سيستم توسعه يافته برنامه ريزي بنگاه هاي اقتصادي ERPII(قسمت 1)

12/29/2014

e

چکيده : نگاهي به وضعيت فعلي صنايع توليدي و خدماتي کشور بيانگر اين موضوع است که با وجود حرکتهاي انجام گرفته در راستاي افزايش سطح توليد و بهبود کيفيت آن هنوز شتاب قابل قبولي در مقايسه با شتاب جهاني پيدا نکرده است . اگر چه توليد محصول در برخي از صنايع کشور کافي و حتي در مواردي مازاد نياز است، ولي بايد قبول کرد سطح کيفي اين توليدات با اصول نوآوري و بهبود مستمر که نيازمند به‌کارگيري فناوريهاي نوين اطلاعاتي و مديريتي است فاصله فراواني دارد.سيستمERP يکي از همين فناوريهاي اطلاعاتي بـــوده و به عنوان يک نظام بهم پيوسته اطلاعاتي ، مهندسي و مديريتي در عرصه رقابت جهاني مطرح است. در زنجيره تکامل سيستم هاي برنامه ريزي و با پررنگتر شدن نقش فناوري اطلاعات و ارتباطات به عنوان يک زير ساختار در فعاليتهاي تجاري در بين شرکتهاي متوسط و بزرگ شاهد ظهور تکنولوژي تکامل يافته تري با نامERP II هستيم که عبارت است از اتوماسيون و ترکيب اطلاعات، فرآيندها و نقشهاي مختلف در محيط هاي توليدي در راستاي ترکيب وظايف ، تسريع در برنامه ريزي ، اجرا و ايجاد سيستم کنترلي که مستقل از مکان و زمان بوده و در برگيرنده تمام مشتريان ، فروشندگان و شرکا است. اين مقاله شامل دو بخش است. در بخش اول به بررسي اجمالي روند تکامل سيستم هاي برنامه ريزي بنگاه هاي اقتصادي که شامل مروري بر تاريخچه ERP ، فوائد ، هزينه ها ( واقعي و پنهان) ، فلسفه کاربرد ERP ، تعامل تجارت الکترونيک با ERP و بررسي ويژگيهايERP پرداخته و بخش دوم که محور اصلـي مقاله است با تکيه بر مباني نظــــري ذکر شـده در بخـــش اول به تشريح سيـستم ERP II به عنوان سيستم توسعه يافته بنگاههاي .اقتصادي مي پردازد

مقدمـه
سيستم هاي برنامه ريزي اقتصادي با پشت سر گذاشتن فناوري‌هايي همچونMRP (برنامه ريزي مـــواد اوليــهMRPII ) (برنامه ريــزي منابع تولـيد)،MRPIII (برنامه ريزي منابــع پولي)، درحال تجربه سيستمهاي(ENTERPRISE RESOURCE PLANNING) ERP و ERPII هستند.

سيستــم ERPيک فناوري اطلاعاتي است که به عنوان يک نظام به هم پيوسته اطلاعاتي ، مهندسي و مديريتي درعرصـه رقابت جهاني مطرح بوده و قادر است در دراز مدت تاثير چشمگيري بر روند توسعه کيفي توليدات و کسب مزيت رقابتي در بازارهاي جهاني ايجاد کند.

افزايش کيفيت محصولات و ايجاد مزيتهاي رقابتي را بايد عصاره و افشره يک سيستم ERP دانست. اين نرم افزار که برمبـــناي فناوري ارائه خدمات به مشتري است تمام بخشهاي يک سازمان از قبيل حسابداري و نظارت ، مديريت توليد مواد ، مديريت کيفيت ، نگهداري تاسيسات ، فروش و توزيع، منابع انساني ، مديريت پروژه و غيره را از طريق پايگاه داده هاي مرکزي به همديگر مرتبط مي سازد و به عبارت ديگر نقش اصلي آن يکپارچه سازي نرم افزار هاي موجود در بخشهاي مختلف سازمان است.
همانطور که اشاره شد و به زعم اکثر صاحبنظران با ارزش ترين ويژگي ERP بهبود فرآيند اجراي سفارش مشتري در شرکت است و به همين دليل ERP به عنوان يک نرم افزار پشتيبان به حساب مي آيد و اين نرم افزار بيش از آنکه در فرآيند پيش فروش کارايي داشته باشد ، جهت دريافت سفارش مشتري و خودکار کردن مراحل اجراي سفارش به کار مي رود. در اين سيستم وقتي مسئول ارائه خدمات به مشتري يک سفارش را به سيستم وارد مي کند ، تمامي اطلاعات مورد نياز جهت تکميل آن سفارش دراختيار وي قرار مي گيرد . اين اطلاعات شامل ميزان اعتبار مشتري،تاريخ سفارش (از بخش مالي)، ميزان موجودي شرکت و زمانبندي حمل سفارش است.
با اين مقدمه و براي آشنايي با سيستم‌هاي ERP که چارچوب اصلي سيستم‌هاي توسعه يافته ERPII را تشکيل مي دهد، در ابتدا و در بخش اول اين مقاله اقدام به مرور مفاهيم اساسي ERP مي کنيم.

