تصميم قاطع مديريتي !

ارسال شده توسط | 30 May, 2009
 
 
 
روزي مدير يكي از شركتهاي بزرگ در حاليكه به سمت دفتر كارش مي رفت چشمش به جواني افتاد كه در كنار ديوار ايستاده بود و به اطراف خود نگاه ميكرد.

جلو رفت و از او پرسيد: «شما ماهانه چقدر حقوق دريافت مي كني؟»

جوان با تعجب جواب داد: «ماهي 2000 دلار.»

مدير با نگاهي آشفته دست به جيب شد و از كيف پول خود 6000 دلار را در آورده و به جوان داد و به او گفت: «اين حقوق سه ماه تو، برو و ديگر اينجا پيدايت نشود، ما به كارمندان خود حقوق مي دهيم كه كار كنند نه اينكه يكجا بايستند و بيكار به اطراف نگاه كنند.»

جوان با خوشحالي از جا جهيد و به سرعت دور شد. مدير از كارمند ديگري كه در نزديكيش بود پرسيد: «آن جوان كارمند كدام قسمت بود؟»

كارمند با تعجب از رفتار مدير خود به او جواب داد: «او پيك پيتزا فروشي بود كه براي كاركنان پيتزا آورده بود.»

شرح حكايت:

برخي از مديران حتي كاركنان خود را در طول دوره مديريت خود نديده و آنها را نمي شناسند. ولي در برخي از مواقع تصميمات خيلي مهمي را در باره آنها گرفته و اجرا مي كنند.

نامه یک کارمند به مدیر

ارسال شده توسط | 20 May, 2009

یک روز کارمندی نامه ای با مضمون زیر به رییس خود برای افزایش حقوقش  نوشت: 

 

Dear Bo$$
 
In thi$ life, we all need $ome thing mo$t de$perately. I think you
 
$hould be under $tanding of the need$ of u$ worker$ who have
 
given $o much $upport including $weat and $ervice to your
 
company.  I am $ure you will gue$$ what I mean and re$ pond $oon.


Your$ $incerely,
Marian  $hih

 

روز بعد چنین نامه ای از مدیر به دستش رسید:

 

Dear Marian

I kNOw you have been working very hard. NOwadays, NOthing much
 
has changed. You must have NOticed that our company is NOt doing
 
NOticeably well as yet.

NOw the newspaper are saying the world`s leading ecoNOmists are NOt
 
sure if the United States may go into aNOther recession. After the NOvember
 
presidential elections things may turn bad.

I have NOthing more to add NOw. You kNOw what I mean !
 
نتیجه اخلاقی: 
Never talk about $ with your BOSS, NO result !  Wink
 

وقتي مدير مي گويد ... يعني ...

ارسال شده توسط | 22 Feb, 2009

 

 

سلام 

شايد تا حالا كلمات و عبارات زير را شنيده باشيد، ولي معني واقعي اونها را ندونيد. امروز مي خواهيم لغت نامه مديران رو باهم مرور كنيم . . . 

وقتي مديري مي گويد: این بستگی دارد به . . .
یعنی: جواب سئوال شما را نمی‌دانم! 
 
وقتي مديري مي گويد:این موضوع پس از روزها تحقیق و بررسی فهمیده شد.
یعنی: این موضوع را به طور تصادفی فهمیدم!

وقتي مديري مي گويد: نحوه عمل دستگاه بسیار جالب است.
یعنی: دستگاه کار می‌کند و این برای ما تعجب‌برانگیز است!

وقتي مديري مي گويد: ما تصحیحاتی روی سیستم انجام دادیم تا آن را ارتقاء دهیم.
یعنی: تمام طراحی ما اشتباه بوده و ما از اول شروع کرده‌ایم! 
 
وقتي مديري مي گويد:ما پیشگویی می‌کنیم
یعنی: 90 درصد احتمال خطا می‌رود! 
 
وقتي مديري مي گويد: کل کوشش ما برای این است که مشتری راضی شود.
یعنی: آنقدر از زمانبندی عقبیم که هر چه به مشتری بدهیم راضی می‌شود! 
 
وقتي مديري مي گويد: به علت اهمیت تئوری و عملی این موضوع . . .
یعنی: به علت علاقه من به این موضوع. 
 
وقتي مديري مي گويد: بقیه نتایج در گزارش بعدی ارائه می‌شود.
یعنی: بقیه نتایج را تا فشار نیاورید نخواهیم داد!

وقتي مديري مي گويد: ثابت شده که . . .
یعنی: من فکر می‌کنم که . . .! 
 
وقتي مديري مي گويد: این صحبت شما تا اندازه‌ای صحیح است.
یعنی: از نظر من صحبت شما مطلقاً غلط است! 
 
وقتي مديري مي گويد: در این مورد طبق استاندارد عمل خواهیم کرد.
یعنی: از جزئیات کار اصلاً اطلاع نداریم!