جديدترين مقالات مرتبط با مدیریت فناوری اطلاعات IT

طراحی سیستم مبتنی بر دانش براي برنامه ریزي استراتژیک: دیدگاه کارت امتیازي متوازن

ارسال شده توسط احمد محمدی | 29 December, 2013 | بازدید‌ها (2853)
    طراحی سیستم مبتنی بر دانش براي برنامه ریزي استراتژیک: دیدگاه کارت امتیازي متوازن

    احمد محمدی
    دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت فناوری اطلاعات
    زمستان 1392

    چکیده:
    کارت امتیازي متوازن ابتدا توسط کاپلان و نورتون طراحی شد.کارت امتیازي متوازن _ آنچه را که بر عملکرد تاثیرگذار است را اندازه گیري می کند. در مجله Harward Business Rewiew کارت امتیازي متوازن (BSC) ؛ دیدگاه منسجمی از عملکرد کلی و اهداف استراتژیک سازمان ارائه می کند. BSC مقیاس هاي مالی را با سایر شاخص هاي کلیدي عملکرد ادغام می کند تا دیدگاهی ایجاد کند که هر دو جنبه مالی و غیر مالی را استفاده کند BSC  ابزار مفیدي براي برنامه ریزي استراتژیک و انتقال استراتژي است که در استقرار استراتژي مشارکت دارند. استقرار موفق استراتژي بر پایه برنامه ریزي موثر استراتژیک است- با توجه به اینکه برنامه ریزي استراتژیک یکی از موارد حیاتی در کسب وکار است. این تحقیق شیوه منسجمی براي ابزار BSC و سیستم مبتنی بر دانش به کمک شیوه فرایند تحلیل سلسله مراتبی(AHP)، ارائه می کند و سپس سیستم ذهنی مبتنی بر دانش BSCرا براي برنامه ریزي استراتژیک ایجاد می کند که استراتژي هاي عملیاتی یا مدیریتی شرکت را بر پایه این دیدگاهها تنظیم یا انتخاب می کند . عملکرد رشد و یادگیري، فرایند داخلی / کسب وکار، مشتري و مالی. این سیستم در تعیین وزنهاي خاص استراتژي کمک می کند . سیستم ذهنی مبتنی بر دانش BSC برنامه ریزي استراتژیک خودکار کارا را تسهیل می کند.

