keen 1993, 66).



مشكل تعيين ارزش اقتصادي اطلاعات

هر چند رويكردهاي گوناگوني در ارزيابي سيستمهاي پشتيبان تصميم انجام شده‌اند (Phillips-Wren, Jahn, and Forgionne 2004)، اما يكي از دشواريهاي اساسي در تحليل هزينه ـ منفعت اين سيستمها، تعيين ارزش اقتصادي براي اطلاعات به عنوان خروجي آنهاست. هرچند ارزش چنين اطلاعاتي به توانايي آن در بهبود تصميمها و افزايش كارايي سازماني است (Post and Anderson 2000, 134, Oppenheim and Stenson 2003) ، اما تعيين ارزش اطلاعات از اين ديدگاه براي توجيه سيستمهاي پشتيبان تصميم چندان ساده نيست. با وجود اين، خدمات اطلاعاتي بايد بتوانند ارزش افزوده‌اي در قالب واحد پول ايجاد كنند (Fattahi and Afshar 2006).

«آهيتوو» و «نيومن» موضوع ارزش اطلاعات را از نظر تصميم‌گيري به تفصيل بيان كرده‌اند. از نظر آنان، هر تلاشي براي سنجش ارزش اطلاعات بايد با تصميمي كه با اين اطلاعات پشتيباني مي‌شود، گره بخورد. به عبارت ديگر، از نظر آنان، اطلاعات داراي ارزشي جهاني و مطلق نيست و بستگي به اين دارد كه چه كسي، چه زماني، و در چه موقعيتي از آن استفاده مي‌كند. بدين ترتيب، اطلاعات ارزشي نسبي دارد كه بر مقايسة نتايج حاصل از مجموعه‌هاي مختلف اطلاعات مبتني است. بر اين اساس، ارزش اطلاعات به سه روش تعيين مي‌شود (Ahituv and Neuman 1990, 44-52):

1. ارزش هنجاري اطلاعات[5]

فرض اساسي ارزش هنجاري اطلاعات ـ كه اغلب به عنوان «نظرية هنجاري تصميم انفرادي»[6] خوانده مي‌شودـ ، اين است كه انسان هميشه مقداري دانش اوليه دربارة وقايعي كه به تصميمهاي او مرتبطند، دارد. بازتاب اين دانش در احتمال پيش‌آمدي كه به هر واقعه نسبت مي‌دهيم، آشكار مي‌شود. اين احتمال ممكن است عيني[7] (مانند پرتاب سكه) يا ذهني[8] (مانند پيش‌گويي برندة يك مسابقه) باشد. اطلاعات اضافي (مانند همگن نبودن سكه) ممكن است ديد ما را دربارة احتمال وقوع تغيير دهد و بنابراين تصميم و نتيجة مورد انتظارمان را تغيير دهد. بنابراين اطلاعات اضافه عبارت از تغيير در نتيجه مورد انتظاري است كه حاصل تغيير در احتمال است.

امكان كاربرد اين رويكرد، كم است زيرا براي استفاده از آن بايد تمام عوامل به دقت اندازه گيري شوند كه در دنياي واقعي، بويژه دربارة احتمال وقايع، امكان‌پذير نيست. افزون بر اين، تمامي نتايج را نمي‌توان با واحد پول بيان كرد و در نتيجه امكان محاسبة رياضي آنها وجود ندارد. در اين رويكرد، تصميم گيرنده بدون عيب و نقص و خطا فرض مي‌شود در حالي كه در عمل، تمييز بين سيستم بد و تصميم بد دشوار است و تصميم بد ممكن است ناشي از درك نادرست اطلاعاتي باشد كه توسط سيستم ارائه مي‌شود. گذشته از اينها، اين مدل، فرد ـ محور است و اين در حالي است كه در سطح سازمان، افراد گوناگوني وجود دارند كه ترجيح و تصميمهاي گوناگوني دارند، بنابراين سيستمي كه براي يك فرد مناسب است، ممكن است به كار ديگري نيايد.

2. ارزش واقعي اطلاعات[9]

اطلاعات، تصميمها را پشتيباني مي‌كند، تصميمها اقدامها را موجب مي‌شوند، و اقدامها بر موفقيت استفاده كننده از اطلاعات (فرد يا سازمان) تأثير مي‌گذارند، بنابراين با اندازه‌گيري تغيير ميزان موفقيت، امكان قياسي منطقي وجود خواهد داشت و مي‌توان تأثير اطلاعات را دنبال كرد، مشروط بر اينكه اندازه‌گيري به دقت انجام شود، روابط بين متغيرها خوب تعريف شود و تأثيرات احتمالي عوامل نامربوط خنثي شده باشد. واژة معمول براي موفقيت، «عملكرد»[10] است و به تفاوت اندازه گيري شده در عملكرد براساس عوامل اطلاعاتي، ارزش واقعي اطلاعات گفته مي‌شود. در كاربرد اين رويكرد، يك مانع اساسي وجود دارد. اين مانع، ناشي از ماهيت «پس از عمل» بودن آن است. به عبارت ديگر، ارزش اطلاعات در اين رويكرد، پس از استقرار و استفاده از سيستم، قابل سنجش و ارزيابي است.

3. ارزش انتزاعي اطلاعات[11]

ارزش انتزاعي، تأثير كلي اطلاعات را بر افراد منعكس مي‌كند. اين ارزش بر اساس حدس و شهود انسان تعيين مي‌شود. در اين رويكرد، هر فردي بر اساس قضاوت ذهني خود، ارزش اطلاعات را تعيين مي‌كند. بدين ترتيب، تصميم گيرنده هزينه‌اي را كه حاضر است بابت اطلاعات خاصي بپردازد، براساس قضاوت شهودي دربارة ميزان تأثير آن بر تصميم تعيين مي‌كند.

كاربرد اين رويكرد نيز با دشواريهايي همراه است. اول اينكه ارزش انتزاعي به افراد بستگي دارد؛ بدين ترتيب نمي‌توان بدان اتكا داشت، زيرا با تغيير افراد، اين ارزش نيز تغيير مي‌كند. ديگر اينكه در بسياري از موارد، ارزش انتزاعي، نوعي متغير ترتيبي است كه قضاوت براساس آن دشوار است. در نهايت، اين رويكرد نيز ماهيتي «پس از عمل» دارد. براين اساس تنها وقتي امكان سنجش ارزش اطلاعات هست كه اطلاعات در دسترس باشد.

برخي براي تعيين ارزش اطلاعات، متغيرهاي بيشتري را دخيل كرده‌اند. «لي بووتيز» هشت تكنيك مطرح را ارائه كرده است كه براي ارزش‌گذاري اطلاعات و دانش استفاده مي‌شوند. بر اساس يكي از اين تكنيكها، ارزش اطلاعات با استفاده از فرمول زير محاسبه مي‌شود (Liebowitaz 1999, 29-35):

Iv= (At-An) – (Lt-Ln) – (Ig+If+Ir+Id+It+Is+Iu)

در اين فرمول داريم:

Iv: ارزش اطلاعات مورد نظر

At: داراييهاي ناشي از اطلاعات در هنگام ورود

An: داراييها، در صورتي كه اطلاعات وارد نشود

Lt: بدهيهاي ناشي از اطلاعات در هنگام ورود

Ln: بدهيها، در صورتي كه اطلاعات وارد نشود

Ig: هزينة توليد اطلاعات

If: هزينة پيكربندي اطلاعات

Ir: هزينة بازپيكربندي اطلاعات

Id: هزينة تكثير اطلاعات

It: هزينة انتقال و توزيع اطلاعات

Is: هزينة ذخيره‌سازي اطلاعات

Iu: هزينة بازيابي و استفاده از اطلاعات.

از نظر «ون وگن» و «دي‌هوگ» (Van Wegen and De Hoog 1996) تعيين ارزش افزودة اطلاعات و سيستمهاي اطلاعات، موضوع پيچيده‌اي است كه نيازمند پاسخ به سه پرسش است: 1ـ چه چيزي بايد ارزشگذاري شود 2ـ ارزش چگونه تعريف مي‌شود و 3ـ چگونه مي‌توان اين ارزش را اندازه‌گيري كرد. آنان براي پاسخ به اين پرسشها از رويكرد «كالاي اطلاعاتي» بهره بردند. بر اساس اين رويكرد، تعيين ارزش اطلاعات، مستقل از رسانه‌اي كه آن را دربردارد و پردازش مي‌كند، ممكن نيست. به بيان ديگر، در تعيين ارزش افزودة اطلاعات، هم محتواي اطلاعات و هم رسانه‌اي كه اطلاعات در قالب آن ريخته‌شده است، نقش دارند. هر چند اين محتواي اطلاعات است كه در تصميم‌گيري نقش دارد، اما ارزش افزودة آن به چگونگي سازماندهي[12] اطلاعات نيز وابسته است. يك مثال ساده، اهميت سازماندهي اطلاعات را روشن‌تر مي‌كند. فرض كنيد دو فرهنگ واژگان وجود داشته باشندكه يكي از آنها قالب‌بندي شده و داراي نمايه باشد. روشن است كه چنين فرهنگي داراي ارزش بالاتري براي كاربر است. از اين رو، در ارزيابي اطلاعات، دو جنبة سازماندهي محصول اطلاعاتي و ارزش اطلاعات در تصميم‌گيري بايد لحاظ گردند.

«ارزش تقاضاي»[13] يك سيستم اطلاعاتي در بازار، ميانگين ارزشي است كه از كاربرد آن در سازمان حاصل مي‌شود. بنابراين، در سازمان به وجود معياري براي اندازه‌گيري چنين ارزش افزوده‌اي، نياز است. بدين ‌ترتيب، ارزش تقاضاي يك سيستم اطلاعاتي براي يك سازمان، ناشي از ميزان سهم آن سيستم در دستيابي به اهداف آن سازمان است. با وجود اين، هدفهاي سازمانهاي مختلف، بسيار متفاوت است. هدف يك سازمان تجاري، افزايش سقف سود است. از اين رو، براي چنين سازماني، پيشينة ارزش تقاضا براي يك كالاي اطلاعاتي، برابر با افزايش سود حاصل از كاربرد، يا زيان ناشي از عدم استفاده از آن است.

در رويكرد كالاي اطلاعاتي مي‌توان ميزان منافعي را كه از عملكرد مؤثر يك سيستم اطلاعاتي حاصل مي‌شود، تعيين كرد. منافعي از اين دست كه در تصميم‌گيري مؤثرند، آنهايي هستند كه هزينه‌هاي فرآيند را كاهش مي‌دهند، يا در آينده به كاهش خروج نقدينگي از سازمان منجر مي‌شوند. روش اندازه‌گيري ارزش در اين رويكرد، بر فرايند توليد، تمركز دارد و ارزش تقاضاي كالاي اطلاعاتي معادل كاهش هزينة تقريبي فرآيند توليد، بر اثر استفاده از سيستم است. در اين روش، فرآيند توليد اوليه و اصلاح شده با يكديگر مقايسه مي‌شوند.

با وجود روشهايي كه مطرح شد، تعيين ارزش اقتصادي اطلاعات به دليل ماهيتي كه دارد و تفاوتهاي آن با كالاهاي فيزيكي، همچنان يكي از دشواريها محسوب مي‌شود كه آن را در حوزة اقتصاد اطلاعات بهتر مي‌توان درك كرد.



تحول مفهوم ارزش در علم اقتصاد

«بوئيسوت»[14] تحول مفهوم ارزش را در اقتصاد، از نيمة دوم قرن نوزدهم تشريح كرده است. از آن زمان، نگاه به ارزش به عنوان يك ويژگي دروني و ذاتي انرژي ورودي فعاليتهاي توليدي، پايان يافت. پس از آن، ارزش به عنوان مقوله‌اي اقتضايي و براساس رابطة عرضه و تقاضا بنا نهاده شد. اما كالا همچنان مفهومي فيزيكي و قابل لمس داشت. در اين شرايط، دانش و اطلاعات، نقش مهمي در تبادلات اقتصادي ايفا مي‌كردند، اما اين نقش همچنان نقشي پشتيباني بود. علاوه بر اين، دانش و اطلاعات هرگز در تبادلات مركز مورد توجه نبوده و بنابراين به خودي خود، موضوع تبادل هم نبوده است، در نتيجه چيزي به عنوان كالا يا محصول اطلاعاتي وجود نداشته است.

روشن است كه كالاهاي اطلاعاتي با كالاهاي فيزيكي تفاوت دارند. دربارة كالاهاي فيزيكي مي‌توان اطلاعاتي را از قبل و بدون نياز به كسب خود كالا به دست آورد. اين اطلاعات مي‌تواند موافق انتظارهاي فرد از كالا، يا خلاف آن باشد. در مقابل، كالاهاي اطلاعاتي را نمي‌توان پيش از خريد، بازرسي كرد؛ زيرا هر اقدامي در توصيف اطلاعات، بخشي از انتقال آن به شمار مي‌آيد و هر چه اين توصيف كامل‌تر انجام شود، انتقال كامل‌تر شده است.

اطلاعات، بر خلاف كالاهاي فيزيكي، چه با خريد وچه با هر روش ديگري به دست آيد، علاوه بر اينكه در اختيار دريافت‌كننده قرار مي‌گيرد، در دست عرضه‌كننده هم باقي خواهد ماند. در اينجا پرسش اين است كه اگر دو نفر يك قلم اطلاعات را در اختيار داشته باشند كه پيش‌تر فقط از آنِ يك فرد بوده است، آيا استفاده از آن، دو برابر و در نتيجه ارزش اقتصادي آن نيز دو برابر خواهد شد؟ اين موضوع دربارة كالاهاي فيزيكي صادق نيست، زيرا فقط يك نفر مي‌تواند مالك آنها باشد و اگر مالكيت يك كالاي فيزيكي بين دو نفر مشترك باشد، هر يك بخشي از آن و نه تمام آن را دارا خواهند بود، دربارة اطلاعات، هر چند نفر كه آن را دريافت كنند، مي‌توانند به طور كامل از آن استفاده كنند.

در اقتصاد نئوكلاسيك، «مطلوبيت» و «كميابي»، اجزا و عوامل اصلي تعريف ارزش به شمار مي‌روند. نئوكلاسيكها دريافتند چيزهايي هستند مانند هوا كه بدون كميابي مي‌توانند مفيد باشند و در مقابل، چيزهايي هستند كه در عين كميابي الزاماً مفيد نيستند مانند آب در كره مريخ.

براساس نظرية نئوكلاسيك ارزش، مطلوبيت، موضوعي شخصي است و آنچه را كه يك عامل اقتصادي منفرد (فرد يا سازمان) از مصرف ميزان مشخصي از يك كالاي اقتصادي به دست مي‌آورد، مي‌سنجد. چنين مطلوبيتي در ميان عوامل اقتصادي مختلف قابل سنجش نيست، در حالي كه چندين عامل، ممكن است مبلغ واحدي را براي يك كالا پرداخت كنند، مطلوبيتهاي كسب شدة آنان متفاوت خواهد بود. در مقابل، ارزش، تا حدي رابطه‌اي است و نه تنها مطلوبيت يك كالا را، بلكه كميابي آن را نيز با در نظر گرفتن تقاضا و كالاهاي جايگزين مي‌سنجد. ديدگاه نئوكلاسيك دربارة ارزش، مبناي نظري بهتري از كلاسيكها دربارة تفاوت بين كالاهاي فيزيكي و اطلاعاتي ارائه مي‌كند. براين اساس، كالاهاي فيزيكي ذاتاً و براساس ويژگيهايي كه دارند، كمياب هستند، اما كالاهاي اطلاعاتي تنها در برخي شرايط، كمياب محسوب مي‌شوند. به عنوان مثال، دستيابي به يك فرمول شيميايي حياتي و جديد، ممكن است به صرف سالها وقت و هزينه‌هاي سنگين نياز داشته باشد، اما توليد مجدد آن مي‌تواند بسيار كم هزينه باشد و تنها با صرف چند ثانيه با كمك يك دستگاه تكثير صورت پذيرد. بنابراين، ارزش كالاهاي اطلاعاتي را نمي‌توان با روشهاي معمول دربارة كالاهاي فيزيكي تعيين كرد (Boisot 1998, 73-76).



مشكلات تعيين ارزش اطلاعات از ديدگاه اقتصاد اطلاعات

«برامان» مشكلات تعيين ارزش اطلاعات را با برررسي ويژگيهاي آنها از ديدگاه اقتصاد اطلاعات و كاربرد ابزار تحليل نئوكلاسيك در خلق، پردازش، جريان، و استفاده از اطلاعات، دسته‌بندي مي‌كند. «ماندويل» نيز پاره‌اي از اين دشواريها را تشريح كرده است (Braman 1999, 111-117; Mandeville 1999, 164) كه خلاصه‌اي از آنها عبارتند از:

1. مسئلة خلق اطلاعات

اقتصاددانان، به طور تاريخي در فرايند توليد، نقشي براي مشتري قائل نبوده‌اند، اما در توليد محصولات و خدمات اطلاعاتي، مصرف كنندگان نقشهاي متعددي ايفا مي‌كنند. اين نقشها از تعامل در شكل دادن به محصول (مانند پايگاههاي اطلاعات) تا نقش آنها به عنوان خود محصول (مانند بينندگان تلويزيون) در پرداخت معنا و بنابراين ارزش محصول نمود مي‌يابند.

2. مسئلة زمان

اقتصاد دانان نئوكلاسيك، اطلاعات را تنها زماني به شمار مي‌آورند كه به بازار وارد شود و بر آن تأثير گذارد. اين ديدگاه مستلزم پذيرش شكاف زماني بين توليد و مصرف است كه قابل شناخت و ثابت است. از اينجا، به دليل شناوري رابطة بين اطلاعات و زمان، دشواريهايي پديد مي‌آيد. نخست اينكه در ارتباطات نبايد موضوع مكان را با زمان اشتباه كرد. توليد و مصرف بسياري از محصولات و خدمات اطلاعاتي، همزمان هستند، به نحوي كه زماني براي پديد آمدن روابط بازار براي آنها وجود ندارد.

شبكه‌هاي الكترونيكي، فرايندهاي توليد پيوسته و بدون وقفه را امكان‌پذير مي‌كنند؛ چنانكه «گروههاي الكترونيكي»[15] با مشاركت يكديگر، اطلاعات را خلق مي‌كنند، به اتفاق بر متون يا ساير پروژه‌ها كار مي‌كنند، يا در گفتگوهاي همزمان شركت مي‌كنند. در چنين محيطي، مشكل است كه محصولي[16] را در نقطة واحد، كالا[17] ناميد، زيرا براساس تعريف، كالا در طول زمان و در مكانهاي گوناگون، شكل ثابتي دارد. علاوه بر اين، براي اطلاعات، مصرف نهايي قابل تصور نيست و تنها چيزي كه براي آن وجود دارد، انباشت، اشاعه، يا انتقال است. تعيين محدوده براي زمان معامله[18] نيز امكان پذير نيست. افراد به ايده‌هايي پاسخ مي‌دهند كه ممكن است هزاران سال پيش پديد آمده باشند و در مقابل، ممكن است به طور همزمان به تفكر دربارة يك موضوع واحد بپردازند.

اغلب گفته مي‌شود اطلاعات، نابود شدني[19] است. به عنوان نمونه، ارزش اطلاعات مربوط به موجودي كالا در بازار، نزد سرمايه‌گذاران در دوره‌هاي كوتاه زماني، به سرعت كاهش مي‌يابد. كانون و منشأ ارزش اطلاعات نيز مي‌‌تواند از نوعي استفاده كننده (مانند سرمايه‌گذار يا واسطه) به نوعي ديگر (مانند تحليلگر يا مورخ) متغير باشد.

اقتصاد داناني كه دربارة ديگر امكانات رفاهي مانند الكتريسته كار مي‌كنند، مي‌توانند آمار مربوط به عادتهاي مصرف را واكاوي كنند و از نتايج آن براي مقاصد برنامه‌ريزي بهره برند. اما دربارة خلق و جريان اطلاعات، تاكنون تعيين نقاط منظم براي اوج مصرف، امكان‌پذير نبوده است. اطلاعاتي كه در نقاط زماني مختلف دريافت مي‌شوند، از لحاظ ارزش، با يكديگر متفاوت هستند، چرا كه ارزش آنها از اطلاعاتي كه قبلاً دريافت شده‌اند تأثير مي‌پذيرد، ارزش اطلاعات در طول زمان، انباشت‌پذير[20] است و پذيرش هر قطعه از اطلاعات بر ارزش اطلاعاتي كه به دنبال آن دريافت مي‌شود، تأثير مي‌گذارد.

3. مسئلة مكان

در دهة 1980 توجه به اهميت مكان در علوم اجتماعي به عنوان يك مقولة تحليلي در پاسخ به تجربة جهاني شدن، آغاز شد. اين مقوله در اقتصاد اطلاعات نيز پديدار شده است، زيرا زيرساختهاي اطلاعاتي، امكان توليد غيرمتمركز اطلاعات را فراهم مي‌كنند و موضوع مكان را در بسياري موارد منتفي مي‌سازند و باعث مي‌شوند كه مصرف كننده يا مشتري، به طور كلي ناپديد و از نظر دور شود. با رشد تجارت خدمات و سرمايه‌گذاري مستقيم خارجي،[21] بر مسئلة تعيين محلي كه در آن معاملات اطلاعاتي واقع مي‌شوند، تأكيد زيادي مي‌شود. براي مثال، در پردازش داده‌ها، ممكن است شركتي كه مديريت آن در يك كشور واقع است، رايانه‌هايي در كشور ديگري داشته باشد كه داده‌هايي را از كشور سوم براي پاسخ به تقاضاهايي از كشور چهارم، پردازش مي‌كنند. در چنين وضعي، روشن نيست كه معامله در كدام يك از اين كشورها (كشور محل مصرف، محل پردازش، منبع داده‌ها، يا كشوري كه مديريت شركت در آن قرار دارد) واقع شده يا اصولاً در خود شبكه ارتباطاتِ راه دور انجام گرديده است.

4. مسئلة عينيت

برجسته‌ترين ويژگي اطلاعات كه در تحليل اقتصادي به آن توجه مي‌شود، ملموس و عيني نبودن آن است. از اين ديدگاه مي‌توان روابط متعددي را بين اطلاعات و مواد[22] قائل شد. يكي از دشواريهاي اساسي در اقتصاد اطلاعات، مشكل تمييز بين ارزش اطلاعات و ارزش موادي است كه اطلاعات به آنها مرتبط است، يا درون آنها قرار دارد. بيشتر تحليلهاي اقتصادي دربارة اطلاعات به بسته‌بندي قابل مشاهده و ملموس آن مربوط مي‌شوند، نه به خود اطلاعات. عدم تفكيك ارزش اطلاعات از ماده‌اي كه ظرف اطلاعات را مي‌سازد، يكي از دشواريهاي پيش‌روي اقتصاددانان است.

ارتباط بين اطلاعات و دنياي مواد، قابل انعطاف و بسيار نزديك است. اين ارتباط از سازمان دنياي مواد سرچشمه مي‌گيرد. يك پديدة مادي، ممكن است انواع گوناگوني از اطلاعات را پديد آورد و در مقابل، پديده هاي مادي گوناگون، ممكن است اطلاعات يكساني را به وجود آورند. بسياري از انواع اطلاعات، هرگز در قالب يك شكل مادي در نمي‌آيند، بلكه در روابط، جاي مي‌گيرند. تلاش براي كمّي كردن اين نوع اطلاعات، شامل توسعة سيستمهاي حسابداري براي كار در زمينة سرمايه فرهنگي، اجتماعي، و فكري بوده است.

5. مسئلة عدم تجانس[23]

در اقتصاد، عدم تجانس، مشكلي عام است. عدم تجانس شكل، ارزش، و كاركرد اطلاعات نيز مشكل‌زاست. تعريف واحدي براي همة انواع اطلاعات و صنايع موجود در بخش اطلاعات وجود ندارد. كالاهاي واحد، ممكن است همزمان داراي تعريفهاي چندگانه‌اي باشند كه در علم اقتصاد (كه به قابليت تصريح، تعيين محل، و ثبات شكل كالاها در مكانها و در زمانهاي مختلف نياز دارد)، قابل پذيرش نيست.

هر فرايند يا كالاي اطلاعاتي واحد، همزمان از سوي افراد گوناگون به گونه‌هاي متفاوتي ارزشگذاري مي‌شود. اين ويژگي آن با كالاهاي مادي مشترك است، اما به نظر مي‌رسد در سنجش ارزش اطلاعات، بسيار مهم باشد. در مورد اطلاعات، بيشتر ممكن است كه ارزش استفادة آنها هيچ ربطي به ارزش مبادله‌شان نداشته باشد. براي يك فرد خاص، اطلاعات يكسان در شرايط گوناگون ممكن است ارزشهاي متفاوتي داشته باشد. يك محصول اطلاعاتي خاص در يك زمان مي‌تواند كاركردهاي چندگانه‌اي در اقتصاد داشته باشد. به عنوان مثال، يك سيستم حسابداري، نه تنها يك محصول به شمار مي‌آيد، بلكه ابزاري ساخت‌يافته براي توليد ديگر محصولات با ايجاد هماهنگي، درون و بين سازمانها است.

6. مسئلة تصرف‌ناپذيري[24]

مسئلة تصرف‌ناپذيري اطلاعات، بسيار مهم است، زيرا بدون امكان تصرف و تصاحب، كالايي وجود نخواهد داشت. دوگانگي ناشي از ماهيت اطلاعات، هم به عنوان يك محصول خصوصي و هم عمومي[25]، دو مشكل ايجاد مي‌كند. تضاد اساسي در برخورد اقتصادي با اطلاعات، ناشي از اين است كه ماده‌اي كه اطلاعات در آن قرار گرفته، محصولي خصوصي است، در حالي كه اطلاعات به خودي خود، يك محصول عمومي به شمار مي‌آيد. معناي مصطلح اصطلاح «كالاي عمومي» اين است كه دسترسي به چنين كالاهايي بايد حق همة مردم باشد (مانند آب). اما در اقتصاد، اين اصطلاح به چيزي اطلاق مي‌شود كه استفاده از آن از سوي يك نفر، مانع استفادة ديگران ازآن نشود. براي اقتصاددانان، اطلاعات داراي يك جنبة كالاي عمومي است، از اين نظر كه اطلاع يك نفر از چيزي، مانع ديگران از داشتن همان اطلاع نمي‌شود.

فروش كالاهاي مادي مستلزم انتقال يك شيء از فروشنده به خريدار است، اما در مورد اطلاعات، فروشنده پس از فروش، همچنان اطلاعات را در اختيار دارد و مي‌تواند از آن استفاده كند. بنابراين، هنگام انتقال اطلاعات، بسيار مشكل است كه استفاده از آن را تنها منحصر به خريدار نمود. در اين حالت، اطلاعات را «نشت كننده»[26] مي‌دانند زيرا براي غيرخريداران نيز بسيار آسان است كه از اين اطلاعات استفاده كنند. اين مشكل با كاهش هزينه‌هاي تكثير، توليد مجدد و انتقال اطلاعات، افزايش مي‌يابد.

7. مسئلة خود انعكاسي[27]

براي خريدار، ارزش اطلاعات تا هنگامي كه اطلاعات را نداشته باشد، ناشناخته است. كالاهاي اطلاعاتي، به خوديِ خود، اطلاعات بيشتري توليد مي‌كنند. بنابراين، كالاهاي اطلاعاتي داراي نقش ماده يا حتي عامل[28] در فرايند توليد هستند، مسئله‌اي كه درباره بيشتر كالاهاي مادي يا ديگر عوامل توليد صادق نيست.





مدل فضاي اطلاعاتي

«بوئيسوت» با توجه به دشواريهاي تعيين ارزش اطلاعات، مدلي با عنوان «فضاي اطلاعاتي»[29] براي تسهيل تحليل ارزش اطلاعات و دانش ارائه مي‌كند (Boisot 1998, 42-55). اين مدل كه در اصل در سال 1995 ارائه شده و بلافاصله نيز مورداستقبال قرار گرفته بود (Ashford 1997) از سه بعد «كدبودن»[30] ، «انتزاعي بودن»[31] و «انتشار»[32] تشكيل شده است (شكل 1).

