جديدترين مقالات مرتبط با مدیریت فناوری اطلاعات

پنج کليد موفقيت در هوش تجاري

ارسال شده توسط احمد محمدی | 30 November, 2013 | بازدید‌ها (1056)

    پنج کليد موفقيت هوش تجاری
    هوش تجاري در حال گسترش است. به همان نسبت که تقاضا براي پياده‌سازي هوش تجاري در سازمان‌ها و کسب و کارهاي گوناگون رشد مي‌کند، مفاهيم و سيستم‌هاي هوش تجاري توسعه مي‌يابند.
    اما سوال اين است که آيا صرف وجود ابزارهاي قوي و متنوع مي‌تواند موفقيت يک سازمان را در دست‌يابي به هوش تجاري تضمين نمايد؟ در اين مقاله با نگاهي دوباره به تعاريف هوش تجاري از نگاه متخصصين، پنج راهکار و نکته را براي موفقيت در دست‌يابي به هوش تجاري ذکر مي‌کنيم.
    نگاهي به تعاريف هوش تجاري:
     
    1. کتاب «هوش تجاري: داده کاوي و بهينه‌سازي براي تصميم‌گيري» :
    شايد بتوان هوش تجاري را اين گونه تعريف کرد: يک مجموعه از مدل‌هاي رياضي و روش‌هاي تحليلي که با بهره برداري از داده‌هاي موجود، اطلاعات و دانش مفيد براي فرآيندهاي پيچيده‌ي تصميم‌گيري، توليد مي‌کنند.
    2. کتاب «هوش تجاري در مایکروسافت SharePoint 2010» :
    بر اساس نظر استفان کاوي در کتاب هفت خصلت مردمان مؤثر، هواپيمايي که از بوستون به مقصد لس‌آنجلس به پرواز در مي‌آيد، با اين‌که در 90 درصد مواقع از مسير پرواز خارج مي‌شود، در نهايت در لس‌آنجلس به زمين مي‌نشيند و اين به لطف سيستم پرواز است، که با نظارت بر پرواز و ارائه فيدبک مناسب مسير درست را نشان مي‌دهد.
    همانند يک پرواز اگر سازمان به درستي هدايت نشود، در 90 درصد مواقع از مسير خود منحرف مي‌گردد.. بيشتر سازمان‌ها يک هدف يا مقصد دارند و براي درک وضعيت خود از وسايل و يا ابزارهاي اندازه‌گيري بهره مي‌برند، تا گذشته و حال خود را نظارت و تحليل نمايند و آينده را پيش‌بيني کنند.
    اين ابزارها بينش اطلاعاتي لازم را که مدير براي ايجاد تغيير و يا اصلاح مسير نياز دارد در اختيارش قرار مي‌دهند. اين بينش در شکل گزارش‌ها، کارت‌هاي امتيازي، شاخص‌هاي کليدي عملکرد، داشبوردها و ساير ابزارهاي اطلاعاتي در اختيار مدير قرار مي‌گيرد. اين ابزارها به يک سازمان کمک مي‌کنند تا رابطه بين کسب و کارشان و استراتژي‌ها و اولويت‌هاي مهم خود را ببينند.
    تصميم‌گيرندگان دوست دارند تا از تجربه بصري داشبوردها استفاده کنند تا احساس کنند که راننده سازمان خود به سمت مقصدش هستند. خوشبختانه هواپيماها در رسيدن به مقصد، از سازمان‌ها موفق‌ترند. اين موفقيت مديون ابزارهاي اندازه‌گيري دقيق و علمي آن ‌هاست. در طول ساليان دراز، وضعيت هوايي و ساير متغيرهايي که پرواز را تحت تأثير مستقيم قرار مي‌دهند و در ابتدا غير قابل سنجش تصور مي‌شدند، به صورت فزآينده‌اي قابل اندازه‌گيري شده‌اند. ابزارهاي جديدِ هواپيما به خلبانان مختصات دقيق مکاني را مي‌دهند
    اکنون براي کسب و کارها نيزشرايط يکساني رخ داده است، داگلاس هابارد در کتاب خود با عنوان «چگونه همه چيز را اندازه بگيريم» ليستي از مواردي را که قبلا غير قابل اندازه‌گيري تصور مي‌شد ولي اکنون قابل اندازه‌گيري است ذکر مي‌کند، مانند:
    1. انعطاف برای ایجاد محصولات جدید
    2. اثربخشی مدیریت
    3. بهره‌وری تحقیقات
    4. خطر ورشکستگی
    5. کیفیت
    4. کتاب «ارائه هوش تجاري» :
    هوش تجاري، تحويل اطلاعات مفيد و دقيق، به تصميم‌گيرندگان مرتبط، در بازه زماني لازم، به منظور کمک به اخذ تصميمات مؤثر است.
    5. کتاب «راهکارهاي هوش تجاريزيرکانه با مایکروسافت SQL 2008» :
    هوش تجاري به شکل‌هاي گوناگون تعريف شده است. بعضي از ارائه کنندگان طوري هوش تجاري را تعريف مي‌کنند که محصولشان را در بهترين موقعيت قرار دهد. گاهي هوش تجاري را به عنوان يک ابزار گزارش گيري مؤثر معرف مي‌کنند ولي با امکاناتي که در SQL 2008 تعبيه شده است. هوش تجاري فراتر از يک سيستم گزارش ساز است. با توجه به اهداف اين کتاب ما تعريف مایکروسافت را مد نظر قرار مي‌دهيم:
    راهکارهاي هوش تجاري، عبارتند از ذخيره‌سازي و ارايه مؤثر داده‌هاي سازماني کليدي به شکلي که کاربران مجاز بتوانند به سرعت و به راحتي به آن دسترسي يافته و آن را تفسير کنند.
    پنج کليد براي موفقيت:
     