    1-مقدمه
    محققان و دانشمندان که در زمینه برنامه ریزي استراتژیک و حسابداري مدیریت فعالیت دارند، در دهه اخیر توجه رو به افزایشی به تاثیر BSC بر عملکرد سازمان و برنامه ریزي استراتژیک داشته اند. BSCکه توسط کاپلان و نورتون(1992)طراحی شد ،از توالی 4 دیدگاه یادگیري ورشد، دیدگاه فرایند کسب وکار داخلی، دیدگاه مشتري و دیدگاه مالی پیروی می کند. خروجی اصلی ( عملکرد) که در هر دیدگاه اندازه گیري می شود ،به عنوان شاخص هاي راهبردي مقیاس هاي خروجی هاي اصلی در دیدگاه بعد، استفاده می شود. از زمان توسعه اولیه BSC توسط کاپلان و نورتون، این شیوه توسط سازمانهاي تولیدي وخدماتی، سازمانهاي غیر انتفاعی،موسسات دولتی و سایر صنایع دنیا استفاده شده است. شرکتها به صورت رو به افزایشی از سیستمهاي اندازه گیري عملکرد جدید استفاده می کنند تا مقیاس هاسی غیر مالی را ثبت کنند. تحقیق مرتبط شامل تحقیق  Andrews (1996), Banker, Chang, and Pizzini (2004),
    Banker, Potter, and Srinivasan (2000), Frigo (2002), Said,  و .HassabElnaby, and Wier (2003)
    از زمان معرفی در اوایل دهه 1990 ، از یک ابزار اندازه گیري عملکرد ، به یک ابزار مدیریت استراتژیک تحول یافته است. متودولوژي BSC زیر بنایی براي فعالیتهاي  مدیریت استراتژیک ایجاد می کند.کارت امتیازي چهار فرایند جدید مدیریتی را معرفی می کند که به صورت جداگانه و در ترکیب با یکدیگر در ایجاد ارتباط بین اهداف بلندمدت استراتژیک و فعالیتهاي کوتاه مدت مشارکت دارند. با ترکیب دیدگاههاي مالی، مشتري، فرایند داخلی و یادگیري ورشد BSC، به مدیران کمک  می کند که روابط مختلف وتاثیرات علت و معلولی را شناسایی کنند.
    این شناخت در برتري یافتن مدیران بر نکات سنتی با توجه به موانع عملیاتی و در نهایت بهبود تصمیم گیري و حل مسائل کمک می کند. مرور اجرایی و استراتژیک می تواند تیم مدیریت را در مرور برنامه استراتژیک، فرایند برنامه ریزي کمک کند که شامل مقیاس هاي BSCو نقشه هاي استراتژي است. برنامه ریزي استراتژیک در  کسب وکار بسیار مهم است،. یک برنامه استراتژیک از برنامه عملیاتی متفاوت است.
    یک برنامه استراتژیک باید مفهومی، داراي چشم انداز و جهت دار باشد. با توجه به پیچیدگی و اهمیت برنامه ریزي استراتژیک ، سیستم مبتنی بر دانش(KBS) غالبا ، براي حمایت از تصمیم گیري استفاده می شود. سیستم هاي مبتنی بر دانش،(KBS)  ابزار مبتنی بر کامپیوتر هستند که تصمیم گیري مدیریتی را با ارائه گزینه هاي موثر مختلف ساده تر می کنند. در دهه 1990 ، سیستم هاي هوشیار مبتنی بر دانش نقش مهمی در ابزارهاي حمایتی تصمیم گیري داشتند. اما مطالعات کمی KBS را در برنامه ریزي استراتژیک نشان می دهد که استراتژي را بر پایه دیدگاهها ي BSC  تعیین یا انتخاب می کند. KBSمی تواند به عنوان ابزار برنامه ریزي استراتژیک براي برنامه ریزي یا تعیین استراتژي بر پایه اطلاعات تصمیم گیري استفاده شود. KBS براي پیشنهاد مراجع براي کمک به تصمیم گیرندگان در تصمیم گیري هاي  صحیح و در برخورد با موقعیت هاي پیچیده و مقادیر زیاد اطلاعات کمک می کند سیستم هوشیار مبتنی BSC مبتنی بر دانش (BSCKBS)، براي توسعه سیستم برنامه ریزي استراتژیک و براي استقرار سیستم هاي کسب وکار و حمایت از نیازها طراحی شده است. متعاقبا KBS کاربرد مبتنی بر دانش را طراحی می کند و استراتژي  هاي مدیریت را بر پایه ارزیابی از استراتژي و چشم انداز کسب و کار ایجاد می کند.بر پایه موضوعات بالا، این کار دو هدف مرتبط دارد: 1- براي پشنهاد چارچوب منسجم براي ابزار BSC و سیستم KBS به کمک فرایند تحلیل سلسله مراتبی و -2  توسعه سیستم KBSBSC براي برنامه ریزي استراتژیک که استراتژي شرکت را از  دیدگاههاي زیر تعیین یا انتخاب می کند: رشد و یادگیري، فرایند داخلی کسب وکار، مشتري و عملکرد مالی. به کمک شیوه AHP در تحلیل ها، این کار بررسی می کند که مدیریت چگونه اهداف و مقیاس ها را به کمک سلسله مراتب BSC می تواند انتخاب کند. این کار دو موضوع مهم رار مورد توجه قرار می دهد: تعیین اهداف و انتخاب مقیاس هاي مناسب.
    مدیران شرکت به خوبی آگاه هستند که استقرار سریع تغییرات مشکل است. اما برنامه ریزي استراتژیک براي اجراي استراتژي مهم است. این تحقیق کاربرد AHP در اولویت بندي مقیاس ها و استراتژي ها در چارچوب BSCرا شرح می  دهد و تلاش می کند که سیستم پشتیبان تصمیم گیري هوشمند مدیریت و برنامه ریزي استراتژیک BSCرا براي برنامه ریزي استراتژیک ایجاد کند، یعنی سیستم مبتنی بر دانش BSC
    .(BSCKBS)
    ادامه این تحقیق به این ترتیب است: بخش 2 به صورت مختصرKBS و کاربردهاي مرتبط را مرور می کند. بخش 3 به صورت خلاصه دیدگاه BSC و تحقیقات مرتبط را مرور می کند.  بخش 4تئوري AHP و تحقیقات مرتبط را بیان می کند. سپس در بخش 5، معماري BSCKBS و مفاهیم مرتبط بیان می شود. در نهایت نکان انتهایی و خلاصه فصل در بخش 6 ارائه می شود.
    -2 سیستم مبتنی بر دانش و کاربردها
    2-1 مفهوم سیستم مبتنی بر دانش KBS