«كدبودن» اطلاعات، به ميزاني كه اطلاعات مي‌تواند شكل و فرم بگيرد، بستگي دارد. هر چه اطلاعات را بتوان به اشكال و دسته‌هاي محدودتري طبقه‌بندي كرد، ميزان «كدبودن» آن بيشتر مي‌شود و در مقابل، با تنوع شكل و طبقات، اطلاعات به سمت «كد نشده» پيش مي‌رود. بدين ترتيب هر چه كاري كمتر رمزگذاري شده باشد، براي تخصيص هر مورد به طبقه‌اي خاص، در آن كار، زمان بيشتري لازم است و در نتيجه ميزان داده‌هايي كه براي انجام كار بايد پردازش شوند نيز بيشتر خواهد بود. بنابراين بين ميزان كدبودن و پيچيدگي، ارتباط وجود دارد. براين، اساس مي‌توان اطلاعات يا دانش مورد نياز براي انجام هر كار را روي محور «كدبودن» و بر مبناي ميزان پردازش داده‌هايي كه بايد انجام شود، نشان داد. در انتهاي «كد نشدة» اين محور، كارهايي قرار دارند كه براي انجام آنها به پردازش حجم بسيار زيادي از داده‌ها نياز است. چنين كارهايي را نمي‌توان به صورت واضح بيان كرد. به عبارت ديگر، نمي‌توان اطمينان داشت كه آنچه بيان شده، در حقيقت همان كار واقعي است. در انتهاي ديگر محور، يعني «كد شده»، كارهاي ساده‌اي وجود دارند كه تنها نياز به اندكي داده براي انجام آنها هست. مقياس «كد بودن» اطلاعات، تعريف ويژه‌اي از پيچيدگي است كه به حجم اطلاعاتي اطلاق مي‌شود كه براي پردازش داده‌هاي معيّن لازم است.


شكل 1. مدل فضاي اطلاعاتي (Boisot 1988)



«انتزاعي بودن» به ميزان سازماندهي اطلاعات كه بر اساس مقاصد ما صورت مي‌گيرد، بستگي دارد. هرچه اطلاعات انتزاعي‌تر باشد، كاربرد آن عمومي‌تر و كمتر محدود به مكان، زمان و حوزه‌اي خاص است. در مقابل، هر چه اطلاعات، عيني‌تر باشد، كاربرد آن خاص و به زمان و مكان، محدودتر خواهد بود. در حقيقت، «انتزاعي بودن» شكلي از گرايش به ساده‌سازي و تقليل[33] است كه با ارائة «اندك» براي توصيف «زياد» عمل مي‌كند. بدين ترتيب، علاوه بر «كد بودن» مي‌توان اطلاعات را روي محور «انتزاعي بودن» نيز نشان داد. در يك سوي اين محور، تجارب بسيار عيني وجود دارند كه اطلاعات و دانش مربوط به آنها بيشتر، ادراكي و وابسته به زمان و مكان است. در سوي ديگر محور، انديشة انتزاعي وجود دارد كه اطلاعات و دانش مربوط به آن، بيشتر مفهومي و غير وابسته به زمان و مكان است. دانش و اطلاعات ادراكي و عيني، روشن و عميق هستند، اما بيرون از شرايط خاص مربوط، چندان به كار نمي‌آيند. از طرف ديگر، دانش و اطلاعات مفهومي و انتزاعي كاربردي عمومي دارند، اما ممكن است خسته‌كننده و بي‌جان باشند.

«انتشار» اطلاعات به ميزان دسترسي به داده‌ها و اطلاعات براي كساني كه خواهان استفاده از آنها هستند، مربوط مي‌شود. البته «انتشار» به معناي استفاده نيست. به عبارت ديگر، ممكن است اطلاعات به ميزان زيادي منتشر شده اما همچنان بلااستفاده باقي مانده باشد. «انتشار» سومين بعد مدل فضاي اطلاعاتي است.



مفهوم ارزش اطلاعات در مدل فضاي اطلاعاتي

«بوئيسوت» پس از معرفي مدل فضاي اطلاعاتي، از آن براي تعيين ارزش اطلاعات استفاده مي‌كند (Boisot 1988, 77-81). اين مدل سه بعدي مي‌تواند نقشه‌اي براي تحليل ارزش اطلاعات ارائه كند. اين نقشه با توجه به اين نكته ارائه مي‌شود كه كميابي يك كالاي اطلاعاتي، تابعي از جايگاه آن در طول بُعد «انتشار» است. هر چه اين جايگاه به سمت چپ فضاي اطلاعاتي نزديك‌تر باشد، اطلاعات كمتري در اختيار ديگر افراد جمعيت هدف خواهد بود و بنابراين كمياب‌تر است و در عوض هر چه به سمت راست حركت كنيم، اطلاعات از لحاظ كميابي به ويژگيهاي كالاي عمومي نزديك‌تر مي‌شود.

مي‌توان ديد به همان ميزان كه انتشار يك كالاي اطلاعاتي به درجة «كد بودن» و «انتزاعي بودن» آن بستگي دارد، كميابي، حاصل طبيعي اين متغير است. اطلاعاتي كه تبيين و ساخت دادن به آن دشوار باشد، چندان قابل انتشار نيست. از طرف ديگر، اطلاعاتي كه بتوان آن را در قالب چند نماد محدود فشرده ساخت، در بستر شبكه ارتباطي مناسب، در عرض چند دقيقه يا حتي چند ثانيه قابل انتشار و اشاعه است.

در اين ميان، مطلوبيت كالاهاي اطلاعاتي داراي دو بعد است. اول اينكه كالا به چه ميزاني براي كاربردي خاص مفيد است و دوم اينكه چند كاربرد بالقوه متفاوت براي آن وجود دارد. بدين ترتيب، يك كالاي اطلاعاتي هر چه به سمت «انتزاعي بودن» بيشتر برود، مطلوبيت آن افزايش خواهد يافت. چرا كه كيفيتي عام كسب مي‌كند بر تعداد كساني كه كالا برايشان مطلوب است، مي‌افزايد.

بدين ترتيب از طريق سه متغير «كد بودن»، «انتزاعي بودن»، و «انتشار»، هم كميابي و هم مطلوبيت يك كالاي اطلاعاتي در فضاي اطلاعاتي، قابل توصيف است. واضح است كه بيشترين ارزش اطلاعات در فضاي اطلاعاتي، هنگامي حاصل مي‌شود كه «انتشار» در كمترين ميزان، اما «كدبودن» و «انتزاعي بودن» آن در بيشترين ميزان خود باشند. در مقابل، كمترين ارزش چنين كالايي، هنگامي حاصل مي‌شود كه «انتشار» در بيشترين ميزان و «كدبودن» و «انتزاعي بودن» در كمترين ميزان خود باشند. در شكل 2، فضايي اطلاعاتي‌ به عنوان نقشة ارزش، ارائه شده كه درآن، نقاط حداكثر ارزش (حداكثر كميابي و مطلوبيت) و حداقل ارزش (حداقل كميابي و مطلوبيت) نشان داده شده اند.


شكل2. بيشترين و كمترين ارزش در فضاي اطلاعاتي (Boisot 1988)



منحنيهاي موجود در شكل، نقاطي را نشان مي‌دهند كه در آنها با تركيبهاي متفاوتي از سه بعد، ارزش يكساني

ارسال شده توسط احمد محمدی | 3 01, 2014 | بازدید‌ها (1584)

نقش سیستمهای پشتیبان تصمیم برای دستیابی به حسابرسی مستمر

پدیدآورنده: ایمان حطیطه 
 

مقدمه
سیستمهای پشتیبان تصمیم1 نوع خاصی از سیستمهای اطلاعاتی هستند که اطلاعات به‌دست‌آمده از منابع مختلف را با یکدیگر ترکیب، بین آنها ارتباط برقرار کرده و از این طریق به اتخاذ تصمیم مناسب به‌خصوص در مورد مسائل پیچیده، کمک می‌کنند. این سیستمها دارای قابلیتهای تحلیلی پیشرفته‌ای هستند که به کاربران اجازه می‌دهند تا از مدلهای تصمیم‌گیری مختلفی برای تحلیل اطلاعات استفاده کنند. همچنین، این سیستمها می‌توانند اطلاعات را از سیستمهای پردازش اطلاعات گرفته و در قالب مجموعه‌ای از گزارشها به کاربر بدهند (فیضی و مقدس، 1384). امروزه استفاده از سیستمهای پشتیبان تصمیم در حرفه حسابرسی به‌طور گسترده‌ای رواج پیدا کرده است؛ به‌گونه‌ای که سبب بهبود کیفیت حسابرسی، تسریع در فرایند تصمیم‌گیری، کاهش تلاش مورد نیاز برای عملکرد موثر و تعلیم افراد مبتدی برای قضاوت به شکل حرفه‌ای و ماهرانه شده‌اند.
موسسه‌های حسابرسی به‌طور معمول سیستمهای پشتیبان تصمیم را برای تعیین ریسک، راهبردهای حسابرسی، برنامه‌ریزی حسابرسی، ارزیابی کنترلها، ارزیابی علامتهای خطر، تعیین آزمونهای کنترلی و ذاتی و ارزیابی نتایج این آزمونها به‌کار می‌برند. حسابرسان نیز از این سیستمها برای وظایف متعدد خود مانند تعیین اندازه نمونه، اجرای رویه‌های تحلیلی، ارزیابی داده‌ها برای شواهد تقلب مالی و آموزش استفاده می‌کنند.
سیستمهای پشتیبان تصمیم از دیدگاه نظری، مزایایی را برای حسابرسان به همراه دارد؛ زیرا دقیقتر، بدون سویه‌تر و عینی‌تر بوده و در یکی کردن حجم بسیار زیادی از اطلاعات برای رسیدن به یک قضاوت خلاصه، نسبت به انسانها موثرترند. پس موسسه‌های حسابرسی می‌توانند از این سیستمها برای کنترل، تسهیل و حمایت از کار حسابرسی استفاده ‌کنند؛ اگر چه تحقیقهای پیشین نشان داده‌اند که حسابرسان حرفه‌ای و باتجربه بیشتر اوقات ترجیح می‌دهند تا از اطلاعات و پیشنهادهای سیستمهای پشتیبان تصمیم استفاده نکنند؛ فرصتهای سیستمهای پشتیبان تصمیم آینده برای حسابرسان با توجه به پیشرفت فناوری، توسعه نظریه‌هایی از دانش کامپیوتر و روانشناسی و تغییر رویه‌های حسابرسی در نظر گرفته شده است و اینکه چگونه فناوریهای سیستمهای پشتیبانی از تصمیم جدید ممکن است بر رویه‌های حسابرسی آینده اثر بگذارد.

چالشهای حسابرسی آینده 
پیش‌بینی‌های زیادی در رابطه با آینده حرفه حسابرسی وجود دارد. جهانی شدن و توسعه ابزار مالی پیچیده، ریسکهای اقتصادی پیچیده و همینطور موضوعهای ارزشیابی، شرایطی را به‌وجود آورده که ممکن است توانایی حسابرسان برای ارزیابی این حوزه‌ها با استفاده از مهارت و فناوریهای جاری، کافی نباشد. از سویی، هیئت نظارت بر حسابداری شرکتهای سهامی2 نیز دو هدف را برای حسابرسان در نظر گرفته است؛ آنها در مقابل جلوگیری و کشف تقلبهای مالی مسئولیت دارند، در حالی که تغییر شرایط اقتصادی، افزایش تحریف در ابزار مالی، توسعه بازارهای جهانی و تغییر رویه‌های حسابرسی، فشار بسیار زیادی را بر حسابرسان برای ارزیابی مستمر ریسکهای موجود در سطح واحد تجاری از جنبه‌های بیشمار به‌وجود آورده است. افزایش تقاضا برای بررسی بیشتر فعل و انفعالهای ریسک، مستلزم ارزیابی حجم بیشتری از داده‌ها از منابع بسیار زیاد در آینده است. بدین ترتیب، استفاده از سیستمهای پشتیبان تصمیم بیشتر مورد انتظار است.

سیستمهای پشتیبان تصمیم در حسابرسی
در مقاله با چنین طبقه‌بندی مطلب را پی خواهیم گرفت؛ سیستمهایی برای حسابرسی مشتریان، سیستمهایی برای مدیریت حسابرسی و سیستمهایی برای آموزش حسابرسی (شکل 1). شروع کار با قسمت پایین هرم است؛ جایی که سیستمهای پشتیبان تصمیم در برخی حوزه‌ها همچنان وجود دارد. سپس به سمت بالای هرم حرکت ادامه دارد. در آنجا درباره احتمالات جدید برای استفاده از این سیستم در حرفه حسابرسی به‌تفصیل بحث خواهد شد. آنگاه درباره اینکه چگونه حسابرسان به استفاده از سیستمهای پشتیبان تشویق شوند و اینکه چگونه از آن برای تعلیم ایشان استفاده شود، مقاله به پایان می‌رسد. در تحلیل نهایی، به این نتیجه‌گیری خواهیم پرداخت که با استفاده از سیستمهای پشتیبان تصمیم به‌وسیله داده‌کاوی3 در سراسر حسابرسی یکپارچه و با تهیه نقشه راه، ‌نشان داده خواهد شد که چگونه حسابرسی مستمر می‌تواند از مفهوم به‌سمت واقعیت حرکت کند.   


سیستمهایی برای مشتریان حسابرسی
تمرکز حسابرسان داخلی بر کنترلهای داخلی و اهمیت رویه‌های کنترلی شرکتها به این می‌انجامد که آنها افزون بر ارزیابی کنترلهای داخلی، درباره ارزیابی مدیریت ریسکهای تقلب واحد تجاری در آینده هم مسئولیت داشته باشند. در نتیجه، حسابرسان با استفاده از حجم بسیار زیادی از داده‌ها از منابع چندگانه به روشهایی برای تجزیه‌وتحلیل فعل و انفعالهای پیچیده اقتصاد، سیاست، فرهنگ، صنعت و ریسکهای سطح شرکت نیاز دارند. این تغییرها نشان می‌دهند که حسابرسی مستمر درگیر مجموعه‌ای از داده‌های متراکم و پیچیده خواهد شد. مبحث را با توصیف راههایی برای جمع کردن اطلاعات مهم و مربوط از پایگاههای داده بزرگ از طریق داده‌کاوی، متن‌کاوی4 و نظارت مستمر5 آغاز می‌کنیم.
سیستمهای پشتیبان تصمیم برای داده‌کاوی و نظارت  
داده‌کاوی
نیاز به داده‌کاوی در حسابرسی به‌طرز درخور‌توجهی افزایش یافته است. از آنجا که سیستمهای برخط مانند اینترنت و ابزار مرتبط با فناوری معاملات حسابداری را پیچیده‌تر و در عین حال دستکاری در آنها را آسانتر کرده‌اند، و با توجه به اینکه نیاز به ارزیابی دقیق مجموعه داده‌های بزرگ و پیچیده نسبت به کنترلها و حسابهای شخصی در حرفه برجسته‌تر می‌شود، سیستمهای پشتیبان تصمیم از فعالیتهای داده‌کاوی که فرایندهای حسابرسی را تسریع می‌کند، حمایت می‌‌کند (Wang & Yang, 2009). داده‌کاوی شامل روشهای متفاوتی (مانند شبکه‌های عصبی، الگوریتم ژنتیک، شبکه‌های اعتقادی بیز6) برای کشف الگوهایی در مجموعه‌های بزرگِ داده است. شرکتها از داده‌کاوی طی سالیان متمادی برای انجام وظایفی چون تجزیه‌وتحلیل الگوی خرید مشتری در راه رسیدن به هدفهای بازاریابی و مدیریت کالا استفاده می‌کردند. حسابرسان مستقل بیشتر اوقات از روشهای تجزیه‌وتحلیل رقمی که زیرمجموعه‌ای از داده‌کاوی در نرم‌افزارهایی چون ای‌سی‌ال (ACL) است، استفاده می‌کنند. این تجزیه‌وتحلیل شامل بررسی الگوهایی در شمارش رقم و مبتنی بر توزیع مورد انتظار ارقام حاصل از قانون بن‌فورد7 است که معتقد بود مجموعه‌ای از ارقام مشخص نسبت به سایر ارقام در شروع شمارش بیشتر اتفاق خواهند افتاد. برای مثال، 1 به‌عنوان رقم اول شماره‌های چند‌رقمی در حدود 31 درصد مواقع رخ می‌دهد؛ در حالی که 9 در حدود 5 درصد مواقع به‌عنوان رقم اول است. مطالعه‌ها نشان داده‌اند که قانون بن‌فورد با بعضی داده‌های مالی مانند حسابهای دریافتی و پرداختی مطابقت دارد. زمانی که اشخاص معاملات نادرست ایجاد کنند یا ثبتهای نادرست بزنند، اعداد حاصل ممکن است از انتظارهای قانون بن‌فورد انحراف داشته باشند. 
تجزیه‌وتحلیل رقمی از بی‌قاعدگی در الگوهای رقمی جلوگیری خواهد کرد. این کار تولید آزمونهای حسابرسی هدف را آسانتر کرده و باعث به‌کارگیری کاراتر منابع کمیاب حسابرسی می‌شود. دولت ایالات‌متحد به‌تازگی اتکای خود بر تجزیه‌وتحلیلهای رقمی را برای کشف تقلبهای مالی شرکتی و فرارهای مالیاتی افزایش داده است؛ زیرا این روشها به ایشان اجازه می‌دهند تا تلاش خود را بر موضوعها و معامله‌ةایی متمرکز کنند که احتمال کسب درامد از آن بیشتر است.
در حالی که تجزیه‌وتحلیل رقمی منافعی را به همراه دارد و استفاده از آن در حال افزایش است، اما این روش عیبهایی نیز دارد. بسیاری از شکلهای معاملات با توزیع توصیف‌شده مطابق نیستند تا بتوان از آنها برای کشف بی‌قاعدگی‌ها استفاده کرد. به‌طور کلی باید از تجزیه‌وتحلیل رقمی در معاملات بیشتری استفاده شود تا بتوانیم تعیین کنیم که آیا بیشتر داده‌های حسابرسی از توزیع رقمی پیش‌بینی‌پذیر و انتظارپذیر پیروی می‌کنند یا نه؟ حتی اگر توزیع زیادی مشخص شود، بازهم تجزیه‌وتحلیل رقمی ممکن نیست جامع باشد؛ زیرا شرکتهای حسابرسی باید داده‌های متن بسیار زیادی را نیز ارزیابی کنند. شاید بیشترین احتمال برای رویکرد نوین داده‌کاوی در رویه‌های حسابرسی شامل تجزیه‌وتحلیل متن باشد.
متن‌کاوی
متن‌کاوی شکل ویژه‌ای از داده‌کاوی است که الگوهایی را از متن به جای ارقام استخراج می‌کند. روشهای متن‌کاوی در ایمیل، روزنامه‌ها و مجله‌ها و به‌طور کلی اینترنت کاربرد دارد. متن‌کاوی همچنین به تولید داده‌کاوی اکتشافی در کاربردهای تجاری کمک می‌کند.
داده‌کاوی اکتشافی تقریباً کاربرد بدیعی از داده‌کاوی است که به‌وسیله سیستمهای جمع‌آوری خبر به‌کار گرفته می‌شود. با استفاده از این سیستمها ممکن است در حالی‌که هیچ فرضیه مشخص قبلی برای آزمون وجود ندارد، از داده‌ها مدلهایی درست کرد. سیستمهای تجربی شامل آتنز (ATHENS) نشان دادند که به‌آسانی و با کشف کلمات کلیدی می‌توان اطلاعات جدیدی از فضای وب کشف کرد. سیستمهای دیگر با تجزیه‌وتحلیل رئوس مطالب اخبار برخطِ منتشرشده و در دسترس، می‌توانند روابط مالی مربوط میان آنها را کشف کنند.
در تحقیقی بسیار جالب کیلا و اسکیلیکورن (Keila & Skillicorn, 2005)، متن‌کاوی را در ایمیلهای شرکت انرون به‌کار بردند. آنها به این نتیجه رسیدند که تغییرهای کلمات مورد استفاده به‌وسیله مدیریت ممکن است پیش‌بینی‌کننده تغییرهای سازمانی مهم مانند کاهش وفاداری کارمندان به شرکت، تغییر نقش مدیران و واکنشهای سازمانی به تهدیدها باشد. دیگر تحقیقها همچنین نشان دادند که الگوریتمهای متن‌کاوی ممکن است از تقلب و نیرنگ جلوگیری کنند. به‌طور مشابه، حسابرسان با استفاده از روشهای متن‌کاوی و جلسه‌های گروهی می‌توانند به بررسی ویژگیهای رفتاری مدیریت، قواعد رفتاری و اخلاقی شرکت بپردازند.
به‌طور کلی، سیستمهای متن‌کاوی مزایای مهمی به همراه دارند. ایمیل منبع اصلی ارتباطهای مدیریتی است و روشهای متن‌کاوی می‌توانند تمام ایمیلها را به‌سرعت، به ارزانی و به‌طور موثر مورد بررسی قرار دهند. سیستمهای پشتیبان تصمیم متن‌کاوی جدید اجازه تجزیه‌وتحلیل ریسکهای شرکت را که نقطه ضعف اصلی امروز می‌باشد، می‌دهند. البته پرسشهایی نیز به‌وجود می‌آید. به‌طور مثال، آیا توانایی حسابرسان برای دستیابی به ایمیلها و ارتباطات شرکتِ مورد حسابرسی به‌طور قانونی محدود نشده است؟ شبکه‌های اجتماعی در صورتی که یکی از اعضای شبکه بفهمد که ارتباطشان مورد تجزیه‌وتحلیل قرار می‌گیرد، چگونه تحت تاثیر قرار خواهد گرفت؟ آیا محدودیت اخلاقی در متن‌کاوی وجود ندارد؟
سیستمهای پشتیبان تصمیم داده‌کاوی و متن‌کاوی برای حسابرسان به‌رغم دشواری در استفاده، سودمند است و باید به‌طور مستمر به‌کار گرفته شود. همچنین پیشنهاد می‌شود که سیستمهای پشتیبان تصمیم به‌صورتی طراحی شود تا بر پایگاههای داده بی‌شمار و به‌صورت مستمر نظارت کند. این بحث در ادامه بیشتر توضیح داده خواهد شد.
زیرسیستمهای نرم‌افزاری تعبیه‌شده و نظارت مستمر
بسیاری از شرکتهای حسابرسی و محققان، به‌طور تاریخی مفهوم حسابرسی مستمر را استفاده از زیرسیستمهای نرم‌افزاری تعبیه‌شده8 که برای تجزیه‌وتحلیل معاملات مشتری و نظارت بر کنترلهای عملیاتی و گزارش هر یک از معاملات و فعالیتهایی که غیرمعمول یا غیرقانونی طراحی شده است، می‌دانند. زیرسیستمهای نرم‌افزاری تعبیه‌شده نوعی از سیستمهای پشتیبان تصمیم هستند که باید به سیستم صاحبکار ضمیمه شوند.
حسابرسی مستمر حسابداران (اعم از داخلی و خارجی) را قادر می‌سازد تا اطمینان‌بخشی مکتوب خود را در مورد موضوعی با استفاده از مجموعه گزارشهای حسابرسی که همزمان یا با فاصله زمانی کمی پس از وقوع رویدادی منتشر می‌شوند، تهیه کند. حسابرسی مستمر به‌جای حسابرسی یک عکس حسابداری، به حسابرسی یک فیلم حسابداری می‌پردازد (قنبریان، 1390). همچنین، حسابرسی مستمر از طریق کاهش زمان و هزینه، افزایش انعطاف‌پذیری، کاهش اشتباهها، افزایش تمرکز بر کنترلهای داخلی و کاهش هزینه سرمایه افزایش اثربخشی حسابرسی می‌انجامد (Majdalawieh et al., 2012). نظارت مستمر به‌طورکلی شامل جمع‌آوری خودکار شواهد حسابرسی است که از عملکرد سیستمها و کنترلها با روش طراحی‌شده و پردازش مناسب معاملات اطمینان حاصل می‌کند (عرب‌مازار و مداحی، 1388). استفاده از زیرسیستمهای نرم‌افزاری در کاربردهای نظارت مستمر، گویای حرکت به‌سمت حسابرسی مستمر است.
در تحقیقهای مختلف مشخص شده است که حدود50 درصد از مدیران حسابرسی مطالعه‌شده، سیستمها را در قسمت (بخش) حسابرسی داخلی که به‌طور مستمر بر معیارهای عملکرد و ریسکهای تقلب نظارت می‌کنند، به‌کار می‌برند؛ اما حسابرسی مستمر همچنان به‌وسیله حسابرسان مستقل بعد از کارکرد حسابرسی داخلی حرکت می‌کند و تاخیر دارد. مانع اصلی فناوری زیرسیستمهای نرم‌افزاری این است که فناوری مزبور فقط می‌تواند هر چه در آن برنامه‌ریزی و تعبیه شده را جستجو کند. در نتیجه این سیستمها فقط خلاف قاعده‌هایی را کشف می‌کنند که حسابرس پیش‌بینی می‌کند و نظارت بر بی‌قاعدگیهای گسترده‌تر، احتیاج به تعداد زیادی زیرسیستم دارد. بدینسان نوع جدیدی از نظارت برای صرفه‌جویی در موضوعها مورد نیاز است. برای این هدف، بعضی از شرکتها شروع به ترکیب هوش مصنوعی با زیرسیستمهای تعبیه‌شده برای توسعه ظرفیت نظارتهای برنامه‌ریزی‌شده، کاهش تعداد زیرسیستمهای مورد نیاز و اجازه به جستجو بی‌نظمی‌ها در سطح گسترده‌تر کرده‌اند.
تحقیقهای کمی هم که در زمینه کاربرد عملی زیرسیستمهای نرم‌افزاری انجام‌شده، نشان می‌دهد که این مدل در جلوگیری از خلاف قاعده‌ها موثر بوده است؛ اما حجم بسیار زیادی از داده‌های استثنا و گزارش خطای مثبت وجود دارد. این مشکل ممکن است با به‌کار گیری داده‌کاوی و متن‌کاوی در نظارت مستمر داده‌ها به‌سرعت تعدیل شود. در این شرایط، استفاده از سیستمهای پشتیبان تصمیم نسبت به تصمیم‌گیری انسانی بسیار کاراتر و موثرتر خواهد بود.
سیستمهای پشتیبان تصمیم برای یکپارچه کردن اطلاعات
سیستمهای پشتیبان تصمیم یکپارچه، اطلاعات داخلی حاصل از زیرسیستمهای نرم‌افزاری چندگانه، داده‌های داخلی استخراج‌شده و داده‌های خارجی استخراج‌شده حاصل از سایر پایگاههای داده مورد نظارت مستمر را جمع‌آوری و آنها را در شکلی بامعنی، به‌منظور ارزیابی ریسک حسابرسی، یکپارچه می‌کند. در حالی که حسابرسان ممکن است بتوانند شرایط به نسبت ساده را خودشان ارزیابی و مورد سنجش قرار دهند، اما زمانیکه تعداد پایگاههای داده زیاد شده و حجم اطلاعات جمع‌آوری‌شده گسترش پیدا کند، برای اداره آنها ذهن مشکل خواهد داشت. پس سیستمهای پشتیبان تصمیم یکپارچه ممکن است در عمل در حسابرسی مستمر پیشرو باشد.
هرچه نظارت مداوم، ماهرانه و در سطح بالا انجام شود، ماهیت حسابرسی می‌تواند به هدفش برای ارائه اطلاعات بموقع، زودتر نایل شود. تحقیقها نشان داده‌اند که سرمایه‌گذاران، حسابداران داخلی و حسابرسان مستقل، همگی اعتقاد دارند که گزارشگری مستمر به‌همراه اطمینان‌بخشی، احتمال دارد کیفیت سود را افزایش، نوسانهای قیمت سهام را کمتر و استفاده مدیریت از تعهدهای اختیاری برای مدیریت سود را کاهش دهد. البته اطمینان‌بخشی در هر سطحی، ریسک دعوای قضایی به همراه دارد. بنابراین، سازمانها و حسابرسان باید به‌صورت سنجیده و محتاطانه در این حوزه وارد شوند. در این زمینه تحقیقها برای تعیین اینکه آیا سرمایه‌گذاران ارزشی برای این اطمینان‌بخشی قائل هستند یا نه، لازم و ضروری است.
بیان این نکته نیز ضروری است که شکل رسمی اطمینان‌بخشی برای بعضی اطلاعات  مانند شرکتهایی که اطلاعات اتکاناپذیر خود را گزارش می‌کنند، ضروری نیست؛ در این صورت بازار با کاهش قیمت سهام و سایر سازوکارهای بازار، این شرکتها را تنبیه می‌کند. اگر سرمایه‌گذاران بتوانند قابلیت اتکای خروجیهای سیستمهای پشتیبان تصمیم را بدون اطمینان‌بخشی طرف سوم تشخیص دهند، در این صورت ممکن است به‌عنوان علامتی از تکامل اطمینان‌بخشی باشد.

