القاب و کنیه‏‌های امام علی(علیه السلام)

ارسال شده توسط احسان عسکریان | 3 Nov, 2012

 

 


یَعْسوب‏الدین

- آن حضرت را یعسوب‏الدین و یعسوب‏المؤمنین نامیده‏اند، زیرا یعسوب ملکه زنبوران عسل است که از همه قوی‏تر و هوشیارتر است، بر در کندو می‏ایستد و هر زنبوری که عبور می‏کند دهانش را می‏بوید، اگر بوی بدی از او بشنود می‏فهمد که از گیاه بدی استفاده کرده، پس او را دو نیم می‏کند و بر در کندو می‏افکند تا زنبورهای دیگر عبرت گیرند. علی علیه السلام نیز بر در بهشت می‏ایستد و اعمال مردم را می‏‌سنجد، هرکسی را که بوی دشمنی خود از او بشنود در آتش دوزخ می‏افکند.

( تذکرة الخواص / .)


ابوتراب

-  ابوتراب به معنای پدر خاک، یا دمساز خاک، یا پدر و رئیس خاکیان است.

- شیخ علاءالدین سکتواری در محاضرة الأوائل (ص 113) گوید: نخستین کسی که به کنیه "ابوتراب" نامیده شد علی‏بن ابی‏طالب است، این کنیه را رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به او داد آن‏گاه که دید او بر روی زمین خوابیده و خاک بر پهلوی او نشسته است، از روی لطف و مهربانی به او فرمود: برخیز ای ابوتراب. و این محبوبترین القاب او به شمار می‏رفت، و از آن پس، به برکت نفس محمّدی این کرامتی برای او گردید، زیرا خاک خبرهای گذشته و آینده تا روز قیامت را برای او باز می‏گفت. این را بفهم که رازی است بی‏پرده.

( الغدیر 6 ص 337.)

- عبایةبن ربعی گوید: به عبداللَّه‏بن عباس گفتم: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از چه رو علی علیه السلام را ابوتراب نامید؟ گفت: از آن رو که علی علیه السلام صاحب زمین و حجت خدا بر اهل آن پس از رسول خداست، و بقای زمین و آرامش آن به اوست، و از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم می‏فرمود: چون روز قیامت شود و شخص کافر پاداش و نزدیکی و کرامتی را که خدای متعال برای شیعیان علی آماده نموده ببیند گوید: "ای کاش من ترابی بودم" یعنی کاش از شیعیان علی (ابوتراب) بودم. و این است معنای این آیه که کافر گوید: کاش من تراب (خاک) بودم.( غایة المرام 1 / 58، و آیه در سوره نبأ / 40.) علّامه مجلسی در بیان این جمله گوید: ممکن است ذکر آیه  در اینجا برای بیان علت دیگری در نامگذاری آن حضرت به ابوتراب باشد، زیرا شیعیان او به جهت تذلّل بیش از اندازه و تسلیم بودن در برابر فرمانهای حضرتش تراب نامیده شده‏اند -چنانکه در آیه کریمه آمده- و چون آن حضرت صاحب و پیشوا و زمامدار آنهاست ابوتراب نام گرفته است.( بحارالانوار 35 / 51.)


امیرالمؤمنین

- رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: اگر مردم می‏دانستند که علی از چه زمانی امیرمؤمنان نامیده شد هرگز فضائل او را انکار نمی‏کردند. وی آن‏گاه این لقب گرفت که آدم میان روح و جسد بود (و هنوز آفرینش او کامل نگشته بود)، و آن‏گاه که خداوند (در عالم ذر از آفریدگان اقرار گرفت و) فرمود: "آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: چرا". فرمود: "من پروردگار شما هستم، و محمّد پیامبر شماست، و علی امیر شما.".( ینابیع المودة 2 / 63.)

- جابربن یزید گوید: به امام باقر علیه السلام گفتم: چرا امیرمؤمنان علیه السلام را بدین لقب نامیده‏اند؟ فرمود: زیرا مؤمنان را آذوقه (علم و معرفت) می‏رساند، مگر نشنیده‏ای که در کتاب خدا (در داستان یوسف) فرموده: وَ نَمیرُ أهلَنا "و خانواده خود را آذوقه می‏رسانیم"؟!( سوره یوسف / 65.)( بحارالانوار 37 / 293.)

- امام صادق علیه السلام فرمود: آن حضرت به لقب امیرمؤمنان نامیده شده،و امیر از میرةالعلم است (خوراک علم رساندن)، زیرا عالمان از علم او بهره می‏برند، و علمی را که از او ستانده‏اند به کار می‏گیرند.( بحارالانوار 37 / 334.)