    تکنولوژي کاربر کامپیوتر با تکنولوژي بالا، سیتم مبتنمی بر دانش KBS را به عنوان یک سیستم کامپیوتري که براي تسهیل حل مسائل نیروي انسانی از طریق ترکیبی از هوش مصنوعی و پایگاهی از دانش مربوط به حوزه خاص تعریف می کند. سیستمهاي مبتنی بر دانش، بر پایه روش ها وتکنیکهاي هوش مصنوعی (AI) هستند. اقلام اصلی سیتم هاي مبتنی بر دانش عبارتند از : مکانیزمهاي مبتنی بر دانش و علت یابی. KBS مانند سیستمهاي حل مساله، براي کسب اطلاعات از یک  سیستم مبتنی بر دانش تلاش می کند و از این اطلاعات در کسب نتایج مفید و براي تصمیم گیري استفاده می کند. KBS سیستمهاي مبتنی بر کامپیوتر هستند که دانش  را در غالب شیوه هایی براي حل مساله و به منظور کمک به انسانها در حل مساله  ارائه می کنند. در عملKBS ، خلاصه اي براي سیستم مبتنی بر دانش است در ادبیات KBSBSC، Dhaliwal and Benbasat (1996) فرض کردند که چهار جزئ اصلی KBS عموما به این ترتیب هستند: مبناي دانشی، موتور واسط، ابزار مهندسی دانش، و واسطه خاص کاربر. (2002)Albermani & Chau پیشنهاد کردند که KBS سه جزء پایه اي اصلی دارد: پایگاه دانش، مکانیسمهاي محتوا و واسط کاربر. بنابراین پایگاه دانش، مرکز اصلی KBS است و شامل دانش تخصصی حوزه است که از طریق انواع تکنیکهاي نمایش جمع آوري شده است.( مانند شبکه ها، چارچوبها و منطق هاي سمانتیک)، تکنی یا شیوه اي که بسیار استفاده می شود، قانون تولید اگر ( شرط)، آنگاه (عمل) است.
    2.2 کاربرد KBS
     در طول دهه 1990 ، محققان و دانشمندان اهمیتKBS را شناسایی کردند و مفاهیم  مرتبط با آن یکی از مهمترین مباحث مرتبط با ابزار پشتیبان تصمیم گیري یا سیستم هاي اطلاعات مدیریت شد. KBSاز زمان توسعه در مطالعات و مباحث مختلفی  استفاده شد که شامل ارزیابی عملکرد، وام تجاري ،طراحی استراتژي پشتیبانی، تولید کشاورزي، ادغام و تحصیل یا طراحی براي زلزله ، پویایی هاي سیستم، انتخاب تجهیزات حمل ونقل، مدیریت خدمات مشتري و کسب دانش است. براي مثال، Wang 2007  چارچوب ارزیابی با نام DSSPE ، براي ارزیابی موسسات دولتی (SOE )، به کمک مدلهاي DEA پیشنهاد کرد که شامل زیر سیستمهاي پایگاه  اطلاعاتی مدیریت، زیر سیستم مبتنی بر مدل، زیر سیستم کسب دانش و زیر سیستم دیالوگ استKumra در سال 2006 ، شیوه تخصصی مبتنی بر سیستم MRA را براي تامین اعتبار وامهایی که به صورت تجاري براي بیش از 10 سال در موسسات مختلف مالی شرح داد. Chaw 2005 فرض کرد که سیستم مبتنی بر دانش KLSS براي کاربرد در هنگ کنگ، منطقه Peal Delta River مناسب بود که اثربخشی تنظیم استراتژي پشتیبانی را با ادغام تکنیکهاي مانند جمع آوري داده ها، پردازش تحلیلی آن لاین، مدیریت چندبعدي پایگاه داده ها و علت یابی مبتنی بر مورد را تقویت می کند. Pomar & Pomar  سیستم پشتیبانی تصمیم گیري مبتنی بر دانش به نام CULLSOW را براي شناسایی خوکهاي چاق با قدرت کمتر را در شرکتهاي تجاري خوك طراحی کردند. متعاقبا KBS ، اخیرا موفقیت قابل توجهی در مطبوعات مدیریت اطلاعات فعلی کسب کردند.
    3- کارت امتیازي متوازن
    3.1 دیدگاه کارت امتیازي متوازن (BSC)
    فرایند کارت امتیازي متوازن در اولین نسخه اي که توسط اپلان و نورتون طراحی شد، شامل چهار دیدگاه است: رشد و یادگیري، فرایند داخلی ،مشتري ومالی.  BSCشیوه استراتژیک و سیستم مدیريت عملکرد است که سازمانها براي استقرار چشم انداز و استراتژي استفاده می کنند. مدل BSC شامل چهار فرایند جدید مدیریتی است  که به صورت جداگانه و در ترکیب با یکدیگر در ایجاد ارتباط بین اهداف بلند مدت و اهداف استراتژیک با اقدامات کوتاه مدت است. شرکتها و صنایع زیادي BSC را استفاده کرده اند که نیاز هاي مختلف مدیریتی را پاسخ دهند.مدل BSCچیزي  بیش از مجموعه اي از مقیاس هاي مالی و غیر مالی است و ترجمه اي از استراتژي واحدهاي کسب وکار به مقیاس هاي مرتبطی که اهداف استراتژیک بلندمدت و مکانیسم ها را براي دستیابی و کسب بازخورد با توجه به آن اهداف تعریف میکند. بنابراین کاپلان و نورتون ابزار جدید قدرتمندي طراحی کردند. نقشه استراتژي که شرکتها می توانند براي تشریح ارتباط و ایجاد ارزش با درجه بسیار بالاي دقت و وضوح استفاده شوند. نقشه استراتژي براي ایجاد ارتباط بین فرایندها با نتایج مطلوب استفاده کنند. براي ارزیابی ، اندازه گیري و بهبود فرایندهایی که براي موفقیت حیاتی تر هستند و هدف گذاري سرمایه گذاري ها در سرمایه انسانی، اطلاعاتی و سازمانی. مدل BSC چهار دیدگاه مرتبط را بر فعالیتهایی که با احتمال  زیادي براي بسیاري از سازمانها حیاتی هستند و براي تمام سطوح درون سازمانی ضروري هستند: 1- سرمایه گذاري در ظرفیت هاي رشد و یادگیري، 2- بهبود
    کارایی هاي فراین داخلی، 3- ارائه ارزش مشتري و 4- افزایش موفقیت مالی.
    3.1.1 دیدگاه رشد و یادگیري
    کاپلان و نورتون 1992 ، مدل BSC  بر فعالیتهایی که دیدگاه رشد و یادگیري را  توسعه می دادند، بنا نهادند. این دیدگاه توانایی کارکنان سیستم هاي اطلاعاتی و جهت دهی سازمانی را براي مدیریت کسب وکار و انطباق با تغییرات ایجاد می کند. موفقیت فرایند بسته به کارکنان توانمند و با انگیزه و اطلاعات به موقع و صحیح دارد.
    3.1.2 دیدگاه فرایند داخلی
    مدل علی BSC  فرض می کند که توانمندي هاي کارکنان موجب بهبود فرایندهاي  داخلی می شود. کاپلان و نورتون فعالیتهاي زنجیره ارزش اصلی شرکت را به چهار- حوزه فرایندهاي سطح بالا تقسیم کرده اند: 1- وآوري، 2- مدیریت مشتري 3 عملیات 4-قوانین و محیط.هر یک از این حوزه ها می تواند شامل فرایندها و فرایندهاي اصلی باشد. نمودار دایره اي سازمانی به این ترتیب به شیوه هاي مختلفی قابل تقسیم است.
    3.1.3 دیدگاه مشتري
    دیدگاه مشتري نتایج مرتبط با تحویل مفروضات متفاوت ارزش را شناسایی می کند. این نتایج شامل سهم بازار در بخش خاص مشتري، اختصاص حساب به مشتریان هدف، کسب و جهت دهی مشتریان در بخش هاي هدفمند و سودآوري مشتري است. بسیاري از مطالعات رابطه آشکاري بین رضایت مشتري و عملکرد نشان دادند. مانند تحقیق Jones, Sasser, and ، Banker et al. (2000), Heskett,