سیستمهایی برای مدیریت حسابرسی 
سیستمهای پشتیبان تصمیم برای حسابرسی پویا
سیستمهای پشتیبان تصمیم در خارج از حرفه حسابرسی هم کاربرد دارد؛ برای مثال در صنعت هواپیمایی محققان به‌تازگی در هوش مصنوعی9 ترکیبی از فناوری برنامه‌ریزی هوشمند10 و کنترل رفتار واکنشی11 را برای تطبیق سریع هواپیما با محیط استفاده کرده‌اند. ترکیب این دو فناوری، به هواپیما اجازه تعدیل خودکار نسبت به حوادث غیرمنتظره را می‌دهد.
حسابرسان و محققان سیستمهای اطلاعاتی ممکن است این فناوریها را به محیط حسابرسی منتقل کنند. نتیجه این کار ممکن است سیستمهای پردازش حسابرسی تطبیقی و پویایی را به‌وجود آورد که شامل رویه‌های از قبل برنامه‌ریزی‌شده، تعدیل در برنامه‌ریزی حسابرسی با توجه به اطلاعات جدید تولیدشده به‌وسیله سیستمهای داده‌کاوی و زیرسیستمها، و یا قابلیت اجرای آزمونهای رویه‌های حسابرسی نو برای حوادث غیرمنتظره باشد. در حسابرسی آینده، ابزار نظارت مستمر شامل زیرسیستمهای نرم‌افزاری، سیستمهای داده‌کاوی و سیستمهای متن‌کاوی ممکن است به‌طور مستمر اطلاعات را به این سیستمهای پردازش حسابرسی پویا منتقل کنند.
تصور بر این است که سیستمهای پشتیبان تصمیم مراحل حسابرسی را از برنامه‌ریزی اولیه تا انتها مدیریت می‌کند و تغییرهای ریسکهای واحد تجاری را در زمان واقعی خود مورد نظارت قرار می‌دهد. این سیستم، نظارت مستمر را در نتیجه چرخه حسابرسی مستمر که متناسب با محیط ریسک است، به‌وجود می‌آورد. به‌طور کلی، سیستمهای حسابرسی پویا نیز بیانگر حرکت رویه‌های حسابرسی به سمت سیستمهای منعطف و تطبیق‌پذیر می‌باشد.
در قسمت بالای هرم حسابرسی مستمر، حسابرسی یکپارچه قرار دارد که در قسمت بعد درباره آن بحث می‌شود.
سیستمهای پشتیبان تصمیم برای حسابرسی یکپارچه
تمرکز حسابرسی مالی سنتی بر این است که آیا صورتهای مالی وضعیت مالی مشتری را به‌طور منصفانه نشان می‌دهد یا نه. حسابرسی یکپارچه علاوه بر این شامل عقاید حسابرس درباره سیستم کنترل داخلی شرکت در سراسر گزارشگری مالی نیز می‌باشد. به محض اینکه شرکت از سیستمهای پردازش پویای حسابرسی استفاده ‌کند، سیستمهای پشتیبان تصمیم سطح بالا با هدف پشتیبانی از حسابرسی ایجاد خواهند شد. این سیستمها به‌طور مستمر سیستمهای پشتیبان تصمیم زیربنایی را که در هرم وجود دارد بررسی، کنترلهای داخلی و معاملات مرتبط با ادعاهای صورتهای مالی را صورت‌بندی، سطح منصفانه بودن انعکاس صورتهای مالی واحد تجاری هدف را اندازه‌گیری، و دقت و قابلیت اتکای اطلاعات غیرمالی واحد تجاری را ارزیابی می‌کنند و در نتیجه، اساس حسابرسی مستمر شکل می‌گیرد.

سیستمهای پشتیبان تصمیم و حسابرسان
استفاده از تشویق
در حالیکه بسیاری از سیستمهای توصیف‌شده در بالا ظرفیت دگرگون کردن فرایند حسابرسی، تهیه اطمینان‌بخشی مستمر و توسعه توانایی حسابرسان در ارزیابی ریسکهای پیچیده را دارند، سیستمهای طراحی‌شده باید در عمل به‌وسیله حسابرسان مورد استفاده قرار بگیرند. همانطور که در مقدمه اشاره شد، تحقیقها نشان داده‌اند حسابرسان به‌طور معمول از نتایج اتکاپذیر و باارزش سیستمهای پشتیبان تصمیم چشم‌پوشی می‌کنند و یا در مقایسه با تخصص شخصی، از استفاده از این سیستمها خودداری می‌کنند.
همچنین تحقیقها حاکی از آن هستند که سیستمهای جدید باید ویژگیهای مهم متعددی داشته باشند تا استفاده از آنها توسعه پیدا کند.
اول، سیستمهایی که فعل و انفعالی هستند احتمال دارد بیشتر مورد استفاده قرار ‌گیرند؛ اما مشکلی که وجود دارد این است که چه مقدار فعل و انفعال سودمند می‌باشد.
دوم، تا آنجا که ممکن است در سیستمهای پشتیبان تصمیم جدید نمودارهای گرافیکی به‌کار گرفته شود؛ از این‌رو که استفاده‌کنندگان به نمودارهای گرافیکی نسبت به داده‌های متنی اعتماد بیشتری داشته و این نمودارها برای بیان نتایج تجزیه‌وتحلیلها، موثرتر و کاراترند. اما مسئله‌ای که وجود دارد، چگونگی طراحی این نمودارها است. در نهایت، آموزش حسابرسان درباره چگونگی کارکرد این سیستمها، بسیار مهم است.
توسعه تخصص حسابرسی
تعلیم به استفاده‌کنندگان فرایند سیستمهای پشتیبان تصمیم بسیار مهمتر از توسعه استفاده از این سیستمها است. افراد حرفه‌ای‌ حسابرسی بیشتر برآموخته‌های تجربی خود برای توسعه تخصص تکیه می‌کنند. هرچقدر سیستمهای پشتیبان تصمیمِ قدرتمندتری از سوی شرکتهای حسابرسی به‌کار گرفته شود، استفاده از آن می‌تواند گویای بخش مهمی از تجربه حرفه‌ای و یکی از منابع کلیدی کسب تخصص به‌شمار آید. یک روش برای پیشرفت در زمینه آموزش سیستمهای پشتیبان تصمیم، بهره‌گیری از سیستمهای شبیه‌سازی‌شده است. این سیستمها به حسابرسان اجازه می‌دهند تا نتایج سیستمهای پشتیبان تصمیم جدید را قبل از عمل، در محیطی شبیه‌سازی‌شده مشاهده کنند. رویکرد مبتنی بر شبیه‌سازی در حرفه حسابرسی به علت اینکه قضاوت در آن بسیار پیچیده است بسیار باارزش است. سیستمهای شبیه‌سازی به افزایش دانش و تخصص از طریق تجربه غیرمستقیم کمک می‌کنند.

نتیجه‌گیری
در این مقاله، دیدگاه موجود درباره اینکه چگونه سیستمهای پشتیبان تصمیم موجود به تغییر و تحول در حسابرسی آینده می‌انجامند، بیان شد. حسابرسان احتمال دارد از جمع‌آوری دستی داده‌های زیاد به‌سوی مدیریت پیچیده سیستمهای پشتیبان تصمیم حرکت کنند. هدف نهایی سیستمهای پشتیبان تصمیم، حمایت از مفهوم حسابرسی مستمر است.
الآن کجا قرار داریم؟ به‌طور کلی در پایین هرم قرار داریم. شرکتهای حسابرسی از زیرسیستمهای تعبیه‌شده استفاده محدودی کرده و بعضی از نسخه‌های داده‌کاوی برای تجزیه‌وتحلیل الگوهای غیرمعمول در پایگاه داده معاملات مشتریان استفاده می‌شود و کاربرد آنها به داده رقمی و همینطور توزیع داده شناخته‌شده محدود شده است. به تحقیقهای بیشتری در این زمینه مانند تحقیقهای بیشتر در زمینه متن‌کاوی، مورد نیاز است.
با اینکه بعضی از وظایف حسابرسی داخلی در حال ادغام با سیستمهای نظارتی مستمر در سیستمهای رایانه‌ای است، اما استفاده از این سیستمها همچنان محدود است. بدین ترتیب، سیستمهای پشتیبان تصمیم چندگانه به‌جای داشتن سیستم پشتیبان تصمیم واحد و یکپارچه برای این هدف، مثل حسگرها پیشنهاد می‌شود که در زمینه‌های مختلف شرکت یکپارچه شده (مانند تولید، فروش، حسابداری و غیره) و به‌طور مستمر مراقب تخطی از کنترلها، الگوهای غیرمعمول و معاملات غیرعادی است. خروجی این سیستمهای پشتیبان تصمیم، احتمال دارد راهی یک یا چند سیستم پشتیبان تصمیم به‌هم پیوسته دیگر ‌شود، جایی که به تجزیه‌وتحلیل نتایج سیستمهای پشتیبان تصمیم پیشین می‌پردازند و تعیین می‌کنند که چه علامتهایی با ارزش‌تر هستند تا بیشتر مورد بررسی قرار گیرند و ارزیابی خلاصه‌ای را به استفاده‌کنندگان (حسابرسان) گزارش کنند و در نهایت خروجی آنها به‌سمت سیستمهای پشتیبان تصمیم حسابرسی پویا روانه خواهند شد.
در سطوح بالای سیستمهای پشتیبان تصمیم در هرم قرار دارد که هدفش ادغام تمام خروجیها از پایین هرم و حمایت از حسابرسی یکپارچه است. این نوع سیستمهای پشتیبان تصمیم می‌تواند اطلاعات مالی و غیرمالی، کنترلی و ریسکی را در تصویری جامع از مشتری یکپارچه کرده و به نمایش بگذارد. از طرفی، شکلهای جدیدی از ارائه تصویری برای نمایش مختصر این اطلاعات خلاصه که حسابرسان هم بتوانند آن را بفهمند و درک کنند، مورد نیاز است. وقتی این هرم کامل شود، مفهوم حسابرسی مستمر هم محقق می‌شود.
در نهایت، حسابرسان باید استفاده از سیستمهای پشتیبان تصمیم و اعتماد به این سیستم را که به‌طور حتم زمانبر خواهد بود، قبول کنند. البته که سیستم پشتیبان تصمیم به‌تنهایی نمی‌تواند منجر به تغییرهای شدیدی در فرایندهای حسابرسی شود؛ اما ممکن است در اضافه کردن مهارت و تخصص به افراد تازه‌کار با استفاده از تمرینهای شبیه‌سازی و نقشه‌برداری ادراکی الگوهای مختلف تصمیم، کمک کند.
در آینده و با ظاهر شدن فناوریهای جدید، پیچیده‌تر شدن روابط جهانی، پدید آمدن شکلهای جدید مالکیت خصوصی و عمومی، تقاضای سرمایه‌گذاران برای اطلاعات بموقعتر و تشدید فشارهای قانونگذاران، رویه‌های حسابرسی دستخوش دگرگونیهای فراوانی خواهد شد. سیستمهای پشتیبان تصمیم می‌توانند در افزایش کارایی و اثربخشی به حسابرسی کمک کند. حرکت حرفه حسابرسی به سمت قرن بیست‌ویکم نیازمند اتحاد و یکدلی میان محققان، شرکت‌کنندگان، سرمایه‌گذاران و قانونگذاران است.

 

ارسال شده توسط احمد محمدی | 3 01, 2014 | بازدید‌ها (2105)


  انباره داده‌ها‌، هوش تجاری و سیستم‌های پشتیبان تصمیم‌گیری
مجید گلپایگانی
عضو گروه تخصصی ERP انجمن انفورماتیك ایران

چكیده
در این مقاله با نگاهی سیستمی و از كلان به خرد، ابتدا موضوع از منظر راهبردی، اهداف سازمانی و جایگاه نیاز آن، بررسی و تأکید شده است كه برنامه‌ریزی كلان و كاهش شكاف عملكرد، نیاز به گزارش‌های تحلیلی دارد. سپس اهمیت تصمیم‌گیری، انواع آن، ویژگی‌ها و عوامل مؤثر بر تصمیم‌گیری بیان شده است و نقش مدیریت اطلاعات و انباره داده‌ها در ایجاد پایگاه دانش به‌عنوان زمینه‌ساز سیستم‌های پشتیبان تصمیم‌گیری و بستر مناسب تصمیم‌گیری در سازمان تشریح شده است. در انتها، فرایند انباره داده‌ها و شرکت‌های فعال در ارایه این‌گونه محصولات مورد بحث قرار گرفته است.

واژه‌های كلیدی: انباره داده‌ها، هوش تجاری، سیستم‌های پشتیبان تصمیم‌گیری، داشبورد اطلاعات، داده كاوی، داشبورد مدیریت عملكرد


مقدمه

داده‌ها همواره در یك سازمان وجود دارد، اما جمع‌آوری، سازماندهی، گزارش‌گیری و تحلیل كارآمد آن یا به عبارتی «معنا بخشیدن به داد‌ه‌ها» موضوع متفاوتی است. هیچ اطلاعات كارگشایی از داده‌های بدون مفهوم و معنای واقعی، حاصل نمی‌شود. این‌ اطلاعات انباشته، موجب می‌شود تا در هر سازمان، هر شخص بنا به شرایط، موقعیت و سمت سازمانی برداشت متفاوتی از اطلاعات در دست خود داشته‌‌باشد. امروزه تنوع و كثرت اطلاعات سبب شده تا بسیاری از مدیران سازمان‌های بزرگ از اتفاقات صورت گرفته در سازمان خود اطلاع دقیقی نداشته باشند. محدودیت‌های زمانی و فیزیكی موجب شده‌است تا این اطلاعات بیشتر به‌صورت نادقیق و كلی در اختیار مدیران قرارگیرد.
اینك با رشد صنعت فناوری اطلاعات و كسب تجربیات گوناگون در حوزه جمع‌آوری و ذخیره‌سازی و بازیابی اطلاعات، موضوع «معنا بخشیدن به داده‌ها» و آسان كردن فرآیند تصمیم‌سازی، هم‌زمان در مركز توجه كارشناسان فناوری اطلاعات و متخصصان علم مدیریت و كسب و كار قرار گرفته‌است. «راه‌حل انباره داده‌ها و هوش تجاری» فناوری جدیدی است كه پس از جمع‌آوری، ذخیره، پاكسازی، تجمیع، تحلیل و بازیابی اطلاعات، فرآیند تصمیم‌گیری را برای مدیران آسان می سازد.

شكاف عملكرد راهبردی

در یك نگاه كل به جزء و از منظر راهبردی، شكاف عملكرد در تعریف اهداف سازمان و راه‌های رسیدن به این اهداف معنا می‌شود. برخی از عوامل تأثیر‌گذار بر این شكاف، عوامل درونی و برخی دیگر، برون از سازمان هستند. به‌طور عمده، عوامل درونی به بحث اختصاص منابع سازمانی مانند منابع مالی، انسانی و اطلاعاتی برای رسیدن به اهداف و انتظارات آینده سازمان دلالت دارند. تحلیل شكاف و كاهش آن در جهت نیل به چشم انداز و انتظارات آینده سازمان با استفاده از ابزارهای موجود، از كلیدی‌ترین وظایف مدیران ارشد می باشد كه در شكل 1 نشان داده شده است. تحلیل شكاف بیانگر آن است كه آیا در جهت كاهش «شكاف عملكرد» گام برمی‌داریم یا خیر؟
حذف شكاف یا كاهش عملی آن، هدف سازمان است و این فرایند چرخه‌ای است كه با استفاده از بازخورد صورت می گیرد و تا مرز صفر شدن این شكاف ادامه می یابد. با توجه به تغییرات بسیار زیاد محیطی و پیچیدگی نمایش وضع سازمان در یك تصویر كلان، نیاز مبرمی به تحلیل‌های شرط و جزا است. از طرفی تحلیل به وجود اطلاعات نیاز دارد و اطلاعات از اجزای كوچكتری به‌نام داده تشكیل می‌شوند. داده‌های مجرد و بی‌معنا به كمك انباره داده‌ها به اطلاعات تبدیل می‌شود تا بتواند در مرحله بعد با استفاده از قدرت تصمیم‌گیری انسانی و دانش ضمنی افراد، تبدیل به قضاوت یا عمل شود. این امر را «هوش تجاری» می‌نامند.[2]

 

همانگونه كه عنوان شد، عواملی كه موجب این شكاف می‌شوند بعضی بیرونی و برخی درونی هستند. به منظور كاهش این شكاف و تحقق اهداف سازمانی، دسترسی به اطلاعات و به‌ویژه اطلاعات مربوط به عوامل بیرونی سازمان بسیار اهمیت دارد. این گروه از اطلاعات معمولا در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، و فناوری است كه در برنامه‌ریزی راهبردی و تجزیه و تحلیل‌های محیطی كاربرد مهمی دارد. این اطلاعات، در بررسی‌ها و مطالعات انجام شده 80% به‌صورت غیر ساخت یافته و 20% ساخت یافته است. بدین معنی كه 20% اطلاعات از درون بانك‌های اطلاعاتی و سیستم‌های اطلاعاتی سازمانی استخراج خواهد شد و 80% از منابع اطلاعاتی دیگر(كاغذی، الكترونیكی، صوتی، تصویری و ذهن افراد) در داخل و از خارج سازمان به‌دست می‌آید.[6]

تصمیم‌گیری

تصمیم‌گیری، فصل مشترك كلیه عملیات سازمان است و در یك زنجیره وابسته و فرایند منسجم منجر به تحقق چشم‌انداز، مأموریت و اهداف سازمان می‌شود. فلسفه تصمیم‌گیری برمبنای دانایی استوار است، یعنی تصمیم باید براساس آگاهی بر تمامی جوانب امور و عملیات انجام گیرد. سیستم‌های پشتیبان تصمیم‌گیری به مدیر كمك می‌كند تا این فرایند را به‌خوبی عملیاتی كند. این كار با استفاده از كیفیت اطلاعات، انجام می‌شود و تصمیم‌گیری مؤثر بر مبنای اطلاعات صحیح، جامع، به موقع و تحلیل شده صورت می‌گیرد.
مدل‌های زیادی در زمینه مراحل مختلفی كه باید در فرایند تصمیم‌گیری طی شود مطرح شده اند كه از اصول خاصی پیروی می كنند، ولی پایه و اساس همه آن‌ها یكی است. هربرت سایمون یك الگوی تصمیم‌گیری ارایه كرده است كه مشتمل بر چهار مرحله است و عبارتند از: هوشمندی، طراحی، انتخاب و اجرا.
مرحله هوشمندی، در واقع بهره‌مندی از نظام اطلاعاتی، ارتباط با كاربران دارای این اطلاعات و استفاده از سیستم‌های اطلاعاتی است كه هر روز منتظر مشاهده علایم و نشانه‌های جدیدی برای حل مسأله و فرصت‌های به‌وجود آمده هستند. در این مرحله نیاز مبرمی به تحلیل محیط خارج سازمان است. سیستم‌های اطلاعاتی و نظام‌های گزارش‌های مدیریتی شرایطی را مهیا می‌كنند كه به هوشیاری مدیران و حل مسأله یاری می‌رساند. مرحله طراحی، همان فرایند خلاقیت و ایجاد راهكارهای مختلف حل مسأله است و بسیار به ابتكارات انسانی بستگی دارد. انتخاب این مرحله، با مخاطره و عدم قطعیت همراه است. سیستم‌های پشتیبان تصمیم‌گیری در این مرحله نیز با ارایه روند اطلاعاتی و تاریخچه‌ای از تصمیمات قبلی به مدیر در انتخاب راهكاری كه رضایت بیشتری در بر داشته باشد، كمك كند.
تصمیم‌های سازمانی بر اساس رده بندی تصمیم گیران به تصمیم‌های راهبردی، تاكتیكی و عملیاتی تفكیك می‌شوند. همچنین از نظر طبقه‌بندی، انواع تصمیم‌ها به تصمیم‌های ساخت یافته، نیمه ساخت یافته و ساخت نیافته تقسیم بندی می‌شود.. تصمیم‌های ساخت یافته، تكراری و قابل برنامه‌ریزی هستند و می‌توان آن‌ها را به‌سادگی به پردازش كامپیوتری واگذار كرد. تصمیم‌های ساخت نیافته به قضاوت‌های انسانی نیاز دارد و از منابع اطلاعاتی و گزارش‌های مختلف استفاده می‌كند. تصمیم‌های نیمه ساخت یافته به ادراك انسانی و روش‌های ریاضی نیاز دارد. شكل 2 ماتریس تصمیم‌گیری سازمانی را نشان می‌دهد.

 

ویژگی تصمیم‌های سازمانی شامل همسویی با اهداف سازمان، دامنه كاربرد در سازمان، افق زمانی تصمیم و رده سازمانی تصمیم‌گیران است. از جمله مهمترین عوامل مؤثر بر تصمیم‌گیری، دانش تصمیم گیران، منابع اطلاعاتی، ریسك تصمیم و زمان صرف شده برای اتخاذ تصمیم است كه با استفاده از روش‌های مدل سازی و بهبود فرایند تصمیم‌گیری در سازمان‌ها، می‌توان قابلیت تأثیر آن‌ها را افزایش یا كاهش داد.[1]
صرف نظر از نوع تصمیم‌گیری، همه آن‌ها به اطلاعات صحیح، دقیق و به موقع نیاز دارند و نقش سیستم‌های اطلاعاتی پشتیبان تصمیم‌گیری فراهم سازی، دسته‌بندی، تحلیل و ارایه این اطلاعات به گونه‌ای كارآمد است.

مدیریت اطلاعات و دانش

در بخش‌های قبلی بر بینش مدیران ارشد، راهبرد‌ها و اهداف و نیز اهمیت تصمیم‌گیری و الزامات آن در عصر حاضر پرداخته شد. در ابتدای این بخش به بیان تعاریف پایه در این حوزه اشاره می‌شود. شكل 3 نشان دهنده هرم سلسله مراتبی ایجاد ارزش افزوده از پایین به بالا در فرایند تبدیل داده تا تصمیم و بصیرت است. در اولین مرحله داده‌ها جمع‌آوری می‌شوند، در مراحل بعد سازماندهی و تحلیل را داریم و در آخرین مرحله تصمیم‌گیری و اقدام صورت می‌گیرد.

داده: واقعیتی است كه در كامپیوتر ذخیره، نگهداری و پردازش می‌شود. داده‌های خام اهمیت چندانی برای انسان

ندارند.
اطلاعات: توانایی درك و استنباط انسان از واقعیت است. سیستم‌های اطلاعاتی و كامپیوترها داده‌های سازماندهی
شده را به شكل قابل فهم در اختیار انسان می‌گذارند.
دانش: سازمان را قادر به تصمیم‌گیری می‌كند.


شكل 3: هرم ارزش افزوده داده تا بصیرت

 

دانش، ورودی اصلی برای تصمیم‌گیری سازمانی است و در این راستا اطلاعات پردازش شده به همراه اطلاعات و داده‌های مرتبط به‌ هم، قابلیت اثر‌گذاری بر دانش را داراست. مدیریت دانش شامل فرایند ترکیب بهینه دانش و اطلاعات در سازمان و ایجاد محیطی مناسب به‌منظور تولید، اشتراك و به‌کارگیری دانش وتربیت نیروهای انسانی خلاق و نوآور است تا سرانجام از طریق شكل‌گیری یك سازمان یادگیرنده و با برقراری جریان روان میان مخزن اطلاعات ایجاد شده با بخش‌های مختلف عملیات سازمان، این بخش‌ها با یكدیگر ارتباط بهتری داشته باشند. مدیریت دانش چارچوبی است كه در آن كلیه فرایندهای سازمانی بر پایه جریان و تبادلات دانشی تعریف و برقرار می‌شود. بنابراین، چنین نگاهی تمام فرایندهای كسب و كار را با مسأله خلاقیت، نوآوری و كاربرد دانش درگیر كرده، در نتیجه بقا و پویایی آن‌ها تضمین می‌شوند.[2]
انباره داده‌ها فضایی برای تبدیل داده به اطلاعات و دانش است. انباره داده‌ها به‌عنوان یكی از اركان اصلی سیستم‌های پشتیبان تصمیم‌گیری و مدیریت دانش، پوشش دامنه زمانی وسیع‌تری نسبت به پایگاه‌داده عملیاتی دارد. مشخصات انباره داده‌ها عبارتند از:
موضوع گرا: داده‌هایی كه اطلاعاتی درباره یك موضوع خاص ایجاد می‌كنند نه این‌که عملیات یك سیستم خاص را نمایش دهند.
یكپارچه : داده‌هایی كه از منابع مختلف در مخزن داده‌ها جمع‌آوری و براساس یك رشته روابط با یكدیگر ادغام شده‌اند.
زماندار: تمامی داده‌ها در مخزن داده‌ها در یك دوره زمانی مشخص می‌شوند.
ماندگار: داده‌ها در مخزن داده‌ها ماندگار هستند. داده‌ها اضافه می‌شوند ولی هیچ داده‌ای حذف نمی‌شود.
از نظر گستره زمانی، داده‌ها و اطلاعات موجود در محیط‌های عملیاتی در یك بازه زمانی 60-90 روزه و در انباره داده‌ها حدود 5-10 سال است. این موضوع بیانگر ویژگی‌های تحلیل روند و آینده نگری یا پیش‌بینی است. در واقع انواع داده‌های ذخیره شده در انباره داده‌ها عبارتند از: داده فعلی، داده قدیمی، داده خلاصه شده و فراداده‌ها.[3]
هوش تجاری مجموعه‌ای از فناوری‌ها، نرم‌افزارها و روش‌ها جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات ذخیره شده در مخزن داده‌ها و افزایش بصیرت و توانمندی جمع‌بندی آن‌ها است. در همین راستا مفاهیم داده‌كاوی و پردازش اطلاعات مطرح می‌شود. داده‌كاوی، فرایند جستجو و یافتن اجزا و ارتباطات جزیی‌تر داده‌ها و اطلاعات است. پردازش اطلاعات، شناسایی الگوها و تركیب‌های مهم داده‌هایی است كه با قرار گرفتن در كنار یكدیگر پرس و جو‌ها و تحلیل‌های شرط و جزا را پاسخ می‌دهد.[7]
گزارش‌های تحلیلی به شکل‌های مختلفی در اختیار مدیران تصمیم‌گیر قرار می‌گیرد. داشبورد اطلاعات یا داشبورد مدیریت عملكرد از ابزارهای معروف در این زمینه است كه با استفاده از نمودارهای متنوع رنگی و گرافیك‌های زیبا سعی می‌شود محیط كاربری ساده و جذابی ایجاد شود. مدیران می‌توانند در صورت نیاز به جزییات بیشتر، بر روی اطلاعات كلی كه در داشبورد به نمایش در می‌آید كلیك كنند و با استفاده از تكنیك داده‌كاوی به جزییات بیشتر دست پیدا كنند. سپس به كمك آن‌ها از هر نقطه‌ای و در هر زمانی قادر خواهند بود وضعیت شاخص‌های كلیدی و عملكرد سازمان را تحت نظارت و كنترل داشته باشند.[4]

فرایند انباره داده‌ها

در شكل 4 فرایند انباره داده‌ها نشان داده شده است. همان‌گونه كه در شكل آمده است، ابتدا داده‌ها از منابع مختلف، اعم از الكترونیكی و یا كاغذی جمع آوری و پس از استخراج، تبدیل و بارگیری به مرحله بعدی كه پاكسازی و تجمیع است ارسال می‌شود معمولاً به این دو مرحله «ناحیه نمایش» گفته می‌شود. یكی از كلیدی ترین بخش‌های این مرحله پاكسازی داده‌ها به‌منظور دسترسی به «یك منبع قابل اتكا برای داده‌ها» است.
پس از آن «انبارش داده‌ها» برای ذخیره و طبقه‌بندی داده‌ها صورت می‌گیرد. این «طبقه‌بندی داده‌ها» بر اساس موضوعات مدیریتی است و جزو ویژگی‌های بارز این مرحله می باشد. در مرحله بعدی كه به «منطقه سیستم‌های پشتیبان تصمیم‌گیری» معروف است، پرس و جوها، گزارش‌ها و پردازش‌های تحلیلی برخط، «تحلیل‌های آماری و موضوعی» قرار می‌گیرند. در آخرین لایه نیز، «نمایش و ارایه» اطلاعات را در قالب داشبورد اطلاعات و مدیریت عملكرد داریم. [6]


شكل 4: فرایند انباره داده‌ها

 

وضعیت بازار و محصول
موضوع استفاده از انباره داده‌ها و هوش تجاری به ابتدای سال‌های 1990 میلادی باز می‌گردد ولی موج عظیم آن بعد از سال 2000 و در هزاره سوم شدت یافت. شرکت‌های پیشتاز در این زمینه كه محصولات آن‌ها بازارهای جهانی‌ را پوشش می‌دهد، كوگنوس، بیزینس آبجكتز، اس آ اس، هایپریون، مایكرو استراتژی، اوراكل، مایكروسافت، اس اِی پی و اینفورماتیكا می‌باشند. حجم فروش این‌گونه سیستم‌ها و نرم‌افزارها طبق پیش‌بینی‌های شركت گارتنر تا سال 2012 به بیش از 16 میلیارد دلار خواهد رسید. هزینه‌های پیاده‌سازی و استقرار این‌گونه سیستم‌ها مانند نرم‌افزارهای برنامه‌ریزی منابع سازمان ERP بسیار متنوع و گران خواهد بود. لذا در خصوص انتخاب محصول منتخب و شركت پیمانكار اجرایی و پیاده‌سازی، ملاحظات فنی، مدیریتی، آموزشی و هزینه‌ای بایستی مدنظر قرار گیرند. [7]

نتیجه گیری

با توجه به توضیحات فوق، لزوم اهمیت تولید دانش و تصمیم‌گیری بر مبنای اطلاعات در سازمان‌ها بیش از پیش مشخص می‌شود. در این‌خصوص چرخه تبدیل داده به اطلاعات و تولید دانش برای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری سطوح مختلف مدیران سازمان‌ها، نقشی حیاتی دارد. با استفاده از فناوری اطلاعات، این امر به شكلی بسیار سریع، دقیق و مطمئن قابل حصول و راه‌حل اجرایی آن پیاده‌سازی و استقرار انباره داده‌ها و مدیریت اطلاعات و دانش سازمانی است. با استقرار چنین سیستم‌هایی تغییر تفكرات و ذهنیات مدیران سازمان را شاهد خواهیم بود و روش‌های تصمیم‌گیری سنتی و متكی به فرد جای خود را به روش‌های سیستمی و متكی بر اطلاعات خواهد داد.