    1. کمي سازي و اندازه‌گيري
    چنانکه در دل تمامي تعاريف فوق نهفته است. يکي از کليدهاي موفقيت در هوش تجاري کمي سازي و اندازه‌گيري است. ما زماني مي‌توانيم اطلاعاتي در خصوص عملکرد سازمان توليدکنيم، که پيش از آن اطلاعات به صورتي کمي و قابل اندازه‌گيري تعريف شده باشند. به عنوان مثال فرض کنيد که ما مي‌خواهيم ميزان رضايتمندي مشتريان را از محصولات يک کارخانه مورد ارزيابي قرار دهيم. اگر نتوانيم قبل از هر کاري شيوه‌اي را براي ارزيابي اين مفهوم و کمي کردن آن تعريف کنيم، امکان سنجش آن به صورت سيستماتيک ميسر نخواهد بود.
    شايد تصور اين باشد که بعضي از کارها قابل اندازه‌گيري نيستند. اما تجربه بشر نشان داده‌ است که همواره مي‌توان راهکارهايي را براي سنجش و کمي‌سازي پيدا کرد. شايد اولين باري که انسان موفق به ساخت هواپيما شد، فکر نمي‌کرد که بتواند شرايط جوي، ارتفاع و مکان را به شکلي کمي در اختيار خلبان قرار دهد. اما امروز شاهديم که با توليد ابزارهاي مختلف، امکان بررسي دقيق اين پارامترها مهيا شده است و تمامي آن‌ها کمي شده‌اند. در کسب و کارهاي مختلف نيز مي‌توان با مطالعه، تحقيق و بررسي تجارب مشابه، راهکارهاي علمي و دقيقي براي سنجش کليه وجوه عملکردي سازمان پيدا کرد.
    2. هدف گذاري
    هدف گذاري براي کسب و کار، و يا سازمان، گام بلندي در راستاي تحقق هوش تجاري است. زماني که شما توانستيد عملکردهاي خود را اندازه‌گيري کنيد و نتايج آن را مشاهده نماييد. گام بعدي بهبود اين عملکرد است. اين بهبود زماني معنا دارد که شما بتوانيد هدف درستي را براي آن مشخص کنيد تا ابزارهاي هوش تجاري، روند حرکت شما را به سمت هدف و يا دور شدن شما را از اهداف اندازه‌گيري کنند و دانش توليد شده را در قالب‌هاي گوناگون به شما ارائه نمايند.
    هدف گذاري، در کنار ابزارهاي هوش تجاري، انگيزه حرکت و تحول را در سازمان ايجاد مي‌کند و از آنجايي که به کمک ابزارهاي هوش تجاري روند حرکت افراد تحت نظر است. کارکنان انگيزه بالايي خواهند داشت تا خود را نشان دهند و مورد تشويق مديراني که به دقت عملکردشان را نظارت مي‌کنند قرار بگيرند.
    3. استفاده از دانش نهفته در سازمان و نيروي مشارکت
    ابزارهاي هوش تجاري زماني به بهترين موفقيت مي‌رسند که دانش مربوط به حوزه کسب و کار به دقت در اجزاي آن حضور داشته باشد. دانش سازمان و حوزه کسب و کار در درون سازمان نهفته است و زماني مي‌توان اين دانش را در حد اعلي خود در اختيار گرفت که تمامي افراد سازمان در شکل‌گيري آن سهيم باشند. به همين دليل پيشنهاد مي‌شود که براي پياده‌سازي هوش تجاري از تمامي افراد بهره ببريد و از کمک همه در تعريف شاخص‌ها و تعيين اهداف و وزن‌ها استفاده کنيد. سامانه پويش با ايجاد فرآيند توليد شاخص، گامي بزرگ را در اين حوزه برداشته است. در اين سامانه شاخص‌ها در يک فرآيند تولي دمي‌گردند فرآيندي که تمامي افراد مي‌توانند در آن سهيم گردند و شاخص‌ها با يک نگاه جمعي و با مشارکت حداکثري به وجود آيند. علاوه بر اين سامانه پويش با ايجاد داشبوردهاي اختصاصي براي افراد گوناگون، دسترسي افراد را به اطلاعات مورد نيازشان تسهيل نموده است.
    4. نگاه جامع
    زماني مي‌توانيم هوش تجاري را به شکلي موفق در سازمان پياده کنيم، که نگاه جامعي به تمامي بخش‌ها داشته باشيم و تلاش کنيم که کليه فرآيندها و عملکردهاي کليدي سازمان تحت پوشش سامانه هوش تجاري ما قرار گيرند. تنها در اين صورت است که مي‌توانيم ارزيابي جامعي از وضعيت سازمان در اختيار داشته باشيم.
    در صورت وجود نقص در سامانه هوش تجاري ارزيابي ما با واقعيت سازمان هماهنگ نخواهد بود و ممکن است اطلاعات ما را فريب دهد. به همين علت بايد تلاش کنيم تا نگاهمان جامع باشد و به چند حيطه محدود نگردد.
     