    Schlesinger (1994), Ittner and Larcker (1998)
     
    3.1.4 دیدگاه مالی
    مقیاس هاي عملکرد مالی نشان می دهد که آیا استراتژي شرکت ، استقرار و اجراي آن در بهبود خطوط پایینی مشارکت دارند یا نه. بعد مالی شامل سه مقیاس بسیار مهم براي سهامدار است. بازگشت سرمایه و جریان نقدي، ترجیحات کوتاه مدت را نشان می دهد در حالیکه پیش بینی اطمینان مدیران شرکت براي کاهش عدم اطمینان تاریخی مرتبط با تغییر غیر منتظره در عملکرد را نشان می دهد.در نهایت سودآوري پروژه به عنوان واحد اصلی برنامه ریزي و کنترل تاکید دارد.در حالیکه حجم فروش به کاهش عدم اطمینان در باره عملکرد کمک می کند.
    KBS 3.2و BSC
    طبق تحقیق کاپلان و نورتون1992  مدل BSC  به عنوان چارچوبی براي تسهیل  انعطاف پذیري استراتژي کسب وکار در مقیاس هاي عملکرد استراتژیک تعریف و طراحی شده که نتیجه کلیدي ( عملکرد) مقیاس ها در هر دیدگاه شاخص هاي کلیدي در دیدگاه بعدي می شوند. در طول دهه گذشته محققان علاقمند به BSC  بحث کردند که مدل  BSCابزار ارتباطی موفق است و در دستیابی به جهت گیري ها و برنامه ریزي هاي استراتژیک کمک میکند. مدل BSC در هم سو سازي افراد و فرایندها با استراتژي سازمانی کمک می کند. طراحان استراتژیک از فرایند منحصر به فرد مدیریت که به عنوان جریانی براي هم سو سازي مقیاس هاي عملکرد بااستراتژي کسب وکار عمل می کند، استفاده می کنند.
    ادبیات گذشته در زمینه BSC در این بخش مرور می شود. Bernard & Nellپیشنهاد کردند که استقرار وسیع BSC نیازمند پشتیبانی IT است. تنها مطالعات کمی درباره KBS یا DSS را با BSC در نظر گرفته اند مانند تحقیق، al. (2005), Martinsons et al. (1999), Sohn  Berler et
     (2003), Sundararajan et al. et. (1998).
    براي مثال Berler 2005 مدل اطلاعاتی براي مدیریت دانش ، KM و بر مبناي استفاده از شاخص هاي کلیدي عملکرد KPI در سیستم هاي بهداشتی استفاده کردند. علاوه بر این Sohn  2003،رابطه بین استراتژي هاي شرکت ، نیروهاي محیطی و مقیاس هاي عملکرد BSC را به کمک AHP مطالعه کردند.بر  پایه شواهد تجربی آنها، یک سیستم پشتیبان تصمیم گیري براي بازیابی اوزان BSC شرکت، با ویژگی هاي مشابه پیشنهاد می شود Martinson  1999 کارت امتیازي  متوازن براي سیستم اطلاعاتی طراحی کرد که فعالیتهاي سیستم اطلاعاتی را از دیدگاههاي زیر اندازه گیري و ارزیابی می کرد: ارزش کسب و کار ، جهت گیري کاربر، فرایند داخلی و امادگی براي آینده. هر چند 1998 Sundaraarjam کاربرد سیستم پشتیبان تصمیم گیري را براي تصمیم گیري عملیاتی در صنعت پردازش غذایی پیشنهاد کرد. تحقیق بالا نشان داد که BSCبه عنوان ابزار مهم پشتیبان تصمیم گیري در مدیریت استراتژیک ظهور کرده است.