منابع

[1] گزارش پروژه«تجزیه وتحلیل فرایند تصمیم‌گیری»، مدیریت توسعه سیستم‌ها و فناوری اطلاعات، سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران، 1384
[2] گزارش پروژه«طراحی پایگاه داده تحلیلی و هوش تجاری»، مدیریت توسعه سیستم‌ها و فناوری اطلاعات، سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران، 1384

[3] Adel man Sid, Moss Larrisa, Abai Majid,"Data Strategy", 2005
[4] Echerson Wayne W. ,"Performance Dashboards", 2005
[5] Few Stephen," Information Dashboard Design", 2006
[6] Inmon William H. ,"Building the data warehouse", 4th Edition, 2005
[7] Moss Larrisa, Shaku Atre,"Business Intelligence Roadmap", 2003

 

 

ارسال شده توسط احمد محمدی | 2 01, 2014 | بازدید‌ها (1613)
 
سیستم پشتیبانی حمل و نقل عمومی
 
یک تصمیم سیستم پشتیبانی برای بخش حمل و نقل عمومی ( SIGGESC  project)
چکیده :
SIGGESC یک سیستم اطلاعات جغرافیایی GIS است که به بخش حمل و نقل عمومی معطوف شده است
SIGGESC امکان هماهنگی و برنامه ریزی را برای خطوط اتوبوس فراهم می آورد وبه  فرآیندهای صدور مجوز کمک می کند .
این پروژه نه تنها ارزش افزوده بر IMTT را سبب شده است بلکه برای شرکت های پرتغالی حمل و نقل مسافر با ایجاد یک سیستم اطلاعاتی یکپارچه این امکان را فراهم می آورد که فرآیندهای کاری خودکار و روزمره  شوند. بهره وری بیشتر در بازرسی و فرآیندهای صدور مجوز ایجاد شود و مرجع اطلاعاتی در سیستم حمل و نقل جاده ای مسافران سازماندهی شود . این پایگاه داده مجموعه ای از منابع و شاخص ها و پارامتر ها را برای فرآیند نظارتی فراهم می آورد.
کلمات کلیدی : سیستم های پشتیبانی تصمیمات مکانی-سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS )-کاربردهای وب جی آی اس (web GIS ) – حمل و نقل عمومی- برنامه ریزی حمل و نقل
معرفی :
نهادهای مسئول برنامه ریزی و مدیریت حمل و نقل در سطح ملی به خصوص با توجه به مقررات وسایل حمل و نقل موجود  در حال مبارزه با مشکلات مرتبط با اطلاعات موجود از لحاظ کمیت و کیفیت هستند.
داده های جغرافیایی دیجیتالی (عددی ) در حال افزایش اهمیت می باشند به عنوان نتیجه پیشرفت تکنولوژی اطلاعات که ابزار حمایتی جدید را برای تصمیم گیری و فرآِند مساله در حوزه مکانی فراهم می آورد.
به گفته بالتر در سال 2008 سیستم اطلاعات جغرافیایی برای حمل ونقل GIS-T اتصال دهنده میان سخت افزار و نرم افزار و اطلاعات و مردم وسازمان ها و موسسات  برای جمع آوری و ذخیره سازی و آنالیز و ارتباط نوع خاصی از اطلاعات درباره زمین است . نوع خاصی از اطلاعات سیستم حمل و نقل و ناحیه جغرافیایی هستند که این سیستم ها را تحت تاثیر قرار می دهند یا تحت تاثیر آن قرار می گیرند.
در واقع GIS_T  نشان دهنده یکی از مهم ترین کاربردهای GIS است. و همانطور که میلر در سال 2001 اظهار داشت کاربردهای GIS_T دامنه گسترده ای از حمل ونقل را در بر می گیرد.
تحلیلگران حمل و نقل و تصمیم گیران از ابزارهای GIS برای برنامه ریزی زیر ساختارها طراحی ومدیریت و برنامه ریزی حمل و نقل عمومی و عملیات و تجزیه وتحلیل و کنترل ترافیک و تجزیه و تحلیل ایمنی حمل و نقل و ارزیابی اثرات زیست محیطی و خطرات کاهش و پیکربندی و مدیریت سیستم های تدارکات پیچیده استفاده می کنند . موارد نامبرده فوق تنها بخشی از کاربردها در این حوزه می باشد.
سیستم های حمل و نقل هوشمند از جمله سیستم بزرگراه وسیله نقلیه هوشمند و سیستم خودکار موقعیت خودرو به خصوص بخش بلند پروازانه ای ازGIS و تکنولوژی های مرتبط سیستم های بسیار متنوع حمل و نقل می باشد.
با این محتوا و با همکاری میان IMTT و ISEGI-UNL سیستم GIS که معطوف بر بخش حمل و نقل عمومی بود گسترش داده شد.
SIGGESC اولین پایگاه داده اطلاعات عددی شامل خطوط اتوبوسرانی برای اقلیم پرتغال بود.
همه اسناد موجود برای مسیرهای اتوبوس چاپ شده بودند یا نقشه هایی بودند که با دست رسم شده بودند . سرانجام با توجه به پروژه SIGGESC هم اکنون یک پایگاه داده یکپارچه و قابل اعتماد که سازماندهی , نظارت , همکاری و برنامه ریزی را با توجه به مسائل حمل و نقل عمومی پشتیبانی می کند موجود است .همچنین به  فرایندهای صدور مجوز کمک می کند . علاوه بر این SIGGESC به ساخت و ساز از یک پایگاه داده ساخت یافته , سازمان یافته  با پایگاه داده به روز شده با اطلاعات مربوط به حمل و نقل عمومی کمک می کند که منجر به تقویت روابط و به اشتراک گذاری اطلاعات میان شرکت های اتوبوس و IMTT می شود.
سابقه:
سیستم پشتیبان تصمیم مکانی (SDSS ) از سیستم پشتیبان تصمیم(DSS ) تکامل یافته است که شامل محتویات مکا ن- زمینی می شود. این سیستم برای کاربران یک محیط تصمیم گیری که قادر به تجزیه و تحلیل اطلاعات جغرافیایی است فراهم می آورد.
فن آوری های متعددی وجود دارد که می تواند تصمیم گیری های مکانی را حمایت نماید مثل سیستم اطلاعات جغرافیایی GIS ,سیتم خبره ES ,سنجش از راه دور RS و DSS
این نوع از چارچوب عبارتند از :1- قابلیت مدلسازی تحلیلی 2-سیستم مدیریت پایگاه داده 3- صفحه نمایش گرافیکی 4- ابزارهای گزارش دهی 5- دانش تصمیم گیرندگان
یکی از معمول ترین کاربردهای SDSS در GIS_T در زمینه مدل سازی حمل و نقل یا مشکلات مسیریابی حمل و نقل می باشد . خواننده علاقمند به یک بررسی کامل و گسترده از کاربردهای SDSS می تواند به کتاب منتشر شده Sugumaran
 (2010) رجوع نماید.
پروژه   SIGGESC از نیاز به یک پایگاه داده مکانی استاندارد شامل تمام خطوط اتوبوس در پرتغال از 133 شرکت حمل و نقل و 5000 خط اتوبوسرانی آغاز شد .
این پروژه شامل توسعه سیستم پشتیبانی مکانی براساس یک رابط GIS است که به منظور کمک به نظم دهی , نظارت , هماهنگی و برنامه ریزی خطوط اتوبوس موسسه پرتغالی برای جابه جایی و حمل و نقل زمینی یا همان موسسه IMTT
به کار می رود .
استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی برای مدیریت خطوط اتوبوس شرکت های اتوبوسرانی با انتشار بخش نامه N32/2009 از سوی وزارت کارهای عمومی و حمل و نقل و ارتباطات MOPTC اجباری شد.
شرکت های اتوبوس با استفاده از الحاقات SIGGESC (برنامه های دسکتاپ و وب جی آی اس ) خطوط اتوبوس را به وسیله وارد کردن اطلاعات مکانی  در برنامه ها ایجاد نمودند . به این صورت که نقاط معرف ایستگاه های اتوبوس
و خطوط نشان دهنده مسیرهای اتوبوس می باشند. آنها همچنین اطلاعات الفبای عددی مثل صفات داده های مکانی 
و برنامه زمانی متناظر با خطوط اتوبوس را وارد نمودند .
علاوه بر آن عملکردها کاربر می تواند از SIGGESC برای جستجو میان داده های معرفی شده , ایجاد گزارش و مدیریت خطوط اتوبوس و شبکه های خود استفاده کنند .
اولین نسخه از نرم افزار دسکتاپ SICO3 در سال 2002 توسعه داده شد . این نسخه تنها مجاز به معرفی و بارگیری از خطوط اتوبوس توسط شرکت ها بود .
قبل از آنکه برنامه میان همه شرکت های اتوبوس منتشر شود آزمون های آزمایشی با دو شرکت Vimeca و Scotturb که از شهرداری های Oeirs وCascais بودند انجام شد.
این برنامه از آن سال تکامل یافت و تا سال 2008 تشکیل شده از مجموعه ای از زیر سیستم ها یا برنامه های کاربردی مدولار شامل موارد زیر بود :
SICO توسعه یافته در سال 2002
SICO توسعه یافته در سال 2003و 2004و 2005و 2006
سرانجام در سال 2008 پنج مدل فوق به یک برنامه واحد SICO  v5.0. تبدیل شدند . در سال 2009 تیم SIGGESC  با هدف افزایش بهره وری در اعمال نظارت و همچنین در فرآیندهای صدور مجوز کاربرد web و web GIS را توسعه داد.
هم اکنون SIGGESC شامل دو مدل برنامه است:
نرم افزار دسکتاپ SIC_GIS
پرتال SIGGESC  - نرم افزار web و web GIS
معماری SIGGESC
با مهاجرت و تکامل SIGGESC به جدید ترین فن آوری ها و راه حل های مرتبط با وب , نسخه فعلی نرم افزار ارتباطات میان شرکت های اتوبوس و IMTT  را از طریق افزایش و بهبود تعامل میان آنها پشتیبانی می کند . به عنوان مثال با به اشتراک گذاشتن داده های مکانی توسط آپلود نمودن آنها به پرتال SIGGESC.
همانطور که گفته شد برنامه های کاربردی SIGGESC کنونی از یک نرم افزار GIS desktop(SICO) و نرم افزارweb  و web GIS تشکیل شده است.
SICO به کاربران اجازه می دهد تا داده های مکانی والفبایی را برای خط اتوبوس و ایستگاه اتوبوس و مسیر و برنامه زمان بندی خلق و ویرایش نمایند. این نرم افزار همچنین کاربران را قادر می سازد تا به طور خودکار و به صورت پویا گزارش را خلق نمایند و خطوط اتوبوس را به پرتال SIGGESC آپلود نمایند . از سوی دیگر نرم افزار وب سایت و web GIS رابط ارجح برای تعامل میان شرکت های اتوبوسرانی و IMTT است.
 در واقع کاربران SICO ( شرکت های اتوبوس ) خطوط اتوبوس را در این دسکتاپ GIS ثبت می کنند و این همچنین کاربران را قادر می سازد تا اطلاعات وارد شده را جستجو کنند و سپس آنها را از طریق آپلود  کردن خطوط اتوبوس
به پرتال SIGGESC ,به IMTT بفرستند.
کاربران SIGGESC همیشه از کمک و راهنمایی یک مرکز تخصصی  برخوردارند تا بتوانند هر مساله ای که ممکن است در حین استفاده از برنامه رخ دهد را حل نمایند . پس از آپلود نمودن , کاربر به پرتال SIGGESC دسترسی پیدا می کند تا درخواست صدور مجوز رسمی شود . به عنوان مثال برای درخواست یک خط اتوبوس جدید ارسال اسناد و مدارک عددی (دیجیتال) برای تکمیل فرآیند صدور مجوز لازم است.
همچنین در پرتال SIGGESC کاربران می توانند اطلاعات مکانی و الفبایی را به وسیله گزارش های اتوماتیک ایجاد و جستجو نمایند . در نهایت کادر فنی IMTT برای بازرسی و نظارت بر روند صدور مجوز خطوط اتوبوس می توانند درخواست اپراتور را بپذیرند یا رد نمایند .
هدف دو بخش زیر بررسی ویژگی های موجود در هر دو برنامه کاربردی SIGGESC است.
دسکتاپ برنامه SICO
نرم افزار دسکتاپ GIS ایجاد شده برای پروژه SIGGESC (SICO شکل 4) در سال 2002 با    Map Object 2.1 c ایجاد شد که از آن زمان تا به حال در حال تحول است . نسخه فعلی SICO علاوه بر تجزیه تحلیل مکانی که در اغلب کاربردهای معمول GIS حضور دارند همچنین شامل ابزارهای سفارشی ساخته شده هستند که منحصرا مربوط به خدمات عمومی حمل و نقل جاده ای مسافر است.
کاربران باید هر دو اطلاعات مکانی و الفبایی را با توجه به خطوط اتوبوس خودشان ایجاد و ویرایش نمایند . برای انجام این کار آنها باید ایستگاه های اتوبوس و مسیرها را با ویژگی های مربوطه به آنها وارد نمایند (شکل 5)
در SICO این امکان وجود دارد که داده های الفبایی متنوع را با توجه به ایستگاه های اتوبوس معرفی نمائیم همانند خصوصیات فیزیکی مثلا اگر یک محافظ در ایستگاه اتوبوس وجود دارد و یا اگر آن یک ایستگاه اصلی در میان سایر خصوصیا ت است .
نقطه ها نشان دهنده استگاه های اتوبوس و خط ها بیانگر مسیر اتوبوس می باشند همچنین در SICO این امکان وجود دارد که برنامه زمانی را وارد نمایند.
داده های الفبایی  در SICO در یک پایگاه داده MS Access ذخیره می شوند در حالی که یک shapfile داده های مکنی را ثبت می کند (نقطه ها برای ایستگاه و خط ها برای مسیر ) تا قابلیت همکاری و سازگاری با سایر سیستم های اطلاعات جغرافیایی و برنامه های کاربردی فراهم گردد.
استفاده از SICO یک مزیت برای شرکت های اتوبوس است که با آن می توانند شبکه اتوبوس را برنامه ریزی و مدیریت نمایند . چون این امکان برای آنها فراهم می آید که بتوانند خروجی و گزارش خودکار و پویا را خلق نمایند ( این گزارشات در بخش 4.1  نشان داده خواهد شد .
آن SICO) ) همچنین به کاربران اجازه می دهد که بتوانند اطلاعات خطوط اتوبوس را مستقیما به پرتال  SIGGESC آپلود نمایند تا توسط IMTT  آنالیز و اعتبارسنجی شود .
کاربرد های وب – پرتال SIGGESC
جدیدترین نرم افزار توسعه یافته برای پروژه SIGGESC  , پرتال SIGGESC است که مهم ترین برنامه برای تعامل میان شرکت های اتوبوس و IMTT است.
در این نرم افزار Web  و Web GIS این امکان برای کاربران وجود دارد که گزارشات پویا را در فرمت های مختلف همانند xls,pdf,html خلق نمایند و بتوانند اطلاعات مکانی و جغرافیایی را جستجو نمایند و اطلاعات مربوط به پروژه خود را ( همانند آموزش و برنامه های کاربردی) دانلود نمایند .
پرتال همچنین دارای ویژگی های خاص برای کاربران شرکت های اتوبوس است . همانند امکان رسمی نمودن یک درخواست مجوز به IMTT . که در آن به منظور اتمام فرآیند درخواست مجوز می توان مدارک لازم را آپلود نمود . از طرف دیگر کادر فنی IMTT می توانند اطلاعات آپلود شده را تجزیه و تحلیل نمایند .
در پرتال SIGGESC یک برنامه Web GIS وجود دارد که شامل تمام اطلاعات خطوط اتوبوس با اطلاعات مکانی و الفبایی کامل آنهاست .
علاوه بر ابزارهای تجزیه تحلیل مکانی مثل Zoom و Pan و Search ابزارهای پیشرفته تجزیه تحلیل (همانند امکان انتخاب خطوط اتوبوس موجود در یک بافر) هم وجود دارد
RDBMS به علت قابلیت اطمینان و مقیاس پذیری و انعطاف پذیری و ویژگی های مربوط به آن انتخابی برای بسیاری از سناریو ها است .
برای مدیریت داده های مکانی و تعامل بین آنها از سرور نرم افزار Arc GIS استفاده شده است .
این نرم افزار در ردیف استفاده از GIS  نصب شده است و مسئول ایجاد خدمات مکانی تحت وب است که با برنامه های مختلف GIS در تعامل می باشد .
در اجزای پایگاه داده Arc SED را خواهیم یافت . این نرم افزار Arc SED را به کار می گیرد تا بتواند اطلاعات مکانی را در میان انبوهی از موتورهای پایگاه داده ذخیره نماید .
در مورد سرور مایکروسافت SQL (2008) که هم اکنون از داده های مکانی پشتیبانی می کند , امکان دارد که از داده های بومی استفاده نماید اما Arc SED هنوز نیازمند ایجاد اتصال به دسکتاپ و اجزای سرور است .
شکل 10 معماری پرتال سیستم SIGGESC است که یک نمونه معماری 3 لایه می باشد .
در لایه های داده مایکروسافت SQL 2008 ذخیره داده را فراهم می آورد و Esri Arc SDE داده های مکانی را مدیریت می کند . در لایه چارچوب شبکه را خواهیم داشت و سرور Arc GIS خدمات تحت وب را برای داده های مکانی و الفبایی فراهم می کند .
این سرویس وب می تواند تعامل ایجاد کند (در مورد داده های الفبایی با استفاده از ویژگی های شبکه NET و در مورد داده های مکانی با استفاده از قابلیت های سرور Arc GIS  ;).
نتایج
استفاده از SIGGESC توسط بسیاری از شرکت های اتوبوسرانی پرتغالی طی چند جلسه آموزشی تثبیت و منتشر شد .
تاکنون تیم دخیل در این پروژه حدود 40 جلسه آموزشی برنامه SIGGESC را سازماندهی و بسط داده اند .
در نتیجه حدود 90 شرکت آموزش دیده در 123 شرکت . که این به این معنی است که تقریبا 73 درصد از آن ها قادرند با برنامه SIGGESC کار کنند .
از آنجا که در بسیاری از شرکت ها بیش از یک تکنیسین مشغول به کار در SIGGESC وجود دارد , بنابراین در حال حاضر حدود 200 کاربر SIGGESC وجود دارد .
علاوه بر توسعه برنامه های کاربردی و آموزش , تیم مسئول پروژه SIGGESC تحکیم ونگهداری از SIGGESC را تضمین می نماید و با ایجاد مرکز تخصصی دائمی به کاربران کمک می نماید تا هر گونه شک و سوال مرتبط با برنامه کاربردی و پروژه برطرف گردد.
این تیم تضمین می دهد که به هر مساله ای در حداکثر 8 ساعت پاسخ دهد و در عرض 24 ساعت آن را حل و فصل نماید و هدف از آن تضمین استفاده کاربران از SIGGESC به طور پیوسته می باشد .
در طول مدت 2 سال شرکت های اتوبوس اطلاعاتشان را به پرتال وارد نمودند . در مناطق Lisbon  و Oporto ( منطقه هدف اولویت برای این پروژه ) 85 درصد از خطوط اتوبوس در SIGGESC ثبت شدند که شامل 1473 خط اتوبوس و8.3663 کیلومتر از مسیرهای اتوبوس و 34.148 ایستگاه اتوبوس می شود .
در بخش های زیر چند نمونه از خروجی های مستقیم نشان داده خواهد شد که می تواند به طور مستقیم از برنامه های کاربردی SIGGESC تولید شود و چند خروجی که در پایگاه داده SIGGESC تولید شده اند .
گزارش ها
همانطور که قبلا گفته شد هر دو برنامه کاربردی GIS تحت وب و دسکتاپ توانایی تولید گزارشات خودکار و پویا را دارا می باشند که ارزش زیادی برای شرکت های اتوبوس دارد . به خصوص برای آنهایی که به مهارت فنی لازم یا نرم افزار و سخت افزار ضروری برای پیگیری و محاسبه برخی گزارش ها نیاز ندارند.
بسیاری از گزارش ها که با برنامه های کاربردی تولید می شوند اسناد ضروری هستند که باید به منظور تکمیل فرایند صدور مجوز به  IMTT ارسال شوند همانند نقشه خط اتوبوس , برنامه زمانی و جدول کرایه (طبق شکل 11 و 12 و13 ) . این گزارشات در فرمت های pdf و xls و html صادر می شوند
علاوه بر گزارشات ضروری که شرکت های اتوبوس باید آن را به IMTT  ارسال نمایند گزارشات خودکار دیگری هم وجود دارد که به شرکت ها کمک می کند که وظایف روزانه خودشان  را برنامه ریزی و مدیریت نمایند مثل نمودار ایستگاه اتوبوس و گزارش خصوصیات  ایستگاه  اتوبوس (شکل 14 و 15)
خروجی های ایجاد شده با پایگاه داده SIGGESC
یکی از مزایای استفاده از پایگاه داده  SIGGESC سازگاری و قابلیت همکاری آن با بسیاری از برنامه های معمول GIS
است که امکان پشتیبانی و توسعه مطالعات و تجزیه و تحلیل و برنامه ریزی و ارزیابی گزینه های سرمایه گذاری را فراهم می آورد . برای مثال با مربوط ساختن اطلاعات مکانی و الفبایی خطوط اتوبوس با میزان تراکم مناطق , فعالیت ,اطلاعات سرشماری و غیره
نقشه های زیر نمونه ای از آن چیزی است که توسط پایگاه داده SIGGESC قابل تولید می باشد (شکل 16 )
در حال حاضر SIGGESC تصمیم سیستم پشتیبانی پرتغالی برای بخش حمل و نقل عمومی جاده ای مسافران می باشد و تقریبا هر شرکت اتوبوسرانی در پرتغال که در حوزه IMTT کار می کند برنامه های کاربردی را دارد و از آن استفاده می کند .
این سیستم پشتیبانی تصمیم گیری از فرآیند صدور مجوز در IMTT حمایت می کند تا برنامه ریزی و نظارت بر خطوط اتوبوس شفاف تر و کارآمد تر شود . دیگر مزیت آن این است که سرانجام یک پایگاه داده جامع و یکپارچه  با ثبت همه خطوط اتوبوس وجود دارد و دسترسی به این اطلاعات در اختیار مردم قرار دارد (از طریق پرتال SIGGESC )
برای انتشار این پایگاه داده و ارائه آن به عموم مردم در آینده می توان ویژگی های خطوط اتوبوس را به نقشه های گوگل وارد نمود تا کاربران بتوانند برای یک سفر با استفاده از حمل و نفل عمومی برنامه ریزی نمایند.
برنامه های کاربردی می توانند با اضافه شدن ویژگی های جدید بر پایه آخرین روند فن آوری مثل وب 2 و مشارکت عمومی نمو یابند
نتایج
برای انتشار این پایگاه داده و ارائه آن به عموم مردم به طور کلی, در آینده  می توان خصوصیات هر خط اتوبوس (ایستگاه اتوبوس , مسیر حرکت و برنامه زمانی ) موجود در پایگاه داده SIGGESC مربوط به هر شرکت اتوبوسرانی را به نقشه های حمل و نقل گوگل اضافه نمود تا کاربران بتوانند یک سفر با حمل و نقل عمومی را برنامه ریزی نمایند.همچنین برنامه های کاربردی می توانند با آخرین روند فن آوری تکامل یابند همانند وب 2 و مشارکت عمومی . به عنوان مثال با ایجاد امکان ورود اطلاعات عددی و الفبایی  توسط  کاربران به SIGGESC Web GIS  و گرفتن بازخور ها در مورد برخی از ایستگاه های اتوبوس , مسیر یا برنامه , مثلا اطلاع یافتن از اینکه ایستگاه اتوبوس دیگر وجود ندارد و یا اطلاع از اینکه یک خط اتوبوس از مسیر متفاوتی می رود . پایگاه داده SIGGESC همچنین می تواند مطابق با دستورالعمل INSPIRE برای دسترسی به نهادهای مختلف عمومی  از طریق services  Web map(Wms) منتشر شوند . به گفته باتلر (2008) GIS-T میتواند نقش محوری در فضای جدید برای کاربری عمومی زمین و تصمیم گیری برای حمل و نقل ایفا کند .
ارسال شده توسط احمد محمدی | 1 01, 2014 | بازدید‌ها (1176)
سیستم پشتیبانی حمل و نقل عمومی یک تصمیم سیستم پشتیبانی برای بخش حمل و نقل عمومی ( SIGGESC  project)
چکیده :
SIGGESC یک سیستم اطلاعات جغرافیایی GIS است که به بخش حمل و نقل عمومی معطوف شده است
SIGGESC امکان هماهنگی و برنامه ریزی را برای خطوط اتوبوس فراهم می آورد وبه  فرآیندهای صدور مجوز کمک می کند .
این پروژه نه تنها ارزش افزوده بر IMTT را سبب شده است بلکه برای شرکت های پرتغالی حمل و نقل مسافر با ایجاد یک سیستم اطلاعاتی یکپارچه این امکان را فراهم می آورد که فرآیندهای کاری خودکار و روزمره  شوند. بهره وری بیشتر در بازرسی و فرآیندهای صدور مجوز ایجاد شود و مرجع اطلاعاتی در سیستم حمل و نقل جاده ای مسافران سازماندهی شود . این پایگاه داده مجموعه ای از منابع و شاخص ها و پارامتر ها را برای فرآیند نظارتی فراهم می آورد.
کلمات کلیدی : سیستم های پشتیبانی تصمیمات مکانی-سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS )-کاربردهای وب جی آی اس (web GIS ) – حمل و نقل عمومی- برنامه ریزی حمل و نقل
معرفی :
نهادهای مسئول برنامه ریزی و مدیریت حمل و نقل در سطح ملی به خصوص با توجه به مقررات وسایل حمل و نقل موجود  در حال مبارزه با مشکلات مرتبط با اطلاعات موجود از لحاظ کمیت و کیفیت هستند.
داده های جغرافیایی دیجیتالی (عددی ) در حال افزایش اهمیت می باشند به عنوان نتیجه پیشرفت تکنولوژی اطلاعات که ابزار حمایتی جدید را برای تصمیم گیری و فرآِند مساله در حوزه مکانی فراهم می آورد.
به گفته بالتر در سال 2008 سیستم اطلاعات جغرافیایی برای حمل ونقل GIS-T اتصال دهنده میان سخت افزار و نرم افزار و اطلاعات و مردم وسازمان ها و موسسات  برای جمع آوری و ذخیره سازی و آنالیز و ارتباط نوع خاصی از اطلاعات درباره زمین است . نوع خاصی از اطلاعات سیستم حمل و نقل و ناحیه جغرافیایی هستند که این سیستم ها را تحت تاثیر قرار می دهند یا تحت تاثیر آن قرار می گیرند.
در واقع GIS_T  نشان دهنده یکی از مهم ترین کاربردهای GIS است. و همانطور که میلر در سال 2001 اظهار داشت کاربردهای GIS_T دامنه گسترده ای از حمل ونقل را در بر می گیرد.
تحلیلگران حمل و نقل و تصمیم گیران از ابزارهای GIS برای برنامه ریزی زیر ساختارها طراحی ومدیریت و برنامه ریزی حمل و نقل عمومی و عملیات و تجزیه وتحلیل و کنترل ترافیک و تجزیه و تحلیل ایمنی حمل و نقل و ارزیابی اثرات زیست محیطی و خطرات کاهش و پیکربندی و مدیریت سیستم های تدارکات پیچیده استفاده می کنند . موارد نامبرده فوق تنها بخشی از کاربردها در این حوزه می باشد.
سیستم های حمل و نقل هوشمند از جمله سیستم بزرگراه وسیله نقلیه هوشمند و سیستم خودکار موقعیت خودرو به خصوص بخش بلند پروازانه ای ازGIS و تکنولوژی های مرتبط سیستم های بسیار متنوع حمل و نقل می باشد.
با این محتوا و با همکاری میان IMTT و ISEGI-UNL سیستم GIS که معطوف بر بخش حمل و نقل عمومی بود گسترش داده شد.
SIGGESC اولین پایگاه داده اطلاعات عددی شامل خطوط اتوبوسرانی برای اقلیم پرتغال بود.
همه اسناد موجود برای مسیرهای اتوبوس چاپ شده بودند یا نقشه هایی بودند که با دست رسم شده بودند . سرانجام با توجه به پروژه SIGGESC هم اکنون یک پایگاه داده یکپارچه و قابل اعتماد که سازماندهی , نظارت , همکاری و برنامه ریزی را با توجه به مسائل حمل و نقل عمومی پشتیبانی می کند موجود است .همچنین به  فرایندهای صدور مجوز کمک می کند . علاوه بر این SIGGESC به ساخت و ساز از یک پایگاه داده ساخت یافته , سازمان یافته  با پایگاه داده به روز شده با اطلاعات مربوط به حمل و نقل عمومی کمک می کند که منجر به تقویت روابط و به اشتراک گذاری اطلاعات میان شرکت های اتوبوس و IMTT می شود.
سابقه:
سیستم پشتیبان تصمیم مکانی (SDSS ) از سیستم پشتیبان تصمیم(DSS ) تکامل یافته است که شامل محتویات مکا ن- زمینی می شود. این سیستم برای کاربران یک محیط تصمیم گیری که قادر به تجزیه و تحلیل اطلاعات جغرافیایی است فراهم می آورد.
فن آوری های متعددی وجود دارد که می تواند تصمیم گیری های مکانی را حمایت نماید مثل سیستم اطلاعات جغرافیایی GIS ,سیتم خبره ES ,سنجش از راه دور RS و DSS
این نوع از چارچوب عبارتند از :1- قابلیت مدلسازی تحلیلی 2-سیستم مدیریت پایگاه داده 3- صفحه نمایش گرافیکی 4- ابزارهای گزارش دهی 5- دانش تصمیم گیرندگان
یکی از معمول ترین کاربردهای SDSS در GIS_T در زمینه مدل سازی حمل و نقل یا مشکلات مسیریابی حمل و نقل می باشد . خواننده علاقمند به یک بررسی کامل و گسترده از کاربردهای SDSS می تواند به کتاب منتشر شده Sugumaran
 (2010) رجوع نماید.
پروژه   SIGGESC از نیاز به یک پایگاه داده مکانی استاندارد شامل تمام خطوط اتوبوس در پرتغال از 133 شرکت حمل و نقل و 5000 خط اتوبوسرانی آغاز شد .
این پروژه شامل توسعه سیستم پشتیبانی مکانی براساس یک رابط GIS است که به منظور کمک به نظم دهی , نظارت , هماهنگی و برنامه ریزی خطوط اتوبوس موسسه پرتغالی برای جابه جایی و حمل و نقل زمینی یا همان موسسه IMTT
به کار می رود .
استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی برای مدیریت خطوط اتوبوس شرکت های اتوبوسرانی با انتشار بخش نامه N32/2009 از سوی وزارت کارهای عمومی و حمل و نقل و ارتباطات MOPTC اجباری شد.
شرکت های اتوبوس با استفاده از الحاقات SIGGESC (برنامه های دسکتاپ و وب جی آی اس ) خطوط اتوبوس را به وسیله وارد کردن اطلاعات مکانی  در برنامه ها ایجاد نمودند . به این صورت که نقاط معرف ایستگاه های اتوبوس
و خطوط نشان دهنده مسیرهای اتوبوس می باشند. آنها همچنین اطلاعات الفبای عددی مثل صفات داده های مکانی 
و برنامه زمانی متناظر با خطوط اتوبوس را وارد نمودند .
علاوه بر آن عملکردها کاربر می تواند از SIGGESC برای جستجو میان داده های معرفی شده , ایجاد گزارش و مدیریت خطوط اتوبوس و شبکه های خود استفاده کنند .
اولین نسخه از نرم افزار دسکتاپ SICO3 در سال 2002 توسعه داده شد . این نسخه تنها مجاز به معرفی و بارگیری از خطوط اتوبوس توسط شرکت ها بود .
قبل از آنکه برنامه میان همه شرکت های اتوبوس منتشر شود آزمون های آزمایشی با دو شرکت Vimeca و Scotturb که از شهرداری های Oeirs وCascais بودند انجام شد.
این برنامه از آن سال تکامل یافت و تا سال 2008 تشکیل شده از مجموعه ای از زیر سیستم ها یا برنامه های کاربردی مدولار شامل موارد زیر بود :
SICO توسعه یافته در سال 2002
SICO توسعه یافته در سال 2003و 2004و 2005و 2006
سرانجام در سال 2008 پنج مدل فوق به یک برنامه واحد SICO  v5.0. تبدیل شدند . در سال 2009 تیم SIGGESC  با هدف افزایش بهره وری در اعمال نظارت و همچنین در فرآیندهای صدور مجوز کاربرد web و web GIS را توسعه داد.
هم اکنون SIGGESC شامل دو مدل برنامه است:
نرم افزار دسکتاپ SIC_GIS
پرتال SIGGESC  - نرم افزار web و web GIS
معماری SIGGESC
با مهاجرت و تکامل SIGGESC به جدید ترین فن آوری ها و راه حل های مرتبط با وب , نسخه فعلی نرم افزار ارتباطات میان شرکت های اتوبوس و IMTT  را از طریق افزایش و بهبود تعامل میان آنها پشتیبانی می کند . به عنوان مثال با به اشتراک گذاشتن داده های مکانی توسط آپلود نمودن آنها به پرتال SIGGESC.
همانطور که گفته شد برنامه های کاربردی SIGGESC کنونی از یک نرم افزار GIS desktop(SICO) و نرم افزارweb  و web GIS تشکیل شده است.
SICO به کاربران اجازه می دهد تا داده های مکانی والفبایی را برای خط اتوبوس و ایستگاه اتوبوس و مسیر و برنامه زمان بندی خلق و ویرایش نمایند. این نرم افزار همچنین کاربران را قادر می سازد تا به طور خودکار و به صورت پویا گزارش را خلق نمایند و خطوط اتوبوس را به پرتال SIGGESC آپلود نمایند . از سوی دیگر نرم افزار وب سایت و web GIS رابط ارجح برای تعامل میان شرکت های اتوبوسرانی و IMTT است.
 در واقع کاربران SICO ( شرکت های اتوبوس ) خطوط اتوبوس را در این دسکتاپ GIS ثبت می کنند و این همچنین کاربران را قادر می سازد تا اطلاعات وارد شده را جستجو کنند و سپس آنها را از طریق آپلود  کردن خطوط اتوبوس
به پرتال SIGGESC ,به IMTT بفرستند.
کاربران SIGGESC همیشه از کمک و راهنمایی یک مرکز تخصصی  برخوردارند تا بتوانند هر مساله ای که ممکن است در حین استفاده از برنامه رخ دهد را حل نمایند . پس از آپلود نمودن , کاربر به پرتال SIGGESC دسترسی پیدا می کند تا درخواست صدور مجوز رسمی شود . به عنوان مثال برای درخواست یک خط اتوبوس جدید ارسال اسناد و مدارک عددی (دیجیتال) برای تکمیل فرآیند صدور مجوز لازم است.
همچنین در پرتال SIGGESC کاربران می توانند اطلاعات مکانی و الفبایی را به وسیله گزارش های اتوماتیک ایجاد و جستجو نمایند . در نهایت کادر فنی IMTT برای بازرسی و نظارت بر روند صدور مجوز خطوط اتوبوس می توانند درخواست اپراتور را بپذیرند یا رد نمایند .
هدف دو بخش زیر بررسی ویژگی های موجود در هر دو برنامه کاربردی SIGGESC است.
دسکتاپ برنامه SICO
نرم افزار دسکتاپ GIS ایجاد شده برای پروژه SIGGESC (SICO شکل 4) در سال 2002 با    Map Object 2.1 c ایجاد شد که از آن زمان تا به حال در حال تحول است . نسخه فعلی SICO علاوه بر تجزیه تحلیل مکانی که در اغلب کاربردهای معمول GIS حضور دارند همچنین شامل ابزارهای سفارشی ساخته شده هستند که منحصرا مربوط به خدمات عمومی حمل و نقل جاده ای مسافر است.
کاربران باید هر دو اطلاعات مکانی و الفبایی را با توجه به خطوط اتوبوس خودشان ایجاد و ویرایش نمایند . برای انجام این کار آنها باید ایستگاه های اتوبوس و مسیرها را با ویژگی های مربوطه به آنها وارد نمایند (شکل 5)
در SICO این امکان وجود دارد که داده های الفبایی متنوع را با توجه به ایستگاه های اتوبوس معرفی نمائیم همانند خصوصیات فیزیکی مثلا اگر یک محافظ در ایستگاه اتوبوس وجود دارد و یا اگر آن یک ایستگاه اصلی در میان سایر خصوصیا ت است .
نقطه ها نشان دهنده استگاه های اتوبوس و خط ها بیانگر مسیر اتوبوس می باشند همچنین در SICO این امکان وجود دارد که برنامه زمانی را وارد نمایند.
داده های الفبایی  در SICO در یک پایگاه داده MS Access ذخیره می شوند در حالی که یک shapfile داده های مکنی را ثبت می کند (نقطه ها برای ایستگاه و خط ها برای مسیر ) تا قابلیت همکاری و سازگاری با سایر سیستم های اطلاعات جغرافیایی و برنامه های کاربردی فراهم گردد.
استفاده از SICO یک مزیت برای شرکت های اتوبوس است که با آن می توانند شبکه اتوبوس را برنامه ریزی و مدیریت نمایند . چون این امکان برای آنها فراهم می آید که بتوانند خروجی و گزارش خودکار و پویا را خلق نمایند ( این گزارشات در بخش 4.1  نشان داده خواهد شد .
آن SICO) ) همچنین به کاربران اجازه می دهد که بتوانند اطلاعات خطوط اتوبوس را مستقیما به پرتال  SIGGESC آپلود نمایند تا توسط IMTT  آنالیز و اعتبارسنجی شود .
کاربرد های وب – پرتال SIGGESC
جدیدترین نرم افزار توسعه یافته برای پروژه SIGGESC  , پرتال SIGGESC است که مهم ترین برنامه برای تعامل میان شرکت های اتوبوس و IMTT است.
در این نرم افزار Web  و Web GIS این امکان برای کاربران وجود دارد که گزارشات پویا را در فرمت های مختلف همانند xls,pdf,html خلق نمایند و بتوانند اطلاعات مکانی و جغرافیایی را جستجو نمایند و اطلاعات مربوط به پروژه خود را ( همانند آموزش و برنامه های کاربردی) دانلود نمایند .
پرتال همچنین دارای ویژگی های خاص برای کاربران شرکت های اتوبوس است . همانند امکان رسمی نمودن یک درخواست مجوز به IMTT . که در آن به منظور اتمام فرآیند درخواست مجوز می توان مدارک لازم را آپلود نمود . از طرف دیگر کادر فنی IMTT می توانند اطلاعات آپلود شده را تجزیه و تحلیل نمایند .
در پرتال SIGGESC یک برنامه Web GIS وجود دارد که شامل تمام اطلاعات خطوط اتوبوس با اطلاعات مکانی و الفبایی کامل آنهاست .
علاوه بر ابزارهای تجزیه تحلیل مکانی مثل Zoom و Pan و Search ابزارهای پیشرفته تجزیه تحلیل (همانند امکان انتخاب خطوط اتوبوس موجود در یک بافر) هم وجود دارد
RDBMS به علت قابلیت اطمینان و مقیاس پذیری و انعطاف پذیری و ویژگی های مربوط به آن انتخابی برای بسیاری از سناریو ها است .
برای مدیریت داده های مکانی و تعامل بین آنها از سرور نرم افزار Arc GIS استفاده شده است .
این نرم افزار در ردیف استفاده از GIS  نصب شده است و مسئول ایجاد خدمات مکانی تحت وب است که با برنامه های مختلف GIS در تعامل می باشد .
در اجزای پایگاه داده Arc SED را خواهیم یافت . این نرم افزار Arc SED را به کار می گیرد تا بتواند اطلاعات مکانی را در میان انبوهی از موتورهای پایگاه داده ذخیره نماید .
در مورد سرور مایکروسافت SQL (2008) که هم اکنون از داده های مکانی پشتیبانی می کند , امکان دارد که از داده های بومی استفاده نماید اما Arc SED هنوز نیازمند ایجاد اتصال به دسکتاپ و اجزای سرور است .
شکل 10 معماری پرتال سیستم SIGGESC است که یک نمونه معماری 3 لایه می باشد .
در لایه های داده مایکروسافت SQL 2008 ذخیره داده را فراهم می آورد و Esri Arc SDE داده های مکانی را مدیریت می کند . در لایه چارچوب شبکه را خواهیم داشت و سرور Arc GIS خدمات تحت وب را برای داده های مکانی و الفبایی فراهم می کند .
این سرویس وب می تواند تعامل ایجاد کند (در مورد داده های الفبایی با استفاده از ویژگی های شبکه NET و در مورد داده های مکانی با استفاده از قابلیت های سرور Arc GIS  ;).
نتایج
استفاده از SIGGESC توسط بسیاری از شرکت های اتوبوسرانی پرتغالی طی چند جلسه آموزشی تثبیت و منتشر شد .
تاکنون تیم دخیل در این پروژه حدود 40 جلسه آموزشی برنامه SIGGESC را سازماندهی و بسط داده اند .
در نتیجه حدود 90 شرکت آموزش دیده در 123 شرکت . که این به این معنی است که تقریبا 73 درصد از آن ها قادرند با برنامه SIGGESC کار کنند .
از آنجا که در بسیاری از شرکت ها بیش از یک تکنیسین مشغول به کار در SIGGESC وجود دارد , بنابراین در حال حاضر حدود 200 کاربر SIGGESC وجود دارد .
علاوه بر توسعه برنامه های کاربردی و آموزش , تیم مسئول پروژه SIGGESC تحکیم ونگهداری از SIGGESC را تضمین می نماید و با ایجاد مرکز تخصصی دائمی به کاربران کمک می نماید تا هر گونه شک و سوال مرتبط با برنامه کاربردی و پروژه برطرف گردد.
این تیم تضمین می دهد که به هر مساله ای در حداکثر 8 ساعت پاسخ دهد و در عرض 24 ساعت آن را حل و فصل نماید و هدف از آن تضمین استفاده کاربران از SIGGESC به طور پیوسته می باشد .
در طول مدت 2 سال شرکت های اتوبوس اطلاعاتشان را به پرتال وارد نمودند . در مناطق Lisbon  و Oporto ( منطقه هدف اولویت برای این پروژه ) 85 درصد از خطوط اتوبوس در SIGGESC ثبت شدند که شامل 1473 خط اتوبوس و8.3663 کیلومتر از مسیرهای اتوبوس و 34.148 ایستگاه اتوبوس می شود .
در بخش های زیر چند نمونه از خروجی های مستقیم نشان داده خواهد شد که می تواند به طور مستقیم از برنامه های کاربردی SIGGESC تولید شود و چند خروجی که در پایگاه داده SIGGESC تولید شده اند .
گزارش ها
همانطور که قبلا گفته شد هر دو برنامه کاربردی GIS تحت وب و دسکتاپ توانایی تولید گزارشات خودکار و پویا را دارا می باشند که ارزش زیادی برای شرکت های اتوبوس دارد . به خصوص برای آنهایی که به مهارت فنی لازم یا نرم افزار و سخت افزار ضروری برای پیگیری و محاسبه برخی گزارش ها نیاز ندارند.
بسیاری از گزارش ها که با برنامه های کاربردی تولید می شوند اسناد ضروری هستند که باید به منظور تکمیل فرایند صدور مجوز به  IMTT ارسال شوند همانند نقشه خط اتوبوس , برنامه زمانی و جدول کرایه (طبق شکل 11 و 12 و13 ) . این گزارشات در فرمت های pdf و xls و html صادر می شوند
علاوه بر گزارشات ضروری که شرکت های اتوبوس باید آن را به IMTT  ارسال نمایند گزارشات خودکار دیگری هم وجود دارد که به شرکت ها کمک می کند که وظایف روزانه خودشان  را برنامه ریزی و مدیریت نمایند مثل نمودار ایستگاه اتوبوس و گزارش خصوصیات  ایستگاه  اتوبوس (شکل 14 و 15)
خروجی های ایجاد شده با پایگاه داده SIGGESC
یکی از مزایای استفاده از پایگاه داده  SIGGESC سازگاری و قابلیت همکاری آن با بسیاری از برنامه های معمول GIS
است که امکان پشتیبانی و توسعه مطالعات و تجزیه و تحلیل و برنامه ریزی و ارزیابی گزینه های سرمایه گذاری را فراهم می آورد . برای مثال با مربوط ساختن اطلاعات مکانی و الفبایی خطوط اتوبوس با میزان تراکم مناطق , فعالیت ,اطلاعات سرشماری و غیره
نقشه های زیر نمونه ای از آن چیزی است که توسط پایگاه داده SIGGESC قابل تولید می باشد (شکل 16 )
در حال حاضر SIGGESC تصمیم سیستم پشتیبانی پرتغالی برای بخش حمل و نقل عمومی جاده ای مسافران می باشد و تقریبا هر شرکت اتوبوسرانی در پرتغال که در حوزه IMTT کار می کند برنامه های کاربردی را دارد و از آن استفاده می کند .
این سیستم پشتیبانی تصمیم گیری از فرآیند صدور مجوز در IMTT حمایت می کند تا برنامه ریزی و نظارت بر خطوط اتوبوس شفاف تر و کارآمد تر شود . دیگر مزیت آن این است که سرانجام یک پایگاه داده جامع و یکپارچه  با ثبت همه خطوط اتوبوس وجود دارد و دسترسی به این اطلاعات در اختیار مردم قرار دارد (از طریق پرتال SIGGESC )
برای انتشار این پایگاه داده و ارائه آن به عموم مردم در آینده می توان ویژگی های خطوط اتوبوس را به نقشه های گوگل وارد نمود تا کاربران بتوانند برای یک سفر با استفاده از حمل و نفل عمومی برنامه ریزی نمایند.
برنامه های کاربردی می توانند با اضافه شدن ویژگی های جدید بر پایه آخرین روند فن آوری مثل وب 2 و مشارکت عمومی نمو یابند
نتایج
برای انتشار این پایگاه داده و ارائه آن به عموم مردم به طور کلی, در آینده  می توان خصوصیات هر خط اتوبوس (ایستگاه اتوبوس , مسیر حرکت و برنامه زمانی ) موجود در پایگاه داده SIGGESC مربوط به هر شرکت اتوبوسرانی را به نقشه های حمل و نقل گوگل اضافه نمود تا کاربران بتوانند یک سفر با حمل و نقل عمومی را برنامه ریزی نمایند.همچنین برنامه های کاربردی می توانند با آخرین روند فن آوری تکامل یابند همانند وب 2 و مشارکت عمومی . به عنوان مثال با ایجاد امکان ورود اطلاعات عددی و الفبایی  توسط  کاربران به SIGGESC Web GIS  و گرفتن بازخور ها در مورد برخی از ایستگاه های اتوبوس , مسیر یا برنامه , مثلا اطلاع یافتن از اینکه ایستگاه اتوبوس دیگر وجود ندارد و یا اطلاع از اینکه یک خط اتوبوس از مسیر متفاوتی می رود . پایگاه داده SIGGESC همچنین می تواند مطابق با دستورالعمل INSPIRE برای دسترسی به نهادهای مختلف عمومی  از طریق services  Web map(Wms) منتشر شوند . به گفته باتلر (2008) GIS-T میتواند نقش محوری در فضای جدید برای کاربری عمومی زمین و تصمیم گیری برای حمل و نقل ایفا کند .
ارسال شده توسط احمد محمدی | 1 01, 2014 | بازدید‌ها (1762)
سیستم پشتیبان تصمیم گیری در جذب فناوری اطلاعات
 