 

مروري بر مفاهيــم ERP

تاريخچه ERP

ظهور ERP را بايد دهه 1960 ميلادي دانست که عمده تاکيد آن در اين دوران افزايش درآمد هاي و تقويت کسب و کار از طريق يکپارچه سازي فرآيند ها و عملکردها بود. ولي در سال 1972 پنج تن از مديران IBM جهت تکامل و پياده سازي مفاهيم ERP از سمت خود استعفا داده و شرکتي با عنوان SAP را که به عنوان نخستين شرکت توسعه و اجراي نرم افزارهاي خاص ERP بود تاسيس کردند و هم اکنون نيز در اين زمينه فعاليت دارند.

ERP از چندين مفهوم تشکيل يافته که همگي بر يکپارچه سازي بخشهاي مختلف يک سازمان تاکيد دارد که مهمترين اين مفاهيم MRP ، MRP II ، MRP III است بنابراين بايد گفت ERP اگرچه راه تکامل و گسترش را در پيش گرفته ولي مفهوم اصلي آن که همانا يکپارچه سازي است هرگز تغيير نکرده است.

فلسفه کاربرد ERP

سه اصل زير را به عنوان فلسفه کاربردERP در سازمانها مطرح مي کنند:

-1 يکپارچه کردن فرآيندي کسب وکار از طريق متمرکز کردن داده هاي پراکنده

-2 ابزاري براي انجام فرآيندهاي کاربردي چند منظوره

-3 قابليت به‌کارگيري همزمان آن در بخشهاي مختلف سيستم همچون حسابداري ، فروش و توزيع ، دريافت سفارش و مديريت مواد.

  فوائد ERP

مي توان موارد زير را به عنوان بخشي از مزاياي اين نرم افزار به حساب آورد:

- تعيين رابطه بين عرضه و تقاضا در هر نقطه از دنيا

- بهبود دسترسي به اطلاعات و پشتيباني مديريت سازمان براي اتخاذ تصميمات بهينه

- تعيين ساختارهايي براي کنترل بهتر هزينه
- افزايش توان نظارتي برعملکرد سازمان
- کنترل بيشتر بر صدور صورتحساب مشتريان،پرداخت حقوق کارکنان و سايرمسائل مالي سازمان
- توان پاسخگوئي سريع به نيازهاي متغير بازار
- ايجاد پايگاه داده هاي يکپارچه درخصوص مشتريان
- پيگيري درتهيه و ارائه سفارشهاي مشتريان
- ارائه اطلاعات دقيق و به روز براي حسابرسان ومميزين مالياتي ... .


تعامل تجارت الکترونيــک با ERP
حقيقت آن است که هنوز عرضه کنندگان ERP نتوانسته اند خود را با نفوذ تجارت الکترونيک(e-commerce) هماهنگ سازند و از طرف ديگر مشتريان و تامين کنندگان تمايل دارند به اطلاعات موجود در سيستم ERP يک سازمان (از قبيل موقعيت سفارش، سطح موجودي و تطبيق برگه فروش) از طريق وب سايت و بدون نياز به يادگيري زبان خاص ERP دسترسي داشته باشند . از اين رو بخش IT يک شرکت، موظف به ايجاد دو مجراي ارتباطي براي دسترسي به اطلاعات سيستم ERP است که يکي از آنها براي مشتريان و ديگري براي تامين کنندگان و شرکاءاست.
براي اين کار لازم است شرکــتها در زمان خريدERP به قابليت يکپارچـــه سازي و ايجـاد ارتباط بين آن و وب سايت مربوط به خودشان توجه کنند ، البته به‌کارگيري افراد متخصص و با تجربه که بتوانند ارتباط بين ERP و تجارت الکترونيک را در زمان به روز کردن نرم افزار ERP (که در آن سيستم براي رفع نواقص متوقف مي شود) حفظ کنند ضروري است.
با تمام اين اوصاف ،دشواري يافتن نرم افزارهايي که توان ايجاد ارتباط بين ERP و تجارت الکترونيک را داشته باشد (صرف نظر از نرم افزارهاي زنجيره تامين در مديريت الکترونيک مشتريان) باعث شده است تا اکثر سازمانها به فکر نرم افزارهاي جايگزين باشند .