    -4 فرایند تحلیل سلسله مراتبی
    4-1 روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی  AHP
    AHP براي انعکاس تفکر واقعی انسانها در اوائل دهه 1970 و در پاسخ به نیازهاي تخصیص منابع کمیاب و برنامه ریزي ارتش ایجاد شد. AHP فرایند تصمیم گیري منعطف و قدرتمندي براي کمک به افراد در تعیین اولویت ها و انتخاب بهترین تصمیمات در موقعیتهایی است که براي در نظر گرفتن جنبه هاي کیفی و کمی یک تصمیم ضروري است. با کاهش تصمیمات پیچیده به مجموعه اي از مقایسات یک به یک شرکتها نتایج را بررسی می کنند. AHP ابزار سلسله مراتبی ارائه سیستم است.  و تصمیم گیرندگان را در ساختاردهی یک تصمیم به اجزا کوچکتر از یک هدف تا هدف بلندمدت ، هدف فرعی و در نهایت اعمال جایگزین کمک می کند. تصمیم گیرندگان مقایسات جفتی ساده را در سلسله مراتب و براي اولویت بخشیدن به گزینه ها ارائه می کنند. مساله تصمیم، می تواند شمال عوامل سیاسی، اجتماعی، تکنیکی و اقتصادي باشد. AHP به افراد در انطباق با محیطهاي محرك، منطقی ، غیر منطقی و مخاطره آمیز و پیچیده کمک میکند. AHP به منظورهاي زیر قابل  استفاده است: پیش بینی خروجی ها، برنامه ریزي براي آینده پیش بینی شده و مطلوب، تسهیل تصمیم گیري گروهی، اجراي کنترل بر تغییرات در سیستم تصمیم گیري گروهی، تخصیص منابع،انتخاب بین گزینه ها، اجراي مقایسات تحلیل هزینه / منفعت، ارزیابی کارکنان و تعیین افزایش دستمزد. AHP چارچوب جامع، منطقی و ساختاري که امکان درك تصمیمات پیچیده را از
    طریق شکافتن مسائلی که در ساختارهاي سلسله مراتبی قرار دارند ،تسهیل می کند.
    دخالت دادن تمام معیارهاي مرتبط تصمیم گیري و مقایسه جفتی آنها به تصمیم گیرندگان اجازه می دهد که ارتباط بین اهداف را مشخص کنند. AHP به صورت صریح دانش و تخصص افراد در محیطهاي خصوصی را از طریق استفاده از قضاوتهاي ذهنی آنها، در مواقعی که پایه اطلاعاتی ضعیف است، به کار می گیرد.
    هر چند، AHPاطلاعات اندازه گیري شده واقعی را ( مانند بازده) با یکدیگر ادغام کرده و این گونه اطلاعات را در دسترس قرار می دهد.
    کاربرد AHP  بر پایه چهار اصل زیر است :
    -1 تجزیه: یک مساله تصمیم گیري پیچیده به سلسله مراتبی تقسیم می شود که در هرسطح آن اجزا قابل مدیریت کمی وجود دارند و هر یک به نوبه خود تجزیه می شوند.
    -2 اولویت بندي: شامل مقایسات جفتی اجزا مختلف است که در یک سطح با توجه به اقلام در سطح بالاتر قرار گرفته اند.
    -3 ترکیب: اولویتها از طریق اصل ترکیب سلسله مراتبی براي ارزیابی کلی گزینه ها طبقه بندي می شوند.
    -4 تجزیه و تحلیل حساسیت: ثبات خروجی با آزمون بهترین گزینه در برابر تغییرات از نوع "WHAT_IF"  در اولویت معیارها تعیین می شود
    BSC 4.2و AHP
    با توجه به توانایی AHP در کمک به سازمانها یا شرکتها درانتخاب بین گزینه هاي  مختلف چشم اندازي و ماموریتی، انتخاب بین استراتژي هاي مختلف، و تخصیص منابع براي استقرار استراتژي هاي سازمانی و اهداف ؛ به صورت موفقیت آمیزي در مطالعات مربوط به BSC شامل تحقیقات زیر بررسی شده است:
    Fletcher and Liberatore and Miller ؛ Smith (2004), Leung, Lam, and Cao (2006), (2003), Stewart and Mohammed ، (1998), Reisinger, Cravens,Tell (2001).
    Leung, Lam, and Cao (2006) ازAHP  و فرایند شبکه هاي تحلیلی ANP براي تسهیل استقرار BSC استفاده کردند Fletcher and Smith (2004) سیستم ارزش افزوده داخلی را با BSC به کمک متدولوژي AHP ارتباط داده اند تا  سیستم جامع اندازه گیري براي ارزیابی عملکرد کلی سازمان طراحی کنند.
     2003 Reisinger ، AHP  را به عنوان مکانیزمی براي اولویت بندي مقیاس هاي سازمانی BSC استفاده کرده اند. Liberatore and Miller (1998)  شیوه اي با نام AHP ، براي ارتباط مقیاس هاي کلیدي عملکردBSC براي اهداف کلی شرکت طراحی کرد.
    AHP 4.3و KBS
    ادبیات در زمینه AHP شامل مطالعات مختلف با استفاده از DSS یا KBS و AHP است که شامل
    Fletcher mith (2004), Leung, Lam, and Cao ،(2006),Siberatore and Miller (1998), Reisinger, Cravens, and Tell Song and Lee (2002), .(2003), Stewart and Mohammed (2001). Sundarraj (2004. (
    Sundarraj (2004) شرح داد که چگونه یک سیستم مبتنی بر وب می تواند مدیریت ، و پشتیبانی قراردادهاي خدمات را به کمک شیوه AHP استاندارد کند. Phillips-Wren (2003) چارچوبی براي ارزیابی ، DSS هایی که مقیاس هاي مبتنی بر خروجی و فرایند را با یکدیگر ترکیب می کنندرا پیشنهاد کردند. Aguaron et al. (2003) بر ارزیابی تطابق قضاوتهاي انسانی در سیستم هاي پشتیبان تصمیم گیري به کمک فرایند AHP تمرکز کردند.  Forgionne et al. (2002) از فرایند تحلیل سلسله مراتبی براي ارزیابی 20 ژورنال پیشرو مرتبط با DSS ها استفاده کردند و رتبه بندي ژورنال DSS را براي کمک به ارزیابان در شناسایی ژورنالهاي DMSS  با کیفیت بالا استفاده کردند.علاوه بر این، Song and Lee  (2002) استراتژي علت یابی پویایی پیشنهاد کردند که می تواند رفتار پویاي تصمیم گیري را به کمک سیستم مبتنی بر دانش و طبق قوانین فازي ارائه کند. در نهایت Leung (1998)، یک سیستم پشتیبان تصمیم گیري کیفی/ کمی براي ارزیابی CIM ایجاد کردند که اهداف و ویژگی هاي عملیاتی شرکت را در نظر می گرفت. بنابراین از این موضوع که تکنولوژي انتخابی با تک تک نیازهاي شرکت مورد انطباق است، اطمینان حاصل می کند.
    5. معماري سیستم مبتنی بر دانش BSC
    5.1  معماري BSCKBS
    طبق تحقیقات گذشته، هدف اصلی این کار پر کردن شکاف در تحقیقات با ترکیب تکنیکهاي BSC ، KBS و AHPبراي تولید شیوه توسعه یافته اي براي برنامه ریزي استراتژیک و تصمیم گیري است . KBS نرم افزار کامپیوتري است که داده هاي کسب وکار را تحلیل می کند و این داده ها را براي تسهیل تصمیم گیري کاربر ارائه می کند. اطلاعات معمولی که ممکن است توسط یک سیستم پشتیبان تصمیم گیري حمع آوري و ارائه شود، شامل: 1: مقیاس هاي غیر مالی، 2: داده ها و اطلاعات مقایسه اي مالی ، 3: توالی گزینه هاي مختلف تصمیم گیري در تجربیات گذشته با زمینه خاص. یک KBSاطلاعات را به صورت گرافیکی نمایش می دهد و می تواند شامل یک سیستم تخصصی یا هوش مصنوعی باشد. یک KBS می تواند بر مدیران اجرایی یا سایر گروههاي کارگران دانشی تمرکز کند.
    KBS طبقه خاص سیستمهاي اطلاعاتی کامپیوتري هستند که تصمیم گیري سازمانی و تجاري را پشتیبانی می کنند.یک سیستم KBSبه خوبی طراحی شده ،سیستم فعال مبتنی بر نرم افزار است که براي کمک به تصمیم گیرندگان در پردازش اطلاعات مفید از داده هاي خام، اسناد، دانش فردي یا مدلهاي کسب وکار براي حل مساله و تصمیم گیري استفاده می کند.متعاقبا این مطالعه یک KBS نمونه اي را به کار می گیرد تا مدیریت سیستم پایگاه داده ها ،مبتنی بر مدل، کسب دانش، سیستمهاي فرعی محاوره اي را براي ایجاد یک سیستم مبتنی بر دانش براي برنامه ریزي استراتژیک به یکدیگر متصل می کند .(BSCKBS) .
    BSCKBS شامل چهار جز اصلی است: همانگونه که در شکل 1 نیز نشان داده شده  است،: سیستم فرعی مدیریت پایگاه داده ها، سیستم فرعی مبتنی بر مدل، سیستم فرعی کسب دانش، سیستم فرعی محاوره. سیستم فرعی مدیریت پایگاه داده ها شامل یک پایگاه رابطه اي است که توسط یک برنامه نرم افزاري مدیریت می شود و به نام سیستم مدیریت پایگاه داده ها شناخته می شود. و بازیابی سریع داده ها، به روز رسانی و ایجاد ارتباط بین داده ها را سریعتر می کند. پایگاه داده هاي BSCKBS شامل داده هاي فعلی و تاریخی، اطلاعات مالی و غیر مالی، پرسشنامه  تخصصی از کاربردهاي مختلف یا واحدهاي مختلف است. سیستم فرعی مبتنی بر مدل شامل مدل AHP است که سیستم را قادر به تعیین اوزان خاص استراتژي می کند.زبانهاي مدلسازي براي ساختن مدلهاي کافی به عنوان سیستم مدیري مبتنی بر مدل شناخته می شوند.این تحقیق بر استفاده از مدل AHP براي ارزیابی اوزان تصمیم گیري استفاده می شود. در عین حال، سیستم فرعی کسب دانش هر یک از سیستمهاي فرعی را پشتیبانی می کند و میت واند به صورت جداکانه نیز عمل کند.
    سیستم فرعی کسب دانش گزینه هاي مختلف یا فعالیتهاي مختلف را براي تصمیم گیرندگان ارائه می کند.علاوه بر این سیستم فرعی کسب دانش می تواند با سیستم مبتنی بر دانش شرکت مرتبط شود.در نهایت، سیستم فرعی محاوره از محیط بسیار مناسب براي ارتباط و دستورگیري KBS از طریق این سیتمهاي فرعی عمل می  کند. بخش بعد هر یک از اجزا سیستم BSC مبتین بر دانش را به صورت مشروح بررسی
    می کند و عملیات کاربردي را نشان می دهد.