تهیه و تنظیم:  پایگاه مقالات علمی مدیریت www.SYSTEM.PARSIBLOG.com
چکیده: سازمانهای پویا و متحولی که در زمینه تکنولوژی رایانه پیشرفت کرده اند، مجموعه بالقوه ای از برنامه های کاربردی  DSS را ایجاد کرده اند.برای برنامه ریزی استراتژیک سازمان یا نقشه راه ، درک درستی از برنامه های کاربردیDSS  حائز اهمیت است.این تحقیق می کوشد تا تعریفی از DSS، جذب فناوری اطلاعات و پویایی جذب  DSS ارائه کند.آنچه که به عنوان ابزارهای DSS جذب برنامه های کاربردی سازمان میشود شامل آنهایی است که به عنوان برنامه های کاربردی یک بارهDSS  (غیر تکراری) در سطح برنامه ریزی استراتژیک وارد سازمان میگردد.انتقال فناوری تا جاگیری ابزارها در برنامه های کاربردی پشتیبان تصمیم ساختار یافته (SDS) یا سیستم های فرایند تبادل (TPS) ادمه دارد.بنابراین مدیران باید آنها را به عنوان یک سیستم SDS/TPS ببینند نه به عنوان یک سیستم DSS. شناسایی نقشه راه جذب فناوری اطلاعات، به انتقال فناوری کمک می کند و آن را به رسمیت می شناسد. این به معنای قابل قبول بودن ایجاد این انتقال است.
واژه های کلیدی: DSS، سیستم پشتیبان تصمیم گیری ،جذب فناوری اطلاعات ، توسعه نرم افزاری.

 


