امروزه دانش یکی از بزرگترین مزیت های رقابتی سازمان‌ها در عرصه اقتصاد جهانی به شمار می‌آید. در جهان کنونی که تولید کالاها و ارائه خدمات به شّدت دانش مدار شده است، دانش دارایی کلیدی برای کسب برتری رقابتی است. پیتر دراکر، دانش را به عنوان پایه‌های رقابت در جامعه مدرن معرفی می‌کند و معتقد است که در اقتصاد امروز دنیا، دانایی منبعی همانند و در عرض منابع تولید مثل کار، سرمایه، و زمین نیست بلکه منبعی بسیار مهمتر برای عصر حاضر به شمار می‌رود. تافلر نیز در کتاب خود با عنوان "جابجایی در قدرت" اظهار می دارد، انسان پس از طی دو دوره اقتصادی "کشاورزی" و "صنعتی" که "زمین" و "کار" میزان برتری انسان‌ها را نشان می‌داد به عصر "اطلاعات" و "دانش" رسیده است و مزیت اصلی انسان‌ها در میزان "سرمایه دانشی" آنها  می‌باشد.

پروساک (Prusak, 1997) نیز، معتقد است شش ویژگی محیطی، سازمان‌ها را به سوی توجه به دانش می‌کشاند: 1) جهان به سرعت در حال تغییر است، که این امر به معنای زوال سریع دانش و نیاز به خلق هر چه سریع تر دانش جدید است؛ 2) تولیدات هوشمند، مانند شرکت‌های نرم افزاری دانش را به عنوان بخشی از تولید ارائه می‌کنند، چنین اطلاعاتی درصورتی ارزشمند است که روزآمد باشد؛ 3) تغییرات ناشی از جهانی شدن و لزوم همگامی با این تغییرات؛ 4) تغییر و تحول در سطح سازمان‌ها؛ 5) افزایش فعالیت های مجازی، برای اینکه این فعالیت‌ها موثر تر انجام شوند، به دانش بیشتری نیاز دارند؛ و 6) دانش تولید کننده دانش است. از این رو، سازمان‌ها همواره در پی کسب دانش و استفاده از آن بوده اند. برای سازمان‌ها، مزیت‌های ناشی از توجه به دانش پایدار هستند، زیرا هم سود بیشتری عاید سازمان می‌کنند و هم می‌توانند به صورت رویه ای خاص ادامه یابند. برخلاف سرمایه‌های مادی که در صورت استفاده از آن، ارزش آنها کاسته می‌شود، ارزش سرمایه دانش همراه با استفاده ای که از آن می‌شود افزایش می‌‌‌یابد. تفکرات جدید باعث پیدایش تفکراتی جدیدتر شده و تسهیم دانش در حالی که مالک آن دانش خود را از دست نمی‌دهد، دریافت کننده را نیز غنی می‌سازد