     

    1 -ساختار سیستم BSC مبتنی بر دانش شکل .(BSCKBS)

    5.2 پایگاه داده ها
    یک پایگاه داده، ساختار کامپیوتري مشترك است که منسجم، و مشترك است و مجموعه اي از داده هاي کاربر نهایی را که شامل حقایق خام مورد علاقه کاربر است ، در خود جمع آوري کرده است.که به ان داده درباره داده می گویند.یک سیستم مدیریت پایگاه داده ها(DBMS) نیازمند مدیریت داده ها،پاسخ به ، درخواستهاي موقت، بهبود دسترسی ،و کاهش عدم تطابق داده ها است. DBMS  مجموعه اي از برنامه هایی است که ساختار پایگاه داده ها را مدیریت می کند و دسترسی به داده هاي مشمول آنرا تسهیل می کند. DBMS مورد استفاده در اینجا از نرم افزار ACCESSبراي ایجاد پایگاه داده ها استفاده می کند و از ODBC براي ارتباط داده ها در پایگاه داده ها استفاده می کند. پایگاه داده مورد نظر در این تحقیق از پرسشنامه هاي تخصصی تشکیل می شود .پرسشنامه تخصصی به صورت الکترونیکی از تمام شرکت کنندگان جمع آوري می شود.داده ها همانگونه که در شکل 2 نشان داده شده است، جمع آوري می شود. ابتدا سیستم لیست شرکت کنندگان را شناسایی می کند. سپس متغیرهاي وابسته از دید BSC کسب می شوند  که شامل رشد و یادگیري، فرایند داخلی، دیدگاه مشتري و مالی است. پایگاه داده شامل اطلاعات زمان بندي شده مرتبط در سیستم مبتنی بر دانشKBS)BSC ،(BSC شامل ماتریس مقایسات زوجی است.ماتریس مقایسات زوجی براي تعیین ، اهمیت نسبی بین اجزا مختلف ایجاد می شود.یک مقیاس اسمی با ارزش ها از 1 تا 9
    براي اندازه گیري اوزان مختلف استفاده می شود( جدول 1 ).سیستم ارزش مقایسه جفتی معیارها و استراتژي ها را به کمک سیستم BSC مبتنی بر دانش مبتنی بر وب در پایگاه داده ها وارد می کند .
     
    شکل 2 : جمع آوري داده ها

     
    5.3  پایه مدل
    مدلهاي ریاضی براي استفاده در مسائل تصمیمی گیري با ساختار مناسب بسیار خوب هستند که منجر به راه حل هاي بهینه می شود. در حالیکه سیستم هاي مبتنی بر قانون دانشی، براي بحث درباره مسائل بدون ساختار و نیمه ساختار یافته مناسب تر هستند.الگوریتم هاي ذهنی براي کسب جوابهاي موجه استفاده می شوند. این مطالعه از یک مبناي مدلی بر سیستم پشتیبان تصمیم گیري براي توسعه مدل AHP  براي برنامه ریزي و مدیریت استراتژیک BSC استفاده می کند. یک نمایش سلسله مراتبی از یک سیستم است. براي تلخیص توابع AHP  روش به ،  صورت خلاصه آورده می شود:
    مرحله 1- مساله تصمیم: وزن دهی به معیار انتخاب
    مرحله 2- چارچوب انتخاب پرسنل
    مرحله 3- استقرار سلسله مراتب تصمیم. این مرحله مسائل تصمیم گیري راا در ك
    سلسله مراتب طبقه بندي می کند. همانگونه که در شکل 3 نمایش داده شده است.
    BSCKBS  از یک سلسله مراتب سه سطحی براي ارتباط استراتژي BSC  با اهداف  سازمانی استفاده می کند.با توجه به رتبه بندي در رده اهمیت ، این سه سطح عبارتند از: 1- اهداف سازمانی، 2- چهار جزء BSCو 3- استراتژي هاي سازمانی.
    مرحله 4: جمع آوري داده هااز پنل انتخابی
    مرحله 5: استفاده از مقایسات زوجی. این مرحله شامل مقایسه گزینه هاي مختلف و معیارهاست. مقایسات زوجی براي هر جزء از سطح بالاتر بعدي انجام می شود. این مقایسه به کمک مقیاس استفاده شدهدر جدول 1 انجام می شود. این مقیاس مقایسات رابه صورت کلمه اي، و این مقایسات کلمه اي، به صورت عددي بیان می شوند.
    BSC مجموعه اي از مقایسات زوجی را در قالب ماتریس مربع ارائه می کند مانند ماتریس A که  ارزش نسبی با توجه به فاکتور ، با توجه به فاکتورJ ام i است   و  .
       