    5. بازنگري مداوم
    براي زنده نگه داشتن سيستم ضرورت دارد تا به صورت مداوم به بررسي فعاليت‌هاي انجام شده و مطابقت آن با واقعيت سازمان بپردازيم و با برگزاري جلسات مؤثر نواقص موجود را برطرف سازيم.
    ممکن است روش‌هاي کمي‌سازي نياز به بازنگري داشته باشند و يا اهداف تعيين شده به مرور زمان و با توجه به شرايط نياز به تغيير داشته باشند.
    زماني موفقيت ما روز افزون خواهد بود که به اين اصل کليدي توجه کافي داشته باشيم.
    سامانه پويش با ايجاد واسط‌هاي کاربري ساده امکان تغيير و اصلاح پارامترهاي گوناگون هوش تجاري را فراهم نموده است.


    like

    ارسال شده توسط lila 28 December 2013, 11:26

ارسال نظر
Info

توجه: از ارسال پيام هاي خصوصي در حالت لاگين براي نويسنده وبلاگ اجتناب نماييد.
در صورتی که در فرم ارسال نظر، نام شما توسط سیستم شناسایی شده باشد(در حالت لاگین) نظر شما بلافاصله منتشر خواهد شد.


در غیر اینصورت نظر شما پس از تایید توسط مالک وبلاگ منتشر خواهد شد.

 authimage

درباره من

  • 9163858398
  • جديدترين مقالات مرتبط با مدیریت فناوری اطلاعات (برنامه ريزي منابع سازماني ERP و..)
    احمد محمدی(کارشناس ارشد مدیریت - فناوری اطلاعات و مهندس نرم افزار)
    مشاور نظام مهندسی رایانه ای خراسان رضوی
    ahmad.mohammadi.a@gmail.com

آخرين مطالب بروز شده