مقدمه
چه موقع یک سیستم پشتیبان تصمیم گیری واقعا یک  DSSنیست؟ غالبا یک برنامه کاربردی که شامل تصمیم گیری به هر روشی است به عنوان DSS طبقه بندی می شود.پیشرفتهای پویای در زمینه تکنولوژی رایانه در برنامه های کاربردی مثل DSS موثر می باشد.در نتیجه این پیشرفتها بوده که این برنامه های کاربردی همواره در حال تغییر می باشند.این موضوع سبب شده است که تقریبا متوقف کردن چنین تغییراتی برای برنامه های کاربردی DSS غیر ممکن باشد.بدیهی است که ماهیت تغییرات DSS  به موازات پیشرفت توسعه تکنولوژی رایانه در جریان می باشد.کدون[9] گزارش می دهد که قانون مور ( دو برابر شدن قدرت رایانه در هر هیجده ماه )دست کم برای 5 سال دیگر سر می رسداین امر نشان دهنده این است که سیستم های اطلاعاتی پیشرفت خود را در دستورالعمل های جدید و متنوع ادامه خواهد داد.
در حالی که برخی از برنامه های کاربردی DSS به طور گسترده ای مورد قبول واقع شده اند ، برخی دیگرانیز احتمالا در جریان تغییرات تکنولوژیکی منسوخ شده اند.این ماهیت پویای فناوری سیستم های اطلاعاتی عموما، و برنامه های کاربردی DSS خصوصا، باعث می گردد که مدیران عالی اطلاعاتی و دیگران مدیران در مواجه با یک تعریف واضح و روشن از مجموعه برنامه های ثابت و کاربردی DSS  به مشکل بر بخورند.با این حال شناسایی برنامه های کاربردی DS در برنامه ریزی استراتژی های سازمانی برای استقرار فناوری اطلاعات مهم است.تجزیه وتحلیل این تحقیق یک چهارچوب را ژیش روی فناوری اطلاعات قرار می دهد که شانل تکامل مستمر و استفاده از ابزارهای DSS است.هدف بررسی یک چشم انداز برنامه ریزی برای استقرار آینده ابزارهای DSS و برنامه های کاربردی آن است که تکامل فناوری اطلاعات را امکان پذیر می سازد.یک چهارچوب برنامه ریزی برای سیستم های اطلاعاتی حرفه ای مستلزم شناسایی نقشه راه جذب فناوری از طریق ایفای نقش DSS  می باشد.این تحقیق شامل بررسی تعریف DSS ، مراحل و پویایی جذب فناوری اطلاعات و در آخر خلاصه و نقشه راه جذب فناوری می باشد.
تعریف سیستم پشتیبان تصمیم گیری(DSS  ):
یک تعریف عملیاتی از یک سیستم DSS برای شناسایی و طبقه بندی ابزارهای DSS و برنامه های کاربردی و به تبع آن بررسی نقشه هرا جذب فناوری حائز اهمیت می باشد.
DSS با بکار گیری رایانه برای موارد زیر تعریف می شود:
1 – کمک به مدیران برای فرایند تصمیم گیری در وظایف نیمه ساختار یافته
2 – برای پشتیبانی و بهتر از آن جایگزینی قضاوتهای مدیریتی. و
3 – به منظور بهبود اثربخش تصمیم گیری به جای کارایی آن( کین و اسکات مورتون،8ص1)
همچنین دیگران(10، 12 و 13 )تعاریفی را برای DSS ارائه کرده اند.اگرچه برخی تفاوتهای جزیی در تعاریف آنان وجود دارد،اما یک بررسی از این تعاریف نشان می دهد که به طور کلی آنها تعریف کین و مورتون را حمایت می کنند.با این حال تعریف کین و اسکات مورتون به عنوان تعریف عملیاتی برای این تجزیه و تحلیل مورد استفاده قرار گرفت آنها توضیح اضافی  DSS  را به شرح زیر ارائه نمودند:سوال کلیدی برای کسی که در مورد DSS  کار می کند این است : "چه نوع تصمیم خاصی یا چه فرایند تصمیم گیری وجود دارد که برای پشتیبانی از آن باید تلاش کرد؟" تصمیم ممکن است تکراری و همیشگی و یا لحظه ای و یک باره باشد .تمرکز پشتیبان تصمیم گیری بر این فرض استوار است که مشکلی که مدیران با آن مواجهند بی اهمیت نیست و نمی تواند بصورت خودکار بروز کند.  این دیدگاه نیازمند توسعه ابزارهای روش شنلاسی برالی تصمیم گیریهای کلیدی میران و تعریف اطلاعاتی است که میتواند یا باید در دسترس مدیران باشد البته در طول زمان سطح درک ما افزایش می یابد و شاید بسیاری ازمشکلاتی که ما امروزه به طور مرحله ای و سیستمی با آن مواجهیم به یک کاربر یا راینه واگذار گردد.
نمونه بارز این روند ، سود سپرده است .بیشتر بانک ها و شرکتهای وام دهنده روشهای ساده ای دارند که بر اساس داده های آماری و گزارشهای اعتباری پشتیبانی شده استوار می باشد که جایگزین قضاوتهای اولیه مدیران ارشد وام دهنده می گردد.مادامی که مشکل صرفا ساختار یافته بوده و مدیران در درک و سطح نیازمندیهایشان به بلوغ رسیده به به عنوان یک سیستمDSS  باید همواره به عنوان کاربر سازگار و یاد گیرنده رشد و تکامل داشته باشد.این ماهیت خود   است که بر ساخت نوعی از نرم افزار دلالت دارد که بتواند در سازمان به اجرا درآمده و باقی بماند.(ص58-59)
گوری و اسکات مورتون (7) چهارچوبی را برای ویژگی های نیمه ساختار یافته این تعریف سیستم پشتیبان تصمیم  گیری ارائه نمودند.انها کار سیمون و نویل را با با جهارجوبی از فرایند تصمیم گیری ساختار یافته و غیر ساختار یافته ارتباط دادند.یک مشکل کاملا ساختار یافته موردی است که  تمام سه مرحله فرایند تصمیم گیری (هوش ، طراحی و انتخاب ) برای آن ساختار یافته است. برای یک مشکل کاملا  ساختار نیافته  مراحل تصمیم گیری کاملا ساختار نیافته می باشد.   برای یک مشکل نیمه ساختار یافته یک یا دو مورد (نه همه آنها ) از مراحل تصمیم گیری ساختار نیافته می باشد. آنها سیستم های اطلاعاتی را به عنوان سیستم های ساختار یافته تصمیم گیری((SDS  که قویا ساختار یافته می باشند تعریف می کنند، در حالی که سیستم های نیمه ساختار یافته و ساختار نیافته را به عنوان  DSS معرفی می کنندمبادله اطلاعات از این طبقه بندی ساختار یافته و ساختار نیافته حذف گردید.فعالیت مبادله اطلاعات در یک سازمان یعنی اینکه در آن سازمان رایانه مورد نظر به امر مبادله داده های سر راست (البته نه از طریق تصمیم خارجی )اختصاص داده می شود.مثل فرایند حقوق و دستمزد.هر دو فرایند SDS  و مبادله اطلاعات قویا ، محصول پردازش اطلاعات یا فعالیتهای سیستم فرایند  تبادل(TPS) می باشد.این دیدگاه بیان میدارد که هر سیستم اطلاعاتی که به عنوان SDS/TPS نباشد ، بیشتر به عنوان DSSشناخته می شود (پاور 12،ص19).بنابراین تعریف یک DSS  دارای شرایط 1 طبقات استفاده و 2 – حرکت در طول زنجیره ساختار یافته / ساختار نیافته می باشد.به علاوه DSS  به معنای واقعی به دو دسته تقسیم می گردد : DSS  نهادی (سازمانی) که با تصمیم های با ماهیت دوره ای و تکراری در تعامل می باشد و DSS  موقت که با تصمیمات خاص که معمولا قابل پیش بینی نبوده و  دوره ای نیستند( لحظه ای هستند) در تعامل می باشد(5و8 ص58)." تغییر مشکلات به سمت ساختاریافتگی از زمان شروع دانش مدیریت در  حال پیشرفت بوده است "(8ص92).ظهور DSS این حرکت را بیشتر از گذشته تسهیل می کند . تکامل و حرکت DSS  به سمت قابلیت های جداسازی شده SDS/TPS  شاخص بزرگی از تغییرات به سمت ساختار یافتگی در این طیف است.
مطابق این تجزیه و تحلیل ، برنامه کاربردی DSSS از ابزارDSS متمایز می باشد.ابزار DSS  همچنین به عنوان ژنراتور DSS  شناخته می شود .که شامل نرم افزارهای رایانه ای است که از آن در ایجاد برنامه  کاربردی مخصوص DSS  استفاده می گردد.ابزار یک فناوری توانمند است. برنامه کاربردی سیستمی است که واقعا کار را انجام می دهد و اطلاعات مورد نیاز تصمیم گیرنده را ذخیره می کند .ناحیه DSS تغییرات ساختاری خیلی عمیقی مثل ابزارهای فناوری را دارا می باشد(6).سیستم های پشتیبانی تصمیم گیری امروزی ، از انواع کامپیوتر هایی استفاده می کنند که بر اساس ابزارها ، ایجاد بر نامه های کاربردی پیشرفته DSS را ممکن می سازد.(11)ابزار سیستم اطلاعاتی که در یک زمان توسط تمرکز اولیه برای ساختن DSS مورد استفاده قرار می گیرد، در زمان بعد ممکن است در درجه اول به عنوان استفاده اش از SDS/TPS برای یافت گردد.از انجا که در ابتدا ابزار برای استفاده در ساختمان یک DSS  ساخته شده است ، گمان نمی رود که تمام سیستم های اطلاعاتی متعاقبا با استفاده از ابزارهای  DSS ساخته شده باشند.در واقع تعریف اساسی از DSS بایستی در تبیین آن به کار رود نه در کاربرد آن.
مراحل جذب فناوری اطلاعات:
مدیران سیستم های اطلاعاتی باید انتظار داشته باشند که تکنولوژی جدید ایجاد شده یا تکامل یافته کامپیوتری اغلب به راه های مختلف جذب سازمان خواهد شد.اپل گیت ، مک فارلن و مکنزی (1، ص 226) فرایند جذب تکنولوژی های اطلاعات در حال ظهور در سازمان را به طور خلاصه بیان می کنند..این مثال شامل یک سری مراحل است که طی آن فناوری جدید شناسایی شده ، جذب شده و نهادینه می گردد.آنها چهار مرحله را شرح دادند: 1 - شناسایی تکنولوژی 2 – آموزش تکنولوژی و سازگاری 3 – کنترل سازگاری با اصول عقلانی مدیریت 4 – انتقال تکنولوژی بلوغ/ توسعه. مرحله شناسایی تکنولوژی ، ابزارهای سیستم های اطلاعاتی جدید را بررسی کرده ، آن ابزارها را مورد آزمایش قرار داده و منجر به مطلوبیت دستیابی به تکنولوژی می گردد.
مرحله آموزش فنآوری و سازگاری یا انطباق ، شامل کسب دانش چگونگی گسترش تکنولوژی در فرصت های بالاتر از سیستم های اطلاعاتی پروژه های ارزیابی شده اولیه می باشد. مرحله سوم ،شامل  ادامه تکامل برنامه های کاربردی تکنولوژی و توسعه کنترل ها به منظور راهنمایی طرح ها و اجرای سیستم هایی است که این تکنولوژی را بکار میگیرند. مرحله چهارم (انتقال تکنولوژی بلوغ/ توسعه ) وقتی رخ می دهد که تکنولوژی سراسر سازمان را در بر بگیرد. در خلال مرحله اول ( شناسایی تکنولوژی ) پروژه های آزمایشی معمولا در سطح بر نامه ریزی استراتژیک سازمان اجرا می گردد.خصوصا جایی که یک پروژه واحد به عنوان ضامن کلیدی اجرایی به انجام برسد.هنگامی که مرحله انتقال تکنولوژی بلوغ / توسعه رخ داده است تکنولوژی عموما در همه سازمان و خصوصا در سطح کنترل عملیاتی توسط بسیاری از کاربران در سازمان مورد استفاده قرار می گیرد.
مشابه آنچه که برای توسعه ابزارهای دیگر سیستم های اطلاعاتی وجود دارد ، این مراحل جذب نیز نقش اصلی را به عنوان ابزار کار در توسعه و کاربرد DSS در سازمانها ایفا می کند.
جذب ابزارهای فناوری اطلاعات،  زمانی که برای اولین بار وارد یک سازمان در مراحل 1 و 2 شود می تواند در درجه اول به عنوان یک ابزار DSS مطرح باشد تا پس از آن به طرف مرحله SDS/TPS  و سپس مرحله چهارم گسترش یابد. با این نوع جذب حیطه  SDS/TPS  گسترش یافته ،  شاخص های اصلی فناوری های   DSS  به مرحله 4 رسیده و به عنوان یک TPS  استقرار یافته که شامل تعدادی از کاربران و چگونگی نحوه پشتیبانی سیستم می باشد.این گسترش از زمان اولین نرم افزار پردازش داده ها در سال 1950 شروع شده است .
افزایش قدرت محاسباتی و کاهش هزینه برای قابلیت پردازش آن ، یک کلید محرکه سوق دهنده تکنولوژی و ابزارهای اولیه کاربرد DSS  به سوی برنامه های کاربردی SDS/TPS می باشد.این تکامل احتمالا به عنوان فصول قانون مور (9) رخ داده و در ادامه شرح تکامل فناوری رایانه می باشد.برای مثال جذب نرم افزار صفحه گسترده را به عنوان یک ابزار پر طرفدار در نظر بگیرید. در اولین روزهای استفاده  از نرم افزار VISI CALC تعداد کمی کامپیوتر شخصی در سازمان وجود داشت. VISI CALCابتدا برای پشتیبانی از مدیران اجرایی در سطح برنامه ریزی استراتژیک بکار گرفته شد(مرحله 1).از آنجایی که این تکنولوژی با استفاده سازمان از آن تکامل می یابد ، برنامه صفحه گسترده اکسل مایکرو سافت (یا نظیر آن ) هم اکنون صرف نظر از سطح هر یک از کاربران سازمان ، بر روی دسکتاب کامپیوتر آنان قرار دارد(مرحله 4). بنابراین یک ابزار صفحه گسترده که زمانی فقط برای استفاده مدیریت ارشد سازمان بوده است ، امروزه یک ابزار روزمره برای تمام کاربران رایانه ها می باشد.وقتی فناوری اطلاعات در مرحله 1 به عنوان یک ابزار کاربردی DSS  معرفی گردید ، بر اساس الگوی استفاده سازمان به مرحله 4 رسیده سپس می بایست سیستم برای آنچه که  برای ان در نظر گرفته شده است به رسمیت شناخته شود.به این معنا که برنامه SDS/TPS  جایگزین خوبی برای نرم افزار DSS می باشد.
پویایی جذب فناوری اطلاعات
پس از این که تکنولوژی توسعه یافت و از طریق مراحل جذب ارتقاء پیدا کرد ، این تکنولوژی از مرحله معرفی اولیه تا استفاده گسترده و فراگیر نهادی و سازمانی تکامل می یابد. بخشی از تکنولوژی که با DSS  معرفی می شود احتمالا به استقرار SDS/TPS می انجامد.
یک سیستم اطلاعاتی تکنولوژیکی ( TEIS ) یک سیستم SDS/TPS  می باشد که شامل ابزارهای استقرار یافته و تکنیک هایی است که از مرحله 1 تا 4 فرایند توسعه  DSS  تکامل یافته است. با توجه به ایده  پا ور (12) ، " DSS  در بسیاری از سیستم های عامل تعاملی TP)) به صورت متفاوت وجود دارد.برای مثال یک سیستم پر طرفدار که گسترش یافته است برنامه ریزی منابع سازمانی (ERP) است .برنامه ریزی منابع سازمانی (ERP) حتی اگر نشان دهنده اصلاح تصمیم گیری و برنامه ریزی باشد نمی تواند به عنوان DSS  مطرح باشد . به طور کلی برنامه ریزی منابع سازمانی (ERP) ، یک سیستم  TPS ادغام شده می باشد که جریان اطلاعات را بین قسمت های وظیفه ای یک کسب و کار تسهیل می کند "(8). به عبارت دیگر ، بسیاری از سیستم هایی که در رده DSS  قرار می گیرند به عنوان سیستم پیشرفته فناوری اطلاعات (TEIS) مطرح هستند که نشان دهنده استقرار تصمیم گیری در سیستم اطلاعات می باشد.این یک پیشرفت طبیعی ابزارهای DSS  به سوی ابزارهای SDS/TPS میباشد.آنچه که به عنوان لبه برش DSS  شناخته می شود فقط به عنوان یک SDS/TPS  روزمره است.بهتر است مدیران امروزه برای داشتن یک مجموعه مشخص از ابزارها برنامه ریزی کنند و در 5 سال  آینده نیز برای یک مجموعه کاملا متفاوت از ابزارها برنامه ریزی نمایند (3) .هیچ دلیلی برای انتظار این پیشرفت سیستم های فرایندی SDS/TPS که به زودی فرا میرسد وجود ندارد.
برنامه های کاربردی سیستم اطلاعات را می توان یک زنجیره از SDS/TPS تا DSS  در نظر گرفت .شکل 1 نشان می دهد که انتقال تکنولوژی DSS  تک منظوره وسیله ای برای تسهیل فعالیتهای جذب را از مرحله 1 تا 2 فراهم میکند و محیطی را که در آن یک پروژه به عنوان کلید پشتیبان اجرایی مطرح است آماده می کند.سپس ابزار DSS  در سطوح پایین تر در درون سازمان مورد استفاده قرار می گیرد

ابزارهای DSS                                                                                              موقتی و یک باره

 

 

                                                                                                                  نهادی و سازمانی                                                                                                                                         
                                                
شکل 1 – جذب تکنولوژی ابزار های DSS
این تا حد زیادی پایه کاربردی را که در مقیاس بزرگ با DSS  در ارتباط است توسعه می دهد.در حال حاضر DSS  به سوی SDS/TPS توسعه یافته است و در سازمان مستقر شده  و تکامل  آن حفظ شده است . توان تکنولوژی به مرحله چهارم از فرایند انتقال بلوغ /توسعه رسیده و برنامه کاربردی توسعه یافته و مستقر شده است و از قدرت تکنولوژی برای ابزار اولیه DSS  استفاده می کند.که این توانایی  شامل ETIS  است که نمایانگر مشخصات یک سیستم SDS/TPS  می باشد.
تمایز بین DSS  و SDS/TPS  بسیار حائز اهمیت است  چرا که کلیدهای متعدد و متفاوتی بین توسعه و بقای یک سیستم DSS  در مقایسه با دیگر سیستم های SDS/TPS  به شرح زیر وجود دارد(8، ص 98) :
1 – افراد مشغول در ساخت DSS نیازمند مهارتها و نگرش های مختلف نسبت به ساخت SDS/TPS   می باشند.
2 – تکنولوژی که از DSS  پشتیبانی می کند در خصوص نگهداری و بهره برداری موثر سیستم با SDS/TPS  متفاوت است.
3 – مدل هایی که در تصمیم گیری در سیستم DSS به مدیران کمک می کنند ممکن است با الگو های بهینه سازی سیستم SDS/TPS  به طور قابل ملاحظه ای متفاوت باشد.
4 – فرایندهایی که به وسیله سیستم DSS  به دنبال روشهای تکمیلی  توسعه یافته است ، نسبت به تحویل نهایی محصول سیستم SDS/TPS  (که ناشی از استفاده های مکرر از آن است متفاوت می باشد.
اگر چه تکنولوژی پیشرفت کرده است اما ویژگی هایش معتبر باقی مانده است.یک رده از DSS  مشخص را به عنوان سیستم اطلاعات اجرایی (EIS ) ، در نظر بگیرید که دارای قابلیت های خود جداسازی شده در نرم افزار  SAP R/3 یک شرکت  یاشد (2 ، ص319 و 320 ).نرم افزار ERP  سازمان نرم افزاری است که ابتدا سازمان را با مجموع ه ای از  قابلیتهای TPS   مواجه می کند.این شاخصی از استقرار تکنولوژی DSS  در سیستم TPS  و نشان دهنده پویایی جذب تکنولوژی است.در اینجا ERP  یک TEIS  است که شامل ظرفیت  EIS بوده و در ابتدا به عنوان یک نوع از DSS مطرح بوده و توسعه یافته است اما سیستم نرم افزار SAP R/3 یک DSS  نیست.( نکته: نرم افزار SAP R/3  نرم افزار نسخه سوم SAP  است که برنامه ریزی منابع سازمان را انجام می دهد).
یکی دیگر از نمونه های TEIS  ،برنامه اکسپرس آمریکا (American Express application)از تکنولوژی سیستم خبره می باشد(4).ابزارهای سیستم خبره ابزارهای اولیه برای ساختن یک سیستم DSS  خاص است .این مثال نشان دهنده توسعه و بکارگیری و پشتیبانی از TEIS  است.هنگامی که ابزارهای DSS  در این شیوه در ابعاد بزرگ به کار گرفته شوند، آنها قادر هستند از طریق فرایند های اجرا و نگهداری ، استفاده از SDS/TPS  را تنظیم کنند. پشتیبانی مداوم و نگهداری از یک سیستم DSS  به یک سیستم TPS  قابل تغییر است در نتیجه این مثال یک  سیستم DSS  نیست.
ولز و هس (14) 0DSS  ذخیره داده ها را تشریح کردند که در سازمانهای ارائه دهنده خدمات مالی کاربرد دارد.آنها این مورد را به عنوان یک DSS  ذخیره داده ها در مقیاس بزرگ توصیف می کنند که در دسته DSS  های سازمانی (نهادی ) تقسیم بندی می گردد.این برنامه کاربردی DSS  توسط 1500 نفر از مشاوران مالی مورد استفاده قرار می گیرد .این برنامه هر هفته برای 60 نفرا زمشتریان متقاضی، خدمات ارائه می کند.این برنامه به عنوان نرم افزار CRM  (مدیریت ارتباط با مشتری ) شناخته می شود. این نرم افزار اطلاعات مورد نیاز برای پشتیبانی مشاوران اراده نمی کند و اگر مشاوران احساس کنند که محصول تولید شده مناسب نیست ، آنگاه از دیگر سیستم های خروجی و منابع برای شکل دادن به توصیه های مختلف استفاده می کنند. بر اساس تعریف سیستم باید اطلاعاتی را ارائه کند که  تصمیم گیری را پشتیبانی نماید .این گزارش DSS  ذخیره داده ها ، نتایجی را که بر اساس  یک سیستم SDS  ساخته شده و تعبیه شده است ارائه می کند. ابزار ذخیره داده ها (DW) در توسعه سیستم به کار گرفته میشود و این ابزار غالبا در سیستم DSS  استفاده می گردد . به هر حال این استفاده از ابزار نتایج را در SDS  بهتر از  DSS  نشان می دهد.این کار نشان می دهد که TEIS  یک سیستم  SDS   است و DSS  نیست.
جذب ابزارهای DSS  به سمت SDS/TPS  موجب تغییر اهداف برخی از ویژگی های DSS  می گردد.این خوب است یا بد؟اگر اطلاعات بهتر که منجر به پشتیبانی فعالیتهای مدیران یک سازمان میشود ارائه شده باشد ، این وجه خوب قضیه است .به هر حال این حالت وضوح و شفافیت تشخیص  این موضوع را که نقطه پایان SDS/TPS  و آغاز DSS کجاست بیشتر با مشکل مواجه می کند . حد وسط مرحله ای که در این خصوص وجود دارد این است که جابجایی تکنولوژی به طور مداوم ، به برنامه های کاربردی هردو سیستم  DSS  و SDS/ TPS  اجازه گسترش و توسعه می دهد.
خلاصه بحث
DSS   فناوری اطلاعاتی است که در یک سازمان به شیوه مشابه سایر تکنولوژی های اطلاعات  جذب می گردد. با این حال هنگامی که در ابتدا یک تکنولوژی به عنوان فناوری DSS  معرفی می گردد به مرحله بلوغ یا انتقال تکنولوژی توسعه یافته می رسد، این استقرار اولیه به عنوان ابزارهای DSS  احتمالا مهاجرت به سمت  تکنولوژی SDS/TPS  را تکمیل کرده است.مدیران سیستم های اطلاعاتی باید انتظار ایجاد و توسعه تکنولوژی جدید رایانه ای را داشته باشند.این تکنولوژی اغلب در سازمان به عنوان ابزارهای DSS مستقر شده که باعث ورود سازمان به سطح برنامه ریزی استراتژیک می گردد. پس از آنکه موفقیت این مرحله به اثبات رسید ، احتمالا استفاده از برنامه های DSS  در سطوح پایین تر  سلسله مراتب سازمان امکان پذیر است یعنی  جایی که این برنامه ها در مقیاس بزرگ DSS  نهادی یا سازمانی بویا همه  ویژ گیهای SDS/TPS  مورد استفاده قرار گیرد.
ابزار DSS  به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از SDS/TPS  مطرح می گردد و در نتیجه به طور خلاصه  نرم افزار  به عنوان DSS  نهادی شناخته می گردد. این ادغام در مقیاس بزرگ به کار گرفته میشود سپس به گسترش یکپارچه سیستم نیاز دارد و بقا و نگهداری آن  مستلزم  وجود سایر برنامه های کاربردی در مقیاس بزرگ است .رابطه بین سازندگان سیستم و کاربران آن هم اکنون مانند SDS/TPS  است، و چنین جذب و یکپارچه سازی قابل قبول است . در نتیجه مجموعه ابزارهای DSS  و برنامه های نرم افزاری پویا بوده و می بایست قابلیت سازگاری را با تغییرات پیشرفت تکنولوژی اطلاعات که  به منظور استفاده از ساختمان و استقرار DSS  رخ می دهد داشته باشد. به رسمیت شناختن این فرایند جذب فناوری اطلاعات ، یک راهنمایی و نقشه راه را برای تغییرات به منظور نگهداری و حمایت از یک سیستم TEIS  ارائه می کند که این TEIS  از مرحله DSS به مرحله SDS/TPS  توسعه یافته است.سپس این برنامه های کاربردی برای تمرکز بر روی فعالیتهای تصمیم گیری ساختار نیافته  و نیمه  ساختار یافته ، به تعریف اصلی خود بر می گردند.بدیهی است که هر برنامه کاربردی که از ابزار سیستم های اطلاعاتی جدید  نوظهور استفاده نماید ، نبایستی   بلا فاصله  به عنوان  یک سیستم DSS  از ؟آن نام برد.

منابع
1. Applegate, L. M., McFarlan, F. W., and McKenney, J.L. (1999). Corporate information
systems management: Text and cases. Boston: Irwin/McGraw-Hill.
2. ASAP World Consultancy (1996). Special Edition Using SAP R/3, Indianapolis, IN: Que
Corporation.
3. Darling, C.B. (1996, April 15). Build an app dev framework for DSS, Datamation, 82-87.
4. Ditlea, S. (1992, December 1). How AMEX leverages technology assets, Datamation, 95-96.
5. Donovan, J. & Madnick, S. (1977). Institutional and ad hoc DSS and their effective use,
Database, 8(3), 79-88.
6. Eom S. B. (1999). Decision support systems research: current state and trends, Industrial
Management & Data Systems, 99(5), 213-220.
7. Gorry, G. A., & Scott Morton, M. S. (1989). A framework for management information
systems. Sloan Management Review, 31(3), 49-61.
8. Keen, P. G. W., & Scott Morton, M. S. (1978). Decision support systems: An organizational
perspective. Reading, MA: Addison-Wesley.
9. Kren, Lawrence (2002). Upholding Moore’s Law. Machine Design, 74(2), s30.
10. Marakas, G. M. (2003). Decision support systems in the 21st century (2nd ed.) Upper Saddle
River, NJ: Prentice-Hall.
11. Nemhauser, G. L. (1993, May). The age of optimization: solving large-scale real world
problems, TIMS/ORSA Joint National Meeting, Chicago, IL (May 7).
12. Power, D. J. (2002). Decision support systems: Concepts and resources for managers.
Westport, CN: Quorum Books.
13. Sprague, R. H., & Carlson, E. D. (1982). Building Effective Decision Support Systems,
Englewood Cliffs, NJ: Prentice Hall.
14. Wells, J. D. & Hess, T. J. (2002). Understanding decision-making in data warehousing and
related decision support systems: an explanatory study of customer relationship
management application, Information Resources Management Journal, 15(4), 16-32


مولفین:
راجر ال .هین ، دانشگاه مرکزی میشیگان
مونیکا سی. هولمز ، دانشگاه مرکزی میشیگان
جیمز پی . اسکات ، دانشگاه مرکزی میشیگان

 
ارسال شده توسط احمد محمدی | 31 12, 2013 | بازدید‌ها (1253)

 

آیا فناوری اطلاعات می تواند منجر به کاهش خطاهای پزشکی شود؟

نویسنده : احمد رجب زاده

خطاهای پزشکی جزئی از نتایج اجتناب ناپذیر عملکرد انسانی است ، تنها با بررسی خطاها به عنوان منبع اطلاعات می توان تجربیات مناسبی را برای بهبود سلامت بیمار کسب کرد. خطاهای پزشکی پیامدهای بالینی و اقتصادی چشمگیری دارند. استفاده از انواع مختلف فناوری های  اطلاعاتی مي تواند  با پيشگيري از خطاها و اشتباهات پزشكي، ارزيابي خطاها و نظام مراقبت ، موجب کاهش قابل توجه میزان خطاهای پزشکی و ارتقاء کیفیت خدمات ارائه شده به بیماران گردد.

افزایش مناسب در استفاده از فناوری اطلاعات در بهداشت و درمان و معرفی سیستم های پشتیبانی از تصمیم گیری بالینی و ارتباط بهتر بین این سیستم ها، منجر به ساده سازی فرایندها شده که موجب بهبودی قابل توجهی در ایمنی بیمار می گردد(1).

مجموعه مقالات و پژوهش ها دو فناوری مهم را برای کاهش و جلوگیری از خطاهای پزشکی بویژه خطاهای دارویی معرفی کرده اند

 الف) CPOE  (Computerized physician/Provider Order Entry)ثبت کامپیوتری دستورات پزشکان و ارائه دهندگان خدمات سلامت

ب)CDSS   (Clinical decision support system)سیستم پشتیبان تصمیم گیری بالینی

سیستم CPOE    همراه با  سیستم CDSS می تواند یادآوری هایی را در زمانی که پزشک دستورات را وارد می کند تولید کند یادآوری ها می تواند در موقعیت های ذیل کمک کند .

1)      تداخلات بین داروهای  همزمان که ممکن است توسط چندین پزشک دستور داده شده باشد.

2)      تداخلات بالقوه بین تست های آزمایشگاهی و داروهای خاص

3)      دستور داروهایی که باید بر اساس نتایج تست های آزمایشگاهی تغییر کند

4)      آلرژی ها

5)      شرایط بالقوه سمی نیازمند توجه ( مثال سطوح بالای دارویی در نتایج آزمایشگاه دستور یک دز بالا)

این سیستمها نیز می تواند بر اساس داده  های بالینی موجود در داخل سیستم  به صورت خودکار دستور درمانی مشخصی را برای بررسی پزشک قبل از اجرای آن  پیشنهاد دهد(2).

 اگرچه شناخت ماهیت فن آوری و قابلیت های آن لازم و ضروری است اما باید ملاحظاتی را نیز بر آن اعمال کرد تا موثر تر واقع شده  و در نهایت مورد قبول سیاست گذاران و دست اندرکاران مراقبت سلامت قرار گیرد.این ملاحظات می تواند شامل موارد زیر باشد.

-آموزش ارائه دهندگان مراقبت سلامت برای افزایش سلامت با افزون بر دانش آنان درباره خطاهای پزشکی و پیامد های جامانده از اثرات مضر دارو.

- استاندارد نمودن زبان نسخه نویسی با استفاده از نام کامل داروها و مسیر ورود دارو به بدن.

- آموزش بیماران و خانواده آنان درباره رژیم های دارویی.

- تهیه فهرست مزایا و نقش پر اهمیت فناوری های موجود .

- بومی سازی نرم افزارهای مربوط (3).

لذا سیستم های اطلاعاتی بکار گرفته شده در صنعت  سلامت در صورتی که از سیستم پشتیبان تصمیم گیری بالینی استفاده کنند و همگام با اجرای چنین سیستم هایی مزایا استفاده از آن برای ارائه دهندگان مراقبت بویژه پزشکان جهت کاهش مقاومت آنها شرح داده شود نقش موثری در کاهش خطاهای پزشکی خواهد داشت.

منابع :

1.            Bates D, Cohen M, Leape L, Overhage JM, Shabot MM, Sheridan T. Reducing the frequency of errors in medicine using information technology. Journal of the American Medical Informatics Association. 2001;8(4):299-308.

2.            Sittig DF, Ash J. Clinical information systems: overcoming adverse consequences: Jones & Bartlett Learning; 2009.

3.            Rezaeehachesoo P, Habibi S, Fozonkhah S. Information technology, an effective tool in reducing and preventing medical errors: suggestions for improvement. Health Information Management. 2008;4(1):89~ 98.

 

 

 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA
ارسال شده توسط احمد محمدی | 31 12, 2013 | بازدید‌ها (2397)


 

پرونده هاي الكترونيكي و نقش متخصصان اطلاعات بهداشتي درماني (HIM)

 

بدنبال فشار روز افزون جهت كاهش هزينه و ارتقاء سطح كيفيت و اثر بخشي خدمات، نياز به داده هاي مراقبت بهداشتي بيش از هر زمان ديگري احساس مي شود. به گونه اي كه ديگر پرونده هاي كاغذي و سيستمهاي دستي جهت برآوردن نيازهاي پزشكي مدرن امروز كافي نيستند. دنياي مراقبت بهداشتي امروز با شكل گيري صنعت تجاري جديدي با عنوان تكنولوژي اطلاعات بهداشتي كه از نرم افزارهاي حمايت از تصميم گيري تا پرونده هاي الكترونيكي را در بر مي گيرد درحال تجربه كردن تغييرات چشمگيري است . در اين ميان پرونده هاي الكترونيكي به عنوان ابزاري هستند كه مراكز مراقبتي براي رويارويي با چالش هاي موجود برگزيده اند. با ايجاد نسخه هاي قابل خواند كامپيوتري پرونده هاي دستي يا همان EHR (پرونده هاي الكترونيك سلامت) , تحول جديدي در نظام مراقبتي ايجاد شده است. اما شواهد نشان مي دهد كه حركت به سمت اين سيستمها با تاخير همراه بوده است كه در اين زمينه متخصصان عواملي مانند فراهم بودن استانداردهاي انفورماتيكي، سيستمهاي نامگذاري، فهرست واژگان و سيستمهاي كدگذاري مورد نياز HER ، حمايت از محرمانگي و امنيت اطلاعات، فرهنگ سازي در بين سازمانها و متخصصان مراقبت بهداشتي و ملزومات سازمانهاي اعتبار سنجی را ازجمله آيتمهاي تاثيرگذار در ايجاد پرونده الكترونيك سلامت ميدانند. در اين راستا نقش متخصصان مديريت اطلاعات جزء لايتجزاي تمام اين عوامل خواهد بود. اگرچه در آينده كامپيوتر و سيستمهاي مكانيزه اعمال كدگذاري و طبقه بندي را انجام خواهند داد، اما در اين ميان نقش متخصصان HIM در زمينه تفسير، تحليل مجموعه داده ها، فهرست واژگان باليني و سيستمهاي طبقه بندي بيش از هر زمان ديگري بروز مي كند. از سوي ديگر متخصصان HIM (مدارك پزشكي) با آشنايي با استاندارد هاي سازمان اعتبار سنجی، چگونگي مديريت اطلاعات در سازمانها را مد نظر قرار مي دهند. در حاليكه به دليل اشنايي با اصول محرمانگي و رازداري اطلاعات بهداشتي علاوه بر حفظ امنيت فيزيكي اطلاعات، مي توانند با استفاده از تكنولوژيهاي امنيتي مانند پيگيري دسترسي و ساير ابزار پايش دسترسي به پرونده ها، نقش موثري در حفظ امنيت و محرمانگي اطلاعات ايفا كنند. اما در نهايت اينكه، ايجاد و راه اندازي سيستمهاي EHR به نحو چشمگيري با نقش كاربران انها در هم تنيده شده است. در اين ميان نيز متخصصان HIM و كامپيوتر و شركتهاي نرم افزاري مي بايد از طريق برنامه هاي آموزشي و توجيهي در وقت، افزايش رضايت مراجعین بستر مناسب جهت بكارگيري اين سيستمها را فراهم آورند.