     
    شکل: 3 ساختار اولیه سلسله مراتب  BSC

    مرحله 6: تخمین اوزان نسبی براي هر سطح سلسله مراتبی
    مرحله 7: محاسبه درجه تطابق (CI)  و نسبت انطباق(CR)   براي بررسی اعتبار نتایج Saaty فرایند ساده اي را براي بررسی انطباق پیشنهاد کرده است.سپس از فرایند AHPبراي تعیین درجه انطباق براي ماتریس استفاده می شود. اگر ارزش CR بیش از 0.1 که حد بالاي قابل قبول CRاست، باشد، آنگاه احتمال 10 % را نشان می دهد که اجزا به صورت مناسب با یکدیگر مقایسه نشده اند.
    اگر ماتریس مقایسات زوجی، منطبق باشد، حداکثر مقدار مشخصه λ باید برابر با تعداد ردیف هاي آن باشد.(n) تفاوت بین این دو عدد براي ارزیابی انطباق  استفاده می شود. درمرجع ردیفها، محاسبات نسبت انطباق براي قضاوت درباره درجه انطباق استفاده می شود. اگر شاخص انطباق(CI)< 0.1باشد، سطح انطباق رضایت بخش است. ارزیابی در صورت شناسایی هر گونه عدم انطباق قابل اجراست. نسبت انطباق(CR)براي تعیین انطباق منطقی محاسبه می شود. نسبت انطباق به این ترتیب محاسبه می شود:
    نسبت انطباق=(CR)  CI/RI
    که = CI شاخص انطباق = (1- n) (n-&lambda;) و λ متوسط مقیاس انطباق براي تمام گزینه ها ست. N  برابر تعداد گزینه ها، و RI شاخص تصادفی مناسب است.
    مرحله 8: محاسبه اوزان نسبی رتبه بندي با درجه قابل قبول انطباق براي انتخاب معیار.
    5.4 علت یابی بر مبناي قاعده
    ارائه دانش، در عیت یابی دانشی مهم است. ارائه مناسب دانش، بر عملکرد سیستم اطلاعاتی اثرگذار است. علت یابی بر مبناي قاعده نیازمند دامنه با ساختار مناسب و مبناي دانشی است. سیستمهاي مبتنی بر قاعده،(RBS) ، از طرح نمایشی فرایندي  بر مبناي قاعده اگر، آنگاه ،براي تشریح دانش دامنه استفاده می کنند (delaOssa)
    Flores, Ga´mez, Mateo, & Puerta, 2007; Lau, Choy, Lau,Tsui, &
    Choy, 2004; Sedbrook, 2001; Wang, 2005; Wanget al., 2007
    قواعد به صورت " اگر" (شرط) ، آنگاه ( عمل) است. هر چند سیستمهاي مبتنی بر قاعده ،(RBS) ، همواره شامل قوانین با نوع " اگر مقدم، آنگاه تالی" هستند اما انها  در تئوري در نظر گرفته شده ( از لحاظ قاعده اي و معنی) با یکدیگر متفاوت هستند.(مانند منطق چند معیاره تصمیم گیري) در این تحقیق BSCKBS  بر منطق چندمعیاره تصمیم گیري تمرکز دارد ، یعنی AHP مبتی بر قانون با کاربرد دو نوع متفاوت سیستم هاي مبتنی بر قانون: قانون انطباق و قانون وزن.
     
    جدول2 :  انواع مختلف قوانین تصمیم گیري
    براي شفاف سازي فرایند زنجیره اي، جدول 2 مثالهاي مختلفی از قوانین مختلف که در BSC مبتنی بر دانش (BSCKBS) براي برنامه ریزي استراتژیک ،استفاده می  شود را نشان می دهد.
    5.5 فرایند استقرار برنامه ریزي استراتژي سازمانی
    برنامه ریزي استراتژیک براي اجراي استراتژي مهم است. این تحقیق شیوه منسجمی براي کارت امتیازي متوازن و سیستم مبتنی بر دانش با استفاده از AHP ارائه می کند و سپس یک سیستم ذهنی BSCKBS براي برنامه ریزي  استراتژیک ایجاد می کند که استراتژي هاي مدیریتی و عملیاتی شرکت را به کمک دیدگاههاي BSC تعیین یا انتخاب می کند. BSCKBS ذهنی می تواند به سرعت برنامه ریزي استراتژیک را مستقر کند.
    براي استقرار BSCKBS  مرحله اول، شامل مصاحبه تیمی براي تایید دیدگاههاي ، عملکردي و مدیریت استراتژي به کمک تکنیک دلفی است. که هم رایی بر پایه نظارت تیم ایجاد می شود.متعاقبا، بر پایه نظارت و قضاوتهاي تیم به منظور کسب وزنهاي استراتژي اجرا می شود.
     