  سيستم توسعه يافته برنامه ريزي بنگاههاي اقتصادي

در روند تکامل سيستم هاي برنامه ريزي بنگاههاي اقتصادي و با پررنگ تر شدن نقش IT به عنوان يک زير ساختار در فعاليتهاي تجاري اکنون شاهد ظهور تکنولوژي تکامل يافته تري به نام ERP II هستيم.
پس از تحولات بوجود آمده توسط IT و تاثير آن بر سازمانهاي دولتي، مالياتي و امنيتي امروزه شاهد اين هستيم که اکثر قريب به اتفـــــاق سيستم هاي تجاري به سمت تغييرات تجاري درحرکت هستند . امروزه ديگر هيچ صنعتي از هزينه هاي مورد استفاده براي توسعه زير ساختاري IT واهمه اي نداشته و به‌کارگيري آن را راز بقاي خود تلقي مي کند . ويل، سابراماني و برادبنت (2002) عنوان کرده اند که هر شرکتي به طور متوسـط 4.2 درصد از درآمد ســـالانه خود را براي ITو توسعه آن صــرف مي‌کند که اين ميزان بيش از50 درصد بودجه نهايي کالاهاي سرمايه اي آنهاست. البته همانطور که داون پورت بيان داشته است، چنانچه اين سرمايه گذاري ميليارد دلاري در مرحله تبديل داده ها و اطلاعات به دانش و آگاهي عملکرد خوبي نداشته باشد، هيچ بازگشتي نخــواهد داشت .

 

3

 

در بسياري از شــرکتها و صنايع ، سيستم هاي MRP I و MRP II ، توسـط سيستمهاي ERP درحال جايگزين شدن هستند. سيستم ERP I با تکيه بر اصولMRP I که شامل نرم افزارهاي ادغام سيستم هاي اطلاعاتي اصلي و پشتيـــبان است عمل مي‌کند و سيســــتم ERPII نيز با به‌کارگيري سيستم هاي عملياتي مديريت روابط مشتريان ومديريت زنجيره عرضه که مربوط به مشتريان مي شود درحال گسترش حيطه کاربردي خود است.

شکل 2 بيانگر سازمانهايي است که به صورت الکترونيک با هم مرتبط شده اند. اين شکل نمونه اي از سيسـتم هاي جاري توسعـه يافته را به تصوير کشيده که در هم ادغام شده اند و حلقه ارتباطي بين آنها شبکه هاي اينترنت ، اکسترانت و اينترانت، است. همانطورکه مي بينيم اين شکل نظريه تنوع وظايف تجاري را از زمان اخذ سفارش تا مرحله ايجاد تقاضا براي فروش و دريافت وجـــه آن نشان مي دهد(که تمام اين مراحل به صورت الکترونيک و با حداقل دخالت نيروي انساني انجام مي پذيرد).فرضيات زيادي درخــصوص ايجاد تغييرات سيستماتيک مطرح شده که بعضي از آنها پس از اضمحلال تعدادي از شرکتها در بين سالهاي 2002- 2000 مطرح شده‌اند و تعدادي ديگر نيز انعکاس دهنده آگاهي ازتغييراتي است که از طريق رشد سريع سخت افزار ، نرم افزار و قابليت هاي ارتباطي حاصــل شده اند . البته در اين بين تعدادي نيز وجود دارند که به تاثير تغييرات اساسي بر فرآيندهاي تجاري معتقد بوده و بر سيستم هاي اطلاعاتي ارزش گرا و بازارهاي جهاني درحال رشد متمرکز مي شوند، اين فرضيات را مي توان به صورت هاي زير بيان نمود:

* براي پايداري بايد بر روي مدل‌هاي تجاري در سرمايه گذاري بر IT و سيستم‌هاي اطلاعاتي با گرايش به ارزش افزوده تاکيد کرد.

* تغيير تنها جزء شناخته شده تجاري است که نرخ تغيير آن افزايشي است.
* مشتريان ، فروشندگان ، شرکاي تجاري ، محصولات ، فرآيند ها، و کانال هاي توزيع، مواردي هستند که با تغيير مستمر همراهند.
* تغييرات در فرآيند ها و رويه هاي تجاري هم به صورت دروني و هم به صورت بيروني به وقوع خواهد پيوست .
* تاثير مقاومتهاي نيروي انساني در مراحل کوچک سازي و تامين منابع از خارج را نبايد زياد بزرگ جلوه داد، بلکه بايد سعي کرد از طريق به‌کارگيري تکنيک هاي مديريتي آنها را به حداقل رسانيد.
مدلهاي تجاري و پارادايم هاي قبلي درعصر جديد ارتباطات که در آن سيستم هاي توسعه يافته تجاري با هم ادغام شده‌اند کاربردي ندارند. در اين راستا گوشال و گراتون (2002) بر اهميت روابط افقي در تقابل با فرآيند هاي عمودي به عنوان بخشي از فلسفه مديريت در هماهنگي بين واحدهاي مستقل تاکيد مي کنند.

0 Comments Add your own



Leave a Reply

ارسال نظر
Info

توجه: از ارسال پيام هاي خصوصي در حالت لاگين براي نويسنده وبلاگ اجتناب نماييد.
در صورتی که در فرم ارسال نظر، نام شما توسط سیستم شناسایی شده باشد(در حالت لاگین) نظر شما بلافاصله منتشر خواهد شد.


در غیر اینصورت نظر شما پس از تایید توسط مالک وبلاگ منتشر خواهد شد.

 authimage

آخرين مطالب بروز شده

موضوعات

پيوندها

IT

کلی

مدیریت

Feeds