پس ازآنجا كه بتدريج متخصصان سيستمهاي مديريت اطلاعات پست مديران سيستمهاي EHR را در بخش تكنولوژي اطلاعات به خود اختصاص خواهند داد. لذا مي بايست دانش و تخصص خود را در زمينه تعريف، ضبط، مديريت استفاده و تحليل و تفسير داده ها و از همه مهمتر استراتژيهاي اطلاعات بهداشتي افزايش دهند كه تحقق اين امر در گرو تغيير شرح شغل متخصصان HIM و ارائه خدمات آموزشي جهت ارتقاء دانش، تخصص و مهارت آنان خواهد بود.

هر موسسه درمانی در درمان موفق خود نیاز به مدارك پزشكی دارد. مداركی می تواند جوابگوی موسسات درمانی باشد كه مستند، ‌درست ، كامل، و علاوه بر این چند رسانه ای بوده و نیاز روافزون جامعه پزشكی،‌ پزشكی قانونی،‌و امور آموزشی و پژوهشی را بر آورده سازد،‌ در تولید، ‌سازماندهی،‌ حفاظت و اشاعه آن بر اساس اساسنامه ها و مقررات مربوطه با تكنولوژی نوین نیز هماهنگی داشته باشد.

نقش مدیر اطلاعات بهداشتی نقش حیاتی در مراكز مراقبت بهداشتی است ،‌ زیرا اطلاعات به دست آمده دارای یك اهمیت كاملا منحصر به فرد است،‌ علاوه بر این فقدان یا كاهش اطلاعات بهداشتی ممكن است مراقبت بهداشتی بیمار را به مخاطره بیندازد.

در نظام پزشكی، مدیریت اطلاعات بهداشتی و مدارك بهداشتی تبادل داده های بالینی و تفكیك و تحلیل این داده ها به منظور ارائه اثر بخش و كارا مستلزم داده های كامل بوده و در این راستا رعایت استانداردهای كامل اطلاع رسانی از اهمیت خاصی برخوردار می باشد.

مدیر مدارك پزشكی نه تنها به عنوان مدیر مدارك انجام وظیفه می نماید، بلكه اطلاعات بهداشتی را برای تامین بسیاری از نیاز های بیماران ، پزشكان، ‌و نمایندگی های معتبر و قانونی و بیمه شخص ثالث تهیه می كند.

معرفی رشته فناوری اطلاعات سلامت( HIT)

کارشناسی پیوسته رشته فناوری اطلاعت سلامت (Health( B.Sc Information Technologyفارغ التحصیلان این مقطع قادر خواهند بود تصدی و مدیریت بخش فناوری اطلاعات سلامت را در کلیه موسسات ارائه خدمات بهداشتی و درمانی به عهده گرفته و در زمینه ایجاد و اداره سیستم های اطلاعات سلامت با استفاده از فن آوری اطلاعات ایفای نقش نمایند.

۲- رسالت رشته:(Mission)
رسالت این رشته عبارت است از:
- تربیت افراد کارآزموده ای که بتوانند تصدی و مدیریت بخش فناوری اطلاعات سلامت مشتمل بر جمع آوری و پردازش داده ها ( سازماندهی، طبقه بندی و محاسبات آماری) و ذخیره سازی
و بازیابی اطلاعات بر عهده گیرند
- تحلیل شاخص های بهداشتی
- مشارکت در کارشناسی، طراحی و پیاده سازی نظام
Health /Hospital Information System  را به عهده بگیرند.

۳ – ارزشهای حاکم بر رشته: (Values)
با توجه به مبانی الهی و دینی در جامعه ما، ارزشهای اخلاقی و اعتقادی جزء لاینفک آموزش می باشد.
در همین راستا فارغ التحصیلان این رشته، صرفنظر از سن، جنس، رنگ، نژاد، فرهنگ و مذهب بیماران در راستای ارتقای سطح کمی و کیفی خدمات بهداشتی درمانی گام برداشته و جهت ارتقا کیفیت درمان و دفاع از حقوق بیماران با تاکید بر محرمانگی، اطلاعات مراقبت بهداشتی ایشان را به نحو مطلوب سازماندهی و مدیریت می نمایند.

۴- چشم انداز: (Vision)
در ده سال آینده دانش آموختگان این رشته، نیروی مورد نیاز غالب مراکز بهداشتی درمانی و حوزه های ستادی آن را در کشور تامین و از نظر استانداردهای مدیریت اطلاعات در مقایسه با کشورهای منطقه بالاترین رتبه را کسب نمایند.

۵- اهداف کلی: (Aims)
هدف کلی این برنامه عبارت است از تربیت افراد کارآمدی که بتوانند در زمینه های زیر فعالیت داشته باشند.
۱- مدیریت بخش فناوری اطلاعات سلامت مشتمل بر جمع آوری و پردازش داده ها ( سازماندهی، طبقه بندی و محاسبات آماری) و ذخیره سازی و بازیابی اطلاعات
۲- تامین اطلاعات مورد نیاز جهت دفاع از حقوق بیمار/ مراجعه کننده، موسسات و کارکنان بهداشتی درمانی از طریق حفظ مستندات اطلاعات مراقبت بهداشتی
۳- تامین اطلاعات مورد نیاز به منظور بهره برداریها ی آموزشی، پژوهشی، خدماتی و آماری مرتبط به رشته های مختلف پزشکی
۴- بکارگیری فن آوری اطلاعات در حوزه مدیریت اطلاعات سلامت
۶- نقش های دانش آموختگان در نظام بهداشتی(Role definition):
دانش آموختگان این دوره دارای نقش های خدماتی، آموزشی، مدیریتی و پژوهشی می باشند.
۷- وظایف حرفه ای دانش آموختگان(Task Analysis):

1- وظایف آموزشی
الف- آموزش کارکنان مرتبط با بخش فناوری اطلاعات سلامت
ب- آموزش کارکنان جدید در زمینه روند گردش امور در بخش فناوری اطلاعات سلامت

۲- وظایف خدماتی
الف- تحلیل و سازماندهی اطلاعات و کدگذاری اطلاعات پزشکی بیماران در مراکز بهداشتی درمانی دولتی و خصوصی و مطب ها
ب- کدگذاری مالی اطلاعات پزشکی( تعرفه خدمات تشخیصی و درمانی) و تعیین مغایرت ها
ج- تحلیل شاخص های آمار بیمارستانی( مرگ و میر، بیماری، مالی و …) و ارائه به مدیران مربوط و کاربران مجاز
د- ارائه اطلاعات پزشکی به کاربران مجاز با رعایت موازین قانونی
ه- اجرای مصوبات مربوط به اطلاعات پزشکی بیماران
و- مشارکت در امور مربوط به خدمات ماشینی اطلاعات سلامت
ی- مشارکت در طراحی فرم های اطلاعات سلامت

۳- وظایف مدیریتی
الف- مدیریت بخش فناوری اطلاعات سلامت

۴- وظایف پژوهشی
الف- انجام پژوهشهای کاربردی در حوزه سیستمهای اطلاعاتی بهداشت و درمان
ب- مشارکت در طراحی و جمع آوری اطلاعات پژوهشی در حوزه بهداشت و درمان

 

سیستم اطلاعات بیمارستانی (HIS)

تارسیدن به یك EHR كامل یا پرونده الكترونیكی سلامت برای هر بیمار و كمك به تصحیح و ارتقاء سیستم ارجاع الكترونیكی بیماردر سطح بهداشتی درمانی كشورمان فاصله زیادی داریم. این راه ، همت همه افراد مرتبط با این كار را می طلبد. HIS هموارترین راه بسوی EHRمی باشد. كارشناسان و متخصصین علوم پزشكی ، علوم كامپیوتر و مدیریت در انجام این رسالت شاخص ترین نیروها بحساب می آیند.
برای نوشتن یك HIS ، تیمی متشكل از تحلیلگر سیستم ، مهندس نرم افزار ، كارشناس مدارك پزشكی ، كارشناس ارشد مدیریت بهداشتی درمانی ، كارشناس امور مالی و پزشك عمومی پیشنهاد می شود.

HIS
چیست ؟
سیستم اطلاعات بیمارستانی. در معنای گسترده تر HIS را سیستم اطلاعاتی بهداشتی هم می گویند. واقعیت آن است كه امروزه یك بیمارستان نمی تواند همچنان بصورت سنتی كار پروسه پرونده بستری یا سرپائی بیمار را انجام دهد. پائین آوردن زمان پذیرش ، زمان ترخیص ، زمان انتقال بیمار ، زمان ORDER نویسی و درخواستهای پاراكلینیكی ، زمان اخذ جوابها ، زمان مراجعه به اطلاعات قبلی پرونده ، بالا بردن میزان دقت در درج اطلاعات و درخواستها كه در حالت دستی ناخوانا و ... هست ، تسریع ارتباطات بین بخشی و در نهایت بالابردن میزان رضایت بیمار ، ارائه خدمات بهتر ، دریافت آمار و گزارشات روزانه و زمانی ، اطلاع از وضعیت درآمد و هزینه بیمارستان ، تعدیل نیروها و غیره مسائلی هستند كه نیاز بیمارستان به HIS را دو چندان می كنند. برای افزایش دقت و تسریع در ارائه خدمات به بیمار ، تسریع در تشكیل و گردش پرونده دربیمارستان ، بازیابی سریع پرونده برای اهداف گوناگون همچون تحقیقات و مطالعه دانشجویان ذیربط و امكان استفاده آسان از مدارك پزشكی و ... وجود HIS درهر بیمارستانی ضروری است. HIS تمامی این مسائل را برای بیمارستان حل می كند و بیمارستان را از یك سازمان سنتی به یك مركز مدرن درمانی تبدیل می كند.
اما HIS باید بر اساس استانداردهای معتبرجهانی باشد. یك HIS اگر بدون توجه به استانداردهای فناوری و علوم پزشكی جهانی نوشته شده باشد و فقط LOCAL كار كند جوابگوی آینده بیمارستان نخواهد بود. استانداردهای HL7 (پروتوكل استاندارد بین المللی تبادل اطلاعات بهداشتی ودرمانی) و DICOM (استاندارد انتقال تصاویر پزشكی ) ازجمله استانداردهای لازم برای یك HIS می باشد. همچنین از جمله خصوصیات لازم برای یك HIS ، به WEB BASE بودن آن می توان اشاره كرد. یك HIS باید دارای بانك اطلاعاتی غنی بر اساس آخرین متد مانند SQL و دارای قابلیت نصب روی آخرین سیستم عامل مثل WIN XP و VISTA باشد.
برای تهیه و راه اندازی HIS در یك بیمارستان از كجا باید شروع كرد؟
برای راه اندازی سیستم HIS سه گزینه مهم باید مد نظر قرار گیرد:

1.
بسترسخت افزاری و شبكه
2.
نرم افزار ( HIS )
3.
كاربران
قبل از پرداختن به سه مورد مذكور، بیمارستان باید یك تیم برای پیگیری این كار تشكیل دهد. مدیر بیمارستان در راس این تیم خواهد بود. در این تیم رئیس امور مالی ، مترون بیمارستان یا یك پرستار ، مدیر دفتر كیفیت ، یك كارشناس كامپیوتر و یك كارشناس مدارك پزشكی حداقل افراد خواهند بود. كارشناس ارشد یا كارشناس مدارك پزشكی بعنوان مدیر سیستم HIS انتخاب می شود. ( بسته به توانائی نیروی موجود در بیمارستان ، مدیر سیستم انتخاب می شود.
تیم مذكوركار تحقیقاتی خود را بر اساس یك برنامه ریزی منسجم با برقراری جلسات منظم ، شروع می كند. اولین كار ، پیدا كردن یك مشاور باتجربه برای پیشبرد اهداف تیم می باشد. دستور كار این تیم ، مطالعه وضعیت و شرایط فیزیكی و میزان پذیرش HIS از طرف پرسنل بیمارستان و نیز مطالعه و بررسی تغییر سیستم دستی موجود در بیمارستان به سیستم الكترونیكی HIS و یافتن یك HIS استاندارد می باشد. در جریان گذاشتن مسئولین كلیه واحدها و ایجاد زمینه برای تغییر سیستم در آینده ، بستر نگرش فرهنگ سازمانی به سیستم جدید را ایجاد خواهد كرد. در كنار كار فرهنگ سازی و آماده نمودن پرسنل برای تغییر سیستم و حتی مشاركت دادن پرسنل كه كاربران آینده سیستم جدید خواهند بود ، از طریق درخواست پیشنهاد و غیره ، می توان كار تحقیق روی سخت افزار را نیز آغاز كرد.

1.
بسترسخت افزاری و شبكه
قرارداد با یك شركت معتبر برای راه اندازی یك شبكه در بیمارستان ، مطابق با آخرین تكنولوژی موجود در كشور اولین گام در جنبه سخت افزاری سیستم هست در این شبكه آینده نگری های خاص و امكان UPGRADE نمودن آن در آینده نیز باید مد نظر قرار گیرد . برای داشتن یك شبكه استاندارد و BACKBONE مناسب ، از نظرات مشاور و امكانات شركت طرف قرارداد باید نهایت بهره را برد. تهیه توپوگرافی شبكه براساس نقشه ساختمانی بیمارستان لازم هست. در این كار باید تعداد NODE های لازم و نیز تعداد NODE های فعال برآورد شود. با توجه به سیال بودن برخی واحدها در بیمارستان و احتمال تغییر مكانهای متعدد لازم است تقریبا كلیه اتاقهای بیمارستان با صلاحدید مشاور و تیم ، دارای NODE شبكه حتی بصورت غیر فعال باشند. شاید در این مرحله كه مقدمه تغییر سیستم می باشد ، لازم باشد در چند مكان تغییر كاربری داده شود. بهتر است یك واحد جدید بنام "مدیریت سیستم HIS " یا " مركز فناوری اطلاعات بیمارستان " به چارت سازمانی بیمارستان اضافه شود. این واحد محل قرار گرفتن SERVER ، ADMINISTRATOR ، RACK مركزی و حتی UPS های مركزی خواهد بود.
كار بعدی در این مرحله برآورد تعداد NODE های فعال و خریداری كامپیوتر به همین تعداد و نیز لوازم جانبی كامپیوتر می باشد. البته خریداری سخت افزار بویژه SERVER ، می تواند بعد از انتخاب نرم افزار و بر اساس سازگاری با نرم افزار نیز باشد.

2.
نرم افزار ( HIS )
با توجه به عدم آشنائی مسئولین دانشگاههای علوم پزشكی و بیمارستانهای كشور از HIS ، كه ناشی از عدم برنامه ریزی استراتژیك شفاف از طرف واحد زیربط در وزارت محترم بهداشت و درمان ( لااقل تا این لحظه ) می باشد ، همچنین نبود واحد فناوری اطلاعات در بیمارستانهای كشور ، این مرحله مهمترین مرحله بحساب می آید. از نظر اینجانب دو روش برای تهیه نرم افزار پیشنهاد می شود كه هیئت رئیسه و بویژه مدیر بیمارستان باید با كمك تیم HIS بیمارستان تصمیم بگیرد كه كدام روش با سیاستهای مدیریتی بیمارستان سازگار است.

1.
خرید یك نرم افزار( HIS ) آماده
برای این كار تیم فوق الذكر باید تحقیق كند و اطلاعات كافی از سیستم های موجود داخل كشور كسب كند. تعداد نرم افزارهای ( HIS ) موجود داخلی از تعداد انگشتان دو دست فراتر نرفته. بنابر این ارتباط با شركتهای تولید كننده ( ASP ها) ، HIS زیاد دشوار نیست.
برای این كار می توان یك فراخوان خرید HIS داد تا شركتها خود به سراغ شما بیایند و یا به تك تك شركتها مراجعه نمود. در هر حال نباید صرفا به DEMO نرم افزار از طرف شركت اكتفا نمود چرا كه دموی برنامه ایده آل هست و با برنامه در عمل فاصله دارد. بهترین حالت این است كه از شركت بخواهیم خود ، موفق ترین سایت یا بیمارستان تحت پوشش خود را معرفی نماید. تیم HIS بیمارستان به سایت مذكور مراجعه می كند و به دقت یك سایت تجربه شده را مورد بازدید و بررسی قرار می دهد. مشاهده سیستم از نزدیك ، مصاحبه با كاربران و مدیران عملیاتی و تشكیل جلسه و بحث و گفتگو با مدیران میانی و ارشد بیمارستان و حتی دانشگاهی كه سیستم را راه اندازی كرده اند و استفاده از تجارب و نظریات آنها بسیار به نتیجه گیری و تصمیم گیری در مورد آن HIS كمك خواهد كرد. برای چند نرم افزار منتخب می توان این مرحله را انجام داد و پس از مقایسه فنی ، استانداردها ، USERFRIENDSHIP بودن ، نوع قرارداد پشتیبانی ، اعتبار شركت ارائه دهنده و نیز بودجه صرف شده می توان بهترین برنامه را انتخاب و باشركت مربوط قرارداد بست.


2.
داشتن یك HIS در انحصار دانشگاه و بیمارستان
در این روش دانشگاه بجای تحقیق روی برنامه های آماده روی شركتهای نرم افزاری بومی تحقیق كرده و معتبرترین و باتجربه ترین شركت محلی را انتخاب می كند و یك قرارداد استراتژیك فی ما بین منعقد می شود. بیمارستان شما پایلوت قرارمی گیرد و شركت یك دفتر در بیمارستان برای چند سال ایجاد می كند و برنامه نویسان شركت در بیمارستان مقیم بوده و در ارتباط با تیم HIS بیمارستان شروع به تحلیل سیستم و برنامه نویسی می كنند. بعد از آماده بودن اولین فاز از برنامه ، تست برنامه با همكاری تیم ، آغاز می شود و این كار فاز به فاز انجام می شود و بر اساس خواست بیمارستان تغییرات لازم در برنامه داده می شود تا به فاز نهائی برسد. تنها عیب این روش در كنار مزایای زیاد آن ، زمانبر بودن آن می باشد. با اتمام برنامه نویسی و تست نهائی ، برنامه بطور واقعی راه اندازی می شود. موفقیت برنامه در این روش كمك بزرگی به دانشگاه می كند چراكه صاحب یك HIS می شود كه می تواند آن را در بیمارستانهای تابعه خود نیز نصب و راه اندازی كند و مهمتر از آن ، می تواند در صدد LINK بیمارستانهای خود برآید. از مزایای این روش این است كه دانشگاه از یك سیستم یكپارچه در بیمارستانهای خود استفاده می كند و جابجائی نیروها در سطح دانشگاه و بین بیمارستانها مشكلی ایجاد نمی كند. از طرفی سیستم ارجاع بیمار در سطح بیمارستانهای دانشگاه و حتی در سطح استان الكترونیكی و سهل الوصول می شود.

3.
كاربران
كاربران صاحبان و نگهدارنده های واقعی نرم افزار محسوب می شوند و بازیگران واقعی سیستم می باشند. بدون همكاری كاربران ، هیچ سیستمی جواب نخواهد داد. مهمترین مسئله در این خصوص ، مقاومت كاربران می باشد. آنچه مسلم است این است كه هر تغییری مقاومتی در پی دارد و تغییر سیستم دستی به سیستم الكترونیكی مانند HIS ، با مقاومت شدیدتری توام است كه ناشی از دلایلی ذیل است :
1.
عادت كاربران به سیستم دستی
2.
ترس از اینكه با سیستم الكترونیكی نتوانند كار كنند
3.
ترس از از دست دادن موقعیت فعلی با رسیدن سیستم جدید
4.
ترس از از دست دادن گروه مورد علاقه فعلی
5.
عدم اطمینان از مقاصد مسئولین در تغییر سیستم .
6.
و ...
بنابراین برای غلبه بر مقاومت كاركنان باید تدابیر ویژه ای از قبل از راه اندازی سیستم باید اتخاذ نمود.كاربران قبل از راه اندازی سیستم آگاهی از تغییر سیستم داشته باشند تا در مرحله راه اندازی مقاومتشان به حداقل برسد. می توان قبل از راه اندازی سیستم كلاسهای آشنائی با سیستمهای كامپیوتری برای كاركنان دایر كرد. برگزاری كلاسهای ICDL برای كاركنان موثرترین گزینه می باشد.
بعد از راه اندازی سیستم ، آموزش كامل نرم افزار به كاربران باید توسط مدیر سیستم و همكاران وی در واحد HIS و با همكاری شركت ارائه دهنده نرم افزار داده شود. یك برنامه مدون آموزشی نیز باید از طرف مدیر سیستم تهیه و به واحدها و بخشها ارائه شود تا آموزش مستمر در طول سال نیز داشته باشد. هرچه آگاهی كاربران نسبت به برنامه و كار با آن و پیامهای برنامه ، همچنین آگاهی كاربران نسبت به كامپیوتر ، بیشتر باشد سیستم موفق تر خواهد بود. یكی از مهمترین مسائل در مورد كاربران ایجاد و حفظ انگیزه در كاربران برای ادامه كار با سیستم ، تا زمان وابستگی كامل آنها به سیستم می باشد. این كار باید از طرف مدیریت بیمارستان صورت گیرد. بویژه در زمانهای آزمایشی برنامه و موازی كاری دستی – الكترونیكی سیستم ، كه كار كاربران زیادتر از زمان قبلی است ، حمایتهای تشویقی زیادی را می طلبد.

مسائل پزشكي ،اخلاقي و قانوني:

غفلت

«غفلت» يعني ناتواني در ارائه همان مراقبتي كه شخص ديگري با سطح آموزش يكسان ارائه ميدهد . براي جلوگيري از غفلت بايد طبق استانداردها عمل كنيد .رعايت نكردن استاندارد مراقبت ممكن است منجر به آسيب بيشتربه بيمارشود .براي تشخيص غفلت بايد چهار عامل زير را در نظر داشته باشيد :

1-   وظيفه . اين وظيفة تكنسين پايه است كه عاقلانه و با توجه به استانداردهاي آموزشيعمل كند .

2-   نقضوظيفه . نقض وظيفه موقعي بوجود مي آيد كه تكنسين پايه طبق استاندارد مراقبت مربوطهو طوري كه از او انتظار مي رود عمل نكند .

3-   زيان ها . زيان زماني به وجود مي آيد كه بيمار از نظر فيزيكي يا روحي به طور قابلملاحظه اي آسيب ببيند .

4-     علت  . بايد علت و معلول مناسبي براي اتهام غفلت وجود داشته باشد . بعنوان مثال ،‌ هنگامي كه سعي مي كنيد بيمار را بلند كنيد او را مي اندازيد كه منجر به  شكستگي پاي بيمار مي شود . اگر شخصي وظيفه اي داشته باشد و آنرا درست انجام ندهد و باعث آسيب به شخص ديگري شود ، ممكن است بر عليه تكنسين پايه ،‌ اورژانس و يا مديريت پزشكي بخاطراين غفلت اقامة‌ دعوا شود .

همه اين چهار عامل وجود مدرك قانوني غفلت را محرز مي كنند .

انصراف

«انصراف» به معني پايان يك طرفه مراقبت از سوي تكنسين پايه ،‌ بدون رضايت بيمار و بدون هيچ آينده نگري براي واگذاري‌ مراقبت او به شخص ديگري با مهارتهاي پزشكي يكسان و يا بالاتر مي باشد .همينكه تكنسين پايه ،‌ مراقبت را شروع مي كند ، وظيفه اي را بر عهده مي گيرد كه نبايد  تا زماني كه يك شخص با همان مهارتها اين مسئوليت را بعهده بگيرد متوقف شود .

عملي انجام ندهيد كه بيمار در خطر آسيب قرار بگيرد و در نتيجه شما متهم به غفلت شويد . ترك يا انصراف از مراقبت ، ‌موضوعي جدي است كه از نظر اخلاقي و قانوني مي تواند منجر به اتهامات  جنايي ومدني عليه تكنسين شود  .

براي مثال فرض كنيد كه به صحنه  تصادف اتومبيلي رسيده ايد و شروع به مراقبت دو بيمار مي كنيد. در همين هنگام رهگذري به شما مي گويد كه  تصادف اتومبيل ديگري در پايين جاده اتفاق افتاده و5 نفر مجروح شده اند . شما مراقبت از دو نفر مجروح حادثه اول را به رهگذر مي سپاريد وبه سوي سانحه ديگر مي رويد . در اينجا انصراف روي داده زيرا شما مراقبت از بيماران را به شخصي با مهارتي در سطح خود يا بالاتر از خود نسپرده ايد . پرسشهاي كلي زير را هنگامي كه با تصميم گيري در چنين مواردي مواجه مي شويد در نظر بگيريد :

·          عملكرد شما چه مشكلاتي را ممكن است به بار آورد ؟

·          آيا اين تصميم منجر به قصور شما نسبت به وظيفه تان مي شود ؟

·          آيا در صورت ترك صحنه ممكن است متهم به انصراف از مراقبت بيمار شويد ؟

·          آيا استاندارد مراقبت را نقض مي كنيد ؟

·          آيا محتاطانه عمل مي كنيد ؟

 

 

پست in سیستم های پشتیبان تصمیم گیری DSS | نظرات (1) | بازتاب (0)

ارسال شده توسط احمد محمدی | 31 12, 2013 | بازدید‌ها (3453)

معماری زیرساختها واستانداردهای پرونده الکترونیک سلامت

زهرا زندش

Zahra 1359 @ yahoo.com

مقدمه:

صنعت مراقبت بهداشتی یکی از مهم ترین صنایع جهان است یکی از مهم ترین فعالیتهای صنعت مراقبت بهداشتی مدیریت اطلاعات است . امروزه ارتباط سنتی منحصر به پزشک – بیمار با ارتباط دیگری جایگزین شده است که در آن یک تیم مراقبت بهداشتی در رشته های مختلف وموسسات مراقبت درمانی مسئول سلامت بیمار هستند .این زمینه جدید مستلزم سطح بالای قابلیت عملیات بین بخشی و تسهیم داده ها در میان متخصصین است.

به این دلیل فناوری اطلاعات یک ابزار فوق العاده مفید برای صنعت مراقبت بهداشتی است . اما قبل از اینکه راه خلهای فناوری اطلاعات بتواند به صورت موفقیت آمیزی در محیط مراقبت بهداشتی گسترش یابد مباحث زیادی وجود دارد که باید بر آنها چیره شداین مباحث به موضوعات متنوع و وسیعی مربوط می شود . یکی از این موضوعات توانایی مبادله اطلاعات بهداشتی درمانی در سراسر سیستم مراقبت بهداشتی درمانی به صورت یکپارچه است که با توسعه معماری استاندارد پرونده الکترونیکی می تواند تحقق یابد .

