مدیریت دانش از اواخر دهه 1970 مطرح گردید. با نزدیک شدن به اواسط دهه 1980 و آشکار شدن اهمیت دانش و تاثیر آن بر حفظ قدرت رقابتی در بازارهای اقتصادی اهمیت ویژه ای یافت. در این دهه بود که نظام‌های مبتنی بر هوش مصنوعی و نظام های هوشمند برای مدیریت دانش به کار گرفته شد و مفاهیمی چون فراهم آوری دانش، مهندسی دانش، نظام های دانش محور و مانند آن رواج پیدا کرد (Drucker, 1999). با نزدیک شدن به اواخر دهه 80 می توان سیر صعودی انتشار مقالات مربوط به مدیریت دانش را مشاهده کرد. با ورود به دهه 90 فعالیت گسترده شرکت‌های آمریکایی، اروپایی و ژاپنی در حوزه مدیریت دانش به نحو چشمگیری افزایش می یابد. در واسط دهه ظهور وب جهانی، تحرک تازه ای بر حوزه مدیریت دانش می‌بخشد. شبکه بین المللی مدیریت دانش در اروپا، مجمع مدیریت دانش ایالات متحده بر روی اینترنت فعالیت‌های خود را گسترش می‌دهند. رفته‌رفته شرکت‌های بزرگی وارد عرصه مدیریت دانش می شوند. اکنون در سالهای آغازین قرن 21 مدیریت دانش برای بسیاری از کشورهای پیشرفته به عنوان نماد رقابت و عامل دستیابی به قدرت و توسعه در آمده است بطوری که شرکت‌های بزرگ اروپایی حدود 55 درصد درآمد خود را به مدیریت دانش اختصاص داده اند