- عبدالمؤمن گوید: به امام باقر علیه السلام گفتم: از چه رو امیرمؤمنان را بدین لقب نامیدند؟ فرمود: زیرا آذوقه رسانی مؤمنان به دست اوست، اوست که آنان را خوراک علم می‏دهد.( بحارالانوار 37 / 295.)

- هنگامی که علی علیه السلام به دنیا آمد و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به خانه ابی‏طالب رفت، علی علیه السلام به وجد آمد و در چهره رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خندید و گفت: "سلام بر تو ای رسول خدا". سپس گفت: "به نام خداوند بخشاینده مهربان، تحقیقاً مؤمنان رستگار شدند، آنان که در نماز خود خشوع دارند". ( سوره مؤمنون / 1 و 2.) رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: تحقیقاً به سبب تو رستگار شدند، به خدا سوگند تو امیر آنهایی که از دانشهای خود به آنان خوراک معنوی می‏دهی، و به خدا سوگند تو رهنمای آنانی و آنان به سبب تو هدایت می‏یابند.( شفاء الصدور، علّامه حاج میرزا ابوالفضل تهرانی / ص 76 و بحار 35 / 38.)

- اشکال: از این اخبار استفاده می‏شود که علّت نامگذاری علی علیه السلام به امیرالمؤمنین آن است که مؤمنان از دست او خوراک معنوی می‏گیرند و او نیز خوراک معنوی آنان را تأمین می‏نماید، و این می‏رساند که امیر از میر گرفته شده و این خلافی روشن است، زیرا امیر بر وزن فعیل از کلمه امر که مهموزالفاء است گرفته شده، و میر اجوف یائی است و میان آنها در اشتقاق تناسبی وجود ندارد. پاسخ: پاسخ این اشکال همان است که علّامه مجلسی فرموده است که: "میره با کسره میم به معنای جلب کردن و فراهم آوردن طعام است ، و پاسخ این اشکال که مبدأ اشتقاق امیر با میر یکی نیست از چند وجه است: الف) این که قلب صورت گرفته باشد (جا به جایی حروف یا تغییر بعضی به بعض دیگر)، و این به چند جهت درست نیست و آن جهات روشن است. ب) آن که امیر فعل مضارع به صیغه متکلّم باشد، و آن حضرت این جمله را می‏فرموده (امیرالمؤمنین = مؤمنان را آذوقه می‏دهم) سپس عَلَم بالغلبه شده و به صورت اسم درآمده و حضرتش بدین نام مشهور گشته است، مانند تأبَّط شرّاً که جمله‏ای است که نام شخصی شده است. ج) مراد آن است که امیران دنیا را از آن رو امیر گویند که به پندار خودشان عهده‏دار تهیه خوراک و آذوقه و مایحتاج مردم در امر معاش آنهایند، و علی علیه السلام هم امیرمؤمنان است و امارتش در امری بزرگتر از امور فوق است، زیرا به آنان خوراکی می‏رساند که موجب حیات ابدی و نیروی روحانی آنهاست گرچه با سایر امیران در مورد میر جسمانی نیز شریک است، و این بهترین وجه است".( بحارالانوار 37 / 293.)

توضیح: این که در کلمه "قلب" صورت گرفته باشد، درست نیست، زیرا اولاً قلب خلاف قاعده ادبی است. ثانیاً اگر عین‏الفعل میر (یاء) به فاءالفعل انتقال یافته باشد می‏شود یمر، و وزن فعیل آن می‏شود: یمیر، و روشن است که مقصود ما حاصل نمی‏شود زیرا یمیر غیر از امیر است. و اگر منظور از قلب، قلب جوهری یعنی اِبدال باشد، باز هم درست نیست، زیرا دلیلی برای این قلب وجود ندارد. و این که امیر فعل مضارع باشد گرچه از وجه اول به واقع نزدیکتر است اما باز هم درست نیست، زیرا اگر فعلی به صورت اسم درآمد، بر اساس حکایت باید همیشه به یک صورت باشد و حرکت آخر آن تغییر نیابد، بنابراین باید همیشه أمیرالمؤمنین به صورت مرفوع خوانده شود در صورتی که می‏دانیم إعراب این کلمه به حسب عوامل مختلف تغییر می‏یابد. اما وجه سوم کلامی وجیه و قولی لطیف است که به اندکی توضیح نیاز دارد. توضیح آنکه: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم واسطه فیض خداوند به موجودات است و هر نعمت مادی و معنوی که به آفریدگان می‏رسد به واسطه آن وجود مقدس است. و از آن جهت که علی علیه السلام دروازه شهر علم و فقه و حکمت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است، و نورش با نور آن حضرت یکی است و از منبع همان نور جدا شده و نفس و روح و جایگاه علم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است، و آن دو بزرگوار از یک پستان شیر معنا خورده‏اند، و هر دو از نور خداوند جدا گردیده‏اند، پس علی علیه السلام در همه فضائل و مناقب -جز نبوت- شریک رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است، بنابراین آن وجود مقدس نیز واسطه فیض خداست و برکات مادی و معنوی از مجرای آن امام بزرگوار به آفریدگان به ویژه به مؤمنان می‏رسد. از این رو می‏توان گفت که آن حضرت امیر و سالار مؤمنان است که مسئولیت فراهم آوردن آذوقه و خوراک معنوی مؤمنان به عهده اوست.