هزینه معمول مراقبت بهداشتی در کشورهای عضو سازمان توسعه همکاریهای اقتصادی درحدود 5/8 درصد تولید ناخالص ملی است و در ایالات متحده آمریکا بزرگترین هزینه کننده مراقبت بهداشتی در حدود 14 درصد است بیش از 350 بیلیون دلار آمریکایی تقریبا" یک سوم کل بودجه بهداشتی آمریکا به تنهایی هر سال در ایالات متحده صرف تولید اداره وبازیابی اطلاعات مراقبت بهداشتی می شود. تقریبا" بزرگترین جز این هزینه زیاد مدیریت اطلاعات مربوط به داده های بالینی است  . متاسفانه صنعت مراقبت بهداشتی یکی از عقب مانده ترین صنایع در پذیرش فناوری اطلاعات برای پشتیبانی از وظایف عظیم مدیریت اطلاعا ت مراقبت بهداشتی است . سایر اطلاعات خاص صنایع نظیر اطلاعات مالی وبیمه ای نوعا" 10-5 درصد کل بودجه ها را صرف فناوری اطلاعات می کنند درحالیکه بخش مراقبت بهداشتی تنها 1-3 درصد کل بودجه را در20 سال گذشته صرف فناوری اطلاعات کرده است .

اولین تلاشها در زمینه کامپیوتری کردن پرونده بیماران در دهه 1960 انجام شده است . اما عمدتا" محدود به ثبت اطلاعات دموگرافی وسایر اطلاعات اداری بیمار بوده است . معرفی پرونده های بالینی کامپیوتری در دهه هفتاد آغاز شد ودر بعضی کشورها در دهه نود توسعه یافت.

رشد مراقبت مدیریت شده وحرفه مراقبت بهداشتی فشار بیشتری بر روی متخصصین پزشکی برای حفظ اطلاعات پزشکی به شکل الکترونیکی وارد می کند تا مبادله بین حوزه های مختلف از جمله ارائه دهندگان مراقبت مدیران , بیمه گران, قانونگذاران, محققان ودادگاهها تسهیل شود.

پرونده های بهداشتی الکترونیکی (EHRs )در بر گیرنده اطلاعات بالینی بیماران هستند. بنابراین بخش حیاتی یک سیستم مراقبت بهداشتی را تشکیل می دهند . یک سیستم (EHR ) ذخیره وانتقال الکترونیکی اطلاعات بیماران را امکان پذیر می سازد. بسیاری از بیمارستانهای مدرن پرونده های کامپیوتری دارند . اما این سیستم ها معمولا" اختصاصی هستند و اغلب تنها توسط یک بخش خاص بیمارستان به خدمت گرفته می شوند بیمارستانها می توانند دهها سیستم انفرادی داشته باشند که قابلیت عملیات با یکدیگر را ندارند . شرح اطلاعات سلامتی یک بیمار می تواند در سراسر تعدادی سیستم های مجزا انتشار داشته باشد که کسب تاریخچه بالینی کامل بیمار را برای متخصصان بالینی مشکل می کند.

تلاشهای توسعه یک پرونده الکترونیکی سلامت در بساری از مناطق جهان طی سالهای در دست اقدام قرار دارد .

موضوعات مهمی از این تلاشها فراگرفته شده است اما همه تلاشهای انجام شده برای ایجا استانداردها به منصه ظهور نرسیده است.

استانداردهای فعلی برای مبادله اطلاعات بین سیستم های بالینی پیام رسانی داده ها ی میدانی را تحت پوشش قرار می دهد اما نیاز یه مبادله داده های معتبر سلسله مراتبی ساختمند و بالینی را برآورده نمی کند . در انگلستان 90% پزشکان عمومی کامپیوتر دارندو اکثریت اطلاعات بالینی پرونده های آنها در این سیستم ها قرار دارد. متخصصین بالینی بطور فزاینده ای به پرونده های پزشکی ذخیره شده در این سیستم ها وابسته می شوند. اما برای انتقال یا سهیم شدن در مراقبت به طور موثر قابلیت انتقال یا توزیع اطلاعات مربوطه از پرونده بهداشتی الکترونیکی اهمیت دارد . سهیم شدن در دسترسی به یک پرونده بهداشتی مشترک یا توزیع شده, قابلیت آینده است اما در حال حاضر این مسیر نیازمندیهای شناخته شده را به روش هزینه اثر بخش بر آورد نمی کند.

یک سیستم پرونده الکترونیک سلامت قابلیت عملیات بین بخشی , پتانسیل بهبود شرایط مراقبت بهداشتی را دارد .این سیستم به متخصصان بالینی امکان می دهد که قادر به دسترسی به هنگام تر وکاملتر به تصویر سابقه بالینی بیمار باشند . بنابراین متخصصان می توانند تصمیمات مراقبت بهداشتی آگاهانه تری اخذ نمایند.برای اینکه قایبلیت تبادل بین پرونده های الکترونیکی به واقعیت تبدیل شود یک استاندارد عمومی در خصوص معماری EHR مورد نیاز است.

بنابراین چنانچه اطلاعات بالینی به خارج از سازمان یا بخشی که در آنجا تولید شده است انتقال یابد , استاندارد سازی معماری پرونده الکترونیک سلامت حیاتی است .

معماری پرونده الکترونیک سلامت به عنوان اصولی تعریف شده است که ساختارها ی منطقی پرونده مراقبت بهداشتی برمبنای اصول شکل می گیرد . معما ری قواعدی را وضع می کند که تبادل شرکا را با توافق بر روی محتوا امکان پذیر می سازداصلاح یا توسعه استاندارد مبادله برای در برگیری داده ها یا جزئیات جدید یا ترکیبات داده ها را امکان پذیر می سازد وبه شرکا امکان می دهد مفاهیم بسیار جزئی نظیر کدهای حسابداری یا لغات کنترل شده در همه سطوح را تعیین وکدگذاری کنند .

با توجه به موارد مذکور این مطالعه جهت بررسی جنبه های معماری پرونده الکترونیک سلامت و اهمیت آن در تبادل داده ها انجام گیرد.

روش پژوهش:

این پژوهش به روش مرور منظم مقالات علمی ( مرور سیستماتیک ) واز نوع کتابخانه ای بوده و بر اساس منابع اینترنتی در خصوص معماری پرونده الکترونیک سلامت به بررسی جنبه های معماری پرونده الکترونیک سلامت می پردازد . این منابع از پایگاههای اطلاع رسانی معتبر و شناخته شده از جمله سایت دانشگاه کوینزلند  استرالیا , شبکه اطلاعرسانی بهداشتی دولت استرالیا استانداردهای انفورماتیک اروپایی در انگلستان , گروه کاری ستانداردهای اروپا , کنفرانسهای علمی دانشگاه کمبریج انگلستان و گروه عمومی کاربرد کامپیوتر(GPCG ) به دستآمده است و سایتهای ناشناخته و شخصی مورد استفاده قرار نگرفته است . مقالات بررسی شده مربوط به انتشارات سالهای 2004 -01997 بوده ودر 4 دسته کلی تعاریف معماری  EHRو الزلمات معماری EHR   , گروهبندی شدند.

 

معماری:

در فناوری اطلاعات , خصوصا" کامپیوتر واخیرا" شبکه ها ,

·         معماری عبارت از اصطلاحی است که هم برای فرآیند وهم نتایج تفکر بیرونی وتعیین ساختار کلی , اجزا منطقی و وابستگی های منطقی یک کامپیوتر ، سیستم عامل آن ،یک شبکه یا مفاهیم دیگر ، به کار می رود .

·         معماری عبارت است از قادر سازی متخصصین بالینی برای تصمیم گیری درباره اینکه چه چیزی را ثبت کنند و به چه شکلی آن را ثبت کنند .

·         معماری از ذرک تنوع ضروری محتوا و شکل پرونده ها پشتیبانی می کند.

·         معماری نه ویژگی یک سیستم است نه هدف آن حرکت به سمت پرونده مراقبت بهداشتی استاندارد شده است.

 

معماری فناوری اطلاعات(ITA ):

دفتر مدیریت و بودجه آمریکا ، 3 معمار ی فناوری اطلاعات را به عنوان مستند سازی ارتباطات بین کارها و فرآیند های مدیریت و فناوری اطلاعات به منظورتضمین موارد زیر توصیف می کند.

·         تنظیم احتیاجات سیستم های اطلاعات با فرآیندهایی که رسالت موسسه را پشتیبانی می کند.

·         کفایت عملی بودن، تکرار اطلاعات و امنیت سیستم اطلاعات

·         به کارگیری و حفظ مجموعه استانداردهایی که موسسه توسط آنها ارزیابی شده و سیستم های جدید را کسب می کند .

علاوه بر این ، معماری فناوری اطلاعات ارتباطات بین کاری که یک موسسه انجام می دهد ، اطلاعات مورد استفاده موسسه و فناوری اطلاعات مورد نیاز موسسه را توصیف می کند.

 

معماری سیستم ها(SA ):

معماری سیستم ها به این سوال پاسخ می دهد که چگونه اجزا سیستم می تواند از دیدگاه اطلاعات و فناوری به طور موثر تری به اجرا در آید . طرح توسعه معماری سیستم در اهداف وسیع تر کاری در معماری یک ارتباط بهداشتی مشارکت خواهد کرد . معماری ارتباط بهداشتی ، حرفه ،ساختار، فرآیندها ، زیر بناهای فناوری ارتباطات محاسبه گری و منافع حرفه ای و اطلاعاتی را تعریف می کند که مجموعه سیستم ارتباط بهداشتی را تشکیل می دهند .

 

 

 

 

پرونده الکترونیک سلامت: (EHR  )

هر نوع اطلاعات مربوط به سلامت جسمی یا روانی یا وضعیت  یک فرد که در سیستم های الکترونیکی ثبت می شود و برای کسب، انتقال، دریافت، ذخیره، باز یابی، اتصال و دستکاری داده های چند رسانه ای به منظور فراهم کردن مراقبت بهداشتی اولیه و خدمات بهداشتی  مربوطه مورد استفاده قرار می گیرد .

پرونده الکترونیک سلامت شامل یادداشتهای بهداشتی  درمانی دوران عمر یک فرد است که در داخل سیستم بهداشتی درمانی ایجاد وبه صورت خصوصی ومحرمانه نگهداری می شود . این پرونده بصورت الکترونیکی برای ارائه کنندگان مجاز خدمات در هر مکان وزمان به منظور حمایت وپشتیبانی از ارتقا کیفیت خدمات وی باید در دسترس باشد

پرونده الکترونیک سلامت یک سیستم اطلاعات الکترونیکی ایمن وقابل توسعه است که استفاده کنندگان مجاز در مراکز بهداشتی درمانی در هر زمان به اطلاعات گذشته بیمار دسترسی دارند و اطلاعات درمانی جدید بیمار را نیز به آن اضافه می نمایند.

دسترسی به اطلاعات کامل بیمار در بهبود مراقبتهای بالینی و کاهش اشتباهات پزشکی بسیار مهم است . پرونده الکترونیک سلامت یک مجموعه متمرکز بلند مدت از اطلاعات مراقبت سلامت یک فرد است که برای تمام ارائه کنندگان خدمات در هر مرکز و در هر زمان قابل استفاده باشد و به عنوان قسمت اصلی یک سیستم اطلاعات سلامت یکپارچه محسوب می شود .سیستم هایی که دارای پرونده الکترونیک سلامت هستند این قابلیت را دارند که در حالیکه موجب بهبود سطح سلامت بیمار می شوند ، صدها ساعت در زمان صرفه جویی کنند وهزینه های مراقبت را نیز کاهش دهند . یک پرونده الکترونیک سلامت موجب تصمیم گیری بهتر در سیر درمان و توسعه نتایج درمانی  شده وداده های بهتری را برای بهداشت عمومی و تحقیقات جمع آوری می کند ، اما فقط زمانی این اتفاق می افتد که برای ایجاد وتوسعه آن یک روش استاندارد انتخاب شده باشد.

 

تفاوت بین پرونده الکترونیک سلامت و پرونده الکترونیک بیمار :

واژه های پرونده الکترونیک بیمار (EPR ) و پرونده الکترونیک سلامت ( EHR   ) در اکثر موارد بجای همدیگر بکار برده می شوند و ممکن است درذهن افراد اغتشاش بوجود آورد . به منظور تفکیک مرزهای این دو پرونده به مفاهیم زیر توجه نمایید .

 

 

تعریف پرونده الکترونیک بیمار(EPR):

پرونده الکترونیک بیمار مدرکی است که عمدتا" مراقبتهای دوره ای ارائه شده بوسیله مراکز درمانی را توصیف می کند و در بیمارستان و سایر مراکز ارائه خدمات درمانی مثل واحد های تخصصی و یا مراکز بهداشت ذهنی نیز ایجاد می شود .

واژه پرونده الکترو نیک سلامت برای توصیف مفهوم پرونده طولامی مدت وضعیت سلامت از گهواره تا گور بکار برده می شود و اطلاعات مراجعات بیمار به مراکز مراقبتهای اولیه و زیر مجموعه های اطلاعاتی نتایج مراقبتهای دوره ای در پرونده های الکترونیکی هر دو را باهم تلفیق می کند . در شکل زیر ارتباط پرونده الکترونیک بیمار و پرونده الکترونیک سلامت باهمدیگر به تصویر کشیده شده است.

 

 

ارکان پرونده الکترونیک سلامت:

با توجه به تعارفی که ارائه شد پرونده الکترونیک سلامت دارای الکترونیک سلامت دارای ارکان مهمی است که توجه به آنها توسط آند سته از مراکز بهداشتی درمانی که اقدام به ایجاد آن نموده اند آنها را در مسیر حرکت به سوی تکامل آن یاری خواهد نمود . موارد زیر در اکثر تعاریف ارائه شده آمده است واز آنها می توان به عنوان ارکان پرونده الکترونیک سلامت یاد نمود.

  • یک سیستم اطلاعات الکترونیکی است.
  • ایمن ومحرمانه باشد وبرای افراد مجاز قابل دسترس باشد
  • در هر زمان ومکان قابل دسترس باشد
  • از بدو تولد فرد تا پایان عمر وی نگهداری شود
  • تمام اطلاعات بهداشتی درمانی یک فرد در آن متمرکز شود.

گرچه موارد فوق را می توان به عنوان ارکان پرونده الکترونیک سلامت در زمان طراحی در نظر گرفت ولی هنوز سوالاتی به شرح زیر وجود دارد که پاسخ به آنها باید قبل از هر گونه اقدام مشخص گردد:

  1. پرونده الکترونیک سلامت جزو کدام دسته از سیستمهای بیمارستانی است ؟
  2. آیا پرونده الکترونیک سلامت یک سیستم الکترونیکی تک وظیفه ای است ؟
  3. آیا پرونده الکترونیکی سلامت یک سیستم جامع اطلاع رسانی است ؟
  4. آیا پرونده الکترونیک سلامت جزئی از یک سیستم جامع بالینی است ؟

روشن شدن این سوالات ویافتن پاسخی مدلل و منطقی برای آن راهنمای کارشناسان ومدیران در طراحی، انتخاب وپیاده سازی ساختاری مناسب در زمینه پرونده الکترونیک سلامت خواهد بود . با توجه به بررسیهای به عمل آمده در مقالات مختلف نظریات زیر مارا در دسترسی به پاسخ سوالات فوق کمک خواهد نمود .

به نظر می رسد که یکی ازز اولین سیستمهای بالینی مورد استفاده ، پرونده الکترونیکی بیمار است و به منظور دسترسی مستقیم تیم درمانی به اطلاعات دقیق و به موقع ایجاد می شود.

سیستمهای اطلاعات بالینی یکپارچه دارای اجزای زیراست:

  • پرونده الکترونیکی بیمار
  • سیستم نشان دهنده سیر درمان
  • سیستم حمایت از تصمیم گیری بالینی
  • سیستم مدیریت تصویر برداری / تکنولوژی ارتباط تصویری
  • سیستم پزشکی از راه دور
  • آموزش بیماران ،کارمندان و مشتریان از طریق کامپیوتر

چندی پیش سیستم های اطلاعات مراقبتی از نرم افزار های جداگانه ای ساخته می شدند اکثر این نرم افزار ها در زمینه داده های مالی ، اجرایی ودستورات پزشکی طراحی شده بود.

با توسعه نرم افزار ، سخت افزار هم اکنون سیستم های اطلاعات بالینی بیمارستانی بگونه ای طراحی می شوند که تمام وظایف را با یکپارچگی بیشتر در مسائل بالینی و وظایف ارتباطی انجام می دهند.

در این تصویر بیشتر بر مفهوم پرونده الکترونیک بیمار تکیه شده است زیرا که سیستم مذکور یک سیستم اطلاعات جامع بالینی است که در محیط های درمانی (بیمارستانی) مورد استفاده قرار می گیرد .اطلاعات این پرونده معمولا" برا یهمیشه نباید نگهداری شود و دوره نگهداری آن به قوانین موجود هر سیستم در خصوص مدت زمان نگهداری پرونده های بیمارستانی بر میگردد. البته باید ترتیبی اتخاذ گردد که خلاصه ای از این پرونده به پرونده الکترونیک سلامت دارئمی بیمار ارسال و در آن نگهداری شود ، زیرا که این کار موجب یکپارچگی اطلاعات هر فرد در سیستم بهداشت ودرمان خواهد  شد

 

پرونده الکترونیک به عنوان هسته اصلی یک سیستم جامع بالینی

 

 

معماری پرونده الکترونیک سلامت(EHR )

معماری پرونده الکترونیک سلامت یک مدل یا چهارچوب اطلاعاتی برای بنای پرونده الکترونیک سلامت است . این معماری توسط کمیته استانداردهای اروپایی به این شرح تعریف شده است:

معماری یک پرونده الکترونیک سلامت مدلی از جنبه های عام ضروری در هر پرونده الکترونیک سلامت است به این منظور که پرونده بتواند قابل ارتباط ، کامل و پرونده ای اخلاقی قانونی مفید و موثر در مراقبت باشد. و در سراسر سیستم ها ، کشورها و در طول زمان یکپارچه باقی بماند .

معماری اینکه هرکسی چه چیزی را در پرونده الکترویک سلامت خود ذخیره کندو چگونه هر سیستم پرونده الکترونیک سلامت اجرا شود را تعیین یا دیکته نمی کند . فضاهای آن انواع داده هایی که می تواند در پرونده وجود داشته باشد از جمله مواردی که در پرونده های کاغذی قرینه ای ندارند را محدود نمی کند .جزئیات نظیر اندازه فیلدها که از پایگاه داده های فیزیکی گرفته شده است ، ارتیاطی بامعماری پرونده الکترونیک سلامت ندارند.

 

توزیع ومبادله داده ها درپرونده الکترونیک سلامت:

پرونده الکترونیک سلامت ، مهمترین جز مدیریت اطلاعات در سیستم های مراقبت بهداشتی یکپارچه کامپیوتری است. پرونده الکترونیک سلامت  زیر بنای ضروری را فراهم می کند تا پذیرش و استفده موثر از سیستم های جدید مراقبت بهداشتی و ابزار های مدیریت اطلاعات نظیر مراقبت یکپارچه ، پزشکی مبتنی برسند پشتیبان تصمیم گیری مبتنی بر کامپیوتر ، برنامه ریزی مراقبت و مسیرهای کلنیکی و تحلیل نتایج ، امکان پذیر شود . هنگامی که EHR به اجرا گذاشته شد ، معمولا" به روش ناهماهنگ و بدون هیچ استانداری انجام می شد . این موضوع بزرگترین مشکل را در مدیریت اطلاعات بهداشتی سراسر جهان ایجاد کرده و داده های بالینی کم کیفیت موجب عدم اتصال به جزایر اطلاعات می شد.

بزرگترین  بحث دردنیای جدید ارائه مراقبت بهداشتی یکپارچه ، فراهم کردن اطلاعات جامع ، معتبر، مرتبط، قابل دسترس ، و به هنگام برای هر عضو تیم مراقبت بهداشتی چه در مراقبت اولیه وچه در مراقبت ثانویه است . بعضی مواقع حتی توزیع داده های کلینیکی مراقبت اولیه بین دو برنامه نرم افزاری مختلف بر روی یک کامپیوتر شخصی که امکان مبادله داده ها بین سایر بیمارستانها و موسسات مراقبت بهداشتی را فراهم می کند ،مشکل یا غیر ممکن است. الزامات مراقبت یکپارچه برای توزیع ومبادله اطلاعات بیمار می تواند با استاندارد سازی معماری منطقی پرونده الکترونیک سلامت به بهترین نحو برآورد شود. معماری در این زمینه به معنای ساختار پرونده الکترونیکی بیش از شکل خاص داده های درون پرونده است .

بنابراین ، معماری یک مدل رسمی از چهار چوب و جنبه های عام پرونده الکترونیک سلامت است و شکل خاص داده ها مهم نیست بلکه آنها موضوع استانداردسازی نیستند. در عوض با یک معماری منطقی استاندارد شده و الزامات یا تغییرات استاندارد شد یه اشکال کاملا" شناخته شده نظیر CORBA  XML,  وغیره توانایی عملیات بین بخشی در سطح فنی بدون داشتن استاندارد در آن سطح ، تضمین شده است . استاندارد سازی معماری ، انعطاف پذیری بیشتری را امکان پذیر خواهد ساخت و با تغییر پذیری احتیاجات رشته های مختلف مراقبت بهداشتی قابل تطبیق خواهد بود.

 

الزامات پرونده الکترونیک سلامت:

سیستم های بالینی ممکن است با ذهنیت متخصصین بهداشتی خاصی طراحی شود ، اما یک معماری EHR باید نیازهای همه متخصصین بهداشتی را برآورده کند . این نیازمندیها برای پرونده الکترونیک سلامت ضروری هستند ودر انفورماتیک بهداشتی به عنوان پایه توسعه پرونده الکترونیک خوب سلامت و سیستم های پرونده الکترونیک سلامت بطور وسیعی پذیرفته شده اند . نکات کلیدی این نیازمندیها عبارتند از :

1.جامعیت:

پرونده الکترونیک سلامت عبارت است از جمع آوری مشاهدات مختلف و ساختارهای داده ها که توسط افراد متعددی در طول زمان در محل های متفاوت ایجا شده است . پرونده الکترونیک یلازم است مخزنی برای اطلاعات مرتبط با پزشکان در آینده باشد و حیات طولانی مراقبت را به صورت ایده ال فراهم کند، بنابراین یک پرونده الکترونیک باید ، توانایی حمایت از محدوده وسیع رشته های مراقبت بهداشتی ، مجموعه ها و انواع داده های ساختمند وهم ورود داده های متن آزاد و حمایت از ارزیابی و تحلیل داده های پر معنی را داشته باشد.

2. ارتباط:

بیماران از یک مکان به مکان دیگری حرکت می کنند وبا بسیاری از فراهم کنندگان مراقبت بهداشتی در بیمارستانها و مراکز مراقبت اولیه مشاوره می کنند از طرفی متخصصین بالینی و محققین نیازمند اطلاعات جمع آوری شده در باره بیمارن جهت بررسی عملکرد و مطالعات مبتنی بر جمعیت هستند . بنابراین EHR  نیازمند ایجاد ارتباط و تشویق آن است . این ارتباط که در منبع دیگری تحت عنوان توانایی عملیات بین بخشی به آن اشاره شده در واقع توانایی توزیع و مبادله داده ها در سطح معنی شناسایی است که پردازش داده ها توسط سیستم ها ی پرونده الکترونیکی را امکان پذیر می کند . توانایی عملیات بین بخشی در معنی شناسی یک پیش نیاز اساسی برای سیستم های پشتیبان تصمیم گیری پیچیده در بین مجموعه های مختلف کلینیکی است .

3. قابليت انتقال:

قابليت انتقال به معنای توانايي حرکت و ترکيب پرونده الکترونيک سلامت بین افراد وموسساتی که از نظر سخت افزار نرم افزار ( سيستم های عامل ، زبانهای برنامه نويسی ، پايگاه داده ها ) وزبانهای ملی ( سيستم های کدگذاری ، زبانهای طبيعی) مستقل هستند .

يک    EHR  مستلزم دسترسی برروی بسياری از برنامه های محاسبه گر ( ترکيب  سيستم های سخت افزاری وسيستم عامل) هم آنهايي که قابل دسترس هستند و هم برنامه های آينده است.

4. ايمنی و محرمانگی:

قابليت ذخيره اطلاعات وارتباط بطور آزاد مسئوليت محرمانگی وپاسخگويی را به دنبال دارد .بنابراين پرونده الکترونيک سلامت بايد توانايي پشتيبانی از محرمانگي ، قوانين ونيازهای اخلاقی از طريق ثبت معتقدانه اقدامات کلينيکی ، اختيار کاربر، کنترل دسترسی ، کنترل متن ومميزی مستمر را داشته باشد.

 5. تحول:

توانايی حمايت از حيات طولانی پرونده الکترونيکی از طريق توانايي سازگاریقبلی وبعدی هم  با پرونده های الکترونيک وهم با سيستم های پرونده الکترونيکی بايد وجود داشته باشد .به عبارتی نرم افزار جديد بايد قادر به انجام فرآيند ويرايش قديمی تر پرونده الکترونيکی باشدو نرم افزار قديمی بايد قادر به انجام فرآيند ويراش جديدتر پرونده الکترونيکی باشد. به منظور اطمينان از اين که هم پرونده الکترونيکی وهم نرم افزار پرونده های الکترونيکی در طول زمان بادوام باقی بماند، سبک توسعه يافته پرونده الکترونيک خوب سلامت(GEHR ) ، استفاده از الگوهای اصلی را پيشنهاد می کند.

اين راهبرد امکان ميدهد تعريف ساختار های بالينی قانونی بين تعاريف هسته و تعاريف بيرونی از هم جدا شود بطورِکه هسته بطور مستقيم ، تنها مفاهيم پايه واساسی را نظير انواع داده های بالِنی ، تبادلات ، تصديق امضاها ، عناوين وغيره را اجرا کند، در حاليکه ابتدا توسط مدلهای شبيه الگوهای اصلی بيرونی از مفاهيم سطح بالا نظير انواع تبادلات ، مشکل بخش و ساختارهای عنوان ترجيحی ، گرفته شده اند.

تنها راه برآورد کردن اين الزامات استاندارد سازی پرونده الکترونيک سلامت در سطح معماری است . اين معماری بايد بر حسب يک مدل اطلاعاتی تعريف شود که حداقل ويژگيهای اطلاعاتی عام اطلاعات بالينی يک پرونده الکترونيک سلامت را شرح دهد و مطابق با معماری استاندارد بوده و تو سط سيستم EHR  فابل فهم باشد.

 

استانداردهاي اصلي مرتبط با معماري پرونده الكترونيك سلامت:

متخصصان كميته اروپايي استانداردها (CEN)  كه يك كميته بين المللي استانداردهاست،استانداردسازي چهار موضوع اصلي مربوط به استانداردهاي پرونده الكترونيك سلامت را تعيين كرده اند.اين چهار موضوع عبارتند از : معماري ،ارتباط ،اصطلاح شناسي و ايمني . در همين ارتباط سازمان بين المللي استانداردها (ISO) كه هدف آن ترويج گسترش استانداردسازي جهاني و فعاليتهاي مربوطه است ،كميته فني را تحت عنوان 512 TC  براي استانداردهاي انفورماتيك بهداشتي تشكيل داده است .

كميته فنيISO   512 ، يك سيستم ارتباطي با ساير سازمانها ي مجموعه سازي استانداردها برقرار ميكند تا در مورد موضوعات همپوشان و هماهنگي محتوا گفتگو كند. اين كميته 5 گروه كاري در سطوح استانداردسازيHER  ،پيام رساني ،ارائه مفهوم بهداشتي ،ايمني و كارتهاي بهداشتي تشكيل داده است. به دليل طبيعت جامع پرونده الكترونيك سلامت ، آنها با اغلب سطوح استانداردسازي مرتبط هستند. كميته اروپايي استاندارد) CEN ( در ارتباط با استانداردهاي اختصاصي معماري پرونده الكترونيكي، استانداردهاي اروپايي را منتشر كرده است.

 

پيش استانداردهاي اروپايي معماري پرونده الكترونيك سلامت :

استاندارد12265

  معماري عمومي EHR ،به عنوان يك پيش استاندارد در سال 1996 پذيرفته شد) 12265ENV ( در اين پيش استاندارد اروپايي اصول پايه معماري براي بيان محتوا و ساختار پرونده هاي الكترونيكي سلامت را تعيين مي كند و بنياني براي استاندارد معماري مرجع جهت مبادله پرونده هاي الكترونيك (بطور كامل يا بخشي از پرونده ) بين سيستم

1 2 3 4  بعدي»

درباره من

  • 9163858398
  • احمد محمدی (کارشناس ارشد مدیریت فناوری اطلاعات و مهندس نرم افزار)

    مشاور و عضو کمیسیون نظارت و ارزشیابی سازمان نظام مهندسی رایانه ای خراسان رضوی

    بنیانگذار و مالک سایت های SEOparsian.com و SMSparsian.com

    جديدترين مقالات مرتبط با مدیریت فناوری اطلاعات

    ahmad.mohammadi.a@gmail.com

آخرين مطالب بروز شده