    شکل 4: فرایند تعریف استراتژي هاي سازمانی
    فرایند سیستمی در شکل 4 نشان داده شده است:
    مرحله 1: ترجمه چشم انداز:
    رهبران مدیریت ، اعضاي تیم پروژه را در حوزه هاي کلیدي براي نظارت و شناسایی پویایی هاي محیط کمک می کنند و چشم اندازي براي تیم پروژه و کسب وکار ارائه می کنند.
    اعضاي تیم باید چشم انداز وماموریت سازمان را برپایه نظر رهبر یا تحلیل استراتژي تعیین و آن چشم انداز را در سازمان مستقر کنند،
    مرحله 2: انتقال وبرقراري ارتباط
    سیستم مبتنی بر وب BSCKBS  چارچوب مباحثه اي را با فضاي مجازي ارائه می کند. اعضاي تیم پروژه، از BSCKBSبراي انتقال استراتژي استفاده می کنند.
    مرحله 3: برنامه رریزي کسب وکار و استراتژي
    تیم ایده هاي استراتژیک بسیار خلاقانه و موثر را ایجاد می کند که به تغییرات در برابر کسب وکار پاسخگو باشد. اعضاي تیم یراي تنظیم استراتژي هاي شفاف کسب وکار بر پایه تحلیل کلی تلاش میکنند.
    مرحله 4: تعریف استراتژي سازمانی
    پس از تعریف و شفاف سازي چشم انداز و ماموریت سازمان، اعضاي تیم تلاش می کنند استراتژي هاي سازمانی را به کمک BSCKBSطراحی کنند. تیمها، استراتژي  ها را بر مبناي مزیاي رقابتی ماندگار ایجاد می کنند.
    نتیجه گیري و تحقیقات آتی
    6.1 نتیجه گیري
    این کار بر این سوال که مدیریت چگونه می تواند اهداف و مقیاس ها را با کمک سلسله مراتب کارت امتیازي متوازن انتخاب کنند، می پردازد.این تحقیق KBSرا براي بررسی این سوال به کار می برد ، به عبارتی سیستم BSCKBS. متعاقبا این تحقیق طراحی یک سیستم BSCKBS را براي برنامه ریزي و مدیریت استراتژیک  شرح می دهد.بخش بالقوه این تحقیق، به این ترتیب است: اول، این تحقیق ابزار منطقی و و قابل اطمینان براي تک تک واحدهاي کسب وکار و براي تشریح و استقرار برنامه ریزي استراتژیک ارائه می کند. این تحقیق از شیوه غیرپارامتریک AHP براي تحلیل استراتژي هاي سازمانی و اوزان نسبی آنها استفاده می کند.بنا براین ،این تحقیق استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی براي اولویت دهی تمام مقیاس ها و استراتژي ها در یک سیستم BSC مبتنی بر دانش را پیشنهاد می  کند.دوم، این سیستم می تواند در تعیین اوزان استراتژي هاي خاص کمک کند. BSCKBSهوشمند می تواند مشتریان را کمک کند تا برنامه هاي استراتژي را به منظور کسب نتایج بهتر کسب وکاربه صورت اثربخش اجرا کند. بنابراین، سیستم BSCKBS
    هوشمند، براي شروع و کسب وکارهاي بالغ و واحدهاي استراتژیک کسب وکار مفید است.
    6.2 کاربرد و تحقیقات آتی
    این تحقیق نتایج تئوریکی ، تحقیقی و عملی را نتیجه گیري می کند. این تحقیق کاربردهاي عملی زیادي دارد. BSC ابزار مفیدي براي تعیین اهداف و مقیاس هاي مناسب براي تسهیل دستیابی به اهداف ارائه می کند. مدیریت براي یادگیري نحوه اجراي  BSCKBS براي دستیابی به مزایاي رقابتی سازمانی و برنامه ریزي استراتژیک اثربخش تلاش میکند.این تحقیق نتیجه می گیرد که مدیران شرکت یا سازمان، از این تحلیل ها براي شناسایی و مدیریت شاخص هاي استراتژیک و ارتباط زمانی که BSCKBSرا انطباق می دهد، استفاده می کند.  تحقیقات آتی می تواند در توسعه BSCKBS کمک کند، که نه تنها شامل مفهوم معماري BSCKBS شوند، بلکه استفاده کاربردي انرا نیز نشان دهند.
    اول BSCKBS ، مبتنی بر شبکه وب است ،و از ویندوز براي دسترسی به اینترنت استفاده می کند.این سیستم با استفاده از HTML و ASPطراحی شده است.و به  کمک پایگاه داده ACCESSمدیریت می شود. دوم، اخیرا سیستمهاي علت یابی مبتنی بر قاعده (RBR) ،مبتنی بر مورد ،(CBR) و مبتنی بر مدل (MBR) به عنوان متدولوژي هاي مهم و تکمیلی براي کاربرد در سیستمهاي هوشمند ، ظهور کردند .براي حل مسائل پیچیده، ادغام RBR,CBR,MBR، در تصمیم گیري مهم است.در آینده BSCKBS باید RBR,CBR,MBR را به منظور برنامه ریزي استراتژیک و اجراي استراتژي ادغام کرد.
    در نهایت، پیشنهاد می شود که شیوه بررسی ده ر این تحقیق، در سایر صنایع و شرکتهانیز اجرا شود.مطالعات آتی باید بر اعتبار BSCKBS پیشنهاد شده و اهداف استراتژیک مرتبط و مقیاس هاي عملکردي ، استقرار BSCKBSبراي سایر شرکتها  و سازمانها تمرکز کند، تا اثربخشی آنرا براي برنامه ریزي استراتژیک آزمون کند.


ارسال نظر
Info

توجه: از ارسال پيام هاي خصوصي در حالت لاگين براي نويسنده وبلاگ اجتناب نماييد.
در صورتی که در فرم ارسال نظر، نام شما توسط سیستم شناسایی شده باشد(در حالت لاگین) نظر شما بلافاصله منتشر خواهد شد.


در غیر اینصورت نظر شما پس از تایید توسط مالک وبلاگ منتشر خواهد شد.

 authimage

درباره من

  • 9163858398
  • احمد محمدی (کارشناس ارشد مدیریت فناوری اطلاعات و مهندس نرم افزار)

    مشاور و عضو کمیسیون نظارت و ارزشیابی سازمان نظام مهندسی رایانه ای خراسان رضوی

    جديدترين مقالات مرتبط با مدیریت فناوری اطلاعات

    ahmad.mohammadi.a@gmail.com

آخرين مطالب بروز شده