امیرالنَّحل

-  نحل زنبور عسل را گویند. شاعری گفته است: وِلایَتی لِاَمیرِ النَّحلِ تَکفینی/عِنْدَ الْمَماتِ وَ تَغْسیلی وَ تَکْفینی/ وَ طینَتی عُجِنَتْ مِنْ قَبلِ تَکوینی/مِنْ حُبِّ حَیدر کَیْفَ النارُ تَکوینی/ "ولایت و دوستی من با امیر نحل، در وقت مرگ و غسل و کفن مرا کفایت می‏کند. سرشت من پیش از آفرینشم با دوستی حیدر آمیخته، پس چگونه آتش مرا خواهد سوخت؟"

- علاّمه سبط ابن‏جوزی گوید: مؤمنان به زنبور عسل مانند، زیرا زنبور عسل چیز پاکیزه می‏خورد و چیز پاکیزه می‏نهد، و علی امیرمؤمنان است.

( تذکرة الخواص / 5.)

- امام صادق علیه السلام فرمود: محققاً شما در میان مردم مانند زنبور عسل در میان پرندگان هستید. اگر پرندگان از محتوای درون زنبور عسل با خبر بودند یک زنبور عسل باقی نمی‏ماند و همه را می‏خوردند همچنین اگر مردم از محبّتی که شما از ما خاندان در دل دارید باخبر می‏شدند شما را با زخم زبانهاشان می‏خوردند و در نهان و آشکار به شما ناسزا می‏گفتند. خداوند رحمت کند بنده‏ای از شما را که بر ولایت ما باشد.( بحارالانوار 24 / 112.)


الأنْزَع‏البَطین

-  اَنزع از ماده "نزع" است به معنای کسی که موی جلوی سر او ریخته باشد، و نیز به معنای کنده شدن و بریده شدن از چیزی است از جمله از شرک و گناه. بطین از "بطن" است به معنای کسی که شکم بزرگ دارد، و نیز کسی که باطنش از علم سرشار است.

- رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: ای علی، خداوند تو را و خاندان و شیعیان و دوستان شیعیان تو را آمرزیده است، پس مژده باد تو را که تو اَنزع بطین هستی، از شرک بریده‏ای و از علم سرشاری.

( مناقب ابن‏مغازلی / 401.)

- علّامه سبط ابن‏جوزی گوید: او را بطین گویند، زیرا باطنش سرشار از علم بود، او خود می‏گفت: "اگر برایم بالشی تا کنند (بر آن نشینم و) همانا در تفسیر بسم‏اللَّه الرحمن الرحیم برابر یک بار شتر مطلب گویم". و او را انزع گویند، زیرا از شرک بریده بود.

( تذکرةالخواص / 4.)

- ابن‏اثیر گوید: در وصف علی علیه السلام آمده که او انزع بطین بود. آن حضرت موی جلو سرش ریخته بود، و شکمی بزرگ داشت. و گویند: معنایش آن است که او از شرک بریده بود و باطن او از علم و ایمان سرشار بود.

( نهایه 5 / 42 ماده نزع.)

- ابن‏منظور گوید: تازیان ریختگی موی جلو سر را دوست می‏دارند، و چنین کسی را به فال نیک می‏گیرند.

( لسان العرب 8 / 352 ماده نزع.)

 

 


ارسال نظر
Info

توجه: از ارسال پيام هاي خصوصي در حالت لاگين براي نويسنده وبلاگ اجتناب نماييد.
در صورتی که در فرم ارسال نظر، نام شما توسط سیستم شناسایی شده باشد(در حالت لاگین) نظر شما بلافاصله منتشر خواهد شد.


در غیر اینصورت نظر شما پس از تایید توسط مالک وبلاگ منتشر خواهد شد.

 authimage